Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #4666
    پس ازآنکه بي نظير بوتو، نخست وزير سابق پاکستان به نقل از يکي ازژنرال هاي ارتش پاکستان ادعا کرد که ايران به اسلام آباد 12 ميليارد دلار رشوه به منظور دراختيار گرفتن فن اوري تهيه سلاح اتمي را پيشنهاد داده بود، علي لاريجاني به تکذيب اين خبرپرداخت.

    علي لاريجاني گفته که هرگز چنين چيزي نشنيده است. بي نظير بوتو پيش ازاين به نقل از ژنرال ميرزا اسلام بگ، که درزمان مسئوليت او رياست ارتش را به عهده داشت، گفته است که ايران براي به دست آوردن سلام اتمي 12 ميليارددلار رشوه پيشنهاد کرده بود. لاريجاني گفته است که اين ژنرال پاکستاني را چندين بار ملاقات کرده است اما هرگز چنين بحثي مطرح نبوده است. ژنرال ياد شده درمصاحبه اي گفته است که او مفاد ومحتويات پيشنهاد ياد شده را نخست وزير وقت پاکستان درميان گذاشته است، اما بوتو اين پيشنهاد را رد کرده است.

    لاريجاني گفته است که درخصوص رابطه با حضور پاکستان دربرنامه هسته اي ايران داستان هاي زيادي مطرح مي شود اما اينها براي فشارگذاشتن روي دولت اين کشوراست. اين همکاري ها به گفته برخي منابع توسط عبدالقديرخان، پدردانش هسته اي پاکستان، مردي که اين کشور را به سوي هسته اي شدن پيش برد، انجام شده است. عبدالقدير خان ازسال 2003 ودرست زماني که اعتراف کرد که به برنامه هسته اي ايران، ليبي وکره شمالي کمک کرده، تحت بازداشت خانگي قرار دارد.

    به گفته لاريجاني که درنشريات مختلف پاکستاني وهندي نيزمنتشر شده است، همکاري پاکستان وايران درزمينه برنامه هسته اي چيزي نيست که آمريکا مطرح مي کند. به گفته وي اينکه اعلام مي شود دستگاه هاي سانتريفوژ ايران، پاکستاني است، براي تحت فشار گذاشتن پاکستان است؛ چرا که "آژانس بين المللي انرژي اتمي مي داند که ايران اين دستگاه ها را ساخته است." ژنرال بگ، اظهارات خود راکه درمصاحبه اي با يک روزنامه پاکستاني مطرح کرده بود را تکذيب نکرده است. آمريکا وبرخي کشورهاي اروپايي معتقدند که ايران به کمک پاکستان توانسته است دستگاه هاي سانتريفوژ را نصب کند. به همين جهت دستگاه هاي سانتريفوژ ايران به P1 ,P2 معروف است.

    علي لاريجاني درمصاحبه اي با ايسنا ودرخصوص رابطه با پاکستان ونقش اين کشور درتوسعه برنامه هسته اي کشور گفته است: " پاكستان يكي از اولين كشورهايي است كه من از آن ديدن كرده*ام و با آن مشاوره*اي مستمر داريم؛ زيرا معتقديم كشوري با نفوذ است."

    لاريجاني درتوضيح اينکه برنامه هسته اي ايران چگونه آغازشده است وچه کشورهايي درآن مشارکت داشته اند گفته است: "برنامه*ي هسته* اي ما در چهار دوره دنبال شده است كه يك دوره* آن پيش از انقلاب و زماني صورت گرفت كه شاه مخلوع ايران روابطي نزديك با آمريكا داشت. رآكتور تهران از آمريكا و زماني به ايران وارد شد كه آمريكا چهار قرارداد مهم هسته*يي را با تهران امضا كرد. فرانسه، آلمان و كانادا نيز توافقاتي هسته*يي را با ايران منعقد كردند. نيروگاه بوشهر قرار بود به وسيله آلمان*ها ساخته شود و فرانسوي*ها قرار بود كه دو نيروگاه ديگر را بسازند. آنها مبالغ هنگفتي بودجه دريافت كردند، اما به محض اينكه انقلاب اسلامي آن ديكتاتور را بركنار كرد از اين كار كناره*گيري كردند. آمريكايي*ها به ما سوخت هسته*يي دادند حتي بودجه*ي ما را بازنگرداندند. فرانسه و آلمان نيز آن نيروگاه*ها را نساختند و اين ما را مجبور كرد خودمان بر روي برنامه*ي اتمي كار كنيم."

    لاريجاني افزوده است: "10 درصد از سهام يك شركت فرانسوي را خريديم تا به ما سوخت هسته*يي بدهد، اما حتي يك گرم سوخت نيز در 30 سال گذشته دريافت نكرديم. پس از انقلاب متوجه شديم كه سوخت را دريافت نخواهيم كرد و به فناوري هسته*يي و نيروگاه* دسترسي نخواهيم داشت. اين دومين مرحله بود كه ما سعي كرديم به فناوري هسته*يي دست يابيم و واكنش*هاي آمريكا و آژانس را در پي داشت. آژانس از فعاليت*هاي ما كاملا آگاه بود. ادعاي خلاف آن دروغ محض است. مرحله سوم زماني شروع شد كه آمريكا ماجراجويي*اش را آغاز كرد و سه وزير اروپايي با ارسال نامه*اي مذاكره براي حل بن بست هسته*يي را خواستار شدند. آنها از ما خواستند براي حل مساله چند هفته*اي صبر كنيم. دو سه هفته به دو سه سال كشيده شد و در طول آن ما فعاليت*هاي مان را تعليق كرديم. پس از آن متوجه شديم كه آنها تكه*اي شكلات و نه فناوري هسته*يي را در اختيارمان قرار مي*دهند."

    همزمان با اظهار نظرعلي لاريجاني، محمود احمدي نژادرييس جمهور با اشاره به اين كه براي توليد صنعتي سوخت هسته*اي تعداد دستگاه*هاي (سانتريفيوژ) زيادي بايد نصب و راه*اندازي شود، گفته است: " تا 5 – 4 سال ديگر به نيازي كه الان براي سوخت نيروگاه بوشهر داريم برسيم و براي رسيدن به اين برنامه مجلس شوراي اسلامي در خصوص توليد سالانه 20 هزار مگاوات برق از انرژي هسته*اي، بايد آن را توسعه بدهيم."

    اتهامات بي نظير بوتو هنگامي منتشر مي شود که شوراي امنيت درآستانه تصميم گيري در مورد پرونده هسته اي ايران قرار دارد؛ در شرايطي که آژانس بين المللي انرژي اتمي درآخرين گزارش خود اعلام کرده اطلاعات کافي براي ابراز اينکه ايران برنامه هسته اي معطوف به سلاح اتمي دارد يا نه را دراختيار ندارد. اگرچه ايران همواره تاکيد کرده است که برنامه هسته اي که دردستورکار دارد صرفا معطوف به تهيه الکتريسيته است.

    در يک تحول مهم ديگر در ارتباط با پرونده هسته اي ايران، شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي درخواست ايران را براي کمک هاي تکنيکي به تجهيز راکتور آب سنگين اراک رد کرده است. ناظران هسته اي از اينکه ايران توليد پولوتونيوم به منظور سلاح هسته اي را در دستور کار داشته باشد، ابراز نگراني کرده اند. تصميمي که مي تواند روي تصميم گيري شوراي امنيت سازمان ملل برسر پرونده ايران تاثيربگذارد.

    اعضاي شوراي حکام سازمان ملل که 23 نوامبر دروين با يکديگر ملاقات کرده اند به استماع گزارش دبير کل آژانس پرداختند. گزارشي که به صورت محرمانه براي اعضاي شوراي حاکم ارسال شده بود. آژانس گفته است که نمي تواند فعاليت هاي صلح آميزتوسط ايران را تضمين کند. به گفته مقامات آژانس هرگونه همکاري با ايران تا زماني که ايران به سوالات اين آژانس پاسخ ندهد، عملا امکان پذيرنخواهد بود. ايران درپاسخ، دراولين واکنش اعلام کرده است که حاضر اطلاعات بيشتري را درمورد فعاليت هاي هسته اي خود دراختيار آژانس بگذارد.

    يکي ازتحليلگران هسته اي به خبرگزاري نوستي گفته است که به نظر مي رسد ايران شوراي امنيت را براي گذراندن تحريم هاي سخت عليه خود تحريک مي کند. او گفته است اين تنها دليلي است که مي تواند پشت حرف هاي محمود احمدي نژاد درخصوص توليد 60 هزار دستگاه سانتريفوژ درايران باشد.

    مجتمع غني سازي اورانيوم در شهر نطنز، که قرار است 54 هزار دستگاه سانتريفوژ توليد کند، وهمچنين مجتمع تهيه آب سنگين دراراک از مجموعه هايي است که برخي منابع بين المللي نسبت به نوع فعاليت هايي که درآنجا انجام مي شود، ابراز ترديد کرده اند. به گفته اين تحليلگر ايران يکي، يکي پل هاي پشت سرخود را خراب مي کند.

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #4667
      در حالی که اصلاح طلبان در انتظارند که مطابق مصلحت انديشی ها و وعده های داده شده بخشی از نامزدهای شوراها که توسط هيات های اجرائی جناح راست رد صلاحيت شده اند به صحنه انتخابات بازگردانده شوند، نشانه ها حکايت از آن است که انتخابات شوراهای تهران رو به گرمی می رود و اصلاح طلبان به توافق نزديک می شوند. اين در حالي است که جناح راست کوشش دارد تا بتواند بدون آن که حساب خود را از حاميان رييس جمهور جدا کند، به وحدتی دست يابد که غيرممکن به نظر می رسد.

      محسن ميردامادی دبيركل حزب مشاركت تاكيد كرده است كه اين حزب انتخابات شوراها را فقط يك گام به جلو مي داند كه بايد مسير را براي گام بعدي آماده كند: "ضمن اين كه سياست كلي حزب شركت در انتخابات شوراهاست ولي در شهرهايي كه به دليل رد صلاحيت هاي بي مورد امكان شركت در انتخابات براي اصلاح طلبان وجود نداشته باشد و مجموعه ائتلاف اصلاح طلبان به اين نتيجه برسند كه حضور در انتخابات ضررش بيشتر از عدم حضور است دوستان مناطق را توصيه به شركت نمي كنيم."

      ميردامادي که در جلسه ای با حضور معاونان و مسوولان حزب مشارکت سخن می گفت با اشاره به همگرايي مطلوب در بين اصلاح*‏طلبان، اظهار داشت: "برآورد ما اين است كه ميزان مشاركت در تهران بيش از دوره قبل شوراها است و علت آن هم متشكل كردن و سازماندهي نيروها از سوي هر دو طرف است و اينكه فضاي عمومي نيز برخلاف دوره گذشته، فضاي عدم شركت نيست. اين عوامل كمك مي*‏كند كه مردم بيشتر شركت كنند."

      وي با اظهار اينكه در دولت فعلي به همه چيز با نگاه امنيتي نگاه مي*‏شود و نهادهاي امنيتي به دوران پيش از دوران اصلاحات بازگشته*‏اند گفت ظرف يك سال گذشته فضاي سياسي كشور كاملا بسته*‏تر شده است و برخورد با نشريات و روزنامه*‏ها به نحوي است كه هرگز در دوران پس از انقلاب حتي در زمان جنگ هم سابقه نداشته است، ادامه داد: "با برخوردي كه دولت در اين مدت داشته و عدم تحمل كمترين انتقاد از طرف دولتمردان كه شاهد هستيم، احتمال دارد در آينده فضا بسته*‏تر هم بشود و بايد از حالا آماده روزهاي سخت*‏تر هم باشيم. "

      دبيركل جبهه مشاركت افزود: "البته در عين حال دولت ناخواسته اين فرصت را هم براي ما به وجود آورده است كه با نيروهاي باتجربه و توانايي كه به طور وسيع از دولت و دستگاه اجرايي آزاد شده*‏اند، پتانسيل كم*‏نظيري براي گسترش و تقويت كارهاي تشكيلاتي و حزبي به وجود آمده است و ما بايد از اين فرصت كمال استفاده را بكنيم. "

      وي در مورد وضعيت بررسي صلاحيت*‏ها در انتخابات شوراها و ردصلاحيت*‏هاي گسترده در شهرستان*‏ها، ضمن محكوم کردن اين ردصلاحيت*‏ها اظهار داشت: "ضمن اينكه سياست كلي حزب شركت در انتخابات شوراها است ولي در شهرهايي كه به دليل ردصلاحيت*‏هاي بي*‏مورد امكان شركت در انتخابات براي اصلاح*‏طلبان وجود نداشته باشد و مجموعه ائتلاف اصلاح*‏طلبان به اين نتيجه برسند كه حضور در انتخابات ضررش بيشتر از عدم حضور است، دوستان مناطق را توصيه به شركت نمي*‏كنيم."

      معرفی شهردار

      از هفته پیش، با آتشی که مدير روزنامه کيهان روشن کرد اين زمزمه در بين جناح راست افتاد که نامزدها بايد قبل از انتخابات شهردار مطلوب خود را معين کنند. پیشنهاددهنده نظر داشت که با اين ترفند عملا از ائتلاف اصلاح طلبان جلوگيری شود در حالی که جناح مقابل چون شغل های متعدد در اختيار دارد می توان صدمه ای نبيد. پیشنهاد حتی در جمع جناح راست هم جدی گرفته نشد. از آن پس ستاد تبليغات جناح راست شروع به ساختن شايعاتی کرد که در سایت های وابسته منتشر شد. در يکی از آنها غلامحسين کرباسچی و در دگيری دکتر نجفی و در سومی جهانگيری به عنوان شهردار منتخب کارگزاران و مشارکت نام برده شد تا به اين ترتيب دست کم همفکران قاليباف از ائتلاف با مشارکتی ها جدا شوند، اما با تکذيب رسمی دکتر نجفی و جهانگیری و سران کارگزاران، روزنامه کيهان خود مجبور به تکذيب شد.

      پیش بينی می شود ستاد تبليغاتی جناح راست در هفته های آينده شگرد های متعدد ديگری ارائه دهد تا از شکست احتمالی اين جناح جلوگيری کند. روزنامه کيهان که هفته گذشته به جناح راست توجه داده بود که در صورت متحد نشدن شکست می خورند و اين مقدمه شکستشان در انتخابات مجلس و رياست جمهوری خواهد بود، در مقاله ای به قلم حسين شريعتمداری با نقل خاطره ای از ابوترابی رييس سازمان آزادگان و نايب رييس مجلس که مورد احترام هر دو جناح سياسی بود ادعا کرد که وی قبل از مرگ از اين که در فهرست کارگزاران باشد تبری جسته و در ملاقاتی با وی از همصدائی با اصلاح طلبان خودداری کرده بود تا مبادا با آنان همگام شناخته شود. که اين نيز پیامی است به افراد ميانه رو که تصور می رود نامشان در فهرست اصلاح طلبان باشد.

