Zane Mosalman - Most Beautiful

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Zane Mosalman - Most Beautiful

    تحول زنان در پرتو انقلاب اسلامي

    به طور قطع مي‌توان گفت انقلاب اسلامي ايران كه به رهبري حضرت امام خميني رحمة الله عليه به پيروزي رسيد داراي بركات و دستاوردهاي مهمي است از جمله آن دستاوردها كه اين انقلاب را از ديگر انقلاب‌ها متمايز مي‌كند، دفاع از جايگاه و حقوق زن در نظام اسلامي است كه در اين راستا نيز كشورهاي غربي با سر دادن شعارهايي همچون زن‌گرايي‌ [فمينيسم]، تساوي حقوق ميان زن و مرد، آزادي‌هاي بي‌حد و حصر زنان و... سعي داشته‌اند كه زنان و دختران كشور ما را به ابتذال اخلاقي همان‌گونه كه امروزه در كشورهاي اروپايي و آمريكايي مشهود است، بكشانند، اميد است با دقت و همت مسؤولان و نيز با اجرا كردن فرمايش‌هاي امام سلام الله عليه و مقام معظم رهبري، بيش از پيش به اين مسأله توجه شود تا شاهد حل مشكلات جامعه زنان در همه زمينه‌ها باشيم.



    مهم‌ترين تحولات زنان پس از پيروزي انقلاب اسلامي عبارتند از:



    الف) تحول روحي و فكري

    يكي از تحولاتي كه در پرتو انقلاب اسلامي به وجود آمد «تحول روحي و فكري» زنان بود كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي آنان نه تنها به عنوان كالا و ابزاري براي شهوتراني و... مورد سوء استفاده قرار مي‌گرفتند، بلكه از جهت فكري نيز در اسارت بيگانگان در آمده بودند؛ از اين رو پس از پيروزي انقلاب اسلامي ما همواره شاهد بروز استعدادهاي ناب و نخبه از طبقه زنان مي‌باشيم. اين همان چيزي است كه مرحوم امام به ما آموخته بود كه ما بايد به خود بياييم و به خودباوري برسيم، بي‌شك در سايه انقلاب اسلامي در زنان ما تحولي ايجاد شده است در اين باره ايشان مي‌فرمايند:‌ «يك تحول روحي يك تحول فكري با اراده مصمم از بچه‌هاي كوچك تا مردهاي بزرگ از دخترهاي كوچك تا خانم‌هاي بزرگ همه اقشار با هم قيام كردند و استقامت كردند «ان تقوموا لله؛ قيام براي خدا جمعاً و فرداً».(1)



    ب) تحول الهي

    همان‌طور كه از آيات قرآن و روايات به دست مي‌آيد اگر انسان به مرحله‌اي از رشد و كمال الهي دست پيدا كند خداوند متعال همه چيز را در مقابلش خوار و ذليل مي‌گرداند به گونه‌اي كه هيچ ترس و بيمي از ظواهر مادي طاغوت و طاغوتيان نخواهد داشت.

    اگر بخواهيم براي اين مطلب مصداق روشني بياييم بايد به زنان فداكار و شجاعي اشاره كرد كه در راهپيمايي‌ها و تظاهرات بر ضد نظام طاغوتي مقابل توپ و تانك قرار مي‌گرفتند در اين باره رهبر كبير انقلا مي‌فرمايند: «اين يك تحولي بود كه بشر نمي‌توانست اين تحول را درست كند، اين تحول الهي بود يعني مقلب القلوب اين كار را كرد قلب‌ها را از آن وحشت بيرون آورد، از آن وحشتي كه از اين رژيم‌ها همه داشتند از آن وحشت بيرون آورد، و به جاي آن تصميم و شجاعت به ايشان داد به طوري كه زن‌ها، بچه‌ها و مردها، همه به مبارزه برخاستند. كي سابقه داشت كه زن‌ در مبارزه بيايد، مقابل توپ و تانك بيايد، اين يك تحول روحي بود كه خداي تبارك و تعالي در اين ملت تحول را ايجاد فرمود و مادامي كه ما اين تحول را حفظ بكنيم و نهضت را به همان طوري كه تا حالا آمده است حفظش بكنيم، براي ما پيروزي هست».(2)



    ج) تحول اجتماعي در قالب خدمات و ...

    يكي از ايرادات اساسي كه دشمنان به ويژه غربي‌ها به مباني و آموزه‌هاي اسلامي داشته و دارند ‌آن است كه مي‌گويند اسلام زنان را هميشه در پس خانه و اتاق پنهان داشته و او را از حقوق سياسي و اجتماعي خود محروم كرده است. در اين باره نيز رهبركبير انقلاب مي‌فرمايند: «اين تبليغات كه اگر اسلام پيدا شد مثلاً ديگر زن‌ها بايد بروند توي خانه‌ها بنشينند و قفلي هم درش بزنند كه بيرون نيايند اين چه حرف غلطي است كه به اسلام نسبت مي‌دهند، صدر اسلام زن‌ها توي لشكرها هم بودند، توي ميدان‌هاي جنگ هم مي‌رفتند».(3) علاوه بر آن هم‌اكنون كه يك ربع قرن از پيروزي انقلاب اسلامي سپري شده و از آن مي‌گذرد نه تنها اين پندار خام و بي‌اساس اثبات نشده است بلكه درست عكس آن نيز اتفاق افتاده است به گونه‌اي كه زنان در دوران جنگ و پس از آن، دوشادوش مردان مشغول خدمت‌رساني و پاسخ‌گويي به نيازهاي مردم بودند در اين راستا نيز حضرت امام رحمة الله عليه مي‌فرمايند: «خواهرهاي ما كه اشتغال به مسائل ديگر داشتند الان همدوش با برادرها و مقدم بر آن‌ها به سرنوشت ملت و به سرنوشت كشور خودشان فكر مي‌كنند، طرح مي‌دهند، فكر مي‌كنند، انتقاد مي‌كنند. اين تحول تحولي است كه خداي تبارك و تعالي كه مقلب‌القلوب است اين تحول را ايجاد كرد».(4)



    در پايان نيز مي‌توان به برخي از بركات و تأثيرات حضور زنان كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايجاد شده به صورت فهرست‌وار در موارد در موارد ذيل اشاره كرد:

    1ـ افزايش خودباوري و كرامت زن در زمينه‌هاي مختلف.

    2ـ احيا و بازسازي حقوق زنان به صورت روش‌مند و نظام‌مند.

    3ـ نداشتن نگاه تك بعدي (جنسي يا ابرازي) به زنان.

    4ـ نقش‌آفريني زنان در عرصه‌هاي مختلف كه در برخي مواقع از مردها نيز جلوتر بوده‌اند.

