Mohammad R. Shajarian

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Sepideh_UK
    Senior Member
    • May 2006
    • 2226

    #16
    Collection of Ostad Shajarian Videos


    Ostad Shajarian....

    Great maestro Shajarian, hafeziye 1
    YouTube - Great maestro Shajarian, hafeziye 1

    Great maestro Shajarian, hafeziye 2
    YouTube - Great maestro Shajarian, hafeziye 2

    Great maestro Shajarian, hafeziye 3
    YouTube - Great maestro Shajarian, hafeziye 3

    Great maestro Shajarian, hafeziye 4
    YouTube - Great maestro Shajarian, hafeziye 4

    Great maestro Shajarian, hafeziye 6 -
    YouTube - Great maestro Shajarian, hafeziye 6

    Homayoun Shajarian
    YouTube - Homayoun Shajarian, Copenhagen 4

    Great Maestro Shajarian
    YouTube - Great Maestro Shajarian, Tasnif: Morghe sahar

    Great maestro Shajarian
    YouTube - Great maestro Shajarian, Tasnif: Bezan an zakhmeh

    Great maestro Shajarian
    YouTube - Great maestro Shajarian

    Great maestro Shajarian
    YouTube - Great maestro Shajarian

    Great maestro Shajarian
    YouTube - Great maestro Shajarian

    Great maestro Shajarian
    YouTube - Great maestro Shajarian, Home's cinema ceremony, part 1

    Shajarian
    YouTube - Shajarian

    shajarian
    YouTube - shajarian

    shajarian
    YouTube - shajarian

    parvaneh sho parvaneh sho
    YouTube - parvaneh sho parvaneh sho

    shajarian
    YouTube - shajarian

    shajarian
    YouTube - shajarian

    Hope U Enjoy it ppl....


    Comment

    • persian_king
      Member
      • Oct 2005
      • 1793

      #17
      bah bah dastet dard nakoneh shajarian khodaaast.


      Man gonaham ine asheghet shodam
      Kheili narahatam az daste khodam
      Ma ke goftim to az eshghe ma sarrri
      Pas chera baz ham dary del mibary
      Boro, Boro, Boro, Boro
      Boro, Boro, Boro, Boro....

      Comment

      • Sepideh_UK
        Senior Member
        • May 2006
        • 2226

        #18
        Originally posted by persian_king View Post
        bah bah dastet dard nakoneh shajarian khodaaast.
        Khaahesh mikonam..


        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #19
          Man ke joonam dar mire bara shajarian

          Thanx sepideh


          sticky for one week
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • donsaeid
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 28300

            #20
            Ostad Shajarian dar Khakseparie Ostad Ebadi

            Ostad Shajarian

            man ke mohaye tanam sikh mishe vaghti ostad shoro mikone be khondan!!!
            Last edited by donsaeid; 10-07-2006, 07:22 AM.
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            • Sepideh_UK
              Senior Member
              • May 2006
              • 2226

              #21
              Wow.. That was well cool.. Saeid , un chize male Iraj Bastami ro bebin.. unam kheily ghashange.


              Comment

              • yoshiemaster
                Member
                • Dec 2005
                • 65

                #22
                much appreciated

                Comment

                • Sepideh_UK
                  Senior Member
                  • May 2006
                  • 2226

                  #23
                  Ur Welcome...


                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #24
                    محمدرضا شجریان قرار است که به زودی دوره تخصصی آواز را با همکاری فرهنگستان*هنر در تهران برگزار کند. او سال ها پیش اولین کسی بود که این دوره را با پنج شاگرد برگزار کرد. حمیدرضا نوربخش، مدیر عامل خانه موسیقی از این دوره به عنوان بهترین دوره شاگردی*اش یاد می*کند.



                    نوربخش از شاگردان قدیم و حالا از دوستان نزدیک اوست. اگر قرار باشد در تهران برنامه داشته باشد به کسی جز او اعتماد نمی کند که کارها را به دستش بسپارد. می*گوید:«شجریان سطح آواز ایرانی را ارتقا داد. آواز قبل و بعد او خیلی متفاوت است. فکر نمی*کنم بضاعت آواز ما قبل از او آنقدر زیاد بوده*باشد که امروز شاهد آن هستیم. او درهایی را گشود که قبل از این گشوده*نبود. معتقدم بسیاری از خوانندگان که متاثر از شجریان هستند از بسیاری خوانندگان گذشته بهتر می خوانند.»

