Zendanian-e Syasi dar Iran

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #31
    "فاجعه ته نشين نخواهد شد"، گزارش يک جنايت، مسعود نقره کار
    ۸ سال است که هر شهريور ماه دو چشم عسلی به سراغم می آيد تا با نگاه مهربان و معصومانه اش ياد آوری کند که مباد بيدادی که بر او، پدرش و خانواده اش رفته فراموش شود. دو چشم عسلی که ۳۱ شهريور سال ۱۳۷۷ به عشق و شور روز اول مدرسه و شيطنت های کودکانه و گذاشتن حياط مدرسه روی سرش، بخواب رفت اما در واقعيتی هولناک تر از کابوسی هراسناک به خون نشست
    پدر, حميد حاجی زاده ی شاعر, گويی مرگ خويش را به "خنجر گوهرشکنان "پيش بينی کرده بود:

    " رفتم از کوچه ی انديشه برون, سرشکنان
    خسته دل, سوخته جان, با دل باورشکنان
    نيست در گوهر پاکم خلل ازکينه ولی
    دلم آشفته شد ازغفلت گوهرشکنان
    خبرمرغ قفس را به چمن خواهم برد
    گر گذشتم بسلامت ز بر پر شکنان
    بردربسته ی ميخانه به حسرت ديدم
    در دلم می شکند خنجر ساغر شکنان
    خود نه خاری ز دل خسته من کس نگرفت
    که شکستند پر رفتنم اين پر شکنان
    آخر ای خنجر مردم کش بيگانه پرست
    خوش نشستی به تنم در شب خنجر شکنان


    اما کارون ۹ ساله و خانواده ی شاعر تصور نمی کردند سربازان امام خمينی آنگونه سبعانه و بيرحمانه زندگی شان را خونين و جانکاه کنند, تا اينگونه تلخ و دردناک برادری گزارشگر قتل فجيع برادر و برادر زاده ی ۹ ساله اش شود(۲)


    "..... در سحر گاهی که بايد به سپيده می انجاميد و فردايش حميد (سحر) برای تدريس راهی دبيرستان می شد و کارون می رفت سر کلاس درس که بخواند:

    ما گل های خندانيم فرزندان ايرانيم

    سحر به خون نشست و در " کارون " جاری شد . فردای آن روز دو جسد خون آلوده و شقه شده را در سرد خانه بيمارستان جای دادند و فردای ديگرش در زير خاک سيه پنهان کردند....آخر به چه گناهی ؟ به چه جرمی ؟ چرا اين قدر بی رحمانه ؟ ۲۷ ضربه کارد به برادر؟ خانه بی شباهت به گشتارگاه ها و قصاب خانه ها نبود. همين بس که شاهدان عينی می گويند ماموريم تحقيق ( باز پرس , پزشک قانونی,مامورين آگاهی و انتطامی)دور اجساد حلقه واراشک می ريختند....يک شاعر و دبير گوشه گير و مردمی چه گناهی می توانست داشته باشد؟ دو ماه تمام

    به اين در و آن درمی زديم تا اين که قتل فروهرها با همين کيفيت اتفاق افتاد و ما تازه متوجه عمق فاجعه شديم"(۳) صحبت از قتل های زنجيره ای ست , و جرم اين بود: حميد حاجی زاده شاعر و پژوهشگر بود, با مطبوعات همکاری می کرد و از فعالين انجمن ادبی شيراز بود . سروده بود:

    " طرفه اين دزدان که از آتش شرر دزديده اند
    آب از جوی, لطف شبنم از سحر دزديده اند
    جلوه از گل, رقص از پروانه, پاکی از گلاب
    شور از نی , شهد را ازنيشکر دزديده اند
    رافت از هابيل , مهر از دل, مروت از نهاد
    اعتماد از پير و يوسف از پدر دزديده اند.
    خنده از لب , نوراز آينه, رم را از غزال
    شوق از سنگ , محبت از تبر دزديده اند

    " ......بنا به اين دلايل فرض را بر اين می گيريم که او گناهکار و مجرم هم بود , خوب...معلم بود آن هم معلم ادبيات , که نبايد می بود , شاعر بود آن هم شاعری ملی و ميهنی که نبايد می بود و مهمتر از همه ی اينها تهی دست بود و فقير که گناهی است بخشودنی , ولی کودک ۹ ساله او چی؟ او چکار ه بود؟ او به چه چرمی می بايد متحمل آن وحشت شبانه و ضربه های کارد سوزنده باشد. مگر يک کودک نه ساله برای مردن نياز به چند ضربه چاقو دارد؟ و..........."(۵)

    " .... پزشک قانونی تعداد ضربه های دشنه فرو رفته در سينه برادررا ۲۷ از زير گلو تا زير ناف و ضربه ی وارده به سينه کارون را بالغ بر ده ضربه دانسته بود... آ ثار ضربه سخت و مشت در سر و صورت, پارگی قلب و ريه و دستگاه گوارش , بريده شدن انگشتان دست راست حميد تا روی پوست , بنا به نظرپزشک قانونی با هر ضربه کارد حميد تيغه چاقو را می گرفته و قاتل می کشيده و برای باری ديگر فرو می کرده است که منجر به اين گرديده که کف دست بشود پر از شيارهای عميق شقاوت !.....کسانی که در غسالخانه حضور داشته اند و يا جسد کارون را ديده اند از جای آثار نيش چاقو بر روی گوش , صورت و پشت کارون گفته اند که بايد اين آثار قبل از پاره پاره کردن سينه, قلب و شکم کارون روی داده باشد. بعضی نيز که به دقت به ضورت کارون نگاه کرده اند به قول روستايی های ما حالت " گرگ پدمک" را در چهره کارون ديده اند. اصطلاح " گرگ پدمک" در خصوص روبرو شدن گوسفند با گرگ به کار می رود, در اين حالت وقتی که گوسفندی به ناگهان گرگ را در مقابل خود می بيند چشمهايش از حدقه می زند بيرون وهرگونه توان و حرکتی از گوسفند سلب می شود , در برابر گرگ می ايستد و گرگ راحت او را می درد.

    صحنه قتل به دقت نظامی گونه و استادانه طراحی گرديده بود. اگر چه پس از دو سه روز, هم ما قضيه را فهميده بوديم و هم آگاهی!....."(۶)

    نه فقط برادری داغدار و زخم خورده, خواهری نيز با دو چشمِ عسلی وبا نگاهی سبز شبيه چشم‌های کارون و حميد دريچه‌ای می‌شود به ‌سوی فاجعه‌ای هراس‌آور و تاريخی شرم‌ساز..

    دادخواه بيدادی تاريخی، که ساليانی ست بر مهربانی و معصوميت رو داشته‌اند؛

    خواهری که شيون‌های مادرش، که سوگ پسر و نوه‌اش دق‌مرگش کرد را در گوش دارد،

    "....... ۸۱ روز بعد.... دست های سرد مادر دست زن را می گيرد : " فرخنده دارم می ميرم , بگو محمد بيا. " , " نترس مادر نمی ميری , ولی, ولی يه ذره ...." دقايقی بعد.... پزشک اورژانس خود را می کشد کنار. پيرزن رو به قبله آخرين نگاه را به پسرش می کند و چشم هايش را می بند د. دختر جوان که نمی خواهد باور کند, همچنان با دست قفسه ی سينه ی پيرزن را فشار می دهد. مردی ميانسال دختر را بلند می کند:" نيکو جان بسه.فايده نداره,راحت شد."

