Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • برخورد يك دستگاه اتوبوس با يك دستگاه پرايد، اين خودرو را به ته دره‌اي واقع در ارتفاعات غرب تهران پرت كرد.



    اين حادثه حدود ساعت 6 صبح روز گذشته در جاده سولقان، بعد از آبشار اتفاق افتاد و منجر به جراحت يك سرنشين خودرو پرايد شد.



    حادثه هنگامي رخ داد كه اتوبوس مسافربري در حال حركت در جاده سولقان به علت بي‌احتياطي راننده آن از مسير منحرف شده و به شدت با يك دستگاه سواري پرايد كه در حاشيه جاده پارك شده بود، برخورد كرد.



    در نتيجه اين تصادف، خودرو سواري كه يك مرد 21 ساله تنها سرنشين آن بود، به ته دره سقوط كرد.



    نيروهاي ايستگاههاي 74 و امداد و نجات سه آتش نشاني تهران پس از حضور در محل حادثه و ايمن سازي آن ميزان خسارات وارده به خودروها را بيش از يكصد ميليون ريال برآورد كردند.



    علت اين حادثه رانندگي در حال حاضر از سوي كارشناسان راهنمايي و رانندگي تحت بررسي است.

    Comment


    • پدري با مراجعه به کلانتري 151 يافت آباد ، راز فعاليت مجرمانه فرزند خود را که 5 مرد ديگر را در سرقت مسلحانه از جواهر فروشي همراهي کرده بود ، فاش کرد.



      چند روز پيش مردي به کلانتري 151 يافت آباد تهران مراجعه و عنوان کرد که فرزندش سارق مسلح است.



      اين مرد به پليس گفت : پسرم همراه 5 نفر از دوستانش اخيرا به يک مغازه جواهرفروشي در تهرانسر به صورت مسلحانه دستبرد زده است.



      بارها خواستم موضوع را به پليس اطلاع دهم ، اما او مرا تهديد مي کرد بنابراين مجبور شدم در مقابل اعمال مجرمانه اش سکوت کنم.



      در اين مدت عذاب وجدان يک لحظه هم من را رها نکرد تا اين که تصميم گرفتم به مرکز پليس بيايم و پسر خطاکارم را معرفي کنم.



      با اطلاعاتي که اين مرد در اختيار ماموران قرار داد ، جستجو براي صحت و سقم ماجرا آغاز و در ادامه تحقيقات پليسي مشخص شد که چنين سرقتي در تهران به وقوع پيوسته است .



      بنابراين شناسايي مخفيگاه جوان سارق در دستور کار ماموران کلانتري قرار گرفت و وي 2 روز پيش در حوالي محله خليج فارس تهران شناسايي و دستگير شد و براي تحقيقات به مرکز پليس انتقال يافت.



      جوان سارق در بازجويي هاي پليسي به صراحت اعتراف کرد که با همدستي 5 نفر ديگر به يک جواهرفروشي دستبرد زده است و با تهديد اسلحه مقداري طلا و جواهرات را سرقت کرده اند.



      مرد سارق با قرار قانوني روانه بازداشتگاه پليس شد و تحقيقات براي يافتن ساير همدستان وي و فاش شدن ساير اعمال مجرمانه آنها ادامه دارد.

      Comment


      • سارقاني که نيمه شب با ورود به يک مجموعه فرهنگي ، ورزشي گاوصندوق 400 کيلوگرمي را از اين محل سرقت کرده بودند، از سوي ماموران کلانتري 147 گلبرگ دستگير شدند.



        ساعت 3:20 روز گذشته به دنبال تماس مردي مبني بر اين که از باشگاه فرهنگي ، ورزشي شهرداري سر و صداهاي مشکوکي شنيده مي شود ، ماموران کلانتري 147 با عزيمت به اين محل نگهبان محل را در حالي پيدا کردند که دست و پاهايش با طناب از پشت بسته شده بود و بر دهانش چسب زده بودند.



        در تحقيقات اوليه از نگهبان ، وي عنوان کرد ، هنگامي که مشغول نگهباني بوده ، 3 سارق با ورود به مجموعه با تهديد چيزي شبيه سلاح دست و پاي او را بسته اند و هنگامي که وي قصد مقابله داشته ، از سوي آنها مورد ضرب و جرح قرار گرفته است.



        در جستجوي سارقان



        سرهنگ گودرزي رئيس کلانتري در اين باره گفت : پس از تحقيق از مرد نگهبان ، مشخص شد فردي به هويت محسن که نگهبان صبح مجموعه بوده است سارقان را در اين سرقت همراهي مي کرده و آنها پس از بستن دست و پاي مرد نگهبان ، گاوصندوق 400 کيلويي را که حاوي 8 ميليون و 692 هزار تومان پول بود ، به سرقت برده اند.



        رئيس کلانتري 147 افزود: با به دست آمدن اين اطلاعات جستجوي گسترده از سوي واحد تجسس کلانتري به سرپرستي سروان القاصي براي دستگيري متهمان آغاز شد و ساعت 6 بامداد ، «محسن» متهم اصلي به محل فراخوانده شد که پس از حضور در محل ، دستگير و 2 همدست خود به نامهاي مجتبي و علي را معرفي کرد که بلافاصله اين دو متهم نيز دستگير شدند.



        متهمان اعتراف کردند، نقشه سرقت از سوي محسن طرحي و با تهيه کليد يدک براي ورود به ساختمان اين سرقت انجام شده است زيرا آنها از موجودي گاوصندوق اطلاع داشته اند.



        با صدور دستورقضايي متهمان براي ادامه تحقيقات در اختيار ماموران پايگاه چهارم پليس آگاهي قرار گرفتند.



        تحقيق در اين زمينه ادامه دارد.

        Comment


        • فردي با ادعاي اين كه زمان سرقت از خودرواش، دوستش نيز همراه او بوده، پس از ورود مسلحانه به منزل وي به بهانه اخذ خسارت، اخاذي كرد.

          به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، سرهنگ سلطاني، معاون مبارزه با سرقت پليس آگاهي تهران در تشريح حادثه، گفت: مقارن يكم مرداد ماه سال جاري، پسر جواني با مراجعه به اداره يكم پليس ‌آگاهي مدعي شد كه يكي از دوستانش به نام «حسين» به همراه شخصي ديگر به هويت «قادر» كه مسلح بوده و دستبند و بي‌سيم داشته وارد منزل وي در ياخچي‌آباد شده و با تهديد اسلحه، مبلغ 300 هزار تومان وجه نقد به همراه سه فقره چك به مبلغ يك ميليون و 200 هزار تومان به سرقت برده‌اند.

