گران شدن قيمت نان طی يک هفته اخير و در آستانه انتخابات موجی از اظهار نظرها و واکنش های سياسی را در پی داشت. به طوری که اقدام اتحاديه نانوايان از سوی استانداری ,شيطنت سياسی, نام گرفت. جنجال ها در حاشيه اين ماجرا تا جايی ادامه يافت که دولت اعلام کرد پس از برگزاری انتخابات قيمت های جديد نان را اعلام خواهد کرد و فروش نان به قيمت بالاتر از قيمت مصوب غير قانونی است و با آن برخورد خواهد شد. اين برخورد در برخورد و پلمب 10 نانوايی متخلف تبلور يافت. حاشيه سياسی اين ماجرا اين بود که قيمت نان به عنوان يک کالای حياتی و پر مصرف جزء کالاهايی است که قيمت آن با دخالت مقامات ارشد سياسی تعيين می شود. اتحاديه نانوايان نيز در توجيه اقدام خود اعلام کرده است که دو سال از تثبيت قيمت نان گذشته و اين در حالی است که نرخ بيمه، حق کارگران، ماليات، اجاره محل و مهم تر از همه قيمت آرد مصرفی نانوايان بالا رفته است. در های و هوی تبليغات انتخابانی و مسائل پرتنشی که دولت درگير آن است، بعد ديگری از اختلاف نظرها نمود پيدا کرد. عده يی از نانوايان با پلمب نانوايی خود بيکار شدند و عده يی توانستند عده ديگر را با اتهامات سياسی به حاشيه برانند. اما آنچه در اين ميان از سوی طرفين درگير ناديده گرفته شد مردمی بودند که هنوز طبق سنت غذايی شان نان در ليست اول و هر روزه خريد خانه است؛ مردمی که هر روز در صف های نانوايی می ايستند تا روزی نيايد که سفره هاشان بی نان گشوده شود.
مردم ساکت مانده اند
گران شدن 25 درصدی نان طی چند روز گذشته چندان تاثيری در زندگی مردم نگذاشت. اگرچه روزگاری اين تغيير قيمت بخشی از تاريخ اعتراضات مردمی و خصوصاً زنان را به خود اختصاص داده بود اما افزايش ناگهانی قيمت نتوانست تکانی به لايه زنده شهر بدهد.
مادربزرگ های همين لايه 100 سال پيش به دليل گرانی و بحران نان سطوری از تاريخ را به خود اختصاص دادند. در تهران زنان در حرم حضرت عبدالعظيم بست نشستند و فرياد الجوع الجوع سردادند. کامران ميرزا، يکی از محتکران گندم و از نزديکان دربار را محاصره کرده و از اسب پايين می کشند و با چوب و سنگ پاداش احتکارهايش را می دهند. همين زنان مانع حرکت کالسکه ناصرالدين شاه شده و مانع حرکت شاه ايران می شوند. در تبريز نيز زنان به رهبری زينب پاشا انبار گندم تبريز را گشودند و گندم احتکار شده را بين مردم تقسيم کردند. زنان تبريزی معضل نان آن روزشان را آنقدر جدی گرفتند که دانه های طلايی گندم را به خون حاجی قاسم اردبيلي، يکی از محتکران آرد و گندم رنگ کردند. اما چرا امروز صد سال بعد اين اتفاق نيفتاد. آيا نان ديگر غذای اول نيست؟ آيا روح اعتراض مرده است؟ نه، هيچ کدام. مردم تنها به قيمت های سليقه يی نان عادت کرده اند. قيمت نان در شهر تهران به شکل باور نکردنی متغير است.
سنگک های 500 تومانی
گفت وگو با ساکنان مناطق مختلف شهر تهران حاکی از اين بود که مردم سال ها است به قيمت های سليقه يی نان عادت کرده اند. به رغم اينکه مردم جنوب شهر بيشترين مصرف نان را دارند اغلب افزايش قيمت ها را حس نکرده اند. خانم محمودی ساکن منيريه می گويد که نان خانه اش را مدت ها است 50،60 و 70 تومان خريداری می کند. او می گويد؛ اوايل اعتراض می کردم که چرا هر نانوايی به يک قيمت نان می دهد که نانواها هم می گفتند برويد از هر کدام که ارزان تر می فروشد بخريد. نانواهای گران فروش هم می گفتند که ديگران خمير کمتری را برای نان می گذارند. به هر حال ديگر اعتراض فايده يی نداشت. او می گويد که در يک مسير 400 متری 3 نانوايی در مسير خانه اش است و هر کدام به يک قيمت نان می فروشند. مردم غربی ترين شهرک تهران نيز نان خانه هايشان را به قيمتی بالاتر از معمول و البته متغير خريداری می کنند. يکی از ساکنان شهرک اکباتان می گويد ما نان لواش را بسته يی می خريم که آن هم در هر سوپرمارکت يک قيمت خاص دارد. يعنی يک مارک مشخص نان را بين 200 تا 350 تومان می خريم. نان سنگک هم اگر بدون کنجد باشد 200 و اگر کنجددار باشد 300 تومان است. اين قيمت ها در اين يک هفته تغييری نکرده. مادر من هم در پاسداران نان سنگک معمولی را 300 تومان می خرد. حين تهيه اين گزارش يکی از همکارانم که ساکن شرق تهران است از سنگک 500 تومانی در شهرک غرب می گويد که البته خود مشتری همين جا است و اين مسير را هر هفته طی می کند. البته اوضاع نان سنگک بهتر از همه نان ها است. خراسانی ها نان محلی - ملی شان را به بيرون از مرزها هم فرستاده اند. نان سنگک ايرانی در کانادا و امريکا به قيمت 3 دلار فروخته می شود.آخرين قيمت مصوب نان در ايران به اين قرار است؛ لواش 15، بربری 55، سنگک 100 و تافتون 65 تومان. البته به جرأت می توان گفت که هيچ تهرانی نان را به اين قيمت ها نمی خرد.
