Announcement

Collapse
No announcement yet.

Nagofteha

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #16
    من هم فكر مي‌كردم كه ديگر حضور هايزر در تهران مثمر ثمر نيست ولي كاخ سفيد هنوز معتقد بود كه او مي‌تواند كارها را در تهران سرپرستي كند... هايزر و فن‌ماربود سرانجام موافقت واشنگتن را براي خروج از ايران به دست آوردند و بي‌سروصدا از تهران رفتند." (صص225 -222)
    به اين ترتيب معمار كودتا علي‌رغم تمامي سوابق و تجربياتش در امور سياسي و نظامي و حوزه اختيارات وسيعي كه در ايران به وي داده شده بود در برابر معمار انقلاب، شكست سختي را متحمل شد و او نيز فرار را بر قرار ترجيح ‌داد. البته ناگفته نماند كه پس از خروج هايزر در 14 بهمن‌ماه و اوج‌گيري روند انقلاب با حضور امام خميني در داخل كشور، هرچند كه امكان انجام كودتا بر طبق طرح‌ها و برنامه‌هاي هايزر فراهم نيامد، اما به هر حال حركتي در روزهاي آخر عمر رژيم پهلوي با هدف سركوب شديد و كشتار مردم صورت گرفت كه اگرچه به شهادت جمعي از مردم و نظاميان پيوسته به انقلاب ‌انجاميد، اما به دليل هوشياري حضرت امام و صدور فرمان حضور مردم در خيابانها و بي‌اعتنايي به حكومت نظامي اعلام شده از ساعت 4 بعداظهر روز 21 بهمن 57، اين طرح نيز با شكست مواجه شد و فرماندهان ارشد ارتش چاره‌اي جز صدور بيانيه اعلام بيطرفي در روز 22 بهمن در پيش روي خود نديدند. (ر.ك به اعترافات ژنرال، خاطرات ارتشبد عباس قره‌باغي، بخش هفتم، صفحات 293 الي 387)
    در پايان اين نوشتار، هرچند كه به مسائل ريز و درشت مختلفي در خاطرات هايزر مي‌توان پرداخت اما به منظور پرهيز از تطويل بيش از حد مطلب به دو مورد به طور مختصر اشاره مي‌شود:
    يكي از مسائلي كه در اين خاطرات، جلب توجه مي‌نمايد ماموريت اريك فن‌ماربد در شرايط حساس و بحراني اواخر عمر رژيم پهلوي است كه هدف از آن تأمين منافع آمريكا در فروشهاي تسليحاتي به ايران بود: "دستورات واشنگتن به اريك كاملاً واضح بود: تهيه و انعقاد يك يادداشت تفاهم با ايران. او با بررسي مجدد برنامه‌ها و مشخص كردن پروژه‌هايي كه قابل توقف بود و به كاهش هزينه منجر مي‌شد يك كار بسيار عالي كرده بود. اما از اين نگران بودم كه كسي اين يادداشت را امضاء نكند." (ص337) اين رويه آمريكا به حدي منفعت طلبانه بود كه نه تنها صداي اعتراض فرماندهان ارتش را هم بلند كرد بلكه نارضايتي خود هايزر را نيز در پي داشت: "از آنها خواستم كه در مورد انعقاد يادداشت تفاهم براي برنامه‌هاي فروش نظامي، كوتاه بيايند. در اين مورد گفتم مثل اين است كه بعضي‌ها در واشنگتن متوجه نيستند كه دولت ايران چگونه فلج و درمانده شده است." (ص36 هنگامي كه دولت آمريكا در زمان درماندگي و بحران زدگي رژيم پهلوي، همچنان بر كسب حداكثر منافع خود اصرار دارد، مي‌توان دريافت در زمان سكون و استقرار اين رژيم و كسب درآمدهاي هنگفت نفتي، چه بر سر اين كشور آمده است.
    نكته قابل توجه ديگر، نحوه تعامل بدنه ارتش با حركت انقلاب است. اگرچه فرماندهان ارشد ارتش در هماهنگي با هايزر در انديشه خونريزي و كشتار مردم بودند، اما مسلماً در بدنه ارتش حركت معكوسي وجود داشت كه هر روز بر شدت و گستره آن افزوده مي‌شد. اشاراتي كه هايزر در خاطرات خود به نحوه رفتار همافران با مستشاران نظامي آمريكا در پايگاه هوايي اصفهان مي‌كند، گوشه‌اي از اين واقعيت را به نمايش مي‌گذارد: "پيام ديگر حكايت از بروز مشكلات و حوادث بيشتري در پايگاه خاتمي مي‌كرد. وقتي كه افراد ما پايگاه را ترك مي‌كردند همافران آنها را بازرسي كرده بودند تا مبادا وسيله يا قطعه‌اي همراه خود ببرند." (ص395) وجود اين روحيه در بين قشري از نيروهاي ارتش كه عمدتاً دوره‌هاي آموزشي خود را در آمريكا گذرانده و از حقوق و مزاياي بهتري نسبت به ديگر نيروهاي ارتشي برخوردار بودند، حاكي از عمق نفوذ تفكر، انديشه و انگيز‌ه‌هاي انقلابي به درون بدنه ارتش در آن هنگام است.
    به طور كلي "خاطرات هايزر" مي‌تواند گوشه‌هايي از عظمت انقلاب اسلامي را بويژه براي نسلهايي كه خود از نزديك شاهد اين واقعه بزرگ نبوده‌اند، به تصوير كشد، زيرا نشان مي‌دهد آمريكا هرآنچه در توان داشت براي سد كردن راه انقلاب به كار گرفت، اما در نهايت، شكست خورد.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #17
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #18
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #19
          تدوين استراتژي جامع براي توسعه علمي كشور



          در استراتژي توسعه علمي كشور , اهداف اصلي و بنيادي بايد توسط متخصصان و نخبگان و صاحب نظران حوزه و دانشگاه و مديران ارشد تدوين گردد . اين اهداف اصلي , مبين علل بوجود آمدن جنبش نرم افزاري است و جايگاه اين جنبش را در نظام اجتماعي , سياسي , اقتصادي و فرهنگي كشور تعيين مي كند .


          چكيده

          چندي است كه رهبر فرزانه انقلاب ، بحث جنبش نرم افزاري و توليد علم را بيان فرموده اند و در پاسخ به نامه جمعي از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علميه ، از شوراي مديريت حوزه علميه قم و شوراي عالي انقلاب فرهنگي خواسته اند تا گامي عملي آنهم تا پيش از بيست و پنجمين سالگرد انقلاب ، جنبشي در جهت پاسخ به سوالات ، مناظرات علمي و نظريه پردازي روشمند صورت گيرد . ايشان ، در آن بيانيه ارشادي به اين نكته اشاره فرموده اند كه هدف جنبش فقط به قلمرو فكر ديني و علوم انساني و اجتماعي منحصر نمي شود . بلكه ، كليه علوم بشري و رشته هاي نظري و عملي حتي علوم پايه و علوم كاربردي را نيز شامل مي شود. در راستاي تحقق سخنان مقام معظم رهبري , نخبگان دانشگاه و حوزه نسبت به برگزاري همايشها و ميزگردها اقدامات جدي معمول داشته اند . تعيين رسالت و چشم انداز برنامه ها و تنظيم استراتژي جامع يكي از بديهي ترين و مهمترين نكاتي است كه جهت انسجام بخشيدن به فعاليتهاي جنبش و اتخاذ وحدت رويه بين نخبگان و جامعه علمي، ضروري است . ارزشهاي بنيادي در اين برنامه مهم را مي توان با تكيه بر سخنان مقام معظم رهبري تعيين نمود و آن را زيربناي فعاليتهاي جنبش توليد علم قرار داد .
          طبيعي است كه در راستاي توسعه علمي كشور ، نقاط قوت و ضعف در داخل وجود دارد . و فرصتهاي ارزنده و تهديدهاي نگران كننده اي هم در محيط بيروني ، توجه مديريت اين برنامه را به خود جلب خواهد كرد .

          واژگان گليدي : تدوين استراتژي ،توسعه علم ،توليد علم ،جنبش نرم افزاري .

          مقدمه

          چندي است كه رهبر فرزانه انقلاب بحث جنبش نرم افزاري و توليد علم را بيان فرموده اند و در پاسخ به نامه جمعي از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علميه ، از شوراي مديريت حوزه علميه قم و شوراي عالي انقلاب فرهنگي خواسته اند تا گامي عملي آنهم تا پيش از بيست و پنجمين سالگرد انقلاب جنبشي در جهت پاسخ به سوالات ، مناظرات علمي و نظريه پردازي روشمند صورت گيرد . ايشان در آن نامه به اين نكته اشاره كرده اند كه هدف جنبش فقط به قلمرو فكر ديني و علوم انساني و اجتماعي منحصر نمي شود . بلكه كليه علوم بشري و رشته هاي نظريو عمللي حتي علوم پايه و علوم كاربردي را نيز شامل مي شود. در راستاي تحقق سخنان مقام معظم رهبري , نخبگان دانشگاه و حوزه نسبت به برگزاري همايشها و ميزگردها اقدامات جدي داشته اند . تعيين رسالت و چشم انداز برنامه و تنظيم استراتژي جامع يكي از بديهي ترين و مهمترين نكاتي است كه جهت انسجام بخشيدن به فعاليتهاي جنبش و اتخاذ وحدت رويه بين نخبگان و جامعه علمي , ضروري است . ارزشهاي بنيادي در اين برنامه مهم را مي توان با تكيه بر سخنان رهبري تعيين نمود و آن را زيربناي فعاليتهاي جنبش توليد علم قرار داد . طبيعي است كه در راستاي توسعه علمي كشور نقاط قوت و ضعف در داخل وجود دارد . چنانچه فرصتهاي ارزنده و تهديدهاي نگران كننده اي هم در محيط بيروني , توجه مديريت اين برنامه را به خود جلب خواهد كرد .

          فرآيندهاي برنامه ريزي استراتژيك

          فرهنگ تدوين استراتژي , آكنده از مدلهاي مختلف است . كه هركدام با مباني و روشهاي مختلفي به تدوين استراتژي مي پردازند. اكنون به منظور تنظيم استراتژي جامع جهت توليد علم و توسعه علمي كشور , به بعضي از فرآيندها و اجزاي مدلهاي برنامه ريزي استراتژيك , كه از اهميت و كاربرد بيشتري برخوردارند , اشاره مي كنيم :

          1- رسالت (Mission)
          " رسالت " يا ماموريت اصلي هر سازمان اجتماعي عبارت است از نقشي كه آن سازمان در جامعه به عهده گرفته تا از رهگذر آن به مردم خدمت كند و نيازهاي جامعه را برآورده سازد . "رسالت" غالبا با استفاده از واقعيتهاي موجود و نقطه نظرات افراد سازمان و مديران ارشد سازمان تعريف مي شود .

          در بحث توليد علم و توسعه علمي كشور , "رسالت" بايد از سوي متخصصان فرهيخته دانشگاهها و نخبگان علمي , با توجه به واقعيتهاي موجود تدوين گردد. در اين مقاله با استفاده از نظرات نخبگان علمي و متخصصان دانشگاهي " رسالت " را تدوين نموده ايم .

          2- چشم انداز (Vision)
          چشم انداز يا دورنما در هر سازمان , عبارت است از توصيف و تبيين شرايط آينده آن سازمان . به سخن ديگر , چشم انداز يك نوع پيش بيني از هر سازمان است , زماني كه به استراتژيها و اهداف خود رسيده باشد . يك تصوير فرضي ازآينده است . چشم انداز بايد داراي ويژگيهاي زير باشد :

          ـ واضح و قابل فهم باشد

          ـ شوق برانگيز و تحريك كننده باشد

          ـ تغييرات آينده را پاسخگو باشد

          ازآنجا كه مبتكر و طراح جنبش نرم افزاري در كشورما , رهبر معظم انقلاب هستند. لازم است چشم انداز و دورنماي استراتژي توسعه علمي و جنبش نرم افزاري , براساس تصوير سازي ايشان در سخنان و ديدارهاي خاص و عام , تدوين گردد . در اين مقاله با استفاده از سخنان رهبر معظم انقلاب , چشم انداز توليد علم و جنبش نرم افزاري تدوين گرديده است .

          3- ارزشها (Values)
          آنچه كه سازمان را بقاء مي بخشد وپايدار نگه مي دارد و استواري و مانگاري آن را تضمين مي كند ارزشهاي سازمان است . در تدوين ارزشها بايد چند ويژگي را رعايت كنيم :

          ـ براي همه شفاف و قابل فهم باشد

          ـ براي همه محسوس باشد يعني خيلي مجرد و ذهني و غير قابل درك نباشد .

