Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • پس از 22 روز سكوت مالباخته*اي كه چكهايش با تهديد اسلحه سارقان مسلح به سرقت رفته بود، سرانجام با اعلام شكايت او، يكي از متهمان دستگير شد.

    به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، نهم اسفند ماه سال جاري، مردي به نام «سيامك» با مراجعه به كلانتري 151 «يافت*آباد»، ماموران را در جريان ربوده شدن چكهايش از سوي سه سارق مسلح خبر داد.

    وي به ماموران گفت كه ساعت 21:30 هفدهم بهمن ماه، يكي از كارگران سابقش به نام «محمدرضا» به همراه دو ناشناس ديگر، وي را از مقابل شركت توليد ميز و صندلي*اش در خيابان «ابراهيم*آبادي» يافت*آباد با تهديد اسلحه كمري به گوشه خلوتي در اتوبان آزادگان برده و شش فقره چك همراهش را پس از شليك يك تير به زمين سرقت كرده*اند.

    در حالي كه پس از اين مدت، يك چك سه ميليون توماني و يك چك 500 هزار توماني وصول شده بود، مالباخته علت مراجعه* نكردنش به پليس را تهديد از سوي «محمدرضا» عنوان كرد كه گفته* بود، در صورت اعلام موضوع به پليس، او و اعضاي خانواده*اش را خواهد كشت.

    سرهنگ مهدي احمدي، رييس مركز اطلاع*رساني پليس تهران بزرگ با اعلام اين خبر به ايسنا گفت: با اطلاعاتي كه شاكي در اختيار پليس قرار داد، «محمدرضا» همان روز حين استعمال مواد مخدر در مخفيگاهش دستگير شد.

    به گزارش ايسنا وي افزود: در بازرسي از منزل اين متهم، چهار فقره چك ديگر كه هنوز موعد وصولش نرسيده بود، كشف شد.

    به گفته سرهنگ احمدي، تحقيقات پليس جهت دستگيري دو متهم متواري پرونده و احتمال ارتكاب زورگيري*هاي مسلحانه ديگر از سوي «محمدرضا» و همدستانش ادامه دارد.

    Comment


    • در يكي از شهرهاي نزديك نپال، زني پس از خريد يك كيسه سيب*زميني متوجه شد كه در بين سيب زميني*ها يك نارنجك دستي كه ظاهرا مربوط به جنگ جهاني دوم مي*شد، وجود دارد.

      به گزارش گروه «حوادث» ايسنا به نقل از آسوشيتد پرس، «الگا موريلو» پس از اين كه سيب*زميني*ها را در يك بشكه آب گذاشت و شروع به پوست كندن آنها كرد، متوجه نارنجكي شد كه پوشيده از خاك بود.

      آژانس خبري NASA گزارش كرده كه اين نارنجك به همراه سيب*زميني*هاي ديگر پس از برداشت از فرانسه به اين منطقه فرستاده شده است.

      Comment


      • جوان 27 ساله*اي صبح روز گذشته، خود را از پل اتوبان شهيد كاظمي حلق*آويز كرد و جان باخت؛ تحقيقات پليس براي مشخص شدن انگيزه خودكشي در دست انجام است.

        به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، حدود ساعت 6:30 دهم اسفند ماه، كارگر شهرداري تهران در منطقه شكوفه مشغول به كار بود كه متوجه شد: شيء از پل اتوبان شهيد كاظمي آويزان شده است، از اين رو براي بررسي موضوع با نزديكتر شدن به محل مشاهده كرد: جواني، خود را از بالاي پل حلق*آويز كرده، به طوري كه پاهايش بر روي زمين قرار گرفته بود.

        كارگر شهرداري با ديدن اين صحنه به سرعت با مركز فوريت*هاي پليسي 110 تماس گرفته و ماموران را در جريان موضوع قرار داد. با اطلاع پليس، ماموران كلانتري 152 «خاني*آباد» به محل رفته و مشاهده صحنه خودكشي نسبت به آن اقدام كردند.

        بررسي*هاي اوليه پليس نشان داد: متوفي با حدود 27 سال سن، بامداد همان روز به محل رفته و با طنابي اقدام به حلق*آويز كردن خود كرده است.

        بر اساس تحقيقات انجام شده، نحوه قرار گرفتن اين جوان طوري بود كه پاهايش بر روي زمين قرار داشت، از اين رو رانندگان خودرو*هاي عبوري به رغم مشاهده جسد آويزان تصور كردند، فردي در گوشه*اي از پل ايستاده است.

        بدين ترتيب جسد براي بررسي*هاي بيشتر تحويل پزشكي قانوني داده شد و اين در حالي بود كه خانواده وي نيز از موضوع اطلاع يافتند.

        تحقيق از خانواده اين جوان، حكايت از سابقه بيماري رواني نداشت، از اين رو بررسي*ها جهت مشخص شدن انگيزه خودكشي همچنان ادامه دارد.

        Comment


        • جوان 24 ساله*اي در اتاق خوابش با خوردن 200 حبه قرص به زندگي*اش پايان داد.

