Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • اكبر گنجی در سخنانی كه از لندن به صورت تلفنی در كنفرانس خبری ديروز سازمان دانش آموختگان ايران پخش شد، گفت :

    من جز ايران جايی ندارم و قطعا به ايران بازخواهم گشت تا با همراهی همه فعالان آزادی خواه جنبش دموكراسی خواهی را در ايران پی گيری كنيم .

    هر تحولی بايد در داخل ايران رخ دهد و ما به دخالت نظامی و امثال چلبی نيازی نداريم. ما می‌خواهيم با اعتصاب غذای خود به جهانيان بگوييم كه مهمترين مساله ما نقض حقوق بشر است نه مساله هسته ای كه حاكميت از يك سو و آمريكا از سوی ديگر قصد دارند آن را مهمترين مساله ايران جلوه دهند .

    اعتصاب غذا نافرمانی مدنی نيست زيرا هيچ قانونی ما را مجبور به غذا خوردن نمی‌ كند . نافرمانی مدنی يعنی شكستن قانون هايی كه بر خلاف حق وضع شده اند . ما هنوز دست به نافرمانی مدنی نزده ايم .

    من با آقای گيدنز در لندن ملاقات كردم. ايشان ضمن حمايت از جنبش دموكراسی خواهی ايران شرايط جهانی و احتمال حمله نظامی به ايران را جدی دانست و از ايرانيان خواست تا به دنيا اثبات كنند كه دارای يك جنبش دموكراسی خواهی قوی هستند .
    من نيز اعتصاب غذای خود را از امروز در لندن آغاز خواهم كرد و در شهرهای مختتلف جهان از جمله در لندن، برلين، كلن، آمستردام، واشنگتن، لس آنجلس، تركيه، استكهلم، پاريس و ... اين مراسم برگزار خواهد شد .



    Comment


    • همزمان با اروپا، اعتصاب غذای سياسی برای آزادی زندانيان سياسی در ايران نيز آغاز شد. اين اعتصاب در دفتر ادوار تحكيم وحدت كه دبيركل آن را وزارت اطلاعات اژه ای بازداشت كرده آغاز شد. از جمله كسانی كه دراين اعتصاب حضور يافتند، مهندس عباس امير انتظام سخنگوی دولت موقت و عضو شورای رهبری جبهه ملی ايران بود. او با حضور در اعتصاب غذای اعضای سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی و دفتر تحكيم وحدت در محل سازمان دانش آموختگان با اين حركت اعلام همبستگی كرد.

      عباس اميرانتظام با ابراز خوشوقتی از حضور درجمع اعتصاب كنندگان گفت: «اين برای دومين باری است كه پس از ٢٧ سال موفق می‌شوم در جمع دانشجويان و دانشگاهيان صحبت كنم. مرتبه قبل در دانشگاه پلی‌تكنيك سخنرانی كردم كه تبعات آن در زندان متوجه من شد. امروز كه در جمع شما هستم تا روز يكم شهريورماه مرخصی دارم و بايد پس از اين تاريخ به زندان بازگردم. اميدوارم اين حركات و اجتماعات با توجه به شرايط امروز دنيا به سرانجام برسد. چرا كه هر تلاش سياسی در هر نقطه دنيا اگر شرايط جهانی مساعد نباشد منجر به پرداخت هزينه‌های بالا می‌گردد. همانگونه كه پس از سقوط دولت دكتر محمد مصدق در سال ٣٢ تا سال ١٣٥٧ تلاشهای آزاديخواهان برای به ثمررسيدن مبارزاتشان به علت شرايط بد جهانی به نتيجه نرسيد. اما امروزه خود غرب مدعی برقراری دمكراسی در دنيا شده است.

      آقای گنجی برای اعلام اعتصاب غذا با اينجانب مشورت كرد و من هم قول دادم تا برای ايجاد همبستگی در ميان هموطنانمان در خارج و داخل كشور به اين حركت كمك كنم. چراكه همه ما آرزوی آزادی داريم.

      عباس اميرانتظام با اشاره به مصاحبه خود با مجله فوكوس گفت: «خبرنگاران اين نشريه بارها از من درمورد وضع زندان پرسيدند. اما من به آنها گفتم كه مسائل سخت زندان را بايد فراموش كنيم چرا كه امروز ايران با مسائل مهم‌تری روبروست و به دليل نابخردی حاكمان مسأله اتمی ما به شورای امنيت رفته و ايران در صورت پاسخ منفی به درخواست غرب با دو گزينه روبروست: تحريم و يا حمله نظامی. كه هردو اينها برای ملت و حاكميت ملی ويرانگر است. درحاليكه حاكمانی كه باعث ايجاد چنين وضعی شده‌اند در امان خواهند ماند.

      پيشنهاد مشخص من اين است كه شورای امنيت به عنوان عاليترين مرجع اجرايی سازمان ملل به ملت ايران كمك كند تا با نظارت سازمان ملل، ملت ايران بتواند رفراندومی را برای انتخاب نوع حكومت انجام دهد. اين مسأله ای است كه من بارها به گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل متحد گفته ام.

      سازمان ملل متحد تاكنون در موارد زيادی در سرنوشت دولت‌ها دخالت كرده ‌است. همانند آنچه كه در هائيتی و يا در فلسطين اتفاق افتاد. و در فلسطين آقای كارتر بر انتخابات اين كشور نظارت كرد و دولت حماس پيروز اين انتخابات شد.

      شورای امنيت قدرت لازم را برای وادار كردن دولت ايران به برگزاری اين رفراندوم دارد. اگر در اين رفراندوم مردم به حاكميت فعلی رأی دادند ما تمام مدعياتمان را پس ميگيريم و حاضريم با اين دولت همكاری كنيم. اما اگر در اين رفراندوم مردم به حاكميت فعلی رأی ندادند جامعه جهانی بايد آقايان را مجبور به پذيرفتن اراده ملت كند.

      رسيدن به آزادی هزينه دارد و بايد از اين هزينه استقبال كرد نه اينكه آن را يك مورد منفی دانست. در خرداد ماه جاری دادگاهی جهت رسيدگی به پرونده شكايت خانواده اسدالله لاجوردی از من تشكيل شده است. ٨ سال پيش كه من در آن مصاحبه آن مسائل را در مورد زندانها مطرح كردم، فضای لازم برای اينكه آقايان برای من دادگاه تشكيل بدهند نداشتند اما امروز مرا مجددا به دادگاه می‌برند. من هم در اين دادگاه تاكيد كردم كه برسر تمامی حرفهايی كه در آن مصاحبه در مورد وضع زندانها بيان كردم هستم و حاضرم آنها را اثبات كنم.

      Comment


      • محمد هاشمی دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت نيز در كنفرانس خبری اعتصاب تهران گفت:
        به جرات می‌توان گفت كه بسياری از افرادی كه در سالهای اخير بازداشت شده اند ربوده شده اند ومحاكمات آنان علنی نبوده است و اگر مرحمت شامل حال آنها می‌شد بعد از دوران زندان برايشان دادگاه تشكيل شده است . اين روزها هيچكدام از فعالان دانشجويی و فعالان جامعه مدنی امنيت جانی ندارند و هر آن امكان ربوده شدن آنها وجود دارد.

        در سه ماه گذشته چهارانجمن تعليق شده اند، دهها دانشجو به حكم كميته های انظباطی از تحصيل محروم شده اند، چندين دانشجو به صورت غير قانونی از دانشگاه اخراج شده اند و امروز دانشجويی كه فعاليت سياسی می‌كند از زندگی و آينده خود گذشته است و دانشجويان در خط مقدم جبهه آزادی خواهی قرار دارند.