          ـ با رسالت سازمان متناسب و مرتبط باشد .

          ـ مبناي رشد و ارتقاء افراد باشد .

          ارزشها همان بايدها و نبايدهاي سازمان هستند كه هم "رسالت" سازمان بر مبناي آن شكل مي گيرد و هم " چشم انداز " در جهت ارزشها تدوين مي شود . در واقع به هنگام حدوث شرايط جديد و تغيير مقتضيات زمان , آنچه كه تغيير مي كند "رسالت" سازمان است و نه ارزشهاي آن . در اين مقاله سعي شده است تا ارزشهاي استراتژي توليد علم و جنبش نرم افزاري , براساس سخنان رهبر معظم انقلاب تدوين گردد .

          4- تدوين نقاط ضعف و قوت و فرصتها و تهديدها يا SWOT
          مجموعه فعاليتهاي هر سازمان در دو محيط داخلي و خارجي شكل مي گيرد . عوامل و نيروهايي از هردو محيط داخلي و خارجي بر برنامه ريزيها تاثير مي گذارند. اين عوامل عبارتند از :

          ـ نقاط قوت يا Strength كه با علامت اختصاري S نشان مي دهند . نقاط قوت جزء نيروها و عوامل داخلي هر سازمان هستند كه وجود آنها سبب مي شود , آن سازمان از امتيارات مثبت و توانايي زياد برخوردار گردد .

          ـ نقاط ضعف يا Weakness كه با علامت اختصاري W نشان مي دهند . نقاط ضعف جزء عوامل داخلي هر سازمان هستند كه وجود آنها سبب مي شود سازمان از امتيازات منفي و ناتواني برخوردار شود .

          ـ فرصتها يا Opportunity كه با علامت اختصاري O نشان مي دهند. فرصتها بصورت بالقوه در بيرون سازمان وجود دارد و مزايايي است در محيط خارجي كه بايد سازمان از اين پتانسيل استفاده كند .

          ـ تهديدها يا Threat كه با علامت اختصاري T نشان مي دهند .تهديدها در واقع اشخاص يا اشياء محيط خارجي هستند كه مانع حركت سازمان مي شوند . البته ضرر و زيان تهديدها بالقوه است و بايد سازمان اين موانع حركت را برطرف كند تا دچار زيان نشود .

          در تدوين يك استراتژي جامع بايد علاوه بر تدوين موارد چهارگانه مذكور , مسائلي مانند مشتريان و كاركنان و سهامداران و موكلان و رقبا و تامين كنندگان هم مشخص شوند . البته در خصوص برنامه توسعه علمي , اندكي واژه ها تغيير پيدا مي كند . ولي مفاهيم اصلي رعايت شده است . اكنون به تعريف و تصريح چهارگانه مي پردازيم

          رسـالـت

          گفتيم كه رسالت اهداف اصلي و بنيادي است . در استراتژي توسعه علمي كشور , اهداف اصلي و بنيادي بايد توسط متخصصان و نخبگان و صاحب نظران حوزه و دانشگاه و مديران ارشد تدوين گردد . اين اهداف اصلي , مبين علل بوجود آمدن جنبش نرم افزاري است و جايگاه اين جنبش را در نظام اجتماعي , سياسي , اقتصادي و فرهنگي كشور تعيين مي كند . با تدوين " رسالت" يا اهداف بنيادي , در واقع اجماع و اتفاق نظر در خصوص سمت و سوي حركت توسعه علمي و جنبش مذكور حاصل مي شود . و بين مديران و تصميم گيرندگان ارشد " وحدت رويه " بوجود مي آيد.

          در مدلهاي مختلف مديريت استراتژيك , تاكيد بر اين است كه "رسالت" با توجه به مستندات و واقعيتهاي موجود و با تكيه بر نظرات صاحبان سهام و مديران ارشد تعريف و اعلام گردد . به همين دليل در اينجا سعي مي كنيم با توجه به ديدگاه نخبگان و متخصصان حوزه و دانشگاه و نظرات مقام معظم رهبري " رسالت" را تعريف و تصريح نماييم :

          ديدگاه نخبگان
          همانطور كه مي دانيد نخبگان و پژوهشگران دانشگاهي در موارد مختلفي با رهبر معظم انقلاب ديدار دارند . در تاريخ 21 بهمن ماه سال 1382 در روز عيد سعيد غدير, جمعي ازنخبگان جوان دانشگاهي و علمي و افتخار آفرينان عرصه هاي علمي و پژوهشي داخلي و بين المللي ، با رهبر معظم انقلاب ديدار و گفتگو كردند . در آغاز اين ديدار چند نفر از جوانان فرهيخته دانشگاهها و المپيادها ديدگاههاي خود را در مورد توسعه علمي و توليد علم در كشور مطرح كردند. كه خلاصه نظرات آنها را در 10 پيشنهاد زير آورده ايم اين پيشنهادات مي تواند به منزله اهداف بنيادي و "رسالت " برنامه استراتژيك توسعه علمي كشور تعريف شود :

          1- ارتقاء جايگاه نخبگان در كشور :
          آقاي دكتر فتح الله كريم زاده دكتراي مهندسي مواد ودانشجوي نمونه سال 82 و پژوهشگر برتر سازمان صنايع هوايي با اشاره به وضعيت آموزشي دانشگاهها ، بر لزوم توجه بيش از پيش و جدي به پژوهش و نظام آموزشي كشور تاكيد كرد و گفت: توسعه كشور بايد بر مبناي دانايي باشد و بر همين اساس ارتقاي جايگاه نخبگان داراي اهميت ويژه اي است.

          2- تشكيل سازمان نخبگان علمي كشور :
          دكتر مهدي كاشاني راد ، دانشجوي نمونه كشور در سالجاري و مولف كتاب برگزيده سال 79 در سخنان خود ، پرورش وتربيت نخبگان جوان را از دستاوردهاي انقلاب خواند و پيشنهاد كرد براي شناسايي و استفاده صحيح از تمام استعدادهاي برجسته، سازمان نخبگان علمي كشور تشكيل شود. دكتركاشاني راد به رسانه ها توصيه كرد بگونه اي فرهنگ سازي كنند كه نخبگان علمي ، الگوي جوانان كشور شوند.

          3- توزيع عادلانه اعتبارات پژوهشي در همه نقاط ايران :
          خانم آرزو شيخ اكبري رتبه اول جشنواره خوارزمي امسال و دانش آموز سال چهارم دبيرستان نيز در سخنان خود با اشاره به حضور نخبگان جوان در سراسر كشور از جمله مناطق محروم، توزيع عادلانه امكانات و اعتبارات علمي - تحقيقاتي را خواستار شد.

          4- بسيج علمي :
          آقاي دكترمهرداد هنرور نفر اول جشنواره خوارزمي در سال 81 و نفر اول جشنواره رازي در سال 80 ، بسيج علمي را تنها راه رسيدن به يك توسعه پايدار و بالنده دانست وخاطرنشان كرد: شناسايي ، حفظ و حمايت از نخبگان و سوق دادن آنان بسوي يك هدف مشخص ومتمركز با بسيج علمي امكان پذير است .

          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • #20
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • #21
              3- بايد در طول اين برنامه به آموزش عالي و تحقيق و پژوهش در همه رشته ها در سراسر كشور نگاه خوش بينانه داشته باشيم

              متاسفانه نغمه هاي مايوس كننده از سوي برخي از مسئولين و بعضي از رسانه ها , روزنامه ها , سايتهاي اينترنت , به گوش مي رسد . اين افراد تلاش مي كنند كه چهره آموزش عالي و تحقيق و پژوهش را در كشور بسيار سياه نشان بدهند . نقل آمار نادرست از دانشجويان دختر و پسر سيگاري , نقل آمار غلط از دختران دانشجوي فراري , بيان آمار نادرست از روحيه خلاف كاري در بين دانشجويان و تحصيلكرده ها , نقل آمار غلط از افزايش هويت غير ديني در بين مدارك تحصيلي دكترا و بالاتر و ... همه اين اقدامات برخلاف ارزشهايي است كه در استراتژي توليد علم تعريف شده است . رهبر معظم انقلاب تنها مسئولي است كه بر اين ارزش ايستادگي فرموده و بر نگاه خوش بينانه به تحقيق و پژوهش تاكيد زياد داشته اند . در ديدار با اساتيد دانشگاهها فرموده اند :

              " اوّل اينكه بايد نگاه ما به مسائل آموزش عالى و تحقيقات كشور در همه رشته‏ها، نگاه خوشبينانه باشد، نه نگاه بدبينانه و همراه با تأسّف و تأثّر. البته نه به‏خاطر اينكه ما نبايد آرزوى پيشرفت و سرعت عمل در اين زمينه داشته باشيم - بديهى است كه ما هر مقدار كه در زمينه آموزش عالى و تحقيق و گرم كردن فضاى علم و پژوهش در كشور پيش برويم، كم است و هنوز راه طولانى‏اى در پيش داريم - بلكه به‏خاطر اينكه ما بايد به آنچه كه در طول سالهاى بعد از انقلاب و بخصوص آنچه كه در سالهاى اخير پيش آمده، نگاه كنيم و بدانيم كه شتاب خوبى پيدا كرده‏ايم و دانشگاههايمان در اين زمينه پيشرفت خوبى كرده‏اند. آن‏طور كه بنده استفسار كردم و مسؤولان مورد وثوق - آقاى رئيس‏جمهور و بعضى ديگر از مسؤولان - به من گزارش دادند، بودجه تحقيقاتى در همين چند سال اخير خيلى بالإ؛ئئّّ رفته و آن‏طور كه دانشگاهيان مورد اعتماد از گوشه و كنار دانشگاههاى كشور اطّلاع مى‏دهند، بحمداللَّه عملاً ميدان و كار تحقيقاتى و ميل به پژوهش در دانشگاهها زياد شده و جايگاه خوبى پيدا كرده است. اين، نشان‏دهنده سيرِ ماست. شايد اگر در مقام توقّع و انتظار باشد، من انتظارم از شما كمتر نيست؛ من خيلى توقّعم براى پيشرفت اين‏گونه امور زياد است و اگر اين توقّع نباشد، پيش نمى‏رويم. نمى‏خواهم نصيحت كنم كه بيش از اين توقّع و انتظار نداشته باشيد - چرا؛ داشته باشيد و دنبالش حتماً حركت كنيد - بلكه مى‏خواهم بگويم نگاه نبايد نگاهِ بدبينانه و همراه با تأسّف باشد. نگاه بايد خوشبينانه باشد و با همين نگاه ما وارد ميدان شديم و به فضل پروردگار جلو هم رفتيم و باز هم جلوتر از اين خواهيم رفت و ان‏شاءاللَّه تحقيقات در زمينه‏هاى مختلف، رشد شايسته خودش را پيدا خواهد كرد؛ واقعيت اين را به ما مى‏گويد .

