Announcement

Collapse
No announcement yet.

Iran-U.S.A

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #76

    Comment


    • #77
      آمريكا امتياز بدهد


      ري تكي در اين گفتگو دولت بوش را به مذاكره با ايران فراخوانده و دادن امتيازات سياسي، اقتصادي و امنيتي به تهران را كارآمدترين ابزار براي توقف برنامه هسته اي آن دانسته است. اين گفتگو را به نقل از سايت شوراي روابط خارجي آمريكا مي خوانيد.


      اشاره

      ري تكي از كارشناسان و تحليلگران امور ايران در شوراي روابط خارجي آمريكاست. او اخيراً با سايت خبري اين كشور گفتگويي انجام داده كه در آن با اشاره به پيشرفت اخير ايران در غني سازي اورانيوم، گزارش هاي رسانه ها درباره برنامه دولت بوش براي حمله به ايران را غيرجدي توصيف كرده است. او در اين گفتگو دولت بوش را به مذاكره با ايران فراخوانده و دادن امتيازات سياسي، اقتصادي و امنيتي به تهران را كارآمدترين ابزار براي توقف برنامه هسته اي آن دانسته است. اين گفتگو را به نقل از سايت شوراي روابط خارجي آمريكا مي خوانيد.

      * بر اساس درجه بندي يك تا ده و اگر درجه ده را حيرت آورترين درجه بناميم، بگوييد تا چه حد از اعلام غني سازي جديد در ايران و سخنان رئيس جمهور ايران درباره پيوستن اين كشور به باشگاه كشورهاي هسته اي شگفت زده شديد؟
      - خيلي شگفت زده نشدم. آنها از ماه ژانويه مشغول كار بر اين طرح بودند تا چرخه 164 سانتريفيوژي اشان كامل شود. بنابراين چندان حيرت آور نيست كه اكنون به چنين حدي از غني سازي رسيده اند.
      * اكنون كه آنها به غني سازي بالاي 5/ ? درصد رسيده اند فكر مي كنيد توانايي كامل كردن اين مرحله تا پايان سال جاري را داشته باشند؟
      - ماهيت اين برنامه گاهي نامشخص است. من دانشمند [هسته اي] نيستم اما ديگران مي گويند كه اگر ايران به اين كار ادامه دهد شايد طي يك يا دو سال آينده تعداد كافي سانتريفيوژ براي كامل كردن فعاليت هايش داشته باشد. اين گام مهمي است چون به مرحله اي حساس در غني سازي رسيده اند. از اينجا به بعد مي توانند اين روند را ادامه دهند و به موفقيت هاي ديگري برسند.
      * به اين ترتيب ايران با واكنش كشورهاي مذاكره كننده مثل فرانسه، آلمان و انگليس روبه رو مي شود. آيا به اين ترتيب اين كشورها در موضعگيري در شوراي امنيت متحد مي شوند؟
      - فكر نمي كنم. مذاكره چنداني ميان ايران و اروپايي ها انجام نشده، بلكه بيشتر روس ها با ايران در حال مذاكره بوده اند. ممكن است اروپايي ها به آمريكا پيشنهاد دهند كه تنها راه اكنون مشاركت مستقيم تر آمريكا در روند مذاكرات با ايران باشد. همه طرف ها در اجتناب از وقوع اين رويارويي منافعي دارند و از نظر اين طرف ها تنها راه جلوگيري از وقوع اين رويارويي توافق بر سر يك سري امتيازات ديپلماتيك و شايد اقتصادي به ايران است. روس ها و چيني ها اكنون بسيار نگران آن هستند كه آمريكا يك بار ديگر از روند كار شوراي امنيت براي مداخله نظامي سوءاستفاده كند و ماجراي عراق تكرار شود. به همين دليل نمي خواهند قطعنامه ها و طرح هاي آمريكا به راحتي در شوراي امنيت تصويب و تأييد شود.
      * پس مي توان روس ها را به موافقت با نوعي تحريم عليه ايران متقاعد كرد؟
      - آنها در گذشته نرمشي در اين باره نشان ندادند و به نظر نمي رسد اكنون هم چنين تمايلي داشته باشند. تحولات اخير در ايران به متحد شدن جامعه بين المللي منجر نخواهد شد. تاكنون آمريكا فقط از جامعه جهاني خواسته بود درباره ارجاع پرونده ايران از وين به نيويورك يعني به شوراي امنيت اظهارنظر كنند. اين اظهارنظر بار سنگين يا تعهدي براي هيچ يك از كشورها ايجاد نمي كرد. اما وقتي آمريكا از كشورها بخواهد كه سياست تحريم را در پيش بگيرند، نه تنها روس ها و چيني ها بلكه اروپايي ها هم در برابر اين درخواست واكنش نشان مي دهند. اقدامات اخير ايران اين كشورها را هنوز به آن مرحله نرسانده كه منافع تجاري و بازرگاني اشان را كنار بگذارند و با سياست هاي تنبيهي آمريكا همراه شوند.
      * فكر مي كنيد اروپايي ها از آمريكا مي خواهند كه مستقيماً با ايران روبه رو شود؟
      - اگر درست فهميده باشم چندي پيش وزير خارجه آلمان به آمريكا آمد و همتايان خود را در دولت بوش مطلع كرد كه بايد در اين روند حضور مستقيم تري داشته باشند.
      * فكر مي كنم آمريكا مشغول آماده كردن پيشنهادات است.
      - بله. اما اين به معناي مشاركت در مذاكرات نيست. آمريكا در حال پيشنهاد كردن امتيازاتي به ايران است.
      * چه امتيازاتي؟
      - امتيازات اقتصادي، امنيتي وديپلماتيك.
      * اين خوب است. اما اين دولت علاقه اي به دادن امتياز به ايران ندارد. اينطور نيست؟
      - تاكنون اين طور به نظر نمي رسيد. اما گزينه بعدي براي روس ها، اروپايي ها و چيني ها قطع همه روابط با ايران و البته پذيرفتن غني سازي محدود در اين كشور است.
      * واقعاً فكر مي كنيد ايران مي خواهد توانايي ساخت تسليحات هسته اي داشته باشد؟
      - پاسخ من به اين سؤال هميشه اين بوده است كه ايران مي خواهد زيرساخت هاي پيشرفته هسته اي داشته باشد تا در آينده گزينه تسليحاتي را هم براي خودش حفظ كرده باشد. اما فكر نمي كنم كه آنها اكنون به اين تصميم رسيده باشند كه از آستانه خطر عبور كنند و به دنبال سلاح هسته اي باشند.
      * اما در اين عقيده شما در اقليت قرار داريد. در شوراي روابط خارجي آمريكا تعداد بسيار كمي با شما هم عقيده اند.
      - دليلي ندارد كه فكر كنيد هر برنامه هسته اي نمي تواند روزي به برنامه تسليحاتي تبديل شود. اما با توجه به هزينه هاي فراوان چنين كاري، اين كار براي من دور از ذهن به نظر مي رسد.
      * غرب اكنون به دنبال توقف چه كاري در ايران است؟
      - غني سازي اورانيوم.
      * ايران اعلام كرده به هيچ قيمتي حاضر نيست به عقب برگردد.
      - آنها همواره گفته اند بر اساس NPT حق غني سازي براي اهداف صلح آميز را دارند. اما در طول مذاكرات گذشته به طور داوطلبانه و موقتي از اين حق گذشتند. هدف اين مذاكرات از نظر ايران اتخاذ تدابير اعتمادسازي براي جلب اعتماد اروپا بود. اما هيچ گاه نگفتند از حق خود چشم پوشي مي كنند.
      * از نظر شما كاري هست كه آمريكا براي توقف برنامه هسته اي ايران بتواند انجام دهد؟
      - به نظر من آمريكا با ديپلماسي جامع تري مي تواند از پيشرفت برنامه هسته اي ايران جلوگيري كند. اما بازگرداندن ايران از مسيري كه تاكنون آمده بسيار دشوار است. به عبارت ديگر آمريكا مي تواند درباره مهار هسته اي ايران مذاكره كند. اما نه حالا كه ايران به چنين پيشرفتي رسيده است. در سال هاي 2001 يا 2002 اگر مذاكرات مستقيم انجام مي شد شايد توافق بهتري به دست مي آمد. اما ماهيت برنامه هسته اي اين است كه وقتي پيشرفت مي كند ديگر توقف آن دشوار خواهد بود.
      * درباره گزارش هاي موجود كه از آماده شدن آمريكا براي حمله نظامي به ايران خبر مي دهد چه نظري داريد؟
      - دولت آمريكا اميدوار بود فشارهايي كه تاكنون اعمال كرده به توقف برنامه هسته اي ايران منجر شود و حتي ارجاع پرونده به شوراي امنيت چنين نتيجه اي بدهد. اما حالا اميدوار است كه با سخن گفتن از حمله نظامي تهران را به توقف برنامه هسته اي اش وادارد. اين ها همان چيزي است كه ايران فشار رواني مي خواندش. اما اگر ايراني ها باز هم متقاعد نشوند برنامه بعدي چيست؟ فكر نمي كنم اصلاً برنامه بعدي وجود داشته باشد.
      * پس فكر نمي كنيد برنامه نظامي در دست تهيه باشد.
      - به نظر من تفكر پشت سر رويكرد دولت آمريكا نسبت به ايران بازتابي از تفكر پشت رويكرد آن نسبت به عراق است.