        مهندس حجت شريفی رييس شورای مركزی سازمان دانش آموختگان ايران نيز در كنفرانس خبری در محل اعتصاب غذای تهران گفت:

        اين روزها هر ايرانی اتهام نشر اكاذيب را به شكل بالقوه بر دوش می‌كشد. برخورد با موسوی خوئينی انتقامگيری از وی به دليل افشاگريهای شجاعانه اش در دوران نمايندگی مجلس است. و برخورد با جهانبگلو انتقام از روشنفكران دگر انديشی است كه خط مشخصی را در افكار خود پيگيری می‌كنند. حكومتی كه دم از عدالت و حمايت از طبقات محروم جامعه می‌دهد چرا با فعالين كارگری كه تنها ابتدايی ترين حقوق زندگی خود را طلب می‌كنند برخورد می‌كند؟ انتقام از اين افراد انتقام از ملتی است كه به رفتارهای حكومت خود منتقد و معترض است.

        حجت شريفی در پايان با اشاره به حملات اسراييل به لبنان و فلسطين با محكوم كردن اين حملات و جنايات گفت: مسلم است كه هر فرد آزاده ای نسبت به اينگونه رفتار معترض است. اما هر جامعه ای كه نتواند از ظلمی كه به اعضای جامعه و فرهيختگانش می‌شود دفاع كند نمی‌ تواند از حقوق ملتی ديگر در فاصله ٢٠٠٠ كيلومتری خود دفاع كند و اين حمايت به شكل شوهای تلويزيونی تبديل خواهد شد.



        Comment


        • كنفرانس خبری اعضای متحصن سازمان دانش آموختگان ايران و دفتر تحكيم وحدت همزمان با اولين روز اعتصاب غذا و تحصن سه روزه كه در پی فراخوان اكبر گنجی آغاز شد ، صبح ديروز برگزار شد .

          در اين نشست خبری عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ايران ، حجت شريفی رييس شورای مركزی سازمان و محمد هاشمی دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت سخن گفتند .
          در اين نشست علاوه برمهندس عباس اميرانتظام پرسابقه ترين زندانی سياسی جمهوری اسلامي( پرسابقه ترين زندانی سياسی ايران با سابقه 37 سال زندان زمان شاه و جمهوری اسلامی محمد علی عموئی است) در ايران ، دكتر محمد ملكی اولين رئيس دانشگاه تهران پس از انقلاب و جمع ديگری از فعالان سياسی و مدنی حضور داشتند .

          علاوه بر سخنان مهندس اميرانتظام كه در همين شماره پيك نت می‌خوانيد، عبدالله مومنی نيز گفت:

          اين اعتصاب غذا، در اعتراض به ادامه بازداشت زندانيان سياسی است و سه نماد اين جريان مهندس موسوی خوئينی ، دكتر رامين جهانبگلو و منصور اسانلو هستند .

          برخورد با فعالان جامعه مدنی و دموكراسی خواهان در ماه های اخير با سركوب اعتراضات دانشجويی، زنان، قوميت ها و كارگران شدت گرفته و اين نشانگر اراده و عزم جدی حكومت برای منكوب نمودن و مرعوب ساختن فعالان مدنی تحول خواه ايرانی است .

          متاسفانه امروز هر نوع حركت مدنی و مسالمت آميز برای پيگيری مطالبات توسط فعالان جامعه مدنی و اعتراض به نقض حقوق بشر از نگاه حكومت، همسويی با بيگانگان و در راستای خواست دشمن تفسير شده و با آن برخورد امنيتی صورت می‌گيرد.

          نهادهای امنيتی با برچسب زدن می‌خواهند هرگونه مطالبه برحق مردم ايران را تخطئه و هزينه فعاليت های مدنی را بالا ببرند . در اين شرايط دفاع از حقوق شهروندی بر مبنای اعلاميه جهانی حقوق بشر می‌تواند محور و مبنايی برای ائتلاف نيروهای سياسی و فعالان جامعه مدنی و مدافعان دموكراسی و حقوق بشر در برابر پروژه سركوب حاكميت باشد .

          اگر چه نيروهای مخالف دموكراسی حاكميت را قبضه كرده اند و توانستند پروژه اصلاحات را در داخل ساختار قدرت به شكست بكشانند و در نتيجه اين شكست بين مدافعان اصلاحات و تحول خواهی در ايران استراتژيهای مختلفی برای گذار به دموكراسی پديدآر گشت، اما به نظر می‌رسد با توجه به پروژه سركوب حاكميت و نقض حقوق شهروندی ، مساله حقوق بشر می‌تواند مبنايی برای توافق و ائتلاف نيروهای سياسی تحول خواه در ايران باشد .



          Comment


          • "زيدان" كاپيتان تيم ملی فوتبال فرانسه در يك مصاحبه تلويزيونی در اين كشور شركت كرد و بابت رفتاری كه در آخرين بازی جام جهانی از خود نشان داد از همه بينندگان آن بازی عذرخواهی كرد. او گفت "من از همه عذر می‌خواهم، اما از بازيكن ايتاليائی كه به خواهر من فحش ناموسی داد نه"

            صرفنظر از هر تفسيری كه درباره حادثه پايان بازی ايتاليا و فرانسه بشود، آن مانور ساده لوحانه و عوام فريبانه ای روی دست روی دست مجلس هفتم ماند كه رئيس كميسيون امنيت اين مجلس با نامه تشكر و قدردانی برای زيدان نوشت.

            زيدان ممكن است مثل هر بازيكن حرفه ای ديگری، در پايان آن بازی خسته كننده، بازيكن ايتاليائی را زده باشد.

            زيدان ممكن است بدليل گل نشدن ضربه بسيار زيبا و حساب شده ای كه در آخرين دقايق بازی زد و اگر گل شده بود فرانسه جام را برده بود و زيدان شهرتی فراموش نشدنی را كسب كرده بود، عصبانی بوده و با بازيكن ايتاليائی كه اتفاقا برای خنثی سازی پرش بلند زيدان و ضربه سر به توپ، با او بلند شده و احتمالا موجب كم شدن سرعت عمل و كاهش قدرت ضربه سر زيدان به توپ شد و به دروازه بان ايتاليائی فرصت گرفتن توب را داد درگير شده باشد.

            تفسيرهای مختلف می‌توان دراين ارتباط كرد. اما هيچيك از اين تفسيرها با آن نامه ای و تفسيری كه بروجردی رئيس كميسيون امنيت ملی مجلس كرد ارتباطی ندارد. آن نامه، ادامه همان تخليات فاجعه آفرينی است كه احمدی نژاد با انكار هولوكاست و با هدف جلب حمايت مردم عرب منطقه مبتكرآن شد. بروجردی هم برای آنكه از رئيس جمهور عقب نماند آن نامه را به اميد جلب محبت مسلمانان فرانسه و يا احتمالا كشورهای عرب و افريقائی مسلمان نوشت، غافل از اينكه اصلا گوش همين مسلمانان- بويژه فوتبال دوستان آنها- به اين حرف ها بدهكار نيست. آنها همه عصبانی اند كه چرا زيدان كاری كرد كه تيم در آخرين دقايق 11 نفره بازی كند و يا اينكه چرا بايد او كه متخصص شوت آزاد بود كاری كند كه از زمين بيرونش كنند و فرانسه با ضربه پنالتی و گل نشدن يكی از ضربات آزاد بازيكن های فرانسه جام را ببازد.