              4- بايد فرآيند توليد علم بومي گردد
              يكي از ارزشهايي كه رهبر معظم انقلاب در استراتژي توليد علم , مطرح كردند " بومي شدن توليد علم " است . در اين مورد مي فرمايند :

              " نقطه ى دوم نگرانى آنها اين است كه از اين ناراحتند كه اين دانش در داخل رشد كرده و روئيده است؛ يعنى در واقع بومى است. البته اين به معناى آن نيست كه ما اين دستگاه را اختراع كرديم؛ نه، بلكه به اين معناست كه ما براى فراگيرى اين كار درِ خانه ى آنها نرفتيم. محققان جوان خودمان - همين جوانهايى مثل شما - و صدها مغز متفكر و خوشفكر توانسته اند اين دستگاه عظيم را راه اندازى كنند و به نتيجه برسانند؛ دانش را در ميان خودشان بارور كنند؛ فناورى را به وجود بياورند و درِ خانه ى اين و آن نروند؛ اين يكى از نگرانيهاى آنهاست؛ چرا، چون مى بينيد اين درست بر خلاف آن فلسفه ى استكبارى است كه كشورهايى كه مى خواهند تحت سلطه باشند، نبايد در دانش و فناورى استقلال داشته باشند؛ بايد دستشان دراز باشد؛ محتاج آنها باشند. آنها مى دانند كه اگر امروز كشور و ملت ايران توانست بر قله ى اين فناورى بنشيند، سخن حق او در دنيا كه همان استقلال امت اسلامى و عزت اسلامى است، بيشتر در بين مسلمانها و در جوامع اسلامى جايگزين خواهد شد و ذهن ها بيشتر آن را قبول خواهند كرد؛ از اين ناراحتند؛ لذا جنجال مى كنند. بنابراين حقيقتِ قضيه غير از آن چيزى است كه آنها مى گويند . "

              5- نبايددر برنامه توليد علم به ترجمه محض و اقتباس محض پرداخت
              از نظر مقام معظم رهبري اقتباس و يادگيري از ديگران و ترجمه افكار ديگران بد نيست ولي نبايد به ترجمه و اقتباس محض اكتفاء كرد :

              " نكته دوم اين است كه بنده - همان‏طور كه بعضى از دوستان اشاره كردند - چند سالى است كه مسأله نهضت نرم‏افزارى را در محيط علمى كشور مطرح كرده‏ام. اين، يعنى چه؟ يعنى ما نبايد به فراگيرى قانع باشيم؛ بايد هدفِ تحقيق و آموزش ما توليد علم باشد؛ يعنى رسيدن به آن‏جايى كه نوآوريهاى علمى در فضاى موجود بشرى، از آن‏جا شروع مى‏شود. ما از لحاظ استعداد، نسبت به كسانى كه دانش را در دنيا توليد كردند، گسترش دادند، پيش بردند و بر اساس دانش، فنآوريهاى پيچيده را به‏وجود آوردند، كمبود نداريم. البته توليد علم به معناى اين نيست كه ما ترجمه و فراگيرى را نفى كنيم؛ نه، آن هم لازم است، بلكه من مى‏گويم در ترجمه و فراگيرى نبايد توقّف كرد . "

              ايشان در ديداري كه با نخبگان داشتند , به ناگزير بودن " اقتباس " و "ترجمه" اشاره كردند اما بلافاصله تاكيد نمودند كه توقف در مرحله اقتباس و فراگيري يك نوع بن بست است :

              " البته اين كارها بايد بشود و چاره‌يى نيست. وقتى انسان چيزى را ندارد، آن را از كسى كه دارد، مى‌گيرد. وقتى ساخت آن را بلد نيست، از كسى كه آن را بلد است، ياد مى‌گيرد - در اين شكى نيست - اما بايد راه نو و فكر نو و بن‌بست‌شكنى را وجهه‌ى همت‌ خود قرار دهد ."

              از آنجا كه " اقتباس" غالبا روي فرهنگ هم تاثير مي گذارد . ديدگاه مقام معظم رهبري اين است كه " اقتباس علم آري , اقتباس فرهنگ نه " . البته بين اقتباس و ترجمه محض هم تفاوتي برقرار است كه دومي از اولي ناستوده تر است . در هرحال فراگيري علم هرگز به بهاي ازدست دادن فرهنگ و اقتباس فرهنگ بيگانه نيست :

              " نكته‌ى آخر اين است كه پيشرفت علمى و اقتباس علمى - كه من به اقتباس معتقدم، اما به ترجمه‌ى محض و اكتفاى به ترجمه، معتقد نيستم - كارى لازم‌ است و اسلام هم ما را به اين، امر مى‌كند. فرهنگ اسلامى، فرهنگ ارزشمندى است كه براى يك جامعه و يك مجموعه‌ى انسانى، بالاترين ارزشها را دارد و مى‌تواند يك جامعه را حقيقتاً سرافراز، خوشبخت، عزيز و پيشرو كند؛ منتها ما در قرنهاى متمادى به فرهنگ اسلامىِ خود عمل نكرديم. از اسلام، يك مشت عمليات فردى را - كه بعضى از آنها آميخته‌ى به چيزهاى غلط و احياناً خرافى بود - رايج كرديم. مسؤولان و مديران كشور هم در آن دوران انسانهاى شهوتران، عياش، فاسد و بى‌فكرى بودند؛ اگر عرضه‌يى هم به خرج دادند، عرضه‌شان در اين بوده كه بتوانند كمربند حكومتىِ خود را محكم نگه دارند؛ اما كارى نكردند. ما چند قرن به اين مشكل مبتلا بوديم. در يكى دو قرن اخير نيز از همه جهت وضع ما بد بود؛ به خاطر اين‌كه رقيب قدرتمندى مثل غرب و اروپاى استعمارى به وجود آمد كه به اين اكتفا نكرد كه بنشيند و نگاه كند؛ تهاجم كرد و تهاجم او با مانعى مواجه نشد؛ وضعى پيش آمد كه همه شاهد آن هستيم .

              ايشان در ديداري كه با جوانان نخبه و هوشمند داشتند , همت جامعه نخبگان را توليد علم دانسته و آنها را از توقف در مرحله فراگيري محض و ترجمه برحذر داشتند :

              " شما كه از استعدادى برخوردار هستيد و فرض هم مى‌كنيم كه ان‌شاءالله امكانات براى تكامل و تعالىِ علمى و فكرى شما فراهم بشود و بتوانيد در همان‌ رشته‌هايى كه مورد علاقه‌تان هست، كار علمى بكنيد، همت شما بايد به چه چيزى گماشته شود؟ آن چيزى كه به نظرم از همه مهمتر مى‌آيد، اين است كه همت‌ جامعه‌ى علمى ما بايد به توليد علم گماشته شود. ما بايد به ترجمه و فراگيرى اندوخته‌هاى ديگران اكتفا نكنيم. نه اين‌كه فرا نگيريم؛ هيچ كس نمى‌گويد از ديگران فرا نگيريم؛ چرا، بايد فرا گرفت؛ ليكن علم را بايد توليد كرد .... مخاطب من، جمع معدود شما نيست. نخبگانى در رديف شما در كشور هستند كه يا قبل از شما بوده‌اند و يا بعد از شما خواهند آمد. نخبگان علمى در هر رشته‌يى كه هستند، بايد براى تقويت و توليد علم در داخل تلاش كنند. اين كشور بحمدالله از اين امكانات برخوردار است . "

              6- بايد در اين برنامه نخبگان و پيشروان جنبش تشويق گردند
              رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعي از دست اندركاران موسسه رويان , تشويق خبرگان و پيشروان جنبش نرم افزاري را به عنوان يك ارزش و " بايد" مهم تلقي نموده كه در طول برنامه بايد به آن توجه كرد . ايشان وجود هر يك از دانشمندان و پژوهشگران پرتلاش كشور را هديه‌اي الهي خواندند و با اشاره به كارهاي عظيمي كه پس از انقلاب بدست جوانان مومن و حزب اللهي انجام شده، فرمودند:

              عزيزاني كه با تلاش مومنانه به دستاوردهاي ارزشمندي نظير توليد، تكثير و انجماد سلول‌هاي بنيادي جنيني و دانش هسته‌اي دست يافته‌اند بايد بعنوان پيشروان حركت علمي ملت ايران مورد تجليل و قدرداني قرار گيرند تا راه براي ورود و شكوفايي استعدادهاي جوانان باز شود.

              نخبگان نيز معتقدند كه " تشويق " از لوازم موفقيت جنبش نرم افزاري است . در ديداري كه در تاريخ 21 بهمن ماه سال 1382 , جمعي ازنخبگان جوان دانشگاهي و علمي و افتخار آفرينان عرصه هاي علمي و پژوهشي داخلي و بين المللي ، با رهبر معظم انقلاب داشتند خانم زهره اخوان مقدم دارنده رتبه اول المپياد دانشجويي و رتبه اول آزمون كارشناسي ارشد با اشاره به لزوم شناسايي و تربيت استعدادهاي درخشان از مقاطع ابتدايي گفت : قهرمانان فكري يعني نخبگان علمي نيز بايد حداقل به اندازه قهرمانان جسمي و ورزشي مورد توجه قرارداشته باشند.

              7- بايد در توليد علم براي حوزه علوم انساني اهميت قائل شد
              رهبر معظم انقلاب در ديداري كه با جمعي از اساتيد دانشگاه داشتند , تاكيد كردند كه در علوم انساني برخلاف انتظار , حركت خوبي نداريم و يك سري مفاهيم و نظريات را به شكل وحي منزل از كشورهاي غربي اقتباس و ترجمه كرده ايم و حاضر نيستيم اين فرمولها را تغيير دهيم و خودمان تحقيق و نوآوري داشته باشيم :

              " آخرين نكته اين است كه مسأله توليد علم فقط مربوط به علوم پايه، تجربى و ... نيست، بلكه شامل همه علوم و از جمله علوم انسانى است. ما بخصوص در زمينه علوم انسانى، برخلاف آنچه كه انتظار مى‏رفت و توقّع بود، حركت متناسب و خوبى نكرده‏ايم، بلكه مفاهيم گوناگون مربوط به اين علم را - چه در زمينه اقتصاد و چه در زمينه‏هاى جامعه‏شناسى، روان‏شناسى و سياست - به شكل وحى مُنزل از مراكز و خاستگاههاى غربى گرفته‏ايم و به‏صورت فرمولهاى تغيير نكردنى در ذهنمان جا داده‏ايم و بر اساس آن مى‏خواهيم عمل و برنامه خودمان را تنظيم كنيم! گاهى كه اين فرمولها جواب نمى‏دهد و خراب درمى‏آيد، خودمان را ملامت مىكنيم كه ما درست به كار نگرفته‏ايم؛ در حالىكه اين روش، روشِ غلطى است. ما در زمينه علوم انسانى احتياج به تحقيق و نوآورى داريم. مواد و مفاهيم اساسى‏اى هم كه بر اساس آن مى‏توان حقوق، اقتصاد، سياست و ساير بخشهاى اساسى علوم انسانى را شكل داد و توليد و فراورى كرد، به معناى حقيقى كلمه در فرهنگ عريق و عميق اسلامى ما وجود دارد كه بايد از آن استفاده كنيم. البته در اين قسمت، حوزه و استادان مؤمن و معتقد به اسلام مى‏توانند با جستجو و تفحّص، نقش ايفا كنند. اين‏جا از آن‏جاهايى است كه ما بايد به توليد علم برسيم.

              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • #22
                يكى از آقايان راجع به مسائل اقتصاد صحبت كردند. اشكالاتى كه ايشان اشاره كردند، تقريباً همه‏اش مورد قبول بنده است؛ اما علّت اينكه گاهى اين مسائل در بدنه كارشناسى مورد توجّه قرار نمى‏گيرد، همين است كه وحى مُنزلهايى از غرب در زمينه اقتصاد به ذهنشان آمده كه با سياست و مقاصد استعمارى و استثمارى كمپانيها، سرمايه‏دارها و شركتهاى بزرگ دنيا آميخته است كه در ذهنها جا افتاده و ممكن است بعضى درست، بعضى نيمه درست و بعضى صددرصد غلط باشد، كه بايستى آنها را تحليل كرد و فهميد .

                8- بايد معنويت در اين برنامه مورد توجه قرار گيرد :
                در ديداري كه در تاريخ 21 بهمن ماه سال 1382 روز عيد سعيد غدير, جمعي ازنخبگان جوان دانشگاهي و علمي و افتخار آفرينان عرصه هاي علمي و پژوهشي داخلي و بين المللي ، با رهبر معظم انقلاب داشتند , آقاي هادي فروغ مند اعرابي دارنده مدال طلاي جهاني المپياد كاميپوتر نيز در اين ديدار ، معنويت و ارتباط با پروردگار را رمز پيشرفت حقيقي در عرصه هاي مختلف خواند .

                مدل تحليل SWOT
                روش تجزيه و تحليل SWOT يك روش مختصر و مفيدي است كه براي رهبران و مديران شرايط بيروني و محيط دروني سازمان را تجزيه و تحليل مي كند و تمام عوامل قوت و ضعف درون سازمان و فرصتها و تهديدهاي بيروني را شناسايي نموده و استراتژيهاي متنوعي جهت استفاده بهتر از فرصتها و كاهش زيانهاي ناشي از تهديدها را ارائه مي دهد. در اين روش ابتدا نيروها و عوامل خارجي كه بر سازمان تاثير مي گذارد مشخص شده و سپس عوامل كليدي از غير كليدي متمايز خواهند شد و آنگاه نيروها و عوامل داخلي شناسايي شده و پس از تمايز ميان عوامل مهم و كليدي از عوامل غيركليدي , استراتژيها انتخاب مي شوند . تدوين استراتژي جامع براي توسعه علمي كشور با استفاده از اين مدل تحليلي , به حصول نمي پيوندد مگر آنكه ابتدا به پرسشهاي زير پاسخ دهيم :

                1- چه فرصتهاي مهمي در محيط خارجي براي جنبش نرم افزاري وجود دارد .