      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #78
        An Iranian Shia cleric – and grandson of Ayatollah Ruhollah Khomeini, the father of the 1979 Iranian Revolution who dubbed the US the "Great Satan" – has called on the President Bush to "come and occupy Iran" and "break the prison [doors open]."

        Speaking from the Shia holy city of Qom, Hossein Khomeini, in an interview marking the 17th anniversary of the ayatollah's death, blasted the current regime and it's alleged quest for nuclear weapons and called for freedom to come to Iran.

        "My grandfather's revolution has devoured its children and has strayed from its course," he told Al-Arabiya, a Dubai-based Arabic-language station.

        "I lived through the revolution and it called for freedom and democracy – but it has persecuted its leaders."

        He dismisses the clerics who inherited power from the revolution as "wearers of the turban" and accuses them of abusing their power.

        Khomeini made headlines in 2003 when he criticised the Islamic Republic during a visit to Washington and New York, where he called for an armed invasion of Iran.

        He avoided retaliation from the regime when he returned to Iran due to the protection of his grandfather's widow, but media organisations were banned from interviewing him.

        The hardline opposition to the Ahmadinejad government, expressed in the Al-Arabiya interview, is the first time he's broken his silence in three years.

        "Iran will gain real power if freedom and democracy develop there," Khomeini said.

        He said that if he came to power, one of his first acts would be to make wearing of the Muslim veil optional for Iranian women. "Strength will not be obtained through weapons and the bomb."

        As for his call for the US military to occupy his country, he said,
        "Freedom must come to Iran in any possible way, whether through internal or external developments. If you were a prisoner, what would you do? I want someone to break the prison [doors open]."

        Khomeini's opposition is more hardline than that of Iranian exile groups who've called for the US to back a domestic uprising while opposing foreign military intervention, noted the London Telegraph.

        Another well-know dissident who also opposes Khomeini's desire for US military action is Reza Pahlavi, son of the the late shah. Pahlavi told Time Magazine he could not imagine the US invading Iran.

        "I cannot foresee any military action which could be feasible," he said. "The thought of foreign tanks rolling into Tehran is beyond imagination.

        No Iranian could tolerate an invasion. It would be an attack on our homeland. Even limited air strikes: If you want to alienate people, strike the first blow."

        Comment


        • #79

          Comment


          • #80
            The grandson of Ayatollah Khomeini, the inspiration of Iran's 1979 Islamic Revolution, has broken a three-year silence to back the United States military to overthrow the country's clerical regime.

            Hossein Khomeini's call is all the more startling as he made it from Qom, the spiritual home of Iran's Shia strand of Islam, during an interview to mark the 17th anniversary of the ayatollah's death.


            Ayatollah Khomeini's influence is still felt in Iran

            "My grandfather's revolution has devoured its children and has strayed from its course," he told Al-Arabiya, an Arabic-language television station. "I lived through the revolution and it called for freedom and democracy - but it has persecuted its leaders."

            He also made clear his opposition to Teheran's alleged development of a secret nuclear weapons programme. "Iran will gain real power if freedom and democracy develop there," he said. "Strength will not be obtained through weapons and the bomb."

