Announcement

Collapse
No announcement yet.

Iran:The Next War

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • وزير دفاع در سايه انگليس بر لزوم اتخاذ رويكرد "چماق و هويج" براى هشدار به ايران درباره عواقب حمايت از شورش در افغانستان تأكيد كرد.

    روزنامه انگليسى "ديلي*‏تلگراف" به نقل از "ليام فاكس" وزير دفاع در سايه انگليس نوشت: "اطلاعات جاسوسى نشان مي*‏دهد كه ايراني*‏ها براى مقابله با حمله هوايى احتمالى آمريكا به تأسياست هسته*‏اى خود، در حال برنامه*‏ريزى براى ايجاد آشوب در افغانستان هستند."
    فاكس افزود: "ايراني*‏ها از تأثير حمايت غربي*‏ها از ائتلاف شمال ـ نيروهاى سياسي*‏ـ*‏ ‏نظامى مجاهدين افغان كه بر دولت كمونيست غلبه كردند و با امارت اسلامى افغانستان(حكومت طالبان) مبارزه كردندـ طى حمله روسيه به خوبى آگاه هستند."
    وى تأكيدكرد: "تهديد اين "تغيير سياست"، به تنهايى براى هشدار به تهران درباره عواقب بالقوه دخالت ايران در افغانستان، ضرورى است. بنابراين، بايد مشوق*‏هاى مثبتى براى تشويق ميانه*‏روها در تهران فراهم كنيم يعنى افرادى كه از اقدام معقولانه*‏ ترى نسبت به اقدامات "محمود احمدي*‏‏نژاد" رئيس*‏جمهور ايران استقبال مي*‏كنند."
    ليام فاكس گفت: "پس از حملات 11 سپتامبر، ايران معتقد بود كه تعامل ايران و آمريكا در قالب كمك، براى دولت موقت افغانستان لازم و ضرورى است و اين نشان مي*‏دهد احتمال فعاليت با ايران وجود دارد و نبايد مردم ايران را گروهى خصمانه محسوب كنيم."

    Comment


    • محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، در يک مصاحبه عمده که از تلويزيون سراسری ايران پخش شد برای نخستين بار به اظهار نظر درباره اقدامات اخير آمريکا برای افزايش فشار بر ايران پرداخته و ابراز عقيده کرده است که آمريکا نه می خواهد و نه می تواند به ايران حمله کند.
      رئيس جمهور ايران به علاوه گفت که قطعنامه شورای امنيت در تحريم ايران برای مديران کشور مشکلاتی ايجاد کرده و افزود دولت تلاش می کند مانع تصويب قطعنامه ديگری در شورای امنيت عليه جمهوری اسلامی شود.

      اين موضعگيری به منزله چرخشی در برخورد آقای احمدی نژاد با قطعنامه شورای امنيت عليه ايران است چرا که وی قبل از تصويب قطعنامه 1737، از تحريم استقبال کرده و آن را روز جشن ملی در کشور خوانده بود.

      آقای احمدی نژاد در اين مصاحبه تلويزيونی با شبکه دو صدا و سيمای جمهوری اسلامی به لحنی نسبتا آشتی جويانه توسل جست و در همان ابتدای اظهاراتش تاکيد کرد که جمهوری اسلامی ايران "همواره آماده تعامل است و اهل جنگ و حمله به کسی نيست."

      وی در اظهاراتی که ظاهرا نشانه اعتقاد وی به جابجايی قدرت سياسی در آمريکاست، به طور تلويحی به نفوذ مخالفان در اين کشور اشاره و اظهار اميدواری کرد که نسلی از سياستمداران آمريکا روی کار بيايد که رويکرد متفاوتی نسبت به ايران در پيش گيرند.

      به گزارش ايرنا، خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی که متن مصاحبه را منتشر کرده، آقای احمدی نژاد با اشاره به آنچه سابقه دشمنی های آمريکا عليه ملت ايران، از جمله کودتا و حمايت از "کشتار مردم ايران در زمان انقلاب اسلامی و طراحی فتنه ها بعد از پيروزی انقلاب اسلامی" خواند گفت: "آنها هر زمانی که بتوانند به ما ضربه بزنند ابايی ندارند و اين اخلاق سياستمداران فعلی آمريکاست و ممکن است کسانی در آمريکا روی کار بيايند که اين اخلاق را نداشته باشند."

      اخيرا نمايندگان دو شاخه کنگره آمريکا چه به طور لفظی و چه طی اقداماتی مانند تنظيم پيش نويس يک قطعنامه در مجلس نمايندگان، نسبت به اقدام نظامی عليه ايران، به خصوص بدون اجازه کنگره، به دولت جورج بوش اخطار داده اند.


      مخالفان در آمريکا
      اين تحليل که آمريکا برای رهايی از مشکل عراق به ايران حمله کند يک تحليل اشتباه است و با تحليل اشتباه نيز نمی توان مديريت کرد. امروز آنها در موضعی نيستند که بتوانند اين اقدام را انجام دهند چرا که در آمريکا نيز افرادی هستند که با اين امر مخالفند


      محمود احمدی نژاد

      اما رئيس جمهور ايران برخی گمانه زنی ها داير بر احتمال نوعی اقدام نظامی از سوی آمريکا عليه کشورش را رد کرد.

      وی اظهار عقيده کرد: "اين تحليل که آمريکا برای رهايی از مشکل عراق به ايران حمله کند يک تحليل اشتباه است و با تحليل اشتباه نيز نمی توان مديريت کرد."

      وی افزود: "امروز آنها در موضعی نيستند که بتوانند اين اقدام را انجام دهند چرا که در آمريکا نيز افرادی هستند که با اين امر مخالفند."

      مصاحبه آقای احمدی نژاد درحالی انجام می شود که آمريکا در هفته های اخير به شدت بر فشارهای خود بر ايران افزوده و همه اهرم های در دسترس خود از جمله نظامی، ديپلماتيک و سياسی را عليه اين کشور به کار گرفته است.

      آمريکا درحال اعزام يک ناو هواپيمابر ديگر به خليج فارس است و يک گروه نظامی ويژه - به نام "گروه کاری 16" - برای مختل کردن شبکه های ايرانی در عراق تشکيل داده است. آمريکا ايران را متهم به دخالت در امور عراق و حمايت از شبه نظاميان شيعه آن کشور می کند؛ اتهامی که ايران رد کرده است.

      آمريکا همچنين درحال افزايش فشارهای اقتصادی از طريق تحريم يکی از بزرگترين بانک های ايرانی و ترغيب اروپايی ها به خصوص بانک های آن قاره به قطع همکاری با ايران است.

      ظاهرا تصويب قطعنامه شورای امنيت و همين فشارهاست که به شدت گرفتن اعتراض های داخلی به عملکرد آقای احمدی نژاد در اين زمينه منجر شده است.

      منتقدان داخلی رئيس جمهور را متهم کرده اند که با سخنرانی های تحريک آميز باعث وخامت اوضاع شده است. روزنامه محافظه کار "جمهوری اسلامی" اخيرا طی سرمقاله ای اظهارات آقای احمدی نژاد که قطعنامه شورای امنيت را "کاغذ پاره" خوانده بود زياده روی دانست و گفت قطعنامه مسلما به ضرر ايران است.

      آيت الله منتظری، از مخالفان مذهبی بلندپايه حکومت اسلامی، نيز اين هفته به عملکرد دولت در زمينه اقتصاد و سياست خارجی ايراد گرفت و به مسئولان در مورد قدرت آمريکا هشدار داد و از آنها خواست از "تحريک دشمنان" بپرهيزند.


      انتقادهای داخلی
      منتقدان داخلی، رئيس جمهور را متهم کرده اند که با سخنرانی های تحريک آميز باعث وخامت اوضاع شده است. روزنامه محافظه کار "جمهوری اسلامی" اخيرا طی سرمقاله ای اظهارات آقای احمدی نژاد که قطعنامه شورای امنيت را "کاغذ پاره" خوانده بود زياده روی دانست و گفت قطعنامه مسلما به ضرر ايران است

      اما آقای احمدی نژاد به طور غيرمستقيم اين انتقادها را رد کرده است.

      وی در نخستين اظهار نظر علنی درباره اقدامات اخير آمريکا گفت به عقيده او "شدت حملات روانی آمريکا در روزهای اخير بيشتر از قبل نيست" و افزود اين اقدامات تنها برای "خبرسازی" است.

      رئيس جمهور ايران سياست دولت جورج بوش را نه حمله، بلکه تلاش برای ايجاد تفرقه در ميان ايرانيان دانست.

      وی گفت: "در قضيه هسته ای ايران، آنها اميدشان به داخل است و می خواهند با ايجاد ترس و نا اميدی مردم ايران را به دو دستگی بکشانند."

      آقای احمدی نژاد در ادامه گفت "ما تمام حرکت ها و اقدامات دشمنان ايران را زير نظر داريم و کارشناسان ما همه اين عوامل را بررسی و تحليل می کنند و درحال حاضر آنها 98 فروند ناو در منطقه دارند که اين رقم در گذشته 140 فروند بوده است."

      وی افزود که آمريکا نمی تواند با حرکت ناوهايش ايران را بترساند.

      'فعاليت صلح آميز هسته ای'

      در مورد مساله هسته ای، رئيس جمهور ايران ضمن انتقاد از صدور قطعنامه عليه ايران، گفت که کشورش با آژانس بين المللی انرژی همکاری کرده است: "در قضيه هسته ای ما بيشترين همکاری را با آژانس بين المللی انرژی اتمی داشته ايم و تابع مقررات اين آژانس بوده و هستيم."


      هرچند آقای احمدی نژاد می گويد ايران با آژانس اتمی همکاری کاملی داشته است، اما اين آژانس همواره خواهان همکاری گسترده تر ايران شده است

      "ايران تخلفی نکرده است و مدير کل آژانس انرژی اتمی نيز در گزارش چند روز گذشته و بارها صلح آميز بودن فعاليت هسته ای ما را تاييد کرده است."

      آژانس اتمی سازمان ملل که از سال 2002 سرگرم بررسی برنامه اتمی ايران بوده است اوايل سال 2006 نتيجه گيری کرد نمی تواند با قاطعيت بگويد که برنامه اتمی ايران کاملا جنبه صلح آميز دارد و آن را به شورای امنيت سازمان ملل گزارش کرد که در نهايت به صدور قطعنامه 23 دسامبر عليه ايران منجر شد.

      آقای احمدی نژاد ابراز اطمينان کرد که ايران با تکيه بر "ارتباطات گسترده" خود از تحريم جان به در خواهد برد.

      ايران در سال های اخير روابط اقتصادی خود با دو کشور چين و روسيه را بسيار گسترش داده و اين دو کشور به عنوان اعضای دائمی شورای امنيت، نقش عمده ای در تاخير تصويب قطعنامه عليه ايران و کاستن از شدت آن داشتند.