                2- جنبش نرم افزاري با چه تهديدهاي مهم خارجي مواجه است

                3- نقاط قوت داخلي , براي توسعه علمي كشور چيست ؟

                4- نقاط ضعف داخلي , براي توليد علم چيست ؟

                در پاسخ به سئوال نخست بايد به وجود تكنولوژي پيشرفته توليد علم اشاره كرد . در جهان كنوني

                سرعت و ميزان توليد اطلاعات به حدي است كه گفته مي شود روزانه 76 هزار مقاله علمي فقط در آمريكا چاپ مي شود . بر اساس گزارش اتحاديه جهاني يونسكو 90 درصد دانش بشري طي 30 سال اخير توليد شده است . و هم اكنون در هر 7 سال توليد علم دو برابر مي شود .

                علاوه براين مي توان شبكه جهاني اينترنت , وجود كتابخانه هاي عظيم الكترونيكي , ديدگاه حمايتي مردم و مناسب بودن فرهنگ عمومي نسبت به توسعه علمي كشور را فرصتهاي مغتنم براي برنامه استراتژيك ذكر كرد . اينترنت به عنوان مهمترين و بزرگترين مولود جنبش توليد داده ها , نقش چشمگيري در روند توليد علم داشته است . بر اساس تحقيقي كه در سال 2003 انجام گرفته است هر روز 3/7 ميليون صفحه وب به شبكه جهاني اينترنت افزوده مي شود . و به يقين اين رقم در حال حاضر بيش از 10 ميليون صفحه است .كتابخانه هاي ديجيتالي و ژورنالهاي الكترونيكي هم اكنون بيش از صدها ميليون مقاله تمام متن و تمام تصوير را به سرعت در اختيار متقاضي قرار مي دهد . بانكهاي اطلاعاتي به منزله قلب كتابخانه هاي ديجيتالي , تمام نيازهاي اطلاعاتي و تحقيقاتي را در اختيار متقاضيان قرار مي دهد . بزرگترين بانك اطلاعاتي (Web of Science ) امكان دسترسي به منابع و مراجع يك مقاله را در يك زنجيره نامتناهي فراهم نموده و همه مقالات مرتبط به موضوع را با تاريخچه تحقيق در اختيار محقق قرار مي دهد . بانكهاي اطلاعاتي پرمصرفي وجود دارند كه چكيده همه پايان نامه هاي دنيا شامل خلاصه تزهاي دكتري و پايان نامه هاي فوق ليسانس در آن قابل دسترسي است . بانكهاي اطلاعاتي فوق تخصصي هم وجود دارند كه در زمينه هاي روانشناسي و روانپزشكي و علوم اقتصادي و علوم تربيتي و مهندسي عمران , معماري , معدن , و ديگر رشته هاي علوم انساني و فني و مهندسي و پزشكي ميليونها مقاله وكتاب را در اختيار متقاضيان قرار مي دهد .

                در پاسخ به سئوال دوم مي توان به ناهماهنگي عرضه و تقاضا در ميدان توليد علم را يكي از تهديدهاي برنامه دانست . علاوه بر اين سلطه فرهنگي و علمي و اقتصادي استعمار در توليد علم يكي از تهديدهاي عمده اين برنامه است . اين سلطه همه جانبه سبب مي شود كه علم توليد شده در خدمت استعمار قرار گيرد و استعمار هم در خدمت چنين علمي واقع شود . و سرانجام , علم از مقام شامخ خود تنزل كند و به عنوان وسيله اقتدار عده اي افزون طلب و آلت دست استعمار درآيد . مقام معظم رهبري در اين زمينه مي فرمايد :

                " بر اثر شرايط سياسى، اجتماعى، فرهنگى و مسأله استعمار - كه نقش استعمار در مطلبى كه مورد نظر من است، بسيار زياد است - بخشى از دنيا زودتر از يك بخش ديگر و به كمك وسيله شتابنده‏اى به سمت قلّه‏هاى علمى حركت كرد. اين بخش از اين وسيله شتابنده استفاده كرد و به جلو رفت و اين وسيله را روزبه‏روز شتابنده‏تر و تواناتر كرد و با بالا بردن كاربرى آن، به دستاوردهاى علم رسيد؛ در حالىكه ما با همه پيشرفت علمى، محاط به جهالتهاى فراوانيم. ساكنان آن بخش از دنيا، پيشرفتهاى علمىِ شگفت‏آورى كردند و بعد هم سياست كلّى‏شان اين شد كه علم را در اختيار خودشان بگيرند و اجازه ندهند كه كشورهايى كه عقب مانده‏اند، به آنها برسند و يا از آنها جلو بزنند! حتماً شما از محدوديتهايى كه براى برخى از فنآوريهاى پيشرفته وجود دارد كه مطلقاً نبايستى به هيچ نقطه‏اى از نقاط دنيا درز پيدا كند، مطالب زيادى شنيده‏ايد.

                استعمار، هم در پيشرفت علمىِ يك بخش از دنيا نقش داشت و هم توانايى‏اش بر استعمار، ناشى از ميزان پيشرفت علمى‏اش بود كه از آن پيشرفت، استفاده سياسى كرد. مانند انگليس كه از كشتى بخار براى استعمار هند استفاده نمود و استعمار هند كمك كرد كه كشتى بخار به كشتيهاى پيشرفته‏ترى تبديل شود و تسلّط بر هند و نقاط ديگر را نيز بيشتر كند. به اين ترتيب، علمى كه محدود و محصور به خودشان بود، در خدمت استعمار قرار گرفت و استعمار در خدمت علم .

                در جاي ديگر مي فرمايند :

                درباره ى مسأله ى علم و تحقيق بايد بگويم كه عمده ى موضوعهايى كه قدرتهاى سلطه گر در نظام سلطه ى جهانى براى حفظ اين رابطه ى سلطه گر و سلطه پذير رويش تكيه مى كنند، سه موضوع است: سلطه ى فرهنگى، سلطه ى اقتصادى، سلطه ى علمى. لازمه اش هم اين است كه نگذارند آن طرف سلطه پذير يا آن كسى كه سلطه بر او تحميل شده، در اين سه زمينه به استقلال و به خودباورى و به پيشرفت برسد؛ نه در زمينه ى مسائل فرهنگى، شامل ايمان و اعتقاد و فرهنگىِ به معناى خاص؛ ارزشها و هدفها و جهت گيريها؛ نه در زمينه ى اقتصادى، و نه در زمينه ى علمى .... يكى از موضوعهايى كه نمى گذارند در كشورهاى زير سلطه رشد كند و بشدت مانع آن مى شوند، مسأله ى علم است؛ چون مى دانند علم ابزار قدرت است. خود غربى ها با علم به قدرت رسيدند؛ اين يكى از پديده هاى تاريخ بود. البته علم بين شرق و غرب دست به دست گشته و براى مدتى هم آنها در جهالت بودند. در همان دوره ى قرون وسطا، كه خودشان توصيف مى كنند، در اين طرف دنيا وقت شكوفايى علم بوده است؛ اما بمجردى كه آنها به علم رسيدند، از علم به صورت يك ابزار براى اقتدار و كسب ثروت و گسترش سلطه ى سياسى و جذب ثروت ملتها و توليد ثروت براى خودشان استفاده كردند و از آن ثروت باز توليد علم كردند و علم را بالا بردند و دانش خودشان را رشد دادند. آنها مى دانند كه علم چقدر در قدرت بخشيدن به يك ملت و به يك كشور، تأثير دارد، لذاست كه اگر بخواهند نظام سلطه؛ يعنى رابطه ى سلطه گر و سلطه پذير باقى بماند و حاكمِ بر نظم جهانى باشد، بايد نگذارند آن بخشى كه آنها مايلند سلطه پذير باشند، داراى علم شوند؛ اين يك استراتژى است كه بروبرگرد ندارد و الان رفتارشان هم در دنيا بر همين منوال است؛ لذا بايد براى كسب علم و تحقيق جهاد كرد؛ بايد كار كرد ما در دوران قبل از انقلاب سالهاى متمادى از علم دور مانديم. يك دوره، دوره ى خواب و غفلت مطلق بود؛ يك دوره هم كه بيدارى و آگاهى به طور طبيعى در بين ملتها به وجود آمد، دوره ى فريب بود. نمى گذاشتند علم به معناى واقعى كلمه وارد كشور شود؛ سرگرم مى كردند و راه تحقيق را باز نمى كردند؛ استعدادها را پرورش نمى دادند و تشويق نمى كردند. انقلاب آمد اين ديوارها و اين مرزها و اين محدوديتها را برداشت و خودآگاهى علمى به وجود آمد .

                در پاسخ به سئوال سوم بايد در راس همه قوتها به منابع نيروي انساني اشاره كرد . نخبگان دانشگاهي و حوزوي و جواناني با استعدادهاي درخشان در مدارس و دانشگاهها مي توانند نقطه قوت اين برنامه باشند . كشور ما داراي ظرفيت هاي منحصر بفردي است. از جهت تاريخي ملت ايران صرف نظر از هوش و استعداد خدادادي، همواره ملتي علم دوست و علم پرور بوده است و اين موضوع پس از ورود اسلام (به ويژه تشيع) به ايران ، به اوج خود مي رسد. يكي از نگرانيهاي اصلي اسلام رونق علم و انديشه است. اساساً نزد ما ايرانيان , ايمان بدون علم فاقد ارزش است. تعاليم اهل بيت(ع) مملو از علم و حكمت است. ما نظير كرسي هاي علمي دوران امام صادق(ع) را در تاريخ نيافته ايم . يكي از وجوه مميزه تشيع علم پروري و آزادي انديشه است. علم در فضاي اختناق و تحِجر رشد نمي كند، و آزادي در چارچوب اخلاق ، دستاوردهاي علمي زيادي را به دنبال داشته است. در اسلام، و به تبعيت از آن در ايران ما , همواره علماء و دانشمندان در هر رشته اي، از بالاترين درجه، و بلندترين پايگاه اجتماعي برخوردار بودند. عوام و توده مردم به علما و دانشمندان از سر عشق و ارادت احترام مي گذاشتند . جمعيت استعدادهاي درخشان در كشور ما سرمايه اي است كه تا الان خودمان از آن بي بهره بوده ايم، به عبارت بهتر ، ديگران از سرمايه هاي ما استفاده كرده اند. در بعضي از كشورهاي غربي , متخصصان ايراني در بسياري از حوزه هاي علوم انساني , فني و مهندسي , پزشكي و هنر رتبه ها و امتيازات بالايي را به خود اختصاص داده اند و بعضا حرف اول را مي زنند . يكي ديگر از نقاط قوت , وجود مديران موفق در امر توليد علم و توسعه علمي در كشور است . امروزه زمينه توليد علم در كشور خيلي بيش از گذشته وجود دارد . در همين مورد رهبر معظم انقلاب مي فرمايند :

                " امروز حقيقتاً زمينه توليد در كشور وجود دارد و ما مديران، متخصّصان و فن‏آوران خوب و استعدادهاى درخشان و بالا و دلهاى گرم داريم. چند روز قبل گزارشى راجع به توليد و تكثير و انجماد سلّولهاى بنيادى به من دادند. اين يك كارِ بسيار عظيم و پيچيده علمى است كه در معدودى از كشورهاى دنيا انجام گرفته است. در كشور ما اين كار بى‏سروصدا اتّفاق افتاده و هنوز اعلان هم نشده است. به نظر من اهميت اين كار كمتر از كار هسته‏اى كه ما كرديم، نخواهد بود. اين كار در آينده پزشكى دنيا ارزش زيادى دارد و دنيا از آن به عنوان يك انقلاب پزشكى نام مى‏برد. يك گروه جوان مؤمنِ انقلابى و واقعاً جهادى كه از همين بچه‏هاى جهاد دانشگاهى هستند، راجع به اين مسأله چند سال كار كرده‏اند و به نتايج خوبى رسيده‏اند - البته بايد كار ادامه پيدا كند تا به آن نتايج نهايى‏اش برسد - كه ان‏شاءاللَّه خودشان اعلان خواهند كرد. بنابراين ما چنين زمينه‏هاى رشد علمى و فكرى در كشور داريم كه از ارزش بالايى برخوردار است . "


                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment


                • #23
                  و در جمع اساتيد دانشگاهها فرمودند :

                  " نكته سوم اين است كه همه اين كارها فقط احتياج به پول و استعداد ندارد، بلكه احتياج به مديريت شايسته دارد كه اين برمى‏گردد به بخشهاى مديريتى دانشگاه؛ چه رؤساى دانشگاهها و دانشكده‏ها و مراكز تحقيقاتى، چه مديران دستگاههاى دولتى كه مربوط به علمند؛ مثل وزارتخانه‏هاى علوم، بهداشت و آموزش و پرورش. اينها وظايف سنگينى دارند. چون ظاهراً وزراى محترم اين‏جا تشريف دارند، اين نكته را بگويم كه آنها بشنوند و دنبال كنند: كسانى كه در وزارتخانه‏ها و دانشگاهها مسؤوليت مديريتى دارند، با تشخيص درست و اهميت دادن به موضوع، مى‏توانند نقشى بسيار مهمّ و تعيين كننده در اين هدفى كه مورد علاقه همه ماست، ايفا كنند.

