Love

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #346
    مطرب عشق

    مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد
    نقش هر نغمه كه زد راه به جايي دارد
    عالم از ناله عشاق مبادا خالي
    كه خوش آهنگ و فرح بخش نوايي دارد
    پير دردي كش ما گر چه ندارد زر و زور
    خوش عطا بخش و خطا پوش خدايي دارد
    محترم دار دلم كاين مگس قند پرست
    تا هواخواه تو شد فرهمايي دارد
    از عدالت نبود دور،گرش پرسد حال
    پادشاهي كه به همسايه گدايي دارد
    ستم از غمزه مياموز كه در مذهب عشق
    هر عمل عجري و هر كرده جزايي دارد
    اشك خونين بنمودم به طبيبان گفتند
    درد عشق است و جگر سوز دوايي دارد
    نغز گفت آن بت ترسابچه باده فروش
    شادي روي كسي خور كه صفايي دارد

    Comment

    • Dokhtare_Malous
      Member
      • Dec 2005
      • 1819

      #347
      ghashnag bid

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #348
        من خواب باران را ديدم-من خواب باغهايي را در بياباني از شن ديدم - من خواب ديدم عشق را که ميان دستان من بود
        من خواب آتش را ديدم - آن خوابهايي که نشان دهنده نابود ناپذير بودن عشق بود -
        و کنار آتش عشق - بازي سايه هايي که به شکل علاقه و ميل مردانه بود - اين رُز صحرايي که سايه هايش در بر دارنده ي عهد هاي سحر آميز است - اين گل صحرايي- که هيچ بوي مطبوعي مانند آن تو را شکنجه نمي دهد - حالا اين زن تغيير کرده - اين بار او در واقعيت هاي روياهاي من حرکت ميکند -
        اين آتش سوخت - من فهميدم هيچ چيزي مانند آن چيزي که به نظر ميرسد نيست-
        من خواب باران را ديدم-من خواب باغهايي را در بياباني از شن ديدم - من خواب ديدم عشق را که ميان دستان من بود
        من خواب باران را ديدم - من نگاه خيره ام را به سوي آسمان تهي تغيير دادم - چشمانم را بستم - بوي خوش کميابي که شيريني آن مانند مدهوش شدن در عشق است
        من خواب باران را ديدم - من خواب باغهايي را در بياباني از شن ديدم - من خواب ديدم عشق را که ميان دستان من بود - رُز شيرين صحرايي - که سايه هايش در بر دارنده ي عهد هاي سحر آميز است - اين گل صحرايي -که هيچ بوي مطبوعي مانند آن تورا شکنجه نمي دهد - اين گل صحرايي – ياد بودي از قلب ها وروح هاي پنهان -
        بوي خوش کميابي که شيريني آن مانند مدهوش شدن در عشق است.

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #349
          خورشيد سپهر بی زوالی عشق است
          مرغ چمن خجته فالی عشق است

          عشق آن نبود که هم چو بلبل نالی
          هرگرکه هميری وننالی عشق است

          Comment

          • Khorsheed
            Member
            • Nov 2006
            • 540

            #350
            ..Beloved.. A Poem Written By Me..

            Have you thought of me during this time we have spent without each other?
            Did you miss my words of endearments and longed to hear my voice call your name?
            I beseech you my love, tell me your exact feelings, for I thirst for them tonight…
            May my heart grow more miserable in this distance, for the time of meeting?
            Our burning passion will unite us in a union so powerful and strong
            I long for you every night I sleep in my empty mattress
            This torture I cannot bear no longer, come to my arms and let's hold each other
            I want to be yours and you mine, until the end of time
            Let's fill our nights with everlasting love and our morning with the sound of the birds
            And you whispering lovely poetry in my ears as we sleep in each others arms
            My wanting is growing strong, that it's burning my insides
            I want your lips to devour mine
            I lust for no one but you
            My fantasies are only of you my dearest
            Beloved lover, come to me tonight
            For my need is killing me
            Let me breathe the scent of you forever..





