Announcement

Collapse
No announcement yet.

Mojahedin -e Khalgh

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #46
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #47
      عبدالمالك ريگى سركرده گروهك تروريستى جندالله دقايقى پيش از انجام عمليات تروريستى امشب زاهدان، انجام آن را از طريق شبكه تلويزيونى منافقين اعلام كرده بود.

      به گزارش خبرگزارى فارس از زاهدان، دقايقى پيش از انجام عمليات تروريستى امشب زاهدان كه طى آن بمبى در يك مدرسه دخترانه اين شهر منفجر شد، عبدالمالك ريگى سركرده گروهك تروريستى جندالله از اشرار شرق كشور در يك برنامه مستقيم تلويزيونى كه از شيكه تلويريونى منافقين پخش مي*شد از انجام عمليات تروريستى در شهر زاهدان خبر داد و با افتخار از كشتار مردم ياد كرد.
      همچنين اين سركرده اشرار شرق كشور كه در يك سال گذشته مسئوليت كشتار مردم و بسيارى از اقدامات تروريستى شرق كشور را برعهده گرفته بود، در گفتگو با راديو دولتى آمريكا گزارشى از اقدامات تروريستى خود ارائه داد.
      گزارش خبرنگار فارس حاكى است اقدامات تروريستى گروهك جندالله موجى از خشم و نفرت را در ميان مردم اين شهر ايجاد كرده است.

      Comment


      • #48
        اوائل ماه فوريه سی و پنج تن از نمايندگان مجلسين عوام و اعيان بريتانيا با تسليم اعتراض رسمی به مراجع قانونی خواستار برداشتن نام سازمان مجاهدين خلق از فهرست گروههايی شدند که دولت بريتانيا آنان را سازمانهای تروريستی می داند.
        در رأس اين اقدام، لرد کربت، عضو مجلس اعيان بريتانيا از حزب کارگر قرار دارد که در حال جمع آوری امضا برای طرحی در مجلس اعيان است که در صورت تصويب، وزير کشور بريتانيا را وادار می سازد که با دلائل و مدارک جديد ثابت کند که چرا سازمان مجاهدين خلق بايد همچنان گروهی تروريستی شناخته شود.

        دولت بريتانيا پنج سال پيش سازمان مجاهدين خلق را در فهرست گروههايی که تروريست می دانست قرار داد و اکنون لرد کربت و همفکرانش می گويند اگرچه اين سازمان در گذشته مشی مسلحانه داشته اما اکنون فعاليتی کاملاً غيرخشونت آميز دارد و برای بريتانيا يا منافع اين کشور در ديگر نقاط جهان هيچ خطر امنيتی ايجاد نمی کند.

        برای بررسی اين موضوع گفتگويی انجام داده ايم با لرد کربت، سپس به استدلال دولت بريتانيا را برای تروريست دانستن مجاهدين خلق پرداخته ايم و در پايان در گفتگويی با يرواند آبراهاميان، متخصص تاريخ معاصر ايران، دليل حمايت برخی سياستمداران غربی از مجاهدين خلق را جويا شده ايم .

        در مصاحبه ای با لرد کربت درباره تلاش او برای خارج ساختن مجاهدين خلق از فهرست گروههای تروريستی پرسيديم و او چنين پاسخ داد:

        تنها دليلی که از ابتدا برای اين ممنوعيت وجود داشت تقاضای ملاها از جک استرا، وزير خارجه وقت بود؛ حکومت ايران برای شروع مذاکره با اروپا بر سر برنامه هسته ای، شرطش اين بود که سازمان مجاهدين خلق در فهرست گروه های ممنوعه قرار بگيرد.

        آيا فکر نمی کنيد که قرار دادن سازمان مجاهدين در فهرست گروههای تروريستی اين بود که اين گروه عمليات نظامی و حملاتی به ايران انجام داده و دست به ترور و کشتن شماری از مقامهای ارشد حکومت آن کشور زده است؟

        آنها اين کارها را کردند ولی تاريخ اين کارها به قبل از سال ۲۰۰۱ بر می گردد، آنها هيچگاه اهداف غيرنظامی را مورد حمله قرار نداده اند.

        اما در مورد مقامهای دولتی، آنها يک جنايتکار باسابقه را که رئيس زندان اوين بود ترور کردند، کسی که در قتل دهها هزار نفر دخيل بوده و در اين شرايط، اين نوع حملات درست است اما نکته اصلی اين است که در سال ۲۰۰۱ که سازمان مجاهدين خلق در اين فهرست قرار گرفت دو موضوع روشن بود؛ اول اينکه اين سازمان هيچ نوع تشکيلاتی در قلمرو بريتانيا نداشت و ثانياً هيچ مدرک و دليلی برای اينکه مجاهدين خلق فعاليتها و اقدامات خصمانه عليه بريتانيا داشته باشند در دست نبوده است.

        ولی معمولاً اين روشی است که در مذاکرات بين دولتها مرسوم است، يعنی هر طرف در مقابل توافق، خواستار امتيازاتی است، فکر نمی کنيد که حتی اگر به گفته شما دولت بريتانيا امتياز هم داده باشد، چنين کاری هميشه و همه جا اتفاق می افتد؟

        اين مهم نيست که روشی است مرسوم يا غيرمرسوم، آنچه من می گويم اين است که چنين ملاحظاتی دليل کافی و اصولی برای برای گذاشتن يک سازمان در فهرست گروههای ممنوعه نيست و اگر حقيقت را بخواهيد به اعتقاد من از زمان تنظيم فهرست گروههای تروريستی در سال ۲۰۰۱، به هيچ يک از گروههايی که نامشان در فهرست قيد شد، فرصت داده نشد که شواهدی را که عليه آنها تنظيم شده ببينند يا درباره آن اظهارنظر کنند و اين وضعيت هنوز به همين منوال است.

        خود شما شخصاً چرا فکر می کنيد مجاهدين خلق نبايد در فهرست گروههای تروريستی باشند؟

        در مقابل حکومت فعلی ايران که رژيمی آدمکش است بايد از گروهی دفاع کرد که خواستار برقراری حکومتی غيرمذهبی و دموکراتيک در ايران است.

        شما فکر می کنيد دولت بريتانيا تصميم اشتباهی گرفته است، چرا ساير کشورهای اروپايی و وزارت خارجه آمريکا هم سازمان مجاهدين خلق را در فهرست گروههای تروريستی قرار داده اند؟

        اين موارد مثل آبله مرغان است که به همه جا سرايت می کند، وقتی دولت بريتانيا سازمان مجاهدين خلق را در اين فهرست گذاشت اتحاديه اروپا هم همين کار را تکرار کرد و بعد از آن هم دولت آمريکا؛ ولی چنين حالتی دليل اصولی بودن تصميم اوليه دولت بريتانيا نيست.

        لرد کربت در مقابل اشاره ها به شواهدی که سازمان ديده بان حقوق بشر در مورد نقض مکرر و فاحش حقوق بشر در نظام درون سازمانی مجاهدين خلق منتشر کرده است، آنها را بی اساس و فاقد سنديت لازم توصيف کرد و در مورد اظهارات اعضای سابق سازمان مجاهدين خلق که در برنامه ها و مصاحبه های گوناگون اين سازمان را متهم به شکنجه و بدرفتاری با آنها در اردوگاههای سازمان در عراق کرده اند، آنها را متهم به وابستگی به حکومت ايران کرد.