                  ما امروز استعدادهاى زيادى در كشور داريم كه بايستى شناسايى، جمع و هدايت شوند و بايد به آنها عملاً تفهيم شود كه براى استعدادشان ارزش قائليم. همين مسائل مادّى و پول و پاداش - كه در خلال فرمايشات بعضى از دوستان بود - عملى است؛ لكن بر مديريتِ اين كار متوقّف است. البته شوراى عالى انقلاب فرهنگى هم در اين زمينه مسؤوليت و نقش دارد. اعضاى اين شورا هم بايستى به اين مسائل توجّه كنند، تا اين آرزوها تحقّق پيدا كند .


                  متاسفانه در پاسخ به سئوال چهارم , مي توان به نقاط ضعف زيادي اشاره كرد . از موانع فرهنگي و اقتصادي و قانوني در كشورمان كه صرف نظر كنيم . نمي توان مسائلي مثل عدم احساس نياز مديران به تحقيق و پژوهش , خلاء نظارت در كشور بر روي مسائل علمي و آموزشي , ضعف و تنبلي جمع زيادي از دانشجويان , ضعف و عافيت طلبي بعضي از حوزويان , كميت گرايي در حوزه دانش و انجام كارهاي نمايشي و تشريفاتي در قلمرو علم , صدور مدارك فاقد پشتوانه علمي , لغو بودن بسياري از رساله ها و پايان نامه هاي دانشجويي و بايگاني آنها در گوشه كتابخانه ها , عدم ارتباط صحيح بين دانشگاه و صنعت و ... را ناديده گرفت .

                  در مدل SWOT پس از ترسيم عوامل بيروني و دروني در جداول مربوط , چهار نوع استراتژي حاصل مي شود كه عبارتند از : ST ,WO , SO, WT

                  استراتژي SO به ما مي گويد كه با استفاده صحيح از نقاط قوت داخلي و فرصتهاي مهم خارجي , راه رسيدن به اهداف بنيادي را كوتاه كنيد .

                  ETOPSAP

                  تكنولوژي توليد علمبازاريابي توليد علم

                  رقباي توليد علم مديريت توليد علم

                  ديدگاهها و نقش دولت و رهبري در جنبش نرم افزاري منابع و نيروي انساني :

                  ـ متخصصان دانشگاهي

                  ـ متخصصان حوزوي

                  ـ استعدادهاي درخشان جوانان

                  عرضه كنندگان علم تعاليم ديني

                  فرهنگ عمومي مردم نسبت به توسعه علمي كشور مالي و حسابداري :

                  - كم بودن بودجه پژوهشي

                  - توزيع ناعادلانه بودجه پژوهشي

                  شبكه جهاني اينترنت و وجود كتابخانه هاي ديجيتالي موانع فرهنگي و اقتصادي و قانوني در داخل كشور

                  ناهماهنگي عرضه و تقاضا عدم روحيه كارگروهي در پژوهشگران

                  سلطه فرهنگي استعمارخلاء نظارت

                  سلطه اقتصادي استعمارضعف و تنبلي دانشجويان و طلاب

                  سلطه علمي استعمارعافيت طلبي دانشگاهيان و حوزويان

                  استفاده ابزاري از علم كميت گرايي و كارهاي نمايشي

                  صدور مدارك فاقد پشتوانه علمي

                  ضعف ارتباط دانشگاه با صنعت

                  لغو بودن رساله ها و پايان نامه هاي

                  دانشجويي

                  عدم احساس نياز مديران به پژوهش

                  استراتژي WO به ما مي گويد كه از فرصتهاي خارجي جهت جبران نقاط ضعف استفاده كنيد . اما استراتژي ST مي كوشد تا با استفاده از نقاط قوت داخلي از زيانهاي ناشي از تهديدهاي خارجي جلوگيري كند . و بالاخره WT مي كوشد تا نقاط ضعف را كاهش دهد و از اين رهگذر جلوي تهديدات را بگيرد .

                  اكنون براي تعيين فرصتها و تهديدات جنبش نرم افزاري و تشخيص نقاط قوت و ضعف برنامه , به ترسيم جداول ETOP براي فرصتها و تهديدهاي خارجي وSAP براي تنظيم ضعفها و قدرتهاي داخلي مي پردازيم :

                  پس از تعيين عوامل محيط داخلي و خارجي و تهيه ليستي از فرصتها و تهديدها و ضعفها و قوتها در جداول ETOP وSAP بايد به كمك آراء و نظرات خبرگان عوامل مهم و كليدي ( CSF) مشخص شود . در اين مقاله با تكيه بر سخنان رهبري و ديدگاه نخبگان در محضر رهبر معظم انقلاب عوامل كليدي ذكر شده است .

                  اكنون استراتژيهاي چهارگانه را مشخص مي كنيم :
                  S1 منابع نيروي انساني
                  S2 تعاليم ديني
                  S3 استعدادهاي درخشانW1 كم بودن بودجه پژوهشي
                  W2 توزيع نادرست بودجه
                  W3 عدم روحيه كار گروهي
                  W4 خلاء نظارت
                  W5 ضعف و تنبلي دانشجو ..
                  W6 عدم بانك اطلاعاتي
                  W7 صدور مدارك فاقد ...
                  W8 ضعف ارتباط دانشگاه ...
                  W9عدم احساس نياز مديران .عوامل داخلي
                  عوامل خارجي
                  استراتژيهاي so :
                  ـ استخدام منابع نيروي انساني جهت اسفــاده از تكـنولوژي
                  توليد علم
                  ـ استفاده از تعاليم ديني جهت
                  تهييج مردم به تشويق و تعظيم پيشتازان جنبش نرم افزاري و عرضه كنندگان علم استراتژيهاي wo :
                  ـ تنظيم لوايح دولتي و استفاده از ديدگاه رهبري نظام جهت افزايش بودجه پژوهش وتوزيع عادلانه آن و نيز تقويت سيستم نظارت بر كارهاي علمــي و پژوهـــشي و حذف مــديران مستبد و بي نياز از پژوهش
                  ـ استفاده از اختيارات دولت و مجلس جهت تشكيل سازمان نخبگان و ايجاد بانك اطلاعاتي و جلوگيري از صدور مدارك بدون پشتوانه علمي O1 تكنولوژي توليدعلم
                  O2 ديدگاههاي رهبري ...
                  O3 فرهنگ عمومي مردم ...
                  O4 اينترنت و كتابخانه هاي...
                  O5 عرضه كنندگان علم
                  O6 اختيارات مجلس شورا
                  O7- اختيارات دولت
                  استراتژيهاي st :
                  ـ اسفاده از منابع نيروي انساني جهت رفع ناهماهنگي عرضه و تقاضا
                  - اسفاده از تعاليم ديني براي رفع سلطه استعماراستراتژي wt :
                  پرهيز جدي از تهديدات رقبا و سلطه استعمار , با ريشه كن كردن نقاط ضعف داخلي T1 رقباي توليد علم
                  T2 ناهماهنگي عرضه و ...
                  T3 سلطه فرهنگي استعمار
                  T4 سلطه علمي استعمار
                  T5 سلطه اقتصادي استعمار
                  T6 استفاده ابزاري از علم
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • #24
                    توصيه‌هايي براي سياستگذاران فناوري‌نانو


                    از جمله اين توصيه ها مي توان به مشاركت فعال تر كشورهاي در حال توسعه در پايش علوم و فناوري نانو، همكاري در تدوين استانداردها، و ‏مشاركت در بررسي اثرات بهداشتي و زيست محيطي فناوري نانو اشاره كرد.‏


                    پايش فناوري

                    صندوق مشترك كالا (Common Fund for Commodities) كه يك مؤسسه اعتباري مشترك بين‌المللي محسوب مي‌شود و مقرآن در آمستردام هلند است، مي‌تواند در حمايت مالي از انجام پژوهش در زمينه تأثيرات فناوري‌نانو نقش مهمي ايفا كند. برنامه كاري پنج ساله اين صندوق مشخص نموده است كه در اين مدت بايد چه فعاليت‌هايي در مورد مواد خام مختلف انجام شود. اين مواد، بخش عمده‌اي از صادرات كشورهاي كمتر توسعه‌ يافته و معاش قشرهاي فقير و كم درآمد اين كشورها را تشكيل مي‌دهند. اين كشورها بايد از صندوق مشترك كالا بخواهند كه پژوهش‌هايي در مورد تأثير فناوري‌نانو بر مواد خام انجام دهد؛ پژوهش‌هايي با نگاه ويژه‌ به صنايعي از قبيل نساجي، محصولات كشاورزي و مواد معدني راهبردي، كه آسيب پذيري بيشتري از جانب اين فناوري متوجه آنهاست. بر اساس خط مشي‌ صندوق مشترك كالا، كليه طرح‌هاي پيشنهادي بايد از طريق سازمان‌هاي تخصصي بين‌المللي كه در مورد يك ماده و كالاي خاص فعاليت مي‌كنند و اختصاراً ICB (International Commodity Body) ناميده مي‌شوند، به اين صندوق ارائه شوند. كشورهاي در حال توسعه، بايد ضمن مشورت با سازمان‌هاي تخصصي فوق الذكر از آنها بخواهند كه پيشنهاد پروژه‌ها را به منظور ارزيابي فرصت‌ها و چالش‌هاي فناوري‌نانو در اين كشورها به صندوق مشترك كالا تحويل دهند.