          اين در حالي بود كه بنا بر اظهارات شاكي، «قادر»، خود را سرهنگ نيروي انتظامي معرفي كرده بود.

          بدين ترتيب تحقيقات پليس جهت شناسايي سارقان مسلح كه چكهاي مسروقه را نيز وصول نكرده بودند، آغاز شد.

          بر اين اساس با راهنماييهاي شاكي، منزل «حسين» در ياخچي‌آباد شناسايي و سرانجام با دستور مقام قضايي در نهم مرداد ماه، وي در منزلش دستگير شد اما در بازرسي از منزل، هيچ يك از آلات ارتكاب جرم كشف نشد.

          با انتقال «حسين» به پليس آگاهي، وي در بازجوييهاي پليسي به ارتكاب جرم اعتراف كرد و در خصوص مخفيگاه «قادر» نيز اطلاعاتي در اختيار پليس قرار داد.

          به اين ترتيب وي نيز روز گذشته حوالي ميدان آزادي شناسايي و دستگير شد.

          سرهنگ سلطاني افزود: در بازجويي‌ بدني از «قادر»، يك قبضه سلاح كمري و در بازرسي از خودرو وي نيز يك قبضه بي‌سيم و يك رشته دست‌بند كشف و ضبط شد و اين در حالي بود كه ادامه بررسي‌هاي به عمل آمده نشان داد: وي ارتباطي با نيروي انتظامي ندارد.

          در اين ميان «حسين» در بازجويي‌هاي بعدي در خصوص انگيزه ارتكاب جرم ادعا كرد: شب قبل از ارتكاب جرم به همراه شاكي به رستوراني در تهرانپارس رفته بودم كه پس از صرف شام و خروج از رستوران متوجه شدم، كليد تجهيزات و وسايل صوتي داخل خودرو‌ام به سرقت رفته است.

          در اين حال شاكي همان شب به دليل اين كه به هنگام وقوع حادثه با هم بوديم، مبلغ 200 هزار تومان به من داد.

          «حسين» افزود: اما خسارتي كه به خودروام وارد شده بود، بيش از اين بود و به همين خاطر با شاكي تماس گرفته و درخواست يك ميليون و 500 هزار تومان پول كردم كه به دليل مخالفت وي تصميم به اخاذي گرفتم.

          به گزارش ايسنا، تحقيقات پليس در خصوص انگيزه ارتكاب جرم همچنان ادامه دارد.

          Comment


          • Comment


            • علت انفجاري كه در بلوار كيهانشهر كرمانشاه رخ داد و يك كشته و دو مجروح برجاي گذاشت، اعلام شد.

              به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، ماموران كلانتري 18 «سجاديه» كرمانشاه از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110، از يك فقره انفجار كپسول هوا گاز در بلوار كيهانشهر اطلاع يافته و بلافاصله به محل اعزام شدند.

              با حضور ماموران پليس در محل مشخص شد: سه باب مغازه به كلي تخريب شده و منزلي نيز در پشت مغازه‌ها آسيب ديده است.

              اين در حالي بود كه دو مجروح نيز به بيمارستان «بيستون» كرمانشاه انتقال يافتند.

              همچنين ماموران آتش نشاني و امداد پس از پاكسازي محل تخريب شده، اجساد تكه تكه شده‌اي را از زير آوار بيرون كشيدند، از اين رو تعداد اجساد هنوز مشخص نشده است.

              از سوي ديگر علت اصلي بروز اين انفجار كه به دو دستگاه خودرو جيپ و پيكان نيز خساراتي وارد كرد مورد بررسي قرار گرفت.

              به گزارش ايسنا بنا بر تحقيقات صورت گرفته، نيروي انتظامي استان كرمانشاه، با توجه به تخريب و آثار به جا مانده از نقطه انفجار، پيدا شدن يك تكه فلز جداره گلوله توپ 175 يا 155 و به جا ماندن يك نقطه تخريب به قطر 30 سانتي متر در سقف مغازه، علت اصلي حادثه، دست‌كاري گلوله ياد شده توسط فرد يا افراد حاضر در مغازه اعلام كردند.

              گفتني است، قدرت انفجار حدودا 15 تا20 پوند مواد منفجره از نوع T.N.T داخل گلوله توپ بوده است.

              همچنين آتشپاد حجت ا... جهانبخشي، مدير عامل سازمان آتش نشاني كرمانشاه نيز در گفت‌و‌گويي با ايسنا اظهار كرد: اين حادثه ساعت 18 و 34 دقيقه عصر روز يكشنبه هشتم مرداد ماه به آتش نشاني اطلاع داده شد، از اين رو 10 تن از ماموران آتش نشاني به همراه سه دستگاه خودرو امدادي، سه دقيقه پس از حادثه در محل حاضر شدند و عمليات امداد و نجات را آغاز كردند.

              Comment


              • جلسه‌ي رسيدگي به پرونده‌ي مردي كه متهم است طي اختلاف خانوادگي باجناقش را با ضربه‌ي چاقو به قتل رسانده صبح امروز در شعبه‌ي ‌٧١ دادگاه كيفري استان تهران با حضور ‌٥ قاضي (عزيزمحمدي، رحيمي، معتمدي، عبداللهي و باقري) برگزار شد.


                به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شهرياري نماينده‌ي دادستان در ابتداي جلسه دادگاه به قرائت كيفرخواست پرداخت و عنوان كرد: مهدي ‌٢٩ ساله فاقد سابقه‌ي كيفري، به مباشرت در قتل عمدي داود ‌٢٥ ساله (باجناقش) متهم است.


                وي در ادامه اظهار داشت: در تاريخ ‌١٣/٥/٨٤ ساعت ‌٣٠/٢٢ به مرجع انتظامي وقوع يك قتل در خيابان شوش در پي درگيري ظاهرا خانوادگي اطلاع داده مي‌شود. مجروح به بيمارستان منتقل مي‌شود كه با مراجعه‌ي پليس به محل به تاييد مي‌رسد.


                به گفته نماينده دادستان، متهم پس از دستگيري به قتل اعتراف كرده و بيان داشته است كه در حين درگيري باجناقش را با چاقو به قتل رسانده است. در تحقيقات بعدي متهم علت قتل را دفاع از خود عنوان كرده و مدعي شده است كه باجناقش با دو نفر به منزل وي مراجعه كرده و شيشه‌ها را با قمه شكسته است و متهم بر سر همين مساله با او درگير شده و براي دفاع از خود باجناقش را به قتل رسانده است.


