Announcement

Collapse
No announcement yet.

Censorship News In Iran

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #31
    شكايت دادستان عمومى و انقلاب اسلامى يزد، مديرمسوول هفته*نامه ,بشارت نو, يزد به دادگاه احضار شد.

    جواد آذرنگار، صاحب امتياز و مديرمسوول هفته*نامه "بشارت نو" در گفت*وگو با خبرنگار ايسنا - منطقه يزد، با اعلام اين خبر اظهار داشت: در پى درج كاريكاتورى در خصوص انتخابات در شماره 65 اين نشريه در خردادماه 85 و به دنبال نامه يكى از ارگان*هاى نظامى منطقه يزد به دادستان عمومى و انقلاب اسلامى استان يزد و درخواست پيگرى در اين زمينه، دادستان عمومى و انقلاب يزد از هفته نامه شكايت كرد.

    وى اظهار داشت:* دادگاه پرونده تشكيل شده در تاريخ 19 آذرماه با حضور هيات منصفه در دادگاه مطبوعات يزد براى رسيدگى به اتهام تشويش اذهان عمومى تشكيل خواهد شد.

    آذرنگار خاطرنشان كرد: پرونده اين شكايت در شعبه ششم بازپرسى دادسراى عمومى و انقلاب يزد تشكيل شد و در آن مرحله توضيح لازم در اين زمينه به قاضى رسيدگى كننده داده شد اما ظاهرا توضيحات و يادآورى مورد توجه قرار نگرفته و پرونده با قرار اعلام جرم قاضى زارعي، به اتهام تشويش اذهان عمومى و ايجاد جو بدبينى عليه مسوولان به دادگاه مطبوعات يزد ارسال شده است.

    وى ادامه داد: در قانون عنوانى به نام تشويش اذهان عمومى وجود ندارد، بلكه مبناى واقعى اين اتهام، نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومى است و به اشتباه و اختصار بدل از عنوان واقعى جرم، به اين نام رايج شده است و مسلما، دقت نظر در اين مورد، مي*تواند تاثير تعيين كننده*اى در روند پرونده و صدور حكم برائت داشته باشد.

    وى افزود: همچنين نويسنده يكى از گزارش*هاى صفحه حوادث اين نشريه نيز به دادگاه احضار شده است. در شكايتى كه يك خانواده نسبت به گزارش يك حادثه قتل در شماره 66 ، اول تيرماه 85 چاپ شده است، نويسنده گزارش به اتهام نشر اكاذيب بايد در دادگاه پاسخ*گو باشد.

    مديرمسوول هفته نامه "بشارت نو" يزد گفت: در مورد زمان دادگاه نويسنده گزارش، در احضاريه تاريخى مشخص نشده است.

    Comment


    • #32
      بيست و يک روزنامه نگار ايرانی پس از بازگشت از سفری آموزشی به خارج از کشور، در فرودگاه مهرآباد تهران مورد بازجويی سه ساعته مأموران اطلاعاتی قرار گرفتند.
      انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران به اين اقدام اعتراض کرده و طی بيانيه ای اعلام کرده است که حق خود را برای شکايت از مقاماتی که در فرودگاه با روزنامه نگاران برخورد کردند برای خود محفوظ می داند و خواهان توقف برخوردهايی از اين قبيل است.

      اين روزنامه نگاران از سوی انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران و به دعوت بنيادی غيرانتفاعی به نام "ارتباطات برای توسعه (سی اف دی)" در هلند به اين کشور دعوت شده بودند تا در دوره ای آموزشی در زمينه روزنامه نگاری به مدت دوهفته شرکت کنند.

      يکی از اين روزنامه نگاران که نخواست نامش فاش شود به بی بی سی گفت در بازگشت از اين سفر و پس از آنکه هواپيمای حامل آنان ساعت دو و پانزده دقيقه بامداد دوشنبه بيستم نوامبر (29 آبان) در فرودگاه مهر آباد تهران به زمين نشست، هنگام کنترل گذرنامه، کليه ۲۱ خبرنگار را از ديگر مسافران جدا کردند و با تفکيک جنسيتی به اتاقکهای بخش گذرنامه بردند.

      به گفته وی، مأموران وزارت اطلاعات ابتدا دوربينها، فيلم، عکس، رايانه های دستی، دستنوشته ها و دفترچه های تلفن و تمامی وسائل ضبط صوت و همچنين ارزخارجی را که همراه آنان بودند از روزنامه نگاران گرفتند و ضبط کردند.

      اين روزنامه نگار همچنين گفت که پس از اقدامات اوليه و امضای صورت جلسه، پرسشنامه هايی به آنها داده شد که در آنها سؤالاتی از اين قبيل مطرح گرديده بود: "چرا به اين سفر رفتيد؟ از طرف کجا رفتيد؟ ميزبانان شما چه کسانی بودند؟ چه کارهايی انجام داديد؟".

      اين روزنامه نگار می افزايد مأموران وزارت اطلاعات ساعت پنج و نيم بامداد هر ۲۱ روزنامه نگار را مرخص کردند اما اين پايان ماجرا نبود چرا که دقايقی بعد مأموران حراست فرودگاه تمامی خبرنگاران را مورد بازجويی قرار دادند و اين بار سؤالات را با جزئيات بيشتری از آنها پرسيدند و پاسخ سؤالات را به صورت مکتوب خواستند.


      طی يک سال گذشته، چند مؤسسه رسانه ای اروپايی دوره های آموزشی برای روزنامه نگاران ايرانی در کشورهای ترکيه، انگلستان و هلند برگزار کرده اند که شرکت اين روزنامه نگاران در آنها واکنش برخی مطبوعات محافظه کار را برانگيخت



      آن گونه که اين روزنامه نگار گفته، عمده سؤالات ماموران حراست فرودگاه عبارت بود از اينکه: "هدفتان از سفر چه بود؟ چه برنامه های خاصی برايتان تدارک ديدند؟ آيا از مکان و جای خاصی بازديد کرديد؟ با چه افرادی در هلند ديدار داشتيد؟ هزينه ای که برای هرکدامتان صرف شد چه قدر بود و از چه منبعی تأمين شده بود؟ شما (*هر خبرنگار) چقدر هزينه کرديد"؟

      از جمله سؤالاتی که از اين روزنامه نگاران پرسيده شده اين بوده که آيا به محله موسوم به ردلايت (چراغ قرمز) شهر آمستردام که فحشا در آن آزاد است رفته اند يا نه.

