Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • مانور تحريک آميز نظامی رژيم اسلامی در خليج فارس که با نام "پيامبر اعظم" از 11 فروردين گذشته به دنبال اولتيماتوم يک ماهه شورای امنيت برگزار شده بود امروز به پايان رسيد.
    در عين حال رحيم صفوی فرمانده سپاه پاسداران گفت:"ما در آماده باش كامل هستيم."
    وی با ابراز اميدواری نسبت به اين که "قدرت‌هاى فرامنطقه‌اى پيام اين رزمايش را درك كرده باشند" گفت:"امنيت منطقه خليج فارس و جمهورى اسلامى به هم پيوسته است و ناامنى احتمالى در اين منطقه متوجه نيروهاى فرامنطقه‌اى نيز خواهد بود."

    به دنبال پايان مانور نظامی, محمد نجار وزير دفاع و پشتيبانى رژيم نيز با اشاره به اين که "بيش از 10 نوع موشك اژدر از جمله موشك‌هاى با سرعت بسيار بالا، موشك زمين به زمين پيشرفته، قايق پرنده پيشرفته، انواع شناورهاى مختلف مجهز به راكت و اژدر و ديگر سلاح‌ها و تجهيزات پيشرفته در اين رزمايش آزمايش شد"ادعا کرد:"ما تنها بخش كوچكى از امكاناتمان را در اين رزمايش استفاده كرديم. ما سلاحهاى بيشتر و متنوع‌ترى را در اختيار داريم که در آينده نزديک به نمايش علنى گذاشته خواهد شد."
    گفتنی است همزمان با تبليغات پر سر و صدا در باره توان نظامی توسط فرماندهان نظامی, نماينده رژيم در گفتگو با شبکه تلويزيونی آمريکا بر آمادگی رژيم اسلامی برای مذاکره با آمريکا تاکيذ کرده است

    Comment


    • شرور و عربده كش منطقه خاوران تهران ديروز پس از دستگيرى ، چهار ساعت در ملاء عام به ديوار بسته شد
      شرور 24 ساله كه محمد نام دارد ساعت 12 و 30 دقيقه ديروز در حالى كه قمه در دست داشت شروع به عربده كشى در منطقه خاوران كرد
      محمد عابران را تهديد مى كرد اگر به او نزديك شوند با قمه آنها را مجروح مى كند. با اطلاع موضوع به مركز فوريتهاى پليسى 110 تهران ماموران كلانترى غياثى تهران در محل حاضر شده و پس از 10 دقيقه وى را دستگير كردند.
      جوان عربده كش سپس به كلانترى منتقل شد و با دستور فرمانده نيروى انتظامى تهران بزرگ در جهت معرفى اشرار به مردم ، در منطقه به ديوار بسته شد.
      در ادامه طرح برخورد با اشرار روز چهارشنبه نيز شرور منطقه رازى در خيابان گردانده شد


      Comment


      • مدير كل ثبت احوال استان تهران تصريح كرد: در سال گذشته ، 22 هزار و 493 واقعه طلاق در استان تهران رخ داده است، كه اين رقم نسبت به سال 83، با 20 هزار و 200واقعه، 35/11 درصد رشد داشته است.

        سيد احمد قشمى افزود:درسال گذشته، 189 هزار و492 واقعه تولد در تهران رخ داده، كه نسبت به سال گذشته، 99/5 در صد رشد نشان مي‌دهد.
        مدير كل ثبت احوال استان تهران ادامه داد: در سال 84 در استان تهران 58 هزار و 149 واقعه فوت ثبت شده است، كه نسبت به سال گذشته(سال 83) حدود 3 درصد كاهش مرگ و مير را در استان تهران شاهد بوديم.
        قشمى با اشاره به اينكه در سال گذشته، 118 هزار و 552 مورد واقعه ازدواج در تهران ثبت شده است، اظهار داشت: اين رقم در مقايسه با سال 83، بيش از 3 درصد افزايش داشته است.
        قشمى با اشاره به اينكه امسال رشد ولادت در استان تهران 99/5 درصد افزايش يافته است گفت: اين ميزان رشد، نسبت به 10 سال گذشته در تهران بي‌سابقه بوده است.
        مدير كل ثبت احوال استان تهران با بيان اينكه در استان تهران در سال 97 تعداد،84 هزارو 304 كودك پسر و 92 هزارو 188 كودك دختر به دنيا آمده‌اند گفت: در سال 83، در استان تهران 91 هزارو 757 نفر كودك پسر و 87 هزارو 18 نفر كودك دختر به دنيا آمده‌اند

        Comment


        • این نوع پیشنهاد‌ها که پیمان "سنتو" را تداعی می‌کند، بدون دستور بیت رهبری مطرح نمی شود و با توجه به حضور اسرائیل و امریکا در ترکیه و کردستان عراق، نهایت کوته بینی سیاسی است.



