Zendanian-e Syasi dar Iran

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #271
    سهراب رزاقي مديرموسسه کنشگران داوطلب که اسفندماه گذشته توسط مقامات امنيتي پلمپ شده بود، روز گذشته ‏درتهران دستگيرشد.‏‎ ‎‏ ‏

    رزاقي در شرايطي دستگير شد که روز پيش از آن، تلفني از طرف معاونت امنيت دادسراي انقلاب به وي گفته ‏شده بود که روز بعد براي تحويل گرفت وسايل موسسه کنشگران داوطلب (که تحت مديريت وي قرار داشت و از ‏چند ماه پيش پلمپ شده است) به اين معاونت برود. رزاقي، ظاهرا براي تحويل گرفتن وسايل ذکر شده قرار عصر ‏روز بعد را گذاشته بوده که صبح روز بعد، در خارج از منزل بازداشت شده است. رزاقي چند روز پس ‏ازدستگيري عمادالدين باقي رييس موسسه حمايت اززندانيان صورت گرفت تا بدين ترتيب پرونده جديدي براي ‏فشاربر روي سازمان هاي غيردولتي و فعالان جامعه مدني گشوده شود. ‏

    پيش از اين نيزرزاقي چندين بار براي ارائه اطلاعات لازم درخصوص نحوه فعاليت هاي موسسه خود توسط ‏مقامات امنيتي احضارشده بود. وي اما با ارائه اطلاعات لازم تلاش مي کرد براي بازگشايي مجدد موسسه ‏کنشگران داوطلب که به فعاليت هاي آموزشي پيرامون تقويت جامعه مدني وتعميق دموکراسي درجامعه ايراني ‏مشغول بود، اقدام کند. همزمان با موسسه کنشگران، موسسه راهي که مديريت آن را شادي صدر به عهده دارد ‏وهمچنين مرکز کارورزي سازمان هاي غيردولتي که مديريت آن به عهده محبوبه عباسقلي زاده است نيزپلمپ شده ‏بودند.‏

    رزاقي که پيش ازروي کار آمدن محمود احمدي نژاد، استاد علوم سياسي دردانشگاه علامه طباطبايي تهران بود، ‏ازجمله افرادي است که از ادامه تدريس دردولت جديد بازداشته شد. او همزمان عضو کميسيون سياسي هيات ‏دولت درزمان سيدمحمد خاتمي بود. پيش ازآن وي سالها مديريت کل دفترمطالعات سياسي وزارت کشور را به ‏عهده داشت که درکار تحکيم فعاليت هاي سازمان هاي غيردولتي و ترويج الگوهاي مشارکت مردمي بود. ‏

    رزاقي پس از جدا شدن ازهيات دولت به صورت تمام وقت، فعاليت درحوزه جامعه مدني وفعاليت هاي تحقيقاتي ‏مرتبط با آن را در دستور کارخود قرارداد. موسسه کنشگران داوطلب مرکز هماهنگ کننده غرب آسيا درکنفرانس ‏جهاني جامعه اطلاعاتي درژنو بود که کنفرانس هاي منطقه اي را دراين خصوص درتهران وکيش برگزار کرد.‏

    تا کنون مسئولان دولتي علي رغم پلمپ دفترهاي ياد شده وبررسي دفاتر مالي آنها ازارائه هرگون دليلي براي ‏اقدامات خود خودداري کرده اند. ‏

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #272
      یکی از نزدیکان سهراب رزاقی، فعال جامعه مدنی که روز چهارشنبه دستگیرشد درمصاحبه ای با روز گفت وی ‏به زندان اوین منتقل شده است. در ارتباط با پرونده رزاقی، تاکنون نه تفهیم اتهامی صورت گرفته ونه مقامات ‏مسئول اطلاعاتی وقضایی اظهارنظری کرده اند.‏


      دستگیری دکتر سهراب رزاقی مدیرموسسه کنشگران پس ازآن صورت گرفت که وی برای دریافت برخی ‏ازمدارکی که از دفتر وی توسط مقامات امنیتی برده شده بود به دادسراي امنيت تهران مراجعه کرد. همسر ‏ودوفرزند رزاقی اززمان دستگیری اش خبری ازوی دریافت نکرده اند ودرنگرانی به سر می برند.‏

      موسسه کنشگران داوطلب که یک موسسه غیرانتفاعی فعال درحوزه آموزش وتوانمندسازی سازمان های ‏غیردولتی است، طی سالهای گذشته در ترجمه کتاب های حوزه جامعه مدنی، برگزاری کارگاه های آموزشی، ‏مطالعات وتحقیقات مرتبط با سازمان های جامعه مدنی ونیز ظرفیت سازی برای افزایش توانایی های نهادهای ‏مدنی درداخل وخارج ازکشور فعالیت کرده است. ‏

      اسفندماه گذشته، دفتر این موسسه توسط مقامات اطلاعاتی وقضایی پلمپ شد وپس ازآن هیچگاه بحثی درخصوص ‏بازگشایی آن صورت نگرفت. در حالیکه انتظار می رفت با بررسی مدارک این موسسه ترتیب بازگشایی آن داده ‏شود، مدیرموسسه دستگیر وبه زندان فرستاده شد. ‏

      سهراب رزاقی، قبل از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد واجرای طرح اخراج اساتیدی که خارج ازاردوگاه ‏محافظه کاران قرارمی گیرند به عنوان یکی از افراد صاحب نظردر حوزه مسائل جامعه مدنی ایرانی، در دانشکده ‏حقوق وعلوم سیاسی علامه طباطبایی به تدریس مشغول بود اما پس از آن از ادامه تدریس دردانشگاه علامه ‏طباطبایی بازماند. او در زمان دولت سیدمحمد خاتمی و در زمانی که سیدمصطفی تاج زاده معاونت سیاسی ‏وزارت کشور را به عهده داشت، مدیرکل دفترمطالعات سیاسی این وزارت خانه بود. وی پس از آن مدیر پروژه ‏توانمندسازی شد که یک پروژه مشترک میان سازمان های جامعه مدنی ایران، دفتربرنامه عمران سازمان ملل و ‏دولت بود که وزارت کشور نماینده دولت دراین پروژه بود و سهراب رزاقی مدیریت ان را به عهده داشت. ‏

      او پس از ترک دفترمطالعات سیاسی وزارت کشور، راهی کمیسیون سیاسی هیات دولت شد و در آنجا یکی ‏ازافرادی بود که کوشید تا پیش نویس قانونی را که درآن وضعیت حقوقی سازمان های غیردولتی از حالت ‏بلاتکلیفی موجود به درمیآمد، سروسامانی بدهد. با این وجود به دلیل مقاومت هایی که حتی آن زمان ازسوی بخش ‏های مختلف نهادهای دولتی درخصوص سازمان های مدنی وجود داشت، پیش نویس قانون یاد شده چنان تغییر ‏کرد، که پیگیری آن عملا منتفی شد.‏

      دکتررزاقی سپس با تاسیس موسسه کنشگران داوطلب تلاش کرد تا فعالیت های تحقیقاتی ومطالعاتی واموزشی ‏مرتبط با جامعه مدنی را درقالب این موسسه دنبال کند. او که همانند استاد رساله دکترای خود حسین بشیریه، طی ‏ماه های گذشته خانه نشین شده بود، اینک میهمان زندان اوین شده است. پیش از وی عمادالدین باقی، مدیرانجمن ‏حمایت از زندانیان نیزدستگیرو به بند 209زندان اوین منتقل شده بود تا بدین وسیله باردیگر زمزمه های گشایش ‏پرونده دیگری علیه فعالان جامعه مدنی جدی تر شود. ‏