      يکی از اين روزنامه نگاران می گويد بازجويی کنندگان با وجود سؤالاتی که می پرسيدند خود اطلاعات دقيقی از جزئيات سفر آنها داشتند.

      از برخی از اين روزنامه نگاران همچنين درباره راديو زمانه پرسيده شده که راديويی تازه تأسيس به زبان فارسی در هلند است.

      اين روزنامه نگاران پس از آنکه پرسشهايشان خوانده شد و جزئيات بيشتری نيز از آنان به صورت کتبی و شفاهی پرسيده شد، بين ساعات هفت و نيم تا هشت و نيم صبح از حراست فرودگاه اجازه خروج گرفتند و به آنان گفته شد که برای بازجوييهای بعدی احضار خواهند گرديد و برای عودت وسائل ضبط شده با آنها تماس گرفته خواهد شد.

      طی يک سال گذشته، چند مؤسسه رسانه ای اروپايی دوره های آموزشی برای روزنامه نگاران ايرانی در کشورهای ترکيه، انگلستان و هلند برگزار کرده اند که شرکت اين روزنامه نگاران در آنها واکنش برخی مطبوعات محافظه کار را برانگيخت.

      اما به نظر می رسد نخستين بار باشد که روزنامه نگاران به دليل شرکت در اين دوره های آموزشی رسماً مورد بازخواست مراجع امنيتی قرار می گيرند.

      روزنامه نگارانی که در دوره آموزشی هلند شرکت کرده بودند به انتخاب انجمن صنفی روزنامه نگاران به اين دوره اعزام شده بودند و شامل گروهی از روزنامه نگاران نشريات سراسری و همچنين تعدادی از روزنامه نگاران محلی شهرستان گرگان بودند.

      سرپرستی اين گروه را بهروزگرانپايه به عهده داشت که چهار سال پيش مدتی را به اتهام جاسوسی در بازداشت گذراند.

      مؤسسه "ارتباطات برای توسعه" که شرکت کنندگان دوره آموزشی آن در بازگشت به ايران مورد بازجويی قرارگرفته اند خود را نهادی متشکل از گروهی از روزنامه نگاران معرفی می کند که به آموزش روزنامه نگاران کشورهای آفريقا و خاورميانه می پردازد.

      اين مؤسسه در شهر اوترخت هلند استقرار دارد.

      دولت هلند در سال 2004 ميلادی که رياست دوره ای اتحاديه اروپا را در دست داشت بودجه ای به مبلغ پانزده ميليون يورو به منظور برگزاری دوره های آموزشی برای روزنامه نگاران داخل ايران و همچنين راه اندازی شبکه های راديويی و سايتهای اينترنتی به زبان فارسی در خارج از ايران اختصاص داد.

      Comment


      • #33
        مديران مسوول پنج نشريه ديگر محاکمه می شوند


        ايسنا: مديران مسوول نشريه*هاى "ابرار"، "ابرار ورزشى"، "سايه*بان"، "جايزه" و "پيام ايران*خودرو"، يكشنبه هفته آينده، 5آذر ماه در شعبه*ى 76 دادگاه كيفرى استان تهران با حضور اعضاى هيات منصفه مطبوعات محاكمه مي*شوند.

        در ادامه*ى رسيدگى به پرونده*هاى مطبوعاتى از سوى شعبه*ى 76 دادگاه كيفرى استان تهران، جلسه*ى رسيدگى به اتهامات مديران مسوول روزنامه*هاى "ابرار"، "ابرار ورزشى"، هفته*نامه "سايه*بان"، ماهنامه*هاى "جايزه" و "پيام ايران*خودرو" 5 آذر ماه برگزار مي*شود و مديران مسوول نشريات مذكور با حضور در شعبه به دفاع از خود در برابر اتهامات مطرح شده در كيفرخواست صادره مي*پردازند.

        Comment


        • #34
          مدير مسئولان هفته*نامه*هاى "پيام زنجان"، "بهار زنجان"، "صداى زنجان"، "البرز خرم" و "موج بيدارى"، در بيانيه*اى با اعتراض به آنچه که آن را "اعمال محدوديت*ها و فشار بر مطبوعات مستقل" ناميده*اند، تصميم به عدم انتشار اين نشريات گرفته*اند.

          به گزارش خبرگزارى دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه زنجان، در قسمتى از اين بيانيه مشترک آمده*است: مردم شريف و آگاه ايران و استان زنجان! سالهاست كه مطبوعات محلى استان با حمايت*ها و همراهي*هاى شما عزيزان، چراغ آگاهى و دانايى را بر قله رسالت و تعهد اجتماعى روشن نگاه داشته*اند و در راه اعتلا و پيشرفت مردم کشور و استان و رسيدن آنان به حقوق حقه و مسلم خود، از هيچ فداكارى و كوششى دريغ نكرده*اند و در راه انجام رسالت مطبوعاتى خود، شوكران رنج*ها، تهديدها و ارعاب*ها را به سان شربتى خوشگوار نوشيده و منت*پذير بوده*اند.

          صادر كنندگان اين بيانيه با اشاره به برخى كه از آنان با عنوان "سياست*بازان تماميت*خواه كه فقط شعار عدالت محورى سر مي*دهند و در عمل، عدالت را در مسلخ ذبح شرعى مي*كنند"، نام برده*اند، افزوده*اند: اينك در شرايطى به سر مي*بريم كه در استان ما آنان با اتخاذ برخى سياست*ها، زمينه*هاى حذف مطبوعات مستقل و منتقد را فراهم مي*آورند."