        مجاهدين خلق و دولت بريتانيا



        حتی اگر کميسيون مستقل اعتراض مجاهدين خلق را بپذيرد، وزارت کشور بريتانيا مجبور به خارج کردن مجاهدين خلق از فهرست گروههای تروريست نخواهد بود



        در سال 2000 ميلادی قانون جديدی در بريتانيا تصويب شد با عنوان قانون مبارزه با تروريسم.

        بر اساس اين قانون که در راستای اقدامات مشابه ساير دولتهای اروپايی صورت گرفت، دولت بريتانيا 44 گروه مسلح فعال در نقاط مختلف جهان را که از نگاه اين دولت روشهای تروريستی داشتند در فهرست گروههای ممنوع قرار داد.

        اين گروهها از شمال آفريقا تا خاورميانه و پاکستان و سری لانکا را شامل می شدند؛ سازمان مجاهدين خلق هم از جمله اين 44 گروه بود.

        استدلال بريتانيا و ساير دولتهای اروپايی اين بوده و هست که دهه 1990 ميلادی دوره رشد افراطگرايی سياسی و روی آوری گروههای کثيری به حملات و روشهای خونبار در نقاط مختلف جهان بوده و با توجه به گسترش مهاجرت و آسانی ارتباطات در جهان معاصر، بسياری از اين گروهها شبکه های مالی، عضوگيری ، ارتباطات و پشتيبانی خود را در خاک کشورهای اروپايی داير کرده اند.

        هدف از قانون مبارزه با تروريسم مصوب سال 2000 بريتانيا، ممنوع کردن فعاليت اين گروهها و دادن اختيارات بيشتر به دستگاه انتظامی و قضائی برای تعقيب اين افراد و ممانعت از فعاليت آنها است.

        اين مقررات در دوران وزارت کشور جک استرا به تصويب مجلس بريتانيا رسيد و از جمله نتايج آن محدود کردن فعاليتهای علنی سازمان مجاهدين خلق، از جمله برگزاری اجتماعات، جمع آوری کمک مالی و تبليغات در بريتانيا بود.

        سازمان مجاهدين خلق از ابتدا با اعتراض به اين تصميم آن را امتيازدهی دولت بريتانيا به حکومت ايران توصيف کرده و با ادعای کنار گذاشتن فعاليت مسلحانه از سال 2001 ميلادی معتقد است که دولت بريتانيا بايد نام اين گروه را از فهرست گروههای تروريست خارج کند.

        وزارت کشور بريتانيا به ما اعلام کرد که مجاهدين خلق درخواست اعتراض رسمی به نهادهای قانونی اين کشور جهت تجديد نظر در مورد تروريست دانستن اين گروه ارسال کرده اند و با توجه به درجريان بودن پرونده شان، دولت از هرگونه اظهار مستقيم در مورد اين پرونده پرهيز می کند.

        طبق مقررات مرتبط با قانون مبارزه با تروريسم مصوب سال 2000، وزارت کشور بريتانيا بر اساس موازين خود گروهها را در اين فهرست قرار داده و در صورت عدم اعتراض اکثريت نمايندگان مجلس آنها را در فهرست نگه می دارد، در عين حال نهاد مستقلی تحت عنوان "کميسيون فرجام خواهی گروههای ممنوعه" وجود دارد که شاکيان حقيقی و حقوقی می توانند با تسليم اعتراض خود خواستار تجديدنظر در بودن هر يک از گروهها در اين فهرست کنند.

        تقاضای تجديد نظر در مورد تروريست قلمداد کردن سازمان مجاهدين هم اکنون به اين نهاد ارائه شده و طبق گفته تنظيم کنندگانش قرار است در پاييز امسال بررسی شود.

        البته وزارت کشور بريتانيا به بخش فارسی بی بی سی گفته که بنابر قوانين بريتانيا، تصميمهای کميسيون مستقل فرجام خواهی برای وزارت کشور الزام آور نيست و در نتيجه حتی اگر اين کميسيون اعتراض مجاهدين خلق را بپذيرد، لزوماً وزارت کشور مجبور به خارج کردن مجاهدين خلق از فهرست گروههای تروريست نيست.

        Comment


        • #49
          اين اولين بار نيست که سرنوشت سياسی سازمان مجاهدين خلق به دليل سوابق و روشهای فعاليت آن بحث برانگيز می شود.

          جمهوری اسلامی ايران همواره اين سازمان را گروهی تروريستی دانسته و معمولاً ممنوعيت فعاليت آن را شرطی برای مناسبات خوب با دولتهای ديگر قلمداد کرده است.

          در عين حال، سازمان مجاهدين خلق پس از ۲۵ سال از زمان خروج از ايران هنوز هم به اشکال گوناگون به حيات خود ادامه داده است و هر از چند گاه نقش و جايگاه آن مجادله و حتی تنش ايجاد می کند.

          سازمان مجاهدين خلق چه نوع گروهی است؟ چرا هنوز برای حکومت ايران حساسيت برانگيز است و در ميان محافل سياسی در غرب چگونه شناخته می شود؟

          پاسخ به اين نکات را در گفتگويی با يرواند آبراهاميان استاد تاريخ سياسی ايران و نوسينده يکی از اولين و معتبرترين کتابها در مورد مجاهدين خلق جويا شديم.

          شما اعتراض گروهی از نمايندگان مجلس بريتانيا به قرار داشتن سازمان مجاهدين خلق ايران در فهرست گروههای تروريستی را چگونه تعبير می کنيد؟

          عبارتی که معمولاً برای توصيف اين گروه به کار برده می شود "تروريست" است ولی به اعتقاد من از مفهوم " تروريست " بکرات و گاه به شکل نادرست استفاده شده و بنابراين ممکن است شناخت کامل و دقيقی از مجاهدين خلق ارائه ندهد.

          اين گروه بيشتر شبيه به فرقه بسته ای است که نفرات آن حاضرند به هر شکل و هر قيمت فرمانهای رهبرشان را اجرا کنند.

          سازمان مجاهدين خلق تاکنون چندين بار سياستها، روشهای فعاليت و حتی مناسبات درونی خود را تغيير داده و در نهايت آنچه اکنون تحت رهبری مسعود رجوی باقی مانده، نفراتی اند که به شکل کور از رهبری تبعيت می کنند و حاضرند به خاطر او بکشند، بميرند و حتی خودکشی کنند؛ اينها همه مختصات يک فرقه بسيار سازمان يافته است.

          با چنين مختصاتی که شما برشمرديد چرا سازمان مجاهدين خلق ايران تا اين حد در معادلات سياسی مطرح است؟ چرا حکومت ايران در مورد آن حساسيت ويژه ای دارد؟ آيا اين سازمان در ايران از حمايت فراوانی برخوردار است؟

          نه، شايد در سالهای حوالی انقلاب ۱۳۵۷ می شد اين سازمان را جنبشی اجتماعی تلقی کرد اما پس از اسقرار آن در عراق از سال و بعد همکاری آن با حکومت صدام حسين و از سوی ديگر ادامه روشهای خشونتبار سازمان در داخل ايران، من فکر نمی کنم اين گروه ديگر محبوبيت يا حمايتی در ايران داشته باشد.