                    2. تقويت توان سازمان ملل در ارزيابي فناوري

                    براي اينكه كشورهاي در حال توسعه بتوانند تصميمات مناسبي در مورد مضرات، منافع و ارزش نهايي فناوري‌نانو اتخاذ نمايند، بايد ارزيابي‌هاي علمي، اقتصادي و اجتماعي زيادي انجام دهند. متأسفانه هر زمان كه نياز مبرمي به ارزيابي و پايش يك فناوري احساس مي شود ، ابزارها و منابع اندكي براي انجام اين كار وجود دارد. مثلاً در حال حاضر سازمان ملل هيچ كنترل و نظارتي بر رشد و توسعه فناوري‌هاي جديد به طور اعم و فناوري‌نانو به طور اخص ندارد و در دهه‌هاي اخير، قدرت خود را در هدايت روند ارزيابي و پايش فناوري از دست داده است. كشورهاي در حال توسعه متكي به صادرات مواد خام بايد به قدرت و توان جديدي براي پايش و ارزيابي فناوري دست يابند. اين دولت‌ها بايد از سازمان ملل درخواست كنند كه توان خود را براي كمك به كشورهاي عضو افزايش دهد. به منظور اجتناب از بروز شكاف يا انحراف در قانونگذاري، اين دولت‌ها بايد از طريق سازمان‌هاي تخصصي زير مجموعه سازمان ملل با يكديگر همكاري كنند تا ضمن تأكيد بر حفظ ايمني و سلامت كارگران و مصرف كنندگان، حفاظت از محيط زيست و تنوع زيستي، رفاه اقتصادي اجتماعي مردم همه كشورها نيز تأمين شود.
                    3. نظارت بر فناوري‌هاي شركت‌هاي چند مليتي
                    اگر وضع به همين منوال ادامه يابد، شركت‌هاي چند مليتي به زودي كل سرمايه‌گذاري، پژوهش و توسعه و همچنين فروش محصولات فناوري‌نانو را در بخش‌هاي گوناگون اين صنعت، به انحصار خود در خواهند آورد. در چنين شرايطي بايد مراقب سياست‌ها و عملكرد تجاري اين شركت‌ها هم بود. در سال 1974 سازمان ملل، مركز همكاري‌هاي بين‌المللي را پايه‌گذاري كرد، اما برنامه‌هاي اين مركز چندان موفقيت‌آميز نبود و سرانجام در سال 1993 از ادامه فعاليت باز ماند. به دنبال تعطيلي اين مركز، ادغام شركت‌ها در سطح جهان هفت برابر شد و حجم اين ادغام‌ها از رقم 500 ميليارد دلار به 3.4 تريليارد در سال رسيد. به اين ترتيب فناوري در سطح جهان طي اين سال‌ها رشد سرسام آوري را شاهد بود. به دليل تأثيرگذاري زياد ادغام شركت‌‌ها بر كشورهاي مختلف و توسعه آنها، جامعه جهاني بايد دوباره قدرت كنترل فعاليت‌ها، ساختار فناوري و قدرت انحصاري شركت‌هاي چند مليتي را به دست گيرد و بر اين روند نظارت كند.
                    4. تنوع در فناوري
                    همان طور كه اتكا به چند ماده خام مي‌تواند كشورهاي در حال توسعه را در وضعيت اقتصادي آسيب پذيري قرار دهد، وابستگي به فناوري‌هاي آزمايش نشده جديد هم ممكن است خطرات بالقوه‌اي در پي داشته باشد. روزي فرا خواهد رسيد كه جهان به ناچار، تنوع فناوري‌هاي جديدي را كه از آينده اجتماعي، اقتصادي و زيست محيطي مناسبي برخوردارند، پذيرفته و از همه انواع اين فناوري‌ها بهره خواهد گرفت. اگر هدف نهايي از به‌كارگيري يك فناوري‌، رفع نيازهاي مختلف اجتماعي در محيط‌هاي فرهنگي مختلف باشد، هم كشورهاي غني و هم كشورهاي فقير بايد نياز به حفظ تنوع در فناوري‌ها (فناوري‌هاي جديد و قديمي) را درك كرده و انواع بومي آن را كه اغلب با اعمال فشار براي پذيرش انواع جديد كنار گذاشته مي‌شوند، شناسايي و حمايت نمايند.
                    5. فناوري‌نانو و مالكيت فكري
                    امروزه مالكيت فكري نقش بسزايي در رشد علوم و فناوري ايفا مي‌كند و رقابت تنگاتنگي براي به دست گرفتن كنترل انحصاري بازار عظيم اين فناوري در جريان است. ارزيابي تأثيرات متقابل مالكيت معنوي و فناوري‌نانو، نيازمند مطالعات گسترده‌اي است. دولت‌ها بايد از سازمان مالكيت معنوي (WIPO) بخواهند كه مطالعاتي را در زمينه تأثيرگذاري مالكيت معنوي فناوري‌نانو بر انتقال فناوري و تجارت كشورهاي در حال توسعه، انجام دهد.
                    6. تأثيرات اجتماعي و اخلاقي فناوري‌هاي همگرا
                    علم تركيب مواد جاندار و غير جاندار در مقياس نانو (نانوزيست فناوري‌ كه زيست شناسي مصنوعي نيز ناميده مي‌شود) رشته علمي نوظهوري است كه بحث‌هاي داغي را در جامعه علمي جهان برانگيخته است. امروزه پژوهشگران به دور از انظار عموم و نظارت دستگاه‌هاي قانوني، به دنبال ساخت ماشين‌هاي زيستي يعني زيست‌واره‌هاي دوگانه‌اي هستند كه در ساخت آنها هم از مواد جاندار و هم از مواد غير جاندار استفاده شده است.
                    اگرچه زيست شناسي مصنوعي ممكن است فعلاً موضوعي دور از دسترس به نظر برسد، اما علم تركيب مواد جاندار و غير جاندار با پيشرفت سريع خود از هم اكنون به سرعت نگراني‌هاي اخلاقي و زيست محيطي را دامن زده است و دولت‌ها و سازمان‌هاي غير دولتي بايد توجه ويژه‌اي به آن داشته باشند. اگر انجام اين كار به مدت 10 سال به تعويق بيفتد، عواقب خطرناكي به دنبال خواهد داشت. دولت‌ها بايد از كميسيون حقوق بشر سازمان ملل بخواهند كه انجام مطالعاتي را در زمينه تأثيرات اجتماعي و اخلاقي زيست شناسي مصنوعي يا ‌نانوزيست فناوري، به ويژه بر افراد معلول و ديگر اقشار ضعيفِ كشورهاي در حال توسعه، برعهده بگيرد.
                    7. اصلاحات كشاورزي
                    شهر پورتوآلگره برزيل در روزهاي 7 تا 10 مارس 2006 ميزبان كنفرانس بين المللي اصلاحات كشاورزي و توسعه روستايي (ICARRD) بود. اين كنفرانس با موضوع اصلي فرصت‌ها و چالش‌هاي جديد در احياي جوامع روستايي و با همت سازمان خواروبار و كشاورزي ملل متحد (فائو) برگزار گرديد. كشورهاي شركت كننده در كنفرانس از فائو خواستند موضوع فناوري‌نانو و تأثير آن بر كشاورزي و بازارهاي مواد خام نيز در دستور كار اين همايش قرار گيرد.
                    8. رويكرد قانونمند چند جانبه
                    دولت‌ها براي نظارت مستمر بر ورود فناوري‌هاي جديد، بايد به جاي ارزيابي بخشي‌نگرانه فناوري، راهبردي بلند مدت داشته باشند. جامعه بين‌الملل براي اجتناب از بحران‌هاي ناشي از فناوري‌هاي جديد، نيازمند سازمان مستقلي است كه به طور ويژه به ارزيابي اين فناوري‌ها پرداخته و سامانه هشدار و اعلام خطر سريع را در اين مورد به وجود آورد. يكي از راه حل‌هاي ممكن، تأسيس چارچوبي بين‌المللي است كه شايد بتوان آن را كنوانسيون بين‌المللي ارزيابي فناوري‌هاي جديد (ICENT) ناميد. هدف از تأسيس اين كنوانسيون، ايجاد محيطي اجتماعي، سياسي و علمي است كه همه اعضاي آن با مشاركت يكديگر و ضمن فرايندي شفاف، فناوري‌هاي جديد را به موقع ارزيابي، و نوآوري‌هاي علمي را تقويت كرده، اشتراك مساوي در منافع را براي همه اعضا فراهم آورند. به علاوه اين چارچوب بايد از فناوري‌هاي مفيد، متداول يا متعلق به فرهنگ‌هاي مختلف حمايت كرده، تنوع و عدم تمركز فناوري‌ها را تقويت كند.
                    9. افزايش مشاركت كشورهاي در حال توسعه در مديريت فناوري‌نانو
                    مديريت فناوري‌نانو نيازمند مشاركت شفاف و وسيع بين‌المللي است. تاكنون فقط تعداد انگشت شماري از كشورهاي در حال توسعه با درآمد متوسط در مذاكرات چند جانبه سياستگذاري فناوري‌نانو مشاركت داشته‌اند. سازمان ملل و سازمان‌هاي تخصصي وابسته به آن هم از اين مباحث كه بيشتر از سازمان‌هاي اجتماعي و جامعه بومي كشورها نشأت مي‌گيرند به دور مانده‌اند.
                    10. گسترش بحث بهداشت و خطرات مربوط به ايمني
                    در سال گذشته، بسياري از كشورها و سازمان‌هاي عضو سازمان توسعه همكاري‌هاي اقتصادي (OECD) ميزبان همايش‌هايي در مورد خطرات ايمني، بهداشتي و زيست‌محيطي فناوري‌نانو و ضوابط مربوط به آنها بودند. كشورهاي در حال توسعه نيز بايد در اين همايش‌ها شركت كرده و موضوعات آن را دنبال كنند. اين كشورها بايد با مشاركت مردم و دانشمندان خود، نظام قانونگذاري منحصر به فردي را بر اساس اصول پيشگيرانه پايه گذاري نمايند. اين نظام حقوقي بايد طوري طراحي شود كه بتواند به‌طور ويژه مسائل بهداشتي و زيست محيطي فناوري‌نانو را بررسي نمايد. خطرات بهداشتي و ايمني اين فناوري، از نظر جامعه بين الملل بسيار حايز اهميت است. اما قانونگذاري نبايد فقط به اين موارد محدود شود بلكه بايد اثرات گسترده اجتماعي اقتصادي فناوري‌نانو به ويژه تأثيرگذاري آن بر كشورهاي در حال توسعه متكي به صادرات مواد خام، كنترل و مالكيت اين فناوري‌ها، و تأثيرآن بر مردم فقير را نيز در برداشته باشد.
                    11. زمان آماده سازي

                    با توجه به اينكه تاكنون هيچ كشوري در جهان ضوابطي را در مورد خطرات منحصر به فرد فناوري‌نانو وضع نكرده است، دولت‌ها براي تدوين ضوابط و سياست‌هاي اجتماعي مرتبط با اين فناوري، نيازمند فرصت كافي هستند. دولت‌هاي جهان سوم ممكن است براي ارزيابي جامع‌تر فناوري‌نانو و تأثير آن بر مالكيت معنوي، نيازمند مهلت بيشتري باشند تا ضمن تدوين ضوابط لازم براي حفاظت از كارگران، مصرف‌كنندگان و محيط زيست، تأثيرات گسترده اجتماعي اين فناوري را هم بررسي نمايند.
                    به دليل گستردگي و اهميت فناوري‌نانو در بخش‌هاي مختلف اقتصاد، برخورداري از ديدگاهي بلند مدت و مبتني بر آگاهي در مورد اين فناوري از اهميت بسزايي برخوردار است. به همين دليل دولت‌ها‌ بايد همكاري نزديكي با دانشمندان، صنايع و با يكديگر از يك طرف و با مردم و سازمان‌هاي اجتماعي كشور خود از طرف ديگر، داشته باشد تا به دورنماي دقيق‌تري در مورد فناوري‌هاي نوظهور (نظير فناوري‌نانو) دست يابند.
                    12. اجراي طرح‌هاي مشترك سياستگذاري فناوري‌نانو دركشورهاي جهان سوم
                    دولت‌هاي جهان سوم به ويژه كشورهاي در حال توسعه متكي به صادرات مواد خام بايد با برگزاري همايش‌هايي اتحاديه‌هاي تجاري و سازمان‌هاي كشاورزي و توليدي خود را گرد هم آورند تا اعضاي آنها ضمن كسب و مبادله اطلاعات، تأثيرات فناوري‌نانو بر كارگران و اقتصاد خود را بررسي كرده، به راهبردهاي مشتركي در اين زمينه دست يابند. اين كشورها بايد مشاركت فعالي در همايش‌هاي بين‌المللي با موضوع مديريت فناوري‌نانو و توسعه استانداردهاي اين فناوري داشته باشند. برگزاري نشست‌هاي محرمانه و با دعوت قبلي، مشاركت فعال سازمان ملل در اين حوزه را نيز در پي خواهد داشت.
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment


                    • #25
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment


                      • #26
                        آسيب‌شناسي آموزش فناوري‌نانو در ايران


                        در يكي دو سال اخير، آموزش فناوري‌نانو، راه خود را به دانشگاه‌هاي كشور باز كرده و دوره‌هاي تحصيلات تكميلي اين رشته، در چند دانشگاه شروع شده است. در اين نوشته، به برخي از آسيب‌ها اشاره ميشود.


