Announcement

Collapse
No announcement yet.

M Ahmadinejad

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • رئيس جمهور پس از بازگشت از نيويورك:

    مواضع ايران مهمترين و موثرترين موضوع در سازمان ملل بود


    رئيس جمهور با اشاره به سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل گفت: مواضع ملت و نظام را در آنجا بيان كرديم و مانند سال گذشته حرف ملت ايران، مهمترين و موثرترين حرفي بود كه مطرح شد و همه توجهات را به خود جلب كرد.


    محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران جمعه شب پس از بازگشت از سفر 10 روزه خود به كشورهاي سنگال، كوبا، ونزوئلا و حضور در شصت و يكمين اجلاس عمومي سازمان ملل در نشست خبري به تشريح دستاوردهاي اين سفر پرداخت.
    وي با ابراز خرسندي از بازگشت به ميهنمان با اشاره به آغاز هفته دفاع مقدس اظهار داشت: اين دفاع ملت خداپرست، دين مدار و شجاع را براي همگان به نمايش گذاشت و لحظه به لحظه آن ايستادگي و مقاومت بود. و ملتي با دست خالي در مقابل همه قدرت‌هاي جهاني كه با همه ابزار نظامي و تبليغاتي به مقابله با اين ملت آمده بودند ايستاد و بالاخره ايمان بر قدرت‌هاي مادي پيروز شد.
    وي همچنين ضمن تبريك آغاز ماه مبارك رمضان در روزهاي آتي گفت‌: اميد است تلاش كنيم در اين ماه از سفره بي پايان بركات الهي حداكثر بهره را ببريم و سرنوشت خير و صلاح و پيروزي براي ملت ما و همه ملت‌ها رقم بخورد.
    رئيس جمهور با بيان اينكه كارهاي متعددي در اين سفر 10 روزه انجام شد، تصريح كرد: در آغاز سفري به سنگال داشتيم و با مقامات اين كشور مهم آفريقاي غربي ملاقات‌هاي خوبي داشتيم كه در اين ملاقاتها طرفهاي مذاكره كننده بر استحكام روابط در زمينه‌هاي فرهنگي، انرژي، سرمايه گذاري و غيره تاكيد كردند.
    احمدي نژاد با اشاره به سفر خود به كوبا خاطرنشان كرد: در اين كشور رياست كشورهاي عضو گروه 15 از الجزاير به ايران داده شد و در اين اجلاس موضوعات مهم جهاني و از جمله حق استفاده صلح‌آميز از انرژي هسته‌اي مورد بررسي و تاكيد قرار داده شد.
    وي ادامه داد: در اين اجلاس بدنبال استفاده از همه فرصت‌ها بوديم تا بتوانيم در جهت تكميل بنيه اقتصاد و فرهنگ از اين فرصت‌ها بهره ببريم.
    احمدي نژاد در خصوص حضور در اجلاس غير متعهدها اظهار داشت: اين بار دو بيانيه پاياني مجزا از اين اجلاس صادر شد كه يكي راجع به همه مسائل جهاني، سياسي، اعم از مسائل عراق،‌ افغانستان،‌ آسيا و آفريقا بود و يك بيانيه مجزا نيز در حمايت از حق فعاليت هسته‌اي ايران از سوي 118 عضو صادر شد.
    رئيس جمهور كشورمان به ملاقات‌هاي جانبي با سران سياسي كشورها در حاشيه اجلاس غير متعهدها اشاره كرد و گفت: ديدار دو جانبه‌اي نيز در كوبا با سرپرست رياست جمهوري اين كشور در مورد بحث‌هاي تجاري، آموزش، ‌بهداشت و بيولوژي داشتيم و 6 سند جديد همكاري به امضاي مسوولين دو كشور رسيد.
    احمدي نژاد تاكيد كرد: ديدارهايي با 18 نفر از سران كشورها از جمله فيدل كاسترو داشتيم كه روابط دو جانبه،‌ مسائل منطقه‌اي و جهاني بطور جدي بررسي شد و بر ديدگاه‌هاي مشترك تاكيد شد.
    وي همچنين روابط ايران با ونزوئلا را خوب و در حال گسترش ارزيابي كرد و افزود: در زمينه‌هاي رسانه‌اي، شهرسازي، مسكن ، پتروشيمي،‌ نفت، آموزش،‌حمل و نقل، صنعت،‌ فعاليت‌هاي علمي،‌كارخانجات سيمان و خودرو به توافقاتي رسيديم و حجم مبادلات بصورت تصاعدي رو به بالا مي‌‌رود.
    احمدي نژاد ديدگاه‌هاي اين كشور را در مسائل جهاني به ايران نزديك دانست و گفت: اين سفر جهشي در سطح روابط دو كشور بود چرا كه 34 توافقنامه و قرارداد بين طرفين منعقد شد و قرار است بطور گسترده از سوي ايران ساختمان سازي در ونزوئلا آغاز شود. همچنين عمليات مشترك براي اكتشاف نفت و كار حفاري بدون نياز به كمپاني‌هاي چند مليتي جهاني آغاز شود.
    وي با اشاره به جشن تحويل تراكتورها در كشور ونزوئلا ساخت اين تراكتورها را از سوي ايران و با مشاركت هر دو كشور دانست و اظهار داشت: ونزوئلا كشوري با زمين‌هاي حاصلخيز بسيار وسيع و آبهاي فراوان است كه حضور اين ماشين‌آلات تحولي در عرصه كشاورزي اين كشور به حساب مي‌آيد.
    وي به بالاترين نشان دولتي ونزوئلا كه به وي اعطا شد، اشاره كرد و افزود: در اين سفر به برخي استان‌هاي كشور ونزوئلا رفتيم و از نزديك با مردم اين كشور ديدار كرديم.
    احمدي نژاد در ادامه سخنان خود به سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل اشاره كرد و گفت: آنجا مركز توجه همه دنيا و تريبوني براي بيان مواضع است كه از سوي ما حرف ملت و نظام جمهوري اسلامي ايران بيان شد و مانند سال گذشته حرف ملت ايران مهمترين و موثرترين حرفي بود كه در آنجا مطرح شد و همه توجهات را به خود جلب كرد.
    رئيس جمهور همچنين ديدار با سران كشورها و ملاقات ويژه با كوفي عنان را از ديگر كارهاي مهم خود در سازمان ملل دانست و گفت:در باره مسائل دنيا از جمله فلسطين، افغانستان، لبنان و وضعيتي كه جهان سلطه در دنيا حاكم كرده است گفت‌وگو كرديم و راه حل‌هاي ايران براي اداره جهان نيز مطرح شد.
    احمدي نژاد همچنين با اشاره به نشست با برخي گروه‌ها و تشكل‌ها اظهار داشت: اين نشست‌ها عمدتا به تقاضاي تشكل‌ها و مجامع بود و همچنين با جمعي از روشنفكران آمريكا بحث و پرسش و پاسخ داشتيم كه مواضع كلان جمهوري اسلامي ايران و اينكه وضع موجود جهان رو به جلو نيست و اين به دليل عدم وجود سازكار درست در اداره جهان است، گفت‌وگو كرديم.
    وي به ديدار خود با اعضاي كليساي طرفدار صلح و خاخام‌هاي يهودي ضد صهيونيست اشاره كرد و گفت: اين خاخام‌ها درد دل‌هاي فراواني دارند و بسيار نگران بودند و صد برابر ما به عملكرد صهيونيست‌ها انتقاد داشتند.
    رئيس جمهور همچنين با اشاره به ديدار با مسوولان روابط خارجي آمريكا در محل اقامت خود اظهار داشت: خسارت به صلح، فشار بر ملت‌ها ، خون‌هايي كه ريخته مي‌شود و آوارگي ملت‌ها كه از سوي دولت آمريكا اتفاق مي‌افتد را در اين ديدار تشريح كرديم.
    احمدي نژاد تصريح كرد: با رهبران اسلامي و نخبگان و ايرانيان مقيم آمريكا نيز ديدار كرديم كه آنان براي حمايت از ملت و مواضع ايران و همبستگي خود و فرياد عشقشان به ملت و آمادگي براي اعتلاي ايران عزيز آمده بودند.
    وي ادامه داد: كنفرانس عمومي خبري نيز در آنجا داشتيم كه رسانه‌ها قبل از ورود من علاقه بسياري براي مصاحبه نشان دادند. در طول اين مصاحبه يكساعت و 15دقيقه‌اي، نزديك به 30 سوال پاسخ دادم و به تشريح ديدگاه‌هاي جمهوري اسلامي ايران براي برقراري عدالت بحث عراق، فلسطين، لبنان و ديگر مسائل جهاني پرداختم.
    رئيس جمهور كشورمان خاطرنشان كرد: با شبكه‌هاي داخي آمريكا و برخي روزنامه‌ها مصاحبه‌هاي مفصلي انجام شد و در برخي جاها نيز متقاضي حضور ما در آنجا بودند از جمله حضور در دانشگاه كلمبيا كه مسوولين امنيتي نيويورك گفتند شرايط به گونه‌اي است كه فعلا نمي‌توانيم اجازه دهيم اين ديدار انجام شود بنابراين به بعد موكول شد.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران در مصاحبه ای با روزنامه واشنگتن پست گفته است که تهران آماده مذاکره با هر کشوری، حتی آمریکا است اما از شرف خود هم دفاع می کند.
      در این مصاحبه که در روزنامه روز یکشنبه، 24 سپتامبر منتشر شده است، آقای احمدی نژاد در پاسخ به سئوالی مبنی بر داشتن روابط عادی با آمریکا در جهت منافع ایران گفته است که کشورش به گفتگو و مذاکره با همه کشورها علاقه مند است و ایران بر این باور است که مذاکره بهتر از تهدید و برخورد است.

      رییس جمهوری ایران خاطر نشان ساخته که در مقطع فعلی ایران با بسیاری از کشورها در حال مذاکره و گفتگو است و ایالات متحده هم یک استثنا نیست.

      آقای احمدی نژاد گفت: "اما بخشی از دولت آمریکا، نمی خواهد شرایط مساعدی را بوجود بیاورد و فرصت گفتگوهای سازنده را از بین می برد."

      خبرنگار واشنگتن پست از آقای احمدی نژاد در مورد برنامه بخشی از دولت آمریکا برای تغییر رژیم در ایران سئوال کرده که رییس جمهوری ایران در این مورد گفته است که "این رفتار شایسته ای نیست و آنها بر این باورند که تمام دنیا متعلق به آنهاست و آنها از بالا به ما نگاه می کنند اما اگر تغییری در رفتار آنها حاصل شود، امکان گفتگو بر سر هر چیزی پیش می آید."

      آقای احمدی نژاد گفته است که " برخی سیاستمداران امریکایی بر این گمانند که با مساله هسته ای می توانند بر ایران فشار وارد کنند در حالی که آنها اشتباه می کنند، کسی که سلاح اتمی تولید و استفاده کرده نمی تواند ادعا کند که خواهان توقف تکثیر و گسترش این روند است."

      رییس جمهوری ایران در پاسخ به سئوال واشنگتن پس که چرا ایران به بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی، طبق درخواست شورای امنیت اجازه بازگشت نمی دهد گفته است که دخالت شورای امنیت در این ماجرا غیر قانونی است و ایران در چارچوب آژانس فعالیت می کند و دوربین های این نهاد در سایت ها قرار دارد.