      'ايجاد برخی مشکلات در اثر تحريم'

      آقای احمدی نژاد همچنين تحريم برخی بانک های ايرانی از سوی آمريکا و قطع همکاری برخی بانک های عمده اروپايی با ايران را کمرنگ جلوه داد: "... حتی محدود شدن ارتباطات بانکی از سوی برخی کشورها نيز نگرانی ندارد زيرا بانک ها فقط بانک های آن کشورها نيستند."


      فعاليت هسته ای ايران از جمله مهمترين علل اختلاف ايران و آمريکاست

      با اين حال رئيس جمهور ايران در يک اذعان کم سابقه گفت "اينطور هم نيست که [تحريم] برای مديريت کشور مشکلی ايجاد نکند" اما در اشاره به اعضای شورای امنيت گفت "تصور نکنند که می توانند اقتصاد ما را بر هم بريزند."

      وی افزود کشور به دنبال راه هايی است تا مانع صدور قطعنامه ديگری شود.

      شورای امنيت از روز 23 دسامبر 2006 دو ماه به ايران وقت داده است بخش های حساس برنامه اتمی اش را معلق سازد يا با احتمال تحريم های گسترده تر مواجه شود. قطعنامه 23 دسامبر صدور کالاهای مرتبط با برنامه اتمی را به ايران ممنوع می کند.

      آقای احمدی نژاد در اين مصاحبه درباره مسائل مختلف ديگر از جمله عملکرد اقتصادی دولت سخن گفت و از جمله ارتباط مساله تورم و گرانی با بحث هسته ای را رد کرد.

      وی با اشاره به تلاش دولتش برای حل مشکلات و اينکه اعضای دولت تا ديروقت کار می کنند گفت: "بنده خود در برخی مواقع نمی توانم به منزل خود در نارمک بروم. اين وضع موجب شده است تا ما کمتر به خانواده خود برسيم."

      وی همچنين بار ديگر ماجرای قتل عام يهوديان به دست نازی ها در جنگ جهانی دوم موسوم به هولوکاست را زير سوال برد و گفت: "اگر آن واقعه اتفاق افتاده چرا اجازه تحقيق نمی دهند."

      با اين حال وی در حرکتی آشتی جويانه گفت که طرح مسائل در اين زمينه را "نبايد تندی حساب کرد."

      Comment


      • معاون وزير امور خارجه آمريكا در امور سياسى با رد مذاكره مستقيم با جمهورى اسلامى ايران بار ديگر شرط گفت*وگو را تعليق غني*سازى اورانيوم از سوى كشورمان عنوان كرد.
        به گزارش خبرگزارى آسوشيتدپرس از دبي، نيكلاس برنز در عين حال به ايران هشدار داد از گسترش نفوذ بر منطقه دست بردارد.
        اين ديپلمات ارشد وزارت امور خارجه آمريكا كه به خاورميانه سفر كرده، در سخنانى در
        مركز مطالعات خليج فارس كه از مراكز مطالعاتى بانفوذ مستقر در دبى به *شمار مي*رود، گفت: ,احياى رابطه ميان واشنگتن و تهران، تا زمانى كه ايران غني*سازى اورانيوم خود را متوقف نكرده، غيرممكن است.,
        وى ادعا كرد: ,خاورميانه منطقه*اى نيست كه تحت سلطه ايران باشد.,
        برنز كه در اين سخنرانى از واژه خليج به عوض خليج فارس استفاده مي*كرد،* ادامه داد:
        ,خليج،* آب راهى نيست كه توسط ايران كنترل شود. به همين دليل آمريكا دو ناو هواپيمابر و كشتي*هاى همراه آن را به منطقه اعزام كرده است.,
        جرج بوش چندى پيش دستور داد ناو هواپيمابر "استنيز" با 80 فروند هواپيماى جنگى به خليج فارس اعزام شده و در كنار ناو هواپيمابر "آيزنهاور" قرار گيرد. البته به گفته منابع مطلع اين ناو خليج فارس را ترك كرده است.
        برنز در اين سخنرانى ادامه داد: ,ايران به اين درك رسيده كه آمريكا از منافع خود در صورتى كه تهران به دنبال تقابل باشد، دفاع خواهد كرد. اگر به چالش كشانده شويم از منافع خود دفاع خواهيم كرد.,
        نيروى دريايى ارتش آمريكا امروز اعلام كرد ناو مين*روب "يو*اس*اس گلادياتور" نيز امروز به آب*هاى خليج فارس وارد شده است. هم*اكنون شش ناو از اين نوع كه چهار ناو آمريكايى و دو ناو انگليسى هستند براى مين*روبى در خليج فارس به سر مي*برند.
        برنز در ادامه سخنان خود به مسئله لبنان اشاره كرد و گفت: ,آمريكا در نظر دارد در كنفرانس بين*المللى روز چهارشنبه اهداكنندگان در پاريس كمك قابل توجهى به لبنان ارايه كند.,
        برنز كه در گذشته سخنگوى وزارت امور خارجه آمريكا بوده اعلام كرد هدف از سفرش به كشورهاى همپيمان آمريكا در خليج فارس، كسب حمايت لازم براى تلاش*هاى آمريكا در ايجاد ثبات در عراق و جلوگيرى از ايران است.
        بنا بر اين گزارش،* "محمد نقيب" كه رياست مركز مذاكرات خليج فارس را برعهده دارد به برنز گفت: ,نكته*اى كه ما تمايلى به آن نداريم،* بروز جنگ ديگرى در منطقه است. عراق مشكل شما است نه مشكل كشورهاى عربى. شما كشورى را نابود كرديد كه نهادينه بود. شما اين كشور را به دست ايران سپرديد. اكنون از اروپا و اعراب التماس مي*كنيد شما را از اين افتضاح بيرون بكشند.,
        برنز در ادامه سخنانش درباره امكان مذاكره با ايران گفت: ,معنى ندارد در حالى با ايران مذاكره كنيم كه برنامه هسته*اى آن در جريان باشد. اين بهايى است كه هر كسى بايد براى ورود به بازى [به مذاكرات] بپردازد. ايران نيز بايد اين بها را بپردازد.,
        سخنان برنز در حالى مطرح مى شود كه گروه مطالعات عراق موسوم به بيكر - هميلتون به بوش پيشنهاد كرده بود براى برون رفت از بحران عراق، با ايران و سوريه وارد مذاكره شود.

        Comment


        • Associated Press
          سخنان جنگی معاون وزارت خارجه امريکا
          بانگ اعلام جنگ به ايران
          از خليج فارس بلند شد
          معاون جنگ طلب وزارت امور خارجه امريکا: دو ناوگان جنگی امريکا در خليج فارس مستقر شدند تا دست ايران از اين خليج کوتاه شود.




          آسوشيتدپرس شب گذشته و چند ساعت پيش از سخنرانی جورج بوش از دوبی گزارش داد که نيکلاس برنز، مشاور سياسی وزارت امور خارجه امريکا ضمن رد مذاکره مستقيم با جمهوری اسلامی، تا آستانه درآوردن خليج فارس از دست ايران رفته و گفت: خليج فارس جائی نيست که ايران هوس کنترل آن را در سر داشته باشد.

          برنز يکبار ديگر خواست امريکا را طرح کرده و گفت: پيش شرط آغاز هر نوع مذاکره ای با ايران توقف غنی سازی است.

          برنز اضافه کرد که امريکا برای مقابله با هر نوع خيال ايران برای تسلط بر خليج فارس دو ناوگان جنگی خود را وارد اين خليج کرده است تا از منافع خود دفاع کند.

          بدنبال اين سخنان، که آن را می توان نوعی اعلام جنگ با جمهوری اسلامی نيز ارزيابی کرد، سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه گفت: عدم همکاری ايران با جامعه بين المللی نشانه خوبی نيست!


          Comment


          • اسکات ريتر بازرس سابق سازمان ملل در مقاله ای در مجله نيشن نوشت سخنرانی بوش مملو از شواهدی است که نشان ميدهد او مصمم است جنگ با ايران را آغاز کند، اگر چه او مقدار زيادی در مورد تاکتيک خود در عراق صحبت کرد.ريتر بويژه به بخش هايی از سخنرانی بوش اشاره کرد که شيعه ها را با اسامه بن لادن مقايسه کرد وگفت شيعه ها ميخواهند بر خاورميانه مسلط شوند و آن ها هم مثل بن لادن ميخواهند آمريکايی ها و دمکراسی را در خاورميانه بکشند و سلاح هايی به دست آوردند که به کشتارهای حتی هولناک تری دست بزنند. بوش گفت 6 سال بعد از 11 سپتامبر آرزو داشتم به شما گزارش کنم خطر پايان يافته ولی چنين نشده است. بنابراين کاری که می ماند اين است که براساس سياست اين دولت، به کمک اطلاعات، ديپلوماسي، قوانين و عمليات نظامی اين دشمنان را پيدا کرده و مردم آمريکا را حفظ کنيم.
            ريتر تاکيد کرد که بوش ميخواهد ازاختيارات فوق العاده که کنگره بعد از 11 سپتامبر به او داده است استفاده کند و تنها راهی که برای جلوگيری از حمله به ايران وجود دارد اين است که نمايندگان آمريکا به جای تمرکز روی تاکتيک او در عراق روی ايران متمرکز شوند و جلوی سوء استفاده بوش از اين اختيارات فوق العاده را بگيرند.

            Comment


            • سخنان مهم وزيردفاع امريکا در اجلاس ناتو
              که در دو هفته پر خبر گذشته به آن توجه نشد
              پيش از هرمذاکره ای
              قدرت نظامی ايران
              بايد در هم کوبيده شود




              در جريان دو هفته پرخبری که با سفر وزير خارجه امريکا به خاورميانه، خليج فارس و آلمان، سفر وزير جديد دفاع امريکا به افغانستان و خليج فارس و عراق شروع و سرانجام، به سخنرانی سالانه بوش، همزمان با تشکيل اجلاس مهم "داووس" در سوئيس ختم شد، شايد يکی از مهم ترين خبرها، کمتر زير ذره بين قرار گرفت. يعنی در اوج اخبار پياپی پيرامون حمله نظامی امريکا به ايران، خطر جنگ شيعه و سنی، نزديک شدن پايان مهلت پاسخ ايران به قعطنامه شورای امنيت سازمان ملل، خبرگزاری های در چند خط در باره اجلاس ناتو گزارش دادند و خبرگزاری های داخلی نيز آن را جدی نگرفته و منعکس نکردند. اين درحالی است که بنظر می رسد وزير دفاع امريکا در همين اجلاس، چکيده مشاهدات و رايزنی های خود و همچنين ديدگاه کاخ سفيد را در يک جمله بيان کرد. معنای اين جمله آنست که امريکا خيال مذاکره با ايران را- حتی در صورت عقب نشينی های اتمی- ندارد و نابودی توان نظامی جمهوری اسلامی به هر بهانه ای در برنامه آنست.

