Lebanon(hezbollah)/Syria/Iran & Israel

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #76
    به دليل نقش و جايگاه والاي مراكز رسانه‌اي، فرهنگي و ديني شيعه‌ي لبنان به خصوص حوزه‌هاي علميه، هواپيماهاي رژيم صهيونيستي در جنگ گسترده ‪ ۲۰‬روز گذشته خود شماري از اين مراكز را ويران كردند يا به آنها آسيب رساندند.

    مركز انجمن فلسفه و علوم ديني در منطقه "بئرالعبد" در "ضاحيه" جنوب بيروت كه پايه‌گذار و مسوول آن "شفيق جرادي" است و در آن علوم اسلامي و فلسفه تدريس مي‌شد از جمله مراكزي است كه در جنگ گسترده اسراييل عليه لبنان هدف قرار گرفت.

    ساختمان اين مركز كه داراي كلاس‌هاي تدريس، سالن‌هاي اجتماعات و سخنراني، بخش پژوهش و كتابخانه است در نتيجه بمباران مناطق مسكوني اطراف و پل روبروي آن توسط جنگنده‌هاي اسراييلي طعمه آتش شد.

    مركز ديني و فرهنگي سيدالشهدا در منطقه الرويس در جنوب بيروت كه حزب‌الله لبنان آن را تاسيس كرد و مكان برگزاري جشن‌ها و ديگر مناسبت‌هاي ديني، اجتماعي، فرهنگي و محل سخنراني‌هاي عمومي بود هفته گذشته به وسيله جنگنده‌هاي رژيم صهيونيستي ويران شد.

    همچنين هواپيماهاي اسراييلي مركز فرهنگي و ديني سيد الاوصياء (ع) در منطقه "برج البراجنه" در جنوب بيروت شامل مسجد، حسينيه، كلاس آموزش و سالن سخنراني بمباران و زيان‌هايي به منازل پيرامون آن نيز وارد كردند.

    مركز فرهنگي و ديني فاطمه الزهراء (س) كه سال ‪ ۱۹۹۳‬ميلادي توسط "عفيف نابلسي" رييس هيات علماي جبل عامل لبنان در ‪ ۵‬طبقه در شهر "صيدا" ‪۴۰‬ كيلومتري جنوب بيروت ساخته شد نيز هدف حمله قرار گرفت.

    اين مركز كه به طور كامل ويران شد، شامل درمانگاه خيريه رايگان، حوزه علميه حضرت زينب (س) مخصوص دختران با ‪ ۶۰‬تا‪ ۷۰‬طلبه، حوزه علميه حضرت امام صادق (ع) ويژه پسران با ‪ ۵۰‬تا‪ ۶۰‬طلبه، مسجد، حسينيه، سالن سخنراني، دفتر و منزل شيخ نابلسي بود.

    مركز فرهنگي و ديني فاطمه الزهرا تنها مركز شيعي در شهر سني‌نشين صيدا بود و نقش تقريب بين مذاهب داشت و بمباران آن نشانگر هدف اسراييل براي ايجاد فتنه و فاصله ميان شيعه با ديگر طايفه‌هاي لبنان است.

    جنگنده‌هاي رژيم اشغالگر قدس تاكنون ‪ ۱۲‬انتشاراتي فعال وابسته به طايفه شيعه لبنان از جمله دار الاحياء التراث، دارالمرتضي، دارالامير، دارالحورا، دار التراث العربي، دار المحجه البيضاء، دارالبلاغه، دارالتعارف و دارالرافدين نابود كرده‌اند.

    مراكز خبري و وسايل اطلاع رساني مانند ساختمان ‪ ۸‬طبقه تلويزيون "المنار"، راديو "النور"، آنتن‌هاي تقويت تلويون‌هاي المستقبل، "ال.بي.سي" و راديو "لبنان آزاد" از ديگر مراكز فرهنگي است كه به وسيله جنگنده‌هاي اسراييلي از بين رفته‌اند.

    همچنين در ‪ ۲۰‬روز گذشته بيش از ‪ ۲۰‬كتابخانه مانند كتابخانه قدس، چاپخانه، نمايشگاه كتاب، فروشگاه كتاب، انبار كتاب، فروشگاه‌هاي لوازم‌التحرير متعلق به شيعيان جنوب بيروت و جنوب و شرق لبنان، مركز دارالهادي وابسته به سيد "محمد حسين فضل‌الله" مرجع شيعيان اين كشور و منزل وي بمباران شد.

    اين بمباران‌ها با هدف مشخص و با انگيزه‌ي تاثيرگذاري بر روند تبليغ، تدريس و تعليم علوم ديني و آموزه‌هاي شيعي به ويژه در مراكز و حوزه‌هاي علميه لبنان صورت گرفته و مي‌گيرد.

    در زمان حاضر در لبنان دست كم ‪ ۱۵‬مدرسه و مركز علوم ديني خاص شيعه وجود دارد كه سابقه آن به ‪ ۸‬قرن پيش و زمان "محمد بن مكي عاملي" مشهور به "شهيد اول" از ساكنان شهر "جزين" در جنوب اين كشور باز مي‌گردد.

    طلبه‌هاي زيادي در مراكز ديني و حوزه‌هاي علميه لبنان در زمان شهيد اول به درجه اجتهاد رسيدند و طلبه‌هايي از خارج اين كشور براي آموختن علوم ديني و اصول و معارف شيعه به جزين آمدند.

    در اين ارتباط "يوسف السبيتي" رييس مركز ديني امام جواد (ع) بيروت به خبرنگار "ايرنا" گفت: پس از شهيد اول، روستاهاي منطقه جبل عامل لبنان شاهد فعاليت ديني، تبليغي و تدريس عالمان علوم اسلامي و شيعي بود اما شكل حوزه علميه را نداشت.

    وي افزود: دليل اين امر، شرايط سياسي دشوار زمان حاكميت ترك‌هاي عثماني بر لبنان و محدوديت‌هاي ايجاد شده توسط آنان بر شيعه جبل عامل بود و اين محدوديت‌ها سبب شد وضعيت مراكز فرهنگي و تدريس علوم ديني در اين كشور در بدترين شرايط قرار گيرد.

    السبيتي خاطر نشان كرد: پس از شهيد اول شيخ "علي بن زين‌الدين العاملي" مشهور به "شهيد دوم" توانست به عنوان دومين تجربه، مراكز فرهنگي و حوزه علميه در منطقه "جباع" در جنوب لبنان را تاسيس كند كه مكمل حوزه شهيد اول در جزين بود.

    شهيد اول شاگرد شهيد دوم به شمار مي‌رود كه از وي دانش و معرفت فراوان آموخت و سپس در زمان سلسله سربداران خراسان به شمال شرق ايران هجرت كرد.

    تاريخ جديد مراكز فرهنگي و حوزه‌هاي علميه در لبنان به ‪ ۱۴۰‬سال پيش بر مي‌گردد كه شيخ "علي السبيتي" توانست مدرسه ديني "الرشديه" را در شهر شيعه نشين "صور" در جنوب لبنان تاسيس كند.

    سيد "محسن امين" متفكر و نويسنده لبناني در كتاب "خطط جبل عامل" و نيز "آقا بزرگ تهراني" در كتاب "الذريعه" به اين موضوع اشاره كرده‌اند.

    رييس مركز ديني امام جواد (ع) در اين ارتباط گفت: پس از مدرسه الرشديه تلاش‌هاي ديگري براي تاسيس مدارس علوم ديني در مناطق شقرا، ميس‌الجبل، الشهابيه و جعفريه در جنوب و شرق لبنان توسط سيد "عبدالحسين شرف‌الدين " از عالمان و نويسندگان اين كشور صورت گرفت.

    السبيتي تصريح كرد: پس از بازگشت مرحوم "محمد مهدي شمس‌الدين " رييس پيشين مجلس اعلاي اسلامي شيعه لبنان و علامه سيد "محمد حسين فضل الله" از نجف به بيروت و آغاز فعاليت علمي آنان شمار ديگري از مدارس و مراكز ديني و فرهنگي در لبنان تاسيس شد.

    وي خاطر نشان كرد: سيد محمد حسين فضل الله "معهد الشرعي الاسلامي" و شمس الدين "معهد الشهيد الاول" را تاسيس كردند و پس از آن مراكز فرهنگي و حوزه‌هاي رسول كرم (ص)، الثقلين، امام جواد (ع) و امام علي (ع) در بيروت ساخته شدند.

    يكي از مهم‌ترين مراكز فرهنگي و حوزه‌هاي علميه شرق لبنان حوزه امام مهدي (عج) در بعلبك است كه شيخ "محمد يزبك" بر آن نظارت دارد و خانه وي ‪ ۱۰‬روز پيش توسط جنگنده‌هاي اسراييلي بمباران شد.

    حوزه علميه "نجف الاشرف" و حوزه "علي ياسين" در شهر صور در جنوب لبنان كه مورد هدف قرار گرفته به تناسب وسعت و امكانات، بين ‪ ۴۰‬تا ‪ ۱۰۰‬طلبه دارند.

    پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، شيعيان لبنان توجه ويژه به مدارس ديني، مراكز فرهنگي و حوزه‌هاي علميه كردند و اين توجه موجب تحول در شكل و محتواي برنامه‌هاي اين مراكز و نحوه گزينش طلاب شد.

    افزون بر برنامه‌هاي پيشين، فقه سياسي و اجتماعي، بررسي نظام‌هاي سياسي، اجتماعي و تربيتي به برنامه‌هاي مراكز فرهنگي و مدارس ديني شيعه لبنان افزوده شد كه در نظام سنتي حوزه‌ها اين برنامه‌ها وجود نداشت.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #77
      لبنان به ويژه جنوب و شرق آن از ديرباز جزو مراكز اساسي و بسيار مهم علوم اسلامي و تدريس آموزه‌هاي شيعه بوده است و از اين رو رژيم صهيونيستي در ‪ ۶۰‬سال گذشته تاكنون ‪ ۶‬بار اين كشور را هدف جنگ گسترده و ويرانگر قرار داده است.

      مناطق جبل عامل و دشت بقاع در جنوب و شرق لبنان در طول تاريخ شاهد فعاليت مستمر مراكز فرهنگي و ديني شيعه اماميه بوده اما پس از سيطره كامل سلسله عثماني بر اين كشور بسياري از عالمان لبنان ناگزير به هجرت به نجف اشرف شدند.

      آنان پس از فروپاشي عثماني در جنگ اول جهاني بتدريج به لبنان بازگشتند و به مراكز فرهنگي و حوزه‌هاي علميه رونق بخشيدند اما بارها از جمله در زمان حاضر، حمله‌هاي مكرر رژيم اشغالگر قدس، امنيت را از جامعه علمي و ديني اين كشور گرفته است.

      تجربه جديد تاسيس مراكز ديني و حوزه‌هاي علميه در لبنان بر گرفته از حوزه‌هاي نجف اشرف است و اين تجربه را فرهيختگان "جبل عامل" كه در عراق درس مي‌خواندند با خود به لبنان آوردند.

      در اين پيوند "خنجر حميه" مسوول بخش برنامه‌ريزي مركز فرهنگي و علوم ديني "المعهد الشرعي الاسلامي" وابسته به علامه سيد "محمد حسين فضل الله" به خبرنگار ايرنا گفت: در سال‌هاي گذشته عالمان جبل عامل لبنان كه از نجف برگشتند تلاش كردند تا حوزه و مدارس ديني به سبك جديد را براي تربيت شهروندان شيعه اين كشور تاسيس كنند.

      وي افزود: علامه فضل الله "المعهد الشرعي الاسلامي" را پس از بازگشت از نجف اشرف در سال ‪ ۱۹۶۴‬ميلادي در "راس النبع" در شرق بيروت تاسيس كرد و خود به عنوان مرجع و راهنماي ديني شيعه لبنان به تبليغ آموزه‌هاي دين دست زد.

      حميه ادامه داد: پس از آغاز جنگ داخلي لبنان در سال ‪ ۱۹۷۵‬ميلادي، المعهد الشرعي از شرق به جنوب بيروت انتقال يافت و در سال ‪ ۱۹۸۴‬ميلادي به منطقه بمباران شده "ضاحيه" منتقل شد.

      وي شمار طلبه‌هايي كه هر سال وارد مركز فرهنگي ياد شده مي‌شوند بين ‪ ۶۰‬تا ‪ ۱۶۰‬نفر عنوان كرد و افزود: سيستم آموزش در اين مركز از مقدمات تا سطح و درس خارج است و علامه فضل الله خود دروس خارج را تدريس مي‌كند.

      حميه اظهار داشت: كساني كه مي‌خواهند براي ادامه تحصيل به المعهد الشرعي بپيوندند بايد مقطع دبيرستان را به پايان رسانده باشند، در امتحان ورودي قبول شوند و كميته علمي و ناظر، آنان را تاييد صلاحيت كند.

      وي گفت: دوره نخست تحصيل در المعهد الشرعي سه سال است كه حضور طلبه‌ها در كلاس اجباري است و تمام امكانات اوليه و مورد نياز مانند غذا، مسكن و ماهيانه يك صد دلار به عنوان كمك به آنان پرداخت مي‌شود.

      مسوول بخش برنامه ريزي مركز فرهنگي المعهد الشرعي افزود: طلبه‌ها بايد ظرف ‪ ۷‬سال مقدمات و سطح را به پايان برسانند و آن‌گاه شايستگي شركت در درس خارج علامه فضل‌الله يا اعزام به حوزه‌هاي علميه نجف را دارند.

      حميه خاطر نشان كرد: المعهد الشرعي افزون بر تدريس علوم اسلامي تاكنون اقدام به برگزاري دوره‌هاي فرهنگي و برپايي ميزگردها درباره مسايل معاصر مسلمانان با حضور شخصيت‌هاي اسلامي كرده است.

      وي گفت: المعهد الشرعي در صدد است از وزارت علوم و آموزش عالي لبنان اجازه دادن گواهي معادل ليسانس در رشته معارف اسلامي به طلبه‌ها را اخذ كند و البته اين امر مستلزم آن است كه ‪ ۵۰‬درصد كادر علمي المعهد داراي مدرك دكترا باشند.

      المعهد الشرعي همچنين داراي شعبه‌هايي در منطقه الصفير بيروت با ‪ ۶۰‬طلبه، دو شعبه در شهر صور براي دختران و پسران به ترتيب با ‪ ۱۰۰‬و ‪ ۳۰‬طلبه و يك شعبه به نام حوزه "الامام المرتضي" مخصوص برادران در دمشق بين ‪ ۵۰‬تا ‪۲۰۰‬ طلبه است.

      يكي ديگر از مراكز فرهنگي شيعه لبنان در جنوب بيروت كه مناطق پيرامون آن توسط جنگنده‌هاي رژيم صهيونيستي تخريب شده، حوزه حضرت رسول اكرم (ص) است كه مكان مهمي براي تدريس و تحصيل علوم اسلامي و شيعي بشمار مي‌رود.

      اين مركز در سال ‪ ۱۹۸۳‬ميلادي پس از اشغال لبنان توسط اسراييل تاسيس شد و از سال تاسيس تا كنون با هدف بهبود سطح آموزش، برنامه‌هاي خود را تغيير داده و همواره رو به پيشرفت بوده است.

      "محمد زراقط" عضو هيات مديره حوزه حضرت رسول اكرم (ص) در لبنان به خبرنگار ايرنا گفت: الهام از تفكر امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران براي امروزي كردن تدريس در صدر برنامه‌هاي حوزه ياد شده قرار دارد.