          به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، مقارن ساعت 4:20 روز شنبه 12 اسفند ماه سال جاري، مردي طي تماس با مركز فوريتهاي پليسي «110» تهران از اقدام به خودكشي پسرش خبر داد و بدين ترتيب ماموران كلانتري 103 «گاندي» براي بررسي بيشتر اين حادثه عازم موقعيت مورد نظر در خيابان ظفر شدند.

          تحقيقات اوليه پليسي ماموران در محل مشخص كرد: جواني 24 ساله در اتاق خوابش واقع در منزل پدري با خوردن حدود 200 حبه قرص در حالي دست به خودكشي زده است كه بر اساس اظهارات پدرش و شواهد موجود ناراحتي روحي داشته و در اين ميان جعبه قرص*هاي مصرف شده نيز در محل يافت شد.

          سرهنگ مهدي احمدي، رييس مركز اطلاع*رساني پليس پايتخت با تأييد اين خبر به ايسنا گفت: با حضور عوامل اورژانس تهران در محل، فوت اين جوان تاييد شد و اين در حالي بود كه ماموران در بررسي جسد، آثار سوزن خوردگي و كبودي را بر روي دست چپ متوفي مشاهده كردند كه از اعتياد اين جوان به مواد مخدر حكايت داشت.

          وي افزود: بدين ترتيب با اطلاع حادثه به قاضي امور جنايي، هماهنگي*هاي لازم جهت انتقال جسد به پزشكي قانوني صورت گرفت.

          سرهنگ احمدي همچنين اضافه كرد: در تحقيقات صورت گرفته از خانواده متوفي مشخص شد كه متوفي از افسردگي طولاني مدت و ناراحتي روحي رنج مي*برده است

          Comment


          • نزاع دو راننده براي پارك خودروهايشان به مرگ راننده 50 ساله منجر شد.

            به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، ماموران كلانتري «قاسم*آباد» مشهد پس از اطلاع از وقوع يك فقره نزاع بين دو راننده، خود را به صحنه رسانده و متوجه شدند كه در جريان درگيري اين دو تن براي پارك خودروهايشان، راننده 50 ساله بر اثر ضربه مشت راننده ديگر جان خود را از دست داده است.

            با دستگيري متهم به قتل، پرونده جهت سير مراحل قانوني تحويل مقامات قضايي شد.

            تصادف در محور «فريمان ـ مشهد» 5 كشته بر جاي گذاشت

            بر اثر تصادف دو دستگاه خودرو پرايد در محور فريمان به مشهد، 5 تن كشته و يك تن مجروح شدند.

            به گزارش ايسنا، اين سانحه در محدوده منطقه فرهادگرد اين محور رخ داد و انحراف به چپ يكي از خودروها علت حادثه اعلام شد.

            Comment


            • اختلاف 30 ساله*ي خانواده*ي قاتل و مقتول كه به يك درگيري طايفه*اي در بخش بشاگرد از توابع استان هرمزگان تبديل شده بود با تلاش شوراي حل اختلاف اين منطقه و مسوولان دادگستري جاسك به پايان رسيد.

              به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به نقل از روابط عمومي و ارتباطات دادگستري كل هرمزگان، بر اساس مفاد اين پرونده «پنجشنبه.ز» متهم است زمستان سال 1356 پدر همسر خود «اسحاق. الف» را بر سر يك اختلاف مالي در فروش چوب درخت نخل با ضربات سنگ به قتل مي*رساند.

              متهم چندي بعد دستگير و رسيدگي به اتهام وي كه در زندان بندرعباس به سر مي*برد تا ايام پيروزي انقلاب در بهمن 1357 به طول مي*انجامد. در همين ايام وقتي به مناسب انقلاب در زندان*ها باز مي*شود، قاتل هم موفق به فرار شده و به صورت ناشناس در روستايي در استان سيستان و بلوچستان ساكن مي*شود.

              قاتل تا سال جاري زنده بوده و در اوايل سال 1385 بر اثر بيماري فوت مي*كند، اما در تمام طول مدتي كه وي متواري بوده طايفه*ي مقتول به خوانخواهي وي با خانواده*ي قاتل درگيري داشته و خواستار تسليم وي مي*شدند.

              رسيدن خبر درگذشت قاتل نيز به درگيري*ها پايان نداد تا اينكه شوراي حل اختلاف خميني*شهر بشاگرد با هدايت رييس دادگستري جاسك موضوع را تحت بررسي قرار داد و سرانجام خانواده*ي مقتول را به پايان خصومت و بخشش خانواده*ي قاتل راضي كرد.

              بر اساس مقررات، اگر قاتل قبل از دستگيري فوت كند ورثه*ي او موظفند مبلغ ديه*ي مقتول را از ميراث وي پرداخت كنند.

              Comment


              • دختر طمعكار كه با رؤياي پولدار شدن نقشه سياهي را عملي كرده بود، 24 روز پس از دستگيري انگيزه خود از اين جنايت را فاش كرد.

                به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، ماجرا از آنجا آغاز شد كه دايي دختر 23 ساله به او پيشنهادي داد مبني بر اين كه: «براي خريد يك زمين در ورامين احتياج به 5 ميليون تومان پول دارم، اگر تو اين 5 ميليون تومان را بدهي، زمين را به نامت مي*كنم، اما حق فروش با من».

