Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Military action is not a "magic wand" that can be used to resolve the international community's standoff with Iran over its nuclear programme, French Prime Minister Dominique de Villepin said on Thursday.

    He said the international community must look at what tools can be used to put pressure on Iran but said military action in Iraq and the Middle East showed that it was not a solution.

    "My conviction is that military action is certainly no solution," Villepin told a monthly news conference.

    "You know as I do the situation in the Middle East, in Iraq and the Near East, the idea that by waving the magic wand for a military shortcut we are going to solve the Iranian problem doesn't seem to me today to be something to talk about."

    When he was foreign minister, Villepin led the French campaign against military action in Iraq.

    The United States, which accuses Iran of seeking nuclear weapons, says it wants the standoff solved diplomatically but has refused to rule out military action. Iran says it is only pursuing nuclear power generation.

    The United States, Britain and France, have circulated a U.N. Security Council resolution demanding that Iran curb its nuclear ambitions and said they will push for targeted sanctions if it does not.

    Villepin said the international community must find a "credible," "firm" and "united" way to put pressure on Iran.

    "It's a question of finding a solution that will allow us to control things on the ground, to be able to assure ourselves that there is no proliferation without crossing the military line," he said.

    Russia, which has veto power in the council, made clear on Wednesday it would not support any sanctions or the new resolution without modifications. The Western draft did not impose punitive measures.

    Comment


    • اگر شورای امنيت همسوئی نكند
      امريكا يك تنه عليه ايران عمل خواهد كرد!
      فرمانده كل سپاه پاسداران در دوران جنگ باعراق از آماده شدن ايران و امريكا برای كشتی سخن گفته است. اين آمادگی، همان حكايت تقسيم حقوق دكتر اقبال با راننده اش است.




      همزمان با آغاز مذاكرات هيات های نمايندگی 5 كشور عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل و هيات نمايندگی آلمان، مقامات امريكائی در بالاترين سطوح تهديدی را عليه ايران مطرح كردند كه مخاطب آن پيش از آن كه ايران باشد، كشورهای عضو دائم شورای امنيت بودند. آنها از اقدام يكطرفه امريكا عليه ايران، در صورت تعلل شورای امنيت سخن گفتند. البته به اين جمله تهديد آميز خود يك پسوند هم اضافه كردند. يعنی به كمك كشورهای متحد امريكا. يعنی همان بازی كه در جريان حمله به عراق كردند. مقامات امريكا و بويژه وزيرخارجه ايالات متحده كه خود را برای انتخابات آينده رياست جمهوری امريكا و نشستن بر صندلی رياست جمهوری اين كشور آماده می كند، رسما از اقدام يكطرفه امريكا عليه ايران سخن گفت. متعاقب اين اظهارات، نه تنها روند مذاكرات پاريس سرعت گرفت، بلكه سمت گيری شديدتری نيز عليه ايران اتخاذ كرد. از حاشيه اين ديدار خبرگزاری ها اعلام داشتند كه پيشنهاد هيات های نمايندگی مذاكره كننده در پاريس به شورای امنيت، تصويب قطعنامه الزام آور برای ايران است. يعنی اسم بند هفت را كه امريكا خواهان استناد به آنست نيآورند اما محتوای آن را تصويب كنند. بند هفت دست اعضای شورای امنيت را برای تحريم اقتصادی و حتی اقدام نظامی عليه كشوری كه قطعنامه الزام آور عليه آن تصويب می شود باز می گذارد. بنابراين، تصويب قطعنامه الزام آور برای ايران، نام و استناد ماده هفت را ندارد، اما مضمون و محتوای آن را دارد.

      سفر شتابزده صدراعظم آلمان "مرگل" به امريكا كه امروز انجام می شود، در ارتباط با همين قطعنامه و شايد همسوئی های بيشتر با امريكا انجام می شود. او چند روز پيش از مسكو و ديدار با پوتين بازگشت و پس از گزارش سفر و همآهنگی با هيات دولت و پارلمان اين كشور راهی امريكاست تا جمعبندی سفر مسكو و رايزنی با ديگر مقامات آلمانی را به بوش منتقل كند.

      در تهران محسن رضائی فرمانده سپاه پاسداران در دوران جنگ با عراق، در يك سخنرانی كه در دانشگاه برای او ترتيب دادند از آماده شدن امريكا و ايران برای كشتی با يكديگر سخن گفت.

