Iranian presidential elections ['stolen' election]

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #61

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #62

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #63

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #64

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #65
            Poem for Mousavi

            Student makes fun of Ahmadinejad

            Gathering in Gorgan in support of Mir Hossein Mousavi's presidential campaign:


            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #66
              تصاويري از درگيري در سخنراني كروبي در اراك



              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #67

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #68

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #69

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #70

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #71
                        اکبر اعلمي نماينده سابق مجلس و داوطلب انتخابات رياست جمهوري با انتشار سومين نامه سرگشاده، مهدي کروبي و مير حسين موسوي ديگر داوطلبان انتخاباتي را به مناظره دعوت و از عدم پاسخگويي آنان نيز انتقاد کرد.

                        به گزارش پايگاه اينترنتي شخصي اعلمي،* در اين نامه که با عنوان "ما ز ياران چشم ياري داشتيم ..." منتشر شده،* آمده است: اين سومين نامه سرگشاده اي است که خطاب به شما دو عزيز مي نويسم؛چنانکه مي دانيد تاکنون آقاي احمدي نژاد داوطلبي خود را براي حضور در ميدان رقابت هاي رياست جمهوري اعلام نکرده و بجز شما دو بزرگوار هم تا اين لحظه هيچ کانديدائي به عنوان نامزد جريان باصطلاح اصلاحات وارد دهمين ميدان انتخابات رياست جمهوري نشده و علاوه برآن بجز بنده و شما هنوز نامزد مطرح ديگري شعار "تغيير" را در دستور برنامه هاي آينده خود قرار نداده است. لاجرم اين حق را به من مي دهيد که فعلا مخاطب دعوتم براي انجام يک مناظره پيرامون اهداف و برنامه هاي کانديداهاي احتمالي رياست جمهوري ،تنها معطوف به شما باشد.


                        اعلمي نوشت: بنابراين کسي که با لباس اصلاح طلبي وارد ميدان پر چالش رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري شده و وعده انجام "تغيير" را به مردم مي دهد، قهرا از جسارت لازم براي روبرو شدن با رقباي خود و تن دادن به يک گفتگوي چالشي سالم برخوردار است، در غير اينصورت چگونه مي توان باور کرد که چنين فردي قادر به چالش با دشواري ها و مقاومت هاي در پيش رو باشد!؟


                        اعلمي با مطرح کردن اين سوال که "نمي دانم که چرا نفيا و اثباتا از پاسخ به نامه هايم طفره مي رويد!؟" پرسيده است: اساسا آيا مردم حق ندارند تا از رويکرد سياسي، فرهنگي، افتصادي و اجتماعي کانديداهاي احتمالي رياست جمهوري مطلع شوند؟ اگر پاسخ مثبت است چرا اين حق را از ديگران سلب مي کنيد!؟ اگر به هر دليلي از آمادگي لازم براي انجام مناظره پيرامون مقولات اعلام شده برخوردار نيستيد، شخصا آماده ام در اطراف هر محوري که شما تعيين بفرمائيد، در مناظره شرکت نمايم.


                        وي با انتقاد از عدم پاسخگويي کروبي و موسوي افزوده است: از آنجا که عدم پاسخگوئي شما به دعوت اينجانب ناظر به اهداف خاص سياسي مي باشد، بديهي است چنانچه تا فردا نفيا و يا اثباتا به نامه هاي حقير پاسخ داده نشود به احترام حقوق مردم و عمل به شعار "دانستن حق مردم است" از روز چهارشنبه اين هفته تا پايان انتخابات، بدون وقفه و بدون در نظرگرفتن ملاحظات عاطفي و محدوديت ها و حريم هائي که در صورت انجام مناظره رو در رو مراعات مي شود، عملکرد و مواضع گذشته و حال هريک از کانديداها را به طرق مختلف به چالش خواهم کشيد.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #72

