Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Comment


    • در حالی که اصلاح طلبان در انتظارند که مطابق مصلحت انديشی ها و وعده های داده شده بخشی از نامزدهای شوراها که توسط هيات های اجرائی جناح راست رد صلاحيت شده اند به صحنه انتخابات بازگردانده شوند، نشانه ها حکايت از آن است که انتخابات شوراهای تهران رو به گرمی می رود و اصلاح طلبان به توافق نزديک می شوند. اين در حالي است که جناح راست کوشش دارد تا بتواند بدون آن که حساب خود را از حاميان رييس جمهور جدا کند، به وحدتی دست يابد که غيرممکن به نظر می رسد.

      محسن ميردامادی دبيركل حزب مشاركت تاكيد كرده است كه اين حزب انتخابات شوراها را فقط يك گام به جلو مي داند كه بايد مسير را براي گام بعدي آماده كند: "ضمن اين كه سياست كلي حزب شركت در انتخابات شوراهاست ولي در شهرهايي كه به دليل رد صلاحيت هاي بي مورد امكان شركت در انتخابات براي اصلاح طلبان وجود نداشته باشد و مجموعه ائتلاف اصلاح طلبان به اين نتيجه برسند كه حضور در انتخابات ضررش بيشتر از عدم حضور است دوستان مناطق را توصيه به شركت نمي كنيم."

      ميردامادي که در جلسه ای با حضور معاونان و مسوولان حزب مشارکت سخن می گفت با اشاره به همگرايي مطلوب در بين اصلاح*‏طلبان، اظهار داشت: "برآورد ما اين است كه ميزان مشاركت در تهران بيش از دوره قبل شوراها است و علت آن هم متشكل كردن و سازماندهي نيروها از سوي هر دو طرف است و اينكه فضاي عمومي نيز برخلاف دوره گذشته، فضاي عدم شركت نيست. اين عوامل كمك مي*‏كند كه مردم بيشتر شركت كنند."

      وي با اظهار اينكه در دولت فعلي به همه چيز با نگاه امنيتي نگاه مي*‏شود و نهادهاي امنيتي به دوران پيش از دوران اصلاحات بازگشته*‏اند گفت ظرف يك سال گذشته فضاي سياسي كشور كاملا بسته*‏تر شده است و برخورد با نشريات و روزنامه*‏ها به نحوي است كه هرگز در دوران پس از انقلاب حتي در زمان جنگ هم سابقه نداشته است، ادامه داد: "با برخوردي كه دولت در اين مدت داشته و عدم تحمل كمترين انتقاد از طرف دولتمردان كه شاهد هستيم، احتمال دارد در آينده فضا بسته*‏تر هم بشود و بايد از حالا آماده روزهاي سخت*‏تر هم باشيم. "

      دبيركل جبهه مشاركت افزود: "البته در عين حال دولت ناخواسته اين فرصت را هم براي ما به وجود آورده است كه با نيروهاي باتجربه و توانايي كه به طور وسيع از دولت و دستگاه اجرايي آزاد شده*‏اند، پتانسيل كم*‏نظيري براي گسترش و تقويت كارهاي تشكيلاتي و حزبي به وجود آمده است و ما بايد از اين فرصت كمال استفاده را بكنيم. "

      وي در مورد وضعيت بررسي صلاحيت*‏ها در انتخابات شوراها و ردصلاحيت*‏هاي گسترده در شهرستان*‏ها، ضمن محكوم کردن اين ردصلاحيت*‏ها اظهار داشت: "ضمن اينكه سياست كلي حزب شركت در انتخابات شوراها است ولي در شهرهايي كه به دليل ردصلاحيت*‏هاي بي*‏مورد امكان شركت در انتخابات براي اصلاح*‏طلبان وجود نداشته باشد و مجموعه ائتلاف اصلاح*‏طلبان به اين نتيجه برسند كه حضور در انتخابات ضررش بيشتر از عدم حضور است، دوستان مناطق را توصيه به شركت نمي*‏كنيم."

      معرفی شهردار

      از هفته پیش، با آتشی که مدير روزنامه کيهان روشن کرد اين زمزمه در بين جناح راست افتاد که نامزدها بايد قبل از انتخابات شهردار مطلوب خود را معين کنند. پیشنهاددهنده نظر داشت که با اين ترفند عملا از ائتلاف اصلاح طلبان جلوگيری شود در حالی که جناح مقابل چون شغل های متعدد در اختيار دارد می توان صدمه ای نبيد. پیشنهاد حتی در جمع جناح راست هم جدی گرفته نشد. از آن پس ستاد تبليغات جناح راست شروع به ساختن شايعاتی کرد که در سایت های وابسته منتشر شد. در يکی از آنها غلامحسين کرباسچی و در دگيری دکتر نجفی و در سومی جهانگيری به عنوان شهردار منتخب کارگزاران و مشارکت نام برده شد تا به اين ترتيب دست کم همفکران قاليباف از ائتلاف با مشارکتی ها جدا شوند، اما با تکذيب رسمی دکتر نجفی و جهانگیری و سران کارگزاران، روزنامه کيهان خود مجبور به تکذيب شد.

      پیش بينی می شود ستاد تبليغاتی جناح راست در هفته های آينده شگرد های متعدد ديگری ارائه دهد تا از شکست احتمالی اين جناح جلوگيری کند. روزنامه کيهان که هفته گذشته به جناح راست توجه داده بود که در صورت متحد نشدن شکست می خورند و اين مقدمه شکستشان در انتخابات مجلس و رياست جمهوری خواهد بود، در مقاله ای به قلم حسين شريعتمداری با نقل خاطره ای از ابوترابی رييس سازمان آزادگان و نايب رييس مجلس که مورد احترام هر دو جناح سياسی بود ادعا کرد که وی قبل از مرگ از اين که در فهرست کارگزاران باشد تبری جسته و در ملاقاتی با وی از همصدائی با اصلاح طلبان خودداری کرده بود تا مبادا با آنان همگام شناخته شود. که اين نيز پیامی است به افراد ميانه رو که تصور می رود نامشان در فهرست اصلاح طلبان باشد.