    5ـ عوض شدن ديدگاه جامعه نسبت به حضور زنان به ويژه در سطح كلان مديريتي.

    6ـ برچيده شدن اجتماعات فاسد كه در آن به هرزگي و فساد اخلاقي مشغول بودند، مانند كاباره‌ها، رقاص‌خانه‌ها و
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2
    مقام زن در اسلام و در آئين‏هاى ديگر





    كتاب: ترجمه الميزان، ج 4، ص 140
    نويسنده: علامه طباطبايى

    مشاهده و تجربه اين معنا را ثابت كرده كه مرد و زن دو فرد، از يك نوع و از يك جوهرند، جوهرى كه نامش انسان است، چون تمامى آثارى كه از انسانيت در صنف مرد مشاهده شده، در صنف زن نيز مشاهده شده است، (اگر در مرد فضائلى از قبيل سخاوت، شجاعت، علم خويشتن دارى و امثال آن ديده شده در صنف زن نيز ديده شده است)آنهم بدون هيچ تفاوت، بطور مسلم ظهور آثار نوع، دليل بر تحقق خود نوع است، پس صنف زن نيز انسان است، بله اين دو صنف در بعضى از آثار مشتركه(نه آثار مختصه از قبيل حامله شدن و امثال آن)از نظر شدت و ضعف اختلاف دارند ولى صرف شدت و ضعف در بعضى از صفات انسانيت، باعث آن نمى‏شود كه بگوئيم نوعيت در صنف ضعيف باطل شده و او ديگر انسان نيست.و با اين بيان روشن مى‏شود كه رسيدن به هر درجه از كمال كه براى يك صنف ميسر و مقدور است‏براى صنف ديگر نيز ميسور و ممكن است و يكى از مصاديق آن استكمالهاى معنوى، كمالاتى است كه از راه ايمان به خدا و اطاعت و تقرب به درگاه او حاصل مى‏شود، با اين بيان كاملا روشن مى‏شود كه در افاده اين بحث، بهترين كلام و جامع‏ترين و در عين حال كوتاه‏ترين كلام همين عبارت: "انى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض"است و اگر خواننده محترم اين كلام را با كلامى كه در تورات در اين باره وارد شده مقايسه كند برايش روشن مى‏گردد كه قرآن كريم در چه سطحى است و تورات در چه افقى!.

    در سفر جامعه تورات آمده: من و دلم بسيار گشتيم(من با كمال توجه بسيار گشتم) تا بدانم از نظر حكمت و عقل جرثومه شر يعنى جهالت و حماقت و جنون چيست، و كجا است؟

    ديدم از مرگ بدتر و تلخ‏تر زن است كه خودش دام و قلبش طناب دام است و دستهايش قيد و زنجير است تا آنجا كه مى‏گويد من در ميان هزار نفر مرد يك انسان پيدا مى‏كنم، اما ميان هزار نفر زن يك انسان پيدا نمى‏كنم.

    بيشتر امتهاى قديم نيز معتقد بودند كه عبادت و عمل صالح زن در درگاه خداى تعالى پذيرفته نيست، در يونان قديم زن را پليد و دست‏پرورده شيطان مى‏دانستند، و روميان و بعضى از يونانيان معتقد بودند كه زن داراى نفس مجرد انسانى نيست و مرد داراى آن هست و حتى در سال 586 ميلادى در فرانسه كنگره‏اى تشكيل شد تا در مورد زن و اينكه آيا زن انسان است‏يا خير بحث كنند!، بعد از بگومگوها و جر و بحثهاى بسيار، به اين نتيجه رسيدند كه بله زن نيز انسان است اما نه چون مرد انسانى مستقل، بلكه انسانى است مخصوص خدمت كردن بر مردان، و نيز در انگلستان تا حدود صد سال قبل زن جزء مجتمع انسانى شمرده نمى‏شد، و خواننده عزيز اگر در اين باب به كتابهائى كه در باره آراء و عقايد و آداب ملت‏ها نوشته شده مراجعه كند به عقايدى عجيب بر مى‏خورد.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #3
      پشت ويترين بانوان





      بررسي‌ ابعاد تربيتي‌و روان‌شناختي‌ دوران‌ عقد
      نويسنده: دكترمحسن‌ ايماني، تهران، انتشارات‌ انجمن‌ اوليا و مربيان، چاپ‌ اول، 1381، 5000نسخه، 274صفحه، 11000ريال.
      يكي‌ از موقعيت‌هاي‌ بسيار حساس‌ در زندگي‌ هر شخص‌ انتخاب‌ همسر است؛ كسي‌ كه‌ بتواند همدوش‌ او سال‌هاي‌ متمادي‌ با مشكلات‌ زندگي‌ مقابله‌ كند. در اين‌ انتخاب‌ همفكري‌ و داشتن‌ علايق‌ و اهداف‌ مشترك‌ از موارد مهمي‌ است‌ كه‌ بايد مورد توجه‌ قرار گيرد تا زمينه‌هاي‌ لازم‌ براي‌ زندگي‌ مستحكم‌ خانوادگي‌ فراهم‌ باشد. لازمهِ شكل‌گيري‌ اين‌ زندگي‌ محكم‌ و باثبات‌ شناخت‌ زوجين‌ از يكديگر است.
      در فرهنگ‌ ميهن‌ اسلامي‌ ما براي‌ دستيابي‌ به‌ اين‌ شناخت، زماني‌ به‌ نام‌ .دوران‌ عقد. وجود دارد؛ به‌راستي‌ چگونه‌ مي‌توان‌ از اين‌ دوران‌ براي‌ شناخت‌ بيش‌تر روحيات‌ و خصوصيات‌ شريك‌ زندگي‌ استفاده‌ كرد؟ چه‌ نكاتي‌ بايد در اين‌ دوران‌ رعايت‌ شود؟ و...
      كتاب‌ مذكور راهنماي‌ خوبي‌ در اين‌ زمينه‌ است. برخي‌ از مباحث‌ كتاب‌ عبارتند از O :تلاش‌ براي‌ شناخت‌ و بازنگري‌ بيش‌ترO ملاك‌هاي‌ ارزيابي‌ موفقيت‌ ازدواج‌ در دوران‌ عقدO رعايت‌ احترام‌ خانواده‌هاي‌ طرفين‌O ضرورت‌ حفظ‌ اسرار
      پرهيز از مقايسهِ همسر با ديگران.