      وي افزود: از ديدگاه امام خميني طلبه‌هاي حوزه‌ها بايد متناسب با زمان با ايرادها و شبهات جديد مخالفان دين آشنا باشند و به برخي شبهات گذشته كه اكنون موضوعيت ندارد اهتمام و توجه نكنند.

      زراقط تاكيد كرد: توجه به انديشه امام خميني در دگرگوني شيوه تدريس، موضوع‌هاي درسي و برنامه‌هاي حوزه رسول اكرم (ص) موثر بوده و اين حوزه در كنار درس‌هاي سنتي حوزه مانند فقه، اصول، صرف و نحو درس‌هاي ديگري مانند تفسير نوين قرآن، روانشناسي، روش شناسي، فلسفه، عرفان و علم كلام ارايه مي‌كند.

      وي اظهار داشت: طلبه‌هاي حوزه علميه رسول اكرم ظرف چهار سال با كليات علوم اسلامي آشنا مي‌شوند و در پايان اين مرحله بايد يك پايان نامه در ‪۴۰‬ صفحه بنويسند و پس از آن به شكل تخصصي در يكي از شاخه‌هاي علوم اسلامي مانند فقه، اصول، تفسير قرآن، فلسفه و كلام تحصيل كنند و آن گاه وارد درس خارج شوند.

      زراقط افزود: حوزه علميه حضرت رسول (ص) بيش از يكصد طلبه و ‪ ۱۵‬مدرس دارد، سه فصلنامه منتشر مي‌كند و نشريه تخصصي آن "الحيات الطيبه" است.

      وي گفت: مديريت حوزه در صدد اخذ مجوز از وزارت علوم و آموزش عالي لبنان براي اعطاي دانشنامه ليسانس در علوم اسلامي به طلاب است.

      از موسسات وابسته به حوزه حضرت رسول اكرم (ص)، مركز فرهنگي و ديني حضرت زهرا (ع) مخصوص دختران است كه نزديك به يكصد دانش‌آموز دارد و با آغاز بمباران رژيم صهيونيستي به همراه ديگر مراكز فرهنگي لبنان تعطيل شده‌است لبنان به ويژه جنوب و شرق آن از ديرباز جزو مراكز اساسي و بسيار مهم علوم اسلامي و تدريس آموزه‌هاي شيعه بوده است و از اين رو رژيم صهيونيستي در ‪ ۶۰‬سال گذشته تاكنون ‪ ۶‬بار اين كشور را هدف جنگ گسترده و ويرانگر قرار داده است.

      مناطق جبل عامل و دشت بقاع در جنوب و شرق لبنان در طول تاريخ شاهد فعاليت مستمر مراكز فرهنگي و ديني شيعه اماميه بوده اما پس از سيطره كامل سلسله عثماني بر اين كشور بسياري از عالمان لبنان ناگزير به هجرت به نجف اشرف شدند.

      آنان پس از فروپاشي عثماني در جنگ اول جهاني بتدريج به لبنان بازگشتند و به مراكز فرهنگي و حوزه‌هاي علميه رونق بخشيدند اما بارها از جمله در زمان حاضر، حمله‌هاي مكرر رژيم اشغالگر قدس، امنيت را از جامعه علمي و ديني اين كشور گرفته است.

      تجربه جديد تاسيس مراكز ديني و حوزه‌هاي علميه در لبنان بر گرفته از حوزه‌هاي نجف اشرف است و اين تجربه را فرهيختگان "جبل عامل" كه در عراق درس مي‌خواندند با خود به لبنان آوردند.

      در اين پيوند "خنجر حميه" مسوول بخش برنامه‌ريزي مركز فرهنگي و علوم ديني "المعهد الشرعي الاسلامي" وابسته به علامه سيد "محمد حسين فضل الله" به خبرنگار ايرنا گفت: در سال‌هاي گذشته عالمان جبل عامل لبنان كه از نجف برگشتند تلاش كردند تا حوزه و مدارس ديني به سبك جديد را براي تربيت شهروندان شيعه اين كشور تاسيس كنند.

      وي افزود: علامه فضل الله "المعهد الشرعي الاسلامي" را پس از بازگشت از نجف اشرف در سال ‪ ۱۹۶۴‬ميلادي در "راس النبع" در شرق بيروت تاسيس كرد و خود به عنوان مرجع و راهنماي ديني شيعه لبنان به تبليغ آموزه‌هاي دين دست زد.

      حميه ادامه داد: پس از آغاز جنگ داخلي لبنان در سال ‪ ۱۹۷۵‬ميلادي، المعهد الشرعي از شرق به جنوب بيروت انتقال يافت و در سال ‪ ۱۹۸۴‬ميلادي به منطقه بمباران شده "ضاحيه" منتقل شد.

      وي شمار طلبه‌هايي كه هر سال وارد مركز فرهنگي ياد شده مي‌شوند بين ‪ ۶۰‬تا ‪ ۱۶۰‬نفر عنوان كرد و افزود: سيستم آموزش در اين مركز از مقدمات تا سطح و درس خارج است و علامه فضل الله خود دروس خارج را تدريس مي‌كند.

      حميه اظهار داشت: كساني كه مي‌خواهند براي ادامه تحصيل به المعهد الشرعي بپيوندند بايد مقطع دبيرستان را به پايان رسانده باشند، در امتحان ورودي قبول شوند و كميته علمي و ناظر، آنان را تاييد صلاحيت كند.

      وي گفت: دوره نخست تحصيل در المعهد الشرعي سه سال است كه حضور طلبه‌ها در كلاس اجباري است و تمام امكانات اوليه و مورد نياز مانند غذا، مسكن و ماهيانه يك صد دلار به عنوان كمك به آنان پرداخت مي‌شود.

      مسوول بخش برنامه ريزي مركز فرهنگي المعهد الشرعي افزود: طلبه‌ها بايد ظرف ‪ ۷‬سال مقدمات و سطح را به پايان برسانند و آن‌گاه شايستگي شركت در درس خارج علامه فضل‌الله يا اعزام به حوزه‌هاي علميه نجف را دارند.

      حميه خاطر نشان كرد: المعهد الشرعي افزون بر تدريس علوم اسلامي تاكنون اقدام به برگزاري دوره‌هاي فرهنگي و برپايي ميزگردها درباره مسايل معاصر مسلمانان با حضور شخصيت‌هاي اسلامي كرده است.

      وي گفت: المعهد الشرعي در صدد است از وزارت علوم و آموزش عالي لبنان اجازه دادن گواهي معادل ليسانس در رشته معارف اسلامي به طلبه‌ها را اخذ كند و البته اين امر مستلزم آن است كه ‪ ۵۰‬درصد كادر علمي المعهد داراي مدرك دكترا باشند.

      المعهد الشرعي همچنين داراي شعبه‌هايي در منطقه الصفير بيروت با ‪ ۶۰‬طلبه، دو شعبه در شهر صور براي دختران و پسران به ترتيب با ‪ ۱۰۰‬و ‪ ۳۰‬طلبه و يك شعبه به نام حوزه "الامام المرتضي" مخصوص برادران در دمشق بين ‪ ۵۰‬تا ‪۲۰۰‬ طلبه است.

      يكي ديگر از مراكز فرهنگي شيعه لبنان در جنوب بيروت كه مناطق پيرامون آن توسط جنگنده‌هاي رژيم صهيونيستي تخريب شده، حوزه حضرت رسول اكرم (ص) است كه مكان مهمي براي تدريس و تحصيل علوم اسلامي و شيعي بشمار مي‌رود.

      اين مركز در سال ‪ ۱۹۸۳‬ميلادي پس از اشغال لبنان توسط اسراييل تاسيس شد و از سال تاسيس تا كنون با هدف بهبود سطح آموزش، برنامه‌هاي خود را تغيير داده و همواره رو به پيشرفت بوده است.

      "محمد زراقط" عضو هيات مديره حوزه حضرت رسول اكرم (ص) در لبنان به خبرنگار ايرنا گفت: الهام از تفكر امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران براي امروزي كردن تدريس در صدر برنامه‌هاي حوزه ياد شده قرار دارد.

      وي افزود: از ديدگاه امام خميني طلبه‌هاي حوزه‌ها بايد متناسب با زمان با ايرادها و شبهات جديد مخالفان دين آشنا باشند و به برخي شبهات گذشته كه اكنون موضوعيت ندارد اهتمام و توجه نكنند.

      زراقط تاكيد كرد: توجه به انديشه امام خميني در دگرگوني شيوه تدريس، موضوع‌هاي درسي و برنامه‌هاي حوزه رسول اكرم (ص) موثر بوده و اين حوزه در كنار درس‌هاي سنتي حوزه مانند فقه، اصول، صرف و نحو درس‌هاي ديگري مانند تفسير نوين قرآن، روانشناسي، روش شناسي، فلسفه، عرفان و علم كلام ارايه مي‌كند.

      وي اظهار داشت: طلبه‌هاي حوزه علميه رسول اكرم ظرف چهار سال با كليات علوم اسلامي آشنا مي‌شوند و در پايان اين مرحله بايد يك پايان نامه در ‪۴۰‬ صفحه بنويسند و پس از آن به شكل تخصصي در يكي از شاخه‌هاي علوم اسلامي مانند فقه، اصول، تفسير قرآن، فلسفه و كلام تحصيل كنند و آن گاه وارد درس خارج شوند.

      زراقط افزود: حوزه علميه حضرت رسول (ص) بيش از يكصد طلبه و ‪ ۱۵‬مدرس دارد، سه فصلنامه منتشر مي‌كند و نشريه تخصصي آن "الحيات الطيبه" است.

      وي گفت: مديريت حوزه در صدد اخذ مجوز از وزارت علوم و آموزش عالي لبنان براي اعطاي دانشنامه ليسانس در علوم اسلامي به طلاب است.

      از موسسات وابسته به حوزه حضرت رسول اكرم (ص)، مركز فرهنگي و ديني حضرت زهرا (ع) مخصوص دختران است كه نزديك به يكصد دانش‌آموز دارد و با آغاز بمباران رژيم صهيونيستي به همراه ديگر مراكز فرهنگي لبنان تعطيل شده‌است
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #78
        شكست هيمنه

        خبرگزاري فارس: اسراييل به لحاظ نظامي شرايط بسيار دشواري داشته و امكان تحقق شعارها و اهداف خود را ندارد و در مقابل برگه بازي و مانور و فشار كارآمد و مؤثر در دست حزب الله است. اگر چه حزب الله قصد گسترش جنگ و ادامه آن را نداشته و در اولين پيام سيدحسن نصرالله بر ضرورت مذاكرة غير مستقيم و تبادل اسرا تأكيد كرده است ولي موازنه نظامي شرايط برتر را براي حزب الله ثبت مي كند و حزب الله در آستانه مرحله جديد براي كسب اهداف اعلام شده سياسي خود بسر مي برد.