      قديم ها می گفتند: خانواده جوانی برای خواستگاری، به همراه جوان رفتند به خانه دختر مورد نظر. پس از مقداری تعارفات، مادر دختر از مادر پسر پرسيد:

      - نورچشمی چه كاره اند؟

      مادر داماد آينده گفت: در شركت نفت كار می كند.

      مادر عروس پرسيد:

      - چقدر حقوق دارد؟

      مادر خواستگار گفت:

      - با دكتر اقبال( رئيس شركت نفت در زمان شاه) جمعا 50 هزار تومان حقوق می گيرند.

      مادر دختر كه دست و پايش را گم كرده بود، پرسيد:

      - چطوری اين پول را تقسيم می كنند كه دعوايشان نشود؟

      مادر داماد، با اشاره به داماد گفت:

      ايشان راننده آقای اقبال هستند. 45 هزار و 500 تومانش را آقای اقبال بر ميدارند، بقيه اش هم حقوق دست بوس شماست.

      آن كشتی كه قرار است ايران و امريكا با هم بگيرند و فرمانده كل سپاه پاسداران دوران جنگ با عراق با آسوده خيالی از آن سخن گفته است، حكايت همين تقسيم حقوق دكتر اقبال و راننده اوست

      Comment


      • بازداشت جهانبگلو
        بازی تكراری قاضی مرتضوی


        در روزهای اخير اخبار متناقضی پيرامون بازداشت امنيتی رامين جهانبگلو درتهران منتشر شده است. هنوز هيچكس نمی داند جهانبگلو به چه اتهامی بازداشت شده و هيچ مقام قضائی و يا امنيتی نيز اساسا بازداشت او را تائيد نمی كند. اين درحالی است كه در دستگاه قضائی اختلاف و رقابت به اوج خود رسيده و تلاش برای جاكن كردن قاضی مرتضوی وارد مراحل نهائی خود شده است. اين احتمال كه قاضی مرتضوی در آخرين روزهای دادستانی خود يك فصل ديگری را با دستگيری جهانبگلو باز كرده باشد تا به بهانه اين پرونده جديد بر سرجای خود بماند كم نيست. يعنی همان بازی كه در جريان بازداشت سلطانی از بنيانگذاران كانون مدافعان حقوق بشر ايران و وكيل اكبر گنجی و زهرا كاظمی در آورد. تخصص او در درست كردن پرونده جاسوسی است. پرونده ای كه برای عباس عبدی هم تشكيل داد و از زهرا كاظمی نيز همين اعتراف را می خواست بگيرد كه زير شكنجه و بر سر ضربه مغزی كشته شد.

        خانواده جهانبگلو نيز با احتياط بسيار بازداشت او را تائيد كرده اند اما آنها نيز جزئيات مراجعه به منزل، تفتيش احتمالی خانه و بردن جهانبگلو را شرح نمی دهند.

        او سرپرستى گروه انديشه معاصر در دفتر پژوهشهاى فرهنگى است و حدس و گمان هائی كه درباره نوشتن كتاب هائی در باره مدرنيته و يا مصاحبه با برخی راديو های خارجی بعنوان اتهام او می زننده خنده دار تر از آنست كه بتوان قبول كرد. بنابراين عمدتا بايد همان فرض اول، يعنی بازی جديد مرتضوی دانست كه احتمال گرفتن يخ او دراين شرايط و اين بار دشوار بنظر می رسد و ماجرا سازی جديد قبل از تبديل شدن به يك جنجال جديد بايد خاتمه يابد و احتمالا خانواده او نيز در انتظار اين رويداد، تمايلی به شرح جزئيات ماجرا بازداشت او ندارند.

        Comment


        • از آخرين سروده های شاملو
          در آستانه



          شاملو، دراين سالهای آخر، اغلب و تا آنجا كه ممكن بود از تهران می رفت بيرون، مكانی حوالی گوهردشت و خانه ای دنج و كوچك. زياد وقت حرف با اين و آن را نداشت. حوصله حرف را هم نداشت. ميدانست رفتنی است و ناكرده ها و نانوشته های بسياری روی دستش مانده است كه بايد بسرعت تمام كند. شعری را كه می خوانيد از جمله سروده های او در اين دوران است. سروده ای برای زندگی نيست، وداع است. ايستادن، نشستن، خوابيدن و ديگر برنخاستن. باری كه روی دستش مانده بود بسی سنگين تر از سنگی بود كه بر گورش نهاده بودند. ای كاش، آنها كه سنگ سنگين را از گورش بلند كردند، تا زنده بود بار زندگی اش را سبك كرده بودند تا انبوه كارهای ناتمامش را به پايان رساند. آنكه به اين سادگی از مرگ می گويد، از نداشتن سنگش چه باك؟



          بايد استاد و فرود آمد

          برآستان دری، كه كوبه ندارد

          چرا كه اگر بگاه آمده باشی، دربان به انتظار توست

          و اگر بی گاه

          به دركوفتنت پاسخی نمی آيد.