          سفیر جمهوری اسلامی در ترکیه با روزنامه "ملیت" دراین کشور مصاحبه کرده است. او سعی کرده دراین مصاحبه دولت ترکیه را بیش از آنچه این دولت علیه کردهای این کشور انجام میدهد تشویق کند! سفیر جمهوری اسلامی "فیروز دولت آبادی"، در کمال ساده لوحی و‌بی‌اعتناء به تلاش ترکیه برای ورود به اتحادیه اروپا، پیمان دو طرفه اسرائیل و ترکیه از یکطرف و نقش و موقعیت اسرائیل در کردستان عراق، سعی کرده است دراین مصاحبه باب یک اتحاد جدید علیه کردها را میان جمهوری اسلامی و ترکیه بگشاید! این نوع مصاحبه‌ها و اظهار نظرها، قطعا نمی تواند بدون همآهنگی با دفتر و بیت رهبری جمهوری اسلامی انجام شود زیرا عملا پیشنهاد نوع جدیدی پیمان "سنتو" در منطقه است و از اختیارات یک سفیر برای طرح آن خارج. به همین دلیل این مصاحبه اهمیت دارد، اما اهمیت آن دو چندان می‌شود، آنجا که سفیر برای ترساندن ترک‌ها و جلب موافقت آنها برای اتحاد علیه کردها ایران و ترکیه و عراق، اشاره به واقعیات دیگری مبنی بر تجزیه خاک ایران می‌کند. یعنی همان نکته ای که اتفاقا دولت ترکیه شانه به شانه اسرائیل و امریکا از آن حمایت هم می‌کند، چه رسد به آن که برای جلوگیری از آن با جمهوری اسلامی متحد شود! این مصاحبه را بخوانید:



          «آمریکا در اندیشه تجزیه ایران و تشکیل دولتهای قومی کشورماست و به همین دلیل تنش قومی در ایران را دامن می‌زند. راه اندازی شبکه‌های تلویزیونی در خارج از ایران برای آذربایجانی‌ها و کرد‌های ایران از جمله اقدامات اخیر امریکا در همین ارتباط است. »

          سفیر جمهوری اسلامی سپس به کردستان بزرگ اشاره می‌کند تا ترک‌ها را بترساند، غافل از آنکه این وعده، امروز در کردستان ایران می‌رود تا به یک امید برای رهائی از چنگال حکومت شیعه مرکزی درتهران تبدیل شود. حکومتی که علیه فرهنگ و زبان کردها، مذهب و آبادانی کردستان عمل می‌کند و 27 سال سیاست سرکوب نظامی را در منطقه دنبال کرده کرده است. سفیر جمهوری اسلامی در ترکیه، در همین بخش از مصاحبه خود عملا مواضعی علیه دولت خودگردان کردها درعراق اتخاذ می‌کند که این خود نهایت‌بی‌خردی است.

          سفیر می‌گوید:

          «آمریکا به دنبال تشکیل دولت کردستان بزرگ است. چنین کردستانی خطری برای تمامیت ارضی ایران و ترکیه به شمار می‌رود. به همین دلیل ما خواهان اتحاد و اتخاذ سیاستی واحد میان سه همسایه ترکیه، سوریه و ایران که هر سه در همسایگی عراق قرار دارند، علیه این سیاست امریکا هستیم تا بتوان جلوی تاسیس کردستان بزرگ را گرفت

          Comment


          • بعضی مواقع به‎راستی متحیر می‎شوم و خیلی چیزها را نمی‎فهمم، مثلا وقتی می‎بینم برخی هم‎وطنان عزیز ما در ایران برای حرکت‎های اعتراضی مردم در کشورهای پیشرفته برای اصلاح قوانین (مثل همین حرکت اخیر فرانسویان) ، هورا می‎کشند چون لابد آن‎ها شانس دارند و کشورشان ”کمون پاریس“ را زاییده، اما وقتی ما در ایران دست به مبارزه برای نقد قوانین می‎زنیم و برای تغییر قوانین زن‎ستیز به خیابان می‎آییم، به ما می‎گویند لیبرال!! و استدلال هم می‎آورند که قانون و تغییرات قانونی به پشیزی نمی‎ارزد، چون لابد ما زنان ایرانی هنوز هیچ ”کمونی“ نزائیده‎ایم. به‎راستی چطور می‎شود یک حرکت و خواسته‎ی قانونی در یک کشور ”شیک و پیک“ مثل فرانسه پسندیده و حتا قابل تکریم باشد وهمه‎ی ”رادیکال‎ها“ برایش غش و ضعف ‎کنند، اما همان حرکت و خواسته در یک کشور جهان سومی مثل ایران، ”بد و ناپسند“ و غیرقابل قبول باشد؟

            این را از آن جهت می‎گویم که می‎بینیم به‎محض آن‎که ما در ایران می‎خواهیم یک حرکت و فعالیتی در نقد قوانین و برای تغییرات قانونی انجام دهیم، یک عده بلافاصله شروع می‎کنند به تحلیل که ای بابا مسئله‎ی ما که قانون نیست، پس فرهنگ چه می‎شود؟ عده‎ی دیگری هم که ”رادیکال‎تر“ هستند می‎گویند اصلا تغییرات قانونی حرکتی ساختاری نیست و کل ساختارها را باید عوض کرد (حالا چطور، بماند). به‎راستی چرا این عده که تغییرات ساختاری را می‎شناسند و به آن می‎بالند نسخه‎اش را برای خودشان نمی‎پیچند و کاری نمی‎کنند که به تغییرات ساختاری بیانجامد. ما حتا در کشورهایی که انقلاب از هر نوع‎اش (سوسیالیستی، اسلامی، مسلحانه و...) شده است دیده‎ایم که این انقلابات پرهزینه هم لزوما تغییرات ساختاری به همراه نداشته‎اند، از سوی دیگر مبارزات دموکراتیک و غیرخشونت‎آمیز از طریق حرکت‎های سندیکایی، صنفی و ان.جی.اویی هم که از نظر این عده، لیبرالی و در چارچوب وضعیت موجود است، انقلابات ”مخملی“ هم که آمریکایی است!! پس سئوال این است که واقعا چه حرکتی می‎تواند تغییرات ساختاری به‎وجود آورد؟ از سوی دیگر در این میان مفهوم مبارزه‎ی دمکراتیک چه می‎شود؟