      آیا حداقل یک گزارش در مورد تجهیرات اتمی آمریکا توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی وجود دارد؟


      محمود احمدی نژاد

      آقای احمدی نژاد این سئوال را مطرح کرده که "آیا حداقل یک گزارش در مورد تجهیرات اتمی آمریکا توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی وجود دارد؟"

      اسرائیل و فلسطین

      آقای احمدی نژاد در مورد این اظهار نظر خود که اسرائیل باید از روی نقشه جهان حذف شود گفته است که "باید ما در خاورميانه به صحنه نگاه كنيم، 60 سال جنگ، 60 سال آوارگی، 60 سال کشمکش، بدون حتی یک روز صلح و آرامش."

      "به جنگ لبنان نگاه کنید، به غزه، دلایل چنین وضعیتی چیست؟ ما باید به این مسایل ریشه ای بپردازیم و آن را حل کنیم."

      رییس جمهوری ایران گفته است که پیشنهاد وی برای این موضوع بسیار ساده است و این مردم فلسطین هستند که باید سرنوشت خود را در یک همه پرسی آزاد و عادلانه اعلام کنند و نتیجه هر چه که باشد، باید مورد پذیرش قرار گیرد.

      "مردمی که ریشه ای در فلسطین ندارند هم اکنون در حال اداره این سرزمین ها هستند."

      آقای احمدی نژاد در پاسخ به این سئوال واشنگتن پست که اگر فلسطینی ها راه حل دو کشور مستقل را برگزیدند، وی از این تصمیم حمایت خواهد کرد گفته است که سیاستمداران آمریکایی باید اجازه دهند که فلسطینی ها رای دهند و" بعد ما به نتایج آن احترام خواهیم گذاشت."

      رییس جمهوری ایران گفته است که به یهودیان باید به مانند سایر افراد احترام گذاشت.

      آقای احمدی نژاد، در مورد تحلیلش در مورد حزب الله و تاثیر جنگ لبنان گفته است که "همه می دانند که جنگ دولت اسرائیل علیه لبنان از پیش طراحی شده بود."

      وی این سئوال را مطرح کرده که "هواپیماها و بمب هایی که لبنان را با خاک یکسان کرد، از کجا آمدند و چه کسی صهیونیست ها را مجهز به این تسلیحات کرد و چه کسی مانع آتش بس شد؟"

      نگاه جدید به خاورمیانه

      رییس جمهوری ایران گفته است که بخشی از دولت آمریکا باید نگاه جدیدی به خاورمیانه داشته باشد. آنها نباید فرض کنند که می توانند تمام مشکلات خاورمیانه را با جنگ حل کنند.

      آقای احمدی نژاد به خبرنگار واشنگتن پست در مورد رهبر سابق عراق گفته است که صدام حسین فرد منفوری بود و اگرچه گروهی از سیاستمداران آمریکایی در طول جنگ ایران و عراق از وی حمایت می کردند اما "ما از رفتنش خوشحال بودیم."

      رییس جمهوری ایران گفته است که عراق نمی تواند تحت اشغال باقی بماند و عراقی ها نمی توانند بپذیرند که هر روز از سوی مقامات آمریکایی به مقامات کشورشان گفته شود که چه کاری را باید انجام دهند.

      آقای احمدی نژاد افزوده است که طی سال های گدشته، صدها هزار شهروند غیر نظامی عراقی کشته شده اند که این بدتر اززمان صدام است.

      رییس جمهوری ایران تاکید کرده که سیاست ایران حمایت از دولت عراق و ایجاد امنیت برای این کشور است.

      ایران قدرتمند

      محمود احمدی نژاد به خبرنگار واشنگتن پست گفته است که ایران یک کشور قدرتمند است و یک ایران قوی می تواند به نفع منطقه باشد.

      "ایران کشوری با فرهنگی عمیق است و همیشه صلح جو بوده است و اگر امریکایی ها شاه را تحمیل نمی کردند، ایران می توانست کشور قدرتمندتری باشد."

      آقای احمدی نژاد در مورد حمایت ایران از گروه هایی که خبرنگار واشنگتن پست آنها را تروریستی نامیده گفته است که گروه هایی مانند حماس، "در قلمرو خودش و در کشور خودش" فعالیت می کند.

      "چرا حماس را گروهی تروریستی می خوانید؟ اگر آمریکا به اشغال درآید و مردم این کشور به دفاع از سرزمین مادری شان بپردازند، می توان آنها را تروریست خطاب کرد؟"

      رییس جمهوری ایران در مورد تعلیق غنی سازی اورانیوم از سوی ایران گفته است که سیاستمداران آمریکایی باید در رفتار خود تغییر دهند.

      "اگر آنها فکر می کنند که با تهدید ما می توانند به نتیجه ای برسند، در اشتباه به سر می برند."

      امیدوار به تغییر بوش

      آقای احمدی نژاد گفته است که او واقعا امیدوار به تغییر رفتار و رویکرد جورج بوش، رییس جمهوری آمریکا است.

      "برای ما خوشحال کننده نیست که احساسات علیه او هر روز در جهان افزایش می یابد و این می تواند تغییر یابد."

      به گفته رییس جمهوری ایران، رویکرد و رفتار برخی سیاستمداران آمریکایی، چیزهایی را خراب کرده است و آنها می خواهند تحت همان شرایط زمان شاه به ایران بازگردند، زمانی که شاه عروسک خیمه شب بازی آمریکا بود.

      "اما این تاریخ است و دیگر باز نمی گردد، ملت ایران آزاد ومستقل با یک دولت انتخابی، مجلس و قانون اساسی است و شما چطور می توانید به ایران بیایید و به رییس جمهور این کشور بگویید که رفتارش را تغییر دهد، ما تنها از شرافتمان دفاع می کنیم."

      Comment


      • حتي براي روزنامه نگاران کارکشته اي چون آقاي ادوين بلاک [ Edwin Black] کمتر وسوسه اي خطرناک تر از برهم زدن مرز ميان وهم و واقعيت و قصه و حقيقت است. نزد آنها هم اين خطر همواره وجود دارد که به جاي تعمق و تأمل، و تواضع همزاد آن، به دام دانشي سطحي و سست پايه، و تکبر و يقين کاذب همراه آن، بيٿتند.

        آنچه آقاي بلاک درنهم ژانويه 2006 در روزنامه سان ٿرانسيسکو کرانيکل به چاپ رساند، چيزي جز اٿترا عليه ملتي بي دٿاع نيست. ايشان با نخوتي شگٿت آور، حقايق مهم تاريخي را ناديده گرٿته اند، حکم هاي بي اساس صادر کرده اند و به مدد عباراتي که يک پا در حقيقت و پاي ديگر در جعل و کذب دارد، ملتي را به زباني که از آن بوي عٿن نژادپرستي به مشام مي آيد، به زشت ترين گناهان متصور متهم کرده اند.

        اگر به راستي ملت ها مي توانستند در دادگاهي عليه مٿتريان و کساني که نام و شهرتشان را بي پروا به باد حمله و اٿترا گرٿته اند، شکايت کنند، آنگاه به گمانم آقاي بلاک بعد از مقاله کذايي اش مي بايست خيل عظيمي از وکلا را براي دٿاع از خويش به استخدام مي گرٿت. اما هيهات که نه تنها ملت ها از چنين حقي محروم اند، بلکه ايران در شرايط کنوني در دست حکامي است که دانسته و ندانسته آب به آسياب کژانديشان، بدخواهان و نژادپرستان مي ريزند.

        اگر بخواهم يک يک لغزش هاي تاريخي آقاي بلاک را بشمارم، مقاله اي چندين بار طولاني تر از اصل نوشته ايشان لازم خواهد بود. در اينجا صرٿا ً به ذکر نمونه هايي بسنده خواهم کرد که ٿاحش ترين خطاهاي تاريخي نوشته ايشان و سستي پايه هاي استدلالشان را نشان مي دهد.

        ظاهرا ً انگيزه آقاي بلاک در نگارش مقاله شان اين واقعيت به راستي زشت و زننده بود که آقاي احمدي نژاد در سخنراني هايشان، در نٿس وجود هولوکاست کشتار جمعي يهوديان شک روا داشتند. بدون شک عبارات شنيع آقاي احمدي نژاد مستحق سرزنش ٿراوان است. رهبران جهان متمدن بايد به حکام ايران اين واقعيت را، به زباني قاطع و صريح، تٿهيم کنند که در روزگار ما جايي براي هيچ گونه سامي ستيزي نيست، حتي مي توان گامي ٿراتر نهاد و ادعا کرد که از سخنان آقاي احمدي نژاد هم بوي عٿن يکي از خطرناک ترين شکل هاي نژادپرستي - که همان سامي ستيزي است - به مشام مي آيد. ولي درمان درد يک نوع نژادپرستي توسل به نوعي ديگر نژادپرستي نيست. اقوال نژادپرستانه آقاي احمدي نژاد را نبايد، و نمي توان، به مدد عبارات و احکامي نژادپرستانه دٿع و طرد کرد و اين دقيقا ً دامي است که آقاي بلاک در چنبرش گرٿتار شده اند.

        آقاي بلاک مدعي است که اگر به "تاريخ دوران هيتلر" بنگريم درخواهيم ياٿت که "ايران و ايرانيان به شدت با کشتار جمعي يهوديان و با رژيم هيتلري مرتبط بوده اند." اما واقعيات تاريخي درست نقطه مخالٿ اين اٿترا هستند. در واقع، به محض آنکه نشانه هاي کشتار يهوديان [هولوکاست] آشکار شد، دولت وقت ايران کوشيد متخصصان "نژادي" نازيسم را متقاعد کند که يهوديان ايران بيشتر از دو هزار سال در ايران زيسته اند و شهروندان تمام عيار ايران اند و بايد از همه حقوق شهروندي برخوردار باشند. خوشبختانه "متخصصان" نازي استدلال دولت ايران را پذيرٿتتند و بدين سان جان يهوديان ايراني ساکن ممالک اشغالي نازي ها نجات پيدا کرد. مشروح اين ماجرا را مي توان در تحقيقات درخشان آقاي احمد مهراد، که در جلد سوم کتاب يهوديان ايراني در تاريخ، که توسط مرکز تاريخ شناسي يهوديان ايران منتشر شده، سراغ گرٿت.

        به علاوه، همانطور که در کتاب معماي هويدا نشان داده ام، برخي از ديپلمات هاي ايراني در اروپا و در ديگر نقاط دنياي جنگ زده آن زمان چندين هزار پاسپورت ايراني را در اختيار يهوديان ممالک مختلٿ قرار دادند و بدين سان آنان را از چنگال ماشين آدم کشي هيتلري وارهانيدند. و بالاخره اينکه وقتي اين دستگاه آدم کشي در لهستان به جان يهوديان بيگناه اٿتاد، 1388 يهودي، از جمله 871 کودک يهودي لهستاني، به تهران نقل مکان کردند و دوران پرمخاطره جنگ را در آنجا در امنيت نسبي گذراندند و اغلب شان پس از پايان جنگ راهي اسرائيل نوبنياد شدند. شرح زندگي اين مهمانان يهودي را دوباره در يکي از مجله هاي يهوديان ايراني در تاريخ مي توان خواند.