      پيامدهاي‌ طلاق‌ براي‌ كودكان‌ و بزرگسالان‌
      نويسنده: پل‌ ر. آماتو، مترجم: مهناز محمدي‌زادگان، تهران، انتشارات‌ انجمن‌ اوليا و مربيان، چاپ‌ اول، 1380، 5000نسخه، 71صفحه، 3000ريال.
      خانواده‌ با وجود داشتن‌ نقش‌ و جايگاهي‌ مهم، گاه‌ با آسيب‌هايي‌ روبه‌روست. وقتي‌ كاركردهاي‌ خانواده‌ (از قبيل‌ كاركردهاي‌ زيستي، اجتماعي، شناختي‌ و عاطفي) يكي‌ پس‌ از ديگري‌ آسيب‌ ببيند، اعضاي‌ آن‌ به‌تدريج‌ احساس‌ رضامندي‌ خود را از دست‌ مي‌دهند. اين‌ شرايط‌ ابتدا موجب‌ گسستگي‌ رواني، سپس‌ گسستگي‌ اجتماعي‌ و در نهايت‌ گسستگي‌ حقوقي‌ مي‌شود كه‌ به‌ آن‌ طلاق‌ گويند. طلاق‌ آخرين‌ فريادي‌ است‌ كه‌ از حلقوم‌ جسم‌ رنجور و ستمديدهِ خانواده‌ به‌ گوش‌ مي‌رسد. طلاق‌ اعلام‌ ورشكستگي‌ اجتماعي‌ زن‌ و مرد، در سازگاري‌ عميق‌ و صميمانه‌ با يكديگر است.
      اين‌ كتاب‌ با قطع‌ پالتويي، مختصر و مفيد اطلاعات‌ لازم‌ را در زمينهِ اين‌ پديده‌ به‌ خانواده‌ها ارائه‌ مي‌كند.

      زن‌ در تاريخ‌ ايران‌(خلاصهِ مقالات‌ نشريات)
      مؤلف: حوريه‌ سعيدي، تهران، انتشارات‌ برگ‌ زيتون، چاپ‌ اول، 1382، 3300نسخه، 72صفحه، 6000ريال.
      طي‌ دههِ اخير، موضوع‌ زن‌ از مباحث‌ قابل‌ توجه‌ براي‌ محققان‌ كشورمان‌ بوده‌ است؛ به‌خصوص‌ پس‌ از دوم‌ خرداد 1376 كه‌ توجه‌ به‌ مطالبات‌ سرمايه‌هاي‌ اجتماعي‌ و توسعه‌ مشاركت‌ زنان، به‌ عنوان‌ يكي‌ از شعارهاي‌ محوري‌ سيدمحمد خاتمي، رئيس‌جمهور منتخب، مورد اعتناي‌ مراجع‌ فكري‌ جامعه‌ قرار گرفت‌ و امروزه‌ گفتمان‌ زنان‌ در مجامع‌ دانشگاهي، مراكز تحقيقاتي، حوزه‌ها و گروه‌هاي‌ تخصصي‌ زنان‌ اهميت‌ يافته‌ است.
      انجمن‌ زنان‌ پژوهشگر تاريخ‌ به‌ مناسبت‌ برگزاري‌ سمينار بين‌المللي‌ .زن‌ در ادوار مختلف‌ تاريخ‌ ايران. به‌ مقالاتي‌ پرداخته‌ است‌ كه‌ تاكنون‌ در نشريات‌ مختلف‌ درباره‌ زن‌ در تاريخ‌ ايران‌ نگاشته‌ شده‌اند. اين‌مجموعه‌ شامل‌ چكيدهِ 32مقاله‌ در اين‌ زمينه‌ است. عنوان‌ بعضي‌ از مقاله‌ها عبارت‌ است‌ ازO : استواري‌ زنان‌ .شاهنامه. در برابر مردان‌O نظام‌ حقوق‌ زن‌ در جهان‌ باستان‌O زن‌ و مرد در .اوستا.O زنان‌ تاجدارO رسوايي‌ شاه‌ قاجار.

      زن‌ در تاريخ‌ ايران‌(چكيدهِ پايان‌نامه‌هاي‌ دانشگاهي)
      مؤلف: مريم‌ معيني، تهران، انتشارات‌ برگ‌ زيتون، چاپ‌ اول، 1381، 3300نسخه، 64صفحه، 5000ريال.
      انجمن‌ زنان‌ پژوهشگر تاريخ‌ به‌ مناسبت‌ برگزاري‌ سمينار بين‌المللي‌ .زن‌ در ادوار مختلف‌ تاريخ‌ ايران. چكيدهِ 22پايان‌نامه‌ با موضوعاتي‌ در اين‌ زمينه‌ را در مجموعه‌اي‌ گرد آورده‌ است. عنوان‌ بعضي‌ از اين‌ پايان‌نامه‌ها عبارت‌ است‌ ازO : آناهيتا در باورهاي‌ ايران‌ باستان‌O زن‌ در ايران‌ باستان‌O مبارزات‌ سياسي‌ زنان‌ در عصر قاجارO نماد زن‌ در ايران‌ باستان‌O وضعيت‌ زنان‌ در عصر صفويه.
      منبع‌شناسي‌ زنان، جلد دوم‌
      گردآورندگان: منيژه‌ نجم‌عراقي، مرسده‌ صالح‌پور، نسترن‌ موسوي، تهران، انتشارات‌ ديگر، چاپ‌ اول، 1382، 1500نسخه، 391صفحه، 30000ريال.
      براي‌ انجام‌ هر پژوهش، محقق‌ نياز دارد كه‌ به‌ پيشينهِ تحقيقاتي‌ آن‌ موضوع‌ مراجعه‌ كند و از آن‌ بهره‌مند شود. بر همين‌ اساس، گردآورندگان‌ اين‌ مجموعه‌ تلاش‌ كرده‌اند تقريباً تمام‌ مقاله‌ها و كتاب‌هايي‌ كه‌ طي‌ سال‌هاي‌ 1380 و 1381 در موضوع‌ زنان‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌ است‌ در قالب‌ يك‌ كتاب‌ عرضه‌ كنند؛ كه‌ كوششي‌ درخور توجه‌ براي‌ پژوهشگران‌ جامعه‌ است.
      اين‌ كتاب‌ به‌ صورت‌ موضوعي‌ فهرست‌ شده‌ است‌ و به‌ سادگي‌ مي‌توان‌ در زمينه‌ موردنظر منابع‌ را به‌ دست‌ آورد.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #4
        زن و پوشش اسلامى



        رعايت حجاب و فرهنگ آن باعث مى شود كه عواطف جنسى و محبت خانوادگى زن و شوهر به يكديگر اختصاص يابد و بيگانگان به هيچ وجه در آن مشاركت نداشته باشند.در اين مقاله به فلسفه و دلايل پوشش از نظر عرف شرعى مى پردازيم.