            Mr Khomeini, 47, is a Shia cleric, but he believes that the holy men who have run the country since 1979 - to whom he dismissively refers as "wearers of the turban" - abused their power following the overthrow of the Shah.

            The Dubai-based satellite channel's website spelt out his backing for armed intervention by America, a country excoriated as the Great Satan by his grandfather and Iran's current rulers.

            It stated: "As for his call to President Bush to come and occupy Iran, Hossein Khomeini explained that 'freedom must come to Iran in any possible way, whether through internal or external developments.

            If you were a prisoner, what would you do? I want someone to break the prison [doors open]'."

            His approach is even more hardline than that of fiercely anti-regime Iranian exiles, who oppose military action while urging the US to back a domestic uprising.

            It is the first time he has voiced his bitter opposition to the regime since Teheran engaged on its nuclear confrontation with the international community under Mahmoud Ahmadinejad, its virulently anti-US president.

            At home, the regime has recently faced violent protests by ethnic Azeris and demonstrations by students' and women's groups.

            Mr Khomeini briefly emerged as an unlikely critic of the Islamic Republic in 2003, when he called for armed invasion during a visit to Washington and New York.

            The cleric returned to Iran at his family's insistence and was protected from retribution by his grandfather's widow, Batol Saqafi Khomeini.

            It is not clear why he has chosen now to speak out again or whether the regime was aware that he would be talking to Al-Arabiya after banning other media organisations from interviewing him. A translation of his comments, made on May 31, was first released last week by the Middle East Media Research Institute.

            He said that if he came to power in Iran, one of his first acts would be to make wearing the hijab (veil) an optional choice for women.

            Mr Khomeini's mentor is believed to be the regime's best-known religious critic, Grand Ayatollah Ali Montazeri, who was released from house arrest in Qom in 2003 after six years for criticising the rule of Ayatollah Ali Khameini.

            Comment


            • #81
              جورج بوش رییس جمهور آمریکا دوشنبه در سخنانی به رهبران جمهوری اسلامی هشدار داد در صورت نپذیرفتن بسته پیشنهادی گروه 1+5 و پیش شرط آمریکا برای گفتگوی مستقیم، ایران در معرض تحریم های جدی سیاسی و اقتصادی بین المللی قرار خواهد گرفت.
              آقای بوش که در مراسم دانش آموختگی دانشکده دریایی تجاری آمریکا در کینگز پوینت نیویورک صحبت می کرد، در پیامی به حکومت ایران گفت که کشورهای جهان در مخالفت با برنامه غنی سازی هسته ای این کشور اشتراک نظر دارند و دسترسی جمهوری اسلامی به امکان تهیه سلاح های هسته ای را خطری بزرگ برای مردم جهان است.

              در این حال آقای بوش ابراز امیدواری کرد سران ایران با پذیرش تعلیق داوطلبانه برنامه غنی سازی و بازیافت اتمی خود، امکان بهره مندی مردم این کشور را از مزایای فنی و اقتصادی بسته پیشنهادی هسته ای فراهم آورند.

              آقای بوش گفت آمریکا به هیچ وجه پیش شرط خود را برای پیوستن به گفتگوهای مستقیم هسته ای با ایران کنار نخواهد گذاشت و هشدار داد نپذیرفتن این شرط و بسته پیشنهادی هسته ای به اقدام شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه این کشور منجر می شود.

              آقای بوش همچنین ضمن ستایش جایگاه تاریخی و علمی ملت ایران، دسترسی به دانش هسته ای صلح آمیز را حق ایرانی ها دانست و بر حمایت آمریکا از این حق تاکید کرد.

              او گفت تعیین سرنوشت ایران بر عهده مردم این کشور است و دولت آمریکا برای کمک به پیشرفت ایرانیان، خواستار افزایش تماس های دو ملت در زمینه های مختلف است.

              رییس جمهور آمریکا همچنین با تکرار موضوع اختصاص یافتن 75 میلیون دلار برای گسترش مردم سالاری و حقوق بشر در ایران از سوی آمریکا، از صرف این مبلغ برای توسعه نهادهای جامعه مدنی در ایران، افزایش پخش برنامه های رادیو-تلویزیونی برای این کشور و افزایش مبادلات دانشگاهی بین دو کشور خبر داد.

              او گفت این اقدام به افزایش درک متقابل ملت های دو کشور از یکدیگر کمک خواهد کرد.

              Comment


              • #82
                در حالی که با طولانی شدن زمان پاسخگويی دولت ايران به پيشنهادهای گروه ۱+۵ (متشکل از اعضای دائم شورای امنيت و آلمان) انتقادهای بين المللی از اين کشور افزايش يافته است، گروهی از سياستمداران آمريکايی نيز موضع جديد کشورشان درباره پذيرش مشروط گفتگو با جمهوری اسلامی را به انتقاد گرفته اند.
                ريچارد پرل از کارشناسان برجسته موسسه دست راستی "امريکن انترپرايز" و رييس سابق گروه مشاوران وزارت دفاع آمريکا می گويد اعلام آمادگی دستگاه ديپلماسی اين کشور برای گفتگوی مستقيم با جمهوری اسلامی به بهای ضعيف نشان داده شدن موضع ايالات متحده و ناديده گرفته شدن موضوع حقوق بشر در ايران تمام شده است.

                به گفته آقای پرل در حالی که آمريکا از دستيابی ايران به سلاح های هسته ای نگران است، فقدان يک راهبرد سياسی مشخص باعث شده است تا در ۳ سال گذشته رويکرد واشنگتن نسبت به تهران به تدريج ضعيف تر شود.

                ريچارد پرل می گويد آمريکا در برابر ايران با مشکلاتی همچون برنامه هسته ای اين کشور، حمايت آن از تروريسم و ناديده گرفته شدن حقوق اساسی شهروندان مواجه است، ولی به اشتباه تصميم گرفته است برای حمايت از گفتگوهای اتمی اروپا با جمهوری اسلامی در برابر اين کشور نرمش نشان دهد.

                او می گويد: "ما در برابر ايران فاقد يک راهبرد سياسی هستيم. ما برای حمايت از مخالفان حکومت ايران سرمايه گذاری زيادی نکرده ايم. من بر اين باورم که حمايت از مخالفان اين رژيم بايد به عنوان راهبرد اصلی ما در برابر آن کشور در نظر گرفته شود. من از اين نگرانم که روند برگزاری گفتگوی مستقيم بين دو کشور به اتخاذ چنين راهبردی از سوی آمريکا لطمه بزند."

