با اظهارات پسر ۷ ساله ، عامل جنايت چمداني شناخته شد.رسيدگي به ماجراي اين قتل چمداني با وجود اعترافات گمراه كننده عامل جنايت در دستور كار قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت.
بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۲ ظهر هشتم بهمن ماه سال ۸۳ مردي جوان كه در حال گذر از حاشيه اتوبان قزوين _ كرج بود به چمدان كرم رنگي برخورد كه پيكر زن جواني داخل آن بود.وقتي تيم تجسس پليس به بالاي سر چمدان اعزام شدند و درآن را باز كردند پيكر زن ۲۷ ساله اي را ديدند كه پاهايش را با طنابي بسته بودند و دور گردنش طنابي را گره زده بودند به گونه اي كه مشخص مي كرد او را خفه كرده اند.جسد زن ناشناس به بهشت سكينه برده شد و در شاخه تحقيقي پليس كارآگاهان پي بردند مردي ۴ ساعت قبل از كشف قتل چمداني به كلانتري كمالشهر رفته و خواستار رديابي همسر ناپديد شده اش با نام «سهيلا سعيدي» شده است.شوهر «سهيلا» با جنايي شدن ماجراي ناپديد شدن وي تحت بازجويي قرار گرفت و گفت: ساعت ۶ صبح هفتم بهمن ماه همسرم من را از خواب بيدار كرد تا به سر كار بروم وقتي از خانه خارج شدم «سهيلا» نزد پسرم بود تا اينكه ساعت ۴ بعدازظهر به خانه برگشتم، پسرم تنها بود وقتي پرسيدم كه مادرت كجا است؟ شنيدم كه از وقتي او از خواب بيدار شده است «سهيلا» در خانه نبود، حتي پسرم وقتي براي خوردن صبحانه مي خواست چاي درست كند دستش را سوزانده بود.
شاهد ۷ ساله جنايت
۱۸ روز بعد، پليس به شاهد ۷ ساله اين جنايت برخورد كه مي گفت به خاطر ترس از پدرش سكوت كرده است و همه جزئيات قتل مادرش را ديده است.
اين پسر بچه به كارآگاهان گفت: «شب قتل ميهمان داشتيم، وقتي آنان رفتند سر اعتياد پدرم بين آن دو درگيري به وجود آمد من براي رهايي از اين داد و فريادها به اتاقم رفتم تا بخوابم، ناگهان صداي جيغ مادرم را شنيدم با نگراني بيرون دويدم، آن دو در حياط بودند.»وي افزود: «ديدم كه پدرم طناب قرمزرنگي دور گردن مادرم انداخته است، وقتي مادرم بي جان روي زمين افتاد، پدرم آن را داخل چمداني گذاشت و چمدان را در حياط گذاشت سپس سراغ من آمد و تهديدم كرد به كسي از ماجراي قتل مادرم نگويم.»شاهد خردسال جنايت چمداني گفت: «هر دو خوابيديم، صبح كه بيدار شدم ديدم از پدرم و چمدان اثري نيست، خواستم به كوچه بروم و با دوستانم بازي كنم اما درها قفل بودند، از راه پشت بام به خانه همسايه رفتم و با دوستم به كوچه رفتيم من در حين بازي به دوستم گفتم كه مادرم به دست پدرم خفه شد و خواستم به كسي چيزي نگويد.»پسر ۷ ساله «سهيلا» ادامه داد: «وقتي پدرم برگشت و من را خارج از خانه ديد دعوايم كرد و فهميد كه به دوستم ماجرا را گفته ام به خاطر همين با سيخ دستم را داغ گذاشت و هيچ گاه دستم در جريان درست كردن چاي يا تخم مرغ نسوخته است.»با ادعاهاي هولناك پسربچه زوج جوان، پليس و دادگاه شوهر «سهيلا» را عامل قتل چمداني شناختند و اين در حالي بود كه با وجود مطابقت ادعاهاي شاهد جنايت با ردپاهاي به دست آمده در چمدان و علايم روي جسد، حسين دخالت در قتل همسرش را نمي پذيرفت
بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۲ ظهر هشتم بهمن ماه سال ۸۳ مردي جوان كه در حال گذر از حاشيه اتوبان قزوين _ كرج بود به چمدان كرم رنگي برخورد كه پيكر زن جواني داخل آن بود.وقتي تيم تجسس پليس به بالاي سر چمدان اعزام شدند و درآن را باز كردند پيكر زن ۲۷ ساله اي را ديدند كه پاهايش را با طنابي بسته بودند و دور گردنش طنابي را گره زده بودند به گونه اي كه مشخص مي كرد او را خفه كرده اند.جسد زن ناشناس به بهشت سكينه برده شد و در شاخه تحقيقي پليس كارآگاهان پي بردند مردي ۴ ساعت قبل از كشف قتل چمداني به كلانتري كمالشهر رفته و خواستار رديابي همسر ناپديد شده اش با نام «سهيلا سعيدي» شده است.شوهر «سهيلا» با جنايي شدن ماجراي ناپديد شدن وي تحت بازجويي قرار گرفت و گفت: ساعت ۶ صبح هفتم بهمن ماه همسرم من را از خواب بيدار كرد تا به سر كار بروم وقتي از خانه خارج شدم «سهيلا» نزد پسرم بود تا اينكه ساعت ۴ بعدازظهر به خانه برگشتم، پسرم تنها بود وقتي پرسيدم كه مادرت كجا است؟ شنيدم كه از وقتي او از خواب بيدار شده است «سهيلا» در خانه نبود، حتي پسرم وقتي براي خوردن صبحانه مي خواست چاي درست كند دستش را سوزانده بود.
شاهد ۷ ساله جنايت
۱۸ روز بعد، پليس به شاهد ۷ ساله اين جنايت برخورد كه مي گفت به خاطر ترس از پدرش سكوت كرده است و همه جزئيات قتل مادرش را ديده است.
اين پسر بچه به كارآگاهان گفت: «شب قتل ميهمان داشتيم، وقتي آنان رفتند سر اعتياد پدرم بين آن دو درگيري به وجود آمد من براي رهايي از اين داد و فريادها به اتاقم رفتم تا بخوابم، ناگهان صداي جيغ مادرم را شنيدم با نگراني بيرون دويدم، آن دو در حياط بودند.»وي افزود: «ديدم كه پدرم طناب قرمزرنگي دور گردن مادرم انداخته است، وقتي مادرم بي جان روي زمين افتاد، پدرم آن را داخل چمداني گذاشت و چمدان را در حياط گذاشت سپس سراغ من آمد و تهديدم كرد به كسي از ماجراي قتل مادرم نگويم.»شاهد خردسال جنايت چمداني گفت: «هر دو خوابيديم، صبح كه بيدار شدم ديدم از پدرم و چمدان اثري نيست، خواستم به كوچه بروم و با دوستانم بازي كنم اما درها قفل بودند، از راه پشت بام به خانه همسايه رفتم و با دوستم به كوچه رفتيم من در حين بازي به دوستم گفتم كه مادرم به دست پدرم خفه شد و خواستم به كسي چيزي نگويد.»پسر ۷ ساله «سهيلا» ادامه داد: «وقتي پدرم برگشت و من را خارج از خانه ديد دعوايم كرد و فهميد كه به دوستم ماجرا را گفته ام به خاطر همين با سيخ دستم را داغ گذاشت و هيچ گاه دستم در جريان درست كردن چاي يا تخم مرغ نسوخته است.»با ادعاهاي هولناك پسربچه زوج جوان، پليس و دادگاه شوهر «سهيلا» را عامل قتل چمداني شناختند و اين در حالي بود كه با وجود مطابقت ادعاهاي شاهد جنايت با ردپاهاي به دست آمده در چمدان و علايم روي جسد، حسين دخالت در قتل همسرش را نمي پذيرفت

Comment