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #273
        در حالي كه وكلاي تعدادي از معلماني كه در هفته*هاي اخير به زندان محكوم شده*اند، از تجديدنظرخواهي نسبت به ‏احكام حبس صادره براي اين معلمان خبر مي*دهند، گروهي از نمايندگان اقليت مجلس نيز هفته گذشته در تذكري ‏علني خطاب به فرشيدي، وزير آموزش و پرورش دولت احمدي نژاد خواستار توقف روند صدور احكام اخراج، ‏تعليق و تبعيد براي معلمان شدند.‏

        اولين ماه از سال تحصيلي جديد براي معلمان در حالي سپري شد كه براي چندين نفر از معلمان معترض كه در ‏دادگاه پرونده داشتند، احكام سنگين حبس صادر شد. اين احكام قضايي در كنار محدوديت*هاي اداري گسترده براي ‏معلماني كه در اعتراض*هاي صنفي بهار امسال شركت داشتند، شرايط دشواري را براي فعالان صنفي فرهنگيان ‏ايجاد كرد. به طوري كه علاوه بر صدور دهها حكم تبعيد و انفصال از سوي هيئت*هاي تخلفات اداري، يك كانون ‏صنفي معلمان در كرمانشاه منحل شد، همان*طور كه چندي پيش فعاليت اين كانون صنفي در تربيت حيدريه و پيش ‏از آن در شهر همدان نيز ممنوع شده بود.‏

        هفته گذشته 16 تن از نمايندگان فراكسيون اقليت مجلس در تذكري خطاب به وزير آموزش و پرورش خواستار ‏جلوگيري از اخراج، تعليق و تبعيد معلمان و پيگيري لغو احكام زندان براي هفت تن از معلمان عضو كانون صنفي ‏معلمان شدند. شجاع پوريان نماينده بهبهان، قمي نماينده پاكدشت، پيرموذن نماينده اردبيل، آيين پرست نماينده ‏مهاباد، گرامي مقدم نماينده بجنورد، نصيري نماينده گرمي، نوروززاده نماينده اسفراين، قنبري نماينده ايلام، تابش ‏نماينده اردكان، قدرت*الله عليخاني نماينده بويين زهرا، اعلمي و جبارزاده نمايندگان تبريز، محجوب و جلودارزاده ‏نمايندگان تهران، محمدعليخاني نماينده قزوين و مقنيان نماينده بيجار در تذكري به وزير آموزش و پرورش بر ‏ضرورت جلوگيري از اخراج، تعليق و تبعيد معلمان و پيگيري لغو احكام زندان براي هفت تن از معلمان عضو ‏كانون صنفي معلمان تاكيد كردند.‏

        در همين حال ديروز وكيل چهار تن از اعضاي كانون صنفي معلمان از تجديدنظرخواهي در خصوص محكوميت ‏چهار موكل خود خبر داد. هوشنگ پوربابايي كه وكيل مدافع "عليرضا اكبري نبي"، "حميد پوروثوقي"، ‏‏"محمدرضا رضايي گركاني" و "رسول بداقي" است، از درخواست تجديدنظر نسبت به احكام زندان صادره از ‏سوي شعبه 15 دادگاه انقلاب براي موكلان خود خبر داد و گفت: "در تجديدنظرخواهي به*عمل آمده اعلام كرديم كه ‏قصد مجرمانه وجود نداشته و صدور رأي برائت براي موكلان را تقاضا كرديم." پيش از اين منيژه محمدي، وكيل ‏مدافع "علي*اصغر منتجبي" و "محمدتقي فلاحي" نيز از تجديدنظرخواهي نسبت به احكام موكلان خود خبر داده ‏بود.‏

        اين شش معلم به همراه تعداد ديگري از همكاران خود در هفته*هاي اخير از سوي دادگاه انقلاب به زندان محكوم ‏شده*اند. آمار منتشر شده از سوي هيئت مديره كانون صنفي معلمان تهران نشان مي*دهد كه اكثر معلماني كه به ‏تازگي احكام دادگاه آنان صادر شده است، به حبس از 4 ماه تا 5 سال محكوم شده*اند و در مجموع نزديك به 40 ‏سال زندان براي 14 معلم از سوي دادگاه انقلاب تهران و مشهد مجازات تعيين شده است؛ معلماني كه تنها اتهام ‏همه آنان شركت در تجمعات اعتراضي صنفي است.‏

        ‎‎احكام زندان براي معلمان‎‎

        بنا به اعلام كانون صنفي معلمان تهران، دادگاه 15 معلم در دادگاه انقلاب تهران و چهار معلم در دادگاه انقلاب ‏مشهد به تازگي برگزار شده و حكم محكوميت اكثر آنها صادر شده است. جالب اينجاست كه اكثر معلمان محكوم ‏شده در تهران، اعضاي هيئت مديره كانون صنفي معلمان و يا اعضاي شوراي مركزي سازمان معلمان بوده*اند. ‏احكام صادر شده براي معلمان توسط دادگاه انقلاب اسلامي تهران عبارت*اند از:‏

        ‏۱- علي اكبر باغاني، رئيس كانون صنفي معلمان، محكوم به ۵ سال حبس تعليقي‏
        ‏۲- نورالله اکبري، محكوم به ۵ سال حبس تعليقي
        ‏۳- محمود بهشتي، محكوم به ۴ سال حبس تعليقي
        ‏۴- حميد پوروثوقي، محكوم به ۴ سال حبس تعليقي
        ‏۵- محمدتقي فلاحي، محكوم به ۴ سال حبس تعليقي
        ‏۶- علي*اصغرمنتجبي، محكوم به ۴ سال حبس تعليقي
        ‏۷- كريم قشقاوي، محكوم به ۳ سال حبس تعليقي
        ‏۸- محمدرضا رضايي، محكوم به ۳ سال حبس تعليقي
        ‏۹- عليرضا اكبري نبي، محكوم به ۲ سال حبس تعليقي
        ‏۱۰- رسول بداقي، محكوم به ۲ سال حبس تعليقي
        ‏۱۱- عليرضا هاشمي، دبيركل سازمان معلمان، محكوم به ۳ سال حبس تعزيري‏
        ‏۱2- محمدداوري، محكوم به ۵ سال حبس تعزيري (قابل تبديل به جريمه نقدي ۵۰ ميليون ريال)‏

        بر اساس اعلام كانون صنفي معلمان تهران، دادگاه سه متهم ديگر از معلمان نيز به آينده موكول شده است. به اين ‏ترتيب كه دادگاه محمد خاكساري به ۱۷ آذر ۸۶، دادگاه محمود باقري به ۲۲ آبان ۸۶ و دادگاه علي پورسليمان ‏براي بار سوم به آينده موكول شده است.‏

        بر اساس اين گزارش، دادگاه انقلاب مشهد نيز براي چهار تن از معلمان استان خراسان احكامي را به اين ترتيب ‏صادر كرده است:‏
        ‏1- هادي لطفي، محكوم به ۴ ماه حبس كه به مدت ۳ سال تعليق شده است (قابل خريد به مبلغ ۱۰ ميليون ريال)‏
        ‏2- حسن رجبي، محكوم به ۴ ماه حبس كه به مدت 3 سال تعليق شده است (قابل خريد به مبلغ ۱۰ميليون ريال) و ‏همچنين محروم از احراز هرگونه پست ستادي براي مدت ۴ سال‏
        ‏3- ايرج توبيهاي نجف*آبادي، محكوم به كاهش يك گروه شغلي براي مدت ۲ سال (حكم قابل واخواهي است)‏
        ‏4- مهندس خواستار، محكوم به بازنشستگي زودهنگام باكاهش يک گروه شغلي (به حكم هيات بدوي)‏

