Announcement

Collapse
No announcement yet.

Nuclear Crisis

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • لذا نبايد تصور کنيم غربی ها بدون محاسبه وارد آن کارزار می شوند، یعنی قطعاً آنها محاسبات لازم از میزان نفت و سهم ایران در بازار جهانی را به عمل آورده اند.
    در حال حاضر از 84 میلیون و پانصد هزار بشکه نفت مصرفی در بازارهای جهانی دو میلیون چهارصد هزار بشکه تعلق به ایران دارد و این سهم چندان مهم و کلیدی نیست تا بتواند همه جهان را فلج کند. البته من می پذیرم که بازار نفت طی دو سال گذشته آشفته بوده و نه ما و نه عربستان نمی دانیم چرا ناگهان غربی ها تا اين حد تلاش کردند که قیمت نفت بالا برود. این مسئله یکبار هم در دهه هفتاد اتفاق افتاد بدون اینکه ما و عربستان به عنوان اولین و دومین صادرکننده نفت، از نقشی اساسی و محوری در آن مقطع برخوردار بوده باشيم. درست است که اپک سهم موثری در تعيين قیمت نفت دارد اما بخاطر داشته باشیم امروز اپک از بین 84 میلیون بشکه نياز بازار جهانی فقط سهمی 33 درصدی دارد اين در حالی است که اين سهم تا دو سال قبل 40 % بود، یعنی اپک هم سیر نزولی طی کرده.
    البته ممکن است از جنبه سیاسی یا افکار عمومی ما امکان مانور داشته باشيم اما وقتی بخواهيم بر روی عدد و رقم مسائل را در نظر بگیریم، متوجه می شویم که نمی توانیم تنها با این محور بازی کنیم. يک مسئله را هم نبايد فراموش کنيم و آن اينکه کشورهای منطقه چندان نگران غيبت نفت ما نيستند. آنها در آروزی این بودند تا بتوانند بازارهای نفتی ما را تصاحب کنند از طرفی اقتصاد ما نيز بسیار آسیب پذیر است. ما استقلال دیپلماسی داریم اما وابستگی اقتصادی ما خیلی زیاد است. من مطمئنم آقای ترقی بخاطر حضوری که پيش از اين در مجلس داشتند، بخوبی می دانند که بسیاری از مسائل اقتصادی ما وابسته است و به همين دليل دولتمردان ما نباید دچار این توهم شوند.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment



        • ما چهار گزینه پیش رو داریم:
          گزینه جنگ تمام عیار و يا گزينه جنگ نسبی در کنار گزينه نه جنگ ـ نه صلح و نهايتاً گزينه صلح تمام عیار.
          واقعیت این است که ایران در هر دو گزینه جنگ (تمام عيار و نسبی) خسارات و زیان های زیادی خواهد دید. لذا منافع استراتژیک ایران ایجاب می کند تا از هر گونه درگیری و رویاروئی نظامی اجتناب کند. تجربه جنگ تحميلی باعراق باعث شد بسیاری از نیروهای انسانی و پتانسیل های اقتصادی ایران نابود شود. ما با تلاش گسترده ای توانستيم تبعات جنگ را پشت سر گذاشته و ایران را در آستانه یک جهش اقتصادی قرار دهيم.
          چنانچه ایران در موضع رویاروئی ولو اندک هم با نظام بین الملل قرار گيرد و حتی در آن روياروئی موفق هم شود، باز مشکلات برجای خواهد ماند. فرض کنید ما با این گزینه روبرو شویم که آمریکا سایت های نظامی و اقتصادی ما را مانند عسلویه که 40 میلیارد دلار سرمایه گذاری شده را بزند و یا خوزستان را تسخیر کنند. تحليل خود آمريکائی ها این است که این حملات موجب تغییر رژیم نخواهد شد. پس در آن صورت چه کسی از این حملات سود خواهد برد؟ قطعاً جناح های رادیکالی که معتقدند حق ايران را باید با روياروئی و جنگ با نظام بین المللی اعاده کنيم. اما در چنین وضعیتی باید توجه داشت که ایران دچار آسیب های جدی خواهد شد و افق ترسیم شده اقتصادی آن در برنامه 20 ساله از دست خواهد رفت.
          گذشته از آنکه بودجه ای که امسال در مجلس بسته شد، بودجه زمان رونق و فراوانی و صلح است. بودجه ای است که بر مبنای 40 میلیارد دلار درآمد نفتی تنظیم شده. حال چنانچه بخواهیم سیاست رویاروئی را دنبال کنیم نمی توانیم با اين بودجه کشور را اداره کنيم و باید کل بودجه را عوض کنیم.
          در وضعیت نه صلح نه جنگ نيز همین وضعیت را خواهيم داشت و چنين حالتی دیگر پاسخگوی مسائل مبتلابه ايران نیست. از طرفی هم بر خلاف کشورهای عربی و اروپائی که خوهان حفظ وضعيت موجودند، جناحهای تندرو در آمریکا نيز در صدد تغيير این وضعیت می باشند.
          اين نکته را هم بايد در نظر داشته باشيم که ماندن در وضعیت نه جنگ و نه صلح به اقتصاد ایران آسیب می رساند از جمله آنکه سرمایه گذاری استراتژیک در ایران صورت نخواهد گرفت و بسیاری از منابعی که می تواند جذب بازار ايران شود از دست رفته و نیروی انسانی ایران نيز در مورد افق آينده کشور دچار تردید خواهد شد. اگر دقت کرده باشید در حال حاضر موج مهاجرت نخبگان ایرانی به حد خطرناکی رسيده. باید به اين نکته توجه داشته باشيم که وقتی نیروهای نخبه مهاجرت کنند ديگر به راحتی نمی توان ايشان را بازگرداند و اين يعنی هدر دادن هزینه های تربیت و پرورش نیروی انسانی.
          لذا من بر اين اعتقادم که تنها راه ايران، راه صلح تمام عیار با آمريکاست. در راه صلح تمام عیار باید توجه کنیم که چه چيزهائی را باید بدهیم تا متقابلاً چیزهائی را بدست آوریم.
          قطعاً در فضائی که قدرت های مستقر درصدد کشاندن ايران به گزينه اجتناب ناپذير نظامی اند، عبور از چنين گزينه ای مستلزم برخورداری از درايت و شجاعت خواهد بود.
          همانطور که امام خمينی هم در مقطع قبول قطعنامه 598 به خوبی فهمید اگر در آن موقعیت صلح را قبول نکند، کلیت ایران در معرض نابودی قرار خواهد گرفت، به همين دليل هم مشاهده کرديم که ايشان حاضر شد با مايه گذاشتن از آبروی خود شجاعانه به استقبال پذيرش صلح بروند.
          امروز هم ايران بايد بتواند در مسئله حل پرونده اتمی اش تا آنجا که می تواند نظام بین المللی را در مسیر اجتناب از گزینه نظامی قرار دهد.

