من هم فكر ميكردم كه ديگر حضور هايزر در تهران مثمر ثمر نيست ولي كاخ سفيد هنوز معتقد بود كه او ميتواند كارها را در تهران سرپرستي كند... هايزر و فنماربود سرانجام موافقت واشنگتن را براي خروج از ايران به دست آوردند و بيسروصدا از تهران رفتند." (صص225 -222)
به اين ترتيب معمار كودتا عليرغم تمامي سوابق و تجربياتش در امور سياسي و نظامي و حوزه اختيارات وسيعي كه در ايران به وي داده شده بود در برابر معمار انقلاب، شكست سختي را متحمل شد و او نيز فرار را بر قرار ترجيح داد. البته ناگفته نماند كه پس از خروج هايزر در 14 بهمنماه و اوجگيري روند انقلاب با حضور امام خميني در داخل كشور، هرچند كه امكان انجام كودتا بر طبق طرحها و برنامههاي هايزر فراهم نيامد، اما به هر حال حركتي در روزهاي آخر عمر رژيم پهلوي با هدف سركوب شديد و كشتار مردم صورت گرفت كه اگرچه به شهادت جمعي از مردم و نظاميان پيوسته به انقلاب انجاميد، اما به دليل هوشياري حضرت امام و صدور فرمان حضور مردم در خيابانها و بياعتنايي به حكومت نظامي اعلام شده از ساعت 4 بعداظهر روز 21 بهمن 57، اين طرح نيز با شكست مواجه شد و فرماندهان ارشد ارتش چارهاي جز صدور بيانيه اعلام بيطرفي در روز 22 بهمن در پيش روي خود نديدند. (ر.ك به اعترافات ژنرال، خاطرات ارتشبد عباس قرهباغي، بخش هفتم، صفحات 293 الي 387)
در پايان اين نوشتار، هرچند كه به مسائل ريز و درشت مختلفي در خاطرات هايزر ميتوان پرداخت اما به منظور پرهيز از تطويل بيش از حد مطلب به دو مورد به طور مختصر اشاره ميشود:
يكي از مسائلي كه در اين خاطرات، جلب توجه مينمايد ماموريت اريك فنماربد در شرايط حساس و بحراني اواخر عمر رژيم پهلوي است كه هدف از آن تأمين منافع آمريكا در فروشهاي تسليحاتي به ايران بود: "دستورات واشنگتن به اريك كاملاً واضح بود: تهيه و انعقاد يك يادداشت تفاهم با ايران. او با بررسي مجدد برنامهها و مشخص كردن پروژههايي كه قابل توقف بود و به كاهش هزينه منجر ميشد يك كار بسيار عالي كرده بود. اما از اين نگران بودم كه كسي اين يادداشت را امضاء نكند." (ص337) اين رويه آمريكا به حدي منفعت طلبانه بود كه نه تنها صداي اعتراض فرماندهان ارتش را هم بلند كرد بلكه نارضايتي خود هايزر را نيز در پي داشت: "از آنها خواستم كه در مورد انعقاد يادداشت تفاهم براي برنامههاي فروش نظامي، كوتاه بيايند. در اين مورد گفتم مثل اين است كه بعضيها در واشنگتن متوجه نيستند كه دولت ايران چگونه فلج و درمانده شده است." (ص36
هنگامي كه دولت آمريكا در زمان درماندگي و بحران زدگي رژيم پهلوي، همچنان بر كسب حداكثر منافع خود اصرار دارد، ميتوان دريافت در زمان سكون و استقرار اين رژيم و كسب درآمدهاي هنگفت نفتي، چه بر سر اين كشور آمده است.
نكته قابل توجه ديگر، نحوه تعامل بدنه ارتش با حركت انقلاب است. اگرچه فرماندهان ارشد ارتش در هماهنگي با هايزر در انديشه خونريزي و كشتار مردم بودند، اما مسلماً در بدنه ارتش حركت معكوسي وجود داشت كه هر روز بر شدت و گستره آن افزوده ميشد. اشاراتي كه هايزر در خاطرات خود به نحوه رفتار همافران با مستشاران نظامي آمريكا در پايگاه هوايي اصفهان ميكند، گوشهاي از اين واقعيت را به نمايش ميگذارد: "پيام ديگر حكايت از بروز مشكلات و حوادث بيشتري در پايگاه خاتمي ميكرد. وقتي كه افراد ما پايگاه را ترك ميكردند همافران آنها را بازرسي كرده بودند تا مبادا وسيله يا قطعهاي همراه خود ببرند." (ص395) وجود اين روحيه در بين قشري از نيروهاي ارتش كه عمدتاً دورههاي آموزشي خود را در آمريكا گذرانده و از حقوق و مزاياي بهتري نسبت به ديگر نيروهاي ارتشي برخوردار بودند، حاكي از عمق نفوذ تفكر، انديشه و انگيزههاي انقلابي به درون بدنه ارتش در آن هنگام است.
