جمهورى اسلامى چين و روسيه را هم به بنبست خواهد رساند
دارا گلستان
پس از پايان دوره اى که اروپا مبتکر ارائه طرح هائى براى حل نهائى بحران مىباشد ما به دورهاى خواهيم رسيد که اين وظيفه بر عهدهء چين و روسيه قرار خواهد گرفت. هم چين و هم روسيه بر اين امر واقف و در عين حال نگراناند
در اخبار آمده است که چين از طرح مشوقهاى کشور هاى اروپائى در قبال همکارى جمهورى اسلامى در رابطه با پرونده اتمى خود حمايت ميکند.
چين اعلام کرده که از پيشنهادهای تشويقى اروپا به جمهورى اسلامى بعنوان راه حلى که ميتواند رودر روئى جامعه جهانى با ايران را حل کند حمايت ميکند. همزمان روسيه سرسختانه با هر قطعنامهاى از سوى شوراى امنيت که مقدمهاى براى استفاده از زور باشد مخالف است.
تلاشهاى بينالمللى براى قانع کردن حکومت ايران به دست کشيدن از برنامههاى اتمى خود با بن بست روبرو شده است. از يک سو آمريکا خواهان اتخاذ سياست هاى عملى و موثر است، ولى از سوی ديگر چين و روسيه با هرگونه اعمال فشار يا استفاده از زبان زور و يا تحريم مخالفت ميکنند.
اتحاديه اروپا دوشنبه گذشته طى پيشنهادى حاضر شد در مقابل دست کشيدن حکومت ايران از غنى سازى اورانيوم و روشن کردن تخلفات گذشته خود که به اعتقاد بازرسان سازمان انرژى اتمى بىپاسخ ماندهاند، تکنولوژى ساختن نيرو گاه هستهاى براى استفادههاى غير نظامى را در اختيار ايران قرار بدهد.
سخنگوى وزارت خارجه چين پس از دو روز مذاکرهء نمايندگان روسيه و چين در پکن اعلام کرد که از تلاشهاى با اهميت اروپائىها براى رسيدن به راه حل صلحآميز دفاع ميکند. او همچنين از ايران خواست که به طرح اروپا پاسخ مثبت بدهد و آرزو کرد که اروپا با تکميل طرح خود به نگرانيهاى منطقى حکومت ايران نيز توجه بکند.
طبق گزارش خبرگزارى دولتى روسيه وزير امور خارجه آن کشور در پکن از ايران خواست تا به باقى ماندهء خواستهاى آژانس پاسخ هاى روشنى بدهد. "سرگى لاورف" نگرانى خود از عدم پاسخگوئى ايران به سوالاتى را که تاکنون آژانس انرژى اتمى طرح نموده است، اعلام کرد. آخرين خبر ها حاکى از اين است که اروپا حتى حاضر است در امتيازات، تضمين هاى امنيتى به جمهورى اسلامى را نيز بگنجاند. اما آمريکا حاضر به قبول چنين پيششرط هايى بدون اطمينان از عقب نشينى جمهورى اسلامى در تمامى زمينههاى مورد اختلاف نيست.
جمهورى اسلامى ميگويد خواهان حل موضوع از طريق گفتگوست، به شرطى که حق جمهورى اسلامى در ادامه فعاليتهاى غنىسازى اورانيوم به رسميت شناخته شود.
وزير امور خارجه روسيه ميگويد: روسيه و چين هيچکدام از قطعنامهاى که مقدمهاى براى استفاده از زور باشد حمايت نخواهند کرد. آمريکا متعاقبا خواهان قطعنامههائى است که شامل ذکر پيامد هائى در صورت سر پيچى جمهورى اسلامى نيز باشد. جمهورى اسلامى هر راه حلى را که شامل به رسميت شناختن حق غنى سازى نباشد، پيشاپيش مردود دانسته است. در چنين حالتى اميدى به موفقيت تلاشهاى اروپا در چارچوب شوراى امنيت وجود ندارد. اين وضع اگر چه ميتواند براى ماهها ادامه پيدا کند ولى ناچار به نقطهء تلاقى خواهد رسيد. در ماههاى آينده تمام طرفهاى فعال ناچار پس از هر تلاشى دوباره به نقطهء صفر خواهند رسيد و خبر ها به علت تکرار خسته کننده خواهند شد. ماههاى پيش رو، چين و روسيه را به قبول واقعى بودن بنبست ميکشاند. اما تا آن زمان دهها پيشنهاد ديگر از سوى اتحاديه اروپا ارائه خواهند گشت. در اين مرحله چين يا روسيه طرحى را ارائه نخواهند کرد. در واقع هيچ طرحى که بتواند هم جمهورى اسلامى و هم آمريکا را "خشنود" کند وجود ندارد!