      حرف اول: مردم

      در اين ميان خبر رسيد که تعدادي از داوطلبان انتخابات شورا كه توسط هيات*‏هاي اجرايي و نظارت ردصلاحيت شده*‏اند، روز جمعه، سوم آذر ماه در قم با آيت*‏الله اسدالله بيات زنجاني ديدار و گفت*‏وگو كردند. در همين زمان ايسنا گفتگوئی را با اسدالله بيات زنجاني منتشر کرد که در آن *با تاكيد براينكه به طور نسبي ايده*آل*ترين نظام، نظام دموكراتيك و مبتني بر دموكراسي است، گفته شده: " در نظام دموكراسي مردم حرف اول وآخر را مي*زنند. حكومت كردن تصميم گرفتن درباره مردم است. پس مردم بايد درباره سرنوشت خودشان تصميم بگيرند."

      وي درادامه با يادآوري اينكه در دوره اول برگزاري انتخابات خبرگان صلاحيت كانديداها از طريق تاييد دو نفر از مجتهدان معروف حوزه علميه قم يا حوزه*هاي ديگر انجام مي*شد، گفته: "با كمال خوشبختي اين رويه جواب هم داد و اتفاقا هيچ شائبه*اي مبني بر اينكه رقيب صلاحيت رقيب را تاييد نكند بر خلاف آنچه امروز وجود دارد، وجود نداشت". وي همچنين ادامه داد: "بيش از 17-18 سال است كه مي*گوييم مشكلي در اين مساله وجود دارد كه شائبه دارد، اما اگر آن آيين*نامه عمل مي*شد شائبه*اي وجود نداشت. هم حقوقي و هم عقلاني بود. البته آن روز بعضي*ها مي*خواستند شبهاتي را ايجاد كنند و به واسطه آن گفتند اصلا خبرگان رهبري ديگر چيست؟ و چه نيازي به آن هست؟ آنها جايگاه خبرگان را نمي*دانستند. به همين دليل به خاطر دارم امام آن زمان فرمودند خبرگان رهبري موجب تقويت رهبري است."

      آيت الله بيات اضافه كرده: "بر مبناي رويه اخير شوراي نگهبان در بررسي صلاحيت كانديداهاي مجلس خبرگان سوال در اين*جاست كه فرض بر اين است كه 8 سال قبل صلاحيت اخلاقي، علمي، ديني و سياسي يك فرد براي خبرگان محرز شده باشد بايد يقين پيدا كنيد كه آنها صالح نيستند؟ آيا فردي كه چنين روحيه*اي پيدا كرده است و هر روز احرازش عوض مي*شود فرد متعادلي است؟"

      اين استاد حوزه در ادامه اظهار داشته: "امام اولين كسي بود كه از مرزبندي بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي سخن گفت. جريانات و افرادي كه در آن روز متهم به طرفداري از اسلام آمريكايي بودند امروز برخي از همان*ها شديدا تظاهر به طرفداري از ولايت فقيه مي*كنند! آنهايي كه در گذشته نه چندان دور از دولت اسلامي ياد مي*كنند آن زمان مقابل جمهوري اسلامي بودند. آنهايي كه راي مردم را راي الزامي مي*دانند و نقشي در قانونيت و حقانيت نظام و مشروعيت آن براي راي مردم قايل نيستند. اين در واقع همان خطي است كه در مقابل مشروطه، مشروعه را مطرح مي كرد. امام خميني مگر طرفدار شرع نبود. كدام*يك از اين آقايان از امام خميني متشرع*ترند؟ امام خميني گفت ميزان راي ملت است.امام معتقد است كه اگر مردم نبودند ما هم نبوديم اما اينها معتقدند ما هميشه بايد باشيم."

      نظرات يزدی

      در ميان مجادلات به نوشته کيهان محمد يزدی عضو شوراي نگهبان از رد صلاحيت بعضی نامزدهای نمايندگی مجلس خبرگان توسط اين شورا دفاع کرده و در اشاره به نمايندگان فعلی که رد صلاحيت شده اند بدون نام بردن از آيت الله اروميان گفته يكي از آن*ها به علت كهولت سن، حافظه*اش را از دست داده است. اين در حالی است که اروميان در ماجرای يک تحقيق و تفحص با چناح راست درگير شد و آن زمانی بود که همگام با اصلاح طلبان تصميم گرفت از حفاظت قوه قضاييه بازديدی به عمل آورد اما نمايندگان وی توسط حفاظت دستگير و شکنجه شدند و يکی از آنان در زندان کشته شد. آيت الله اروميان در زمانی که اين اخبار اعلام شد در مقابل اطلاعيه های حفاظت اطلاعات به تکذيب آن پرداخت و از همان زمان معلوم بود که از جانب مقامات بالاتر صلاحيت وی برای عضويت در شورای نگهبان زير سئوال رفته است.

      رييس سابق قوه قضاييه از مجيد انصاری دومين نماينده فعلی مجلس خبرگان هم نام نبرده و گفته وی در دستگاه قضايي داراي محكوميت است كه من در جريان جزييات پرونده*اش هستم و شورای نگهبان از ايشان براي امتحان دعوت كرد كه نيامد، اما اگر حضور پيدا مي*كرد و نمرهء لازم را كسب مي*كرد، هيچكس جلوي حضور وي را در انتخابات خبرگان نمي*گرفت. مجيد انصاری نايب رييس سابق مجلس و معاون رييس جمهور خاتمی در طول دوره گذشته بارها با پيشنهادهائی سکوتی را که جناح راست مايل است بر مجلس خبرگان حاکم باشد شکسته است. وی که از جمله اعضای مجمع تشخيص مصلحت نظام است از معدود روحانيون ميانه رو و مورد تايید اصلاح طلبان است که هنوز در مجلس خبرگان حضور داشت.به جز او فقط آيت الله موسوی تبريزی است که شورای نگهبان به علت آن که اجتهاد وی توسط آيت الله خمينی موکد شده، نتوانست وی را در فهرست رد صلاحيت های خود جا دهد.

      محمد يزدی در مصاحبه ای که روزنامه کيهان آن را با اهميت ديده بود به اشاره درباره آيت الله عباسی فرد با عنوان شخصيتي كه در نظام خيلي احترام دارد و براي ما هم محترم است ياد کرده و گفته خيلي*ها دوست داشتند كه وی بيايد، اما اجتهادش ثابت نشد.

