If this is your first visit, be sure to
check out the FAQ by clicking the
link above. You may have to register
before you can post: click the register link above to proceed. To start viewing messages,
select the forum that you want to visit from the selection below.
@ redwine: ezdevaj male adamaye hast ke az zendegi sir shodan..
@ asal..man manzooserto khob fahmidam..chera inghadr dore ghazie micharkhi??albte az in harfa to sene to zaid mizanan..ye chand sal digeh ye joor digeh fekr mikoni!!!!!hala bebin kei goftam!!
Love like you never got hurt
work like you don't need the money
Dance like no one is watching
تا عاقلان راهی برای یکبار خندیدن پیدا کنند دیوانگان هزار بارخندیده اند
از ويژگى هاى روابط سالم و سازنده همسران اين است كه در عين انتقاد و اعتراض*هايى كه به عملكرد يكديگر دارند، با همسرشان برخوردى انسانى و منطقى دارند. در مواردى ممكن است شما قدرت داشته باشيد حرف خود را بر كرسى بنشانيد و برترى خود را اثبات كنيد و حتى آبروى همسرتان را به خطر اندازيد، ولى قدرت منطق و رفتار منصفانه مانع از وقوع چنين امرى مى شود.
ارتباط چيست؟
ارتباط انگاره اى است كه با آن دو نفر يكديگر را مى سنجند و همچنين وسيله اى است كه به واسطه آن، اين سطح مى تواند براى هر دو تغيير كند. ارتباط شامل رشته كامل راه هاى ردّ و بدل كردن اطلاعات بين مردم است، و يا اطلاعاتى را كه مى دهند و مى گويند و نيز راه هاى استفاده از اين اطلاعات را در بر دارد. ارتباط نحوه معنا بخشيدن به اين اطلاعات به وسيله مردم را نيز در برمى گيرد. ارتباط آموخته مى شود. شايد تا وقتى كه به سن پنج سالگى مى رسيم بيش از يك ميليارد تجربه شركت در ارتباط را آموخته باشيم. در آن سن، از اينكه چطور خود را ببينيم، از ديگران چه انتظارى مى توانيم داشته باشيم و در دنيا، چه چيز به نظرمان ممكن يا ناممكن مى آيد، تصورهايى پيدا كرده ايم. اين تصورها راهنماى ثابتى براى بقيه عمر ما خواهند بود.1
همين كه آدمى دريافت همه ارتباط خود را از راه ياد گرفتن به دست آورده است، اگر دوست داشته باشد، مى تواند براى تغيير آن دست به كار شود. ذكر اين نكته سودمند است كه هر طفلى كه چشم به جهان مى گشايد، تنها چيزى كه همراه مى آورد مواد خام است. او نه از خود مفهومى دارد، نه تجربه ارتباط با ديگران، و نه تجربه پرداختن به دنياى اطرافش. او همه اين چيزها را از طريق ارتباط با كسانى كه پس از تولّد مسئول تربيت او هستند، مى آموزد.2
ارتباط مانند دوربين فيلم بردارى مجهّز به دستگاه صدابردارى است، فقط در زمان حال كار مى كند; همين جا، همين حالا، بين من و تو.