      حرف اول: مردم

      در اين ميان خبر رسيد که تعدادي از داوطلبان انتخابات شورا كه توسط هيات*‏هاي اجرايي و نظارت ردصلاحيت شده*‏اند، روز جمعه، سوم آذر ماه در قم با آيت*‏الله اسدالله بيات زنجاني ديدار و گفت*‏وگو كردند. در همين زمان ايسنا گفتگوئی را با اسدالله بيات زنجاني منتشر کرد که در آن *با تاكيد براينكه به طور نسبي ايده*آل*ترين نظام، نظام دموكراتيك و مبتني بر دموكراسي است، گفته شده: " در نظام دموكراسي مردم حرف اول وآخر را مي*زنند. حكومت كردن تصميم گرفتن درباره مردم است. پس مردم بايد درباره سرنوشت خودشان تصميم بگيرند."

      وي درادامه با يادآوري اينكه در دوره اول برگزاري انتخابات خبرگان صلاحيت كانديداها از طريق تاييد دو نفر از مجتهدان معروف حوزه علميه قم يا حوزه*هاي ديگر انجام مي*شد، گفته: "با كمال خوشبختي اين رويه جواب هم داد و اتفاقا هيچ شائبه*اي مبني بر اينكه رقيب صلاحيت رقيب را تاييد نكند بر خلاف آنچه امروز وجود دارد، وجود نداشت". وي همچنين ادامه داد: "بيش از 17-18 سال است كه مي*گوييم مشكلي در اين مساله وجود دارد كه شائبه دارد، اما اگر آن آيين*نامه عمل مي*شد شائبه*اي وجود نداشت. هم حقوقي و هم عقلاني بود. البته آن روز بعضي*ها مي*خواستند شبهاتي را ايجاد كنند و به واسطه آن گفتند اصلا خبرگان رهبري ديگر چيست؟ و چه نيازي به آن هست؟ آنها جايگاه خبرگان را نمي*دانستند. به همين دليل به خاطر دارم امام آن زمان فرمودند خبرگان رهبري موجب تقويت رهبري است."

      آيت الله بيات اضافه كرده: "بر مبناي رويه اخير شوراي نگهبان در بررسي صلاحيت كانديداهاي مجلس خبرگان سوال در اين*جاست كه فرض بر اين است كه 8 سال قبل صلاحيت اخلاقي، علمي، ديني و سياسي يك فرد براي خبرگان محرز شده باشد بايد يقين پيدا كنيد كه آنها صالح نيستند؟ آيا فردي كه چنين روحيه*اي پيدا كرده است و هر روز احرازش عوض مي*شود فرد متعادلي است؟"

      اين استاد حوزه در ادامه اظهار داشته: "امام اولين كسي بود كه از مرزبندي بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي سخن گفت. جريانات و افرادي كه در آن روز متهم به طرفداري از اسلام آمريكايي بودند امروز برخي از همان*ها شديدا تظاهر به طرفداري از ولايت فقيه مي*كنند! آنهايي كه در گذشته نه چندان دور از دولت اسلامي ياد مي*كنند آن زمان مقابل جمهوري اسلامي بودند. آنهايي كه راي مردم را راي الزامي مي*دانند و نقشي در قانونيت و حقانيت نظام و مشروعيت آن براي راي مردم قايل نيستند. اين در واقع همان خطي است كه در مقابل مشروطه، مشروعه را مطرح مي كرد. امام خميني مگر طرفدار شرع نبود. كدام*يك از اين آقايان از امام خميني متشرع*ترند؟ امام خميني گفت ميزان راي ملت است.امام معتقد است كه اگر مردم نبودند ما هم نبوديم اما اينها معتقدند ما هميشه بايد باشيم."

      نظرات يزدی

      در ميان مجادلات به نوشته کيهان محمد يزدی عضو شوراي نگهبان از رد صلاحيت بعضی نامزدهای نمايندگی مجلس خبرگان توسط اين شورا دفاع کرده و در اشاره به نمايندگان فعلی که رد صلاحيت شده اند بدون نام بردن از آيت الله اروميان گفته يكي از آن*ها به علت كهولت سن، حافظه*اش را از دست داده است. اين در حالی است که اروميان در ماجرای يک تحقيق و تفحص با چناح راست درگير شد و آن زمانی بود که همگام با اصلاح طلبان تصميم گرفت از حفاظت قوه قضاييه بازديدی به عمل آورد اما نمايندگان وی توسط حفاظت دستگير و شکنجه شدند و يکی از آنان در زندان کشته شد. آيت الله اروميان در زمانی که اين اخبار اعلام شد در مقابل اطلاعيه های حفاظت اطلاعات به تکذيب آن پرداخت و از همان زمان معلوم بود که از جانب مقامات بالاتر صلاحيت وی برای عضويت در شورای نگهبان زير سئوال رفته است.

      رييس سابق قوه قضاييه از مجيد انصاری دومين نماينده فعلی مجلس خبرگان هم نام نبرده و گفته وی در دستگاه قضايي داراي محكوميت است كه من در جريان جزييات پرونده*اش هستم و شورای نگهبان از ايشان براي امتحان دعوت كرد كه نيامد، اما اگر حضور پيدا مي*كرد و نمرهء لازم را كسب مي*كرد، هيچكس جلوي حضور وي را در انتخابات خبرگان نمي*گرفت. مجيد انصاری نايب رييس سابق مجلس و معاون رييس جمهور خاتمی در طول دوره گذشته بارها با پيشنهادهائی سکوتی را که جناح راست مايل است بر مجلس خبرگان حاکم باشد شکسته است. وی که از جمله اعضای مجمع تشخيص مصلحت نظام است از معدود روحانيون ميانه رو و مورد تايید اصلاح طلبان است که هنوز در مجلس خبرگان حضور داشت.به جز او فقط آيت الله موسوی تبريزی است که شورای نگهبان به علت آن که اجتهاد وی توسط آيت الله خمينی موکد شده، نتوانست وی را در فهرست رد صلاحيت های خود جا دهد.

      محمد يزدی در مصاحبه ای که روزنامه کيهان آن را با اهميت ديده بود به اشاره درباره آيت الله عباسی فرد با عنوان شخصيتي كه در نظام خيلي احترام دارد و براي ما هم محترم است ياد کرده و گفته خيلي*ها دوست داشتند كه وی بيايد، اما اجتهادش ثابت نشد.

      گفتنی است که آقای عباسی فرد، که رييس سابق قوه قضاييه اجتهاد وی را ثابت نشده خوانده خود دو دوره عضو شورای نگهبان و در کار بررسی صلاحيت نامزدهای انتخابات مختلف در اين شورا بوده است که مهدی کروبی با اشاره به همين سوابق پرسيد ديگر چه کسی می تواند صلاحيت داشته باشد.و بیش از صد نماينده مجلس نيز بر همين اساس خواستار تائيد صلاحيت وی از شورای نگهبان شدند. اما همچنان که وی در مصاحبه ای با اعتمادملی فاش کرد مشکل وی مربوط به دورانی است که در شورای نگهبان عضويت داشت و چند باری به اين که احمد جنتی بدون مشورت با ديگران از جانب فقهای شورای نگهبان سخن می گفت اعتراض کرده بود. در دوره های گذشته نيز بعضی از اعضای شورای نگهبان تائيد کرده بودند که آيت الله جنتی بدون رعايت بقيه افراد نظر می دهد. چنان که در انتخابات مجلس ششم بيست روز اعلام نتايج بررسی انتخابات تهران را نگاه داشت که نزديک بود به بحران سیاسی منجر شود ولی حاضر نبود اجازه بدهد که در غياب وی که به حچ رفته بود اسامی منتشر شود. علاوه بر عباسی فرد رضا زواره عضو سابق شورای نگهبان هم بعد از جدا شدن از این شورا رد صلاحيت شد و علت آن نيز ناسازگاری وی با آقای جنتی بود.

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #4668
        با وجود شکاف سياسي موجود بين آمريکا و ايران، دو طرف به دفعات سعي کرده اند با يکديگر ارتباط برقرار کنند. از زمان خاتمه گروگانگيري در سال 1981، دو طرف متخاصم حداقل نه بار سعي کرده اند تا مذاکرات از سرگرفته شود. اولين تلاش آمريکا – اسرائيل در سال 1985 بود [که به ايران – کنترا معروف شد]؛ و آخرين آنها در ماه مه 2006 بود که وزير امور خارجه، خانم رايس پيشنهاد مذاکره مستقيم و مشروط را ارائه کرد. در اين ميان مي توان به تلاشهاي رسمي در دولتهاي جرج بوش اول و بيل کلينتون، همکاري مابين ايران و آمريکا در حمله به افغانستان در سال 2001، و اخيرا سه پيام مقامات ارشد ايراني در ارتباط با موضوع اتمي اشاره کرد. در کنار آن يک "مسير دوم" شامل مذاکرات غيررسمي بين مقامات سابق ايران و آمريکا هم به همراه شايعات ملاقاتهاي مخفي هميشه وجود داشته است.

        با وجود آنکه تمامي اين تلاشهاي به شکست انجاميده، خود اين واقعيت که بسياري از مقامات دو کشور موقعيت خود را براي آن به خطر انداخته اند نشان دهنده اهميت برقراري ارتباط بين ايران و آمريکاست. ايران و آمريکا دو قدرت موثر منطقه نفت خيز خليج فارس هستند. براي درک اين موضوع لازم نيست دست به دامن متخصصان فن استراتژي همچون فن کلازويتس بشويم.

        آقاي ري تکيه، کارشناس ارشد در شوراي روابط خارجي، در کتاب جديد خود سعي ميکند تا خطاهاي سياستمداران غربي در مورد ايران را آشکار سازد. کتاب "ايران مخفي- معما و قدرت در جمهوري اسلامي" به پرسشهايي ميپردازد که مقامات و مردم عادي در غرب را به اشتباه انداخته است: آيا ايران از حق خود در معاهده منع گسترش براي ساخت بمب اتمي بهره برداري مي کند؟ آيا ايران حملات تروريستي به اسرائيل را از طريق عوامل خود در لبنان و اراضي فلسطيني کنترل مي نمايد؟ آيا رئيس جمهور ايران محمود احمدي نژاد، با همه گفتارهاي تند و آتشين خود، واقعا اداره کشور را در اختيار دارد؟ اگر نه، پس چه کسي همه کاره است؟ سياستها در ايران چگونه تنظيم مي شود؟ تکيه کتاب خود را خيلي قبل از حمله حزب الله به اسرائيل نوشته است، اما وقايع اخير نياز به ديدگاههاي او را بيشتر آشکار ميسازد.

        ايران در نوع خود بي نظير است. ايران کشوري غير عرب در خاورميانه است با تاريخ و فرهنگي قديمي و يک نظام سياسي ممتاز و تنها حکومت ديني شيعه در جهان. هم رژيمي انقلابي دارد و هم جامعه اي بشدت سنتي و محافظه کار، و نظام تصميم گيري آن متکي به ائتلافهاي متغير در ميان مراکز قدرت رقيب است. ايران را به سادگي نميتوان با ابزارهاي سياسي غربي تحليل کرد. تکيه، که يکي از دست اندرکاران محافل سياست گزاري واشنگتن و خود از تباري ايراني است، به دنبال ابهام زدايي از معماي ايراني در نزد مخاطبان غربي است. مقدمه کتاب او عنوان "در مورد ايران اشتباه نکنيد" را دارد و با جمله "ايران را درست بشناسيد" خاتمه مييابد. فصلهاي ديگر کتاب به بررسي تاريخ سياسي ايران و تغيير نقش آن در منطقه، رابطه ايران و آمريکا، تروريسم و اهميت 11 سپتامبر براي ايران، برنامه اتمي ايران، پيامدهاي حمله آمريکا به عراق براي ايران، و رابطه ايران با اسرائيل ميپردازد.

        تکيه موضوع را بدون تعصب حاکم بر مباحث سياسي در باره ايران [و بدون بکارگيري کلماتي که در نوشته هاي داخلي واشنگتن بکار ميرود] بررسي ميکند. لحن کلام او تشريحي است تا احساسي. اگر دستور کاري داشته باشد بيشتر ارتقاء تعقل واقعگراست- بر خلاف بعضي از ايدئولوگ هاي چپ يا راست.

        نگرشي معقول

        "دولت جمهوري اسلامي، از ابتداي تولدش در ميان مراکز قدرت رقيب تقسيم شد، مراکزي که بشدت در مورد مفهوم حاکميت سياسي اختلاف نظر داشتند." با اين همه حتي اگر مقامات آمريکا بر سر اين موضوع که ايران امروز با عراق صدام حسين و کره شمالي کيم جونگ ايل تفاوت دارد، توافق داشته باشند، باز هم قادر نيستند دچار اين وسوسه نشوند که با ايران همانند يک موجوديت واحد، مستبد و شيطاني رفتار کنند. تکيه، هيچيک از دولتهاي آمريکا را مسئول اين اشتباه حساب تکراري نميداند، بلکه بنظر او اين اشتباه ناشي از يک درک غلط است که از زمان ايجاد جمهوري اسلامي سياست گزاران آمريکايي را به گمراهي کشانده است. حتي اگر شيطان نمايي دشمنان تاکتيکي معمول در سياست بين المللي باشد، يک چنين کلام غيرمسئولانه ميتواند هزينه سياستهاي غيرموثر را بالا ببرد.

        تکيه ترديدي ندارد که ايران دستخوش تغيير خواهد شد. تکيه در کتاب خود مينويسد: "جمعيت پيچيده و جوان ايران را نه ميتوان با اميتازات سوري راضي نگه داشت و نه با اعمال فشارميتوان آنها را ساکت کرد". اما بنظر او تغيير از درون ساختار ايران و با سرعت خودش پيش خواهد آمد. قدرتهاي خارجي که مايلند جريان اصلاحات را شکل بدهند و به آن سرعت ببخشند، بايد بدانند که تقاضاي تغيير رژيم باعث رانده شدن عوامل داخلي خواهد شد و آنان را به صورت عوامل امپرياليسم جلوه خواهد داد و نيروهاي ارتجاع به بهانه امنيت ملي آنها را سرکوب خواهند نمود.