        لزوم حجاب از ديدگاه عرف متشرعين

        1 ـ پايه و اساس زوجيت در اسلام, بر وحدت و الفت طبيعى و مكتبى استوار است. رعايت حجاب و فرهنگ آن باعث مى شود كه عواطف جنسى و محبت خانوادگى زن و شوهر به يكديگر اختصاص يابد و بيگانگان به هيچ وجه در آن مشاركت نداشته باشند. دين مقدس اسلام در مقام چاره انديشى, از يك طرف پوشيدن مواضع زينت و مراكز جذاب اندام را بر زن واجب كرده و از جانب ديگر, نگاه هاى آلوده به صورت و دست هاى او را حرام دانسته است. تا چه رسد به مواضع زينت و مراكزى كه اگر انسان با نيت پاك هم نگاه كند, جايز نخواهد بود. از اين رو پوشش همواره با حرمت نگاه به مواضع زينت زن توأم مى باشد, زيرا اين مسئله, مقدمه استحكام بنيان خانواده و باعث پيدايش نسل پاك و مطمئن مى گردد.
        شايد مرد و زنى نتوانند حداكثر بهره بردارى جنسى را از يكديگر بنمايند, ولى بسيار با هم دوست و مهربان باشند. طبعاً محبت متقابل چنين مرد و زنى باعث صميميت بچه ها با والدين و ساير بستگان خواهد شد.

        2 ـ از نظر اسلام پيوند و ايثار متقابل در زندگى خانوادگى بر اساس اتحاد و محبت است, نه قانون و عدالت كه بر محور بيگانگى مردم تنظيم و فرض مى شود; ولى محبت و عواطف متقابل نيز همواره يگانگى را مى طلبد, چرا كه محبت شريكان با مختصر اختلافى از بين مى رود, ولى محبت زوجين حتى بعد از دعوا و مرافعه نيز برقرار است.
        انسان به هنگام غضب ديوانه مى شود و عقلش مغلوب و عواطفش مسلوب مى گردد. از اين رو دست به اعمال و گفتار جنون آميزى مى زند. ولى پس از اين كه آتش خشمش فرو نشست, عقل و عواطف مجدداً به صحنه مى آيند و وجدان اخلاقى و دينى, او را سخت مورد ملامت قرار مى دهند. صحيح است كه در جوامع بزرگ, قانون و عدالت اساس سعادت است, اما در اجتماع كوچك خانواده, وحدت و صميميت ركن خوش بختى مى باشد.
        عواطف زن و شوهر در كشورهاى غربى غالباً همانند عواطف دو شريك در يك شركت است. به همين دليل با مختصر اختلافى از ميان مى رود, ولى در اسلام پيوند و پيمان زناشويى بر پايه عشق و ايمان استوار است.
        خـلـل پذيـر بـود هـر بـنـا كـه مـى بينـى به جز بناى محبت كه خالى از خلل است
        پروفسور فيروز در آلمان در ميان جمعى از ايرانى ها مى گفت: بسيارى از آلمانى ها از جنگ دوم جهانى تاكنون آرزو دارند مثل گذشته ها با خانواده و بچه هاى خود سر يك سفره غذا بخورند, اما هنوز موفق نشده اند, چرا كه شالوده خانوادگى شركتى اين گونه ايجاب مى كند. اين يكى از ارمغان هاى فرهنگ غرب است كه متأسفانه شرقى ها سعى مى كنند از آن تقليد كرده, به تمدن غرب نزديك شوند. به جاى آن كه در بعد علمى و صنعتى خود را به آنان برسانند, مى كوشند در بعد فرهنگى و اخلاقى مقلد آنان باشند و اين بسيار فاجعه بار است.
        گلوى غرب برون دار چون صداى تمدن
        به گوش شرق رسانيد چون نداى تمدن
        وفا و عاطفه و رحم و مهر و صدق و صفا
        شدند جمله به قربان خاك پاى تمدن
        مكن سؤال زتقوا كه او شتاب كنان
        وداع كرد و روان گشت در صفاى تمدن
        شراب و رقص و ملاقات هاى نامشروع
        وفور يافته از پرتو لقاى تمدن
        هزار گونه خيانت, هزار فسق و فجور
        به هر دقيقه برآيد زلابه لاى تمدن
        منطقه عقل و قانون, غير از حوزه عشق و مودّت است; از اين رو اسلام براى استحكام بناى زوجيت و بقاى دوستى متقابل, چاره جويى هايى را اعلام داشته است:
        1 ـ اگر مرد بترسد از اين كه نتواند ميان زنان عدالت برقرار كند حق ندارد يك زن بيشتر بگيرد.
        2 ـ ارتباط نامشروع, از گناهان كبيره است.
        3 ـ معاشرت با زنان اجنبى, قلب را از نور ايمان تهى مى سازد و عاطفه و رقت قلب را تضعيف مى نمايد.
        4 ـ اگر معاشرت با اجنبى به روابط نامشروع كشيده شود, گفت و گو و معاشرت مقدماتى آن حرام خواهد بود.
        5 ـ گفت و گوهاى غير ضرورى با زن هاى نامحرم, جايز نيست.
        6 ـ بر اساس آيه قرآن كه مى فرمايد: (اگر از زنان پيامبر چيزى خواستيد, از پشت پرده بخواهيد)1, بهتر است اين موضوع از سوى همه بانوان اسلامى رعايت گردد, چرا كه تجربه نشان داده اختلاط و معاشرت با زنان اجنبى غالباً به فساد و انحلال خانواده ها منجر گرديده است. به ويژه اگر حجاب ظاهرى و فرهنگ آن مراعات نگردد, مفسده آن بيشتر خواهد بود.
        7 ـ چشم چرانى و نگاه هاى مكرر زنان و مردان به يكديگر جايز نيست. البته اگر مردى بخواهد با زنى ازدواج كند, هر كدام مى توانند به مواضع زينت ديگرى نگاه كند تا طرف مقابل را دقيق تر بشناسد.
        ويل دورانت مى نويسد: (در رفتار انسان امرى پايدارتر و ثابت تر از نگاه مردان به زنان نيست. ببين اين جانور مكّار چگونه مراقب شكار خويشتن است, در حالى كه خود را به خواندن روزنامه مشغول داشته است. گوش به گفتارش فرا دار, ببين چگونه در باره صيد جاودانى سخن مى گويد. خيال و تصورش را در نظر آر كه چگونه پروانه وار به دور شمع مى چرخد, چرا؟ اين امر چگونه صورت مى گيرد؟ ريشه هاى اين ميل عميق در چيست؟ و چه مراحلى را مى پيمايد تا به مرحله شكوه و جنون خود مى رسد. )2
        آرى, هر نگاه آلوده تيرى از تيرهاى نافذ شيطان است كه دل را سياه مى كند و به عشق و جنون منتهى مى شود و محبت خانوادگى را تضعيف و عشق اجنبى را جايگزين مى سازد. قرآن مى فرمايد: (و قل للمؤمنين يَغُضُّوا من ابصارِهِم;3 به مؤمنان بگو: از چشم چرانى و نگاه هاى آلوده برحذر باشند و عفت خويش را پاس دارند, چرا كه اين امر براى تزكيه آنها بهتر است. )
        8 ـ به بانوان دستور داده شده است كه زيبايى هاى زنان ديگر را براى شوهرانشان تعريف نكنند. نگويند زن فلانى صداى خوب و اندام متناسبى دارد, چون اگر شوهر بد سگالى داشته باشند, تحريك خواهد شد و چه بسا ممكن است به فروپاشى كانون خانواده شان بينجامد.