                همزمان يکی از مقام های ارشد وزارت امور خارجه آمريکا که نخواست نامش فاش شود به بخش فارسی بی بی سی گفته است که ايالات متحده در پی تغيير حکومت در ايران نيست ولی از وضع حقوق بشر در اين کشور نگران است و خواستار گسترش مردم سالاری و احترام به حقوق شهروندان است.


                در صورت پذيرفته نشدن پيشنهادهای گروه ۱+۵ از سوی ايران و برآورده نشدن شروط آمريکا برای گفتگوی مستقيم، جايگاه بين المللی واشنگتن برای برداشتن قدم های بعدی در برابر جمهوری اسلامی تسهيل و امکان تصويب قطعنامه الزام آوری از سوی شورای امنيت عليه ايران فراهم خواهد شد


                مایکل اوهانلن

                با اين حال برخی از کارشناسان رويکرد تازه دولت آمريکا برای حل بحران مربوط به برنامه هسته ای ايران را مورد تاييد قرار می دهند.

                مايکل اوهانلن از کارشناسان موسسه بروکينگز که به جناح معتدل تر سياسی آمريکا متمايل است می گويد به رغم اهميت وضع حقوق بشر در ايران، دولت آمريکا دارای اولويت های ديگری است و اين کشور بر اساس منافع طولانی مدت خود عمل می کند.

                او می گويد: "در حال حاضر دو مشکل عمده در مواجهه با ايران داريم. يکی از آنها برنامه هسته ای اين کشور و ديگری حمايت از تروريسم است. به رغم مهم بودن موضوع حقوق بشر، اهميت اين دو گزينه برای آمريکا بيشتر است. به عبارتی آنها از اولويت بيشتری در ترسيم سياست خارجی آمريکا برخوردار هستند."

                به گفته آقای اوهانلن به رغم ادعای ريچارد پرل درباره فقدان راهبردی مشخص از سوی آمريکا در مواجهه با ايران، تغيير موضع ديپلماتيک ايالات متحده به گونه ای طراحی شده است تا اتحاد بين المللی عليه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی را تقويت کند.

                او می گويد در صورت پذيرفته نشدن پيشنهادهای گروه ۱+۵ از سوی ايران و برآورده نشدن شروط آمريکا برای گفتگوی مستقيم، جايگاه بين المللی واشنگتن برای برداشتن قدم های بعدی در برابر جمهوری اسلامی تسهيل و امکان تصويب قطعنامه الزام آوری از سوی شورای امنيت عليه ايران فراهم خواهد شد.

                Comment


                • #83
                  Secretary of State Condoleezza Rice is joining international talks on Iran's nuclear program as the world awaits Tehran's response to a U.S. offer to bargain with the country's clerical rulers.

                  Rice flew to the Russian capital on Wednesday after a quick and heavily guarded visit to Afghanistan, where she said that newly democratic nation has come too far to fall back into terrorism and anarchy.

                  "Yes, Afghanistan has determined enemies and they are ruthless," Rice said following a meeting with Afghan President Hamid Karzai. "They will not succeed in undermining or rolling back the democratic gains of the Afghan people," Rice said.

                  She also said the United States is committed to Afghanistan for the long haul.

                  "We are not going to tire, we are not going to leave," she said.

                  Iran is expected to dominate discussions that begin Thursday in the Russian capital at a gathering of foreign ministers from the world's largest industrial democracies.

                  Iran received an international proposal on June 6 that offered economic and other incentives in exchange for a long-term freeze on enriching uranium. Iran's president, Mahmoud Ahmadinejad, has said the government will not respond until at least mid-August. But Iran's supreme leader, Ayatollah Ali Khamenei, said Tuesday his country does not need negotiations with the United States over its nuclear program.

                  The Bush administration says it has heard varying responses from different quarters in Iran and wants a formal response soon.

                  "We've made very clear that we need an answer soon," Rice said in an interview with CNN. "And I would hope that there is going to be an authoritative answer, a definitive answer, one that actually responds to the question, is Iran ready to negotiate, very soon."

                  The U.S. has cited Afghanistan as a major success story in the fight against terrorism and a beachhead for the spread of democracy in the Muslim world. But there is growing alarm over a resurgent Taliban and growing frustration within Afghanistan over sluggish improvements nearly five years after the repressive Taliban government fell to U.S.-led forces.

                  Elements of the ousted Taliban rallied this spring in the troubled south of Afghanistan to mount the fiercest fighting since 2001. Taliban forces are using methods commonly used by militants in Iraq: suicide bombings, ambushes and beheadings. The fighting has killed more than 600 people, mostly militants, since mid-May.

                  In Washington, Lt. Gen. Karl Eikenberry, commander of U.S. forces in Afghanistan, told the House Armed Services Committee that the Taliban's strength has grown in some districts, primarily in the South. He said terrorist groups have taken hold in some areas because the Afghan government's institutions are relatively weak.

                  "We are seeing enemy forces now operate in formations of 40 to 50 fighters," he said. "They are demonstrating better command and control, and they are fighting hard."

                  Some 10,000 troops from the U.S.-led coalition have been deployed in a major offensive across southern Afghanistan. The U.S. hopes to reduce its forces in Afghanistan this year while NATO takes over operations in the south.

                  Karzai is struggling to extend his political control beyond the capital, and many Afghans say his government is seen as weak and cloistered. Last week, a clearly frustrated Karzai lashed out at the coalition's anti-terror campaign, deploring the deaths of hundreds of Afghans and appealing for more help for his government.

                  Karzai did not repeat that criticism with Rice by his side; neither of them mentioned a deadly anti-American riot in Kabul last month.

                  Terrorists "are trying to attack us where they can," Karzai said. "When we speak of success, it doesn't mean that we forget the problems."

                  A flourishing drug trade helps bankroll the Taliban, and petty corruption remains a daily feature of Afghan life.

                  Comment


                  • #84
                    The Daie Jan Napoleon complex is one extreme and your philosophy of self blame is the other. The colonial era was real and today overt colonialism has been replaced by economic imperialism. Can you blame Iranians for being conquered by the Macedonian Greeks under Alexander, can you blame them for being conquered by the Monguls, can you blame them for the British putting in Reza Shah and the Americans putting in Shah Reza?