          در ادامه اين بيانيه با انتقاد از مديريت ارشد استان، آمده*است: "عدم پاسخگويى استاندار و برخى مديران استان به تبع رفتار و كردار وى با مطبوعات، فضاى رسانه*اى را با بن*بست مواجه كرده و مانع از آگاهى مردم از عملكرد مسئولان شده*است. برخى نيز در ماه*هاى اخير بطور غيرمسئولانه و بهانه*هاى واهي، مطبوعاتيان را به پاى ميز محاكمه مي*كشند و فرصت كار مثبت را از آنان مي*گيرند. اداره*كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان نيز كه خود بايد مدافع حقوق مطبوعات باشد، تمام ماموريت*هاى خود را به كنارى نهاده و با كمال تاسف نه تنها هيچ قدم مثبتى در راستاى حل مشكلات و معضلات مطبوعات استان برنداشته*است، بلكه در عمل با ارسال تذكرات مكرر و به ناحق، حقوق مسلم مطبوعاتيان را پايمال و آزادى بيان را در معرض تهديد قرار داده*است."

          اين بيانيه مي*افزايد: "دولتيان نيز با قطع و يا محدودكردن آگهي*هاى دولتي، مطبوعات مستقل را در فشار مادى قرار داده*اند كه ادامه انتشار آنها با مشكل جدى مواجه شده و فشار ناشى از بدهي*ها، انجام وظايف مطبوعاتى را تحت تاثير قرار داده*است."

          در بخش ديگر اين بيانيه نوشته شده*است: "پس از بررسي*هاى مكرر به اين نتيجه رسيديم كه تا تغيير رويه مديران استان و براى مصون ماندن از ناجوانمردى بدخواهان، از هفته آتى انتشار هفته*نامه*هاى پيام زنجان، بهار زنجان، صداى زنجان، البرز خرم و موج بيدارى را تا تغيير شرايط موجود، حل مشكلات و به*وجود آمدن زمينه*هاى انتشار مجدد، متوقف كنيم و براى حل اين معضل، تنها به حمايت*ها و همفكري*هاى شما مردم عزيز چشم اميد دوخته*ايم.

          اين بيانيه در پايان مي*افزايد: اميدواريم روزى فرا برسد كه برخى مديران استان به درجه*اى از بلوغ سياسى و فكرى برسند كه وجود مطبوعات مستقل و منتقد را كه مايه بركت و رشد و توسعه و آگاهى و دانايى ملت*اند، برتابند و با توجه به سخن پيامبر اكرم(ص) كه فرمود "بر چهره مداحان خاك بپاشيد" به اين نكته توجه كنند.

          Comment


          • #35
            مسعود حيدری رئيس خبرگزاری کار ايران (ايلنا) از ممنوعيت حضور خبرنگاران اين رسانه در دفتر رياست جمهوری خبر داده و گفته است که بيست مورد شکايت از طرف وزارت کار دولت محمود احمدی نژاد عليه خبرگزاری ايلنا صورت گرفته که موضوعی بی سابقه است.
            آقای حيدری اين اقدامات را تلاشی آشکار برای جلوگيری از ادامه فعاليت ايلنا قلمداد کرده است.

            پيش از اين نيز، در آستانه توقيف روزنامه شرق از سوی هيئت نظارت بر مطبوعات که تحت کنترل نهادهای مختلف دولتی و مذهبی در ايران است، برای حضور خبرنگاران آن روزنامه در مصاحبه های مطبوعاتی در نهاد رياست جمهوری محدوديت هايی اعمال می شد.

            بنابراين، منع حضور خبرنگاران ايلنا در نهاد رياست جمهوری و شکايت يک وزارتخانه دولتی از آن را می توان مقدمه ای برای ممنوعيت فعاليت آن تلقی کرد.

            خبرگزاری ايلنا در کنار خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) از معدود رسانه هايی است که مواضع نيروهای منتقد حکومت و جناح اصلاح طلب در ايران را در قالبی «ويرايش شده» منعکس می کند.

            ساير خبرگزاری های فعال در ايران در کنترل دستگاههای وابسته به جناح محافظه کارند واز پوشش دادن خبرهای مربوط به نيروهای اصلاح طلب و منتقد به صورت حرفه ای پرهيز می کنند. اين دسته از خبرگزاری ها اگر اظهار نظر نيروهای منتقد حکومت را منعکس کنند، آن را در بخش «خبرهای ويژه» خود می آورند که مشترکان عادی به آن دسترسی ندارند و تنها در اختيار نهادها و مقام های دولتی قرار می گيرد. «خبرهای ويژه» بعضا موضوع شکايت نهادهای وابسته به قدرت از منتقدان سياسی حکومت و طرح اتهام قضايی عليه آنها می شود.

            اين در حالی است که ايلنا و ايسنا نيز در پوشش دادن خبرهای و اظهار نظرهای طيف اصلاح طلب و يا ساير منتقدان، از آزادی عمل چندانی برخوردار نيستند و در بسياری از مواقع مجبور به خودسانسوری اند.

            از آنجا که هر اظهار نظر انتقادی از سوی صاحب نظران ممکن است از طرف مدعی العموم تحت عناوين تعريف نشده ای مانند تبليغ عليه نظام، نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی، توهين به مسئولان کشور و يا اقدام عليه امنيت ملی تعبير و سبب تعقيب قضايی فرد منتقد و انتشار دهنده سخنان وی شود، از اين رو، خبرگزاری های دارای گرايش اصلاح طلبی مجبورند اظهار نظرها را به نحوی «ويرايش» کنند و يا به عبارت دقيق تر، در قالبی بريزند که با صورت نخستين خود متفاوت باشد.

            اين نوع اطلاع رسانی که منتقدان سياسی و اصلاح طلبان به آن عادت کرده و در شرايط بسته خبر رسانی به آن راضی شده اند، به نوبه خود سبب بروز سوءتفاهم های بسياری در بين مخاطبان رسانه ها می شود، سوء تفاهم هايی که قشر اصلاح طلب و منتقد با آن کنار آمده و چندان هم در صدد رفع آنها از طريق ارسال تکذيبيه و اصلاحيه به رسانه ها بر نمی آيند.

            از سوی ديگر، خبرگزاری های دارای گرايش اصلاح طلبی برای پوشش رخدادهای خارجی نيز با محدوديتی مشابه روبرويند. آنها در واقع انتشار برخی از خبرهای ناهمسو با سياست های رسمی نظام را منعکس نمی کنند و در مواردی هم که دست به اين کار می زنند، اصل خبر را با موضع گيری های صريح و مستقيم تا اندازه ای مخدوش می کنند.