ارتباط چنين عمل مى كند: تو و من روبه روى هم قرار داريم. حواس تو درمى يابند كه من چه شكل هستم، صدايم چطور است، چه بويى مى دهم، و اگر بر حسب اتفاق، مرا لمس كنى، چه احساسى به تو مى دهم. آن گاه مغز تو گزارش مى دهد كه اين ها براى تو چه معنايى دارند، به تجربيات گذشته ات رجوع مى كند و بر اساس آنچه مغز گزارش مى دهد، احساس راحتى يا ناراحتى خواهى كرد.3
زمينه ارتباط
پايه*هاى روابط
روابط صميمانه درازمدت نياز به آن دارد كه فرد به شكلى كلّى براى شريك زندگى خود ارزش قايل شود. ارزش قايل شدن را مى توان به سه مهارت ارتباطى جداگانه تقسيم كرد:
1. احترام متقابل
وقتى از احترام صحبت مى كنيم، به نگرشى اشاره داريم كه همسران در آن، براى همديگر احترام بالايى قايل هستند و يكديگر را منحصر به فرد و ارزشمند تلقّى مى كنند. علاوه بر اين، همسرانِ داراى اين نگرش، دوست دارند احترامشان را بر زبان آورند و آن را به نوعى، عملى سازند. بنابراين، تعجب آور نيست اگر هنگام بروز تمايل براى حل مشكلات مربوط به زوج، شاهد احترام هستيم. احترام در اصلى ترين شكل خود، از طريق توانايى گوش كردن و توجه به همسر نشان داده مى شود. روشن است كه اين توانايى ها از نگرش صرف فراتر مى روند و در حوزه ارزش گذارى فعّالانه و قدردانى احترام آميز قرار مى گيرند.6
معناى احترام اين نيست كه زن و شوهر عواطف و احساسات خود را، خواه به صورت خشم و سرسختى و ناراحتى روحى و خواه غير آن، از يكديگر پنهان و آن ها را به صورت عقده هاى روانى روى هم جمع كنند. خشم هاى سطحى و بگومگوهاى مختصر و كوتاه بين زن و شوهر در زندگى زناشويى مانند رعد و برق است و هميشه پس از رعد وبرق، باران مى بارد و اين باران درخت زناشويى را بارور مى سازد.
همچنين احترام متقابل به معناى عدم انتقاد از يكديگر نيست. گاهى لازم مى شود به صراحت از رفتار نامناسب يكديگر انتقاد كنند و از تندخويى بپرهيزند. در اين صورت نيز بايد به اين نكته توجه كنند تا انتقاد آنان بى اثر و بى نتيجه نماند.
آگاه بودن از نيازهاى همسر، يك جزء كليدى در فرايند ارتباط است. متأسفانه به نظر مى رسد كه اين كار نسبتاً مشكل است. افراد اغلب آن قدر به فكر خود هستند كه حتى از شناخت خواسته هاى همسرشان نيز كوتاهى مى كنند. در برخى موارد ديگر، آنان براى شنيدن نيازهاى همسرشان به آسانى وقت صرف نمى كنند. اما زوج هايى نيز هستند كه تصميم مى گيرند نسبت به يكديگر حسّاس نباشند; چون مى ترسند از سوى همديگر مورد سوء استفاده قرار گيرند. در همه اين موارد، نتيجه نهايى يكسان است: همسران در شناسايى و يا ارضاى نيازهاى يكديگر شكست مى خورند و بنابراين، از هم دورتر و دورتر مى شوند.8
ويژگى هاى روابط سالم و سازنده همسران
روابط سالم و صحيح زوجين زمانى ميسّر مى شود كه زوجين در امر مبادله اطلاعات و احساسات، مسائل خاصى را رعايت كنند. در اين بخش، به اين مسائل اشاره مى شود:
1. درك متقابل يكديگر
شك نيست كه زن و شوهر از دو خانواده و در دو فرهنگ جداگانه پرورش يافته اند. طرز فكرها، سليقه ها، طرز تلقّى ها و برداشت ها متفاوتند و ممكن است درباره هر مسئله اختلاف نظر وجود داشته باشد. در اختلاف نظر است كه هريك مدعى اتخاذ شيوه اى مى شود و چون با همديگر كنار نمى آيند، مى گويند: همسرم مرا درك نمى كند. اين خود موجب پيدايش انفجار در زندگى خانوادگى است. اما اگر دو نفر بكوشند كه يكديگر را بشناسند و از علايق و انديشه هاى يكديگر آگاهى پيدا كنند، مطمئناً به موفقيت هايى دست مى يابند.