                    Actually during the reign of Shah Tamasp, the Iranians were able to cleverly keep the Ottomans at bay. When Iranians were left alone they flourished during the Achmenian era and during the Safavid era. When else have they ever been left alone?

                    The current situation must be taken in the context of what happened under the Pahlavi era. I keep reading nostalgic sentimental pieces complete with photos of the wonderful royal family submitted by disenfranchised monarchists lately but if things were so good why was there a revolution, why was their torture and Savak and all the wealth in the hands of 2% and the majority of the population illiterate in a country with probably the second largest oil reserves in the world? Why was there press censorship and only one political party allowed?

                    The opportunistic mullahs took over after the revolution had already been fought in what I consider a coup d'etat. If the majority of the population had been better educated they never would have succumbed to religious fundamentalism. Why in Iraq, which was more socialist than Iran, even under its US puppet Saddam was there no illiterarcy?

                    Besides there is a world wide rise in religious fundamentalism and it is not confined to Islam. It is a reaction to the rate of change that the global economy and industrialization are imposing on everyone. It is nothing less than future shock when reactionaries want to return to archaic beliefs. of course in Iran the mullahs are all getting filthy rich at the people's expense.

                    As you rightly point out the Western countries are more or less living in a state of truce in the aftermath of WWII which was the most devastating war in human history and they are not anxious to repeat it. The Cold War ended only because the USSR went broke before the USA did...

                    I am not an apologist for the IRI. The mullahs and their basijis operate outside the rule of law and the number of people who have been assassinated, tortured, imprisoned and executed far exceeds that of the Pahlavi era. The restrictions and cencorship also exceed anything imposed by the Pahlavis. However by the same token, the amount of Iran bashing going on in the West particularly by the USA which is pressuring world opinion into endorsing another invasion is not being done for any enlightened desire to help the Iranian people gain democracy.

                    Notice every nation that the USA turns into a bogeyman happens to be one that is sitting on or in the path of large oil or gas reserves. The US administration is hanging onto this nuclear threat thing like a dog shaking a bone and using that spectre just like they used the WMD scare to justify invading Iraq.

                    Notice that most of the terrorists were created by the CIA. I swear sometimes I think Osama is still on their payroll. Look at all the opportunity and jobs that the war on terrorism has created, a whole new layer of bureaucracy in the Homeland Security Agency, new blood for the intelligence community and the military and the defense contractors... for them it has been a boon at the tax payers expense and the next generation's economic future has been mortgaged by the largest national deficit in US history to be matched by the largest defence budget in US history and in the world combined.

                    The USA is angry that they lost all their oil and economic concessions with the overthrow of the Pahlavis and is out for revenge.When the US gets kicked out of a little country, they never forget. Look at Cuba. The only reason they've forgiven China from the time of the Boxer Rebellion when she kicked the Americans out in the 1920's is that they are afraid of her and she is the second largest holder after Japan of our foreign debt. The Europeans and the Japanese have too many oil deals with the IRI to want it overthrown. They have too much at stake.

                    I will tell you that I was in Iran during and four months after the revolution and the majority of the people hate these mullahs. Do you really think they could have stayed in power had it not been for foreign interference or intervention? I think you have it backwards. It is foreign intervention that has been keeping the IRI alive. The 10 year silent war with Iraq was perpetrated by the US government which sold both sides arms and it served the mullahs interests as well, of staying in power by keeping the revolution alive since they had no real mandate or program for a domestic economy at peace.

                    Let us not paint the West as perfect or so advanced in the ways of democracy. As far as I am concerned in the USA which is the most capitalistic nation on earth, democracy has been replaced by corporate oligarchy... does anyone in the working class or middle class really feel their needs are being met by this government?

                    Bush in "fighting terrorists" has begun to resemble one. Never, not even in the McCarthy era have such incursions been made against our civil liberties as now. People are just starting to wake up to it and a few senators are realizing that he has publically admitted to having committed impeachable offences against our constitution.

                    So you see my friend even in a country which has long maintained the reputation albeit self proclaimed for being the last great bastion of democracy, we too are our own worst enemy... people don't even bother to vote and they let ignoramuses gain the highest offices in the land where they can best serve their wealthiest constituents rather than the majority.

                    Comment


                    • #85
                      اصول "منافع استراتژيك" آمريكا

                      رژيم صهيونيستي براي خدمت به منافع استراتژيك غرب برپا شده و توانسته است نقش خود را به نحو احسن ايفا كند. از آنجايي كه رژيم صهيونيستي منافع استراتژيك آمريكا را تحقق مي بخشد بعيد است كه براي ايالت متحده آمريكا دردسر ساز باشد، از اين رو سخن گفتن از قدرت لابي صهيونيستي و سيطره آن بر تصميم گيري هاي سياسي آمريكا تا حد زيادي ساده لوحانه و خلاف حقايق تاريخي است.


                      هواداران پيشنهادهاي لابي صهيونيستي معتقدند كه سياست ايالت متحده آمريكا در خاورميانه در خدمت منافع و امنيت ملي اين كشور نيست و آمريكا به سبب وجود لابي صهيونيستي اين روش را در پيش گرفته است، زيرا اين لابي موفق شده است امنيت رژيم صهيونيستي را به عنوان كليد سياست خارجي آمريكا تعيين كند و براي رسيدن به اين هدف از رسانه هاي خبري، افكار عمومي و حمايت مالي نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري و كنگره كمك گرفته است.
                      "جان ميرشماير و استيون ولت" در پژوهش خود بر اين نكته تأكيد مي كنند كه ما در هفته گذشته به آن تحت عنوان انديشه"منفعت" در تبيين رابطه ويژه "اسرائيل" و ايالت متحده اشاره كرديم. خلاصه اينكه جانبداري كامل آمريكا از "اسرائيل" به منافع آن بسيار زيان رسانده است و لابي اسرائيلي مي كوشد به همه بقبولاند كه منافع هر دو كشور يكي است و هر دوي آنها در آينده به طور يكسان از سوي جهان عرب و اسلام تهديد مي شوند.