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #73
                            خامنه*ای از کسانی که «با تکرار حرف دروغ دشمن، سلامت انتخابات را زیر سئوال می*برند» انتقاد کرد.
                            اظهارات آقای خامنه*ای چند روز پس از آغاز به کار «کمیته هماهنگى شوراهاى راهبرى انتخاباتى مهدى کروبى و میرحسین موسوى براى صیانت از آراء»، ایراد می*شود.
                            این کمیته وظیفه صیانت از آراء در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى ایران را برعهده دارد.
                            شورای نگهبان تشکیل این کمیته را «غیرقانونی» دانسته است.
                            روزنامه اعتمادملی، ششم اردیبهشت ماه با اعلام آغاز به کار رسمی این کمیته نوشت که «مهدى کروبى و میر حسین موسوى، شخصا فعالیت*هاى این کمیته را خصوصا در زمان برگزارى انتخابات دنبال و از تمام اهرم*هاى لازم براى امانت*دارى راى مردم و پاسداشت آن راى استفاده خواهند کرد.»
                            به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، آقای خامنه*ای که امروز چهارشنبه در جمع پرستاران سخن می*گفت، از کسانی که سلامت انتخابات در جمهوری اسلامی را زیر سئوال می*برند، انتقاد کرد و افزود: «برخی دوستان بی*انصاف که توقع دارند مردم به آنها توجه کنند، با ناسپاسی، علیه ملت حرف می*زنند.»
                            رهبر جمهوری اسلامی ادامه داد که این افراد «با تکرار حرف دروغ دشمن، سلامت انتخابات را زیرسئوال می*برند.»

                            عکس از AFP
                            وی همچنین اظهار داشت که در چند سال گذشته دشمنان جمهوری اسلامی تلاش کرده*اند «به انتخابات ایران خدشه وارد کنند.»
                            آقای خامنه*ای در بخش دیگری از سخنان خود به «شبهات» مطرح شده در انتخابات ریاست جمهوری دوره* گذشته اشاره کرد و افزود که تحقیقات و بررسی*ها نشان داد که «خدشه*ای به آن انتخابات هم وارد نیست.»
                            به گفته رهبر جمهوری اسلامی «مکرر اتفاق افتاده است که نتیجه انتخابات به ضرر جناحی که روی کار بوده تمام شده است، پس چگونه ممکن است کسی انتخابات در ایران را زیر سئوال ببرد.»
                            در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ مهدی کروبی و علی*اکبر هاشمی رفسنجانی دو نامزدی بودند که با صدور بیانیه*های جداگانه*ای به طور تلویحی به «دخالت نظامیان» و «تقلب» در شمارش آراء اعتراض کردند.
                            کروبی در آن سال با صدور نامه*ای به آقای خامنه*ای، فرزند وی را متهم کرد که در انتخابات به نفع آقای احمدی*نژاد دخالت کرده است.
                            در آن دوره از انتخابات، محمود احمدی*نژاد در دور اول توانست مهدی کروبی و سایر نامزد*ها را شکست دهد و به دور دوم راه یابد.
                            در دور دوم، آقای احمدی*نژاد توانست با شکست علی*اکبر هاشمی رفسنجانی، به قدرت برسد.
                            در ایران برخی از جریان*های سیاسی از جمله نهضت آزادی خواستار نظارت بین المللى در انتخابات*های ایران شده*اند.
                            این درخواست*ها پیش*تر با واکنش تند آیت*الله خامنه*ای مواجه شده بود.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #74
                              محسن رضايي در بيانيه اي خطاب به ملت شريف ايران حضور خود در عرصه دهمين انتخابات رياست جمهوري را اعلام كرد. متن اين بيانيه به اين شرح است:

                              بسمه تعالي

                              مردم شريف، نجيب و قدرشناس ايران

                              در طول دوازده سال پرفراز و نشیب گذشته، پيشرفتها، تغييرات و نيز انحرافات، آسيب ها و خطاهاي زیادي را در عرصه سياسي و مديريتي اجرائي كشور شاهد بوده ايم. اينجانب نيز در كنار شما ملت عزيز وصبور با نگاهي مثبت و انديشه اي سازنده ضمن همكاري با دولتهاي گذشته، تلاش خود را به احياي امر سياست گذاري كه يك خلاء راهبردي و كليدي در اداره امور كشور بود معطوف داشتم.