                        در يكي دو سال اخير، آموزش فناوري‌نانو، راه خود را به دانشگاه‌هاي كشور باز كرده و دوره‌هاي تحصيلات تكميلي اين رشته، در چند دانشگاه شروع شده است. جديد بودن، جاذبه‌هاي ذاتي و تبليغ جهاني اين فناوري، موجب تحريك بسياري از دانشجويان براي تحصيل در اين رشته شده است و رقابت براي تحصيل در اين رشته را به طور ناخودآگاه تشديد كرده است. در نتيجه اين رقابت، دانشجوياني با سطح علمي مناسب وارد سيستم آموزش فناوري نانو مي‌شوند.
                        ديگر عوامل كليدي در اين سيستم، استادان، دروس و طرح‌هاي پژوهشي هستند كه نتيجه اين عوامل بايد تربيت نيروي انساني با سواد، خلّاق، و كارآمد، به منظور تحقق اهداف سند راهبرد توسعه فناوري‌نانو در جمهوري اسلامي ايران (راهبرد آينده) - يعني دسترسي به جايگاهي مناسب در بين پانزده كشور برتر اين فناوري - باشد. اما انجام فرايند تربيت نيرو در اين سيستم ممكن است با آسيب‌هايي رو به رو باشد، از جمله:
                        اول: به دليل مشخص نبودن حد و مرز فناوري‌نانو و بالغ نشدن آموزش آن در جهان، ممكن است برخي دانشگاه‌ها همان علوم متعارف مقياس ماكرو را با برچسب نانو به دانشجويان ارائه كنند. زيرا همان طور كه شوق تحصيل در نانو، خيلي از دانشجويان را به اين رشته مي‌كشاند، اسم و رسم تدريس نانو نيز مي‌تواند برخي از مدرسين ناآشنا به مباني علمي اين فناوري را تحريك به تدريس در اين زمينه كند. در اين صورت، سطح علمي دانش‌آموختگان فناوري‌نانو، پايين‌تر از حد انتظار خواهد بود.
                        دوم: آموزش نيروي انساني بايد همراه با تمهيد سازوكار لازم براي به كارگيري دانش‌آموختگان در فعاليت‌هاي واقعي و موّلد باشد، تا امكان دسترسي به سهم مناسبي از بازار جهاني فناوري‌نانو (هدف سند راهبرد) فراهم شود. آسيبي كه از اين جنبه متوجه فناوري‌نانو در كشور ما است، تلاش دانشگاه‌ها براي پيشگامي صرف در داير نمودن رشته فناوري‌نانو، بدون توجه به زنجيره‌هاي بعد از آموزش است. اين معضل باعث خواهد شد تا در چند سال آينده با نيروهايي بدون بازار كار مواجه شويم. در اين صورت، تنها سهم ايران از توليدات جهاني فناوري‌نانو، توليد پرهزينه نيروي انساني ارزان قيمت يا مُفت براي بازارهاي خارجي خواهد بود!
                        سوم: تعريف پروژه‌هاي پژوهشي فناوري‌نانو، چه براي دانشجويان اين رشته و چه دانشجويان علاقمند در ساير رشته‌ها نياز به دقت و برنامه‌ريزي دارد. هم‌اكنون تعريف پروژه در دانشگاه‌هاي ما، كاملاً استادمحور و بي‌برنامه است و پروژه‌هاي تحقيقاتي صرفاً در راستاي تخصص و علاقه استادان تعريف مي‌شود. در صورت بروز چنين اتفاقي براي رشته فناوري‌نانو، پژوهش در اين زمينه در جزاير كاملاً مجزا و بدون هيچ‌گونه ارتباط هدف‌داري دنبال خواهد شد. در اين صورت انجام پروژه‌هاي ابتدايي، بي‌هدف و تكراي رو به فزوني رفته و اين تصور را تقويت خواهد كرد كه پژوهش در فناوري‌نانو يعني دور ريختن سرمايه؛ ديدگاهي كه بعضي‌ها نسبت به كل مقوله پژوهش پيدا كرده‌اند.
                        لذا در مجموع مي‌توان اين گونه نتيجه گرفت كه به منظور اثر بخش شدن دوره‌هاي آموزش فناوري‌نانو در دانشگاه‌ها و جلوگيري از هدر رفتن زمان، هرز رفتن نيروهاي انساني و اتلاف سرمايه مادي، لازم است:
                        اولاً، انگيزه‌هاي شخصي در تدريس فناوري‌نانو وارد نشود و عرصه تدريس براي كساني كه صلاحيت علمي بيشتري دارند (با معيارهايي همچون سابقه تدريس، تحصيل، تحقيق، ارائه مقالات معتبر، ثبت اختراع در زمينه‌هاي مرتبط) بازتر شود.
                        ثانياً، طراحي دوره‌هاي آموزشي با تفكر بلندمدت صورت گيرد و قبل از اين كه دانشجويي براي اين رشته پذيرش شود، زمينه فعاليت او در آينده روشن شود و حلقه آموزش، در زنجيره توليد ديده شود.
                        ثالثاً، با بررسي فرصت‌ها و چالش‌هاي كشور، پروژه‌هاي به هم پيوسته و زنجيره‌اي طراحي شده و دانشگاه‌ها در قالب برنامه‌هاي پژوهشي، مأمور انجام اين پروژه‌ها شوند؛ همانند برنامه تحقيق و توسعه اتحاديه اروپا كه پروژه‌هاي زنجيره‌اي آن با هدف خاص و از پيش تعيين شده، حتي در قالب پروژه‌هايي در چند كشور مجزا انجام مي‌شود.
                        نهايتاً از آنجا كه ستاد ويژه توسعه فناوري‌نانو، متولي هدايت جريان كلّي فناوري‌نانو در كشور است، لازم است تعامل سازنده‌تري بين ستاد و وزارت علوم برقرار شود تا جريان تربيت نيرو به حركتي كنترل شده و با اهداف مشخص و بلند مدت تبديل شود. مسلماً همدلي و برنامه‌ريزي قوي در اين زمينه باعث مي‌شود تا پيشرفت‌هاي مقطعي و موردي كشور، به جرياني پايدار تبديل شده و موج موفقيت اين فناوري از خطر ميرايي نجات يابد.
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment


                        • #27
                          تاملي بر مفهوم و لوازم آزاد انديشي

                          خبرگزاري فارس: توسعه آزادي تفكر و انديشه ورزي و بيان نتايج و دستاوردهاي آن يكي از اهداف انقلاب اسلامي است كه به دلايل مختلف با ضعف ها و كاستيهايي روبه رو بوده است چنانكه در سه سال اخير يكي از رهنمودهاي اساسي و موكد رهبر معظم انقلاب اسلامي به مراجع عالي فكري و فرهنگي كشور و حوزه هاي علميه تامين زمينه هاي پايدار براي آزاد انديشي است.


                          توسعه آزادي تفكر و انديشه ورزي و بيان نتايج و دستاوردهاي آن يكي از اهداف انقلاب اسلامي است كه به دلايل مختلف با ضعف ها و كاستيهايي روبه رو بوده است چنانكه در سه سال اخير يكي از رهنمودهاي اساسي و موكد رهبر معظم انقلاب اسلامي به مراجع عالي فكري و فرهنگي كشور و حوزه هاي علميه تامين زمينه هاي پايدار براي آزاد انديشي است.
                          آزادي انديشه كه پيوند غيرقابل تفكيكي با آزادي بيان دارد ، از تعريف و مقتضيات كاملا روشني برخوردار است و چندان نيازي به ژرف كاوي ندارد ؛ براي مثال : نمي توان به متفكران و محققان ، موضوع ، چارچوب و مسير مشخصي را تحميل كرد يا آنها را براي بهره گيري از امكانات ، منابع و مدارك علمي با تبعيض و محدوديت روبرو نمود و مهم تر آنكه نمي توان متفكران جامعه را از تفكر و تحقيق در زمينه خاصي تحت فشار رواني ، سياسي و اقتصادي قرار داد يا كسي را از دست يابي به برخي نتايج علمي برحزر داشت ، سرزنش كرد يا تحت تعقيب قرار داد.
                          از سوي ديگر بر اساس قانون اساسي ، يك متفكر آزاد است تا نتايج علمي خود را منتشر كند و تلاش نمايد تا اين نتايج ، از تاثير و كاركردهاي عيني نيز برخوردار شود. بنابراين طبيعي است كه مقتضي آزاد انديشي ، اجتناب از هر گونه رفتاري است كه محقق را از بيان و انتشار آزادانه آراء و آثار علمي اش بيمناك نموده يا با سطوح و انواعي از محدوديت و ناامني مواجه نمايد.
                          اما آيا حقيقتا مرزي براي آزاد انديشي وجود دارد؟ گرچه ممكن است اين تصور در ذهن تقويت شود كه تعيين مرز براي آزادانديشي تناقض به شمار مي رود ليكن تمامي جوامع به منظور حفظ حريم و شان انسان و تامين عدالت و حقوق انساني ، مرزي هرچند نازك و فراخ براي آزاد انديشي تعيين كرده اند. در واقع مرز آزاد انديشي جايي است كه حقوق فرد يا جامعه نقض شده باشد يا احتمال نقض شدن آن از طرق مشروع واضح و مبرهن گردد. البته اين موضوعي است كه از طرفي تنها قانون از شان ، جايگاه و قدرت ترسيم آن برخوردار است و از طرف ديگر تنها ايزارهاي قانوني است كه مي تواند در اعمال آن مبادرت نمايد.
                          در فرايند تامين و گسترش آزاد انديشي طرف هاي متعددي حضور دارند :
                          - محققان و متفكران جامعه ،
                          - قواي سه گانه كشور ،
                          - طيف ها و گروههاي مختلف جامعه ( سياسي و فرهنگي ) ،
                          درباره برخي از محققان و متفكران جامعه شواهد و قرائن حاكي از اين مهم است كه علاوه بر ناآشنايي با حقوق و ميدان آزاد انديشي ، با توجه به سوابق تاريخي ايران، از تجارب چنداني در زمينه آزاد انديشي برخوردار نيستند و در برخي مواقع ميان آزاد انديشي و فعاليت هاي سياسي و جناحي ( تسويه حساب هاي جناحي ) تفاوت چنداني قائل نمي شوند كه اين خود يكي از موانع اساسي در دست يابي به آزاد انديشي است.
                          آزاد انديشي هم به بستر سازي و حمايت روشمند نيازمند است ، هم به قوانين دقيق و شفاف و هم به برخورداري از استطاعت و اقتدار لازم براي اعمال قانون. بايد توجه داشت كه تنها بخشي از قانون متوجه ترسيم دقيق مرز آزاد انديشي است ؛ ليكن بخش هاي ديگر قانون بايد به تامينات قانوني براي حمايت از محققان و متفكران كشور و برخورد با افراد و گروههايي كه مطابق قانون ناقض آزاد انديشي محسوب مي شوند اختصاص يابد. بايد قبول كرد كه در حال حاضر نه دولت ازتوان لازم براي گسترش آزاد انديشي در يك فضاي كاملا بي طرف و غير سياسي برخوردار است ، نه مجلس قانون و قوانين دقيق و شفافي را براي تامين و بسط آزاد انديشي تدوين و تقنين كرده است و نه قوه قضائيه فرصت اعمال دقيق ، مقتدرانه و بي طرفانه قانون يا قوانين مربوط را در خود فراهم ساخته است.
                          و اما در زمينه طيف ها و گروههاي جامعه ، مهم ترين مساله فقدان آگاهي عميق از مفهوم و مقتضيات آزاد انديشي ، ضعف قدرت هاضمه در مواجهه با ديدگاهها و نظرات مخالف و غير رايج ، خلط ساحت فكر و انديشه با ساحت سياست ، روي آوري به راههاي روبنايي براي صيانت از اصول و عقايد ديني ، و نيز مداخله در حريم قانون گذار و عامل اجراي قانون را مي توان برشمرد كه البته اين مسائل ارتباط تنگاتنگ و متقابلي با قواي سه گانه نيز خواهد داشت.
                          در اين راستا مي توان به هشت راهكار اساسي به منظور بسط و گسترش آزاد انديشي اشاره داشت :
                          1. گسترش و تعميق آموزش هاي تخصصي و عمومي درباره آزاد انديشي به ويژه از طريق رسانه هاي عمومي و تخصصي ،
                          2. ايجاد فرصت هاي مناسب براي توسعه تجربه آزاد انديشي در حوزه و دانشگاه ،
                          3. ايجاد سنجه هاي علمي و تخصصي از سوي جامعه علمي كشور و توسعه مجامع علمي و آكادميك براي سنجش و داوري درباره دستاوردهاي علمي ، ( مانند كرسي هاي نظريه پردازي ، نقد و مناظره )
                          4. تلاش براي تفكيك جدي عرصه و ساحت دانش و دانش وري با عرصه جناح گرايي و سياست زدگي ( به معناي منفي آن ) ،
                          5. بازنگري ، تقويت و شفاف سازي قوانين مربوط به آزاد انديشي در سه زمينه ، مرز آزاد انديشي ، بسترسازي براي آزاد انديشي و برخورد با ناقضان و تضييق كنندگان آزاد انديشي ،
                          6. تهيه برنامه از سوي بخش هاي علمي و فرهنگي دولت جهت ايجاد بسترهاي سخت افزاري و نرم افزاري براي بسط و توسعه آزاد انديشي ،
                          7. افزايش اقتدار ، قدرت و بي طرفي در اعمال مناسب مقررات آزاد انديشي از سوي قوه قضائيه ،
                          8. گسترش و تعميق زيرساختهاي ديني و مصونيت پذيري انديشه ديني در مواجهه با افكار و آراء معارض و اجتناب از اقدامات روبنايي و سطحي ، ( چنانكه استاد شهيد مطهري (ره) تصريح مي كردند كه انديشه ديني همواره از طرح شبهات و ديدگاههاي معارض براي تعميق و توسعه خود سود برده است ).
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment


                          • #28
                            راهكارهاي فرهنگي درتوسعه ي پژوهشگري در ايران

                            در جامعه ي امروز ايران، علي رغم اين كه درصد كمي از درآمد ناخالص داخلي صرف انجام امور پژوهشي مي‌گردد ولي متاسفانه همين مقدار كم نيز به دليل موانع مختلفي از جمله مسايل مالي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي از وضعيت مطلوب و قابل قبولي برخوردار نيست. در تحقيق حاضر سعي بر آن است كه راهكارهاي فرهنگي در توسعه پژوهشگري و تحقيق در ايران به نمايش گذاشته شود.