        همچنين به گفته وكلاي اين معلمان كه بر تجديدنظرخواهي در خصوص احكام صادر شده تاكيد دارند، اكثر اين ‏معلمان به اتهام "اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور طبق ماده 610 قانون مجازات اسلامي" محكوم ‏شده*اند. حال آنكه برخي از آنها كه در خصوص عناوين اتهامي ديگري همچون "*اخلال در نظم عمومي" و "تمرد ‏در مقابل پليس" به دليل نبود دليل كافي از اين اتهامات تبرئه شده*اند.‏

        اين احكام قضايي در حالي عليه معلمان فعال در تجمعات صنفي صادر مي*شود كه بر اساس گزارش*ها پيش از اين ‏بيش از 200 معلم در داخل وزارت آموزش و پرورش و توسط هيئت*هاي رسيدگي به تخلفات اداري احكام سنگين ‏صادر شده است. اين احكام در موارد متعددي شامل "تبعيد، اخراج و انفصال از خدمات دولتي" بوده*اند. اينها در ‏حالي است كه وزير آموزش و پرورش دولت احمدي نژاد ادعا كرده بود: "براي کمک به معلماني که گرفتار ‏مشکلاتي از قبيل زندان و تبعيد شده*اند، هر کاري از دستش بر آيد انجام مي دهد."‏

        احکام سنگين قضايي و اداري عليه معلمان در شرايطي صادر مي*شود که مطبوعات مدت*هاست از درج اخبار ‏مربوط به اعتراضات معلمان منع شده*اند و تشکل*هاي صنفي معلمان با فشارهاي گوناگون در معرض انحلال قرار ‏دارند. اكنون صدور حكم زندان براي چندين معلم در مهرماه را مي*توان اوج برخوردها با صنف فرهنگيان دانست.‏
        گفتني است احمدي نژاد در شروع سال تحصيلي جديد خواستار گسترش مهرورزي در مدارس شده بود و حتي ‏خواسته بود "طراحي سازه ومعماري مدارس نيز بر اساس مهرورزي انجام شود."‏


        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #274
          پروانه اسانلو، باز پشت اتاق عمل است؛ اين بار پسرش. در فاصله عمل تا بيهوشي "رفتم دادگاه. گفته بودند ‏فيش حقوقي بياوريد تا آقاي اسانلو آزاد شود."‏

          او دل توي دلش نبود؛ هم نگراني فرزندي در اتاق عمل و هم رسيدن به دادگاهي که قرار بود حکم آزادي ‏شوهرش را بدهد؛ اما: "وقتي رسيدم يکي از همکاران آقاي اسانلو هم آمده بودند. فيش حقوقي هم آورده بودند ‏و کفالت 50 ميليون توماني. کارهاي اداري که تمام شد پرسيدم پس آقاي اسانلو آزاد مي شود؟ گفتند: نه، اين ‏کفالت مربوط به پرونده اخير بود که الان به خاطرش زندان است!"‏

          خانم اسانلو اينها را به "روز" مي گويد و مي افزايد: "برايش چند تا پرونده درست کرده اند. 5 سالي که حالا ‏داده اند مال يک پرونده ديگر است. الان هم خودم کفالت داده ام با سي ميليون، براي يک پرونده، هم سند داده ‏ايم براي يک پرونده ديگر، 50 ميليون هم امروز کفالت داديم....نمي دانم والا! چه بايد گفت."‏

          حالا او بايد "5 سال زندان بي دليل بکشد. دادگاه بدوي حکم داده، خودشان فرستادند تجديد نظر، حکم قطعي ‏دادند."‏

          از خانم اسانلو مي پرسم اعتراض مي کنيد؟ صداي نرمش رنگ اعتراض مي گيرد: "معلوم است که اعتراض ‏مي کنيم. ما اعتراض داريم؛ چرا نداريم. چرا بايد آدمي که از حقوق صنفي خود دفاع کرده، زندان برود؟ او ‏مورد ضرب و شتم قرار گرفته، چشمش به اين روز افتاده، از خانواده اش دور افتاده، گرفتاري هاي حاشيه ‏اي دارد؛ چرا اعتراض نکنيم؟ آقايان وکلايش بايد بروند ديوانعالي اعتراض کنند. من که اين چيزها را نمي ‏دانم، آنها حتما اعتراض مي کنند..."‏

          و همه اينها در حالي که: "الان آقاي اسانلو احتياج به مراقبت هاي بعد از عمل د ارد. او را بعد از عمل چشم ‏برگردانده اند زندان؛ ولي بين 6 هفته تا سه ماه بايد تحت مراقبت باشد. از زندان او را مي آورند و مي برند. ‏فردا هم قرار است او را دوباره بياورند."‏

          و اين زن چه اندازه گرفتار است: "گرفتار، گرفتار. انقدر رفتم و آمدم، انقدر نامه نوشتم ولي نمي دانم چرا ‏اينها توجه نمي کنند. او چه گناهي کرده جز دفاع از حقوق صنفي خودش؟"‏

          مي گويم فدراسيون بين المللي کار به حکم اعتراض کرده؛ مي گويد: "خب اينها که توجه نمي کنند..." و تلفن ‏قطع مي شود. ‏

          شايد هم پسرش به هوش آمده بود که سر از پا نشناخته، رفت و تلفن قطع شد.اما اعتراض به حکم منصور ‏اسانلو و ابراهيم مددي که در حال حاضر در بازداشت به سر مي برندو به ترتيب به پنج و دو سال حبس ‏تعزيري محکوم شده اند، نه در ايران قطع شده و نه در ديگر نقاط جهان. فدراسيون جهاني کارگران حمل و ‏نقل با محکوم کردن اين احکام زندان اعلام کرده که "موجي از اعتراضات تازه را در اين زمينه سازماندهي ‏خواهد کرد". ‏

          ديويد کاکرافت، دبيرکل فدراسيون جهاني کارگران حمل و نقل درست ساعاتي پس از انتشار خبر محکوميت ‏منصور اسانلو و ابراهيم مددي، گفت: "دو سال است که منصور اسانلو مورد ارعاب وضرب و شتم ‏قرارگرفته و چشمانش در معرض نابينايي است، با اين وجود به مبارزه با بيرحمي رژيم ايران ادامه داده ‏است و اکنون مسئولان جمهوري اسلامي مي کوشند مقاومت او را به اتهام مضحک اقدام عليه امنيت ملي در ‏هم شکنند." ‏

          او افزود: "اين فدراسيون همراه اتحاديه هاي کارگري در جهان اسلام و سازمان جهاني کار به تلاش هاي ‏خود براي آزادي منصور اسانلو و همکارانش ادامه خواهند داد و فدراسيون کارگران حمل ونقل اعتراض ‏هاي تازه اي را در اين زمينه سازماندهي خواهد کرد."‏

          سام داوسن، سخنگوي فدراسيون جهاني کارگران حمل ونقل هم در گفت و گو با راديو فردا حکم زندان ‏منصور اسانلو را محکوم کرد و اظهار داشت: "اين سازمان به تلاش هاي خود براي آزادي منصور اسانلو ‏ادامه مي دهد و اعتراض هاي تازه اي را در اين زمينه سازماندهي مي کند." ‏

          اعتراضات سامان مي يابد و پروانه اسانلو هم بدون آنکه کاري به اعتراضات ديگران داشته باشد، باز نامه مي ‏نويسد، باز بين محل کارش، خانه و دادگاه مي رود و مي آيد؛ براي فرزندانش هم پدري مي کند، هم مادري و ‏چرخ زندگي را مي چرخاند. او سخت گرفتار است: "گرفتار، گرفتار."

