**Read These To Ppl You LOVE**

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #286
    Before i met you i hated life
    And i felt like there wasn't a reason to live
    But then i met you had my life changed
    Now i have a reason to live
    You even say that you love me
    You are an angel sent down from heaven
    You brighten my day and I brighten yours
    You changed my life
    And I never wanna go back to the life before i met you
    I think about you every nite and every day
    There isn't one moment that i don't think about you
    You changed my life

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #287
      گــوينـد روي يــار به كس آشكــار نيست

      در چشم من كه هيچ بجـز روي يـار نيست

      گــوينـد در بهـــار دمــد گــــل ولــي مــرا

      گلهـاست در نظـر كه يكي در بهـار نيست

      خارست و گل، بهر چمن و سيـنه مراست

      گلهـاي دسته دسته كه در دسـت خار نيست

      ويرانه پيكــري كــه نبــاشد خـــراب درد

      بيچاره سيـنه اي كه به عشقش دچار نيست

      بي بـوس و بي كنــار بود يــار، يــار من

      در سينه است، حاجت بوس و كنار نيست

      از شـش جهــت گرفتـه سـر راه سيــر ما

      ما را ز دست عشـق تـو، پـاي فرار نيست

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #288
        نميدانم چرا !!!

        شايد خطا کردم

        و تو ... بي آنکه فکر غربت چشمان من باشي

        نميدانم کجا؟! تا کي؟! براي چه؟!

        ولي رفتي ...

        و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد

        و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد

        و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهرباني دانه برمي داشت،

        تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد

        و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود

        و بعد از رفتن تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت

        و من بي تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد

        و بعد از رفتنت دريا چه بغضي کرد

        ميدانم تو نام مرا از ياد خواهي برد

        هنوز آشفته چشمان زيباي توام ... برگرد!

        ببين که سرنوشت من چه خواهد شد

        و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

        کسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت:

        تو هم در پاسخ اين بي وفاييها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #289
          گفتي شتاب رفتن من از براي تواست

          آرام تر برو كه دلم زير پاي تو است

          با قهر مي گريزي و گويا كه غافلي

          آرام سايه اي همه جا در قفاي تو است

          اي دل نگفتمت حذر از راه عاشقي؟

          رفتي بسوز اين همه آتش سزاي تو است

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #290
            ديشب نشستم گريه کردم ...

            واسه دل خودم ...

            واسه دل تو ...

            واسه غصه ي پاييز ...

            واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ...

            واسه سربلندي کاج تو زمستون ...

            واسه پروانه که سوخت ...

            واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختنو

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #291

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #292
                يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بربخورد
                نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را .
                يادم باشد كه روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نيست .
                يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر و جواب دورنگي را با كمتر از صداقت ندهم .
                يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم .
                يادم باشد از چشمه درس خروش بگيرم و از آسمان درس پاك زيستن
                . يادم باشد سنگ خيلي تنهاست .....
                يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند .
                يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام..
                نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان .
                يادم باشد زندگي را دوست دارم .
                يادم باشد هرگاه ارزش زندگي يادم رفت
                در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود
                زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم .
                يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي
                كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد .
                يادم باشد سنجاقك هاي سبز قهر كرده و از اينجا رفته اند...
                بايدسنجاقك ها راپيدا كنم .
                يادم باشد معجزه قاصدك ها را باور داشته باشم.
                يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس
                فقط به دست دل خودش باز مي شود .
                يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم.
                يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم .
                يادم باشد , يادم باشد . ..... . ولي زمانه از يادمون مي بره .

                Comment

                • asal67
                  Member
                  • Mar 2007
                  • 1528

                  #293
                  eenam taghdim be eshghoolanam, azize delam, 2gholoo joooooooooooonim

                  You are friendly, kind and caring
                  Sensitive, loyal and understanding
                  Humorous, fun, secure and true
                  Always there... yes that's you.

                  Special, accepting, exciting and wise
                  Truthful and helpful, with honest brown eyes
                  Confiding, forgiving, cheerful and bright
                  Yes that's you... not one bit of spite.