            درهمين ارتباط وبلاگ "جمهوريت" می‌نويسد:

            درحالی كه بنظر می‌رسد با مصاحبه ی زيدان با يك شبكه ی تلويزيونی فرانسوی و بيان سربسته ی آنچه كه بين او و ماتراتزی گذشته است، تيترهای مربوط به زيدان در حال رنگ باختن است، برخی رسانه های داخل ايران كه خوراك تبليغاتی مناسبی را بدست آورده اند از دروغ پراكنی و شانتاژ خبری دست بر نمی‌ دارند.

            خبرگزاری فارس كه ديروز در اقدامی عجولانه پس از مصاحبه ی زيدان با انتشار خبری اعلام نمود كه ماتراتزی زيدان را فرزند يك بدكاره ی تروريست خوانده است، چند ساعت بعد بدون هيچ توضيحی با حذف خبر ارسالی خود، تنها به نقل خبر ساير خبرگزاری ها اكتفا نمود كه در آن هيچ اشاره ای به تروريست خواندن زيدان نبود.

            اين خبرگزاری امروز نيز به نقل از شبكه ی ام بی‌سی از فشار فيفا به زيدان برای "افشا نكردن حقايق" خبر داد. امری كه مطمئنن در صورت حقيقت داشتن به هيچ عنوان از تيررس شبكه های خبری غربی پوشيده نخواهد ماند و به جنجالی ديگر تبديل خواهد شد.

            جدای از درستی ونادرستی اين ماجرا، سوء استفاده برخی رسانه ها - ومسولين و دولتمردان- ايران در جهت تحريك افكار عمومی عليه غرب و القای اينكه ماتراتزی نماينده غرب امروز - يا به عبارت بهتر غرب مسيحی، سكولار و ليبرال!!- است و زيدان نماد مسلمانان و دنيای اسلام - سردار تنهای اسلام در دل لشكر كفار- و اين برخورد يك تقابل مذهبی- سياسی است، جای تاسف بسيار دارد.
            نه ماتراتزی نماد غرب سكولار است و نه زيدان نماد يك سردار مسلمان. هردو فوتباليست هايی هستند كه در ميدان بازی برای پيروزی تلاش می‌كنند و در جهت كسب آن به هر كاری دست می‌زنند و گاهی از قواعد بازی جوانمردانه نيز خارج می‌گردند.

            محافظه كاران ايران بايد بدانند، اين رفتارها و موضع گيريها نه تنها هيچ كمكی به وجه ی مسلمانان نخواهد كرد بلكه بر دامنه ی اختلافات و دشمنی های غرب و اسلام خوهد افزود امری كه در نهايت به سود تندروهای هر دو طرف خواهد بود.

            Comment


            • روز21 تير ماه ساعت 11 و نيم صبح ساكنان خيابان استاد حسن بنا واقع در مجيديه جنوبی (شرق تهران) وحشتزده از خانه هايشان بيرون ريختند و ضمن تماس با ستاد فرماندهی منطقه گفتند كه زمين زيرپايشان می‌لرزد.

              نيروی ايستگاه آتش نشانی به منطقه اعزام شدند اما پس از حضور در محل اعلام داشتند كه با مسئله ويژه ای برخورد نكرده اند. موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران نيز به آتش نشانی اطلاع داد كه زلزله ای ثبت نشده است.

              تماس مردم تا ساعت 23 ادامه يافت و به همين دليل از فرماندهی ايستگاه 17 منطقه عمليات آتش نشانی همراه با امدادگاز، برق، آب و فاضلاب به محل اعزام شدند. (درتمام اين ساعات كارخانه مهمات سازی پارچين كه می‌دانست دليل اين لرزه ها چيست سكوت اختيار كرده و همه را در بی‌خبری گذاشته بود. مراجعه كنيد به خبر انفجار در مهمات سازی پارچين درهمين شماره پيك نت)



              فرخ صبری كارشناس منطقه 3 عمليات آتش نشانی گفت:

              ساعت 23,29 روز جمعه گذشته كليه منازل مسكونی در مسير مسيل باختر در حد فاصل شهيد عراقی تا تهران نو به خيابانها ريخته و از لرزش زمين و صداهای خارج شده از زمين وحشت كرده بودند.

              ابتدا پس از بررسی سر و صدا و لرزشها در زيرزمين چند منزل مسكونی و با توجه به اينكه در مسير ذكر شده گسل وجود ندارد تونل مترو از حد فاصل چهار راه نظام آباد تا رسالت از داخل بررسی شد. سپس مسير اتوبان در دست احداث امام علی نيز بررسی و با توجه به عدم فعاليت ماشين آلات سنگين و عمليات اجرايی در زمان حادثه علت از اين ناحيه منتفی دانسته شد.

              با حضور عوامل شركت گاز و مشخص شدن لوله های انتقال در مسير كانال از نشت آب به زير ساختمانها بررسی و علت از اين ناحيه نيز مردود اعلام شد.

              با حضور عوامل آب و فاضلاب و بررسی مخازن سازمان آب در شهيد عراقی و وجود خطوط انتقال در مسير رودخانه و دريچه های خيابان هوای داخل لوله ها نيز گرفته شد.

              بالاخره ساعت لرزش ها قطع شد و ساعت 4 صبح مردم به منزل هايشان بازگشتند.

              (درتمام طول اين خبر كه توسط روزنامه انتخاب نوشته شده و خبرگزاری های داخلی نيز منتشر كرده اند، از منفی بودن بررسی ها گفته می‌شود اما اشاره ای به اصل ماجرا نمی‌ شود. يعنی همان انفجار پارچين!)



              Comment


              • با افزايش30 درصدی قيمت فرآورده‏های گوشتی از مهرماه، نيمی از كارخانه‏های فرآوده‏های گوشتی تعطيل می‏شوند.

                ‏ مديرعامل اتحاديه و شركت تعاونی توليد‏كنندگان فرآورده‏های گوشتی ايران اعلام داشت كهبا افزايش تعرفه واردات از 15 به 50 درصد، قيمت انواع فرآورده‏های گوشتی بزودی 30 درصد گران می‏شود ودر آينده نزديك 120 هزار كارگر مرتبط با اين توليدات بيكار خواهند شد. ميزان بارندگی در سال جاری 22 درصد كمتر از سال قبل بوده، چطور دولت شعار توسعه دامداری را بدون امكانات می‏دهد.
                دولت هيچ نقشی در توليد و عرضه گوشت ندارد؛ اما از طريق اين صنعت با عنوان ماليات، ميلياردها تومان درآمد كسب كرده است.
                بيكاری 120 هزار كارگر، ورشكستگی كارخانجات با 5 تريليون تومان سرمايه‏گذاری و تعويق بازپرداخت وام‏ها، از جمله آثار منفی ناشی افزايش تعرفه واردات است.
                با از بين رفتن كارخانجات، بازار توليد غيربهداشتی رونق می‏گيرد. شعار دولت برای خودكفايی توليد گوشت شعاری توخالی است. بدون برنامه‏ريزی، امكان تحقق اين شعار وجود ندارد.
                قيمت گوشت سال گذشته كيلويی 2800 تومان بود و به 4400 تومان رسيده است این درحالی است که مردم می گویند قیمت گوشت از هم اکنون هشت هزار تومان است
                . سالانه نياز به واردات 20 تا 30 هزار تن گوشت داريم ولی گوشت از مبادی قاچاق صادر میشود!