در راه درك يكديگر و رسيدن به تفاهم، زوجين بايد به اين اطمينان برسند كه محبوب يكديگرند و در بينشان پيوندى حقيقى وجود دارد.
اين نكته را نبايد فراموش كنيم اگر انتظارات افراد از ديگران با مقدورات آن ها برابرى داشته باشد، آنجا درك كردن وجود دارد. در چنين موقعى، تلاش و كوشش و اميد حركت به وجود خواهد آمد. ولى وقتى انتظارات از حدود مقدورات فرد خارج باشد، درك كردن وجود ندارد و در نتيجه، سردى و يأس و سكوت به وجود خواهد آمد; به جاى حركت بيشتر، سكون و ركود جايگزين خواهد شد; زيرا وقتى كسى را درك نكرده باشيم، طرف مقابل دچار رنج و ملال شده، از حركت و پويايى باز خواهد ايستاد.9
از ويژگى هاى روابط سالم و سازنده همسران اين است كه در عين انتقاد و اعتراض هايى كه به عملكرد يكديگر دارند، با همسرشان برخوردى انسانى و منطقى دارند. در مواردى ممكن است شما قدرت داشته باشيد حرف خود را بر كرسى بنشانيد و برترى خود را اثبات كنيد و حتى آبروى همسرتان را به خطر اندازيد، ولى قدرت منطق و رفتار منصفانه مانع از وقوع چنين امرى مى شود.
همچنين ممكن است توقّع حقى را از همسر خود داشته باشيد، ولى وقتى با ديدى منطقى به آن مى نگريد، درمى يابيد كه وصول به آن امكان پذير نيست و از عهده همسرتان خارج است. متأسفانه برخى از افراد به دست و پاى همسر خود مى آويزند و نيروى حركت او را مى گيرند و يا او را از كار مى اندازند تا به خواسته و هدف خود برسند. به نظر مى رسد اگر فردى اين چنين به هدف خود دست يابد، از آن سودى نخواهد برد و در واقع، محروم و ناكام خواهد ماند، ضمن اينكه همسرش را از خود گريزان كرده است.
تعادل در زندگى مشترك زمانى برقرار مى شود كه روابط متقابل بر پايه هاى عقلانى استوار باشد. آدمى به دليل حبّ نفس (خودپرستى)، پيوسته گرايش به جانب منافع شخصى دارد و سياست جلب منفعت و دفع ضرر را بر خط مشى هاى ديگر ترجيح مى دهد. چنين نگرشى در زندگى دوران تجرّد، تا حدى عملى و امكان پذير است، ولى در زندگى مشترك، با لحاظ پيدايش روابط و مناسبات جديد، سليقه هاى شخصى زن و شوهر در تقابل با يكديگر قرار مى گيرند; چون هريك از دريچه منفعت شخصى به زندگى مى نگرد و ترجيحات او از نوع نفسانى است تا عقلانى.18
در چنين شرايطى، اگر زوجين داراى اخلاق ملايم و تربيت صحيحى باشند، مى توانند به جاى اعمال سليقه شخصى و حاكميت زور و قدرت در عرصه زندگى، پايه هاى استوار و مطلوبى براى حل اختلاف سليقه هاى خود بيابند و منطق در صحنه زندگى شان حاكم باشد. زوجين، بخصوص مردها، بايد اين واقعيت را بپذيرند كه هرگز اعمال قدرت، قدرت نمى آفريند، بلكه از زور و قدرت بايد زمانى استفاده كنند كه از راه هاى ديگر مأيوس گرديده باشند.19
5. رعايت احكام و ارزش هاى الهى در زندگى
6. پايه گذارى روابط بر اساس ايثار
اگرچه آشنايى به حقوق در روابط زناشويى و رعايت حقوق متقابل، همسران را از سردرگمى نجات داده، وظايف هريك را مشخص مى كند، اما نبايد اين نكته فراموش شود كه محيط خانه را نمى توان همانند محيط سربازخانه دانست و يا نمى توان ضوابط ادارى را در خانه مورد عمل قرار داد. خانه مركز صفا و صميميت و انس است; در عين رعايت تكاليف، بايد بر اساس ايثار و فداكارى اداره شود.