        حد و مرز حجاب از نظر اسلام

        عالمان شيعه و سنى در ضرورت اصل پوشش و حجاب زن, اختلافى ندارند, اما در حد و مرز آن اقوال مختلفى مطرح كرده اند. براى رفع اين اختلافات, مى توان تعريف جامعى ارائه نمود كه با همه نظرات سازگار باشد و آن اين كه: حجاب زن عبارت است از پوشش كامل اندام از سر تا پا به استثناى صورت و دست ها تا مچ. 4
        بسيارى از فقها و عالمان دينى, به همين دليل, نگاه به صورت و دست هاى بانوان را جايز شمرده اند. مرحوم آية الله حكيم (قدس سره) مى نويسد: تمام فقيهانى كه به جواز نگاه كردن به صورت و دست هاى بانوان فتوا داده اند بر اين باورند كه پوشيدن كف و وجهين, واجب نيست.
        حضرت امام (قدس سره) در تحرير الوسيله مى فرمايد: (در اين كه بر مردها حرام است به موها و ساير قسمت هاى بدن و اندام زن ها غير از صورت و دست ها بنگرند, ترديدى نيست, خواه به قصد لذت باشد و يا بدون آن.) 5
        شهيد مطهرى (ره) نيز مى نويسد: (در ميان فقهاى پيشين حتى يك نفر ديده نشده كه به وجوب پوشيدن دست و صورت فتوا داده باشد. )6
        البته هر فقيهى كه به وجوب پوشش سر و گردن فتوا داده, به حرمت نگاه نيز نظر داده است. مرحوم آية الله سيد محمد كاظم طباطبائى يزدى صاحب عروة الوثقى مى نويسد: واجب است زن تمام بدن خود را از نامحرمان بپوشاند, مگر دست ها و صورت را.
        مرحوم حكيم مى فرمايد: شيخ طوسى در كتاب هاى خود به اين امر تصريح نموده و گروهى از متأخران مانند شيخ انصارى بدان فتوا داده اند. 7
        از محتواى كلام علاّمه حلّى در (تذكره) چنين مفهوم مى شود كه ايشان نيز پوشيدن وجه و كفين را واجب نمى داند, بلكه واجب نبودن آن را اجماعى مى شمارد. وى همچنين در كتاب (الصلوة) بحث (ملابس) مى فرمايد: (به اجماع علماى اسلام, تمام بدن زن به جز چهره وى عورت مى باشد و پوشيدن آن واجب است. تنها كسى كه اشكال كرده, ابا بكر بن عبد الرحمن بن هشام, از علماى اهل سنت است كه اجماع عالمان سنى و شيعى, نظريه او را طرد مى كند.
        از نظر عالمان دينى, دست ها از اين حكم مستثنا مى باشند. مالكى, شافعى و اوزاعى نيز با اين رأى موافق اند, چرا كه مطابق با تفسير ابن عباس است. وى در باره آيه (لا يُبديَن زينَتَهُن ّ اِلاّ ما ظَهَرَ مِنها)8 گفته است: مقصود از زينت ظاهرى, همان دست و صورت است.
        برخى از علماى سنى معتقدند تنها صورت زن جزء زينت ظاهر مى باشد, ولى دست ها بايد پوشانده شود.
        پوشاندن پاهاى بانوان فقط در نماز واجب است, اما ابو حنيفه, ثورى و مزنى به عدم وجوب پوشيدن آن, رأى داده اند, چرا كه پاها معمولاً پوششى نداشته است. ولى امام شافعى و مالكى و اوزاعى و ابو ثور, آن را جزو عورت دانسته و پوشيدنشان را واجب مى دانند. 9
        از آن جايى كه عالمان اسلامى مسئله ستر و پوشش زن را در بحث نماز مطرح كرده اند ناگزير به آن اشاره مى كنيم. البته ملازمه اى بين پوشش در نماز و خارج از نماز وجود ندارد.
        حنفى ها معتقدند كه بانوان در حال نماز و غير آن بايد روى دست ها و زير پاها را از نگاه نامحرمان مخفى نگه دارند, ولى شافعى و مالكى عكس آن نظر داده اند. بر بانوان واجب نمى دانند كه در نماز صورت و دست ها را بپوشانند. حنفى ها تنها صورت را جايز مى دانند كه در حال نماز پوشيده نباشد, چنانچه در برابر نامحرم نيز واجب نمى دانند پوشيده باشد, ولى شيعه معتقد است: هر قسمتى كه پوشاندن آن در نماز, واجب باشد, پوشاندن آن در برابر نامحرمان نيز واجب است; ولى اگر در نماز پوشاندن آن واجب نباشد, در مقابل نامحرمان نيز واجب نيست.10

        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #5
          شكل پوشش

          اسلام مدل و شكل خاصى را براى حجاب پيشنهاد نكرده, بلكه تنها بر اصل پوشيدن مواضع زينت و نقطه هاى جذاب اندام تأكيد كرده است. شكل و نوع لباس و پوشش به شرايط اجتماعى و فرهنگى جامعه بستگى دارد. هم اكنون در ايران چندين نوع پوشش وجود دارد: از روسرى هاى تركمنى گرفته تا بلوچى و كردى و پوشش قسمتى از بانوان لرستانى و لباس عشايرى و… , هر كدام از آنها كه موى سر را بپوشاند مى تواند حجاب اسلامى مطلوب باشد. البته چادر يك پوشش كامل ملى و ايرانى است كه مطابق با حكم اسلامى نيز مى باشد.
          در ساير كشورهاى اسلامى نظير پاكستان, هند, تركيه و… پوشش هاى مختلفى براى حجاب وجود دارد, اما آنچه مورد نظر شارع است, پوشش موهاى سر و مواضع زينت و اندام به جز صورت و دست ها مى باشد; امّا شكل پوشش و مدل آن را به خود مسلمان ها موكول كرده است.