                با پذيرش اين پيشنهاد از سوي دختر جوان و پرداخت وجوه باقي*مانده، روند زندگي وي دچار تغيير ناگهاني شد، چراكه از همان زمان، فخرفروشي* و طمع دختر جوان شروع شد.

                به اين ترتيب وي وارد بازار شد و با عنوان اين كه مدير عامل يك شركت است كه تا چند روز ديگر افتتاح مي*شود، اجناسي را خريداري مي*كرد و بابت وجوه مورد نظر به صاحب مغازه چك مي*داد.

                وضعيت به همين شكل ادامه داشت تا روزي دختر جوان متوجه شد كه مبلغ چك*هايي كه به واسطه آنها موفق به خريداري اجناس شده، به بيش از 5 ميليون تومان رسيده است و اين در حالي بود كه موعد وصول چك*ها نيز فرا رسيده بود.

                سرهنگ احمد قاسم*خاني، فرمانده انتظامي ورامين با اعلام اين خبر در تشريح جزئيات پرونده به خبرنگار «حوادث» ايسنا، گفت: در اين حال دختر جوان كه هيچ پولي در حساب بانكي*اش نداشت، به ياد پيرمرد و پيرزن ثروتمندي افتاد كه 8 سال پيش به همراه خانواده*اش مستاجر آنها بوده و در پي خريد خانه از آنها جدا شدند.

                وي كه در اين مدت، صاحبخانه قديمي*شان را چندين بار در معابر و خيابان*هاي ورامين ديده و در جريان احوالپرسي، مطلع بود كه زن صاحبخانه قصد فروش خانه را دارد، با طراحي يك نقشه سياه به بهانه خريد به منزل آنها رفت.

                زن 55 ساله بي*خبر از آنچه در انتظارش هست، در حالي كه از پيشنهاد دختر مستأجر قبلي*شان متعجب شده بود، از او پرسيد كه چگونه قادر است مبلغ خريد را پرداخت كند كه دختر جوان در پاسخ به اين سؤال عنوان كرد: «من در حال حاضر مديرعامل يك شركت هستم و در بهترين جاي روامين هم زمين دارم و الان تصميم دارم پس از خريد اين خانه كلنگي، آن را خراب كرده و كارگاه بسازم»!

                با طرح اين ادعاها، زن صاحبخانه پذيرفت كه با شوهر 61 ساله*اش در اين خصوص صحبت كند، از اين رو در حالي كه از دختر جوان خواست تا چند روز ديگر براي دريافت پاسخ نهايي مراجعه كند، وي فرداي آن روز به صورت غيرمنتظره به منزل آنها رفت و علت مراجعه زودهنگامش را نيز عجله و فوريت براي اجراي برنامه*هاي بعدي خود عنوان كرد.

                به اين ترتيب زن صاحبخانه از او دعوت كرد تا وارد منزل شود و به اتفاق موضوع را به اطلاع همسرش برسانند، اما در همين هنگام مشمايي كه دست دختر جوان بود تا آنجا جلب نظر كرد كه زن و شوهر پير، محتوي داخل آن را جويا شدند كه دختر جوان مدعي شد: «با توجه به اين كه در منزلمان رنگ*كاري داريم، مقداري تينر خريدم كه به خانه ببرم».

                دقايقي از اين موضوع نگذشته بود كه مرد صاحبخانه متوجه يك قبضه تفنگ بادي همراه دختر شد، اما اين بار دختر جوان عنوان كرد كه وي از عوامل امر به معروف است و در پي دريافت گزارشي مبني بر اين كه زوج پير در منزلشان نامه*هاي ضد انقلاب و نظام نگهداري مي*كنند، براي بازرسي به آنجا مراجعه كرده است.

                سرهنگ قاسم*خاني در ادامه به ايسنا گفت: اين در حالي بود كه دختر حيله*گر تأكيد داشت: «بر اساس گزارش دريافتي، اسناد مورد نظر در گاو صندوق منزل پنهان شده است».

                از آنجا كه مرد صاحبخانه خطاب به وي گفت: «حكم بازرسي خود را نشان بده و بعد دست به كار شو»، دختر جوان بلافاصله طي يك تماس تلفني نمايشي به ظاهر به فرد پشت خط اظهار كرد كه «اين آقا منتظر حكم هستند، زودتر آن را برسانيد».

                در حالي كه مدت زماني گذشت و خبري از آوردن حكم نشده بود، پيرمرد كه با خود فكر مي*كرد نبايد اجازه دهد يك دختر در اين سن و سال، او را فريب دهد، در مواجهه با اصرار براي بازرسي، از همسرش درخواست كرد كه با پليس 110 تماس بگيرد تا اين دختر به همراه ماموري كه مراجعه مي*كند، خانه و گاو صندوق را بازرسي كند.

                در همين حين دختر مكار كه خود را در بن*بست فريبكاري و ادعاي مطروحه*اش گير كرده بود، با گذاشتن اسلحه بر شقيقه مرد صاحبخانه، 6 تير شليك كرد، اين در حالي بود كه با توجه به 5/4 بودن سلاح بادي، همه گلوله*هاي شليك شده زير پوست ماند و به مغزش آسيبي نرساند.