        در فرهنگ نظامي گري، جنگ گام و اقدامي براي كسب اهداف و دستاوردهاي سياسي امنيتي است و سمت گيري استراتژي و تاكتيك هاي نظامي به سوي اين اهداف است.
        رژيم صهيونيستي اساساً چه در مرحله قيموميت فلسطين توسط انگلستان و چه پس از تأسيس، پاية ماندگاري، اقتدار، گسترش نفوذ و تحميل ارادة سياسي خود به محيط منطقه اي و مهمتر از همه محور اعتمادسازي براي مهاجرين يهودي از سراسر جهان براي اسكان در فلسطين اشغالي را، اقتدار و برتري نظامي و توان بازدارندگي خود قرار داده است. اين محوريت نقش نظامي گري در اركان اجتماعي، ساختارهاي حكومتي و انسجام ملي را افزايش داده، اين رژيم را به رژيمي پادگاني مبدل كرده و هر گونه خدشه بر اين مفهوم و اين هويت برتر نظامي، پايه هاي بسياري از آنچه را كه تا به حال بر اساس اين مفهوم ساخته شده، فروخواهد ريخت.
        شكست و فرار ارتش صهيونيستي در سال 2000 كه پس از 18 سال مقاومت افتخارآميز حزب الله لبنان شكل گرفت، آغاز يك مرحله جديد در روند تضعيف اين هويت و مفهوم برتري نظامي اسراييل بود كه همواره الگوسازي اين رويداد از سوي ديگر گروه هاي فلسطيني، رهبران اين رژيم را با كابوس مستمر مواجه كرده است.
        اجراي عمليات الوهم المتبدد از سوي سه گروه مبارز فلسطيني كه به اسارت گرفته شدن يك نظامي اسراييلي از داخل پايگاه نظامي در حال آماده باش (در نزديكي مرز مصر و غزه) منتهي شد، دقيقاً همان رويدادي بود كه رهبران حكومت اسراييل آماده تحمل آن نبودند. اگرچه واكنش نامحدود نظامي اسراييل براي آزادي اسير نظامي به جايي نرسيده ولي اسراييل بايد به يك پاسخ مهم در مقابل به چالش كشيده شدن اقتدار نظامي و توان بازدارندگي خود، فكر كند.
        در چنين شرايطي، حزب الله لبنان به عنوان الگوساز اصلي روشهاي چالش ساز براي رژيم صهيونيستي دست به اقدامي جديد زد كه در نوع خود بي سابقه بود. اين اقدام پس از هشدارهاي مكرر سيدحسن نصرالله مبني بر ضرورت آزادي زندانيان لبناني و غيرلبناني از زندان هاي رژيم صهيونيستي و استنكاف اسراييل براي تبادل اسرا صورت گرفت. در اين عمليات كه با نام الوعد الصادق صورت گرفت و به شرح چگونگي آن خواهيم پرداخت، يكبار ديگر مفاهيم اصلي اقتدار و برتري نظامي و توان بازدارندگي اسراييل به چالش كشيده شد. در واقع اسراييل چه در عرصه داخلي و چه در عرصه پيراموني، ضمن به كارگيري تمامي توان كلاسيك نظامي با بن بست در حمايت از عناصر نظامي خود كه نماد اعتمادسازي و ثبات و آرامش براي جامعه صهيونيستي هستند، روبرو شده است.
        عمليات الوعد الصادق
        با وجودي كه از يك ماه قبل آماده باش نظامي درجه 2 در واحدهاي نظامي همجوار با مرز لبنان و يا در مزارع شبعا اعمال مي شد، در ساعت 9 صبح روز چهارشنبه (12 جولاي 2006)، دو تيم عملياتي و يك تيم پشتيباني كه از پوشش آتش حمايتي و فريب توپخانه موشكي برخوردار بودند با حمله به يك پايگاه نظامي ارتش اسراييل، ضمن كشته و زخمي كردن تعدادي از نظاميان اين پايگاه و انهدام دو دستگاه خودروي زرهي از موانع مين گذاري، سيم خاردار و سيستم هاي هشداردهندة الكترونيكي و تصويري عبور كرده و دو اسير نظامي اسراييلي را به داخل لبنان رسانده و در اماكن ويژه اي ناپديد شدند. واكنش نظامي اسراييل با وجودي كه تمامي واحدهاي نظامي در حالت آماده باش بسر مي بردند از ساعت 11 و پس از دو ساعت از اين درگيري شروع شد كه با ورود يك تانك ميركاوا و بلدوزر به داخل خاك لبنان، مورد اصابت موشك هاي ضد زره حزب الله قرار گرفته و چهار سرنشين آن كشته شد و خودروهاي زرهي دوم نيز پس از آسيب ديدن و زخمي شدن سرنشينان آن متوقف گرديد. تلاش هاي بعدي اسراييل براي به عقب كشيدن اين تانك ها و اجساد نظاميان داخل آن تا امروز بي نتيجه بوده و احساس ناتواني و فقدان كاركرد برتري نظامي و ابزاري را در ارتش اين رژيم قوت بخشيده است.
        مواضع انفعالي مسوولين حكومتي و سياسي اسراييل و پس از آن ارتش صهيونيستي براي آزادسازي دو اسير نظامي از حدود ظهر همان روز آغاز شد.
        اگرچه اسراييل ارتش خود را به لحاظ ابزارهاي پيشرفته نظامي و يا توانايي رزمي ششمين ارتش حرفه اي جهان مي داند و اين برتري همواره در سطحي معادل مجموع توان نظامي كليه كشورهاي عربي پيراموني، حفظ شده و مستمراً با حمايت نامحدود آمريكا و غرب در تأمين نيازمنديهاي تسليحاتي همراه بوده و نمي توان آن را با توان ابزاري و تسليحاتي حزب الله مقايسه كرد ولي عناصري مانند، انگيزه هاي نيروي رزمي، شرايط و محيط جنگ، شيوه هاي جنگ نامنظم و پارتيزاني و تاكتيك هاي نظامي در بكارگيري ابزارهاي نظامي و تطبيق تسليحات با جغرافيا و سرزمين درگيري، به حزب الله در مقاومت خود در برابر اسراييل برتري و ابتكار عمل مي بخشد.
        آغاز حملات اسراييل با استراتژي جنگ نامحدود و فشار غير مستقيم
        شاخص هاي برتري حزب الله و فقدان اطلاعات مفيد و كارآ از ميزان و نوع توانمندي و مراكز اصلي استقرار و تجمع نيرو و تسليحات و قابليت هاي ابزاري و عملياتي حزب الله در كنار نياز حياتي اسراييل براي جبران هيبت نظامي آسيب ديده و چالش توان بازدارندگي آن موجب شد تا اسراييل جنگي نامحدود براي بازگرداندن اين اقتدار و هيمنه و با روشي غير مستقيم و با فشار بر مردم و حكومت لبنان، جهت جبران عدم اطلاعات كافي و مفيد از حزب الله را اعلام كند.
        اين جنگ كه تا امروز حداقل 5 مرحله از آن به اجرا درآمده و به نتايجي منتهي شده، نمايشي از يك جنگ نامتقارن و تصويري از كاركردها و دستاوردهاي عملي توان نظامي هريك از دو طرف است. با وجودي كه در ائتلاف حكومتي اولمرت در بخش هاي سياسي و در بين گروه ها و احزاب و يا ساختار سياسي با دستگاه هاي امنيتي نظامي و در بين دستگاه هاي اطلاعاتي و نظامي عدم انسجام و هماهنگي و وحدت تفكر و رويه وجود داشت. ولي از آنجا كه مخدوش شدن توان نظامي و بازدارندگي اسراييل، بسياري از حوزه هاي امنيت ملي، انسجام و وحدت و روحية ملي، اعتماد جامعه صهيونيستي به اصل ماندگاري و استمرار اسراييل و حتي سطح كاركردهاي ساختارهاي ديپلماسي، نقش و سطح بازيگري خارجي و بنيه اقتصادي را متأثر مي كرد، يك اجماع داخلي براي قدرت نمايي ارتش اسراييل شكل گرفت تا به نياز رواني اين جامعه و حكومت پاسخ گويد. از اين رو علي رغم مخالفت بخش عمده اي از جامعة جهاني و صرفاً با حمايت و چراغ سبز آمريكايي، جنگي نابرابر و نامحدود بر عليه مردم لبنان و تأسيسات حياتي و زيربنايي اين كشور آغاز شد.
        مراحل جنگ و درگيري
        ? اسارت دو سرباز اسراييلي، مرحلة نخستين اين درگيري محسوب مي شود كه حزب الله با تكيه بر حق مشروع براي دفاع از سرزمين و شهروندان لبناني و ايجاد بازدارندگي در مقابل تجاوزات مستمر و روزانه اسراييل و اشغال مزارع شبعا به اجرا گذاشت تا به خواسته هاي لبنان در آزادي اسراي خود تسريع به عمل آورد.
        ? آغاز جنگ نامحدود و اجراي ضربه اول و حملات گسترده اسراييل
        اين مرحله با بكارگيري نيروي هوايي، دريايي و آتش شديد توپخانه تقريباً تمامي مناطق را در برگرفته و عمدتاً بجز مناطق دروزي ها و يا مسيحيان و تا حدودي مناطق اهل سنت، ويراني و كشتار وسيعي در نقاط مختلف به اجرا گذاشت. هدف اين مرحله و اقدام گسترده نظامي، نابودي تأسيسات حياتي مردم و فشار مستقيم به مردم و كشتار نامحدود بود تا به شكل غير مستقيم عرصه عملي بر حزب الله محدود شده و اعتراضات حكومتي و مردمي و فشارهاي نظامي مستقيم به حزب الله اين گروه را مجبور به پذيرش خواسته اسراييل كند.
        اسراييل اگرچه در ابتدا آزادي دو سرباز خود را بهانه اين حملات گسترده عنوان مي كرد ولي به سرعت نشان داد كه اين عمليات نظامي، طرحي از پيش آماده و هماهنگ با آمريكا و برخي كشورهاي عربي است تا با يكسره كردن مقاومت اسلامي در لبنان و مقاومت فلسطين، جغرافياي سياسي جديدي در منطقه شكل داده و زمينه دگرگوني هاي بزرگ در سطح منطقه را فراهم آورد. در واقع آنچه در قالب قطعنامه 1559 بدست نيامده بود و برنامه هاي اساسي اين رژيم و حكومت را ناكام گذارده بود، از طريق نظامي و مستقيم دنبال شد و ليستي از خواسته ها و مطالبات بعنوان اهداف حمله از سوي مقامات اسراييل مطرح شد. نيروي هوايي ارتش صهيونيستي در اين مرحله در اقدامي نمادين بر فراز كاخ بشار اسد، پروازي مقتدرانه انجام دادند تا رفتارهاي منطقه اي نيز با مسير برنامه نظامي آنان در لبنان هماهنگ شود. هشدار و اتهام به سوريه و ايران، بخشي از اين اقدامات هشداري بودند، بطوري كه موجب واكنش كشورهاي مختلف و ابراز نگراني از گسترش جنگ و ناامني در سطح منطقه شد. در اين مرحله حزب الله واكنش هاي هدفمند در شعاع محدودي از شمال اسراييل را به اجرا گذاشت و بر اساس موضع رسمي سيد حسن نصرالله كه پس از اسارت دو نظامي اسراييلي عنوان كرده بود، تنها راه آزادي آنها را مذاكرة غير مستقيم و مبادله اسرا عنوان كرد.
        مرحله گسترش واكنش هاي حزب الله
        از آنجا كه خسارت هاي شديدي به تأسيسات حياتي لبنان وارد آمده و كشتار و زخمي هاي بسياري در حملات اسراييل بجاي ماندند، سيد حسن نصرالله مرحله جديد را با هشدار به گسترش عمليات در شمال اسراييل آغاز كرد و در اولين گام، با شليك دو فروند موشك ساحل به دريا، ناو جنگي پيشرفته اسراييلي در ساحل بيروت را هدف قرار داده و آن را نابود كرد.
        اين ناو جنگي با هشتاد سرنشين تا صبح در آتش سوخت و سه فروند ناو جنگي همراه وي به سرعت آب هاي ساحلي لبنان را ترك كرده و عمليات نجات سرنشينان اين ناو به فرداي عمليات موكول شد. چهار كشته از سرنشينان ناو و غرق شدن آن موجب شد تا عملاً نيروي درياي اسراييل نقش محوري خود در جنگ را از دست داده و به آبهاي اسراييل پناه ببرند و حداكثر نقش پشتيباني در عمليات ها را به عهده بگيرند. توان موشكي حزب الله نيز در اين مرحله تدريجاً تا حيفا، سومين شهر بزرگ در اسراييل، با جمعيتي بيش از يك ميليون نفر گسترش يافت.
        حيفا يكي از بنادر مهم اسراييل است كه به جز موقعيت اقتصادي، جمعيتي، از بنادر نظامي نيروي دريايي ارتش اسراييل است و شهر هاي صهيونيستي پيرامون آن تقريباً از اواخر سال هاي 1948 ساخته شده اند.
        گسترش دامنه عملياتي موشك هاي حزب الله كه مناطق حيفا، ناصره، طبريا، صفد و نهاريا را دربرگرفت براي اولين بار پس از 33 سال (پس از جنگ 1973) ساكنين صهيونيست در اين مناطق را در حالت جنگي قرار داد. واكنش اسراييل براي حفظ شرايط عادي بي نتيجه بود و موج مهاجرت به مناطق مركزي و استقرار در تل آويو و ديگر شهر هاي امن آغاز شد كه حداقل نيم ميليون مهاجر جنگي را شامل مي شود.
        حدود دو ميليون اسراييلي نيز كه ناچار به حضور در پناهگاه ها بودند، تدريجاً به چالش جديدي براي مديريت شهري و خدمات ضروري اسراييل مبدل شدند. هراس از موشك هاي حزب الله، موجب شد تا حتماً نيروهاي امنيتي و پليس بجاي تحرك در شهرها، به پناهگاه هاي زيرزميني پناه ببرند.
        شرايط فوق العاده جنگي از همان ابتدا، موجب تعطيلي صدها كارخانه و مؤسسات اقتصادي توريستي و كشاورزي و غذايي در اين مناطق شد. بورس اسراييل بشدت سقوط و ارزش پول ملي اسراييل (شيكل) نيز سقوط كرد.
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #79

          مرحله تشديد حملات دو طرف
          اسراييل تلاش كرد تحت عنوان حمله به مراكز ، خانه ها، انبارهاي تسليحاتي حزب الله، مناطق وسيعي از ضاحيه(منطقه جنوبي بيروت) را ويران كرده، راه هاي مواصلاتي، كاميونهاي امدادي و مناطق شهري و عمدتاً شيعي را حذف بمباران هاي بي امان قرار دهد.
          اين گسترش و شدت عملياتي واكنش هاي جهاني را برانگيخته و در كشورهاي عربي و اسلامي موجب اعتراضات گسترده شده است. نشست وزراي خارجه عرب در قاهره كه بجاي اتخاذ مواضع قابل قبول، بيانية مأيوس كننده اي صادر كرد، خشم افكار عمومي در كشورهاي اسلامي را برانگيخت و مواضع عربستان و مصر در انتقاد از اقدام مقاومت اسلامي و ماجراجويي دانستن آن، فشار شديدي بر آنها بوجود آورد.
          استراتژي فشار غير مستقيم به حزب الله براي تحريك مردم لبنان و يا افكار عمومي منطقه، بازتابي معكوس داشت و برخي مواضع انتقادي از سوي امين جميل و امثال آن به تدريج به دفاع از ضرورت مقاومت و جلوگيري از هجوم اسراييل و دعوت به توقف حملات آن منتهي شد.