                شهرياري، با اشاره به شكات خصوصي و درخواست قصاص، گفت كه با توجه به پرونده‌ي باليني مقتول پرونده و نظر پزشكي قانوني دال بر پارگي قلب و عوارض ناشي از آن در اثر اصابت جسم برنده و اظهارات گواهان و مطلعان و اعتراف صريح متهم به اصل نزاع و درگيري فيزيكي با سلاح سرد و وارد كردن يك ضربه، بزه متهم براي دادسرا محرز است لذا با استناد به مواد بند «ب» ماده‌ي ‌٢٠٦، ‌٢٠٧، ‌٢٣٢ و ‌٢٣٣ قانون مجازات اسلامي تقاضاي كيفري متهم را از محضر دادگاه خواستارم.


                در ادامه‌ي جلسه‌ي دادگاه، اولياي دم مقتول، قصاص متهم را از محضر دادگاه خواستار شدند.


                متهم به قتل در دفاع از خود، اتهام قتل را قبول نكرد و گفت: من نيت قتل نداشتم فقط مي‌خواستم از خودم دفاع كنم و براي دفاع يك ضربه وارد كردم كه حتي نمي‌دانم به كجا وارد شد.


                وي در شرح ماجرا گفت: در شب حادثه، به دنبال اختلاف من و همسرم، وي به منزل پدرش رفت و بعد از گذشت بيست دقيقه آمد و شروع به فحاشي كرد. من با ‌١١٠ تماس گرفتم اما آنها نيامدند و با وساطت همسايه‌ها، رفت. پس از نيم ساعت داود به همراه دو تن از دوستانش با قمه و چاقو به منزلم آمد و شيشه‌هاي خارجي منزل را شكست. من از پشت‌بام به داخل كوچه پريدم و قصد فرار داشتم كه سعيد دوست داود مرا گرفت. من چاقويش را گرفتم و به منزل يكي از همسايه‌ها فرار كردم.


                متهم به قتل افزود: بعد از ده دقيقه كه فكر كردم آنها رفته‌اند بيرون آمدم اما به محض خروجم، به من حمله كردند و من براي دفاع از خودم با چاقويي كه از سعيد گرفته بودم ضربه‌اي به داود وارد كردم.


                وي در پايان دفاعيات خود از اولياي دم تقاضاي بخشش كرد.


                قاضي از متهم پرسيد: هيچ‌كدام از شهود نديده‌اند كه سعيد به سمت تو بيايد و تو چاقويش را بگيري.


                متهم در پاسخ گفت: من نمي‌دانم كه شهود چه چيزي ديده‌اند. فقط مي‌دانم كه من ضربه‌اي به داود وارد كردم. خودم چاقو نداشتم و با چاقوي سعيد اين كار را كردم.


                قاضي در ادامه پرسيد: با توجه به اينكه داود قمه در دست داشته است چرا آثار ضربات آن در بدن تو نيست؟


                متهم در پاسخ گفت: داود چندين بار قمه را به سمت من پرت كرد اما من فرار كردم و از ترس اينكه داود قمه را به من بزند ضربه‌ي چاقو را به او زدم.


                قاضي پرسيد: اگر مي‌خواستي از خود دفاع كني پس چرا ضربه را با شدتي وارد كردي كه كاملا وارد قلبش شود؟


                متهم گفت: در آن لحظه متوجه هيچ چيز نبودم و فقط مي‌خواستم جان سالم به در برم.


                پس از شنيده شدن دفاعيات متهم در جلسه‌ي علني دادگاه، رييس جلسه ختم رسيدگي را اعلام كرد. راي دادگاه در اين پرونده پس از شور پنج قاضي شعبه‌ي ‌٧١ دادگاه كيفري استان تهران، صادر خواهد شد.

                Comment


                • يك گلوله خمپاره 82 ميليمتري كه متعلق به حدود دو سال پيش بود، از سوي پسربچه 8 ساله در غرب تهران كشف شد.

                  محمد تورنگ، مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» ايسنا، گفت: مقارن ساعت 15 روز گذشته، نهم فرودين ماه سال جاري، فردي طي تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 اعلام كرد: فرزند 8 ساله‌ام حين بازي در خيابان خيابان وليعصر (عج) شهر زيبا داخل يك جوي آب با شيء مواجه شد.

                  در اين حال به سرعت به طرف من آمده و مرا در جريان موضوع قرار داد، من نيز به محل رفتم و مشاهده كردم، اين شي، گلوله‌ خمپاره است.

                  با اعلام اين موضوع به پليس، بلافاصله اكيپ چك و خنثي سازي و همچنين نيروهاي اطلاعات فرماندهي انتظامي تهران بزرگ به محل اعزام شدند.

                  بر اين اساس ماموران در بررسي‌هاي به عمل آمده از اين گلوله خمپاره كه كمي هم پوسيده شده بود، متوجه شدند: اين خمپاره‌ فاقد چاشني و مواد عمل كننده است و قابليت انفجار ندارد.

                  اين در حالي بود كه بررسي‌هاي تكميلي نشان داد: اين خمپاره از حدود دو سال پيش در اين محل قرار دارد.

                  در اين ميان تحقيقات پليسي در خصوص اين گلوله خمپاره 82 ميليمتري در معاونت اطلاعات و همچنين گروه چك و خنثي سازي پليس تهران بزرگ در حال پيگيري است.

                  Comment


                  • حكم قصاص رامين، پسري كه صوفيا دختر مورد علاقه‌اش را پس از دو سال دوستي به دليل به هم زدن رابطه دوستي، با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، از سوي قضات شعبه 37 ديوان عالي كشور تاييد شد.


                    به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در تاريخ 28 تير ماه سال 84 حدود ساعت 16 به ماموران پليس گزارش شد كه يك مورد چاقوكشي در خيابان رخ داده است كه طي آن دختري جوان از سوي پسري با ضربات متعدد چاقو به شدت مجروح شده است. با اعزام ماموران به محل حادثه پس از انتقال مصدوم به بيمارستان وي به دليل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.


                    بنا بر كيفرخواست صادره، ماموران آگاهي چاقو را در بيمارستان از ضارب گرفتند و متهم را به اتهام قتل عمدي بازداشت كردند.

                    متهم در جريان بازجويي‌ها، ارتكاب قتل عمدي مقتول اين پرونده را پذيرفته و اعلام كرده است دو سال پيش در چهار راه خزانه با «صوفيا» آشنا شده و مدت زيادي با او دوست بوده است و حتي به خانه‌ي آنها رفت و آمد داشته است. اين گفته در حالي مطرح شد كه خانواده‌ي صوفيا از جريان رابطه‌ي آنها اظهار بي‌اطلاعي كرده‌اند.