            اطلاع رسانی نيمه آزاد


            رواج خودسانسوری
            خبرگزاری های دارای گرايش اصلاح طلبی مجبورند اظهار نظرها را به نحوی «ويرايش» کنند و يا به عبارت دقيق تر، در قالبی بريزند که با صورت نخستين خود متفاوت باشد.



            در اين مورد خاص، خبرگزاری های وابسته به محافظه کاران نيز عملکردی مشابه رسانه های متمايل به اصلاح طلبان دارند با اين تفاوت که خبرگزاری های وابسته به محافظه کاران بر اساس خط مشی رسمی خود، در متن خبر رسانه های بين المللی دست می برند در حالی که به نظر می رسد خبرگزاری های دارای گرايش اصلاح طلبی، خود را مجبور به اين کار می دانند.

            اين نوع خبررسانی، نظام اطلاع رسانی ايران را به يکی از شگفت ترين نظام های اطلاع رسانی در دنيا تبديل کرده است، نظامی که به رغم تکثر ظاهری آن در ايجاد سوء تفاهم بين مخاطبان و تاريک کردن نگاه آنان به رويدادهای جهانی نقشی موثر بازی می کند.

            اين در حالی است که با وجود همه محدويت ها و مشکلات فوق، خبرگزاری ايلنا در شرايط امروز ايران، از معدود رسانه هايی است که می توان اخبار مربوط به فعاليت های کارگری و حرفه ای را از طريق آن دنبال کرد و به بخشی از خبرهای سياسی و اجتماعی در ايران هر چند به صورت ناقص دست يافت.

            توقف احتمالی فعاليت ايلنا در واقع شاهدی ديگر از عدم تحمل دولت آقای احمدی نژاد در برابر اطلاع رسانی نيمه آزاد رسانه های خارج از کنترل دولت خواهد بود، روندی که در صورت ادامه آن، ايران را در رديف بسته ترين نظام های سياسی جهان از قبيل کره شمالی در می آورد.

            Comment


            • #36
              While western governments are confused and obsessed with the threat of Iran's WMDs, the Islamic regime is facing up to threats of its own and increasing its repressive measures against workers, women, students, gays, minorities, and now publishers and writers. Western analysts might doubt the subversive influence of books, wondering how William Faulkner's As I Lay Dying, Sadegh Hedeyat's The Blind Owl, Iraj Pezeshkzad's My Uncle Napoleon, Tracy Chevalier's Girl With a Pearl Earring or even Dan Brown's The Da Vinci Code could influence politics in Iran. But the Iranian regime is well aware of the danger of works of imagination and thought, restricting them in the words of its minister of Islamic guidance and culture, to prevent the publishers from "serving a poisoned dish to the young generation".
              What is obvious is that this particular "poisoned dish" is not a threat to Iranian youth but to the officials of the theocratic state. After 27 years of the revolution, the Islamic government has failed to convince its citizens, and in fact many within the religious hierarchy, of its victory in the cultural domain. The two groups on whose loyalty the regime had relied - the younger generation, the children of the revolution who were to preserve its values and strengthen its ideological base, and the former ardent revolutionary youth, some of whom had given their lives to guard the revolution - ironically are now using works of imagination and thought to challenge and resist the ideological impositions.
              The young revel in the sensual and erotic poetry of the late feminist poet Forough Farokhzad and the 80-year-old feminist and human rights activist Simin Behbehani, or the novels and poetry of James Joyce and Gerard Manley Hopkins; while former revolutionaries like Akbar Ganji quote Hannah Arendt, Kant and Spinoza alongside Hafez and Rumi to demand an open and secular democracy, or to renounce the current repression in the name of their culture and traditions. Only recently, President Ahmadinejad admitted that the revolution over the past decades has failed to root out the secularism and liberalism dominating Iranian academia, asking students to help purge the already cleansed universities from the influence of secular and liberal elements.

              Officials have claimed that some banned books deliberately give Iranians a sense of inferiority and induce them to become "lackeys of the west". But this charge is nonsense. Reading western books is not a sign of inferiority but an acceptance of the universality of thought and imagination, a tradition that in Iran can be traced back centuries to when men like Alfarabi translated Plato and Aristotle into Arabic and helped the revival of Greek thought and philosophy in Europe through the spread of Islam.

              It is not a sense of inferiority, but a sense of curiosity and a desire to connect and converse with others that is the main reason for the young Iranians' passion for books from other parts of the world. For those deprived of their rights to free association and exchange with other countries, books, films, music and art have become a way of re-connecting and re-claiming their place within that forbidden world on an equal basis. On one level, the Iranians' reading and re-interpretation of western texts resurrects a passion and appreciation for them that has largely been lost in their native countries.

              But perhaps more dangerous than their enthusiasm for western books is the Iranians' affinity and close sense of identity with their own literature, especially works of Iran's classical poets, who for centuries have offered an alternative viewpoint to that of both absolutist kings and reactionary clerics. Over 700 years ago Omar Khayyam, a scientist, poet and atheist, wrote about the transience and fickleness of life and its remedy through wine and love; Hafez chastised hypocritical clerics who flog citizens in public and drink wine in private; Rumi claimed that for him it matters not where he worships - in a mosque, church or a synagogue.

              The pioneers of modern Iranian literature at the start of the last century, such as Iraj Mirza writing in a most sexually explicit language, exposed with biting satire the hypocrisy and corruption of the religious hierarchy; while Sadegh Hedeyat, the father of modern Iranian fiction wrote against superstitions and dangers of Orthodox religion and created the most important masterpiece of modern Persian fiction in his profane novella, The Blind Owl. The list is long: from classical masterpieces to modern poetry. Each work becomes a testament to the fact that Persian culture, whether pre-Islamic or Islamic, is represented by its best poets and writers and not by those who have confiscated religion, using it as an ideology to gain and maintain power. Their sensuality, their celebration of love, erotic as well as spiritual, their rejection and criticism of tyranny of politics and hypocrisy of religion, and their demand for a various and multi-vocal world rejects all the claims of a colorless, angry and narrow-minded Iran.