سفره تهی از نان و نفت
نانواها هم حرف های خود را دارند. آنها هم مثل مردم و مثل همه افرادی که دستی در جنجال ها و روابط سياسی ندارند در اين افزايش و تزلزل قيمت ها متضرر شده اند. يکی از نانواها می گويد؛ قيمت نان را در اين چند سال تغيير نداده اند ولی همه قيمت ها بالا رفته. نانواها هم هزينه و خرج دارند. مجبورند اين هزينه ها را به نوعی جبران کنند. مثلاً وزن خمير را کمتر می گيرند يا با مقدار کمی کنجد نان را به دو برابر قيمت می فروشند. اتحاديه نانوايان نيز اعلام کرده است که در سال های اخير تثبيت قيمت ها فقط برای نانوايان بوده و کارگران نانوايی با همان قيمت گذشته کار می کنند در حالی که کارگران ديگر 20 درصد افزايش درآمد داشته اند. ابراهيم خليلي، رئيس اين اتحاديه می گويد که عدم افزايش قيمت نان باعث شده اين اتحاديه نتواند به حقوق حقه نانوايان رسيدگی کند، چرا که 60 تا 70 درصد هزينه های نانوايی را حقوق کارگران تشکيل می دهد. در رابطه با افزايش قيمت نان نايب رئيس شورای اطلاع رسانی دولت اعلام کرده است که دولت تاکنون تصميمی برای افزايش قيمت نان نگرفته است. پارياب در آخرين اظهار نظر خود اعلام کرده است که افزايش قيمت نان بايد در شورای اقتصاد بررسی شود و تا اين نشست قيمت قبلی نان معتبر است.افزايش يا کاهش يا ثبات قيمت ها ظاهراً چندان به مردمی مربوط نيست که به هر بهانه يی مجبورند بهای کم کاری ها يا سياست بازی های مسوولان را بپردازند. آنها نان را با عناوين مختلف مثل آرد آزاد و کنجدی و... به قيمت های غير مصوب می خرند مثل هزاران کالای ديگر. سبد خانوار ايرانی هيچ قيمتی ندارد. مهم سفره هايی است که نانش هنوز سامان نگرفته، می خواست پذيرای رايحه نفت باشد.
مردم ساکت مانده اند
گران شدن 25 درصدی نان طی چند روز گذشته چندان تاثيری در زندگی مردم نگذاشت. اگرچه روزگاری اين تغيير قيمت بخشی از تاريخ اعتراضات مردمی و خصوصاً زنان را به خود اختصاص داده بود اما افزايش ناگهانی قيمت نتوانست تکانی به لايه زنده شهر بدهد.
مادربزرگ های همين لايه 100 سال پيش به دليل گرانی و بحران نان سطوری از تاريخ را به خود اختصاص دادند. در تهران زنان در حرم حضرت عبدالعظيم بست نشستند و فرياد الجوع الجوع سردادند. کامران ميرزا، يکی از محتکران گندم و از نزديکان دربار را محاصره کرده و از اسب پايين می کشند و با چوب و سنگ پاداش احتکارهايش را می دهند. همين زنان مانع حرکت کالسکه ناصرالدين شاه شده و مانع حرکت شاه ايران می شوند. در تبريز نيز زنان به رهبری زينب پاشا انبار گندم تبريز را گشودند و گندم احتکار شده را بين مردم تقسيم کردند. زنان تبريزی معضل نان آن روزشان را آنقدر جدی گرفتند که دانه های طلايی گندم را به خون حاجی قاسم اردبيلي، يکی از محتکران آرد و گندم رنگ کردند. اما چرا امروز صد سال بعد اين اتفاق نيفتاد. آيا نان ديگر غذای اول نيست؟ آيا روح اعتراض مرده است؟ نه، هيچ کدام. مردم تنها به قيمت های سليقه يی نان عادت کرده اند. قيمت نان در شهر تهران به شکل باور نکردنی متغير است.