    همه جيغ می کشند .ولی زن دولا می شود و فکر می کند چطور چنار بزرگی را که در صفحات اول رمان چاپ نشده اش کاشته اره کند.." (۷)

    زنی که "هرشب حميد و کارون‌اش پُشت پلک‌هايش می‌خوابند تا هر صبح با حضور آن‌ها بيدار شوند":

    »گفتم از جنوب می‌آيم از سومين جهان، از تلاقی ثروت و فقر. انقلابی را از سر گذرانده‌ام. هشت‌سال جنگ، موشک، انفجار، وحشت بر من گذشته، زندان، اعدام، سنگسار، تعقيب، تهديد، زلزله، طوفان همه را در عين يا در ذهن تجربه کرده‌ام و هربار چون ققنوس از ميان خاکستر خود پر کشيده‌ام. و هنگام نوشتن يا نوشته‌شدن همه‌ٌ اينها را در خود داشته‌ام. و يک عمر با ديدن صفحهٌ حوادث روزنامه روی برگردانده‌ام و ناگهان نام خانوادگی خودم را با تيتر درشت در ميان صفحه حوادث روزنامه‌ها ديده‌ام. زوال آرزوهايم را به سوگ نشسته‌ام. پيکر پاره‌پارهٌ برادرم، جسم از هم دريدهٌ کارونم را بر بال‌های روح و روانم تشييع کرده‌ام و در دورترين نقطه‌ٌ گورستان دست روی گوش‌هايم فشرده‌ام و از صدای جيغ‌های کودکان جهان کر شده‌ام، از نگاه پُرسان مادرم گريخته‌ام و مهربانی بی‌دريغ ملتی را در روزهای فاجعه ديده‌ام و زهر طعنه‌ها چشيده‌ام و با اين همه هنوز داغم، داغ و منتظر تا فاجعه ته‌نشين شود و سفيدی هولناک کاغذ بخواند".(۸)

    »... و هيچ‌کس نگفت در آن دل تاريکی دست‌های چه کسی را صدا کردی تا دست کوچک و نازنين کارون پيش بيايد و من هر شب به اميد آمدن تو بخوابم و تو هيچ نيائی و هيچ نگوئی تا من روزها بنشينم و فکر کنم که تو باز هم از راه مدرسه با يک بغل شقايق از راه می‌رسی و با شيطنت شقايق‌ها را طوری به طرف من دراز می‌کنی که گُل‌ها به دست من که رسيد زمين از خون گلبرگ‌های شقايق رنگين شود و من داد بزنم، پا بکوبم و گاه سرم را به ديوار کاهگلی حياط که: "ببين پَرپَرشون کردی"، بگويم، بگويم تا دلت بسوزد، سرم را روی شانه‌ات بگذاری و بگوئی: "خب فردا غنچه‌هاشو برات می‌آرم که پَرپَر نشن" و ندانی شبی که بی‌رحمی اوج می‌گيرد و چهره‌ی انسانيت در وجود قاتلانت رنگ می‌بازد، غنچه‌ها هم پَرپَر می‌شوند تا تراژدی غمبار مرگ پدر و پسری را در دوقدمی هم رقم بزند، تا در دل سياهی شب خون "سحر"۱ جاری شود، "کارون" بخُروشد و دستی با شقاوت سينه‌اش را بشکافد تا رنگ عسلی چشم‌هايش در سبزی چشم‌های تو در خون بغلطد تا کودکان قوم خواب ببينند که تو آمده‌ای و می‌گويی: "خون رنگ زعفران است" و بچه‌های شهر سرمشق‌های کلاس خوش‌نويسی‌شان را از شعرهای تو بگيرند و نام "کارون" بر زبان کودکان فردا جاری شود."(۹)

    ¢¢¢

    ونام کارون بر زبانِ جهان مهربانی و معصوميت جاری‌ست, "فاجعه ته‌نشين نخواهد شد".

    ۸ سال گذشت , من اما اين سوی جهان هنوز مرگِ "کارون" را باور نکرده ام. هيچ پدری مرگِ فرزندش را باور نمی‌کند. وهنوزچشم انتظارِ آن چشم عسلی‌ام تا

    "از مدرسه با يک بغل شقايق بيايد و "گلدشت" (۱۰) را رنگين کند"


    شهريور ۱۳۸۵
    فلوريداـ امريکا


    زير نويس:

    ۱- شعری از حميد حاجی زاده ( سحر)
    ۲- محمد حاجی زاده, برادر حميد گزارش مفصلی در باره اين فاجعه نوشته است با عنوان " کارون در من است امشب" تکه هايی از اين گزارش , ونيز مصاحبه ای کوتاه و ياد واره هايی در باره حميد و کارون در برخی نشريات داخل کشور چاپ شد.
    ۳- محمد حاجی زاده , قتل های زنجيره ای در شعبه شهرستان ها , نشريه پيام هاجر, شماره ۳۰۲, ۵ بهمن ۱۳۷۸
    ۴- شعری از حميد حاجی زاده
    ۵- منبع شماره ۳
    ۶- محمد حاجی زاده , گزارش يک فتل , کارون در من است امشب." ) "کارون در من است امشب "، دفتر شعری از حميد حاجی‌زاده‌ی کرمانی "سحر"._ سحر: تخلصِ حميد حاجی‌زاده است).
    ۷- فرخنده حاجی زاده , دستی ميان دشنه و دل نيست ,ماهنامه بايا- شماره ۱و-۲ فروردين و ارديبهشت ۱۳۷۸
    ۸- فرخندهٌ حاجی‌زاده، نويسنده و صاحب امتياز و سردبير مجله‌ی "بايا". "خلاف دموکراسی و خانه سرگردانِ چشم‌ها"، سخنرانی ۱۷ ماه می سال ۲۰۰۰، نيويورک.
    ۹- فرخنده‌ی حاجی‌زاده، در مصاحبه با قادر تميمی، سايتِ اينترنتی عصر نو، شنبه ۲۱ بهمن‌ماه ۱۳۸۱
    ۱۰- گلدشت؛ محله‌ای در کرمان که خانه‌ی محقرِ حميد حاجی‌زاده آن‌جاست.


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #32
      قاتلان غم زده ایم که به بدرقه مقتول آمده ایم. مستبدینیم که با دشمن استیداد بدرود می گوئیم...قاتلان مسکوب و هدایت و ساعدی و دیگرانی که رفتند و خود ما که خواهیم رفت، حکومت ها نیستند، مائیم قاتلان غم زده ایم که به بدرقه مقتول آمده ایم. مستبدینیم که با دشمن استیداد بدرود می گوئیم.

      او را که آن سوی در شیشه ای در تابوت خفته کشتیم و اکنون سر به احترام فرو می آوریم، اشکی می ریزیم یا نمی ریزیم و برمی گردیم. پشت در دشمنان ما ایستاده اند.

      0

      مرگ در پاریس سرنوشت جان های شیفته ایرانی است. از هدایت شروع شد که در آن اتاق کوچک را به روی گزمه ها و رجاله های محیط استیدادی بست و پنجره را یکسره به روی مرگ گشود. غلامحسین ساعدی که در گورستان نزدیک هدایت آرمیده، این راه را تن کشان رفت. حسن هنرمندی در اتاق دنگالی جام مرگ را در کشید، کاری که پیش از او اسلام کاظمیه کرده بود و اینک زیبا انسانی، ساکن تنهای اتاق پشتی یک عکاسی که در تابوت خفته تا بسوی میهن پرواز کند.

      و ما این اندک که زیر باران گرد آمده ایم، یکایک در شیشه ای را باز می کنیم. از میان بوی مرگ می گذریم، با او وداع می گوئیم و برمی گردیم و پشت در به انتظار صف می کشیم تا نوبت در رسد و چون شاهرخ مسکوب تابوت نشین شویم و به گورستانی گمنام در پاریس سفر کنیم و یا اگر خیلی شانس بیاوریم، ما را که ایستاده به غربت روانه شد یم، ا فتاده به میهن بازگردانند.

      ایستاده ایم. باران می بارد و این سرنوشت مکرر را در ذهن مرور می کنیم، اما نه وداع یکی از ما و نه حتی حضور قاطع مرگ، سرشت ما را دیگر نکرده است. دست اندوه به هم می سائیم و به همدیگر چشم غره می رویم. از کنار هم می گذریم و حضور یکدیگر را انکار می کنیم. دستی فشردن دستی را تجربه می کند، اما دندان استبداد برای دریدن گلو آماده تر است.

      لبخندی اگر هست، دشنام و کینه آن را می پوشاند. و بوسه شعر فروغ را تکرار می کند:

      و این دنیا پر از صدای حرکت پاهای مردمی است

      که همچنان که تو را می بوسند

      در ذهن خود طنا ب دار تو را می بافند

      و همه تنها و تنها از این رو که با اندیشه هم مخالفیم. گرگان حتی اگر بودیم، وقت گرسنگی یکدیگر را می دریدیم. اما ما انسان های فرزانه که بوی عطر می دهیم، با اتوموبیل های شیک آمده ایم، لباسمان اگر گران نیست، مرتب و نظیف است هیچکدام اصلا گرسنه نیستیم. هر کدام از یک مثقال تا چند خروار حرف و نوشته و ادعا داریم و اگر مدعیان نجات جهان با نسخه های کهنه و نو نیستیم، رهبران نحله ها ی عملی و فکری برای نجات سرزمین مادری از چنگال امپریالیسم و استبداد در میانمان کم نیست: مشت نمونه خروار مردمان ایرانیم. همه ما را دست استبداد به خاک غربت کوچانده. همه رهروان ناچار یک راهیم. فقط و فقط با هم اختلاف نظر داریم. و همه میرا ث دار یک سرنوشت شومی . از حدود یک قرن پیش که علی اکبر دهخدا، روزنامه نویس آن روزگار، در خیابان های پاریس می گشت، نان برای خوردن نداشت و استبداد شاه قاجار را چاره ای می جست، گریز از استبداد به پاریس و لندن و برلین و سپس سراسر آفاق سرنوشت ما شد. و ما از هستی خود مایه گذاشتیم و چندین و چند بار مستبد را فرو کشیدیم، اما هر که از ما بجای مستبد قبلی نشست، خونخوارتر از قبلی از کار درآمد و داس مرگ را برنده تر به کار انداخت. مستبد را کشتیم و استبداد را در عمل روزانه خود تکثیر کردیم. استبداد مائیم که در نثر و نظم بر گلوی مستبد خنجر می کشیم و در رفتار خود استبداد را تقدیس می کنیم و بر تخت می نشانیم.