                Comment


                • مطابق اخباری كه تاكنون اعلام شده، علی لاريجانی دبيرشورای عالی امنيت جمهوری اسلامی و "سولانا" همآهنگ كننده سياست خارجی اتحاديه اروپا امروز در بروكسل ملاقات خواهند كرد. اين ديدار و مذاكره كه هنوز معلوم نيست چند روز ادامه خواهد يافت، پيش از تشكيل اجلاس سران 8 كشور بزرگ سرمايه داری جهان انجام می‌شود. رهبران اين كشورها، بويژه امريكا در اظهار نظرهای مختلف تاكنون گفته اند كه لاريجانی بايد در همين ديدار و در همين هفته حرف آخر درباره طرح 1+5 را رسما بزند تا در باره آن بتوان در اجلاس سران گفتگو كرد و تصميم گرفت. لاريجانی پيش از ديدار امروز و به اميد برخی مانورهای سياسی توام با مذاكرات اقتصادی، در ايتاليا و اسپانيا ديدارهائی با مقامات اين كشورها داشته است و در سوئيس نيز ظاهرا ديدگاه ها و پيشنهادهائی را برای رسيدن آن به كاخ سفيد طرح كرده است. سوئيس حافظ منافع امريكا درايران و پل ارتباطی ايران و امريكاست.

                  لاريجانی در پايان اين سفرها و رايزنی ها به بروكسل بازگشته است اما بسيار بعيد بنظر می‌رسد كه او حامل پاسخ صريحی در باره طرح 1+5 و اعلام پذيرش توقف غنی سازی اورانيوم درايران باشد. با همين پيش بينی است كه در آستانه ديدار امروز، "برمز" معاون وزارت خارجه امريكا در مصاحبه با تلويزيون ان.بی.سی گفت: ايران با اقدام شورای امنيت سازمان ملل روبروست.

                  خبرگزاری فرانسه اظهارات برمز را از امريكا اينگونه مخابره كرد: برمز گفت: اگر ايران به نگرانی‌‏های بين‌‏المللی درباره برنامه هسته‌‏ای خود توجه نكند، با اقدام شورای امنيت سازمان ملل متحد روبرو می‌‏شود. ايرانی‌‏ها اشتباه اسير يك اشتباه محاسبه اند. آنها فكر می‌‏كنند می‌‏توانند ميان آمريكا و متحدان اروپا آن از يك طرف و اين مجموعه با روسيه و چين اختلاف ايجاد كنند. اين تلاش بی‌نتيجه است زيرا امريكا سياست صبر و ديپلماسی صبورانه ای را تاكنون برای ايجاد ائتلاف بزرگ دنبال كرده و به موفقيت آن نيز اطمينان دارد.

                  ايران دو راه بيشتر در برابر خود ندارد. يك توقف غنی سازی و دست برداشتن از طرح های اتمی كه می‌تواند به توليد سلاح اتمی ختم شود و يا آماده شدن برای اقدامات قاطع شورای امنيت سازمان ملل. احساس ما اينست كه ايرانی ها نگران قرار گرفتن در انزوا هستند.

                  درايران



                  همزمان با اين اخبار، لاريجانی پيش از ترك ايتاليا و عزيمت به بروكسل، در يك مصاحبه تلويزيونی شركت كرده و تلويحا پذيرفت كه ايران پاسخ به طرح 1+5 را پيش و يا همزمان با تشكيل اجلاس سران گروه 8 نخواهد داد. او گفت "ما نمی‌‌توانيم بررسی‌های كارشناسی خودمان را با اجلاس‌های بين‌المللی و يا اجلاس گروه هشت تنظيم كنيم. برای ما امكان‌پذير نيست كه فكر خودمان را با زمان اجلاس گروه هشت متناسب كنيم."

                  از آنجا كه اگر پاسخ مثبت بود نيازی به تعويق آن نبود، مطبوعات ايتاليا و اروپا اين اظهارنظر لاريجانی را دليل رد پيش شرط قطع غنی سازی اورانيون در ايران و ناكام ماندن طرح 1+5 ارزيابی كردند. تعلل در اعلام اين مخالفت نيز عمدتا برای عبور از مرحله دشوار اجلاس سران گروه 8 ارزيابی شده است.

                  لاريجانی كه با شبكه‌ اول تلويزيون ايتاليا مصاحبه كرده است، در اين گفتگو اشاره می‌كند:

                  سئوال ما اينست كه چرا اصرار می‌كنند ما از حقوق‌مان محروم شويم؟

                  مصاحبه كننده تلويزيونی، درباره سخنان و تهديدهای احمدی نژاد در باره هولاكوس و محو اسرائيل پرسيد و لاريجانی احمدی نژاد را دور زده و گفت:



                  رهبر به صراحت گفته‌است كه ما نه روش ناصر را قبول داريم و نه روش صدام را. يكی می‌گفت اسراييل را به دريا بريزيم و ديگری می‌گفت اسراييل را بايد آتش زد. سياست رسمی جمهوری اسلامی ايران اين است كه همه مردم فلسطين اعم از يهودی و مسلمان و مسيحی حكومت خودشان را انتخاب كنند.



                  Comment


                  • فاطمه حقيقت جو نماينده دوره ششم مجلس در نامه ای به دبير كل اتحاديه بين المجالس خواستار پی گيری اين نهاد بين المللی در مورد وضعيت مهندس موسوی خوئينی شد .

                    وی در نامه خود تاكيد كرد:

                    قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران اصل مصونيت نمايندگی را به رسميت شناخته، اما جمهوری اسلامی مكررا اين قانون را نقض كرده و تعدادی نمايندگان مجلس دوره ششم را به دليل اظهاراتشان احضار، بازداشت و محكوم نموده است. اخيرا در تجمع مدافعين حقوق زنان در تاريخ 22 خرداد سالجاری 1385 آقای سيد علی اكبر موسوی خوئينی يكی از نمايندگان پيشين مجلس بازداشت شد و پرونده های عديده ای برای وی گشوده شده است كه بخشی از آنها بنا به اظهار وكيل وی مربوط به اظهارات و اقدامات دوره نمايندگی وی بوده است. آقای علی اكبر موسوی در طول دوره نمايندگی ، با ابتكار رسيدگی به شرايط زندانها، زمينه تعطيلی تعدادی از بازداشتگاه های غيرقانونی دستگاه های امينتی نظامی را فراهم نمود و در زمينه وجود بازداشتگاه های مخفی اطلاع رسانی نموده و موجبات تعطيلی آنها را فراهم آورد.

                    ضمنا ايشان چه در زمان نمايندگی و چه در قبل و بعد از آن همواره مدافع حقوق بشر بوي‍ژه حقوق زنان و زندانيان سياسی عقيدتی و جنبشهای مدنی كارگران ، دانشجويان و فرهنگيان بوده است .

                    از آن مقام محترم تقاضای پيگيری و فشار بر جمهوری اسلامی به منظور آزادی آقای علی اكبر موسوی خوئينی را دارم .

                    درتهران نيز همزمان با ديدار همدردی عبدالله نوری با خانواده مهندس موسوی خوئينی، عبدالله مومنی عضو ديگر رهبری سازمان ادوار تحكيم وحدت كه در اين ديدار حضور داشت گفت:

                    موسوی خويينی در دوران نمايندگی خود در مجلس بحث قانونمند كردن بازداشت‌ها را پيگيری می‌كرد و اين جزء معدود كارهايی است كه مجلس ششم توانست به آن بپردازد. بديهی است كه بخشی از هزينه‌ای كه امروز موسوی خويينی برای فعاليت سياسی خود می‌پردازد متاثر از فعاليت‌هايش در مجلس ششم بوده است.

                    در حال حاضر آقای كروبی با جديت بسيار مساله بازداشت موسوی خويينی، ياشار قاجار و عابد توانچه را پيگيری می‌كند و با وجود اين‌كه اختلاف نظر بيشتری با او در برخی مسايل داريم اما به نظرم او عملگراتر است. حتی در مورد پيگيری بازداشت دانشجويانی كه گاها به آن‌ها انگ كمونيست و يا بی‌دين می‌زدند معتقد بود كه اين مساله دليلی بر عدم پيگيری وضعيت آن‌ها نمی‌‌شود.