        آقاي بلاک، بي اعتنا و يا شايد بي اطلاع از اين واقعيات، گامي ديگر در سياه کردن تاريخ و چهره ايران برداشته و مي نويسد، ايران و رهبرانش نه تنها "از کشتار دسته جمعي يهوديان مطلع بودند، بلکه سعي کردند نقشي دوگانه بازي کنند. [ از سويي ] براي ٿراريان يهودي راهي براي گريز از مهلکه ٿراهم کردند... اما به بهايي سخت گزاٿ و پس از درياٿت حق و حسابي جنايتکارانه" ولي اين ادعا هم يکسره بي اساس است. معير عزري که در سالهاي جنگ از مسئولان کار تسهيل مهاجرت و گذار يهوديان از ايران بود و بعد از تأسيس کشور اسرائيل سالها سٿير آن کشور در ايران بود، روايتي يکسره متضاد آنچه آقاي بلاک ادعا کرده مي گويد. آقاي عزري مي نويسد: "از آنجا که شاه مردم دوست ايران به يهوديان مهري ٿراوان داشت، دستگاه لشکري و کشوري از هيچ گونه ياري به پناهندگان براي رسيدن به سرزمين اسرائيل خودداري نمي کرد. دستگاه هاي اداري، گذرنامه، پليس و گمرک نيز در دادن گواهيها، رواديدها، پروانه ها و برخي معاٿي ها دست و دل باز بودند." [معير عزري، يادنامه، جلد يکم، اورشليم، 2000، صٿحه ص 52 ] در قسمت ديگري از همين خاطرات، آقاي عزري در تقابل مستقيم با اٿتراي آقاي بلاک، مي نويسد: "شايسته يادآوري است که بدانيم کشورهايي مانند بلغارستان و روماني براي آزادي يهوديان کشورشان در مهاجرت به اسرائيل پولهاي ٿراواني از دولت اسرائيل درخواست کردند. ولي از دولت ايران در اين زمينه هرگز درخواستي ديده نشد." [ يادنامه، 60]

        شگٿت اينکه آقاي بلاک، در بيان روايت پرغلط خود از تاريخ ايران و رابطه اش با يهوديان ناگهان شخصيت مٿتي اورشليم را به ميان مي کشد. گناهانش را، که از قضا کم هم نبودند، يکسره به حساب ايرانيان مي گذارد. انگار نمي داند که در زمان جنگ، حدود هشتاد درصد ايرانيان شيعه مذهب بودند و به علاوه اگر تاريخ هزار ساله پرتنش ميان ايرانيان و اعراب- يا همان عرب و عجم مألوٿ متون قديمي - را در نظر بگيريم، آنگاه درمي يابيم که يکي پنداشتن پرونده مٿتي اورشليم و ملت ايران به راستي حکايت از بي خبري تاريخي، يا سوء نيت سياسي دارد.

        روايت آقاي بلاک از چند و چون رابطه رضا شاه با نازي ها هم پر از خطاهائي است که گاه ريشه در جهل تاريخ و زماني در جعل آن دارد. برخلاٿ ادعاي آقاي بلاک، همدلي رضا شاه با آلمان به دستکم 15 سال قبل از برآمدن هيتلر تأويل پذير است. در دوران جنگ جهاني اول بسياري از ايرانيان، از جمله رضاخان، آلمان را "راه سومي" مي دانستند که مي توانست مددکار ايران در تقابل با انگليس و روسيه، باشد. حتي شواهدي حکايت از آن دارد که در آن سالها که رضاخان اٿسر قزاق بود با سٿارت آلمان در تهران تماس گرٿته و از آنها براي تسخير قدرت مدد خواسته بود.

        شکي نيست که نازي ها بر آن بودند که رضا شاه و دولت ايران را به سوي آنان جذب کنند. حتي حاضر شدند کارخانه ذوب آهني را که رضا شاه آن را کليد دروازه تجدد و رونق صنعتي مملکت مي دانست و انگليس و آمريکا از ٿروشش به ايران امتناع داشتند، در اختيارش بگذارند. بالاخره اينکه در آستانه جنگ جهاني دوم، به رغم نگراني ها و تبليغات گسترده روس و انگليس، شمار مستشاران آلماني در ايران، به تصريح خود سٿارت انگليس، بيشتر از هزار نٿر نبود.

        آقاي بلاک حتي در زمينه تغيير نام کشور در زمان رضا شاه هم صحيح و سقيم را مخلوط و مغشوش کرده. مي نويسند، "احساس همبستگي و وحدت رضا شاه با رايش سوم چنان بود که در سال 1935 نام کشور باستاني خود را تغيير داد و آن را ايران ناميد." انگار نمي داند که ايران دست کم دو هزار سال است که ايران بود! رضا شاه نام کشور را به ايران تغيير نداد. تنها از کشورهاي ديگر خواست که در مراسلات خود به جاي واژه هايي چون Persia از ان پس ازکلمه ايران استٿاده کنند. بدون شک اين تغيير ريشه در تلاش براي هم صدا و همسو شدن با اسطوره اريايي داشت. ولي در اين واقعيت هم شکي نمي توان داشت که بسياري از ايرانيان، از همان زمان تا امروز، با اين تغيير نام در زبان هاي خارجي مخالٿ بودند. مي گٿتند و مي گويند Persia در ادبيات و خاطره قومي غرب با هزار و يک پديده وصٿ مثبت عجين است و واگذاشتن اين پشتوانه خطا است. ولي سياق عبارات آقاي بلاک سبک کارش را به خوبي نشان مي دهد. از کليت تاريخ تنها نکاتي را برمي گيرد که چهره ايران را به مددش سياه مي توان کرد. پيچيدگي تاريخ و چند لايه بودن تجربه دياري ديرينه چون ايران را برنمي تابد. حقيقت هائي را که با تصوير سياهش از ايران ناسازگار است، وامي گذارد و در عوض دست چيني برگزيده از حقيقت ها و کذبيات محض را کنار هم مي چيند تا بگويد کذبي که آقاي احمدي نژاد گٿته نه خطا و بدانديشي او و همدستان، بلکه صٿت يک ملت است.

        قاعدتا ً همين سوداي دست چيني کردن ياٿته ها و باٿته هاي تاريخي براي تحريٿ تاريخ ايران سبب شده که آقاي بلاک، در بررسي تاريخي خود يکسره از دوران محمدرضا شاه درگذرد و ناگهان به دوران رياست آقاي احمدي نژاد بپردازد. واقعيت هاي ٿراواني در دوران حکومت محمدرضا شاه به تصوير قالبي و نژادپرستانه آقاي بلاک ناسازگار است.

        ايران نخستين کشور مسلماني بود که با اسرائيل روابط ديپلماتيک و اقتصادي برقرار کرد. در تمام دهه هاي سي، چهل، پنجاه [دهه هاي پنجاه و شصت و هٿتاد مسيحي] ايران به اسرائيل نٿت مي ٿروخت، وقتي که جنبش جمال عبد الناصر در مصر قوت گرٿت، ايران و اسرائيل و دستگاه هاي امنيتي دو کشور در مقابله با آن بيشتر به همکاري پرداختند. مستشاران اسرائيل با همکاري ايرانيان در اهواز راديويي به راه انداختند که کشورهاي مسلمان عرب نشين را مخاطب قرار مي داد با انديشه ها و تبليغات ناصر به مقابله بر مي خاست. آقاي ديويد مناشري [ Menashr ] که از برجسته ترين محققان ايران شناس اسرائيل است، مي گويد دهه هاي چهل و پنجاه [ شصت و هٿتاد مسيحي ] "دوران طلايي يهوديان ايران بود. در آن زمان يهوديان تقريبا ً از استقلال ٿرهنگي و مذهبي کامل برخوردار بودند. در زمينه اقتصادي پيشرٿت کردند و به اندازه برادران مسلمانشان از آزادي سياسي برخوردار بودند." [ يهوديان ايران از شاه تا خميني، در ANTI-SEMITISM IN TIMES OF CRISIS ص 356 ]. او مي اٿزايد: "از زاويه درآمد سرانه ملي، [ يهوديان ايران ] چه بسا که ثروتمندترين جامعه يهودي جهان بودند،" [ ص 358 ] ولي اين گونه حقايق، مزاحم آقاي بلاک و روايت معيوب و مخدوششان از تاريخ اند و لاجرم چاره اي جز ناديده گرٿتنشان نياٿته اند.

        تاريخ ايران، به سان تاريخ بيش و کم همه کشورهاي جهان، از لوث سامي ستيزي يکسره پالوده نيست. کتاب مقدس از زماني مي گويد که استر ملکه ايران بود و يهودي مذهب بود و با وزير بدطينت و يهودي ستيز زمان، هامان تيره دل، در ستيز بود. هامان مي خواست يهوديان ايران را نابود کند و استر در ٿکر نجاتشان بود و يکي از اعياد مهم يهوديان اين واقعيت نيک ٿرجام تاريخ را سپاس مي گذارد که استر در نبردش موٿق شد و هامان را شکست داد. همان کتاب مقدس از کوروش بسان رهبري" برگزيده" ياد مي کند. مي گويد هم او بود که يهوديان را از اسارت بابلي وارهانيد. هم او بود که ٿرمان خداوند را گردن نهاد و اورشليم را از نو ساخت. در تاريخ دو هزار سال بعد از ايران، هم انسان دوستي کوروش و هم دنائت هامان ادامه داشت. آقاي بلاک، و ديگر کژانديشان و بدخواهان، روح هامان را با روح ملت و تاريخ ايران يکي مي گيرند و بخت بد ملت ما است که گاهي کژانديشي رهبراني چون آقاي احمدي نژاد، آب به آسياب اين بدخواهان مي ريزد.

        Comment


        • Comment


          • مصاحبه وزير خارجه امريكا، پس از شركت
            در جلسه شورای امنيت سازمان ملل
            امريكا در خواست احمدی نژاد
            برای تضمين های منصفانه را رد كرد!






            جلسه شورای امنيت سازمان ملل، از جمله با دستور بررسی مواضع اتمی ايران تشكيل شد. در پايان اين جلسه وزير خارجه امريكا در يك مصاحبه كوتاه خبری به نكته ای اشاره كرد كه تاكنون مطرح نشده بود. او گفت كه احمدی نژاد در امريكا گفته كه جمهوری اسلامی برای قبول تعليق خواهان تضمين های منصفانه است.

            وزير خارجه امريكا "رايس"، در عين حال كه اين خواست احمدی نژاد را رد كرد، نگفت كه اين تضمين های منصفانه كه احمدی نژاد در امريكا مطرح كرده چيست و چرا امريكا آنها را رد كرده است.

            رايس گفت كه احمدی نژاد گفته است با تضمين های منصفانه حاضراست بر سر همه مسائل و از جملع تعليق غنی سازی گفتگو كند و اين يعنی اعلام يك شرط برای آمدن به پای ميز مذاكره و امريكا هيچ پيش شرطی را نمی پذيرد. ايران بايد قطعنامه شورای امنيت و تصميم اعضای دائم اين شورا برای تعلق غنی سازی و ادامه فرآورده های جديد را متوقف كند. گفتگوها پس از اجرای اين قطعنامه و بدون هيچ پيش شرطی می تواند آغاز شود. در اين صورت است كه يا ايران می توان مذاكرات را آغاز كند و يا نمی خواهد قطعنامه شورای امنيت را قبول و اجرا كند كه دراينصورت خواهد رفت به شورای امنيت.

            مصاحبه رايس همزمان شده است با اعلام سفر لاريجانی به اروپا برای ديدار با همآهنگ كننده سياست خارجی اتحاديه اروپا و دنبال كردن مذاكراتی كه بدلائل نا معلومی به تعويق افتاد و در فاصله اين تعليق احمدی نژاد در امريكا مواضع اتمی خود را اعلام داشت و هاشمی ثمره مشاور ارشد او نيز در فرانسه با رئيس جمهور اين كشور ديدار اتمی كرد.