        تکيه به روشني نشان ميدهد که اعلام ايران به عنوان محور شرارت [در کنار عراق و کره شمالي]از طرف پرزيدنت بوش و طرح تغيير رژيم تهران نتايجي عکس ببار آورد. اين برچسب ممکن است به گوش آمريکائيان، آن هم در اوان حمله به صدام، خوش آمده باشد، اما ضربه اي سنگين به آناني بود که در ايران براي آزاديهاي سياسي مبارزه ميکردند. بوش محور شرارت را در ژانويه 2002، زماني مطرح کرد که آمريکا و ايران اولين همکاري موفقيت آميز مشترک خود را در برپا کردن حکومت حامد کرزاي در افغانستان به انجام رساندند؛ اولين همکاري مشترک موفقيت آميز پس از انقلاب اسلامي. در آن زمان دولت اصلاح طلب محمد خاتمي در حال مبارزه با مخالفان تندروي خود براي حفظ قدرت بود. گرچه شکست خاتمي در ايران بخاطر عوامل متعددي، و از جمله رهبري سازشکار خود او بود، اما رد اقدامات اصلاح طلبانه او از طرف واشنگتن در شکست او موثر بود، به ويژه با توجه به سخنان آتشين احمدي نژاد که به پسند روز تبديل شد.

        چهارده ماه از زمان اعلام محور شرارت تا ايستادن بوش بر عرشه ناو آبراهام لينکلن در ماه مه 2003، دوران غرور بيش از حد در سياست خارجي آمريکا بود. واشنگتن رژيم هاي استبدادي در افغانستان و عراق را، به سرعت و با تلفات جاني اندک، از ميان برده بود. طرفداران استفاده از نيروي نظامي آمريکا براي دگرگون سازي چهره خاورميانه آشکارا به بحث در باره هدف بعدي که ايران يا سوريه بود ميپرداختند. در ميان خوشامدگوييها، مقامات اندکي در آمريکا علاقمند به پيشنهاد ايران براي مذاکره مستقيم بودند. بنا به گفته مقامات رسمي و حتي وزير امور خارجه خانم رايس، نه تنها به پيامها توجهي نشد، بلکه حتي سفير سوييس در ايران که سفارتش حافظ منافع آمريکا در ايران بود، بخاطر ارائه اين پيشنهادها مورد انتقاد شديد قرار گرفت که گويا با اين کار از حدود اختياراتش فراتر رفته است.

        به هرجاي خاورميانه امروزي که نگاه ميکنيد شبح ايران همچون داستان مکبث گسترده شده است. به گونه اي ناخواسته، حمله نظامي آمريکا به افغانستان و عراق باعث تقويت ايران شد زيرا دو دشمن قوي آن کشور، طالبان و صدام، از ميان رفتند. و براي اولين بار در تاريخ اکثريت شيعه عراق، که بسيار بيشتر از سنيان آن کشور به ايران علاقمند هستند، به قدرت رسيدند. در نتيجه ايران در کشمکش خود با غرب بر سر برنامه اتمي جسورتر شد و در مناقشه اسرائيل و فلسطينيان به اظهار نظر پرداخت.

        توازني جديد

        اين رويدادها به همراه اتحاد قديم ايران با حاکمان علوي سوريه، به اين گمان دامن زده که آمريکا برنامه اي مخفي براي جايگزين کردن متحدان قدمي سني مذهب خود – حاکمان مصر، اردن و عربستان سعودي – با متحدان جديد شيعه دارد. اين ديدگاه ممکن است به نظر آمريکائيان عجيب بيايد. اما حاکمان سني عميقا نگران ظهور دوباره شيعيان هستند، که همراه با تجديد حيات سياسي اسلام، ممکن است مشروعيت سياسي و مذهبي آنها را تهديد نمايد. اين نگراني ها باعث شد که عربستان سعودي و ديگر دولتهاي عرب در ابتدا حرکت حزب الله در ربودن دوسرباز اسرائيلي را محکوم کنند. اما بعدا با بالا گرفتن خشم عمومي از آسيبهاي وارده به جمعيت لبنان، آنها مجبور به عقب نشيني شدند. اما حتي رد موقت نيروي عرب- شيعه بر ضد اسرائيل نشان از ترس از قدرت رو به رشد ايران در سراسر منطقه دارد که چيزي فراتر از زمزمه "هلال شيعي" جديد است.

        دوستان عرب آمريکا در خاورميانه خاطرات واضحي از اتحاد آمريکا با شاه دارند، و آنگونه که تکيه اشاره ميکند، متوجه "يکساني منافع استراتژيک" آمريکا و ايران در منطقه هستند. آنها مشاهده ميکنند که آمريکا بطور سيستماتيک دشمنان ايران را نابود و به عوض آن حکومتهاي طرفدار ايران را در کابل و بغداد بسر کار ميآورد. ممکن است اين تحولات عوارض ناخواسته سياست کلي آمريکا باشد. اما آنها ميدانند که اين تغييرات بدون ترديد ايران را تقويت خواهد کرد- و آنها بايد با پيامدهاي آن بسازند.

        ايران ترديدي در بهره برداري از فرصتهاي جديد ندارد. در ظرف يکسال رئيس جمهور ايران جايگاه اول را در اتحاد عليه آمريکا و درکنار ساير حکومتهاي پوپوليست مانند ونزوئلا و کوبا پيدا کرده است. احمدي نژاد به آن نسل از ايرانيان تعلق دارد که از جنگ ايران و عراق سربرآوردند، و تمايلات ضد آمريکايي آنها باعث ناراحتي آن دسته از روحانيون و انقلابيون ايران مي شود که جمهوري اسلامي را ملک طلق خودشان ميدانند. تکيه ميگويد که احمدي نژاد با نقل قول کردن از آيت الله خميني و تکرار طوطي وار شعارهاي ضد اسرائيلي کاري کرده که قديمي ترها نتوانند او را کنار بگذارند. و محبوبيت دروغهايش باعث شده که نداشتن استراتژي اقتصادي او چندان به چشم نيايد. کار اين بازيها در شهرستانهاي ايران و جهان توسعه گرفته، و در بعضي جا ها موقعيت او همتراز ستارگان سينما شده است.

        ايران در حال تبديل شدن به رقيب اصلي اسرائيل است. تکيه ميگويد که اين رقابت قبلا وجود نداشته است. در زمان شاه، اين دو کشور غير عرب منطقه روابط نزديک و ثمربخشي داشتند، که شامل حمل نفت به بندر ايلات در عوض همکاري مخفي در توسعه موشک و کشاورزي و ساير پروژه ها بود. اين روابط تا سالهاي 1980 نيز ادامه داشت، ولي پس از آن تبديل به دو دشمن سرسخت شدند. ايران با سخنان ضد اسرائيل خود مردم عرب، و اغلب در تقابل با حکومتهاي محتاط آنها، را تحت تاثير قرار ميدهد. درعوض اسرائيل برنامه اتمي ايران و توسعه موشکي آنرا تهديد براي خود ميداند و بنظر آن کشور اگر کاري در جلوگيري از آن صورت نگيرد، منجر به هدفگيري اتمي آن ميشود. اسرائيل مدتهاست که حزب الله را بخشي از استراتژي بازدارنده ايران به حساب ميآورد، نيرويي که در صورت حمله آمريکا به ايران به اسرائيل خواهد تاخت. به همين دليل بود که اسرائيل پاسخ سختي به آدم ربايي حزب الله داد و آمريکا نيز دست اسرائيل را براي نابودي ساختارهاي نظامي و فرماندهي حزب الله باز گذاشت. بسياري جنگ حزب الله و اسرائيل را نشانه اي از جنگ واقعي بين ايران و آمريکا ميدانند. اگرچه که رابطه ايران و حزب الله پيچيده تر از رابطه ارباب و بنده است، بدون ترديد ايران از شهرت حزب الله به عنوان تنها نيروي عرب که درمقابل اسرائيل ايستاده است احساس رضايت و افتخار ميکند.

        تکيه نميخواهد بگويد که پاسخ تمامي پرسشها را دارد، اما پيشنهادهايي را بر اساس مطالعات دقيق و گسترده خود در تاريخ معاصر منطقه ارائه ميدهد. به نظر او، سرآغاز هر سياست موثر ديدن ايران آنگونه که هست ميباشد، و نه کاريکاتوري از يک حکومت سرکش. او در مورد اين ادعا که ايران شکننده و در آستانه سقوط است اخطار ميدهد؛ ارزيابي که بيش از ربع قرن تکرار ميشود. تکيه ايران را دولتي در حال گذار ميداند، با مراکز متعدد قدرت و در حال کشمکشي دائمي. اين نظام تغيير ميکند همانگونه که تاکنون کرده است، اما به نظر او اساس اين نظام در مقابل جنگ، بحرانهاي اقتصادي، و رقابت هاي شديد داخلي استحکام قابل توجهي دارد.

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #4669
          راجر کوکيرمان، رييس شوراي يهوديان فرانسه، روز چهارشنبه به دليل پروژه ها و جاه طلبي هاي هسته اي ايران مجدداً خواستار برخورد قاطعانه عليه اين کشور شد.

          وي درخصوص دولت ايران اظهار داشت: "غرب بايد موضع بسيار قاطعي در برابر سياست هاي دولت تهران اتخاذ کند. به نظر من، ما اکنون در سال 1938 هستيم و [رييس جمهور محمود] احمدي نژاد نيز هيتلر است. تصور کنيد که چه اتفاقي رخ مي داد اگر هيتلر سلاح اتمي دراختيار داشت."

          درهمين راستا، براساس نتايج تحقيقي که هفته گذشته به کنگره يهوديان جهان در پاريس رسيد، تابستان امسال، زماني که نبرد عليه حزب الله در لبنان به اوج خود رسيده بود، اعمال و رفتارهاي ضديهودي در اروپا به شدت رو به افزايش گذاشت. قابل ذکر است که در پنجاه سال اخير اين اولين باري است که نشست اين کنگره در شهر پاريس انجام مي شود. خانم دينا پورات که مرکز مطالعات يهودستيزي در اسراييل را اداره مي کند اظهار داشت: "درحال حاضر جوّ ضديهودي بسيار گسترش يافته و مي بينيم که يهودستيزي حتي به اردوگاه ميانه روها نيز وارد شده است."

          تابستان امسال شاهد بوديم که تصاوير و عکس هاي ضديهودي بسياري در مطبوعات عرب زبان و حتي در نروژ و بريتانيا به چاپ رسيد و همچنين در مدت يک ماه 132 اتفاق کوچک و بزرگ نيز گزارش شد. سرژ سوژن باوم، دبير کل کنگره يهوديان اروپا در اين مورد اظهار داشت:" يهودستيزي در کشورهاي شرقي و به ويژه در نزد گروه هاي راست افراطي درحال افزايش است؛ طرز تفکري که بر يهودستيزي "لباس ضد اسراييلي" پوشانده. چنين عقايدي به مثابه «پل هايي ايدئولوژيک» هستند که روابطي را بين جنبش هاي اصولگرا و اسلام گرا به وجود مي آورند."

          در کشور فرانسه، اتفاقات ضديهودي به دنبال مرگ ايلان حليمي، جوان يهودي، و پس از آن در تابستان به اوج خود رسيد. پير بسننو، رييس کنگره يهوديان اروپا که خواستار برگزاري اين نشست در پاريس شد، دراين خصوص مي گويد: "سطح يهود ستيزي در فرانسه همچنان بالاست، ولي هيچ کشور اروپايي مانند فرانسه نيست که تا اين حد به مبارزه عليه اين مقوله اهميت داده باشد."

          او در ادامه مي افزايد: "در واقع هرگونه مبارزه عليه يهودستيزي و هرگونه حمايت از اسراييل بايد از اروپا آغاز شود و اين حرکت بدون فرانسه عملي نخواهد بود."

          دومينيک دوويلپن، نخست وزير فرانسه، که در ضيافت شام اين نشست شرکت کرده بود اظهار داشت: "من کاملاً نگراني هاي بجا و مشروع اسراييل را در برابر اظهارات غيرقابل قبول رييس جمهور احمدي نژاد درک مي کنم." وي با اشاره به پرونده هسته اي ايران و عدم همکاري اين کشور با جامعه جهاني افزود: "من با اعمال تحريم و مجازات عليه ايران موافقم. ولي اين تحريم ها بايد به گونه اي اعمال شوند که در هر لحظه قابل بازگشت و قابل تغيير باشند."

          راجر کوکيرمان، رييس شوراي يهوديان فرانسه مي گويد: "دولت اسراييل مورد تهديد قرار گرفته و کشورهاي خليج فارس نيز به علت رعايت نکردن شريعت اسلام از اين قاعده مستثني نيستند. در نهايت اگر هيچگونه اقدامي ازسوي ما انجام نگيرد، بايد اروپا را نيز به اين ليست اضافه کنيم."

          ادگار برونفمان، رييس کنگره جهاني يهوديان نيز اظهار داشت: "پس از فاجعه هولوکاست، اين بزرگ ترين خطري است که با آن روبرو هستيم."

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #4670
            اين طور به نظر مي رسد که کشور سدر [لبنان] درحال پرداخت هزينه نزديک شدن امريکا و ايران است.

            آيت الله خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي هفته گذشته سخن سنجيده اي بر زبان آورد و مسايل منطقه اي را به خوبي جمع بندي کرد: "لبنان محل شکست ايالات متحده و رژيم صهيونيستي خواهد بود." لبنان هميشه صحنه درگيري ها و تنش هاي خاورميانه بوده و به همين دليل است که جدا از اختلافات سياسي و عمليات تروريستي، هرآنچه که در آنجا رخ مي دهد تا اين حد اهميت مي يابد.

            از زمان تأسيس غيرمنتظره يک محور فرانسوي-امريکايي در تابستان 2004 که به تصويب قطعنامه 1559 نيز منجر شد، لبنان نبرد عظيمي را بين دو ديدگاه جهاني تجربه مي کند؛ دو ديدگاهي که به دو پروژه سياسي و به دو اردوگاه کاملاً متضاد با يکديگر مربوط مي شوند. ازيک طرف، اردوگاه "چهارده مارس" [اشاره به تظاهرات و گردهمايي عظيم پس از مرگ حريري] که توسط تمامي احزاب ضدسوري و به ويژه سعد حريري تشکيل شده است.نيروهاي چهارده مارس که دو سوم مجلس و همچنين منصب نخست وزيري را اشغال کرده اند، ازسوي پاريس و واشنگتن حمايت مي شوند. اين اردوگاه پيروزي انتخاباتي خود در بهار 2005 و خروج سوريه از لبنان را به مثابه يک پيروزي دموکراتيک مي داند.