                  You're one of a kind, different from others
                  Generous, charming, but not one that smothers
                  Optimistic, thoughtful, happy and game
                  But not just another... in the long chain.

                  Appreciative, warm and precious like gold
                  Our friendship won't tarnish or ever grow old
                  You'll always be there, I know that is true
                  I'll always be here... always for you.

                  Comment

                  • asal67
                    Member
                    • Mar 2007
                    • 1528

                    #294
                    haaa eenam yeki dige 2gholoo jooooooooonam

                    If I could catch a rainbow
                    I would do it just for you,
                    And share with you its beauty
                    On the days you're feeling blue

                    If I could build a mountain
                    You could call your very own,
                    A place to find serenity,
                    A place to be alone

                    If I could take your troubles
                    I would toss them in the sea,
                    But all these things I'm finding
                    Are impossible for me

                    I cannot build a mountain,
                    Or catch a rainbow fair,
                    But let me be what I know best,
                    A friend who's always there

                    Comment

                    • Parinaz_M
                      Senior Member
                      • Mar 2003
                      • 19964

                      #295
                      vayyyyyyyyyyyy 2gholoo jonam dooset daram havar havar
                      booooooooooos







                      God made Coke,
                      God made Pepsi,
                      God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

                      ~Zende Bad Iran Va Irani~

                      Comment

                      • donsaeid
                        Senior Member
                        • Nov 2005
                        • 28300

                        #296
                        vay che eshgholane
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment

                        • asal67
                          Member
                          • Mar 2007
                          • 1528

                          #297
                          Originally posted by Parinaz_M View Post
                          vayyyyyyyyyyyy 2gholoo jonam dooset daram havar havar
                          booooooooooos

                          man bishtar xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx xx

                          Comment

                          • abadani69
                            Senior Member
                            • Aug 2005
                            • 21339

                            #298

                            گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم
                            «بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
                            کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
                            شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
                            شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
                            ***
                            سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
                            به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
                            هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
                            ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
                            هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
                            يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
                            ***
                            دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
                            اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
                            بمون براي کوچه*اي که بي تو لبريزه غمه
                            ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
                            ***
                            بمون واسه خونه*اي که محتاج عطر تن توست
                            بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست!

                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #299
                              عقربه هاي ساعت رو به مشرق يخ بسته اند. چشمانم سکوت کرده اند. فقط نيمي از بلور مهتاب در آسمان پيداست و نيمي ديگرش را ابرها به اسارت برده*اند. دلم هواي تپيدن با ستارگان را دارد و چشمانم هواي باريدن با ابرها. در چشمان سبز تو خيره ميشوم و مرغان بازيگوش نگاهت را به لبخندي شادمانه پرواز ميدهم و خود عاشقانه بر ساحل چشمانت مي نشينم. تو پلک بر هم مي*زني و هر بار فصلي از خاطره هاي سبز من مرور مي*شود. زمان مي*وزد و در مسير ثانيه*ها خاطرات من تبخير مي شوند. دشتي از حرف و باغي از کلمه ها دارم، اي دوست! هر چه بنويسم و بگويم کم است فقط ميتوانم قلبم را بشکافم و قطره خوني را به عنوان «دوستت دارم» تقديمت کنم.

                              Comment

                              • Dokhtare_Malous
                                Member
                                • Dec 2005
                                • 1819

                                #300
                                آدما مثل يه كتاب مي مونن كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن پس سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش مي رن سر يه كتاب ديگه



                                بچه كه بودم مدام دستانم را از دستان نگراني كه مراقبم بود رها مي كردم


                                و آرزويم بود كه تنها يك بار هم كه شده تنها از خيابان زندگي رد شوم


                                حالا كه ديگر نمي شود بچه بود و فقط از سر بچگي


                                وسط خيابان زندگي سر به هوا مي دوم و هيچ كس حاضر نمي شود



                                دستم را بگيرد و براي لحظه اي حتي مراقبم باشد

                                Comment

                                Working...