                    وقتی داریوش پیرنیاکان او را به استاد معرفی کرد، چند سالی می*شد که خواننده بود. در نوجوانی خواب استاد را می*دید. وقتی آواز را نزد او کار مي*کرد ضربان قلبش به شدت تند می*شد. می*گوید این وضع سال ها ادامه داشته. شاید نتوانیم حال او را که اولین بار استاد با سری افتاده و چشمانی بسته آوازش را گوش داده درک کنیم. هنوز جمله های شجریان را که بعد از اولین کلاس آواز به یاد دارد:«مثل اینکه مدت*ها پیش من آواز کار کردی! قبلش شاگرد تاج بودم. شیوه اش به تاج نزدیک بود. مرا پذیرفت و بعد از مدتی با چهار شاگرد دیگرش جهاندار، کرامتی، شفیعی و رحمتی که نزدیکترین*ها بودند برای اولین بار دوره عالی آواز را تشکیل داد:«قبل از او چنین دوره ای نداشتیم و اصلا نمی*دانستیم چیست. تا آن روز شاگردی آواز این بود که هنرجویان پیش استاد ردیف کار می*کردند و بعد هم هر کسی می*رفت دنبال تجربه*های خودش. در دوره عالی نباید مصرف کننده می*بودیم باید تولید می*کردیم وخلاقیت بروز می*دادیم خواننده تا زمانی که ردیف کار می*کند باید به الگوها جواب بدهد، اما بعد آن باید بتواند شعر انتخاب و جمله سازی کند. برنامه آوازی را از اول تا آخر تدوین کند، مرکب خوانی و مدلاسیون کند و از دستگاهی به دستگاه دیگر برود.»




                    به نظر می*آید دوره*ای که قرار است با حدود سیصد نفر برگزار شود نیز بر همین منوال است:«شجریان هنوز هم خلاقیتش را حفظ کرده اما تراوشات به انگیزه و شرایط بستگی دارد. شاید تنها در یک شب کنسرت آن هم در بیست دقیقه باشد.» بعد شهناز را مثال می آورد که به دلیل کهولت سن نمی*تواند اجرا درخشان گذشته را داشته*باشد اما اگر تار بزند، هنوز هم خلاقیت تراوش می*کند. ذهن استاد همان ذهن است شاید شرایط فرق کرده. او از شاگردها همین را می*خواهد.»

                    در کلاس شجریان چه می*گذرد

                    شاگردهای زیادی ندارد و آنها را با وسواس انتخاب کرده. برای قبول شاگردانش چیزهایی تعریف کرده که هرکدام باید آنها را بگذرانند تا پا در حریم «راز این لطیفه نهانی» بگذارند:«همه خوش*آوازهای ایران شاگردان او نبودند اما همه شاگردانش از خوب*های موسیقی ایرانی هستند. شخصیت شاگردانش خیلی مهم است و زمانی آنها را می پذیرد که کاملا از پیچ و خم رفتار و کردارشان مطمئن شود. این کار تا مدت*ها ادامه دارد و بعد آن وقت است که شاگرد واقعی*اش می*شوی. موشکافانه آدم*ها را زیر ذره*بین می*گذارد. خودم شاهد بودم که یکی از شاگردان خوش*صدایش را ردکرد و گفت او اگر هم آواز یادبگیرد از جای دیگری سر در می*آورد.




                    ویژگی*هایی را در امتحان شاگردان در نظر می*گیرد که نامش را «فرهنگ خانوادگی» گذاشته*است.ویژگی*فیزیکی، ویژگی*های صدا، وسعت، رنگ، حجم، گوش موسیقایی و همینطور فرهنگ و تربیت خانوادگی. ظاهر و طرز برخورد هم برایش اهمیت دارد. یادم می آید شاگردی را که یقه پیراهنش باز بود و گردنبند و دستبند طلا هم انداخته*بود قبول نکرد. با اینکه او اصرار زیادی داشت که آواز را از شجریان بیاموزد. خیلی*ها بودند که اول خواننده رادیو و برنامه گلها بودند بعد از محافل دیگری سر در آوردند چه برسد به این مدل*ها.»

                    «در کار تدریس بسیار دقیق و سخت گیر است. از کوچکترین اکسان هم نمی*گذرد. اگر شیوه طاهرزاده کار می*کنی باید دقیقا همان را بخوانی بی*کم و کاست. رنگ و بوی طاهر زاده باید حس شود. کاملا دقیق اجرا شود. در کار آموزش تعارف ندارد. طوری رفتار می*کرد که هیچ کدام از ما احساس رقابت نکردیم و حالا کسانی که در آن دوره عالی بودند از بهترین دوستان هستند.»