            درمقابل، ائتلاف طرفدار سوريه را مي بينيم که تمامي فرقه ها در آن حضور دارند و به عنوان نقطه ثقل مدار حزب الله محسوب مي شود؛ حزب شيعه اي که در سايه دو پدرخوانده خود، سوريه و ايران، به عنوان دو دشمن اصلي واشنگتن در منطقه رشد کرده است. اين حزب از زمان موفقيت نسبي خود در جنگ لبنان و در برابر ارتش اسراييل، اکنون به يکي از عوامل تأثيرگذار منطقه تبديل شده است.

            "جبهه اصولگرايان" به عنوان بازنده بزرگ در خروج نيروهاي سوري از لبنان و سپس در انتخابات بهار 2005، اکنون نيرو و توان خود را بازيافته است. ايران به عنوان طرفدار اين درگيري ها امتيازات بسياري را در سطوح منطقه اي کسب کرده است و حزب الله نيز در داخل لبنان. حزب الله هفته گذشته در سياست هاي خود بسيار تندروي کرد و خواستار استعفاي وزراي خود از دولت شد. دلايل اين کشمکش ها برگزاري دادگاهي بين المللي است که در آن قاتلين رفيق حريري محاکمه خواهند شد. نيروهاي چهارده مارس و متحدان غربي آنها اين اقدام را به عنوان تنها راه و احتمالاً آخرين راه براي سرنگوني حکومت سوريه مي دانند؛ حکومتي که تاکنون توان مقابله و مقاومت خود عليه فشارهاي موجود را ثابت کرده است. دمشق و متحدان لبناني آن نيز آماده اند تا هر کاري براي منحرف و بي اعتبار کردن دستگاه قضايي انجام دهند و اميدوارند اين دستگاه نتواند تا انتهاي دوره رياست جمهوري ژاک شيراک به بقاي خود ادامه دهد. اين درحالي است که رييس جمهور شيراک ترور دوست خود، رفيق حريري را يک مسأله شخصي مي داند.

            اين موضوع از نظر ايالات متحده از اهميت خاصي برخوردار نيست و لبنان به هيچ وجه در اولويت قرار ندارد. در نظر ايالات متحده، لبنان صرفاً "سرزمين آزمايش" است و در "خاورميانه جديد" جايگاه خاصي ندارد. ايالات متحده در منطقه دو اولويت ديگر را دنبال مي کند: ايجاد ثبات در عراق و کنترل پرونده هسته اي ايران. کوفي عنان دراين خصوص اظهار داشت: "وضعيت فعلي عراق آنچنان حالت آشفته و سردرگمي ايجاد کرده که امريکا نه مي تواند در آنجا بماند و نه مي تواند آنجا را ترک کند." به علاوه، هزينه سياسي چنين وضعيتي آنچنان بالاست که امروز سران واشنگتن درخصوص مصالحه و سازش با ايران به توافق نظر رسيده اند و ايران را به دليل تأثيري که بر دولت دمشق دارد، تنها عامل ايجاد حداقل ثبات در عراق مي دانند. ازطرف ديگر، سوريه و ايران را مسؤول سرازير شدن داوطلبان ضدامريکايي به سوي عراق مي شناسند.

            با اينکه دولت بوش هرگونه گفتگوي مستقيمي با دمشق و تهران را مردود اعلام کرده و آنها را به عنوان بانيان تروريسم در منطقه مي شناسد، ولي از ديد واشنگتن نشست احتمالي بين سوريه، عراق و ايران مفيد خواهد بود. و اما درخصوص ترور پير جميل، مي توان آن را به عنوان هشداري از سوي سوريه تلقي کرد: به هيچ وجه نمي توان اين رويداد را زد و بندي بين امريکا و ايران دانست، به طوري که سوريه فراموش شود.

            اين سناريويي است که پاريس را بسيار نگران کرده؛ نگران از اينکه درخصوص پرونده لبنان ازسوي امريکايي ها تنها مانده باشد...

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #4671
              نادر شريعتمداي، رييس کميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران مي گويد يکي از دو سرمايه داري که احمدي نژاد اسامي آنها را به عنوان مفسد اقتصادي معرفي کرده، در دوره مديريت رييس جمهور فعلي بر شهرداري تهران با او همکاري داشته است.

              رسانه هاي داخلي اين خبر را بدون ذکر نام اين سرمايه دار منتشر کرده اند، اما منابع خبري نزديک به شوراي شهر تهران مي گويند اسم اين سرمايه دار "العقيلي" است که در طول دوره شهرداري احمدي نژاد، ضمن انعقاد قرار دادهايي با شهرداري تهران، سهامدار شصت در صدي شرکت پارس شهروند بوده است.

              همکار سابق، مفسد امروز

              نزديک به دو ماه پيش محمود احمدي نژاد در سفر به نظرآباد ساوجبلاغ، ضمن سخناني درباره لزوم برخورد با وام گيرندگان کلان از سيستم بانکي کشور، آنها را به افشاي نام تهديد کرد. احمدي نژاد در اين سخنراني گفت: "من در اين*جا در حضور ملت ايران اعلام مي*كنم كساني كه از بانك*ها وام به مبالغ زيادي گرفته*اند و آن را بازنگردانده*اند 15 روز مهلت دارند كه با بانك*ها تسويه حساب كنند و اگر بعد از 15 روز گزارشي از اين بانك*ها در ارتباط با تسويه حساب اين افراد به ما داده نشد اسامي كساني را كه با پارتي*بازي و قلدري وام*هاي كلان گرفته*اند و حقوق ملت را تصرف كرده*اند، اعلام مي*كنيم. من به عنوان نماينده* ملت اين اقدام را انجام مي*دهم".

              درپايان مهلت دو هفته اي خبرگزاري هاي نزديک به دولت، از جمله خبرگزاري رسمي جمهوري در خبري کوتاه و مبهم با انتشار دو اسم در صدد تحقق وعده احمدي نژاد بر آمدند. از آن همه تهديد فقط همين دو اسم ماند:محمد رستمي صفا و العقيلي.

              خبرگزاري ايرنا که به نقل از يکي از اعضاي دفتر رييس جمهور اين دو اسم را به عنوان مفسد اقتصادي منتشر کرد، حتي حاضر نشد توضيحي درباره سوابق آنان بدهد. اما نام محمد رستمي صفا، مديرعامل کارخانجات نورد و پروفيل ساوه تنها دقايقي پيش از دريافت لوح صادر کننده نمونه از دستان احمدي نژاد، از فهرست صادر کنندگان نمونه حذف شد.

              العقيلي ديگر کسي که به عنوان گيرنده وام کلان نامش افشا شد نيز بر اساس خبرهاي منتشر شده، زماني از همکاران احمدي نژاد در دوره شهرداري او بود. العقيلي که مقيم دوبي و صاحب گروه شرکت هاي العقيلي است، در جريان شکل گيري بخش بين المللي فروشگاه هاي شهروند با نام شرکت پارس شهروند در سال 83 و در دوره مديريت احمدي نژاد، در قرار دادي با معاونت خدمات شهري وقت شهرداري تهران، شصت در صد سهام مربوط به اين شرکت را خريداري کرده بود. اگر چه محمد جواد محمدي زاده، معاون احمدي نژاد که طرف قرار داد العقيلي بود و در حال حاضر به استانداري خراسان رضوي رسيده در اين باره سکوت کرده است، اما گفته مي شود حجم همکاري شهرداري تهران و گروه شرکت هاي العقيلي فراتر از آن چيزي است که اعلام شده است.

              شهرداري تهران در دوره احمدي نژاد علاوه بر شراکت با العقيلي در پارس شهروند، همکاري هايي با يک شرکت پيمانکاري ديگر که چهل درصد از سهام آن متعلق به العقيلي بوده، داشته است. روزنامه قدس چندي پيش ميزان سهام العقيلي در شرکت پارس شهروند را 80 در صد اعلام کرد و خبر داد: "العقيلي، يكي از سرمايه داراني كه از سوي رئيس جمهور به عنوان مفسد اقتصادي معرفي شد، معاملات كلاني با شهرداري تهران در گذشته داشته است". برخي منابع خبري نيز مي گويند که العقيلي در انتخابات رياست جمهوري نهم از طريق محمد جواد محمدي زاده، مبلغ کلاني به ستاد انتخاباتي احمدي نژاد پرداخته است.

              محمدرضا سبزعليپور، عضو شوراي عالي سياست گزاري مرکز جامع صادراتي ايران ضمن سخناني درباره رستمي صفا و العقيلي، اين هر دو را "کهنه کار" خوانده و افزوده است که تا چند وقت پيش "همگان بوجود ايشان افتخار و با آب و تاب انها را به مردم معرفي مي کردند لکن مشخص نيست به يکباره چه شد که نامحرم شده اند". اتفاقي که دستکم درباره فاضل خداداد و شهرام جزايري نيز پيشتر افتاد.

              اما در تازه ترين اخبار منتشر شده درباره همکاري العقيلي با شهرداري تهران در دوره مديريت احمدي نژاد، رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران از همكاري يكي از مفسدان اقتصادي با شهرداري سابق تهران خبر داده است. نادر شريعتمداري با اشاره به اينکه "چندي پيش آقاي رئيس*جمهور بانام بردن از فردي وي را به عنوان يك مفسد اقتصادي معرفي كرد كه در بررسي*هاي ما مشخص شده، فردي با همين نام و مشخصات در زمان مديريت ايشان با شهرداري همكاري داشته است" . اين عضو شوراي شهر تهران فاش کرده که العقيلي"حدود دو سال و به صورت مستقيم با فروشگاه*هاي زنجيره*اي شهروند در ارتباط بود و حتي در اين مدت پروژه*هاي بزرگي را طراحي و اجرا كرده است".

              به نوشته سايت شهر فردا، رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر، صبح سه*شنبه نيز قصد ارائه تذكري در اين زمينه در جلسه شوراي شهر تهران را داشت كه به دليل "كمبود وقت" اين امکان به او داده نشد. اما مهدي چمران اعلام کرد: "اين تذكر در رابطه با فروشگاه*هاي زنجيره*اي شهروند است".

              نادر شريعتمداري، رييس کميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران چند ماه پيش هم اعلام کرده بود بيش از 350 ميليارد تومان هزينه "فاقد سند" در شهرداري تهران پيدا شده که 300 ميليارد تومان آن مربوط به دوسال شهردار بودن احمدي نژاد است. تعدادي از نمايندگان مجلس هم براي بررسي چگونگي هزينه چنين مبلغي طرح تحقيق و تفحصي را در اين زمينه به هيات رييسه تقديم کردند، اما اين طرح هرگز به اجرا در نيامد. هنوز هم با گذشت چند ماه تکليف اين 300 ميليارد تومان روشن نشده است. احمدي نژاد و نزديکانش در دولت نيز تاکنون هيچ توضيحي در اين مورد نداده اند.

              اگرچه رييس جمهور اسلامي، در ماه هاي اخير بارها از افشاي مفسدان اقتصادي سخن گفته، اما روزنامه جمهوري اسلامي چندي پيش در ستون جهت اطلاع خود خبر از کشف مفاسد جديد در شهرداري دوره مديريت احمدي نژاد دادو نوشت: "بازرسان شهرداري تهران سوءاستفاده بزرگي كه به تصاحب دست كم چهل ميليارد توماني از اموال شهرداري توسط يكي از شركت هاي خصوصي منجر شده بود، كشف کرده اند". به نوشته اين روزنامه "مقامات سابق شهرداري منطقه اين حجم بزرگ معامله را در هفت موافقتنامه جداگانه طي يك هفته و مجموعا به مبلغ ده ميليارد تومان به مدير عامل شركت «ت» واگذار كرده اند كه يكي از اين موافقتنامه ها به تاييد يكي از معاونان سابق شهرداري تهران نيز رسيده است و شركت ياد شده تاكنون بابت پنجاه تا صد ميليارد تومان اموال ياد شده تنها سه ميليارد تومان پرداخت كرده است".

              آن گونه که از شواهد پيداست همزمان با نزديک شدن انتخابات شوراها، و در حالي که دولت با تشکيل "ستاد حاميان دولت احمدي نژاد" در صدد است تا شوراهاي شهر و از جمله شوراي شهر تهران را به طور مطلق در اختيار بگيرد ـ آن طور که مهرداد بذرپاش، مشاور احمدي نژاد و رييس ستاد انتخاباتي حاميان دولت در روزهاي اخير از "لزوم تسويه جريان اصولگرايي" سخن گفته است ـ بايد منتظر فاش شدن برخي ديگر از خدمات احمدي نژاد در دوران شهرداري تهران بود. دعواهاي انتخاباتي از اين فايده ها هم دارد.

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #4672
                ديک چني، معاون رييس جمهور امريکا روز شنبه ملک عبدالله، پادشاه عربستان را ملاقات کرد. هدف اين سفر پيدا کردن راه حلي براي آرام کردن وضعيت عراق است که طي هفته اخير، رويدادهاي خونباري را تجربه کرده. درحال حاضر، واشنگتن اميدوار است که خانواده سلطنتي آل سعود از تأثير خود بر شبکه هاي بومي سني در کشور خود استفاده و راه حلي براي اين معضل بیابند .

                اين ديدار که با متحدان اصلي واشنگتن انجام شد در زمان خاصي صورت گرفت: بحران لبنان؛ به بن بست رسيدن موقعيت اسراييل و فلسطين؛ ادامه کشمکش ها بر سر پرونده هسته اي ايران...

                اين درحالي است که روز قبل از نشست رييس جمهور بوش و نوري المالکي، نخست وزير عراق، 215 نفر در بخش شيعه نشين بغداد طي چند عمليات تروريستي منتسب به شورشيان سني به قتل رسيدند. هرلحظه ممکن است ائتلاف سست موجود در دولت بغداد از هم فروپاشد: حزب صدر، حزب نزديک به امام شيعه مقتدا صدر، رهبر جيش المهدي، ازطرف ديگر تهديد کرده است که در صورت ملاقات با بوش به حمايت خود از دولت خاتمه خواهد داد.