            Comment


            • مصاحبه سهيل آصفی با رئيس دانا
              درباره ديدارهای چاوز و كاسترو با احمدی نژاد
              ای كاش، كمال همنشين
              در احمدی نژاد هم اثر كند!





              سهيل آصفی روزنامه نگار مستقل داخل كشور، متن مصاحبه ای را كه با فريبرز رئيس دانا انجام داده منتشر كرده است. اين مصاحبه عمدتا بر محور سوء استفاده های تبليغاتی می گردد كه آزادی سيتزان و موج سواران بحران اجتماعی ايران برای هدايت آن بسمت خرافات و ارتجاع دينی از ديدارهای چاوز و كاسترو با احمدی نژاد می كنند. در آن ميان مسائل ديگری نيز البته طرح شده است كه سهيل آصفی در مقدمه كوتاه خود به آنها نيز اشاره كرده است. اصل گفتگو را در ادامه می خوانيد



              دشمنان سوسياليسم سواستفاده می كنند



              *آقای دكتر رئيس دانا، بيش از يك دهه از فروپاشی اتحاد شوروی گذشته است. آنچه كه امروز به عنوان "سوسياليسم واقعا موجود" از آن ياد می شود عملا به بايگانی تاريخ سپرده شده است. در اين ميان، بخش بزرگی از كنشگران سياسی چپ بر آنند كه با درس گرفتن از تجارب گذشته و در انداختن طرحی نو، امكان حركت به سوی ممكن كردن "جهانی ديگر" را فرهم كنند. با همه اين تفاسير، اجازه بدهيد بدون هيچ مقدمه ای به سراغ موضوع اصلی بحثمان برويم. چاوز در ونزوئلا،مورالس در بوليوی و كاسترو همچنان ايستاده در كوبا.دولت نهم جمهوری اسلامی هم اكنون در امتداد خط سابق "ضد امريكايی " خود بيش از پيش به كشورهايی با سويه های "ضد امپرياليستی» نزديك شده است. اين نزديكی ها بحث های گسترده ای را در ميان پويشگران چپ و دموكرات كشور دامن زده است. اپتدا مايلم مختصات كلی صحنه را برای ما ترسيم كنيد. بفرماييد.*

              من بسيار خوشحالم كه اين فرصت ايجاد شد تا در اين باره با شما صحبت كنم. برای اينكه پيش از اين جسته گريخته حرف هايی زده ام كه كامل منتقل نشده است. اما پيش از ورود به بحث ناگزير هستم اين توضيح را بدهم كه چندی پيش يكی از دوستان جوان روزنامه نگار برای يكی از خبرگزاری های داخلی گفتگويی با من انجام داد كه به شكلی وسيعی منتشر شد اما به هيچ وجه منعكس كننده همه نظرات من در اين باره نبود و تا حد زيادی قضيه واژگونه جلوه داده شده بود. من آن خبرنگار جوان را می شناسم و مطمئنم دليل اين همه نارسايی يك مطلب فضای موجود مطبوعات كشور و وحشت و نگرانی در اين حيطه است كه سعی می شود همه مطالب دست و پا شكسته منتشر شود مبادا كه به تله بيفتند. اما توصيه ی من به خبرنگاران جوان اين است كه هيچ ضرورتی ندارد كه هر روزنامه نگاری سوژه سنگينی را انتخاب كند و به هر دليلی نتواند آن را در بياورد و منتشر كند. چون اين مساله عملا به ضد خودش تبديل می شود...

              *بله، بفرماييد.

              نزديكی ايران با ونزوئلا و تا حدی با كوبا هيچ وجه نزديكی ايدولوژيك با سمت و سوهای سياست های يكسان اقتصادی و اجتماعی نيست. چه در دوران رفسنجانی،چه اصلاح طلبان و چه هم اكنون در دوره احمدی نژاد اين بحث جدی بوده است. واقعيت اين است كه همه اين كشورها حتی سوريه و كره و حزب الله لبنان و... را هم می توانيم به حساب بياوريم،همگی با ايدئولوژی های متفاوت و سياست های داخلی متفاوت بر سر يك موضوع ديدگاه مشتركی دارند و سعی می كنند يكديگر را پيدا كنند و آن موضوع چگونگی تعامل با ايالات متحده امريكا است و فشاری كه ايالات متحده به آنها وارد می كند. اين فشارها هر كدام از كشورهای مذكور را به يك نوع واكنش وا می دارد.

              *اين فشارها برای جمهوری اسلامی به چه شكل معنا می شود؟

              مساله به خطر افتادن كل حاكميت جمهوری اسلامی است ولی برای كوبا حمايت و دفاع از سوسياليسم است كه بيشتر مد نظر قرار دارد. اما بحث من در اينجا اين است كه به هر حال من دولت چاوز و دولت آقای كاسترو را با سمت و سوی سوسياليستی می بينم اما بسيار گزافه است اگر هر كس بخواهد ادعا كند در آنجا می توان يك سوسياليسم تمام عيار را مشاهده كرد. به سادگی نمی شود به تمام ابعاد سوسياليسم دست يافت و انسان سوسياليستی را پيدا كرد و خرد سوسياليستی را در چهارچوب های برنامه ريزی و ادراه امور و مشاركت اجتماعی يافت. آثاری از سمت و سوهای سوسياليستی در اين كشورها ديده می شود.

              *حالا من می خواهم واقعا بحث را بيشتر بر مايه های نزديكی جمهوری اسلامی با سيستم هايی به قول شما "با سمت و سوی سوسياليستی» معطوف كنيم...*

              اين مسائل هيچ يك مايه های نزديكی جمهوری اسلامی و دولت احمدی نژاد با كوبا و ونزوئلا نيست. عملكردهای دولت احمدی نژاد به شدت با سمت و سوی حركت اين كشورها مغاير است و كاملا سمت و سوی ضد سوسياليستی دارد. اين مساله به آسانی در موارد مختلف عملكرد دولت نهم ديده می شود. گاه كنيد به همين لايحه اخيری كه برای تغيير قانون كار ارائه شد .سياست های دولت احمدی نژاد، از جمله در مورد توزيع درآمد، سياست های به شدت وابسته به سياست های تعديل ساختاری ديكته شده توسط بانك جهانی است كه از دل سياست های ايالات متحده بيرون می آيد و همانطور كه می دانيد از زمانی كه "پل ولفوويتس" به رياست بانك جهانی رسيده است همان چرخش اندك بانك جهانی هم به نفع نئوامپرياليسم دگرگون شده است. سمت و سوی جمهوری اسلامی به اين سو است. سياست تعديل ساختاری كه با تمام قوا برای منتقل كردن بخشی از دارايی های عمومی به يك بخش خصوصی وابسته به دولت حركت می كند و از سوی ديگر هم عملكرد بانكی اقتصاد هم يك عملكرد سرمايه داری دولتی است كه هم اكنون به صورت سرمايه داری ميليتاريستی ... آخر اين چه ربطی دارد به عملكرد كوبا كه بيش از چهل سال است زير تحريم و فشار ايالات متحده قرار دارد؟!



              *جايی كه البته دموكراسی در آنجا سنت فراموش شده ای است...



              خب اگر در آنجا دموكراسی هم شكل نمی گيرد به نظر من صرف نظر از انتقادی كه می توان به آقای كاسترو وارد كرد عمدتا به دليل عملكرد امپرياليسم امريكا در قبال اين كشور است. از طرف ديگر در ايران سمت و سوی دموكراتيك هم وجود ندارد. انتخاب ها در چهارچوب گزينش های پيشين صورت می گيرد و اين مساله فرق دارد با مثلا انتخاب آقای چاوز كه در واقع اصلا به خاطر اعلام سمت و سوی سوسياليستی خود رای مردم را كسب كرد و امروز عملكرد دولت او مشخص است.

              *خب آقای دكتر باز اجازه دهيد بر اصل مساله فوكوس كنيم. شما در اين مورد با VOA و خبرگزاری آفتاب صحبت كرديد اما من مطالب مطرح در اين گفتگوها را زياد اقناع كننده نيافتم. مساله دقيقا كاوش بر سر نزديكی های حيرت انگيز دو نيرويی است كه شما به اجمال به آنها و ماهيت و برنامه های هر يك اشاره كرديد. به ما بفرماييد اين حد از نزديكی واقعا چرا؟ يعنی تنها شعارهای "ضد امريكايی» يك سيستم كافيست تا كشورهای به قول شما "مترقی» كه در صف مبارزات ضد امپرياليستی قرار دارند، بخواهند چنين پيوندهای محكمی را با آنها برقرار كنند؟...
              من ناراحتم كه تاكنون اين بحث به معنای دقيق خودش مطرح نشده است و آنچه هم كه گفته شده ناقص مانده است و آن چيزی است كه عده ای خام انديش و نا وارد را به اشتباه می اندازد و از آن بدتر دشمنان سوسياليسم،دشمنان دموكراتيسم واقعی و نظريه پردازان وابسته به نئوليبراليسم را وا می دارد كه از اين موضوع به عمد بهره برداری كنند و خلط مبحث كنند و خدچه و ترحم ميان مردم بوجود بياورند. آنها سعی می كنند نشان دهند كه اين نزديكی و آن مجموعه سياست های اعلام شده ی پوپوليستی احمدی نژاد،به معنای اجرای سوسياليسم در ايران است و استدلال می كنند كه يك بار اتحاد شوروی شكست خورده،الان هم سوسياليست ها اينگونه جامعه را اداره می كنند و اين بلا را بر سر دموكراسی می آورند،متحد چاوز هم هستند،همه ی آنها يك آبشخور دارند و در نتيجه اين گروه خام انديش بار ديگر برای بی اعتبار كردن سوسياليسم تلاش می كند. بويژه در شرايطی كه هم اكنون می بينند طبقه ی كارگر و محرومين كشور ديگر دل به اين بازی های تعديل ساختاری كه هيچ،به اين بازی های پوپوليستی هم دل نمی دهند. آنها به سوی يك دموكراسی مشاركتی توام با عدالت اجتماعی در حركتند كه همان سوگيری سوسياليستی است. نياز بود كه درباره اين خلط مبحث توضيح دهم.

              روش چاپلوسانه چاوز


              *خب اجازه دهيد به اعطای عالترين نشان افتخار ونزوئلا از سوی چاوز به احمدی نژاد بپردازيم!...
              بله، چيزی كه مايه نگرانی بيشتر شده است روش چاپلوسانه ی آقای چاوز است كه حد و اندازه و حرمت سوسياليسم را نمی شناسد! زمانی كه آقای چاوز در سربازخانه بود و برای تثبيت يك دولت بورژوايی در سربازخانه ها خدمت می كرد،در همان زمان فرزندان دلاور اين آب و خاك برای سوسياليسم،برای رهايی بشر،برای طبقه كارگر،برای صلح و برای آزادی در برابر جوخه های اعدام جان می باختند. آنها زير خروارها خاك خفتند و مسولين اين جنايت ها همان كسانی هستند كه آقای چاوز می آيد با آنها خنده تحويل می گيرد و می دهد و نشان عالی مردم ونزوئلا را به آنها اعطا می كند! من تقدير می كنم از اينكه آقای چاوز نسبت به گذشته ی خود دگرگون شده اند و سالهاست وارد عرصه مبارزات ضد امپرياليستی شده است و می دانيم كه سوسياليسم بايد در برابر امپرياليسم موضع داشته باشد همانقدر كه بايد در برابر خودكامگی با تمام قوای خود بايستد! اينها را نمی توان اولويت بندی كرد. آقای چاوز به هر حال هم با آرای مردم به رياست جمهوری انتخاب شده،هم عليه امپرياليسم موضع دارد و هم سياست های داخلی دولت او در جهت رفع فقر همراه با سياست هايی است كه بر پايه های طبقاتی شكل می گيرد و از پوپوليسم به دور است و جنبه های ساختاری و غنی دارد. همه ی اين مسائل او را با دولت احمدی نژاد متمايز می كند. اما اين رفتار چاپلوسانه خيلی چيزها را خراب می كند. بويژه اينكه،مبارزين،آزاديخواهان و سوسياليست های ايران حيرت می كنند از اينكه آقای چاوز نتواند تشخيص دهد كه اين سرزمينی كه "ايران" نام دارد و امروز دولت آن متحد دولت او است چه غنای ارزشمندی از مبارزات سوسياليستی را پشت سر خود دارد. آزاديخواهان ايران تعجب می كنند كه ايشان نتواند تشخيص دهد كه سيستم های غير دموكراتيك فردای روز پا بر جا نمی مانند. حكومت ها عوض می شوند. اين در هميشه در صدف روزگار نيست! آن وقت است كه آقای چاوز بايد شرمنده مبارزين ايران باشد كه می فهمند عملكرد متحدانه ی يك كشور را در سر راه مبارزات ضد امپرياليستی.