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #275
            همزمان با تشديد بازداشتها در کردستان، فعالان دربند و خانواده هايشان نيز تحت شديدترين فشارهاي امنيتي قرار ‏گرفته اند.‏‎ ‎دستگيري پدر ياسر گلي، به دستور دادستاني سنندج، آخرين برخورد از اين دست است.‏

            پدر ياسر گلي، دانشجوي زنداني، صبح ديروز به دستور دادستاني سنندج، بازداشت و به جاي نامعلومي منتقل شد.علت ‏دستگيري وي که طبق روال هر روز براي پيگيري وضعيت فرزندش به دادگاه رفته بود، مشخص نيست. مادر ياسر ‏گلي چهار روز قبل در گفتگو با روز گفته بود: "هيچ خبري از وضعيت پسرم ندارم، هر روز به دادگاه مي روم تا شايد ‏بتوانم خبري از ياسر بگيرم، اما ‏اينجا کسي پاسخگو نيست؛ حتي دو روز است ما را تهديد مي کنند‎. ‎داديار پرونده ‏ديروز تهديد کرد که تا هر وقت دلم ‏بخواهد پسرتان را در زندان نگه مي دارم. حتي تهديد کرد که اگر زياد اينجا شلوغ ‏کنيد دستور مي دهم شماها را هم ‏بازداشت کنند‎"‎‏.‏

            حال به دنبال بازداشت همسر و فرزند، او به روز مي گويد: "از نگراني دارم مي ميرم.پسر بيمارم را 3 هفته است نگه ‏داشته اند، امروز همسرم را هم گرفتند. احتمال دارد فردا حتي من را هم بگيرند.جرم ما فقط اين است که آزادي پسر ‏دانشجويمان را مي خواهيم.آنها اجازه نمي دهند با پسرمان ملاقات کنيم، برخورد غير مسئولانه اي با ما مي کنند، ‏تهديدمان مي کنند؛ تازه اگر ما اينها را به افکار عمومي مي گوييم عصباني هم مي شوند. امروز تهديدشان را عملي ‏کردند؛ حتي تلفن هاي منزلمان را هم قطع کرده اند تا با کسي ارتباط نداشته باشيم؛ تلفن همراه من را هم قطع کرده اند.ما ‏اينها را بايد به چه کسي بگوييم؟"‏

            همزمان با اين برخوردها، زندانيان کرد نيز هر روز در شرايط سخت تري قرار مي گيرند.محمد صديق کبودوند، که 4 ‏ماه است در بازداشت بسر مي برد، شديدا بيمار است و فشارهاي روحي زيادي در زندان به وي وارد مي آيد. وي که ‏حتي قبل از بازداشت ناراحتي ريوي داشت، بيماريش در زندان اوين حادتر شده است. خانواده ي وي خبر داده اند که ‏در آنجا به بيماري پوستي و افزايش فشار خون نيز دچار شده است.علاوه بر اين محمد صديق کبودوند در زندان حتي ‏براي اينکه به توالت برود، بايد نامه کتبي بنويسد و اجازه بگيرد.‏
            از سويي فشارهاي روحي زيادي به وي وارد مي شود تا سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان را منحل کند و از سوي ‏ديگر از وي مي خواهند اعضاي اين نهاد حقوق بشري را محدود و به سکوت تشويق کند. شيرين عبادي، وکيل مدافع ‏محمدصديق کبودوند هنوز نتوانسته با وي ملاقاتي داشته باشدو يا پرونده ي وي را مطالعه کند. اين در حالي است که ‏قرار بازداشت اين فعال حقوق بشر هر ماه تمديد مي شود.‏

            يکي از اعضاي خانواده محمد صديق کبودوند در همين ارتباط به روز مي گويد: "پدر ما فقط براي بهبود وضعيت ‏حقوق بشر کار مي کرد و چيزي براي پنهان کردن نداشت. هر طور فکر مي کرد، همانطور مي نوشت و همه سخنان ‏وي روي سايت وجود دارد. اما طوري با پدرم رفتار مي کنند که انگار او مجرمي خطرناک است. حتي اجازه نمي دهند ‏هر وقت دلش خواست به توالت برود. او بايد براي اين کار حتما نامه بنويسد و اجازه بگيرد؛ يا وقتي او را به اتاق ‏ملاقات مي آوردند، با چشم بند مي آورند و بعد از اتمام ملاقات، مجددا چشم بند را مي بندند.او مريض است و با وجود ‏بيماريهايي که دارد تحت فشارهاي روحي هم هست.ما نگران او هستيم." ‏

            همزمان روناک صفازاده، فردين مرادي، شاهو کوليايي و حبيب لطفي هم که در فاصله کمي از يکديگردر سنندج ‏بازداشت شده اند، همچنان در زندان به سر مي برند و قرار بازداشت آنها براي يک ماه ديگر تمديد شده است. عدم ‏تماس آنها با خانواده و سکوت نهادهاي امنيتي و قضايي باعث بي اطلاعي خانواده هايشان از اتهامات وارد بر آنها شده ‏است.‏

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #276
              بهروز جاويد تهراني، زنداني سياسي و عضو جبهه دمکراتيک ايران، در حکم ديگري از سوي شعبه 15 دادگاه ‏انقلاب تهران به 3 سال حبس تعزيري محکوم شد.‏
              ‎
              قاضي صلواتيان، بهروز جاويد تهراني را به ارتباط با گروههاي ضد انقلاب، فعاليت تبليغي عليه نظام و توهين به ‏رهبر جمهوري اسلامي ايران متهم و بدون حضور وکيل مدافع و هيات منصفه اين حکم را صادر کرده است.‏

              بهروز جاويد تهراني که از زمان دستگيري اش در 4 خرداد 1384 در زندان به سر مي برد، پس از اتمام دوره ‏تحقيقات و بازجويي به 4 سال حبس تعزيري محکوم شده بود که با حساب حکم جديد 7 سال زندان را بايد تحمل ‏کند. ‏

              اين زنداني سياسي، در جريان اعتراضات دانشجويي تيرماه سال 78 بازداشت و به 8 سال زندان محكوم شد. ‏بهروز جاويد تهراني در سال 1382 و تنها پس از يک ماه از درگذشت مادرش، با استفاده از قانون آزادي مشروط ‏از زندان رجايي شهر كرج آزاد شد، اما به خانه اي بازگشت كه وجود مادر از آن رخت بربسته بود.‏
              ‏
              بهروز پس از آزادي، فعاليت هاي خود را با حضور در جبهه متحد دانشجويي از سر گرفت. او در بيشتر تحصن ‏ها و اعتراضات مدني و مسالمت آميزي كه در دفاع از زندانيان سياسي برگزار مي شد مشارکت مي کرد. تا اينکه ‏در يكي از همين تحصن ها در خرداد ماه سال 1383 در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران، توسط اطلاعات ‏ناجا بازداشت و سپس به وزارت اطلاعات و بند 209 تحويل داده شد.‏

              او سال بعد مجددا در‎ ‎تاريخ 4‏‎ ‎خرداد‎ 84 ‎‏ در منزل مسكوني اش در منطقه ظفر تهران توسط ماموران وزارت ‏اطلاعات دستگير و براي بار چهارم روانه بازداشتگاه 209 اين نهاد در زندان اوين شد. پس از اين بازداشت بود ‏که مورد شکنجه قرار گرفت و سپس به 4 سال زندان محكوم شد. ‏

              بهروز جاويد تهراني، در حال حاضر در زندان رجائي شهر(گوهر دشت) که به سر مي برد. زنداني که در طبقه ‏بندي سازمان زندان ها براي زندانياني با جرايم عمدي از قبيل قتل و شرارت در نظر گرفته شده است و هر روز ‏خبر جديدي از درگيري، ضرب و جرح و قتل زندانيان در آن منتشر مي شود.پيش از اين، زندانيان سياسي چندين ‏بار در اين زندان مورد حمله مجرمان خطرناک قرار گرفته اند که بعد روشن شده مسئولين زندان در اين ‏برخوردها نقش داشته اند.‏