                            چكيده :

                            يكي از ابزارها و اهداف توسعه پي ريزي ساختارهاو نهادهاي پژوهشي است، به طوري كه بدون توسعه و تحقيق دستيابي به شاخص هاي توسعه امروز سرابي بيش نيست. در جامعه ي امروز ايران، علي رغم اين كه درصد كمي از درآمد ناخالص داخلي صرف انجام امور پژوهشي مي‌گردد ولي متاسفانه همين مقدار كم نيز به دليل موانع مختلفي از جمله مسايل مالي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي از وضعيت مطلوب و قابل قبولي برخوردار نيست. در تحقيق حاضر سعي بر آن است كه راهكارهاي فرهنگي در توسعه پژوهشگري و تحقيق در ايران به نمايش گذاشته شود. اين راهكارها عبارتند از:

                            •بسط روحيه نقد جويي و نقد پذيري
                            •دوري از تعصبات شخصي، ملي، غرب گرايي و غرب ستيزي
                            •تمايز نقش و جايگاه ساختارهاي علمي و فني در جامعه
                            •اثر گذاري فرهنگ علمي بر فرهنگ مردمي
                            •مبارزه با فئوداليسم سازماني
                            •مبارزه با روحيه پنهان كاري و پوشيده گويي
                            •تبديل پژوهش هاي فردي به انجام پژوهش به صورت جمعي و ايجاد اعتماد به يكديگر.
                            •ارزش نهادن به جايگاه تحقيق و محقق در كشور
                            •پذيرش علم و فن جديد و ارزش نهادن به خلاقيت و كارآفريني در مقابل سنت تقليد.
                            •كاهش وابستگي به منابع قدرت در تحقيق
                            •تقويت شايسته سالاري و تخصص گرايي در تحقيق
                            •تقويت روحيه و اخلاق جستجوگري و پرسشگري
                            •كاهش پول محوري در انجام تحقيقات
                            •انجام پژوهش ها براساس نيازهاي جامعه
                            •بين المللي كردن دانشگاه ها و موسسات آموزشي و ارتباط با دانش نوين
                            •انتساب متولي جهت نظارت بر بودجه‌هاي پژوهشي جهت الويت بندي تحقيقات
                            اميد است مسئولان و دست اندركاران توسعه و پژوهش در كشور با بررسي اين راهكارهاي فرهنگي، جهت اجرايي كردن هر كدام از آن ها اهتمام ورزند.

                            واژگان كليدي : پژوهشگري - توسعه پژوهشگري - شايسته سالاري - پول محوري .

                            1- مقدمه

                            ترديدي نيست كه مطالعه و تحقيق در تاريخ و فرهنگ ملي ما از نخستين و مهمترين وظيفه هاي دانشگاهي در زمينه پژوهشهاي علمي است. در حقيقت اين نكته ضروري مي نمايد كه هر ملتي خود را چنانچه بوده و چنانچه هست بشناسد و با عرضه كردن تحقيقات حقيقي و بي تعصب، ديگران را نيز به احوال خود آشنا كند. در ايران امروز، محقق همواره در انجام تحقيقات، خواه پيش از طرح و تصويب، خواه حين اجرا و خواه پس از آن با مصائب، مسائل و مشكلات نسبتاً گوناگون و فراگيري مواجه است. روابط نا سالم و نابرابر بين مجري تحقيق و گروه همكاران به ويژه تيم دانشجو يا تازه فارغ التحصيل، روابط معنا دار واگذاري پروژه هاي تحقيقاتي به افرادي كه از سالها پيش براي خود نام و كام گسترده اي گشودند، عدم اطلاع رساني و همكاري سازمانها و دستگاهها در ارائه اطلاعات، عدم انتشار يافته هاي تحقيقاتي پيشين، دورنگي و دوچهرگي در عرصه تحقيقات، وجود تحقيقات گاه فانتزي و غير كاربردي و لذا بايگاني شدن بسياري از يافته هاي تحقيقاتي از اين دست و هراس از طرح مسائل حاد و بحران زاي فرهنگي در جامعه و دهها عنوان مسائل خرد و كلان از جمله مسائلي است كه نويسنده را برآن داشته، با ارائه راهكارهاي فرهنگي گامي هر چند كوچك در بهبود وضعيت بخش علم و پژوهش در كشور بردارد.

                            اميد است مسئولين و دست اندركاران توسعه و پژوهش در كشور با اجرايي نمودن هر يك از اين راهكارها، نه تنها تحولي در تعداد پژوهشگران ايران در مقايسه با چند دهه قبل ايجادكنند بلكه با ايجاد شرايط لازم انديشه هاي خلاق پرورش دهند، تا توسعه پژوهشگري در ايران، مطابق استانداردهاي جهاني گردد.

                            2- اهداف مقاله
                            در اين مقاله اهداف زير مورد بررسي قرار مي گيرد:

                            الف) هدف كلي
                            بررسي حاضر ناظر بر شناسايي و تحليل مجموعه موانع فرهنگي موجود در فرار راه توسعه علم و پژوهش كشور جهت دستيابي به راهكارهاي كلان در راستاي اصلاح و بهبود ساختارهاي فرهنگي توسعه علم در جامعه ايران امروز مي باشد. به صورتي كه، فرهنگ عمومي كشور تحت تاثير منش و خصوصيات فرهنگي علم و اجتماعات علمي و پژوهشي قرار گيرد.

                            ب) اهداف جزئي
                            •شناخت موانع و مسائل فرهنگي توسعه علم و پژوهش در جامعه علمي ايران امروز كه به نوبه خود متاثر از ساختارهاي فرهنگي عمومي كشور است.

                            •ارائه راهكارهاي پيشنهادي براي رفع موانع فرهنگي موجود در توسعه علم و پژوهش در كشور از نقطه نظر نهادي و ساختاري

                            •ارائه راهكارهاي پيشنهادي براي رفع مشكلات فرهنگي پژوهشگران كشور

                            3- مفاهيم بنيادي در بررسي توسعه پژوهشگري

                            در بررسي حاضر مفاهيم زير مكررا" مورد استفاده قرار گرفته است، لذا لازم است شرح مختصري در مورد هر يك از آنها داده شود:

                            الف) تحقيق: پژوهشگران و مولفان در كتب و منابع مربوط به روشهاي تحقيق، تعاريف مختلفي نموده اند. يك تعريف ساده و در عين حال عملي از تحقيق عبارت است از:" مقابله فكر و انديشه با واقعيت."(1) از اين تعريف، چنين استنباط مي شود كه تحقيق دو بخش نظري و عملي دارد. بخش نظري در برگيرنده جنبه هاي فكري تحقيق است و بخش عملي آن جنبه هاي مربوط به كسب واقعيتها و داده ها را شامل مي شود. در پايان، وظيفه محقق مقابله و مقايسه بين اين دو بخش است. يعني محقق انديشه هايش را در مورد موضوع در دست تحقيق، با اطلاعات جمع آوري شده در كنار هم مي گذارد و از طريق مقايسه اين دو بخش، به اين نتيجه مي رسد كه آنچه پژوهشگر درباره يك موضوع خاص مي انديشيده با آنچه واقعيتها بيان مي كنند تا چه حد به هم نزديك مي باشند.

                            ب)توسعه: عبارت است از يك رشته كم و بيش خطي از تغييرات، كه طي آن از روشهاي ابتدايي به روشهاي پيچيده تر توليد مي رسيم و از سختيهاي روزمره زندگي، به يك زندگي راحت تر، به ياري پيشرفتهاي فن آورانه نائل مي آييم. پطروس غالي در مصاحبه اي با لومند در پاريس در 4 اكتبر 1994 مي گويد: "توسعه را نمي توان تنها به رشد اقتصادي محدود كرد، بلكه شامل بعدي سياسي، انساني و زيست محيطي و همچنين فرهنگي است."(2)

                            ج) شايسته سالاري: انتخاب مديريتهاي علمي و پژوهشي كشور و ارزيابي عملكرد آنان را مبتني بر شايستگي و تخصص را گويند.

                            د) پول محوري: با وابستگي منابع اقتصادي جامعه ايران به بخش دولتي و كارفرمايان و كارگزاران آن، گرايش پول خواهي و درآمدزايي و به نوعي سودخواهي هاي مفرط بر انجام تحقيقات علمي فارغ از هر گونه ارزش گزاريهاي غير علمي سايه افكنده و روحيه پول محوري را تقويت كرده است.

                            4- طرح و بيان مسائل و راهكارهاي فرهنگي
                            يكي از ابزارهاي توسعه پي ريزي ساختارها و نهادهاي علمي و پژوهشي است، به طوريكه بدون تحقيق، تلاش براي دستيابي به شاخصهاي توسعه‌اي امروز دنيا سرابي بيش نيست. در جامعه امروز ايران، درصد ناچيزي از درآمد ناخالص داخلي صرف امور پژوهش و تحقيق مي‌گردد، متاسفانه بهره وري از همين مقدار كم نيز به دليل وجود موانعي چون مسائل مالي، تجهيراتي، مديريتي و فرهنگي، از وضعيت مطلوب و قابل قبولي برخوردار نيست. علم و پژوهش در جامعه ايران علاوه بر اصول، روش و ابزارهاي پژوهشي، داراي الزاماتي است كه بدون آن امكان انجام تحقيق عيني و شناخت دقيق پديده‌ها و مسائل وجود نخواهد داشت. يكي از اين الزامات، زمينه سازي ساختار فرهنگي هر جامعه از جمله جامعه ايران مي‌باشد، به نحوي كه با اشاعه فرهنگ علمي و پژوهشي در كشور، برنامه ريزان و مديران و پژوهشگران كشور بتوانند اين مهم را تسهيل و بهبود بخشند.

                            تحقيق حاضر نمايانگر راهكارهاي پيشنهادي جهت رفع موانع فرهنگي است كه فراروي محققان و پژوهشگران جامعه ايران قرار دارد. اينك به بررسي پاره‌اي از اين راهكارها مي‌پردازيم.

                            4-1-بسط روحيه نقد جويي و نقد پذيري و زمينه سازي تحقيقات ريشه‌اي و بنيادين

                            در فرهنگ جامعه علمي امروز ايران، انتقاد نكردن از يكديگر و عدم پذيرش انتقاد ديده مي‌شود. نتيجه وجود اين ويژگي فرهنگي، شكل نگرفتن گروه انتقاد كننده و خالي بودن تحقيقات انتقادي، ريشه‌اي و بنيادين است. "توسعه علمي به اين معني است كه ساختار علمي جامعه وارد مرحله محاسبات عقلاني و يافتن روابط ضروري بين اشيا شده تا بتواند از بهار طبيعت و پديده‌هاي مورد نظر به نفع بشر استفاده ببرد.... ما هيچگاه شاهد چينن ساختار خود جوش در جامعه ايران نبوده‌ايم."(3)

                            عينيت در علم به معناي عام عبارت است از"اجتناب از داوري‌ها در پژوهشهاي علمي و از جمله اركان آن، حذف سلايق شخصي و دخالت ندادن عواملي چون نژاد، مذهب، مليت، اخلاقيات و موضع سياسي در پژوهش است."(4) گاهي ماهيت موضوع تحقيق به صورتي است كه از لحاظ فرهنگي طرح آن ايجاد مشكل مي‌كند. مثلاً در جامعه سنتي، طرح مسائلي چون روابط زناشويي، ميزان درآمد، اعتقادات ديني و .... در قالب رابطه‌اي علمي و پژوهشي دشوار و حتي در مواردي غير ممكن است. به طور كلي در تحقيقاتي كه مواد اوليه تحقيق اطلاعات شخصي افراد جامعه مي‌باشد، محدوديتهاي فرهنگي زيادي فرا راه محقق قرار مي‌گيرد. در اين راستا راهكارهاي زير مي‌توانند موثر واقع شوند.

                            •اصلاح آموزه‌هاي تربيتي و آموزشي در آموزش عمومي و عالي در جهت نقدپذيري، انتقاد گري و تحمل آراي يكديگر از طريق باز آفريني محتوا و روشهاي تدريس

                            •ايجاد و تضمين فضاي با ثبات و امن سياسي، اقتصادي و اجتماعي براي پژوهشگران در نقد و پرسشگري پيرامون مسائل حساس سياسي، اجتماعي، ديني و ارزشي در جامعه.
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment


                            • #29
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment


                              • #30
                                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...
                                X