            البته بعضی از ”رادیکال‎ها“ هم به محض آن‎که در یک حرکتی اسم ”مقدس“ کارگر مطرح می‎شود هیجان‎زده می‎شوند و یاد مارکس می‎افتند، درحالی‎که من یکی نمی‎فهمم چه فرقی می‎کند که یک عده کارگر برای حقوق صنفی خود (مثلا حق داشتن سندیکا) اعتراض کنند، یا یک عده زن برای حق تشکل؟ در هر دو این حرکت‎های حق‎طلبانه روش‎ها و مضامین که یکی است، هر دو هم در چارچوب همین نظام ”سرمایه‎داری“ است، و هر دو نیز برای کسب حق و حقوق قانونی است، اما چرا یکی مقدس می‎شود و دیگری نامقدس؟! یکی می‎شود انقلابی ودیگری لیبرالی!! اما عده‎ای هم هستند که هر دو را نامقدس می‎دانند لابد تنها راه تغییر ”رادیکال“ را در خانه و پشت کامپیوتر نشستن و به ”امپریالیسم“و نظام سرمایه‎داری فحش دادن می‎دانند، اما به‎راستی چنین حرکت ”پرشتاب“ و رادیکال ”خانه‎نشینی“ و در گوش همدیگر زمزمه کردن آیا می‎تواند به تغییرات ساختاری بیانجامد؟ اگر مسئله فقط فحش دادن به امپریالیسم و نظام سرمایه‎داری است که مشکل زیادی وجود ندارد، چون می‎توان در روزنامه کیهان هم این‎چیزها را گفت و نوشت، اما اگر قرار باشد ضدیت با سلطه و مخالفت با نابرابری از خلال حرکت‎ها و راه‎های دموکراتیک و از مجرای فعالیت‎ زندگی روزمره آدم‎ها گذر کند، خوب راه‎های آن همین حرکت‎ها در چارچوب کسب حقوق عادلانه است که از طریق سندیکاها، سازمان‎ها و ان.جی.اوها و انجمن‎ها صنفی می‎گذرد و این نوع تشکل‎های جامعه‎ی مدنی هم برای حرکت لازم دارند که خواسته‎های ملموس و مشخصی را پیش پای خود بگذارند و نه این‎که مردم را مثلا جمع کنند برای خواسته‎ی ”تغییرات کلان ساختاری“.
            شاید هم من نمی‎فهمم و ”رادیکال“‎ها نسخه‎ای در دست دارند که به هیچ‎کس نشان نمی‎دهند. والله ما آن چیزی که در دنیا می‎بینیم همین حرکت‎هاست برای رسیدن به خواسته‎های مشخص. این خواسته‎های مشخص است که قدرت بسیج‎ کنندگی دارند وگرنه نمی‎توان با شعار‎های کلی و انتزاعی کسی را بسیج کرد. مبارزات حقوقی و کسب حقوق عادلانه همواره یکی از ابزارهایی بوده که قدرت و پتانسیل بسیج‎کنندگی داشته، چون با منافع بسیاری از مردم و اقشار مختلف گره خورده است. اگر دانشجویان و کارگران و زنان فقط در اعتراض به یک ماده قانون کار در فرانسه به خیابان‎ها می‎ریزند، این اعتراض‎ها در راستای مبارزات صنفی برای تغییر قوانین است. چون مردم فرانسه می‎دانند گذراندن حتا یک قانون چه تاثیراتی در زندگی‎شان می‎گذارد، اما ما ایرانیان متاسفانه با وجود آن‎که کرور، کرور قوانین زن‎ستیز بر سرمان هوار شده و تاثیر این قوانین ناعادلانه حتا در پستوهای زندگی‎مان نیز تاثیرگذار است براحتی آن را نادیده می‎گیریم و به پیروی از نسل جدید زنان غربی قانون و تغییرات قانونی را عملی بورژوایی، بیهوده و فقط متعلق به طبقه متوسط می‎دانیم. درصورتی‎که اگر زنان غربی، امروز برای‎شان قانون بی‎اهمیت شده (یا این‎طور می‎گویند اما در عمل....) برای آن است که حق و حقوق‎شان را مادران‎شان پیشتر گرفته‎اند و حالا مانند هر نسل جدیدی با بی‎اهمیت دانستن داشته‎های‎شان، رو به خواسته‎های بیشتری در آینده دارند.
            از برخوردهای ”پساانقلابی‎ها“ که بگذریم، نحوه‎ی برخورد دولت‎ها و حاکمان نیز امثال مرا گیج و متحیر می‎کند، مثلا آن‎ها یک حرکت آرام و کاملا مسالمت‎آمیز ما را در پارک دانشجو (به مناسبت روز جهانی زن) آن‎طور خشونت‎آمیز به هم می‎ریزند در عین حال همان روز فیلم تظاهرات مردم را در پاریس از صدا و سیما به تکرار نمایش می‎دهند!! دوگانگی و طنز قضیه این‎جاست که از نظر دولت‎مردان ما، مبارزه مردم برای حقوق عادلانه در همه جای دنیا قابل احترام و تکریم است درحالی‎که برای شهروندان خودش حق‎طلبی و مبارزه برای احقاق حقوق انسانی، گناهی نابخشودنی قلمداد می‎شود. انگار بیشتر ”انقلابیون“ ایرانی چه ”دولت انقلابی“ و چه ”اپوزیسیون انقلابی“ ما، ”دیگرپرست“‎اند و هر چه متعلق به خودشان باشد به دیده‎ی تحقیر می‎نگرند و هر چه مال مردم شیک و پیک پاریسی و غربی است عالی و محشر به چشم‎شان می‎آید