          حكومت امنيتي اسراييل در نشست خود بر ادامه حملات تأكيد كرد و چراغ سبز آمريكا براي ادامه عمليات اسراييل به تشديد حملات كمك كرد.
          با وجودي كه هيات اعزامي سازمان ملل به همراه لارسن با هدف توقف درگيري ها به منطقه اعزام شدند، اما تلاش اين سازمان با موضع بوش مبني بر مشروعيت دفاع اسراييل و حمله به لبنان و مخالفت جان بولتن نماينده آمريكا در شوراي امنيت با آتش بس مواجه شد و عملاً با توجه به مواضع سولانا كه به منطقه سفر كرده بودند، ديدگاه هاي اسراييل تقويت شد. اسراييل با تكيه بر حمايت آمريكا و تلاش هاي ديپلماتيك، ضرورت ادامه عمليات براي تضعيف و يا نابودي حزب الله و كسب برگ هاي پيروزي نظامي را الزامي براي كسب اهداف سياسي مطرح و ادامه جنگ و حمله به لبنان را ضرورتي حياتي براي خود توصيف كرد. بيانيه سران G8 در استراسبورگ روسيه و دفاع از مشروعيت حملات اسراييل و ضرورت آزادي فوري دو نظامي اسراييلي، توجيه و چراغ سبز ديگري براي افزايش شدت حملات در اين مرحله بودند.
          واكنش حزب الله با گسترش دامنه عمليات موشكي در شهرها و مراكز نظامي اسراييل دنبال شد و با عدم كاركرد سياست فشار غير مستقيم به حزب الله، عملاً كارايي مؤثر نيروي هوايي اسراييل براي يكسره كردن شرايط نبرد و جلوگيري از شليك موشك و يا كاهش توان نظامي مقاومت اسلامي با سؤال مواجه شد.
          تا اين مرحله بيشترين تلفات اسراييل كه توسط آتش باري موشك هاي حزب الله ثبت شده بودند از بين نظاميان اسراييل بودند كه در اين آتشباري ها مراكز فرماندهي هوايي، فرماندهي كل منطقه شمال و ديگر مراكز تجمع نيرو و خودروهاي زرهي و پايگاه هاي تاكتيكي آنها مورد هدفهدف قرار مي گرفت.
          سيدحسن نصرالله براي كاهش آسيب به شهروندان عادي و پرهيز از كشته شدن آنان، تدابير ويژه اي ابلاغ كرده بود. اعتراف مسوولين نظامي اسراييلي در دقت اهداف عملياتي موشك هاي حزب الله و تأكيد سيد حسن نصرالله مبني بر اينكه در شهر حيفا به پتروشيمي حمله نكرده تا مردم عادي گرفتار ماجراجويي رهبران اسراييلي نباشند، نمونه اي از اين تدبير است.
          رايزني هاي سياسي صورت گرفته براي توقف جنگ عملاً بي نتيجه بود و نياز اسراييل براي كسب يك پيروزي نظامي و اصرار بر ادامه جنگ، تلاش هاي جاري را به افق روشني منتهي نكرد.
          مرحله جنگ زميني
          بن بست در كاركرد ابزارهاي هوايي و فشار آتش توپخانه اي به نقاط مختلف لبنان موجب شد تا مقامات اسراييلي وارد يك ريسك نظامي جديد بشوند و اقدام به حمله زميني را در دستور خود قرار دهند.
          هشدارهاي پياپي براي تخليه روستاها كه تا حدودي با همكاري جانبدارانه نيروهاي سازمان ملل نيز همراه شد و قتل عام هاي بي رحمانه كساني كه در حال خروج از روستا هاي خود بودند، زمينه عمليات زميني اسراييل را از دو روز قبل مهيا كرد.
          نيروهاي زرهي اسراييل از دو محور عتيرون و مارون الرأس به همراه نيروي نظامي و بلدوزرهاي پوشش دهنده حركت تانك ها، تا پايان روز 5شنبه چهار تلاش ناموفق را آزمايش كرده و تاكنون 5 تانك و حدود 10 كشته و تعداد بيشتري زخمي بجاي گذاشته اند. اين آسيب ها به سرعت با واكنش هاي اوليه در داخل اسراييل مواجه شده و تلويزيون اسراييل و برخي مقامات اسراييلي نسبت به اين عمليات و نتايج مورد نظر ابراز ترديد كرده اند و از هم اكنون حزب الله را پيروز نبرد معرفي مي كنند. در نبردهاي زميني دو نيروي مقاومت اسلامي شهيد شده اند و اجازه كمترين پيشروي به واحدهاي زرهي اسراييل داده نشده است. تلويزيون اسراييل اعتراف كرد كه ارتش تمام توان خود را در اين عمليات به كار گرفته ولي قادر نيست 5 تا 10 متر وارد خاك لبنان شود و حتي توان بازگرداندن اجساد و تانك هاي منهدم شدة خود را ندارد.
          از آنجا كه ناظران نظامي پس از هشدارهاي سيد حسن نصرالله مبني بر هدف قرار دادن حيفا و پس از آن منتظر رويدادهاي مهم ديگر بوده و انتظار دارند حزب الله توانمندي هاي ديگر موشكي خود را به نمايش بگذارد، طي چند روز گذشته اضطراب و ناآرامي تل آويو را نيز فرا گفته و اولين شهر بزرگ اسراييل هر آن منتظر گزينه هاي جديد حزب الله است.
          با وجودي كه اين برگ بازي هنوز در دست مقاومت اسلامي است، تمركز شديد آتشباري حزب الله بر روي مراكز توپخانه، مراكز فرماندهي و هوايي و يا شهرك هاي صهيونيستي در شعاع 60 كيلومتري داخل اسراييل كاركردهاي نظير كاركردي كه مي توانست انتخابات گزينه هاي جديد فوق الذكر داشته باشد دارد و اين نشان مي دهد كه ظرفيت هاي موجود اهداف نظامي و اقتصادي در اين شعاع، هدف هاي مناسبي براي نيروي موشكي حزب الله هستند. با اين حال سيد حسن نصرالله عنوان كرد كه بيشتر در انتظار حمله زميني اسراييل است تا درس هاي تلخ دورة 18 ساله اشغال جنوب لبنان در سطح جديد و به شيوه هايي كارآمدتر به ارتش اسراييل ارائه شود.
          در اين مرحله حزب الله ضمن گسترش شعاع عملياتي بر شدت آتشباري روزانه نيز كه عموماً پس از حملات هوايي و توپخانه اي اسراييل صورت مي گيرند، افزوده و در واقع در مديريت جنگي خود، براي ناكارآمدسازي نيروي زميني اسراييل اشتياق بيشتري نشان مي دهد.
          در حقيقت اين شيوه مديريت جنگ براي جلوگيري از كاركردهاي ابزارهاي نظامي اسراييل و يا به شكست كشاندن كارآيي آنان، گزينه اي حساب شده است كه در نتيجة نهايي بايد منتظر پيامدهاي ويران كننده اي در سطوح مختلف جامعه صهيونيستي باشيم.
          اگر ارتش هاي عربي در جنگ هاي خود نه تنها به پيروزي دست نيافتند، بلكه در جنگ هاي شش روزة خود، پايان مأيوس كننده اي داشتند، حزب الله با ابزاري محدود و برنامه ريزي و مديريتي شايسته و بدون تمايل به ماجراجويي و گسترش جنگ، پاسخ هايي كارآمد به اقدامات ارتش اسراييل ارايه كرده و روند تخريب ساختار نظامي و جامعه صهيونيستي را وارد مرحله شمارش معكوس كرده است.
          بررسي جنگ و مرحله تحميل ارادة سياسي
          رايزني هاي اتحاديه اروپا و نمايندگان سازمان ملل و لارسن از يكسو شكل گيري احساسي و ديدگاه فوري براي پايان درگيري و جنگ توسط فرانسه و روسيه و با نوعي همراهي آلمان و بسياري از كشورهاي اروپايي همراه است، فضاي جنگي را به مرحلة سياسي نزديك مي كند.
          در برآوردي كلي از استراتژي، شيوه، تاكتيك ها و ابزارهاي مانور و ادامه جنگ، مي توان به اين نتيجه رسيد كه اسراييل به لحاظ نظامي شرايط بسيار دشواري داشته و امكان تحقق شعارها و اهداف خود را ندارد و در مقابل برگه بازي و مانور و فشار كارآمد و مؤثر در دست حزب الله است. اگر چه حزب الله قصد گسترش جنگ و ادامه آن را نداشته و در اولين پيام سيدحسن نصرالله بر ضرورت مذاكرة غير مستقيم و تبادل اسرا تأكيد كرده است ولي موازنه نظامي شرايط برتر را براي حزب الله ثبت مي كند و حزب الله در آستانه مرحله جديد براي كسب اهداف اعلام شده سياسي خود بسر مي برد.
          بديهي است كه اسراييل و حامي اصلي آن آمريكا، همه تلاش خود را براي ناكام گذاردن و يا كاهش سطح پيروزي حزب الله و يا ايجاد موانع انحرافي در مسير دستيابي به آن موفقيت ها را به عمل خواهد آورد ولي اين جنگ و ماجراجويي اسراييلي پاياني جز خواست مشروع مقاومت اسلامي در بر ندارد و مردم منطقه همراه با حزب الله به زودي در اين جشن پيروزي احساسي واحد خواهند داشت و شكست و ناكامي در انتظار اسراييل و شرم و خسارت از آن برخي همپيمانان آمريكا در منطقه خواهد بود.
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #80
            حزب‌الله و دشمني كينه‌توزتر از اسرائيل

            پانزده روز از آغاز حمله اسرائيل به لبنان مي‌گذرد و مقاومت گروهي از جوانان شيعه كه قلوبشان گرفتار نفس قدسي پير جماران شده، در حال رقم زدن حماسه جاويداني است؛ مقاومتي كه ارزش هر روز آن، بيش از ماه‌ها و سال‌هاي مبارزه دولت‌هاي عربي با اسرائيل است؛ «ليله القدر خير من الف شهر».

            اما در اين ميان به نظر مي‌رسد، حزب‌الله تنها در جنوب لبنان و در برابر اسرائيل به نبرد نمي‌پردازد و هم‌زمان با دشمنان ديگري نيز در حال ستيز است كه مهم‌ترين آنها، ارتجاع و جريانات سلفي و وهابي در عمق كشورهاي اسلامي است كه عمر اين جريان، معادل عمر انقلاب اسلامي است و آغاز آن به اواخر دهه 70 بازمي‌گردد.

            با شكست ارتش سه‌گانه عربي در جنگ با اسرائيل، بحران هويت و تحقير ملي، سراسر جهان عرب را فرا گرفت. مرگ «جمال عبدالناصر» به عنوان محور جنبش ناسيوناليسم عربي و پيامد آن، سازش «انور سادات» با اسرائيل در كمپ‌ديويد، ضربه‌اي سنگين به شخصيت، هويت ملي و موقعيت تاريخي اعراب وارد كرد تا جايي كه عملا به فروپاشي پيكره واحد جهاني عرب در اواخر دهه 70 با انزواي مصر به دليل سازش با اسرائيل، جدايي عراق با جاه‌طلبي‌هاي صدام و نزديكي سوريه با شيعيان منجر شد.

            در اين وضعيت، وقوع انقلاب اسلامي كه موج جديد بيداري اسلامي را در جهان اسلام به حركت درمي‌آورد، دولت‌هاي عربي را به واكنش‌هاي متضادي وا داشت.

            از يك سو، شيوخ عرب نمي‌توانستند شادماني خود از سقوط رژيم پهلوي كه نقش متحد نخست آمريكا و ژاندارم منطقه و حامي منافع اسرائيل را ايفا مي‌كرد و مانع نزديكي زياد اين رژيم‌ها به آمريكا به شمار مي‌رفت و هم‌زمان خنثي‌كننده تلاش‌هاي آنان عليه اسرائيل بود، پنهان كنند و از سوي ديگر، موج بيداري اسلامي برخاسته از ايران به تدريج به عمق جوامع عربي نفوذ مي‌كرد و جريان ضداستبدادي و ضداستعماري كه در ايران ايجاد شده بود، در ديگر كشورهاي اسلامي شبيه‌سازي مي‌شد.

            اين تضاد كه در موضع‌گيري‌هاي سران عرب در سال‌هاي نخست انقلاب، آشكار بود، به تدريج جاي خود را به موضعي يكپارچه عليه جمهوري اسلامي داد كه تبلور آن در حمايت رسمي كشورهاي عربي از صدام در جنگ عليه ايران بود.
            هم‌زمان با اين حركت رسمي كه براندازي نظام سياسي جمهوري اسلامي را هدف گرفته بود، حركتي غيررسمي، اما گسترده براي زدودن نقش رهبري انقلاب اسلامي در موج بيداري اسلامي آغاز شد كه مهم‌ترين جلوه آن، خلق و تصويب جريان وهابي ـ سلفي بود كه با قرائتي بنيادگرايانه و رويكردي ارتجاعي به اسلام، مدعي مبارزه با حركت‌هاي ضداستعماري در جهان اسلام بود.

            حمله هم‌زمان شوروي به افغانستان، فرصتي براي اين جريان پديد آورد تا با مبارزاتي چريكي با ابرقدرت شرق، هم رضايت ابرقدرت غرب را تأمين كند و هم بدون آن‌كه آسيبي به حكومت‌هاي استبدادي عرب برسد، مركزي براي تقويت و جذب مقاومت اسلامي ايجاد شود و بدين شكل، جريان جعلي بيداري اسلامي با حمايت دولت‌هاي عربي و آمريكا در رقابت با جريان بيداري اسلامي برخاسته از ايران شكل گرفت كه شبكه «القاعده»، مركز ثقل آن به شمار مي‌رفت.

            با پايان يافتن جنگ تحميلي و خروج ارتش سرخ از افغانستان، آرامش به منطقه بازمي‌گشت، اما اين شرايط قادر به ارضاي جريان سلفي ـ وهابي نبود. مناطقي چون آسياي ميانه و جمهوري چچن نيز توانايي جذب و هضم اين جريان را كه در سراسر جهان اسلام گسترده شده بود، نداشت و از سوي ديگر، فرصتي نظير حج خونين هم براي درگير كردن حركت سلفي ـ وهابي با شيعيان به دست نمي‌آمد؛ بنابراين، تنها راه براي ادامه مهار اين آتش خزنده، كشاندن آنان به سمت نهادگرايي دولت‌سازي بود و به اين شكل، از اوايل دهه 90، حركت جريان سلفي ـ وهابي براي دولت‌سازي در افغانستان تحت عنوان جديد «طالبان» شكل گرفت.

            تشكيل دولت طالبان در سال 1997، افغانستان و پاكستان را به مركز ثقل جريان سلفي ـ وهابي در جهان اسلام تبديل كرد و دشمن اول اين جريان نيز طبيعتا شيعيان به شمار مي‌رفتند و به اين شكل، در سراسر دهه 90، سالانه هزاران تن از شيعيان به دست عوامل سلفي ـ وهابي در افغانستان و پاكستان قتل‌عام شدند.

            مديريت دوگانه دولت‌هاي عربي و سرويس‌هاي اطلاعاتي غرب به خوبي در طول اين دوره، قادر به كنترل و هدايت قانوني اقدامات جريان سلفي ـ‌ وهابي از حوزه منافع غرب، به ويژه اسرائيل به حوزه تشيع شدند و بر همين اساس در طول دهه 90 كه آغاز آن كنفرانس اسلامي و پايان آن، توافق عرفات با اسرائيل بود، كمترين تنش‌ها در فلسطين و بخش سني جهان اسلام عليه اسرائيل مشاهده شد و حزب‌الله به عنوان يك جريان شيعي در دو جنگ هفت و شانزده روزه در سال‌هاي 1993 و 1996 عليه اسرائيل تنها ماند، اما اين روند پاياني در جريان سلفي ـ وهابي به نظر نمي‌رسد، به همين دليل، پس از پيروزي حزب‌الله در سال 2000، آزادسازي جنوب لبنان، نتايج جريان بيداري اسلامي حول حزب‌الله و انقلاب اسلامي خود را بازسازي مجدد مي‌كرد و انتخاب سيدحسن نصرالله به عنوان مرد سال جهان عرب در سال 2000، نشان‌دهنده تغيير جغرافيايي مقاومت اسلامي به سوي اسرائيل بود. هم‌زمان شكل‌گيري گروه‌هاي موازي سلفي ـ وهابي در جنوب شرق آسيا، شبكه «القاعده» را بيش از پيش تضعيف مي‌كرد؛ بنابراين، دور سوم جريان سلفي ـ وهابي پس از دور نخست آن كه عليه شوروي و دور دوم آن كه بر ضد شيعيان بود، در برابر آمريكا شكل گرفت.

            البته در اين فرصت در پي قضاوت درباره ميزان نقش سرويس‌هاي امنيتي غرب، به ويژه «موساد» در مديريت جريان سلفي ـ وهابي نيستند، اما قدر مسلم آن كه هر سه موج حركت‌هاي اين جريان، دستاوردهاي جدي براي اسرائيل داشته‌اند، بدون آن‌كه تا امروز جريان سلفي ـ وهابي هيچ حركت مؤثري عليه تل‌آويو انجام دهد.


            حادثه 11 سپتامبر و در پي آن حمله آمريكا به افغانستان جريان سلفي ـ وهابي را كاملا رو در روي آمريكا قرار داد و افغانستان و عراق را به محل درگيري اين دو جبهه تبديل كرد.
            اما درگيري با آمريكا، باعث فروكش كردن عمق كينه‌توزي جريان سلفي ـ وهابي نسبت به شيعيان نشد و اين جريان در حركت‌هاي تروريستي عليه اماكن مقدس شيعيان، انفجار مرقد امام رضا(ع) در سال 1373 را با انفجار كربلا در عاشوراي 1382 و انفجار سامرا در سال 1384 ادامه داد و البته قتل‌عام شيعيان نيز به صورت بي‌سابقه‌اي تشديد شد.

            اما همه اين حركت‌ها موجب احياي موقعيت از دست رفته جريان سلفي ـ وهابي در موج بيداري اسلامي نشد موفقيت و پيشرفت روزافزون حزب‌الله در لبنان و پيروزي حماس كه جريان نزديك‌ جريان فلسطيني به شيعيان به شمار مي‌رفت، باعث شد تا اقدامات شبكه سلفي ـ وهابي در عراق، پاكستان، افغانستان و حتي اروپا با استقبال چنداني از سوي جهان اسلام روبه‌رو نشود.

            بنابراين، به نظر مي‌رسد موج بيداري برخاسته از انقلاب اسلامي و جريان بيداري سلفي ـ وهابي هر يك پس از يك دوره موفقيت، رقابتي سرنوشت‌ساز را آغاز كرده‌اند.

            بيداري اسلامي برخاسته از انقلاب اسلامي كه پس از درخشش دهه نخست انقلاب در ايران در دهه دوم با تغيير رويكرد انقلابي در تهران به قدرت رسيدن رفرم‌گرايان تحت‌الشعاع جريان سلفي ـ وهابي قرار گرفته بود، با درخشش حزب‌الله در سال‌هاي اخير، وارد نبردي سرنوشت‌ساز با اسرائيل شده است و جريان سلفي نيز همچنان به حركت‌هاي پراكنده و كور خود عليه شيعيان و آمريكا در عراق و پاكستان ادامه مي‌دهد. اگر حزب‌الله در اين رويارويي سرنوشت‌ساز به پيروزي برسد، جريان سلفي ـ وهابي با زوال ترديدناپذير روبه‌رو خواهد بود و از اين پس، موج مهارنشدني بيداري اسلامي، با هدايت انقلاب اسلامي همه جهان اسلام حتي مراكز اصلي اهل سنت را در بر خواهد گرفت و علماي اهل سنت نيز با اين جريان همراه خواهند شد.