              Censorship in Iran reminds us of the importance of books as channels for communication and creation of open spaces transcending the limitations of politics, nationality, race, gender, religion or geography. Democrats around the world need to support Iranians by condemning censorship. They can also show their solidarity by rejecting the simplistic and degrading views on Iran that do not differentiate between the cultural claims of a modern theocratic state and the genuine culture and literature of an ancient people. Remembering the honoured tradition that blossomed through Fitzgerald, Goethe, Edward Browne and Louis Massignon in the past and is continued by scores of others today who celebrate and connect to Iran through its literature, this is a good time to show our appreciation of that other hidden and confiscated Iran through reading and celebrating its best and most trustworthy representatives: its poets and writers.

              Comment


              • #37
                A group of 21 Iranian journalists were arrested and interrogated by the Iranian authorities earlier this week after returning from a seminar they attended in Hilversum and Amsterdam (The Netherlands). The non-profit organization Communication for Development (CFD) confirmed this message. According to this organization, the journalists were asked personal questions which had no relation whatsoever with a serious investigation. The CFD is concerned that authorities in Iran abuse their power to thwart journalists.

                I personally hope that these journalists will not be sabotaged in their professional activities by the authorities. In a country where freedom of press is a myth, it is admirable that there still are people who are willing to risk their safety by attending such occasions. The Netherlands fortunately has started a pleasant tradition by promoting such developmental activities to strive towards a free press. I only hope that their efforts will not be in vane because of the Iranian authorities who react in such a hostile manner by discouraging Iranian journalists and intellectuals who take part in these programs.

                Comment


                • #38
                  وكيل مدافع روزنامه "ياس نو" خبر داد كه وقت رسيدگى به اتهامات نعيمى پور، مديرمسوول روزنامه توقيف شده "ياس نو"از سوى شعبه 76 دادگاه كيفرى استان تهران،15 بهمن ماه تعيين شده است.

                  صالح نيك*بخت با بيان اين مطلب به ايسنا گفت: جلسه*ى رسيدگى به اتهامات نعيمي*پور، مدير مسوول روزنامه* "ياس نو" قرار بود 21 آذر ماه در شعبه*ى 76 دادگاه كيفرى استان تهران برگزار شود كه به دليل به حد نصاب نرسيدن اعضاى هيات منصفه*ى مطبوعات تجديد و 15 بهمن ماه براى رسيدگى به اين پرونده تعيين شده است.

                  وی پيش از اين گفته بود: در مورد موكلم، اكثريت قريب به اتفاق شاكيان، نهادهايى مانند صدا و سيما و نيروى انتظامى هستند و همچنين بيشتر موارد بر اساس شكايت مدعي*العموم است و در ميان شكايات مطرح شده از سوى مدعي*العموم، بعضا مسايلى مطرح شده كه اصلا نهادها شكايتى نكرده*اند مانند شكايتى كه مدعي*العموم به عنوان توهين به شوراى نگهبان بيان كرده است. شوراى نگهبان به عنوان يك نهاد قانونى و داراى شخصيت حقوقى مستقل اگر متوجه شده باشد كه توهينى عليه آن صورت گرفته خود ابتدا بايد شكايت كند كه اين مورد رعايت نشده است.

                  وى همچنين شكايت مطرح*شده در كيفرخواست را حدود 32 مورد عنوان كرده و گفت: در ميان شكات، چند شاكى خصوصى وجود دارد كه اميدواريم در مورد اكثر يا همه آنها حكم برائت موكل صادر شود. موضوعى كه در اين پرونده مطرح شده و تعجب*آور است، اين است كه در پايان كيفرخواست*هاى چهارگانه معاون دادسراى عمومى تهران تقاضاى توقيف نشريه را كرده است و اين در حالى است كه در هيچ*يك از اتهامات وارده بر موكلم هيچ موردى كه منطبق با موارد توقيف مطبوعات در قانون جديد مطبوعات باشد، وجود ندارد.

                  Comment


                  • #39
                    انجمن صنفى روزنامه*نگاران ايران نسبت به برخوردهاى امنيتى با تعدادى از روزنامه*نگارانى كه در كارگاه علمي*كشور هلند شركت كرده بودند و احضار آنها به يك نهاد امنيتى و همچنين برخورد نامناسب با اين افراد در فرودگاه مهرآباد به شدت اعتراض كرد.


                    بدرالسادات مفيدي، دبير انجمن صنفى روزنامه*نگاران ايران با تاييد اين مطلب و با اشاره به جلسه اخير اين انجمن گفت: <انجمن در كنار بيانيه**اى كه پيش از اين در نشريات سراسرى كشور منتشر كرده بود نسبت به برخوردهاى اخير با روزنامه**نگاران كشور در فرودگاه مهرآباد واكنش نشان داده بود و اخيرا نيز اعتراض خود را نسبت به نحوه احضارهاى اين افراد به يك نهاد امنيتى ابراز مي*دارد.>


                    او با بيان اينكه <خواستار حضور نماينده**اى از انجمن صنفى روزنامه*نگاران در تمامى *احضارهاى روزنامه**نگاران شركت*كننده در كارگاه علمى *روزنامه*نگارى كشور هلند هستيم>، تاكيد كرد*: <علاوه بر اين بايد تمامي*اين احضارها در چارچوب مسائل حقوقى و بر پايه برگه احضاريه دادگاه صالحه باشد.>


                    مفيدى معتقد است: <احضاريه*هاى تلفنى كه در مورد اين افراد صورت مي*گيرد وجاهت قانونى ندارد، بنابراين انجمن ضمن بيان اعتراض به اين برخوردهاى نسنجيده اعلام مي**كند كه مسووليت برگزارى كارگاه آموزشى و كليه جوانب آن برعهده انجمن صنفى روزنامه*نگاران ايران بوده است.>


                    دبير انجمن صنفى روزنامه**نگاران ايران به صراحت گفت: <انجمن در برابر پرسش و يا ابهاماتى كه از سوى نهادهاى قانونى مرتبط مطرح مي**شود پاسخگو خواهد بود و كارگاه علمي*روزنامه*نگارى كشور هلند با هماهنگى ( IFGفدراسيون بين*المللى روزنامه*نگاران جهان) برگزار شده بود و صرفا يك دوره آموزشى بوده است.>