      گفتنی است که آقای عباسی فرد، که رييس سابق قوه قضاييه اجتهاد وی را ثابت نشده خوانده خود دو دوره عضو شورای نگهبان و در کار بررسی صلاحيت نامزدهای انتخابات مختلف در اين شورا بوده است که مهدی کروبی با اشاره به همين سوابق پرسيد ديگر چه کسی می تواند صلاحيت داشته باشد.و بیش از صد نماينده مجلس نيز بر همين اساس خواستار تائيد صلاحيت وی از شورای نگهبان شدند. اما همچنان که وی در مصاحبه ای با اعتمادملی فاش کرد مشکل وی مربوط به دورانی است که در شورای نگهبان عضويت داشت و چند باری به اين که احمد جنتی بدون مشورت با ديگران از جانب فقهای شورای نگهبان سخن می گفت اعتراض کرده بود. در دوره های گذشته نيز بعضی از اعضای شورای نگهبان تائيد کرده بودند که آيت الله جنتی بدون رعايت بقيه افراد نظر می دهد. چنان که در انتخابات مجلس ششم بيست روز اعلام نتايج بررسی انتخابات تهران را نگاه داشت که نزديک بود به بحران سیاسی منجر شود ولی حاضر نبود اجازه بدهد که در غياب وی که به حچ رفته بود اسامی منتشر شود. علاوه بر عباسی فرد رضا زواره عضو سابق شورای نگهبان هم بعد از جدا شدن از این شورا رد صلاحيت شد و علت آن نيز ناسازگاری وی با آقای جنتی بود.

      Comment


      • Comment


        • Comment


          • اين طور به نظر مي رسد که کشور سدر [لبنان] درحال پرداخت هزينه نزديک شدن امريکا و ايران است.

            آيت الله خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي هفته گذشته سخن سنجيده اي بر زبان آورد و مسايل منطقه اي را به خوبي جمع بندي کرد: "لبنان محل شکست ايالات متحده و رژيم صهيونيستي خواهد بود." لبنان هميشه صحنه درگيري ها و تنش هاي خاورميانه بوده و به همين دليل است که جدا از اختلافات سياسي و عمليات تروريستي، هرآنچه که در آنجا رخ مي دهد تا اين حد اهميت مي يابد.

            از زمان تأسيس غيرمنتظره يک محور فرانسوي-امريکايي در تابستان 2004 که به تصويب قطعنامه 1559 نيز منجر شد، لبنان نبرد عظيمي را بين دو ديدگاه جهاني تجربه مي کند؛ دو ديدگاهي که به دو پروژه سياسي و به دو اردوگاه کاملاً متضاد با يکديگر مربوط مي شوند. ازيک طرف، اردوگاه "چهارده مارس" [اشاره به تظاهرات و گردهمايي عظيم پس از مرگ حريري] که توسط تمامي احزاب ضدسوري و به ويژه سعد حريري تشکيل شده است.نيروهاي چهارده مارس که دو سوم مجلس و همچنين منصب نخست وزيري را اشغال کرده اند، ازسوي پاريس و واشنگتن حمايت مي شوند. اين اردوگاه پيروزي انتخاباتي خود در بهار 2005 و خروج سوريه از لبنان را به مثابه يک پيروزي دموکراتيک مي داند.

            درمقابل، ائتلاف طرفدار سوريه را مي بينيم که تمامي فرقه ها در آن حضور دارند و به عنوان نقطه ثقل مدار حزب الله محسوب مي شود؛ حزب شيعه اي که در سايه دو پدرخوانده خود، سوريه و ايران، به عنوان دو دشمن اصلي واشنگتن در منطقه رشد کرده است. اين حزب از زمان موفقيت نسبي خود در جنگ لبنان و در برابر ارتش اسراييل، اکنون به يکي از عوامل تأثيرگذار منطقه تبديل شده است.

            "جبهه اصولگرايان" به عنوان بازنده بزرگ در خروج نيروهاي سوري از لبنان و سپس در انتخابات بهار 2005، اکنون نيرو و توان خود را بازيافته است. ايران به عنوان طرفدار اين درگيري ها امتيازات بسياري را در سطوح منطقه اي کسب کرده است و حزب الله نيز در داخل لبنان. حزب الله هفته گذشته در سياست هاي خود بسيار تندروي کرد و خواستار استعفاي وزراي خود از دولت شد. دلايل اين کشمکش ها برگزاري دادگاهي بين المللي است که در آن قاتلين رفيق حريري محاکمه خواهند شد. نيروهاي چهارده مارس و متحدان غربي آنها اين اقدام را به عنوان تنها راه و احتمالاً آخرين راه براي سرنگوني حکومت سوريه مي دانند؛ حکومتي که تاکنون توان مقابله و مقاومت خود عليه فشارهاي موجود را ثابت کرده است. دمشق و متحدان لبناني آن نيز آماده اند تا هر کاري براي منحرف و بي اعتبار کردن دستگاه قضايي انجام دهند و اميدوارند اين دستگاه نتواند تا انتهاي دوره رياست جمهوري ژاک شيراک به بقاي خود ادامه دهد. اين درحالي است که رييس جمهور شيراک ترور دوست خود، رفيق حريري را يک مسأله شخصي مي داند.

            اين موضوع از نظر ايالات متحده از اهميت خاصي برخوردار نيست و لبنان به هيچ وجه در اولويت قرار ندارد. در نظر ايالات متحده، لبنان صرفاً "سرزمين آزمايش" است و در "خاورميانه جديد" جايگاه خاصي ندارد. ايالات متحده در منطقه دو اولويت ديگر را دنبال مي کند: ايجاد ثبات در عراق و کنترل پرونده هسته اي ايران. کوفي عنان دراين خصوص اظهار داشت: "وضعيت فعلي عراق آنچنان حالت آشفته و سردرگمي ايجاد کرده که امريکا نه مي تواند در آنجا بماند و نه مي تواند آنجا را ترک کند." به علاوه، هزينه سياسي چنين وضعيتي آنچنان بالاست که امروز سران واشنگتن درخصوص مصالحه و سازش با ايران به توافق نظر رسيده اند و ايران را به دليل تأثيري که بر دولت دمشق دارد، تنها عامل ايجاد حداقل ثبات در عراق مي دانند. ازطرف ديگر، سوريه و ايران را مسؤول سرازير شدن داوطلبان ضدامريکايي به سوي عراق مي شناسند.

