4 Shanbeh Souri Mobarak Bad

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #76
    Originally posted by Parinaz_M
    man ke vase 4shanbe soori too dehatemon nabidam............
    parinaz dehatetoon nabidi fekr nakonam dehate ma barnamei baashe. shayad ham dashte baashan vo man hanooz khabar nadaram. U might know better.

    Comment

    • Parinaz_M
      Senior Member
      • Mar 2003
      • 19964

      #77
      elnaz goft ke dehate shoma khabari bide







      God made Coke,
      God made Pepsi,
      God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

      ~Zende Bad Iran Va Irani~

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #78
        ha,man ke khabar nadashte bidam. khabari ham baashe man navaram

        Comment

        • jjbb
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 8813

          #79
          inja khabariye biyad injaaaaaaaaaaaaaa

          Comment

          • jjbb
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 8813

            #80
            ash ham darim miyadddddddddddd

            Comment

            • jjbb
              Senior Member
              • Nov 2005
              • 8813

              #81
              khob kasi nemiyad ash ham bezaneh agar nazri darid.
              age arezoyi darid to deletoon felr konid be man begid man ham mogheh ash beham zadan bara shoma ham mizanam
              akhe ashe nazri daram (khorafati ham hastam)

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #82
                4 Shanbeh souri dareh nazdik misheh :=) .

                iran

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #83
                  siamak, boro too baghche khoonat atish roshan kon vo az roosh bepar vo hey begoo sorkhe man az tu, zardi e tu az man

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #84
                    برابر با شب آخرین چهارشنبه ی سال جشنی به نام «چهارشنبه سوری» یا «جشن سوری» در سراسر سرزمین های ایرانی همراه با آتش افروزی و پریدن از روی آن و مراسمی ویژه برگزار می شود.
                    «دل هر ایرانی آتشکده ای است»

                    ابراهیم پور داوود

                    پیشینه ی جشن چهارشنبه سوری

                    از دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است.
                    در هیچیک از متون باقیمانده ی پیش از اسلام اشاره ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت های مورخان یونانی درباره ی ایران نیز درباره ی جشن چارشنبه سوری سخنی گفته نشده است.
                    متون دوران پس از اسلام نیز در این باره تقریبا ساکت بوده اند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون «ابوریحان بیرونی» نیز درباره ی آن توضیحی داده نشده است. اما برخی اشاره ها در تعدادی از متون کهن، نشان دهنده ی این است که گویا چارشنبه سوری نه تنها برگزار می شده، بلکه از آن به عنوان «عادت قدیم» نیز نام برده شده است.[1]
                    نخستین و کهن ترین کتابی که در آن به چنین آتش افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ی ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی (286 تا 358 هجری قمری) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می شود، واقعه ای به شرح زیر از میانه ی سده ی چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است :
                    «... و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیسد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شب سوری» چنان که «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»[2]

                    در این روایت هرچند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است.
                    دومین متن کهن که اشاره ای هرچند غیر مستقیم به جشن چارشنبه سوری دارد، شاهنامه ی فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پرموده» پسر ساوه شاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده ی رزم بودند، ستاره بینی بهرام را پند می دهد که :
                    ستاره شمر گفت بهرام را که در «چارشنبه» مزن کام را
                    اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت
                    یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه
                    بشد «چارشنبه» هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد
                    ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی
                    .
                    .
                    .
                    ز جیهون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند [3]