پس از پايان دوره اى که اروپا مبتکر ارائه طرح هائى براى حل نهائى بحران مىباشد ما به دورهاى خواهيم رسيد که اين وظيفه بر عهدهء چين و روسيه قرار خواهد گرفت. هم چين و هم روسيه بر اين امر واقف و در عين حال نگراناند. دير يا زود "متحدين" جمهورى اسلامى مجبور ميشوند حالت "پاتى“ را که ايجاد کردهاند، بهعنوان بنبست بپذيرند. تا آنزمان هنوز ماهها فرصت باقى مانده است. در حقيقت تمام طرفهاى در گير اين موضوع را که براى ماههاى آينده چه چيزى در انتظارشان هست، بهخوبى ميدانند.
واشنگتن استراتژى خود را بر مبناى چنين دور نمائى (به تحليل بردن تمام ظرفيتهاى چين و روسيه) طرحريزى کرده و به همين علت حاضر به مذاکره مستقيم با حکومت تهران نيست. گر چه جمهورى اسلامى نيز ميداند که چنين راهى از هم اکنون به بن بست رسيده اما ميداند که هنوز مقدارى زمان باقى است. حکومت ايران ممکن است به اميد انتخابات نوامبر امسال در آمريکا باشد. ترکيب کنگره آمريکا، شامل مجلس نمايندگان و سنا پس از انتخابات ماه نوامبر تغيير خواهد کرد. از امروز نمىتوان ميزان دقيق تغييرات را دانست. دموکراتها اميد زيادى به باز پس گرفتن مجلس نمايندگان دارند، اما هيچ نشانهاى از اينکه مجلس نمايندگان آمريکا با اکثريت دموکراتها سياستى متفاوت از مجلس کنونى در قبال جمهورى اسلامى را در پيش بگيرد موجود نيست. دموکراتها به لحاظ تاريخى به اسرائيل نزديکتر از جمهوريخواهان بودهاند و سياست اسرائيل در قبال جمهورى اسلامى اتمى روشنتر از آن است که نياز به گفتن داشته باشد. گذشته از اين مجلس نمايندگان بدون مجلس سنا قادر نيست مانعى جدى براى طرحهاى واشنگتن در قبال جمهورى اسلامى باشد.
اگر اين فرض را قبول کنيم که استراتژى کاخ سفيد در مورد برنامههاى هستهاى جمهورى اسلامى شامل مراحل متفاوتى با يک هدف مشخص است، ميتوان چنين برداشت کرد که فاز اول آن کشيدن پرونده به شوراى امنيت سازمان ملل بوده است که با موفقيت انجام شد. فاز دوم ابتکار عمل را به اتحاديه اروپا ميدهد که اين مرحله در جريان است. در اين فاز با توجه به عدم نرمش حکومت ايران در قبال تلاشهاى اتحاديه اروپا، ظرفيت مخالفتخوانى هاى چين و روسيه به پايان ميرسند.
در فاز سوم ابتکار عمل به چين و روسيه ميرسد، ولى چين و روسيه چيزى بيش از آنکه قبلا ارائه شده را در اختيار نخواهند داشت و ممکن است آگاهانه از قبول چنين نقشى پرهيز کنند.
در واشنگتن عقيده بر اين است که به چنين مرحلهاى که به معناى ناتوانى سازمان ملل است خواهند رسيد. روشن است که در سازمان ملل، عدم توافق پنج عضو دائم در شوراى امنيت، اين سازمان بينالمللى را به استيصال خواهد کشاند.
گذر از فاز سوم را نبايد با رسيدن به گزينهء حل نظامى يکى فرض کرد. اقتصاد ناتوان جمهورى اسلامى و فساد فراگير در نظام اقتصادى و سياسى کشور با توجه به وابستگى شديد به واردات، موقعيت حکومت تهران را بسيار شکننده ميکند.
مقامات حکومت تهران همواره گفتهاند که پروندهء هستهاى براى غرب و بهخصوص آمريکا تنها يک بهانه است و عقبنشينى در اين زمينه مصادف با طرح بهانههاى ديگرى خواهد بود. در اين ادعا حقيقتى نهفته است که نبايد ناديده گرفته شود. بنيادگرائى اسلامى و رابطه حکومت ايران با تروريسم بنيادگرا يکى از نگرانىهاى مداوم غرب ميباشد و تا جمهورى اسلامى به بنيادگرائى و تروريسم دامن ميزند اختلافاتش با غرب حل و فصل نخواهند شد.