            بنابراين شايد بتوان گفت كه عمق كينه و دشمني جريان سلفي ـ وهابي با حزب‌الله، كمتر از اسرائيل نيست و اين جريان جعلي، پيروزي حزب‌الله در برابر اسرائيل را پايان حيات خود تلقي مي‌كند.

            در اين راستا مي‌توان علت خشم و مقابله بسياري از دولت‌هاي عربي و علماي درباري سلفي ـ وهابي را با حزب‌الله كه در پوشش بي‌تفاوتي نسبت به حمله اسرائيل به لبنان و فلسطين تبلور يافته است، دريافت. اما اين دولت‌ها غافل از آن هستند كه واكنش‌هاي امروز آنان در برابر جريان بيداري اسلامي، سقوط فرداي اين رژيم‌هاي پوشالي را در برابر حركت ويرانگر بيداري اسلامي تسريع خواهد كرد.

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #81
              بن‌بست با ايران، علت تهاجم به لبنان

              ايالات متحده آمريكا دهه اول قرن را در يك نگاه راهبردي با هدف شكل دادن خاورميانه جديد آغاز كرده است. اين برنامه استراتژيك در ادامه استراتژي دولت آمريكا پس از پايان جنگ سرد و فرو پاشي اتحاد جماهير شوروي سابق قابل تعريف است. اين استراتژي در يك مبنا در آزمون واقعيت‌هاي بيروني دچار چالش جدي بوده است. زيربناي سياست جهاني دولت آمريكا در اين يك و نيم دهه، بدليل توهم جهان تك قطبي، با واقعيتهاي عيني سازگاري ندارد. دولت آمريكا با اين منطق سعي دارد، اتحاديه اروپا و به گماني جهان را با خود همسو ساخته و به اجراي سياستهاي جهاني و منطقه خاورميانه‌اي خود بپردازد. اشغال افغانستان، عراق، ادعاي ساختن جغرافياي جديد سياسي براي كل خاورميانه، جنگ امروز در لبنان و فلسطين، زائيده اين توهم آمريكايي است.

              آمريكا با سعي در جلب همراهي اتحاديه اروپا، و حتي روسيه و چين گمان مي‌كند، روياي خاورميانه‌اي خود را مي‌تواند به منصه ظهور برساند. آمريكايي‌ها مسئول بن بست در فرايند تعامل ايران با گروه «1+5» براي بررسي بسته‌هاي پيشنهادي و گشايش راه حل صلح جويانه و عادلانه پرونده هسته‌اي ايران است. نگراني آمريكايي‌ها بابت از دست دادن زماني كه گمان مي‌كنند پيش از افول تمدن غرب، بايد كارهايي را انجام دهند، باعث شده است، تا آنها هر روز در گوشه‌اي از جهان فاجعه‌اي انساني را ببار آورند: روزي ارتكاب كثيف‌ترين عمل ضد بشري همانند بمباران منازل مسكوني و كشتار خانوادگي در افغانستان و عراق، فجايع زندان ابوغريب، روزي ديگر، اجراي طرح توهمي اجماع بين الملل برسر پرونده هسته‌اي ايران و اكنون، روياي تحقق خاورميانه جديد از سرزمين لبنان و فلسطين.

              آمريكايي‌ها با ناديده گرفتن حق آزادي هزاران فلسطيني و لبناني كه به جرم دفاع از سرزمين مادري خويش، در زندانهاي رژيم اشغالگر، زنداني‌اند، و به بهانه آزادي يك اسير در دست دولت حماس و دو اسير در اختيار نيروهاي حزب‌الله، مجوز تهاجم و به آتش كشيدن منطقه را با نقض همه قوانين بين‌المللي از حمله به درمانگاه، كشتار غيرنظاميان، تخريب زيرساختماني اقتصادي و محاصره غذايي در لبنان و فلسطين را صادر كرده است.

              واقعيت اين است كه دولت اشغالگر صهيونيست، ماهيت آشكار و نقاب برداشته تمدن ليبرال دموكراسي است. آنچه آمريكايي‌ها و اروپايي‌ها در تنگناي عميق و چالشهاي سخت از خود به نمايش در مي‌آورند، رژيم اشغالگر، بصورت رفتاري روزمره و دائمي از خود نشان مي‌دهد. رفتار موردي آمريكا در زندان گوانتانامو و ابوغريب و تخريب منازل روستائيان افغانستان و عراق، يعني رفتار هر روز رژيم اشغالگر و اين يعني، ماهيت اصلي ليبرال دموكراسي غرب.

              آمريكايي‌ها با اجازه آتش بازي به چنين رژيمي، قصد شكل دادن خاورميانه جديد را دارند، و نيك بايد بدانند، همه مردم خاورميانه و حتي به ظاهر رژيمهاي همدل آنها، مي‌دانند كه شكل دادن خاورميانه جديد پازل‌هاي متصل به هم است كه فرجامش تحقق روياي آمريكايي‌ها در دستيابي به منابع غني خاورميانه از جمله نفت و گاز ارزان و موقعيت راهبردي آن است. آمريكايي‌ها بايد بدانند كه كمتر شهروندي در خاورميانه و حتي در سراسر جهان هست كه نداند، از پيگيري پرونده قتل رفيق حريري با جانبداري خاص، تا صدور قطعنامه در سازمان ملل براي خلع سلاح لبنان، سعي در ايجاد بحران در نظام سياسي دولت سوريه، تا اعطاي چراغ سبز در تخريب حرمين عسكريين در سامرا و حمله به نجف اشرف براي تصرف آن توسط سربازان اشغالگر، حمايت پنهان از «پ.ك.ك» در تركيه، ايجاد محيط امن براي تروريست‌هاي ايراني در فرانسه و بعضي ديگر از كشورهاي اروپايي، همه و همه در راستاي شكل دادن روياي خاورميانه‌اي آنهاست. آنها در طي سي و نيم سال گذشته، هربار كه در پيگيري پرونده هسته‌اي ايران دچار چالش مي‌شوند، آتشي را در جايي ديگر از خاورميانه كليد مي‌زنند.

              ايجاد بن بست در پيگيري پرونده هسته‌اي در جابجايي از شوراي حكام به شوراي امنيت و گروه (1+5) و چرخش بي حاصل پرونده در اين مراجع و نگراني از دست دادن زمان، اكنون آنها را به آتش بازي در لبنان و فلسطين سرگرم كرده است؛ چون نيك مي‌دانند اجراي قطع نامه احتمالي شورا درباره پرونده هسته‌اي ايران، ممكن است به سرنوست چند قطعنامه اجرا نشده رژيم اسرائيل در طي چند دهه گره بخورد.

              آنها در لبنان براي اولين بار واقعيت قدرتمند جديدي را در مقايسه با‌ آتش بازي شش دهه گذشته، آزمون كرده اند. آنها هر بار كه اراده كرده‌اند ، لبنان را به اشغال درآورده اند و ظرف چند روز جنگ، چندين دولت عربي را به زانو درآورند، و اكنون كم كم به اين واقعيت پي مي‌برند كه موازنه قدرت در منطقه بهم خورده است. يك گروه شبه نظامي در مقايسه با جنگ شانزده روزه ده سال قبل، مقاومتهاي سرسختانه تري از خود نشان مي‌دهد. آنها متأسفانه به جاي وارسي موقعيت و كشف واقعيت در محيط مجازي و تحليلي، در حال درك واقعيت در محيط عيني آتش بازي هستند. لبناني و فلسطيني شش دهه از دست دادن عزيز و جوان و كودك را تجربه كرده است و كنار آمدن با اين داغ را آزموده. ولي اين اولين بار است كه نظاميان اشغالگر با دغدغه فروپاشي خانه‌هايشان در ميدان رزم به اشغالگري مبادرت مي‌ورزند. تداوم تنش نظامي اين احتمال را در بر دارد، تا براي شكل گيري توازن واقعي در روزهاي آتي شاهد قدرت نمايي جدي تر حزب اله در گسترش دامنه آتش در سراسر فلسطين اشغالي باشيم.

              آمريكايي‌ها در ازاي هر پازلي كه در ميدان خاورميانه جابجا مي‌كنند، سعي در دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده دارند و در منتهي اگر، به بن‌بست برسند، بسته‌اي چند وجهي را پيشنهاد مي‌كنند. ديروز بسته پيشنهادي گروه «1+5» براي پرونده هسته‌اي ايران، و در ظرف روزهاي آتي بسته‌اي چند وجهي براي مهار آتش در خاورميانه، كه خود برافروخته‌اند. و در غالب اين مواقع اگر رضايت آمريكا حاصل نشود، بسته‌اي بسته نمي‌شود. و متأسفانه رضايت آمريكايي‌ها در گرو تحقق روياي خاورميانه بزرگ با تعريف آمريكايي آن است. در اين راستا، توجه به نكات ذيل با اهميت است.

              1ـ اجراي قطعنامه‌هاي سازمان ملل درباره مسايل فلسطين و لبنان و ضرورت اينكه اين قطعنامه‌ها بايد از ابتدا به انتها به مرحله اجرا درآيد؛ نه از انتها به ابتدا. قطعنامه‌هاي معطل مانده و اجرا نشده توسط رژيم اشغالگر در اولويت اجرايي هستند تا آخرين قطعنامه درباره خلع سلاح شبه نظاميان در لبنان. در غير اين صورت، حزب اله قدرتمند است و خلع سلاح آن محال به نظر مي‌رسد.

              2ـ سقف مطالبات آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها از طرح صلح منطقه، حداكثر مي‌تواند به برگزاري رفراندم در سرزمين اصلي فلسطين با مشاركت تمامي ساكنين واقعي آن از جمله فلسطيني‌هاي مهاجر، منتهي شود. و گرنه تأكيد بي مبنا به تحقق روياها، مي‌تواند به تشديد مهاجرت معكوس و برگشت صهيونيستي‌ها به سرزمين قبلي خود، و فروپاشي تمام عيار رژيم اشغالگر منتهي شود.

              3ـ سرسختي آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها درحمايت از رژيم اشغالگر كه همانا نمايش تصوير حقيقي تمدن ليبرال دموكراسي غرب، با مشاهدة تصاوير نقض همه جانبه‌ي حقوق بشر توسط اين رژيم، در عصر انفجار اطلاعات توسط جهانيان به برملاء شدن ماهيت تمدن غرب و تشديد افول تمدن ليبرال دموكراسي منجر شود. بطور مثال آنچه جهانيان امروز مشاهده مي‌كنند، ميزان پاي بندي تمدن غرب در برابر منطق ليبرال دموكراسي منجر به انتخاب دولت جديد فلسطين، يعني دولت حماس است.

              4ـ تمكين در برابر توازن جديد: دليل اصلي عدم تحقق صلح در خاورميانه فقدان حداقل توازن قابل قبول براي شكل دهي نظام جديد منطقه‌اي در طي دو دهه تلاش نافرجام فرايند صلح مي‌باشد. آنچه امروز در جريان است، به توازن جديد منجر شده است، اگر به واقعيت آزمون شده، مرور مجازي واقعيت‌هاي آزمون نشده را بيفزاييم آنگاه مي‌تواند مقدمه‌اي براي صلح واقعي خاورميانه‌اي باشد؛ در غير اين صورت آمريكايي‌ها و انگليسيها ناگزيرند، ساير واقعيت‌ها را نيز بطور عملي و نه مجازي، آزمون كنند. گسترش آتش جنگ به سراسر فلسطين اشغالي، يكي از اين احتمالات است كه درك مجازي آن براي منطقه، كم خسارت تر است؛ و گرنه مردم لبنان و فلسطين طعم تلخ جنگ فراگير را طي شش سال چشيده‌اند. و آنرا بطور عملي آزمون كرده اند. و اين بار ساكنين سرزمين اشغالي هستند كه بايد آنرا بطور كامل آزمون نمايند.

              5ـ نابسته كردن بسته‌هاي پيشنهادي در سرزمين‌هاي مختلف خاورميانه، اگر براي آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها، منافعي دارد، امري رويايي است و با واقعيتهاي بيروني انطباق ندارد. همبستگي بسته‌ها از جمله براي لبنان، عراق، افغانستان، فلسطين و سرانجام براي پرونده هسته‌اي ايران، امري انكارنشدني است. در واقعيت بيرون براي همه مردم خاورميانه، چند بسته مرتبط به هم (multipakage) وجود دارد و براي آمريكايي‌ها و انگليسيها نيز چند بسته مرتبط به هم امّا رويايي.

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #82

                پيروزي‌هاي تازه اسرائيل،‌ ماندگار مي‌شود؟

                عمليات نظامي حزب‌الله لبنان و به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائيلي در مناطق اشغالي جنوب اين کشور، پيامدهاي عجيبي به همراه داشته است. طرح استقرار نيروهاي بين‌المللي که در حقيقت همان نيروهاي «ناتو» خواهد بود، يکي از بازتاب‌هاي مهم و قابل بررسي اين عمليات است و به نظر مي‌رسد، اسرائيل با حمايت از اين طرح، در صدد است تا با همراهي آمريکا، امکان برخورد بيشتر نيروهاي اروپايي با حزب‌الله لبنان و سوريه را در منطقه، طراحي کند. از نظر اسرائيلي‌ها و آمريکايي‌ها، نيروهاي پاسدار صلح در جنوب لبنان، فاقد هرگونه بازدارندگي در برابر حملات حزب‌الله هستند، از همين رو، در صددند، با استقرار نيروهاي ناتو، عملا نيرويي استقرار يابد که از پتانسيل لازم براي برخورد با حزب‌الله و سوريه برخوردار باشد. همين امر است که موجب مي‌شود تا زنگ خطر در گوش کشورهاي منطقه و به ويژه سوريه و ايران به صدا درآيد؛ چه آن‌که استقرار اين نيروها، عملا به منزله ايجاد پايگاهي جديد براي ناتو در منطقه خاورميانه است تا ضمن حفظ امنيت اسرائيل، از قدرت تهاجمي جديد عليه اهداف فرضي در خاورميانه برخوردار باشد.

                شعاع گسترده سياسي عمليات حزب‌الله لبنان در جنوب و توانايي اين حزب در پاسخگويي و بازدارندگي در برابر ارتش اسرائيل، آمريکا را به چالشي بزرگ فراخوانده است و اکنون سياست خارجي آمريکا، حامل طرحي با نام خاورميانه است که در آن، از حزب‌الله لبنان و آرمانگرايي کشورهايي چون ايران يا مداخله کشورهايي چون سوريه به زعم آمريکايي‌ها، اثري نيست.

                هم زمان با اين طرح، اسرائيل خود را براي عملياتي گسترده و پر حجم، اما محدود در بخشي از مناطق جنوبي لبنان، آماده مي‌کند که موفقيت ارتش اسرائيل در اين عمليات و استقرار نيروهاي زميني ارتش اسرائيل در اين بخش از لبنان، نه تنها حضور اسرائيل را در بخش وسيع‌تري از خاک لبنان سبب مي‌شود، که مرزهاي زميني با سوريه را در مناطق غربي اين کشور افزايش داده و بالطبع، امکان اجراي طرح فرضي «زهر چشم گرفتن از دولت سوريه» را افزايش مي‌دهد.