در روابط همراه با ايثار، سخنى از فخر فروشى نيست; توقّعات خارج از اندازه و جود ندارند; زن و شوهر در پى آن نيستند كه رتبه و مقام خود و مال و زيبايى خويش را به رخ ديگرى بكشند.
در روابط همراه با ايثار، هرچه هست، صفا و گذشت است، صميميت و اخلاص است، و طرز برخوردها به گونه اى است كه گويى طرفين در هاله اى از قداست و نور قرار دارند و حياتشان شبيه حيات فرشتگان است، نه جانورانى كه دايم درصدد آزار و ايذاى يكديگرند.
يكى از جنبه هاى ايثار و فداكارى هميارى و همكارى مرد با زن در كارهاى خانه است. اگر مرد به دنبال ايجاد محبت و مودّت در دل همسر خود باشد، بايد در خانه همكار همسر خود باشد.
روزى حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) به خانه حضرت على(عليه السلام)وارد شدند. حضرت على و فاطمه(عليهما السلام) را ديدند كه به كمك يكديگر، با آسياب دستى آرد مى كنند. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمودند: كدام يك خسته تريد؟
حضرت على(عليه السلام) عرض كردند: فاطمه خسته تر است.
پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) به او فرمودند: برخيز، دخترم.
فاطمه(عليها السلام) برخاستند و پيامبر به جاى او نشستند و حضرت على(عليه السلام) را در آرد كردن كمك نمودند.21
اصولا خانواده اى سالم است كه محيط سالمى براى سعادت زن و شوهر و فرزندان باشد، و اين مقصد قابل وصول نيست، مگر آن گاه كه طرفين به تعهداتى پاى بند باشند; در هر جا كه اشتباهى و لغزشى پديد آمد، توقف كنند، و با تلاش براى تطبيق خود با ضوابط و قواعد، دوباره به پيش بروند. افرادى هستند كه در اثر عدم آگاهى از ضوابط و حقوق و يا بى توجهى به اصول حيات مشترك، دايم دچار درگيرى و اختلاف بوده، فرصت عمر را، كه بايد صرف خودسازى شود، در راه مشاجره و اختلافات مى گذرانند.
در زندگى زناشويى، در عين اينكه اصل بر مودّت و صفا و ايثارگرى است، اما اين اصل نبايد فراموش شود كه ميزان خواسته ها و توقّعات و تلاش ها نمى تواند بى حساب و بر اساس سليقه شخصى باشد. اگر بخواهيد در زندگى زناشويى و در كنار همسر حقى را به خود اختصاص دهيد، ناگزيريد همان حق را براى همسرتان نيز قايل باشيد و شك نيست مادام كه شما اداى حق همسر را نكرده ايد، نخواهيد توانست توقّع اداى آن را از او داشته باشيد.
شناخت حقوق متقابل و توجه به اين حقيقت كه اگر براى يك فرد حق در نظر گرفته مى شود براى طرف مقابل، مسئله تكليف مطرح است كه بايد به آن تكليف عمل كند، زندگى را از زواياى تاريك بيرون مى آورد و ابعاد وظايف هر دو طرف را روشن مى كند.
اسلام براى هريك از اعضاى خانواده، حقوق خاصى معيّن كرده است كه در صورت آشنايى با اين حقوق، تكليفى را در مقابل اين حقوق بايد بر دوش بگيرند. ضرورى است زن و شوهر هر كدام حقوق و وظايفى كه در قبال يكديگر دارند مورد مطالعه و بررسى قرار دهند تا بتوانند در قبال يكديگر موضعى نيكو اتخاذ كنند. آگاهى به حقوق و وظايف خود، مقدّمه عمل است و جلوى بسيارى از اختلافات و درگيرى هاى فيمابين را مى گيرد.