موضوع مهم ديگر تضمين آزاد جريان نفت ميباشد. حدود ۶٠ در صد از ذخائر شناخته شده نفت جهان در خاور ميانه جاى دارند. بيش از ۵٠ درصد از ذخائر نفت جهان متعلق به کشور هاى عربستان، عراق، ايران و کويت ميباشند. و نهايتا اينکه اميد به کشف يا وجود ذخائر جديد نفت در جهان مداوما کمتر ميشود.
آمريکا بزرگترين مصرف کننده، حدود ٢۵ در صد از توليدات نفت را مصرف ميکند، چين هشت و دو دهم، ژاپن شش و چهار دهم، آلمان سه و سه دهم، هند سه و دو دهم، فرانسه دو و پنج دهم و انگلستان دو و يک دهم در صد از توليد نفت جهان را استفاده ميکنند. آمريکا وابستگى چندانى به نفت خاورميانه ندارد و تنها ۴ در صد از نفت مورد نياز خود را از خاورميانه تامين ميکند. ولى وابستگى متحدان اصلى آمريکا، ژاپن و اروپا به نفت خاورميانه بسيار زياد است. خاور ميانه در عين حال از بىثبات ترين مناطق جهان نيز هست. هيچکدام از مصرف کننندگان اصلى نفت خاورميانه قادر به تضمين آزاد جريان نفت از منطقه نيستند و به اين لحاظ وابستگى شديدى به حضور نظامى آمريکا در خليج فارس دارند. هرگونه اميدى از سوى حکومت ايران به شکاف جدى در جبههء آمريکا ـ اروپا بى پايه است و از سوى ديگر لجبازى حکومت اسلامى هر روز موضع چين و روسيه در مقابل جبهه آمريکا ـ اروپا را ضعيف تر ميکند.
پرونده هسته اى جمهورى اسلامى موضوع روز ها و هفته ها نيست. دپيلماسى آشکار و پنهان حول و حوش اين پرونده، موضوع يک دپيلماسى چندين ماهه يا يکى دو ساله است؛ اما همانگونه که پيش تر ديده ايم ماهها و سالها را نيز ميتوان بدون نتيجهگيرى و حل نهائى مناقشه به هدر داد.
دارا گلستان
پس از پايان دوره اى که اروپا مبتکر ارائه طرح هائى براى حل نهائى بحران مىباشد ما به دورهاى خواهيم رسيد که اين وظيفه بر عهدهء چين و روسيه قرار خواهد گرفت. هم چين و هم روسيه بر اين امر واقف و در عين حال نگراناند
در اخبار آمده است که چين از طرح مشوقهاى کشور هاى اروپائى در قبال همکارى جمهورى اسلامى در رابطه با پرونده اتمى خود حمايت ميکند.
چين اعلام کرده که از پيشنهادهای تشويقى اروپا به جمهورى اسلامى بعنوان راه حلى که ميتواند رودر روئى جامعه جهانى با ايران را حل کند حمايت ميکند. همزمان روسيه سرسختانه با هر قطعنامهاى از سوى شوراى امنيت که مقدمهاى براى استفاده از زور باشد مخالف است.
تلاشهاى بينالمللى براى قانع کردن حکومت ايران به دست کشيدن از برنامههاى اتمى خود با بن بست روبرو شده است. از يک سو آمريکا خواهان اتخاذ سياست هاى عملى و موثر است، ولى از سوی ديگر چين و روسيه با هرگونه اعمال فشار يا استفاده از زبان زور و يا تحريم مخالفت ميکنند.
اتحاديه اروپا دوشنبه گذشته طى پيشنهادى حاضر شد در مقابل دست کشيدن حکومت ايران از غنى سازى اورانيوم و روشن کردن تخلفات گذشته خود که به اعتقاد بازرسان سازمان انرژى اتمى بىپاسخ ماندهاند، تکنولوژى ساختن نيرو گاه هستهاى براى استفادههاى غير نظامى را در اختيار ايران قرار بدهد.
سخنگوى وزارت خارجه چين پس از دو روز مذاکرهء نمايندگان روسيه و چين در پکن اعلام کرد که از تلاشهاى با اهميت اروپائىها براى رسيدن به راه حل صلحآميز دفاع ميکند. او همچنين از ايران خواست که به طرح اروپا پاسخ مثبت بدهد و آرزو کرد که اروپا با تکميل طرح خود به نگرانيهاى منطقى حکومت ايران نيز توجه بکند.