          فراموش نکنيم که اين گروه تعداد زيادی از مقامات ارشد حکومت ايران را بخصوص در فاصله سالهای ۱۳۶۰ تا ۶۳ ترور کرد و همين موج خشونت و پيامدهای آن برای بسياری از ايرانيان مجاهدين خلق را با امواج هراس و وحشت مترادف کرده است.

          اگر آن طور که شما می گوييد سازمان مجاهدين خلق فرقه ای است با سوابق تروريستی و در ايران هم حمايت يا محبوبيتی ندارد، چطور است که شماری از سياستمداران در غرب، از جمله تعدادی از نمايندگان در مجالس اروپايی از اين سازمان حمايت می کنند و حتی آنرا جايگزينی دموکراتيک در مقابل حکومت فعلی می دانند؟

          به اعتقاد من بی طرفانه ترين برداشتی که از اين حمايت سياستمداران غربی می توان ارائه داد اين است که آنها واقعاً و دقيقاً نمی دانند از چه حمايت می کنند.

          گاه برخی از اين سياستمداران فرضاً از روی دلسوزی برای حقوق بشر يا دموکراسی در ايران طومار و بيانيه هايی امضا می کنند بدون توجه به اينکه ممکن است مربوط به گروهی مثل مجاهدين باشد.

          ... و بالاخره نکته ای که در پايان گفتگو با يروند آبراهاميان در ميان گذاشته شد توان مالی، امکانات و قدرت تبليغاتی سازمان مجاهدين خلق بود.

          امکانات مالی آنها بسيار است و سئوال اين است که آنها اين امکانات را از کجا می آورند.

          همين طور بايد گفت که سيستم و دستگاههای تشکيلاتی - سازمانی آنها بسيار منظم و فعال عمل می کند.

          بسياری معتقدند که در دورانی که حکومت صدام حسين از درآمد سرشار نفت برخوردار بود به سازمان مجاهدين کمک مالی فراوانی می کرد.

          در عين حال برخی از صاحبنظران با اشاره به مختصاتی که اين سازمان دارد اين فرضيه را مطرح می کنند که بعيد نيست برخی از دولتهای خاورميانه نيز به آنها کمک مالی بدهند.

          من فکر نمی کنم کسی يا نهادی در دولت آمريکا يا دولتهای اروپايی چنين کاری بکند، چون برای آنها نام اين سازمان در فهرست گروههای تروريستی است اما هيچ بعيد نمی دانم که برخی دولتهای طرفدار آمريکا در خاورميانه به شکل مخفيانه به سازمان مجاهدين کمک مالی برسانند.

          Comment


          • #50
            يكى از زنان جدا شده از منافقين گفت: گروهك منافقين براى جلوگيرى از ريزش نيرو، زنان جدا شده از سازمان را تهديدبه زندانى شدن در ابوغريب مي*كند.

            به گزارش خبرگزارى فارس از اصفهان، مرضيه قرصى عضو جداشده از گروهك منافقين كه چندى پيش با ابراز ندامت به آغوش ملت بازگشت، عصر جمعه در همايش ,نقش زن در فرقه مجاهدين خلق, دركتابخانه مركزى شهردارى اصفهان با اعلام اين مطلب افزود: سازمان مجاهدين خلق، نقش*ها و مسئوليت*هاى سنگين*ترى را براى زنان به نسبت مردان در نظر گرفته است كه از آن ميان مى توان به فرماندهى طيف هاى گسترده مرد به وسيله يك زن اشاره كرد.
            وى با اشاره به اينكه زنان يكى از اركان اين سازمان محسوب مى شوند، اظهار داشت: تنها دليل سپردن مسئوليت هاى سنگين تر و بالاتر به زنان در سازمان مجاهدين خلق، اين است كه زنان به مقدار بيشترى به رهبرى و كارى كه انجام مى دهند وابستگى پيدا مي*كنند و همچنين به راحتى از سد مشكلات و موانع پيش رو مي*گذرند و وظيفه خود را به نحو احسن به انجام مى رسانند.
            اين عضو جدا شده گروهك منافقين، يكى از راه*هاى جلوگيرى از ريزش نيرو در اين فرقه منافقين را تهديد و ارعاب زنان عضو دانست و تصريح كرد: پس از اينكه زنان در صدد بر مى آيند كه از اين گروه اعلام جدايى كنند، اين شبهه را براى آنان ايجاد مي*كنند كه با اعزام آنان به ,ابوغريب, به منظور از بين رفتن و كهنه شدن اطلاعات، آنان را به قتل مى رسانند و چيزى از آنان باقى نمى گذارند.
            وى ادامه داد: در بعضى مواقع، اعضاى رده بالاى سازمان مجاهدين خلق، ايران را مكانى پر از شكنجه، پر از تهديد و پر از وحشت و همچنين عقب افتاده از لحاظ تمدنى جلوه مى دهند تا اعضاى زن اين گروه از رفتن به ايران صرف نظر كنند و به شرايط پر از اختناق و پر از ذلت موجود در سازمان مجاهدين خلق تن دهند.
            قرصى با بيان اينكه رهبران سازمان مجاهدين خلق به منظور از بين بردن هر گونه عاطفه در ميان اعضاى زن اين سازمان، ابتدا اقدام به تضعيف بنيان خانواده مى كنند افزود: طلاق هاى اجباري، جدا كردن مادر از فرزند، جدا كردن زن از همسر و حتى جدا كردن خواهران از يكديگر از جمله فعاليت هايى است كه رهبران سازمان مجاهدين خلق به منظور از بين بردن عواطف اعضاى زن اين سازمان انجام مى دهند.
            وى در تشريح چگونگى تحميل طلاق هاى اجبارى به اعضاى زن سازمان مجاهدين گفت: با جلسات صحبت و ميز گرد هاى بيش از 10 ساعته و با صحبت هاى احساسى و با تحريك عواطف زنان و همچنين با مثال زدن رهبران موسس اين فرقه كه همگى به صورت صورى از همسران خود طلاق گرفته بودند، اقدام به شستشوى ذهنى اعضاى سازمان كرده و به اين صورت طلاق ها و جدايى هاى اجبارى را به آنها تحميل مى كردند.
            اين عضو سازمان مجاهدين با اعلام اينكه توسط همسرش با اين فرقه آشنا شده است، اظهار داشت: پس از اينكه من را مجبور به طلاق اجبارى از همسرم كردند، تلاش نمودند كه ريشه عاطفه در قلب من نسبت به همسرم را بسوزانند، اما من بنا به فرهنگ و خون ايرانى كه در رگهايم جريان داشت اجازه اين كار را به آنان ندادم.
            وى با بيان اينكه همسرش در يكى از عمليات هاى سازمان در تهران كشته شده است، تصريح كرد: همسرم به دليل اينكه از فعاليت در سازمان مجاهدين خلق خسته شده و تقاضاى جدايى از گروه را به رهبران سازمان ارائه داده بود، به ماموريتى بدون برگشت اعزام شد و در حين اين ماموريت در تهران كشته شد و هرگز پايش به خانواده نرسيد.
            مرضيه قرصى كه ارديبهشت امسال پس از بريدن از تشكيلات گروهك منافقين و فعاليتى 10ساله به آغوش ملت بازگشت، عضوى فعال بود كه دست به افشاگري**هاى گسترده عليه گروهك منافقين زد.