2. شناخت خواسته ها و نيازهاى همسر
خواسته ها و نيازهاى انسان حد و مرزى ندارد; بخشى از آن ها جنبه تخيّلى و غير منطقى دارد كه فرد به غير ممكن بودن آن ها واقف است، اما گاهى در تخيّل به آن ها مى پردازد و از نظر روانى به نوعى، آرام و دل خوش مى گردد و از اين طريق، تخليه روانى مى كند. بخشى ديگر نيز به نيازها، خواسته ها و انتظارات او از خود و ديگران برمى گردد.
آن قسمتى كه مربوط به خواسته ها و نيازهاى فرد از خود است و جنبه عملى و منطقى دارد، موجب انگيزه و در نتيجه، تحرّك و فعاليت او مى شود. بخشى كه مربوط به ديگران است، مشخص نيست كه آيا برآورده مى گردد يا خير؟ اين خواسته ها و نيازها نيز مى تواند منطقى و واقعى باشند يا حد و مرزى نداشته باشند.
در روابط بين زن و شوهر، به دليل اشتراك در همه زمينه ها، خواسته ها و نيازهاى متقابلى وجود دارند كه بخشى از آن ها طبيعى و منطقى است و معمولا در بيشتر زندگى ها يكسان است. با اين وصف، اين بستگى به نوع شخصيت افراد دارد كه بتوانند خواسته هاى طبيعى خود را ابراز كنند و حد و مرز آن را نيز حفظ نمايند. آگاهى به اينكه چه نوع و چه ميزان انتظارات، خواسته ها و نيازهاى زن و شوهر از يكديگر شكل طبيعى و منطقى دارند، از نكات مهمى است كه بايد به آن توجه دقيق داشت.22
فردى كه از همسرش توجه، عاطفه و محبت مى خواهد بايد توجه داشته باشد كه ديگرى نيز اين حق را دارد كه چنين انتظارى داشته باشد. از سوى ديگر، درك نيازهاى واقعى و طبيعى همسر به دور از اينكه به آن اعتقاد داشته باشد يا نه، برآورده كردن آن موجب رضايت از زندگى مى شود و بى توجهى به آن خودخواهى است.23
اگر مردى دوست دارد كه در هر فرصتى به گردش و مسافرت برود، بايد به اين امر توجه داشته باشد كه همسر او نيز چنين نيازى دارد و داشتن فرزند و مسئوليت خانه دارى نمى تواند دليلى بر اين باشد كه زن فرصت گردش و مسافرت ندارد و يا هميشه بايد در خانه بماند. گاهى اتفاق مى افتد كه در كشمكش ها و در برآورده نشدن خواسته ها و نيازها، به مقايسه زندگى هاى ديگران پرداخته مى شود. اگرچه ـ همان گونه كه گفته شد ـ بخشى از خواسته ها و نيازهاى زن و شوهر از يكديگر جنبه هاى مشترك دارند، اما بخش هاى ديگر تنها اختصاص به آن خانواده دارد. ضمن اينكه هر زندگى مشكلات و كشمكش هاى خاص خود را دارد و هر خانواده سعى مى كند ضمن حفظ ظاهر در جامعه، براى رعايت احترام ديگران به خود، زندگى خود را مطلوب و خوشايند نشان دهد. از اين رو، مقايسه زندگى خود با ديگر زندگى ها نه تنها مشكلى را حل نخواهد كرد، بلكه باعث بروز كشمكش هاى بيشترى خواهد شد.24
دختر و پسرى كه از كودكى در دامن خانواده اى رشد يافته است، نمى تواند و نبايد خانواده خود را به راحتى و سادگى فراموش كند. احساسات و عواطف هر فرد در مورد خانواده اش، حتى اگر خاطراتى ناخوشايند نيز داشته باشد، ريشه دار و عميق است.