                    نماينده‌ي دادستان در جلسه دادگاه، با استناد به دفاعيات متهم در مراحل اوليه‌ي پرونده اظهار داشت: متهم اعلام كرده است كه صوفيا تا مدتي رابطه‌ي خوبي با او داشته است اما پس از آنكه در سال‌هاي آخر دانشگاه در خارج از خانه فعاليت كرده و مشغول به كار شده است، رابطه‌ي دوستانه‌ي خود را با او به هم زده است.


                    حيدري ادامه داد: متهم در ادامه‌ي اظهارات خود عنوان كرده است كه بارها با منزل صوفيا تماس گرفته و قصد داشته كه با او صحبت كند اما مادر صوفيا با لحن نامناسبي از او خواسته است كه مزاحم دخترش نشود.


                    نماينده‌ي دادستان خاطر نشان كرد: متهم در بازجويي‌ها اظهار كرده است كه صوفيا را روز حادثه با دوستش مقابل در ورودي محل كار مشاهده كرده و او را با ضربات چاقو مورد حمله قرار داده است اما به خاطر ندارد كه چند بار به صوفيا ضربه زده است.


                    بر اساس كيفرخواست اين پرونده، علت تامه‌ي فوت مقتول با استناد به نظر پزشكي قانوني، اصابت ضربات جسم برنده و نافذ و عوارض ناشي از آن و خونريزي شديد اعلام شده است.


                    قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران با توجه به شكايت اولياي دم مبني بر قصاص نفس (اعدام)، اقرار صريح متهم و شهادت شهود، متهم پرونده را گناهكار تشخيص داده و وي را به قصاص نفس محكوم كردند.


                    حكم صادره از شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران، صبح امروز به تاييد قضات شعبه 37 ديوان عالي كشور رسيد.

                    Comment


                    • زني به اتهام قتل همسر و دخترش و دفن آن‌ها در چاه فاضلاب منزل، به زودي در دادگاه كيفري تهران محاكمه مي‌شود.


                      به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، هفت سال پيش زني با مراجعه به نيروي انتظامي «شيروان» اظهار كرد كه همسرش مدت پنج ماه است كه مفقود شده و تلاش مأموران براي يافتن وي هيچ نتيجه‌اي در بر نداشته است تا اين‌كه سال گذشته اين پرونده بار ديگر به جريان افتاد و احتمال داده شد كه همسر مقتول، متهم به قتل باشد.


                      بر اين اساس با توجه به اهميت موضوع و امكان وقوع قتل، پرونده مفقودي مرد 45 ساله دوباره مورد بررسي قرار گرفت و تحقيقات غيرمحسوس در اين باره از سوي كارآگاهان اداره آگاهي «شيروان» آغاز شد.


                      در اين ميان پسر بزرگ‌تر مرد مفقود شده به عنوان اولين مظنون مورد پرسش كارآگاهان قرار گرفت كه عنوان كرد: مادرم هر بار درمورد مفقود شدن پدرم موضوع جديدي را مطرح مي‌كند و خواهر كوچكم كه الان حدود 14 سال دارد، چند سال قبل عنوان كرده بود كه "نمي‌دانم خواب ديدم يا در بيداري بودم كه مشاهده كردم، مادرم با چوب بر سر پدر زد".


                      بر اين اساس به دنبال اظهارات پسر مقتول، كارآگاهان پليس، همسر مقتول را به اداره آگاهي احضار كرده و مورد بازجويي قرار دادند اما وي همچنان بر بي اطلاعي خود پافشاري مي‌كرد، در نهايت كارآگاهان با انجام يك شگرد پليسي به منزل فرد مذكور رفته و خاك‌هاي بخشي از چاه فاضلاب قديمي را دست‌كاري كردند، سپس با عنوان اين كه بايد منزل مظنون مورد بازرسي قرار گيرد به همراه وي وارد منزل شدند كه اين زن پس از ديدن خاك‌هاي دست خورده چاه فاضلاب دگرگون شده و راز جنايت را بر ملا كرد.


                      اين زن در دفاعيات خود اظهار كرده است: به دليل اين كه با همسرم اختلاف خانوادگي داشتم، يك شب كه او و فرزندانم در خواب بودند با چوب بر سرش كوبيده و او را به قتل رساندم و جسدش را داخل حياط در چاه فاضلاب انداختم.


                      اين متهم همچنين در خصوص مفقود شدن دخترش اعتراف كرد: پس از گذشت چند ماه از قتل همسرم متوجه شدم كه دختر بزرگم متوجه ماجراي قتل شده است بنابراين او را نيز در خواب با همان شيوه به قتل رسانده و جسدش را در داخل چاه انداختم.


                      با اعترافات اين متهم، بلافاصله با كمك نيروهاي آتش نشاني محلي كه توسط نيروهاي انتظامي دست‌كاري شده بود به عمق 18 تا 19 متر حفاري و استخوان‌ها و البسه‌ي مقتولان داخل چاه كشف شد.


                      پرونده اين زن پس از صدور قرار مجرميت و كيفرخواست از سوي شعبه اظهار نظر دادسراي جنايي استان تهران، جهت محاكمه به دادگاه كيفري استان تهران ارسال شد.

                      Comment


                      • دختر 13 ساله‌اي با مراجعه به دادگاه خانواده، از پدرش كه زنداني و معتاد است، تقاضاي پرداخت نفقه كرد.


                        مادر اين دختر كه يك پسر 5 ساله نيز دارد و دخترش را در دادگاه خانواده همراهي مي‌كند، در اين باره به خبرنگار حقوقي ايسنا گفت: شوهرم زنداني و معتقاد است و من 6 ماه پيش، پس از 14 سال زندگي مشترك طلاق گرفتم اما امروز به خاطر روشن شدن تكليف دخترم به دادگاه خانواده آمده‌ام.


                        وي افزود: بود و نبود همسرم فرقي نمي‌كند. آن زمان هم كه او بود من در خانه‌هاي مردم كار مي‌كردم و خرج خانه را خودم در مي‌آوردم و فقط طعنه‌هاي مردم درباره زنداني و معتاد بودن او آزارم مي‌داد.


                        وي ادامه داد: دخترم مهر پدري نديده است، وقتي كودك بود پدرش پول‌هايش را كه كم كم پس انداز مي‌كرد از او مي‌گرفت و خرج اعتيادش مي‌كرد و مي‌گفت كه فردا پول را پس مي‌دهم اما اين فردا‌ها هيچ وقت فرا نرسيد. دخترم حالا از پدرش درخواست نفقه دارد.