                از سوي ديگر دختر جوان كه تصور مي*كرد با اين شليك*ها از زوج پير، زهر چشم گرفته بار ديگر خواسته خود مبني بر اين كه درب گاو صندوق باز شود را مطرح كرد، اما زماني كه باز هم به نتيجه نرسيد، مشمايي كه پيش از اين ادعا كرده بود داخلش تينر است را باز كرد و محتوي آن كه اسيد غليظ بود را بر روي صورت زن صاحبخانه پاشيد.

                به اين ترتيب در حالي كه زن 55 ساله از شدت سوختگي به داد و فرياد افتاده بود، همسرش درب گاو صندوق را باز كرد و دختر طمعكار با برداشتن وجوه نقد و دسته چك*هاي داخل آن پس از انداختن ظرف اسيد بر روي پيرمرد كه به سوختگي سطحي در صورت و كتف وي منجر شد، اقدام به فرار كرد.

                اين در حالي بود كه صداي فرياد زن صاحبخانه كه در پي سوختگي شديد براي خنك شدن به حياط آمده بود، همسايه*ها را به آنجا كشاند و به اين ترتيب طي تماسي با مركز فوريتهاي پليسي «110»، پليس را در جريان حادثه قرار دادند.

                به گفته فرمانده انتظامي ورامين، با حضور واحد گشت در محل، پيرمرد كه حالش بهتر بود به ماموران گفت كه دختر مستأجر 8 سال پيش آنها، اين بلا را به سرشان آورده است.

                به اين ترتيب همسر وي كه دچار 60 درصد سوختگي شده بود به بيمارستان منتقل و ماموران جهت دستگيري متهم وارد عمل شدند.

                با شناسايي خانه دختر جوان، ماموران وارد منزل شده و در حالي كه خانواده*اش عنوان كردند، وي به منزل دايي*اش در تهران رفته است، در ادامه بازرسي*ها موفق به شناسايي وي كه پشت بشكه*هاي نفت در پاركينگ منزلشان پنهان شده بود، شدند و دستگيرش كردند.

                با انتقال دختر جوان به آگاهي ورامين، بازجويي*هاي پليسي در خصوص حادثه وقوعي از وي آغاز شد، اما متهم منكر ارتكاب جرم مي*شد و ادعا كرد كه نقشي در اين سرقت نداشته است.

                به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران در حالي كه طي چندين مرحله بازجويي، دختر جوان حاضر به اعتراف نشد، كارآگاهان پليس به سرپرستي سروان حسين*نژاد، رييس اداره مبارزه با جرايم جنايي آگاهي ورامين اقدام به شناسايي تمامي مغازه*داراني كه سلاح بادي مي*فروختند، كردند و به اين ترتيب با دعوت از آنها طي يك جلسه توجيهي موفق شدند، فردي كه اسلحه مورد استفاده در اين حادثه را به متهم فروخته بود را شناسايي كنند.

                وي كه در جريان مواجهه حضوري، دختر جوان را شناسايي كرد، به پليس گفت: «روز مورد نظر، اين دختر به مغازه من مراجعه كرد و يك قبضه سلاح بادي با *** تير فشنگ به مبلغ 30 هزار تومان خريداري كرد».

                اظهارات فروشنده تفنگ بادي در حالي بود كه متهم همچنان منكر جرم ارتكابي بود و با صراحت عنوان كرد كه اين مرد را هرگز نديده است.

                بر اساس اين گزارش پيگيري*هاي پليسي در اين خصوص ادامه داشت تا كارآگاهان با اخذ پرينت تلفن همراه متهم، متوجه شدند كه وي در روز حادثه با يك شماره تلفن چندين بار تماس گرفته است، از اين رو در بررسي*هاي بعدي مشخص شد كه اين شماره تلفن مربوط به زني بوده كه راننده آژانس است.

                با شناسايي اين زن، وي در جريان بازجويي*ها به ماموران گفت: «روز حادثه، اين دختر با من تماس گرفت و خواست كه او را به محلي برسانم. وقتي به آدرس مورد نظر رفتيم، وي با خريد يك اسلحه بادي بازگشت و آدرس روستايي به نام «موسي*آباد» را داد كه به آنجا برويم».

                وي ادامه داد: «زماني كه به اين روستا رسيديم، دختر جوان براي تمرين نشانه*گيري اقدام به شليك چند تير كرد و سپس خواست تا او را به آدرس ديگري كه يك منزل بود، برسانم».

                با اين اظهارات، ماموران پليس به روستاي ياد شده رفته و بازرسي*ها براي يافتن اثري از گلوله*هاي شليك شده را آغاز كردند تا سرانجام توانستند تيري كه به تنه درختي اصابت كرده بود را شناسايي كرده و بيرون آورند.

                در حالي كه تمامي اسناد و مدارك حاكي از آن بود كه دختر جوان مرتكب اين جنايت شده، وي در جريان بازجويي*هاي بعدي باز هم حاضر به پذيرفتن اتهام وارده نشد.

                فرمانده انتظامي ورامين همچنين به ايسنا گفت: اما با گذشت 24 روز از دستگيري، سرانجام دختر جوان لب به اعتراف گشود و جزئيات اين جنايت را براي پليس تشريح كرد.