به طور كلي "خاطرات هايزر" ميتواند گوشههايي از عظمت انقلاب اسلامي را بويژه براي نسلهايي كه خود از نزديك شاهد اين واقعه بزرگ نبودهاند، به تصوير كشد، زيرا نشان ميدهد آمريكا هرآنچه در توان داشت براي سد كردن راه انقلاب به كار گرفت، اما در نهايت، شكست خورد.
به اين ترتيب معمار كودتا عليرغم تمامي سوابق و تجربياتش در امور سياسي و نظامي و حوزه اختيارات وسيعي كه در ايران به وي داده شده بود در برابر معمار انقلاب، شكست سختي را متحمل شد و او نيز فرار را بر قرار ترجيح داد. البته ناگفته نماند كه پس از خروج هايزر در 14 بهمنماه و اوجگيري روند انقلاب با حضور امام خميني در داخل كشور، هرچند كه امكان انجام كودتا بر طبق طرحها و برنامههاي هايزر فراهم نيامد، اما به هر حال حركتي در روزهاي آخر عمر رژيم پهلوي با هدف سركوب شديد و كشتار مردم صورت گرفت كه اگرچه به شهادت جمعي از مردم و نظاميان پيوسته به انقلاب انجاميد، اما به دليل هوشياري حضرت امام و صدور فرمان حضور مردم در خيابانها و بياعتنايي به حكومت نظامي اعلام شده از ساعت 4 بعداظهر روز 21 بهمن 57، اين طرح نيز با شكست مواجه شد و فرماندهان ارشد ارتش چارهاي جز صدور بيانيه اعلام بيطرفي در روز 22 بهمن در پيش روي خود نديدند. (ر.ك به اعترافات ژنرال، خاطرات ارتشبد عباس قرهباغي، بخش هفتم، صفحات 293 الي 387)
در پايان اين نوشتار، هرچند كه به مسائل ريز و درشت مختلفي در خاطرات هايزر ميتوان پرداخت اما به منظور پرهيز از تطويل بيش از حد مطلب به دو مورد به طور مختصر اشاره ميشود:
يكي از مسائلي كه در اين خاطرات، جلب توجه مينمايد ماموريت اريك فنماربد در شرايط حساس و بحراني اواخر عمر رژيم پهلوي است كه هدف از آن تأمين منافع آمريكا در فروشهاي تسليحاتي به ايران بود: "دستورات واشنگتن به اريك كاملاً واضح بود: تهيه و انعقاد يك يادداشت تفاهم با ايران. او با بررسي مجدد برنامهها و مشخص كردن پروژههايي كه قابل توقف بود و به كاهش هزينه منجر ميشد يك كار بسيار عالي كرده بود. اما از اين نگران بودم كه كسي اين يادداشت را امضاء نكند." (ص337) اين رويه آمريكا به حدي منفعت طلبانه بود كه نه تنها صداي اعتراض فرماندهان ارتش را هم بلند كرد بلكه نارضايتي خود هايزر را نيز در پي داشت: "از آنها خواستم كه در مورد انعقاد يادداشت تفاهم براي برنامههاي فروش نظامي، كوتاه بيايند. در اين مورد گفتم مثل اين است كه بعضيها در واشنگتن متوجه نيستند كه دولت ايران چگونه فلج و درمانده شده است." (ص36
نكته قابل توجه ديگر، نحوه تعامل بدنه ارتش با حركت انقلاب است. اگرچه فرماندهان ارشد ارتش در هماهنگي با هايزر در انديشه خونريزي و كشتار مردم بودند، اما مسلماً در بدنه ارتش حركت معكوسي وجود داشت كه هر روز بر شدت و گستره آن افزوده ميشد. اشاراتي كه هايزر در خاطرات خود به نحوه رفتار همافران با مستشاران نظامي آمريكا در پايگاه هوايي اصفهان ميكند، گوشهاي از اين واقعيت را به نمايش ميگذارد: "پيام ديگر حكايت از بروز مشكلات و حوادث بيشتري در پايگاه خاتمي ميكرد. وقتي كه افراد ما پايگاه را ترك ميكردند همافران آنها را بازرسي كرده بودند تا مبادا وسيله يا قطعهاي همراه خود ببرند." (ص395) وجود اين روحيه در بين قشري از نيروهاي ارتش كه عمدتاً دورههاي آموزشي خود را در آمريكا گذرانده و از حقوق و مزاياي بهتري نسبت به ديگر نيروهاي ارتشي برخوردار بودند، حاكي از عمق نفوذ تفكر، انديشه و انگيزههاي انقلابي به درون بدنه ارتش در آن هنگام است.
به طور كلي "خاطرات هايزر" ميتواند گوشههايي از عظمت انقلاب اسلامي را بويژه براي نسلهايي كه خود از نزديك شاهد اين واقعه بزرگ نبودهاند، به تصوير كشد، زيرا نشان ميدهد آمريكا هرآنچه در توان داشت براي سد كردن راه انقلاب به كار گرفت، اما در نهايت، شكست خورد.



Comment