            Comment


            • #51

              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • #52
                تظاهرات هواداران سازمان مجاهدين خلق به منظور درخواست از اتحاديه اروپا برای حذف نام اين سازمان از فهرست گروه های تروريستی، اعتراض شديد جمهوری اسلامی را در پی داشته است.
                روز پنجشنبه، 8 مارس، گروهی از طرفداران سازمان مجاهدين خلق ايران در برابر ساختمان پارلمان اروپا در بروکسل، پايتخت بلژيک، اجتماع کردند و از رهبران کشورهای عضو اتحاديه اروپا خواستند تا نام اين سازمان را از فهرست گروه های تروريستی حذف کنند.

                خبرگزاری رويتر به نقل از پليس بلژيک تعداد شرکت کنندگان در تظاهرات روز پنجشنبه را سه هزار و پانصد نفر گزارش کرده اما پايگاه اينترنتی سازمان مجاهدين خلق گفته است که در اين تجمع، سی هزار نفر شرکت داشتند.

                در گزارش پايگاه مجاهدين خلق آمده است که تعدادی از شخصيت های کشورهای اروپايی نيز در اين تظاهرات حضور داشتند.

                به گزارش خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - ابراهيم رحيم پور، مديرکل غرب اروپا در وزارت خارجه ايران، با احضار سفيران آلمان و بلژيک، ناخرسندی جمهوری اسلامی از برگزاری تظاهرات هواداران مجاهدين را به آنان ابلاغ کرد.

                آلمان رياست دوره ای اتحاديه اروپا را بر عهده دارد.

                آقای رحيم پور يادآور شد که اتحاديه اروپا مجاهدين خلق را يک سازمان تروريستی می داند و افزود در حاليکه وزير خارجه بلژيک در سفر به خاورميانه از همکاری بين المللی برای مبارزه با تروريسم سخن می گويد، اجازه برگزاری اين تظاهرات باعث تعجب و تاسف است.

                وی با اشاره به مذاکرات بين ايران و اتحاديه اروپا و لزوم اعتماد سازی طرفين، چنين اقداماتی را به معنای به کارگيری معيارهای دوگانه در برخورد با تروريسم توصيف کرد.

                اتحاديه اروپا در سال 2002 سازمان مجاهدين خلق را يک سازمان تروريستی اعلام کرد اما سال گذشته، دادگاه بدوی اروپایی به لغو مسدود شدن دارايی های اين سازمان در اروپا رای داد.

                پايگاه اينترنتی سازمان مجاهدين خلق در گزارشی پيرامون تظاهرات روز پنجشنبه در بروکسل، نوشته است که مريم رجوی، رييس شورای ملی مقاومت، بازوی سياسی سازمان مجاهدين خلق، در سخنانی در اين تجمع از شورای وزيران اتحاديه اروپا خواست حکم دادگاه اروپايی را اجرا کنند.

                وی همچنين برخی از کشورهای بزرگ اروپايی، به خصوص بريتانيا را متهم کرد که می کوشند روابطی دوستانه با جمهوری اسلامی برقرار سازند و ساير کشورهای عضو را نيز، به گفته وی، به دنبال خود بکشند.

                ايالات متحده نيز از سال 1997 سازمان مجاهدين خلق و از سال 2003، شورای مقاومت ملی را در فهرست گروه های تروريستی قرار داده است.


                Comment


                • #53
                  دادستان ارشد دادگاه عالی عراق از قصد این دادگاه برای متهم کردن برخی مقام های ارشد سازمان مجاهدین خلق ایران خبر داده و گفته مدارکی در دست است که نشان می دهد این گروه در "جنایات علیه بشریت" با رژیم صدام حسین همکاری داشته است.
                  بنا به گزارش ها، جعفر موسوی روز یکشنبه یازدهم مارس (بیستم اسفند ماه) به خبرنگاران گفته مجاهدین خلق در جریان شورش های سال 1991 میلادی، به صدام برای سرکوب شیعیان و کردهای عراق کمک کردند.

                  یک سخنگوی سازمان مجاهدین در گفتگو با خبرگزاری رویتر صحبت های آقای موسوی را رد کرده و گفته حضور این گروه در عراق "تحت حمایت کنوانسیون ژنو قرار دارد."

                  سازمان مجاهدين خلق عمده ترين گروه مسلحی است که با هدف براندازی حکومت جمهوری اسلامی ايران فعاليت می کند. اعضای این سازمان از حدود بيست سال پيش به عراق پناه برده و در زمان حکومت صدام چند پايگاه در اين کشور در اختیار داشتند.


                  مدارک کاملی در دست داریم که نشان می دهد گروه ایرانی [مجاهدین خلق] با رژیم سابق عراق در جنایات علیه بشریت همکاری کرده است


                  جعفر موسوی، دادستان ارشد دادگاه عالی عراق

                  اما در پی سقوط حکومت صدام حسين و اشغال عراق به دست آمريکا و متحدانش در سال 2003 میلادی، گروهی از اعضای سازمان مجاهدين از عراق خارج شدند و بازمانده اعضای آن نيز در يکی از پايگاه های سازمان که قرارگاه اشرف نام دارد و در شرق عراق واقع است متمرکز شدند.

                  خبرگزاری رویتر روز دوشنبه به نقل از آقای موسوی نوشته مدارک مورد اشاره علیه سازمان مجاهدین شامل تصاویر ویدئویی است که مقام های ارشد این سازمان را در حال ملاقات با افسران اطلاعاتی ارشد رژیم صدام حسین و "دریافت مبالغ هنگفتی پول برای اجرای دستورات صدام" نشان می دهد.

                  دادستان ارشد دادگاه عالی عراق در حالی از اقدام قانونی علیه برخی از اعضای سازمان مجاهدین خبر داده که یک ماه پیشتر سخنگوی دولت عراق این گروه را "تروريستی" خطاب کرده و خواستار خروج اعضای اين سازمان از خاک این کشور شده بود.


                  ما از همه اتهاماتی که از سوی جعفر موسوی وارد شده مبرا هستیم و حضورمان در عراق تحت حمایت کامل کنوانسیون ژنو است


                  شهریار کیا، عضو سازمان مجاهدین خلق - در گفتگو با رویتر

                  سازمان مجاهدین از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا نیز به عنوان گروهی تروریستی شناخته می شود اما هم در کنگره آمریکا هم در پارلمان اروپا برخی نمایندگان هوادار این گروه خواستار حذف نام آن از لیست سازمان های تروریستی هستند.

                  حوزه اختیارات دادگاه عالی عراق، که پس از سقوط رژیم صدام حسین برای رسیدگی به جرائم 'جنایت علیه بشریت' ایجاد شد، غیر عراقی های مقیم این کشور را نیز در بر می گیرد و اگر صحبت های آقای موسوی در مورد متهم کردن برخی اعضای سازمان مجاهدین جامه عمل بپوشد، اولین مورد از دادرسی این دادگاه به پرونده غیرعراقی ها به دلیل جرائم رخ داده در دوران رژیم قبلی خواهد بود.