      0

      قاتلان مسکوب و هدایت و ساعدی و دیگرانی که رفتند و خود ما که خواهیم رفت، حکومت ها نیستند، مائیم. که از ماست که حکومت ها بر می آیند. وقتی در لحظه وداع با جان شیفته ای که لحظه لحظه سوخت تا چراغ فرهنگ را زنده نگه دارد و در پیرسالی پشت دخل عکاسی سن میشل ایستاد تا به استبداد نه بگوید، سرد مداران سیاسی مبارزه با استبداد یکسره غائبند و ما فرهنگیان محترم حاضر نفرت نثار هم می کنیم، پیداست که اگر بر تخت قدرت بنشینیم چه خواهیم کرد.

      0

      شاهرخ مسکوب، وقتی بعد از سال های دراز توانست به ایران برگردد، شب سفر تا صبح از شور و هیجان نخفت. مرد بی قرار همه اندوه باران های پاریس را گریست. و حالا برای همیشه می رود.

      بر خاک بهاری ایران می خوابد و روزی را انتظار می کشد که "فرزند کشی" دیگر سرنوشت مردمی نباشد که از اساطیر تا امروز راهی جز این نرفته اند. حتما چشم براه می ماند تا مرگ استبداد در رسد. و آن روز دیگر پاریس شهر خاموشی بهترین فرزندان ایران نخواهد بود.

      پاریس


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #33
        سازمان ديده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد آيت الله سيد علی خامنه ای، رهبر مذهبی ايران ، بايد فورا دستور آزادی بدون قيد و شرط سيد علی اکبر موسوی خوئينی نماينده سابق مجلس و معترض به بازداشت فعالان ايرانی را صادر کند.

        مقامات ايران ، موسوی خوئينی را بدون تفهيم اتهام بيش از سه ماه است که در زندان نگه داشته اند.

        چند روز پيش ، موسوی خوئينی ، مسئولين بازداشتگاه را متهم کرد که او را تحت شکنجه و فشار های جسمی و روانی قرار داده اند تا از انتقاداتش به دستگاه قضايی و امنيتی برای نقض حقوق بشر و شرايط نا مناسب زندان ها ابراز ندامت کند .

        سازمان ديده بان حقوق بشر با توجه به ادعای مورد شکنجه واقع شدن موسوی خوئينی ، مراتب نگرانی شديد خود را نسبت به سلامتی و امنيت ايشان اعلام می کند. بويژه آنکه از ۳۰ جولای تا کنون دو زندانی که برای ديدگاه های سياسی خود در حبس به سر می بردند ، به صورت مشکوکی در داخل زندان های ايران جان باختند.

        جو استورک قائم مقام مسئول بخش خاور ميانه سازمان ديده بان حقوق بشر گفت : " مقامات ايران موسوی خوئينی را بدون تفهيم اتهام در زندان نگه داشته اند که اکثر مدت آن در سلول انفرادی بوده است."
        وی افزود: " ايران در زمينه زندانيان سياسی که برای ابراز ندامت و تواب شدن تحت شکنجه و اذيت و آزار قرار ميگيرند کارنامه سياهی دارد ."

        مامورين حکومت موسوی خوئينی را در روز ۱۲ ژوئن هنگامی که وی در يک تجمع مسالمت آميز برای دفاع از حقوق زنان حضور يافته بود بازداشت کردند.

        او در زندان اوين تهران به سر می برد.مسئولين از ملاقات موثر او با وکلايش ممانعت به عمل آورده اند.قوه قضائيه هيچ اتهامی را تا کنون عليه او به صورت رسمی اعلام نکرده است.

        پنجشنبه گذشته ، ۲۱ سپتامبر ، مسئولين اجازه دادند تا موسوی در مراسم ختم پدرش که چهل روز پيش در گذشته بود ، برای مدتی کوتاه شرکت کند .

        فردی که در آن مراسم شرکت کرده بود به ديده بان حقوق بشر گفت که ناحيه سر و گردن موسوی به نحو بارزی کبود شده بود.

        چندين نفر از اشخاصی که در آن مجلس ختم شرکت کرده بودند ، به ديده بان حقوق بشر گفتند : "محافظان موسوی خوئينی هنگامی که او وارد مجلس ختم شد ، اجازه ندادند وی با همسرش ديدار کند.در واکنش ، موسوی خوئينی شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و از مردم تقاضای کمک کرد.وی گفت که بازجويانش او را شکنجه کرده اند."

        آنگونه که گزارش شده است ، موسوی خوئينی خطاب به جمعيت در آن مراسم گفت : " در بيست روز گذشته ، مامورين زندان دست ها و پاهای من را دستبند زده اند. مرا شکنجه می کنند.در سلول انفرادی هستم و روزی چهار بار بازجويی می شوم. در نيمه شب از خواب بيدارم می کنند تا بازجويی شوم.آنها می خواهند مرا بيمار روانی کنند. آنها فشار می آورند تا از عقايدم تبری جويم .از فعاليت هايم ابراز ندامت کنم و از خامنه ای تقاضای بخشش کنم."
        او گفت :" من مقاومت می کنم اما آنها مرا تحت فشار خيلی شديدی قرار داده اند. "

        بر اساس گزارش های خبری ايران ، خانم زهره اسلاميان ، همسر موسوی خوئينی در روز بعد گفت مسئولان زندان در ماه گذشته اجازه ندادند تا او همسرش را ملاقات کند.در طی اين مدت او فقط يک تماس تلفنی داشته است.

        بر اساس اين گزارشات عبدالفتاح سلطانی ، وکيل موسوی گفت او نتوانسته است موکلش را ببيند.مسئولين دستگاه قضايی تقاضای او برای مطالعه پرونده موکلش را رد کرده اند.

        خبرگزاری دانشجويان ايران ، ايسنا، در جمعه ۲۲ سپتامبر اظهارات سهراب سليمانی مدير زندان های استان تهران را نقل قول کرد که مقامات زندان گفته اند که موسوی خوئينی مشکلی ندارد و حال عمومی وی بسيار خوب است.
        موسوی خوئينی نماينده اصلاح طلب مجلس ايران در طی سال های ۲۰۰۴-۲۰۰۰ بودو به دفعات با دستگاه قضايی و امنيتی در خصوص نقض حقوق بشر ، شرايط نا مناسب زندان ، فقدان فرايند دادرسی عادلانه برای زندانيان سياسی به چالش برخاسته بود.

        شورای نگهبان ،نهاد روحانی محافظه کار ، که مسئول بررسی صلاحيت کانديد های مجلس است، در فوريه ۲۰۰۴ موسوی خوئينی را برای شرکت در انتخابات رد صلاحيت کرد.اما موسوی خوئينی به تلاش برای پيشبرد بهبود حقوق بشر در دستگاه قضايی و امنيتی ادامه داده است.

        استورک اظهار داشت :" موسوی خوئينی الان در يکی از همان بازداشتگاه هايی است که او تلاش می کرد تا مورد بررسی و رسيدگی علنی و عمومی قرار گيرد و همان دستگاه امنيتی که او می کوشيد پاسخگويش کند ، الان او را مورد شکنجه قرار داده است. مسئولان بايد فورا به اين انتقام گيری پايان دهند و او را آزاد کنند."


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #34
          Iran: Further information on fear for safety/ medical concern/ incommunicado detentio

          PUBLIC AI Index: MDE 13/103/2006
          20 September 2006

          Further Information on UA 215/06 (MDE 13/089/2006, 09 August 2006) Fear for
          safety/Medical concern/Torture

          IRAN Ahmad Batebi (m) aged 28, former student activist

          Former student activist Ahmad Batebi is now known to be held in Evin prison in
          the capital, Tehran. His relatives have been permitted to visit him there three
          times. He called off his hunger strike shortly after his family's first visit
          to him in detention on 21 August. However, he is still said to be seriously
          mentally and physically ill. Prison authorities are reportedly denying him
          access to the medical treatment he needs.