                    خستگی*ناپذیری هزار ساله یک استاد

                    می*گوید استادش آنقدرها هم که همه فکر می کنند مقرراتی نیست. رژیم غذایی خاصی ندارد وقتی از او می*پرسم شنیده*ام غذای سرخ*کردنی نمی*خورد و خیلی مراقب است می*خندد:«باور نکنید. او بسیار بی آلایش و ساده است. منظم است اما نه افراطی. دور هم جمع شدن*ها و آمد و رفت ها را دوست دارد. اما اگر از من بپرسند که استاد چه ویژگی دارد می*گویم بسیار سخت*کوش است. یک ویژگی ممتازش خستگی ناپذیری مثال زدنی است. در کمتر کسی چنین تلاشی دیده می*شود. من که فرزند او هستم از استاد 65 ساله جا می*مانم و خسته می*شوم. علاوه بر موسیقی در ورزش و کشاورزی هم همین سخت کوشی را دارد چند سال پیش که برای کوهنوردی به کوه های طالقان می*رفتیم ما جوان*ترها عقب می*ماندیم. به اصطلاح امروزی*ها به هر مسئله ای گیربدهد باید تا آخر برود. استاد خستگی*ناپذیری هزار ساله دارد.»




                    در شهرک غرب خانه بزرگی داشت که آن را پر از گل و گیاه کرده*بود. سرگرمی اول و آخرش همان باغ کوچک خانه بود. از دو سال پیش که به آپارتمانی در خیابان فرشته نقل مکان کرد، باغی پانزده هکتاری در هشتگرد خرید و تمام علاقه*اش را به آنجا سرازیر کرد. هر روز صد کیلومتر می*رود و برمی*گردد. آن هم در سن 65 سالگی:«دو سوم باغ هشتگرد انگور بوده اما حالا مقدار کمی انگور و بقیه درختان میوه*اند. گلخانه*ای هم دارد و بقیه چیزها را هم گلخانه*ای پرورش می*دهد مثلا توت فرنگی و غیره»

                    حتماخیلی*ها هستند که با خواندن این توصیفات دوست دارند یک روز را با استاد آواز موسیقی ایران به کشاورزی بگذرانند و از آن توت فرنگی*های کار دست باغبان آواز ایران است یکی مزه مزه کنند:«آدم ها در مواجهه با استاد التهاب خاصی دارند در من هم وجود داشت و دارد. مدت*ها با این صدا زندگی کردیم. معمولا آوازهای خوبم را پیش ایشان خواندم او تمام ریزه کاری*ها و ظرایف را درک می*کند. در کنسرت*هایی که داشتم شب*هایی که او می*آمد بهتر می*خواندم. در نوجوانی خوابش را می*دیدم و وقتی می*خواستم سرکلاسش بروم نمی*دانید قلبم چطور می*زد انگار می*خواست از سینه بیرون بیاید.»

                    شجریان نیستم اگر....

                    نوربخش در برنامه*های زیادی استاد را همراهی کرده*است. از سال 76 با مهاجرت برادر استاد از ایران برنامه*هایش را در تهران برگزار کرده. استاد شب پیش از کنسرت را باید در آرامش بگذراند. خوب بخوابد. ظهر غذای سبکی بخورد و برای اجرا آماده شود. کنسرت*های خارج از ایران آسان*تر برگزار می*شود و برای شجریان و همراهانش دغدغه ذهنی کمتری وجود دارد. سرساعت به سالن می*روند صدا را آزمایش می*كنند و تمام. اما در ایران حاشیه*های زیادی هست. آخرین کنسرت سال گذشته تهران هم یکی از آن برنامه*های حاشیه*ساز و نگران*کننده برای شجریان بود:«باوجودی که ما همه تلاش*مان را کردیم که چیزی به استاد منتقل نشود موفق نشدیم. او با نگرانی کارها را دنبال می*کرد. شاید حالا مجال خوبی باشد که از مجموعه برگزار کننده دفاع کنم. بعضی از مطالبی که درباره کنسرت نوشته*شد منصفانه نبود.






                    خبرنگارها توقع داشتند با کارت همه داخل سالن بیایند اما عملی نبود. بعد هم حاشیه سازی*ها شروع شد. حتی ما را متهم کردند که بلیت ها را خودشان در بازار سیاه فروخته*اند یا کارمندان وزارت کشور بلیت می*فروشند و غیره. این حرف ها استاد را رنجاند. با هر روشی که برای استاد کنسرت بگذاریم همین می*شود. هر روشی را هم پیش بگیریم فایده ندارد همه به اینترنت دسترسی ندارند و همه به خصوص افراد مسن نمی*توانند ساعت*ها در صف بایستند. کنسرت های متعدد هم فایده*ای ندارد. کسانی هم هستند که هر*چه کنسرت بگذاری می آیند. کنسرت بیست هزار نفری جوابگوی طرفداران میلیونی نیست. مگر اینکه استاد سالی چندین بار برنامه بگذارد.»