                  دادگاه عالی عراق در اولین پرونده مربوط به جنایت علیه بشریت، صدام حسین را به اعدام محکوم کرد و انتظار می رود این دادگاه پرونده های دیگری را نیز علیه مقام های رسمی رژیم پیشین عراق در ارتباط با سرکوب شیعیان و کردها به جریان بیاندازد.

                  Comment


                  • #54
                    Apparently, the U.S. and British authorities have turned so desperate for an alibi that they readily embraced the assertion of an infamous anti-Iranian Mujahedin-e Khalgh (MEK) group, listed as a terrorist organization of bandits by Britain, the U.S., and the European Union.

                    A spokesman of this group, which vegetates in the shadow of the U.S. army in Camp Ashraf in Iraq, said that the British crews’ capture was planned in advance. But David Stringer of the Associated Press immediately realized that he owes it to his readers to mention that the speaker of the MEK offered no evidence to support his claims. This group, along with the old Iranian monarchists, like their financiers in the White House and Downing Street, need no evidence to fabricate stories of any size.

                    It is noteworthy that three years ago, U.S. intelligence circles suggested re-arming MEK and using it to destabilize Iran, a recommendation that has apparently readily been implemented. The undertaking of this plan makes the U.S. government complicit in the terrorist acts that have been carried out inside Iran. The New York Times recently revealed that the camp operates under the protection of the U.S. military and American troops chauffer MEK operatives.

                    Another organization that carries out cross-border attacks on Iranian villages is the Party for a Free Life in Kurdistan (PJAK), which is supported with equipment and training by Israeli Special Forces. This group receives its “lists of targets inside Iran” from U.S. intelligence services.

                    A third terrorist organization that operates on the border between Sistan-Baluchistan province of Iran and the countries of Pakistan on the south and Afghanistan on the north is called Jundallah (God’s Brigade), an extremist Sunni tribal faction. This group has been launching armed attacks on the civilian population, planting bombs and kidnapping passengers. The group has its bases in Pakistan and apparently is funded, trained and armed by the U.S. and British armies in Afghanistan and in the Iran-Pakistan border regions.

                    According to Greg Elich of GlobalResearch.ca, U.S. and Israeli officials are setting up front companies to help finance the future covert local wars in Iran. An old historical statement comes to mind when thinking about how the CIA armed and financed Osama Bin Laden and the Mujahadeen fundamentalists in Afghanistan during the 1980’s to undermine the Soviet Union - History repeats itself: the first time it’s a tragedy, the second time it’s a farce.

                    It is now a well-known fact that U.S. special operation forces in Iraq have been given the task of kidnapping Iranian members of the diplomatic corps of individuals in Iraq and the countries where U.S. intelligence agents operate freely. For example, U.S. forces led a commando-type, helicopter-borne raid in Erbil, northern Iaq, and grabbed six Iranian liaison personnel in January 2007.

                    Those special units, operating without the permission of the Kurdish authorities, reportedly used stun guns against the men while seizing office computers, ransacking and intentionally destroying the property inside and taking down the Iranian flag from the rooftop of the raided building as a demonstration of the hatred and disrespect toward the Iranian people.

                    The President of Iraq, Mr. Talabani, as well as one of Iraq’s most powerful Shiite leaders, condemned the raid, calling it an attack on Iraq’s sovereignty. Furthermore, the United States refused to allow any communication with the detained officials until the incident with the 15 British sailors and marines was brought into a process of negotiation. Under that condition, the United States was pressured to allow communication by the Iranian government with the Iranian captives, a promise yet to be fulfilled.

                    And worse than that, an Iranian diplomat, Jalal Sharafi, the second secretary in Iran’s embassy in Baghdad who was kidnapped in Iraq by U.S. forces and held for over two months, was released this week. Mr. Sharafi told IRNA (Iran’s State News Agency) he was subjected to torture “day and night”. He said, “I was kidnapped on a Baghdad street while shopping by officials who had Iraqi defense ministry ID cards and were riding in American forces vehicles.”

                    Mr. Sharafi said he was taken to a military base near Baghdad airport, and questioned in Arabic and English. “The CIA officials’ questions focused mainly on Iran’s presence and influence in Iraq. When faced with my responses on Iran’s official ties with the Iraqi government, they increased the torture.”

                    Apparently, this is the customary method that the United States government, which likes to brag about its ‘love of democracy and concern for human rights’ treats foreign detainees and kidnapped individuals. What a respect for human rights! Where are the human rights organizations, such as Amnesty International, to expose and condemn Washington’s routine practice of human rights violations?

                    Earlier this month, a former Iranian deputy defense minister, Mr. Ali Reza Asgari who was in Turkey to attend a conference, disappeared into thin air, and his family in Tehran has not heard from him since. Iranian officials said Asgari was kidnapped by western agents. These attacks, not highly nor widely publicized in the U.S. press, are part of the covert front of the U.S. and British forces.

                    Comment


                    • #55
                      سخنی با خانم مریم رجوی

                      دکتر احمد پناهنده

                      امروز منشور 10 ماده ای شما را با دقت خواندم و بسیار خوشحال شدم که به مبارزه سیاسی روی آورده اید و از " ارتش آزادی بخش " کلامی به لب تر نکرده اید

                      هرچند پس از سرنگونی صدام، دیگر " ارتش آزادی بخش " محلی از اعراب نداشت و مبارزه مسلحانه به عنوان زایده جنگ سرد و وجود افرادی چون صدام حسین در همسایگی ایران، کاربردش سپری شده بود

                      اما چنین رویکردی خود نشانه عقب نشینی از مواضع بغایت نابخردانه دوران سیاه کشتار از هر دوسو بود که سبب شد هزاران نفر از جوانان وطن به خاطر سیاست های نهیلیستی ( شهادت طلبانه ) آقای رجوی و سپس شما تلف شوند، بدون اینکه اجازه داشته باشند، سئوالی از شما ومسئولین دیگر بکنند که چرا باید بمیرند

                      پر واضح است که چنین سیاستی سبب ساز تفرقه در بین نیروهای مخالف جمهوری اسلامی شد که ثمره اش موجب بیماری نیروها شده است

                      البته در بین نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، توده ایها و توده ای صفتانی که با رژیم همکاری کردند و امروز هم برای جمهوری اسلامی دم تکان می دهند تا تکه استخوانی برایشان پرت کند، منظور نیست

                      در این گفتار نمی خواهم گذشته را چوب بزنم و شما و سیاست شما را چه در رابطه با تشکیلات مجاهدین و چه در رابطه با نیروها،مورد بررسی و نقد بیرحمانه قرار دهم. زیرا شرایط امروز جایی برای برجسته کردن اینگونه نقدها نگذاشته است بلکه باید با تمامی قوا سعی کرد بیشتر بر نقاط اشتراک انگشت گذاشت و آن را برجسته کرد. تا از این طریق بتوانیم ایران ِ جان ِ همه جانان را از خطر تجزیه، جنگ و نابودی نجات دهیم