            Comment


            • پس از چند دوره انفجارهای مرگبار در اهواز، از میزان خشونتها کاسته شد و بیشتر بمب گذاریها به جهت ایجاد رعب و وحشت صورت گرفت است. اگرچه خشونتها به بمبگذاری محدود نبوده است و در برخی موارد ناآرامی‌های را در محلهای عرب نشین ایجاد کرده است.
              درهمین حال نیروهای امنیتی اعلام نموده اند تاکنون نزدیک به ۲۰۰ نفر را دستگیر کرده اند که دخالتشان در انفجارها اثبات شده است. یک روزنامه پرتیراژ و یک هفته نامه وابسته به جریانات عربی تعطیل شده است.

              هشت نفر از متهمان به بمب گذاری در دادگاه غیر عنلی محاکمه و دو تن آنها به مرگ محکوم شدند که حکمشان یک روز پس از انتشار فیلم اعترافاتشان از شبکه ی محلی خوزستان، اجرا شد.

              در رخدادی دیگر تلویزیون ماهواره ای "الاحواز" وابسته به یک گروه جدایی طلب عربی روزانه چند ساعت از ماهواره‌هات برد برنامه پخش می‌کند. این شبکه اخیرا با تهدید برخی نماینگان مجلس خوزستان و همچنین مسولین محلی نگرانی‌هایی را ایجاد نموده است.
              شایعه ایجاد اغتشاش و نا امنی در مراسم ملی چهارشنبه سوری و تعطیلات عید نوروز توسط جدایی طلبان عرب که اولین بار توسط شبکه ی تلویزیونی مذکور بیان شد، موج جدیدی از نگرانی را در میان عموم مردم ایجاد کرده است.

              به باور بسیاری زمینه رویدادهای اهواز و خوزستان اولین بار توسط یک جریان مشکوک سیاسی با پوشش رسانه ای نشریه ی عربی- فارسی "الحدیث" چاپ اهواز در حمله ی به عنوان «جشنواره بین المللی تئاتر ایران زمین» که هر سال در اهواز برگزار می‌شد، آغاز شد. این جشنواره امسال با فشار برخی نمایندگان عرب خوزستان در مجلس هفتم برگزارنشد.

              مرحله ی دوم این زمینه سازیها را می‌توان در تحقیر مراسم چهارشنبه سوری و عید نوروز توسط چند نشریه عربی- فارسی ظاهرا نزدیک به جناح راست و تشویق به مقابله با سنت‌های ایرانی جستجو کرد. اقداماتی که منجر به حوادث تاسف بار آخرین چهارشنبه ی سال گذشته شد.
              درآن حوادث بسیاری از خانواده‌ها شرکت کننده در مراسم چهارشنبه سوری، در مقابل دیدگان نیروهای انتظامی، مورد حمله ی دسته‌های منظمی از جوانان کم سن و سال عرب قرار گرفتند. شیشه ی بسیاری از خانه‌ها شکسته شد و مغازه‌های زیادی در محله‌های فارس نشیب به غارت رفت.گرچه خشونتها در نیمه‌های شب با دخالت نیروی انتظامی و بسیج پایان یافت.
              بنظر می‌رسد با توجه به انباشت مطالبات قومی پاسخ داده نشده در دولت نهم و عدم بهره گرفتن از نیروهای معتدل محلی - برخلاف آنچه در دولت خاتمی اتفاق افتاد- مسئله ی تجزیه طلبی قومی یکی از مهمترین چالشهای فرا روی دولت احمدی نژاد خواهد بود. امری که اهمیت آن کمتر از ارجاع پرونده ی هسته ای ایران به شورای امنیت نیست.

              این موضوع اگرچه مختص خوزستان نیست اما بدلایل ژئوپلوتیک منطقه و وجود منابع نفتی و تولید 30 درصد از انرژی کشور در خوزستان از اهمیت بسیاری برخوردار است. بنظر نمی رسد با توجه به شرایط موجود در مدیریت کلان استان خوزستان همچنین سابقه و دیدگاه امنیتی صرف نهادهای مسوول دولتی، ظرافت‌ها و ظرفیت‌های لازم برای حل این بحران وجود داشته باشد.

              تاکنون بخاطر مسائل امنیتی سه بار سفر احمدی نژاد به استان خوزستان لغو شده است و مشخص نیست چه زمانی شرایط مناسبی برای انجام آن بوجود بیاید.



              Comment


              • ابطحی ـ سنت دید و بازدید عید نوروز، از سنت‌های زیبای ایرانی است. فرصتی شد که به دیدار آقایان کروبی و خاتمی رفتم؛ البته آقای خاتمی را بعد از سال نو در بحرین دیده بودم. ۱۴ و ۱۵ فروردین روزهای خوبی برای این دید و بازدید‌ها است و معمولا هم بازار سیاست داغ. در دیدار آقای کروبی بحث به ماجرای انتخابات کشیده شد و اینکه آقای‌هاشمی رفسنجانی به طور همزمان سیستم اصلاح طلبان و محافظه کاران را با کاندیداتوری خود به هم ریخت؛ و خودش هم نتوانست استفاده کند. آقای کروبی می‌گفت که روز بعد از انتخابات دور اول، سردار قالیباف به دیدارش رفته بوده و گفته‌هاشمی رفسنجانی قبول کرده اگر کروبی کنار برود، او هم کنار رود؛ و می‌خواسته اند که کروبی هم در دور دوم شرکت نکند تا قالیباف و احمدی نژاد در دور دوم رقابت کنند. آقای کروبی کمی توضیح داد که بعد از این توافق، چگونه شد که آقای رفسنجانی انصراف نداد و قالیباف چه اخطاری دریافت کرده است و وضعیت این شد. لابد روزی برای تاریخ خواهد گفت! به شوخی به آقای کروبی گفتم که حتما شما به قالیباف قول ندادی که؟!