                وي اظهار كرد كه پول و دسته چك*هاي سرقتي را به برادرش سپرده تا در جايي مخفي كند كه در بازرسي*هاي به عمل آمده كشف و ضبط شد.

                متهم پس از اعتراف به اين جنايت با قرار صادره به زندان خورين انتقال يافت.

                Comment


                • با دستگيري متهمي كه مردي را با ادعاي داشتن رابطه غيراخلاقي با همسر برادرش به طرز فجيعي كشت و سپس جسدش را آتش زد، تلاش پليس براي دستگيري ديگر متهم پرونده همچنان در جريان است.

                  به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، اواخر بهمن ماه امسال، در پي اعلام رانندگان خودروهاي عبوري و ساكنان محلي، جسد سوخته*اي در كنار جاده شهرستان اهواز كشف شد.

                  آثار سوختگي بر روي جسد نشان از آن داشت كه هنوز چند ساعتي از به آتش كشيده شدن جسد كه در بررسي*ها مشخص شده بود، متعلق به يك مرد است، نمي*گذرد، اما به دليل وضعيت نامناسب آن امكان احراز هويت وي وجود نداشت، از اين رو پرونده*اي با موضوع كشف جسد مجهول*الهويه*اي تشكيل شد.

                  ماموران آگاهي در حال پيگيري پرونده جهت احراز هويت جسد سوخته بودند كه سرانجام بررسي*ها نشان داد: جسد متعلق به مردي 43 ساله به نام «عباس» است.

                  اين در حالي بود كه ماموران در ادامه تحقيقات پليسي متوجه شدند: اين شخص 28 بهمن ماه امسال با يك دستگاه خودرو پيكان از منزل خارج شده و ديگر بازنگشته است و به اين ترتيب مفقوديتش پيش از اين در كلانتري اعلام شده بود.

                  به گزارش ايسنا در حالي كه پرونده در جريان بود، خودرو مرد ناپديد شده در شهرستان اهواز در حالي كه سرنشين نداشت و رها شده بود، كشف شد.

                  در پي كشف اين خودرو*، بررسي*ها با احتمال وقوع قتل آغاز شد و تحقيق كارآگاهان پليس در خصوص شناسايي افرادي كه خودرو را به آن محل منتقل كرده بودند، مشخص كرد: خودرو از سوي دو تن به نامهاي «ح ــ ط» 18 ساله و «س ــ ن» به شهرستان اهواز منتقل شده است.

                  بدين ترتيب پليس با مظنون شدن به اين دو جوان با هماهنگي مراجع قضايي، «ح ــ ط» را دستگير كرد.

                  وي در بازجويي*هاي به عمل آمده در ابتدا منكر ارتكاب قتل شد، اما زماني كه متوجه شد جسد سوخته به همراه خودرو از سوي پليس اهواز كشف شده است، ديگر نتوانست منكر قتل شود.

                  به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، متهم به قتل در اعترافاتش به پليس، گفت: «عباس» با همسر برادرم رابطه غيراخلاقي داشت، من كه به تازگي از اين موضوع مطلع شده بودم، با همدستي «س ـ ن» نقشه كشتنش را كشيدم.

                  «ح ـ ط» ادامه داد: به همين خاطر 28 بهمن ماه به سراغ «عباس» رفته و طي يك درگيري با چوب دستي كه براي عملي كردن نقشه قتل با خود همراه كرده بوديم، به سر وي زده كه با چندين ضربه جان باخت بلافاصله پس از اين اقدام، جسدش را داخل خودرو گذاشته و در كنار جاده انداختيم.

                  وي همچنين به ماموران گفت: پس از انتقال جسد به كنار جاده، براي اين كه قابل شناسايي نباشد، آن را به آتش كشيديم. سپس مجددا سوار خودرو مقتول شده و جهت فروش آن به اهواز رفتيم، اما موفق به اين كار نشديم و آن را در هما محل رها كرديم.

                  با اعترافات به دست آمده از متهم به قتل، صحنه قتل بازسازي شد و تلاش پليس جهت دستگيري ديگر متهم اين جنايت همچنان ادامه دارد.

                  Comment


                  • پس از ادعاي خواهر پسري كه چندي پيش گزارش شد در يكي از كلانتري*هاي شهر بردسكن خود را حلق*آويز كرده است مبني بر اين كه برادر وي تحت فشار ماموران بوده، دادستان بردسكن تاكيد كرد كه پزشكي قانوني همه موارد را مشخص مي*كند و اگر قصوري از طرف نيروي انتظامي باشد، برخورد خواهد شد.


                    به گزارش ايسنا، خواهر اين جوان اين سوال را مطرح كرد: چرا صحنه به هم خورده و بعد از انتقال جسد به بيمارستان، پدر و مادرم را مطلع كرده*اند و چرا بعد از گذشت 4 ساعت از فوت برادرم، ما از جريان با خبر شديم؟


                    خواهر اين جوان مدعي شد: شاهداني داريم كه گفته*اند برادرم تحت آزار قرار گرفته است.