                درخصوص ايران، اغلب موضوعات مورد بحث ديک چني و سعودي ها به نگراني شيخ نشينان خليج فارس برمي گردد که نمي خواهند شاهد تجهيز همسايه شيعه خود به سلاح هاي هسته اي و کشتارجمعي باشند؛ مسأله اي که مطمئناً بر اقليت هاي شيعه اين کشورها نيز تأثير خواهد گذاشت. آنها از حمله به ايران نيز به دليل امکان انجام اقدامات تلافي جويانه ازسوي دولت تهران واهمه دارند.

                به علاوه، دولت واشنگتن تهران و سوريه را به براندازي دولت فواد سينيوره محکوم کرده؛ قابل ذکر است که دولت بيروت از زمان ترور پير جميل، وزير مسيحي، بيش از پيش در معرض سقوط در پرتگاه بي ثباتي قرار گرفته است.

                با توجه به رقابت پيچيده اي که از دهه ها قبل بين واشنگتن و تهران فاصله انداخته، اکنون اين دو کشور در تلاش اند تا از تأثيرات منطقه اي خود در خاورنزديک استفاده و ديگري را از گردونه اين رقابت ديرينه خارج کنند. ايران روز شنبه درصدد برگزاري يک نشست سه محوره با حضور رؤساي جمهور عراق و سوريه بود؛ اين درواقع هدفي است که تهران قصد تحميل آن را دارد، چه در عراق و چه در بقيه کشورهاي منطقه.

                به نظر مي رسد که اين ديدار به تاريخ ديگري موکول شده باشد: از يک طرف، جلال طالباني به دليل بسته بودن فرودگاه بغداد سفر خود را قبل از روز يکشنبه لغو کرد، ولي خاطرنشان کرد که مطمئناً به تهران سفر خواهد کرد. ازطرف ديگر، دولت سوريه به اين دعوت هيچ پاسخي نداده و تاکنون سکوت اختيار کرده، زيرا دمشق که امروز اميدوار است تا امتيازاتي به نيت بازسازي سياسي از واشنگتن دريافت دارد، از اين نگران است که به تقليد کورکورانه از تهران محکوم شود. و البته تاکنون متحد اصلي اش [دولت تهران] را از خود نرنجانده است...

                احمد بخشايش، يک تحليلگر ايراني، درخصوص نشست تهران مي گويد: "دولت جمهوري اسلامي اهداف ديگري را نيز دنبال مي کند. ايران قصد دارد تأثير و نفوذ خود را در عراق افزايش دهد." اين استاد علوم سياسي در دانشگاه علامه تهران در ادامه مي افزايد: "دولت ايران همچنين مي خواهد پشتيبان دولت عراق باشد تا درصورت خروج نيروهاي امريکايي از اين کشور، بتواند آن را تحت حمايت خود نگهدارد."

                کيهان به عنوان محافظه کارترين روزنامه پايتخت پا را فراتر گذاشته و اظهار مي دارد:" اين نشست موضع رييس جمهور امريکا را به لرزه انداخته."

                اين درحالي است که کميسيوني درخصوص مسأله عراق به سرپرستي جيمز بيکر، وزير امور خارجه اسبق امريکا، ممکن است در آينده اي نزديک به رييس جمهور بوش سفارش نمايد که براي درخواست همکاري سوريه و ايران دست ياري خود را به سوي اين دو کشور دراز کند. رييس جمهور احمدي نژاد نيز با دانستن اين واقعيت، اکنون قصد دارد قبل از اينکه ايالات متحده به درب مذاکره بکوبد، ساز خود را با بغداد و دمشق کوک کند.

                به گفته استفان هادلي، مشاور امنيت ملي امريکا، عراق قصد دارد پيامي به دو همسايه خود بدهد. او در اين خصوص مي گويد: "واقعاً مهم است که عراق به طور مستقيم با اين کشورها به مذاکره بپردازد و بسيار واضح وشفاف به آنها بگويد بايد نقش مثبتي در ايجاد امنيت، ثبات و دموکراسي در عراق بازي کنند."

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #4673
                  مقام هاي عاليرتبه سياسي و نيروهاي اطلاعاتي – امنيتي تاثير گذار بر خط مشي هاو برنامه هاي دانشگاه تربيت مدرس، فشارهاي خود را براي تبديل اين نهاد علمي به "پادگان تربيت مدرس" تشديد کرده اند. به همين علت در ماه گذشته دانشگاه تربيت مدرس به خبرسازترين دانشگاه ايران تبديل شد.

                  نگاهي به روند امور بيانگر اين نکته است که ازدياد فشار بر اساتيد و دانشجويان ناشي از بازگشت به سياست هايي است که بنيانگزاران دانشگاه تربيت مدرس در زمان تاسيس آن داشتند. در آن زمان، يعني پس از اجراي انقلاب فرهنگي و متعاقب تعطيل دانشگاه ها و پاكسازي گسترده اساتيد و دانشجويان دگرانديش، از سوي ستاد انقلاب فرهنگي( که بعدها نام شورايعالي انقلاب فرهنگي به آن اطلاق شد) در سال 1361 مركزي براي تربيت "اساتيد مكتبي و متعهد" دانشگاه هاي كشور به نام "مدرسه تربيت مدرس" در تهران تأسيس شد.

                  اين مدرسه كه يكي دو سال بعد به دانشگاه تربيت مدرس تغيير نام داد، توسط احمد احمدي (عضو مادام العمر شوراي انقلاب فرهنگي، رئيس مادام العمر سازمان سمت و نماينده تهران در دوره هفتم مجلس شورا) و نجفقلي حبيبي (نخستين رئيس دانشگاه تربيت مدرس، رئيس سابق دانشگاه علامه طباطبائي، دبيركل سابق انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه ها، نماينده دوره سوم مجلس شورا و نامزد رد صلاحيت شده انتخابات ميان دوره اي مجلس هفتم) تأسيس شد.

                  نخستين مأموريت اين دانشگاه تازه تأسيس، تدوين كتب درسي علوم انساني بر اساس ارزش هاي انقلاب اسلامي، يا همان اسلاميزه و ايدئولوژيك كردن علوم انساني بود كه با هماهنگي سازمان يافته با موسسه محمد تقي مصباح يزدي در قم آغاز شد و پس از صرف وقت و هزينه فراوان به شكست كامل انجاميد.

                  اين نهاد در مقايسه با ديگر دانشگاه ها كه بنيه اي علمي و آكادميك دارند، به عنوان نخستين فرزند خلف انقلاب فرهنگي، از آغاز، حزب اللهي بودن و ظاهر مذهبي داشتن را به عنوان ملاك اصلي جذب اعضاي هيأت علمي قرار داد.

                  نخستين فارغ التحصيلان اين دانشگاه که به ضعف داشتن مايه علمي معروفند، در آن زمان به جاي اساتيد پاكسازي شده دانشگاه تهران استخدام شدند؛ به عنوان نمونه دانشكده حقوق و علوم سياسي. عنوان "تربيت مدرسي" مدت ها در دانشگاه هاي تهران و بهشتي معادل عنوان "بسيجي" به معناي بيسواد و تحميلي به كار مي رفت.

                  اما دانشگاه تربيت مدرس نيز از دهه هفتاد همانند ديگر بخش هاي جامعه دچار تحول شد و بر خلاف اهداف اوليه موسسان آن، جوانه هاي آكادميك و دگرانديشي در آن شروع به رشد كرد، تا آنجا كه از لحاظ علمي در اواخر دهه هفتاد و اوائل دهه هشتاد به يكي از سه دانشگاه اول كشور تبديل شد. اين ارتقاي علمي دقيقا همزمان با فاصله گرفتن از روش و منش هاي مورد استفاده در گذشته و همچنين افراد جذب شده و آموزش ديده دهه 60 بود.

                  همزمان با شروع تغييرهاي بنيادي در جامعه پس از شکست دوران اصلاحات و با استقرار دولت محمود احمدي نژاد، بازگشت به سياست ها و برنامه هاي پيشين و توجه به ارزش ها و ضوابط دهه شصت در تمام كشور، از جمله در دانشگاه ها آغاز شد. به كار گماردن افراد كم مايه، مطيع و وابسته به ارگان هاي امنيتي و نظامي در سطوح مختلف مديريت دانشگاه ها نخستين گام در اين مسير بود.

                  با توجه به سوابق ويژه دانشگاه تربيت مدرس، فرهاد دانشجو( که دو برادر ديگرش كامران دانشجو استاندار تهران و پرويز دانشجو عضو آبادگر شوراي شهر تهران است) از مهره هاي وزارت اطلاعات به عنوان رئيس دانشگاه منصوب شد. سپس با عنايت به حضور مهمترين اساتيد دگرانديش كشور در دانشكده علوم انساني اين دانشگاه، حجت الاسلام رضا اكبريان (نماينده سابق مقام رهبري در دانشگاه هاي آمريكا و كانادا، باجناق علي آقامحمدي از اعضاي دفتر مقام عظماي ولايت و از دست پرورده هاي احمد احمدي) از سوي ستاد فرماندهي انقلاب فرهنگي به عنوان رئيس دانشكده منصوب شد. ماموريت اصلي وي قلع و قمع اساتيد دگرانديش علوم انساني بود.

                  با گذشت كمتر از شش ماه از انتصاب اكبريان،سعيد حجاريان به طور كلي از دانشگاه كنار گذاشته شد، با ابوالفضل شكوري پس از چهارده سال عضويت در هيأت علمي گروه علوم سياسي تسويه حساب شد، حاتم قادري رسما ممنوع السخنراني شد- او مجاز به ايراد سخنراني در هيچيك از دانشگاه هاي كشور نيست- هاشم آقاجري از مديريت گروه تاريخ كنار گذاشته شد، واينک محسن كديور هم در پي فشارهاي فزاينده، در كش و قوس كنار گذاشته شدن كامل است.

                  به دنبال اعتراض گسترده اساتيد و دانشجويان دانشكده علوم انساني به حجت الاسلام اكبريان، كه در قالب ملاقات هاي فردي و گروهي صورت گرفته،او در تمامي اين ديدارها بر دو نکته تاکيد داشته است: اول اينكه وي سياسي نيست، چرا كه نه روزنامه مي خواند نه به اينترنت مراجعه مي كند ـ البته بلافاصله اضافه مي كرده كه دستور از بالا است و نظام درباره كديور و ديگران تصميم خود را گرفته و او چاره اي جز اجرا ندارد ـ دوم اينكه معترضين را به نحوي تهديد كرده است: اساتيد را به تأخير در ارتقا و ترفيع اداري و دانشجويان را به ايجاد مشكل در ادامه تحصيل.

                  در پي شكايت محسن كديور از اكبريان و دانشجو به هيأت انتظامي اعضاي هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس، پس از اينكه صادق آينه وند و محمدتقي احمدي صدور احكام فرمايشي عليه همكاران خود را نپذيرفتند، بدون استعفا از سمت خود عزل شدند. سپس فرمانده سابق بسيج اساتيد دانشگاه به نام سردار مسلمي نائيني به عنوان رئيس و اصغر مشبكي (از اعضاي وزارت اطلاعات) و خانم نهله غروي نائيني (كه در دانشكده علوم انساني در بين اساتيد و دانشجويان در دو حوزه آموزش و پژوهش ضرب المثل است) به عنوان اعضاي جديد هيات انتظامي منصوب شدند. شنيده شده كه هيأت انتظامي در نخستين مأموريت خود كديور را به علت انجام "جرم مصاحبه" احضار كرده است.

                  سيطره نظاميان بر دانشگاه به سردار مسلمي خلاصه نمي شود. فرمانده سازمان بسيج اساتيد دانشگاه به نام سردار يادگاري، با حفظ سمت به معاونت دانشجوئي دانشگاه منصوب شده است. نخستين اقدام سردار يادگاري صدور بخشنامه اي در مورد تعيين اندازه چاك مانتوي دختران دانشجو و ادامه سياست انقلابي "يا روسري يا توسري" از اول دي ماه است. سياست ها و مقررات كادر مديريت نظامي امنيتي اين دانشگاه، که خارج از چارچوب قوانين جاري كشور و فراتر از آئين نامه هاي وزارت علوم است، در خدمت بازگرداندن وضعيت دانشگاه تربيت مدرس به سال هاي دهه شصت است: محيطي براي تربيت نيروهاي حزب اللهي، بسيجي و پيشتاز در سركوب و فشار.

                  ديگر عضو سازمان بسيج اساتيد تربيت مدرس، سردار مهدي كوچكزاده پشتيباني همرزمان را در مجلس شورا به عهده دارد. دانشگاه تربيت مدرس در ميان دانشگاه هاي كشور بيشترين همكاري را با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نيروي انتظامي جمهوري اسلامي و دانشگاه نظامي امام حسين داراست. سردار صفوي (فرمانده كل سپاه)، سردار قاليباف (فرمانده سابق ناجا، شهردار تهران) و يكي از برادران لاريجاني ازجمله فارغ التحصيلان اين دانشگاه هستند.

                  شنيده ها حاكي از آن است كه اعضاي هيأت علمي گروه فلسفه دانشگاه تربيت مدرس حتي خارج از محيط دانشگاه نيز دائما با اعتراض اساتيد و دانشجويان مواجهند. به عنوان نمونه حجت الاسلام اكبريان (رئيس انتصابي دانشكده علوم انساني) كه به صورت حق التدريسي با دانشگاه آزاد و جزيره خودمختار مهدي گلشني در دانشگاه شريف رفت و آمد دارد و محمد سعيدي مهر(مدير گروه فلسفه تربيت مدرس) كه با حفظ سمت در يكي از واحدهاي دانشگاه آزاد نيز مسئوليت دارد، در چند هفته اخيربارها از سوي اساتيد و دانشجويان دانشگاه هاي آزاد و شريف مورد اعتراض و پرسش قرار گرفته اند.

                  شنيده شده كه برخي از اساتيد مشهور كه نامشان به عنوان اساتيد مدعو گروه فلسفه در ترم مهرماه اعلام شده بود با توجه به وضعيت جديد گروه از همكاري با آن امتناع كرده اند، از آن جمله علي پايا، محمد اردشير و آيت الله مصطفوي. پيش بيني مي شود اين روند با شدت بيشتري در ترم هاي ادامه داشته باشد.

                  يكي از نشريات دانشجوئي مأموران ارشد مقابله با دگرانديشان دانشگاهي را به شرح زير معرفي كرده است: مهدي گلشني مأمور كنترل و اخراج عبدالكريم سروش، عباسعلي عميد زنجاني مأمور كنترل و اخراج محمد مجتهد شبستري، و بالاخره رضا اكبريان و فرهاد دانشجو مأمور كنترل و اخراج محسن كديور.البته معلوم نيست در مورد اخير گوي سبقت نصيب كدام مامور خوش اقبال خواهد شد تا در آينده جايزه خود را گرفته و به نحو مناسب ارتقاي مقام پيدا كند.