                    نوربخش شایعات خرابکاری در اجرا و مشکلاتی که شب دوم رخ داد و باعث شد شجریان صحنه را ترک کند، رد می*کند:«ما سه گروه صدا برداری، فیلم برداری و کارگردانی فیلم و دکور را داشتیم که هر سه روی صحنه کار می*کردند. شب دوم صدا دچار مشکل شد که روی استاد هم تاثیر گذاشت. این اتفاقات انگشت*شمارند و مطمئن داشته*باشید اگر عمدی در کار بود او دیگر روی صحنه نمی*آمد. آن شب آنقدر به صدا بردار فشار آمد که قلبش ناراحت شد.»

                    در کنسرت های خارجی شجریان هم از این مشکلات که منجر به ترک صحنه و حتی قطع برنامه شده است پیش آمده. یک بار در برنامه*های در آلمان به دلیل رفت و آمد زیاد در سالن و در برنامه دیگری به دلیل جوسازی و شعارهای*سیاسی برنامه را قطع کرده و دیگر ادامه نداده است اما هیچ کدام به دلیل نقص فنی نبوده است.

                    وقتی از نوربخش می*پرسم چه انتقاد و انتظاری از استاد داری که بگویی؟ با مکثی طولانی که حکایت از رابطه استاد و شاگردی دارد و او را مردد گذاشته که بگوید یا نه:«چرا در ایران بیشتر کنسرت نمی دهد؟ در این سال ها کم کار بوده مشکلات زیاد است اما بعضی ها قابل اغماضند. استاد سخت می*گیرد. گاهی آدم از کوچکترین مسائل هم سخت آزرده می*شود.»


                    iran

                    Comment

                    • Sepideh_UK
                      Senior Member
                      • May 2006
                      • 2226

                      #25
                      gr8


                      Comment

                      • donsaeid
                        Senior Member
                        • Nov 2005
                        • 28300

                        #26
                        Unsticky
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment

                        • Sepideh_UK
                          Senior Member
                          • May 2006
                          • 2226

                          #27
                          Oh Ok


                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #28
                            در سومین سالروز زمین لرزه بم، رادیو زمانه، گفتگویی اختصاصی داشته با محمد رضا شجریان، خواننده نامدار ایرانی، درباره پروژه «باغ هنر بم» و وضعیت فعلی این طرح. شجریان در آغاز گفتگو از آغاز پروژه سخن گفت:



                            ما برنامه هایمان را یک هفته پس از زلزله آغاز کردیم. سه شب کنسرت داشتیم که درآمد آنرا به این پروژه اختصاص دادیم. درآمد حاصل از تکثیر دی.وی.دی و وی.سی.دی این کنسرت با عنوان «همنوا با بم» را هم صرف این کار کردیم. چند شرکت مانند پاناسونیک و سونی به ما کمک کردند و هریک حدود چهل تا پنجاه هزار دلار پرداخت کردند و بخشی دیگر هم کمک های مردمی بود. تاکنون توانسته ایم حدود 850 میلیون تومان جمع آوری کنیم در صورتیکه پروژه ما به 5/4 میلیارد تومان نیاز دارد. باید سخت تلاش کنیم تا به این مبلغ دست پیدا کنیم. نزدیک به سه سال از زمین لرزه بم گذشته و متاسفانه مردم تقریباً فراموش کرده اند که باید کمک کنند. بم همچنان ویران است. پروژه ما متوقف نشده ولی بسیار کند پیش می رود.»



                            - پروژه در حال حاضر در چه وضعیتی است؟



                            ما هفت هزار متر زیربنا داریم که شش هزار متر از آنرا سقف زده ایم و همه چیز هم به صورت ضدزلزله است و شاید آنرا به شکل یک مدرسه موسیقی درآوریم و یا دانشکده هنر که بتوانیم چند هنر را در آن تدریس کنیم. یک باغ سنتی هم با بودجه شهرداری بم و طرح ما در سیزده هکتار و هفت هزار متر ایجاد خواهد شد.



                            - برای تامین هزینه های پروژه ، به جز خود شما و کنسرت هایتان، هیچ نهادی از داخل یا خارج از کشور همکاری کرده است؟



                            از خارج از ایران خیر. چون ما تحریم هستیم و ارز به ایران وارد کردن مشکل است. ما هر فعالیتی در این زمینه کردیم به جایی نرسید. همه کمک ها از داخل صورت گرفته است. انجمن های معماری هم نزدیک به سیصد – چهارصد میلیون کمک کردند. دایماً در حال برگزاری جلساتی هستیم با شرکت ها و انجمن های گوناگون که هر کدام به ما برای کمک قول هایی داده اند.