                    فريبا داودی مهاجر نيز در اين ديدار در خصوص تجمع برخی زنان در ميدان هفت تير اظهار داشت:‌ در جلساتی پيش از اين تجمع، در مورد مجوز آن صحبت شد، همه به اتفاق معتقد بودند كه مانند سال‌های پيش به اين تجمع مجوزی داده نخواهد شد. لذا تصميم گرفته شد كه اين تجمع را طبق ماده‌ی قانون اساسی برگزار كنيم و روی مطالباتمان ايستادگی مدنی كنيم.

                    سميرا صدری عضو شورای مركزی ادوار تحكيم نيز در باره تجمع ميدان 7 تير گفت: موسوی خويينی در آن تجمع به رفتار بد با تجمع كنندگان اعتراض كرد.

                    Comment


                    • هفته گذشته با تحصن بيش از 200 كارگر اخراجی شركت دريايی صدرا در مقابل استانداری بوشهر، نگاه ها در اين استان به سوی مسايل و مشكلات كارگری معطوف شد. مشكلات كارگری در ماههای اخير شدت بيشتر گرفته است و بحث اخراج كارگران گستردگی بيشتری پيدا نموده است. حتا گفته ميشود كه 200 هزار نفر شغل خود را از دست داده اند.
                      شورای عالی كار تصميم گرفت كه حداقل حقوق كارگران از آغاز سال 1385 افزايش يافته و به 180 هزار تومان برسد. اين تصميم با مخالفت كارفرمايان روبرو شد و كارفرمايان به بهانه افزايش هزينه های توليد، اقدام به اخراج كارگران و در مواردی حتا تعطيلی كارگاه ها نمودند. منتقدين معتقد بودند كه دولت با اين كار قصد بهره برداری تبليغاتی را داشته است اما موافقان دولت اينكار را بخشی از تلاش احمدی نژاد برای تحقق وعده هايش در جهت كاهش فقر ميدانند.
                      گرچه گفته ميشود كه دولت تصميم به اصلاح مصوبه دستمزد 85 گرفته است اما مخالفان خواهان لغو كامل مصوبه شورای عالی كار شده اند.

                      در همين خصوص مصاحبه ای با دكتر فريبرز رئيس دانا انجام داده ايم كه در زير ميخوانيد.

                      - شاهد اخراج عده زيادی از كارگران از شركت ها و كارخانجات هستيم. كارفرمايان يكی از دلايل اين امر را تصميم دولت برای افزايش حداقل دستمزد كارگران عنوان می‌كنند. آيا تصميم دولت برای افزايش دستمزد كارگران صحيح بوده است؟

                      - حتا اقتصادانان راست گرای امريكا هم تورم را به گردن دستمزد نمی‌ اندازند. دولت به هر حال دستمزدی را بالا برد كه بخش كوچكی از نيازهای كارگران بود. 5/4 ميليون بيكار داريم. به لحاظ آمارهای رسمی تورم 17 تا 20 درصدی را تجربه می‌كنيم و به لحاظ زندگی واقعی كارگران 25 تا 30 درصد با توجه به گرانی های خارج از اندازه گيری های رسمی تورم دارند، حالا دولت آمد يك رقمی را برد بالا. حالا آن را هم پس گرفت. يعنی وابستگی اش را به سرمايه داری دولتی و سرمايه داری خصوصی نشان داد. علتش چيست؟ بنظر من اينست كه سنديكا نداريم. سنديكائی می‌رود زندان، نماينده مجلس در ملاء عام می‌گويد كسی در اين كشور می‌خواهد زندگی كند اسم سنديكا را نياورد كه من نمی‌ گذارم زندگی كند. يعنی يك جلوی 9 ميليون كارگر می‌خواهد بايستد و بگويد سنديكا بی‌سنديكا.

                      مسوول بيكاری خود دولت است و متحد اين دولت كارفرماها هستند. بيكار شدن به خاطر اينست كه همان قانون كار كه ايراد داشت و ايرادش عدم حمايت كافی از كارگران بود، همان را هم بهم زده اند. يعنی به كارفرما اجازه دادند كه كارگر را بيرون كند، بريزد بيرون و می‌ريزد. بيكاری 70 ، 80 درصد زياد شده است. هيچكس پاسخگو نيست و دليلش اينست كه سنديكا نداريم. دولت احمدی نژاد كه دولت مهرورزی و عدالت پروری بود اولين ضربه سهمگين اش را به طبقه كارگر وارد كرد.

                      - بايد بين بازده نهايی كار كارگر و سطح دستمزدها در جامعه ارتباطی وجود داشته باشد و اين موضوع نيز به عواملی از جمله توليد، فروش و تكنولوژی كالا بستگی دارد. بنابراين به نظر می‌رسد عدم توجه به بازده نهايی كارگر و فشار آوردن به كارفرما برای افزايش دستمزدها باعث اعتراض كارفرمايان شده باشد؟ نظر شما چيست؟

                      - اين حرف غلط است. تئوری بازده نهايی كارگران نظريه فاشيستی است. بازده متوسط كارگران مهم است. من در مقابل بازده نهايی، بازده متوسط را می‌گذارم. من نمی‌ دانم كه اين حرف ها را كی توی گوش روزنامه نگاران می‌كند. در دانشگاه ها، از زمان شاه اين ها را تدريس می‌كردند. هم شاه و هم جريان های امپرياليستی و هم دولت بعد از آن. هميشه پشت اين نظريه ها سنگر می‌گيرند. چه بازده نهايی! كارگر گناهی نكرده كه بازده نهايی آن پايين يا بالاست. كارگر با شرايط سخت دارد كار می‌كند، پس اين سلطه ها ی كلان مال كيست؟ كارفرما اگر تا حالا 28 سال است كه دارد ضرر می‌دهد چه كسی توی دبی خانه ها را خريده؟ چه كسی تو بانك های كانادا پول ها را جمع می‌كند؟ قدرتشان را نگاه كن، تمامشان اتحاديه های كارفرمايی دارند، اما كارگران حتی سنديكا هم ندارند. راه حل آنست كه سنديكاهای مستقل كارگری فورا تشكيل شود. جامعه ای كه يك طرفه عمل می‌كند پاره سنگ بر می‌دارد يعنی كارفرماهايش قدرت دارند، دولت هم دولت كارفرماهاست ولی تمام سياست های ضد كارگری آن به جلو نمی‌ رود. بايد فورا سنديكاهای كارگری تشكيل بشود، بايد فورا سنديكاها بتوانند جلوی اخراج هايی كه در استان شما در شركت صدرا اتفاق افتاده بتوانند بگيرند، با فقر و عقب ماندگی و بيكاری جامعه را نمی‌ شود جلو برد. سالهاست هر كاری دلشان می‌خواهد می‌كنند و همچنان سرمايه ها از كشور فرار می‌كند. پارسال 12 ميليارد دلار فرار كرده. كارگران يك ريال پس انداز ندارند، اين كارگران نبودند كه سرمايه ها را فرار دادند، همين كارفرماها بودند. 5/4 ميليون نفر بيكارند. 95 درصد از اين ها حقوق بيمه بيكاری هم نمی‌ گيرند. درآمدهايی نفت چی شد؟ پارسال 50 ميليارد دلار درآمد نفت داشته ايم.