                      با در نظر گرفتن این شرایط اما بر این باورم هر برنامه ای که سبب ساز تفرقه و یا یک بعدی نگری شود باید آن را افشا کرد و این قلم تاکنون بی رحمانه با آنها به مقابله پرداخته است

                      کاری که در مورد " اتحاد جمهوری خواهان " و دیگر " جمهوری خواهان " ِ رنگارنگ انجام داده است زیرا این گروها و افراد با مخفی شدن پشت مقوله های حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و و و ذات توتالیتر، ضد دموکراسی و ضد آزادی خود را پنهان می کنند. و گرنه لزومی ندارد که با رفراندم تعیین نوع نظام مخالف باشند و بدون در نظر گرفتن شکل نظام آینده در یک رفراندم فقط به بر شکل جمهوری پای بفشرند و حاضر نباشند در رفراندمی که شکل نظام آینده به رأی عموی گذاشته می شود شرکت کنند

                      چنین نقطه نظری آغاز انحراف است و ناجوانمردانه به خواست و رأی بخش بسیار بزرگی از مردم ایران پشت و پا می زنند

                      حال با این توضیحات پرسیدنی است که آیا شما به یک رفراندم، که شکل نظام آینده را با رأی عمومی مردم، تحت نظارت سازمانهای حقوق بشری و سازمان ملل تعیین می کند، معتقد هستید و اگر هستید آیا در این رفراندم اگر مردم به شکل پادشاهی مشروطه رأی دادند، گردن می گذارید؟

                      اگر جواب آری است، بایستی صراحتأ و بطور شفاف در مواضع خود اعلان کنید و هیچ اما و اگر هم در این باره پذیرفته نیست

                      البته این حق شما است که به جمهوری معتقد باشید و آن را تبلیغ کنید اما حق ندارید بگویید که شکل نظام آینده فقط جمهوری باشد

                      تازه در مورد اعتقاد شما به نظام جمهوری جای شک و سئوال است

                      سئوال این است که شما چه نوع جمهوری می خواهید؟

                      آیا همان جمهوری اعلان شده در برنامه " شورای ملی مقاومت " است؟ اگر آری باید بگویم که آن جمهوری نیست بلکه شکل ِ دیگری از جمهوری اسلامی است با زعامت مجاهدین و رهبران عقیدتی چون خانم و آقای رجوی

                      زیرا تا آنجا که من می دانم شکل نظام آینده در برنامه شورای ملی مقاومت " جمهوری دموکراتیک اسلامی " است و شما هم به عنوان رئیس جمهور برگزیده آن البته بدون رأی مردم انجام وظیفه می کنید و الحق و الانصاف پوشش اسلامی و قوانین و شرعیات اسلامی را هم رعایت می کنید. به عنوان مثال دست ندادن با همتای مذکر و یا بوسیدن یکدیگر

                      هر چند خود نه مخالف نظام جمهوری هستم و نه نظام مشروطه پادشاهی. اما با توجه به شناخت تاریخی ، شرایط ایران و خلق و خوی مردم، نظام پادشاهی را برای آینده ایران از هر حیث مناسب تر می بینم

                      اما اگر مردم در یک رفراندمی جمهوری را بر پادشاهی ترجیح دادند با دل و جان به آن گردن می نهم و نسبت به توان خود به آن خدمت می کنم

                      نکته دیگر در مورد محور جدایی دین از حکومت است که در منشور شما آمده است

                      آیا فکر کرده اید که گنجاندن اصل جدایی دین از حکومت در منشور شما بیشتر به یک شوخی شباهت دارد تا یک واقعیت؟

                      آخر چطور ممکن است سازمانی با ایدئولوژی اسلامی که تمامی فرامین زندگی از بدو تولد تا مرگ همه را از قرآن، نهج البلاغه و متون و احادیث دین اسلام استخراج می کند، بگوید در حکومت آینده دین از سیاست جدا است؟

                      شما مگر به جامعه بی طبقه توحیدی معتقد نیستید؟ اگر هستید چگونه می توانید بدون ایدئولوژی اسلامی به آن برسید و یا زمینه رسیدن به آن را فراهم کنید؟

                      آیا بهتر نیست ابتدا آن پیشوند و یا پسوند اسلامی را از پیرامون نام جمهوری پاک کنید و سپس از جمهوری صحبت کنید؟

                      نکته دیگر احترام دموکراتیک به آرا و خواست مردم در تعیین نوع نظام آینده است که در منشور پیشنهادیتان جایی برای آنها منظور نشده است. سئوال این است که آیا شما به رفراندم نوع نظام پس از سرنگونی جمهوری اسلامی معتقد هستید؟

                      اگر هستید در صورت تمایل مردم و رأی دادن به شکل نظام پادشاهی، به آن گردن می نهید و به آرای مردم احترام می گذارید؟

                      اگر نه، باید گفت که اولین اصل منشورتان، آنجا که گفتید به آرای مردم معتقد هستید به پول سیاهی ارزش ندارد

                      هرچند صحبت در این باره زیاد است و می شود از همه جا و همه چیز صحبت کرد اما این دونکته که به آن اشاره کردم از نکات کلیدی است که در منشور شما به آن اشاره شده است در حالی که عملکرد و تفکر شما در این باره برای مردم روشن نیست. به همین منظور به صورت علنی شما را مخاطب قرار می دهم تا اگر توضیحی در این باره دارید به مردم ایران بدهید

                      Comment


                      • #56
                        به گفته وزیر خارجه عراق دولت وی تصمیم دارد اعضای سازمان مجاهدین خلق، از گروه های مسلح مخالف جمهوری اسلامی را از آن کشور اخراج کند.
                        به گزارش خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - هوشیار زیباری، وزیر خارجه عراق که برای گفتگو پیرامون شرکت جمهوری اسلامی در اجلاس شرم الشیخ به تهران سفر کرده است، تصمیم به اخراج اعضای سازمان مجاهدین خلق از عراق را در مصاحبه مطبوعاتی مشترک با منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران، اعلام داشت.

                        آقای زیباری افزود که دولت عراق کمیته ای را برای تضمین اجرای این تصمیم تشکیل داده است.

                        پیشتر از قول مقامات عراقی گزارش شده بود که برخی از کشورهای اروپایی آمادگی خود رابرای قبول تعدادی از اعضای مجاهدین خلق در عراق اعلام داشته اند.

                        تا قبل از سقوط رژیم سابق عراق، سازمان مجاهدین خلق دارای تشکیلات نظامی در آن کشور بود و جمهوری اسلامی این گروه را به دست زدن به عملیات مسلحانه در داخل ایران متهم می کرد.

                        دولت ایالات متحده و دولت های عضو اتحادیه اروپا سازمان مجاهدین خلق را یک گروه تروریستی می دانند اما مجاهدین خلق از حمایت برخی از نمایندگان کنگره آمریکا و پارلمان اروپا برخوردارند.

                        وزیر خارجه عراق برای مذاکره با مقامات ایرانی پیرامون شرکت در اجلاس بین المللی بررسی مسایل عراق در شرم الشیخ، مصر، به تهران سفر کرده است.