                            - سازمان های دولتی داخل ایران هم از طرح پشتیبانی کرده اند؟



                            نه. ما هیچوقت از سازمان های دولتی چیزی نخواستیم و آنها هم چیزی به ما نگفتند و پا پیش نگذاشتند. ما هر کاری کردیم با کمک های مردمی بوده است.



                            - همراهی هنرمندان با شما چطور بود؟



                            همراهی هنرمندان در روزهای اول نسبتاً خوب بود ولی اکنون دیگر ما تنها هستیم. هیچکس دیگر ما را به یاد ندارد.



                            - خواسته شما از ایرانیانی که در کشورهای گوناگون توان پشتیبانی از پروژه باغ هنر بم را دارند چیست؟ چگونه می توانند با شما در ارتباط باشند؟



                            یک شماره حساب در بانک ملی است، شعبه هفت تیر، کد 444، به نام محمد رضا شجریان، ریالی 4280 و ارزی به شماره 220077 . تا کنون شاهد کمک ارزی نبودیم، به جز چندین مورد در کنسرت هایی که در خارج از کشور داشتم، برخی دوستان کمک های مختصری کردند.



                            - صحبت دیگری در پایان گفتگو دارید؟



                            تنها همین که ایرانیان در هر کجا که هستند مردم بم را فراموش نکنند. مردم بم همچنان چشم انتظارند و این شهر همچنان خاموش و خوابیده است


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #29
                              شب گذشته ـ پنج*شنبه ـ اولين اجراي گروه شمس و اركستر فيلارمونيك اكراين به سرپرستي كيخسرو پورناظري در تالار وزارت كشور برپا شد.

                              به گزارش خبرنگار موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اجراي شب گذشته كه با تاخير هميشگي آغاز شد، محمدرضا نوربخش خواننده*ي اين گروه ضمن عذرخواهي بابت تاخير در آغاز اجراي برنامه گفت: به دليل برخي ناهماهنگي*ها صحنه دير آماده شد و تست صدا با تاخير انجام شد.

                              محمدرضا شجريان استاد آواز ايران نيز شب گذشته به عنوان مهمان در ميان علاقه*مندان موسيقي حضور داشت. عليرضا نوربخش ضمن اشاره به حضور شجريان گفت: مقدم استاد عزيزم كه همه دانش* آوازي*ام را ـ اگر داشته باشم مديون وجود ايشان هستم ـ را گرامي مي*دارم.

                              وي با كسب اجازه از محمدرضا شجريان اجراي شب گذشته را آغاز كرد.

                              در اين اجرا كه تمامي تالار وزارت كشور تكميل شده بود، گروه شمس كه براي نخستين*بار با اركستر فلارمونيك اكراين همكاري داشتند برنامه را در دو بخش اجرا كردند.

                              بخش اول با اجراي قطعه*ي موسيقي تنبور با آهنگسازي كيخسرو پورناظري و با شعري از مولانا آغاز شد و سپس گروه اجرايي به ترتيب قطعات «راز» با تنظيم گنچارو آناتولي به صورت تكنوازي اجرا و قطعه*ي « نيمه شبان» با آواز ساروخاني و تنظيم گنچارو آناتولي و قطعه*ي «تاعاشقي» را با تنظيم سهراب پورناظري به عنوان قطعه*ي پاياني بخش اول اجرا كردند.

                              در بخش دوم «مگذار و مگذار» با آهنگ كيخسرو پورناظري ، تنظيم تهمورث پورناظري و شعر يداله عاطفي و «نواي*عشق» با شعر يدالله بهزاد كرمانشاهي و آهنگ و تنظيم تهمورس پورناظري به اجرا درآمد.

                              و در ادامه* طبق وعده*ي كه كيخسرو پورناظري در جلسه*ي مطبوعاتي پيش از اين مطرح كرده بود: يك قطعه كلاسيك براساس سمفوني "شهرزاد" چايكوفسكي را با تنظيم تهمورس پورناظري و گنچارو آناتولي و شعر محمدرضا فتاحي اجرا كردند و قطعه*ي «پنهان چو دل» با تنظيم سهراب پورناظري و شعر مولانا پايان بخش برنامه بود.

                              به گزارش ايسنا، در اين اجرا رهبر اركستر ارمنستان يوسيپ فرانس و موسيقي توسط پورناظري*ها و گنچارو آناتولي به اجرا درآمد و از گروه شمس* كيخسرو پورناظري سرپرست گروه نوازنده*ي تار، تنبور

                              تهمورث پورناظري: تار، سه تار، تنبور ، سهراب پورناظري: كمانچه، تنبور، حميدرضا تقوي: سنتور

                              حسين رضايي*نيا: دف ، ندا خاكي: تنبور ، كاوه گرايلي: سه تار، تنبور ، شهاب بارنج: تمبك، دمام، كوزه را اجرا كردند و هنرمندان ميهمان: روبين واسي، واتردرام، مالاكاس كوره، هژار زهادي، بندير دهل، پنداريك از اركستر اكراين بودند.