                  گفته مي شود ميرحسين موسوي (آخرين نخست وزير جمهوري اسلامي، عضو هيأت امناي دانشگاه تربيت مدرس و عضو هيأت علمي گروه علوم سياسي دانشگاه تربيت مدرس) كه به سركوب ها و فشارهاي اخير معترض است، اخيرا به شدت تحت فشار قرار گرفته تا استعفاي خود را از پست هيأت امناي دانشگاه تقديم كند. پيش بيني مي شود استعفاي او فضاي اختناق را تشديد کند و به افزايش فشار بر اساتيد دگرانديش منجر شود.

                  به موازات فشار بر كديور، شنيده ها حاكي از افزايش فشار بر عبدالكريم سروش است که در حال حاضر مجبور به خروج از کشور شده است. در اين جريان، احمد احمدي و مهدي گلشني دو "چهره ماندگار" و از صاحب منصبان فرهنگي نظام در نامه هاي جداگانه اي به شوراي عالي انقلاب فرهنگي تشديد فشار بر سروش را خواستار شده اند. به نظر آگاهان عرصه فرهنگ، در موج جديد فشار بر اساتيد دگرانديش ايراني علاوه بر اراده برتر سياسي، حسادت هاي شخصي و رقابت هاي ناسالم صنفي نيز دخالت دارد. اقبال جامعه فرهنگي و دانشجويان به آثار سروش، مجتهد شبستري و كديور در دامن زدن به اين فشارها و فضاي سركوب تأثير مستقيم داشته است.

                  همچنين شنيده ها حاكي از آن است كه جعفر توفيقي (وزير سابق علوم و عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس) و عبدالله جاسبي (رئيس در شرف عزل دانشگاه آزاد اسلامي) نيز به طور جداگانه از روند سركوب و فشار در دانشگاه تربيت مدرس ابراز نگراني كرده اند، اما گفته مي شود فرهاد دانشجو، قضيه فشارهاي وارده بر كديور را به "اراده برتر سياسي" نسبت داده و نغمه "المأمور معذور" را سر داده است.

                  با توجه به اين مسائل، روساي نظامي- امنيتي دانشگاه تربيت مدرس عزم خود را جزم كرده اند تا دانشگاه تربيت مدرس را بر اساس اهداف اوليه بنيانگذاران آن، به "پادگان تربيت مدرس" تبديل كنند؛ سربازخانه اي كه در آن استاد و دانشجو بايد به ساز مقام هاي عاليه برقصند و ازهيچ عنصر نامطلوب و عنصر دگرانديشي اثري نباشد.

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #4674
                    فريبرز رييس دانا ، اقتصاددان ايراني انتقادات فراواني به برخورد با بانک خصوصي پارسيان دارد. او معتقد است اگر قانون، به پارسيان اجازه رشد مي دهد نبايد با آن برخورد غيرقانوني کرد. او برخورد دولت با بانک پارسيان را جنگ قدرت هاي اقتصادي مي داند.


                    تحليل شما از برخوردي که دولت با بانک پارسيان انجام داد چيست؟

                    من اين برخورد را يکي از نمونه هاي بسيار روشن از تلاش و ستيز براي منافع اقتصادي در درون گروه هاي قدرتمند اقتصادي مي دانم، چون هيچ دليلي پيدا نکردم که دولت براساس موازين دموکراتيک و قوانين و مقررات با بانک پارسيان درافتاده باشد. اما دلايل بسياري پيدا کردم که علت درافتادن دولت با بانک پارسيان بر سر تقسيم قدرت و قدرت اقتصادي و منابع مالي است. دولت نمي خواهد يک بانک و يک منبع مالي در اختيار رقيبانش باشد. بيخصوص منبع مالي که به سرعت رشد کرده. من هرچه قوانين را نگاه کردم و گفته ها را شنيدم ، خلافي که از حيث موازين و مقررات موجود و مورد تاييد خود نظام صورت گرفته باشد نديدم. براي اينکه اگر آن ها کاري کردند همان کار را ساير بانک هاي خصوصي هم کردند. بانک پارسيان براساس موازين و دستورالعمل ها و گرايش هاي خصوصي سازي که بيشترين مقدارش را دولت احمدي نژاد به پيش برده فعاليت کرده.حال دولتي که سعي مي کند خودش را طرفدار اراده مردم و خواسته هاي فقرا نشان دهد، بيشترين فشار را به خصوصي سازي و انتقال دارايي هاي ملي به مردم مي آورد و به جايش دارايي ها را به دست گروه هاي خصوصي خودماني اش مي سپارد. برخورد با بانک پارسيان نيز ناشي از همين تضاد است.

                    چرا؟

                    چون ممکن است منابع بانک پارسيان در انتخابات بعدي دراختيار گروه هاي رقيب او قرار بگيرد. الان در اينجا نبرد و جنگ بر سر موقعيت و قدرت اقتصادي است که در درون طبقات حاکم جريان دارد. احتمال مي دهم که زين پس کساني هم که در انتخابات گذشته فرصت را به هر دليل ممکن از دست دادند در انتخابات بعدي اگر بر سر قدرت بيايند اين کار را با بانک هاي وابسته دولت احمدي نژاد بکنند. من گمان مي کنم اين موضوع ربط زيادي به اقتصاد ملي، منافع مردم، طبقه کارگر و زحمتکشان ندارد. اين موضوع جنگ داخلي قدرت است. جنگ داخلي قدرت سرمايه داري دولتي. جنگ بين بخش هايي از سرمايه داري دولتي، يعني بخش ميليتاريستي با بخشي که يک مقداري فرصت را از دست داده، يعني بخش بوروکراتيک. اگرنه آنچه در بانک پارسيان اتفاق افتاده عبارت بوده است از بهره برداري از فرصت هايي که همين دولت و دولت هاي قبلي و دولت ماقبل ايجاد کرده اند. از زمان هاشمي رفسنجاني تا زمان خاتمي و احمدي نژاد مرتب بر طبل سياست هاي بازار آزاد و نوليبراليسم کوبيده شد. گيرم هرکدام به شکلي. يکي از دولت ها مي گويد مي خواهم سازندگي بکنم يکي اصلاحات مي خواهد و آن يکي هم دم از مردمي بودن مي زند. اما همه آن ها طرفدار سياست تعديل ساختاري و دادن دارايي هاي ملي و مردمي به دست بخش خصوصي خودماني شان هستند. حال در اينجا ي سر بانک پارسيان با همديگر اختلاف پيدا کرده اند. بحث من اين است که اگر ما اخلاق سرمايه داري را قبول مي کنيم و اگر يک نظم و نظامي را مي پذيريم که در قانون اساسي آمده خب بايد به قواعدش عمل کنيم. اگر مي خواهيم قانون اساسي را تغيير دهيم خب بايد به ديگران هم فرصت دهيم بخش هاي ديگري از قانون اساسي را تغيير دهند که دوست ندارند. فقط اصل 44 نيست که به مذاق برخي ها خوش نمي آيد. به هر شکل اگر ما مي خواهيم براي سرمايه گذاري فرصت قائل شويم بايد اين فرصت را براي همه قائل شويم. اگرنه اين کشمکش در اقتصاد، مرا به ياد کشتارهاي داخل عراق مي اندازد که گروه هاي سياسي مختلف عليه همديگر اعمال مي کنند. همين رفتار دارد در اقتصاد ما اتفاق مي افتد. اگر گونه اي از نظام سرمايه داري تاييد شده است پس چرا فرمان پشت فرمان مي آوريم و در اصول قانون اساسي تغيير پشت تغيير مي دهيم. به هرحال فرض کنيم تغيير داديم و لازم بود و خوب بود خب همان را قبول کنيم. اما در همان جا هم باز به جنگ همديگر مي روند.

                    و اين جنگ چه تبعاتي دارد؟

                    من افتخار مي کنم به عقايدم که مي گويد در جنگ سرمايه داري، بخش هاي مختلف سرمايه داري همديگر را پاره پاره مي کنند؛ اما همين باور مي گويد دود آن به جز اينکه به چشم بخش هايي از نظام سرمايه داري مي رود به چشم مردم هم مي رود. بانک پارسيان توانسته بود منابع مالي فراواني فراهم کند. اگر اين کارها غيرقانوني است که بايد با آن برخورد شود. رييس جمهور که مي گويد مفسدان اقتصادي را معرفي مي کند پس کو اين مفسدان؟ پس چرا معرفي نکرد؟ چرا نمي گويد اين بانک پارسيان واقعا چه کرده؟ يا اينکه بانک پارسيان بر روي ابتکارهاي مديريتي استوار است؛ که من گمان نمي کنم چنين هوش و خردي در اين شرايط اقتصادي ناتوان بتواند کار کند. مثل اين است که بخواهيد وسط کوير لوت گندم بهاره بکاريد با بازدهي بسيار بالا. يا اينکه بانک پارسيان توانسته از منابع خودي هايشان استفاده کند و منابعش را بالا ببرد. يعني همان چيزي که زمان شاه هم مي شد که بانک صادرات مال هژبر يزداني بود. سود هم مي برد ، کار هم مي کرد و اثر مثبت و منفي هم مي گذاشت. ولي به هرحال آن نظام را قبول کرده بود اما ما الان نمي دانيم چه کسي چه چيزي را قبول دارد.البته من از خيلي جهات اينگونه خصوصي سازي هاي بي رويه و اختصاصي کردن ها و خودماني کردن ها را تجويز نمي کنم ولي اگر قرار است يک قانونمندي وجود داشته باشد خب اين قانون همان قانوني است که به بانک پارسيان فرصت اوج مي دهد. اگر به بانک خودي هاي آن طرف فرصت رشد مي داد، آن وقت هيچ کس اعتراض نمي کرد. در همين 14 ماه گذشته چه نهادها و سازمان هايي به خاطر قراردادهايي که مي بندند چه سودهاي کلاني که نبرده اند. خب چند سال ديگر اين ها همان هايي مي شوند که در دوران جنگ سرمايه داري سوداگري را به وجود آوردند. همان هايي که همان زمان ها بارشان را بسته بودند و بعد به قدرت رسيدند. حال با يک شبه کودتا پايين آمدند و کسان جديدي آمدند و کشاکش تازه اي ايجاد شده. قانون مي گويد هرکس مي تواند سود ببرد و از فرصت ها استفاده کند و ثروتمند شود. برخورد با بانک پارسيان نشان دهنده يک حقيقت مطلق مبني بر وجود تضادها در درون طبقه حاکم است.

                    چرا بانک پارسيان در عرض چند سال به چنين رشدي رسيد اما بانک هاي رقيبش نتوانستند؟

                    اولا اينکه اگر صبر بکنيم همين ها هم قدرتمند مي شوند. در زمان جنگ عده اي بودند که مظلوم نمايي مي کردند و وزارت بازرگاني را در اختيار داشتند. وزارتي که برکات برايشان داشت و ثروت هاي کلاني پيدا کردند. حالا همين بنيادهاي مهر رضا و غيره و غيره هم 10 سال ديگر به غولي تبديل مي شوند. دوم اينکه سرمايه داران و علاقمندان بانک پارسيان منابع مالي خودشان را به اين بانک برده بودند. احتمالا ابتکارات مديريتي هم بوده. من مدافع بانک پارسيان نيستم اما مي گويم در چارچوب قوانين موجود اينگونه برخورد ناجوانمردي است. ما در طول تاريخ اقتصادي مان اشتباهات اين چنيني زياد داشته ايم و اين بسيار زيان مند است.

                    برخورد با بانک پارسيان و اصولا اين رقابت کشنده چه تبعات اقتصادي براي مملکت دارد؟

                    خب بالاخره حريف هم ساکت نمي نشيند. آن ها هم ممکن است پشت پاي مقابل بندازند. دود اين کشمکش به مقدار زيادي از لحاظ اقتصادي به چشم مردم مي رود. چون اعتمادها گسيخته و پاره پاره مي شود. منابع باز از بانک ها فرار مي کنند و امکانات سرمايه گذاري که از پيش داغان شده بود از بين مي رود. اما تبعات مثبتي هم دارد و آن اينکه بگذاريد آقايان باهم بجنگند. ما که از اتحادشان خيري نديديم. بگذار تکليفشان را خودشان باهم روشن کنند. اين دعوا ربطي به طبقه کارگر و روشنفکران و نويسندگان و معلمان و ارتشيان و سربازان ندارد. به خودشان ربط دارد.

                    تحليل شما از کنار گذاشتن فرهاد رهبر از سازمان مديريت چيست؟

                    والله ايشان برکنار نشدند. ايشان جز خودي هايشان هستند. خب در يک خانواده و قبيله هم ممکن است بعضي ها جور ديگري حرف بزنند. فرهاد رهبر يکي از عوامل اصلي نابود کردن نظام برنامه ريزي در اين کشور است. دولت احمدي نژاد مخالفت سرشتي با برنامه ريزي دارد. چون خودمحور است. چون مي خواهند با تک روي و پوپوليسم در استان ها پول خرج کنند. اين ريخت و پاش ها با نظام زندگي امروزي جور در نمي آيد. در حاليکه جهان به سمت برنامه ريزي سيستمي مي رود ،ما داريم قيد 55 سال تجربه برنامه ريزي را مي زنيم.آقاي احمدي نژاد مي خواهد لجاج کند. وقتي به موضوع جمعيت هم مي رسد بازهم همان حرف هايش را تکرار مي کند. وقتي به تورم مي رسد باز تکرار مي کند. وقتي به سياست خارجه مي رسد باز تکرار مي کند. الان نگاه کنيد چه کسي را در سازمان تامين اجتماعي گذاشته. بزرگترين سرمايه مردمي اين کشور سازمان تامين اجتماعي است اما يک بچه 29 ساله را گذاشته که تخصصش کار در کارخانه ياتاغان سازي بوده و گاهي هم خودش را مشاور روانشناسي تيم واليبال معرفي مي کرده است. حال آقاي احمدي نژاد خرد و عقل سازمان تامين اجتماعي را داده به چنين شخصي. خودش هم نشسته زنان را نصيحت مي کند که برويد بچه دار شويد. اين که نشد کار. دارد لجاج مي کند و اين لجاج درست نيست و به ضرر اقتصاد ملي تمام مي شود.