طبق گزارش خبرگزارى دولتى روسيه وزير امور خارجه آن کشور در پکن از ايران خواست تا به باقى ماندهء خواستهاى آژانس پاسخ هاى روشنى بدهد. "سرگى لاورف" نگرانى خود از عدم پاسخگوئى ايران به سوالاتى را که تاکنون آژانس انرژى اتمى طرح نموده است، اعلام کرد. آخرين خبر ها حاکى از اين است که اروپا حتى حاضر است در امتيازات، تضمين هاى امنيتى به جمهورى اسلامى را نيز بگنجاند. اما آمريکا حاضر به قبول چنين پيششرط هايى بدون اطمينان از عقب نشينى جمهورى اسلامى در تمامى زمينههاى مورد اختلاف نيست.
جمهورى اسلامى ميگويد خواهان حل موضوع از طريق گفتگوست، به شرطى که حق جمهورى اسلامى در ادامه فعاليتهاى غنىسازى اورانيوم به رسميت شناخته شود.
وزير امور خارجه روسيه ميگويد: روسيه و چين هيچکدام از قطعنامهاى که مقدمهاى براى استفاده از زور باشد حمايت نخواهند کرد. آمريکا متعاقبا خواهان قطعنامههائى است که شامل ذکر پيامد هائى در صورت سر پيچى جمهورى اسلامى نيز باشد. جمهورى اسلامى هر راه حلى را که شامل به رسميت شناختن حق غنى سازى نباشد، پيشاپيش مردود دانسته است. در چنين حالتى اميدى به موفقيت تلاشهاى اروپا در چارچوب شوراى امنيت وجود ندارد. اين وضع اگر چه ميتواند براى ماهها ادامه پيدا کند ولى ناچار به نقطهء تلاقى خواهد رسيد. در ماههاى آينده تمام طرفهاى فعال ناچار پس از هر تلاشى دوباره به نقطهء صفر خواهند رسيد و خبر ها به علت تکرار خسته کننده خواهند شد. ماههاى پيش رو، چين و روسيه را به قبول واقعى بودن بنبست ميکشاند. اما تا آن زمان دهها پيشنهاد ديگر از سوى اتحاديه اروپا ارائه خواهند گشت. در اين مرحله چين يا روسيه طرحى را ارائه نخواهند کرد. در واقع هيچ طرحى که بتواند هم جمهورى اسلامى و هم آمريکا را "خشنود" کند وجود ندارد!
پس از پايان دوره اى که اروپا مبتکر ارائه طرح هائى براى حل نهائى بحران مىباشد ما به دورهاى خواهيم رسيد که اين وظيفه بر عهدهء چين و روسيه قرار خواهد گرفت. هم چين و هم روسيه بر اين امر واقف و در عين حال نگراناند. دير يا زود "متحدين" جمهورى اسلامى مجبور ميشوند حالت "پاتى“ را که ايجاد کردهاند، بهعنوان بنبست بپذيرند. تا آنزمان هنوز ماهها فرصت باقى مانده است. در حقيقت تمام طرفهاى در گير اين موضوع را که براى ماههاى آينده چه چيزى در انتظارشان هست، بهخوبى ميدانند.
واشنگتن استراتژى خود را بر مبناى چنين دور نمائى (به تحليل بردن تمام ظرفيتهاى چين و روسيه) طرحريزى کرده و به همين علت حاضر به مذاکره مستقيم با حکومت تهران نيست. گر چه جمهورى اسلامى نيز ميداند که چنين راهى از هم اکنون به بن بست رسيده اما ميداند که هنوز مقدارى زمان باقى است. حکومت ايران ممکن است به اميد انتخابات نوامبر امسال در آمريکا باشد. ترکيب کنگره آمريکا، شامل مجلس نمايندگان و سنا پس از انتخابات ماه نوامبر تغيير خواهد کرد. از امروز نمىتوان ميزان دقيق تغييرات را دانست. دموکراتها اميد زيادى به باز پس گرفتن مجلس نمايندگان دارند، اما هيچ نشانهاى از اينکه مجلس نمايندگان آمريکا با اکثريت دموکراتها سياستى متفاوت از مجلس کنونى در قبال جمهورى اسلامى را در پيش بگيرد موجود نيست. دموکراتها به لحاظ تاريخى به اسرائيل نزديکتر از جمهوريخواهان بودهاند و سياست اسرائيل در قبال جمهورى اسلامى اتمى روشنتر از آن است که نياز به گفتن داشته باشد. گذشته از اين مجلس نمايندگان بدون مجلس سنا قادر نيست مانعى جدى براى طرحهاى واشنگتن در قبال جمهورى اسلامى باشد.