                              به گزارش ايسنا، در اين برنامه با صندلي*هايي كه در وسط رديف*هاي جلوي تالار گذاشته شده بود جايگاه نامناسبي براي خبرنگاران درنظر گرفته شده بود و همچنين به گفته*ي برخي از عكاسان كه براي اين برنامه آفيش شده بودند، شرايط مناسبي براي عكاسي آنها فراهم نشده بود.

                              امشب ـ جمعه ـ نيز دومين شب اجراي گروه شمس با اركستر فلارمونيك اكراين در تالار وزارت كشور برگزار مي*شود.


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #30
                                هفت*سال پس از اهدای جايزه*ی معتبر هنری «پیکاسو» و دپیلم افتخاری «یونسکو»، بار دیگر محمدرضا شجریان، هنرمند بلندآوازه*ی موسیقی اصیل ایران، در صحنه*ی سالن بزرگ یونسکو در پاریس ظاهر شد و آواز خواند.
                                در سال ۱۹۹۹ «فدریکو مایور» دبیرکل آنزمان یونسکو همراه با اعطای نشان «پیکاسو» (معتبرترین جایزه*ی هنری اروپا) گفت: به پاس تلاشهای محمدرضا شجریان برای موسیقی کلاسیک ایران و گسترش آن، بعنوان عامل گفت*وگوی تمدنها، نشان طلایی پیکاسو را به وی تقدیم می*کنیم.
                                شجریان نیز در پاسخ گفته بود: این نشان تنها متعلق به او نیست، این معنویت و فرهنگ کهن ایران زمین است که شایسته*ی دریافت نشان یونسکوست.
                                محمدرضا شجریان در شب دریافت نشان هنری «پیکاسو» که هر چهارسال یکبار به یک شخصیت هنری داده می*شود، کنسرتی همراه با گروه «آوا» روی رباعیات خیام اجرا کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت، مانند سه*شنبه شب، ۱۶ ژانویه ۲۰۰۷ که همراه با استادان، چون مجید درخشانی (تار)، محمد فیروزی (بربت)، سعید فرج*پوری (کمانچه) و البته همایون شجریان، پسرش که هم تمبک می*زند و هم آواز می*خواند، برنامه*ای اجرا کرد و بارها با تشویق حاضران روبه*رو شد. وی در پایان کنسرت، به درخواست مردم ترانه*ی ماندنی «مرغ سحر» را پایان*بخش برنامه*اش کرد. شجریان در پایان این کنسرت که در شب خداحافظی احمد جلالی، نماینده ایران در یونسکو برپا شد، در گپ و گفت*وگویی با رادیو زمانه شرکت کرد. وی از آغاز آوازخوانی*اش گفت،* از علل توجه فرانسوی*ها به موسیقی اصیل ایران، توجه جوان*های امروزی در ایران به موسیقی و عدم توجه دولت به آنها و اینکه چرا موسیقی اصیل ایرانی حزن*انگیز است.
                                - یک شب بیادماندنی دیگر در یونسکو با آواز شما و موسیقی استادانی که شما را همراهی می*کردند پدید آمد. می*خواستم در ابتدا بپرسم این چندمین*باری*ست که شما روی صحنه*ی یونسکو در این سالها آواز می*خوانید؟
                                این سومین بار است. یکبار در سال ۱۹۹۹ بود که من برای دریافت جایزه*ی پیکاسو آمده بودم و تقریبا سه*ربع برنامه اجرا کردیم. رییس یونسکو هم بودند. نخستین بار همان سال ۱۹۹۹ بود و بار دوم هم سه *سال قبل بود و امشب هم سال سوم است.
                                - درباره*ی برنامه*ی امشب چه نظری دارید؟
                                برنامه* بسیار خوبی بود و شب تودیع یکی از فرزندان فرهنگی ایران زمین بود که وی سابقه*ی بسیارخوبی در فعالیت*های فرهنگی دارد و سالهاست که من ایشان را می*شناسم. بر خودم واجب می*دانستم که در شب تودیع ایشان شرکت کنم؛ بخاطر خدمات فرهنگی که به فرهنگ ایران کرده و به شناسایی ایران. من به پاس این خدمت ایشان گفتم که امشب می*آیم تا در این تودیع شرکت کنم.
                                - اکنون فرانسوی*ها، به*ویژه اروپایی*ها، علاقه زیادی پیدا کرده*اند به موسیقی سنتی ایران. شما فکر می*کنید چرا؟
                                موسیقی ما اگر خوب و بجا ارائه بشود، حرفی برای زدن دارد. برای کسانی که واقعاً گوش شنوایی دارند برای شنیدن موسیقی*های جهان، موسیقی ما خیلی چیزها دارد که آنها را جلب می*کند و ما مطمئن*ایم که اگر کارمان را خوب ارائه بکنیم، می*توانیم شنوندگان جهانی را هم به خودم متوجه کنیم.
                                - در کنسرت قبلی شما در تئاتر شهر، دیدم که روزنامه*نگاران فرانسوی نوشته*اند که آوازهای شما شنوندگان فرانسوی را،* اگر بشود گفت، به نوعی مدیتیشن می*برند. خودتان هم همینطور فکر می*کنید؟
                                تقریبا همین*گونه است، چون آوازهایی که من دارم به شنونده تمرکز می*دهد. یعنی من این آواز را می*خوانم که به فکر وادارم. مدیتیشن هم همین را می*خواهد که انسان با خودش فکر بکند و کانونمند بشود.
                                - الان چندمین سال آوازخوانی شماست؟
                                آوازخوانی من... شاید بگویم،* من از ۱۴ـ ۱۳سالگی آواز خوانده*ام، یعنی نزدیک به پنجاه و سه*چهارسال است که آواز می*خوانم. اما بطور رسمی که در رادیو ایران شروع کردم ۴۵سال است.