            با اينکه دولت بوش هرگونه گفتگوي مستقيمي با دمشق و تهران را مردود اعلام کرده و آنها را به عنوان بانيان تروريسم در منطقه مي شناسد، ولي از ديد واشنگتن نشست احتمالي بين سوريه، عراق و ايران مفيد خواهد بود. و اما درخصوص ترور پير جميل، مي توان آن را به عنوان هشداري از سوي سوريه تلقي کرد: به هيچ وجه نمي توان اين رويداد را زد و بندي بين امريکا و ايران دانست، به طوري که سوريه فراموش شود.

            اين سناريويي است که پاريس را بسيار نگران کرده؛ نگران از اينکه درخصوص پرونده لبنان ازسوي امريکايي ها تنها مانده باشد...

            Comment


            • Comment


              • ديک چني، معاون رييس جمهور امريکا روز شنبه ملک عبدالله، پادشاه عربستان را ملاقات کرد. هدف اين سفر پيدا کردن راه حلي براي آرام کردن وضعيت عراق است که طي هفته اخير، رويدادهاي خونباري را تجربه کرده. درحال حاضر، واشنگتن اميدوار است که خانواده سلطنتي آل سعود از تأثير خود بر شبکه هاي بومي سني در کشور خود استفاده و راه حلي براي اين معضل بیابند .

                اين ديدار که با متحدان اصلي واشنگتن انجام شد در زمان خاصي صورت گرفت: بحران لبنان؛ به بن بست رسيدن موقعيت اسراييل و فلسطين؛ ادامه کشمکش ها بر سر پرونده هسته اي ايران...

                اين درحالي است که روز قبل از نشست رييس جمهور بوش و نوري المالکي، نخست وزير عراق، 215 نفر در بخش شيعه نشين بغداد طي چند عمليات تروريستي منتسب به شورشيان سني به قتل رسيدند. هرلحظه ممکن است ائتلاف سست موجود در دولت بغداد از هم فروپاشد: حزب صدر، حزب نزديک به امام شيعه مقتدا صدر، رهبر جيش المهدي، ازطرف ديگر تهديد کرده است که در صورت ملاقات با بوش به حمايت خود از دولت خاتمه خواهد داد.

                درخصوص ايران، اغلب موضوعات مورد بحث ديک چني و سعودي ها به نگراني شيخ نشينان خليج فارس برمي گردد که نمي خواهند شاهد تجهيز همسايه شيعه خود به سلاح هاي هسته اي و کشتارجمعي باشند؛ مسأله اي که مطمئناً بر اقليت هاي شيعه اين کشورها نيز تأثير خواهد گذاشت. آنها از حمله به ايران نيز به دليل امکان انجام اقدامات تلافي جويانه ازسوي دولت تهران واهمه دارند.

                به علاوه، دولت واشنگتن تهران و سوريه را به براندازي دولت فواد سينيوره محکوم کرده؛ قابل ذکر است که دولت بيروت از زمان ترور پير جميل، وزير مسيحي، بيش از پيش در معرض سقوط در پرتگاه بي ثباتي قرار گرفته است.

                با توجه به رقابت پيچيده اي که از دهه ها قبل بين واشنگتن و تهران فاصله انداخته، اکنون اين دو کشور در تلاش اند تا از تأثيرات منطقه اي خود در خاورنزديک استفاده و ديگري را از گردونه اين رقابت ديرينه خارج کنند. ايران روز شنبه درصدد برگزاري يک نشست سه محوره با حضور رؤساي جمهور عراق و سوريه بود؛ اين درواقع هدفي است که تهران قصد تحميل آن را دارد، چه در عراق و چه در بقيه کشورهاي منطقه.

                به نظر مي رسد که اين ديدار به تاريخ ديگري موکول شده باشد: از يک طرف، جلال طالباني به دليل بسته بودن فرودگاه بغداد سفر خود را قبل از روز يکشنبه لغو کرد، ولي خاطرنشان کرد که مطمئناً به تهران سفر خواهد کرد. ازطرف ديگر، دولت سوريه به اين دعوت هيچ پاسخي نداده و تاکنون سکوت اختيار کرده، زيرا دمشق که امروز اميدوار است تا امتيازاتي به نيت بازسازي سياسي از واشنگتن دريافت دارد، از اين نگران است که به تقليد کورکورانه از تهران محکوم شود. و البته تاکنون متحد اصلي اش [دولت تهران] را از خود نرنجانده است...

                احمد بخشايش، يک تحليلگر ايراني، درخصوص نشست تهران مي گويد: "دولت جمهوري اسلامي اهداف ديگري را نيز دنبال مي کند. ايران قصد دارد تأثير و نفوذ خود را در عراق افزايش دهد." اين استاد علوم سياسي در دانشگاه علامه تهران در ادامه مي افزايد: "دولت ايران همچنين مي خواهد پشتيبان دولت عراق باشد تا درصورت خروج نيروهاي امريکايي از اين کشور، بتواند آن را تحت حمايت خود نگهدارد."

                کيهان به عنوان محافظه کارترين روزنامه پايتخت پا را فراتر گذاشته و اظهار مي دارد:" اين نشست موضع رييس جمهور امريکا را به لرزه انداخته."

                اين درحالي است که کميسيوني درخصوص مسأله عراق به سرپرستي جيمز بيکر، وزير امور خارجه اسبق امريکا، ممکن است در آينده اي نزديک به رييس جمهور بوش سفارش نمايد که براي درخواست همکاري سوريه و ايران دست ياري خود را به سوي اين دو کشور دراز کند. رييس جمهور احمدي نژاد نيز با دانستن اين واقعيت، اکنون قصد دارد قبل از اينکه ايالات متحده به درب مذاکره بکوبد، ساز خود را با بغداد و دمشق کوک کند.

                به گفته استفان هادلي، مشاور امنيت ملي امريکا، عراق قصد دارد پيامي به دو همسايه خود بدهد. او در اين خصوص مي گويد: "واقعاً مهم است که عراق به طور مستقيم با اين کشورها به مذاکره بپردازد و بسيار واضح وشفاف به آنها بگويد بايد نقش مثبتي در ايجاد امنيت، ثبات و دموکراسي در عراق بازي کنند."