سنگک های 500 تومانی
گفت وگو با ساکنان مناطق مختلف شهر تهران حاکی از اين بود که مردم سال ها است به قيمت های سليقه يی نان عادت کرده اند. به رغم اينکه مردم جنوب شهر بيشترين مصرف نان را دارند اغلب افزايش قيمت ها را حس نکرده اند. خانم محمودی ساکن منيريه می گويد که نان خانه اش را مدت ها است 50،60 و 70 تومان خريداری می کند. او می گويد؛ اوايل اعتراض می کردم که چرا هر نانوايی به يک قيمت نان می دهد که نانواها هم می گفتند برويد از هر کدام که ارزان تر می فروشد بخريد. نانواهای گران فروش هم می گفتند که ديگران خمير کمتری را برای نان می گذارند. به هر حال ديگر اعتراض فايده يی نداشت. او می گويد که در يک مسير 400 متری 3 نانوايی در مسير خانه اش است و هر کدام به يک قيمت نان می فروشند. مردم غربی ترين شهرک تهران نيز نان خانه هايشان را به قيمتی بالاتر از معمول و البته متغير خريداری می کنند. يکی از ساکنان شهرک اکباتان می گويد ما نان لواش را بسته يی می خريم که آن هم در هر سوپرمارکت يک قيمت خاص دارد. يعنی يک مارک مشخص نان را بين 200 تا 350 تومان می خريم. نان سنگک هم اگر بدون کنجد باشد 200 و اگر کنجددار باشد 300 تومان است. اين قيمت ها در اين يک هفته تغييری نکرده. مادر من هم در پاسداران نان سنگک معمولی را 300 تومان می خرد. حين تهيه اين گزارش يکی از همکارانم که ساکن شرق تهران است از سنگک 500 تومانی در شهرک غرب می گويد که البته خود مشتری همين جا است و اين مسير را هر هفته طی می کند. البته اوضاع نان سنگک بهتر از همه نان ها است. خراسانی ها نان محلی - ملی شان را به بيرون از مرزها هم فرستاده اند. نان سنگک ايرانی در کانادا و امريکا به قيمت 3 دلار فروخته می شود.آخرين قيمت مصوب نان در ايران به اين قرار است؛ لواش 15، بربری 55، سنگک 100 و تافتون 65 تومان. البته به جرأت می توان گفت که هيچ تهرانی نان را به اين قيمت ها نمی خرد.
سفره تهی از نان و نفت
نانواها هم حرف های خود را دارند. آنها هم مثل مردم و مثل همه افرادی که دستی در جنجال ها و روابط سياسی ندارند در اين افزايش و تزلزل قيمت ها متضرر شده اند. يکی از نانواها می گويد؛ قيمت نان را در اين چند سال تغيير نداده اند ولی همه قيمت ها بالا رفته. نانواها هم هزينه و خرج دارند. مجبورند اين هزينه ها را به نوعی جبران کنند. مثلاً وزن خمير را کمتر می گيرند يا با مقدار کمی کنجد نان را به دو برابر قيمت می فروشند. اتحاديه نانوايان نيز اعلام کرده است که در سال های اخير تثبيت قيمت ها فقط برای نانوايان بوده و کارگران نانوايی با همان قيمت گذشته کار می کنند در حالی که کارگران ديگر 20 درصد افزايش درآمد داشته اند. ابراهيم خليلي، رئيس اين اتحاديه می گويد که عدم افزايش قيمت نان باعث شده اين اتحاديه نتواند به حقوق حقه نانوايان رسيدگی کند، چرا که 60 تا 70 درصد هزينه های نانوايی را حقوق کارگران تشکيل می دهد. در رابطه با افزايش قيمت نان نايب رئيس شورای اطلاع رسانی دولت اعلام کرده است که دولت تاکنون تصميمی برای افزايش قيمت نان نگرفته است. پارياب در آخرين اظهار نظر خود اعلام کرده است که افزايش قيمت نان بايد در شورای اقتصاد بررسی شود و تا اين نشست قيمت قبلی نان معتبر است.افزايش يا کاهش يا ثبات قيمت ها ظاهراً چندان به مردمی مربوط نيست که به هر بهانه يی مجبورند بهای کم کاری ها يا سياست بازی های مسوولان را بپردازند. آنها نان را با عناوين مختلف مثل آرد آزاد و کنجدی و... به قيمت های غير مصوب می خرند مثل هزاران کالای ديگر. سبد خانوار ايرانی هيچ قيمتی ندارد. مهم سفره هايی است که نانش هنوز سامان نگرفته، می خواست پذيرای رايحه نفت باشد.

Comment