          كوتاه است در،

          پس آن به، كه فروتن باشی.

          آئينه ئی نيك پرداخته توانی بود آن جا

          تا آراستگی را

          پيش از درآمدن

          در خود نظری كني

          هرچند كه غلغله آن سوی در زاده باورتوست نه انبوهی مهمانان،

          كه آن جا تو را

          كسی به انتظار نيست.

          كه آن جا

          جنبش، شايد

          اما جنبده ئی در كار نيست:

          نه ارواج، نه اشباح، نه قديسان كافورينه و به كف

          نه عفريتان آتشين گاوسر

          نه شيطان بهتان خورده، با كلا بوقی منگوله دارش

          نه ملغمه بی قانونی مطلق های متنافی...

          تو تنها

          آن جا

          موجوديت مطلقی،

          موجوديت محض

          چرا كه در غياب خود ادامه می يابی و غيابت

          حضور قاطع اعجاز است.




          Comment


          • يك نمايشنامه درتهران
            يك ملت را
            چگونه ازظلم حاكم آگاه كنيم؟

            حسين‌ محب‌اهری‌، بازيگر تئاتر و تلويزيون‌ نمايش‌ "نقل‌ پرومته" را در اداره‌ تئاتر تمرين‌ می‌كند. نويسنده اين نمايش هادی حوری و كارگردانی آن كار مشترك حسن سرچاهی و هادی حوری است.

            به گفته حسين‌ محب‌اهری اين‌ نمايش‌ از تلفيق‌ اساطير شاهنامه‌ و پرومته‌ شكل‌ می‌گيرد. يك‌ حاكم‌ ملت‌ خود را سركيسه‌ می‌كند و از آنها مدام‌ باج‌ می‌گيرد.
            يك‌ نقال‌ با نقل‌ شاهنامه‌ و قصه‌ای شبيه‌ به‌ قصه‌ پرومته‌ می‌خواهد ملت‌ را از ظلم‌های حاكم‌ آگاه‌ سازد. محب اهری نقش نقال اين نمايش را بعهده داد.

            حسين محب اهری كه متولد 1330 تهران است. تحصيلات خود را در رشته كارشناسی ادبيات از مدرسه عالی ادبيات و زبان های خارجی در سال 1358 به پايان رسانده است. وی از قبل از انقلاب تا به امروز در ده‌ها نمايش و ئتاتر و برنامه تلويزيونی بازی كرده است.

            محب‌اهری همچنين‌ يك‌ نمايشنامه‌ به‌ قلم‌ خود و تحت‌ عنوان‌ "فرود اضطراری يك‌ حواصيل‌ روی پشت‌بام‌ خانه‌ يك‌ ويولونيست‌" نوشته‌ و به‌ شورای نظارت‌ و ارزشيابی مركز هنرهای نمايشی ارائه‌ كرد تا در صورت‌ موافقت‌ مركز آن‌ را در نيمه‌ اول‌ سال‌جاری به‌ صحنه‌ بياورد.
            وی درباره‌ اين‌ نمايش‌ گفته است‌: "يك‌ حواصيل‌ از آسمان‌ها به‌ زمين‌ فرود می‌آيد و از كارهای ناشايستی كه‌ بشر بر روی زمين‌ انجام‌ داده‌ است‌ بسيار بدش‌ می‌آيد به‌ گونه‌ای كه‌ در اين‌ نمايش‌ وضعيت‌ فعلی جوامع‌ انسانی زير سوال‌ می‌رود."
            اهری همچنين‌ در يك‌ قسمت مجموعه‌ تلويزيونی "راه‌ شب" همراه‌ محمدعلی كشاورز و رضا بابك‌ در نقش‌ سه‌ سالخورده‌ بازی می‌كنند." داريوش فرهنگ كارگردان اين نمايش است.