                    درباره ی این سروده های شاهنامه ذکر چند نکته ضروری است :
                    نخست اینکه بر مبنای واژه نامه ی «فریتس وُلف»، در سراسر شاهنامه به جز یکشنبه و چارشنبه، روز دیگری از هفته نام برده نشده است و تنها باری که از چارشنبه یاد شده، در همین داستان و همین جشنی است که در زمان بهرام چوبین انجام شده و این کهن ترین یادکرد جشن چارشنبه در متون است. هرچند که زمان سرایش شاهنامه چند دهه پس از تاریخ بخارا بوده است، اما موضوع داستان به سدها سال پیش از آن باز می گردد.
                    دویم اینکه آوردن نام چارشنبه در داستان بهرام چوبین خود دلیل دیگری است که روزهای هفته در ایران باستان وجود داشته است.
                    سیُم اینکه برخلاف اعتقاد عربان که روز چارشنبه را نحس و بدیُمن می پنداشتند و این اعتقاد در آثار جاحظ و حتی منوچهری دامغانی نیز راه یافته است، اما ایرانیان نه تنها این روز، بلکه هیچ روز و زمان دیگری را نحس نمی پنداشتند و بخصوص چارشنبه را «گاهِ کام و جشن» دانسته اند.[4]
                    این جشن با «آب» نیز در پیوند است و در برخی نقاط، پریدن از روی نهر یا آوردن آب از چشمه توسط دختران و شکستن کوزه های آب دیده شده است. در شیراز دختران و زنان از بامداد چارشنبه سوری تا پایان روز به آب تنی در چشمه ی کنار آرامگاه سعدی می پردازند و پسانگاه پسران و مردان آن را ادامه می دهند.
                    در آذربایجان (و نیز در جمهوری آذربایجان کنونی (اَران)) جشن چارشنبه سوری در هر چهار چارشنبه ی اسفندماه برگزار می شود. برخی جشن چارشنبه سوری را به دلیل نبود روزهای هفته در ایران باستان، جشنی نوساخته قلمداد می کنند در حالی که این پندار درست به نظر نمی رسد. هرچند که از دلایل و دیرینگی چارشنبه سوری آگاهی چندانی در دست نیست، اما شواهد متعددی در وجود نام روزهای هفته در ایران باستان در دست است و از جمله در شاهنامه ی فردوسی هم به نام روزهای هفته و هم به جشن آتشی در «چارشنبه روز» اشاره شده است. با توجه به شواهد موجود، احتمال می رود که این جشن با جشن «فروردگان» در بیست و ششم اسفند و نیز با خانه تکانی پایان سال و پاکیزگی خانه در پیوند باشد. پریدن از روی آتش نیز بر خلاف برخی پندارها بهیچ وجه بی احترامی به آتش نیست، بلکه این کار بگونه ای نمادین برای سوزاندن و پاک کردن همه ی بدی ها و نادرستی ها و کدورت ها انجام می شود. سرودها و ترانه های معروف چارشنبه سوری نیز به این نکته اشاره دارند.[5]

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #85
                      گستره ی برگزاری جشن چهارشنبه سوری

                      در همه ی سرزمین های ایرانی در فاصله ی پنج هزار کیلومتری کردستان تا چین، آیین جشن چهارشنبه سوری به همراه مراسم جانبی بسیار متنوع و زیبای آن و سرایش ترانه های شادی بخش و جشن و پایکوبی برگزار می شود. گستره ی برگزاری این جشن حوزه ی حضور فرهنگ ایرانی را نشان می دهد. این گستره نه تنها کشور ایران بلکه از سرزمین های شرق عراق و شمال آن (کردستان غربی)، شمال سوریه، شرق ترکیه، جنوب روسیه (داغستان و چچنستان)، آذربایجان و قفقاز، ارمنستان، غرب پاکستان، افغانستان، جنوب ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، غرب و شمال هند وغرب چین تشکیل می شود.[6]
                      مراسم شب چهارشنبه سوری

                      در شب چهارشنبه سوری، به جز روشن کردن سه یا هفت کوپه آتش به یاد سه پند بزرگ ایرانیان، «اندیشه ی نیک»، «گفتار نیک»، و «کردار نیک» و یا هفت امشاسپند «هرمزد»، «وهومن»، «اردیبهشت»، «شهریور»، «سپندارمذ»، «خورداد» و «امرداد»، مراسمی ویژه ای نیز برگزار می شود مانند :
                      آتش افروزی بر فراز خانه ها و بلندی ها، خانه تکانی پیش از چهارشنبه سوری، خریدن آیینه و کوزه ی نو، خرید اسفند (اسپند دانه)، چراغانی، تهیه و خوردن آجیل هفت مغز، کوزه شکستن، فال گوش ایستادن، فال کوزه، ریختن آب قلیا و آب دباغ خانه به گوشه و کنار خانه، به صحرا رفتن در روز چهارشنبه سوری، تخم مرغ شکستن، شال اندازی، قاشق زنی، گره گشایی از بخت دختران با بستن قفل به گردن یا گوشه ای از چادر، نشستن روی چرخ کوزه گری، شکستن گردو، گفتن آرزوها به آب روان، فریاد زدن خواسته ها در چاه قدیمی، کمک خواستن از «چهارشنبه خاتون»، رنگ کردن خانه با گِل هایی به رنگ آبی و زرد، پختن آش ویژه ی چهارشنبه سوری و ...