                                الان هم پسرتان با شما در گروه همراهی می*کند. خودتان چه نظری دارید درباره*ی همایون؟
                                من خیلی امیدوارم که جای خوبی باز کند در میان خوانندگان، یعنی می*شود به او امیدوار بود که بتواند آواز ما را نگه دارد و نگذارد به فراموشی سپرده شود. بهرحال او که تمبک را از ۵ـ۴سالگی زده و از ۱۳ـ۱۲ سالگی هم که در کلاسهای خودم شرکت کرده و چندین سال است، الان نزدیک شاید ۱۷ـ۱۶ سال هست که با من روی صحنه برنامه اجرا می*کند. من آینده* خوبی برایش در نظر گرفته*ام و مطمئنم که خیلی خوب خواهد شد. چون یک موزیسین است، همه سازها را می*شناسد، تاثیرات موسیقی دارد و خیلی باهوش است و خیلی زود یاد می*گیرد، خوب گوش می*کند و گوش*اش خیلی قوی*ست. یعنی همه ویژگی*هایی که یک خواننده و یک موزیسین باید داشته باشد را دارد و از این جهت،* من به او خیلی امیدوارم.
                                - آیا صدای پدر را هم به ارث برده، خودتان که می*شنوید؟
                                بله، نسبتا. منتها زمان می*خواهد که مدام پخته*تر و بهتر بشود. بله.
                                - می*شود یکی دو کلمه هم راجع به استادانی که امشب شما را همراهی می*کردند بفرمایید؟
                                عزیزانی که امشب من خوشحال بودم در کنارشان هستم، آقایان محمد فیروزی است که بربت می*زنند و سالهای زیادی*ست با هم همکاری داریم؛* سعید فرج*پوری که کمانچه می*زنند و با ایشان هم سالهاست همکاری دارم و همچنین مجید درخشانی که با ایشان هم سالهاست دوست هستم و برنامه اجرا می*کنیم. ایشان آهنگساز هستند و گروهی دارند که اینبار این افتخار را به من دادند که با من همکاری داشته باشند. فعلاً این نخستین برنامه*ای بود که من با این گروه داشتم. نام این گروه «آوا»ست. قبلا هم گروه «آوا» بود، منتها افرادش فرق می*کردند. الان در این گروه دو نفرشان آقایان فیروزی و فرج*پوری هستند و یکی هم همایون است و تنها یکنفر اضافه شده که آقای مجید درخشانی*ست. من خوشحالم که با این گروه بتوانیم کارهای بسیار شایسته*ای ارائه بدهیم.
                                - قبلاً با آقای حسین علیزاده، کیهان کلهر و پسرتان همایون کار می*کردید. کارهای جدیدی هم عرضه کردید،* از جمله یکمقدار شعر نو عرضه شد. چرا این کار ادامه پیدا نکرد؟
                                چرا! ادامه پیدا می*کند. من با هنرمندان زیادی تا حالا برنامه داشتم و از نظر تنوع کارم همیشه هرچندبار یکبار با هنرمندان جدیدی کار می*کنم و آن برنامه هم ممکن است که در سالهای آینده دوباره ادامه پیدا بکند و این گروه هم که هستند، یک کارهای دیگری ارائه می*کنیم که کارها بیشتر جنبه اصیل کارهای قدیمی دارد. با آقای علیزاده و کلهر هم باز ممکن است کارهای جدیدی ارائه بکنیم.
                                - نسل جوان ایرانی در امروز خیلی به موسیقی علاقه پیدا کرده و به*طرفش رفته است. خود شما این موضوع را متوجه شده*اید؟