              وزير دفاع امريکا دراجلاس ناتو که هفته گذشته در بروکسل گفت:« در شرايطی که ايران در توهم تبديل شدن به يك قدرت منطقه اي بسر می برد هر مذاکره ای با آن بی ثمر است.»

              تفسير ساده اين جمله آنست که اولا امريکا مرحله مذاکره با جمهوری اسلامی را پشت سر گذاشته است و دوم و مهم تر آنکه اين مذاکره پس از درهم کوبيدن قدرت نظامی آن مطرح خواهد بود.


              Comment


              • In April 2001 I was invited to Washington, DC, by a group of Republican Congressmen collectively known as the Theme Team. The subject was Iraq. It seems that the Theme Team, responsible for monitoring the ideological pulse of America, was somewhat perturbed that a self-described Republican and former Marine officer, not to mention a former UN weapons inspector, was trash-talking America's Iraq policy. While this sort of action might have been acceptable during the tenure of a Democratic President like Bill Clinton, it was not part of the grand design when it came to the presidency of George W. Bush.

                The conference room was packed with more than seventy Representatives and their staffs. I provided an opening in which I stressed that the case being made against Saddam Hussein and Iraq, centered as it was on the issue of WMD, did not hold water. I chastised the Republican lawmakers with a warning: If they continued to support the policy of confronting Saddam's Iraq over a trumped-up charge, they would not only get America involved in a war it could not win but would end up destroying the credibility of the Republican Party, and turn control of the Congress, and eventually the Presidency, to the Democrats. There were questions asked, and answers given, and in the end most thanked me for what they called an "illuminating" meeting.

                Then they proceeded to do nothing.

                Today that warning has become reality. America is bogged down in a losing war in Iraq, the Republican Party lies in shambles over its partisan support of a policy that was never debated or discussed but rather rubber-stamped and the Democrats now control the Senate and the House of Representatives. There is a very real chance that the Democrats will take control of the presidency in 2008, since the debacle that is Iraq will not be resolved prior to that date.

                President Bush will go down in history with complete ownership of the Iraq War. The Republican Party will also be tarnished by this legacy. It doesn't matter that the policies of sanctions-based containment and regime change, which set in motion the events leading up to the US-led invasion of Iraq in March 2003, were conceived of and implemented by Clinton, or that the Democrats in Congress were as complicit (and incompetent) in their support of those policies through their "bipartisan" support of both the Iraq Liberation Act of 1998 (which set America's policy toward Iraq as regime change) and the War Authorization Resolution of 2002, which punted away Congress's constitutional responsibilities when it came to the declaration of war. To most Americans, the war in Iraq is a Republican war, and blame has been placed squarely at the doorstep of the Republican Commander in Chief who got us there, George W. Bush.

                In his recent State of the Union address, Bush spent a great deal of time speaking about Iraq and his plans for how to achieve "victory" there. The Democrats, in their various responses, rightly criticized the President and his plans as unrealistic and insupportable. The stage has been set for an old-fashioned showdown between executive and legislative power, where the advantages are stacked in favor of those who control the power of the purse (i.e., Congress), since the President's new "surge" strategy hinges not only on the availability of troops to be surged but also on the money to pay for it.

                When it comes to Iraq, newly empowered Democrats in Congress are getting a free ride, so to speak. While the honorable (and right) thing to do would be to combine their just criticism of the President's policy with a vision (and corresponding plan) of their own on how to proceed in Iraq, the Democrats instead seem to have taken the less risky and more politically savvy path of simply pointing an accusatory finger at the President, demanding that he fix what he broke. There is no coherent, broad-based Democratic plan for Iraq other than to criticize the President. In the case of Iraq, Democrats have demonstrated that they are just as capable of letting American service members die in order to preserve their own political ambition as their Republican counterparts are.

                While this is abominable, the Democrats will most likely get away with it. After all, the horror that is present-day Iraq did not happen on their watch. Iraq is a Republican debacle, and it will continue to play out as such politically on the domestic front.

                If I were to be invited to go to Washington today and speak to the Democratic equivalent of the Republican Theme Team, I would spend very little time on the issue of Iraq. Right or wrong, the Iraq War was a product of domestic American politics, not any genuine threat to national security, and as such the solution for Iraq will be derived not from whatever happens inside Iraq, surge or no surge, but rather from what happens here in America. It will take two or more national election cycles for the American electorate to purge Congress of those elements, Republican and Democratic alike, who are responsible for the Iraqi quagmire.

                Until American politicians from either party show that they care more about the lives of the men and women in the armed forces who operate in harm's way than they do about their own political fortunes, we will remain in Iraq. It takes courage to stand up against this war when the tide of public opinion continues to hold out hope for victory. "Doing the right thing" is a thing of the past, it seems. "Doing the politically expedient thing" is the current trend. The American public may have articulated frustration with the course of events in Iraq, but this feeling is derived more from a frustration at being defeated than from any moral outrage over getting involved in a war that didn't need to be fought in the first place. Congress takes its cues from the American people, and until the American people are as outraged over the mere fact we are in Iraq as they are over the rising costs of the conflict--human, moral and financial--then Congress will continue to dither.

                If I were to address a Democrat Theme Team equivalent, I would focus my effort on trying to impress them with the issue that will cost them political power down the road. This issue is Iran. While President Bush, a Republican, remains Commander in Chief, a Democrat-controlled Congress shares responsibility on war and peace from this point on. The conflict in Iraq, although ongoing, is a product of the Republican-controlled past. The looming conflict with Iran, however, will be assessed as a product of a Democrat-controlled present and future. If Iraq destroyed the Republican Party, Iran will destroy the Democrats.

                I would strongly urge Congress, both the House of Representatives and the Senate, to hold real hearings on Iran. Not the mealy-mouthed Joe Biden-led hearings we witnessed on Iraq in July-August 2002, where he and his colleagues rubber-stamped the President's case for war, but genuine hearings that draw on all the lessons of Congressional failures when it came to Iraq. Summon all the President's men (and women), and grill them on every phrase and word uttered about the Iranian "threat," especially as it has been linked to nuclear weapons. Demand facts to back up the rhetoric.

                Summon the American-Israeli Public Affairs Committee (AIPAC), or any other lobby promoting confrontation with Iran, to the forefront, so that the warnings they offer in whispers from a back room can be articulated before the American public. Hold these conjurers of doom accountable for their positions by demanding they back them up with hard fact. See if the US intelligence community concurs with the dire warnings put forward by these pro-war lobbyists, and if it doesn't, ask who, then, is driving US policy toward Iran? Those mandated by public law and subjected to the oversight of Congress? Or others, operating outside any framework representative of the will of the American people?

                Comment


                • If a real case, based on facts as they pertain to the genuine national security interests of the United States, can be made for a confrontation with Iran that leads to military conflict, so be it. America should never shy away from defending that which legitimately needs defending. The sacrifice expected of our military forces, while tragic, will be defensible. But if the case for war with Iran is revealed to be as illusory as was the case for war with Iraq, then Congress must take action to stop this conflict from occurring. This is the Democrats' issue now, the one that will make or break them in 2008 and beyond.

                  If hearings show no case for war with Iran, then Congress must act to insure that the United States cannot move toward conflict with that nation on the strength of executive dictate alone. As things currently stand, the Bush Administration, emboldened with a vision of the unitary executive unprecedented in our nation's history, believes it has all of the legal authority it requires when it comes to engaging Iran militarily. The silence of Congress following the President's decision to dispatch a second carrier battle group to the Persian Gulf has been deafening. The fact that a third carrier battle group (the USS Ronald Reagan) will probably join these two in the near future has also gone unnoticed by most, if not all, in Congress.

                  The President and his advisers believe that they are acting in accordance with the authorities given to the executive by the US Constitution, and by legislative authority as well, as provided for in both the Authorization for Use of Military Force resolution of September 14, 2001 (after the attacks of September 11, where Congress not only authorized the President to use military force against the perpetrators of the terror attacks but also against those nations deemed to be harboring people or organizations involved in the attacks), and the Authorization of Military Force Against Iraq resolution of October 2002 (where Congress concurred that any presidential action would be "consistent with the United States and other countries continuing to take the necessary actions against international terrorists and terrorist organizations, including those nations, organizations or persons who planned, authorized, committed or aided the terrorist attacks that occurred on September 11, 2001").

                  The National Security Strategy of the United States, most recently promulgated in March 2006, lists Iran as the number-one threat to the United States, not only in terms of its yet-to-be-proven nuclear weapons program but also from its status, as declared by the Bush White House, as the world's leading state sponsor of terror. The Bush Administration has repeatedly linked Iran with the perpetrators of the 9/11 terror attacks and has accused Iran of harboring people and organizations involved in that attack. If left unchallenged by Congress, the Bush Administration firmly believes it has all of the authority required to initiate military action against Iran without Congressional approval.

                  This is not an idle statement on my part. One needs only to read the words of President Bush during his recent State of the Union address:

                  Osama bin Laden declared: "Death is better than living on this earth with the unbelievers among us." These men are not given to idle words, and they are just one camp in the Islamist radical movement.

                  In recent times, it has also become clear that we face an escalating danger from Shia extremists who are just as hostile to America, and are also determined to dominate the Middle East.

                  Many are known to take direction from the regime in Iran, which is funding and arming terrorists like Hezbollah, a group second only to Al Qaeda in the American lives it has taken.

                  The Shia and Sunni extremists are different faces of the same totalitarian threat. But whatever slogans they chant, when they slaughter the innocent, they have the same wicked purposes: They want to kill Americans, kill democracy in the Middle East and gain the weapons to kill on an even more horrific scale. In the sixth year since our nation was attacked, I wish I could report to you that the dangers have ended. They have not.

                  And so it remains the policy of this government to use every lawful and proper tool of intelligence, diplomacy, law enforcement and military action to do our duty, to find these enemies and to protect the American people. [Author's emphasis]

                  What is unrealized in this passage is the loud applause given by members of Congress to the President's words.

                  Democrats in Congress have the opportunity to nip this looming disaster in the bud. The fact that most of the Democratic members of Congress who enjoy tenure voted in favor of the resolutions giving the President such sweeping authority is moot. Democrats are all capable of pleading that they were acting under the influence of a Republican-controlled body and unable to adequately ascertain through effective oversight the genuine state of affairs. This is no longer the case. The Democrats in Congress are in firm control of their own destiny, and with it the destiny of America. A war with Iran will pale in comparison with the current conflict in Iraq. And if there is a war with Iran, this Congress will be held fully accountable.

