Announcement

Collapse
No announcement yet.

Poetry

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts



  • امشب به یاد حرف تو بغضم گرفته تو گلو

    اشکهام یکی یکی می یان ازچشمای مونده به راه

    وقتی می خونی واسه من ترانه ی غریبگی

    غریبه می شی واسه من انگار یه عمر غریبه ای

    خستگی هام یه عالمه ان،دلخوشی ام فقط تویی

    فرصت موندن ندارم،بهونه ام فقط تویی

    نگاه سرخ آسمون تو چشمای خشمگین تو

    نگاه آسمون شب تو چشمای غمگین من

    بخون برام از بی وفایی ها بخون

    ازون سراب قصه ها ازون لالای ها بخون

    اشکهای شمعهای رو شمعدونی ها بند نمی یاد

    بغضم گرفته وحالا صدام دیگه در نمی یاد

    نگاه گلبرگهای یاس خیره تو چشم من میشن

    حرفهای پاییزدوباره خستگیهای من میشن

    با اینکه تو قلب منی،اما چقدر دور از همیم

    دوستت دارم یه عالمه به من میگی فقط همین

    اگریه شب به یاد من خواستی ستاره بشمری

    یا که به دنبال صدام تا کهکشونها بیا یی

    کافیست فقط دفتر عشق وباز کنی

    اسمم و با یه قطره اشک صدا کنی







    God made Coke,
    God made Pepsi,
    God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

    ~Zende Bad Iran Va Irani~

    Comment


    • Holocaust
      by Sudeep Pagedar


      How do you
      explain that term
      to a ten-
      year old boy
      who, one day,
      hears it mentioned
      by some relatives?

      And even if
      you do manage
      to make him
      understand what it
      actually does mean,
      do you also
      tell him that
      because he is

      A GERMAN JEW,

      perhaps, some day,
      he might be
      included in it...?

      Or should he
      just not be
      told, so that
      he remains calm
      and doesn't lose
      sleep over it?

      But what is sleep,
      in front of death?
      Perhaps Death is greater,
      perhaps the two are the same;
      we do not know yet
      but we'll know, by the end of the day;
      the Chambers are yet some hours away.

      "To die, to sleep...to sleep, perchance to dream..."

      How did Shakespeare realise that?
      Did he know some Jew
      who was persecuted too?
      Perhaps he was wrong,
      maybe he was right...
      Anyway, I suspect we'll find out
      by tonight.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • Frozen Jews
        Avrom Sutzkever
        July 10, 1944


        Have you seen, in fields of snow, frozen Jews, row on row? Blue marble forms lying, not breathing, not dying.

        Somewhere a flicker of a frozen soul - glint of fish in an icy swell. All brood. Speech and silence are one. Night snow encases the sun.

        A smile glows immobile from a rose lip's chill. Baby and mother, side by side. Odd that her nipple's dried.

        Fist, fixed in ice, of a naked old man: the power's undone in his hand. I've sampled death in all guises. Nothing surprises.

        Yet a frost in July in this heat - a crazy assault in the street. I and blue carrion, face to face. Frozen Jews in a snowy space.

        Marble shrouds my skin. Words ebb. Light grows thin. I'm frozen, I'm rooted in place like the naked old man enfeebled by ice.
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • Wow Donsaeid yur really good, All I know is:

          Bee Wafayee Bee Wafayee
          Dele maaaaa as bee kasee daghoon shodeh...

          Yo its just a poem, not true.
          When I fail it's because I haven't set my heart on it. To move forward in life we must have a goal. When you set goals you have somewhere to go, a purpose. Time is so valuable, don't waste it and do good with it. Be open to everyone and everything.

          Progress and develop beyond all boundaries

          Comment


          • من امشب هفت شهر آرزوهايم چراغان است

            زمين و آسمانم نور باران است

            كبوتر هاى رنگين بال خواهش ها

            بهشت پر گل انديشه ام را زير پر دارند

            صفاى معبد هستى تماشايى است

            زهر سو نوشخند اختران در چلچراغ ماه مى ريزد

            جهان در خواب

            تنها من در اين معبد در اين محراب

            دلم مى خواست بند از پاى جانم بازمى كردند

            كه من تا روى بام ابرها پرواز مى كردم

            از آنجا با كمند كهكشان تا آ سمان عرش مى رفتم

            در آن درگاه درد خويش را فرياد مي كردم







            God made Coke,
            God made Pepsi,
            God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

            ~Zende Bad Iran Va Irani~

            Comment


            • زندگی - شايد - يک فاصله است
              بين يک هيچ، و هيچی ديگر؛

              و تو با کوشش و پويائی خود
              و تو با اوج توانائی خود
              ميتواني که درين فاصله ی بين دو هيچ
              ، هر نهايت را در هـم شكنـي

              و در اين فاصله ی بين دو هيچ
              آفريننده شوي ، بي نهايت ها را

              زندگی فاصله ی کوتاهی ست
              لـحظه ها را درياب
              زندگی حادثه ی زيبائی ست







              God made Coke,
              God made Pepsi,
              God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

              ~Zende Bad Iran Va Irani~

              Comment


              • ای پروردگار عالـم لطف کن
                تابيشتر در پی تسکين بـخشيدن باشم تا آرام شدن
                هـمانطور که می فهمم فهميده شوم
                هـمانطور که دوست دارم دوست داشته شوم
                زيرا در اثر دادن است که
                دريافت می کنم
                در اثربـخشيدن است که بـخشيده می شوم
                ودر مرگ خود است که زندگی
                جاودان متولد می شود