                    به گزارش ايسنا، مجيد اشراق، دادستان بردسكن در اين*باره گفت: شخصا پرونده اين جوان را مورد بررسي قرار داده و تحقيقات لازم را در اين خصوص انجام خواهم داد كه خداي نكرده حقي ضايع نشود.


                    وي ادامه داد: متاسفانه عده*اي در بردسكن اقدام به شايعه*پراكني كرده*اند. پزشكي قانوني همه موارد را مشخص مي*كند و اگر قصوري از طرف نيروي انتظامي باشد، برخورد خواهد شد. به طور قطع از ماموران انتظامي در اين خصوص بازجويي خواهد شد.


                    اشراق در ادامه گفت: هنوز انگيزه اين جوان از اين كار براي ما مشخص نيست و بايد يك مطالعاتي از دوران كودكي او تا زمان حادثه داشته باشيم تا به سرنخ*هايي برسيم.


                    دادستان بردسكن افزود: پزشكي قانوني بردسكن خفگي را علت مرگ اين جوان اعلام كرده ولي براي رفع هر گونه شك و شبهه، جسد اين جوان جهت بررسي كامل به پزشكي قانوني مشهد انتقال داده شد و پزشكي قانوني مشهد هم علت خفگي اين جوان را فشار جسم رشته*اي بر عناصر حياتي در گردن و عوارض ناشي از آن اعلام كرده است.


                    وي همچنين گفت: متاسفانه هنگام تشيع جنازه اين جوان، 5 شرور با پرتاب كردن سنگ، شيشه*هاي كلانتري را شكستند كه آن*ها نيز شناسايي و به موقع مجازات خواهند شد.

                    Comment


                    • فردي كه متهم به ارتكاب دو فقره قتل عمدي است و در جلسه بازپرسي مدعي شده كه به دليل رابطه نامشروع مادرزن و خواهر زنش مرتكب قتل شده، با توجه به گذشت اولياي دم صبح امروز در دادگاه كيفري استان تهران از جنبه عمومي جرم محاكمه شد.

                      به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي اين جلسه رضوانفر، نماينده*ي دادستان به قرائت كيفرخواست پرداخت و اظهار داشت: در اين پرونده «بهزاد – ر» متولد سال 53 فاقد سابقه*ي كيفري به اتهام مباشرت در دو فقره قتل عمدي مادر زن و خواهرزنش از تاريخ 10/1/1385 با قرار بازداشت موقت در بازداشت است.

                      وي با بيان اين*كه قتل در تاريخ 28/11/1382 ساعت 11:30 در يك شهرك رخ داده است، افزود: با عنايت به اينكه پس از صدور كيفرخواست اولياي دم به صورت بي قيد و شرط رضايت در محضر دادند و دلايل وقوع قتل عمدي در كيفرخواست صادره ذكر شده است در رابطه با جنبه*ي عمومي جرم امروز مطرح و با توجه به اينكه موضوع قتل*هاي واقع*شده باعث جريحه*دار شدن افكار عمومي و اخلال در جامعه شده با استناد به ماده*ي 612 قانون مجازات اسلامي براي پرهيز از تجري متهم و جلوگيري از ارتكاب افراد ديگر به قتل*هاي خانوادگي مشابه تقاضاي صدور حكم قانوني براي متهم را دارم.

                      بر اساس محتويات پرونده متهم به قتل در جلسه بازپرسي در بيان دليل ارتكاب دو فقره قتل عنوان كرده بود كه مادرزنم رابطه نامشروع داشته و خواهر زنم را نيز آلوده كرده بود و من مي*ترسيدم با توجه به اين*كه نفوذ زيادي بر دخترانش داشت، همسرم را نيز آلوده كند.

                      قاضي عزيزمحمدي متهم به قتل را فراخواند و از وي سوال كرد براي جلب رضايت اولياي دم چقدر ديه پرداخت كرديد؟ كه وي گفت:930 ميليون ريال به اولياي دم پول دادم و همسرم نيز غيابي طلاق گرفته است.

                      قاضي اتهام دو فقره قتل عمدي را به متهم تفهيم كرد كه وي گفت: دو فقره قتل عمدي را قبول دارم زماني كه دو سال متواري بودم زجرهاي زيادي كشيدم و آرزو داشتم هرچه سريعتر به ايران برگردم و در چنين دادگاهي محاكمه شوم.

                      وكيل تسخيري متهم به قتل گفت: كليه*ي اقدامات انجام*شده از سوي موكلم ناشي از وضعيت روحي نامناسب وي بوده كه در اثر استفاده از قرص*هاي آرامبخش ايجاد شده و نيز محيط باعث تحريك موكلم براي ارتكاب قتل شده است.

                      وي گفت: موكلم هرگز قصد قتل نداشته و صرفا قصد تهديد مقتولان را داشته كه متأسفانه منجر به بروز اين حادثه شده است.

                      وكيل تسخيري متهم به قتل افزود: با توجه به اينكه شكات رسما اعلام رضايت كرده*اند و حتي همسر وي تلويحا اقرار كرده كه به خاطر دختر خردسالش حاضر به زندگي مجدد با موكلم است و همچنين عذاب وجدان و پشيماني موكل كه منجر به تسليم كردن خود به پليس مصر و عنوان كردن اظهار پشيماني و نظر به جواني موكلم از قضات استدعاي در نظر گرفتن حد اكثر تخفيف ممكن را دارم.

