به گفتهي سرپرست بررسي باستانشناسي بندر لنگه، فصل جديد كاوش در جزيرهي هندورابي و قلعهي پرتغاليها، پاييز امسال آغاز ميشود.
داوود آبيان در گفتوگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: بررسيهاي اوليه در بندر لنگه انجام شده است و با آغاز پاييز، فصل جديد را در جزيرهي هندورابي، بندر كنگ و قلعهي پرتغاليها آغاز و منطقه را براي شناخت لايههاي تمدني گمانهزني ميكنيم. سپس روند بررسي را تا منطقهي گاوبندي، مرز بوشهر و صيراف كه منطقهاي شناختهشده از دورهي اسلامي است، ادامه ميدهيم.
وي ادامه داد: بيشتر مناطق اين محوطه در سال 1384 شناخته شدهاند و تعلق آنها به دورههاي سلجوقي، ايلخاني و صفوي ثابت شده است؛ تصور ميكنيم كه ارتباطات در دورهي اسلامي، بويژه در ساحل خليج فارس خيلي بيشتر از ساير دورهها بوده است، به طوري كه راههاي بازرگاني در شمال بندر لنگه به سمت فارس و لار كه سه كاروانسرا نيز در اين مسير شناسايي شدهاند، بيانگر ورود و خروج و وجود راه ارتباطي ميان فلات مركزي ايران و ساحل خليج فارس در دورهي صفويه است.
آبيان توضيح داد: طي سه فصل كاروش در هليلرود جيرفت در سالهاي 1381 تا 1383 آثار فراواني مربوط به هزارهي سوم پيدا شدهاند و فرض ما اين بود كه با توجه به دادههاي باستانشناسي كه در جنوب وجود دارند، احتمالا آثار هزارهي سوم، آثار شهرنشيني، ادامهي فرهنگ هليلرود همراه با آثار زيادي از دورهي هخامنشي در بندر لنگه پيدا شوند؛ ولي متاسفانه هيچ سايتي از دورهي هخامنشي و آثاري از هزارهي سوم بهدست نيامدند و در نتيجه، فرضيهي مطرحشده رد شد.
او افزود: گرچه تعدادي محوطه مربوط به دورهي اشكاني مشخص شدهاند، اما ابتدا بايد مطالعههاي كتابخانهيي در اينباره انجام شود.
به گفتهي اين باستانشناس سفالهايي در اين منطقه پيدا شدهاند كه به سفالهاي دوران معاصر شباهت زيادي دارند و پس از مطالعه بايد مشخص شود كه آيا به دورهي اشكاني تعلق دارند و يا از سفالهاي محلي معاصر هستند؛ چراكه ادامهي فرهنگ اشكاني سبب شده است كه مردم، نسل به نسل اين نوع سفالگري را ياد بگيرند.
وي با بيان اينكه در نهايت اطمينان حاصل كرديم كه در اين منطقه سايتهاي اشكاني وجود داشتهاند، اظهار كرد: اين مورد، يكي از مسائلي است كه در مطالعههاي كتابخانهيي به ما ثابت ميشود. همچنين مسالهي ديگر كه فرضيهي متون تاريخي را رد ميكند، اين است كه احتمالا نهشتهاي منطقهي بالادست ـ هم مرز با فارس ـ سبب شدهاند كه رسوبات به منطقهي پاييندست بيايند و ممكن است زير نهشتها، آثار تمدن هخامنشي وجود داشته باشند.
او ادامه داد: يك دليل عمده كه تاكنون دادههايي را در اينباره نتوانستيم بهدست آوريم، ورود نهشتهاي بالادست است كه امكان دارد، آثار تاريخي را پنهان كرده باشند.
به گفتهي آبيان فرضيههايي در متون باستانشناسي مبني بر اينكه لشكركشيهايي در ساحل خليج فارس بين يونان و روم و ايران وجود داشته، مطرح شدهاند؛ همچنين در دورهي اسلامي تبادلات اقتصادي و تجارت بين چين، ايران و آسياي جنوب شرقي انجام ميشده كه نشانگر رونق اقتصادي در آن زمان بوده است. بر اين اساس، باستانشناسان با اين هدف كه مطمئنا شهرهايي از دورهي هخامنشي در بندر لنگه وجود دارند كه نام آنها در متون باستانشناسي آمده است، كاوش اين منطقه را آغاز كردند؛ ولي تاكنون هيچ سايتي از دورهي هخامنشي پيدا نشده است.
در مجموع، طي بررسي فصل نخست، 84 اثر شناسايي شدند كه شامل 36 آبانبار (بركه)، 12 كورهي ذوب مس، يك كورهي پخت سفال، پنج كاروانسرا (دو ايواني و چهار ايواني)، دو گورستان، دو قلعه، دو حلقه چاه، يك معدن و 30 محوطهي باستاني هستند.