                خوبی این جلسات این است که از قبل معلوم نیست چه حرفی زده می‌شود. به دیدن آقای خاتمی هم رفتم. اصل دیدارهای آقای خاتمی دیروز بود که من نبودم. امروز هم جمعی آمده بودند. نماینده ی وطن پرست سابق کرمانشاه، آقای ططری در دیدار کروبی و خاتمی بود و محور بود. به آقای خاتمی گفتم که آقای ططری شاهنامه را حفظ است؛ به همان لهجه ی کردی گفت ایرانی اگر در خانه اش شهنامه نداشته باشد، ایرانی نیست؛ بعد هم توضیح زیبایی داد که اسامی شهرهای مرزی حتما باید فارسی باشد و الا در طول تاریخ مورد طمع قرار می‌گیرد. حرف قشنگی بود. آقای خاتمی نیز خاطره ای نقل کرد که در ایام جنگ ایران و عراق یک بار بعضی از مسئولان پیشنهاد داده بودند که از اروند رود با اسم رسمی "شط العرب" نام ببرند تا دیگران هم خلیج فارس را خلیج فارس بخوانند. امام فرموده بودند که نه، نام فارسی اروند رود را با هیچ نام دیگری عوض نکنید.

                در هر حال تبریک و شادمانی، همیشه و همه جا خوب بوده است؛ در این مراسم سیاسی، دید و بازدید بهتر

                Comment


                • رهبر و هاشمی

                  برای هم پيام شفاهی فرستادند

                  1- ايشان(هاشمي) اگر بيايد مملكت را تحويل امريكا می دهد

                  2-ايشان(رهبر) هم با جنگ مملكت را تحويل امريكا می دهد


                  برخلاف سكوتی كه بلندپايگان جمهوری اسلامی پيرامون اختلاف بسيار جدی خود بر سر رياست جمهوری آينده مراعات می كنند، تا آنجا كه در محافل سياسی ايران گفته می شود، تند ترين و صريح ترين پيام ها در همين ارتباط ميان آنها رد و بدل می شود. اين درحالی است كه مسئله فعاليت های اتمی و اجلاس آينده انرژی اتمی تا پايان اين هفته نيز نه تنها مهم ترين مسئله جمهوری اسلامی است، بلكه اين نيز خود مسئله اختلاف بر سر رياست جمهوری آينده را تشديد كرده است.

                  گفته می شود: " رهبر جمهوری اسلامی در جمعی از خودی های بيت، با آگاهی و يا با اشاره به آنها برای رساندن پيام به گوش هاشمی رفسنجانی گفته است: اگر ايشان بيايد، مملكت را تحويل امريكا می دهد.

                  اين پيام را رندان، آگاهانه و يا شايد مامورانه برای هاشمی رفسنجانی برده اند و او در پاسخ گفته است: ايشان هم با جنگ تحويل امريكا می دهد!"

                  به اين ترتيب و با آن پيام و اين پاسخ، نه هاشمی رفسنجانی از ورود به ميدان انتخابات رياست جمهوری چشم پوشيد و نه رهبر توانست او را مرعوب و وادار به اعلام كناره گيری كند. درحاليكه هم پيام خامنه ای برای هاشمی و هم پاسخ هاشمی به خامنه ای عليرغم كوتاه بودن، حامل بار سياسی كاملی است كه با اوضاع امروز جمهوری اسلامی تطبيق دارد. اوضاعی كه مسائل اتمی، تبديل جمهوری اسلامی به حكومت سپاهی، ماجراجوئی و جنگ طلبی نابخردانه ای كه می تواند ايران را برباد بدهد؛ و بحث بر سر مذاكرات رسمی با امريكا و رفتن به سوی همكاری منطقه با ايالات متحده در هر دو پيام نهفته است


                  Comment


                  • شاید پرسش اساسی این باشد که ما دراین سالها چه به دست آورده ایم وچه ا زدست داده ایم؟