            Comment


            • حمله شود يا نشود
              فعلا فردوسی
              بار ديگر عزيز شد



              خطر حمله نظامی فعلا يگانه حسنی كه داشته روی آوردن حاكميت به تقويت روحيه ملی مردم ايران و قبول پيوندها و ريشه های تاريخی ملت ايران است. در اين فصل جديد است كه فردوسی بار ديگر عزيز شده و روزهای 24 و 25 ارديبهشت ماه قرار است در مشهد و توس بزرگداشت او با حضور ميهمانان داخلی و خارجی برگزار شود.

              جلال خالقی مطلق از آلمان، محمود اميدسالار از آمريكا، محمد نوری عثمانوف از روسيه، سعيد حميديان، عزيز‌الله جوينی، محمدعلی اسلامی ندوشن، ايرج افشار، ميرجلال‌الدين كزازی، محمد دبيرسياقی و ابوالفضل خطيبی از ايران، سخنراين بزرگذاشت خواهند بود. بزرگذاشت نيز قرار است در تالار مجتمع كانون‌های فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار می‌شود. نمايشگاهی از چاپ‌های متعدد شاهنامه نيز برپا خواهد شد و در پايان نيز قرار است از تنديس جديد فردوسی در صحن دانشگاه فردوسی مشهد پرده برداری شود. مراسمی نيز بر سر آرامگاه فردوسی در نظر گرفته شد كه ادامه همين همايش است. نقالی، شاهنامه‌خوانی، ورزش‌های باستانی و زورخانه‌يی، مراسم موسيقی و گلباران آرامگاه، از ديگر برنامه‌های بزرگداشت خواهند بود.

              Comment


              • بمب اتم
                خانمان سوزتربمب اتم وافور است
                محمد علی افراشته

                هيچ شاعر طنزپرداز و مطرحی در ايران نيست كه از محمد علی افراشته نيآموخته باشد. البته به اين شرط كه بخواهد طنزش ماندگار باشد و بقول خود افراشته " مردم آن را مثل نقل و نبات" ببرند. شعر بمب اتم او مربوط به سالهائی است كه جهان در وحشت دست يافتن آلمان هيتلری به بمب اتم بسر می برد. با يك حادثه و يا يك كار جاسوسی بزرگ و يا از بيم فاجعه ای جهانی بمب اتم بجای آنكه بدست هيتلر ساخته شود بدست امريكا ساخته شد. آلمان بدون استفاده از بمب اتم شكست خورد و رژيم هيتلر سقوط كرد، اما امريكا سلاح مرگباری را كه به چنگ آورده بود برای زهرچشم گرفتن از جهانيان و نشان دادن برتری خود، آن را در ژاپن در آستانه تسليم بكار برد و فاجعه هيروشيما و ناكازاكی را ساخت. بخشی از اين شعر كه به مردم گرسنه و خرافات زده باز ميگردد، وصف حالی از امروز ايران اتمی نيز هست. بخوانيد:



                جيز جيز، پف پف، كيپ است عجب اين وافور
                چشمم از حدقه در آمد، زده ام از بس زور
                ***
                ميرزا محمود، تو از ما همه فهميده تري
                روی فهم است كه دلال قماش و شكري
                تاجرانی كه وكيل اند تو با اغلبشان
                همنشين، هم سرپا، همره و هم سروسري
                چيست اين مسئله بمب اتم لاكردار؟
                كه شده ورد زبان همگی در بازار
                **
                - بله، از بمب اتم با خبرستم اما
                درز بايست كه پيدا نكند مطلب ما
                من به اندازه آن مخترعش مطلعم
                می دهم شرح ولی بنده بدانم و شما
                به سر حقه قسم، ديده نديده باشيد
                بالاغيرت كه اصولا نشنيده باشيد
                ...
                تك خشخاش از اينها كه بيفتد به زمين
                می پراند همه را صد كيلومتر و صد و بيست
                عجبا! جلی وصلی كه از اين بمب اتم
                هی هی از شاخ اتم، دم اتم، سم اتم
                نزده دست به اين حربه اگر هيتلرخان
                به خيالت كه قپی آمده؟ نچ، نچ قربان
                روز تسليم بلاشرط كه شد، در آن شب
                ول كند هيتلر از اين بمب، وليكن زعقب
                ***
                شيره ای! بمب اتم را چه كنی خانه خراب؟
                راست می گوئی و مردی، تو خودت را درياب
                خانمان سوزتر از بمب، همين وافور است
                انفجاريست دراين حقه كه نايد به حساب
                بشكن اين معدن بدبختی و بيچاره گري
                چشم واكن كه جهان راست مبارك خبري