داوود آبيان در گفتوگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: بررسيهاي اوليه در بندر لنگه انجام شده است و با آغاز پاييز، فصل جديد را در جزيرهي هندورابي، بندر كنگ و قلعهي پرتغاليها آغاز و منطقه را براي شناخت لايههاي تمدني گمانهزني ميكنيم. سپس روند بررسي را تا منطقهي گاوبندي، مرز بوشهر و صيراف كه منطقهاي شناختهشده از دورهي اسلامي است، ادامه ميدهيم.
وي ادامه داد: بيشتر مناطق اين محوطه در سال 1384 شناخته شدهاند و تعلق آنها به دورههاي سلجوقي، ايلخاني و صفوي ثابت شده است؛ تصور ميكنيم كه ارتباطات در دورهي اسلامي، بويژه در ساحل خليج فارس خيلي بيشتر از ساير دورهها بوده است، به طوري كه راههاي بازرگاني در شمال بندر لنگه به سمت فارس و لار كه سه كاروانسرا نيز در اين مسير شناسايي شدهاند، بيانگر ورود و خروج و وجود راه ارتباطي ميان فلات مركزي ايران و ساحل خليج فارس در دورهي صفويه است.
آبيان توضيح داد: طي سه فصل كاروش در هليلرود جيرفت در سالهاي 1381 تا 1383 آثار فراواني مربوط به هزارهي سوم پيدا شدهاند و فرض ما اين بود كه با توجه به دادههاي باستانشناسي كه در جنوب وجود دارند، احتمالا آثار هزارهي سوم، آثار شهرنشيني، ادامهي فرهنگ هليلرود همراه با آثار زيادي از دورهي هخامنشي در بندر لنگه پيدا شوند؛ ولي متاسفانه هيچ سايتي از دورهي هخامنشي و آثاري از هزارهي سوم بهدست نيامدند و در نتيجه، فرضيهي مطرحشده رد شد.
او افزود: گرچه تعدادي محوطه مربوط به دورهي اشكاني مشخص شدهاند، اما ابتدا بايد مطالعههاي كتابخانهيي در اينباره انجام شود.
به گفتهي اين باستانشناس سفالهايي در اين منطقه پيدا شدهاند كه به سفالهاي دوران معاصر شباهت زيادي دارند و پس از مطالعه بايد مشخص شود كه آيا به دورهي اشكاني تعلق دارند و يا از سفالهاي محلي معاصر هستند؛ چراكه ادامهي فرهنگ اشكاني سبب شده است كه مردم، نسل به نسل اين نوع سفالگري را ياد بگيرند.
وي با بيان اينكه در نهايت اطمينان حاصل كرديم كه در اين منطقه سايتهاي اشكاني وجود داشتهاند، اظهار كرد: اين مورد، يكي از مسائلي است كه در مطالعههاي كتابخانهيي به ما ثابت ميشود. همچنين مسالهي ديگر كه فرضيهي متون تاريخي را رد ميكند، اين است كه احتمالا نهشتهاي منطقهي بالادست ـ هم مرز با فارس ـ سبب شدهاند كه رسوبات به منطقهي پاييندست بيايند و ممكن است زير نهشتها، آثار تمدن هخامنشي وجود داشته باشند.
او ادامه داد: يك دليل عمده كه تاكنون دادههايي را در اينباره نتوانستيم بهدست آوريم، ورود نهشتهاي بالادست است كه امكان دارد، آثار تاريخي را پنهان كرده باشند.
به گفتهي آبيان فرضيههايي در متون باستانشناسي مبني بر اينكه لشكركشيهايي در ساحل خليج فارس بين يونان و روم و ايران وجود داشته، مطرح شدهاند؛ همچنين در دورهي اسلامي تبادلات اقتصادي و تجارت بين چين، ايران و آسياي جنوب شرقي انجام ميشده كه نشانگر رونق اقتصادي در آن زمان بوده است. بر اين اساس، باستانشناسان با اين هدف كه مطمئنا شهرهايي از دورهي هخامنشي در بندر لنگه وجود دارند كه نام آنها در متون باستانشناسي آمده است، كاوش اين منطقه را آغاز كردند؛ ولي تاكنون هيچ سايتي از دورهي هخامنشي پيدا نشده است.
در مجموع، طي بررسي فصل نخست، 84 اثر شناسايي شدند كه شامل 36 آبانبار (بركه)، 12 كورهي ذوب مس، يك كورهي پخت سفال، پنج كاروانسرا (دو ايواني و چهار ايواني)، دو گورستان، دو قلعه، دو حلقه چاه، يك معدن و 30 محوطهي باستاني هستند.
Comment