          داریوش سجادی:
          اما صرف نظر از گزینه نظامی، یکی دیگر از مسائلی که کمابیش مطرح شده و می شود و احتمال بیشتری هم از گزینه نظامی دارد، بحث تحریم های اقتصادی مصوب شورای امنیت علیه ایران است. در صورت به وقوع پیوستن چنين تحریم هائی تصور می کنید چه تبعات یا مشکلاتی بر بدنه اقتصادی و امنیت کشور وارد می شود؟

          علیرضا حقیقی:
          به هر حال ایران پس از مسئله گروگان گیری همواره به نوعی با مسئله تحریم روبرو بوده است و حتی از سال 1994 با دستور دولت کلینتون این تحریم ها تشدید هم شد. یادمان نرود علی رغم اصرار بعضی افراد مبنی بر آنکه دولت آقای خاتمی توانست با نظام بین المللی خوب کار کند، اما واقعيت آنست که دولت آقای خاتمی نتوانست تحریم ها علیه ایران را بردارد. علتش هم آن بود که دولت آقای خاتمی برنامه مشخصی برای مسئله آمریکا نداشت. امروز هم در مورد مسئله هسته ای همین مشکل را داريم.
          پس نکته اول قضیه این است که ما همیشه با مسئله تحریم سر و کار داشته ایم. اما تحریمی که اکنون ممکن است اعمال شود هم از جنبه قانونی و هم از جنبه دامنه بسیار وسیع تر خواهد بود.
          اکنون سوال اين است که آیا بدون نفت چنين تحریم هائی می تواند به ما آسیب جدی برساند؟ قطعاً آسیب رسانی تحريم های اقتصادی از حيث دامنه تا زمانی که به حوزه نفت وارد نشود، محدود است. اما اين نکته را هم نباید فراموش کنيم که در حوزه بین المللی در موقعیتی که کشورها ثانیه به ثانیه برای ارتقای منافع مادی کشورشان گام برمی دارند، از دست دادن همين فرصت ها هم ترمیم اوضاع اقتصادی ایران را برای سالیان دراز به عقب می اندازد.
          ممکن است ايران فقط یک سال در تحریم باشد ولی جبران عقب ماندگی اقتصادی ناشی از تحریم در همين يک سال، دهها سال طول می کشد. تحریم باعث می شود نرخ کالاهای اقتصادی وارد شده به ایران افزایش پیدا کند همچنانکه تحریم منجر به وابستگی مجدد ايران به همسایگان اش شده و ما را ملزم می کند تا برای وارد کردن کالا به همسایگان مان باج بدهیم.
          تحریم همچنين منجر به افزايش ريسک سرمايه گذاری شده و عملاً مانع از رغبت بسياری از افراد برای سرمایه گذاری تولیدی در ایران خواهد شد.
          تحریم باعث می شود بیکاری در ایران افزایش پیدا کند، بیکاری سبب می شود امنیت اجتماعی کمرنگ شود و در شکل کلی وقتی توانائی اقتصادی ایران کاهش پیدا کند، توانائی ملی ایران نيز دچار کاهش شده و قدرت ملی ایران تضعيف خواهد شد و قطعاً در آن صورت تهدید امنیتی هم برای استقلال و تمامیت ارضی ایران بوجود خواهد آمد.
          طراحان اقتصادی دشمن هم دنبال همین هستند. آنها می گویند باید رمق بدست آمده اقتصادی ايران را که با پشت سر گذاشتن جنگ بدست آمده، بگيريم و زمانی که اقتصاد ايران به نقطه تضعیف شونده ای رسید آنگاه می توانيم با يک حمله نظامی کلیت مجموعه را تغییر دهیم. یعنی در واقع تحریم اقتصادی هم در حقیقت ادامه وضعیت نه جنگ و نه صلح با غلظتی بيشتر است تا بدينوسيله بعد از ابتلای ايران به ضعف بنيه اقتصادی با حمله نظامی کار را تمام کنند.

          داریوش سجادی:
          بعد از گزارش پرونده اتمی ایران به شورای امنیت در پاره ای از تحلیل ها خصوصاً تحلیل نشریات اروپائی بیشتر بر اين نکته تاکيد می شد که با ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت مشکل ایران مستقیماً رو در روی آمریکا قرار می گيرد و در آن صورت اين فرصتی خواهد بود تا آمریکا و ایران بتوانند مستقيماً با يکديگر وارد مذاکره شوند. گذشته از آن مشاهده کرديم آقای کوفی عنان و آقای البرادعی هم چندين بار دو طرف را دعوت کردند تا مستقیماً در مورد مسئله اتمی با يکديگر وارد مذاکره شوند. حال آیا تصور می کنید در حال حاضر چه از جانب آمریکا و چه از جانب ایران چنین انگیزه ای برای مذاکره وجود دارد؟

          علیرضا حقیقی:
          در حال حاضر آمریکایی ها چندان مایل نیستند با ایران مذاکره کنند، چرا که فکر می کنند با چنين مذاکراتی به ايران اعتبار و امتيازی داده که منجر به تداوم عمر جمهوری اسلامی خواهد شد.
          گذشته از آن واشنگتن در حال حاضر معتقد است مذاکره با ايران بر سر مسائل هسته ای برای آنها مسئوليت زا است و اين چيزی است که آنها چندان تمايلی به آن ندارند.
          البته ايران صرف نظر از نيات و محرک های آمريکا بايد سياست و اهداف خود را تعقيب کند.
          آقای کوفی عنان و البرادعی مُصّر هستند تا آمریکا و ایران با يکديگر مذاکره کنند. ایران باید رسماً و يک پارچه اعلام کند: زمانی تن به مذاکره هسته ای خواهد داد که آمریکا پشت میز مذاکره باشد، نه اينکه ابتدا آقای لاریجانی در مورد مذاکره با آمریکا صحبت و ابراز استقبال کند و دو روز بعد آقای آصفی بگويد مذاکره با آمریکا در دستور کار ایران نيست. کلیت نظام بايد بصورت يک پارچه حرف بزند.
          اين شامل نمایندگان مجلس نيست و ايشان می توانند حرف های متفاوت بزنند. ولی دولت و نظام تصمیم گیری باید یک حرف واحد را بزنند.
          یادمان نرود افرادی در آمريکا چه وابسته به جناح جمهوری خواه و چه کسانی مانند کيسینجر که تئوری های واقع گرایانه در سیاست بین الملل را دنبال می کنند که اتفاقاً نیروی بزرگی هم هستند، معتقدند آمریکا باید با ایران گفتگو کند. اما بدليل آنکه ایران گاهی بصورت پنهان و گاهی آشکار به استقبال مذاکره با آمريکا می رود، اين امر باعث می شود تا مخالفان مذاکره بتوانند در تحقق آن اخلال ايجاد کنند.
          به نظر من اکنون زمان مناسبی است تا ایران رسماً آمادگی خود برای حل مسالمت آميز مشکلاتش با آمريکا را اعلام کند و به همين منظور غنی سازی را در قبال شرایطی دو یا سه سال به حالت تعلیق درآورد تا پس از آرام شدن فضای بین المللی بتواند با اعتماد سازی از این عقبه عبور کند.
          اين نکته را نبايد فراموش کنيم که غنی سازی اورانیوم برای بهبود وضعیت زندگی ایرانیان است نه آنکه کلیت و موجوديت کشور را در گرو آن قرار دهيم.
          ما باید موقعيت ايران را در افق بلند مدت طراحی کنيم. ایران باید مبدل به قدرتی شود تا امنیت منطقه خلیج فارس را دست بگیرد. ما در گذشته این قدرت را داشتیم و الان نباید در وضعیتی قرار بگیریم که ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس حافظ امنيت منطقه شوند.
          اينکه در حال حاضر نیروهای ناتو در حال جابجائی بوده و نیروهای جدیدی جایگزین قوای ناتو در افغانستان می شود تا نیروهای آمریکائی خلاصی پیدا کنند، نشانه خطرناکی برای ايران است.
          ما باید متوجه باشيم که در چه فضائی زندگی می کنیم. در حال حاضر افکار و رسانه های بین المللی با ما نیستند. حتی فضای ضد جنگی که قبل از حمله به عراق در کشورهای آمریکائی واروپائی حاکم بود، الان حتی این فضا هم ديگر وجود ندارد.
          این فضا باید عوض شود و ايران راهی جز اینکه سیاست صلح دوستانه اتخاذ کند، ندارد. ما باید در کلام با زبان صلح حرف بزنيم و در عمل قدرتمند بایستیم.
          باید نمایندگان مجلس ایران با نمايندگان کنگره آمریکا دیدار کنند و از آنها دعوت کنند تا به ایران آمده و متوجه شوند که سیاستمداران شان در مورد خطر ایران به آنها دروغ می گویند. ما باید شخصیت های برجسته ای مانند خانم آلبرایت و امثال او را به ايران دعوت کنیم تا ببینند مسئله ایران با آن چیزی که در رسانه هایشان تبلیغ می شود متفاوت است.
          این ارتباطات می توانند ضد تبیلغاتی عليه فضائی باشد که در حال حاضرعلیه ایران در رسانه هائی مانند فاکس نیوز ايجاد شده و در آن به طور دائم از خطر ایران و بمب اتم ایران صحبت می شود. چنين ارتباطاتی می تواند خنثی کننده همه این خطرها باشد. اگر کسانی فکر می کنند می توانند هزينه های سياست مقابله جویی را بدهند و در آخر موفق شوند اشتباه تاریخی بزرگی می کنند و از مسائل بین المللی و درس های تاریخی تجربه های لازم را فرا نگرفته اند.
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • وزيران امور خارجه‌ی اتحاديه‌ی اروپا امروز (دوشنبه) در بروکسل درباره‌ی بحران خاورميانه، برنامه‌ی هسته‌يی ايران و اوضاع سودان مذاکره خواهند کرد.