              در آخرين خبر منتشر شده، يک زنداني بلوچ به نام اسدالله وفايي توسط يک گروه از ماموران زندان گوهر دشت ‏به دستور رئيس‎ ‎زندان مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفته است.‏‎ ‎وي قرباني يکي از طرح هاي وزارت اطلاعات ‏ايران است که در زندان زاهدان ده‎ ‎ها قرباني گرفته است. پاسداران از اين زنداني خواسته اند تا خود را از‏‎ ‎اعضاي گروه جند الله و يکي از بمب گذاران در جنوب شرقي ايران معرفي کند.‏

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #277
                در آستانه انتخابات مجلس هشتم، موج جديدي از بازداشت فعالان سياسي آغاز شده است که اين بار بر خلاف ‏بازداشت هاي پيشين، فراگير و بي صدا بوده و اخباري از آنها در رسانه ها منتشر نشده است. ‏

                يک فعال محلي آذربايجان در گفت و گو با روز ضمن اعلام اين خبر گفت: در حدود يک ماه است که از ‏بازداشت جمعي از فعالان قومي آذربايجان مي گذرد و تا کنون هيچ خبري از آن در رسانه ها منتشر نشده ‏است. ‏

                وي علت اين امر را تماس هاي تلفني بازداشت شدگان با خانواده هايشان عنوان کرد و گفت آنان در تماس هاي ‏خود اصرار زيادي دارند که به هيچ عنوان اين موضوع رسانه اي نشود چرا که مي تواند عواقب ناگوار ي ‏براي خودشان و خانواده هايشان داشته باشد. ‏

                اين فعال سياسي ادامه داد: از حدود يک ماه پيش جمع زيادي از فعالان سياسي آذربايجان را که وزارت ‏اطلاعات آنان را متهم به فعاليت هاي تجزيه طلبانه کرده بازداشت شده اند و تا کنون نيز در بازداشت وزارت ‏اطلاعات به سر مي برند. ولی هنوز آمار دقيقي از تعداد ‏بازداشت شدگان در دست نیست اما بنا به شواهد و قرائن تخمين زده می شود که حداقل 20 نفر بازدداشت شده باشند. ‏

                به گفته اين فعال قومي، جمعي از بازداشت شدگان به خاطر فعاليت هاي سياسي خود در دوران دانشجويي ‏مورد بازجويي قرار گرفته اند، در حالي که از دوران دانشجويي آنان تا هفت سال مي گذرد. اما بدون هيچ ‏استناد قانوني اکنون حدود يک ماه است که در بازداشت به سر مي برند و از کمترين حقوق قانوني نيز ‏برخوردار نيستند. ‏

                وي افزود: متأسفانه خانواده هاي آنان به دليل غير منتظره بودن بازداشتها دچار بهت و سردرگمي شده اند و ‏نمي دانند بايد به کجا مراجعه کنند. ضمن اينکه به شدت از سوي نهادهاي امنيتي تهديد شده اند که در صورت ‏اطلاع دادن موضوع به رسانه ها، افراد بازداشت شده تحت فشار بيشتري قرار خواهند گرفت و حتي ممکن ‏است موج بازداشت ها به خانواده هاي آنان نيز کشيده شود. ‏

                اين فعال قومي اضافه کرد: البته سعي شده است براي جلوگيري از رسانه اي شدن موضوع کساني را ‏بازداشت کنند که چهره هاي مشهوري نيستند و بازداشت آنان بازتاب و هزينه کمتري داشته باشد. ‏

                گزارش ها حاکي است برغم تصريح قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، بازداشت شدگان هنوز تفهيم اتهام ‏نشده اند و هم اکنون در حال بازجويي پس دادن در مورد فهرستي از افراد سياسي هستند که در اختيار آنان ‏قرار گرفته است. ‏

                Comment

                • ghalibaf
                  Member
                  • Oct 2007
                  • 154

                  #278
                  posting political propaganda againt your country isnt going to get you anywhere, it hasnt got you anywhere in 30 years and it certainly wont to anything in the future.

                  Peace.
                  Vote Mohammad Baqer Ghalibaf

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #279
                    دادگاه انقلاب سقز"چنور فتحی" نویسنده و مترجم را به پنج سال حبس تعریزی محکوم کرد. چنور فتحی همچنین بر ‏اساس حکم این دادگاه از هرگونه فعالیت مطبوعاتی، انجام مصاحبه و حتی تماس های تلفنی و اینترنتی منع و تهدید شده ‏است که در صورت هر گونه واکنش، محکومیتش تمدید خواهد شد. ‏
                    ‏ ‏
                    دادگاه انقلاب شهرستان سقز چنور فتحی را متهم به" اقدام علیه امینت ملی" و "همکاری با یکی از احزاب کرد ایرانی" ‏مستقر در شمال عراق کرده است. دادگاه همچنین مدعی شده که وی دست به"اقدامات خرابکارانه در داخل کشور" زده ‏و در عین حال برای یکی از احزاب برانداز کرد "فعالیت های فرهنگی" انجام داده است. ‏

                    این حکم در حالی برای چنور فتحی صادر شده است که هیچ یک از اتهامات نسبت داده شده به وی در دادگاه انقلاب این ‏شهرستان به اثبات نرسیده است. چنور فتحی که از مترجمین حرفه ای و شناخته شده مناطق کردنشین کشور به شمار می ‏رود، برای شرکت در فستیوال ادبی " گه لاویژ" که هر ساله در کردستان عراق برگزار می شود با مجوز رسمی از ‏نهادهای مربوطه در داخل کشور به شمال عراق سفر کرده و موفق شده بود عنوان دومی بهترین مقاله شرکت کننده در ‏این فستیوال را بدست آورد. ‏
                    ‏ ‏
                    ‏ این مترجم و نویسنده پرکار مانند بسیاری دیگر از فعالین امور زنان، روزنامه نگاران و فعالین حوزه های مختلف که ‏به کردستان عراق سفر می کنند و بعد از بازگشت به کشور با اتهاماتی همچون ارتباط و همکاری با احزاب مخالف کرد ‏و غیره روبرو می شوند، از سوی نهاد های امنیتی و اطلاعاتی متهم به همکاری و انجام فعالیت های فرهنگی برای ‏یکی از احزاب کرد مستقر درکردستان عراق شده است. ‏
                    ‏ ‏
                    دادگاه انقلاب سقزعلاوه بر صدور این حکم، به منظور جلوگیری از اعتراض چنور فتحی و بازتاب خبری این حکم، ‏وی را تهدید کرده که در صورت انجام مصاحبه و گفتگو با رسانه های خارج از کشور و ادامه دادن به فعالیت های ‏مطبوعاتی و مدنی وی را بازهم تحت پیگردهای قانونی قرارخواهد داد. از سوی دیگر چنور فتحی حتی مجبور به قطع ‏تماس های تلفنی و اینترنتی شده است. به همین دلیل تاکنون جزئیات بیشتری در خصوص وضعیت و چگونگی دادگاه و ‏حکم صادر برای او بدست نیامده است. ‏
                    ‏ ‏
                    علاوه بر صدور حکم برای چنور فتحی، و در حالی که بیش از یک ماه از دستگیری روناک صفار زاده فعال حقوق ‏زنان در سنندج و بی خبری از وضعیت وی می گذرد، هانا عبدی دانشجوی بیست و یک ساله و از دوستان نزدیک ‏روناک صفار زاده نیز دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده شده است. ‏
                    ‏ ‏
                    ‏ برخورد های اخیر نهادهای امنیتی و قضائی با فعالین جنبش زنان و به ویژه گردانندگان کمپین یک میلیون امضا از ‏تهران به مناطق دیگر کشور نیز کشیده شده و در شهرستان هایی همچون خرم آباد و سنندج شکل کم سابقه ای داشته ‏است. ‏