                      اما آيا مفهوم"منافع استراتژيك" مفهومي گسترده يا عقلاني است؟ آيا مي توان از بيرون به شكل واقعگرايانه يا پايه اي به آن نگريست؟ در ابتدا بايد اعتراف كنيم كه تصميم گيري هاي سياسي در جهان غرب به شكل واقعگرايانه و سنجيده از سوي نهادهايي كه متخصصان(تكنوكرات ها) به شكل حساب شده آن را اداره مي كنند، اتخاذ مي شود يعني اينكه اقدامات مشخص و معروف بر اساس تمايلات شخصي پيگيري نمي شود و تصميمات پس از دستيابي به اطلاعات لازم و مشاركت مشاوران و متخصصان اتخاذ مي شود و پس از آن دستاوردها، ضرر و زيان ها، ارزش آن تصميم، توان دشمن و نقاط ضعف آن به طور دقيق محاسبه مي گردد.

                      اگرچه تكنوكرات ها تصميمات را بر اساس اقدامات سنجيده و مقياس هاي عيني و حساب شده اتخاذ مي كنند و در راه رسيدن به اين هدف از ابزارها به بهترين نحو استفاده مي كنند، اما اهداف و منافع ملي يا استراتژيك يا امنيت ملي توسط كميته هاي فني مشخص نمي شوند بلكه اين گونه اهداف پيش از هر گونه بررسي فني اجرايي تعيين مي گردند كه بخشي از قراردادهاي اجتماعي محسوب مي شوند كه تمام جامعه بر آن اتفاق نظر دارد و نخبه هاي حاكم مشروعيت خود را به وسيله تلاش براي تحقق اين اهداف كه در خلال مرجعيت نهايي اجتماع مشخص مي گردد، كسب مي كنند.

                      هنگامي كه از مرجعيت نهايي سخن مي گوييم مقصود ما فعاليت هاي سياسي و اقتصادي نيست بلكه ما از اصولي فلسفي و معرفت شناختي صحبت مي كنيم كه قراردادهاي اجتماعي بر آن استوار است و جامعه در چارچوب آن حركت مي كند. هر جامعه داراي قوانين اجتماعي است و هر قانون و قرارداد اجتماعي متكي بر مجموعه اي از افكاري در ضمير ناخودآگاه است كه جامعه از آن كمك مي گيرد. اين افكار از عالم طبيعي يا قوانين مادي يا حتي عقل نشأت نمي گيرد بلكه از پيشينه تمدن، ارزش و اخلاق برخوردار است.
                      مرجعيت نهايي يعني همان افكار ناخودآگاه عبارت است از مفاهيم و حدسيات اساسي كه انسان به آن معتقد است و پيش از ادراك، پيگيري، تحليل و ارزيابي به كار گرفته مي شود در انگليسي از آن به عنوان ما قبل فهم preunderstanding نام مي برند. اين انديشه هاي ناخودآگاه كه پيش از فهم مورد استفاده قرار مي گيرد حاصل تجربيات گذشته نيست بلكه نتيجه نمونه حاكم است كه انسان در دوران كودكي آن را بدون اينكه بداند ذخيره مي كند سپس در ضمير انسان به تكاپو مي افتد و درك آن را معين مي كند. هيچ جامعه اي بدون مرجعيت نهايي نمي تواند رويكردها و اولويت ها را معين كند و نمي تواند امور را به گونه اي پيش ببرد كه با منافع اعضاي اين جامعه كه افراد و نخبگان حاكم بر جامعه براي خود معين كرده اند، هماهنگ باشد.
                      بدون مرجعيت نهايي جامعه معيارهايي را كه ممكن است با آن بر محيط ظاهري و حوادث و رخدادها در آن از ساده ترين آن گرفته تا پيچيده ترين حكم كند، از دست مي دهد.

                      مصلحت استراتژيك كه در چارچوب مرجعيت نهايي مشخص مي گردد مسئله ساده اي نيست كه بتوان آن را با علوم، رياضيات و بدون دخالت فرد محقق ساخت بلكه ديدگاه نخبگان حاكم بر جامعه در زمينه منافعشان و منافعي كه اكنون در اختيار دارند و مي كوشند آن را حفظ كنند و چارچوب نماديني كه در خلال آن اين منافع را تعيين مي كنند و نيز باور سياسي و ديني كه مشروعيت نخبگان بر آن استوار است همه و همه در تعيين اين مصلحت نقش دارند. اعضاي حاكم بر جامعه بر اين باور نيستند كه مصلحت عالي دولت مصلحت آنها به عنوان جماعت يا طبقه خواهد بود و لزوماً منافع دولت تماماً به نفع اغلب اعضاي جامعه نيست. اين منافع با توجه به همه مردم ارزيابي مي شوند نه با در نظر گرفتن تصميم گيرندگان جامعه.

                      براي بيان اين موضع آلمان نازي را مثال مي زنيم. هنگامي كه نازي ها حكومت را به دست گرفتند با توجه به ديدگاهشان نسبت به جهان "مصلحت آلمان" را مطرح كردند كه ديدگاهي غير عقلاني بود و در آخر نيز همين تفكر علت اصلي نابودي نظام نازي شد.

                      ما در اينجا نمي خواهيم تأكيد كنيم كه دولت بزرگي همچون آمريكا منافع استراتژيك خود را به طور سنجيده مشخص نمي كند بلكه آن را با توجه به مرجعيت نهايي كه عوامل زيادي در آن دخالت دارد، معين مي كند. عناصر عيني(موازين قوا) عناصر عيني دروني (مصلحت دولت كه نخبگان حاكم آن را تعيين مي كنند) عناصر داخلي( چهره هاي برجسته ملي و ديني) به شكل مركب بر هم تأثير مي گذارند و لزوماً در چارچوب منطقه و عينيت نمي گنجند.

                      به اعتقاد من غرب مصلحت استراتژيك خود را از ابتداي قرن نوزدهم (يعني پيش از ظهور هر لابي يهودي يا غير يهودي) شناخت به طوري كه به جهان به عنوان ماده اي مصرفي نگاه مي كرد كه بايد آن را در خدمت بگيرد، در همين چارچوب منطقه عربي را منبع سرشاري از مواد خام (ارزان قيمت) و زمينه مناسبي براي سرمايه گذاري (فقط براي دستيابي به سود) و بازار وسيعي براي كالاهايش (كه توليد سپس مصرف مي كرد و بر ثروتش مي افزود) يا پايگاهي استراتژيك بسيارمهم و خطرناك ( براي امنيتش) مي دانست كه اگر بر آن سيطره نمي يافت نيروهاي متخاصم ( همچون اتحاد جماهير شوروي سابق) از آن عليه اين دولت استفاده مي كردند. ارتش هاي جهان غرب ( از جمله ارتش آمريكا) به سمت اين منطقه سرازير شدند و آن را استثمار و با توجه به همين نظرات آن را چپاول كردند.