                طرح آمريکا از همان روز تولد بر لبان خانم رايس، يک وجه مشترک با طرح‌هاي اسرائيل دارد و از همه جالب‌تر اين که وقتي شيمون پرز، رييس حزب کارگر اسرائيل، قرار داد «اسلو» را با سازمان آزادي‌بخش فلسطين امضا كرد، از طرح جديد خود در خاورميانه ياد کرد که اتفاقا آن را «خاورميانه جديد» ناميده بود که بعدها در کتابي به همين نام از سوي شيمون پرز به چاپ رسيد. اما طرح آن روز پرز با پيروزي حزب‌الله لبنان و عقب‌نشيني ارتش اسرائيل از جنوب لبنان در سال 2000 ميلادي در نطفه خفه شد و همه عوامل قوام و قدرت اين طرح همچون کف‌هاي روي آب به سرعت از صحنه خاورميانه محو شدند. هنوز هم معلوم نيست، در حالي که جنگي نابرابر و خانمان‌سوز از سوي اسرائيل به ملت و دولت لبنان تحميل شده است و در حالي که طرح‌هاي جديد هرگز در وسع و طاقت کشورهاي خاورميانه حتي براي مطالعه نيست، سياست خارجي آمريکا چرا سخن از خاورميانه جديد به ميان مي‌آورد؟ اصولا چرا در حالي که آمريکا تا ديروز از درخواست آتش‌بس در لبنان و وادار ساختن اسرائيل به توقف حملاتش به لبنان خودداري كرد، از طرحي سخن مي‌گويند که شش سال پيش، عملا در منطقه مرد و از ميان رفت، اما با آن که به نظر مي‌رسد اين طرح، طرحي ناشناخته است، اما از زبان خانم رايس، مي‌توان دريافت که اصول بارز آن کدام است. آنچنان که او تفسير و تعبير مي‌کند، اصول قطعي آن نبود نظام‌هاي ايران و سوريه و منهدم شدن حزب‌الله لبنان در اين طرح است.

                اکنون به نظر مي‌رسد، همگام با مانور سياسي گسترده آمريکايي‌ها در خارميانه و در سطح بين الملل، اسرائيلي‌ها نيز سياست‌هاي نظامي جديدي را در پيش گرفته‌اند و در همين چهارچوب، بايد به طرح حمله زميني ارتش اسرائيل به جنوب لبنان نگريست:

                1ـ ارتش اسرائيل با برنامه از پيش طراحي شده و با بمباران مداوم روستاها و شهرهاي جنوب، اهالي اين مناطق را وادار به مهاجرتي اجباري کرد.
                2 ـ پل‌هاي ارتباطي اين مناطق با مرکز، بيروت و شمال لبنان را نابود کرد.

                3 ـ همه مراکز احتمالي استقرار نيروهاي مقاومت اسلامي را با انواع بمب‌هاي هوشمند هدف قرار دادند.
                4 ـ ارتش اسرائيل مراکز خبري تلويزيوني مربوط به شبکه‌هاي تلويزيوني لبناني و اقليمي را با هدف قطع ارسال خبر از جنوب، مورد هدف قرار داد.

                5 ـ هواپيماهاي اسرائيلي، مراکز تلفن همراه را در لبنان مورد هجوم قرار دادند تا امکانات ارتباطي از جنوب با بيروت و ديگر نقاط دنيا را به حداقل ممکن برسانند.

                6 ـ ارتش اسرائيل، پنج هزار نفر از نيروهاي احتياطي خود را به ارتش فراخواند و نيروهاي زميني و زرهي خود را در مرز با لبنان مستقر کرد.
                7 ـ ارتش اسرائيل بارها با ورود مقطعي به برخي از روستاهاي لبناني، تلاش كرد تا ميزان بازدارندگي نيروهاي حزب‌الله لبنان را تست کند.

                و سرانجام اين که اکنون ارتش اسرائيل با اين مقدمات، خود را آماده حمله به جنوب لبنان مي‌کند تا دست‌كم در عمق پنج تا ده کيلومتري لبنان مستقر شود و قدرت موشکي حزب‌الله را از شمال اسرائيل دور کند. از سويي ديگر، دولت اسرائيل در پناه طرح‌هاي نظامي ارتش خود، در نظر دارد تا زمينه اجراي قطعنامه 1559 شوراي امنيت را که خواستار خلع سلاح حزب‌الله و استقرار ارتش لبنان در جنوب است، فراهم کند؛ اين چيزي است که دستگاه سياست خارجي آمريکا بسيار اميدوار است که در منطقه لبنان و به عنوان گام نخست «خاورميانه جديد» شکل بگيرد، اما اين اقدام اسرائيل به سادگي آنچه آنها روي ميز گذاشته و آمريکايي‌ها خوانده‌اند، اجرا شدني نيست:

                1ـ استقرار ارتش اسرائيل در لبنان تازه آغاز کار عمليات‌هاي پارتيزاني حزب‌الله در جنوب اين کشور است که از قضا بسيار در اين امر متبحرند.
                2ـ استقرار ارتش اسرائيل هرگز نخواهد توانست، تمامي قدرت بازدارندگي حزب‌الله را در پرتاب کاتيوشا و موشک هاي ميانبرد و يا دوربرد، سلب کند. توان موشکي حزب‌الله لبنان بر توان متحرک استوار است، از همين رو تا کنون ارتش اسرائيل از زدن اين مراکز عاجز مانده است. با نفوذ ارتش اسرائيل به جنوب، حزب‌الله لبنان امکانات موشکي و کاتيوشاي خود را نيز عقب خواهد کشيد؛ بنابراين، شهرها و روستاهاي شمالي اسرائيل، همچنان زير آتش حزب‌الله باقي خواهد ماند.

                3 ـ استقرار ارتش اسرائيل درجنوب لبنان، عملا باعث از بين رفتن مباني قطعنامه 1559 شوراي امنيت سازمان ملل مي‌شود و ديگر نه آمريکا و نه هيچ کشور ديگري، نمي‌تواند مانع عمليات حزب‌الله در خاک لبنان و عليه ارتش اسرائيل شود. علاوه بر آن، اين اقدام اسرائيل، توان حاکميت ملي دولت لبنان را سست و قدرت حزب‌الله لبنان در لايه‌هاي داخلي جامعه لبنان (مسيحي و مسلمان) را افزايش مي‌دهد. با استقرار ارتش اسرائيل در جنوب، ولو در بخش ناچيزي از آن، دولت لبنان ديگر نمي‌تواند اجراي 1559 را در سرلوحه کار خويش قرار دهد.

                4 ـ اشغال جنوب لبنان توسط ارتش اسرائيل، بار ديگر گروه‌هاي فلسطيني مستقر در اردوگاه‌هاي جنوب لبنان را وارد کارزار خواهد کرد و آنان عملا به کمک نيروهاي مقاومت اسلامي لبنان خواهند شتافت. از سويي ديگر، سازمان امل لبنان به رياست نبيه بري که چندي پيش، رسما همپيماني‌اش را با حزب‌الله اعلام کرد، نيز به صف عمليات‌هاي نظامي عليه اسرائيل خواهد پيوست و معني همگي اين انعکاس‌ها بازگشت قدرتمندانه سوريه به حوزه درگيري‌هاي نظامي با اسرائيل در خاک لبنان است که هرگز در اين منطقه خاموش نخواهد شد.

                5 ـ ارتش اسرائيل هرگز نمي‌تواند در درازمدت در اين منطقه استقرار يابد؛ از يک سو، تاب تحمل حملات نظامي حزب‌الله را ندارد و از سوي ديگر، نمي تواند با فشار افکار عمومي داخلي‌اش رويارويي کند که خواستار نتيجه سريع و نيز پايان دادن به عمليات نظامي هستند. اکنون نيمي از جمعيت مردم شمال اسرائيل به مرکز و جنوب انتقال يافته و از کانون زندگي خود دور شده‌اند، از سوي ديگر، فشار جنگ رواني «زير آتش گرفتن حيفا و امکان انتقال آن به شهر هاي دورتر»، دولت صهيونيستي را به شدت در برابر افکار عمومي خود قرار داده و از همين رو، آنان خواستار تسريع در نتيجه عمليات زميني در جنوب لبنان خواهند بود؛ امري که هرگز سريع ميسر نخواهد شد و مي‌تواند، به عقب نشيني يا سقوط دولت ائتلافي اولمرت منجر شود.

                6 ـ حملات زميني اسرائيل به جنوب لبنان و اشغال آن، عملا مي‌تواند به ورود سوريه به جنگ جاري منجر شود. آنچه از زبان سياستمداران اسرائيل و آمريکا شنيده مي‌شود، همه و همه، دال بر توسعه جنگ و برخورد نظامي با سوريه و احتمالا ايران است و اگر رويدادها همين گونه که آمريکايي‌ها تفسير مي‌کنند، پيش رود، همان بهتر که سوريه با گشودن جبهه‌اي جديد در جولان و يا جنوب لبنان، پيش از کامل شدن مهره‌هاي «شطرنج آمريکايي» آن را بر هم زند و به رسالت تاريخي خود در جهان عرب عمل کند. چنين تحولي عملا راه را براي ورود کشورهاي اسلامي ـ عربي هموار مي‌سازد. اسرائيل بايد به اين يقين برسد که تهديد کشورهاي اسلامي در منطقه، تهديد جدي است که از قابليت بالاي اجرايي شدن برخوردار است و در زماني مناسب بايد، بهاي تجاوزگري، کشتار و نسل‌کشي‌اش در منطقه را بپردازد.

                ورود احتمالي سوريه به جنگ با اسرائيل، مناسبات داخلي کشورهايي همچون مصر، اردن را نيز بر هم خواهد زد و عملا افکار عمومي اين دو کشور با سرعت بالايي، خواستار پيوستن ارتش اين کشورها به جنگ خواهند شد که واكنش نشان ندادن مناسب اين حکومت‌ها، باعث بروز واکنش‌هايي کنترل‌ناشدني در داخل خواهد شد.

                امروز حزب‌الله لبنان و ارتش اسرائيل، هر دو با تجربه‌اي گسترده به ويژه از دوران اشغال لبنان، در برابر هم قرار گرفته‌اند و بعيد به نظر مي‌رسد، برگ‌هاي برنده هر يک زودتر از موعد رو شود. اسرائيل اکنون از فشار سياسي و نيز توان رسانه‌اي آمريکا براي به کرسي نشاندن طرح‌هايش، استفاده مي‌کند؛ همان‌گونه که آمريکا از توان نظامي اسرائيل براي طرح‌هاي سياسي‌اش بهره مي‌برد. اما آنچه در اين ميان قابل توجه است، نداشتن شناخت دقيق اسرائيل و دستگاه اطلاعاتي آن از توان واقعي حزب‌الله لبنان است که منشا قدرت حزب‌الله در روياروي کنوني‌اش با اسرائيل شده است.
                بدون شک، حزب‌الله لبنان به رغم ادعاهاي دايمي اسرائيل، مبني بر کاهش قواي نظامي اين حزب، مي‌تواند با اقدامات ناگهاني و با تکيه بر توان نظامي ناشناخته‌اش، همچنان معادلات مکتوب و روي ميز اسرائيلي‌ها و آمريکايي‌ها را در لبنان و خاورميانه بر هم زند.

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #83

                  پايان قريب‌الوقوع حمله اسرائيل به لبنان

                  به نظر مي‌رسد، روزهاي آخر جنگ اسرائيل عليه مردم لبنان نزديک مي‌شود و اسرائيل، ناچار است به عمليات جنگي خود در روزهاي آينده پايان دهد، زيرا:
                  الف ـ اسرائيل از مدت‌ها پيش، حدود دوهزار هدف را براي انهدام حزب‌الله و از بين بردن زيرساخت‌هاي لبنان از قبيل پلها، نيروگاه‌‌ها، مراکز توزيع سوخت، پالايشگاه‌ها و سيستم تدارکاتي حزب‌الله و نيز محل استقرار نيروها و موشک‌هاي حزب‌الله، شناسايي کرده بود که در جنگ كنوني با بيش از چهارهزار بار حمله هوايي و بمباران شديد اين اهداف، دست‌كم هر هدف را دو بار، مورد تهاجم با بمب‌هاي بيش از يک تُني قرار داده و الان ديگر هدفي نيست که اسرائيل بخواهد به آن حمله كند؛ به عبارتي، آنچه مي‌خواسته، تخريب و منهدم کرده است.

                  ب ـ اسرائيل با تهاجم گسترده هوايي، دريايي و زميني نتوانست، مراکز پرتاب موشک‌هاي حزب‌الله را شناسايي و آنها را منهدم كند، به گونه‌اي که پس از گذشت چهارده روز از آغاز جنگ، هنوز موشک‌هاي حزب‌الله با تعداد بيشتر به هدف‌هاي مورد نظر در شمال اسرائيل پرتاب و با ناتواني ارتش اسرائيل از مقابله با آنها، معضل عظيمي براي حاکمان اين رژيم پديد آورده و هر آن، ممکن است، حتي شهرها و مراکز بين حيفا تا تل‌آويو نيز مورد اصابت قرار گيرند.

                  اسرائيل مي‌داند که حزب‌الله، امکان زير آتش قرار دادن تل‌آويو را دارد که بنا به ملاحظاتي، هنوز دست به اقدام عليه آن نزده است. گفتني است، در اين دو هفته، ارتش اسرائيل منطقه جنوب لبنان، از مرز تا رودخانه «ليطاني» را علاوه بر بمباران هوايي با توپخانه «155 م م» نيز که بسيار دقيق است، به طور مرتب زير آتش پر حجم خود قرار داده، به گونه‌اي که تاکنون، بيش از 250 هزار گلوله توپ بر سر سنگرها و استحکامات حزب‌الله در اين منطقه فرو ريخته است تا همه مراکز پرتاب راکت و موشک حزب‌الله را منهدم كند، ولي خود رژيم صهيونيستي هم مي‌داند که تاکنون با حجم انبوه آتش خود، نتوانسته است، حتي کمتر از پنج درصد از توان تسليحاتي حزب‌الله را منهدم كند.
                  ج ـ بر اثر بي‌خانمان شدن بيش از پانصد هزار نفر از مردم لبنان و نبودن امکان کمک‌رساني مناسب به آنها، جو بين‌المللي شديدي عليه اسرائيل به وجود آمده است و افکار عمومي جهان به شدت عليه آن رژيم و نيز پشتيبان اصلي آن آمريکا، بسيج شده است.

                  رژيم صهيونيستي، قدرت تحمل چنين فشاري را از سوي افکار عمومي ندارد. هم‌اكنون زمزمه‌هاي مخالفت با جنگ، حتي در داخل اسرائيل هم برپا شده است و تاکنون چند گروه کوچک از يهوديان، عليه دولت اسرائيل در داخل شهرهاي تل‌آويو و حيفا دست به تظاهرات زده‌اند.