                      قاضي عزيز محمدي متهم به قتل را براي اخذ آخرين دفاع فرا خواند كه متهم به قتل گفت: هيچ دفاعي ندارم و تقاضاي عفو از خدا، قضات و قانون را دارم. من مقصر هستم و نمي*توانم خود را ببخشم. نمي*دانستم اسلحه انقدر خطرناك است. مي*خواستم آنها را بترسانم و به وسايل منزل شليك كنم.

                      وي با بيان اينكه پنج گلوله همراهم بود، گفت: اولي را به مادرزنم و دومي را به خواهرزنم زدم.

                      متهم به قتل افزود: نمي*خواهم مجدد انگيزه*ي قتل را بيان كنم اما اول به قصد كشتن آنها وارد خانه شدم ولي سپس پشيمان شدم. من نمي*خواستم آنها در زندگي من دخالت كنند.

                      قضات شعبه*ي 71 دادگاه كيفري استان تهران (عزيز محمدي، رحيمي، باقري، عبداللهي و سالاري) پس از شور حكم اين پرونده را صادر خواهند كرد.

                      Comment


                      • مظنونيت مردي به تماسهاي تلفني مشكوك و بي*پاسخ كه تصور مي*كرد مربوط به خواهرزنش باشد، به درگيري و سرانجام قتل همسرش منجر شد.

                        به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، ساعت 9:10 نهم اسفند ماه سال جاري، ماموران هنگ مرزي و انتظامي مغان از قتل زن 19 ساله*اي به نام «ش» در روستاي كلان گرمي مطلع شدند.

                        در حالي كه به دليل صعب*العبور بودن مسير روستا، ماموران به صورت پياده در محل جنايت حاضر شدند، بررسي*هاي اوليه نشان داد كه اين زن بر اثر خفگي جان خود را از دست داده است.

                        پليس به دنبال همسر مقتول

                        بر اساس اين گزارش، از آنجا كه همسر مقتول در خانه حاضر نبود و مشخص شد كه از روستا گريخته است، *دستگيري وي به عنوان مظنون اصلي در دستور كار قرار گرفت.

                        دستگيري تنها مظنون

                        به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، با توجه به اين كه «ح»، همسر 20 ساله مقتول موفق نشده بود، زياد از روستا دور شود، در جريان پيگيري*هاي پليسي، ساعتي بعد دستگير شد.

                        اعترافات متهم

                        «ح» پس از دستگيري در همان تحقيقات اوليه به قتل همسرش اعتراف كرد.

                        او در تشريح حادثه به ماموران گفت: شب گذشته به همراه همسرم در منزل خانواده وي بوديم كه زنگ تلفن به صدا در آمده و من گوشي را برداشتم، اما هيچ*كس جواب نداد و اين در حالي بود كه اين تماس چندين بار تكرار شد.

                        متهم ادامه داد: زماني كه خواهر زنم، گوشي تلفن را برداشت، تماس گيرنده با او صحبت كرد، از اين رو اين موضوع موجب ناراحتي من و ايجاد درگيري با خانواده همسرم شد، به طوري كه پس از پايان درگيري به همراه «ش»، خانه را ترك كرديم.

                        به گزارش ايسنا «ح» در ادامه اعترافاتش به ماموران گفت: در حالي كه به سمت منزل خودمان مي*رفتيم، همسرم در ميانه راه ناگهان نقش بر زمين شد و از آنجا كه اين اتفاق چند بار تكرار شد، تصور كردم كه قصد آزار مرا دارد، از اين رو وقتي به خانه رسيديم، در حالي كه باز هم جلوي من در روي زمين افتاد، عصباني شدم و چند لگد به بدنش زدم.

                        متهم افزود: در اين حال «ش» را بلند كردم و گلويش را در حالي كه كنترل خود را از دست داده بودم، محكم با دستانم فشار دادم و وقتي رهايش كردم، متوجه شدم كه جان باخته است.

                        Comment


                        • يك مرد پاكستاني به نام «عبدالرحمن» به خاطر اين كه پس از دو سال جنازه پدرش را از گور درآورد تا او را زنده كند، تحت تعقيب پليس قرار گرفت.

                          به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا به نقل از رويترز، اين مرد پس از بيرون كشيدن بقاياي جسد پدرش از داخل گور، يك فرد ولگرد و يك آمبولانس را با تهديد اسلحه ربود و همه را به خانه*اش منتقل كرد.

                          «غلام مرتضي»، افسر كلانتري منطقه فيروزآباد پاكستان در اين باره گفت: اين مرد، جسد پدرش كه چيزي جز يك مشت استخوان نبود را به اتاق خواب برد و چند ساعت در آنجا نگهداشت.

                          وي افزود: زماني كه به خانه «عبدالرحمن» هجوم برديم، او فرار كرد، از اين رو مجددا جنازه را دفن كرديم.