                Comment


                • Comment


                  • فريبرز رييس دانا ، اقتصاددان ايراني انتقادات فراواني به برخورد با بانک خصوصي پارسيان دارد. او معتقد است اگر قانون، به پارسيان اجازه رشد مي دهد نبايد با آن برخورد غيرقانوني کرد. او برخورد دولت با بانک پارسيان را جنگ قدرت هاي اقتصادي مي داند.


                    تحليل شما از برخوردي که دولت با بانک پارسيان انجام داد چيست؟

                    من اين برخورد را يکي از نمونه هاي بسيار روشن از تلاش و ستيز براي منافع اقتصادي در درون گروه هاي قدرتمند اقتصادي مي دانم، چون هيچ دليلي پيدا نکردم که دولت براساس موازين دموکراتيک و قوانين و مقررات با بانک پارسيان درافتاده باشد. اما دلايل بسياري پيدا کردم که علت درافتادن دولت با بانک پارسيان بر سر تقسيم قدرت و قدرت اقتصادي و منابع مالي است. دولت نمي خواهد يک بانک و يک منبع مالي در اختيار رقيبانش باشد. بيخصوص منبع مالي که به سرعت رشد کرده. من هرچه قوانين را نگاه کردم و گفته ها را شنيدم ، خلافي که از حيث موازين و مقررات موجود و مورد تاييد خود نظام صورت گرفته باشد نديدم. براي اينکه اگر آن ها کاري کردند همان کار را ساير بانک هاي خصوصي هم کردند. بانک پارسيان براساس موازين و دستورالعمل ها و گرايش هاي خصوصي سازي که بيشترين مقدارش را دولت احمدي نژاد به پيش برده فعاليت کرده.حال دولتي که سعي مي کند خودش را طرفدار اراده مردم و خواسته هاي فقرا نشان دهد، بيشترين فشار را به خصوصي سازي و انتقال دارايي هاي ملي به مردم مي آورد و به جايش دارايي ها را به دست گروه هاي خصوصي خودماني اش مي سپارد. برخورد با بانک پارسيان نيز ناشي از همين تضاد است.

                    چرا؟

                    چون ممکن است منابع بانک پارسيان در انتخابات بعدي دراختيار گروه هاي رقيب او قرار بگيرد. الان در اينجا نبرد و جنگ بر سر موقعيت و قدرت اقتصادي است که در درون طبقات حاکم جريان دارد. احتمال مي دهم که زين پس کساني هم که در انتخابات گذشته فرصت را به هر دليل ممکن از دست دادند در انتخابات بعدي اگر بر سر قدرت بيايند اين کار را با بانک هاي وابسته دولت احمدي نژاد بکنند. من گمان مي کنم اين موضوع ربط زيادي به اقتصاد ملي، منافع مردم، طبقه کارگر و زحمتکشان ندارد. اين موضوع جنگ داخلي قدرت است. جنگ داخلي قدرت سرمايه داري دولتي. جنگ بين بخش هايي از سرمايه داري دولتي، يعني بخش ميليتاريستي با بخشي که يک مقداري فرصت را از دست داده، يعني بخش بوروکراتيک. اگرنه آنچه در بانک پارسيان اتفاق افتاده عبارت بوده است از بهره برداري از فرصت هايي که همين دولت و دولت هاي قبلي و دولت ماقبل ايجاد کرده اند. از زمان هاشمي رفسنجاني تا زمان خاتمي و احمدي نژاد مرتب بر طبل سياست هاي بازار آزاد و نوليبراليسم کوبيده شد. گيرم هرکدام به شکلي. يکي از دولت ها مي گويد مي خواهم سازندگي بکنم يکي اصلاحات مي خواهد و آن يکي هم دم از مردمي بودن مي زند. اما همه آن ها طرفدار سياست تعديل ساختاري و دادن دارايي هاي ملي و مردمي به دست بخش خصوصي خودماني شان هستند. حال در اينجا ي سر بانک پارسيان با همديگر اختلاف پيدا کرده اند. بحث من اين است که اگر ما اخلاق سرمايه داري را قبول مي کنيم و اگر يک نظم و نظامي را مي پذيريم که در قانون اساسي آمده خب بايد به قواعدش عمل کنيم. اگر مي خواهيم قانون اساسي را تغيير دهيم خب بايد به ديگران هم فرصت دهيم بخش هاي ديگري از قانون اساسي را تغيير دهند که دوست ندارند. فقط اصل 44 نيست که به مذاق برخي ها خوش نمي آيد. به هر شکل اگر ما مي خواهيم براي سرمايه گذاري فرصت قائل شويم بايد اين فرصت را براي همه قائل شويم. اگرنه اين کشمکش در اقتصاد، مرا به ياد کشتارهاي داخل عراق مي اندازد که گروه هاي سياسي مختلف عليه همديگر اعمال مي کنند. همين رفتار دارد در اقتصاد ما اتفاق مي افتد. اگر گونه اي از نظام سرمايه داري تاييد شده است پس چرا فرمان پشت فرمان مي آوريم و در اصول قانون اساسي تغيير پشت تغيير مي دهيم. به هرحال فرض کنيم تغيير داديم و لازم بود و خوب بود خب همان را قبول کنيم. اما در همان جا هم باز به جنگ همديگر مي روند.