                    هشدار به وزارت ارشاد براى صدور كارت*هاى خبرنگارى دولتى


                    او سپس به گفته چند روز گذشته مختارپور، معاون مطبوعاتى وزارت ارشاد اشاره و اعطاى كارت خبرنگارى حرفه*اى را يكى ديگر از مباحث مطرح شده در اين نشست عنوان كرد و توضيح داد: <اعضاى هيات*مديره انجمن خواستار آن هستند كه طرح اعطاى كارت*هاى خبرنگارى در چارچوب نهادهاى صنفى مرتبط تحقق يابد.>


                    مفيدى با بيان اين مطلب كه <دولتى كردن ميثاق حرفه**اى روزنامه*نگارى با اعطاى كارت خبرنگارى مطابق معيارهاى عرف روزنامه*نگارى جهان نيست>، گفت**:< انجمن صنفى روزنامه*نگاران اميدوار است انگيزه اصلى صدور اين كارت**ها در جهت ساماندهى بحث خبرنگاران باشد اما در هر صورت نسبت به عواقب اين اقدام به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى *هشدار مي*دهد و معتقد است نبايد در ساختار دولتى آن را به سرانجام رساند، چرا كه طرح نپخته و نسنجيده**اى مانند طرح فوق نتيجه*اى نخواهد داشت.>


                    به گفته او، <تحركاتى در حوزه مطبوعات در جهت محدود*كردن روزنامه*نگاران و نشريات در حال انجام است.>


                    ديدار با وزير كار


                    او در ادامه تشريح آخرين جلسه اعضاى هيات*مديره انجمن صنفى روزنامه*نگاران، انتخابات اخير انجمن صنفى را از ديگر موضوعات اين جلسه عنوان كرد و در تشريح شرايط انجمن گفت: <در اين باره 10 روز پيش دبير، رئيس و نايب**رئيس *انجمن با وزير كار و با حضور مديركل تشكل*هاى كارگرى و كارفرمايى وزارت كار ملاقاتى سازنده داشتند و انجمن در اين جلسه به ابهاماتى كه مطرح است به صورت مستدل و مستند پاسخ گفت. همچنين قرار شد نمايندگان انجمن جلساتى را با سازمان تشكل*هاى كارگرى و كارفرمايى داشته باشند و مسائل دوره چهارم انتخابات را در جلسات كارشناسى بررسى كنند كه انجمن از اين پيشنهاد استقبال كرد.>


                    البته به گفته مفيدي، < با وجود گذشت ده روز و نامه*اى كه دبير انجمن به مديركل تشكل*هاى كارگرى و كارفرمايى مبنى بر انجام اين جلسات نوشته، هنوز هيچ جلسه*اى برگزار نشده است، اما در پاسخ نامه گفته*اند اين هفته جلسه*اى برگزار مي*شود.>


                    جلسه با قاليباف براى بازگشت به كار نيروهاى همشهرى


                    دبير انجمن صنفى روزنامه*نگاران ايران به <بررسى مجدد موضوع جابه*جايي**ها و اخراج تعدادى از اعضاى انجمن كه در روزنامه همشهرى فعاليت مي*كردند و همچنين اقدامات كميته حل اختلاف و بي*پاسخ ماندن نامه 160 روزنامه**نگار كشور به شهردار تهران اشاره كرد و گفت: <بنا بر تصميم اعضاى هيات*مديره، انجمن قصد دارد تا نشستى را با قاليباف به منظور يادآورى مسووليت**هاى شهردار تهران در حوزه نهادهاى تحت امر به*ويژه در روزنامه همشهرى برگزار كنيم.>

                    Comment


                    • #40
                      به دستور هيات نظارت بر مطبوعات هفته نامه سپاس توقيف شد. به گزارش ايسنا دبيرخانه اين هيات علت توقيف را "توهين به يكى از اقوام غيور ايرانى در هفته نامه سپاس،" ذکر کرد, اما در خبر ايسنا به نام "قوم"مزبور و محتويات آن چه "توهين" خوانده شد, کوچکترين اشاره ای نشده است.
                      هيأت نظارت به دنبال جلسه*ى فوق*العاده و صدور رأى به توقيف نشريه سپاس اعلام کرد که "پرونده اين هفته نامه جهت رسيدگى به محاكم قضايى ارسال مي*شود."
                      گفتنی است رژيم اسلامی که خود ناقض حقوق مليت های ايران و مخالف حقوق ملی مليت های ساکن ايران است به نظر می رسد اخيرا برای توقيف نشريات و روزنامه ها بهانه تازه ای به نام توهين به مليت ها پيدا کرده است.

                      Comment


                      • #41
                        منبع و مسووليت انتشار خبر زير با "کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر" است:

                        شيرکو جهانی روزنامه نگار و عضو سازمان دفاع از حقوق بشرکردستان، روز دوشنبه ی گذشته به اتهام "مصاحبه با رسانه های خارج از کشور" بازداشت و به زندان عمومی مهاباد منتقل شد.

                        وی که پيش از اين نيزبارها به اتهامات گوناگون در سالهای گذشته بازداشت گرديده بود؛ به دليل مصاحبه در رابطه با آخرين وضعيت پرونده*ی "شوانه قادری" جوانی که قتل وی در تابستان سال گذشته منجربه اعتراضات وسيعی در مناطق کردنشين گرديده بود؛ دستگير شد.

                        آخرين اخبار رسيده از زندان مهاباد حاکی است، شيرکو جهانی در اعتراض به بازداشت غيرقانونی خود، دست به اعتصاب غذا زده است.

                        Comment


                        • #42
                          گزارشگران بدون مرز اسامى بخشى از روزنامه نگارانى که در ايران از فعاليت مطبوعاتى محروم شده اند و يا ممنوع قلم هستند را منتشر مى کند.
                          جمهوری اسلامى از سال ۱۳۷۹ بزرگترين زندان روزنامه نگاران و وب نگاران در خاورميانه است. رکورد دار سرکوب و نقض آزادی بيان، قصد پايان دادن به دستگيری های خودسرانه، احضار و تعقيب قضايى روزنامه نگاران را ندارد.
                          از تير ماه ۱۳۸۴ با به قدرت رسيدن رئيس جمهور احمدی نژاد و هيات دولت اش که اکثريت آن را فرماندهان سابق سپاه پاسداران و يا ماموران وزارت اطلاعات تشکيل داده اند، سرکوب روزنامه نگاران به اشکال نامريى و ظريف اما همچنان سرسختانه ادامه دارد. کمتر شدن تعداد روزنامه نگاران زندانى به معنای کاهش سرکوب و اعمال فشار بر مطبوعات و روزنامه نگاران از سوی مسئولان حکومتى نيست. احضار و دستگيری ادامه دارد همچنان ادامه دارد، روزنامه نگاران دستگير شده پس از چند روز و يا چند هفته بدون مشخص شدن زمان برای محاکمه و بدون حکم قطعى از زندان "آزاد" مى شوند. اما هر لحظه مى توانند دوباره احضار و يا به زندان بازگرداننده شوند. پرونده های در دست بررسى و يا محکوميت های به زندان، همچون شمشير داموکلس بر بالای سر روزنامه نگار نگاه داشته و مانع ادامه زندگى حرفه ای آنها مى شود. دولت احمدی نژاد و دستگاه قضايى سراسر ايران را به زندان بزرگى برای روزنامه نگاران تبديل کرده اند.