                              ثمره اين تلاش گروهي به همراه جمع فراواني از نخبگان علمي، سياسي و دانشگاهي كشور به فضل خدا منجر به تدوين كتاب دوم انقلاب كه مجموعه ارزشمند سياستهاي كلي نظام از جمله چشم انداز 20 ساله، سياستهاي كلي اصل 44 و ساير موارد ديگر مي باشد، شد كه به همت اعضاي محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام تهيه و با توجه به رهنمود*هاي رهبر فرزانه و حكيم انقلاب به عنوان نقشه راه آينده كشور تاييد و ابلاغ گرديده است.

                              در اين بين احساس كردم تغييرات حاصله و پيشرفتهاي ناشي از آن پاسخگوي جهش لازم در اداره كشور و حل مشكلات اساسي جامعه نبوده، چه رسد به آنكه بخواهد كتاب دوم انقلاب را عملي سازد، از اين رو با يك جمع*بندي جامع، خود را براي حضور در انتخابات رياست جمهوري نهم آماده كردم كه دو روز قبل از انتخابات به دو علت از صحنه كنار رفتم، نخست اينكه برداشت كردم از حمايت گسترده*اي براي تحقق ايده*ها و تغييرات مورد نظر بر*خوردار نيستم و دوم، اعتراض به نحوه برگزاري انتخابات.

                              از آن زمان به اين سو تلاش كردم كه براي كارآمدتر كردن مردمسالاري، انتخابات و مديريت دولت، به رايزني*ها و مشورت با دلسوزان نظام و مردم بپردازم. به باور اينجانب ما حصل اين مطالعات تغييري است كه بايد در اداره كشور با تشكيل دولت*هاي ائتلافي بجاي دولتهاي فرد*گرا تحقق يابد به عبارت ديگر «برنامه محوري» جايگزين اعمال سليقه فردي، تك انديشي و يكسونگري شود.

                              اميد مي*رفت براي تحقق ايده مذكور يكي ديگر از دوستان كه نظريه دولت ائتلافي را پذيرفته و متعهد به برنامه*هاي آن بود قدم به عرصه انتخابات گذاره و اينجانب به همراهي سايرين، وي رادر انجام وظيفه كمك نماييم تا دولتي كارآمد و متعهد، و برخاسته از آراي مردم مسند اجرا را عهد دار شود.

                              در اين حال انتظار داشتم كه گفتمان، اهداف و برنامه*هاي نامزدهائي كه به صحنه مي*آيند كشور را از حضور اينجانب در صحنه انتخابات بي*نياز سازد ولي تلاش*هاي فراوان توأم با صبر و انتظار، بي*نتيجه ماند و به دلايل زير و پس از اينكه مدتي كه ديگر نامزدهاي انتخاباتي بخش زيادي از مسير را طي كرده*اند تصميم گرفتم به صحنه انتخابات وارد شوم. لازم است پيشاپيش تصريح كنم كه انجام تكليف در شرايط حساس كشور مقدم بر هر نتيجه* ديگري است؛ اگرچه مي*دانم ملت بزرگ ايران، خالق حوادث بزرگ*اند و فرزندان و خدمتگزاران خود را تنها رها نمي*كنند.

                              ـ اما چرا احساس تكليف؟

                              انتخابات رياست جمهوري، ميدان شكل*گيري معرفت جمعي و اراده و عزم ملي براي دوره*اي 4 ساله است و طرح نشدن مهم*ترين مسائل جامعه و راه*حل*هاي برون*رفت از آن، ظلم بزرگي به اين معرفت و عزم و اراده ملي است. به نظر مي*رسد عليرغم آنكه كه اكثر نامزدهاي انتخاباتي از بزرگان و شخصيت*هاي قابل احترام هستند اما فاقد يك تحليل راهبردي از شرايط جامعه، كشور و نظام بوده و متأسفانه كمتر توجه و تأكيدي بر مهمترين و اساسي*ترين مسائل جامعه در آراء و برنامه ها يشان لحاظ شده است. براي مثال موضوعي از جانب آنها مطرح مي*شود اما راه حلي براي برون رفت از آن ارائه نمي*شود.