            به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاری فرانسه، خاوير سولانا، رييس سياست خارجی اتحاديه‌ی اروپا در نشست امروز بروکسل، وزيران امور خارجه‌ی اتحاديه‌ی اروپايی را از تماس‌هايش با ايران و گفت‌وگوهای پنج عضو دايم شورای امنيت و آلمان درباره پيشنهاد هسته‌يی به تهران مطلع خواهد ساخت.

            وی همچنين وزيران ۲۵ کشور را از جريان سفرش به بيروت که روز يکشنبه انجام شد، آگاه خواهد کرد.
            در اين نشست درباره‌ی وقايع اخير لبنان و فلسطين مذاکراتی انجام خواهد شد.

            آلمان، انگليس، فرانسه، روسيه، چين و ‌آمريکا مجموعه‌ای از آنچه مشوق‌های سياسی و اقتصادی می‌نامند را به تهران عرضه کرده و در انتظار پاسخ تهران به اين مجموعه به سر می‌برند.

            انتظار می‌رود وزيران امور خارجه‌ی اروپايی بر تعهد اتحاديه‌ی اروپا برای ايجاد روابط بلندمدت با تهران که مبتنی بر اعتماد و همکاری باشد بار ديگر تاکيد کنند و نيز نسبت به وضعيت حقوق بشر در ايران ابراز نگرانی کنند.

            Comment


            • گزارش يك روزنامه‌ى سوييسى:سازمان‌د‌هى كنفرانسى براى بررسى مساله‌ى هسته‌يى ايران


              بر اساس گزارش يك روزنامه‌ى سوييسي، اين كشور به درخواست ايران كنفرانسى بين‌المللى را در ژنو در خصوص مناقشه بر سر برنامه‌ى هسته‌يى تهران برگزار مي‌كند.

              به گزارش خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، روزنامه‌ى "نويه سورشر سايتونگ" با انتشار اين خبر افزود: وزارت امور خارجه‌ى سوييس قصد دارد كنفرانسى بين‌المللى را براى حل مناقشات بر سر برنامه‌ى هسته‌يى ايران برگزار كند.

              بر اساس اين گزارش، بسيارى از منابع موثق اين مساله را تاييد كردند. اين وزارت مشاوراتى را با طرف‌هاى درگير در اين مساله نيز به انجام رسانده است. با اين حال، يك سخنگوى وزارت امور خارجه‌ى سوييس گفت كه اداره‌ى متبوعش در اين باره موضعى ندارد.

              اين گزارش حاكى است، طرف ايرانى مسبب انجام اين ابتكار وزارت امور خارجه‌ى سوييس بوده است. آمبول، معاون وزير امور خارجه‌ى سوييس روز سه‌شنبه‌ى گذشته ديدارى را با منوچهر متكي، وزير امور خارجه‌ى ايران در تهران داشت. وى با نامه‌اى كه روز پنجشنبه براى كالمى ري، رييس‌اش نوشت اين مطلب را به اطلاع او رساند كه ايران تمايل دارد سوييس سازمان‌دهى برپايى چنين كنفرانسى را بر عهده بگيرد.

              بر اساس اين گزارش، قرار است در اين كنفرانس، برنامه‌ى هسته‌يى ايران در دايره‌ى وسيع‌ترى از كشورها بررسى شود. تاكنون اين مناقشه ميان پنج عضو دايم شوراى امنيت به همراه آلمان با ايران جريان داشته است.

              بنا به اعلام محافل موثق، كالمى رى قصد دارد در كنفرانس ژنو كشورهاى بيشترى را شركت دهد.

              در ميان كشورهاى ديگرى كه نام‌شان براى حضور در اين كنفرانس مطرح است، مي‌توان به طور ويژه به ژاپن و اسپانيا اشاره كرد. اما هنوز در اين باره كه آيا هند و پاكستان نيز به عنوان قدرت‌هاى هسته‌يى كه در شوراى امنيت حضور ندارند، بايد در اين كنفرانس باشند يا خير، سوالاتى مطرح است.

              تلاش براى برگزارى اين كنفرانس در مقطعى صورت مي‌گيرد كه آلمان، فرانسه، انگليس هفته‌ى گذشته پيش‌نويس قطعنامه‌اى را عليه برنامه‌ى هسته‌يى ايران به شوراى امنيت ارايه كرده‌اند كه بحث تحريم‌هاى اقتصادى و ديپلماتيك تهران را در بر دارد.

              Comment


              • ايران و اتحاديه اروپا هر دو دوران گذار را مي گذرانند. موضوعات داخلي و تحولات بين المللي چنين دوراني را براي دوطرف دامن زده است. ايران بعد از يك دوره تقريباً سي ساله محدوديت بين المللي كه در اثر رويارويي با آمريكا ايجاد شد، اكنون بيش از هر زمان ديگري مصمم است كه از اين انزواي تحميل شده بيرون آيد.


                رابطه ايران با اروپا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران با پستي ها و بلندي هاي بسياري همراه بوده است. اما مذاكرات اخير ميان ايران و سه كشور اروپايي درباره موضوع هسته اي و نقشي كه اتحاديه اروپا مي تواند در به نتيجه رساندن اين پرونده ايفا كند نقطه عطفي براي آينده روابط ايران و اتحاديه اروپا خواهد بود.همچنين موفقيت اين مذاكرات براي اتحاديه اروپا در دستيابي به يك سياست خارجي و امنيتي مشترك و تبديل شدن به يك بازيگر مهم و مستقل جهاني مؤثر خواهد بود.

