حاج احمد ووتا (نصرالله) ساکن بعلبک (در شمال لبنان) جزو يکی از پنج نفری است که روز بيستم جنگ به خاطر يدک کشيدن پسوند نصرالله در نام خانوادگی اش توسط اسراييل دستگير شد و مدت ۲۰ روز در زندانهای اسراييل به سر برد.
حاج احمد ۵۰ سال است که ساکن بعلبک است و مغازه سراميک و موزاييک فروشی دارد. نام خانوادگی نصرالله در بعلبک زياد است و آنطور که حاج احمد می گويد ۵۰ نفر با نام خانودگی نصرالله فقط در اين منطقه بعلبک (منطقه صيرا) ساکن هستند.
حاج احمد می گويد: "تمام کسانی که توسط اسراييل دستگير شدند آدمهای کاملا معمولی بودند و هيچ گونه ارتباطی با حزب الله نداشتند. مثلا آن يکی نصراللهی که دستگير شد سوپر مارکت دارد و ديگری مغازه فروش تفنگهای شکاری. اين پنج نفر که با هم نسبت فاميلی دارند، عبارت هستند از: بلال نورالله، حسن نصرالله، حسن برجی، محمد جعفر علی دياب و حاج احمد."
حاج احمد خودش آن شب را اين گونه تعريف می کند:
"از سر شب حمله اسراييل به منطقه شروع شد. تمام منطقه پر از هواپيماهای جنگی و هلی کوپترهای آپاچی بود. ما پنج نفر با خانواده هايمان در خانه من پناه گرفته بوديم و از ترس به زيرزمين رفته بوديم. در حدود ۶۰ هواپيما و آپاچی اطراف ما وجود داشت. ساعت ۱۰ شب بود که صدای شليک شنيديم. ۵۰ کماندوی اسراييلی در حياط خانه فرود آمدند و از پارکينگ وارد خانه شدند."
حاج احمد می گويد که حزب الله ده هزار دلار به او کمک کرده است
او ادامه می دهد: "به همه جا شليک کردند. بعد وارد خانه شدند. تمام خانه را بازرسی کردند. تمام کمدها، قفسه ها، گنجه ها، همه جا را گشتند و چون چيزی پيدا نکردند به زيرزمين آمدند. همه جا تاريک بود... گفتند: دستهايتان را پشت سرتان بگذاريد و يکی يکی بيرون بياييد. زنها و بچه ها يک طرف و مردها طرف ديگر... "
" ساعت حدود ۱۲ بود. گفتند می خواهيم در خانه بمب بگذاريم و خانه را منفجر کنيم. بعد از گذشت چند دقيقه ما را به سرعت تا چند کيلومتر بردند و بعد سوار هلی کوپتر شديم و در حالی که دستها و چشمهايمان بسته بود به يکی از زندانهای اسراييل منتقل شديم."
حاج احمد و دوستانش ۱۸ ساعت در بازجويی به سر بردند. اوايل نمی دانستند کجای اسراييل هستند. بعد حدس می زنند که نزديک تل آويو بوده اند. جايی بين افولا و ناصرا.
حاج احمد می گويد: "ما را شکنجه جسمی نکردند. شکنجه های ما روحی بود. غذا هم بهمان می دادند. ولی با دستها و پاها و چشمهای بسته. جوری که نتوانيم بخوريم. همه مان با هم بوديم ولی خيلی می ترساندنمان. دائم سئوال می کردند که مقام و مسئوليتتان در حزب الله چيست؟ چه ارتباطی با حزب الله داريد؟ چه فعاليتهايی عليه اسراييل انجام داديد؟ کجا زندگی می کنيد؟ شغلتان چيست؟ رابطه تان با حسن نصرالله چيست؟ همچنين در زندان ممنوع بود که ريشمان را بتراشيم."
خانه حاج احمد که اسراييل او را به عنوان يکی از سيد حسن نصرالله های اصلی دستگير کرده بودند قابل سکونت نيست؛ حزب الله ۱۰ هزار دلار برای بازسازی خانه اش به او پول داده است.
حزب الله به او گفته است فعلا با اين پول زندگی کنيد تا بعدا خانه را برايتان تعمير کنيم. اين در حالی است که حاج احمد از عدم توجه کافی حزب الله به دستگير شدگان ناراضی است و می گويد: بعد از آزادی از اسراييل هيچ کس سراغ من را نگرفت. فقط آمدند و همين ۱۰ هزار دلار را دادند و رفتند. اين پول برای يک سال زندگی خيلی کم است.
البته خود سيد حسن نصرالله بعد از جنگ دستور توجه به اين پنج نفر را داده است.
حاج احمد می گويد: درست است که من ارتباطی با حزب الله نداشتم و به همين دليل هم آزاد شدم ولی حزب الله مسئول اين واقعه است و بايد به من کمک کند. حاج احمد و همسرش اکنون در خانه اقوامشان زندگی می کنند و حاضر نيستند دوباره برای زندگی به آن خانه بروند.