                Comment


                • امروز روز جهانی مطبوعات بود. هر بار که نام مطبوعات را می شنويم به ياد سلاخی مطبوعات ايران می افتيم. خامنه ای گفت که مطبوعات "پايگاه دشمن"اند و قاضی بدنام مرتضوی را به بهانه قانون منسوخ دوران رژيم سابق به سر وقت مطبوعات فرستاد و يکی را پس ار ديگری سلاخی کرد و هنوز روزی نيست که مدير مسوول نشريه ای را به اتهامات واهی راهی دادگاه نکنند. زبان مطبوعات را بريده اند و خودسانسوری را با توحش هر چه تمامتر بر بازمانده مطبوعات حاکم کرده اند. راستی جايی که آزادی مطبوعات باشد, ولی فقيه در شکل عتيقه اش چگونه می تواند فرمانروايی کند؟ خامنه ای يکی از کينه توزترين دشمنان شناخته مطبوعات در سطح جهان است.
                  او همين را می خواست که روز کارگر کسانی را بياورند تا شعار بدهند که "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" و شخص او را مورد ستايش قرار دهند و مطبوعاتی و صدای آزادی هم نباشد که بتواند از رنج ها و مصائب کارگران بگويد, و بنويسد و بتواند فرياد کند که در جامعه ای با ميليونها فقير و گرسنه و بيکار و معتاد و دريايی از منابع طبيعی حاکمان چه حق دارند به خاطر انرژی هسته ای ملتی را به کام جنگ و بحران و تحريم بکشند؟ او همين را می خواست که در روز معلم دست چين شده هايی را بياورند نزدش و برای آنها حرف های توخالی بزند و مطبوعات و رسانه های مجيزگو همان حرف های او را تيتر کنند و هيچ صدا و رسانه آزادی نتواند در سطح جامعه خواست های معلمان زحمتکش را بازتاب دهد و دردهای آنها را بگويد و بنويسد.
                  رژيم فاسد خامنه ای تاب آزادی مطبوعات را ندارد, همانطور که بسياری از رژيم های فاسد چنين اند. با اين حال گفتن اين که خامنه ای دشمن خطرناک آزادی مطبوعات است؛ اين که او و گزمه هايش چراغ آگاهی را خاموش می کنند تا در ظلمت استبداد چهره زشت و ننگين شان کمتر ديده شود گفتن حقايق آشکاری است که همه می دانند. حقيقت اين است که فاجعه مرگ مطبوعات آزاد در ايران فراتر از اين هاست.
                  ما در دوره ای زندگی می کنيم که سرکوب مطلق آزادی بيان امکان ندارد. اينترنت به يک حلقه واسط بسيار مهم ميان نشريات چاپی و رسانه های شنيداری تبديل شده است. اما استفاده بسيار موثر تبليغاتی -و تبليغات در مدار بزرگ مد نظر است - از اين حلقه واسط نيز همچنان به پول و سرمايه هنگفت نياز دارد. برای اين که بتوان اخبار و حوادث مهم را از لابلای وبلاگ های خبری و سياسی بيرون کشيد و گزارش های رسانه های مهم جهان را بسرعت ترجمه کرد و اين مجموعه را از طريق شبکه بسيار گسترده ای از رسانه های محلی و سراسری و راديو و تلويزيون در داخل و خارج از کشور پخش کرد نياز به کادر فنی و حرفه ای, سرمايه هنگفت و ارتباطات گسترده است. خامنه ای می تواند با سانسور داخلی خود, صدای کارگری را که وضعش به جايی رسيده که حتی برای آمدن به يک گردهمايی اعتراضی مجبور می شود هزار تومان از همسايه اش قرض بگيرد خفه کند, اما امواج پر قدرت رسانه ای آمريکا را نمی تواند سانسور کند. بنابراين دستگاه سانسور خامنه ای عملا صدای حق و عدالت و فضيلت و آزادی و صدای محرومان را خاموش می کند, و راه را برای دستگاههای تبليغاتی آمريکايی و رسانه های فارسی زبان با و بی مواجبش باز می گذارد. نه به خاطر اين که می خواهد باز بگذارد, به خاطر اين که نمی تواند ببندد.