          Ahmad Batebi was re-arrested on 27 July after failing to return from a period
          of temporary leave from prison, which began around March 2005. He is serving a
          10-year sentence in connection with involvement in student demonstration in
          1999. Following his re-arrest his family was not told where he was detained
          until 12 August, when he was permitted to telephone his wife, Somaie Baiienat,
          and confirm that he was held in Section 209 of Evin prison. His family have
          only been permitted to visit him three times. During their first two visits,
          Ahmad Batebi's family were accompanied by four prison guards, although their
          third visit, on 18 September, was reportedly less heavily supervised. Ahmad
          Batebi is not permitted to see his lawyer.

          Ahmad Batebi is reportedly in poor physical and mental health, which is said to
          be deteriorating. He suffers from a number of medical problems as a result of
          being tortured and ill-treated during his previous period of detention,
          including stomach and kidney problems. He has lost some of his teeth, and has
          permanent hearing problems and poor vision. He has suffered from repeated lung
          infections and breathing difficulties.

          Despite the seriousness of his medical condition, prison authorities are
          allegedly not permitting Ahmad Batebi to receive any medical treatment beyond a
          few pain killers. According to a press report, Dr Hesam Firouzi, Ahmad Batebi's
          doctor, wrote to the authorities on 6 August stating that his patient was at
          risk of paralysis or heart attack, and needed to receive specialist treatment
          outside prison.

          Ahmad Batebi has reportedly been subjected to psychological ill-treatment since
          his re-arrest. He is reportedly denied the opportunity to see daylight, and is
          forced to wear a blindfold during exercise sessions in the prison yard.

          BACKGROUND INFORMATION
          Hundreds of people, including Ahmad Batebi and fellow student activists Akbar
          Mohammadi and his brother Manuchehr Mohammadi, were arrested following violent
          clashes in Tehran in July 1999, known after the Iranian date as the 18 Tir
          demonstrations. Dozens faced torture and ill treatment in incommunicado
          detention, followed by manifestly unfair trials and imprisonment. The events
          leading up to the violence began on 8 July 1999, when a small number of
          students gathered in a peaceful demonstration outside their university to
          protest against the closure of the daily newspaper Salam.

          Ahmad Batebi was detained and sentenced to death on charges relating to
          endangering national security following an unfair and secret trial by a
          Revolutionary Court in Tehran, but his death sentence was commuted to a 15-year
          prison term by Iran's Supreme Leader, Ayatollah Sayed ‘Ali Khamenei. His prison
          sentence was reduced to 10 years on appeal in early 2000. Around March 2005,
          Ahmad Batebi was reportedly temporarily released, in order to allow him to get
          married. The period of leave was then extended, but Ahmad Batebi failed to
          return to prison after it had expired. On 23 June 2005, an interview with Ahmad
          Batebi appeared in the US newspaper, the New York Sun. The article described
          Ahmad Batebi as being "currently on the run, avoiding the authorities in Iran".
          On 28 June 2005, a Judiciary spokesperson announced that an arrest warrant for
          Ahmad Batebi had been issued after he had failed to return to prison at the
          expiry of his leave.
          Ahmad Batebi suffers from a number of medical problems as a result of being
          tortured and ill-treated during his previous period of detention.

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #35
            Iran: Former MP Tortured to ‘Repent’ for His Criticisms

            Iran's Supreme Leader, Ali Khamene’i, should immediately order the unconditional release of Ali Akbar Mousavi Khoini, a former member of parliament and critic of Iranian detention practices, Human Rights Watch said today.
            The Iranian authorities have held Mousavi Khoini without charge for more than three months. Several days ago Mousavi Khoini charged that prison officials have subjected him to torture in order to pressure him to “repent” for his criticism of the Judiciary and intelligence services for human rights abuses and prison conditions.

            Human Rights Watch expressed grave concern for Mousavi Khoini’s health and safety in light of his claims of torture. Since July 30, two prisoners held for their political beliefs have died under suspicious conditions inside Iran’s prisons.

            “Iran’s leaders have held Mousavi Khoini for more than 100 days without charge, much of that in solitary confinement,” said Joe Stork, deputy Middle East director at Human Rights Watch. “Iran has a notorious record when it comes to getting political prisoners to ‘repent’ under torture.”

            Government agents detained Mousavi Khoini on June 12 while he was attending a peaceful public protest for women’s rights in Tehran. He is being held in Tehran’s Evin prison. The authorities have refused to allow him to meet with his lawyers. The Judiciary has not filed any charges against him.

            Last Thursday, September 21, the authorities allowed Mousavi Khoini to attend the end of a memorial service for his father, who had died 40 days earlier. A person who attended the memorial service told Human Rights Watch that Mousavi Khoini’s head and neck were visibly bruised.

            Several persons who attended the event told Human Rights Watch that Mousavi Khoini’s guards prevented him from seeing his wife when he arrived. In response, Mousavi Khoini started to speak loudly and ask for help, saying that his jailers were torturing him.

            “For the past 20 days, prison officials have chained my hands and feet. I am being tortured,” Mousavi Khoini reportedly told the crowd at the memorial service. “I am held in solitary confinement and interrogated four times a day. They wake me up in the middle of the night to interrogate me. They are trying to turn me to a mental patient.”

            “They are forcing me to denounce my beliefs, to repent for my activities, and to ask forgiveness from Khamene’i,” he said. “I am resisting, but they are putting me under tremendous pressure.”

            According to Iranian news reports, the following day Mousavi Khoini’s wife, Zohreh Islamian, said that prison officials have not let her see her husband for the past month and that she has had only one telephone conversation with him during this period.

            Mousavi Khoini’s lawyer, Abdulfattah Soltani said that he has not been able to meet Mousavi Khoini and the Judiciary has denied him access to his client’s file.

            On Friday, September 22, the Iranian Students News Agency quoted the head of Tehran’s prisons, Sohrab Soleimani, as saying that “prison officials told me [Mousavi Khoini] has no problem. His general conditions are very good.”

            When he was a reformist member of the Iranian parliament from 2000 to 2004, Mousavi Khoini repeatedly challenged the Judiciary and intelligence services on human rights abuses, prison conditions, and the lack of fair trails and due process for political prisoners.

            In February 2004 the Council of Guardians, the conservative clerical body in charge of supervising parliamentarian elections, disqualified Mousavi Khoini from running for reelection. Mousavi Khoini has continued to campaign for human rights reforms in the Judiciary and intelligence services.

            “Mousavi Khoini is now being held in one of the same prisons that he tried to open up to public scrutiny. And the same intelligence apparatus that he tried to hold accountable is subjecting him to torture,” Stork said. “The authorities should end this vendetta immediately and release him.”

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #36
              سازمان عفو بين الملل در گزارشی تحت عنوان 'ايران: سرکوب دنباله دار منتقدان' نسبت به برخوردها و دستگيری های اخير در ايران ابراز نگرانی عميق کرده است.
              اين گزارش که روز دوشنبه 25 سپتامبر، سوم مهر ماه، منتشر شده به برخوردهای اخير مراجع انتظامی و قضايی ايران با تجمع های مسالمت آميز اشاره کرده و می نويسد: "سازمان عفو بين الملل از دستگيری ها و بازداشت های اخير در ايران، که فعالان حقوق بشر، فعالان گروه های اقليت قومی و ديگر هواداران آزادی بيان را هدف قرار داده، عميقا نگران است."

              سازمان عفو بين الملل در اين گزارش به طور خاص به دستگيری گروهی از آذربايجانی های معترض به تدريس نشدن زبان ترکی در مدارس و بازداشت چند فعال اجتماعی که در مخالفت با حکم اعدام چهار زن مقابل دفتر سازمان ملل در تهران دست به تجمع زده بودند، اشاره کرده و خواستار توقف فوری اينگونه برخوردها شده است.

              اين گزارش همچنين نسبت به وضعيت علی اکبر موسوی خوئينی (نماينده سابق مجلس ايران) در زندان ابراز نگرانی کرده و از قول خود آقای موسوی خوئينی نوشته که وی تحت فشار قرار گرفته تا 'توبه نامه' بنويسد.

              آقای موسوی خويينی بعدازظهر دوازدهم ژوئن (22 خرداد) هنگامی که در تجمعی در زمينه حقوق زنان در ميدان هفت تير تهران شرکت کرده بود بازداشت شد.