                    اصلا چه دليلي داشت که دولت سازمان مديريت را زير نظر وزارت کشور ببرد؟

                    زير نظر نمي رود، دارد به سمت تعطيلي مي رود. براي اينکه راست گراترين دولت تمام تاريخ معاصر ايران همين دولت نهم است. اصلا سرشت دولت نهم با برنامه ريزي و دموکراتيسم و نظارت جور در نمي آيد. برنامه ريزي دستوري مرد و تمام شد و در جماهير شوروي شکست خورد اما تجربه هاي اتحاد شوروي قابل استفاده است.

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #4675
                      فشار دولت برای تضعیف فراگیرترین نهاد صنفی روزنامه نگاران ایران ادامه دارد. درآخرین اقدام، نهادهای امنیتی با بازجویی خبرنگاران اعزامی به یک دوره آموزشی درهلند توسط انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، فشار خود بر این نهاد صنفي را به اوج رساندند.


                      در روزهاي اخير، اعلام اعطای کارت روزنامه نگاری توسط وزارت ارشاد وبی اعتبار دانستن هر گونه کارت غيردولتي - درحالی که کارت روزنامه نگاری صادر شده توسط این انجمن مورد تایید نهادهای صنفی بین المللی روزنامه نگاری است - عملا گام دیگری در راستای مقابله با این انجمن به شمار می رود. این درحالی است که انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران به عنوان تنها مرجع رسمی صنفی روزنامه نگاران، کارت روزنامه نگاری بین المللی که توسط "فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران" منتشرمی شود را در اختیار خبرنگاران قرار می دهد.

                      بدرلسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در اين ارتباط به ایلنا گفته است که در جلسه اخیر این انجمن درخصوص اعطای کارت خبرنگاری توسط وزارت ارشاد گفت وگو شده است و اعضاي هيات مديره انجمن خواستار آن هستند كه طرح اعطاي كارت هاي خبرنگاري در چارچوب نهادهاي صنفي مرتبط تحقق يابد.
                      وي با تاکيد بر اين که"دولتي كردن ميثاق حرفه*‏اي روزنامه نگاري با اعطاي كارت خبرنگاري با معيارهاي عرف روزنامه نگاري جهان در تعارض است" خاطر نشان کرده: "انجمن صنفي روزنامه نگاران اميدوار است انگيزه اصلي صدور اين كارت*‏ها در جهت ساماندهي بحث خبرنگاران باشد، اما در هر صورت نسبت به عواقب اين اقدام به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هشدار مي دهد و معتقد است نبايد در ساختار دولتي آن را به سرانجام رساند، چرا كه طرح نپخته و نسنجيده*‏اي مانند طرح فوق نتيجه اي نخواهد داشت."

                      دبير انجمن صنفي در بخش دطگري از سخنان خود همچنين از مجموعه اي ديگر از تحركات در حال انجام در حوزه مطبوعات در جهت محدود كردن روزنامه نگاران و نشريات خبرداده است. جابه جايي*‏ها و اخراج تعدادي از اعضاي انجمن صنفی روزنامه نگاران كه در روزنامه همشهري فعاليت مي كرده اند، بي پاسخ ماندن نامه 160 روزنامه*‏نگار كشور به شهردار تهران درهمین زمینه، احضار های تلفنی، درخواست های تلفنی برخي دستگاه ها از روزنامه ها برای پوشش دادن یا ندادن برخی رویدادها وهمچنین اقدام اخیرمقامات امنیتی دربازجویی دستجمعي چند ساعته روزنامه نگارانی که ازیک دوره آموزشی (آن هم با تایید انجمن صنفی روزنامه نگاران وفدراسیون بین المللی روزنامه نگاران) بازمی گشتند، ازجمله اين موارد است.

                      طی روزهای گذشته، انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران با صدور بيانطه اي نسبت به برخورد صورت گرفته در فرودگاه مهرآباد با روزنامه*‏نگاران اعتراض کرده بود. مفیدی خواستار حضور نماينده*‏اي از انجمن صنفي روزنامه نگاران در تمامي احضارهاي روزنامه*‏نگاران شركت كننده WORK SHOP كشور هلند شده و گفته است که "علاوه بر اين بايد تمامي اين احضارها در چارچوب مسائل حقوقي و بر پايه برگه احضاريه دادگاه صالحه باشد." مفیدی درهمین زمینه افزوده است*‏: "احضاريه هاي تلفني كه در رابطه با اين افراد صورت مي گيرد فاقد وجاهت قانوني است كه ما ضمن بيان اعتراض به اين برخوردهاي نسنجيده اعلام مي*‏كنيم كه مسووليت برگزاري كارگاه آموزشي و كليه جوانب آن بر عهده انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران بوده است ."

                      تلاش برای محدود کردن انجمن صنفی روزنامه نگاران درحالی صورت می گیرد که این انجمن تنها نهاد صنفي است که به توقیف غیرقانونی مطبوعات اعتراض کرده و اقدامات غیرقانونی برعلیه روزنامه نگاران را مورد پیگیری حقوقی قرار می دهد.

                      محافظه کاران که طی سالهای گذشته با راه اندازی نهادهای موازی دربرابر نهادهای مدنی واقعی تلاش کرده اند به کاهش اثرگذاری این نهادهای جامعه مدنی بپردازند، طی دوسال گذشته فربه کردن از بالا به پایین "انجمن روزنامه نگاران مسلمان" رانيز به عنوان يک نهاد موازی انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران در دستور کار قرار داده اند.

                      اين در حالي است که تشکل موسوم به "انجمن روزنامه نگاران مسلمان" اساسا يک تشکل صنفي نيست، و برخلاف انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران، در کميسيون ماده 10 (مربوط به احزاب و تشکل هاي سياسي) ثبت شده است.

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #4676
                        همراه با بالاگرفتن خشونت خانگی در عراق که جنگی ميان شيعه و سنی است و در حالی که رييس جمهور ايران اعلام داشته که جمهوری اسلامی آماده است برای حل مشکل امنيت عراق کمک کند، اجلاس امنيت عراق که قرار بود با شرکت روسای دولت سوريه، عراق در تهران برپا شود؛ با منتفي شدن امکان بشار اسد و تعويق دیدار طالبانی منتفی شد. کارشناسان مخالفت آمريکا با دادن فرصت تبليغاتی به جمهوری اسلامی را علت اصلی ناکام ماندن اين اجلاس می دانند.

                        آخرين روز هفته گذشته روزنامه کيهان در بزرگ ترين عنوان خود از تشکيل اجلاس سه جانبه امنيت عراق در تهران خبر داد و در تفسيرهائی که همان روز از سيمای جمهوری اسلامی پخش شد، تاکيد بر اين سخن احمدی نژاد قرار گرفت که ايران با شرايطی حاضرست برای کمک به بازگشت آرامش به عراق کمک کند.

                        در همان زمان که روزنامه های هوادار دولت در تهران مانور اصلی خود را بر بزرگ نمائی نقش جمهوری اسلامی و شکست آمريکا در تامين امنيت عراق نهاده و از جمله وانمود کردند که با توجه به وضعيت انتخابات مياندوره ای آمريکا، آن کشور قصد خارج کردن نيروهای خود را از عراق دارد و در اين زمان بايد يک نيروی ديگر چنين تضمينی را بدهد. روزنامه کيهان با نقل نوشته يک روزنامه آمريکائی همين مضمون را با تيتر " ايران جانشين آمريکا در عراق و منطقه می شود" منعکس کرده بود.

                        دو روز بعد از اين تبليغات و در حالی که مشخص شده بشار اسد به تهران سفر نمي کند و سه روز بعد از زمان معين شده هنوز طالبانی رييس جمهور عراق هم به تهران نرفته است، به نظر می رسد، جز مخالفت آمريکا با چنين اجلاسی علت ديگری نمی تواند وجود داشته باشد. از سوی ديگر گفته می شود با توجه به تحولات اخير لبنان وبعد ازمرگ پي جميل وزير صنايع لبنان که انگشت اتهام ها را به سوي سوريه نشانه رفته است، مقامات سوري نگران آن هستند که نزديکي بيش ازحد به ايران درهنگامه اي که مقامات غربي اين کشور را به حمايت حزب الله وقاچاق اسلحه ايران به اين گروه لبناني متهم کرده اند، موجب ايجاد خطر براي اين کشور شود.

                        طي هفته هاي گذشته و بعد از دراختيار گرفتن کنگره وسنا توسط دموکرات ها درآمريکا، ايالات متحده با استفاده از آراي کميته مشورتي عراق که رياست آن را جيمزبيکر به عهده دارد، از امکان وارد کردن ايران وسوريه به گفت وگو براي صلح درعراق سخن گفته است. اين پيشنهاد چند ماه پس از پيشنهاد عبدالعزيز حکيم روحاني عالي رتبه شيعه عراقي صورت مي گيرد که ازايران خواست به خاطر عراق با آمريکا وارد مذاکره شود. امری که در ابتدا به نظر می رسد با نظر ايالات متحده بيان شده اما سپس با مخالفت زلمی خليل زاد با برگزاری اين ديدار قبل از انتخابات عراق، به تاخير افتاد.

                        ايالات متحده بعد از ارسال پرونده هسته اي ايران از آژانس بين المللي انرژي اتمي به شوراي امنيت سازمان ملل، عملا ازگفت وگو با ايران سر باز زده بود. اين در حالي است که مقامات ارشد ايران براي اولين بار بعد از26 سال گفته بودند که حاضرند به خاطر موضوع عراق با آمريکا سر ميز مذاکره بنشينند. اگرچه پس ازآن اظهار داشتند که حاضرنيستند که تنها برسر اين موضوع به گفت وگو بپردازند ودر صورت انجام چنين مذاکره اي بايد مباحث متنوعي مورد بحث قرار گيرد.

                        در روزهای پایانی هفته که ديدار طالبانی از ايران قطعی به نظر می رسد دپیلمات های سوری با اشاره به تازگی تجديد روابط عراق و سوريه – که به يک هفته قبل و ديدار وزير خارجه سوريه از بغداد مربوط می شود – اظهار داشته بودند که گمان نمی کنند از نظر تشريفات درست باشد که اولين ديدار سران دو دولتی که تازه با هم رابطه برقرار کرده اند در کشور ثالثی باشد. ابتدای هفته نيامدن بشار اسد قطعی شد اما در زمانی که تهران در انتظار ديدار برنامه ريزی شده طالبانی بود اعلام گشت که به دليل شرايط امنيتي ويژه در بغداد؛ اين سفر با تاخير انجام می شود.

                        با قطعی شدن رد دعوت احمدی نژاد توسط بشار اسد، روز يکشنبه سخنگوي وزارت خارجه گفت: اين نشست اساسا به صورتي كه از قبل وقت براي آن تعيين شده باشد نبوده است. سفر طالباني به دليل حوادث اخير عراق و بسته شدن فرودگاه به تاخير افتاد. ولي ايشان با هماهنگي*هايي كه انجام مي*گيرد به تهران مي*آيد.

                        وي درباره خبر سفر بشار اسد به تهران گفت: از ايشان دعوت شده است و رايزني*ها براي تعيين تاريخ اين سفر در حال انجام است. ايران كشور دوم بشار اسد و طالباني است؛ ولي آمدن مقامات خارجي در سطوح عالي نيازمند فراهم آوردن مقدماتي است. حسيني با بيان اينكه طرح نشست سه جانبه ايده و طرح خوبي است، افزود: اين موضوع به اين شكل كه در رسانه*ها مطرح شده نبوده است.

                        اين شرايط پس ازحادثه بمب گذاري که به کشته شدن 200 شيعه در بغداد منجر شد، برقرارشد. برخي منابع غربي گفته اند که دعوت ايران از طالباني براي به رخ کشيدن نفوذ وقدرت تهران دراين کشور به شمار مي رود. برخي ديپلمات ها در واشنگتن نيز از اينکه آمريکا بي مهابا به سوي ايران برود ابراز ترديد کرده اند. با اين وجود ظاهرا تهران تمايل دارد درآستانه ابرازتمايل ايالات متحده براي ورود ايران به مذاکرات صلح وامنيت درعراق، موقعيت خود در عراق را به دشمن ديرينه خود يادآوري کند.

                        جلال طالباني که سالها مهمان ايران بوده است وبه صورت رواني فارسي صحبت مي کند، ارتباط نزديکي با مقامات ايراني دارد.

                        واشنگتن پست مدعي شده که طالباني دراين ديدارتلاش خواهد کرد به ايران اين موضوع را بفهماند که از عراق به عنوان ميدان بازي با دشمن سه دهه گذشته خود آمريکا بازي نکند. طالباني پيش ازاين گفته است که ديدارش ازتهران به منظورش ارتقاي روابط وهمچنين کمک به امنيت درعراق خواهد بود. برخي از طرف هاي سني عراقي طي ماه هاي گذشته از ورود ايران به موضوع برقراري امنيت ابراز نگراني کرده وآن را دخالت درامور داخلي اين کشور توصيف کرده اند. طالباني را درسفر به تهران وزراي صنعت وفن آوري و به احتمال زياد وزير خارجه عراق همراهي خواهند کرد.

                        نوري المالکي نخست وزير عراق که متهم است ارتباط نزديکي با مقتدي صدرناراضي شيعه عراقي دارد، سپتامبرگذشته از تهران ديدار کرد و تلاش کرد حمايت تهران را براي دولت خود جلب کند. محمود احمدي نژاد روز يکشنبه گفت که ايران آمده است که به آمريکا درعراق کمک کند به شرط آنکه سربازان خود را ازاين کشور خارج کند.

                        احمدي نژاد خطاب به آمريکا گفته است: "گفتيد مي*خواهيد آزادي بياوريد اما از زماني كه شما به عراق آمده*ايد، 150 هزار نفر در عراق كشته شده*اند و شما هم در باتلاقي گرفتار شده*ايد كه راه پس و پيش نداريد. ايران حاضر است كه به شما كمك كند تا نجات پيدا كنيد اما به شرط آن*كه دست از زورگويي و تجاوزگري برداريد و رفتار خود را اصلاح كنيد. به كشور خود برگرديد و از اشغالگري دست برداريد؛ چرا كه ادامه*ي اين روش، جز نكبت و سقوط چيزي براي شما نخواهد داشت."

                        سوريه برخلاف ايران طي هفته هاي گذشته اعلام کرده است که بهتر است سربازان آمريکايي تا زماني که دولت عراق به انها نياز دارد دراين کشور باقي بمانند. سيد محمد خاتمي رييس جمهور سابق ايران نيز که ماه سپتامبر ازآمريکا ديدن مي کرد در يکي از مصاحبه هاي خود گفت که نيروهاي آمريکايي نمي توانند بدون برقراري امنيت عراق را ترک کنند.