              Comment


              • خطای بيست و هفت سال پيش



                *خب ظاهرا آقای چاوز بايد از اين مسائل مطلع باشد.پويشگران سياسی چپ و دموكرات كشور بارها از چنين تعاملاتی گفته اند و آن را نقد كردند. اخيرا هم ما شاهد نامه ی سرگشاده ی جمع بزرگی از دانشجويان كشور به آقای چاوز و اعتراض شديد به سياست های او در قبال جمهوری اسلامی بوديم. اما حالا بياييد مساله را بيشتر زير ذره بين ببريم. به هر حال اردوگاه چپ در جهان به آن شكل سابقا موجود بر سر پا نيست و معدود سيستم هايی هم كه سعی در ايستادن و مهار سلطه ی بی حد و حصر امپرياليسم بر جهان معاصر دارند در وضعيت مناسبی به سر نمی برند. از هر سو آسيب پذير هستند و... به هر حال جمهوری اسلامی نيز به هر شكل شعار های "ضد امريكايی» می دهد. سران كشورهايی كه در تكاپوی مبارزات ضد امپرياليستی هستند آيا طبيعی نيست كه با هر كشوری كه شعارهايی نزديك آنها می دهد روابط گرم و صميمانه برقرار كنند؟ منظور من اين هست كه جدا از وجوه ايده آل،آيا می توان اين انتظار را از چنين كشورهايی داشت كه به رغم آسيب پذيری های شديد خود در برابر امواج موجود و حفظ منافع ملی خود به هر طريق به قول شما تا حدی نيز در برابر خودكامگی هم بايستند و مثلا به اخلاق و شرافت سياسی هم احترام بگذارند؟...



                ما نبايد به دليل اشتباه چاوز يا احتمالا آقای مورالس در آينده يا اشتباهی كه در سطح محدودتری توسط فيدل كاسترو،رهبر ارزشمند جهان كم توسعه در اين مساله صورت گرفته است آنها را رها كنيم. به نظر من اين نامه ها،توضيح دادن ها و نشان دادن تاريخ درخشان مبارزات سوسياليستی در ميهن ما و اعمال انتقاد سوسياليستی،مساله ای كه چپ در گذشته بر نمی تابيد می توانند تاثير گذار باشند. سوسياليست ها ابايی ندارند كه انتقاد های خود را باز و خواسته ها و آرزوهايشان را به صورت علنی مطرح كنند. ببينيد ما چه خطای بزرگی در بيست و هفت سال پيش كرديم! البته ممكن است من از خودم دفاع كنم كه من در اين اشتباه شريك نبودم،ولی اين كار خيلی خودخواهانه است. همه ما بايد بپذيريم كه در اين اشتباه شركت داشته ايم. و آن اشتباه اين بود كه چقدر ما به مبارزات ضد امپرياليستی بهای اضافی داديم به بهای از دست دادن مبارزه برای دموكراسی! امروز بر عكس اين مساله اتفاق افتاده است. يعنی شماری از چپ های قديمی می خندند و می گويند كه ديگر پديده ای به نام امپرياليسم وجود ندارد! در چنين شرايطی كه ما با آن درگير هستيم طبيعی است كه چاوز و مورالس و آقای كاسترو و جنبش های يكی پس از ديگری كه در امريكای لاتين،افريقا و خاورميانه در حال شكل گيری هستند با بدبينی نسبت به اين جريانات نگاه كند. بنابراين وظيفه چپ اين است كه آميزه ای از دموكراتيسم و عدالت اجتماعی و مبارزه ضد امپرياليستی را با هم مطرح و پيگيری كند. البته طرح همزمان اين مباحث می تواند منجر به بروز اشتباهاتی هم بشود اما اين اشتباهات از جنس، آن اشتباهات يكسره نگريستن نيست. امروز،آقای چاوز اشتباه بزرگی می كند كه در راه مبارزه ضد امپرياليستی با سيستمی كه شعارهای ضد امريكايی می دهد همراه شده و طبقه ی كارگر ايران و هزاران مبارز چپ كه از صد سال پيش تا امروز جان باخته اند را فراموش كرده است. همه ی ما بايد توجه كنيم كه تا چه حد خواست آزادی در اين سرزمين مبرم است. آقای چاوز بايد بداند كه اين چپ ايران و سوسياليست های ايران بوده اند كه در راه آزادی جان باخته اند. در طول همه ی اين تاريخ امضای يك ليبرال را پای دفاع از يك نفر زندانی سياسی به سختی پيدا می كنيد. اما اين چپ بوده است كه همواره در اين عرصه حضور فعال داشته است. چپ ايران است كه امروز به بهترين وجهی عمق فاجعه ی حضور ايالات متحده و نئوامپرياليسم را در خاورميانه نشان می دهند نه آنها كه برای تثبيت قدرت هر كاری انجام می دهند و در پشت پرده وارد مذاكرات اساسی می شوند. فردای روز اگر كه طشت مذاكرات جمهوری اسلامی و امريكا از بام به زمين افتاد،آقای چاوز چه جوابی دارد؟ آقای چاوز جواب اين همه شهيدان راه سوسياليسم و راه آزادی و راه رهايی توده ها را كه در مسيری كاملا جدا از مسير پوپوليستی فعلی جمهوری اسلامی جان باختند چه می دهد؟! اما من نا اميد نيستم. معتقدم بايد گفت و گفت و گفت و انتقاد كرد و به امثال چاوز نشان داد كه گذاشتن همه ی مهره های خود در يك طرف كه جنبه ی گذرا دارد سرانجام خوبی ندارد. او بايد دقت كند كه هم اكنون در نيويورك و واشنگتن و اروپا چه مذاكراتی جريان دارد!

                *اين سخن شما كه همچنان بايد گفت و اين سياست ها را نقد كرد جای خود،اما گمان نمی كنيد بهتر است از وجهه آرمانی قضيه هم كمی فاصله بگيريم. به هر حال چاوز و امثال او نيز به فكر منافع ملی كشور خودشان هستند و.... و حتی مثلا كشوری مثل چين كه ظاهرا يكی از هم پيمانهای جدی جمهوری اسلامی در جهان است و... اين نگاه،نگاه آرمانی نيست؟ چنين كشورهايی آيا عملا قادر خواهند بود تا حدی نيز مسائلی غير از منافع مناسبات جاری ديپلماتيك را هم در نظر بگيرند؟
                ببين سهيل، نگرانی تو از اينكه حرف های ما فقط در حد آرمانی بماند به نظر من نگرانی بسيار بجا و درستی است. من اين مساله را نمی گويم كه كشورها را كاملا از منافع ملی خود منفك كنم. ما هم منافع ملی داريم. ساليان سال طول می كشد كه منافع ملی بتواند جای خود را به منافع جمعی انترناسيوناليستی بدهد،چين هم منافع ملی دارد اما توقع ما،توقع سوسياليست ها،توقع چپ،توقع آزاديخواهان نسبت به چين و از چين چيز ديگری است،از سوريه و... چيز ديگری است و از آقای چاوز و آقای كاسترو هم چيز ديگری است. من روی سخنم با او است. من نمی خواهم بگويم با طرح چنين مباحثی ما قادر خواهيم بود كه روند فعلی را تغيير دهيم. ما شايد نتوانيم انتظار تغيير سريع و ژرف داشته باشيم ولی می توانيم بر روی نسل ها تاثير بگذاريم. وظيفه ی ما اين نيست كه فورا ساخت قدرت را دگرگون كنيم و بر روی كرسی قدرت بپريم. ما بايد آگاهی بدهيم. خود اين آگاهی ها نسل هايی را در امريكای لاتين و خاورميانه و از همه مهم تر در وطن خود ما به فكر خواهد انداخت. آزاديخوهان و سوسياليست ها انتظار دارند كه اين تعارض حل شود. من می دانم كه نئوليبرال ها،بويژه نئوليبرال های مذهبی در برابر سياست هايی از قبيل سياست امروز چاوز در قبال جمهوری اسلامی، بسيار دست افشانی و پايكوبی می كنند. می دانی چرا؟ برای اينكه دهن كجی می كنند و می خواهند از سوسياليست ها انتقام بگيرند. می گويند ديديد حالا همه ی شما دچار توهميد و همه ی شما يكی هستيد... ما بايد اين مسائل را كه به نظر من پيچيده هم نيست توضيح بدهيم. اما من با تو هم عقيده ام كه ما نبايد فكر كنيم با اين حرف ها مسائل حل می شود... فقط ما می توانيم تا حدی به آنها بگوييم كه انقدر چاپلوسی نكنيد! راه بگذرايد،اگر شما در عمل در جستجوی نيرويی در برابر امپرياليسم امريكا هستيد راهی بگذاريد تا نيروهای واقعی سوسياليست در سراسر جهان به شما نزديك شوند مگر اينكه داريد افسانه می بافيد و دروغ می گوييد كه من چنين باوری بويژه در مورد آقای كاسترو ندارم.


                ارادتم به سحابی حد و حصر ندارد


                *اينجا بحث جالب ديگری مطرح می شود كه مايلم به آن بپردازيم. مساله اتحاد! به هر حال به يك نوعی حالا به هر دليلی اين كشورها دنبال متحدين استراتژيك خود هستند. بحثی كه امروز در برهه فعلی كشور ما هم در ميان تحولخواهان به طور جدی مطرح است. راهكارهای فراهم كردن اتحاد و...*
                بله،بحث بسيار جالبی است.اتفاقا ما در گفتگويی كه در مورد آقای گنجی با هم داشتيم در بخشی از گفتگو،من گفته بودم خاتمی كيه؟ سروش كيه؟ كديور كيه؟...



                *حتی گفتيد سحابی كيه!*



                بله،احترام و ارادات من به آقای سحابی حد و حصری ندارد. حالا به سروش انتقادات جدی وارد است. كديور دوست من است.دو نفر در اين رابطه به من اعتراض جانانه ای كردند. من بايد همين جا آن را توضيح بدهم چون به بحث ما هم مرتبط است. يكی از آنها رفيق عزيزم جناب آقای عمويی بود كه گفتند درست است كه متحدين ما مردم و طبقه ی كارگر هستند ولی تو چرا با اين گويش تند دوستان و متحدين ما را برای مبارزه ی آزاديخواهانه رنجاندی. ديگری آقای اشكوری در كوه اين گله را از من كردند. من می پذيرم كه در گفته های خود شتاب زده عمل كردم.