                    مبارزه گروه‌های سیاسی پس از انقلاب به خوبی مورد بررسی قرار نگرفت و به گونه ای سهم همه مبارزین نا چیز وکم اهمیت شمرده شده وهنوزهم این رویه ادامه دارد .همه کسانی که نظام دیکتاتوری را برنمی تافتند گرد امام جمع شدند. پذیرش رهبری امام نقطه آغازین حرکتی بود که پیامدهای آن سرنگونی رژیم شاهنشاهی وبرپایی نظام جمهوری اسلامی بود .اینکه همه گروه‌های سیاسی آن روز اختلافات خود را به کناری نهادند وامام را رهبر خویش ساختند نکته کوچکی نبود .آشنایی با رفتارهای سیاسی آن مقطع تاریخی اهمیت این نکته را بیش از پیش روشن می‌نماید . نظام سیاسی که امام مطرح می‌نمود ومانیفست آن سخنان امام شده بود سبب شده بود که همه مبارزین آن مقطع تاریخی خواست خود را دراین مانیفست ببینند . مروری برگفته‌ها و سخنان امام درپاریس نشانگر اندیشه ای است که تبلیغ وترویج می‌شد . ما امروزباید فاصله آن گفتار و کردار کنونی را بررسی کنیم . تفاوت این دو یعنی گفتار وکردار، دلیل اساسی پیش نرفتن و درجا زدن‌ها ی ماست .ما به ناگزیر دو گانگی کردار و گفتاررا بایست مبنایی برای درک درست دگرگونی‌ها شناخته و آن را دربررسی‌ها مورد توجه قرار دهیم . نگرش حذفی خیلی زود جای خود را دربین حاکمان پیدا کرد . کسانی نیز دراین ماجرا نقش ایفا کردند . فتنه انگیزی‌ها نیز کا رخود را کرد . برخی گروه‌ها سیاسی خشونت پیشه کردند واین سبب پیدایش دوری از خشونت شد که پایانی نیافت . دهشت افکنی با شلیک گلوله به مغز مطهری ومفتح پیام آور پیدایش دور تازه ای از نا امنی بود . داستان گنبد وکردستان وپاره ای از بازی‌ها ی نا موزون سیاسی چرخ مملکت را به سویی می‌چرخاند که کسی درآن روزها نمی توانست به نیکی دریابد که به کجا می‌رویم . خشونت بازتولید خشونت کرد و برعلیه خشونت طلبان به کا رگرفته شد . خشونت کاربرد نوینی یافت . هرکس دراین بازی سهمی ایفا کرد .کم کم فضای دوستی رنگ باخت . دشمنی‌ها شکل تازه ای یافت . سهم خواهی سهم خواهان برگی دراین بازی بود . کسانی که از موهبت قدرت برخوردار شدند قدرت زیردندانشان مزه کرد . آرام آرام قدرت طلبان تازه اریکه قدرت را حوزه اختصاصی خود کردند . وما به پیش می‌رفتیم . هرروز ماجرایی به پیش آمد وفتنه ا ی به پا شد . فتنه‌ها برفتنه‌ها افزوده شد . تدبیر جای خود را درمیدان به یک باره خالی نکرد، بلکه سیری آرام ما را ازنقطه آغازین دور و دور و دورتر کرد .جنگ توان ما را گرفت . نیروهای زبده فراوانی جان دراین راه نهادند . فرزندان کشور به کام مرگ و شهادت رفتند . جنگ داستانی غم انگیز است که بازخوانی آن تا امروز هم انجام نشده است . هرروزبهانه ای برای بررسی نکردن داشته ایم .هرماجرایی ما را از هدف‌ها ی نخستین دورترمی کرد . بهانه‌ها ی لازم هم به دست می‌آمد. هدف‌ها ماند و ما رفتیم . هدف‌ها دیگر برا ی خیلی‌ها اصل نبود .قدرت برای حاکمان شیرین شده بود . این شیرینی و این چسبندگی به قدرت پیش ازآ ن مورد انتظار نبود . امام که رفت خیلی چیزها رفت . چیزهایی که ارزان به کف نیامده بود . جنگ که پایان گرفت شهیدان مانده بودند وما. جنگ که پایان یافت خیلی‌ها میدان را برای ماندن خود تنگ دیدند . خیلی دق کردند . ناگفته‌های بسیاری ناگفته ماند . امام ستون محکمی بود که فرو افتاد . دلمان شکست .روحمان آزرده شد . حالا دیگر تکیه گاهی استوار نداشتیم . قدرت معنایی دیگر یافت . آنان که دراین دور تازه به قدر ت دست یافتند شیفته تر به قدرت بودند . یا دشهید بهشتی به خیر که می‌گفت ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت .این گفته بدین صورت درآمده بود که ما شیفتگان قدرتیم . داستان حذف و حذف شدگی ونگرش حذفی میدان دارشد . خیلی‌ها از میدان رانده شدند . میدان بربسیار ی تنگ شد . خیلی‌ها به ناگزیر ازمیدان بیرون رفتند . جمهوری اسلامی شد حکومت برخی‌ها . مفاهیم از معنا تهی و تهی تر شدند . برخی گمان می‌بردند حکومت اسلامی باید جای جمهوری را بگیرد . جمهوری اسلامی ازمعنا تهی شد. نورسیدگان میدان دارشدند . فرضیه‌ها ی کهنه قدرت بروز یافتند . صاحب نظران گوشه نشینی گزیدند ویا به گوشه رانده شدند. وحالا ما که این مسیر دورودراز را از میان آتش وخون گذر کرده ایم درکناره ایستاده ایم و راه طی شده را می‌نگریم. نگاه‌ها دیگر شده است . خیلی‌ها رنگ باخته اند . خیلی‌ها به رنگی درآمده اند که گمان نمی رفت . شیفتگان قدرت چشم برهرچه باید بسته اند . ما می‌نگریم و نگران می‌شویم . ما که سالها امید وار درهمه میدان‌ها گام گذاشته و از خطرات نهراسیده ایم از بد پیمانی و پیمان شکنی‌ها دلمان می‌گیرد . کم کم هراس به خانه دلهای ما هم راه پیدا می‌کند . دیگردوازدهم فرودین ماه دردلمان شور نمی آفریند . دیگر از روزها پیش، دوازدهم فرودین را انتظار نمی کشیم . نسل ما نسلی است که حادثه دیده است . در دل دردها و برجان زخم‌ها داریم . پیمان شکنی‌ها دیده ایم . نامردمی‌ها تاب از ما گرفته است . خیلی‌ها دیگر آنقدر کم حوصله شده اند که برای یاد آوری آنچه می‌خواستیم هم از جا برنمی خیزند .نسل نو نه دل نگرانی‌ها ما را می‌شناسد و نه ازسختی‌ها ی راهی که پیموده ایم با خبر است . این نسل دغدغه‌هایش‌ها با ما نمی خواند . یعنی هم خوانی ندارد . ما همه چیز خود را برای جمهوری اسلامی گذاشتیم و این که امروز هست آن نیست که ما می‌خواستیم . بسیار شنیده می‌شود که چی می‌خواستیم وچی شد ؟ این پرسش طنز آمیز همه ی پرسش نسل ما است .این پرسش دست کم گرفته می‌شود . ولی پرسشی است که باید جدی گرفته شود