                  د ـ هم‌اکنون جوّ شديدي عليه حکام دولت‌هاي عرب، به ويژه رؤساي کشورهاي عربستان، مصر و اردن در افکار عمومي جهانيان به وجود آمده و مردم عرب، اين رژيم‌ها را به طرفداري از اسرائيل و آمريکا و نيز بي‌عرضگي سياسي و نظامي متهم مي‌کنند. پس از ملاقات وزير خارجه عربستان با رئيس‌جمهور آمريکا و توافق براي تشديد فشار عليه حزب‌الله، وزير خارجه آمريکا، وارد منطقه شده و براي چگونگي پايان دادن به جنگ به نفع اسرائيل، به گفت‌وگو با مقامات لبنان و اسرائيل پرداخت. البته با اين‌که آمريکا، بارها از نقش ايران و سوريه در قدرتمند شدن حزب‌الله سخن گفته، ولي به نظر مي‌رسد، آمريکا مي‌خواهد با وارد کردن برخي از حکام عرب وابسته به خود، از جمله پادشاه عربستان و رئيس‌جمهور مادام‌العمر مصر و شاه اردن در مذاکرات مربوط به آتش‌بس بين اسرائيل و حزب‌الله، از نقش ايران و سوريه در حمايت از مردم لبنان و آرمان فلسطين بکاهد و با تشکيل کنفرانسي در رُم، اهداف خود را که کاهش نقش حزب‌الله در قدرت دفاعي لبنان است، به مرحله اجرا بگذارد. به هر حال، اين جنگ در روزهاي آينده به پايان خواهد رسيد، ولي براي اين که دوباره کشور لبنان، شاهد چنين حوادثي نباشد و مردم آن با آرامش به زندگي خود ادامه دهند، بايد به چهارچوبي براي پايان جنگ دست يافت تا سال‌هاي طولاني مردم لبنان، نگران حمله ارتش اسرائيل به سرزمين خود نباشند، براي همين، طرح زير براي اين منظور پيشنهاد مي‌شود:

                  1 ـ اعلام آتش بس و قطع فوري جنگ.
                  2 ـ مبادله اسرا و آزادي زندانيان عرب دربند رژيم صهيونيستي.
                  3 ـ خروج اسرائيل از همه سرزمين‌هاي لبنان، از جمله مزارع شبعا و نيز عقب‌نشيني ارتش رژيم صهيونيستي به مرزهاي بين‌المللي.

                  4 ـ پرداخت خسارت جنگ به مردم لبنان و به وي‍ژه به خانواده‌هاي شهدا و مجروحان حملات اخير اسرائيل و نيز پرداخت خسارت به آوارگان و ديگر آسيب‌ديدگان.
                  5 ـ پرداخت خسارت‌هاي مربوط به انهدام تأسيسات و زيربناهاي لبنان، که بر اثر حملات اخير اسرائيل ويران شده‌اند و برنامه‌ريزي براي بازسازي آنها حداکثر ظرف يک سال.

                  6 ـ تضمين اسرائيل به لبنان مبني بر تجاوز نكردن به مرزهاي هوايي آن کشور و نفرستادن هواپيماهاي جاسوسي بدون سرنشين M.K و نيز استفاده نكردن از ديگر عناصر جاسوسي همچون شنودِ مکالمات، خريد جاسوسان و... و در يک کلام، تضمين امنيت لبنان از سوي اسرائيل.

                  7 ـ عدم حضور نيروهاي خارجي در مرزهاي لبنان و استفاده از ارتش لبنان براي مرزباني.
                  8 ـ دخالت نكردن آمريکا و اسرائيل براي تأثيرگذاري در ساخت سياسي لبنان و آزاد گذاشتن مردم در انتخاب خود.

                  9 ـ پذيرفتن حزب‌الله به عنوان بخشي از توان ملي قدرت دفاعي لبنان.
                  10 ـ دخالت نكردن کشور‌هاي عربي، از جمله عربستان، مصر و اردن در امور داخلي لبنان.

                  11 ـ تضمين اسرائيل مبني بر عدم حمله نظامي به لبنان در هيچ شرايطي.
                  12 ـ خروج ناوگان نظامي دريايي اسرائيل از آب‌هاي لبنان و کنترل نكردن رفت‌وآمد کشتيراني به بنادر لبنان.

                  13 ـ به رسميت شناختن دولت منتخب مردم در فلسطين و فشار نياوردن به مردم فلسطين.
                  14 ـ اجازه بازگشت آوارگان فلسطيني مقيم در لبنان به سرزمين اصلي خود در فلسطين.

                  توافق بر سر اين مسائل، مي‌تواند اين نقطه از جهان را به سوي آرامش و صلح هدايت کند، وگرنه هر آن بايد منتظر احتمال بروز حادثه جديدي بود.

                  Comment

                  • sysconfig
                    Member
                    • Dec 2005
                    • 106

                    #84
                    khodeto khafe kardi

                    Comment

                    • donsaeid
                      Senior Member
                      • Nov 2005
                      • 28300

                      #85
                      Originally posted by sysconfig
                      khodeto khafe kardi
                      Dorood

                      Etela resani khafegi nadare doste aziz.

                      Roze khobi dashti bashin
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment

                      • donsaeid
                        Senior Member
                        • Nov 2005
                        • 28300

                        #86
                        جنگ ششم از نگاه "اسرائيلي ها"



                        در نظر داشتم درباره علت هاي اصلي جنگي بنويسم كه اكنون در لبنان در جريان است و به جنگ ششم معروف شده است. اما منتظر ماندم تا اينكه تحولات مربوط به آن كامل شود و در مقابل اكنون مي خواهم بخش هايي از نگرش هايي را كه در "اسرائيل" درباره اين جنگ وجود دارد براي خوانندگان عزيز بنگارم.


                        در نظر داشتم درباره علت هاي اصلي جنگي بنويسم كه اكنون در لبنان در جريان است و به جنگ ششم معروف شده است. اما منتظر ماندم تا اينكه تحولات مربوط به آن كامل شود و در مقابل اكنون مي خواهم بخش هايي از نگرش هايي را كه در "اسرائيل" درباره اين جنگ وجود دارد براي خوانندگان عزيز بنگارم.

                        عكيفا الدار از نويسندگان روزنامه صهيونيستي هاآرتص در تاريخ 18/7/2006 ميلادي مصاحبه اي با سرلشكر "ادري ساگي" رئيس سابق بخش اطلاعات نظامي ارتش اشغالگر در سال هاي 1991 تا 1995 انجام داده است. ساگي مدتي نيز فرمانده ارتش اشغالگر در منطقه جنوب و مدتي نيز فرمانده نيروي زميني رژيم صهيونيستي بوده است. بنابراين او را مي توان يكي از برجسته ترين نظاميان رژيم صهيونيستي ناميد. "ساگي" در اين مصاحبه بر موضوع ناتواني قدرت (يعني قدرت نظامي از تحقق اهداف و برنامه هاي سياسي) تمركز كرد و گفت كه رژيم صهيونيستي تصور مي كند كه همه چيزهاي لازم براي نابودي حزب الله لبنان را در اختيار دارد و ملت اسرائيل توان تحمل اين جنگ را دارد. ساگي با رد همه اين ادعاها مي گويد: كسي كه مي گويد ما وقت بسياري داريم، هم به خودش و هم به شهروندان اسرائيلي دروغ مي گويد. اين چندمين باري است كه ما مي توانيم چنين وضعي را ادامه دهيم؟ ما بايد در اسرع وقت مذاكرات را آغاز كنيم، زيرا دير يا زود مجبور خواهيم شد اين كار را انجام دهيم. عمليات نيروي هوايي مهم است، اما براي نابودي زيرساخت هاي حزب الله كافي نيست و براي اين كار به عمليات زميني نياز است كه من به شدت با انجام آن مخالفم.

                        حزب الله شكيبايي بسياري دارد. آنها موفقيت هاي زيادي كسب كرده اند كه از آن جمله هدف قرار دادن حيفا و فلج كردن فعاليت يك پنجم ساكنان اسرائيل است. ساگي تاكيد مي كند كه عمليات "محاسبه ومجازات" (هنگامي كه اسرائيل در دهه هشتاد لبنان را مورد حمله قرار داد) وضعيت راهبردي اين جبهه را تغيير نداد، اما در مقابل مسأله تعامل با حزب الله را در طول سال هاي گذشته ريشه دارتر كرد. امروز هم تصميم گيران "اسرائيل" فكر مي كنند كه همه چيز را مي دانند، آنها در خيالات و اوهام زندگي و گمان مي كنند كه "اسرائيل" توان ادامه حملات را هر گونه كه بخواهد دارد و هيچ حادثه اي هم در جهان رخ نمي دهد."

                        سيور بلوتزكر هم با انتشار مقاله اي با نام "چقدر براي خروج از آنجا لحظه شماري كرديم" بر بيهوده و بي تاثير بودن عمليات نظامي "اسرائيل" تاكيد دارد. در اين مقاله كه در پايگاه اينترنتي روزنامه صهيونيستي يديوت آهارانوت منتشر شده، آمده است كه" ما فراموش كرده ايم در كجا زندگي مي كنيم، جنگ اخير جنگي موقتي است، پاياني نيست و پس از آن هم جنگي خواهد بود. اين جنگ بار ديگر در انتظار ماست. خيالات ديگر تمام شده است، گذشته بار ديگر باز گشته است وما زماني كه از خواب بيدار مي شويم خود را در يك فيلم جنگي قديمي خواهيم ديد. اين فيلم باز هم پخش مي شود. همه ما پايان فيلم را ديده است و مي داند چه خواهد شد. اما اين فيلم نيست، واقعيت است. كشته ها و زخمي ها و جنگي كه تمام نشده، بار ديگر اينجا آغاز شده است.

                        "در طول حيات دولت اسرائيل چند بار فرودگاه بيروت و فرودگاه الدهينيه را بمباران كرديم؟ زيرساخت هاي لبنان و غزه را هدف قرار داديم؟ صدها و بلكه هزاران بار. بارها و بارها هواپيماهاي ما از زمين برخاستند تا به حكومت لبنان درسي بدهند تا اين حكومت به مسئوليت خود عمل كند و بر جنوب لبنان مسلط شود و جنبش فتح را در دهه هفتاد و جنبش حزب الله را در دهه نود خلع سلاح كند. اما هيچ وقت اين كار را نكرد، نه در گذشته چنين كاري كرد و نه اكنون چنين كاري مي كند. بارها و بارها تانك هاي ما وارد نوار غزه شدند و به شيوه هاي مختلف آن را تكه تكه كردند تا ساكنان اين منطقه به خشم آيند و تروريست ها را از ميان خودشان برانند و مخفي گاه آنان را به آتش بكشند، اما آنها نه در گذشته و نه اكنون چنين كاري نكردند. بارها فرماندهان ما دستور انتقام هاي بزرگ و كوبنده را دادند، اقداماتي بي نظير انجام شد و زمين زير پاي آنها به لرزه درآمد و دشمن چهار دست و پا راه رفت و از ما خواست كه صلح مشروط ما و طبق خواست ما را بپذيرد. اما اين دشمن آن زمان هم چنين نكرد و الان هم چنين نمي كند، صلحي هم برقرار نشد. به رغم آنكه ما بارها به آن بسيار نزديك شده بوديم. دشمن دوباره دور شد و ويراني هاي بسيار به جا گذاشت و اميدها بر باد رفت و نااميدي آغاز شد. اما نااميدي اين بار بسيار بيشتر است.

                        ايتان هابر نيز در روزنامه صهيوونيستي يديويت آهارانوت (شماره روز 16/7/2006م) مي پرسد، سر آخر چه خواهد شد؟ مردم اسرائيل به خودشان و ديگران مي گويند، ما نوار غزه را چهل سال اشغال كرديم و در اين مدت در آنجا مانديم و زندگي كرديم. اما يك ذره از تنفر ساكنان آنجا نسبت به "اسرائيل" كم نشد و ما اصلا به صلح نزديك نشديم. پس از چهل سال تصميم گرفتيم از غزه خارج شويم. از آن خارج شديم. از خيابان ها و موشك ها و اردوگاه هاي آن. پشت سر آنها شهرهاي ساخت اسرائيل را ويران كرديم و به اعتماد هزاران شهروند خود به خودمان خيانت كرديم، ما به عنوان دولت چنين كاري كرديم. هيچ چيز تغيير نكرد و اندكي از تنفر فلسطيني ها نسبت به "اسرائيل" كاسته نشد، همچنان كه هيچ مقدار به صلح مورد نظر نزديك نشديم.

                        همين حرف ها درباره لبنان زده مي شود. ما آنجا بوديم، آنجا براي ما بسيار بد بود. پس از آن از آن خارج شديم و آن هم براي ما بسيار بد بود. اكنون و پس از شليك موشك هاي ويرانگر كاتيوشا، "اسرائيلي ها" از خود و اطرافيان خود مي پرسند: از ما چه مي خواهند و ما غير از آن چيزي كه الان انجام مي دهيم بايد چه كار كنيم؟"

                        مقاله "اسحاق لينور" در روزنامه هاآرتص (18/7/2006م) از همه تلخ تر است. اين مقاله با نام "فرماندهان ارتش ما را به سوي جنگي بيهوده مي برند و جز به فكر انتقام نيستند" منتشر شده است. در اين مقاله عنوان ديگري وجود دارد كه شايد مهم تر باشد. " آمريكا عراق را نابود كرد ولي در آن زندگي نمي كند، اما ما لبنان را نابود مي كنيم و خود نيز در آن خواهيم بود". در اين مقاله آمده است، " جنگ فعلي نمي تواند مشكلات اسرائيل را حل كند. اين جنگ به دست يك عده افسر سرخورده در لبنان سر گرفته است. آنها با لبنان تصفيه حساب نكرده اند. كتاب ها نوشته شد و اعتراض هاي زيادي صورت گرفت و كميته تحقيقي درباره يك كشتار تشكيل شد و وزير جنگ آن زمان در آن محكوم شد، اما بعدها به نخست وزيري رسيد. هنوز سايه مات او بر سر شخصيت ايهود اولمرت و حاييم رامون و شركاي آنها و يك نسل ديگر از جوانان پر شوري كه در اطراف ما پرورش يافته اند و شعارهاي " بكشيدشان" آنها را تكرار مي كنند، سايه افكنده است. پس از آن، هنگامي كه در خودروهاي سوخته ـ شايد در سوريه ـ مي نشينند و فرياد مي زنند كه خواهان بازگشت هستيم، حكومت و قدرت در دست آنها نيست تا ترس از جنگ را به نسل هاي بعدي انتقال دهند، زيرا همان ژنرال ها با همان بينش در مقابل تلويزيون ها نشسته اند و از همان حمايت كنندگاني كه جز شعار "آنها را مي كشيم" را كه به آنها ياد داده اند، چيز ديگري نمي دانند، برخوردارند.

                        عيران ليرمن سرپرست بخش خاورميانه سازمان "ايپاك" (لابي يهودي آمريكا) از هم اكنون پيشنهاد جنگ عليه سوريه را مطرح مي كند. كسي كه حرف ها درباره لزوم حمله به سوريه (به نام راهبرد) را مي شنود مي داند كه راهبرد آنها به معناي توسعه دايره جنگ و حتي حمله به ساكنان است. آنچه در راهبرد "اسرائيل" مطرح است، نابودي كشورهاي ديگر است. ما بايد از ظهور نسلي دزد كه به دست ژنرال هاي تلويزيوني تربيت شده اند، اجتناب كنيم و از جنايت هايي كه به نام همه ما شكل مي گيرد، دور شويم. ديدن ويراني هاي عراق و عواقب آن براي ما بس است. آمريكايي ها قصد ندارند در عراق زندگي كنند، اما ما مي خواهيم اينجا زندگي كنيم. آيا كساني كه دستشان در شمال و جنوب بر ماشه قرار گرفته است، در فكر قربانيان اين جنگ هم هستند؟ نه. اين دست فقط در فكر انتقام است و بس. بنابراين چه كسي مي تواند افسار ارتش را مهار كند؟ فقط مخالفان داخلي اسرائيل. به همين سبب فرماندهان ارتش نسبت به فعاليت چنين مخالفاني هشدار مي دهند".
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment

                        • donsaeid
                          Senior Member
                          • Nov 2005
                          • 28300

                          #87
                          مسئول جنايت‌هاي اسراييل در لبنان آمريكاست


                          دبيركل حزب اعتماد ملي تاكيد كرد: مسئول جنايت‌هاي اسراييل در لبنان آمريكاست.