از آنجا كه دل بستگى دخترها به خانواده خود و نيازشان به ديدار خانواده بيشتر است، دل تنگى و غمگينى در دخترانى كه پس از ازدواج ناچار به ترك بستگان و شهر خود هستند، بيشتر بروز مى كند. از اين رو، زن و شوهرى كه ازدواج مى كنند، نبايد چنين انتظارى از يكديگر داشته باشند كه با افراد خانواده خود قطع رابطه كنند و يا در اين مورد اعتراضى داشته باشند و يا چنين تلقّى شود كه رابطه هر كدام با خانواده خود دليلى بر بى مهرى و بى توجهى او به همسرش است. البته ميزان اين روابط بايد به گونه اى باشد كه خللى به روند زندگى زناشويى زن و شوهر وارد نسازد و موجب غفلت و يا كوتاهى از انجام وظايف زندگى مشترك نشود.
در صورت امكان، بهتر است كه زن و شوهر به اتفاق همديگر با خانواده هاى خود رفت و آمد داشته باشد، اگرچه از نظر روانى لازم است كه گه گاه زن و شوهر به تنهايى با خانواده هاى خود معاشرت كنند و به گفتوگوهاى خصوصى و خانوادگى بپردازند.36
مسئوليت تنظيم روابط و رفتار مناسب و درست زن و شوهر با دو خانواده بر عهده فرزند آن خانواده است كه نقش مهمى در ايجاد رابطه اى صميمى و دوستانه بين همسر و خانواده خود دارد و شخص اوست كه بايد به گونه اى رفتار كند كه محبت و صميميت بيشترى بين آن ها برقرار شود. ذكر نكات مثبت همسر در زندگى مشترك و مطرح نكردن نكات منفى و كشمكش هاى زندگى خصوصى با خانواده خود، از نكات بسيار مهم است.37
بايد توجه داشت كه زن و شوهر اگر اختلاف سليقه و يا برداشت هايى از خانواده ديگرى دارند، بهتر است تا حد امكان از بيان آن خوددارى كنند; چرا كه هيچ فردى به سادگى نمى تواند انتقادات ديگران را نسبت به افراد خانواده خود بپذيرد و بعضى از انتقادها باعث بروز واكنش هاى عصبى مى گردد كه همراه با مقاومت هاى روانى است و يا موجب ابراز انتقاد و عيب جويى متقابل از خانواده ديگرى خواهد شد، مگر در بعضى موارد كه انتقاد و يا گله به گونه اى ملايم بيان شود و همسر او انسانى منطقى باشد. البته نمى توان پذيرفت كه هر انتقاد و يا گله شوهر و يا زن از خانواده ديگرى مى تواند درست و صحيح باشد، بلكه اين احتمال وجود دارد كه اين انتقاد ناشى از سوءتفاهم ها و يا اختلاف فرهنگ دو خانواده باشد.38
زن و شوهر بايد به گونه اى با خانواده هاى خود رفتار كنند كه آنان را از ابراز انتقاد و يا گله از همسرشان باز دارد. دو خانواده نيز نبايد چنين تصور كنند كه مانند گذشته مى توانند و يا بايد از جزئى ترين مسائل زندگى مشترك و زناشويى فرزندشان اگاه شوند و يا به خود اجازه دهند كه در زندگى مشترك فرزندشان دخالت كنند. آن ها بايد اين حقيقت را بپذيرند كه فرزندانشان حق دارند و بايد با مشورت و تفاهم در مورد زندگى شان تصميم گيرى كنند و به همين دليل، اصلاح زندگى آن ها در اين است كه بسيارى از روابط خصوصى و چگونگى روش زندگى شان را پنهان نگه دارند.39
قطع رابطه يك طرفه و يا دو طرفه با خانواده ها موجب بروز خلأ عاطفى خواهد شد كه نه تنها زن و شوهر را تحت تأثير قرار خواهد داد، بلكه بر نوه ها نيز از جهات روانى و اجتماعى تأثير خواهد گذاشت. آن ها نياز دارند كه با خانواده هاى پدر و مادر خود در ارتباط باشند، و گرنه آنان نيز احساس كمبود عاطفى خواهند كرد.