          حدود پوشش

          اجماع علماى شيعه و اكثر قريب به اتفاق اهل سنت معتقدند كه بانوان بايد تمام بدن و اندام خود را از نامحرمان بپوشانند, ليكن اكثر فقهاى شيعه و سنى, گردى صورت و دست ها را استثنا كرده اند.
          دلايلى اين نظريه را تأييد مى كند:
          1 ـ با ظاهر آيه (و لا يُبدينَ زينَتَهُن ّ الاّ ما ظَهَرَ منها)11 سازگار است. اكثر علما زينت ظاهر را به دست و صورت تفسير كرده اند;
          2 ـ همچنين با وجوب باز بودن گردى صورت بانوان در حال احرام تناقض ندارد, چرا كه شارع مقدس هرگز در چنين مواقعى حرام خدا را حلال نمى كند. صحيح است كه در حالت احرام, بسيارى از حلال ها را به طور موقت حرام اعلام نموده است, ولى هرگز حرام را جز در موارد اضطرار, حلال نمى داند;
          3 ـ در تاريخ آمده است كه سلمان با حضرت رسول(صلى الله عليه و آله)به خانه فاطمه زهراے وارد شدند. سلمان مى گويد: دست هاى فاطمه را ديدم كه متورم شده بود. نظير اين واقعه از جابر بن عبد الله انصارى نيز نقل شده است كه به صورت فاطمه زهرا ے نگاه كرد, در حالى كه از شدت گرسنگى زرد شده بود. 12
          بعضى از فقها مى گويند زنان مجاز هستند صورت و دست هاى ساده و بدون آرايش خود را نپوشانند, ولى اگر آرايش كرده باشند, حتى المقدور بايد آن را از نامحرم بپوشانند. گر چه جمعى به گونه مطلق (چه با آرايش و چه بدون آن) مجاز مى دانند, ولى در اين صورت بر مردها حرام است نگاه كنند; چنانچه در حال احرام نيز مردها بايد از نگاه آلوده به صورت زنان پرهيز كنند. تا كفاره بر آنها واجب نشود. با وجود اين كه بر زن ها واجب است گردى چهره را باز نگه دارند.
          آيه (وَلْيضرِبنَ بِخُمْرِهِنَّ على جُيُوبِهِن ّ)13 تأكيدى است بر پوشش زير گلو و سينه ها, و پوشش دست و چهره را شامل نمى شود, چرا كه (جيب) به معناى گريبان است.
          مرحوم حكيم حديثى را از امام رضا( عليه السلام )نقل مى كند كه در آن نگاه به دست و صورت زن تجويز شده است. على بن سويد مى گويد: به حضرت رضا( عليه السلام )عرض كردم: گاهى به نگاه زن زيبايى مبتلا مى شوم كه مرا به اعجاب وا مى دارد. فرمود: يا على لا بأس اذاعرف الله سبحانه من نيتك الصدق;14 اى على! مانعى ندارد, اگر خداى سبحان از قصد و نيت پاك تو آگاه باشد; يعنى اگر نگاهت آلوده و به قصد لذت جنسى نباشد, اشكالى ندارد.
          برخى گمان مى كنند كه خواهرزن بر داماد محرم است, در حالى كه اين يك اشتباه است و شايد به اين دليل در برخى از احاديث و استفتاها تصريح شده است كه نامحرم, نامحرم است و ميان خواهرزن, با دخترهاى خاله, عمه, دايى و عمو با جوان بيگانه هيچ گونه امتيازى وجود ندارد. 15 خواهرزن نيز نامحرم است و نگاه داماد به او حرام مى باشد.
          نگاه كردن به موى بعضى از زنان, بدون ريبه و قصد لذت, اشكال ندارد: 1 ـ نامحرمان اهل كتاب; 2 ـ روستاييان; 3 ـ زن هاى شهرى بد حجاب كه به نهى از منكر اعتنايى نمى كنند, چون احترام و حرمت خود را شكسته اند; 4 ـ پير زن هاى كهن سال و از كار افتاده. بعضى از خواهران مؤمن و محترم مى گويند بانوانى كه سنى از آنان گذشته و يا جاذبه اى ندارند, لازم نيست خود را به طور كامل از نامحرم بپوشانند, بلكه بايد جوان ها و زنان زيبا خود را از ديد نامحرمان حفظ كنند. پاسخ اين است كه حكم و قانون الهى كليت دارد, مگر اين كه تبصره در قرآن و سنت باز شده باشد كه به موارد آن اشاره كرديم.
          آرى, حجاب يعنى مبارزه با مظاهر فساد و بى بند و بارى, و ستيز با فرهنگ برهنگى و بى عفتى. اين پوشش, نشانه فرهنگ و تمدن و استقلال بانوان است, نه مايه عقب ماندگى و ارتجاع. خوش بختانه برخى از متفكران غربى بدين حقيقت دست يافته اند كه حجاب ارزش زن را افزون مى كند. ويل دورانت مى نويسد: (عفت فراوان زن, خادم مقاصد توالد است, زيرا امتناع محجوبانه او كمكى به انتخاب جنس مقابل است. عفت, زن را توانا مى سازد كه با جست و جوى بيشتر, عاشق خود را يعنى كسى را كه افتخار پدرى فرزندان را خواهد داشت, برگزيند.16
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • Dariush
            Member
            • Aug 2005
            • 1725

            #6
            in cherto perta chiye minvisi
            mikhay postat ziad shan
            pERSPOLIS

            Comment

            • donsaeid
              Senior Member
              • Nov 2005
              • 28300

              #7
              YES EXACTLY WHAT IM DOING!!!
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment

              • Dariush
                Member
                • Aug 2005
                • 1725

                #8
                Originally posted by donsaeid View Post
                YES EXACTLY WHAT IM DOING!!!
                i know....keep up the good work
                pERSPOLIS

                Comment

                • Parinaz_M
                  Senior Member
                  • Mar 2003
                  • 19964

                  #9
                  thanx for the info saeid joon

                  heyf ke baziya navafahman................