                      گزیده ای از مراسم ویژه ی چهارشنبه سوری در جای جای ایران

                      مراسم قاشق زنی که تقریبا در همه ی سرزمین های ایرانی برگزار می شود بدین گونه است که مردم و بعضا کودکان کاسه و قاشق را به هم کوبیده و در پشت در پنهان می شوند و صاحبخانه نیز تخم مرغ یا تنقلاتی داخل کاسه می گذارد. قاشق زنان چه مرد چه زن اغلب خود را با چادر می پوشانند.
                      در تاجیکستان و ازبکستان، در بخارا و سمرقند و شهر سبز، در شب چهارشنبه سوری همه ی مردم شستشو می کنند و مردان پس از تراشیدن موی سر خود از روی بوته ی آتش فروزان می پرند و می گویند : «روی پاک از تو، دامن پاک از ما»[7]
                      در بدخشان و شمال افغانستان نیز دختران موی سر خود را به چهل رشته تقسیم کرده و آن را می بافند و در انتهای رشته ی موها تـَرکه ی ظریفی می بندند تا تمام چهل رشته به ترتیب در کنار یکدیگر قرار گیرند و هنگام پریدن از روی آتش می گویند : «به روی مبارکت گردم. زردی مرا گیر و سرخی ات را بده». در بعضی از دهات درواز بدخشان از شب تا بامداد نوروز برگرد آتش می نشینند و می رقصند.
                      در غرب چین در شهرهای یارکند و تاشغورقان و نیز در کاشغر مردم در اطراف درخت کهنسالی که آن را یادگار آرش تیرانداز و آن جا را مرز ایران می دانند، آتش می افروزند و می گویند «زیان و زحمتمان را افشاندیم و سوزاندیم».
                      در آذربایجان، جعبه های کوچکی با کاغذهای رنگین به شکل کجاوه درست کرده و ریسمانی به آن می بندند و از روزن سقف خانه یا پنجره به داخل آویزان می کنند، صاحب خانه نیز شیرینی و خوراکی های را که از پیش آماده کرده درون این کجاوه ها می ریزد.
                      در روستای هشترود مراغه، هفت سنگ بر پیرامون بام خانه می چینند و در میان بام، آتش را در کنار کاسه ی آبی برمی افروزند و پس از پایان مراسم، کاسه ی آب را بر سر خانواده یا همسایگان خالی می کنند و برای آنان با گفتن «زندگی تان به روشنی درآید» زندگی خوب و روشنایی آرزو می کنند.
                      در بسیاری از روستاهای استان مرکزی ایران جوانانی که نامزد دارند از روی بام خانه ی دختر، شال خود را پایین می کنند و دختران در گوشه ی آن شال شیرینی و تخمه می پیچند. این رسم را «شال اندازی» می گویند.
                      در کرمانشاه زنان آبستن با آوردن هیزم برای آتش چهارشنبه سوری، باور دارند که هر چوبی که در آتش می گذارند پلیدی ها و وقایع ناگوار را از فرزندشان دور می کنند.
                      مردم شاه آباد (اسلام آباد) استان کرمانشاه، چهارشنبه سوری را جشن پیروزی کاوه ی آهنگر بر ضحاک می دانند و هر ساله به پاس این پیروزی در کوه های پیرامون شهر و روستا آتشی بزرگ برافروخته و با خواندن آوازهای گروهی و جشن و پایکوبی تا نیمه های شب بر گرد آتش می چرخند.
                      زرتشتیان روستای مریم آباد یزد نیز بر این باورند که آتش چهارشنبه سوری، آتشی است که «منیژه» به هنگام کوشش برای رهایی «بیژن» از چاه، بر سر دهانه ی چاه روشن کرده است.
                      در خراسان هر خانواده چهارشنبه سوری را با سه یا هفت بوته ی آتش آغاز کرده و همه ی اعضا خانواده از روی آتش می پرند و می خوانند : «آل به در، بلا به در، دزد به در و حیز از دهات به در» و پس از پایان مراسم آتش را به حال خود می گذارند تا خاموش شود و آب ریختن و دمیدن بر آتش را گناهی بزرگ می دانند.
                      در روستای آزادور در دشت جوین خراسان نیز، سبزه ی نوروزی را در بین بوته های آتش قرار داده و از روی آن هم می پرند در حالیکه آیینه و کاسه ی آبی نیز در کنار آتش به چشم می خورد.
                      در بین ترکمنان بجنورد از این شب به نام «چارشنبه ی سنگین» یاد می شود و در این شب بین همسایگان و آشنایان، آش رشته و نان روغنی و آبگوشت پخش می کنند.
                      در هرات و بلخ دیگر شهرهای افغانستان، خاکستر چارشنبه سوری را دختری جمع کرده و در کنار روستا می ریزد و هنگام بازگشت در می زند و اهل خانه می پرسند کیست ؟
                      دخترک می گوید منم.
                      می پرسند از کجا می آیی ؟
                      می گوید : از عروسی.
                      می پرسند چه آورده ای ؟
                      می گوید : تندرستی.
                      در روستای زرتشتی نشین قاسم آباد یزد نیز پس از مراسم چهارشنبه سوری مراسم «چک و دوله» برگزار می شود. به این ترتیب که یک دولچه ی (سطل) کوچک را برمی دارند و درون آن کمی آب همرا با آویشن و برگ سبز می ریزند. هرکس آن جا هست چیزی از خودش مانند انگشتر و ... را درون آن می اندازد، پس از آن روی دولچه را با پارچه ی سبزی می پوشانند و یک دختر نابالغ را در میان جمع خود نشانده و این دولچه را به دستش می دهند. دخترک اشیا را یکی یکی در مشت خود پنهان می کند و بیرون می آورد و یک نفر دیگر دو بیتی هایی را می خواند و پس از خواندن دو بیتی دخترک شیئ را نشان می دهد و صاحب آن با توجه به شعر خوانده شده به نیت و تعبیر خود می رسد.
                      در تهران، زنان با حبوباتی که از راه قاشق زنی گردآوری کرده اند، آشی می پزند با نام «ابودرد» و باور دارند که این آش علاج همه ی بیماری ها است. همچنین در این شب دختران گوشه ی روسری یا چادر خود را گره می زنند و در بیرون خانه به نخستین کسی که برسند می خواهند که این گره را بگشاید تا گره های سال آینده باز شود.[8]