روش سنتي : انقدر بشينين چشم به درخونه بدوزيد كه شاهزاده سفيد پوش سوار بر اسبش بياد زنگ خونه رو بزنه يكي دو جلسه هم بشينين تو يه اتاق اولش به هم نگاه كنيد بعد بشنينيد يه ساعت حرف بزنيد اونم چه حرفهايي بعدا بياييد بيرون خوب ديگه به توافق رسيديد بريد وقت عقدو عروسي رو تعيين كنيد شما خوشبخت ميشيد.
روش امروزي امر خيري ها : تو دانشگاه يا تو راه منزل يا اينكه تو تاكسي شايدم هزار جاي ديگه طرف شما رو ديده بعد ميگه خانوم من از شما خوشم اومده و ... عجب !!
روش امروزي دوستي : تو چت باهاش آشنا شدي ؟ همكلاسيته ؟ يا تو خيابون شماره بهت داده ؟ آقا اصلا به من چه به هر حال يه جوري اشنا شديد مي دونيد اصلا مهم نيست چطوري اشنا شديد اين مهمه كه بتونيد هم ديگرو بشناسيد چون اگر طرفتون آدمي باشه كه قصد سر كار گذاشتن شما رو داشته باشه از هر طريقي كه آشنا شده باشه مي تونه سركارتون بزاره اما و اما از كجا بدونيد طرفتون قصد ازدواج با شما رو داره :
از كجا بفهيمد يك پسر قصد ازدواج با شما را دارد يه به اصطلاح سر كار نيستيد؟
واقعا ازدواج امري خلافه ؟؟ ترس داره ؟ از نظر قانوني اشكال داره ؟ جواب همه اينا منفيه . اولا يه پسر اگر قصد ازدواج داشته باشه در اولين اقدام خانواده خودش رو از رابطه با شما در جريان ميزاره اشكال هم نداره . مثلا ميره به خانوادش ميگه من چند روزه با يه دختر خانم آشنا شدم و هدفم ازدواجه و الان جهت آشناي با هم در ارتباط هستيم همين .هميشه جهت ازدواج منتظر بمانيد تا طرف مذكر پا پيش بزاره اين نكته مهميه هستش بعد از مدتي كه گذشت منظور از مدتي كمتر از 6 ماه هستش و دو طرف به يك سطح شناخت نسبي از هم رسيدن در اين زمان وظيفه پسر هستش كه قبل از خواستگاري شخصا با پدر دختر صحبت كنه البته ممكنه اون پسر در حال حاضر شرايطش بريا ازدواج جور نباشه اما واقعا قصدش ازدوئاج باشه مثلا طرف دانشجو هستش نه كار داره نه سربازي رفته يا حالا كاستي هاي ديگه خوب چه اشكالي همه كه همه شرايط رو يه جا ندارن . اما مي تونه با اين حال با پدر اون دختر صحبت كنه حتي يك جلسه ملاقات هم بزارن و كسب اجازه كنه كه دختر او ناقارو بيشتر بشناسه . به خاطر داشته باشيد مردها حرف يكديگر رو بهتر مي فهمند و امروزه هر كسي اينو درك ميكنه كه پسري كه مه شرايط لازم بريا ازدواج رو داشته باشه كم پيدا ميشه؟ اينم به خاطر داشت هباشيد يك پسر حتي ميتونه به خواستگاري دختر رئيس جمهور يك كشورم بره ( برداشت سياسي نشه مثال بود) كسي هم جلوشو نميتونه بگيره . .