                  Comment


                  • Democrats should seek immediate legislative injunctions to nullify the War Powers' authority granted to the President in September 2001 and October 2002 when it comes to Iran. Congress should pass a joint resolution requiring the President to fully consult with Congress about any national security threat that may be posed to the United States from Iran and demand that no military action be initiated by the United States against Iran without a full, constitutionally mandated declaration of war. Those who embrace the notion of a unitary executive will scoff at the concept of a Congressional declaration of war. They hold that the power to make war is not an enumerated power per se. While statutory authorization (i.e., a formal declaration of war) is enumerated in the Constitution, the reality (as reflected by the current War Powers Act) is that the powers of bringing America to a state of war are not so much separated as they are linked and sequenced, with Congress exercising its control over budgetary appropriations and the President through command.

                    There may well be merit to this line of argument. But one thing is perfectly clear: Only Congress holds the power of the purse. While a President may commit American forces to combat without the consent of Congress (for periods of up to 180 days), he cannot spend money that has not been appropriated. There is, in the passing of any budget, inherent authority given to the President when it comes to national defense. However, Congress can, if it wants to, put specific restrictions on the President's ability to use the people's money. A recent example occurred in 1982, when Congress passed the Boland Amendment to restrict funding for executive-sponsored actions, covert and overt, in Nicaragua. While it is in the process of getting a handle on America's policy vis-à-vis Iran, Congress would do well to pass a resolution that serves as a new Boland Amendment for Iran. Such an amendment could read like this:

                    An amendment to prohibit offensive military operations, covert or overt, being commenced by the United States of America against the Islamic Republic of Iran, without the expressed consent of the Congress of the United States. This amendment reserves the right of the President, commensurate with the War Powers Act, to carry out actions appropriate for the defense of the United States if attacked by Iran. However, any funds currently appropriated by Congress for use in support of ongoing operations by the United States Armed Forces are hereby prohibited from being allocated for any pre-emptive military action, whether overt or covert in nature, without the expressed prior consent by the Congress of the United States of America.

                    However it is worded, the impact of such an amendment would be immediate and could forestall any military moves planned by the Bush Administration against Iran until Congress can fully familiarize itself with the true nature of any threat posed to the United States. President Bush seems to be hellbent on making war with Iran. The passage of time is, in effect, the enemy of his Administration's goals and objectives. By buying the time required to fully study the issues pertaining to Iran, and by forestalling the possibility of immediate pre-emptive action through budgetary restrictions, Congress may very well spare America, and the world, another tragedy like Iraq. If a Democrat-controlled Congress fails to take action, and America finds itself embroiled in yet another Middle East military misadventure, there will be a reckoning at the polls in 2008. It will not bode well for the Democrats currently in power, or those seeking power in the future.

                    Comment


                    • بنا به گفته منابع دولتي و مقامات ضد تروريست، دولت آمريکا، به عنوان بخشي از استراتژي تازه آن کشور براي تضعيف نفوذ ايران در سراسر خاورميانه و مجبور کردن آن کشور به دست کشيدن از برنامه اتمي اش، به نيروهاي نظامي خود در عراق اجازه داده تا عوامل ايران در داخل عراق را بکشد يا اسير کند.

                      بيش از يکسال است که نيروهاي آمريکايي در عراق بطور مخفيانه دهها نفر از ايرانيان مظنون به جاسوسي را دستگير کرده و براي سه يا چهار روز آنها را در بازداشت نگهداشته است. طراحي سياست "بگير و رها کن" براي پرهيز از ايجاد تنش با ايران و همچنين ترساندن عوامل آن کشور طراحي شده بود. نيروهاي آمريکايي قبل از آزاد کردن آنها و بدون اطلاع ايشان دي.ان.اي آنها را جمع آوري کرده، و از تعدادي نيز اسکن چشم و انگشت نگاري بعمل آورده است.

                      با اين وجود تابستان گذشته مقامات ارشد دولتي متوجه شدند که روشي خصمانه تر مورد نياز است، زيرا نفوذ منطقه اي ايران در حال افزايش است و تلاشهاي آمريکا براي منزوي کردن ايران به نظر ناموفق ميرسند. فعاليتهاي اتمي ايران روبه گسترش است، متحدان آمريکا در مقابل يک تحريم جدي ايران مقاومت ميکنند، و ايران به خشونت فرقه اي در ايران دامن ميزند.

                      يک مقام ارشد دولتي گفت: "براي ايران خرجي ندارد. آنها به ماموريت ما در عراق لطمه ميزنند، و ما با نجنگيدن پس ميرويم."

                      سه مقام رسمي گفتند که هميشه تعداد 150 مامور امنيتي ايران در عراق بسر ميبرند، و افرادي از فرماندهي سپاه پاسداران دائما در داخل عراق فعال هستند. مقامات امنيتي گفتند که مدرکي دال بر شرکت مستقيم ايرانيان در حملات به نيروهاي آمريکا در عراق وجود ندارد.

                      اما ايراني ها سه سال است که برنامه اي منظم پياده ميکنند، آموزش عملياتي، اطلاعات و اسلحه به نيروهاي شبه نظامي شيعه وابسته به دولت، شورشيان و خشونت بر عليه فرقه هاي سني ميدهند. ژنرال مايکل هايدن، رئيس سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا، اخيرا به سنا گفت که ميزان تجهيزات ارسالي ايران که برعليه نيروهاي آمريکايي در عراق بکار ميرود "بسيار چشم گير است. به نظر ميرسد که ايرانيان از سياست خارجي خطرناک خود سرمست هستند."

                      رئيس جمهور بوش پس از مشورت با مشاوران ارشد خود در پائيز امسال مجوز برنامه جديد "بکش يا بگير" را صادر کرد تا جلوي نفوذ ايران از کربلا تا لبنان را بگيرد، و در نهايت ايران را وادار به توقف برنامه اتمي اش بکند.

                      آنگونه که يک مقام ارشد گفت برنامه هاي دولت شامل پنج "زمينه مورد علاقه" دولت ايران است و راهکارهاي نظامي، اطلاعاتي، سياسي و ديپلماتيک براي هدف قرار دادن منافع ايران در خاورميانه طراحي شده است.

                      کاخ سفيد اجازه گسترش "ماتريس بازي آبي" آنگونه که در ميان محافل امنيتي مشهور است را داده- صورتي از عمليات مورد تائيد بر عليه حزب الله لبنان. و مقامات آمريکايي مشغول تهيه تحريمهاي بين المللي ايران بخاطر نگهداري دهها نفر از جنگجويان القائده است که در سال 2001 از افغانستان به ايران گريختند. آنها عمليات شديدتري را نيز بر عليه کمکهاي مالي ايران به جنبش تندرو حماس در فلسطين انجام ميدهند و منافع ايران در ميان شيعيان غرب افغانستان را مورد تهديد قرار ميدهند.

                      نيروهاي آمريکايي در عراق اکنون اختيار دارند تا هر عضو سپاه پاسداران و يا هر افسر اطلاعاتي را که با شبه نظاميان عراقي همکاري ميکنند را هدف قرار بدهند. اين سياست در مورد ايرانيان غيرنظامي يا ديپلماتها به اجرا گذاشته نشده است. دولت بوش از فرماندهان نظامي ميخواهد، باوجود آنکه تا کنون هيچگونه مقابله خشونت باري بر عليه ايرانيان انجام نداده اند، اکنون از اين اختيار خود استفاده نمايند.

                      اين برنامه گسترده مخالفان بانفوذي در ميان مقامات امنيتي در وزارت امور خارجه و وزارت دفاع دارد و آنها ابراز نگراني کرده اند که درگيري رو به گسترش آمريکا و ايران به ميدانهاي جنگ عراق کشيده شود.

                      مقامات ارشد دولتي ميگويند که اين سياست بر اين فرضيه استوار شده که در صورت حمله شديد آمريکا در عراق و نواحي ديگر، تهران از جاه طلبي هاي اتمي خود دست خواهد کشيد و رهبران ايران را دچار ترس عدم امنيت خواهد کرد. در صورتي که اگر ايران دست به پاتک بزند اين به معني در خطر قرار دادن آمريکائيان و منافع آمريکا در عراق، افغانستان و مناطق ديگر خواهد بود.

                      مقامات ميگويند که هايدن در مورد پاره اي از نتايج احتمالي با رئيس جمهور مشورت کرده، و از آن جمله امکان پاتک ايران از راه ربودن و کشتن پرسنل آمريکايي در عراق است.

                      دو مقام ارشد ميگويند که با وجود موافقت خانم رايس با اين طرح، او نگران پيش آمد اشتباهات احتمالي، و اثرات مقابله نظامي بين آمريکا و ايران در ميدان جنگ عراق است.

                      مقامات ميگويند، رايس در ملاقات با مشاوران ارشد خود از وزير دفاع خواسته تا يک مقام ارشد را براي سرپرستي اين برنامه تعيين کند تا جلوي يک درگيري تمام عيار را بگيرد. خانم رايس اطمينانهاي لازم را گرفته است، اما معلوم نيست که وزارت دفاع مجوز يک يک حملات را بايد بگيرد و يا فقط يک نظارت کلي است.

                      وزارتهاي امور خارجه و دفاع استراتژي ايران را براي اظهارنظرهاي بيشتر به شوراي امنيت ملي ارجاع نموده اند، و اين شورا از طرح مفاد برنامه و اظهار نظر در مورد مسائل امنيت ملي خودداري مينمايد.

                      اما گردون جاندروئه، سخنگوي شوراي امنيت ملي، در پاسخ به پرسشي در مورد مجوز "بکش يا بگير" گفت: "مدتي است که رئيس جمهور اظهار داشته که هرگونه اقدام لازم براي حفاظت از آمريکائيان در عراق و جلوگيري از اقدامات مخرب بعمل خواهد آمد. اختيارات نيروهاي ما منطبق با منشور شوراي امنيت سازمان ملل متحد است."

                      مقامات گفتند که نيروهاي ويژه آمريکايي و انگليسي درعراق، که در بعضي عمليات بصورت مشترک عمل ميکنند، برنامه را در دست بررسي دارند که قوائد درگيري و موارد دقيق استفاده از نيروي نظامي را مشخص ميکند. فرمانده ارشد آمريکا در عراق ژنرال کيسي، در هفته هاي آخر ماموريتش هماهنگي هاي لازم براي اين برنامه را به عمل آورد. به گفته يک مقام رسمي، کيسي درنظر داشت تا سپاه پاسداران ايران را به عنوان "نيرو دشمن" اعلام نمايد، که در ارتش به معني اجازه اقدام خصمانه خواهد بود.