                  God made Coke,
                  God made Pepsi,
                  God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

                  ~Zende Bad Iran Va Irani~

                  Comment

                  • Dariush
                    Member
                    • Aug 2005
                    • 1725

                    #10
                    Originally posted by Parinaz_M View Post
                    thanx for the info saeid joon

                    heyf ke baziya navafahman................
                    yekari nakone zang bezanam tamame daytime mins eto waste konam
                    pERSPOLIS

                    Comment

                    • Parinaz_M
                      Senior Member
                      • Mar 2003
                      • 19964

                      #11
                      Originally posted by DariushM View Post
                      yekari nakone zang bezanam tamame daytime mins eto waste konam
                      IQ khob man telamo javab nemidam ke day time mins waste nashe







                      God made Coke,
                      God made Pepsi,
                      God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

                      ~Zende Bad Iran Va Irani~

                      Comment

                      • Dariush
                        Member
                        • Aug 2005
                        • 1725

                        #12
                        Originally posted by Parinaz_M View Post
                        IQ khob man telamo javab nemidam ke day time mins waste nashe
                        barikala dokhtar ke khodet tanahayee be in natije rasidi
                        pERSPOLIS

                        Comment

                        • donsaeid
                          Senior Member
                          • Nov 2005
                          • 28300

                          #13
                          Na man be to komak kardam ke to in javabo behesh bedi mashineto panchar mikonama bad miam tolombe zani

                          dont change subject Zane mosalman is our subject
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment

                          • Dariush
                            Member
                            • Aug 2005
                            • 1725

                            #14
                            looooooooooooooooooooool
                            zane mosalman ham del dashte bid
                            gonah dare
                            pERSPOLIS

                            Comment

                            • donsaeid
                              Senior Member
                              • Nov 2005
                              • 28300

                              #15

                              پوشش و آرايش؛ آسيب‏ها و راهبردها



                              با گذشت ربع قرن از استقرار نظام اسلامي، ‏برخلاف انتظار، ‏در نهادينه كردن برخي از ارزش‏هاي اسلامي و انقلابي ناموفق بوده‏ايم. وضعيت «حجاب» نشانگر ميزان موفقيت نظام در بسط ارزش‏هاي مورد نظر است. تحليل وضعيت پوشش و آرايش و بررسي عوامل خاص و عام آن، ‏دريچه‏اي به آسيب‏شناسي اصلاحات در نظام اسلامي است.


                              مقدمه‏

                              با گذشت ربع قرن از استقرار نظام اسلامي، ‏برخلاف انتظار، ‏در نهادينه كردن برخي از ارزش‏هاي اسلامي و انقلابي ناموفق بوده‏ايم. وضعيت «حجاب» نشانگر ميزان موفقيت نظام در بسط ارزش‏هاي مورد نظر است. تحليل وضعيت پوشش و آرايش و بررسي عوامل خاص و عام آن، ‏دريچه‏اي به آسيب‏شناسي اصلاحات در نظام اسلامي است؛ به اين دليل كه بسياري از عوامل قابل بحث در اين موضوع، ‏تأثيراتي نيز در ايجاد ناهنجاري‏هاي ديگر اجتماعي از جمله ابتذال در روابط زن و مرد و فقر و اعتياد دارند.

                              تحليل علل ناموفقيت نظام اسلامي در كنترل آسيب‏هاي اجتماعي، ‏خود موضوع پژوهشي گسترده است‏اما آن‏چه بر آن تاكيد مي‏شود نظام‏مندي ارزش‏ها و هنجارهاي جامعه است؛ به گونه‏اي كه با آسيب‏ديدگي يك ضلع از اضلاع هنجارين، ‏تمام مجموعه آسيب خواهد ديد و براي اصلاح يك ضلع نيز لازم است به بازنگري در تمام مجموعه اقدام نمود. به هر حال مي‏توان به طور مختصر به برخي از عوامل‏اشاره نمود:

                              1 ـ ضعف نگرش فرهنگي در سياست‏گذاران و برنامه‏ريزان. اتخاذ تصميمات مقطعي و نامناسب، ‏به‏ويژه در شرايط بحراني؛ عدم اختصاص زمان، ‏نيروي انساني و اعتبار مناسب براي آسيب‏شناسي، ‏تحليل، ‏سياست‏گذاري و برنامه‏ريزي، ‏و انجام عمليات مقطعي و ناپخته و استفاده از عوامل اجرايي كار ناآشنا، ‏نمودهاي اين ضعف است.

                              2 ـ فقدان نگاه جامع. با گذشت بيش از ربع قرن، ‏هنوز استراتژي، ‏سياست و برنامه‏هاي كلان نظام در بسياري از مقوله‏هاي فرهنگي و اجتماعي به وضوح تشريح نشده است. ملاحظه برنامه‏هاي سوم و چهارم توسعه و مقايسه آن‏ها با قانون اساسي، ‏نشانگر فقدان جامع‏نگري و نيز ضعف تحليل تنظيم كنندگان است؛ به گونه‏اي كه در برخي موارد، ‏مفاد قانون اساسي رساتر و شفاف‏تر از مفاد برنامه توسعه است. در اين ميان، ‏ضرورت وجود موسسه تحقيقات استراتژيك كه مسايل اصلي حال و آينده نظام اسلامي را مطرح و مسير اصلاحات را ترسيم نمايد، ‏غيرقابل انكار است. جزيي‏نگري و روزمرگي، ‏از تبعات فقدان اين نگاه است كه آسيب‏هاي جبران ناپذيري بر كشور تحميل مي‏كند.

                              3 ـ ناهماهنگي در عملكرد مجموعه‏هاي مديريتي نظام. گاه عملكرد مجموعه‏هاي نظام بيش از آن كه مكمل يكديگر باشد، ‏به استهلاك قوا دامن مي‏زند؛ مثلاً در حالي كه قوه قضاييه با بي‏حجابي به عنوان جرم برخورد مي‏كند، ‏دستگاه‏هاي فرهنگي كشور زمينه‏هاي تمايل به هرزه‏گرايي و ابتذال را فراهم مي‏آورند.

                              ابتذال در پوشش و آرايش؛ علل و عوامل‏

                              در تحليل علل ميل به ابتذال، ‏علاوه بر علل خاص كه تأثيرات خاصي بر پوشش و آرايش مردم به‏ويژه زنان دارند، ‏لازم است به علل عام كه زمينه‏ساز بروز آسيب‏هاي اجتماعي فراوان از جمله بدپوشي‏اند، ‏نيز توجه و ميزان تأثيرگذاري هر يك را مشخص نمود. بي‏توجهي به علل عام و ميزان تأثيرگذاري هر يك از آن‏ها سبب مي‏شود كه استعدادها صرف كارهايي شود كه تأثيرگذاري آن در حصول نتيجه بسيار كم است و رفته رفته مسؤولان را به اين باور مي‏ساند كه برخورد با اين مقوله نتيجه‏اي نخواهد داد و بايد به گونه‏اي با آن كنار آمد؛ چنان كه برخي دستگاه‏هاي نظام در مورد روسپي‏گري و بي‏حجابي به اين نتيجه رسيده‏اند.