                      آجیل چهارشنبه سوری

                      آجیل چهارشنبه سوری نیز همچون همه ی جشن های ایرانی جز ضروریات سفره ی شب چهارشنبه سوری می باشد که از هفت نوع میوه ی خشک و برنج، عدس، خرسِه، نخود، تخمه ی آفتابگردان، تخمه کدوی بو داده، کشمش و گردو تهیه شده و در هر خانواده باید آن را تهیه می کرد و به نام هفت امشاسپند در سفره ی چهارشنبه سوری می گذاشتند. از این آجیل همه ی اعضای خانواده برای شگون و تندرستی می خوردند، سپس در کوزه ی کهنه ی سال پیشین مقداری آب ریخته از بالای بام به زمین می انداختند زیرا می گفتند که فروهرها از کوزه ی نو دیدن خواهند کرد و از آب آن کوزه ی کهنه که به معنی روشنایی بود در خانه آن ها پاشیده می شد.
                      در زمان ساسانیان به جای آب سکه هایی را درون کوزه می انداختند و آن را از پشت بام به زمین پرتاب می کردند به منزله ی این که روزی و برکت برای آنان نازل شود.[9]

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #86
                        سال نو مبارک


                        1- امسال اولین سالیه که از یک ماه قبل تا درست عصر چهارشنبه سوری صدای ترقه نمیومد. تو این یک ماه هر وقت از جلوی دوسه*تا جوون که تو کوچه و خیابون وایساده بودن رد می*شدم ناخودآگاه خودمو جمع و جور می*کردم که اگه صدای ترقه اومد نترسم و باعث خنده نشم که خوشبختانه به خیر گذشت.
                        نخیر! ینده کر نشده*ام! واقعا امسال کسی حال و حوصله نداشت. از چند جوون همینو پرسیدم.
                        یکی علتشو گرونی کالاهای شب عید گذاشت که چون پدر و مادرها تو خونه غصه*ی گرونی می*خورن رو جوون*ها هم تأثیر گذاشته. اون یکی گفت چون تو تلویزیون هی اخطار دادن و صورت و چشم و دست و بدن جزغاله و سوخته نشون دادن مردم ترسیدن.
                        و اون یکی گفت چون دولت دیگه این روزو به رسمیت شناخته دیگه لازم نیست با صدای ترقه از یک ماه پیش بخواهیم ثابت کنیم.
                        یکی دیگه هم گفت نتیجه*ی انتخابات همه رو افسرده کرده بود.