                          به گزارش خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس، مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي امروز سه‌شنبه طي سخناني در همايش حمايت احزاب از مقاومت لبنان و فلسطين گفت: 20 روز از حوادث تاسف برانگيز جنوب لبنان مي‌گذرد و رژيم غاصب فلسطين و قدس با استمرار جنايات خود كودكان، زنان، پيرمردان و بيماران را هدف آماج بمب‌ها، موشك‌ها قرار داده است.
                          وي افزود: در اين روزها در مقابل چشمان حيرت‌زده ملت‌هاي عالم صدها نفر از غيرنظاميان توسط اين رژيم به خاك و خون كشيده شده‌اند كه تاسف بارتر از اين حوادث تلخ اين كه جامعه جهاني با همه تلاش و فعاليتي كه به عمل آورده‌اند، هنوز نتوانسته‌اند مانع اين جنايات شوند؛ اقداماتي كه بدون شك جنايت عليه بشريت و انسانيت تلقي مي‌شود.
                          كروبي با استناد به كنوانسيون‌هاي بين‌المللي گفت: فاجعه دو روز پيش در قانا يك بار ديگر در 10 سال پيش يعني در 1996 با همين منظور و با همين رويكرد انجام شده بود و گزارش تحقيق سازمان‌هاي بين‌المللي و مجامع حقوقي همه حاكي از عمدي بودن اين اقدام بود و مرتكبان آن جنايتكاران جنگي محسوب شدند. اگر جامعه بين‌المللي در حوادث آن روز عكس‌العمل مناسبي داشت، احتمال تكرار اين جنايت ضعيف‌تر بود.
                          دبيركل حزب اعتماد ملي اضافه كرد: امروزه با تاسف فراوان بايد فرياد بزنيم كه اسرائيل از سوي نظام بين‌المللي به خاطر جنايات گذشته‌اش تنبيه نشده است و تصور مي‌كند كه با هيچ مانع بين‌المللي براي اعمال اين جنايت روبرو نيست.
                          كروبي تلاش‌هاي بين‌المللي در قبال جنايات را كم اثر خواند و گفت: شوراي امنيت در چندين تلاش تحت فشار آمريكايي‌ها نتوانسته است قطعنامه آتش‌بس را به تصويب برساند و اين در حالي است كه لبنان با يك فاجعه انساني مواجه شده و مسئول اين جنايت‌ها و فاجعه آمريكايي‌ها هستند.
                          وي با اشاره به مقاومت حزب‌الله و رهبر مجاهد و حكيم آن سيدحسن نصرالله تصريح كرد: نصرالله با همراهي و حمايت همه اقشار ملت سربلند لبنان در مقابل تهاجم زميني، هوايي و دريايي رژيم اشغالگر قدس مقاومت جانانه‌اي را از خود بروز داده است و با تاكتيك‌هاي مناسب و حكمت و ايمان وافر به لطف الهي پيروزي قطعي صحنه نبرد را مديريت نموده و بدون شك قصد از اين جنايات به خاطر شكست ارتشي است كه خود را شكست ناپذير مي‌دانست و همچنين حاصل بن بستي است كه رژيم غاصب در ميدان جنگ و نيز در درون دولت و افكار عمومي با آن مواجه است.
                          دبير كل حزب اعتماد ملي در مقايسه‌ جنگ‌هاي گذشته و جنگ كنوني لبنان گفت: در اين مقايسه درك مي‌كنيم كه رهبري حضرت امام خميني (ره) چه تاثيرات شگرف و عميقي بر روند تحولات منطقه و قضيه فلسطين داشته است.
                          كروبي استكبار ستيزي و شهادت طلبي جوانان فلسطيني را موجب عزت و سربلندي مسلمانان و اعراب خواند و گفت: صحنه امروز فلسطين نيز درس آموز است، مقاومت فلسطيني توانسته است نه فقط در صحنه مبارزه و نبرد تاثير بگذارد بلكه با ورود به عرصه سياسي و با تكيه بر ايمان و پاكي و الهام از اسلام عزيز به موفقيت‌هاي چشمگيري دست پيدا كند.
                          وي با اشاره به ناكامي رژيم صهيونيستي در اين جنگ اضافه كرد: همان رژيمي كه در شش روز جنگ همه ارتش‌هاي كلاسيك عربي را مقهور قدرت خود نمود امروز در فلسطين و لبنان مقهور قدرت و ايمان رزمندگان فلسطيني و لبناني قرار گرفته است.
                          كروبي گفت: در جمهوري اسلامي ايران ياران امام خميني (ره) كه هميشه و در همه جا با ظلم و بدانديشي و جنايت مبارزه نموده‌اند، در اين برهه حساس تاريخي از مبارزات حق طلبانه ملت مظلوم و تحت اشغال فلسطين و نيز از دفاع مشروع و مقاومت حزب الله حمايت كامل و همه جانبه خود را اعلام مي‌دارند.
                          دبيركل حزب اعتماد ملي از دولت و ملت مسلمان ايران خواست تا با مشاركت در تظاهرات و ارائه كمك‌هاي مادي و معنوي حزب‌الله و مقاومت فلسطين را ياري دهند.
                          وي در پايان خطاب به دبير كل حزب الله و همچنين ملت فلسطين اظهار داشت: همه گروه‌ها، اقشار، احزاب در كشور ايران از حقوق حقه شما و از مبارزات مشروع و حق طلبانه شما حمايت مي‌كنند.
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment

                          • donsaeid
                            Senior Member
                            • Nov 2005
                            • 28300

                            #88
                            ملت‌ هميشه در صحنه ايران پشتيبان مقاومت لبنان و فلسطين است


                            حبيب الله عسگراولادي تصريح كرد: ملت هميشه در صحنه ايران پشتيبان مقاومت لبنان و فلسطين است.



                            حبيب الله عسگراولادي دبير كل سابق حزب موتلفه اسلامي در كنفرانس احزاب و تشكل‌هاي سياسي ايران در حمايت از مقاومت مردم لبنان و فلسطين طي سخناني اظهار داشت: عليرغم تمام امكانات فرعويان و اجماع جهاني كه فرعون در آن زمان ايجاد كرده بود،خداوند به موسي مي‌گويد كه با برنامه‌ريزي و كار عملي با او مقابله كنيد.
                            وي در بخش ديگري از سخنانش ضمن تقدير از مقاومت حزب الله در برابر جنايات روزافزون رژيم صهيونيستي، پشتيباني ملت هميشه در صحنه كشورمان از مقاومت لبنان و فلسطين را مورد اشاره قرار داد و تصريح كرد: در حال حاضر مردم ما با حضور گسترده در مراكز جمع‌آوري كمك براي مردم فلسطين و لبنان با پرشورترين شكل مشغول عرض ارادت به مقاومت حزب الله هستند.
                            عسگراولادي در پايان سخنانش ابراز اميدواري كرد كه اين همايش مبارك كه با حضور احزاب و تشكل‌هاي مختلف با سلايق گوناگون در حال برگزاري است، سبب خير در ابعاد گوناگون شود.
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment

                            • donsaeid
                              Senior Member
                              • Nov 2005
                              • 28300

                              #89
                              نخست وزير مالزي گفت: بعنوان رهبران جامعه بين‌المللي ، خصوصا رهبران كشورهاي اسلامي تعهد سياسي و اخلاقي داريم تا با انجام يك اقدام فوري به خونريزي ديوانه وار اسراييل در لبنان و فلسطين پايان دهيم .


                              " عبدالله احمد بداوي" روز پنجشنبه در آيين افتتاح " نشست اضطراري كميته اجرايي سران سازمان كنفرانس اسلامي" در پوتراجايا افزود: ما وظيفه داريم پاسخي سريع به درخواست برادرانمان در لبنان و فلسطين داده و بسرعت درگيريهاي موجود در اين منطقه آشوب زده را پايان دهيم.

                              رييس سازمان كنفرانس اسلامي تصريح كرد: بيش از اين نمي‌توان به اسراييل اجازه داد تا با خودسري تمام به تهاجم خود در فلسطين و لبنان ادامه دهد.

                              بداوي با اشاره به اينكه همزمان با مذاكرات اين نشست سربازان اسراييل به پيشروي خود در لبنان ادامه مي‌دهند گفت: براي همه ما روشن است كه اين جنگ تنها بخاطر دستگيري دو سرباز اسراييلي توسط حزب‌الله نيست.

                              " اسراييل و بعضي ديگر كشورها خواستار استقرار نيروهاي چند مليتي در لبنان شده‌اند تا بدينوسيله اسراييل در مقابل حملات حزب‌الله محافظت شود."
                              نخست وزير مالزي با غيرقابل تحمل خواندن وضعيت حاضر در لبنان گفت:
                              مشخصا اسراييل هدفهاي بزرگتري در سر دارد و در اين راه توسط بعضي قدرتهاي بزرگ حمايت مي‌شود تا بتواند به طرحهاي مخفيانه خود دست يابد.

                              بداوي در بخش ديگري از سخنان خود با ابراز تاسف از ناتواني سازمان ملل براي انجام يك اقدام موثر افزود: سازمان ملل در حال حاضر تنها به توزيع كمك‌هاي بشر دوستانه بسنده كرده اما حتي در اين رابطه نيز با مقاومت اسراييل روبرو شده است.

                              وي با ابراز نگراني از اينكه وضعيت موجود ممكن است تبعات شديدي در دراز مدت بر روند صلح در جهان داشته باشد تاكيد كرد كه بعنوان رهبران كشورهاي اسلامي بايد تمام وجوه اين مساله را بدقت بنگريم.

                              بداوي گفت: اين مساله ديگر يك درگيري مذهبي يا فرقه‌اي نيست و فقط شيعيان و يا سني‌هاي لبنان را درگير نمي‌كند.

                              "اين مشكل در رابطه با بشريت است و در صورت تداوم تمام انسانها را از تمام مذاهب و فرقه‌ها، درگير خواهد كرد."
                              رييس سازمان كنفرانس اسلامي گفت: كشورهاي اسلامي نمي‌توانند بيش از اين تنها به صدور بيانيه محكوميت در مورد حملات بيرحمانه اسراييل بسنده كنند، ما بايد نقش فعال‌تري را ايفا كنيم.

                              بداوي آمادگي كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي را براي شركت در نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل در لبنان اعلام كرد.

                              رييس جمهوري اسلامي ايران صبح امروز براي شركت در نشست اضطراري سازمان كنفرانس اسلامي وارد كوالالامپور شد.

                              نمايندگان هفده كشور در " نشست اضطراري كميته اجرايي سران سازمان كنفرانس اسلامي" راههاي برون رفت از بحران جاري در لبنان و فلسطين را بررسي مي‌كنند.

                              در اين نشست ترويكاي سران سازمان كنفرانس اسلامي (مالزي ،سنگال ،قطر) ترويكاي وزراي خارجه سازمان كنفرانس اسلامي (آذربايجان ،پاكستان، يمن )و دوستان رييس سازمان كنفرانس اسلامي حضور دارند.

                              "فوزي صلوخ "وزير امور خارجه لبنان، "سوسيلو بامبانگ يودهويونو"رييس جمهوري اندونزي، "نزار بن عبيد مدني " وزير مشاور در امور خارجي عربستان ، " الهام علي‌اف "رييس جمهوري آذربايجان ،"رجب طيب اردوغان "نخست وزير تركيه و "شوكت عزيز"نخست وزير تركيه در اين نشست شركت كردند.

                              "شيخ حمد بن جاسم آل ثاني "وزير امور خارجه قطر، "عبدالله الخطيب "وزير خارجه اردن ، "بيگم خالده ضيا "نخست وزير بنگلادش " حسن بولكيا" سلطان برونيي دارالسلام ، "ابوبكر الغربي " وزير خارجه يمن و نمايندگاني از فلسطين و سوريه از ديگر شركت‌كنندگان اين نشست اضطراري هستند.

                              "سيد حميد البار"وزير امور خارجه مالزي پيش از اين اعلام كرده بود كه نشست اضطراري سازمان كنفرانس اسلامي با انتشار بيانيه‌اي آتش بس فوري در لبنان و همچنين استقرار نيروي پاسدار صلح سازمان ملل متحد را در اين كشور خواستار خواهد شد.

                              در حالي كه تلاشهاي بين‌المللي براي برقراري آتش بس در لبنان ادامه دارد، آمريكا و انگليس ضمن تجهيز نظامي رژيم صهيونيستي ، سياست جنگ افروزي را با هدف حمايت از تل‌آويو دنبال مي‌كنند.
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment

                              • donsaeid
                                Senior Member
                                • Nov 2005
                                • 28300

                                #90
                                دولت پاكستان از سازمان ملل متحد، سازمان كنفرانس اسلامي و جامعه جهاني خواست تا نقش خود را در برقراري آتش بس فوري در لبنان ايفا كنند.


                                " محمدعلي دوراني " وزير اطلاعات و تبليغات پاكستان چهارشنبه شب به خبرنگاران گفت: در جلسه هيات دولت كه به رياست "شوكت عزيز" نخست وزير برگزار شد، بر ضرورت ايجاد آتش بس فوري در لبنان براي جلوگيري از وقوع فجايع ديگر تاكيد شد.

                                دوراني همچنين تصريح كرد كه دولت پاكستان تجاوز اسراييل به لبنان و كشته شدن افراد بي‌گناه بويژه زنان و كودكان در روستاي "قانا" را محكوم كرد.

                                وي افزود: تاكنون از سوي پاكستان چهار هواپيماي "سي ‪ "۱۳۰‬شامل كمك- هاي امدادي به لبنان فرستاده شده و قرار است كمك‌هاي بيشتري به اين كشور ارسال شود.

                                دوراني در ادامه گفت:مردم و دولت پاكستان از اين حوادث متاثر و خواستار حل آن از طريق گفت وگو هستند.

                                از آغار تجاوز اسراييل به لبنان، مقام‌هاي ارشد و رهبران احزاب مختلف پاكستان، جنايات اين رژيم بر ضد مردم لبنان را محكوم كرده‌اند.

                                احزاب و مردم پاكستان با برگزاري تظاهرات اعتراض آميز، آتش زدن پرچم آمريكا، انگليس و اسراييل و آدمك‌هاي "جرج بوش"، اين تجاوزها را محكوم و از نيروهاي مقاوم و حزب‌الله لبنان حمايت كردند.

                                بسياري از شخصيت‌هاي سياسي و مذهبي نيز اعلام كردند كه آمريكا با حمايت از اين جنايت‌ها تصميم دارد نقشه خاورميانه را تغيير دهد.

                                تمامي مقام‌هاي ارشد پاكستان از عملكرد سازمان كنفرانس اسلامي انتقاد دارند و اين جنايت‌ها را لكه ننگي بر چهره سازمان ملل متحد مي‌دانند.

                                رژيم متجاوز اسرييل به بهانه بازداشت دو سرباز از سوي حزب الله، تجاوز هوايي و زميني به لبنان را آغاز كرد كه در نتيجه آن دهها نفر از زنان و كودكان بي‌گناه كشته و تعدادي زيادي نيز زخمي و آواره شده‌اند.

                                اسراييل با حمايت همه جانبه آمريكا و انگليس روز يكشنبه در روستاي قانا جنايات جديدي آفريد كه بيش از ‪ ۶۰‬نفر از كودكان و زنان كشته و زخمي شدند.

                                اين رژيم صهيونيستي در ادامه تجاوزهاي خود بسياري از تاسيسات شهري، منابع زيربنايي و ملي لبنان را منهدم كرده است.
                                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...