                              من به ملت عزيز و نخبگان سرافراز ملت ايران ضمن بشارت پايان يافتن توطئه*ها تلاشهاي دشمنان در براندازي نظام جمهوري اسلامي، اعلان خطر مي*كنم:

                              1ـ از دست رفتن فرصت*هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي در داخل ، منطقه و نظام*بين*الملل براي ايران عزيز.

                              2ـ تهديدات داخلي از جمله بيكاري، تورم، فقر، مواد مخدر و ساير آسيب*هاي اجتماعي كه سبب جاري بودن ده*ميليون پرونده قضايي در سال ، قريب صد*هزار مجروح و كشته در تصادفات و مثالهم در نتيجه ضعيف شدن نشاط و آرامش در جامعه.

                              3ـ ضعيف شدن اخلاق در عرصه سياست و حكمراني كه تا سطح جامعه دامن گسترده و دولتی شدن از سوی ديگر امر به معروف و نهي از منكر و دور شدن مردم به عنوان بانیان اصلی این امر.

                              4ـ تفرقه افکنی و تشتت بين دولت و اقوام و بين شيعه و سني افزايش يافته و وحدت كه اساس انقلاب و حيات سياسي ايران است اکنون با تهدید جدی روبروست.

                              5ـ برخي از دولتمردان و سياسيون، ناكارآمدي خود و گروهشان را به پاي نظام مي*نويسند و با وجود علاقه و اعتقاد راسخ مردم به رهبري و نظام اسلامي، ممكن است این مهم را متوجه نظام و رهبری کنند.

                              6ـ جبهه*بندي*هاي جديد در جهان اسلام عليه ايران اسلامي و اسلام رو به گسترش است.

                              7-ایجاد فضای امنیتی بجای گسترش آسايش و آرامش در کشور.

                              با لحاظ همه موارد بالا ورود من به صحنه انتخابات يا موجب كسب مسئوليت* رياست*جمهوري و رياست دولت آینده خواهد شد كه در این صورت بر اساس برنامه های موثر و مفیدی که تهیه کرده ام دغدغه*هاي فوق را برطرف خواهم کرد. يا در غير*اينصورت در شكل*گيري معرفت جمعي و عزم و اراده ملي تأثير خواهم گذاشت و خواهم کوشید، دولت آينده به مسير درست*تري هدايت شود امید است با این تدبیر از فرصت*سوز*ي*ها كاسته و نشاط و آرامش در جامعة ما فراگير و پيشرفت و توسعه، شتاب بيشتري به*خود بيابد. اگرچه در آينده برنامه*هاي خود را توضيح خواهم داد ولي لازم مي*دانم به چند نكته مهم اشاره نمايم:

                              1ـ ضرورت تغيير الگوي مديريت كشور:

                              ساختار حكومت ايران در اثر پيروزي انقلاب اسلامي از بُعد سياسي متحول و از نظام سياسي شاهنشاهي به نظام جمهوري اسلامي تغيير يافته است ليكن در بُعد اداري و مديريت طي 30 *سال اخير تغيير چنداني صورت نگرفته و آن اصلاحات قليلي كه صورت گرفته در اين اواخر دچار چالش گرديده است.

                              علت توفيق نظام در بُعد سياسي آن است كه يك تيم پيشرو به رهبري حضرت امام(ره) تحول سياسي را در جامعه ايران به*وجود آوردند و نهادهاي سياسي از قبيل قانونمندي آزادي و مردم سالاري، استقلال را بنيان نهاده و جانشين صالح ايشان هم اين دستاوردها را تا امروز پاسداري كرده و ايران را به قدرت سياسي دفاعي منطقه تبديل نموده*اند.

                              به*همين دليل حكومت*داري در كشور خوب صورت مي*گيرد ولي حكمراني و مديريت كشور كه عمدتاً در اختيار دولت است، از ابتداي انقلاب در بُعد اداري و مديريتي كمتر، تيم پيشرو و خلاقي به خود ديده است. لذا كشتي كهنه*اي كه تعميرات جزئي در آن انجام شده قادر به حمل جامعه بزرگ ايران نيست.