                پيشينه تاريخي

                در چهار قرن گذشته، استراتژي مفهوم غالب و ويژگي اصلي روابط ميان ايران و قدرت هاي اروپايي بوده است. دليل آن هم رقابت ميان قدرت هاي بزرگ و بازي هاي ژئوپلتيك بر سر كنترل استعماري و جلوگيري از دسترسي ديگر كشور ها به مناطق شبه قاره هند بوده است. بعد از جنگ جهاني دوم و تقسيم جهان به دو اردوگاه شرق و غرب، رويكرد امنيتي كشور هاي مختلف بر اساس گرايش سياسي آنها شكل گرفت. در اين شرايط سياست هاي استراتژيك بيشتر از سوي دو ابر قدرت اصلي جهان اتخاذ مي شد. بنابراين روابط ايران با كشورهاي اروپايي غربي بيشتر در حوزه هاي اقتصادي تعريف شد و جنبه هاي استراتژيك به آمريكا سپرده شد.
                تا پايان جنگ سرد اين روند تغييري نكرد. بعد از تغييرات در فضاي سياست بين المللي و از همه مهمتر با بروز و ظهور نشانه هاي از اتخاذ سياست مشترك خارجي و امنيتي در اروپا، ابتكارات جديدي در اين قاره پديد آمد. تأكيد اصلي در دهه 1990 بيشتر بر روي روابط و موضوعات اقتصادي- تجاري بود اما بعد از 11 سپتامبر اين موضوع جاي خود را به اولويت هاي امنيتي داد. رابطه ميان ايران و اتحاديه اروپا كه تا آن زمان تحت نفوذ مستقيم آمريكا بود، وارد عرصه استراتژيك شد.

                پيش زمينه روابط

                در گذشته روابط اتحاديه اروپا با جمهوري اسلامي ايران دو بحران سياسي را تجربه كرده بود. يكي از آنها موضوع فتواي مرگ سلمان رشدي و دوم ماجراي دادگاه ميكونوس بود و مرگ مخالفان ايران در آلمان. در كنار اين دو اتفاق كه به تنش ديپلماتيك منجر و كشورهاي اروپايي تصميم گرفتند سفراي خود را از تهران فرا بخوانند، ابتكار عمل هايي هم از سوي اتحادي اروپا در سازمان ملل و ديگر مجامع بين المللي براي به چالش گرفتن وضعيت حقوق بشر در ايران صورت گرفت.
                با اين حال هر دو طرف با احتياط و هوشياري تلاش مي كردند روابطشان را به دور از تنش و به خاطر منافع تجاري و بازرگاني حفظ كنند. در حوزه تجاري كه فعال ترين بخش اين رابطه است، اتحاديه اروپا اولين و بزرگترين شريك تجاري ايران شد و 40 درصد واردات و 36 درصد صادرات ايران را به خود اختصاص داد. در اين ارقام بيش از 75 درصد از واردات اتحاديه اروپا از ايران را محصولات نفتي تشكيل مي داد. در اين ميان روابط ايران و اتحاديه اروپا كه با محوريت اقتصاد و بازرگاني پيش مي رفت تحت فشار مداوم آمريكا و در خواست هاي آن براي به انزوا كشاندن ايران قرار داشت. اتحاديه اروپا و آمريكا بر سر اين سياست ها اختلافاتي داشتند كه تاكنون هم بر طرف نشده است.

                نفوذ آمريكا

                بعد از بروز تغييراتي در عرصه سياست بين المللي در پي فروپاشي رژيم صدام در عراق، اروپا آشكارا در برابر خواسته هاي آمريكا سر تعظيم فرود آورد. در 16 ژوئن 2003 وزراي خارجه اتحاديه اروپا در يك اقدام بي سابقه بيانيه اي صادر كردند و به ايران هشدار دادند كه كامل شدن توافقنامه تجاري ايران و اتحاديه اروپا به تصميم ايران براي پذيرش بازرسي هاي هسته اي سازمان ملل بستگي دارد.
                در 21 جولاي 2003 وزراي خارجه اين اتحاديه گفتند ممكن است مذاكرات درباره توافقنامه تجاري را به خاطر عدم امضاي پروتكل الحاقي از سوي ايران، متوقف كنند. وزراي اروپايي براي اولين بار استراتژي اتخاذ كردند كه در آن ديپلماسي و بازرسي هاي هسته اي خط اول مبارزه با تكثير تسليحات هسته اي بود. در اين سياست جديد براي اولين بار اتحاديه اروپا از حملات پيشگيرانه نظامي در صورتي كه با حمايت شوراي امنيت صورت گيرد، حمايت كردند. البته ايران به سرعت واكنش نشان داد و سخنگوي وزارت خارجه در تهران گفت: جمهوري اسلامي هيچ پيش شرطي را براي مذاكره با هيچ كشور يا نهادي نمي پذيرد. اما مقامات اروپايي همچنان به سخنان تند خود ادامه دادند و در موضعگيري هايشان جديت اين موضوع را نشان دادند.
                خلاصه آنكه تلاش مشترك انگليس، فرانسه و آلمان بر بازگرداندن تهران به ميز مذاكره از طريق ارائه مشوق هاي اقتصادي در چارچوب توافقنامه همكاري تجاري متمركز شد. سرانجام در نوامبر 2004 توافق جديدي به دست آمد. ايران با تعليق فعاليت هاي غني سازي اورانيوم موافقت كرد و شوراي روابط خارجي اتحاديه اروپا هم در 24 نوامبر با استقبال از اين تصميم تأكيد كرد كه مذاكرات تجاري بعد از تأييد تعليق از سوي آژانس بين المللي انرژي هسته اي از سر گرفته مي شود. بعد از مدت ها انتظار بيهوده براي دريافت پاسخ اروپا، تهران در حالي كه به اروپايي ها بدبين شده بود، در اوت 2005 كار غني سازي را از سر گرفت.
                در اين استراتژي هماهنگ، آمريكا قرار بود در پس زمينه مذاكرات باقي بماند و تهديد كند كه در صورت عدم پيشرفت در مذاكره با ايران دست به زور خواهد برد.
                باتوجه به اينكه آمريكايي ها و اروپايي ها در دنيا و به ويژه در ذخائر نفت آن منافع قابل توجهي دارند كه گاه با همپوشاني هم دارند، روشن بود كه غرب در رابطه با ايران برنامه و دستور كار واحدي را دنبال مي كند. وزارت خارجه آمريكا صراحتاً گفته بود كه سياست هاي آمريكا در قبال ايران از پنج عنصر تروريسم، برنامه هسته اي، خاورميانه، مخالفت با روند صلح در فلسطين و وضعيت حقوق بشر تشكيل شده است.
                اروپايي ها در ارتباطاتشان با ايران همين برنامه را دنبال مي كنند اما با چارچوبي متفاوت و با اولويت هاي خودشان.
                با توجه به تحولات اخير و نقشي كه آمريكا به عنوان تنها ابرقدرت دنيا ايفا مي كند، تعامل ايران به عنوان قدرت بالقوه منطقه حساس خاورميانه، از ضرورت هاي سياست هماهنگ آمريكا واروپاست.