                      جانشين کيسي، سرلشگر ديويد پترائوس، در نامه اي به کنگره اعلام کرده که اولويت نخستين او "مقابله با تهديدهايي است که در اثر مداخله هاي ايران و سوريه به وجود آمده، و ادامه ماموريت براي منهدم کردن شبکه هاي تروريستي و کشتن يا دستگيري آنهايي است که مخالف حمايت از عراقي يکپارچه و باثبات هستند."

                      مدافعان سياست جديد- در شوراي امنيت ملي، دفتر معاون رئيس جمهوري، پنتاگون و وزارت امور خارجه- گفتند که فقط مقابله مستقيم و خصمانه منجر به شکسته شدن نفوذ فزاينده ايران خواهد شد. ايراني ترسان و درمانده بيشتر حاضر خواهد بود تا خواست آمريکا دست کشيدن از برنامه اتمي را بپذيرد. "ايراني ها فقط زماني که تحت فشار هستند به جامعه بين المللي پاسخ مثبت ميدهند، نه زماني که احساس قدرت ميکنند."

                      در ارتباط با برنامه آسيب زدن به نفوذ ايران در لبنان، افغانستان و فلسطين، کار فراتر از تهديدهاي بوش در ابتداي همين ماه براي "متوقف کردن پشتيباني هاي ارسالي ايران و سوريه" به داخل عراق است. اين نشانه کنار گذاشتن ديپلماسي به عنوان تنها روش وارد آوردن فشار بر ايران براي متوقف کردن برنامه اتمي آن کشور است.

                      نيکلاس برن در اواخر ماه اکتبر گفت آمريکا ميداند که ايران "از حماس و حزب الله و شورشيان عراق پشتيباني ميکند و مشکلاتي را براي نيروهاي نظامي ما به وجود آورده است. علاوه بر برنامه اتمي ايران، حمايت اين کشور از تروريسم نيز در صدر دستور کار ما قرار دارد."

                      برن تلاشهاي ديپلماتيکي را براي افزايش فشار بين المللي بر ايرانيان به عمل آورده است. دولت در ظرف چند ماه پنج نامزد سياسي را براي مصاحبه و بحث در باره جوانب اين سياست، به شرط عدم اعلام هويت آنها، برگزيده است.

                      مقاماتي که جزئيات بيشتري را بدون اجازه مطرح ميکنند- از جمله مقامات رسمي ارشد، مشاوران حرفه اي و سياستگذاران- ميگويند در صورت ذکر نام آنها موقعيت آنها در کاخ سفيد به خطر خواهد افتاد.

                      تصميم در مورد استفاده نيروي نظامي عليه ايرانيان در عراق به تابستان گذشته، زماني که اسرائيل با حزب الله در لبنان ميجنگيد، برميگردد. مقامات ميگويند که گروهي از مقامات ارشد دولت بوش که بطور مستمر در جلسات سطح بالاي ضد تروريسم شرکت ميکنند، به اين توافق رسيدند که اين درگيري سرآغاز ظهور ايران به عنوان حلقه اتمي در ميان القاعده، حزب الله و جوخه هاي مرگ در عراق است.

                      در ميان افراد شرکت کننده در اين جلسات که در ماه اوت شروع شد، ميتوان معاون مشاور امنيت ملي اليوت آبرامز، مشاور ضدتروريسم شوراي امنيت ملي جووان زاراته، رئيس مرکز ضد تروريسم سي.آي.اي، نمايندگاني از پنتاگون و دفتر معاون رئيس جمهور، و رئيس مستعفي ضدتروريسم وزارت امور خارجه هنري کرامپتون را ميتوان نام برد.

                      در آن زمان بوش بطور علني از ديپلماسي به عنوان تنها راه مقابله با ايران تاکيد ميکرد. بوش در 19 سپتامبر در نطق خود در سازمان ملل متحد خطاب به مردم ايران گفت: "ما منتظر آن روزي هستيم که شما در آزادي زندگي کنيد، و آمريکا و ايران دوستان و همکاران خوبي براي آرمان صلح باشند."

                      دو هفته پس از آن کرامپتون از واشنگتن به مقر ستاد فرماندهي ارتش در تامپا پرواز کرد تا با ژنرال ابيزيد ملاقات کند. دليل اصلي اين ملاقات فشار آوردن بر ابيزيد براي تهيه يک جبهه خصمانه عليه نيروهاي امنيتي و نظامي ايران در داخل عراق بود.

                      اطلاعات بدست آمده از سياست "بگير و رها کن" شناخت از نيروهاي امنيتي ايران درعراق را افزايش داد. همچنين مانع از پيش آمدن بحران در روابط با دولت عراق بر سر دستگيري ايرانيان از سوي آمريکائيان شد و خطر امکان حمله متقابل ايرانيان به هدفهاي آمريکايي را کاهش داد.

                      اما مقامات ارشد معتقد بودند که اين سياست خيلي ملايم است.

                      يک مقام ارشد توضيح داد که سياست "بگير و رها کن" نميتوانست رد افراد را بگيرد و مانع از فعاليت ايرانيان در عراق و ايجاد نگراني در بين رهبران ايران شود. "هدف ما تغيير نحوه برخورد ما با ايرانيان، تغيير نحوه نگرش ايرانيان به ما و به خودشان است. آنها لازم است بفهمند که نميتوانند جان و منافع آمريکائيان را به خطر بياندازند. اين بايد متوقف شود."

                      يک مقام امنيتي ارشد نگران اهداف اين راهکار جديد است. "اين ربطي به عراق ندارد. اين به معني زدن دگمه ايران است. اين فقط سياسي است." او ساير اقدامات عليه ايران را نيز به همين ترتيب ميبيند، و به نظر او آمريکا به مناقشه ي ديگري دامن ميزند تا توجه را از عراق بردارد و ايران براي ناتواني آمريکا در خواباندن خشونت در عراق مورد ملامت قرار دهد.

                      اما مقامات ديگر معتقدند که مقابله با سپاه پاسداران و بخصوص يک واحد ويژه آن به نام سپاه قدس به اندازه مبارزه با القاعده در عراق از اولويت برخوردار است. سپاه قدس به فرماندهي آيت الله خامنه اي براي حمايت از شبه نظاميان عراق، حماس و حزب الله تشکيل شده است.

                      دو نفر ازمقامات ارشد بطور جداگانه در مصاحبه دولت ايران را به نازي هاي آلمان و سپاه را به "اس اس" تشبيه کردند. از نظر آنها اعضاي سپاه تروريست هستند. با چنين تعريفي نيروي نظامي ايران به هدفي در "جنگ با تروريسم" جرج بوش تبديل ميشود و اعضاي سپاه به عنوان نيروهاي متخاصم به حساب خواهند آمد يا بطور مخفيانه در بازداشت سي.آي.اي قرار خواهند گرفت.

                      وقتي که از جاندروئه در مورد قريب الوقوع بودن اين برداشت پرسيدند او درپاسخي کتبي گفت که دولت "مدتهاست نگران فعاليتهاي سپاه و ماموران آن در خاور ميانه است. سپاه قدس بخشي از نظام دولتي ايران است که اين فعاليت ها را در خارج انجام ميدهد."

                      Comment


                      • علاءالدين بروجردى رئيس كميسيون سياست خارجى مجلس شنبه شب در نشست جامعه اسلامى مهندسين ضمن اشاره به سابقه فعاليت*هاى هسته*اى ايران و تحولات هسته*اى اين كشور اظهار داشت: فعاليت هسته*اى ايران تجربه*اى نيم قرنى است كه از سال 1335 آغاز شده بود و بعد از مدتى توقف، دوباره در دهه 50 آغاز به كار كرد.

                        وى با اشاره به كمك*هاى قابل ملاحظه آلمان و فرانسه در پيش از انقلاب اظهار داشت: توليد نفت ما آن زمان دو برابر و جمعيت ما نصف اين بود اما آمريكايي*ها آن زمان هيچ وقت با ما مخالفت نكردند كه اين نشان مي*دهد ادعاى آن*ها مبنى بر بى نياز بودن ايران به انرژى هسته*اي، با توجه به داشتن ذخاير فسيلى بي*اساس است.

                        به گفته بروجردي، ايران بعد از انقلاب به خاطر عمل نكردن كشورهاى غربى به تعهداتشان، با استفاده از منهدسى *معكوس دستگاه*هاى سانتريفيوژ، تاسيسات خود را از كشورهايى تهيه كرد كه بمب هسته*اى داشتند و به همين خاطر ناخودآگاه تاسيسات ايران آلودگي*هايى به همراه داشت. بنابراين تا بيائيم بي*گناهيمان را ثابت كنيم مجبور شديم 2 سال فعاليت خود را تعليق كنيم.

                        وى با بيان اين كه كشورهاى غربى تمايل داشتند كه اين تعليق حداقل 10 سال طول بكشد، اظهار داشت: در اين صورت بنيه علمى ما از بين مي*رفت و كارشناسان جوان ما كه در اين عرصه فعاليت داشتند، با چنين تعليقى دلسرد مي*شدند و به سمت كارهاى ديگرى مي*رفتند.

                        * ليبى مثال خوبى براى نشان دادن عواقب عقب*نشينى از بحث هسته*اى است

                        اين نماينده مجلس با اشاره به بي*اعتمادى ايران به غرب اظهار داشت: قبل از انقلاب يك ميليارد دلار ناقابل در پروژه اوروديف فرانسه سرمايه*گذارى كرديم و علي*رغم اين كه از سهامداران اصل بوديم، فرانسه حاضر نشده سهم ما را بدهد. آلمان نيز كه طى قراردادهاى رسمى ملزم به اتمام كار نيروگاه*هاى بوشهر 1 و 2 بود، به تعهدات خود عمل نكرد، بنابراين تجربه ايران در اين زمينه تجربه تلخى است.

                        اين عضو كميسيون امنيت ملى با بيان اين كه كشورهاى معدودى از توانمندى هسته*اى برخوردار هستند اظهار داشت: خوشبختانه امروز ايران توان انجام تمامى مراحل را دارد و البرادعى به شوراى حكام رسماً اعلام كرده كه ايران غني*سازى را تا 5 درصد انجام داده است.
                        بروجردى با بيان اين كه تلاش آمريكا براى عدم دستيابى ايران به توان هسته*اى درخواست بي*ربطى به لحاظ مقررات بين*المللى است، تصريح كرد: دبيركل سابق سازمان ملل در ديدار با آقاى احمدي*نژاد گفته بود كه ما مي*دانيم انرژى هسته*اى حق شماست اما بهتر است شما از اين حق بگذريد چرا كه تضمينى براى عدم انحراف شما وجود ندارد. چنين استدلال*هاى بهانه جويانه*اى عليه ايران مطرح مي*شود. اين استدلال در مورد ديگران هم صادق است. مثلاً ژاپن كه از آمريكا زخم خورده و تا ساختن بمب اتم چند ساعت فاصله دارد، مي*تواند مهمترين تهديد باشد چرا كه انگيزه آن را هم دارد.