                    و اين جنگ چه تبعاتي دارد؟

                    من افتخار مي کنم به عقايدم که مي گويد در جنگ سرمايه داري، بخش هاي مختلف سرمايه داري همديگر را پاره پاره مي کنند؛ اما همين باور مي گويد دود آن به جز اينکه به چشم بخش هايي از نظام سرمايه داري مي رود به چشم مردم هم مي رود. بانک پارسيان توانسته بود منابع مالي فراواني فراهم کند. اگر اين کارها غيرقانوني است که بايد با آن برخورد شود. رييس جمهور که مي گويد مفسدان اقتصادي را معرفي مي کند پس کو اين مفسدان؟ پس چرا معرفي نکرد؟ چرا نمي گويد اين بانک پارسيان واقعا چه کرده؟ يا اينکه بانک پارسيان بر روي ابتکارهاي مديريتي استوار است؛ که من گمان نمي کنم چنين هوش و خردي در اين شرايط اقتصادي ناتوان بتواند کار کند. مثل اين است که بخواهيد وسط کوير لوت گندم بهاره بکاريد با بازدهي بسيار بالا. يا اينکه بانک پارسيان توانسته از منابع خودي هايشان استفاده کند و منابعش را بالا ببرد. يعني همان چيزي که زمان شاه هم مي شد که بانک صادرات مال هژبر يزداني بود. سود هم مي برد ، کار هم مي کرد و اثر مثبت و منفي هم مي گذاشت. ولي به هرحال آن نظام را قبول کرده بود اما ما الان نمي دانيم چه کسي چه چيزي را قبول دارد.البته من از خيلي جهات اينگونه خصوصي سازي هاي بي رويه و اختصاصي کردن ها و خودماني کردن ها را تجويز نمي کنم ولي اگر قرار است يک قانونمندي وجود داشته باشد خب اين قانون همان قانوني است که به بانک پارسيان فرصت اوج مي دهد. اگر به بانک خودي هاي آن طرف فرصت رشد مي داد، آن وقت هيچ کس اعتراض نمي کرد. در همين 14 ماه گذشته چه نهادها و سازمان هايي به خاطر قراردادهايي که مي بندند چه سودهاي کلاني که نبرده اند. خب چند سال ديگر اين ها همان هايي مي شوند که در دوران جنگ سرمايه داري سوداگري را به وجود آوردند. همان هايي که همان زمان ها بارشان را بسته بودند و بعد به قدرت رسيدند. حال با يک شبه کودتا پايين آمدند و کسان جديدي آمدند و کشاکش تازه اي ايجاد شده. قانون مي گويد هرکس مي تواند سود ببرد و از فرصت ها استفاده کند و ثروتمند شود. برخورد با بانک پارسيان نشان دهنده يک حقيقت مطلق مبني بر وجود تضادها در درون طبقه حاکم است.

                    چرا بانک پارسيان در عرض چند سال به چنين رشدي رسيد اما بانک هاي رقيبش نتوانستند؟

                    اولا اينکه اگر صبر بکنيم همين ها هم قدرتمند مي شوند. در زمان جنگ عده اي بودند که مظلوم نمايي مي کردند و وزارت بازرگاني را در اختيار داشتند. وزارتي که برکات برايشان داشت و ثروت هاي کلاني پيدا کردند. حالا همين بنيادهاي مهر رضا و غيره و غيره هم 10 سال ديگر به غولي تبديل مي شوند. دوم اينکه سرمايه داران و علاقمندان بانک پارسيان منابع مالي خودشان را به اين بانک برده بودند. احتمالا ابتکارات مديريتي هم بوده. من مدافع بانک پارسيان نيستم اما مي گويم در چارچوب قوانين موجود اينگونه برخورد ناجوانمردي است. ما در طول تاريخ اقتصادي مان اشتباهات اين چنيني زياد داشته ايم و اين بسيار زيان مند است.

                    برخورد با بانک پارسيان و اصولا اين رقابت کشنده چه تبعات اقتصادي براي مملکت دارد؟

                    خب بالاخره حريف هم ساکت نمي نشيند. آن ها هم ممکن است پشت پاي مقابل بندازند. دود اين کشمکش به مقدار زيادي از لحاظ اقتصادي به چشم مردم مي رود. چون اعتمادها گسيخته و پاره پاره مي شود. منابع باز از بانک ها فرار مي کنند و امکانات سرمايه گذاري که از پيش داغان شده بود از بين مي رود. اما تبعات مثبتي هم دارد و آن اينکه بگذاريد آقايان باهم بجنگند. ما که از اتحادشان خيري نديديم. بگذار تکليفشان را خودشان باهم روشن کنند. اين دعوا ربطي به طبقه کارگر و روشنفکران و نويسندگان و معلمان و ارتشيان و سربازان ندارد. به خودشان ربط دارد.

                    تحليل شما از کنار گذاشتن فرهاد رهبر از سازمان مديريت چيست؟

                    والله ايشان برکنار نشدند. ايشان جز خودي هايشان هستند. خب در يک خانواده و قبيله هم ممکن است بعضي ها جور ديگري حرف بزنند. فرهاد رهبر يکي از عوامل اصلي نابود کردن نظام برنامه ريزي در اين کشور است. دولت احمدي نژاد مخالفت سرشتي با برنامه ريزي دارد. چون خودمحور است. چون مي خواهند با تک روي و پوپوليسم در استان ها پول خرج کنند. اين ريخت و پاش ها با نظام زندگي امروزي جور در نمي آيد. در حاليکه جهان به سمت برنامه ريزي سيستمي مي رود ،ما داريم قيد 55 سال تجربه برنامه ريزي را مي زنيم.آقاي احمدي نژاد مي خواهد لجاج کند. وقتي به موضوع جمعيت هم مي رسد بازهم همان حرف هايش را تکرار مي کند. وقتي به تورم مي رسد باز تکرار مي کند. وقتي به سياست خارجه مي رسد باز تکرار مي کند. الان نگاه کنيد چه کسي را در سازمان تامين اجتماعي گذاشته. بزرگترين سرمايه مردمي اين کشور سازمان تامين اجتماعي است اما يک بچه 29 ساله را گذاشته که تخصصش کار در کارخانه ياتاغان سازي بوده و گاهي هم خودش را مشاور روانشناسي تيم واليبال معرفي مي کرده است. حال آقاي احمدي نژاد خرد و عقل سازمان تامين اجتماعي را داده به چنين شخصي. خودش هم نشسته زنان را نصيحت مي کند که برويد بچه دار شويد. اين که نشد کار. دارد لجاج مي کند و اين لجاج درست نيست و به ضرر اقتصاد ملي تمام مي شود.

                    اصلا چه دليلي داشت که دولت سازمان مديريت را زير نظر وزارت کشور ببرد؟

                    زير نظر نمي رود، دارد به سمت تعطيلي مي رود. براي اينکه راست گراترين دولت تمام تاريخ معاصر ايران همين دولت نهم است. اصلا سرشت دولت نهم با برنامه ريزي و دموکراتيسم و نظارت جور در نمي آيد. برنامه ريزي دستوري مرد و تمام شد و در جماهير شوروي شکست خورد اما تجربه هاي اتحاد شوروي قابل استفاده است.