            { иooяiє kнояѕнєєδ™ ~

            Comment

            • thedarklord
              Newbie
              • Jan 2006
              • 9

              #351
              yayaya, u're horny... and what your do? you write a poem... That's so noble of you. Couple of things to improve your act, read some bloody shakespeare, mostly for the thine, thou and blah... and use meanly lust for need and want and desire, it's more sincere that way.

              ps. BOOOOONZIAAAE

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #352
                عشق
                پشت سر هر معشوق، خدا ايستاده است. پشت سر هر آنچه که دوستش مي داري.
                و تو براي اينکه معشوقت را از دست ندهي، بهتر است بالاتر را نگاه نکني. زيرا ممکن است چشمت به خدا بيفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چيز پيش او کوچک جلوه مي کند.
                پشت سر هر معشوق، خدا ايستاده است. اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولي، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفريح، خدا چندان کاري به کارت ندارد. اجازه مي دهد که عاشقي کني، تماشايت مي کند و مي گذارد که شادمان باشي.اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوي، خدا با تو سختگيرتر مي شود. هر قدر که در عاشقي عميق تر شوي و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زيباتر، بيشتر بايد از خدا بترسي. زيرا خدا از عشق هاي پاک وعميق و ناب و زيبا نمي گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند.
                پشت سر هر معشوقي، خدا ايستاده است و هر گامي که تو در عشق برمي داري، خدا هم گامي در غيرت برمي دارد. تو عاشق تر مي شوي و خدا غيورتر.
                و آنگاه که گمان مي کني معشوق چه دست يافتني است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان، خدا وارد کار مي شود و خيالت را درهم مي ريزد و معشوقت را درهم مي کوبد؛ معشوقت، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد. خدا هرگز نمي گذارد ميان تو و او، چيزي فاصله بيندازد.
                معشوقت مي شکند و تو نااميد مي شوي و نمي داني که نااميدي زيباترين نتيجه عشق است. نااميدي از اينجا و آنجا، نااميدي از اين کس و آن کس. نااميدي از اين چيز و آن چيز.
                تو نااميد مي شوي و گمان مي کني که عشق بيهوده ترين کارهاست. و برآني که شکست خورده اي و خيال مي کني که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده اي.
                اما خوب که نگاه کني مي بيني حتي قطره اي از عشقت، حتي قطره اي هم هدر نرفته است. خدا همه را جمع کرده و همه را براي خويش برداشته و به حساب خود گذاشته است.
                خدا به تو مي گويد: مگر نمي دانستي که پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است؟ تو براي من بود که اين همه راه آمده اي و براي من بود که اين همه رنج برده اي و براي من بود که اين همه عشق ورزيده اي. پس به پاس اين، قلبت را و روحت را و دنيايت را وسعت مي بخشم و از بي نيازي نصيبي به تو مي دهم. و اين ثروتي است که هيچ کس ندارد تا به تو ارزاني اش کند.
                *
                فردا اما تو باز عاشق مي شوي تا عميق تر شوي و وسيع تر و بزرگ تر و نااميدتر. تا بي نيازتر شوي و به او نزديکتر.

                Comment

                • Dokhtar Bandari
                  Member
                  • Oct 2007
                  • 1099

                  #353
                  Originally posted by thedarklord View Post
                  yayaya, u're horny... and what your do? you write a poem... That's so noble of you. Couple of things to improve your act, read some bloody shakespeare, mostly for the thine, thou and blah... and use meanly lust for need and want and desire, it's more sincere that way.

                  ps. BOOOOONZIAAAE
                  Couple of things to improve yourself, yek sozan be khod yek jovaldooz be digaran...

                  It's not "yayaya", it is Yeh yeh yeh

                  It's not "what your do"? It is what do you do?

                  It's not "meanly"..it is Mainly

                  And it is not for need and want and desire...it is for need, want, and desire.
                  I would be true, for there are those who trust me;
                  I would be pure, for there are those who care;
                  I would be strong, for there is much to suffer;
                  I would be brave, for there is much to dare.
                  I would be friend of all—the foe—the friendless;
                  I would be giving and forget the gift;
                  I would be humble, for I know my weakness;
                  I would look up and laugh—and love—and lift.
                  Howard Walter

                  Comment

                  Working...