If this is your first visit, be sure to
check out the FAQ by clicking the
link above. You may have to register
before you can post: click the register link above to proceed. To start viewing messages,
select the forum that you want to visit from the selection below.
دفتر خاطراتمو هر شب ورق میزنم
اسم تو تو هر صفحشه میخونمو میشکنم
خالکوبی کردم اسمتو روی تموم بدنم
تا باورت شه اونی که هر لحظه یادته منم
هرکی میپرسه حالمو میگم همه چیز عالیه
هیشکی نمیدونه چقدر جای تو اینجا خالیه
حالا میفهمم خالی یعنی جه حس و حالی
خالی یعنی بی تو بی تو یعنی خالی
خالی یعنی بی تو بی تو یعنی خالی
فکر میکنم نبودنت عادی میشه فردا برام
فردا میاد باز میبینم هیچی به جز تو نمیخوام
باهیشکی حرف نمیزنم هیچ جوکی خنده دار نیست
بعد هر زمستونی معلومه که بهار نیست
هرکی میپرسه حالمو میگم همه چیز عالیه
هیشکی نمیدونه چقدر جای تو اینجا خالیه
حالا میفهمم خالی یعنی جه حس و حالی
خالی یعنی بی تو بی تو یعنی خالی
دفتر خاطراتمو هر شب ورق میزنم
اسم تو تو هر صفحشه میخونمو میشکنم
It seems like yesterday when I
said "I do"
And after all this time my
heart still burns for you
If you don't know by now that you're my only one
Take a look inside me and watch my
heartstrings come undone
I know I promised you forever
Is there no stronger word I can use
To reassure you when the storm is raging outside
You're my safest place to hide
Can you see me, here I am
I need you like I needed you then
When I feel like giving up
I climb inside your heart I still find
You're my safest place to hide
You see colors no one else can see
In every breath you hear a symphony
You understand me like nobody can
I feel my soul unfolding
like a flower blooming
When this whole world gets too crazy
And there's nowhere left to run
I know you give me sanctuary
You're the only truth I know
You're the road back home
Can you see me, here I am
Standing here where I've always been
And when words are not enough
I climb inside your heart and still find
You're my safest place to hide
My safest place to hide
I know I promised you forever
There's no stronger word I can use
To reassure when the storm is raging outside
You're my safest place to hide
Oh! Can you see me, here I am
Standing here where I've always been
When I feel like giving up
I climb inside your heart I'd still find
Yeah, yeah
You're my safest place to hide, oh yeah
You're my safest place to hide
خدايا خسته شدم از اين دنيا ، از اين زندگي ، از آدماش ، از خودم ، يه موقع هايي حس مي کنم که حتي تو هم صدامو نمي شنوي . حتي تو هم از حرفا ، از دردهام ، از بي کسي هام ، از ناروهايي که به وجودم لطمه زده خسته شدي، تو هم ديگه منو نمي خواي.
خدايا فقط يه دفعه ديگه ، براي آخرين بار به حرفم گوش بده . تو که هميشه ياورم بودي ، تو که هر وقت خواستم اومدي . هروقت کلامتو خوندم جوابمو دادي ، هر وقت گفتم خدا صدامو شنيدي و اجابت کردي ، پس اين بار هم منو تحمل کن ، اين بارهم صدامو خواهشا بشنو و اين بار هم اجابت کن.
خدايا جام صبرم لبريز شده ، حتي براي لحظه اي هم ظرفيت تحمل اين دنيا را ندارم ديگه تحمل ديدن گرگ هاي آدم نماي اين ديار را ندارم ، گرگ هايي که به دلم ، به تنها دارايي زندگيم ، به تنها مونسم که پر از عشق و اميد و لبخند بود رخم نکردند و با نقشه هاي فريبانه شان تکه تکه اش کردند.
خدايا مي خوام بيام ، مي خوام بيام پيش خودت ، براي هميشه تا ابد. پس براي آخرين بار خواسته ام را اجابت کن و روح منو از اين دنياي مادي رها کن . خدايا من فقط به اميد اجابت خواسته ام از طرف تو اينجا مانده ام ، پس نذار اميدم نااميد بشه و خودم آخرين خواسته ي دلم رو اجابت کنم.
KHODA JOONAM INO VASE TO NEVESHTAM OMIDVARAM KE BEBINI
دلم میخواد می تونستم برای ثانیه ای ببینمت، تو رو که تو لحظه لحظه ی این زندگی کنارمی، تورو که دلیل زنده بودنمی، تورو که میدونم برآورنده کننده ی تمام آرزوهامیمیدونم شدنی نیست اما دلم میخواست می تونستیم تو همین زمستونی که تو راهه، بشینیم روبروی هم و با هم یه فنجون قهوه ی ترک بخوریم و یکم گپ بزنیمخودت خوب می دونی، هر وقت نوشته هاتو می خونم، دلم می خواد داد بزنم وبگم عاشقتم ، بگم خسته شدم از بس تصورت کردم، خسته شدم از بس باهات حرف زدم ولی نخواستی ببینمت، نمیدونم چرا دوست داری باشی و نباشی، نمیدونم چرا دوست داری باشی و دیده نشیدرسته، قبول دارم اونی که باید باشم نبودم ، ولی نمیدونم چطوری می تونی منو ببخشی، چرا اینقدر دوستم داری !!! خدایا نمیدونم، شاید اگر حضرت آدم اون دونه ی گندم رو نمیخورد، الان همه ی ما پیشت بودیم و دیگه این دلتنگی معنا و مفهومی نداشت. نمیدونم نمیدونم، واقعاً نمیدونمخدایا خودت خوب میدونی که چقدر دلم میخواد با همه ی عظمتت، ببینمت و در آغوش بگیرمت و در گوشت آروم بگم: خدایا شکرت، خدایا عاشقتم اما افسوس که تو خدایی و من انسانبا این حال، درسته که نمیتونم در آغوش بگیرمت خدای مهربون که تو این دنیا، هیچ کسی رو به اندازه ی من دوست ندارهاما بازم میگم، خدایا، کاش می تونستم برای ثانیه ای ببینمت
دلم براش تنگ شده...خیلی زیاد..گاهی مفهوم دلتنگی واسه بعضی از آدما عجیبه..
اما واسه من نه..من الان خوب می دونم که دلتنگی چه حسیه..
همش فکر می کنم اگه دل نداشتم،هیچ وقت هم دلتنگ نمی شدم..آخه کی فکرشو می کرد کار منم به اینجا بکشه....
اولش حرف دلمو ساده بهش می زدم ..بهش می گفتم که دوست دارم لحظه های زندگیمو در کنار اون بگذرونم.. بهش می گفتم آرزوم چیه..هر روز حرفای دلمو براش می نوشتم....نمی ترسیدم که مسخره ام کنه....
اما اینا همش مال گذشته است..گذشته ای که دوسش داشتم چون .... چون اون موقع ساده و پاک بودیم...می خندیدیم ....گریه می کردیم....با هم ..کنار هم..
اما هیچ وقت نتونستم بهش بگم که شبای زیادی رو حتی از وقتی که به قول خودش بزرگ شدم با یاد اون گذروندم...نتونستم بگم از وقتی که بزرگ شدم دلم کوچیک تر شده ...طاقتم کم تر شده ...هدفام کم رنگ تر شدن...
آسمون برام تیره تر شده ....
نتونستم بگم از وقتی که بزرگ تر شدم.....
حالا دیگه مهم نیست...همه آدما عوض می شن حتی اون....
Comment