              به گزارش ديده بان حقوق بشر، آقای خوئينی که هفته پيش برای شرکت در مراسم چهلم پدرش به مرخصی آمده بوده، از شرايط خود در زندان انتقاد کرده و گفته در سلول انفرادی نگهداری می شود و روزی چهار بار مورد بازجويی قرار می گيرد.


              اصل پانزدهم قانون اساسی ايران، تدريس ادبيات زبان های محلی و قومی را در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد دانسته است، اما تنها اقليتی که در ايران از امکان تحصيل به زبان مادری برخوردارند، ارامنه اند که اساساً مدارسشان جداگانه و تحت نظارت نهادهای مذهبی ارمنی اداره می شود



              'سرکوب آذربايجانی های معترض'

              سازمان عفو بين الملل همچنين از دستگيری دستکم 15 فعال آذربايجانی که خواهان تحريم مدارس در روز اول مهر (در اعتراض به تدريس نشدن زبان ترکی در مدارس ايران) بوده اند، خبر داده است.

              طبق گزارش عفو بين الملل برخی از اين افراد در زمان دستگيری اعلاميه هايی برای برگزاری تجمع و تظاهرات همراه خود داشته اند.

              اصل پانزدهم قانون اساسی ايران، تدريس ادبيات زبان های محلی و قومی را در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد دانسته است، اما تنها اقليتی که در ايران از امکان تحصيل به زبان مادری برخوردارند، ارامنه اند که اساساً مدارسشان جداگانه و تحت نظارت نهادهای مذهبی ارمنی اداره می شود.

              پيشتر، همزمان با روز اول مهر و آغاز سال تحصيلی جديد در مدارس ايران، گروهی از آذربايجانی های ايرانی مقيم انگلستان نيز در مقابل ساختمان بخش جهانی بی بی سی در لندن گرد آمدند تا به عدم تدريس زبان ترکی در مدارس ايران اعتراض کنند.

              دستگيری مخالفان اعدام زنان


              عفو بين الملل از دستگيری کسانی خبر داده که در اعتراض به حکم اعدام چند زن، مقابل دفتر سازمان ملل در تهران تجمع کرده بودند

              عفو بين الملل در گزارش خود همچنين از دستگيری دستکم ده نفر در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران در روز 24 سپتامبر (دوم مهرماه) خبر داده است.

              بنابه اين گزارش، شرکت کنندگان در اين تجمع آرام به حکم اعدام چند زن از جمله کبری رحمانپور، فاطمه حقيقت پژوه، نازنين فاتحی، و شهلا جاهد اعتراض داشته و خواهان لغو اجرای اين احکام بودند.

              شهلا جاهد که از سوی دادگاه به عنوان قاتل همسر ناصر محمدخانی، بازيکن سابق تيم ملی فوتبال ايران، شناخته شده پس از جنجال مطبوعاتی فراوان از سوی دادگاه به اعدام محکوم شد و يک بار نيز در زمستان سال گذشته آيت الله هاشمی شاهرودی، رئيس قوه قضائيه ايران، از اجرای حکم وی جلوگيری کرد.

              سازمان عفو بين الملل در عين حال نوشته است که دستگير شدگان در تجمع مقابل سازمان ملل احتمالا اندک زمانی بعد با امضای تعهدنامه آزاد شده اند.

              در پايان گزارش عفو بين الملل از مقام های ايرانی خواسته شده به اينگونه برخوردها با کسانی که به زبان نويسندگان گزارش 'از حق آزادی بيان و تجمع خود استفاده می کنند' پايان دهند.


              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #37
                نماينده ولي‌فقيه در استان خوزستان از برخى مسائل تفرقه‌گرايانه در اروند كنار خبر داد و گفت: در اروندكنار امام جمعه‌اى فعاليت‌هاى يك فرقه مذهبى را پي‌ مي‌گرفت. اين امام جمعه ماهانه حدود يك ميليون تومان حقوق از مستشاران برخى از دولت‌هاى خارجى در ايران دريافت مي‌كرد. با او شرط كرده بودند كه 700 هزار تومان از آن مبلغ به دستمزد ماهانه و 300 هزار تومان به حق سفره اختصاص يابد.

                وى خاطرنشان كرد: در حال حاضر اين امام جمعه به دليل جرايم زيادى كه مرتكب شده بود در زندان بسر مي‌برد.

                آيت‌الله موسوي‌جزايرى گفت: ‌با توجه به اين مسائل امام جمعه‌اى براى اروندكنار مشخص شده امروز با وجود اين امام جمعه،‌ نماز جمعه 2000 نفرى در اروند كنار بر پا مي‌شود.

                وى تصريح كرد: مكانى نيز براى تامين حوزه علميه اروندكنار مشخص شد.

                امام جمعه اهواز با اشاره به فعاليت‌هاى عمرانى منطقه عين دو اظهار داشت: در اين منطقه فعاليت‌هاى مناسبى صورت گرفته است مردم مرتب تقدير و تشكر خود را در خصوص اين فعاليت‌ها ابراز مي‌دارند.

                وى با انتقاد از وضعيت شهرك جنگ‌زده‌هاى ماهشهر خاطرنشان كرد: وضعيت اين شهرك نامناسب است اميدواريم به وضع اين شهرك هر چه سريعتر رسيدگى شود.

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #38
                  با گذشت قريب به چهل روز از بازداشت خيرالله درخشندی و ابولفضل جهاندار ، از اعضای سابق انجمن های دانشجويی ، هنوز دلايل بازداشت آنها اعلام نشده است و در شرايط نامعلومی در سلول انفرادی به سر می برند.

                  به گزارش واحد خبری کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسي، اين دو فعال دانشجويی در حال حاضر تحت بازجويی قرار دارند و در طول مدت بازداشت در بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات تا کنون ملاقاتی با وکيل مدافع خود نداشته و تنها يک بار آقای درخشندی با خانواده اش ملاقات کرده است.
                  ابولفضل جهاندار قبلا در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبائی و شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت عضويت داشت و تحصيلات خود را اخيرا در همين دانشگاه به پايان رسانده است. همچنين خيرالله درخشندی از فعالان دانشجويى در دانشگاه يزد بوده و دوره كارشناسى ارشد را نيز در دانشگاه مفيد به پايان رسانده است.

                  اين دو که به دليل فعاليت های دوران دانشجويی در بازداشت به سر می برند از حق داشتن وکيل مدافع و ملاقات محروم شده اند و پرونده آنها هنوز از مرحله تحقيقات غيرقانونی خارج نشده است.

                  با بازداشت دکتر کيوان انصاری عضو شورای مرکزی سازمان ادوار در هفته پيش، و بازداشت علی اکبر موسوی خوئينی ، خيرالله درخشندی و ابولفضل جهاندار ، اينک چهار دانش آموخته دانشگاه ها در بازداشت وزارت اطلاعات به سر می برند و همه آنها وضعيت نامناسبی در زندان دارند.




                  با توجه به اظهارات صريح علی اکبر موسوی خوئينی در مورد اينکه در بند 209 وزارت اطلاعات تحت شکنجه قرار دارد، از اين رو احتمال می رود شرايط مشابهی برای سه تن ديگر از بازداشت شدگان مرتبط با فعاليت های دانشجويی سياسی وجود داشته باشد.




                  از طرفی يورش چند روز گذشته نيروهای امنيتی به ساختمان سازمان ادوار تحکيم در تهران، بر نگرانی ها نسبت به افزايش برخورد با فعالان دانشجويی و سياسی افزوده است و از اين رو احتمال می رود سناريوی امنيتی ديگری در راه باشد، ما از مقامات قضائی و امنيتی می خواهيم روند برخورد های غير قانونی را متوقف و نسبت به آزادی کليه بازداشت شدگان اقدام نمايند.




                  کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی ضمن محکوم نمودن هر نوع شکنجه و آزار و اذيت زندانيان، خواهان آزادی همه بازداشت شدگان و رعايت حقوق قانونی همه آنها می باشد.






                  کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #39
                    ايران: سرکوب دنباله دار منتقدان، گزارش عفو بين الملل،
                    سازمان عفو بين الملل در گزارشی تحت عنوان 'ايران: سرکوب دنباله دار منتقدان' نسبت به برخوردها و دستگيری های اخير در ايران ابراز نگرانی عميق کرده است.

                    اين گزارش که روز دوشنبه ۲۵ سپتامبر، سوم مهر ماه، منتشر شده به برخوردهای اخير مراجع انتظامی و قضايی ايران با تجمع های مسالمت آميز اشاره کرده و می نويسد: "سازمان عفو بين الملل از دستگيری ها و بازداشت های اخير در ايران، که فعالان حقوق بشر، فعالان گروه های اقليت قومی و ديگر هواداران آزادی بيان را هدف قرار داده، عميقا نگران است."