                        2- روز قبل از چهارشنبه سوری در چهارراه*ها و میادین اصلی شهر از طرف انجمن مهر ایران اعلامیه*ای رو پخش شد تحت عنوان "از چهارشنبه*سوری تا نوروز جمشیدی" که در اون فلسفه*ی چهارشنبه*سوری به طور کامل گفته شده بود که چرا آتیش روشن می*کنیم و چرا جشن مي*گیریم و اعراب این وسط چکاره بودن و... که با توجه به وضعیت مملکت ما اینکارشون شجاعت زیادی لازم داشت.
                        وقتی من اعلامیه رو گرفتم توجه کردم هر کس که اون رو می*گرفت با تعجب و خوشحالی تیترش رو می*خوند و برعکس اعلامیه*ها و تبلیغات دیگه که پرتش می*کردن رو زمین، با این که طولانی بود همونجا شروع می*کردن به خوندن و یا بادقت تا می*کردن و در کیف می*گذاشتن. حتی یه دونه*ش رو زمین نبود.

                        3- عصر سه*شنبه(شب چهارشنبه) از ساعت 6 سر و صدای ترقه و بمب شروع شد. هوا که تاریک شد یواش یواش آتیش*ها روشن شد و مردم ریختن تو کوچه*ها و خیابون*ها. من فکر نمی*کردم این*همه بیان. صدای بلند آهنگ و ترانه*های شاد از همه جا به گوش می رسید.
                        چند نفر از دوستان زنگ زدن که برم محله اونا، اما چون همسایه*ها تو کوچه منتظرم بودن موندم محله*ی خودمون...
                        بساط آتیش و رقص و آواز و... برپا بود.
                        جالب اینجاست که ماشین گشت چند بار رد شد اما هیچ*کاری با کسایی که می*رقصیدن نداشتن. شاید با گلی که رئیس پلیس سرشون زده بود،" رقص با لباس" را به "نماز بی*لباس" ترجیح می*دادن.
                        بیشتر جاهایی که در جشن*ها مرکز تجمع مردم می*شه از پایین با اتوبوس پارک شده در عرض خیابون بسته بودن و پلیس به ماشین*ها اجازه بالا اومدن نمی*داد. جلوی سی*با رو هم گرفته بودن. هر چی گفته بود که بابا خونه*م اینجاست قبول نکرده بودن. اونم مجبور شد از میون*بر و کوچه*پس کوچه بیاد خونه.
                        در گوهردشت گشت*ها به هر کس که ازش خوششون نمیومد حمله می*کردن و سرو کله*ی چند تا جوونی که بهشون متلک انداخته بودن خونین و مالین کردن

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #87
                          چهارشنبه سوری تا چند دهه پیش به عنوان یک جشن آئینی و با جزئیات برگزار می شد. امروز بخشی که به آن توجه بیشتری می شود، بر پا کردن آتش و پریدن از روی آن است.

                          در گذشته همراه مراسم ترانه ها و آهنگ های زیادی را زمزمه می کردند. حتی هر بخشی از مراسم از جمله پریدن از روی آتش، قاشق زنی، آجیل چهارشنبه سوری و فال گوش ترانه هایی داشتند. معروف ترین این ترانه ها "زردی روی من زتو / سرخی روی تو زمن" است که هنگام پریدن از روی آتش خوانده می شد.

                          اسماعیل خان مهرتاش، آهنگساز و کارگردان تئاتر، که جامعه باربد را سرپرستی می کرد و در تئاتر نصر در لاله زار نمایش هایی را روی صحنه می برد، بخشی از این ترانه ها را بازسازی کرد، روی آنها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آنها شعر بسرایند. و آن گاه این ترانه ها بین دو پرده نمایشنامه و هنگام تعویض دکور ها برای مردم اجرا می شد.

                          مهرتاش تلاش می کرد خواننده های ترانه ها با ظاهر و هیبتی وارد صحنه شوند که فضای مراسم چهارشنبه سوری را برای بینندگان تداعی کند.

                          میان پرده ها به سبک ترانه های کوچه بازاری اجرا می شد و این میان پرده ها آن قدر بین مردم جا باز کرد که رادیو و تلویزیون هم آنها را در شب چهارشنبه سوری پخش می کرد.