                Comment


                • خب می توانيد الان منظور دقيق خود را بيان كنيد.*



                  منظور من اين بود كه اگر چيزی هم به نام "اصلاحات" بوده،اين چهره ها مطرح كردند نه آقای خاتمی! ما دوباره سراغ خاتمی نرويم و بگوييم ... ما بايد با همين عزيزان شروع كنيم. ولی شما ببينيد همين عزيزان تا يك جايی از صحبت من را بيشتر نمی توانند تحمل كنند. آنها می گويند نمونه های تو در اين جهان دست دوستی بسوی كسانی دراز می كنند كه تمام زندگی تو و رفقای تو را به خطر انداختند. آن زندان ها و شكنجه ها و كشتارها را اعمال كردند. هيچ چيز به اين اندازه قشنگ نبود اگر خود آقای كاسترو يا آقای چاوز می توانستند تا يك اندازه ای ترمز كنند و در نتيجه بخش زيادی از نيروهايی را كه ممكن است به سمت ديگری جذب شوند،به سمت ما جذب می شدند.البته من زمانی كه برای هر كدام از آنها كه از حرفهای من دلخور شده بودند توضيح دادم صورت من را بوسيدند و گفتند می دانيم كه تو قصدی نداشتی. اما شما ببينيد كار ما چقدر دشوار است.


                  ادبيات چپ ، لمپنی نيست



                  *آقای دكتر در همين رابطه حالا حتما لازم هست اشاره ای هم به اين موضوع بكنيم. ببينيد،فارق از محتوای سخنان آقای چاوز در صحن عمومی سازمان ملل متحد،چيزی كه به طور گسترده ای با تحت الشعاع قرار دادن مفهوم سخنان چاوز در غالب رسانه های جهان منتشر شد،لحن سخن ايشان، اداهای مذهبی و مخصوصا جمله ای بود كه در اپتدای اين نطق به زبان آوردند. چاوز با اشاره به سخنرانی كه روز پيش از سخنرانی او پرزيدنت بوش در آن محل داشت وی را ابليس خواند و گفت: "ديروز ابليس در اين محل سخنرانی كرده است و هنوز بوی گند او می آيد!" آقای دكتر اين می تواند ادبيات نيروهای چپ و دموكرات باشد؟!*



                  نه!،نه سهيل حق با تو است. تو كه از من جوان تری نسبت به من كه از تو مجرب تر هستم در اين مورد حرف درست تری می زنی. ما نيازی نداريم به كسی توهين كنيم. نيازی نداريم برای بيان مقصود خود از ادبيات لمپنی استفاده كنيم. من يك بار به آقای عمويی گفتم لجم در آمده اين حرف ها را زدم،ايشان در نهايت مناعت و متانت به من گفتند تو نبايد لجت بگيرد فريبرز! تو بايد خودت را نگه داری. با همه ی اينها بگويم من ادبيات آقای چاوز را قبول ندارم. اما ببينيد جوهره ی حرف هايی كه در مورد جورج بوش می گفت چه بود. عملكرد بوش و نومحافظه كاران شيطانی است. شيطانی است كه دارند الان حقوق بشر را در ايران فدا می كنند تا آخوند اتمی نبينند و بتوانند خودشان و نيويوركشان را زير فشار افكار عمومی نجات دهند.شيطانی است كه در اين سو اين همه جنايت هر روز در عراق انجام می گيرد و آنها در بازی خود با حاكميت های خودكامه، عربستان سعودی را با آن وضعيت می پذيرند و در همان زمان به دولت كاسترو در كوبا فشار می آورند. اما انقدر درد و فشار زياد است كه وقتی هيچ كار نمی توانی انجام دهی،حرفت را هم كه نمی توانی به راحتی بيان كنی،همه ی اينها برخی اوقات از حد و تحمل انسان فراتر می رود. بابت همه ی اينها من حرف رفيق عزيزم عمويی را دوست می دارم كه گفت تو حق نداری اينگونه حرف بزنی! ادبيات چپ يك مقدار با ادبيات گروههای مردم محروم كه به علت محروميت و فشار لحنشان زمخت و خشونت آميز شده مانند دست كارگران،يك مقدار با ادبيات آنها آميخته است. خيلی هم نمی شود بگويی بايد بهداشتی و در تنضيف و .. حرف بزنيد...


                  زيبايی كلام رفيقم عمويی


                  *ببينيد من كلا خيلی مخالف به كار بردن هر نوع از ادبيات لمپنی با هر دليل و توجيهی از سوی نيروهای دموكرات و پيشروی جامعه هستم. حالا بهداشتی يا هر چی... در همين ماههای گذشته مثلا بارها واژه ای در مورد يكی از افرادی كه از كشور خارج شد و در بسياری از رسانه های فارسی ماهواره ای سعی می شد به عنوان "ليدر جريان دانشجويی مستقل" معرفی شود به كار برده می شد. گفتند اين صفت او به هر دليلی در زندان بوده و... من ديدم خيلی از جريانات دانشجويی پيشرو هم وقتی سعی می كردند ماهيت اين فرد و جرياناتی از اين قبيل را افشا كنند باز از همان واژه به جای اسم اين شخص استفاده می كردند. آقای دكتر اين ادبيات نيروهای چپ و دموكرات است؟...*



                  ببين حرف تو كاملا درست است. شما بايد به ما بگوييد از اين واژه ها استفاده نكن. اما در عين حال بايد متوجه باشيد كه چه رنج و دردی بر دوش نسل ما و شما سنگينی می كند. همه مثل رفيق عزيزم آقای عمويی آن زيبايی كلام و تسلط زبانی را ندارند. درد ما زياد است. اما من معتقدم كه نبايد خيلی هم به خرده بورژوازی فرصت داد كه بخواهند با سو استفاده كردن از اين لحن،اصل كلام را تحت الشعاع قرار دهند. من می دانم كه حرف شما درست است. ما بايد خويشتنداری داشته باشيم اما اعمال اين خويشتنداری به اين معنا نيست كه برويم در تله ی اين جريان ها... چون به هر حال توجه داشته باشيد كه دنيا،دنيای خشنی است. خشونت آقای چاوز از كشتارهای اسرائيل در جنوب لبنان بيشتر نبود. همه ی آنها كه اين اعتراض را می كنند بايد به اين نكات توجه كنند. تو كه اين اعتراض را می كنی فرق دارد. آقای عمويی فرق دارد. آقای زرافشان فرق دارد. اشكوری و سحابی هم انتقاد می كنند. شماها فرق داريد. اما آن قماش ديگر دنبال چيز ديگری هستند. من وظيفه ام اين است كه اينجا حرف تو را تائيد كنم . مخالفتی ندارم و سعی می كنم خودم را هم اصلاح كنم.


                  معامله ی نئوليبراليسم با حكومت خودكامه


                  *آقای دكتر،با تحولات صورت گرفته ی اخير، حضور آقای خاتمی به عنوان برگ ديگر بازی جمهوری اسلامی در ايالات متحده و متعاقب آن سفر رئيس جمهور اسلامی به امريكا،سخنرانی ها و ملاقات ها و مصاحبه های ايشان با establishment امريكا،آقای راكفلر و... طوری كه تايم بالاخره تصوير احمدی نژاد را هم چاپ كرد...هم اكنون اين گمانه در ميان ناظران سياسی تقويت شده كه به هر حال جريان احمدی نژاد ،خود را به عنوان تنها آلترناتيو به امريكايی ها قبولانده و در واقع طرح هايی مانند "جنگ" و "تحريم" فعلا ديگر به آن شكل سابق مطرح نيستند... شما مختصات كلی صحنه ی جاری را به چه شكل می بينيد؟

                  هم اكنون، هم در نومحافظه كاران امريكا و هم در دولت ايران از نفس افتادگی وجود دارد. از نفس افتاده اند برای اينكه بروند پای جنگ يا يك تحريم طولانی. ابزار اصلی نومحافظه كاران جنگ است. كينز گرايی نظامی است. به اين معنا كه هزينه های جنگی،تحريك تقاضاها برای شركت های فرامليتی بويژه مجتمع های نظامی صنعتی، اقتصاد آنها را از ركود نجات می دهد. ضمنا وابستگی های مستقيم طبقاتی خودشان هم مانند ديك چينی و بوش در انرون اين را حكم می كند. اما عواملی وجود دارد كه كينزگرايی نظامی و ميليتاريسم را برای نجات اقتصاد دشوار می كند. خوب است اينجا يادآور شوم كه كاشف و واضع اين نظريه رزا لوكزامبورگ بود بدون اينكه خودش بداند چه چيز ارزشمندی را كشف كرده است. او با شهادتش كه توسط فاشيست ها صورت گرفت فرصتی برای اين كار پيدا نكرد و مرگ او درس بالاتری بود برای ما كه درس های ديگر او را دنبال كنيم. اما اين مساله حدی دارد. حدش كجاست؟ حدش اين است كه اولا در آن جوامع دموكراسی وجود دارد و بالاخره آگاهی های مردم ،اصول انسانی،ارزش های دموكراتيك و... معنا دارد. جنبش زنان، كارگران، دانشجويان و نيروهای مترقی جلوی اين دولت ها را در جايی می گيرند. دوم اينكه كينزگرايی نظامی هزينه های خود را هم دارد. به تدريج منحنی هزينه می زند بالاتر از منحنی درآمد و درواقع يك نوع مهار درون زا هم در آن وجود دارد. سوم اينكه دولت ها در امريكا چون می خواهند روند كارشان بعد از كنار رفتن شان ادامه پيدا كند مجبور هستند به دليل انتقاد رقبايشان چه دردرون حزب و چه بيرون،فرصت هايی را فراهم كنند و از جمله اينكه برخی اشتباهات عظيمی را كه مثلا در عراق و افغانستان انجام دادند بپذيرند. خب در آنجا اين ترمز و كنترل وجود دارد اما در ايران هم نهاد اصلی حاكم به لحاظ ضوابط اقتصاد سياسی نهادی است كه سرمايه گذاری دارد،منافع دارد. منافع آنها در جنگ نيست. آنها كه منافعشان در ادامه ی جنگ است امروز در اقليت هستند. بخش اصلی به اصطلاح establishment است. آنها منافع استقرار يافته دارند. با دوره جنگ ايران و عراق فرق دارد. در آن دوره يك جريانی در حال "شدن" بود. همان اتاق بازرگانی و موتلفه و.... بعدا اينها شدند بورژوازی بازار... اما امروز اين جريان در حال "بودن" است. رئيس جمهور تعيين می كند. نهادهای نظامی سرمايه گذاری های كلان دارند. ميليارد،ميلياردی...بنابراين به نفع اينها هم نيست كه پای جنگ بروند. جنگ و تحريم ممكن است نارضايتی را در ميان توده های مردم تقويت كند كه اين نارضايتی بويژه با حركت تشكل های كارگری،تشكل های زنان و... در حال شكل گرفتن است و بی سبب نيست كه دولت مرتب همزمان با پيش بردن پروژه اتمی خود، جلوی اتحاديه ها و برخی از حركت های آزاديخوهانه و حركت تشكل ها را به شدت می گيرد. برای اينكه می داند اين نارضايی ها می تواند در آنجا ها سر در بياورد. بنابراين هم اكنون دو طرف به اين نتيجه رسيده اند و اين جدا از بازی نئوامپرياليستی نيست و جدا از آنچه كه جمهوری اسلامی اساسی تر قبول كرده،يعنی سياست های تعديل ساختاری نيست. بنابراين دعوايی كه آن طرف است و آقای چاوز را هم به وجد می آورد،احتمالا آقای چاوز هم می داند برای چيست اما شايد گمان می كند از اين دعوا برای نشان دادن ماهيت دشمن خودش در داخل استفاده كند. به اين ترتيب آنچه كه امروز در پشت پرده و با مذاكرات جمهوری اسلامی و امريكا صورت می گيرد،مربوط به ماهيت خودكامگی داخلی است كه به سوی سياست های تعديل ساختاری حركت كرده است. از سوی ديگر هم عملكرد نئوامپرياليستی است كه با دولت نومحافظه كار پيس رفته و الان به انتهای كار خود رسيده و ناگزير است كه يك چيزهايی را بپذيرد. در نتيجه همه ی آن خنده ها و چهره های تابناكی كه در برخی از اين رسانه های ماهواره ای فارسی زبان وجود داشت به اين اميد كه ارتش آزادی بخش امريكا عن قريب به رهبری بوش می آيد و همه چيز را تغيير می دهد،امروز نقش بر آب شده است . چهره های آنها تماشايی و يخ بسته شده است.