                    سازمان عفو بين الملل در اين گزارش به طور خاص به دستگيری گروهی از آذربايجانی های معترض به تدريس نشدن زبان ترکی در مدارس و بازداشت چند فعال اجتماعی که در مخالفت با حکم اعدام چهار زن مقابل دفتر سازمان ملل در تهران دست به تجمع زده بودند، اشاره کرده و خواستار توقف فوری اينگونه برخوردها شده است.

                    اين گزارش همچنين نسبت به وضعيت علی اکبر موسوی خوئينی (نماينده سابق مجلس ايران) در زندان ابراز نگرانی کرده و از قول خود آقای موسوی خوئينی نوشته که وی تحت فشار قرار گرفته تا 'توبه نامه' بنويسد.

                    آقای موسوی خويينی بعدازظهر دوازدهم ژوئن (۲۲ خرداد) هنگامی که در تجمعی در زمينه حقوق زنان در ميدان هفت تير تهران شرکت کرده بود بازداشت شد.

                    به گزارش ديده بان حقوق بشر، آقای خوئينی که هفته پيش برای شرکت در مراسم چهلم پدرش به مرخصی آمده بوده، از شرايط خود در زندان انتقاد کرده و گفته در سلول انفرادی نگهداری می شود و روزی چهار بار مورد بازجويی قرار می گيرد.

                    'سرکوب آذربايجانی های معترض'

                    سازمان عفو بين الملل همچنين از دستگيری دستکم ۱۵ فعال آذربايجانی که خواهان تحريم مدارس در روز اول مهر (در اعتراض به تدريس نشدن زبان ترکی در مدارس ايران) بوده اند، خبر داده است.

                    طبق گزارش عفو بين الملل برخی از اين افراد در زمان دستگيری اعلاميه هايی برای برگزاری تجمع و تظاهرات همراه خود داشته اند.

                    اصل پانزدهم قانون اساسی ايران، تدريس ادبيات زبان های محلی و قومی را در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد دانسته است، اما تنها اقليتی که در ايران از امکان تحصيل به زبان مادری برخوردارند، ارامنه اند که اساساً مدارسشان جداگانه و تحت نظارت نهادهای مذهبی ارمنی اداره می شود.

                    پيشتر، همزمان با روز اول مهر و آغاز سال تحصيلی جديد در مدارس ايران، گروهی از آذربايجانی های ايرانی مقيم انگلستان نيز در مقابل ساختمان بخش جهانی بی بی سی در لندن گرد آمدند تا به عدم تدريس زبان ترکی در مدارس ايران اعتراض کنند.

                    دستگيری مخالفان اعدام زنان

                    عفو بين الملل در گزارش خود همچنين از دستگيری دستکم ده نفر در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران در روز ۲۴ سپتامبر (دوم مهرماه) خبر داده است.
                    نازنين فاتحی، و شهلا جاهد اعتراض داشته و خواهان لغو اجرای اين احکام بودند.

                    شهلا جاهد که از سوی دادگاه به عنوان قاتل همسر ناصر محمدخانی، بازيکن سابق تيم ملی فوتبال ايران، شناخته شده پس از جنجال مطبوعاتی فراوان از سوی دادگاه به اعدام محکوم شد و يک بار نيز در زمستان سال گذشته آيت الله هاشمی شاهرودی، رئيس قوه قضائيه ايران، از اجرای حکم وی جلوگيری کرد.

                    سازمان عفو بين الملل در عين حال نوشته است که دستگير شدگان در تجمع مقابل سازمان ملل احتمالا اندک زمانی بعد با امضای تعهدنامه آزاد شده اند.

                    در پايان گزارش عفو بين الملل از مقام های ايرانی خواسته شده به اينگونه برخوردها با کسانی که به زبان نويسندگان گزارش 'از حق آزادی بيان و تجمع خود استفاده می کنند' پايان دهند.



                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #40
                      کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی: با گذشت قريب به چهل روز از بازداشت خيرالله درخشندی و ابولفضل جهاندار، از اعضای سابق انجمن های دانشجويي، هنوز دلايل بازداشت آنها اعلام نشده است و در شرايط نامعلومی در سلول انفرادی به سر می برند.

                      به گزارش واحد خبری کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسي، اين دو فعال دانشجويی در حال حاضر تحت بازجويی قرار دارند و در طول مدت بازداشت در بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات تا کنون ملاقاتی با وکيل مدافع خود نداشته و تنها يک بار آقای درخشندی با خانواده اش ملاقات کرده است.

                      ابولفضل جهاندار قبلا در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبائی و شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت عضويت داشت و تحصيلات خود را اخيرا در همين دانشگاه به پايان رسانده است. همچنين خيرالله درخشندی از فعالان دانشجويى در دانشگاه يزد بوده و دوره كارشناسى ارشد را نيز در دانشگاه مفيد به پايان رسانده است.

                      اين دو که به دليل فعاليت های دوران دانشجويی در بازداشت به سر می برند از حق داشتن وکيل مدافع و ملاقات محروم شده اند و پرونده آنها هنوز از مرحله تحقيقات غيرقانونی خارج نشده است.

                      با بازداشت دکتر کيوان انصاری عضو شورای مرکزی سازمان ادوار در هفته پيش، و بازداشت علی اکبر موسوی خوئيني، خيرالله درخشندی و ابولفضل جهاندار، اينک چهار دانش آموخته دانشگاه ها در بازداشت وزارت اطلاعات به سر می برند و همه آنها وضعيت نامناسبی در زندان دارند.

                      با توجه به اظهارات صريح علی اکبر موسوی خوئينی در مورد اينکه در بند 209 وزارت اطلاعات تحت شکنجه قرار دارد، از اين رو احتمال می رود شرايط مشابهی برای سه تن ديگر از بازداشت شدگان مرتبط با فعاليت های دانشجويی سياسی وجود داشته باشد.

                      از طرفی يورش چند روز گذشته نيروهای امنيتی به ساختمان سازمان ادوار تحکيم در تهران، بر نگرانی ها نسبت به افزايش برخورد با فعالان دانشجويی و سياسی افزوده است و از اين رو احتمال می رود سناريوی امنيتی ديگری در راه باشد ما از مقامات قضائی و امنيتی می خواهيم روند برخورد های غير قانونی را متوقف و نسبت به آزادی کليه بازداشت شدگان اقدام نمايند.

                      کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی ضمن محکوم نمودن هر نوع شکنجه و آزار و اذيت زندانيان، خواهان آزادی همه بازداشت شدگان و رعايت حقوق قانونی همه آنها می باشد

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #41
                        Iranian Ex-Lawmaker Alleges Torture

                        Ali Akbar Mousavi Khoini, a former Iranian lawmaker who has been jailed without charges in Tehran for more than 100 days, was briefly released from detention last Thursday to attend a memorial service, where he shouted out allegations of torture and other harsh treatment, according to his lawyers and other witnesses quoted by a human rights organization.

                        "For the past 20 days, prison officials have chained my hands and feet. I am being tortured," Khoini loudly announced to bystanders at the memorial service for Khoini's father, according to several people at the event who relayed the incident to New York-based Human Rights Watch.

                        "I am held in solitary confinement and interrogated four times a day," Khoini reportedly shouted. "They wake me up in the middle of the night to interrogate me. They are trying to turn me to a mental patient." Referring to Iran's supreme leader, Ayatollah Ali Khamenei, he added, "They are forcing me to denounce my beliefs, to repent for my activities, and to ask forgiveness from Khamenei."

                        Calls to the Iranian mission to the United Nations in New York, seeking comment, were not returned.

                        Khoini, the son of a cleric and a member of Iran's reformist bloc, had long challenged Iran's judiciary and intelligence services for human rights abuses during his tenure as a legislator from 2000 to 2004. He made frequent visits to prisons and publicly searched for secret detention centers in his efforts to expose what he called inhumane practices. He was disqualified by conservative clerics from seeking reelection.

                        He was arrested at a rally June 12 and has been held at Tehran's Evin prison with no access to lawyers, according to Human Rights Watch officials and attorneys working for his release.

                        Iranian news reports said Khoini's wife, Zohreh Islamian, has not been allowed to see him for the past month and only once has been able to speak to him by telephone. At the memorial service, held to mark the 40th day after his father's death, security guards prevented Khoini from seeing his wife when he arrived, according to witnesses cited by Human Rights Watch. One of Khoini's lawyers, Mohammad Sharif, told the Reuters news agency in Tehran that "Khoini's wife had noticed signs of physical impact, especially on his head."