                        مهدي قلي رضايي قاضي شعبه 254 دادگاه خانواده (1) در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران، با اشاره به اين پرونده عنوان كرد: در اين پرونده والدين خواهان حاضر مدت‌هاست كه جدا از يكديگر و با توجه به سن خواهان و اينكه او ادعاي استحقاق دريافت نفقه را دارد، اقدام به طرح دعوي كرده و پدر او كه خوانده دعوا محسوب مي‌شود متاسفانه به اتهام سرقت در زندان است و در جلسه حاضر نشده است.


                        وي علت حاضر نشدن پدر در دادگاه را روشن ندانست و گفت: با وجود اين كه اجراي دستور دادگاه در اعزام زنداني براي مسوولان زندان ايجاد تكليف كرده و در صورت عدم وجود معاذير، اين كار جرم محسوب مي‌شود،‌ زندان اين فرد را به دادگاه اعزام نكرده است.


                        رضايي درباره‌ي وضعيت پرونده درخواست نفقه از پدر گفت: در پرونده حاضر دادگاه منتظر وصول پاسخ نامه ارسالي به زندان خواهد بود و با تجديد جلسه پس از حضور طرفين يعني پدر و فرزند سعي در ايجاد سازش و توافق بين آنها در تعيين ميزان نفقه فرزند خواهد شد و در صورت عدم وصول سازش، دادگاه بر اساس شرايط قانوني اقدام به صدور حكم خواهد كرد.


                        رضايي در پاسخ به اين كه اين دختر 13 ساله در درخواست نفقه از چه حقوقي برخوردار است؟ و آيا در شرايطي كه ناتواني فرد از پرداخت نفقه مشخص است آيا اين درخواست پذيرفته مي‌شود؟ اظهار داشت: در پرونده حاضر توان و تمكن پدر در پرداخت نفقه فرزند منفي است اما متاسفانه اين مشكل در ميان سازمان‌ها، نهاد‌ها و ارگان‌هاي دولتي موجود است كه اغلب نسبت به حقوق و تكاليف قانوني افراد مراجعه كننده اطلاع كافي ندارند و براي اينكه خدمات و خواسته‌هاي مراجعان را ارايه نمايند آنها را مجبور به ارايه‌ي سند يا مدرك معتبر از مراجع قانوني از جمله دادگستري مي‌كنند.


                        وي براي گفته‌ي خود مثالي آورد و افزود: يعني اگر دختر 12 ساله‌اي با مادرش جهت ثبت نام به مدرسه مراجعه كند و طلاق‌نامه مادر نيز درست باشد، براي ثبت نام‌ حتما حضور پدر يا حكم حضانت مادر را مي‌خواهند در حالي‌كه دختر 12 ساله خودش انتخاب داشته و براي او حكم حضانت صادر نمي‌شود اما براي حل معضل، اين‌چنين خانواده‌هايي دعوي مطالبه نفقه فرزند از پدر را مطرح مي‌كنند كه در متن يا ضمن راي نفقه صادر شده دادگاه، اشاره‌اي نيز به حق انتخاب طفل و حضانت ناشي از انتخاب طفل براي مادر وجود داشته باشد و چنين احكام صادره‌اي اغلب براي ادامه و اجراي حكم مراجعه‌اي ندارند.


                        اين قاضي دادگاه خانواده درباره‌ي شرايط مطالبه نفقه فرزند از پدر بيان كرد: يكي از مسايل حقوقي مرتبط با خانواده بحث مطالبه نفقه فرزند از پدر است. بر اساس قانون وقتي كه طفل به سن بلوغ مي‌رسد- دختران 9 سال قمري و پسران 15 سال قمري- حق دارد در صورتي‌كه والدين به علت طلاق يا اختلافات في مابين جدا از هم باشند انتخاب كند كه با كداميك از والدين زندگي كند.


                        وي افزود: اگر فرزندان بخواهند با پدر خود زندگي كنند مي‌توانند در صورت تمايل، با مادر در حدي كه معارض با تحصيل و تربيت آنها نباشد ملاقات كنند و چنان‌چه بخواهند با مادر خود زندگي كنند اين حق براي طفل وجود دارد كه نفقه خود را از پدر مطالبه كند و چنان‌چه مايل به ملاقات نباشد هيچ يك از والدين در دادگاه نمي‌توانند طفل بالغ را مجبور به ملاقات كنند.


                        رضايي درباره شرايط قانوني طلب نفقه عنوان كرد: نكته قابل توجه در بحث نفقه فرزند وجود شرايط خاص است كه قانونگذار تعيين كرده است كه مهم‌ترين آنها استحقاق طفل به دريافت نفقه و تمكن و توان مالي پدر است.


                        وي با بيان اينكه در بحث استحقاق بين دختر و پسر تفاوت وجود دارد اضافه كرد: براي دختران تا زماني‌كه دختر ازدواج نكرده يا به شرايط استقلال مالي نرسيده، پرداخت همه مخارج و نفقات متعلقه وي بر عهده پدرش است؛ حال اين ازدواج چه قبل از سن رشد دختر و چه بعد از آن باشد يعني اگر دختري حتي به سنين بالايي هم برسد و داراي استقلال مالي نباشد يا ازدواج نكرده باشد مي‌تواند نفقه خود را از پدر بخواهد؛ براي پسران محدوديت بيشتري وجود دارد و اصل بر آن است كه به محض حلول سن رشد، نفقه فرزند ذكور قطع شده و پدر تكليف شرعي در قبال وي ندارد.


                        قاضي شعبه 254 دادگاه خانواده (1) افزود: با توجه به وضعيت خاص اجتماعي و اقتصادي اكثريت اقشار جامعه و اينكه در شرايط فعلي اقتصادي و اجتماعي صرف حلول سن رشد نمي‌تواند موجب اثبات استقلال و عدم نياز مادي فرزند ذكور به پدر باشد جوان در دوران خدمت سربازي و در صورت ورود به مراكز تحصيلي عالي و دانشگاهي نيز نياز به حمايت مالي خانواده مخصوصا پدر داشته و دادگاه با احراز شرايط قانوني براي اين گونه فرزندان نيز ممكن است نفقه‌اي در نظر بگيرد.