                تعامل استراتژيك ايران و اتحاديه اروپا

                ايران و اتحاديه اروپا هر دو دوران گذار را مي گذرانند. موضوعات داخلي و تحولات بين المللي چنين دوراني را براي دوطرف دامن زده است. ايران بعد از يك دوره تقريباً سي ساله محدوديت بين المللي كه در اثر رويارويي با آمريكا ايجاد شد، اكنون بيش از هر زمان ديگري مصمم است كه از اين انزواي تحميل شده بيرون آيد.
                موفقيت ايران در برنامه هسته اي به عقيده بسياري از ناظران موقعيت قابل توجه و بي نظيري را براي احقاق حقوق از دست رفته اين كشور در ژئوپلتيك منطقه فراهم كرده است.
                اتحاديه اروپا هم در حال تبديل شدن به هويتي جديد در عرصه سياست جهان است كه از بسياري جهات اين موقعيت منحصر به فرد به نظر مي رسد.
                اين جايگاه بدون چالش و سختي به دست نمي آيد. اتحاد دو آلمان تأثير زيادي بر ژئوپلتيك قاره اروپا و آينده تحولاتت اين اتحاديه گذاشت. آلمان متحد در كنار گسترش اتحاديه اروپا و افزايش اعضاي آن به 25 كشور شرايط جديدي براي اتحاديه اروپا ايجاد كرد.
                ابراز ناخشنودي بعضي كشورهاي اتحاديه مانند فرانسه كه به عنوان يكي از كشورهاي بنيانگذار اتحاديه اروپا از قانون اساسي اين قاره، آغازگر روندي جديد در تحولات درون اروپاست كه فاصله گرفتن از فرانسه و آلمان يكي از ويژگي هاي اين روند است. در اين شرايط جديد آمريكا فرصت بيشتري براي حضور در سياست گذاري هاي اتحاديه اروپا دارد. فرانسه و آلمان در اين روزها براي احياي دوباره موقعيت از دست رفته خود نزد آمريكا بعد از جنگ عراق، با يكديگر رقابت مي كنند. بعد از ناكامي سه كشور اروپايي در حل پرونده هسته اي ايران در چارچوب آژانس بين المللي انرژي هسته اي، اين وضعيت تشديد شد. مذاكرات ايران و سه كشور اروپايي همچنين نشان داد كه در ژئوپلتيك جديد اروپا در كنار سه كشور قدرتمند انگليس، فرانسه و آلمان، قدرت هاي نوظهور جديد ديگري مانند ايتاليا، اسپانيا و لهستان هم به دنبال نقش فعالي در آينده سياست خارجي اين اتحاديه هستند. روابط ايران و اتحاديه اروپا وارد مرحله جديدي شده است. از يك سو روابط اتحاديه اروپا با آمريكا بعد از كشمكش بر سر جنگ عراق اكنون وارد مرحله آشتي و مصالحه شده است. در اين شرايط آشتي، آلمان و فرانسه تلاش مي كنند به سياست هاي آمريكا در خاورميانه به ويژه بر سر پرونده هسته اي ايران نزديك شوند. اين براي اتحاديه اروپا هم آزمون مهم و حياتي است تا بتواند به هدف خود در استقرار يك سياست خارجي و امنيتي واحد دست يابد. در اين سناريو، اتحاديه اروپا از امتيازات خود در رابطه با ايران به ويژه در حوزه تجاري استفاده مي كند تا تهران را به امضاي پروتكل الحاقي NPT متقاعد كند.
                غرب براي نشان دادن همبستگي و سياست واحد در قبال برنامه هسته اي ايران، خواستار آن است كه تهران حق خود را واگذار كند و از آن بگذرد. اين كاري است كه هيچ كشور با عزت و غروري نمي پذيرد، به ويژه كشوري كه هيچ نيت تهاجمي هم ندارد.
                براي بعضي، نقطه ضعف اصلي ابتكار اروپا و پيشنهاداتش به ايران در مذاكرات هسته اي، سوء تعبير اين كشورها درباره موضوع تضمين امنيتي است. اگرچه ابتكار اروپا از حمايت دولت بوش برخوردار است اما اين براي متقاعد كردن ايران كافي نيست. ايران نمي تواند بپذيرد كه تهديدهاي نظامي مداوم آمريكا در چارچوب اين توافق پايان يابد.
                بعضي ناظران معتقدند كه اروپا از ابتدا طرف مناسبي براي مذاكره با ايران نبود چرا كه توان و جايگاه كافي در اين معامله را نداشت. ايران اين را مي دانست اما گزينه ديگري پيش رو نداشت. در نتيجه همانطور كه پيش بيني مي شد نتيجه اين روند براي هر دو طرف به ويژه براي كساني كه فكر مي كردند اروپا مي تواند نقش بين المللي بيشتري ايفا كند، نااميد كننده بود.
                روند سياسي كنوني هر چه كه باشد، روابط ايران و اتحاديه اروپا به سوي تغييرات كيفي جدي پيش مي رود. اروپا بايد برداشت خود را از ايران مورد بازبيني و ارزيابي دوباره قرار دهد و محاسباتش را بر اساس واقعيات ايران جديد وجمعيت پويا و جوان 70 ميليون نفري انجام دهد كه به دنبال جايگاه واقعي و حق خود در اين دنيا هستند. يادآوري اين نكته ضروري است كه سياست مشت سنگين در قبال ايران به سود هيچ كشوري نيست و به حال صلح و امنيت منطقه هم فايده اي ندارد. چرخش اخير در سياست اتحاديه اروپا براي ايران بايد يك زنگ بيداري باشد. دست كم گرفتن عمق استراتژيك روابط اروپا و آمريكا در مسائل امنيتي براي ايران هزينه هاي سنگيني به دنبال دارد و نبايد در آينده دوباره تكرار شود. در همين حال نشانه هاي اميدواركننده اي وجود دارد حاكي از اينكه ايران با واقعيت هاي جديد سياست امروز دنيا روبه رو شده و مي خواهد سياست عمل گرايانه اي را در آينده در پيش بگيرد. با توجه به اين حقيقت كه غرب موضعي متحد و يكپارچه در قبال دنياي خارج و به ويژه در موضوعات امنيتي دارد، اين موضوع اهميت زيادي دارد.
                تا وقتي خصومت آمريكا در قبال ايران ادامه دارد، روابط ايران و اتحاديه اروپا از يك حد مشخصي فراتر نخواهد رفت.
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment


                • Iran left open the possibility Sunday that it might consider suspending uranium enrichment, one of the most contentious features of its suspect nuclear program.

                  President Mahmoud Ahmadinejad and other Iranian officials have said they will never abandon uranium enrichment, which the United States and allies fear could be used for a nuclear arms program.

                  But a foreign ministry spokesman suggested Sunday that Tehran may have softened its position.

                  "Everything should come out through negotiations ... Leave everything for negotiations," Hamid Reza Asefi said.

                  The United States and four other permanent members of the U.N. Security Council have teamed up with Germany to offer Iran a package of incentives that would include help with peaceful nuclear development in exchange for a stop to uranium enrichment. Iran has said it will respond to the package on Aug. 22.

                  The spokesman shrugged off the transfer of Iran's nuclear file to the U.N Security Council July 12, after world powers decided that Tehran had taken too long to reply to the package.

                  "The Security Council is not the end of the world. Any extreme action would cause an equivalent reaction, " Asefi said.

                  Tehran has insisted on exercising its right to produce nuclear fuel as a signatory to the Nuclear Nonproliferation Treaty. Western powers are suspicious of its intentions because it concealed parts of its nuclear development from U.N. inspectors for years.

                  Comment


                  • Nuclear Technolodgy?...But at wat cost?
                    When I fail it's because I haven't set my heart on it. To move forward in life we must have a goal. When you set goals you have somewhere to go, a purpose. Time is so valuable, don't waste it and do good with it. Be open to everyone and everything.

                    Progress and develop beyond all boundaries

                    Comment


                    • Originally posted by Raiden
                      Nuclear Technolodgy?...But at wat cost?
                      technology what ever cost. Bomb never. non of regular people wants a bomb but i cant dismiss that the government or some body in it wants the bomb
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment


                      • Originally posted by donsaeid
                        technology what ever cost.
                        I'm not sure if u understood wat I meant when I said "But at what cost"
                        I hate to admit it but If Ahmadynejad keeps going like this, I don't think anyone will survive the day Iran gets nuclear technolodgy.
                        When I fail it's because I haven't set my heart on it. To move forward in life we must have a goal. When you set goals you have somewhere to go, a purpose. Time is so valuable, don't waste it and do good with it. Be open to everyone and everything.