                              حال اگر كسي پيدا شود كه همين تعميرات جزئي را هم به هر بهانه*اي خراب كند، ممكن است كشتي را غرق نمايد. اكنون كشوربه يك تيم پيشرو نياز دارد كه الگوي مديريتي كشور را تغيير دهد. من و دوستانم براي اين كار آمده تا با كمك تجارب چهل* سال فعاليت سياسي و مبارزاتي و علم و دانش اداره صحنه*هاي بزرگ و آنچه كه آموخته*ايم و مطالعه*اي كه طي 12 سال اخير در مجمع تشخيص مصلحت نظام به كمك نخبگان كشور انجام، باني يك تحول مديريتي و اداري شده و الگوي مديريتي كشور را تغيير دهيم. اولويت اين اصلاحات ايجاد يك دولت ائتلافي، فراگير، خدمتگزار و صديق، متشكل از تمامي نخبگان كشور است.

                              2ـ ضرورت رعايت و ترويج اخلاق سياسي در جامعه:

                              رعايت شفافيت، صداقت، اخلاق اسلامي و كرامت انساني در سياست، اصولي ماندگار و ضروري است، در حاليكه امروز مشاهده مي*شود اين امر مهم در حال محو شدن و بازيهاي سياسي و رواني در حال ظهور است.

                              3ـ ضرورت برنامه* محوري به جاي فردمحوري:

                              جلوگيري از دوقطبي شدن انتخابات و نهادينه شدن نزاع*هاي سياسي حاصل از آن، مانع شدن از فرد محوري در رأس قوه مجريه و تثبيت برنامه*محوري به جاي سليقه*محوري و تشكيل يك دولت ائتلافي كارآمد و متعهد در جهت به*كارگيري حداكثر ظرفيت*ها و پتانسيل*هاي مديريتي، از ضروري*ترين اصلاحات ساختاري و هدفمند كشور است كه مي*بايست طي چهار سال آينده صورت گيرد.

                              4ـ احياي جريانات اصيل خدمتگذار با تكيه بر اصولگرايي انقلابي:

                              با منحصر شدن جريان اصولگرايي و انقلابي به يك مجموعه خاص، نخستين گام در كشاندن كشور به بن*بست سياسي خواهد بود و بايد اقدامي جدي در راستاي احياء مجدد جريان اصولگرايي انقلابي و ارزشي كرد كه دربرگيرنده تمامي نيروهاي معتقد، مؤمن، ارزشي و اصلاح*گر در روند انقلاب اسلامي و كشور است.

                              اميد فراواني بود تا فرد ديگري اين وظيفه مهم و خطير را پذيرفته و پرچمداري آن را عهده دار شود و حقير هم به او كمك مي*كردم.

                              اكنون، استوار، مصمم و صادقانه و بر مبناي اصول اخلاقي آمده*ام و اميدوارم كه به پشتوانة ملت شريف و سرافراز و عنايات حضرت ولي*عصر(عج) رستگار و پيروز شده و ايران را به جايگاه شايسته*تري برسانيم.

                              محسن رضايي


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #75
                                A day does not pass in Iran's state-controlled media without constant glorification of developments in the country’s ‘home made’ nuclear programme. A vast national project started before the Iranian revolution in the 1970s, and then restarted in late 1980s, like many others, is only now beginning to bear fruit.

                                While on the international front, Iran remains compliant to its obligations under the NPT, domestically, in many corners, the nuclear project is received rather sceptically.

                                This scepticism is not sourced in technicalities or as a result of western demands that Iran halts enrichment, but instead in how through masterful exercises in public relations, the government of Mahmoud Ahmadinejad has turned this costly national project into a key feature of his own image as a courageous leader against bullying powers ganged up to deprive yet another third-world country of its "rights."