                        وي ادامه داد: نكته ديگر در اين خصوص شرط تمكن و توان مالي پدر است كه مبناي كار دادگاه و كارشناسان دادگستري در تعيين نفقه فرزند است يعني اگر شرايط شغلي و درآمد پدر و متعاقب آن شرايط زندگي خانواده در حد ايده‌آل، بالا و مرفه باشد مسلما دادگاه نيز در صورت بروز اختلاف بين والدين و طرح دعواي مطالبه نفقه فرزند مبلغ مناسب با نياز و شان طفل را در نظر گرفته و اقدام به صدور حكم مي‌كند و بالعكس چنان‌چه خانواده و شغل و درآمد پدر در حد متوسط، خط فقر يا پايين‌تر باشد اين اوصاف موجب مي‌گردد دادگاه مبلغ كمتري را به عنوان نفقه و فرزند در نظر گيرد.


                        رضايي خاطر نشان كرد: آنچه كه از متون فقهي، شرعي و قانوني استنباط مي‌شود اين است كه نفقه فرزند به گذشته تسري پيدا نمي‌كند و فرزند فقط از زماني كه استحقاق خود به دريافت نفقه و تمكن پدر را به پرداخت نفقه ثابت كند مي‌تواند نفقه دريافت كند و پرداخت نفقه فقط نسبت به آينده خواهد بود نه ما قبل آن و تنها نفقه زوجه است كه به گذشته نيز تسري يافته و چنانچه زوجه ثابت نمايد كه زوج نفقه دوران زوجيت را علي رغم استحقاق او پرداخت نكرده، حكم به الزام زوج به پرداخت نفقه معوقه نيز صادر مي‌شود.

                        Comment


                        • باز هم عدم نصب سيستم مانيتورينگ موجب شد، عامل سرقت از يك طلافروشي در دولت‌آباد به راحتي فرار كند.

                          به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، مقارن ساعت 20 روز دوشنبه 9 مرداد ماه سال جاري، در پي تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 و اطلاع حادثه‌اي مبني بر وقوع سرقت از يك طلافروشي واقع در فلكه دوم دولت آباد، بلافاصله ماموران كلانتري 167 «دولت‌آباد» جهت بررسي حادثه عازم محل شدند.

                          با حضور پليس در محل وقوع سرقت، مالك مغازه به هويت «حسين»، اظهار كرد: در حالي كه مشغول كار بودم و مغازه خالي از مشتري بود، جواني حدودا 20 ساله وارد طلافروشي شده و تقاضاي خود مبني بر مشاهده يكي از قاب‌هاي انگشتري گرانقيمت را مطرح كرد. بدين ترتيب با برآورده شدن خواسته مشتري، وي مشغول تماشاي انگشترهاي قاب مذكور شد.

                          شاكي افزود: در حالي كه تنها به اندازه يك قرار گرفتن يك ميز با مشتري جوان فاصله داشتم، وي در يك لحظه قاب حاوي 20 انگشتر را برداشته و از درب طلافروشي خارج شد.

                          «حسين» ادامه داد: اين در حالي بود كه با خروج سارق طلاجات، يك موتورسوار كه بيرون از مغازه در انتظار وي بود نيز از محل متواري شد.

                          با اظهارات شاكي، تحقيقات پليسي در اين باره آغاز و نتايج به دست آمده از آن مشخص كرد: مغازه طلافروشي مورد سرقت فاقد هر گونه سيستم اعلان خطر و دوربين مداربسته بوده است و به نظر مي‌رسد، سارقان با شناسايي اوليه و اطمينان از عدم وجود سيستم‌هاي ايمني مانيتورينگ به سادگي وارد عمل شده و نقشه سرقت را عملي كرده‌اند.

                          70 درصد طلافروشي‌هاي فعال پايتخت فاقد سيستم‌هاي مانيتورينگ هستند

                          به گزارش ايسنا، از اواخر سال گذشته نيروي انتظامي تهران بزرگ با اعلان برخورد با جواهرفروشي‌هاي فاقد سيستم ايمني خواستار استفاده از سيستم‌هاي ايمني توسط اين صنف شد اما اين در حاليست كه با وجود اعلام رسمي از سوي سردار طلايي، رييس پليس پايتخت مبني بر اين كه نيروي انتظامي به شرطي در مورد وقوع سرقت از طلافروشي‌ها وارد مكاتبه با بيمه مي‌شود كه مغازه مورد نظر داراي پروانه كسب و دوربين مداربسته باشد، همچنان بي‌توجهي 70 درصد واحدهاي صنفي جواهر فروشي فعال در تهران براي استفاده از سيستم‌هاي ايمني منجر به وقوع سرقت از طلافروشي‌ها شده است.

                          بالا بردن ضريب ايمني با قفل مركزي

                          يكي از راههاي پيشگيري از وقوع سرقت، بالا بردن ضريب ايمني از طريق تجهيز مغازه طلافروشي به ايجاد سيستم قفل مركزي است.

                          از سوي ديگر براي تامين ايمني و امنيت طلافروشان، نيروي انتظامي از سال گذشته اقدام به در اختيار قرار دادن دوربين مدار بسته و گاز اشك‌آور به صاحبان طلافروشي‌ها كرده است.

                          با اين وجود هنوز سه هزار واحد صنفي طلافروشي فاقد پروانه كسب هستند كه در كنار ديگر واحدهاي داراي مجوز نسبت به نصب سيستم‌هاي ايمني مانيتورينگ بي‌توجهي كرده و بدين ترتيب بنا بر آمار نيمي از طلافروشي‌هاي پايتخت در مقابل حمله ناگهاني سارقان آسيب پذير هستند، چراكه عدم رعايت قانون، راه سرقت بر روي مجرمان باز گذاشته است.

                          Comment


                          • 5 مرد آدم ربا که شبانه با تهديد سلاح پسر 11 ساله کرجي را در خيابان ربوده و به يکي از شهرهاي غرب کشور انتقال داده و در قبال آزادي اش 30 ميليون تومان پول نقد خواسته بودند، با تلاش ويژه کارآگاهان اداره يکم پليس آگاهي کرج دستگير شدند و فرد ربوده شده به آغوش خانواده اش بازگشت.

                            به گزارش خبرنگار جام جم ، سردار رضا زارعي ، فرمانده انتظامي استان تهران روز گذشته با اشاره به آزادي پسر 11 ساله کرجي از چنگال 5 مرد آدم ربا گفت : عصر روز 4 مرداد امسال زوج ميانسالي به کلانتري 22 مهرشهر کرج مراجعه کردند و از ربوده شدن فرزند 11 ساله خود به هويت اميرعلي خبر دادند. اين زوج عنوان کردند ، پسرشان با دوچرخه براي بازي کردن از خانه خارج و به يکباره ناپديد شده است و هنگامي که آنها در حال جستجوي فرزندشان بودند ، مرد ناشناسي با آنها تماس گرفته و در قبال آزادي اميرعلي ، 30 ميليون تومان پول نقد خواسته است.