                          اکثريت روزنامه نگاران مستقلى که با رسانه های دولتى همکاری نمى کنند، از سوی مسئولان حکومت نشانه گرفته شده اند و به بهانه های مختلف از فعاليت و مشغول به کار شدن آنها جلوگيری مى شود. همزمان اين بخش از روزنامه نگاران از سوی دستگاه قضايى تحت تعقيب قرار مى گيرند و برای "آزادی" تا هنگام محاکمه بدون تعيين زمان مجبور به پرداخت وثيقه های سنگين مى شوند، در دادگاه ها گاه تا ۶۰۰ ميليون تومان نيز برای روزنامه نگار وثيقه تعيين شده است. روزنامه نگاران به اصطلاح "آزاد" شده نيز از هر سو تحت فشار قرار مى گيرند و اجازه کار نمى يابند. از سويى در هراسند که انتشار مطلبى ناخوش آيند برای حکومت، دوباره برای آنها احضار و دادگاه و زندان را در پى داشته باشد و از سوی ديگر مديران رسانه ها برای بکار گيری اين روزنامه نگاران تحت فشار و تهديد قرار مى گيرند. مواردی پيش آمده که با دستگيری روزنامه نگار، روزنامه ای که در آن کار مى کرده است نيز تعطيل شده است.
                          اخيرا روزنامه ی روزگار از سوی هيات نظارت بر مطبوعات تعطيل شد، که عمده ترين دليل آن دعوت از روزنامه نگاران روزنامه توقيف شده شرق برای همکاری با اين روزنامه بود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و دادستان تهران سعيد مرتضوی با ارسال ليستى از روزنامه نگاران از جمله روزنامه نگار مستقل و زندانى سابق احمد زيدآبادي، رسما از مسولان روزنامه خواسته بودند که اين روزنامه نگاران از ليست همکاران حذف شوند. يکى از دلايل توقيف روزنامه ی وقايعه اتفاقيه در تير ماه ۱۳۸۳ همکاری روزنامه نگاران روزنامه ی توقيف شده ی ياس نو با آن بود. در حکم توقيف روزنامه وقايعه اتفاقيه رسما به اين امر اشاره شده بود. در همان زمان روزنامه جمهوريت نيز برای آنکه مسئولان روزنامه از کنار نهادن عماد الدين باقى روزنامه نگار و فعال حقوق بشر سر باز زدند، توقيف شد.

                          روزنامه نگاران مستقل همواره آماج آزار و اذيت مسئولان حکومتى قرار دارند. وضعيت سه روزنامه نگار مطبوعات ايران عيسى سحرخيز، محمد صديق کبودوند و ساقى باقری نيا که هر لحظه امکان بازداشت و زندانى شدن شان وجود دارد، نشانگر وضعيت امروز روزنامه نگاران در ايران است.
                          عيسى سحرخيز مدير مسئول ماهنامه ی آفتاب و روزنامه اخبار اقتصادی دوشنبه ٦ شهريور توسط شعبه ١٠٨٣ دادگاه عمومى برای اتهاماتى چون , انتشار مطالب عليه اصول قانون اساسى و تبليغ عليه نظام مقدس جمهورى اسلامى , محاکمه و به ٤ سال زندان و ٥ سال ممنوعيت از فعاليت های مطبوعاتي، محكوم شد. اين حکم در تاريخ ۳۰ آبان ماه به وکلای اين روزنامه نگار ابلاغ شد. عيسى سحر خيز در اعتراض به ناعادلانه بودن دادگاه اعلام کرده است " دستگاه قضايى ايران مستقل نيست و از آيت اله خامنه ای دستور مى گيرد." و وی تقاضای تجديد نظر نخواهد کرد.
                          محمد صديق کبودوند مدير مسئول هفته‏نامه پيام مردم کردستان در شهريورماه ۱۳۸۴ از سوی دادگاه تجديدنظر استان كردستان به اتهاماتى چون , اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومى و ايجاد اختلاف بين اقشار جامعه از طريق طرح مسائل نژادى و قومى, به يك سال حبس تعزيري، پنج سال محروميت از شغل روزنامه‏نگارى محکوم شد. در تاريخ ۲۱شهريور ماه سال جاری اين روزنامه نگار براى اجراى حكم احضارشده بود.
                          ساقى باقری نيا مدير مسئول روزنامه آسيا در تاريخ ٢٨ مرداد از سوی شعبه بيست و هفتم ديوان عالى كشور به شش ماه زندان محکوم شد. اتهام اين روزنامه نگار "تبليغ عليه نظام" است. يكشنبه ١٥ تير ماه ١٣٨٢ روزنامه آسيا، برای انتشار عکس و مطلبى در باره ی مريم رجوی توقيف و ساقى باقری نيا مديرمسئول و ايرج جمشيدى سردبير روزنامه بازداشت شدند. دوشنبه ١٦ تير ساقى باقرى نيا با سپردن وثيقه آزاد اما ايرج جمشيدی تا سال بعد در زندان بسر برد. ساقى باقری نيا برای دومين بار در روزهای اخير به دايره اجراى احكام احضار شده است. از سال ۱۳۸۲ تا به امروز بيش از ۳۰ تن از روزنامه نگاران ايران به خارج از کشور پناهنده شده اند.