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #280
                      حشمت الله طبرزدي‎ ‎روز گذشته در محل دادستاني تهران بازداشت و روانه زندان اوين شد. به گفته خانواده ‏طبرزدي، "او به دنبال احضار به معاونت امنيت دادستاني تهران، در آنجا حاضر ولي به حکم قاضي حسن حداد، ‏از آنجا روانه زندان اوين شد."‏


                      به گفته خانواده وي‎ ‎‏"طبرزدي زماني که به زندان منتقل مي شد در تماس تلفني با منزل خبر دستگيري خود را ‏اعلام کرد."‏

                      در همين ارتباط وکيل مدافع طبرزدي گفت مدت محكوميت او در مرداد ماه امسال پايان يافت و بازگرداندن وي به ‏زندان، بدون آنكه محكوميت جديدي متوجه او باشد، فاقد وجاهت قانوني و به منزله تعرضي آشكاربه حقوق ‏شهروندي است.‏

                      حشمت الله طبرزدي، فعال سياسي پيش از اين به ۱۴ سال زندان محکوم شده بود. بر اساس حکم صادره از سوي ‏شعبه ي 26 دادگاه انقلاب، که در آن زمان قاضي حداد رياست آن را بر عهده داشت، حشمت الله طبرزدي به اتهام ‏تشکيل جبهه دمکراتيک ايران به 10 سال حبس، به‎ ‎اتهام توهين به رهبري به 2 سال حبس، به اتهام تبليغ عليه ‏نظام به 1 سال‏‎ ‎حبس، به اتهام تشويش اذهان عمومي به 1 سال حبس و همچنين به 10 سال محروميت از حقوق‏‎ ‎اجتماعي و تبعيد به زندان برازجان در جنوب کشور محکوم شده بود.‏

                      ‏ دادگاه تجديد نظر، اتهام تبليغ عليه نظام و تشويش اذهان عمومي را ادغام و مجازات تبعيد به زندان برازجان را ‏لغو کرده بود. از سوي ديگر حکم 10 سال حبس تعزيري وي به‏‎ ‎‏ اتهام تشکيل گروه غير قانوني در شعبه هفتم ‏ديوان عالي کشور به 5 سال‏‎ ‎تقليل يافته بود.‏
                      ‎
                      حشمت الله طبرزدي پس از مدتي به شرط سکوت و عدم فعاليت سياسي به مرخصي فرستاده شد؛ بعد از آن دادگاه ‏انقلاب و وزارت‏‎ ‎اطلاعات بارها از وي خواست از نوشتن مقاله، انجام مصاحبه و تشکيل جلسه و ديگر فعاليت ‏هاي خود امتناع ورزد.طبرزدي آخرين بار از تهران در ميزگردي در صداي آمريکا شرکت کرد و خود درباره ‏اين محدوديت ها به تفصيل توضيح داد.‏

                      جبهه دمکراتيک ايران، که حشمت طبرزدي دبير کل آن است، با انتشار بيانيه اي بازداشت طبرزدي را محکوم ‏کرد. ‏

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #281
                        به دنبال گسترش برخورد با روزنامه نگاران و دانشجويان، اين بار نوبت به آرش بهمني، بابک مهديزاده و کوهزاد ‏اسماعيلي رسيد که به موجب حکم دادگاه جزايي رشت به زودي راهي زندان خواهند شد.‏

                        بر اساس حکم شعبه 106 دادگاه جزايي رشت آرش بهمني، دبير تحريريه هفته نامه گيلان بهتر و عضو شوراي مرکزي ‏سازمان ادوار تحکيم وحدت شاخه گيلان به اتهام توهين به امام زمان و نشر اکاذيب به تحمل 16 ماه حبس، بابک مهدي ‏زاده، روزنامه نگار و عضو شوراي مرکزي سازمان ادوار تحکيم وحدت - شاخه گيلان و کوهزاد اسماعيلي، عضو ‏ديگر شوراي مرکزي سازمان ادوار به اتهام نشر اکاذيب به تحمل 4 ماه حبس محکوم شده اند.‏

                        حکم دادگاه به شرح زير است:‏
                        ‏"موضوع : توهين به امام زمان(عج) و نشر اکاذيب

                        ‎‎راي دادگاه‏‎‎

                        در مورد اتهام: ‏
                        آقايان 1- آرش بهمني...........‏
                        ‏ 2- سيد کوهزاد اسماعيلي............‏
                        ‏ 3- بابک مهدي زاده..............‏

                        ‏"دائر به توهين به امام زمان (عج) و نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي بتوسط متهم رديف اول و نشر اکاذيب ‏به قصد تشويش اذهان عمومي بتوسط متهمان رديف دوم و سوم دادگاه با توجه به گزارش مامورين و مفاد کيفر خواست ‏‏3/6/86 – 1233 و تقاضاي مجازات متهمين بتوسط نماينده محترم دادستان و اقرار صريح متهمين در تحقيقات مقدماتي ‏و در جلسه دادگاه و اظهارات بلاوجه آنان در مورد عدم اطلاع و با عنايت به نامه ها و گزارش هاي ارسالي از طريق ‏وبلاگ و مجموع محتويات پرونده بزه انتسابي مشاراليهم محرز و مسلم فلذا مستندا به مواد 513 و 698 ق مجازات ‏اسلامي هر يک از متهمين را بابت نشر اکاذيب به تحمل چهار ماه حبس و متهم رديف اول را بابت توهين به امام زمان ‏‏(عج) به تحمل يک سال حبس محکوم مينمايد راي صادره حضوري و ظرف بيست روز پس از ابلاغ قابل ‏تجديدنظرخواهي در دادگاه تجديد نظر استان مي باشد."‏

                        آرش بهمني، بابک مهديزاده و کوهزاد اسماعيلي پيش از اين و همزمان با سفر محمود احمدي نژاد به گيلان بازداشت ‏شده و مدتي را در زندان گذرانده بودند. در آن زمان نويسنده وبلاگ بوي خاک در مورد دستگيري اين سه روزنامه ‏نگار جوان نوشت:‏

                        آرش بهمني بازداشت شد، بابک مهدي*زاده و کوهزاد اسماعيلي هم همينطور؛ اين اتفاق روز پنج*شنبه سوم اسفند و در ‏دفتر سازمان ادوار دفتر تحکيم وحدت در رشت رخ داد پس متوجه شديم که سوغاتي احمدي*نژاد از تهران براي ‏گيلاني*ها چه بود.....آرش بهمني، بابک مهدي*زاده و کوهزاد اسماعيلي تازه چند روز بود که به عنوان مسئولان ‏کميته*هاي اطلاع*رساني، پشتيباني و حقوق بشر سازمان ادوار دفتر تحکيم وحدت در گيلان انتخاب شده بودند و ظاهرا ‏سيستم امنيتي و قضايي کشور تصميم گرفت که اينگونه از آنها استقبال کند.‏

                        دستگيري اين سه روزنامه نگار و فعال دانشجويي در آن دوره واکنش هاي فراواني را برانگيخت؛ آنان نيز، به روال ‏ديگر زندانيان سياسي، در شرايطي غيرقانوني مورد بازجويي قرار گرفتند و تا مدتي کسي از وضعيت آنان با خبر نبود. ‏در همان دوره عبدالله مومني، سخنگوي سازمان دانش*آموختگان ايران اسلامي در گفت*وگو با ايسنا، اظهار داشت: ‏‏"تلاش*هاي دوستان ما در شعبه*ي‎ ‎گيلان براي باخبر شدن از وضعيت و اتهامات وارده به اين سه نفر تاكنون به نتيجه‎ ‎نرسيده است و تنها آنها در اين مدت توانسته*اند با خانواده*هاي خود تماس تلفني‎ ‎برقرار كنند و از برگزاري دادگاه خود در ‏روز يكشنبه خبر دهند، در حاليكه تاكنون‎ ‎دادگاهي برگزار نشده است اما به نظر مي*رسد بعد از گذشت 4 روز اراده*اي ‏براي ادامه‎ ‎اين روند وجود دارد‎.‎‏"‏‎ ‎