                        مشخص نیست که آیا اخراج اعضای مجاهدین خلق از عراق از جمله خواست هایی بوده که جمهوری اسلامی مطرح کرده یا دولت عراق به دلایل دیگری این تصمیم را اتخاذ کرده است.

                        شرکت در شرم الشیخ و ماجرای اربیل

                        قرار است اجلاس بین المللی شرم الشیخ از جمله با شرکت کشورهای همسایه عراق، کشورهای عضو دایم شورای امنیت و چند کشور دیگر و همچنین نمایندگان سازمان ملل متحد، سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب در روزهای 3 و 4 ماه مه در شرم الشیخ مصر برگزار شود.

                        متکی شرکت در شرم الشیخ را به بررسی توضیحات زیباری موکول کرده است

                        جمهوری اسلامی هنوز تصمیم خود در مورد شرکت در این اجلاس را، که برای بررسی نحوه استقرار امنیت در عراق تشکیل می شود، اعلام نکرده است.

                        گفته می شود ممکن است ادامه بازداشت پنج شهروند ایرانی توسط نیروهای آمریکایی دراربیل عراق باعث خودداری ایران از شرکت در این اجلاس شده باشد هرچند مقامات جمهوری اسلامی ارتباط این دو موضوع را تکذیب کرده اند.

                        آقای زیباری در مورد پنج شهروند بازداشتی ایرانی گفت که دولت عراق از مجاری مختلف خواستار آزادی آنان شده اما افزود که این دولت نمی تواند برای آزادی این افراد تضمینی بدهد.

                        به گزارش ایرنا، وی در عین حال گفت که دولت عراق تمامی تلاش خود را برای آزادی این افراد به کار می گیرد و ابراز امیدواری کرد که آنان به زودی آزاد شوند.

                        جمهوری اسلامی این پنج نفر را دیپلمات اعلام داشته اما منابع نظامی آمریکایی در عراق آنان را ماموران نظامی و امنیتی ایران معرفی کرده و گفته اند این افراد به منظور حمایت از شورشیان عراقی به این کشور اعزام شده بودند.

                        اهمیت اجلاس شرم الشیخ

                        در کنفرانس خبری تهران، آقای زیباری با اجلاس شرم الشیخ را به عنوان تلاشی منطقه ای، بین المللی و اسلامی برای تحقق امنیت و آرامش در عراق توصیف کرد و خواستار مشارکت ایران در این اجلاس شد و شرکت در اجلاس شرم الشیخ را موضوعی جدا از مساله بازداشت شهروندان ایرانی دانست.

                        وزیر خارجه عراق همچنین ماجرای بازداشت و سپس آزادی جلال شرفی، دیپلمات ایرانی در بغداد را مطرح کرد و گفت که کمیته تحقیقی برای بررسی این حادثه از ابعاد گوناگون تشکیل شده است.

                        مقامات ایرانی رسما ارتباط واقعه اربیل و تصمیم گیری در مورد شرم الشیخ را رد کرده اند

                        آقای شرفی پس از آزادی و بازگشت به ایران گفت که در طول بازداشت به شدت شکنجه شده است.

                        در کنفرانس خبری تهران، وزیر خارجه ایران پنج شهروند بازداشتی را "دیپلمات های ربوده شده" خواند و گفت که دولت عراق مسئول حافظت از جان آنان است.

                        در مورد شرکت در اجلاس شرم الشیخ نیز آقای متکی گفت "ما در این باره ابهاماتی داریم اما به توجه به توضیحات آقای زیباری مساله را بررسی می کنیم و تصمیم خود در خصوص شرکت و یا عدم شرکت ایران در این اجلاس را به زودی اعلام می کنیم."

                        پیش از این نیز علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، شرکت ایران در اجلاس شرم الشیخ را به "برطرف شدن برخی ابهامات درباره اهداف و مقصد این اجلاس" موکول کرده بود.

                        به گزارش منابع خبری، آقای زیباری قبل از سفر به تهران با یکی از مشاوران وزیر خارجه آمریکا و سفیر این کشور در بغداد گفتگو کرده و نخست وزیر عراق نیز شرکت تمامی همسایگان عراق را برای موفقیت اجلاس شرم الشیخ لازم دانسته بود.

                        Comment


                        • #57
                          بنابر گزارشها، اعضای سازمان مجاهدين خلق در قرارگاه خود در عراق همايشی برگزار کرده و از سگولن روايال، نامزد رياست جمهوری فرانسه اعلام حمايت کرده اند.
                          به گزارش خبرگزاريها، اعضای سازمان مجاهدين خلق که در قرارگاه اشرف در شمال شرق بغداد به سر می برند همراه با گروهی از هواداران عراقی شان همايشی در اين قرارگاه برگزار کرده و در اين همايش با نصب پرچمهای ايران، فرانسه و عراق در کنار يکديگر، پرده هايی نصب کرده اند که روی آنها نوشته شده: "زنان عراق، ايران و فرانسه: با سگولن برای صلح و عليه بنيادگرايی".

                          بيانيه ای شرکت کنندگان اين همايش منتشر شده که در آن آمده است: "از همه يارانمان، بويژه مسلمانان فرانسه می خواهيم به خانم روايال رأی بدهند".

                          در اين بيانيه همچنين آمده است: "مطمئنيم با اين انتخاب، فرانسه ارزشهای خود را بازخواهد يافت و در کنار ملتهای سرکوب شده عراق و ايران عليه بنيادگرايی و تروريسمی خواهد ايستاد که از ايران صادر می شود".

                          سگولن روايال نامزد حزب سوسياليست فرانسه در انتخابات رياست جمهوری فرانسه است و در صورت برنده شدن، نخستين زنی در تاريخ فرانسه خواهد شد که رهبری اين کشور را در دست می گيرد.

                          در دور نخست انتخابات که هفته گذشته برگزار شد، هيچيک از دوازده نامزد انتخاباتی نتوانستند اکثريت کافی برای پيروزی در انتخابات را به دست بياورند و بدين ترتيب تعيين نتيجه نهائی انتخابات به دور دوم موکول شد که قرار است يکشنبه آينده (ششم مه) برگزار شود.

                          در دور دوم انتخابات، خانم روايال بايد به رقابت با نيکولا سارکوزی، نامزد حزب محافظه کار اتحاد برای جنبش مردمی بپردازد که از لحاظ تعداد آرا، نفر نخست دور اول انتخابات شد.

                          حمايت اعضای مجاهدين خلق از سگولن روايال به مواضع حزب سوسياليست فرانسه در زمانی که قدرت را در اين کشور به دست باز می گردد.

                          25 سال پيش که رهبری و بسياری از اعضای سازمان مجاهدين خلق در نتيجه رويارويی با حکومت ايران ناگزير به ترک اين کشور شدند، کشور فرانسه که تحت رهبری فرانسوا ميتران، رئيس جمهور سوسياليست قرار داشت به پايگاه اصلی آنان تبديل شد.