                          گزارشگران بدون مرز اسامى بخشى از روزنامه نگارانى که در ايران از فعاليت مطبوعاتى محروم شده اند و يا ممنوع قلم هستند را منتشر مى کند.

                          مادح احمدي، نوشين احمدی خراساني، پروين اردلان، على ايمان حامد، مسعود باستانى ، عمادالدين باقى ، ساقى باقری نيا، پروين بختيار نژاد، سيامک پورزند، مجيد تولايي، عليرضا جباري، ايرج جمشيدی ،عباس دالوند، فريبا داودی مهاجر، عليرضا رجايي، تقى رحماني، محمد جواد روح، احمد زيدآبادي، سعيد ساعدي، عزت اله سحابي، آرش سيگارچي، ماشااله شمس الواعظين، هدا صابر، شادی صدر، لطيف صفري، بيژن صف سري، کيوان صميمي، اعظم طالقاني، عباس عبدي، يوسف عزيزی بنى طرف، عليرضا علوی تبار، رضا عليجاني، محمد حسن عليپور، حسين قاضيان، محمد قوچاني، اجلال قوامي،عباس کاکاوند، تونيا کبودوند، محمد صديق کبودوند، مرتضى کاظميان، فاطمه کمالي، بهروز گرانپايه، ابوالقاسم گلباف، اکبر گنجي، فاطمه گوارايي، فيروز گوران، مجتبى لطفي، حامد متقي، سعيد مدني، على مزروعي، امين موحدي، نرگس محمدي، حسن يوسفى اشکوري، ابوالفضل وصالي، مانا نيستانى

                          محمود احمدی نژاد رئيس جمهور و آيت اله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامى از جمله ٣٨ رهبر و مقام دولتی در جهان هستند که از سوی گزارشگران بدون مرز بعنوان دشمنان آزادی مطبوعات برگزيده شده اند

                          Comment


                          • #43
                            برخى رسانه ها مدعى شدند كه مجوز انتشار روزنامه سينمايى "امتياز" كه حدود يك ماه از آغاز فعاليت آن مى گذشت ، لغو شد.
                            به گزارش گروه فرهنگ و هنر ايلنا، يكى از اعضاى تحريريه اين روزنامه به اين رسانه ها گفته است: يك هفته پيش نامه اى از سوى معاونت مطبوعاتى وزارت ارشاد مبنى بر لغو مجوز روزنامه "امتياز" به دلايل عدم انتشار منظم و عدم ثبت اعلام وصول به دفتر روزنامه ارسال شد كه مسوولان "امتياز" درصدد حل اين مشكل برآمدند، اما پس از چندى به اين نتيجه رسيدند كه اين مشكل حل نشدنى است و پنجشنبه نهم آذرماه را آخرين روز كارى اعضاى تحريريه اعلام كردند.
                            به اين ترتيب، دومين روزنامه سينمايى كشور پس از انتشار سه پيش شماره و 21 شماره پى درپى ديگر منتشر نمى شود.

                            Comment


                            • #44
                              محمدرحيم اخوت گفت كه به*خاطر وارد شدن اصلاحيه*هايى بر دو كتابش، از چاپ آن*ها منصرف شده است.

                              به*گزارش خبرنگار خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، ويرايش تازه*ى "تعليق" (چاپ سوم) و "نيمه*ى سرگردان ما" (چاپ دوم) كه هر دو به*عنوان چاپ اول و با تغيير ناشر، ازسوى انتشارات آگاه براى كسب مجوز ارايه شده*اند، پس از حدود يك سال، انتشارشان به حذفيات و اصلاحاتى منوط شده*، كه اخوت به اين ترتيب از چاپ آن*ها منصرف شده است.

                              "تعليق" اولين كتاب اين نويسنده در زمينه*ى داستان است كه در سال 78 به*چاپ رسيد. اين داستان كه 11 سال از زمان نگارش تا انتشارش فاصله افتاد، در اولين دوره*ى جايزه*ى مهرگان، گرچه به*خاطر حجم كمش در مسابقه شركت داده نشد، اما تقدير شد.

                              "نيمه*ى سرگردان ما" نيز در سال 80 منتشر و به*عنوان مجموعه*ى برگزيده*ى جايزه*ى هوشنگ گلشيرى معرفى شد.

                              اخوت همچنين رمان "نامه*ى سرمدى"، و مجموعه*هاى داستان "باقي*مانده*ها" و "داستان*هاى نانوشته" را مدت*هاست كه در انتظار كسب مجوز نشر دارد.

                              "داستان*هاى 84" اين داستان*نويس نيز به*تازگى براى دريافت مجوز ارايه شده است.

                              محمدرحيم اخوت همچنين گفت، رمان "نمي*شود" را كه براى انتشار آماده است، هنوز براى كسب مجوز ارايه نكرده، چرا كه معتقد است اگر اين كار هم در محاق برود، ديگر انگيزه*اى براى نوشتن باقى نمي*ماند.

                              اين نويسنده*ى اصفهانى متولد 10 آذرماه 1324 است.

                              Comment


                              • #45
                                مديرمسوول نشريه پيام آزادى محاكمه شد


                                ايلنا:جلسه* رسيدگى به اتهامات بهرامى سياوشاني، مديرمسوول نشريه ,پيام آزادى, صبح امروز در شعبه 1083 دادگاه عمومى تهران به رياست قاضى حسينيان و با حضور اعضاى هيأت منصفه مطبوعات برگزار شد.

                                به گزارش خبرنگار "ايلنا"، در ابتداى اين جلسه نماينده مدعي*‏العموم اتهامات مديرمسوول نشريه پيام آزادى را نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي، تبليغ عليه نظام و توهين داير بر شكايت مدعي*‏العموم، ستاد امر به معروف و نهى از منكر، اداره كل حقوقى نيروى انتظامي، سازمان صداوسيما عنوان كرد و خواستار تعيين كيفر براى سياوشانى شد.
                                در ادامه اين جلسه مديرمسوول نشريه پيام آزادى و وكيل مدافع وى در جايگاه قرار گرفتند و به دفاع از اتهامات انتسابى پرداختند.
                                در اين جلسه آخرين دفاع از بهرامى سياوشانى اخذ و قرار است دادگاه ظرف مهلت قانونى رأى خود را صادر كند.

                                Comment

                                Working...
                                X