                God made Coke,
                God made Pepsi,
                God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

                ~Zende Bad Iran Va Irani~

                Comment


                • هنوز کودکم ميان پرچين ها
                  سکوت شب نه سرود سحر , کشيده ام اينجا
                  هنوز خنده هاي دلم زيباست
                  مترسک اميد من بي خيال اين شبهاست
                  به روي تک تک شبهاي خيس تنهايي
                  نوشته ام اميد من فراتر از اينهاست
                  : نوشته ام
                  غروب ميميرد , تمام قصه هاي شب غبار ميگيرد
                  دلم هنوز پي بازي هاست
                  پي ستاره دنباله دار روياهاست
                  دلم پر عطر گل اقاقي هاست
                  پي شکفتن اميد يک روياست
                  دلم بي خيال اين شبهاست
                  سکوت و باران شب ترانه اينجاست
                  هنوز خسته از آسمان شبها نيست
                  دلم هنوز به اميد شبهاي بي روياست







                  God made Coke,
                  God made Pepsi,
                  God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

                  ~Zende Bad Iran Va Irani~

                  Comment


                  • خيال تو
                    به خاطر آور که آن شب به برم

                    گفتی که : ‌بی تو ز دنيا بگذرم

                    کنون جدايی نشسته بين ما

                    پيوند ياری شکسته بين ما


                    گريه می کنم

                    با خيال تو به نيمه شبها

                    رفته يی و من

                    بی تو مانده ام غمگين و تنها


                    بی تو خسته ام

                    دل شکسته ام اسير دردم

                    از کنار من می روی ولی

                    بگو چه کردم؟


                    رفته يی و من

                    آرزوی کس به سر ندارم

                    قصه وفا

                    با دلم مگو باور ندارم
                    Last edited by donsaeid; 07-28-2006, 03:56 AM.



                    Comment


                    • یاران ناشناخته ام
                      چون اختران سوخته
                      چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
                      که گفتی دیگر
                      زمین همیشه شبی بی ستاره ماند

                      Comment


                      • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment


                        • زن در يك ملك بدين گونه پريشان تا چند؟ دست و پا بسته و لب بسته به زندان تا چند

                          اندرون تنگ قفس نيست هوايي آزاد دور از اين نعمت ي منت يزدان تا چند

                          همه دور از هنر و علم و كماليم به ملك با چنين حال نداريم دبستان تا چند

                          زن مگر نيست ميان بشريت انسان راستي زندگي اوست چو حيوان تا چند

                          شرف و عزت هركس بود از علم و كمال تاج عزت نبود بر سر حيوان تا چند

                          روح بيمار بود در تن مردم تا كي اندرين ملك خدا را تن بي جان تا چند

                          زن كه باشد گل ارزنده بستان وجود در بر هموطنان، خوار بدينسان تا چند

                          هر كسي برد برون، گوهر علم از اين بحر ما زنانيم چنين غرقه زطوفان تا چند

                          ديگران گوي هنر برده زميدان تا كي ما بمانيم در اين كلبه احزان تا چند

                          بهره مند آنكه بود از زر و زور و منصب نظري هيچ ندارد به فقيران تا چند
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment



                          • اي پسران پدر ناخلف مرگ به از زندگي بي شرف
                            زندگي آن است كه باشد به نام ورنه بود زندگي انسان حرام
                            آه كه اندر تنتان درد نيست غيرت مردانگي و مرد نيست
                            تن كه در او رگ نبود خاك به خاك از اين هيكل نا پاك به
                            آنكه در او غيرت و ناموس هست كي به دلش وحشت از روس هست؟
                            موقع جانبازي و مردانگي ست ترس زبي حسي و ديوانگي ست
                            آنكه بترسد گه سختي و جنگ نام وي البته بر آيد به ننگ
                            جنگ چو شيران و دليران كنيم نام خود آرايش دوران كنيم
                            موقع كار است صحبت كنيم مي رود اسلام، معيت كنيم
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment


                            • Not My Business

                              Not My Business

                              They picked Akanni up one morning
                              Beat him soft like clay
                              And stuffed him down the belly
                              Of a waiting jeep.

                              What business of mine is it
                              so long they dont take the yam
                              From my savouring mouth?

                              They came one night
                              Booted the whole house awake
                              And dragged Danaladi out,
                              Then off to a lengthy absence.


                              What Business of mine is it
                              So long they dont take the yam
                              From my savouring mouth?

                              Chinwe went to work one day
                              Only to find her job was gone:
                              No query, no warning, no probe-
                              Just one neat sack for a stainless record.


                              What business of mine is it
                              So long they dont take the yam
                              From my savouring mouth?


                              And then one evening
                              As I sat down to eat my yam
                              A knock on the door froze my hungry hand
                              The jeep was waiting on my bewildered Lawn
                              Waiting, Waiting in its usual silence.


                              Comment


                              • هر قلب به سينه قبلگاهي دارد
                                هر قبله براي خود خدايي دارد
                                هاتف ز درون خانه مي گفت خدا
                                ايوان نجف عجب صفايي دارد

                                Comment

                                Working...
                                X