                        Progress and develop beyond all boundaries

                        Comment


                        • شوراي همكاري خليج فارس و پرونده هسته اي ايران

                          كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس در برابر برنامه هسته اي ايران دو گزينه پيش رو دارند. نخست تلاش براي توقف اين برنامه، دوم به رسميت شناختن حقوق ايران در برخورداري صلح آميز از انرژي هسته اي. انتخاب گزينه اول به افزايش سوءتفاهم بين ايران و عرب ها مي انجامد ولي انتخاب گزينه دوم كه سياست اعلامي اين شورا نيز هست، منافع دو طرف را تأمين مي كند.


                          فعاليت هاي هسته اي صلح آميز جمهوري اسلامي ايران در ماه هاي اخير به يكي از مهم ترين مسايل و موضوعات جهاني و منطقه اي تبديل شده است. آمريكا و رژيم صهيونيستي و حتي كشورهاي اروپايي با به راه انداختن جنگ رواني و تبليغاتي درصددند تا اين برنامه را نظامي جلوه دهند. به گونه اي كه حتي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس نيز تحت تأثير قرار گرفته و از فعاليت هسته اي ايران ابراز نگراني مي كنند. در حالي كه اقدامات شفاف و داوطلبانه جمهوري اسلامي در چارچوب همكاري با آژانس بين المللي انرژي اتمي بيانگر اين واقعيت است كه برنامه اتمي كشور كاملاً غيرنظامي و صلح آميز است.
                          اين مقاله با هدف تبيين ماهيت صلح آميز فعاليت هاي هسته اي كشور از يك سو و رفع نگراني كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس از سوي ديگر تهيه شده است.
                          كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس و جمهوري اسلامي ايران يك مجتمع امنيتي منطقه اي (Regonal Securety Complex) را تشكيل مي دهند. اين بدان معناست كه اين كشورها داراي وابستگي متقابل امنيتي، سياسي و اقتصادي هستند؛ به شيوه اي كه هرگونه تغيير و تحول در هر يك از آنها و منطقه، ديگران را مستقيماً تحت تأثير قرار مي دهد. فراتر از آن امنيت آنان متقابلاً به هم وابسته است و امنيت يكي بدون امنيت سايرين تأمين نمي شود. لذا، چه اين كشورها به اين امر توجه داشته باشند يا از آن غفلت ورزند، در اين واقعيت ژئوپولتيك هيچ گونه تغييري حاصل نمي شود. ولي عقل و منطق سياسي و منافع و مصالح مشترك حكم مي كند كه تصميم گيرندگان اين كشورها، اين حقيقت را در نظر گرفته و بر اساس آن سياستگذاري و تصميم گيري كنند.
                          بر اساس اين وابستگي متقابل امنيتي، بدون ترديد، پرونده هسته اي جمهوري اسلامي ايران و بحران ناشي از آن، امنيت كليه كشورهاي منطقه اعم از ايران و همسايگان را تحت تأثير قرار مي دهد. بنابر اين، تلاش سياسي و ديپلماتيك همه جانبه براي حل و فصل آن به صورت مسالمت آميز با حفظ حقوق طبيعي همه كشورها، وظيفه و مسووليت كليه آنان است. به عبارت ديگر، ايران و شوراي همكاري به مثابه يك كل واحد، بايد تلاش كنند تا به عنوان دو بازيگر ذيربط و تأثيرگذار، از تصاعد بحران و خارج شدن آن از كنترل جلوگيري كرده و در جهت مديريت آن رايزني و همكاري كنند. دستيابي به اين هدف مهم، مستلزم درك و شناخت واقعيت هاي موجود و تدوين و اجراي استراتژي امنيتي سياسي و اتخاذ سياست هاي متناسب با آن است.
                          اما از طرف ديگر تدوين و اتخاذ راهبرد امنيتي دفاعي از سوي يكي از اين دو بازيگر، مستلزم شناخت متقابل دكترين، راهبرد و سياست هاي بازيگر ديگر است. چون عدم درك و در نظر نگرفتن راهبرد دفاعي- امنيتي ديگري ممكن است به سوءبرداشت و اتخاذ سياست هايي منجر شود كه به نوبه خود موجب ايجاد معضل يا معماي امنيت Dlemma Securty شود. در شرايط و وضعيت معماي امنيت نيز به جاي تأمين امنيت طرفين، ناامني بيشتر بروز مي كند. به ويژه فهم و شناخت دكترين دفاعي و راهبرد امنيت ملي و به تبع آن سياست و رفتار هسته اي ايران براي همسايگان عربش حياتي است.
                          ايران همواره بيان داشته است كه سلاح كشتار جمعي در دكترين دفاعي آن جايي ندارد. صدق و صحت اين گزاره و ادعا را از چند منظر مي توان مورد راستي آزمايي قرار داد. از نظر عقيدتي و ايدئولوژيك، توليد و بكارگيري سلاح اتمي براي جمهوري اسلامي ايران حرام است؛ زيرا هم بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي ايران و هم رهبر معظم انقلاب به حرمت ساخت و استفاده از سلاح هاي كشتار جمعي حكم و فتوا داده اند.
                          از لحاظ راهبردي و استراتژيك نيز توليد سلاح هاي كشتار جمعي به ويژه بمب اتمي نه تنها تأمين كننده امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران نيست بلكه برعكس مغاير امنيت و منافع ملي آن است؛چراكه نخست ساخت سلاح اتمي به مثابه گسترش چتر حمايتي هسته اي آمريكا بر كشورهاي عضو شوراي همكاري (همانند گسترده شدن چتر اتمي آمريكا بر كشورهاي اروپاي غربي در زمان جنگ سرد) و به تبع آن تثبيت و مشروعيت حضور نظامي غيرمتعارف اين كشور در منطقه است: تحولي كه كاملاً با اصول دكترين دفاعي امنيتي ايران منافات دارد. ثانياً، دستيابي ايران به سلاح هسته اي موجب مشروعيت بخشيدن به زرادخانه هسته اي رژيم صهيونيستي و توجيه توسعه و گسترش آن است. ثالثاً، توليد بمب اتم از سوي ايران باعث شكل گيري توازن نظامي غيرمتعارف منطقه اي و بين المللي بر ضد جمهوري اسلامي ايران مي شود. هر سه تحول برخلاف منافع و امنيت ملي ايران است. لذا، منطق استراتژيك حكم مي كند كه ايران در جهت دستيابي به سلاح هاي كشتار جمعي و هسته اي گام برندارد.
                          فراتر از اين، اصول رفتار هسته اي جمهوري اسلامي ايران در سال ها و ماه هاي گذشته حاكي از آن است كه دكترين دفاعي امنيتي آن، بدون برنامه و استراتژي براي توليد سلاح اتمي است. منطق سياست و رفتار هسته اي ايران بر پايه سه اصل شفافيت به معناي شفاف سازي و ارايه اطلاعات لازم در مورد فعاليت و برنامه هسته اي خود، مشاركت به معناي دعوت از ساير كشورها براي مشاركت در برنامه هسته اي صلح آميز خود و تعهد و پايبندي به معاهدات و تعهدات بين المللي در چارچوب همكاري نزديك و همه جانبه با آژانس بين المللي انرژي اتمي استوار بوده است.اجراي هر يك از اين اصول به تنهايي براي تأييد صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران كفايت مي كند.
                          لذا جمهوري اسلامي ايران در سال ها و ماه هاي گذشته بر پايه اين منطق استراتژيك و اصول رفتاري هسته اي، اقدامات اعتمادساز و اطمينان بخش بسياري، حتي فراتر از تعهدات بين المللي خود صورت داده است. برخي از اين اقدامات بدين شرح هستند: اجراي مفاد پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي (NPT)؛ اجازه دسترسي كامل به بازرسان آژانس جهت بازرسي از مراكز هسته اي در دهه 80؛ دعوت از بازرسان براي بازديد از تأسيسات يوسي اف (UCF) اصفهان در سال 2003؛ تعليق داوطلبانه فعاليت هاي غني سازي و ساخت قطعات سانتريفوژها بر اساس مذاكرات تهران با سه كشور اروپايي در اكتبر 2003؛ تعليق هر چه بيشتر در زمينه فعاليت هاي يوسي اف كه حتي شامل R&D نيز هست؛ اجراي داوطلبانه پروتكل الحاقي قبل از امضا و تصويب آن در مجلس شوراي اسلامي و دعوت از شركت هاي خصوصي و دولتي كشورهاي ديگر جهت مشاركت در پروژه و پروسه غني سازي اورانيوم در ايران. بر اين اساس، مديركل آژانس همواره اعلام داشته است كه هيچ نشانه اي دال بر انحراف فعاليت هسته اي ايران به سوي توليد سلاح هسته اي نيافته است.
                          اهداف سياسي دفاعي و امنيتي منطقه اي جمهوري اسلامي ايران نيز حاكي از آن است كه اين كشور براي دستيابي به سلاح هاي هسته اي تلاش نمي كند. اين اهداف كه منطبق بر اهداف سازمان ملل متحد نيز هستند، عبارتند از: مخالفت با بكارگيري زور عليه تماميت ارضي و استقلال سياسي كشورهاي منطقه (جالب توجه آنكه ايران در 250 سال گذشته به هيچ كشوري حمله نظامي و تجاوز نكرده است)؛ حفظ صلح و ثبات و امنيت منطقه اي از طريق مسالمت آميز و بدون توسل به زور؛ احترام به حق تعيين سرنوشت ملت ها و التزام به معاهدات بين المللي؛ استقرار يك نظم امنيتي منطقه اي مبتني بر نظام امنيت دسته جمعي و عاري سازي منطقه خاورميانه از سلاح هاي كشتار جمعي و هسته اي.
                          كشورهاي جهان عرب به طور عام و اعضاي شوراي همكاري خليج فارس به طور خاص بايد بر اساس و با توجه به ماهيت، اصول و اهداف دكترين دفاعي امنيتي و منطق و رفتار هسته اي ايران به اتخاذ سياست هسته اي متقابل بپردازند. شوراي همكاري بايد با در نظر گرفتن مصالح و منافع خود (كه بسياري از آنها با ايران مشترك است) مستقل از منافع و اهداف قدرت هاي فرامنطقه اي يك سياست فعال هسته اي مستقل در قبال ايران اتخاذ و اجرا كند. به طور كلي اين سياست فعال هسته اي مي تواند مبتني بر انتخاب يكي از اين دو گزينه و هدف باشد: نخست، توقف كامل و دايم فعاليت ها و برنامه هسته اي ايران. دوم به رسميت شناختن حقوق مصرح ايران در قالب NPT مبني بر حق برخورداري از استفاده صلح آميز از فناوري و انرژي هسته اي در برگيرنده چرخه سوخت هسته اي.
                          اتخاذ سياست هسته اي مبتني بر انتخاب گزينه نخست از سوي شوراي همكاري نه تنها هيچ كمكي به حل و فصل مسالمت آميز و مديريت بحران هسته اي ايران نمي كند، بلكه به افزايش سوءتفاهم بين دو طرف و تصاعد آن خواهد انجاميد؛ زيرا، نخست به جاي حل مسأله صورت آن را پاك مي كند. دوم، تملك فناوري هسته اي صلح آميز و چرخه سوخت هسته اي خط قرمز ايران به شمار مي رود و اين كشور نمي تواند از آن عدول كند. مهم ترين دليل به بن بست رسيدن مذاكرات ايران و اروپا نيز اصرار كشورهاي سه گانه اروپايي بر اين گزينه يعني توقف دائم و كامل برنامه هسته اي ايران است. لذا شوراي همكاري جهت جلب اعتماد بيشتر ايران و به تبع آن كمك به مديريت و برون رفت از بن بست فعلي، بايد گزينه اي غير از گزينه اروپا و آمريكا انتخاب كند.