                    Comment


                    • فشار دولت برای تضعیف فراگیرترین نهاد صنفی روزنامه نگاران ایران ادامه دارد. درآخرین اقدام، نهادهای امنیتی با بازجویی خبرنگاران اعزامی به یک دوره آموزشی درهلند توسط انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، فشار خود بر این نهاد صنفي را به اوج رساندند.


                      در روزهاي اخير، اعلام اعطای کارت روزنامه نگاری توسط وزارت ارشاد وبی اعتبار دانستن هر گونه کارت غيردولتي - درحالی که کارت روزنامه نگاری صادر شده توسط این انجمن مورد تایید نهادهای صنفی بین المللی روزنامه نگاری است - عملا گام دیگری در راستای مقابله با این انجمن به شمار می رود. این درحالی است که انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران به عنوان تنها مرجع رسمی صنفی روزنامه نگاران، کارت روزنامه نگاری بین المللی که توسط "فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران" منتشرمی شود را در اختیار خبرنگاران قرار می دهد.

                      بدرلسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در اين ارتباط به ایلنا گفته است که در جلسه اخیر این انجمن درخصوص اعطای کارت خبرنگاری توسط وزارت ارشاد گفت وگو شده است و اعضاي هيات مديره انجمن خواستار آن هستند كه طرح اعطاي كارت هاي خبرنگاري در چارچوب نهادهاي صنفي مرتبط تحقق يابد.
                      وي با تاکيد بر اين که"دولتي كردن ميثاق حرفه*‏اي روزنامه نگاري با اعطاي كارت خبرنگاري با معيارهاي عرف روزنامه نگاري جهان در تعارض است" خاطر نشان کرده: "انجمن صنفي روزنامه نگاران اميدوار است انگيزه اصلي صدور اين كارت*‏ها در جهت ساماندهي بحث خبرنگاران باشد، اما در هر صورت نسبت به عواقب اين اقدام به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هشدار مي دهد و معتقد است نبايد در ساختار دولتي آن را به سرانجام رساند، چرا كه طرح نپخته و نسنجيده*‏اي مانند طرح فوق نتيجه اي نخواهد داشت."

                      دبير انجمن صنفي در بخش دطگري از سخنان خود همچنين از مجموعه اي ديگر از تحركات در حال انجام در حوزه مطبوعات در جهت محدود كردن روزنامه نگاران و نشريات خبرداده است. جابه جايي*‏ها و اخراج تعدادي از اعضاي انجمن صنفی روزنامه نگاران كه در روزنامه همشهري فعاليت مي كرده اند، بي پاسخ ماندن نامه 160 روزنامه*‏نگار كشور به شهردار تهران درهمین زمینه، احضار های تلفنی، درخواست های تلفنی برخي دستگاه ها از روزنامه ها برای پوشش دادن یا ندادن برخی رویدادها وهمچنین اقدام اخیرمقامات امنیتی دربازجویی دستجمعي چند ساعته روزنامه نگارانی که ازیک دوره آموزشی (آن هم با تایید انجمن صنفی روزنامه نگاران وفدراسیون بین المللی روزنامه نگاران) بازمی گشتند، ازجمله اين موارد است.

                      طی روزهای گذشته، انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران با صدور بيانطه اي نسبت به برخورد صورت گرفته در فرودگاه مهرآباد با روزنامه*‏نگاران اعتراض کرده بود. مفیدی خواستار حضور نماينده*‏اي از انجمن صنفي روزنامه نگاران در تمامي احضارهاي روزنامه*‏نگاران شركت كننده WORK SHOP كشور هلند شده و گفته است که "علاوه بر اين بايد تمامي اين احضارها در چارچوب مسائل حقوقي و بر پايه برگه احضاريه دادگاه صالحه باشد." مفیدی درهمین زمینه افزوده است*‏: "احضاريه هاي تلفني كه در رابطه با اين افراد صورت مي گيرد فاقد وجاهت قانوني است كه ما ضمن بيان اعتراض به اين برخوردهاي نسنجيده اعلام مي*‏كنيم كه مسووليت برگزاري كارگاه آموزشي و كليه جوانب آن بر عهده انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران بوده است ."

                      تلاش برای محدود کردن انجمن صنفی روزنامه نگاران درحالی صورت می گیرد که این انجمن تنها نهاد صنفي است که به توقیف غیرقانونی مطبوعات اعتراض کرده و اقدامات غیرقانونی برعلیه روزنامه نگاران را مورد پیگیری حقوقی قرار می دهد.

                      محافظه کاران که طی سالهای گذشته با راه اندازی نهادهای موازی دربرابر نهادهای مدنی واقعی تلاش کرده اند به کاهش اثرگذاری این نهادهای جامعه مدنی بپردازند، طی دوسال گذشته فربه کردن از بالا به پایین "انجمن روزنامه نگاران مسلمان" رانيز به عنوان يک نهاد موازی انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران در دستور کار قرار داده اند.

                      اين در حالي است که تشکل موسوم به "انجمن روزنامه نگاران مسلمان" اساسا يک تشکل صنفي نيست، و برخلاف انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران، در کميسيون ماده 10 (مربوط به احزاب و تشکل هاي سياسي) ثبت شده است.

                      Comment


                      • Comment


                        • Comment


                          • احمدي نژاد: براي فتح قله*ها به انديشه بسيج نيازمند هستيم (‪(۱‬ تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۹/۰۵‬
                            داخلي. سياسي. احمدي نژاد.

                            محمود احمدي نژاد رييس جمهوري روز يكشنبه گفت : براي فتح قله*هاي بلند هر روز بيش از گذشته نيازمند حاكميت انديشه بسيج هستيم .

                            به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا، احمدي نژاد درمراسم" شكوه پايداري ‪" ۸۵‬ باحضور ‪۱۲۰‬يگان نمونه از گردان*هاي عاشورا و الزهراي نيروي مقاومت بسيج استان تهران در مرقد امام خميني (ره) افزود: ملت ما و همه ملتها براي پيشرفت نيازمند بسيج و انديشه بسيجي هستند .