                  حقوق بشر فراموش می شود



                  *خب، يعنی به گمان شما در صورت استمرار روند موجود اوضاع به سوی يك تعادل نسبی حركت می كند؟*

                  در ظاهر اوضاع به سمت يك تعادل نسبی حركت می كند اما اين تعادل نيست! رسيدن به يك عدم تعادل ديگر است. در يك چنين وضعيتی،بحران اقتصادی،بحران بيكاری،بحران اشتغال،تورم و.. سرمايه گذاری ها و معضل كارآمدی را در ايران حل نمی شوند. بحران اجتماعی هم كه عبارت است از خواست گسترده ی مردم برای آزادی و دموكراتيسم واقعی و ماندگار،اين بحران هم حل نمی شود.



                  *با تحولات اخير،مساله ی مبرم "حقوق بشر" در ايران چه سرنوشتی پيدا می كند؟*
                  ايالات متحده در سايه اين دستاورد، امكانات اقتصادی فراوانی را در اين سرزمين پر ارزش و پر از منابع به دست می آورد اما هرگز اميدی نيست كه اين عملكرد،بويژه عملكرد نومحافظه كاران به سمت حقوق بشر و دفاع از حقوق دموكراتيك حركت كند. بويژه اگر دولت احمدی نژاد بتواند در همان ملاقات هايی كه اين طرف،آن طرف انجام می دهد به آنها بگويد:ببينيد! ما را قبول كنيد!



                  *آلترنالتيو چه می تواند باشد؟*



                  آلترناتيو ما يك هوگو چاوز خاورميانه ای است و من فكر می كنم اين روند جلو می رود.


                  Comment


                  • Any good journalists left?

                    Last week we witnessed Ahmadinejad's theatrical performance in UN lecturing US and rest of the world on peace, justice, freedom of expression and importance of democracy through democratic referendums. When asked about his comments regarding existence of state of Israel he suggested a referendum in what is known as Palestine to decide the faith of the state of Israel.

                    I listened and read most of the text to Mahmood's interviews with US journalists such as Anderson Cooper, Brian Williams, Mike Wallis and other network anchors, and I'm sad to say that my 80 year old mother, who could barely read and write, could have done a much better job asking president of Iran more serious and relevant questions.

                    The predictability and shallow nature of questions not only allowed Mahmood, a son of black smith from rural Iran to toy with the interviewers, but to change the table on them and accuse them of being all part of the US government propaganda machine.

                    If you did not get it let me repeat it again, Mahmood is accusing the US journalists to be the instruments of US government and lectures them on free press.

                    If my memory serves me, this is not the first time that US journalists are failing miserably to ask the right questions from a world leader. US Journalists including the so called liberal New York Times failed to ask the right questions from president and congress when Bush administration rushed to war in Iraq and manipulated intelligence, when congress passed war resolution, and also when same congress passed Patriot Act.

                    Brian Williams, Anderson Cooper and others chose to ask questions that had nothing to do with what goes on in Iran, which is Ahmadinejad's weakest link, and limited their questions to Ahmadinejad's view on Israel, Holocaust and nuclear issue, as if they did not know what his views were and they expected him to repent.

                    Brian Williams and company lost a great opportunity to chastise Ahmadinejad for the rash of latest beatings and killings of journalists, student activists and union leaders such as Zahra Kazemi (Iranian born Canadian journalist killed in Iranian prison), Akbar Mohamadi (student activists who supposedly died of hunger strike in Iranian prison), members of Shirin Ebadi's women organization who were beaten and arrested, hundreds of bus driver union members and their leaders who were beaten and arrested. American journalist failed to ask why a president that has run on economic reform platform spends more than 30 percent of Iran's total budget on military means and donates more than $300 Million to Hezbollah and Hamas while Iranian economy faces double digit inflation and massive unemployment.

                    In my disbelief, Brain Williams also turned on the charm and asked Mahmood if he came with his wife and if he likes to go site seeing with his family while in US and if he had a favorite city in US that he wants to visit.

                    What Brian Williams and other journalists failed to ask Mahmood is how dare he can talk about referendum in Palestine as a means of deciding the future of the state of Israel and Palestinians in Palestine while in Iran people have been jailed or killed even at the suggestion of holding a referendum on Velayat Fagheeh, the most anti democratic principal in Islamic republic, which gives a blanket veto power to a single un-elected clergy over all elected officials.

                    What Brian Williams and others failed to ask is that how can a country such as Iran with such a terrible aviation record in the past few years could cope with a possible nuclear accident such as the one that happened in Chernobyl.

                    Brian Williams and friends, I suppose, could have simply picked up the phone and called their fellow Iranian journalist Akbar Ganji (freed Iranian Journalist who spent 6 years in notorious Evin prison and now touring US) and asked him for some help in getting them prepared for the interview with Mahmood. Then again asking all those questions about what Iranian rulers do to the Iranian people is not considered news worthy to the major news networks in the US.

                    Comment


                    • درحالی که گفتگوهای نمايندگان ايران و اتحاديه اروپا جهت شکستن بن بست کنونی در مذاکرات مربوط به فعاليت های غنی سازی اورانيوم در ايران جريان دارد، رئيس جمهور اين کشور مدعی شده است که غرب از ايران خواسته "تظاهر" به تعليق کند تا امکان از سر گيری مذاکرات فراهم شود.
                      محمود احمدی نژاد روز چهارشنبه در سخنانی در جمع نظاميان ايران که حاکی از بی رغبتی کامل اين کشور به تعليق غنی سازی است مدعی شد که غرب عليه ايران يک جنگ تبليغاتی به راه انداخته و قصد تحميل شکستی روانی بر ايران را دارد.

                      به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، رئيس جمهور ايران در همايش "پيشکسوتان جهاد و شهادت" در جمع فرماندهان ارتش، سپاه و بسيج گفت: "آنها [آمريکا و غرب] می‌خواهند از اين موضوع استفاده تبليغاتی كنند و به دنيا بگويند كه ايران را مجبور به پذيرش تعليق كردند، در حالی كه اشتباه می‌كنند و ملت ايران ذره‌ ای از حق خود كوتاه نخواهد آمد."

                      آقای احمدی نژاد در سخنان خود همچنين تلويحا ادامه غنی سازی اورانيوم را نشانه مقاومت ملی دانست.

                      وی گفت: "دشمنان به دنبال ايجاد تفرقه در ميان ملت ما هستند و می‌خواهند بگويند كه مقاومت ملت ايران را شكستيم، اما به لطف خدا آن روز اتفاق نخواهد افتاد."

                      اين حرف نشان می دهد رهبران ايران، يا دست کم رئيس جمهور اين کشور، مساله ادامه غنی سازی اورانيوم را حيثيتی می دانند و احتمالا حاضر نيستند جز در شرايط استثنايی از آن دست بکشند.


                      در مذاكرات به ما می‌گويند كه حتی اگر شده يک روز به بهانه اشكال فنی، غنی‌سازی را به حالت تعليق درآوريد، تا ما به مذاكرات ادامه دهيم، اما پاسخ ما به آنها اين است كه هيچكس حق ندارد كه از حقوق ملت بگذرد و ملت ايران از حق خود كوتاه نخواهد آمد


                      محمود احمدی نژاد

                      مقام های ايرانی بارها و بارها تاکيد کرده اند که حاضر به دست کشيدن از غنی سازی اورانيوم نيستند و حتی استدلال می کنند که هدف آنها از مذاکره با غرب قانع کردن غربی ها به حق ايران برای غنی سازی است.

                      محمود احمدی نژاد در اشاره به آمريکا و کشورهای غربی گفت: "دشمنان ما از همان ابتدا خواستار تعليق فعاليت های هسته ‌ای ايران بودند و وقتی با مخالفت ما رو به رو شدند، جنگ روانی به راه انداختند و تهديد به حمله نظامی كردند."

                      وی مدعی شد که کشورهای غربی از ايران خواسته اند "تظاهر به تعليق غنی سازی" کند تا امکان از سر گيری مذاکرات فراهم شود.

                      به گزارش ايرنا وی گفت: "آنها با مشاهده مقاومت و ايستادگی ملت ايران در مقابل زورگويی و زياده خواهی شان به جايی رسيده ‌اند كه تعليق سه ماه را مطرح می کنند و حتی می‌گويند كه به ظاهر تعليق را بپذيريد، تا ما مذاكرات را ادامه دهيم."

                      وی ادامه داد: "اصرار آنها برای تعليق حتی كوتاه مدت و يا تظاهر به تعليق از سوی ايران، برای اين است كه تضمين خلل ناپذيری و دوام سيطره آنها بر دنيا با مقاومت ملت ايران خدشه دار خواهد شد."

                      او افزود: "در مذاكرات به ما می‌گويند كه حتی اگر شده يک روز به بهانه اشكال فنی، غنی‌سازی را به حالت تعليق درآوريد، تا ما به مذاكرات ادامه دهيم، اما پاسخ ما به آنها اين است كه هيچكس حق ندارد كه از حقوق ملت بگذرد و ملت ايران از حق خود كوتاه نخواهد آمد."

                      با اين حال وی تاکيد کرد که ايران "بارها" اعلام كرده كه برای رفع شبهات و سوء تفاهمات، حاضر به گفتگو و مذاكره است: "ما مخفی كاری نداريم و فعاليت های ما كاملا صلح آميز و شفاف است."

                      آقای احمدی نژاد درحالی اظهار نظر می کند که علی لاريجانی، دبير شورای عالی امنيت ملی ايران در شهر برلين، پايتخت آلمان، مشغول گفتگو با خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا بوده است تا شايد راهی برای شکستن بن بست جاری در مذاکرات پيدا شود.

                      اين گفتگوها که چهارشنبه آغاز شد قرار است پنجشنبه از سر گرفته شود.

                      گفتگوهای فعلی نمايندگان ايران و اتحاديه اروپا به عنوان آخرين فرصت برای ايران ياد می شود تا با دستيابی به توافق با اتحاديه اروپا از احتمال اقدامات سختگيرانه شورای امنيت سازمان ملل متحد، همچون تحريم اقتصادی عليه خود جلوگيری کند.

                      دولتهای اروپايی بريتانيا، آلمان و فرانسه که طی سه سال گذشته درگير گفتگو با ايران جهت محدود ساختن فعاليت اتمی اين کشور بوده اند با همراهی آمريکا، روسيه و چين قطعنامه ای را در شورای امنيت سازمان ملل متحد به تصويب رساندند که تا پايان ماه اوت (نهم شهريور) گذشته به ايران فرصت می داد غنی سازی اورانيوم را متوقف سازد.