                            آغاز تحقيقات

                            رئيس پليس استان تهران ادامه داد: با اطلاعاتي که اين زن و مرد در اختيار ماموران قرار دادند و با توجه به حساسيت موضوع پرونده اي تشکيل شد و در اختيار پليس آگاهي کرج قرار گرفت و به دستور سرهنگ ميرمطهري ، رئيس اداره آگاهي کرج ، کارآگاهان اداره يکم مبارزه با جرايم سرقت مسلحانه و آدم ربايي به سرپرستي سرهنگ عيوضي در قالب 5 تيم عملياتي ، تحقيقات خود را آغاز کردند. سردار زارعي افزود: کارآگاهان ضمن آموزش به خانواده شاکي ، به بررسي محله هايي که احتمال مي رفت آدم ربايان ، فرد ربوده شده را در آنجا پنهان کرده باشند ، پرداختند و در پي تحقيقات نامحسوس خود دريافتند ربايندگان از کيوسک هاي تلفن همگاني نقاط مختلف کرج تماس مي گيرند و مدت زمان مکالمه آنها با خانواده شاکي ، چند دقيقه بيشتر نيست.

                            تهديد ربايندگان به قتل پسر بچه کرجي

                            وي ادامه داد: 2 روز پس از تجسس هاي پليسي ، يکي از ربايندگان با خانواده شاکي تماس گرفت و گفت ، چون ماجرا را با پليس در ميان گذشته ايد ، پسر خود را از پليس تحويل بگيريد ، با اين کارتان ديگر فرزندتان را نخواهيد ديد و او را با تزريق خون آلوده به ايدز ، به قتل مي رسانيم.
                            کارآگاهان با توجه به اين که ربايندگان هيچ گونه ردي از خود بر جاي نگذاشته بودند ، تحقيقات خود را روي افرادي که با خانواده شاکي در رفت و آمد بودند و احتمال مي رفت با ربايندگان در ارتباط باشند ، متمرکز کردند و پي بردند جواني به نام پوريا که قبلا براي عکاسي با يک گروه هنري به اين خانه آمده است ، يک روز پيش از ربوده شدن اميرعلي در حوالي خانه شاکي ديده شده و اين فرضيه که ممکن است وي در اين آدم ربايي نقش داشته باشد ، قوت گرفت و پليس به تعقيب او پرداخت.
                            بنابر اين گزارش ، ماموران در پي اقدامات اطلاعاتي پي بردند وي در يک خانه روستايي در غرب کشور به سر مي برد ، به اين ترتيب ماموران با کسب نيابت قضايي از بازپرس رست به محل فوق اعزام شدند و پس از محاصره اين خانه روستايي ، بامداد 9 مرداد 3 تن از ربايندگان را شناسايي و پسر ربوده شده را در حالي که با چشماني بسته در داخل حمام خانه زنداني شده بود ، آزاد کردند و پس از انتقال به کرج او را تحويل خانواده اش دادند. سردار زارعي تصريح کرد: متهمان خود را پوريا ، حسين و شبانعلي معرفي و در بازجويي هاي پليسي بصراحت به ربودن پسر بچه کرجي با همدستي 2 متهم ديگر به نامهاي ابوالفضل و مسعود اعتراف کردند.

                            تقاضاي 30 ميليون توماني
                            براي آزادي گروگان کوچولو

                            يکي از ربايندگان در اظهاراتش به پليس گفت : در کارهاي عکاسي و فيلمبرداري مشغول کار بودم اما پس از مدتي ، کارفرمايم مرا اخراج کرد. مرد آدم ربا ادامه داد: پس از مدتي بيکاري ، تصميم گرفتم يک مرد مغازه دار را به گروگان بگيرم و از خانواده اش اخاذي کنم بنابراين ماجرا را با 2 نفر از دوستانم در ميان گذاشتم و قرار شد پس از شناسايي يک مغازه دار ثروتمند در کرج نقشه آدم ربايي را اجرا کنيم.
                            از اين رو سوژه خود را از ميان يکي از مغازه داران محله دهقان ويلا انتخاب کرديم و دختري را سراغ او فرستاديم تا از اين طريق او را به يک مکان خلوت بکشانيم و به گروگان بگيريم که موفق نشديم و در ادامه تصميم به ربودن اميرعلي 11 ساله گرفتيم.
                            متهم افزود: چند سال پيش وقتي به عنوان عکاس در يک فيلم تلويزيوني همکاري داشتم ، به خانه پدري اميرعلي در مهرشهر کرج که محل ضبط برنامه بود رفتم و از همان موقع فهميدم وضع مالي خوبي دارند بنابراين تصميم گرفتم اين پسر بچه را به گروگان بگيريم و از خانواده اش اخاذي کنيم.
                            به اين ترتيب طبق يک نقشه از پيش تعيين شده به يک دستگاه خودروي سمند به حوالي خانه آنها رفتيم ، اميرعلي با دوچرخه اش در خيابان بود، به او نزديک شديم و در يک لحظه دهانش را گرفتيم و با تهديد سلاح او را ربوديم و بعد با تماسهاي متعدد از خانواده اش پول خواستيم.
                            مرد آدم ربا اظهار کرد: 2 روز اميرعلي را در خانه اي در هشتگرد کرج پنهان کرديم و بعد به بهانه اين که او بيمار است و برادر يکي از دوستانمان است ، به خانه پدري حسين در يکي از شهرستان هاي غرب کشور برديم و در ميانه راه براي اين که کسي به ما شک نکند ، پسر بچه را داخل صندوق عقب گذاشتيم اما پس از چند روز مخفيگاهمان لو رفت و دستگير شديم.
                            با اظهارات متهمان بازداشت شده ، مخفيگاه 2 همدست فراري آنها در يکي از محله هاي کرج و هشتگرد شناسايي شد و آنها نيز دستگير شدند و در بازجويي هاي پليسي بصراحت به همدستي با آنها اعتراف کردند. روز گذشته 5 مرد آدم ربا با قرار قانوني از سوي بازپرس رست ، رئيس شعبه 12 دادسراي ناحيه 3 کرج بازداشت و براي تحقيقات تکميلي روانه بازداشتگاه پليس شدند.