                                Throughout the past eight years while the US and EU have been busy developing and implementing their punitive measures against Iran, ranging from sanctions to threats of annihilation, Ahmadinejad has been gaining more popularity not only inside Iran in a society with a fresh collective memory of its historic failures and recent shortcomings, but also beyond Iran's borders across the Muslim world.

                                Despite having seen no tangible benefits yet in the development of various nuclear technologies (as opposed to its tangible costs) Iranians at large remain very supportive of this project. This support however is not accidental and is largely down to a monopolised media which lacks dissenting voices and opposing views regarding the costs associated with Iran’s defiance against the west.

                                One can understand Iran’s sensitivity towards foreign interference in this matter. With a history of betrayal and deceit from the west, few support compromise solutions. However such routine censorship of views opposed to the official narrative, may seem unusual if not seen in context.

                                Indeed a pattern can be found in how Iran's new status in nearly every field from science to political influence is framed such that it is directly linked by the state media to Ahmadinejad's persona in contrast to his predecessors’ moderate –- read weak -- approach.

                                As Iran nears its presidential elections, Ahmadinejad's team who were so far acting rather low-profile in gathering support for his second-term, are slowly beginning to make public one of the largest and most coordinated media campaigns in Iran's history. Perhaps interestingly not a single private donor will contribute to this campaign. Nor will Ahmadinejad need any local campaign offices, according to himself. Costly bill-board adverts? Why bother when you have the combined resources of the country's largest newspapers, hours and hours of unchallenged airtime on state TV and radio stations, coupled with analysis that often only adds insult to injury.

                                This campaign however began quite a while back. That is when Ahmadinejad started distributing cash from Iran's vast oil revenues amongst the more deprived sections of the society. He ignored plans for a comprehensive social security system (which had not materialised in lack of funding) and instead dissolved the “National Office for Planning & Budgeting” and distributed cash to those who attended his provincial meetings or sent him personal pleas for help with rising inflation.

                                People in villages and small towns who had not once seen a high-ranking official visit them, are suddenly confronted with Mr President who incidentally has a very deep pocket. In the past four years Ahmadinejad and his whole cabinet have travelled to every corner of Iran, not once but twice, to "resolve local issues." Media reports after every trip are littered with numbers of local cases discussed by the cabinet, hours of meetings that took place or the thousands of letters handed to the President accompanied by pictures of locals running after his vehicle in joy and fascination.

                                He has introduced “Justice Shares” where people are given free shares in state-owned industrial units and get direct payment as profits. But given that few industries are profitable to that extent, these payments are again funded by oil revenues. Further, the so-called shares are of course managed by the government; even though ironically classed as privatisation.

                                With just over six weeks to presidential elections, Ahmadinejad has not yet announced whether he will run again. But every indication is that he will indeed run for a second term. By leaving everything to the last minute perhaps he is trying to avoid serious debate with other candidates about his four year record.

                                Meanwhile, every speech that he or his ministers make is nothing short of a campaign speech in a full flare election season. They all follow the same pattern and on the way question not only the policies but also the integrity and patriotism of those before him. His speech on the 30th anniversary of the Iranian revolution in front of millions in Tehran was a list of several comparisons of what Iran was like in 2005 (not 1979) and what it is like now. Much of the statistics were flawed of course, but what is more damaging is the cocktail of mistrust and suspicion that is injected during his four years in office into Iran's previously clear divisions of power.

                                There are other presidential candidates that have announced their candidacy along with relatively detailed plans. While they are so far almost completely ignored by state media, Ahmadinejad is effortlessly getting all the attention he needs; plus he has the means to prevent those few activities by his competitors from taking place. Whereas they must fight tooth and nail for donors, his budget is virtually limitless.

                                Those key figures from across Iran’s political spectrum, who are desperate to get rid of Ahmadinejad have one choice: To run en masse as candidates in order to create a two stage election. If they can prevent him from winning the first round, only then they may be able to attract enough support for a single candidate against Ahmadinejad in the second stage. But with Iran’s supreme leader and officials in charge of managing the elections, openly supporting Ahmadinejad, few can doubt what the next election will bring.

                                iran

                                Comment

                                Working...