                    Comment


                    • دیکتاتورها شهروندان را به دو دسته تقسیم می‌کنند؛ موافق یا برانداز. آنان بین منتقد، مخالف قانونی،‌ برانداز غیرمسلح، چریک و تجزیه‌طلب تفاوت قائل نمی‌شوند و همه را به یک چوب ‌می‌رانند. به همین علت در رژیم‌های استبدادی یک منتقد قانونی همانقدر احساس ناامنی می‌کند که یک چریک مسلح و او همانقدر از حقوق مدنی (آزادی بیان، تحزب، تجمع و ...) و سیاسی (مشارکت در حکومت) محروم است که یک تجزیه‌طلب. مجازات سخت و یکسان در برابر رفتارهای کاملاً متفاوت، بسیاری از منتقدان را تشویق می‌کند به جای نقد و اصلاح نظام، سکوت کنند یا کلیت رژیم را به چالش بکشند. علت ناپایداری سیاسی و انقلاب‌خیزی نظام‌های استبدادی همین مساله است، یعنی یکسان‌انگاری "حق" و "حکومت" از یک طرف و احساس ضعف رژیم از بیان انتقادها از طرف دیگر. نتیجه این دیدگاه ضایع کردن "حقوق شهروندان منتقد و مخالف" حکومت است که معمولاً در این رژیم‌ها اکثریت ملت را تشکیل می‌دهند.

                      در نگرش به اجتماع از رأس هرم، معمولاً بر قدرت و اختیارات حکومت تکیه می‌شود. به‌عکس، در نگاه از پایین، محدود شدن اختیارات حکومت و پاسخگو شدن آن و به رسمیت شناختن عقاید، منافع، علائق و سلایق شهروندان برجسته می‌شود. برپایه چنین دیدگاهی آزادی عقیده و اندیشه و بیان، یعنی حق شبیه دیگری "نیندیشیدن" و متفاوت از سایرین "سخن گفتن و رفتار کردن" رسمیت می‌یابد. چنین منظری بستر تکثرگرایی است و شهروندان را از نظر سیاسی دست کم به سه گروه تقسیم می‌‌کند. اول حزب یا جناح حاکم که علی‌القاعده متکی به آرای اکثریت رای‌دهندگان است. دوم منتقدان و مخالفان حزب یا جبهه حاکم که علی‌الاصول از حمایت اقلیت شهروندان برخوردارند و می‌کوشند با ایجاد دولت سایه و نقد سیاست‌ها و عملکرد جناح اکثریت، اعتماد و رای تعداد بیشتری از شهروندان را به خود جلب کنند تا در انتخابات آتی پیروز شوند و مسئولیت قوه مجریه یا قوه مقننه یا هر دو را رسماً به عهده گیرند. سوم اشخاص و گروه‌هایی که حاضر نیستند در چارچوب قانون فعالیت کنند. بنابراین از حقوق قانونی، از جمله از حق انتشار روزنامه، فعالیت‌های علنی حزبی و نامزد شدن در انتخابات محروم می‌شوند