                              به نظر مي‏رسد كه عوامل عام، ‏تأثيري به مراتب بيشتر از عوامل خاص در گسترش اين معضل اجتماعي داشته‏اند؛ از اين رو، ‏به برخي از اين عوامل‏اشاره مي‏شود:

                              1 ـ ناهماهنگي در نرخ رشد زير بخش‏هاي اجتماعي. انقلاب اسلامي ايران دگرگوني‏هاي بزرگي در زمينه‏هاي سياسي جامعه ايجاد كرد. انتظار آن بود كه در نظام فرهنگي و اقتصادي جامعه نيز تحولاتي اساسي صورت گيرد؛ به اين معنا كه اولاً اصلاحات فرهنگي، ‏سياسي و اقتصادي، ‏همگي بستر حركت به سمت اهداف توحيدي باشند، ‏و ثانياً اين حركت اصلاحي در سه حوزه فردي، ‏خانوادگي و اجتماعي، ‏به شكل هماهنگ و متناسب با استعدادهاي جامعه انجام شود؛ زيرا اگر انقلاب در نظام سياسي، ‏به همراه انقلاب در نظام فرهنگي و اقتصادي نباشد، ‏به گستاخي سياسي منجر مي‏شود. بنابراين بايد گفت، ‏گرچه شعار اصلي انقلاب اسلامي تحقق حيات طيبه و نوسازي معنوي بود، ‏اما اين مهم در فرهنگ، ‏سياست و اقتصاد به شكل متوازن محقق نشده است.

                              در نظام اسلامي اگر نيازها در مسير تكامل الهي قرار گيرد، ‏تمايلات، ‏حساسيت‏ها و برنامه‏ريزي‏ها به گونه‏اي پرورش مي‏يابد كه اوّلاً: دغدغه‏هاي عمومي براساس اولويت‏هاي ديني طبقه‏بندي شود و توجه به خود و ماديات در اولويت‏هاي بعدي قرار گيرد. در اين صورت، ‏جهت‏گيري سياست‏ها و برنامه‏ريزي‏ها هم، ‏پيوسته در راستاي ايجاد تعادل ميان نيازها و‏امكانات خواهد بود.

                              ثانياً: روحيات فرد به گونه‏اي پرورش مي‏يابد كه حس هم‏گرايي، ‏همبستگي اجتماعي، ‏قانون‏گرايي، ‏ميل به‏امنيت عمومي و دوري از فردگرايي، ‏در وي تقويت شود. در چنين فضايي سخن از حجاب، ‏به دليل توجه عمومي به تقدم مصلحت اجتماعي بر تمايلات فردي، ‏قابل پذيرش است.

                              متاسفانه ناهماهنگي در عرصه‏هاي ياد شده، ‏مشكلات زيادي را بر جامعه تحميل كرده است. خدمت‏گزاران نظام گمان مي‏كردند كه با افزايش و توسعه صرف‏امكانات عمومي مي‏توان به مردم خدمت كرد. اين گمان در صورتي صحيح است كه در كنار توسعه‏امكانات، ‏احساس نيازها و مطالبات عمومي ثابت نگاه داشته شود؛ توجه به‏امكانات مادي، ‏به مادي‏گرايي و غفلت از معنويت نيانجامد؛ و نرخ رشد در ميان اقشار مختلف جامعه از توازن برخوردار باشد. در غير اين صورت توسعه‏امكانات مي‏تواند مشكل ساز هم باشد. در ارتباط با اين موضوع، ‏چند نكته قابل طرح است:

                              1 ـ 1. نرخ رشد در ميان كارگر و كارفرما، ‏زن و مرد، ‏بالا شهري و پايين شهري، ‏روستايي و شهري و اقشار ديگر جامعه متوازن نبوده است. نتيجه اين عدم توازن، ‏افزايش احساس فقر و تحقير اجتماعي در پايين شهري‏ها، ‏احساس تبعيض در زنان و تلاش براي تغيير وضعيت موجود، ‏و نيز افزايش حس محروميت در اقشار روستايي و تلاش براي مهاجرت بوده است. واضح است كه احساس فقر، ‏تبعيض و محروميت، ‏عامل بسياري از ناهنجاري‏هاي اجتماعي، ‏از جمله روسپي‏گري و ابتذال در رفتار است.

                              1 ـ 2. آموزه‏هاي ديني، ‏حدود مشروعي را براي ارضاي غريزه جنسي تعريف كرده است.‏امروزه از سويي فرهنگ مسلط به توسعه لذت‏گرايي دعوت مي‏كند و رسانه‏هاي نظام به احساس نياز به برقراري روابط جنسي، ‏دامن مي‏زنند و در نتيجه، ‏تحريكات جنسي افزايش مي‏يابد، ‏و از سويي ديگر تعريفي از آبرومندي، ‏هم از نظر فرهنگي و هم از نظر اقتصادي ارايه مي‏شود كه با‏امكانات مادي موجود براي رسيدن به آن جايگاه، ‏ناهماهنگ است. در چنين شرايطي ميان بلوغ طبيعي و بلوغ اجتماعي (سني كه شخص داراي تحصيلات، ‏كار و موقعيت مناسب براي ازدواج باشد) فاصله‏اي معنادار ايجاد مي‏شود؛ ميل به تشكيل خانواده، ‏كاهش و ميل به ارضاي جنسي از طرق نامشروع، ‏افزايش مي‏يابد. اين ناهماهنگي آثار خود را در ابتذال در پوشش و آرايش و بزهكاري جنسي نشان مي‏دهد.

                              1 ـ 3. به هم خوردن تعادل ميان آموزه‏هاي انقلاب (مثل قناعت، ‏ديگرگرايي و...) و معيارهاي فرهنگي موجود كه بر مصرف‏گرايي و فردگرايي استوار است، ‏به توسعه خود مطلق‏بيني، ‏خودمحوري و حرص مي‏انجامد. خود مطلق‏بيني و از ميان رفتن فرهنگ هم‏گرايي و ايثار از مهم‏ترين عوامل شكاف نسل‏ها، ‏كم شدن ميزان صبر و رضايت‏مندي، ‏افزايش اختلافات خانوادگي و فرار دختران از خانه است. تقويت فردگرايي و لذت‏گرايي نيز از مهم‏ترين زمينه‏هاي ترويج فرهنگ ليبراليستي و گريز از تقيدات، ‏از جمله در پوشش و روابط جنسي است. نتيجه آن كه برخلاف انتظار، ‏خانواده كه در نظام ديني كانون توليد فرهنگ هم‏گرايي، ‏ايثار و قناعت است، ‏در جامعه مدرن به كانون توليد خودمحوري و مصرف‏گرايي تبديل شده و آمار اختلافات خانوادگي و طلاق به طور چشمگيري افزايش يافته است.
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment

                              Working...