                          از آن زمان تاکنون، برخی نمايندگان حزب سوسياليست فرانسه در مجلس اين کشور و همچنين پارلمان اروپا حمايتهای زيادی از سازمان مجاهدين خلق به عمل آورده اند و اين در حالی است که اتحاديه اروپا و دولت فرانسه، سازمان مجاهدين خلق را رسماً سازمانی تروريستی اعلام و فعاليت آن را ممنوع کرده اند، هرچند شاخه سياسی اين سازمان تحت عنوان شورای ملی مقاومت همچنان در اروپا فعال است و مريم رجوی، رئيس اين شورا در فرانسه اقامت دارد.

                          در مقابل حمايتهای حزب سوسياليست فرانسه، در زمانی که نيکولا سارکوزی، رقيب انتخاباتی خانم روايال، وزارت کشور فرانسه را به عهده داشت، مقرهای فعاليت سازمان مجاهدين خلق هدف حمله پليس قرار گرفت که شمار زيادی از اعضای اين سازمان از جمله مريم رجوی را دستگير و دارايی و اموال آن را ضبط کردند.

                          سگولن روايال که مورد حمايت اعضای سازمان مجاهدين خلق قرار گرفته، از سوی ديگر تاکنون در موارد متعددی انتقادات تندی نسبت به حکومت ايران و بويژه برنامه اتمی اين کشور داشته است.

                          در سايت اينترنتی سازمان مجاهدين خلق، سخنرانيهای خانم روايال و اخبار انتخاباتی مربوط به او به شکل چشمگيری مشاهده می شود.

                          Comment


                          • #58
                            سازمان مجاهدين خلق که برای براندازی حکومت ايران فعاليت می کند از اتحاديه اروپا شکايت کرده و خواستار دريافت بيش از يک ميليون يورو به عنوان خسارت از اين اتحاديه شده است.
                            اتحاديه اروپا سازمان مجاهدين خلق را گروهی تروريستی می داند و از پنج سال پيش داراييهای اين سازمان را در اين اتحاديه توقيف کرده است.

                            با وجود اينکه دادگاه بدوی عدالت اروپا دسامبر گذشته رأی به رفع توقيف از داراييهای توقيف شده مجاهدين خلق داد دولتهای اين اتحاديه همچنان به توقيف اين داراييها ادامه می دهند.

                            سازمان مجاهدين خلق در شکايتی که به دادگاه بدوی عدالت اروپا تسليم کرده، خواستار آن شده که اتحاديه اروپا مدارک و اسنادی به دادگاه ارائه دهد که ثابت کند مجاهدين خلق گروهی تروريستی اند، وگرنه اين سازمان را از فهرست گروههای تروريستی خارج کند.

                            اين سازمان همچنين بابت آنچه خساراتی که از توقيف داراييهايش در اروپا متحمل شده می داند، خواستار بيش از يک ميليون يورو غرامت شده است.

                            با اينکه سازمان مجاهدين خلق در اتحاديه اروپا غيرقانونی شناخته می شود، شاخه سياسی اين سازمان تحت عنوان شورای ملی مقاومت در کشورهای عضو اين اتحاديه فعاليت قانونی دارد.

                            سازمان مجاهدين خلق عمده ترين گروه ايرانی است که در خارج از اين کشور برای براندازی حکومت جمهوری اسلامی فعاليت می کند.

                            اين سازمان در ميان برخی احزاب اروپايی و نمايندگان آنها در مجلسهای قانونگذاری کشورهای اروپايی و پارلمان اروپا حاميانی دارد که برای خارج ساختن مجاهدين خلق از فهرست گروههای تروريستی فعاليت می کنند.

                            Comment


                            • #59
                              ساركوزي در*خواست* مجاهدين خلق را نپذيرفت

                              اكثر مقامات آمريكايي به ويژه خانم رايس از يك طرف و مجاهدين(منافقين) از سوي ديگر از خانم رويال حمايت مي*‏كردند اما افكار عمومي فرانسه او را انتخاب نكرد. اما در حقيقت پس از بلر و آمدن ساركوزي در اروپا با يك رويكرد متفاوت روبرو هستيم. كه در صحنه بين المللي قابل تامل و هشدار است ، هشدار از اين بابت كه نكند نفوذ ايران كه اكنون در خاورميانه غير قابل كنترل شده به سمت اروپا كشيده شود.

                              به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، يك پايگاه اپوزوسيون خارج نشين در يادداشت سردبير خود پيرامون شكست سگولن رويال در انتخابات رياست جمهوري فرانسه نوشت: پيروزي ساركوزي چنين پيامي دارد: اكثر مقامات آمريكايي به ويژه خانم رايس از يك طرف و مجاهدين خلق(منافقين) از سوي ديگر از خانم رويال حمايت مي*‏كردند اما افكار عمومي فرانسه او را انتخاب نكرد. ما در حقيقت پس از بلر و آمدن ساركوزي در اروپا با يك رويكرد متفاوت روبرو هستيم. كه در صحنه بين المللي قابل تامل و هشدار است ، هشدار از اين بابت كه نكند نفوذ ايران كه اكنون در خاورميانه غير قابل كنترل شده به سمت اروپا كشيده شود.

                              اين پايگاه اپوزوسيون خارج نشين نقش گروهك مجاهدين خلق (منافقين) را در گسترش متحدان ايران به اروپا حائز اهميت دانست و گفت: قدرت ايران به دهها دليل در حال افزايش است و يكي از ان اينست كه اينان (منافقين) با عملكرد احمقانه خود روز به روز علي رغم اهداف خود به قدرت ايران مي افزايند.

                              اين گزارش در ادامه به نقل از خبر خبرگزاري فرانسه مي افزايد: اين گروهك در فهرست گروه هاي تروريستي آمريكا و اتحاديه اروپا قرار دارد و از خصومت ديرينه اي با « ژاك شيراك » رئيس جمهور يپشين فرانسه و « نيكلا ساركوزي » رييس جمهور امروز فرانسه برخوردار است ولي پس از پيروزي ساركوزي اعضاي مجاهدين حداقل 4 بار درخواست حضوري و كتبي داشتند كه بتوانند با رييس جمهور فرانسه ديدار كنند ولي وي هرگز اعتنايي به درخواست هاي آنان نكرد.

                              سايت اپوزوسيون خارج نشين ادامه مي دهد: اين خبر را خبرگزاري فرانسه هفته گذشته بر روي خروجي خود قرار مي دهد كه با فشار برخي مراكز حذف مي شود و مسوولين سايت(اپوزوسيون) اين موضوع را از طريق يكي از مسوولان خبرگزاري فرانسه متوجه مي شوند.

                              به گزارش باشگاه خبرنگاران خبرگزاري فرانسه پيش از انتخابات رياست جمهوري گزارش داد: تعداد معدودي زنان ايراني ، عراقي و فرانسوي در گردهمايي مجاهدين خلق (منافقين) كه به منظور حمايت از خانم رويال برپا شده بود شركت كردند.

                              در اين گردهمايي يك پارچه نوشته با اين مضمون به چشم مي خورد : « زنان عراق ايران و فرانسه : حامي خانم رويال براي صلح و عليه بنيادگرايي » . همچنين در بيانيه اين گروه ها كه توسط خبرگزاري فرانسه منتشر شده آمده است : « ما از همه دوستان خود به ويژه فرانسوي ها درخواست مي كنيم كه به خانم رويال راي بدهند. »

                              Comment


                              • #60

                                Comment

                                Working...
                                X