                          در نتيجه، سياست هسته اي شوراي همكاري در قبال ايران بايد بر پايه انتخاب گزينه دوم، يعني به رسميت شناختن حق ايران در استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي اتخاذ شود. مفهوم مخالف انتخاب اين گزينه، عدم تسليح ايران به سلاح اتمي است كه بر اهداف و راهبرد دفاعي و سياست هسته اي ايران نيز منطبق است. پي گيري و تحقق اين گزينه به دو صورت متصور و ممكن است؛ نخست، عاري سازي منطقه خليج فارس از سلاح هاي اتمي، دوم عاري سازي منطقه خاورميانه از سلاح هاي هسته اي. بر اساس تحليل هزينه-فايده و منطق استراتژيك، پي گيري سياست عاري سازي خاورميانه از سلاح هاي هسته اي تأمين كننده منافع و امنيت ملي جمهوري اسلامي و شوراي همكاري است. چون از طريق خلع سلاح رژيم صهيونيستي، نگراني هاي امنيتي هر دو بازيگر رفع مي شود. سياست اعلامي شوراي همكاري و كشورهاي عضو آن نيز همين گزينه است. ولي لازم است در عرصه عمل نيز به صورت جدي و فعال اعمال و پي گيري شود.

                          اتخاذ و اعمال اين راهبرد و سياست هسته اي واحد از سوي شوراي همكاري، مستلزم الزامات و واقدامات خاصي است كه ذيلاً به بعضي از آنها اشاره مي شود:

                          1.اتخاذ سياست كنش مند (Pro-actve) يا حداقل فعال (Actve) و ابتكاري و پرهيز از انفعال و بي طرفي از سوي شوراي همكاري به منظور تأثيرگذاري مثبت و ايجابي بر روند بحران و فرصت سازي براي حل و فصل مسالمت آميز آن .
                          2.بستن پرونده هاي گذشته و عبور از اختلافات ناشي از سوءتفاهمات و سوءبرداشت هاي پيشين و تلاش براي ساختن حال و آينده اي مبتني بر ايجاد تفاهم و درك مشترك و همكاري.
                          3.برخورد با برنامه هسته اي ايران به عنوان يك مورد مستقل (Sngle-case) بدون پيوند زدن آن به مسايل اختلافي ديگر. چون پيوند موضوعي بين مسايل و مشكلات موجود به جاي حل آن بر پيچيدگي و بغرنج شدن آن مي افزايد.
                          4.مخالفت و مقابله ديپلماتيك با انتخاب گزينه نظامي و تلاش براي جلوگيري از بروز رويارويي نظامي در منطقه از طريق اتخاذ يك ديپلماسي فعال و ابتكاري فراتر از سياست صبر و انتظار فعلي.
                          5.بكارگيري كليه ابزارهاي سياسي و ديپلماتيك جهت مديريت و حل و فصل پرونده هسته اي ايران در چارچوب آژانس بين المللي انرژي اتمي.
                          6.اعتمادسازي و اطمينان بخشي از طريق دادن اطمينان لازم به ايران مبني بر عدم مشاركت در مجازاتها و اقدامات تهديدآميز سياسي، اقتصادي و نظامي عليه اين كشور.
                          7.بكارگيري شاتل ديپلماسي جهت رايزني و مشاوره نزديك و رودررو با ايران.
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment



                          • جمهوري اسلامي ايران نيز به نوبه خود جهت جلب اعتماد بيشتر كشورهاي همسايه عضو شوراي همكاري خليج فارس و ايجاد تفاهم بيشتر با آنان، علاوه بر شفاف سازي و اعتمادسازي فعلي در چارچوب آژانس بين المللي انرژي اتمي، بايد اقدامات و ابتكارات خاصي نسبت به اين كشورها صورت دهد. ايران از اواخر سال ميلادي گذشته تاكنون تلاش كرده است با اعزام مقامات عالي رتبه خود (مانند رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، دبير شوراي عالي امنيت ملي، وزير امور خارجه و فرستاده ويژه رئيس جمهور) به كشورهاي عضو شوراي همكاري، نيات و اهداف برنامه هسته اي صلح آميز خود را تبيين كند. اما به نظر مي رسد كه برداشتن گام هاي اعتمادساز عملي بيشتري مبتني بر اعطاي تضمين هاي عيني به اين كشورها ضروري است. از جمله مي توان اين تضمين ها و سازوكارهاي اطمينان بخش را پيشنهاد داد:

                            1. دعوت از كشورهاي عضو شوراي همكاري جهت مشاركت در برنامه هسته اي ايران.
                            2. امضاي پيمان و قرارداد عدم تعرض متقابل و توسعه همكاري هاي امنيتي نظامي.
                            3. امضاي قرارداد هشدار اوليه مبني بر مبادله اطلاعات در زمينه نيروگاه هسته اي بوشهر.
                            4.همكاري زيست محيطي در زمينه انرژي هسته اي و انعقاد قراردادهاي دوجانبه در اين زمينه.
                            6.تصويب قانون ممنوعيت توليد، انباشت و توسعه تسليحات هسته اي در مجلس شوراي اسلامي.

                            شرايط حساس كنوني اگرچه تهديدات و خطراتي نسبت به كليه كشورهاي منطقه (اعم از ايران و شوراي همكاري) را باعث شده است ولي از طرف ديگر بهترين فرصت را براي ايجاد مناسبات و تعاملات استراتژيك بين اين دو بازيگر مهم منطقه اي فراهم ساخته است. انتظار مي رود كه كشورهاي عضو شوراي همكاري با فراتر رفتن از سياست هاي سنتي گذشته و اتخاذ يك سياست فعال و ابتكاري از اين فرصت استفاده كرده و اساس صلح و ثبات پايدار منطقه اي با مشاركت ايران را پي افكنند. چون جهان و منطقه بيش از هر زمان ديگري نيازمند همگرايي و همكاري ايران و اعراب جهت تأمين منافع مشترك است.
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment


                            • Key U.N. Security Council members agreed informally on Thursday on a resolution demanding Iran suspend nuclear enrichment and reprocessing work and threatening to consider sanctions if it refuses, diplomats said.

                              The draft text must first be approved by governments of the five Security Council members with veto power -- the United States, Britain, France, Russia and China -- as well as Germany, a European negotiator on the Iran controversy.

                              Western countries, which have been haggling with Russia and China on a text over the past two weeks, were optimistic of a deal a week ago only to see the talks drag on.

                              But on Thursday, two diplomats close to the negotiations told Reuters there was "provisional agreement" among the six. If true, a vote could be scheduled for Monday after the full Security Council receives the draft.

                              Still, China's U.N. ambassador, Wang Guangya, expressed frustration earlier on Thursday with U.S. delays and its watering down of a council statement on the deaths of four U.N. peacekeepers in Lebanon, one of whom was Chinese.

                              He said difficulties remained on the Iran resolution because "not all members share the same view."

                              Tehran has vigorously objected to the resolution and says its nuclear activities are to produce electrical power only. It has also indicated it might withdraw from the nuclear Non-Proliferation Treaty, if the resolution were adopted.

                              The draft is expected to demand Iran suspend all uranium enrichment-related and plutonium reprocessing activities as well as the construction of a heavy-water reactor.

                              It says that if Iran does not comply with the resolution, the council would consider measures under Article 41 of Chapter 7 of the U.N. Charter, which relates to economic and diplomatic sanctions. But it excludes military force.

                              The date set for compliance is expected to be August 31.

                              The latest draft is under Chapter 7 of the U.N. Charter, Article 40, which says the council, before taking any action, can call on the those concerned to "comply with such provisional measures as it deems necessary."

                              Chapter 7 makes a resolution mandatory and provides options for enforcement.

                              Originally, the Western drafters, who fear Iran's nuclear activity is a cover for bomb-making, also wanted a reference to Article 39 in Chapter 7 that refers to threats to international peace and security.

                              At a July 12 meeting in Paris, all six countries agreed Iran had given no indication it would engage seriously on a commercial and technological incentive package offered by major powers in early June, and referred the issue to the council.

                              Iran is building a heavy-water nuclear reactor at Arak, 120 miles southwest of Tehran. Western nations are concerned the plant's plutonium by-product could be used to produce nuclear warheads.

                              Comment


                              • The five permanent members of the UN Security Council have agreed on a draft resolution giving Iran until 31 August to suspend uranium enrichment.
                                The draft was circulated to all 15 members of the Council and could be voted on as early as Monday.

                                The US envoy to the UN, John Bolton, said the Council would consider sanctions if Iran missed the deadline.

                                But Russian envoy Vitaly Churkin stressed that the draft resolution did not contain the threat of sanctions.

                                Mr Churkin said it would encourage Iran to resume dialogue.

                                The draft does not mention sanctions but is a clear signal to Iran that it is facing its last best chance to gain international approval for its nuclear ambitions, the BBC's Daniel Lak at the UN says.

                                Iran insists its nuclear programme is entirely peaceful and is designed to meet its energy needs only, but the US and other Western nations fear it is trying to develop nuclear weapons.

                                'Misleading'

                                The draft resolution was negotiated over the past two weeks by the five permanent Council members - Britain, China, France, Russia, the United States - and also Germany.

                                To describe this resolution as a sanctions resolution is clearly misleading everybody about the purpose and the content of this resolution

                                Vitaly Churkin
                                Russian envoy to UN

                                It follows a 12 July agreement to refer Iran to the UN Security Council for failing to respond to a package of incentives to suspend enrichment.

                                The resolution urges Tehran to "suspend all enrichment-related and reprocessing activities, including research and development", as demanded by the International Atomic Energy Agency (IAEA).

                                It says the Council would consider adopting "appropriate measures" under Chapter 7 of the UN Charter if Iran does not comply with the deadline.

                                Mr Bolton said that the draft imposed a "mandatory requirement" on Iran.

                                If Tehran did not comply, Mr Bolton said, "we will move to sanctions in the Security Council".

                                He said Iran faced the risk of "increasing international isolation, economic and political pressure".

                                "I think this resolution will put the ball back in Iran's court."

                                Mr Churkin emphasised however that the text did not threaten sanctions, and that further measures would be discussed if Iran failed to comply.

                                "To describe this resolution as a sanctions resolution is clearly misleading everybody about the purpose and the content of this resolution," he said.

                                "We want to make sure that the package is seen in its entirety."

                                Comment

                                Working...
                                X