                      ايالت متحده آمريكا رابطه خود را با "اسرائيل" در همين چارچوب تفسير مي كند، زيرا رژيم صهيونيستي براي خدمت به منافع استراتژيك غرب برپا شده و توانسته است نقش خود را به نحو احسن ايفا كند. از آنجايي كه رژيم صهيونيستي منافع استراتژيك آمريكا را تحقق مي بخشد بعيد است كه براي ايالت متحده آمريكا دردسر ساز باشد، از اين رو سخن گفتن از قدرت لابي صهيونيستي و سيطره آن بر تصميم گيري هاي سياسي آمريكا تا حد زيادي ساده لوحانه و خلاف حقايق تاريخي است. بهتر است كه در اين زمينه اشاره كنيم هنگامي كه اروپا تلاش محمد علي پاشا را در زمينه نوگرايي در مصر كه در نوع خود در جهان سوم جزو اولين تجربيات محسوب مي شد، ناكام گذاشت يهوديان بازيگران اصلي سياست بين المللي نبودند. هنگامي كه مزدوران آمريكا آلنده رئيس جمهور منتخب شيلي را ( در 11 سپتامبر 1974) ترور كردند لابي شيلي سازمان اطلاعات مركز آمريكا را به ارتكاب چنين جنايتي تشويق نكرد. آمريكا بر اساس اين تصور كه اين اقدام در خدمت مصلحت استراتژيك ايالت متحده و امنيت ملي آن خواهد بود، به آن دست زد. هنگامي كه ايالت متحده آمريكا هزاران تن از سربازان خود را به جنگل هاي ويتنام اعزام كرد تا ميليون ها ويتنامي را قرباني كنند و خشك و تر با هم سوختند و ده ها هزار تن كشته يا زخمي شدند اين اقدام برگرفته از تصور آن در زمينه مصلحت استراتژيك آمريكا بود.

                      هنگامي "دوكاكيس" كه اصالتاً يوناني بود نامزد حزب جمهوري براي رياست جمهوري در ايالت متحده شد، سخنگوي دولت تركيه از وي پرسيد كه آيا اين امر موجب نگراني دولتش نمي شود پاسخ وي ساده و آشكار بود و آن اينكه ايالات متحده مصالح استراتژيك ثابتي دارد و اختلاف نژادي نمي تواند بر آن تاثير بگذارد. در همان زمان رسانه هاي كشورهاي عربي از اينكه همسر "دوكاكيس" يهودي است و بر تصميم گيري هاي آمريكا تأثير مي گذارد به شدت ابراز نگراني مي كردند.
                      و الله اعلم
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment


                      • #86

                        Comment


                        • #87
                          are man fekr mikonam ke iran bayad ba us dobare ertebat bargharar konan yani alani...

                          Comment


                          • #88
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment


                            • #89
                              زندگي كودكان بدون پدر و ‏در فقر، ‏آشفتگي عاطفي، ‏اعتياد به مواد مخدر، افسردگي وازدياد ‏پورنوگرافي گرديده است.به عبارت ديگر، ‏سكس پيش از ازدواج، بيش از هر عامل ديگري سبب آسيب‏ها ومشكلات اجتماعي شده وبه خاطر تمام آن‏ها بايد برنامه‏هاي كنوني آموزش جنسي را مقصر دانست.


                              سامويل بلومن فلد نويسنده بيش از هشت كتاب در خصوص ‏مباحث آموزشي در ايالات متحده آمريكا است."چطور آموزش دهيم؟"، "آيا آموزش دولتي لازم است؟"، "مدارس خانگي:راهگشاي والدين براي آموزش بچه ها"، "بيسوادان نوين-و چه كنيم تا فرزندمان يكي از آن‏ها نباشد؟" عناوين برخي از كتاب هاي وي هستند.بلومن فلد در اين نوشتار، ‏جريانات ‏تاثيرگذار ير شكل گيري آموزش جنسي و ‏محتواي آن در آمريكا را به اختصار بيان مي كند.

                              هر نظريه‏اي به نتيجه‏اي منجر مي‏شود ونظريات غلط، ‏نتايج غلطي دارند.ايده موجود در وراي آموزش جنسي، ‏بيش از هر نيروي سكولار ديگري درآمريكا، ‏قصد نابودي تعاليم اخلاقي انجيل را دارد.

                              اولين نظريه براي حمله به اخلاق جنسي سنتي، ديدگاه‏هاي زيگموند فرويد ‏ مبني بر آن بود كه سركوب جنسي باعث روان نژندي مي‏شود.اگر سركوب جنسي اختلال رواني ايجاد كند، البته علاج آن آزادي جنسي خواهد بود.اين روش درماني مورد توصيه فرويد نبود،‏اما ايده‏هاي فرويد تاثيري چنان عميق بر فرهنگ آمريكايي گذاشتند كه خيلي زود لباس‏هاي زنان ازلباس‏هاي پوشيده سال‏هاي ‏1900با گذست تنها بيست سال، ‏تبديل به لباس‏هايي نامناسب شدند.

                              فرويد براي ساكنان دهكده گرينويچ و روشنفكران، ‏زمينه مساعدي را فراهم كرد.او توجيهي علمي براي بي‏بندوباري جنسي وبي اعتنايي به ‏اخلاق جنسي ايجاد نمود.

                              دومين ايده اصلي را مارگارت سنگر ‏ابراز نمود، كه يك جامعه شناس و مدافع روابط آزاد بود؛ كسي كه نبرد براي پيشبرد شيوه‏هاي ضد بارداري وسقط جنين را، ‏با هدف رهاسازي زنان از بارحاملگي‏هاي ناخواسته آغازكرد.