                                بله. خوشبختانه جوان*ها، مخصوص در ایران، خیلی به موسیقی خودشان توجه کرده*اند و هنرمندان جوان بسیار زیادی در سالهای مختلف داریم که خیلی خوشحال*کننده است و خیلی بیش از سابق است. این خود نشان*دهنده* این است که مردم به اصالت*ها و فرهنگ خودشان که زبان موسیقی*شان است توجه دارند و فرزندانشان را تشویق می*کنند که این موسیقی را یاد بگیرند. اکنون هنرجویان بسیار زیادی در سرتاسر کشور داریم، چه در تهران چه در شهرستانها، که شناسایی نشده*اند،* ولی اینها کارشان را می*کنند. امیدواریم که دولت به*فکر بیفتد و راهی باز بکند که این استعدادها شکوفا و معرفی بشوند به جامعه، تا تشویق بشوند و به کارشان ادامه بدهند.
                                - همین مسئله*ای که فرمودید، فکر می*کنید واقعا امکانات به حد کافی در اختیار جوانها گذاشته بشود؟
                                من خیلی امیدوار نیستم. امیدوار نیستم که اینها توجهی به این مسایل بکنند. بهرحال خود مردم هستند که بایستی فرهنگ*شان را حفظ کنند.
                                - چرا موسیقی ایران فرضاً مانند موسیقی هند جهانی نشده؟
                                هنرمندانمان معرفی نشده*اند! موسیقی هند به این خاطر خیلی به جهان معرفی شده که با مدیران برنامه*ی حرفه*ای کار کرده است* ولی موسیقی ما اینطور نشد. نقش مدیریت بسیار مهم هست،* اینکه چگونه معرفی می*کند، در چه سبکی و برای چه شنونده*ای معرفی می*کند. اگر این کار بشود، خیلی خوب ما را خواهند شناخت. من در این ۵ـ۴ساله که با آقایان علیزاده و کلهر بودم، یک مدیر برنامه داشتیم که در آمریکا خیلی خوب کار ما را معرفی می*کرد. ما آنجا توانستیم موسیقی*مان را بشناسانیم و اکنون شنوندگان زیادی در آمریکا وکانادا داریم، به*خاطر فعالیتی که ایشان کردند و من معتقدم که یک مدیر برنامه*ی خوب، مخصوصاً اگر یک خارجی باشد، می*توانند کار ما را به خوبی معرفی کنند.
                                - پرسش آخر من این است، با توجه به اینکه ما اکنون جوانترین کشور دنیا را داریم، فکر نمی*کنید موسیقی سنتی باید یک تغییراتی بدهد، از حالت یک*مقدار حزن و اندوه که در آن هست بیرون بیاید؟
                                ببینید، حزن و اندوه زاییده تاریخ ماست. زاییده تاریخ ما، بدبختی*ها و گرفتاری*هایی که سر مردم ما آمده. مردمی که آنقدر بدبختی می*کشند، اغلب نمی**توانند خیلی شاد باشند. همه*جور حالتها در موسیقی ماهست، از موسیقی رزم، موسیقی بزم، موسیقی عزا، موسیقی شادی و موسیقی*ای که بشود به آن اندیشید و... و... و... ما همه جور موسیقی داریم. منتها بایستی موقعیت*اش پیش بیاید و روحیه*ی مردم ما و روحیه*ی هنرمندان ما بخواهد که چنین کاری را ارائه بکند. موسیقی سنتی مثل تاریخ می*ماند، مربوط به یک تاریخ خاصی*ست. ما علتها را خیلی دنبال نمی*کنیم. آنچه ما دنبال می*کنیم موسیقی اصیل است، ما براساس اصالتها کار می*کنیم و سنت*ها. سنت*های گذشته را به*حال خودش گذاشتیم باشد. ما براساس اصالتهای خودمان سعی می*کنیم کارهای تازه و آهنگهای جدیدی ارائه بکنیم که اگر هم دقت کرده باشید، دراین چندین ساله به نسبت مثلا ۴۰ یا ۵۰ سال پیش*تر، اگر مقایسه بکنید، خیلی فرق کرده است. ۵۰ سال پیش را در نظر بگیریم تا الان، از نظر فرم و ارکسترهایی که داریم. می*بینیم جوانهایی که می*آیند هرکدام کارهایی می*کنند که هرچند تازه است و خام،* اما نشان*دهنده*ی این است که جهش به*طرف جلو می*کنند.


                                iran

                                Comment

                                Working...