                      Comment


                      • چند روزی را دریکی از شهرهای شمالی کشور گذرانیده و روز سیزدهم نوروز را هم، همراه دوستان وخانواده دریکی از روستاهای کوهستانی وجنگلی شهرستان نور به سر بردیم . هنگامی که ازشهر دور می‌شدیم و نگاهی به پیرامون می‌انداختیم درختان را یکی یکی از پا افتاده می‌دیدیم وخانه وویلاها را یکی یکی سربرآورده . حالا دیگر تنها حاشیه شهرها نبود که زمین‌های کشاورزی ومراتع جنگلی کم رونق می‌شد تا خانه و ویلا سازی رونق پیدا کند، بلکه روستاها نیز ازاین هجوم درامان نمانده اند. درختان از پای می‌افتادند تا جایشان آهن وسیمان بروید و کس و یا کسانی را برای زمان کوتاهی از سال درخود جای دهند . درحاشیه دریا هم که برای مردم و رهگذران نمایی هم برای دیدن هم نمانده است .حاشیه دریا هم گرفتار ویلاها یی شده است که رهگذران ومردم عادی را به آنها راهی نیست. تنها اندکی از کناره دریا برای مردم مانده است . قانون هم که مثل همه جا کاربردی ندارد . اگرچه قانون حاشیه دریاها را متعلق به همگان می‌داند ولی درسال‌های پس از انقلاب چنان به این حاشیه دست اندازی شده است که آزاد سازی آن هزینه و وقت و زور فراوان می‌خواهد . شاید نشدنی باشد . هر کس براین حاشیه حاشیه ای زده است و خود درآن جای گرفته است . صداهایی که دراین باره به گوش رسیده خیلی زودتر از پندار به خاموشی گرائیده است . داستان دریای مازندران و کناره آن به هرحال داستان دردآوری است . درسفر به شمال هنگامی که در ویلایی درساحل دریا رخت اقامت می‌افکنیم از یادمان می‌رود که با این ساحل و دریا چه شده است ؟ افزایش قیمت زمین هم کشاورزان را به فروش زمین‌های کشاورزی و تبدیل آن به ویلا درحاشیه شهرها علاقمند نموده است . از شهر که دور و دورتر می‌شویم هرجای که ردپای انسانی است نشانی از ویرانی طبیعت هم به چشم می‌خورد . ظرف‌های یک بار مصرف و بطری‌های خالی نوشابه درهمه جا پراکنده است. زباله‌ها یی که تجزیه نا پذیر و ویرانگر طبیعت اند . زباله‌های به جا مانده از گذر آدمیان دامن طبیعت را زشت کرده و هر چه که به شهر نزدیک می‌شویم انبوه زباله بیشتر رخ می‌نماید. هر جا که گذر گاه زیباتراست بیشتر از این رهگذر درآسیب است. اما روستایی که ما بساط سیزده خودرا درخانه یکی از اهالی آنجا گسترده بودیم دردل کوه و جنگل سادگی وزیبایی را درهم آمیخته بود. هرچند رنگ ونما ی شهری دربناهای تازه اش به چشم می‌خورد ولی جنگل و درخت و آب و گله‌های گوسفند و صدای سگ و گاو زیبایی طبیعت و سادگی روستایی را به یاد می‌آورد. پای زباله‌ها هم به اینجا کمتر باز شده بود . از بالا که می‌نگریستیم مه غلیظی در پایین همه جا را پوشانده بود. گاهی بالکن خانه را نیز مه می‌پوشاند. خانه‌های روستایی دردل جنگل بود . پای از خانه که بیرون می‌نهادی با چند گامی خود را درمیانه جنگل می‌یافتی . وسعت دید اندک بود . زمانی کوتاه را به قدم زدن درفضای باز وطبیعت زیبا و کناره آب و میانه درختان جنگلی گذرانیدیم .آفتاب به غروب نزدیک می‌شد که زمان برچیدن بساط وکوچیدن به شهر فرا رسیده بود . سوار برخودروها ازروستا دل کندیم و راهی شهر شدیم . بچه‌ها و بزرگترها یک روز به یاد ماندنی را با زیبایی‌ها ی طبیعت سپری کرده بودند. شب هنگام به محل اقامت خود رسیدیم و نیمه‌های شب وسائل خود را برداشتیم و راه تهران را در پیش گرفتیم . ترافیک سنگین روزها ی گذشته ما را برآن داشت که این زمان را برای حرکت به سمت تهران برگزینیم . هم از خلوتی جاده بهره بگیریم که کمتر درراه بمانیم وهم بتوانیم برای روز چهاردهم وشروع فعالیت‌ها ودرس ومشق بچه‌ها درتهران باشیم

                        Comment


                        • سردار دهقانی سخنگوی مانور پیامبر، بخشی از مانور پیامبر را مقابله با حمله زمینی امریکا به ایران توصیف کرد و گفت:

                          جزیره لارک به عنوان سرپل مشخص شد. این جزیره در دهانه استراتژیک تنگه هرمز قرار گرفته است. ابتدا هواپیماهای دشمن فرضی منطقه را بشدت بمباران و شناورهای رزمی سطحی سواحل را بمباران و با ایجاد زمین سوخته بالگردها تفنگداران دریایی را جهت تصرف سرپل به منطقه منتقل کردند.

                          درمقابل، نیروهای ایران با توپ‌های ضد هوایی، هواپیماهای دشمن فرضی را هدف قرار داده و تفنگداران مستقر در سواحل به شناورهای آبی - خاکی دشمن حمله کردند و آنها را ناچار به عقب نشینی کردند!

                          عملیات هلی‌برن دشمن فرضی نیز توسط بالگردهای نیروی هوایی و هوادریای سپاه و ارتش انجام شد و آنها را وادار به عقب‌نشینی کردند.

                          عملیات فرود چتربازان دشمن فرضی بر جزیره لارک نیز انجام شد که در این بخش تکاوران و تفنگداران با چتربازان مقابله و آنها را دستگیر کردند.

                          Comment


                          • vaghty adam in khabarha ro mishnave nemidone bayad khohsal beshe ya narahat !!!!

                            Comment


                            • Comment


                              • جک استراو در مصاحبه ای با تلويزيون بی بی سی اين ادعا را رد کرد که ايالات متحده برای اقدام نظامی عليه ايران از جمله حملات هسته ای به سايت های مظنون هسته ای آماده می شود.

                                استراو گفت جامعه جهانی حق داشت که به برنامه هسته ای جمهوری اسلامی به شدت سوء ظن داشته باشد. اما هيچ, smoking gun, يا 'casus belli' يعنی دليل موجه برای جنگ وجود ندارد.

                                او گفت ما نمی توانيم در مورد مقاصد ايران اطمينان داشته باشيم و اين نمی تواند مبنايی باشد که به معنای اجازه يافتن به اقدام نظامی توسط هرکسی باشد.

                                استراو در پاسخ به نگرانی هايی که مقاله سيمور هرش در نيويورکر بوجود آورده صحبت می کرد. او حمله با بمب های نافذ هسته ای را " کاملآ مزخرف " خواند و قابل اعتماد بودن منبع گزارش را زير سوال برد.

                                او گفت واشينگتن هنوز به مذاکره و فشار ديپلوماتيک متعهد است . او گفت علت مخالفت با عمليات نظامی اين است که اين گزينه بی نهايت بدتر است و توجيهی برای آن وجود ندارد

                                Comment

                                Working...
                                X