او می گويد که همسرش بعد از اين حادثه از نظر روحی بسيار آسيب پذير شده است و حتی حاضر نيست برای جمع آوری وسايل خود به خانه برود؛ می گويد: هميشه فکر می کنم الان است که اسراييلها به خانه بريزند و دستگيرمان کنند.
حاج احمد ۵۰ سال است که ساکن بعلبک است و مغازه سراميک و موزاييک فروشی دارد. نام خانوادگی نصرالله در بعلبک زياد است و آنطور که حاج احمد می گويد ۵۰ نفر با نام خانودگی نصرالله فقط در اين منطقه بعلبک (منطقه صيرا) ساکن هستند.
حاج احمد می گويد: "تمام کسانی که توسط اسراييل دستگير شدند آدمهای کاملا معمولی بودند و هيچ گونه ارتباطی با حزب الله نداشتند. مثلا آن يکی نصراللهی که دستگير شد سوپر مارکت دارد و ديگری مغازه فروش تفنگهای شکاری. اين پنج نفر که با هم نسبت فاميلی دارند، عبارت هستند از: بلال نورالله، حسن نصرالله، حسن برجی، محمد جعفر علی دياب و حاج احمد."
حاج احمد خودش آن شب را اين گونه تعريف می کند:
"از سر شب حمله اسراييل به منطقه شروع شد. تمام منطقه پر از هواپيماهای جنگی و هلی کوپترهای آپاچی بود. ما پنج نفر با خانواده هايمان در خانه من پناه گرفته بوديم و از ترس به زيرزمين رفته بوديم. در حدود ۶۰ هواپيما و آپاچی اطراف ما وجود داشت. ساعت ۱۰ شب بود که صدای شليک شنيديم. ۵۰ کماندوی اسراييلی در حياط خانه فرود آمدند و از پارکينگ وارد خانه شدند."
حاج احمد می گويد که حزب الله ده هزار دلار به او کمک کرده است
او ادامه می دهد: "به همه جا شليک کردند. بعد وارد خانه شدند. تمام خانه را بازرسی کردند. تمام کمدها، قفسه ها، گنجه ها، همه جا را گشتند و چون چيزی پيدا نکردند به زيرزمين آمدند. همه جا تاريک بود... گفتند: دستهايتان را پشت سرتان بگذاريد و يکی يکی بيرون بياييد. زنها و بچه ها يک طرف و مردها طرف ديگر... "
" ساعت حدود ۱۲ بود. گفتند می خواهيم در خانه بمب بگذاريم و خانه را منفجر کنيم. بعد از گذشت چند دقيقه ما را به سرعت تا چند کيلومتر بردند و بعد سوار هلی کوپتر شديم و در حالی که دستها و چشمهايمان بسته بود به يکی از زندانهای اسراييل منتقل شديم."
حاج احمد و دوستانش ۱۸ ساعت در بازجويی به سر بردند. اوايل نمی دانستند کجای اسراييل هستند. بعد حدس می زنند که نزديک تل آويو بوده اند. جايی بين افولا و ناصرا.
حاج احمد می گويد: "ما را شکنجه جسمی نکردند. شکنجه های ما روحی بود. غذا هم بهمان می دادند. ولی با دستها و پاها و چشمهای بسته. جوری که نتوانيم بخوريم. همه مان با هم بوديم ولی خيلی می ترساندنمان. دائم سئوال می کردند که مقام و مسئوليتتان در حزب الله چيست؟ چه ارتباطی با حزب الله داريد؟ چه فعاليتهايی عليه اسراييل انجام داديد؟ کجا زندگی می کنيد؟ شغلتان چيست؟ رابطه تان با حسن نصرالله چيست؟ همچنين در زندان ممنوع بود که ريشمان را بتراشيم."
خانه حاج احمد که اسراييل او را به عنوان يکی از سيد حسن نصرالله های اصلی دستگير کرده بودند قابل سکونت نيست؛ حزب الله ۱۰ هزار دلار برای بازسازی خانه اش به او پول داده است.
حزب الله به او گفته است فعلا با اين پول زندگی کنيد تا بعدا خانه را برايتان تعمير کنيم. اين در حالی است که حاج احمد از عدم توجه کافی حزب الله به دستگير شدگان ناراضی است و می گويد: بعد از آزادی از اسراييل هيچ کس سراغ من را نگرفت. فقط آمدند و همين ۱۰ هزار دلار را دادند و رفتند. اين پول برای يک سال زندگی خيلی کم است.
البته خود سيد حسن نصرالله بعد از جنگ دستور توجه به اين پنج نفر را داده است.
حاج احمد می گويد: درست است که من ارتباطی با حزب الله نداشتم و به همين دليل هم آزاد شدم ولی حزب الله مسئول اين واقعه است و بايد به من کمک کند. حاج احمد و همسرش اکنون در خانه اقوامشان زندگی می کنند و حاضر نيستند دوباره برای زندگی به آن خانه بروند.
او می گويد که همسرش بعد از اين حادثه از نظر روحی بسيار آسيب پذير شده است و حتی حاضر نيست برای جمع آوری وسايل خود به خانه برود؛ می گويد: هميشه فکر می کنم الان است که اسراييلها به خانه بريزند و دستگيرمان کنند.

Comment