                        Reuters also quoted Sharif as saying Khoini was under pressure to write a letter requesting a pardon.

                        Human Rights Watch called on Khamenei to order the immediate and unconditional release of Khoini. "Iran's leaders have held Mousavi Khoini for more than 100 days without charge," according to Joe Stork, the group's deputy Middle East director. "Iran has a notorious record when it comes to getting political prisoners to 'repent' under torture," he added.

                        "The same intelligence apparatus that he tried to hold accountable is subjecting him to torture," Stork said. "The authorities should end this vendetta immediately and release him."

                        Since July 30, two prisoners incarcerated for what the Iranian government considers subversive political beliefs have died under suspicious conditions in Iranian jails, according to Human Rights Watch.

                        Hadi Ghaemi, another official with the group, interviewed by telephone in New York, said, "The Tehran government was looking for the opportune moment to seize him when he was spotted at a women's rally on June 12 and carried away."

                        Ali Afshari, a former Iranian student leader, said he was greatly pained by the report of Khoini's treatment.

                        Afshari, 33, who came to the United States 10 months ago and is working with the Washington-based National Endowment for Democracy, had himself served several prison terms over three years in Iran, including 400 days of solitary confinement.

                        "This is all very bitter," he said. "When I heard of Ali Akbar's torture, my own experience came to life. I can feel what he is going through." He and Khoini, 36, had come together 10 years ago as central committee members in the Islamic Student Association, which grouped university student activists.

                        The Islamic Student Association was one of the organizations created by supporters of the late Ayatollah Ruhollah Khomeini, leader of the Islamic republic, and the group later became a vehicle for reformists, like Khoini and Afshari, to challenge what they considered heavy-handed tactics by the Iranian authorities.

                        An online journal called Gozaar, meaning Transition, devoted to the discussion of democracy and human rights in Iran, and launched this month in Persian and English, will feature an interview with Khoini's wife and the wives of other detained political activists, according to Mariam Memarsadeghi of the group Freedom House.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #42
                          گذشت قریب به چهل روز از بازداشت خیرالله درخشندی و ابولفضل جهاندار ، از اعضای سابق انجمن های دانشجویی ، هنوز دلایل بازداشت آنها اعلام نشده است و در شرایط نامعلومی در سلول انفرادی به سر می برند.

                          به گزارش واحد خبری کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، این دو فعال دانشجویی در حال حاضر تحت بازجویی قرار دارند و در طول مدت بازداشت در بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات تا کنون ملاقاتی با وکیل مدافع خود نداشته و تنها یک بار آقای درخشندی با خانواده اش ملاقات کرده است.

                          ابولفضل جهاندار قبلا در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت عضویت داشت و تحصیلات خود را اخیرا در همین دانشگاه به پایان رسانده است. همچنین خیرالله درخشندی از فعالان دانشجويي در دانشگاه يزد بوده و دوره كارشناسي ارشد را نيز در دانشگاه مفيد به پایان رسانده است.

                          این دو که به دلیل فعالیت های دوران دانشجویی در بازداشت به سر می برند از حق داشتن وکیل مدافع و ملاقات محروم شده اند و پرونده آنها هنوز از مرحله تحقیقات غیرقانونی خارج نشده است.

                          با بازداشت دکتر کیوان انصاری عضو شورای مرکزی سازمان ادوار در هفته پیش، و بازداشت علی اکبر موسوی خوئینی ، خیرالله درخشندی و ابولفضل جهاندار ، اینک چهار دانش آموخته دانشگاه ها در بازداشت وزارت اطلاعات به سر می برند و همه آنها وضعیت نامناسبی در زندان دارند.

                          با توجه به اظهارات صریح علی اکبر موسوی خوئینی در مورد اینکه در بند 209 وزارت اطلاعات تحت شکنجه قرار دارد، از این رو احتمال می رود شرایط مشابهی برای سه تن دیگر از بازداشت شدگان مرتبط با فعالیت های دانشجویی سیاسی وجود داشته باشد.
                          از طرفی یورش چند روز گذشته نیروهای امنیتی به ساختمان سازمان ادوار تحکیم در تهران، بر نگرانی ها نسبت به افزایش برخورد با فعالان دانشجویی و سیاسی افزوده است و از این رو احتمال می رود سناریوی امنیتی دیگری در راه باشد، ما از مقامات قضائی و امنیتی می خواهیم روند برخورد های غیر قانونی را متوقف و نسبت به آزادی کلیه بازداشت شدگان اقدام نمایند.

                          کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ضمن محکوم نمودن هر نوع شکنجه و آزار و اذیت زندانیان، خواهان آزادی همه بازداشت شدگان و رعایت حقوق قانونی همه آنها می باشد.

                          کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
                          تهران چهارشنبه ۵ مهرماه ۱۳۸۵

                          komitedefa@yahoo.com



                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #43
                            An Iran contra-era fabricator and his associate appear to have opened a new channel t

                            From time to time, I call up a longtime associate and business partner of Manucher Ghorbanifar, the infamous Iran-contra arms dealer and intelligence peddler deemed a fabricator by the CIA who lured the Reagan administration to secretly sell TOW missiles to the Tehran mullahs. This elderly Ghorbanifar associate is a former official in the Shah’s government, long financially dependent on Ghorbanifar, whom he serves as a kind of dignified elderly secretary; like many Iranian exiles, he dreams that the mullahs will be overthrown and that he can soon return to his native country from his long exile in France.

                            Since 9-11, Ghorbanifar and his business associate, both based in France, have tried through various channels and schemes to get back on the U.S. government payroll as intelligence sources on Iran and the Middle East. Their efforts to do so have been thwarted -- until now. The associate told me that he now has channels to the U.S. government, and a response to my inquiry about this from the office of Director of National Intelligence John Negroponte did not include a denial.

                            I’ve written at length about Ghorbanifar’s meeting with Pentagon officials in Rome in December 2001, and a 2004 effort by Ghorbanifar and his business associate to get on the U.S. government payroll as intelligence assets through the person of Congressman Curt Weldon, who published a book based on their information that reveals how breathless and inaccurate the scheme was. (“Dear Curt,” reads one memo from the Ghorbanifar associate. “I confirm again a terrorist attack within the United States is planned before the American elections.") At every juncture, pressure from the CIA and Foggy Bottom ultimately shut those channels down.

                            So I was surprised, speaking with this Ghorbanifar business associate this past week, prompted by a recent McClatchy report, when he proudly told me that he is again giving his information to Washington. He implied that U.S. officials call him up frequently, and that he gives them information on two lines of inquiry. “If I have information to save lives of innocent people, I give it,” the associate told me, referring to alleged Iranian-backed terrorism. “If I can make harm to the mullahs, I give it.” He denied taking a single dollar from the U.S. government. (He asked me not to quote him by name in our recent interview, which I agreed to do.)

                            Given this associate's acknowledged recent history as a conduit for information from Ghorbanifar, who is the subject of two CIA “burn notices” warning its employees not to deal with him, I wondered if it was a non-governmental person or congressional staffer calling him now. Who calls you, I asked; Congressman Weldon? The elderly man says he hasn’t talked with Weldon in months. Michael Ledeen, I asked, referring to the former Reagan administration official and Ghorbanifar’s longtime contact who has said in a recent interview that as a private citizen free to do whatever he likes, he meets with Ghorbanifar as often as he can. “I talked a few words with Michael last week, but I have better, much better” contacts in Washington now, the elderly Iranian boasted.

                            Indeed. Last year, this elderly exile told me that he was such an important figure in the Shah’s government, he cannot even telephone the Islamic Republic, and that all of the information he gave Weldon in fact came from Ghorbanifar. He agreed to act as a cut-out for Ghorbanifar with Weldon, he told me, “because Ghorbanifar used me, in fact, to pass that stuff because I know he has problems in Washington.” This elderly business associate has not been in Iran since the Shah fell. He escaped to Turkey and then France. So it’s hard to imagine his information has gotten any better than the fare offered in Weldon’s book. For its part, a CIA spokeswoman told The New York Times last year that it was confident in its decision not to pursue the channel with the Ghorbanifar business partner. “The C.I.A. thoroughly pursued this issue and did so more than once," CIA spokeswoman Jennifer Millerwise told The Times.

                            Intrigued, I contacted the office of the Director of National Intelligence, John Negroponte, who, as intelligence czar, is presumably ultimately responsible for preventing the corruption of U.S. intelligence on Iran by possible fabricators.