هرچه سن دختر بالاتر برود انتخابش محدود تر مي شود تا جاي كه حق انتخاب از وي سلب مي شود
متاسفانه در جامعه ما به يك دختر و كلا زن از ديد كالا نگاه مي شود . حالا ما هم اگر بخواهيم از همين ديد به مسئله نگاه كنيم در نظر داشته باشيد دختران تا يه سني در بورس هستند يعني طالب دارند معمولا بين 19 تا 25 سال ديگه اوجشه و تو اين سن و سال بهترين خواستگارها بر سر راه آنها سبز مي شوند و اين در حاليست كه ممكنه اون دختر به حرفه يك نفر تو زندگيش دلبست هباشه مثلا دوست پسرش كه به اون وعده ازدواج داده حالا چه موقعيتهاي خوبي رو بايد از دست بده تا اينكه شايد اون آقا يه روز بياد خواستگاريش تازه اگر خانوادش طرف رو قبول كنند . خوب اين دختر خانم ديگه بعد از يه سني كه خواستگارهاي خوبشرو از دست داده و ديگه انتخابهاش محدود شده اگر اين آقا هم كه به اميدش صبر كرده سركارش گذاشته باشه پس ديگه بايد بشينه هر كي اومد قبول كنه چون شايد ديگه كسي نياد .آيا اين بي عدالتي نيست ؟پس اينجا مقصر خوده شما دخترخانم ها هستيد ساده نباشيد اگر حس كرديد طرفتون داره بازتون ميده خيلي راحت بهش بگيد فلاني اگر قصدد ازدواجه پا پيش بزار . فراموش نكنيدشما اگر خيلي زرنگ باشيد فقط فرصت يكبار زندگي كردن رو داريد پس از اين فرصت استفاده كنيد .
يادمه يه بار يه پسر 19 ساله خودش گل ميخره و ميره خواستگاري يه دختر 22 ساله شايد همه بخنديد اما او نپسر اينقدر شهامت داشته كه براي رسيدن به خواسته اش گرچه سايد خواسته اي نا معقول بوده اما با اين حال پاشده رفته خواستگاري . به خاط داشت هباشيد يه پسر اگر جرات بيان كردن خواسته هاشو نداشته باشه نمي تونه شما رو خوشبخت كنه .آخه بايد يه چشمه نشون شما بده پس حواستون جمع باشه كه سركار نباشيد . زياد به حرف توجه نكنيد افرادو در عمل بشناسد در مورد قضيه ازدواج تا پيشنهادي از سوي طرف مذكر ندشاتيد هركگز خودتون پيشنهاد نديد مگر اينكه از طرفيت طرف مقابلتون مطللع باشيد و اگر يه پسر با طرفيت باشه هيچ وقت اين مسئله رو به روي شما نيمياره .
هيچ تعهدي بين دو طرف در زمان دوستي وجود ندارد
اصلا و اصلا ديليل نميشه چون با هم دوست هستيد و پيش خودتون يه حرفهايي زديد كه عموما بر پايه احساساته تعهدي داشته باشيد . پس وابسته نشيد رابطه شما يك رابطه دوستي كه هر لحظه ممكنه به هم بخوره هر دوي شما حق انتخاب داريد نداريد ؟ اگر شما موقعيتي بهتر نسيبتون بشه كه بدونيد درصد بيشتري ازمعيارهاتونه داره آيا منطق ميگه ولش كن ؟ نه . پس به جاي اينكه در دوران دوستي و حتي نامزدي ( قبل از عقد) پاي احساسات رو وسط بكسيد سعي كنيد هم ديگرو بشناسيد . معمولا در دوران دوستي دو طرف صدها بار به هم ديگه ابراز احساسات مي كنند و بارها به يكديگر مي گن دوست دارم و از اين جور حرفهاي قشنگ اما بعد از ازدواج اصلا اين واژه هابراشون بيگانه ميشه . اينا دسوت داشتن نيست اينا وابستگيه اينا عادته سعي كنيد با منطق پيش برويد و به خاطر داشته باشيد در دوستي هاتون هميشه يك راه براي جدايي بزاريد . اينم به خاطرداشته باشيد معمولا وفاي دشمنان از دوستان بيشتره
Comment