                      Comment


                      • كشورهای غربی مصمم هستند با تلاش بيشتر در نشست آتی سران كشورهای اقتصادی جهان موسوم به G8 روسيه و چين را برای اتخاذ موضعی سرسخت تردر قبال برنامه های اتمی ايران قانع كنند. امريكا در پايان هفته گذشته پيشنهاداتی در باره همكاری های صلح آميز هسته ای به مسكو داده است تا در صورتيكه مسكو تهران را متقاعد به توقف برنامه های هسته ايش كند آنها را به اجرا درآورد. اين پيشنهادات روسيه را قادر می‌سازد تا ازذخيره سازی مواد زائد اتمی راكتورهای امريكا ميليارد ها دلار درآمد كسب كند. سخنگوی كاخ سفيد در همين زمينه گفت : برای توافق برروی همكاريهای صلح آميز هسته ای با روسيه ما انتظار داريم مسكو فعالانه برای ممانعت ازدستيابی رژيم ايران به سلاح هسته ای با ما همكاری كند.

                        مقامات غربی واقفند كه آزمايشات موشكی كره شمالی توجه جهانيان از ايران را منحرف ساخته است و بر همين اساس امريكا و اروپايی ها با حدس نزديك شدن ايران به توانايی توليد سلاح اتمی تصميم دارند در نشست آتی كشورهای G8 از اين فرصت بهره برده و فشار زيادی به برنامه های اتمی ايران وارد آورند در حاليكه روسيه علاقمند است تا محور اين گفتگو ها كه در سن پطرزبورگ برگزار خواهد شد امنيت انرژی در دنيا باشد.

                        مارك فيتزپاتريك صاحبنظر در مسائل هسته ای در انسيتو بين المللی لندن مطالعات استراتژيك می‌گويد كه ايرانيان می‌خواهند زمان تعيين شده برای توقف غنی ساری را به تاخير بياندازند و ماداميكه ايران به پيشنهادات اروپاييان جواب رد نداده است، مسكو و چين دليلی برای نشست شورای امنيت برای تنبيه ايران نمی بينند.

                        او همچنين می‌افزايد كه پيشرفت ايرانيان با توجه به اختلال درغنی سازی اورانيوم با استفاده از 164دستگاه سانتريفوژ به كندی پيش ميرود و كل برنامه غنی سازی با اشكال فنی رو به روست و به تاخيرافتاده است.

                        ديپلمات های غربی انتظار دارند كه علی لاريجانی در مذاكراتش با اتحاديه اروپا خواستار شفافيت در باره پيشنهاد اروپا شود و آنها انتظار ندارند كه او پاسخ مشخصی به اين پيشنهادات دهد. اروپا در پی آنست تا ايران بطور جدی اين پيشنهادات را در نظر بگيرد كه شامل كمكهای اقتصادی و كمك به برنامه های صلح آمير ايران است.

                        فيتز پاتريك می‌گويد ايرانيان گاهی در محاسباتشان درمورد حال و هوای بين المللی اشتباه می‌كنند و تحليل گران انتظار دارد كه ايران با توقف موقت برنامه های غنی سازی موافقت كرده و گفتگو ها با پنج عضو دائم شورای امنيت بهمراه آلمان را آغاز كند. هر چند ممكن است بعدا به ايران اجازه داده شود تا در حد بسيار كوچكی به غنی سازی بپردازد. در همين حال اروپا خود را آماده كرده است تا چنانچه پاسخ علی لاريجانی به پيشنهادات اروپا منفی باشد موضوع را بطور جدی در نشست بعدی شورای امنيت دنبال كند.

                        Comment


                        • تير ماه 1378 روزی است که در تاريخ جمهوری اسلامي نه بعنوان يک رويداد مربوط به جنبش دانشجوئي، بلکه حادثه ای کودتائي ثبت است؛ حتي نه حادثه، بلکه يک کودتای دقيق و طراحي شده که به بسياری از اهداف خود رسيد و ضربه ای مهلک بر پيکر جنبش اصلاحات زد. بنابر اين ارزيابي است که معتقديم هنوز ابعاد و اخبار دقيق اين رويداد انتشار نيافته و بايد کوشيد اين ابعاد و اخبار انتشار يابد و ماجرا از حوزه يک حادثه دانشگاهي خارج شده و در سطحي ملي و عليه يک خيزش ملي بررسي شود.
                          روزی که روزنامه سلام نامه و طرح سعيد امامي درباره طرح مطبوعات و باصطلاح "مقابله با يورش فرهنگي" را منتشر کرد تا نشان دهد آن طرح عليرغم حذف سعيد امامي، از درون هسته مرکزی تمام رويدادهای توطئه آميز، يعني بيت رهبری بيرون مي آيد، مصادف بود با روزی است که يک خبرنگار ايراني، در ادامه گفتگوی دنباله داری که با مريم فيروز در خانه مشترک کيانوری- مريم فيروز داشت، همراه با همين شماره روزنامه سلام وارد خانه آنها شد. کيانوری حق دخالت در اين گفتگو و ابراز نظر را نداشت و چارچوب گفتگو نيز محدود به تاريخ بيداری زنان ايران و خاطرات غیر حزبی- سیاسی مریم فیروز بود. وقتي دسته روزنامه های صبح روی ميز گذاشته شد، کيانوری با ديدن تير روزنامه سلام، به خبرنگاری که برای گفتگو آمده بود گفت: ديدار امروز را کوتاه کنيد؛ منتظر يک واکنش بزرگ بايد بود!
                          نه او اضافه بر اين جمله چيزی گفت و نه آن که برای مصاحبه رفته بود، دارای چنان تجربه و شم سياسي بود که مفهوم اين جمله و اين اشاره را حدس بزند. آن که باندازه کافي تجربه و شم تيز سياسي داشت و بقول همان خبرنگار "هنوز مثل ساعت اُومگا" کار مي کرد، حادثه را پيش بيني کرده بود. (بعدها، سردبير مجله ای که مصاحبه با مريم فيروز برای انتشار در آن انجام مي شد و از روزنامه نگاران قديمي و مسلط به امور ايران است، همين اصطلاح "اُومگا" را چند بار و در مقاطع مختلف بکار برد.)
                          از 18 تير تا 24 تيرماه يک هفته کامل کودتائي در ايران گذشت و اگر نبود بيم از واکنش عمومي مردم در حمايت خياباني از خاتمي، شورای کودتائي سپاه با تائيد رهبر حالت فوق العاده را اعلام و دولت سپاهي بر سر کار آمده بود.(این بخشی از مصاحبه و اعتراف صریح روح الله حسینیان(با نام مستعار "خسرو" در طرح قتل های زنجیره ایست که تاکنون بارها در راه توده انتشار یافته است) طرحي که سرانجام نيز تحقق يافت، اما بتدريج و طي مراحل تکاملي. درست مانند زلزله ای که روی مي دهد و پس لرزه های آن همچنان مي‌تواند تا مدت ها ادامه يافته و ساختمان های ضربه ديده و ديوارهای ترک برداشته را فرو ريزد.
                          اعلام ماهيت کودتائي يورش به خوابگاه دانشجويان در 18 تير ماه از جانب راه توده، آن زمان و در گرما گرم خوش باوری ها و در واقع بي اطلاعي ها و بي ارتباطي ها با ایران و بی خبری از حوادث داخل کشور، اغلب با ناباوری تلقي شد. در حقيقت نيز آنان که انتخابات دوم خرداد را تحريم کرده و اساسا منکر جنبش اصلاحات بودند و در پي اثبات شعارها و ارزيابي های ساده انگارانه خويش از رويدادهای کشور و نفي حرکت اصلاحي، نمي توانستند حادثه را اينگونه ببينند، زيرا اگر اينگونه مي ديدند و اعلام مي کردند، عملا بايد مهر باطل بر ارزيابي هاي خود مي زدند و می پذيرفتند که جنبشي هست و دولتي نيز وجود دارد که مخالفان عليه آن به کودتا برخاسته اند. پس يا با کودتاچي ها بايد بود و يا عليه آنها! و مسئله از همينجا آغاز مي شد. و اين خانه تکاني فکری - سياسي بزرگي بود که برای پذيرفتن آن به جسارتي بيش از جسارت اتهام زدن جسورانه و گاه وقيحانه به اين و آن نياز است.
                          راه توده در آن روزهای پرالتهاب و حساس برای کشور و برای جنبش اصلاحي، نظرات و اخبار و اطلاعات خود را پياپي و روزانه منتشر کرده و آنچه را مشي و سياست توده ای مي دانست و مي داند نيز به داخل کشور منتقل کرد.
                          زمان از فراز حوادث عبور کرده است. کودتاگراني که امروز به حاکميت يکدست رسيده اند، بسيار مي کوشند حجاب فراموشي بر سر آن حوادث بکشند و يا آن را کوچک و منحرف از ريشه‌های ماجرا تبليغ کنند. بسياری از نيروهای سياسي نيز پشت همين ديوار- فراموشي- دوست دارند سنگر بگيرند و از انفعال و بي خبری خود در آن روزها چيزی نگويند. در چنين عرصه تنگ و دشواری است که ما مي کوشيم دفاتر ايام را باز نگهداريم و نشان دهيم که در لحظه حادثه و حتي پيش از آن بايد وقوع زلزله و آوار را ديد و گفت و در کنار جنبش ايستاد و آينده را نشان داد. توده ها خود بايد تجربه کنند، اما رسالت توده ای زودتر ديدن و پيشاپيش گفتن است. اینست آن نکته گرهی و مرکزی که از انقلاب 1905 روسیه تاکنون بعنوان درسنامه بزرگ انقلابی در تاریخ انقلاب جهانی ثبت است و با کمال تاسف کسانی بنام توده ای ، حتی همین درس را نیز از تاریخ نیآموخته اند و خواه ناخواه نمی توانند بر صفحه جامعه مشق بنویسند.
                          راه توده مجموعه خبرها و تحليل های روزانه خود را از 18 تير تا 23 تير ماه 1378، همان زمان و طي اطلاعيه اي منتشر ساخت و در شماره 86 راه توده که در مرداد ماه 1378 منتشر شد، آن اطلاعيه و اخبار منتشره در آن روزها را يک بار ديگر به دست چاپ سپرد. آن اطلاعيه تاريخي (23 تيرماه 137 و اخبار در پيوند به آن را از دوره راه توده بيرون کشيده و عينا در ادامه اين سرمقاله مي آوريم تا در مقايسه با افشاگری های جديدی که دست اندرکاران آن روز در دولت خاتمي و حاضران در صحنه سياسي در اين روزها مي کنند مقايسه کرده و خود نتيجه بگيريد: 18 تير، کودتا بود یا نه؟ و راه توده درست ديده بود یا خیر؟