                          این آهنگ ها به صورت تئاتر تلویزیونی اجرا می شد. خواننده های جامعه باربد با لباس هایی مبدل در هیئت زنان و دخترانی که چادر به سر برای قاشق زنی به در خانه ها می رفتند و یا هیزم فروش هایی که چوب و بوته برای آتش چهارشنبه سوری می فروختند، آهنگ های چهارشنبه سوری را اجرا می کردند. گاهی لباس حاجی فیروز می پوشیدند و به خواندن آهنگ ها می پرداختند. گاهی هم در حالی که کنج دیوار یا پشت دری پنهان شده بودند آهنگ فال گوش را اجرا می کردند.

                          مهرتاش پیش پرده های دیگری با موضوعات مختلف دارد که پیش پرده های سال نو، هفت سین، بهاریه، مشاغل مختلف، پائيزه ها و ترانه های فروشنده های دوره گرد از آن جمله اند.

                          محمد صفار منتشری یکی از شاگردان مهرتاش است که بعد از سال ها پیش پرده های چهارشنبه سوری را با تنظیمی تازه آماده انتشار کرده است.


                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #88
                            از آنجا که پارک قیطریه یکی از مراکز تجمع جوانان در چهارشنبه سوری هر سال بود به سمت پارک حرکت کردیم اما در حاشیه کنار پارک ماشینهای ون نیروی انتظامی که از لحاظ تعداد به 50 عدد و شاید بیشتر هم می رسیدند و افراد باتوم به دست و حدود 50 موتورسوار دوترکه از نیروهای بسیج را مشاهده کردم که یکجا و با ایجاد رعب و وحشت حرکت می کردند در اینجا بود که حکومت نظامی را به عینه حس کردیم به هر حال توانسته بودند تمام محوطه اطراف پارک را تحت کنترل خود در بیاورند از اونجا به سمت میدان محسنی حرکت کردیم ، هیچ خبری نبود از آن سو تجمع نیروی انتظامی با لباسهای چرمی مشکی که به صورت دسته های چند نفری ایستاده بودند و افراد باتوم به دست در سر تمام کوچه های فرعی اطراف میدان محسنی چشمگیر بود نکته جالب تعطیلی تمام مغازه های اطراف بود اکثر مراکز خرید مثل مرکز خرید اندیشه ، میلاد نور و ... تعطیل بودند انگار دستور تعطیل کردن مغازه ها سراسری بود بهرحال از آن تجمع هر ساله که پرشور و پرهیجان برگزار می شد اثری ندیدم اما در گوشه کنار شهر برپایی آتش و سر و صداهای گذرایی به چشم می خورد و خانواده ها به هر حال این سنت را گرامی داشتند ، واقعا" تجمع چند جوان این قدر تدارک و وقت و نیرو می خواهد ؟ آیا روشن کردن آتش و پرتاب ترقه این قدر ترس و وحشت دارد ؟ امان از روزی که این آتش زیر خاکستر و این بغض ها و انرژی های خفته بیدار شود تا همه بدانند تقدیر قابل تغییر نیست .

                            √ یکی نیست بگوید در حالیکه هرگونه شادی و جشن و سرور برای ایرانیان مخصوصا " جوانان حرام شده است جوانان پرشور و پرانرژی چگونه انرژی شان را تخلیه کنند ؟!!

                            √ چند روز پیش شنیده بودم می خواهند نوروز را ثبت ملی کنند در حالیکه تمام تلاشها به سمت له کردن سنتهای اصیل ایرانی می رود این اقدام عجیب بود گرچه کشورهایی مثل تاجیکستان و افغانستان هم برای ثبت نوروز اقدام کرده اند ، اینها هم بعضی ژست هایی است که بعضی موقع می گیرند اما غافل از این که حنایشان دیگر برای ما رنگی ندارد .


                            iran

                            Comment

                            • siamak
                              Member
                              • Nov 2003
                              • 667

                              #89
                              معاون عملیات نیروی انتظامی تهران بزرگ: برای شب چهارشنبه پایان سال که احتمال دارد مشکلاتی مانند افزایش خرید و فروش مواد آتش زا و گسترش ترافیک روی دهد،* برنامه ویژه ای درنظر گرفته ایم.