                              بعدها سنگر، ديدگاه‏هاي طرفداران اصلاح نژادي را اتخاذ كرد، آن‏ها معتقد بودند فقط"افراد شايسته" ‏بايد تشويق به بچه داشتن شوند و"افراد ناشايست"بايد از آن خودداري كنند.بنابراين آموزش جنسي، ‏بخش اجتناب ناپذير جنبش كنترل زادوولد سنگر شد.در نتيجه، ‏موسسه پلانيد پرنت هود، ‏كه اوآن راتاسيس كرد، پيشگام دفاع ازآموزش جامع جنسي در مدارس گرديد.

                              در1953، ‏لنالوين، ‏ سردبير روزنامه پلانيد پرنت هود نوشت:‌‌[هدف ما] اين است كه به عنوان مربيان و والدين آماده كمك به جوانان باشيم تا آنان قبل از ازدواج رضايت جنسي داشته باشند.ما با تاييد سكس قبل ازازدواج، ‏احساس ترس وگناه جوانان را از بين مي‏بريم...مابايد آماده باشيم تا براي پسران ودختران جوان بهترين شيوه‏هاي ضد بارداري موجود رافراهم كنيم، ‏طوري كه آن‏ها روش‏هاي لازم براي دستيابي به رضايتمندي جنسي را بدون نگراني از احتمال حاملگي در اختيار داشته باشند.

                              سومين بخش نظريات زيان آور را، سكسولوژيستي ‏به نام آلفرد.سي.كنزي، ‏رئيس"موسسه پژوهش سكس دانشگاه اينديانا" ارائه كرد كه بنياد راكفلر سرمايه گذاراصلي آن بود.

                              گزارش معروف دكتر كنزي با عنوان "رفتار جنسي در انسان مذكر"درسال1958منتشر شد، واين ديدگاه را انعكاس مي‏داد كه موجودات انساني از ابتداي تولد، تمايلات جنسي دارند.داده هاي317كودك وپسر جوان به طور فرعي منبع علمي ايده او را فراهم كرد.در حقيقت اين داده‏ها از طريق فردي پدوفيلي به دست آمده بود كه با تحريك و آزار كودكان وپسران، ‏نتايج آزمايش‏هاي جنايتكارانه‏اش راثبت مي‏كرد.همه ي اينها را سال‏ها بعد دكتر ‏جوديت رايزمن ‏فاش كرد وكنزي را متهم به همدستي در سوء استفاده جنسي از كودكان نمود.

                              چهارمين ديدگاه توسط دكتر ماري كالدرون، ‏ مدير پيشين بخش پزشكي پلانيد پرنت هود مطرح شد.او وهمكاران انسان گرايش، ‏سيكوس را در موسسه كنزي با هدف ويژه آموزش ديدگاه‏هاي جنسي كنزي، به نام آموزش‏هاي جنسي راه اندازي كردند.دكتر كالدرون آموزش جنسي را تبديل به چيزي كرد كه در حال حاضر در مدارس آمريكا تدريس مي‏شود. سيكوس بيشتر مطالب درسي كنوني مدارس دولتي را تهيه مي‏كند.

                              پنجمين نظريه انقلابي از" مانيفيست انسان گرايي دو " (1937)ناشي مي‏شد كه ديدگاه‏هاي مذهب سنتي را با توجه به رفتارهاي جنسي به چالش مي‏كشيد ومدعي آزادي مطلق جنسي بين افراد بالغ تحت عنوان استاندارد جديد اخلاقي براي تمايلات جنسي بود. اين مانيفيست را تعداد زيادي اساتيد دانشگاهي شامل دكتر لستر.اي. كير كندال، ‏رئيس سيكوس، ‏و دكتر آلن.سي. گات ماچر، ‏نماينده پلانيد پرنت هود‏امضا كرده بودند. .

                              در1976 دكتر كير كندال، "قانون جديدحقوق ووظايف جنسي"را منتشر كرد كه توسط 37نويسنده و سكسولوژيست برجسته‏امضا شده بود.در اين كتاب آمده است:"مانيفيست انسان گرايي دو، شامل بحث كوتاهي درخصوص مسايل جنسي است.تصور ما اين بود كه مي‏تواند بيانيه جزيي مفيدي در اين باره باشد."

                              از بطن اين مديريت واحد در سازمان‏هاي انسان گراي آموزش جنسي، ‏ مفاد درسي برنامه‏هاي آموزشي مدارس آمريكا بيرون مي‏آيد ونتيجه ي آن شيوع سكس قبل از ازدواج بين دانش آموزان است كه منجر به حاملگي‏هاي

                              ناخواسته، ‏بيماري‏هاي جنسي، ‏ سوءاستفاده‏هاي فيزيكي وحتي قتل شريك جنسي، افزايش انحراف جنسي،

                              زندگي كودكان بدون پدر و ‏در فقر، ‏آشفتگي عاطفي، ‏اعتياد به مواد مخدر، افسردگي وازدياد ‏پورنوگرافي گرديده است.به عبارت ديگر، ‏سكس پيش از ازدواج، بيش از هر عامل ديگري سبب آسيب‏ها ومشكلات اجتماعي شده وبه خاطر تمام آن‏ها بايد برنامه‏هاي كنوني آموزش جنسي را مقصر دانست.

                              راه حل چيست؟ به اعتقاد سكسولوژيست ها، ما كم و زياد به سكس نياز داريم.و بنابراين سياستگذاران تصميم گرفته‏اند با تزريق بودجه دولت فدرال در برنامه‏هاي آموزش جنسي مدارس، ‏به ما كمك كنند. پيامد اين كار آن است كه آموزش جنسي تحريك كننده تر و ارزش‏هاي سنتي انزجار آورتر و كفر آميز تر شده اند.

                              درحال حاضرتنها راه حل والدين، استفاده از آموزش خانگي يا مدارس خصوصي است.اين تنها روشي است كه آن‏ها مي‏توانند از طريق آن معصوميت كودكان خود راحفظ كنند.

                              درسال1999، سيكوس در يك نظر سنجي از خوانندگان خود خواست افرادي را نام ببرند كه بيشترين تاثير روي مباحث مربوط به جنسيت را داشته اند.نخستين 10 نفري را كه از ميان 100 نفرانتخاب شدنداين‏ها بودند:ژودي بلوم، ‏ماري كالدرون، الن دي جنرز، ‏ژاكلين الدرز، ‏هيو هفنر، ‏آنيتاهيل، ‏مجيك جانسون، ‏مدونا، گلوريااستينم ‏و روث وست هايمر ؛همه از آمريكا!
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment


                              • #90
                                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...
                                X