                          Comment


                          • ابطحی ـ آقای موسوی لاری وزير كشور دوران اصلاحات گفته است در مورد حادثه ی ۱۸ تير حرف های زيادی دارد كه تاكنون نزده و قرار است آن را در كتابی منتشر كند. امروز با آقای موسوی لاری رفته بوديم جائی؛ اتفاقاً كنار هم نشستيم؛ به آقای لاری گفتم كه كاش اول خاطراتت را تكميل می‌كردی و حتی اگر نمی‌ شد چاپ كنی، جايی امانت می‌گذاشتی و بعد اعلام می‌كردی؛ چون از حالا فشاری می‌آوردند كه اين را ننويس، آن قسمت مصلحت نيست و يك بار هم ديدی اصلاً نوشته هايت مثل لب تاپ رمضان زاده گم شد و بعد هم گفتند در منزل مشابه جهانبگلو پيدا شده است. فرصتی شد كه ايام سخت ۱۸ تير به بعد را با هم يادآوری كرديم. آن ايام در بين مسئولان، كار موسوی لاری از همه مشكل تر بود. وزير كشور بود. ظاهراً فرماندهی نيروی انتظامی را داشت اما بی‌خبر او حمله به خوابگاه صورت گرفته بود. لباس شخصی ها را نمی‌ شناخت. فشار سياسی زيادی بر او بود. می‌گفت وقتی در خاطرات آقای ناطق نوری، رئيس مجلس وقت خواندم كه گفته بود در آن روزها پيشنهاد كرده است كه چند نفر را بايد گذاشت كنار ديوار و اعدام كرد و همان جا گفته كه موسوی لاری گزارش های نوع ديگری می‌داد، تصميم به نوشتن خاطرات گرفتم. بيشتر هم می‌خواستم حرف ناطق نوری را تأييد كنم كه بله ما نمی‌ خواستيم كسی كشته شود و اين افتخار دولت ما بود.

                            هر چه فكر می‌كنم ۱۸ تير روزی فراموش نشدنی است. ضرب و شتم دانشجويان بی‌گناه، دستگيری های فراوان بعد از آن و نهايتاً شكايت فرمانده ی نيروی انتظامی وقت تهران و محاكمه كردن افرادی كه حمايت از دانشجويان كرده بودند...

                            شايد اگر موسوی لاری و نيز مصطفی تاج زاده كه معاون سياسی وزارت كشور بود خاطرات خود را بنويسند، خيلی از ناگفته ها گفته شود.

                            Comment


                            • اين آخرين روزهايی است كه در ادامه نام محمدرضا خاتمی پسوند دبير كل جبهه مشاركت را قرار می‌دهيم؛ پزشك شيك پوش و سخنوری كه هرچه بيشتر از عمرش می‌گذرد بر عيار سياست ورزی اش افزوده می‌شود.

                              خاتمی آنقدر جدی هست كه دشوار می‌شود از او تقاضای مصاحبه وبلاگی كرد با اين حال چنان صميمی هست كه بی‌عذر و بهانه بپذيرد و سوال ها را بی‌پاسخ نگذارد. وقتی می‌گويد از كودكی طرفدار تيم برزيل بوده است تازه می‌فهمم چرا جبهه مشاركت در تمام سال های گذشته و ايام انتخابات از رنگ زرد بيش از هر رنگ ديگری در تبليغات استفاده كرده است.

                              آقای دكتر وبلاگ می‌خوانيد؟

                              من وقت چندانی ندارم كه وبلاگ ها را ببينم . با اين حال از محيط وبلاگ ها بيگانه هم نيستم و هرازچندگاهی از طريق لينك های مختلف به برخی وبلاگ ها نگاهی می‌كنم. سايت صبحانه لينك های خوبی دارد.

                              اين طور كه معلوم هست شما از فيلتر شكن هم استفاده می‌كنيد؟

                              نه، اينترنت من در محل كار اصلا فيلتر ندارد....

                              جالبه... با توجه اين كه شما خود چهار سال در پارلمان ايران حضور داشتيد، اين روزها وقتی با ماشين مشغول رانندگی بوده يا هنگامی كه در محل كار هستيد به راديو مجلس گوش می‌دهيد؟

                              من در طول روز معمولا به سه شبكه راديويی گوش می‌دهم. يكی اول صبح اخبار ترافيكی، يكی راديو ورزش و يكی هم مجلس.