                        وى با بيان اين كه ليبى مثال خوبى براى عواقب عقب*نشينى از بحث هسته*اى است، اظهار داشت: مقامات ليبى در نهايت حقارت، تمام تجهيزات خود را به آمريكا فرستادند و امروز بسيار پشيمان هستند چرا كه آمريكا به هيچ كدام از تعهدات خود عمل نكرده است.
                        رئيس كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس با بيان اين كه مسائل لبنان، عراق و منطقه با بحث هسته*اى ايران گره خورده است، اظهار داشت: اين كه جمهوريخواهان *هر دو مجلس سنا و نمايندگان را يك جا از دست مي*دهند بحث مهمى است و نشان مي*دهد مسائل منطقه تاثيرات مهمى از پرونده هسته*اى ايران مي*گيرند.

                        وى با اشاره به مفاد قطعنامه 1737 خاطرنشان كرد: در اين قطعنامه گروه*هاى صنعتى كه در ارتباط با صنايع موشكى كار مي*كنند نيز مشمول اين بند شده*اند. افراد دخيل در صنايع سازمان هوا فضا و موشكى و هسته*اى نيز مشمول اين تحريم*ها هستند. البته ابتدا گفتند كه اين افراد بايد ممنوع*السفر شوند و حساب*هاى بانكى بين*المللى آن*ها مسدود شود اما با فشار روسيه قطعنامه در بخش*هاى مختلف از جمله اين بند معتدل شد.

                        اين نماينده مجلس با بيان اين*كه همكارى با ايران در چنين شرايطى براى چين و روسيه به منزله يك فرصت طلايى است، اظهار داشت: اين كه چين اعلام همكارى گسترده*اى را حتى در ارتباط با سرمايه*گذارى در پروژه*هاى نفت و گاز انجام مي*دهد متاثر از همين قضيه است. بنابراين طرف*هاى مذاكره*كننده با ايران در سه جبهه حضور دارند. در جبهه اول آمريكا قرار دارد كه بيشترين تندروي*ها را انجام مي*دهد. در جبهه دوم كشورهاى فرانسه و آلمان قرار دارند كه ملايم*تر عمل مي*كنند و در جبهه سوم چين و روسيه مي*باشند كه تهديدات را تا زمانى توجيه*پذير مي*دانند كه ايران تحريم نشود.

                        بروجردى با بيان اين*كه تهديدهاى نظامى آمريكا و سياست جديد بوش در صحنه عراق در جهت ترميم وضعيت جمهوريخواهان براى حضور در انتخابات رياست جمهورى است، اظهار داشت: از اين جهت درصددند خروج آبرومندانه*اى از عراق داشته باشند. در صحنه داخلى آمريكا رقابت*ها جدى وجود دارد و در سناى آمريكا در مصوبه*اى بوش را از افزايش نيروهاى نظامى منع كرده*اند اما بوش مي*تواند با ادامه اين سياست*ها، مي*خواهد در جهت كسب موفقيت*هايى براى به دست آوردن پيروزى در انتخابات تلاش *كند.

                        وى همچنين در اظهارات خود به مذاكرات فشرده* بين ايران و كشورهاى عربى منطقه اشاره كرد و اظهار داشت:گفت*وگوهاى سازنده و ضرورى بين دو طرف در سفر آقاى لاريجانى به عربستان و سفر شاهزاده بن بندر به ايران انجام شده است.

                        رئيس كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى يادآور شد: تا 2 اسفند يعنى پايان مهلت داده شده كه آن هم با فشار روس*ها از 30 روز به 60 روز افزايش يافته، البرادعى گزارشى در خصوص ميزان همكارى ايران با آژانس مي*دهد و اين گزارش البرادعى مبناى تصميم شوراى امنيت خواهد شد.

                        به گفته بروجردي، در طول دو هفته اخير البرادعى مواضع مثبت زيادى را ابراز كرده و مثلاً در سفر خود به فرانسه گفته دانش هسته*اى بمباران شدنى نيست كه نشان از تمايل وى براى ادامه گفت*وگوها است.

                        وى در خصوص پيشرفت*هاى فناورى هسته*اى ايران يادآور شد: ايران بعد از دو زنجيره 164 تايي، به سمت تشكيل زنجيره*اى 3 هزار تايى سانتريفيوژها مي*رود.

                        * اظهارات آقاى هاشمى رفسنجانى به منظور تاكيد بر وحدت همه گروه*ها در خصوص انرژى هسته*اى است

                        بروجردى در پاسخ به اين سوال كه رابطه اظهارات آقاى هاشمى رفسنجانى در سخنان ديروز نماز جمعه با دكترين هسته*اى ايران چيست و اين اظهار دغدغه*ها از سوى ايشان به چه معنى است؟ اظهار داشت: طبيعتاً در يك شرايط حساس بايد توجه داشت كه دشمن به دنبال ايجاد فضاى جنگ روانى است. از باب انسجام داخلى حرف آقاى هاشمى درست است، آن*ها در تلاشند اجماع بين*المللى عليه ايران شكل دهند كه تا به حال اين اتفاق نيفتاده است. بيش از 100 كشور عضو عدم تعهد و 57 كشور اسلامى در قطعنامه*هايى با سياست*هاى آمريكا عليه ايران مخالفت كرده*اند و اين نشان مي*دهد اجماعى كه آمريكايي*ها از آن حرف مي*زنند، دروغى بيش نيست.

                        وى با اشاره به صحبت*هاى اكبر اعلمى به عنوان نماينده جناح اصلاح*طلب در مجلس هفتم در ديدار با نمايندگان حزب سبز آلمان در اين خصوص كه انرژى هسته*اى حرف همه جناح*ها در ايران است، اظهار داشت: حرف آقاى هاشمى رفسنجانى هم همين است كه همه گروه*ها در خصوص انرژى هسته*اى اتفاق نظر دارند و بايد داشته باشند.

                        بروجردى با اشاره به ماهيت دولت عراق، با بيان اين كه خاصيت دموكراسى است كه اكثريت را به عرصه بياورد، تصريح كرد: بر همين مبنا امروز اكثريت شيعه در عراق حكومت را به دست گرفته*اند و آمريكا ناچار است به آن احترام بگذارد.

                        * خليل*زاد يكى از عوامل اصلى ناآرامى و كشتار در عراق است

                        اين نماينده مجلس در پاسخ به سوالي، خليل*زاد را يكى از عوامل اصلى ناآرامى و كشتار در عراق دانست و افزود: خود دموكرات**ها نيز بر اين مسئله تاكيد دارند و يكى از كسانى كه در آينده سمت خود را به ديگرى خواهد داد خليل زاد خواهد بود چرا كه اقدامات و گزارشات نادرستى به آمريكا داده است.
                        وى در پاسخ به اين سوال كه تهديدهاى آمريكا تا چه حد جدى است؟ اظهار داشت: بخشى از تهديدها روانى است اما مجموعه برآيند رفتارها در جدى شدن يا نشدن تهديدها نقش دارد. آمريكا ما را در جنگ 8 ساله امتحان كرده است و از مجموعه توانمندي*هاى ايران در عراق، *لبنان و ديگر كشورها مطلع است. تحليل اين است كه آمريكايي*ها دست به حماقتى اين چنينى نمي*زنند و اگر بزنند، ضررى كه آمريكا در منطقه دچار آن مي*شود جبران ناپذير است.
                        رئيس كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس، ديپلماسى فعال با كشورهاى منطقه و انسجام ملى در داخل را عامل پيروزى و عبور از بحران دانست و افزود: بايد با جامعه و سازمان*هاى بين*المللى نيز تعاملات جدى داشت.
                        اين نماينده مجلس با بيان اين كه كشورهاى غربى طى فرآيند قطعنامه*ها هم راستا با آمريكا حركت خواهند كرد، اظهار داشت: اما چين و روسيه سعى مي*كنند خلاء*هاى كشورهاى غربى را در تجارت با جمهورى اسلامى ايران پر كنند.
                        بروجردى در پاسخ به سوالى در خصوص حفظ امنيت ملى در قبال قطعنامه*هاى تحريم، با اشاره به لزوم دقت مسئولان به تحركات جنوب كشور، اظهار داشت: اين مسئله توجه دولت را به مشكلات مردم اين نواحى مي*طلبد.
                        بروجردى در پاسخ به سوالى درخصوص امكان ايجاد اتحاديه هسته*اى با برخى كشورها از سوى ايران، با بيان اين*كه توانمندى هسته*اى در مرحله*اى است كه نياز به تثبيت دارد، اظهار داشت:* ابتدا اين تثبيت بايد شكل بگيرد و بعد به سمت ايجاد اتحاديه*ها برويم.
                        وى افزود: شركتى به رياست مهندس بي*طرف وزير سابق نيرو به وجود آمده كه پيگيرى ساخت اولين نيروگاه هسته*اى 360 مگاواتى را در دستور كار دارد و مجلس نيز سازوكارهاى حمايتى خود را براى ايجاد اين نيروگاه*ها انجام مي*دهد. سازمان انرژى اتمى ايران بايد هرچه سريع*تر اعلام مناقصه بين*المللى را براى نيروگاه*هاى هسته*اى پيش بگيرد.
                        بروجردى در پاسخ به سوالى در خصوص حل مسائل في*مابين ايران و آمريكا، با بيان اين كه آمريكا در رابطه با ايران سياست*هاى خصمانه*اى را دنبال مي*كند، *افزود: در چنين فضاى رفتاري، اگر واقعاً عزمى براى مذاكره داشتند مي*شد روى آن فكر كرد. آن*ها در اوج گرفتاري*هاى خود در عراق اعلام تمايل براى مذاكره كردند، اما بعد از مدتى معلوم شد كه مشكلاتشان بيش از آن است كه بشود با مذاكره حل شود. البته امروز در آمريكا سياست*هاى متفاوتى وجود دارد و تيم جديد معتقد به مذاكره هستند.
                        وى با بي*تاثير خواندن حربه تهديد عليه ايران يادآور شد: سخت *ترين زمان براى ما دوران جنگ بود. در مقطعى اجازه ورود سيم خاردار به ايران را هم نمي*دادند،* اما ما مقاومت جانانه كرديم و موفق شديم. در حال حاضر هم اگر بخواهند فشارها را بر ايران افزايش دهند، مجلس ايران به محدوديت بازرسى آژانس راى خواهد داد.
                        بروجردى با بيان اين*كه منطقه خليج فارس منطقه انرژى دنياست، تصريح كرد: اين زنگ خطرى براى كسانى است كه فكر حمله به ايران در در ذهن مي*پرورانند.