                        بابک مهديزاده در حال حاضر دوران سربازي را مي گذراند و آرش بهمني، در انتظار برگزاري دادگاه انقلاب است که ‏در آنجا نيز اتهاماتي مشابه متوجه وي شده است.‏

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #282
                          رضا ولي زاده، روزنامه نگار سنندجي و مدير سايت "بازنگار"، به دنبال درج مطلبي در مورد خريد 4 سگ‏‎ ‎‏ به مبلغ ‏جمعا 600 ميليون تومان براي حفاظت از محمود احمدي نژاد، روز سه شنبه توسط نيروهاي امنيتي در تهران بازداشت ‏و به مکان نامعلومي منتقل شد. ‏

                          رضا ولي زاده در اين گزارش که 12روز قبل در وبلاگش(ايستگاه)‏‎ ‎منتشر شده، به خريد 4 سگ بمب ياب وباهوش ‏آلماني- که در مجموع 600 ميليون خريداري شده اند- پرداخته بود واينکه همزمان با بازديد احمدي نژاد از نمايشگاه ‏مطبوعات اين سگها را رها کردند تا به عمليات "چک و خنثي" بپردازند. گزارشي که انعکاس زيادي در رسانه هاي ‏داخل و خارج کشور يافت. ‏

                          اين روزنامه نگار زنداني در بخشي از گزارش مزبور مي نويسد: "باوجود اعتقادات جمهوري اسلامي ايران و همچنين ‏بسياري از بازديدکنندگان نمايشگاه، مبني بر نجس بودن سگ، حضور اين حيوان در چنين اماکني موجب اعتراض عده ‏اي شده بود که اين اقدام را نيز با شعارهاي ساده زيستي، عدالت طلبي و مبارزه با تجمل گرايي رئيس جمهور در ‏تعارض مي دانستند". ‏

                          وي درادامه با انتقاد از تاخير 4 ساعته رييس جمهور جهت بازديد از نمايشگاه مي افزايد: "با وجود اينکه خريداري و ‏به کار گيري سگ ها به منظور هرچه سريع تر انجام شدن عمليات «چک و خنثي» انجام شده است اين عمليات تا ‏ساعت 14:30 به طول انجاميد. ابتدا قرار شد در هر غرفه تنها يک نفر به عنوان متصدي و مسئول آن حضور داشته ‏باشد، اما پس از مدتي تيم حفاظتي به اين نتيجه رسيدند که مسئولان غرفه ها را هم از نمايشگاه بيرون کنند. تمامي ‏نمايندگان غرفه ها در ساعات ياد شده ناچار بودند پشت درها بايستند يا در پارک لاله قدم بزنند. اما اين انتظار در ‏ساعت 14:30 نيز پايان نيافت؛ چرا که رئيس جمهور با چهار ساعت تأخير به نمايشگاه آمد و بازديد ايشان هم چندان به ‏طول نينجاميد". ‏

                          رضا ولي زاده، 32 ساله چند روز قبل از دستگيري به دوستانش گفته بود که از طرف دادسراي کارکنان دولت با وي ‏تماس گرفته و او را احضار کرده اند. ‏

                          به دنبال بازداشت اين روزنامه نگار، دوستان نزديکش مطالبي براي دوست دربندشان نوشتند که در نوع خود جالب ‏توجه است. ‏

                          محمد آقازاده روزنامه نگار، پس از بازداشت رضا ولي زاده در وبلاگش نوشت: "کاش نمي شناختمت. پسر مي داني با ‏من چه کردي. تا صبج پلکهايم خيس بودند. مي خواستم زار بزنم. اما خودم را خفه کردم آخه دو پسر گلم ٬ همسرم از ‏خواب مي پريدند. دير خوابيدند. نگرانت بودند. غصه ات را مي خوردند. صبح وقتي همه رفتند قبل از رفتن به همسرم ‏گفتم به مادرت بگو براي رضا ختم انعام نذر کند. بايد به برادر و خواهرم بگم برايت دعا کنند. وقتي همه بيرون رفتند ‏هق هق گريه خانه را پر کرد. براي بسياري از روزنامه نگاران گريستم. دعا کردم. نذر کردم. تنها براي تو مثل خودم ‏مي شوم و مثل خودم مي نويسم". ‏

                          بهنام و بيتا هم در وبلاگشان "کافه تيتر" چنين نوشتند: "رضا چند روزي بود مي گفت دارن به دردسر مي ندازنش، اما ‏من و بهنام دستش مي نداختيم و مي گفتيم بابا جنبه داشته باش، براي چهار تا سگ که با آدم کاري ندارن. امشب قرار ‏بود سه تايي بريم منزل دوستي مهماني که صبح رضا زنگ زد و گفت کسي از دادسراي کارکنان دولت بهش زنگ زده ‏و آدرس خواسته تا براش احضاريه بفرستن. تا ساعت دو و نيم چند بار بهنام و من باهاش حرف زديم و کلي لکچر داديم ‏که چيز مهمي نيست. ساعت سه و نيم بهش زنگ زدم که بگم فردا صبح من و بهنام هم مي يايم دادسرا که تلفنش ‏خاموش بود. کاشکي اسپري آسمش همراش باشه. يعني اگه صداي سرفه هاشو بشنون اونو بهش مي دن؟لعنت به هر ‏چي سگ و....."‏

                          و کتايون، وبلاگ نويس ديگري نوشت: "خبر‎ ‎بازداشت مدير سايت بازنگار، رضا ولي زاده‏‎ ‎را همين الان‎ ‎خواندم و دلم ‏گرفت. شناخت زيادي از ولي زاده ندارم جز اينکه سايت بازنگارش عاليست، آن هم در اين کشور که هيچکس کاري ‏درست و اصولي را براي رضاي خدا انجام نمي دهد. شعرهاي گهگاهيش را هم در ايستگاه‎ ‎خوانده ام و بارها انديشيده ‏ام که اي کاش آدمي مثل او به شعر و نوشتن بيشتر مي پرداخت و از دنياي خبر که چيزي جز سياهي با خود ندارد، ‏دوري مي جست. حيف! کاش به زودي دروغ بودن اين خبر انتشار يابد".‏

                          رضا ولي زاده در سال 1354 در سنندج متولد شد و از سال 77 به روزنامه نگاري روي آورد. او همزمان سايت ‏بازنگار را راه اندازي کرد و پيش از بازداشت، از مجريان راديو گفت و گوي صداي و سيماي جمهوري اسلامي بود. ‏


                          Last edited by abadani69; 11-28-2007, 05:31 PM.