                            Comment


                            • مامورهاي قلابي که با بو کردن لباس مردم اقدام به سرقت مي کردند ، پس از آخرين سرقت تحت تعقيب پليس آگاهي قرار گرفتند و يکي از آنها دستگير شد.
                              به گزارش خبرنگار جام جم ، فردي با مراجعه به شعبه سوم بازپرسي دادسراي جنايي با ارائه شکايتي عنوان کرد: حدود 6 ميليون تومان پول همراه داشتم تا از يک شرکت خودروسازي وسيله نقليه بخرم ، در 45 متري زرند در حوالي سايپا ديزل ، 3 نفر که سوار خودروي پژو پرشيا بودند، مرا متوقف و پس از بو کردن لباسهايم عنوان کردند، مامور هستند و من مواد مخدر حمل مي کنم.
                              شاکي افزود: به دنبال اين موضوع ، آنها مرا بازرسي بدني کرده و سپس پولهايم را سرقت کردند و هنگامي که قصد فرار داشتند ، در يک لحظه شماره پلاک خودروي آنها را که روي صندلي عقب بود ، به ذهن سپردم و در ادامه آنها با رها کردن من و سرقت پولهايم متواري شدند.

                              دستور پيگيري

                              به دنبال اين شکايت ، بازپرس روشن دستور پيگيري و تحقيق در اين زمينه را صادر کرد و پس از استعلام شماره خودرو ، ماموران ردپاي سارقان مامورنما را در شهرک انديشه شناسايي کردند. با صدور نيابت قضايي و عزيمت تيمهاي عملياتي پليس آگاهي به محل ، ماموران پس از ورود به خانه يکي از ماموران قلابي به هويت مبارک احمدي ، او را که از طايفه سندي معروف به پاکستاني تيره جنگي هاست دستگير و در بازرسي از خانه مقاديري اسناد و مدارک جعلي شامل انواع گذرنامه و گواهينامه را همراه يک قبضه سلاح کمري کشف و ضبط کردند و متهم براي ادامه تحقيقات به شعبه 5 پليس آگاهي منتقل شد.

                              شناسايي کنيد

                              با اعتراف متهم به سرقت تحت پوشش ماموران ، بازپرس روشن با هشدار به مردم در حفظ هوشياري ، از آنها خواست در مواجهه با کساني که خود را مامور معرفي مي کنند ، ابتدا از مامور بودن آنها اطمينان پيدا کنند و در صورت مشکوک شدن به اين افراد ، پيش از هر نوع همکاري و قرار دادن اموال و مدارک خود در اختيار آنها ، موضوع را به مرکز فوريت هاي پليسي 110 گزارش کنند. بازپرس جنايي در ادامه با تاکيد بر چاپ تصوير متهم بدون پوشاندن چهره از مردم خواست چنانچه شکايتي عليه متهم دارند به شعبه 5 پليس آگاهي و يا شعبه سوم بازپرسي دادسراي جنايي مراجعه کنند. يادآور مي شود تلاش گسترده پليس براي دستگيري همدستان متهم ادامه دارد.

                              Comment


                              • با تلاش سرپرست دادسراي جنايي تهران و هيات صلح و سازش 3 محکوم به اعدام صبح ديروز پاي چوبه دار با گذشت خانواده مقتولان به زندگي لبخند زدند.
                                به گزارش خبرنگار جام جم ، صبح ديروز چند زنداني که به جرم قتل عمد به قصاص محکوم شده بودند ، در محوطه زندان اوين تاب و توان حرکت به سوي محل اجراي حکم را نداشتند ، گويي ديگر رمقي در پاي آنها باقي نمانده بود تا جسمشان را ياري کند. به فاصله کمي از محکومان ، خانواده قربانيان آمده بودند تا شاهد اجراي حکم عاملان قتل عزيزان خود باشند. هيچيک از محکومان جرات و جسارت آن را نداشتند که به چهره آنها حتي نيم نگاهي داشته باشند. دقايق به کندي مي گذشت و هنگامي که همه چيز آماده براي اجراي حکم بود، با گذشت خانواده هاي 3 نفر از مقتولان عطر صلوات بر فضاي سنگين زندان مستولي شد. محکومان هنوز باور نمي کردند فرصت دوباره اي براي زندگي پيدا کرده اند. بنا بر اين گزارش ، صبح ديروز قادر خ که به جرم قتل عمد اصغر حقيقي در 17 بهمن 1380 پس از محاکمه در شعبه 1608 به قصاص محکوم و پس از تاييد حکم در شعبه 20 ديوان عالي کشور پرونده براي رسيدگي به شعبه اجراي احکام دادسراي جنايي ارسال شده بود ، در يک قدمي مجازات بخشيده شد. متهم دوم مهدي ب نام داشت که با مشاهده دلارهايي که نزد مقتول به هويت قنبر ميرزاحسيني بود ، وسوسه سرقت موجب ارتکاب جنايت از سوي وي شده بود که خانواده مقتول با تلاش هيات صلح و سازش ، هنگام اجراي حکم از حق قانوني خود گذشت کردند. متهم سوم که از مرگ حتمي نجات پيدا کرد روح الله ج نام دارد که 20 دي 1382 وحيد حاجي زاده را در يک نزاع دسته جمعي به قتل رسانده بود که پس از محاکمه در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران و صدور حکم قصاص ، پرونده اتهامي او در شعبه 40 ديوان عالي کشور به تاييد رسيده بود. اين متهم نيز صبح ديروز قبل از اجراي حکم از يک قدمي چوبه دار به زندگي بازگشت.
                                قاضي فخرالدين جعفرزاده ، سرپرست دادسراي جنايي با اشاره به گذشت خانواده مقتولان و نجات 3 محکوم به اعدام به خبرنگار ما گفت : يکي از فعاليت هاي مهمي که در شعبه اجراي احکام از سوي داديار جابري که مسووليت اين شعبه را به عهده دارد انجام مي شود، دعوت به صلح و سازش از خانواده مقتولان براي گذشت است که در اين زمينه طي چند ماه اخير چندين پرونده مورد بررسي قرار گرفته و هيات صلح و سازش موفق به جلب رضايت خانواده مقتولان براي گذشت از حق قانوني و شرعي خود شده اند. جعفرزاده افزود: در اين هيات پرونده هايي بررسي مي شوند که عامل جنايت بدون سبق تصميم و به صورت اتفاقي مرتکب جنايت شده است و پرونده افراد سابقه داري که با طرح نقشه اقدام به جنايت کرده اند ، در اين هيات مورد بررسي قرار نمي گيرد. جعفرزاده تصريح کرد: جلب رضايت خانواده مقتولان نمادي از اعتقاد مردم به باورها و آموزه هاي ديني است که در بسياري مواقع و پس از اعلام گذشت ، همه تحت تاثير آن قرار مي گيرند.

                                Comment

                                Working...
                                X