                        Comment


                        • در روزهای اخير حساسيت مردم نسبت به خطر حمله و جنگ بسيار بيشتر از گذشته شده است و کربلای حسينی تحت تاثير کربلای اتمی قرار گرفته است. در بقالی ها، تاکسی ها و هرجا که مردم هستند درباره حمله صحبت می شود، درحاليکه تا دو هفته پيش مردم عادی زياد در جريان اين مسائل نبودند و جنگ وحمله را هم باور نمی کردند. حتی در ميان دانشجويان. همه سعی می کنند به هر طريق که ممکن است اخبار مربوط به خطر حمله به ايران را از آنسوی مرز بگيرند و دراين ميان نقش راديوها خيلی مهم است. هر صبح اخبار حمله را از قول راديو ها می توانيد در جمع مردم بشنويد. البته طبق معمول و عادت ما ايرانی ها، همه مفسراند و تفسير خود را هم به اين اخبار اضافه می کنند! که بد هم نيست و خيلی واقع بينانه تر از تفسيرهای سيما و صداست.

                          تا همين اواخر مردم کوچه و بازار احتمال جنگ را باور نمی کردند. به هر کس که می گفتيم اين مسير به جنگ ختم می شود با آوردن چند دليل ساده از خطر فاصله می گرفت. تا اينکه قطعنامه صادر شد و حوادث به تندی پيش رفت و ماجراهای اتفاق افتاد که همه می دانند. حالا وقتی از جنگ صحبت می کنيم، نه تنها ديگر آن دلائل را نمی آورند، بلکه اظهار تاسف هم می کنند و با کشيدن آهی می گويند اگر جنگ شود همه چيز نابود می شود و بايد از صفر شروع کرد. خيلی ها از شرکت نکردن در انتخابات رياست جمهوری اظهار پشيمانی می کنند. مردم بسيار خوب الان اخبار را دنبال می کنند و حساس تر از قبل شده اند و در داخل همه چيز دارد خيلی سريع پيش ميرود. حتی چند وقتی بعضی بقالی ها برای خريداران تلويزيون کار گذاشته اند و کانال خبر را هميشه باز می گذارند. بر و بچه هائی که تا همين اواخر وقتی راجع به اخبار می خواستيم صحبت کنيم فورا می گفتند "ولمان، سياست بی خيال" حالا تا می رسند می پرسند خبر چی داري؟ حتی خبرهای سوخته زمان جنگ 8 ساله هم برای خيلی از بروبچه ها جاذبه پيدا کرده است.


                          2- حرف هاى ديروز هاشمى در نماز جمعه را که گفت "به نيروهاى داخل کم اعتنائی کرديم و آنها را بى تفاوت کرديم، در اين شرايط حساس نبايد با طرد نيروهاى انقلابى و بي*‏تفاوت كردن آنها به خاطر برخى انحصارگرايي*‏ها كشور را با مشكلات بيشترى مواجه سازيم" را در کنار فضاى بازترى که در صدا سيما ظاهرا حاکم شد اگر بگذاريم مى شود نتيجه گرفت که مى خواهند مقدارى عقب نشينى کنند، اما آنقدر بی اعتمادی در اين عرصه ها وجود دارد که کسی اين نکات را توجه نمی کند و جدی نمی گيرد.

                          3- در تلوزيون چند روزى است که در مورد عزادارى حرف های نو و غير معمول ميزنند. مثلا اينکه زنجير زنى و علم بلند کردن و سنج زدن خرافات است! عزادارى خوب است که در هيئت ها باشد. مداحان هم بايد شعر هايى بخوانيد که محتوای آن اوهام نباشد و البته ريتم پاپ و رب هم نداشته باشد! دقيقا معلوم نيست چه خبر است، اما ظاهرا "امام زمان" بازی را از دستور کار خارج کرده اند، چون اين بازی در دولت احمدی نژاد خيلی دردسر ايجاد کرد. حتی می گويند عکس هاى منتسب به اهل بيت هم حرام است و بايد جمع شوند. شايد هم می خواهند مسئله را هياتی و سازماندهی کنند، اما حتی اگر اين کار را هم بخواهند بکنند همين که خرافات زدائی از تلويزيون شروع شده خودش خيلی مهم است.

                          4- در ادامه تغييرات در تلويزيون می خواهم بنويسم که تقريبا از يک ماه پيش اين تغييرات محسوس بود. مثلا برنامه های مستند از فيدل کاسترو و چه گوارا پخش می شود و يا مناظره و بحث درباره مارکسيسم و ليبراليسم که البته اغلب برنده سومي، يعنی اسلام است، اما بهرحال از اين بحث ها و اين خبرها تاکنون نبود.

                          ماجرا فقط در عرصه سياسی نيست. در نمايش فيلم ها هم تغييراتی روی داده است. مثلا سانسور نکردن نيم تنه عريان مردها و يا گفتگو در باره روابط پسر و دخترها قبل از ازدواج.

                          ماجرا ادامه دار و گسترده است. مخصوصا برای کسانی که تلويزيون زياد می بينند و برنامه های آن را پيگيری می کنند اين تغييرات جالب توجه است. مثلا در مصاحبه با احمدی نژاد، مجری تلويزيون (حيدری) سئوالاتی از رئيس دولت کرد که گاه بوی انتقاد هم ميداد و يا در کانال اول بحث هائی درباره حضور رئيس سازمان گردشگری در آن مجلس رقص ترکی در ترکيه شد که برای من که در جمهوری اسلامی بزرگ شده ام واقعا تعجب آور بود.

                          پدرم هميشه با مرور خاطرات تلخ گذشته و با بدبينی می گفت: ,هر وقت آزادی را در جمهوری اسلامی بيشتر احساس کردي، کمتر هيجان زده بشو.,

                          الان چند شبی است بمناسبت 22 بهمن و قبلش هم به مناسبت خروج شاه از ايران فيلم هائی پخش می شود. چند شب پيش برای اولين بار ديدم روزنامه ای را که فکر می کنم کيهان بود، نشان دادند که درشت نوشته بود "شاه رفت" . تا حالا نديده بودم که قسمت پائين اين صفحه اول را نشان بدهند، امسال اين شب ها چند بار اين قسمت را هم نشان دادند که يک تير بزرگ داشت با اين جملات: ,خمينی: مارکسيست ها هم آزاد هستند,. من تا حالا چنين جمله ای در روزنامه ها نديده بودم، آن هم از قول خمينی.

                          5- چند وقت پيش در مجلسی بودم که آذربايجانی ها دراکثريت بودند. يکی از آنها که می گفت روزنامه نگار است درباره شورش های چند ماه پيش آذربايجان پس از آن ماجرای کاريکاتور ميگفت که 5 نفری در آن ماجرا کشته شدند. خيلی ضد سلطنت بود و از قول آذربايجانی هائی که می شناخت می گفت که ما يک آلترناتيو می خواهيم که حق و حقوقمان را بدهد. می خواهد ترک باشد، می خواهد فارس. و باز هم می گفت در ايران 35 ميليون نفر ترکی حرف می زنند؛ اما يک برنامه تلويزيونی به زبان آذربايجانی وجود ندارد. می گفت: تبريز دارد تکان می خورد. انقلاب مشروطه هم از تبريز شروع شد. هميشه حکومت های مرکزی ما را کوبيده اند و بعد هم اين کوبيدن را جشن ملی اعلام کرده اند. مثلا شاه هزاران نفر را در سرکوب حکومت دمکرات ها در 21 آذر(1325) کشت و بعد اسم اين کشتار را گذاشت نجات آذربايجان و جشن ملی اعلام کرد. خوب، معلوم است که برای مردم آذربايجان هيچوقت چنين واقعه ای جشن نيست. مثل همين سرکوب اخير به مناسبت کاريکاتور که گفتند امنيت ملی را حفظ کردند. اما وقتی امنيت مردم در آذربايجان از بين می رود، امنيتی که حکومت می گويد چه اهميتی دارد؟

                          Comment


                          • U.S./Iran: Tensions Unlikely To Stoke Military Conflict

                            President George Bush on Jan. 23 said that he would rely on diplomacy to curb Iran's nuclear ambitions. Recent media reports have suggested that a U.S. military confrontation with Iran may be imminent. Washington clearly sees Tehran's growing influence as a serious policy challenge.

                            As Bush struggles to win support for his revised Iraq strategy, there is a growing consensus in Washington that the true treat emanates from Iran. Fundamentally, these perceptions are rooted in the sense that Washington has lost the strategic initiative in the Middle East, an apparent weakness that Tehran intends to exploit.

                            There are many other factors that have heightened US-Iranian tensions, particularly Tehran's:

                            --support for political parties and militias in Iraq that seek to check U.S. influence;

                            --apparent backing for efforts to make more lethal improvised explosive devices (IEDs) in Iraq;

                            --stepped-up support for Hamas;

                            --equipment and re-supply provided to Hizbollah;

                            --suspected agitation among Shia communities in U.S. Gulf allies; and

                            --aggressive pursuit of nuclear technology.

                            Many of these Iranian policies target U.S. political allies in the Middle East. Just a few years after embarking on a plan intended to force many of these regimes to democratize, the administration now seems committed to supporting these governments against their internal foes.

                            The Bush administration has long been concerned with Iran. From its earliest days, opinion within the administration was split between those who sought to promote revolution in the country and those who saw evolutionary processes leading to Iranian moderation.

                            Israeli concern over that radicalization will help shape the U.S. response to Iran. Democrats in Congress will back most strong measures against Tehran.

                            Yet the administration finds itself with few attractive policy options:

                            1. Military strike. Some in the administration advocate a strike against Iranian nuclear facilities. However, while there is Air Force support, most of the military doubts the efficacy of a strike and has concerns about medium-term "blow-back effects":

                            -- Pentagon reluctance. Consequently, senior military officers have drawn up war plans that involve a multiday effort to destroy Iranian air defenses, followed by the use of tactical nuclear weapons to destroy facilities tunneled deep into mountainsides. The inclusion of a nuclear requirement could signal an effort to make a strike appear so costly as to be unthinkable.

                            -- Cost-benefit doubts. The consequences of even non-nuclear pre-emptive strikes on Iran involve high costs and uncertain benefits.

                            -- Israeli impotence. The Israeli government speaks forcefully about a military strike, but the distances and payloads involved make such an action highly impractical.

                            2. Diplomatic stalemate. The administration is pushing the U.N. Security Council to keep Iran's nuclear ambitions high on the agenda. Inside and outside of the U.N., the administration seeks ways to expand sanctions against Tehran.

                            3. Naval escalation. Another aspect of U.S. strategy involves an increased naval presence in the Gulf. More warships also mean deeper U.S. military engagement with its allies in the Gulf.