                            وي گفت: انديشه بسيجي يعني "محو در خدا" و "همه كارها براي خدا" انجام شدن.

                            احمدی نژاد تصریح کرد: به لطف خدا قدرت شيطاني و پوشالي آمريكا رو به اضمحلال و نابودي است و رژيم صهيونيستي در سراشيبي تند سقوط قرار دارد.

                            وی ابراز اميدواري كرد، بساط اجنبي از منطقه برچيده شود. رییس جمهور خطاب به آمریکا گفت: ملت ايران آماده است به شما كمك كند تا از اين وضعيت خارج شويد.

                            وي در عين حال افزود: شرط اين كمك، آن است كه دست از زورگويي برداريد و رفتار خود را اصلاح كنيد. رييس جمهوري اظهار داشت: آن وقت، ايران آماده است ، راه نجات را به شما نشان دهد.

                            رييس جمهوري خطاب به كشورها و دولتهاي منطقه گفت كه بايد دست به دست هم دهيم و اجنبي را از منطقه اخراج كنيم.

                            احمدي نژاد بار ديگر بر هشياري كشورهاي منطقه تاكيد كرد و افزود: بايد مراقب بود كه فتنه*ها، برخي عناصر منطقه را به منجلاب سقوط نكشند.

                            رييس جمهوري اضافه كرد: وقت آن رسيده است سران آمريكا و انگليس گوش هاي خود را باز كنند.

                            وي با بيان اينكه آمريكا و انگليس از رژيم صهيونيستي براي فشار بر ملتهاي منطقه استفاده مي*كنند و نيز با اشاره به آواره شدن ميليونها نفر در منطقه، خطاب به سران آمريكا و انگليس گفت: امروز شما در منطقه و دنيا به خط پايان رسيده*ايد.

                            احمدي نژاد گفت: روش شما كه استفاده از زبان زور، تهديد و تحقير ملتهاست به پايان خود رسيده است. امروز سقوط شما و روند سلطه اهريمني*تان آغاز شده است.

                            رييس جمهوري خطاب به سران آمريكا و انگليس گفت: در بين ملت*هاي عالم، هيچ پايگاهي نداريد. دست از جنايت و حمايت از صهيونيست*هاي بي*آبرو و آدمكش برداريد. دست از ملت عراق برداريد تا به دست شما اينگونه ‪ ۲۰۰‬نفر، ‪ ۲۰۰‬نفر به خاك و خون كشيده نشوند.

                            احمدي نژاد گفت كه در اين جنايات و خونهايي كه تحت پوششهاي مالي و نظامي شما صورت مي*گيرد و ريخته مي*شود، شريك هستيد و در آينده نزديك در دادگاههاي عدل بايد پاسخگو باشيد.

                            رييس جمهوري خطاب به سران آمريكا و انگليس گفت: بياييد زندگي با عشق و محبت را تجربه كنيم. مي*شود عاشق بود، با محبت زندگي كرد و در خدمت ملت*ها بود.

                            وي اظهار داشت: هر جا سخن از شما مي*آيد، نام شما مترادف جنگ، خونريزي و تجاوز و خباثت است. هر جا نام انگليس مي*آيد، افكار عمومي به ياد فريبكاري و نكبت مي*افتند.

                            احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه دست شما از دامان ملت ايران كوتاه است، گفت: توصيه مي*كنم دست از فريبكاري برداريد. اين يك دعوت الهي و عمومي است. به مسير انبيا، خداپرستي و عدالت برگرديد. ما علاقه منديم شما برگرديد.

                            رييس جمهوري تصريح كرد: اگر اين دعوت را نپذيريد، به زودي دست قدرتمند عدالت از آستين ملت*ها بيرون مي*آيد و شما را از سرير قدرتتان به زير خواهد كشيد.

                            اين سخنان رييس جمهوري با شعارهاي الله اكبر، خامنه*اي رهبر، مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل و مرگ بر منافق بسيجيان همراه شد.

                            Comment


                            • Comment


                              • با گسترش خشونت*های داخلی در عراق چنی در سفر به عربستان تلاش می*کند از کمک عربستان برای حل گرفتاری*های خود در این کشور استفاده کند. روزنامه نیویورک تایمز با اشاره به سفر چنی به عربستان گزارش داد واشنگتن می*خواهد عربستان سعودی از نفوذ خود میان اقلیت سنی عراق استفاده کرده و به ایجاد ثبات در عراق کمک کند.

                                هدف دیگر این سفر استفاده از کمک*های عربستان، مصر و اردن در شکستن بن*بست ایجاد شده در مذاکرات صلح اسرائیل و فلسطین است.

                                شبکه فاکس نیوز در گزارشی با تشریح اهداف سفر چنی به عربستان گزارش داد آمریکا می*خواهد با استفاده از نگرانی اعراب در خصوص برنامه هسته*ای ایران، از حمایت آنها برای تحت فشار قراردادن ایران بهره*مند شود.

                                این گزارش افزود: در عین حال اعراب از مواضع تند آمریکا حمایت نخواهند کرد چون می*دانند استفاده از ابزار نظامی به ضرر منافع آنها در منطقه است.

                                گفت*وگوهای چنی با مقامات عربستان از جنبه* دیگری نیز حائز اهمیت است. در شرایطی که آمریکا برای مذاکره با ایران و سوریه در خصوص مسائل عراق تحت فشار است، کمک گرفتن از عربستان برای تحت تاثیر قراردادن سنی*های عراق حاکی از نگرانی واشنگتن از وضعیت شیعیان در عراق است.

                                یک دیپلمات غربی در گفت*وگو با روزنامه نیویورک تایمز گفت آمریکا قصد دارد با متحد کردن اعراب میانه*رو در خصوص مسائل عراق و صلح فلسطین ـ اسرائیل با نفود ایران و سوریه در منطقه مقابله کند.

                                وی افزود: واشنگتن همچنین قصد آرام کردن نگرانی*های منطقه*ای در خصوص حضور نیروهای نظامی*اش در عراق را دارد. چرا که اعراب بیش از همه چیز نگران به خطر افتادن ثبات و امنیت منطقه هستند.

                                Comment

                                Working...
                                X