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #283
                            زندانی سياسی در آستانه مرگ


                            فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران: بنابه گزارشات رسيده آقای علی اصغر نيکبخت 64 ساله که از سال 1375 تا فروردين ماه 1386 در زندانهای گلپايگان، بم و اصفهان زندانی بودند در طی اين دوران بارها مورد شکنجه های وحشيانه قرار گرفتند ايشان در زندان مبتلا به بيماری سرطان شدند. ولی مامورين وزارت اطلاعات از درمان او جلوگيری کردند تااينکه بيماری او به حالت حادی تبديل گرديد
                            آقای علی اضغر نيکبخت در فروردين ماه1386 بخاطر وخيم شدن وضعيت جسمی ايش که در اثر فشارهای زندان و بيماری سرطان بود وزارت اطلاعات را ناچار کرد که به ايشان مرخصی استعلاجی بدهد. او پس از خروج از زندان به بيمارستان مراجعه کرد که بنا به تشخيص پزشکان معالج او به مرور می بايست 3 عمل جراحی را انجام دهد. اولين عمل جراحی را توانستند انجام دهند و در حال شيمی درمانی بودند. که در آبان ماه امسال با يورش مامورين وزارت اطلاعات که تحت فرماندهی فردی به نام بد خواهی معاون اداره اطلاعات گلپايگان دستگير و ابتدا به زندان گلپايگان سپس به زندان اصفهان انتقال يافت.
                            آقای نيکبخت در حال حاضر در شرايط جسمی بسيار وخيمی بسر می برد و پزشکان زندان به فرزندش آقای محمد نيکبخت اطلاع داده اند که به دليل بالا بودن عفونت در خونشان حداکثر زمان حيات اوبين 3 الی 6 ماه بيشتر نخواهد بود. او در حال حاضر در بند مشاوره زندان اصفهان نگهداری می شود و قادر به انجام کارهای شخصی خود نيست و تنها با کمک فرزندش آقای محمد نيکبخت و ساير زندانيان کارهای شخصی او انجام ميگيرد.
                            عليرغم شرايط سخت جسمی ولی مامورين وزارت اطلاعات که تحت عنوان بازرسان وزارت گشور در هفته چند بار او را مورد بازجوئی و فشارهای روانی قرار ميدهند.
                            فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران ، نگهداری آقای نيکبخت در زندان که در آستانه مرگ می باشد را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشر برای نجات جان ايشان استمداد می طلبد.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #284
                              انجمن دفاع از حقوق زندانیان در ایران اعلام کرده است که اخیراً در بعضی از استانهای این کشور تعدادی از زندانیان از زندانهای محل نگهداری شان به مراکز دورتری منتقل شده اند.
                              به گفته مسئولان این انجمن، این مسئله علاوه بر اینکه خلاف موازین حقوقی و قانونی است مشکلاتی هم برای خانواده های این زندانیان ایجاد کرده است.

                              به گفته محمد صالح نیکبخت، وکیل دادگستری و سخنگوی انجمن دفاع از حقوق زندانیان در یک سال اخیر تعدادی از زندانیان که زندانی امنیتی قلمداد می شوند از زندانهای واقع در شهرهای خودشان به شهرهای دوردست منتقل شده اند.

                              آقای نیکبخت ادامه می دهد این رویه بویژه در مناطقی بیشتر به چشم می خورد که اقوام ایرانی مانند کردها، ترکها، عربها و بلوچها در آن زندگی می کنند و افرادی که در این مناطق محکوم به زندان می شوند غالباً بر خلاف آیین نامه امور زندانها به جاهای دورتری منتقل شده اند.


                              نسخه رادیویی این گزارش را بشنوید

                              به گفته مسئولان انجمن دفاع از حقوق زندانیان، در یکی از آخرین موارد از این نوع انتقالهای اجباری، یکی از فعالان آذری به نام عباس لسانی که در ۲۱ ماه گذشته در زندان بوده از محل اقامت خود در زندان اهر در استان آذربایجان شرقی به زندان مرکزی شهر یزد منتقل شده است.

                              محمد رضا فقیهی، وکیل عباس لسانی می گوید: "روز چهارشنبه پانزدهم اسفند مطلع شدم که مأموران زندان اهر بدون اینکه به آقای لسانی بگویند بناست به چه شهری منتقل شود او را سوار اتومبیل کرده، از آنجا برده اند، فردای آن روز، آقای لسانی با خانواده اش تماس می گیرد و اطلاع می دهد که در زندان یزد به سر می برد."

                              به گفته محمدرضا فقیهی، عباس لسانی در اعتراض به این انتقال و "اجحافی که در حقش شده"، از لحظه ورود به زندان یزد دست به اعتصاب غذا زده و به همین دلیل در حال حاضر در زندان انفرادی نگهداری می شود.

                              عباس لسانی در جریان نا آرامیهای گسترده در شهرهای آذربایجان که در خرداد ۱۳۸۵ روی داد، بازداشت شد و به دو اتهام معاونت در تخریب و احراق (آتش زدن اموال عمومی) از طریق تشویق و تحریک مردم و همینطور مشارکت در اخلال در نظم عمومی محاکمه و به شانزده ماه زندان محکوم شد.

                              این حکم بعداً تشدید شد و به هجده ماه حبس و پنجاه ضربه شلاق تبدیل گردید، دادگاه تجدیدنظر هم سه سال اقامت اجباری در شهرستان طبس را به این مجموعه اضافه کرد که با اعتراض وکیل آقای لسانی، دیوان عالی کشور اقامت اجباری را حذف کرد.

                              عباس لسانی هیجده ماه حبسی که در دادگاه عمومی اردبیل برایش تعیین شده بود را در زندان اردبیل به پایان برد اما چون از قبل با اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس در دادگاه انقلاب شهرستان کلیبر محکوم شده بود، بعد از اتمام دوره زندان در اردبیل به نزدیکترین زندان به شهرستان کلیبر، یعنی زندان شهرستان اهر منتقل شد.

                              اکنون آقای لسانی با سپری شدن حدود سه ماه ازدوران زندانش در زندان اهر، به زندان مرکزی شهرستان یزد منتقل شده است.

                              وکیل این زندانی می گوید هیچ دلیلی از طرف مسئولان زندان در این خصوص ارائه نشده است.

                              به گفته محمدرضا فقیهی، در حکمی که دادگاه انقلاب کلیبر صادر کرده محل اجرای حکم تعیین نشده است و در چنین مواردی مطابق موازین، آقای لسانی می باید در زندان محل صدور حکم تحمل حبس کند، چون شهرستان کلیبر فاقد زندان است، این حکم باید در زندان اهر اجرا شود که نزدیکترین مکان به صدور حکم است.

                              آقای فقیهی ادامه می دهد: "تنها در ماده ۲۳۳ آئین نامه سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور اشاره شده که اگر در مواردی نگهداری محکومان در زندان محلی، مخالف مصالح آن شهرستان یا استان باشد، با موافقت مقامهای قضائی مربوطه و تعیین محل انتقال به وسیله اداره کل زندانها با جلب نظر شورای طبقه بندی و موافقت دادستان، محکوم منتقل می شود."

                              وکیل عباس لسانی معتقد است هیچیک از موارد مصرح در این ماده در مورد موکل او صادق نیست و به همین دلیل، انتقال او به زندان یزد اقدام غیرقانونی است.

                              محمدرضا فقیهی همچنین به تبصره یک ماده ۲۳۴ همین آئین نامه اشاره می کند که بر اساس آن، مسئولان سازمان زندانها موظف شده اند ترتیبی اتخاذ کنند که محکومان با درخواست شخصی در نزدیکترین زندان به محل سکونت خانواده خود تحمل کیفر کنند.

                              انجمن دفاع از حقوق زندانیان اعلام کرده که بزودی با ارسال نامه ای به رئیس قوه قضائیه خواستار توقف انتقال این نوع از زندانیان به مکانهای دورتر خواهد شد.


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #285
                                وضعيت نامعلوم فعال سياسی در بند ۲۰۹


                                کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر:احمد دانش پذير، فعال و نظريه پرداز مسائل سياسی که بهمن ماه در منزلش در تهران بازداشت شده بود، همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوين نگهداری می شود.

                                به گفته خانواده اين فعال سياسي، وی از زمان بازداشت تاکنون هيچ گونه ملاقاتی نداشته است و نسبت به شرايط سلامتی او اطلاعی در دست نيست.

                                لازم به ذکر است، ماموران امنيتی روز ۲۳ بهمن، با حضور در منزل احمد دانش پذير، علاوه بر بازداشت وی اقدام به ضبط لوازم شخصی او از قبيل کتاب ها، دست نوشته ها و کامپيوتر او نمودند.

                                iran

                                Comment

                                Working...