                              به گزارش واحد مرکزی خبر، سرهنگ محسن خانچرلی در سومین همایش بررسی خطرات بازی با آتش و مواد محترقه افزود: استفاده از برخی از مواد آتش زا مانند ترقه های مخصوص اسباب بازی و ترقه سیگارت که فقط صدا تولید می کنند و خطر ندارند و فشفشه ها و وسایل نورافشانی که در اعیاد و جشن ها استفاده می شود، مجاز است.

                              وی گفت: متاسفانه برخی افراد ناآگاه، فرصت طلب و سودجو با تهیه و توزیع انواع مواد محترقه و وسایل آتش زا باعث ایجاد اختلال در نظم و امنیت عمومی می شوند و هماهنگی لازم با مقامات قضایی برای برخورد با متخلفان و سودجویان صورت گرفته است.

                              معاون عملیات نیروی انتظامی تهران بزرگ با بیان اینکه هدف پلیس استقرار نظم و امنیت و تامین آسایش عمومی شهروندان است گفت: ماموریت پلیس از 27 اسفند آغاز می شود؛ بیش از 85 کلانتری در این باره فعالند و معاونت های عملیات، یگان ویژه، یگان امداد، سرکلانتریها و ادارات تابعه نیز همکاری می کنند.

                              خانچرلی با اشاره به این که 268 نقطه حادثه خیز در شهر تهران در شب چهارشنبه آخر سال شناسایی شده است، گفت: از دو ماه پیش شناسایی انبارهای نگهداری و ذخیره مواد محترقه و همچنین افراد و فروشندگان این مواد را شروع کرده ایم.

                              به گفته وی، تاکنون 4834 عدد ترقه ، 200 کیلو اکلیل و سرنج بسته بندی شده، 1834 کپسول صوتی و 50 نارنجک صوتی کشف شده است. همچنین 60 تن اکلیل در انبارهای ری پلمپ شده است .

                              معاون عملیات نیروی انتظامی تهران بزرگ با قدردانی از صدا و سیما برای تولید و پخش برنامه هایی برای آگاهی جوانان و خانواده ها، افزود: این برنامه ها نقش موثری در کاهش حوادث شب چهارشنبه پایان سال دارد.

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #90
                                آيت*الله جوادي آملي گفت: چهارشنبه*سوري عادت *زيان*باري است که در آداب اسلامي امثال آن وجود ندارد.

                                به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از مرکز خبر حوزه، اين استاد حوزه علميه قم روز پنج*شنبه در ديدار با اقشار مختلف مردم، تصريح كرد: هر اندازه در خود احساس کرديم خليفه خدا شده*ايم، به همان اندازه از رسالت رسول خدا و امام صادق (ع) بهره مي*بريم.

                                وي افزود: جامعه مشترک بين پيامبر و امام (ع)، همان خلافت الهي است و پيام خلافت، خليفه*سازي و خليفه*پروري است. اگر کسي حرف خود را زد و فکر خود را اعاده کرد، خواسته*هاي خود را تامين کرده و خلافت خدا را غصب كرده است

                                جوادي آملي اظهار كرد: چنان چه بخواهيم در حوزه هويت خود عمل کنيم، بايد خود را شناخته و رابطه خود را با جهان سامان بخشيم.

                                اين استاد حوزه علميه قم در بخش ديگري از سخنان خود تاکيد کرد: مسايلي مانند عادت زيان*بار چهارشنبه*سوري سبب رشد انسان نخواهد شد بلکه آن چه به انسان رشد مي*بخشد، معرفت است.

                                او با بيان اين که بسياري از ادعيه بار معرفتي دارند، افزود: ادعيه*اي که بار معرفتي دارند، فرق جوهر غدير با سقيفه، مردم*سالاري ديني با مردم سالاري مطلق و جوهر انتصاب را با انتخاب براي ما معين مي*کند.

                                جوادي آملي يادآور شد: اگر مشاهده مي*شود گروهي بر اين پندار باطل هستند که قرآن ساخته خود پيامبر (ص) است، براي اين است که مجتهد توحيدي دارند.

                                اين استاد حوزه علميه قم اضافه كرد: خداوند هيچ وقت به انسان نيم*رخ نگاه نمي*کند و کساني که در مقابل مردم مسووليت دارند اگر به آنان نيم*رخ نگاه کنند، خليفه خدا نيستند و در مسووليت خود خيانت*کارند.


                                iran

                                Comment

                                Working...