                        کشورهاي غربي و به خصوص آمريکا مي گويند که جنگجوهاي سني از مرزهاي سوريه وارد عراق مي شوند. از سوي ديگر ايران هم متهم به پشتيباني ازشبه نظاميان شيعه شده است. ايران همواره اين اتهام را رد کرده است. محمود شمس الواعظين روزنامه نگار وتحليل گر مسائل سياسي به واشنگتن پست گفته است که ايران درعراق دوستاني دارد اما اين نفوذ محدود است و درخصوص نفوذ ايران و سوريه درعراق اغراق مي شود.

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #4677
                          در ارتباط با طرح مجدد حکم سنگسار در ايران و مخالفت نهادهاي مختلف سياسي و اجتماعي با آن، با آيت الله العظمي منتظري گفت و گو کرده ايم. آيت الله منتظري در اين مصاحبه با تاکيد بر شرايط اثبات حکم، تاکيد مي کند که: "اقرار شرعي بايد تحت شرايطي از جمله آزادي و اختيار کامل اقرار کننده و بدون ارعاب و ترس و در شرايط طبيعي بوده باشد و اساسا اقرار در زندان و يا تحت فشار موضوعيت ندارد و اگر بعد از چهار مرتبه اقرار، انکار نمود رجم اجرا نمي شود."

                          ايت الله منتظري مي افزايد: "راه ديگر شهادت چهار مرد و يا سه مرد و دو زن عادل است که به رويت خود آزادانه شهادت دهند و تحقق چنين امري بسيار مشکل است و در اين قبيل امور مجرد علم قاضي کافي نيست".

                          به گفته آيت الله منتظري "مجازات رجم در زماني تشريع گرديد که در عرف زمان، مجازاتي خشن و دور از کرامت ذاتي انسان تلقي نمي شد".

                          اين مرجع تقليد در ادامه سخنانش تصريح مي کند: "هدف از رجم ، در فرض اقرار، کشتن و اعدام مجرمين به اين شکل نبوده است، بلکه هدف فقط شروع به اجرا اين حد براي تحقير مجرم بوده است به شکلي که امکان فرار براي آن ها وجود داشته باشد و در صورت فرار - در موردي که با اقرار ثابت شده باشد - نبايد مجددا دستگير و کشته شوند. از اين جهت در زمان پيامبر اکرم (ص) مردي را اقرار خود به زناي محصنه رجم مي کردند ، فرار کرد و در بين راه زبير او را گرفت و با استخوان شتر او را از پاي درآورد و مردم او را گرفتند و کشتند. وقتي اين خبر به پيامبر (ص) رسيد فرمودند : «هلا ترکتموه» يعني چرا او را آزاد نگذاشتيد [تا بتواند فرار کند]." ( وسائل الشيعه ، ابواب حد زنا ، باب 15 ، روايت 2 )

                          آيت الله منتظري همچنين خاطرنشان مي سازد: "در روايت موثقه غياث بن ابراهيم آمده است که حضرت امير (ع) فرمود : من هيچ حدي را در سرزمين دشمن اجرا نمي کنم ، زيرا خوف آن هست که شخص مورد حد گرفتار حميت و احساسات شود و به دشمن ملحق گردد." ( وسائل ، باب 10 از ابواب مقدمات الحدود ، روايت 4)

                          آيت الله منتظري با استناد به اين روايت در پايان تاکيد مي کند: "از تعليل مذکور در ذيل اين روايت به خوبي استفاده مي شود که اجراي بعضي حدود در شرايطي که موجب وهن اسلام يا تبليغات سوء عليه اسلام و احکام آن گردد حاکم اسلامي موظف است از اجراي آن خودداري کند. و به طور کلي در موارد اقرار، حاکم مسلمين مي تواند مجرم را عفو نمايد. و ثبوت جرم از راه شهادت چهار نفر به رويت عمل ، بسيار بعيد است و طبعا تحقق چنين مجازاتي عملا بسيار نادر خواهد بود."

                          Comment

                          • abadani69
                            Senior Member
                            • Aug 2005
                            • 21339

                            #4678
                            احمدي نژاد: براي فتح قله*ها به انديشه بسيج نيازمند هستيم (‪(۱‬ تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۹/۰۵‬
                            داخلي. سياسي. احمدي نژاد.

                            محمود احمدي نژاد رييس جمهوري روز يكشنبه گفت : براي فتح قله*هاي بلند هر روز بيش از گذشته نيازمند حاكميت انديشه بسيج هستيم .

                            به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا، احمدي نژاد درمراسم" شكوه پايداري ‪" ۸۵‬ باحضور ‪۱۲۰‬يگان نمونه از گردان*هاي عاشورا و الزهراي نيروي مقاومت بسيج استان تهران در مرقد امام خميني (ره) افزود: ملت ما و همه ملتها براي پيشرفت نيازمند بسيج و انديشه بسيجي هستند .

                            وي گفت: انديشه بسيجي يعني "محو در خدا" و "همه كارها براي خدا" انجام شدن.

                            احمدی نژاد تصریح کرد: به لطف خدا قدرت شيطاني و پوشالي آمريكا رو به اضمحلال و نابودي است و رژيم صهيونيستي در سراشيبي تند سقوط قرار دارد.

                            وی ابراز اميدواري كرد، بساط اجنبي از منطقه برچيده شود. رییس جمهور خطاب به آمریکا گفت: ملت ايران آماده است به شما كمك كند تا از اين وضعيت خارج شويد.

                            وي در عين حال افزود: شرط اين كمك، آن است كه دست از زورگويي برداريد و رفتار خود را اصلاح كنيد. رييس جمهوري اظهار داشت: آن وقت، ايران آماده است ، راه نجات را به شما نشان دهد.

                            رييس جمهوري خطاب به كشورها و دولتهاي منطقه گفت كه بايد دست به دست هم دهيم و اجنبي را از منطقه اخراج كنيم.

                            احمدي نژاد بار ديگر بر هشياري كشورهاي منطقه تاكيد كرد و افزود: بايد مراقب بود كه فتنه*ها، برخي عناصر منطقه را به منجلاب سقوط نكشند.

                            رييس جمهوري اضافه كرد: وقت آن رسيده است سران آمريكا و انگليس گوش هاي خود را باز كنند.

                            وي با بيان اينكه آمريكا و انگليس از رژيم صهيونيستي براي فشار بر ملتهاي منطقه استفاده مي*كنند و نيز با اشاره به آواره شدن ميليونها نفر در منطقه، خطاب به سران آمريكا و انگليس گفت: امروز شما در منطقه و دنيا به خط پايان رسيده*ايد.

                            احمدي نژاد گفت: روش شما كه استفاده از زبان زور، تهديد و تحقير ملتهاست به پايان خود رسيده است. امروز سقوط شما و روند سلطه اهريمني*تان آغاز شده است.

                            رييس جمهوري خطاب به سران آمريكا و انگليس گفت: در بين ملت*هاي عالم، هيچ پايگاهي نداريد. دست از جنايت و حمايت از صهيونيست*هاي بي*آبرو و آدمكش برداريد. دست از ملت عراق برداريد تا به دست شما اينگونه ‪ ۲۰۰‬نفر، ‪ ۲۰۰‬نفر به خاك و خون كشيده نشوند.

                            احمدي نژاد گفت كه در اين جنايات و خونهايي كه تحت پوششهاي مالي و نظامي شما صورت مي*گيرد و ريخته مي*شود، شريك هستيد و در آينده نزديك در دادگاههاي عدل بايد پاسخگو باشيد.

                            رييس جمهوري خطاب به سران آمريكا و انگليس گفت: بياييد زندگي با عشق و محبت را تجربه كنيم. مي*شود عاشق بود، با محبت زندگي كرد و در خدمت ملت*ها بود.

                            وي اظهار داشت: هر جا سخن از شما مي*آيد، نام شما مترادف جنگ، خونريزي و تجاوز و خباثت است. هر جا نام انگليس مي*آيد، افكار عمومي به ياد فريبكاري و نكبت مي*افتند.

                            احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه دست شما از دامان ملت ايران كوتاه است، گفت: توصيه مي*كنم دست از فريبكاري برداريد. اين يك دعوت الهي و عمومي است. به مسير انبيا، خداپرستي و عدالت برگرديد. ما علاقه منديم شما برگرديد.

                            رييس جمهوري تصريح كرد: اگر اين دعوت را نپذيريد، به زودي دست قدرتمند عدالت از آستين ملت*ها بيرون مي*آيد و شما را از سرير قدرتتان به زير خواهد كشيد.

                            اين سخنان رييس جمهوري با شعارهاي الله اكبر، خامنه*اي رهبر، مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل و مرگ بر منافق بسيجيان همراه شد.

                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #4679
                              به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب این فعالان اقتصادی اظهار کرده*اند که پلیس امارات در هنگام ورود به دبی و یا در حین عبور و مرور در خیابانها اقدام به بازرسی وسائل شخصی آنان کرده،* آنها را مورد بازجویی قرار می*دهند و حتی در برخی موارد برخی از بازداشت شدگان اظهار کرده*اند که پلیس امارات آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده است.

                              بر همین اساس علاءالدین بروجردی در نامه*ای به منوچهر متکی وزیر امور خارجه ضمن درخواست پیگیری دلایل این اقدام خواستار احضار سفیر امارات متحده عربی در ایران و ارائه توضیح درباره برخورد توهین آمیز پلیس کشورش با اتباع ایرانی شده* است.

                              در همین خصوص شنیده شده است که اسفندیار رحیم مشایی رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از این اقدامات اظهار بی*اطلاعی کرده و گفته است که هنوز هیچ شکایتی از سوی بازرگانان ایرانی و یا گزارشی از اینگونه اقدامات برای او ارسال نشده است.

                              چندی پیش اعلام شده بود که ایالات متحده آمریکا دفاتری را در دبی به منظور براندازی نظام جمهوری اسلامی دایر کرده است. «نیکلاس برنز» یکی از مقامات وزارت خارجه آمریکا دلیل ایجاد این دفاتر را آشنایی مقامات آمریکایی و کارشناسان سیاسی ـ*اجتماعی دولت بوش با عقاید و افکار مردم ایران دانسته بود.

                              «برنز» گفته بود که ایجاد پایگاه*های ارزیایی آمریکا در کشورهای همسایه و به ویژه در دبی که تعداد بسیار زیادی از ایرانیان برای تفریح و فعالیت اقتصادی به آنجا رفت و آمد دارند می*تواند به کامل کردن تصویر ذهنی سران ایالات متحده درباره ایران کمک شایانی کند.

                              این مقام آمریکایی به سابقه تشکیل این دفاتر در همسایگی کشورهایی که آمریکا با آنان مخالف است اشاره کرده و گفته*است که ما می*توانیم نظر ایرانیان را درباره کشورشان،*تحولات منطقه و نقش ایالات متحده آمریکا در جهان و همچنین دیدگاه آنان را در خصوص آینده کشورشان جویا شویم. به خصوص اینکه ایرانیانی که در دبی رفت و آمد می کنند کمتر پناهنده سیاسی هستند و در بیشتر موارد به کشورشان بازمی*گردند. از سوی دیگر در میان مسافران دبی تمامی قشرهای موجود در ایران حضور دارند و می توان نظرات طبقات گوناگون ایرانی را درباره مسائل مورد توجه آمریکا جویا شد.

                              ایالات متحده آمریکا پیش از این پایگاه*هایی را به همین منظور در کشورهای دیگر از جمله لیتوانی دایر کرده و این پروژه را «ریگا» نامیده بود. به همین دلیل برخی از رسانه*ها برای انعکاس اخبار فعالیت پایگاه*های آمریکایی در دبی از این نام استفاده کرده*اند.

                              برخی ناظران معتقدند توهین و ضرب و شتم اتباع ایران توسط پلیس امارات متحده عربی بی*ارتباط با طرح ریگای آمریکا نیست؛ خصوصاً با توجه به اینکه این برخوردها همزمان با تشکیل این پایگاه*ها در دبی شدت یافته* است. پیش از این بسیاری از نخبگان و روزنامه نگاران نسبت به برخوردهای نامناسب با ایرانیان در دبی هشدار داده بودند.

                              Comment

                              • abadani69
                                Senior Member
                                • Aug 2005
                                • 21339

                                #4680
                                با گسترش خشونت*های داخلی در عراق چنی در سفر به عربستان تلاش می*کند از کمک عربستان برای حل گرفتاری*های خود در این کشور استفاده کند. روزنامه نیویورک تایمز با اشاره به سفر چنی به عربستان گزارش داد واشنگتن می*خواهد عربستان سعودی از نفوذ خود میان اقلیت سنی عراق استفاده کرده و به ایجاد ثبات در عراق کمک کند.

                                هدف دیگر این سفر استفاده از کمک*های عربستان، مصر و اردن در شکستن بن*بست ایجاد شده در مذاکرات صلح اسرائیل و فلسطین است.

                                شبکه فاکس نیوز در گزارشی با تشریح اهداف سفر چنی به عربستان گزارش داد آمریکا می*خواهد با استفاده از نگرانی اعراب در خصوص برنامه هسته*ای ایران، از حمایت آنها برای تحت فشار قراردادن ایران بهره*مند شود.

                                این گزارش افزود: در عین حال اعراب از مواضع تند آمریکا حمایت نخواهند کرد چون می*دانند استفاده از ابزار نظامی به ضرر منافع آنها در منطقه است.

                                گفت*وگوهای چنی با مقامات عربستان از جنبه* دیگری نیز حائز اهمیت است. در شرایطی که آمریکا برای مذاکره با ایران و سوریه در خصوص مسائل عراق تحت فشار است، کمک گرفتن از عربستان برای تحت تاثیر قراردادن سنی*های عراق حاکی از نگرانی واشنگتن از وضعیت شیعیان در عراق است.

                                یک دیپلمات غربی در گفت*وگو با روزنامه نیویورک تایمز گفت آمریکا قصد دارد با متحد کردن اعراب میانه*رو در خصوص مسائل عراق و صلح فلسطین ـ اسرائیل با نفود ایران و سوریه در منطقه مقابله کند.

                                وی افزود: واشنگتن همچنین قصد آرام کردن نگرانی*های منطقه*ای در خصوص حضور نیروهای نظامی*اش در عراق را دارد. چرا که اعراب بیش از همه چیز نگران به خطر افتادن ثبات و امنیت منطقه هستند.

                                Comment

                                Working...