                              وقتی به مشروح مذاكرات نمايندگان مجلس هفتم گوش می‌كنيد از كدام حركت، تصميم يا عملكرد نمايندگان لجتان می‌گيرد؟

                              من اصلا به مجلس هفتم اهميتی نمی‌ دهم. چون از ابتدا هم ما آن را خيلی به رسميت نشناختيم. من فقط مجلس را از لحاظ خبری دنبال می‌كنم. حالا هرچه می‌خواهند بگويند.

                              بالاخره كاری بوده شما را به واكنش انداخته باشد يا از آن احساس ناراحتی كنيد......

                              من فقط تعجب می‌كنم از محافظه كاران كه اينقدر بابت تذكرات و نطق ها به ما ايراد می‌گرفتند اما حالا مجلس هفتم دست ما را در وقت تلف كردن از پشت بسته!!! در اين مجلس گاهی بحث هايی مطرح می‌شود كه مجلس را از كاركرد اصلی خودش می‌اندازد. البته به اعتقاد من ذات مجلس ما همين است و خيلی نمی‌ شود كاری كرد.

                              آقای دكتر گفتيد كه راديو ورزش هم گوش می‌كنيد. در جام جهانی طرفدار چه تيمی بوديد؟

                              من فكر می‌كنم همه دنيا برزيلی اند.

                              خانواده تان چطور؟

                              آن ها نه. اتفاقا دختر و پسر من بابت حذف برزيل خيلی هورا كشيدند و سر به سرم گذاشتند.

                              حالا كه حذف شديد!!!

                              من معتقدم برزيل اين دوره اصلا بازی نكرد. شما هيچ حركت تكنيكی خاصی از اين تيم نديديد.ما اگر طرفدارش هستيم به خاطر تكنيك برترش هست در حاليكه امسال چيزی رونكرد.

                              با اين وجود چرا طرفدارش بوديد؟

                              يكی از دلايل حمايت ما چهره های نسل انقلاب، همين روحيه حمايت از مستضعفانمان است. مثلا لذت می‌بريم از اين كه كشورهای جهان سومی قدرت های برتر را شكست دهند. به همين خاطر است كه در برابر اروپای غربی از برزيل حمايت می‌كنم و از برد آفريقايی ها بسيار خوشحال می‌شوم.

                              با اين همه فكر می‌كنيد در مسابقه فينال چه تيمی قهرمان می‌شود؟

                              حالا كه برزيل حذف شده ديگر مهم نيست چه تيمی قهرمان می‌شود. با اين حال من ايتاليا را تيم شش دانگی ديدم و احتمال قهرمانی اش بالا است.

                              آقای دكتر، برادرتان سيد محمد خاتمی را هرچند وقت يك بار می‌بينيد؟

                              به خاطر اشتغالات هر دوی ما، الان ديدارها خيلی كم شده.

                              مثلا چند وقت يك بار؟

                              چند وقتش را نمی‌ دانم ولی همين را بگويم كه در اين پنج ماهه بعد از عيد همديگر را فقط سه يا چهار بار ديده ايم. آن هم يا در مجلس عزا بوده كه سلام و عليكی كرده ايم يا به صورت خانوادگی.

                              تا به حال حرفی بوده كه به وی نزده باشيد يا انتقادی كه از وی دور نگه داشته ايد؟

                              بله، فراوان. به هر صورت به خاطر حجب و حيايی كه بين ما حاكم است خيلی نكات بوده كه به ايشان نگفتم.

                              چرا؟

                              بالاخره ايشان روی من تاثير زيادی داشتند و در حق من پدری هم كرده است. نمی‌ شود كه هر انتقادی را به وی بگويم.

                              حالا از طريق وبلاگ مهجاد يكی را بگوييد به اين اميد كه وی نبيند....

                              فقط همين را بگويم كه همسرم در وصف آقای خاتمی تعبيری دارد كه می‌گويد: سياست با اين همه نجابت پيش نمی‌ رود!!!

                              به عنوان اخرين سوال، عكس های ضرب و شتم زنان در ميدان هفت تير را ديديد؟

                              بله. تعدادی از عكس ها را ديدم.

                              واكنشتان چه بود وقتی آن كتك زدن ها را ديديد؟

                              اصولا كتك خوردن باعث تقويت آدم می‌شود. اشكالی ندارد كه....

                              آقای دكتر اين جمله را می‌نويسم ها.....

                              ها ها ها ها

                              راستی چرا شما در اين سال ها خودتان را تقويت نكرديد؟

                              روز خوبی داشته باشيد. خداحافظ !!!



                              Comment


                              • حجت الاسلام مصلحى مشاور احمدی نژاد در امور روحانيون دريكی از سخنرانی ها و ديدارهای نوبتی كه بر شمار آنها در هفته های اخير اضافه شده، نا‌خواسته و يا خواسته، همان نكته ای را تائيد كرد كه خاتمی در تدارك انتخابات رياست جمهوری و مقابله ای كه با دو لايحه او برای اختيارات رئيس جمهوری و اصلاح قانون انتخابات بارها گفته بود. خاتمی بدون نام بردن از رهبر تاكيد می‌كرد كه "می خواهند رئيس جمهور، رئيس دفتر باشد"

                                مصلحی در تائيد همان ارزيابی خاتمی گفت:

                                "مقام معظم رهبری در يكی از ديدارها فرمودند: اين رئيس جمهور مقتدر، ديگر شهردار نيست. اين رئيس جمهور سه ويژگی برجسته دارد. اول اينكه باهوش است، دوم اينكه متدين است و و يژگی سوم اين كه بنده برای گفتن حرفهايم به ايشان هيچ مشكلی ندارم و وظيفه همه حمايت از ايشان است".

                                1- خيلی ساده لوح بايد بود كه احمدی نژاد را متدين تر از خاتمی ارزيابی كرده و تصور كرد رهبر خود نيز بر اين مسئله واقف نيست. خير. او نيز خوب می‌داند كه خاتمی از ميان خانواده روحانی برخاسته، پدرش از روحانيون و آيت الله های همراه و همفكر آيت الله خمينی بوده و خود او نيز از روحانيون مطلع و متدين حوزه علميه قم است. آنقدر متدين كه دستش در تمام طول 8 سال رياست جمهوری به بيت المال آلوده نشد و بسيار پرهيزكار است.

                                2- ميزان هوش احمدی نژاد نيز قطعا ميزانی متوسط است و هيچكس برتری ويژه ای در او سراغ ندارد كه ای بسا كُند ذهنی هائی را نيز در همين يكسال گذشته از خود بروز داده كه اگر چنين نبود ابتكار تمام ديپلماسی خارجی را از او نگرفته و خود رهبر لاريجانی و متكی را بالای سر او قرار نمی‌ داد.

                                3- می‌ماند همان نكته سوم كه در واقع مهم ترين و اصلی ترين نكته هم هست. يعنی اينكه ايشان(رهبر) مشكلی در گفتن حرف هايش با ايشان ندارد. از آنجا كه رهبر در گفتن حرف مشكلی ندارد ترديد نيست. اتفاقا پرگوئی ها و لفاظی های او باندازه كافی دردسرساز بوده و هست. بنابراين هدف از "گفتن حرف" همان ابلاغ فرامين است كه ايشان مشكلی دراين زمينه با احمدی نژاد ندارد و رئيس جمهور در نقش رئيس دفتر ايشان انجام وظيفه می‌كند. مشكلی كه با خاتمی داشت و با رفسنجانی نيز به نوع ديگری داشت و به همين دليل هاشمی را اجازه نداد دراين دوره رئيس جمهور شود و بدستور خود اوست كه احمدی نژاد انواع تنگناها را عليه خاتمی اعمال می‌كند و همچنان منتظر فرصت برای وارد كردن ضربه نهائی به اوست.

                                Comment

                                Working...
                                X