اگر اين فرض را قبول کنيم که استراتژى کاخ سفيد در مورد برنامههاى هستهاى جمهورى اسلامى شامل مراحل متفاوتى با يک هدف مشخص است، ميتوان چنين برداشت کرد که فاز اول آن کشيدن پرونده به شوراى امنيت سازمان ملل بوده است که با موفقيت انجام شد. فاز دوم ابتکار عمل را به اتحاديه اروپا ميدهد که اين مرحله در جريان است. در اين فاز با توجه به عدم نرمش حکومت ايران در قبال تلاشهاى اتحاديه اروپا، ظرفيت مخالفتخوانى هاى چين و روسيه به پايان ميرسند.
در فاز سوم ابتکار عمل به چين و روسيه ميرسد، ولى چين و روسيه چيزى بيش از آنکه قبلا ارائه شده را در اختيار نخواهند داشت و ممکن است آگاهانه از قبول چنين نقشى پرهيز کنند.
در واشنگتن عقيده بر اين است که به چنين مرحلهاى که به معناى ناتوانى سازمان ملل است خواهند رسيد. روشن است که در سازمان ملل، عدم توافق پنج عضو دائم در شوراى امنيت، اين سازمان بينالمللى را به استيصال خواهد کشاند.
گذر از فاز سوم را نبايد با رسيدن به گزينهء حل نظامى يکى فرض کرد. اقتصاد ناتوان جمهورى اسلامى و فساد فراگير در نظام اقتصادى و سياسى کشور با توجه به وابستگى شديد به واردات، موقعيت حکومت تهران را بسيار شکننده ميکند.
مقامات حکومت تهران همواره گفتهاند که پروندهء هستهاى براى غرب و بهخصوص آمريکا تنها يک بهانه است و عقبنشينى در اين زمينه مصادف با طرح بهانههاى ديگرى خواهد بود. در اين ادعا حقيقتى نهفته است که نبايد ناديده گرفته شود. بنيادگرائى اسلامى و رابطه حکومت ايران با تروريسم بنيادگرا يکى از نگرانىهاى مداوم غرب ميباشد و تا جمهورى اسلامى به بنيادگرائى و تروريسم دامن ميزند اختلافاتش با غرب حل و فصل نخواهند شد.
موضوع مهم ديگر تضمين آزاد جريان نفت ميباشد. حدود ۶٠ در صد از ذخائر شناخته شده نفت جهان در خاور ميانه جاى دارند. بيش از ۵٠ درصد از ذخائر نفت جهان متعلق به کشور هاى عربستان، عراق، ايران و کويت ميباشند. و نهايتا اينکه اميد به کشف يا وجود ذخائر جديد نفت در جهان مداوما کمتر ميشود.
آمريکا بزرگترين مصرف کننده، حدود ٢۵ در صد از توليدات نفت را مصرف ميکند، چين هشت و دو دهم، ژاپن شش و چهار دهم، آلمان سه و سه دهم، هند سه و دو دهم، فرانسه دو و پنج دهم و انگلستان دو و يک دهم در صد از توليد نفت جهان را استفاده ميکنند. آمريکا وابستگى چندانى به نفت خاورميانه ندارد و تنها ۴ در صد از نفت مورد نياز خود را از خاورميانه تامين ميکند. ولى وابستگى متحدان اصلى آمريکا، ژاپن و اروپا به نفت خاورميانه بسيار زياد است. خاور ميانه در عين حال از بىثبات ترين مناطق جهان نيز هست. هيچکدام از مصرف کننندگان اصلى نفت خاورميانه قادر به تضمين آزاد جريان نفت از منطقه نيستند و به اين لحاظ وابستگى شديدى به حضور نظامى آمريکا در خليج فارس دارند. هرگونه اميدى از سوى حکومت ايران به شکاف جدى در جبههء آمريکا ـ اروپا بى پايه است و از سوى ديگر لجبازى حکومت اسلامى هر روز موضع چين و روسيه در مقابل جبهه آمريکا ـ اروپا را ضعيف تر ميکند.
پرونده هسته اى جمهورى اسلامى موضوع روز ها و هفته ها نيست. دپيلماسى آشکار و پنهان حول و حوش اين پرونده، موضوع يک دپيلماسى چندين ماهه يا يکى دو ساله است؛ اما همانگونه که پيش تر ديده ايم ماهها و سالها را نيز ميتوان بدون نتيجهگيرى و حل نهائى مناقشه به هدر داد.


Comment