                      Comment


                      • مصاحبه يك نماينده مجلس
                        احمدی نژاد از سايه خود نيز بيم دارد!




                        داريوش قنبری، نماينده ايلام و عضو فراكسيون امنيت و سياست خارجی مجلس هفتم طی گفتگوئی با خبرگزاری های داخلی، پيرامون انگيزه های رفتن هاشمی ثمره به وزارت كشور و قرار گرفتن در پست معاون سياسی اين وزارتخانه گفت:*‏

                        بموجب تجربه گذشته هر جا دوستان آقای احمدي*‏نژاد رفته*‏اند، در عمل آنها همه*‏كاره شده*‏اند و معمولا به ضوابط قانونی چندان توجهی نمي*‏كنند. در داخل كابينه و در عرض يك سال ايشان با كسانی كه مشكل پيدا كرده است، از جمله آقای جنتی، معاون سياسی وزارت كشور و كاظمی، وزير رفاه. تغييرات اخير در دولت نشان داد نوعی تصميم*‏گيري*‏های شخصی بر قوه مجريه حكم*‏فرماست. در مورد وزارت كشور هم به همين نحو عمل شد. آقای جنتی در مقام معاون سياسی وزارت كشور خوب عمل كرد و به اندازه كافی در كارش آگاهی و تبحر داشت و سوابق اجرايی وی نيز نسبت به هاشمی ثمره بسيار بيشتر بود، اما *‏چون مطرح شده بود كه آقای جنتی به آقای هاشمی رفسنجانی متمايل است و در ستاد انتخاباتی ايشان فعاليت داشته، از همان ابتدا به نحوی وزير كشور را زير فشار گذاشتند كه ايشان را عوض كند و بالاخره بعد از يك سال اين اتفاق افتاد.

                        نوعی بي*‏اعتمادی در مجموعه دولت وجود دارد و رييس*‏جمهور مي*‏خواهد نزديك*‏ترين كسان خود را در جاهای كليدی بگمارد تا به گفته خودشان دست نااهلان يعنی كسانی كه كمتر به رييس*‏جمهور نزديك هستند، قرار نگيرد. ‏رييس*‏جمهور يك نگرانی شخصی دارند كه اين موضوع مي*‏تواند خطرناك باشد. رييس*‏جمهور جز تعدادی انگشت*‏شمار را محرم خود نمي*‏داند.


                        Comment


                        • آنها سرانجام موفق شدند خيز اول را برداشته و با جلو انداختن يكی از فرماندهان رده دوم و سوم سپاه "احمدی نژاد" دولت نيمه نظامی را تشكيل دهند. اين گام نخست، قطعا با گام بعدی می خواهد كامل شود. يعنی با تشكيل كامل دولت نظامی و بيرون آمدن چهره هايی كه بتوانند جبران بی اعتباری كنونی احمدی نژاد و دولت او را بكنند. اين كه از دل خيزهای نظامی برای تشكيل دولت يكپارچه سرانجام يك مصلح اجتماعی بيرون آمده و تثبيت خواهد شد و يا يك رضاخان جديد، امری كه بستگی به خيلی از رويدادها در ايران دارد. فعلا دراين مرحله روحانيون از بيم غلبه نظامی ها بر آنها پشت هاشمی رفسنجانی به صف شده اند تا بلكه در مجلس خبرگان بتوانند فكری برای يكه تازی رهبر و به شيشه بازگرداندن غول سپاه كنند. زير كاسه داغ حوادث و افشاگری های روزهای گذشته، اين نيم كاسه نيز پنهان است.

                          Comment


                          • Iran defies proposed US sanctions

                            President Mahmoud Ahmadinejad declared Saturday that Iran would not bow to US pressure to roll back its nuclear program, state television reported.

                            The US has already sanctioned Iran in different fields for the past 27 years. But Iran stood firm," the channel quoted him as saying at the University of Teheran at a ceremony to mark the start of the academic year****an's hard-line president urged the West to give up "forever" attempts to make Teheran abandon its nuclear program. He accused the United Sates and its European allies were trying to halt progress in Iran by calling for the suspension of enrichment.

                            Iran violated a United Nations demand that it halt uranium enrichment August 31, opening the way for international sanctions.

                            On Saturday the US Senate passed legislation that would impose mandatory sanctions on entities that provide goods or services for Iran's weapons programs, two days after the House approved the measure. The Senate sent the bill to President George Bush.

                            The US and others fear Iran's goal for developing enrichment technology is to produce material for atomic bombs, while oil-rich Iran says it needs enrichment to provide fuel for nuclear reactors that will generate electricity for this developing nation.

                            Iranian and European envoys ended two days of talks in Berlin on Thursday with no agreement on the enrichment issue but insisted they had "come to some positive conclusions" on ways to open broader talks on Iran's nuclear program.

                            Comment


                            • سازمان مديريت و برنامه ريزى در اعلام مهمترين اخبار دولت در هفته گذشته تصريح كرد: برخى گزارش*ها حاكى است تغيير اعضاى كابينه طى هفته جارى ادامه خواهد داشت و تغيير و جابجايى در اعضاى دولت، معاونان رييس جمهور و مديران ارشد كشور به وجود خواهد آمد.

                              به گزارش خبرگزارى فارس، سازمان مديريت و برنامه ريزى كشور امروز در سايت خود در گزارشى از مهم*ترين اخبار دولت در هفته منتهى به 6/7/85افزود: سرانجام حاصل مطالعه و بررسى رييس جمهورى محترم در مورد عملكرد اعضاى كابينه با تغيير وزير رفاه به ثمر نشست برخى گزارش*ها حاكى است اين تغييرها طى هفته جارى ادامه خواهد داشت و تغيير و جابه*جايى در اعضاى دولت، معاونان رييس جمهور و مديران ارشد كشور به وجود خواهد آمد.
                              بنابراين گزارش، وزير صنايع و وزير راه و ترابرى از ديگر اعضاى دولت هستند كه رسانه*ها به نقل از آگاهان دولت خبر جابه*جايى آنها را منتشر كردند.
                              به گفته آگاهان اين طرح رويارويى ديگرى بين مجلس و دولت است كه در آينده به دليل سنگين شدن وظايف وزارت بهداشت احتمالاً آموزش پزشكى از اين وزارتخانه جدا مي*شود و به وزارت علوم، تحقيقات و فناورى داده خواهد شد. طراحان انحلال وزارت رفاه اين طرح را مستند به تكليفى اعلام كردند كه در برنامه سوم آمده و براساس آن دولت موظف بوده يكى از وزارتخانه*ها را ادغام يا منحل كند كه تاكنون به اين وظيفه عمل نكرده است.
                              اين گزارش با اعلام اين كه نخستين مجمع عمومى بانك مركزى به رياست جناب* آقاى احمدي*نژاد با 2 ماه تأخير در هفته گذشته برگزار شد ، افزود: به**رغم برگزارى اين مجمع شايعه بركنارى رييس كل بانك مركزى كماكان در افكار عمومى مطرح است. دانشكده اقتصاد دانشگاه شهيد بهشتى كه رسانه*ها از اين محفل به عنوان تأثيرگذارترين مكان بر تصميم*هاى اقتصادى دولت نهم ياد مي*كنند سعى در جايگزين كردن آقاى نمازى به جاى آقاى شيبانى دارند كه در اين مجمع و در مقام رييس كل بانك مركزى اعلام كرد، سرمايه بانك مركزى به 1300 ميليارد ريال افزايش يافته است.

                              Comment


                              • واکنش به انتشار نامه خمينی در مورد دلايل پايان دادن به جنگ با عراق همچنان ادامه دارد و احمدی نژاد در تازه ترين واکنش, ضمن حمله به رفسنجانی بدون ذکر نامش او را به خودشيرينی برای دشمنان رژيم متهم کرد. مشروح سخنان احمدی نژاد به نقل از خبرگزاری ايرنا:


                                محمود احمدى نژاد" رييس جمهورى اسلامى ايران گفت: كسانى كه با خود خواهى و بي*تقوايى بخواهند عظمت امام راحل و ملت ايران را با بازى هاى سياسى خود زير سووال ببرند، محكوم به شكست هستند.

                                به گزارش خبرنگار سياسى ايرنا، احمدى نژاد كه روز سه*شنبه در مراسم تحليف دانشجويان دانشگاه علوم انتظامى سخن مي*گفت، افزود: متاسفانه بعضى ها در داخل كشور با خود شيرينى براى دشمنان و تلخ كردن كام مردم مسائلى را مطرح مي*كنند كه ارتباط به امروز ندارد .

                                احمدى نژاد با تاكيد بر اين كه ملت ايران با هوش، بيدار و مصمم و آگاه ايستاده است، خاطرنشان كرد: هر كس بدون تقوا براى غير خدا و بدون اتكا به ملت ايران بخواهد حركتى انجام دهد در حين اجراى تصميم و در آينده شكست خورده و ذليل است.

                                احمدى نژاد تاكيد كرد: امروز هر ايرانى يك سرباز آماده دفاع از كشور و آرمانهاى انقلاب است، قواى نظامى و انتظامى ما در اوج آمادگى هستند، دولت و خدمتگذاران پا به ركاب ملت هستند و رهبرى نظام سربلند و سرافراز ايستاده است .

                                رييس جمهورى در بخش ديگرى از سخنان خود با اشاره به مخالفتهاى برخى از كشورهاى زورگو با دست يابى ايران به فن آورى صلح آميز هسته*اي، گفت:
                                دشمنان انقلاب اسلامى ‪ ۲۷‬سال است كه بر سر راه موفقيت ملت ايران مانع تراشى و توطئه مي*كنند.

                                احمدى نژاد افزود : آنها نگران*هستند كه ملت ايران به رغم محدويت*ها و موانعى كه برايش ايجاد شده ، با ايمان و توكل به خدا و همت جوانانش موفق شود .

                                رييس جمهورى افزود: آنها مي*دانند ايران موفق و پيروز به الگوى ملتهاى جهان تبديل خواهد شد و نگرانى آنها از همين است .

                                احمدى نژاد ادامه داد: دولت آمريكا به زور پول و رسانه*ها خود را به مردم آمريكا تحميل كرده است و تعدادى ديگر از دولتهاى تابع آمريكا، خود را حاكم جهان مي*دانند و از موفقيت ملتهاى آزاد ناراحت و عصبانى هستند.

                                رييس جمهورى با اشاره به اينكه بيش از دو سوم كشورهاى جهان از حق ايران در استفاده*از فن آورى صلح آميز هسته*اى حمايت مي*كنند، گفت: ملت ايران در جهان منزوى نيست و اين شما هستيد كه منزوى هستيد و حتى در ميان ملتهاى خود نيز جايگاهى نداريد.

                                احمدى نژاد خطاب به دشمنان جمهورى اسلامى گفت: شما با اين رفتارها به ملتهاى خود آسيب مي*رسانيد به قانون و عدالت برگرديد و رفتار خودرا اصلاح كنيد، ما نمي*خواهيم كه شما منزوى باشيد و سقوط كنيد.

                                رييس جمهورى تاكيد كرد ملت ايران استوار و مقاوم ايستاده است و شما نمى توانيد با تبليغات جبهه متحد ملت ما را از هم بپاشيد.

                                "اين ملت عزيز است و عزيز خواهد بود و مسير ملت ايران در دستيابى به حقوق خود يك مسير بي*باز گشت است".

                                Comment

                                Working...
                                X