                            4. Cultivating allies. Washington aims to rebuild its relationships with other Gulf states, especially Saudi Arabia:

                            -- U.S.-Saudi rapprochement. The crisis in U.S.-Saudi relations following the Sept. 11, 2001 attacks lasted three years, but circumstances convinced both sides that far more unites the two governments than divides them. Iran is part of that equation.

                            -- Iraq 'proxy war'? The conflict in Iraq is not yet a proxy war between Riyadh and Tehran, but each side gives ample support to opposing parties.

                            While a premeditated military confrontation appears unlikely, the threat of an unintended showdown is growing. However, there are signs that the Iranian government may be seeking to avert a clash by tempering its rhetoric.

                            Direct talks appear to be off the table. At core, the Bush administration fears that such discussions now would occur in a position of U.S. weakness. For their part, the Iranians object to holding narrow talks on U.S. terms, and they seek higher-level engagement than Washington has been willing to offer.

                            Perceptions that U.S. regional influence has weakened, Washington's effort to regain lost ground, and Tehran's attempts to exploit the situation have increased the chances of an unintended military clash. However, the chances of such an event--or a deliberate U.S. strike--remain relatively low.

                            Comment


                            • ايالات متحده قصد دارد کنترل امور خاورميانه را به دست گيرد و نشان دهد که عليرغم ناکامي و سرخوردگي هاي به وجود آمده در عراق، توانايي مقابله عليه تأثيرات و نفوذ ايران را دارد. اين پيامي است که دولت بوش يک ماه قبل از اتمام ضرب الاجل سازمان ملل نسبت به پرونده اتمي ايران درحال انتشار آن است.

                              يک ديپلمات دراين خصوص توضيح مي دهد که "استراتژي جديد" به هدف "اعمال فشار روزافزون و همه جانبه" بر مقامات ايراني اتخاذ شده تا بدين طريق "ايده شکست ناپذيري دولت تهران" کم رنگ شود. به نقل از روزنامه واشنگتن پست، احساس صاحب منصبان دولت بوش اين است که "مقامات ايراني تنها زماني به جامعه بين الملل پاسخگو خواهند بود که تحت فشار باشند".

                              اين استراتژي روز 15 ژانويه توسط رابرت گيتس، وزير جديد دفاع امريکا اتخاذ شده است. وي با اشاره به استقرار دو ناو هواپيمابر در خليج فارس و اعزام يک گردان تدافعي ضدهوايي که به موشک هاي ضدموشک پاتريوت مجهز هستند اظهار داشت: "ما قصد داريم به کشورهاي منطقه بفهمانيم که براي يک مدت طولاني در خليج فارس حضور خواهيم داشت."

                              اين درحالي است که روز 26 ژانويه، چنين اظهاراتي مجدداً توسط کاندوليزا رايس در مصاحبه انجام شده با واشنگتن پست تکرار شد. به گفته او، اين نمايش قدرت به اين هدف انجام شده که "کشورهاي دوست" مي توانند روي واشنگتن حساب کنند. "ايالات متحده بايد قدرت خود را به نمايش بگذارد و نشان دهد که در خليج فارس حاضر است و در آنجا نيز خواهد ماند."

                              خانم رايس در مصاحبه خود از واژه "صف آرايي مجدد" استفاده کرده، به گونه اي که در محافل ديپلماتيک نيز از آن استفاده مي شود. به گفته او، جنگ لبنان فاصله اي را بين "تندروها" و ميانه روهاي منطقه ايجاد کرده و در اين رابطه، سايه ايران نيز روز به روز بزرگ تر و نگران کننده تر مي شود.

                              اگر به اظهارات کساني که در ابتدا به چنين "صف آرايي مجدد"ي اشاره کرده اند [مانند پروفسور گري سيک، عضو سابق شوراي امنيت ملي امريکا] توجه کنيم، مي بينيم که منظور ائتلاف بين اسراييل و سني هاي ميانه رو است. وي در اين خصوص در راديو ملي امريکا اظهار داشت: "ايالات متحده، اسراييل و دولت هاي بزرگ سني روي يک مسأله توافق نظر دارند: ايران همچنان درحال قوي شدن است و روز به روز نيز به تهديدهاي آن افزوده مي شود. اکنون بايد کاري کرد!"

                              روزنامه واشنگتن پست در افشاگري هاي جديد خود [روز جمعه] به بررسي ابعاد اين رويارويي پنهان پرداخته است. در سال 2006، "در حدود دوازده" مأمور ايراني به طور مخفي در عراق دستگير شده اند و از آنها [قبل از رهايي] عکس و آزمايش DNA گرفته شده است. به علاوه، از پاييز تاکنون به سربازهاي امريکايي ابلاغ شده که اجازه دارند چنين عواملي را "دستگير کنند" يا حتي "بکشند". تعداد اين عوامل در حدود 150 نفر برآورد مي شود و به اين تعداد مي توان برخي از اعضاي فرماندهي سپاه پاسداران و واحد القدس را افزود.

                              روز جمعه پس ازتحويل پست فرماندهي نيروهاي امريکايي [در عراق] به ژنرال ديويد پتراوس و پس از رأي گيري در مجلس سناي امريکا، جرج بوش اعلام کرد که بايد از پيشروي کساني که "اهداف" کاخ سفيد و سربازهاي امريکايي را مقصر مي شمارند جلوگيري کرد. ازطرف ديگر، آقاي گيتس دراين خصوص گفت: "نيروهاي ما اجازه دارند شخص يا اشخاصي را که قصد جان آنها را کرده اند تحت تعقيب قرار دهند. ما تلاش خواهيم کرد که اين شبکه ها را ريشه کن کنيم، زيرا 70 درصد از تلفات ما به دليل اقدامات چنين شبکه هايي [ماشين هاي بمب گذاري شده] است."

                              البته عراق تنها جايي نيست که مبارزه عليه نفوذ ايران در جريان است. به گفته واشنگتن پست، در لبنان عملياتي عليه حزب الله انجام شده است. در کنفرانس پاريس که حاميان دولت لبنان در آن شرکت داشتند، چنين نتيجه گيري شد که ايالات متحده و عربستان سعودي قصد دارند همچنان به عنوان اصلي ترين پشتيبان [ازنظر مالي] باقي بمانند، درحالي که حزب الله تنها از طريق درآمدهاي نفتي ايران تغذيه مي شود.

                              مقامات امريکايي معتقدند که روند پيشرفت اقدامات آنچنان به نفع رييس جمهور احمدي نژاد نيست. با کاهش قيمت هر بشکه نفت به يک سوم قيمت سال گذشته، مطمئناً کمک هاي ايران به حزب الله لبنان و حماس فلسطين نيز کاهش خواهد يافت. در اين خصوص، نقش عربستان در تأمين نفت به ميزان فعلي، بسيار مهم و حياتي خواهد بود.

                              Comment


                              • جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا در مصاحبه با راديو ملی آمريکا (NPR ) گفت: در صورتی که ايران اقدامات نظامی خود را در عراق گسترش دهد و نيروهای آمريکايی و شهروندان عراقی را تهديد کند با پاسخ قاطعی از سوی آمريکا روبرو خواهد شد.

                                به گزارش خبرگزارى "انتخاب" جورج بوش در طول كمصاحبه بارها گفت كه البته آمريکا هيچ قصدی برای حمله به ايران ندارد. اما اقدامات لازم را برای محافظت از نيروهای آمريکايی انجام خواهد داد.

                                وی خطاب به نظاميان آمريکايی در عراق گفت :" ما از شما در برابر کسانی که به دنبال اختلاف افکنی و اذيت و آزار هستند؛ دفاع خواهيم کرد و در نتيجه آنچه را که برای حمايت نيروهايمان لازم باشد؛ انجام خواهيم داد."

                                وى با اشاره به اينكه واشنگتن در حال كار ,ديپلماتيك, درباره مسئله هسته*اى ايران است، افزود: ,يكى از مسائل مهم در بحث درباره ايران اين است كه مسائل را با يكديگر داخل نكنيم، يكى از اين مسائل اتفاقاتى است كه در حال رخ دادن در عراق است. مسئله ديگر اهداف آنها براى دستيابى به سلاح هسته*اى است. و ما در حال برخورد ديپلماتيك با اين مسئله هستيم.,

                                بوش گفت ايران در صورتى كه بخواهد به تسليحات هسته*اى دست يابد با عواقب اقتصادى و ديپلماتيكى روبرو خواهد شد.

                                رئيس جمهورى آمريكا تصريح كرد: ,پيامى كه ما مي*خواهيم براى حكومت ايران و مردم ايران ارسال كنيم اين است كه در صورت ادامه پيگيرى تسليحات هسته*اى بيشتر منزوى خواهيد شد.,

                                وى با تكرار ادعاى خود براى دستيابى ايران به تسليحات هسته*اى مدعى شد: ,پيام به مردم ايران اين است كه دولت شما قصد دارد شما را منزوى كند، اگر دولت شما به دستيابى به سلاح هسته*اى پافشارى كند، فرصت براى مردم ايران از دست مي*رود.,

                                بوش در عين حال گفت، ترديد قطعى درباره اطلاعات آمريكا درباره طرح*هاى هسته*اى تهران را با توجه به ضعف اطلاعات درباره جنگ در عراق را درك مي*كند.

                                وى افزود: ,من نيز مانند بسيارى از آمريكاييها مي*گويم اگر اطلاعات درباره عراق درست نبود، چگونه مي*توانيد بگوييد اطلاعاتتان درباره ايران درست است. و بنابراين ما در حال ارزيابى مداوم هستيم و به اين سوال مشروع با كار مداوم براى دستيابى به اطلاعات پاسخ مي*دهيم.,

                                رئيس جمهورى آمريكا ادعا كرد: ,من تهديد هسته*اى ايران را بسيار جدى مي*دانم اگرچه اطلاعات درباره عراق آن چيزى نبود كه ما فكر مي*كرديم بايد باشد.,

                                وى گفت: ,اگر ايران اقدامات نظامى خود را در عراق افزايش دهد و به نيروهاى ما و يا مردم بي*گناه عراق آسيب برساند، ما به شدت پاسخ مي*دهيم.,

                                بوش به سربازان آمريكايى و رهبران عراقى قول داد: ,ما در دفاع از شما در مقابل افرادى كه مي*خواهند ايجاد آسيب و اختلاف كنند، كمك مي*كنيم. و بنابراين ما هر كارى براى دفاع از نيروهايمان انجام مي*دهيم.,

                                اما وى هشدار قانونگذاران آمريكايى عليه حمله به ايران را رد كرد و گفت: ,نمي*دانم چگونه فردى مي*تواند بگويد حفاظت از نيروها به معناى آن است كه ما قصد حمله به ايران را داريم.,

                                رئيس جمهورى آمريكا تاكيد كرد: ,من هيچ قصدى براى شركت كردن در (حمله به ايران) ندارم.,

                                Comment

                                Working...
                                X