                          گزارش پليس پاكستان حاكيست، فرد ولگرد ربوده شده نيز اظهار كرد كه «عبدالرحمن» براي برگرداندن پدرش به اين دنيا شروع به خواندن وردهايي سحرآميز كرد و بر جسدش گلاب پاشيد.

                          گفته مي*شود كه ممكن است اين مرد به اتهام بي*احترامي به مرده، به يك سال حبس محكوم شود.

                          Comment


                          • مردي از اهالي ايالت ويسكانسين آمريكا كه به جرم حمل ماري جوآنا، تخريب اموال عمومي، ايجاد بي*نظمي و مزاحمت براي ديگران دستگير شده بود به پليس گفت كه او يك گرگ انسان*نما است.

                            به گزارش گروه «حوادث» ايسنا به نقل از شورت*نيوز، رابرت مارش كه به تازگي از زندان آزاد شده، چندين بار حمله جنون*آميز به همسرش كرده و با ناخن*هاي دست خود بر بازوي او خراش انداخته است.

                            به گواهي همسايه*ها، او تا به حال چند بار مرتكب چنين اعمال خشونت*باري شده است.

                            وي پس از دستگيري به پليس هشدار داد كه جادوگر است و مي*تواند به شكل موجودات مختلفي درآيد.

                            چنانچه تمام اتهامات اين فرد ثابت شود، وي به تحمل 8 سال حبس و پرداخت 21 هزار دلار جريمه نقدي محكوم مي*شود.

                            Comment


                            • قضات شعبه*ي 71 دادگاه كيفري استان تهران پس از بررسي پرونده*ي مردي كه متهم است مادرزن و خواهرزنش را به قتل رسانده، وي را با توجه به گذشت اولياي دم به 10 سال حبس محكوم كردند.

                              به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، قضات شعبه*ي 71 دادگاه كيفري استان تهران در حالي بهزاد 32 ساله را به تحمل 10 سال حبس محكوم كردند كه وي در اظهاراتش مدعي شده بود براي جلب رضايت اولياي دم 930 ميليون ريال پرداخت كرده است.

                              وي در جلسه*ي روز گذشته در نزد قضات با ابراز پشيماني از ارتكاب اين دو فقره قتل، گفت: مادرزنم و خواهرزنم داراي رابطه*ي نامشروع بوده و از آنجا كه مادرزنم نفوذ زيادي بر همسرم داشت مي*ترسيدم وي را نيز آلوده كند.

                              Comment


                              • مظنونيت مردي به تماسهاي تلفني مشكوك و بي*پاسخ كه تصور مي*كرد مربوط به خواهرزنش باشد، به درگيري و سرانجام قتل همسرش منجر شد.

                                به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، ساعت 9:10 نهم اسفند ماه سال جاري، ماموران هنگ مرزي و انتظامي مغان از قتل زن 19 ساله*اي به نام «ش» در روستاي كلان گرمي مطلع شدند.

                                در حالي كه به دليل صعب*العبور بودن مسير روستا، ماموران به صورت پياده در محل جنايت حاضر شدند، بررسي*هاي اوليه نشان داد كه اين زن بر اثر خفگي جان خود را از دست داده است.

                                پليس به دنبال همسر مقتول

                                بر اساس اين گزارش، از آنجا كه همسر مقتول در خانه حاضر نبود و مشخص شد كه از روستا گريخته است، *دستگيري وي به عنوان مظنون اصلي در دستور كار قرار گرفت.

                                دستگيري تنها مظنون

                                به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، با توجه به اين كه «ح»، همسر 20 ساله مقتول موفق نشده بود، زياد از روستا دور شود، در جريان پيگيري*هاي پليسي، ساعتي بعد دستگير شد.

                                اعترافات متهم

                                «ح» پس از دستگيري در همان تحقيقات اوليه به قتل همسرش اعتراف كرد.

                                او در تشريح حادثه به ماموران گفت: شب گذشته به همراه همسرم در منزل خانواده وي بوديم كه زنگ تلفن به صدا در آمده و من گوشي را برداشتم، اما هيچ*كس جواب نداد و اين در حالي بود كه اين تماس چندين بار تكرار شد.

                                متهم ادامه داد: زماني كه خواهر زنم، گوشي تلفن را برداشت، تماس گيرنده با او صحبت كرد، از اين رو اين موضوع موجب ناراحتي من و ايجاد درگيري با خانواده همسرم شد، به طوري كه پس از پايان درگيري به همراه «ش»، خانه را ترك كرديم.

                                به گزارش ايسنا «ح» در ادامه اعترافاتش به ماموران گفت: در حالي كه به سمت منزل خودمان مي*رفتيم، همسرم در ميانه راه ناگهان نقش بر زمين شد و از آنجا كه اين اتفاق چند بار تكرار شد، تصور كردم كه قصد آزار مرا دارد، از اين رو وقتي به خانه رسيديم، در حالي كه باز هم جلوي من در روي زمين افتاد، عصباني شدم و چند لگد به بدنش زدم.

                                متهم افزود: در اين حال «ش» را بلند كردم و گلويش را در حالي كه كنترل خود را از دست داده بودم، محكم با دستانم فشار دادم و وقتي رهايش كردم، متوجه شدم كه جان باخته است.

                                Comment

                                Working...
                                X