                            What happened next was even more bizarre. After two days of polite and helpful check-ins from staff in the DNI press office, I was issued late Friday afternoon a boiler plate response that was most striking for what it lacked: A denial.

                            “We decline to comment on any individual or specific activity,” the response read. “However, we can speak to your wider questions on overall analysis.

                            “The Intelligence Community does not make judgments based on a single source,” the answer continued. “If there are two or three real contending points of view, we want policymakers to know about that. As a result, policymakers are getting to see a lot more than they used to.”

                            After absorbing the rest of the response, I called a former intelligence official to get his take on it. “They’re saying ‘yes,’” he said -- they are taking Ghorbanifar’s associate’s information, he interpreted.

                            “The system is so … corrupt,” he continued. “The problem is when you introduce data into the analytic stream that is based on no foundation, it’s going to lead you to false conclusions. Garbage in, garbage out.”

                            U.S. intelligence sources surmise that the agency taking Ghorbanifar’s associate’s information is not the CIA, but the Pentagon, most likely the Defense Intelligence Agency. A read of the recently released Ahmad Chalabi section of the Senate Select Intelligence committee’s Phase II report offers a cautionary tale about the DIA’s particular susceptibility to defectors put forward by Chalabi’s Iraqi National Congress. Those defectors' tales proved to be fabrications -- but not before they had been broadcast across the intelligence community as evidence of the Iraq WMD threat and Saddam’s ties to al-Qaeda.

                            The way it worked: one INC “defector” would be introduced to DIA -- sometimes by avid neoconservative and former CIA director James Woolsey -- who would give information that would be broadcast by DIA across the intelligence community. Soon after, a second INC “defector” would materialize -- one time introduced by the assistant secretary of defense for international security affairs, the spouse of an American Enterprise Institute employee -- who would “confirm” what a previous defector had told the DIA. Dozens more reports would be distributed. Apparently almost all of them have turned out in the aftermath of the U.S. invasion of Iraq to have been coached fabrications. Some of the INC “defectors” have gone totally missing, according to the Senate report. And the INC’s Washington champions? Some of them are now influencing the Bush administration on Iran policy using the same methods.

                            Last May, I first reported in the Los Angeles Times that a new Iranian directorate had been set up in the Pentagon policy shop, under the direction of Abram Shulsky, the former director of the Office of Special Plans, which produced much since-discredited intelligence analysis regarding Iraq. Working inside the six-person directorate, I reported, are two more veterans of the Office of Special Plans: John Trijilio, a DIA analyst, and Ladan Archin, an Iran specialist who formerly studied with Paul Wolfowitz when he was dean of the Johns Hopkins School of Advanced International Studies. (As deputy defense secretary during Bush’s first term, Wolfowitz was a leading champion of the theories of Iraq academic Laurie Mylroie that Saddam was connected to al-Qaeda, theories that has been discredited by the 9-11 Commission and more recently, by the Republican-dominated Senate Select Intelligence committee.)

                            Last week, Ghorbanifar’s associate claimed to me that the information he is now giving to Washington is from his own sources. On this point, former CIA Paris station chief Bill Murray is skeptical. “He has nobody inside Iran,” Murray said, of Ghorbanifar’s associate, whom he has met in Paris. “He doesn’t call anybody. Nobody comes to see him. Whatever he does, he gets from Ghorbanifar.”

                            Murray says Ghorbanifar and his associate cobble together “intelligence” using translations from regional newspapers and the newsletters put out by the cultish, formerly Saddam Hussein-backed Iranian terrorist group, the Mujahedeen e-Khalq (MEK), which has a large outpost outside Paris; and “then they create stuff.” French and German intelligence services have also rejected Ghorbanifar and his associate’s intelligence, according to Murray.

                            “The plain and simple fact is that no intelligence service uses as a source someone who had been proven to provide false information, or information which he cannot source,” Murray continued. “This man has consistently done both.”

                            Amazingly, however, like Chalabi and his INC defectors before them, Ghorbanifar and his associate seem to have found new channels open to the Bush administration. And there’s precious little evidence that anybody is trying to stop them. There may be a Senate Select Intelligence Committee Inquiry on pre-Iran war intelligence in our future.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #44
                              وكيل مدافع موسوى خويينى با بيان اينكه موكل نزديك به چهار ماه است كه بازداشت شده و تا به حال امكان ملاقات با وكيل برايش فراهم نشده، افزود: تاكنون اينجانب از اتهامات موكلم - كه بتواند اين مدت بازداشت را از حيث موازين مندرج در آيين دادرسى توجيه نمايد- بي*اطلاع مانده*ام.


                              محمد شريف در گفت*وگو با خبرنگار حقوقى خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: رييس كل دادگسترى استان تهران در مورد مسأله*ى ضرب و شتم موكلم اظهار داشتند كه از منابع موثق كسب اطلاع كردند كه ادعاهاى موكلم صحيح نيست. به نظر مي*رسد بهتر است ايشان به مسائلى كه تكليف حقوقى روشنى دارد نيز پاسخ دهند از جمله اينكه چرا عليرغم اينكه موكل نزديك به چهار ماه است كه بازداشت شده تا به حال امكان ملاقات با اينجانب به عنوان وكيل براى وى فراهم نشده است.


                              وكيل مدافع موسوى خوييني، بيان كرد: تاكنون از اتهامات موكلم كه بتواند اين مدت بازداشت را از حيث موازين مندرج در آيين دادرسى كيفرى توجيه كند بي*اطلاع مانده*ام و پرونده*ى اتهامى وى نيز در اختيار اينجانب قرار نگرفته و امكان هرگونه تماس بين اينجانب و موكل و پرونده اتهامى وى ممتنع شده است.


                              شريف تصريح كرد: در وضعيتى كه شخصى به اين ترتيب در بازداشت نگاه داشته مي*شود، چگونه بايد وضعيت خود را به وكيل منعكس كند؟


                              وى افزود: اميدوارم برخى مسوولان قضايي، قانون حفظ حقوق شهروندى را كه بر اساس ديدگاه*هاى رياست قوه قضاييه به زيور قانون آراسته شد يك بار ديگر مطالعه كنند و حقوق يك شخص بازداشت شده را حداقل در اين قانون ملاحظه نمايند و اظهارنظر كنند كه آيا حدود چهار ماه بازداشت، عدم ملاقات با وكيل و بي*اطلاعى وكيل از اتهامات موكل خود و ممانعت از مطالعه*ى پرونده توسط وكيل و عدم حضور وكيل در جريان تحقيقات مقدماتي، توجيه قانونى دارد يا خير؟


                              وكيل مدافع موسوى خوييني* در پايان اظهار داشت: در عين حال از مقامات مسوول قضايى از جمله رييس دادگسترى استان تهران تقاضا دارم موجبات معاينه موكل توسط پزشكان مستقل از جمله پزشكى كه مورد اعتماد خانواده*ى موكل باشد، فراهم شود تا صحت و سقم ادعاى موكل آشكار شود.

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #45
                                وكيل مدافع پرونده ضرب *‏*و شتم برخى فعالان مسايل زنان در تجمع هشتم مارس و ميدان هفت تير تهران، گفت: نيروى انتظامى هنوز نماينده خود را براى اداى توضيح در مورد ضرب و شتم موكلانم در اين دو تجمع، به بازپرسى معرفى نكرده است.

                                نسرين ستوده در گفت*‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: پيش از اين بازپرس شعبه دوم دادسراى ناحيه 12 عمومى و انقلاب تهران، از پليس امنيت نيروى انتظامى خواسته بود تا اسامى مأموران حاضر در محل تجمع را به اين بازپرسى ارايه كند كه تاكنون نيروى انتظامى به اين استعلام بازپرس پاسخى نداده است.
                                وى افزود: ما همچنين دو قطعه عكس را كه به گفته موكلانم به فرمانده انتظامى اين تجمع مربوط بود، به بازپرسى ارايه كرديم كه اميدواريم مورد توجه بازپرس قرار بگيرد.
                                ستوده كه وكالت پرونده ضرب*‏ و شتم برخى فعالان مسايل زنان در تجمع 22 خرداد سال جارى در ميدان هفت*‏تير تهران را نيز برعهده دارد، در خصوص آخرين وضعيت اين پرونده گفت: بازپرس شعبه سوم دادسراى كاركنان دولت از نيروى انتظامى خواسته است تا نماينده*‏اى را براى اداى توضيح به اين شعبه معرفى كند كه اين امر نيز تاكنون محقق نشده است.

                                iran

                                Comment

                                Working...