                  سانسور رژيم خامنه ای گردن دانشجوی بی بضاعت, معلم و کارگر و تشکل ها و نهادهای آنها را می زند, برای اين که نه پول دارند در رسانه ای آگهی بدهند و نه هيچ رسانه داخلی جرات انتشار بيانيه ها و اطلاعيه ها و دردها و مشکلات شان را دارد. در عوض همه قطرات اعتراض همين ها و ديگران را رسانه های تحت نفوذ آمريکا با تامين مالی افراد حرفه ای جمع می کنند و از طريق رسانه های راديو و تلويزيونی مستقيم و غيرمستقيم خود در دايره ای به وسعت همه ايران منتشر می کنند. رژيم خامنه ای با سرکوب گری های خود دائما برای تبليغات آمريکايی "چهره" می سازد و "چهره ها" را که بخش بزرگی از آنها هم مستقيما از دورن همين رژيم فاسد و پليد بيرون زده اند, در محيط عمومی اپوزيسيون به آفت و بلای جان مبارزه دمکراتيک تبديل می کند؛ به نحوی که بسياری از تحفه های سابق همين رژيم حالا چندش آورترين نظريات فاشيستی را در پوشش دموکراسی و آزاديخواهی و در عين افتخار به پيوستن به اردوی سياست آمريکا تبليغ می کنند. همانطور که خامنه ای با سياست ماجراجويانه خود در زمينه هسته ای راه را برای حمله نظامی آمريکا و تحريم های گسترده اقتصادی و ويران کردن کشور باز می کند, به همان ترتيب با بستن مطبوعات و شکستن قلم ها راه را برای منحرف کردن افکار عمومی توسط رسانه های آمريکا و عوامل تبليغاتی و رسانه های فارسی زبان چرخنده زير مدار آنها باز می گذارد. اين وضع بويژه از آنجا هشدار دهنده است که در عرصه جنگ رسانه ای اگر دستگاه تبليغاتی آمريکا را برنده اين جنگ ندانيم, دستگاه تبليغاتی رژيم ولايت فقيه را پيشاپيش بازنده می دانيم. چرا که در دنيای امروز با هيچ آب و رنگی نمی شود يک رژيم پوسيده قرون وسطايی خلافتی را به مردم قبولاند و مردم را متقاعد کرد که گوسفندان رمه ولی فقيه هستند. برای کشاندن مردم به دنبال رهبران و حاکمان, حيله های مدرن تر و ترفندهای کارسازتری لازم است که در دنيای غرب و بويژه در آمريکا برای افکار سازی رايج است.
                  تسليم به مرگ و خاک شدن آدم بخشی از چرخه طبيعت است. ای بسا بر خاک گورگاهی درختی تازه و شاداب جوانه زند و يا خشتی شود بر ديوار خانه ای و يا دستی بر شانه ياری, آنطور که خيام به تمثيل می گويد؛ اما رژيم ولايت فقيه از چنان عناصر پلشتی تشکيل شده است که حياتش همچون مرگش تنها مرگ می زايد و تنها کرکس ها و شغال ها را پروار می کند. و اگر نتوان خودش و لاشه اش را قرنطينه کرد؛ اگر نتوان راهی جست که عناصری را که با همان تفکرات پوسيده ولايت فقيهی از درون آن بيرون زده اند و تنها ارباب عوض کرده اند و همان کسوت نوکری را برای ارباب تازه آمريکايی به تن کرده اند طوری دفن کرد که جامعه ايران را بيش از اين آلوده نکنند, معلوم نيست که بتوانيم از اين آلودگی ها به اين زودی ها خلاص شويم. خدمت به فساد در مبارزه دمکراتيک! خدمت به خيانت به آگاهی! اين است چشم اسفنديار فاجعه مرگ مطبوعات آزاد در ايران که از امروز و امروزها فراتر می رود و محيط زيست سياسی آينده را دچار تباهی می سازد

                  Comment


                  • به گزارش خبرگزارى رويتر، آنگلا مركل، صدراعظم آلمان خواهان جبهه‌اى مشترك عليه ايران شد كه از تكرار ازهم‌گسيختگى اروپاييان پيش از حمله به رهبرى آمريكا به عراق در سال 2003، جلوگيرى كند.

                    بر اساس اين گزارش، مركل در نشستى با رهبران تجارى آلمانى و آمريكايى در طول ديدارش از نيويورك گفت: ما از كشمكش عراق درس‌هايى را گرفته‌ايم يكى از درس‌ها اين است كه تفرقه اروپا را ضعيف مي‌كند. ما نبايد به ديكتاتورها اين حس را بدهيم كه جهان دموكراتيك بر سر چگونگى رويارويى با آنها متفرق است.

                    وى با ادعاى قصد ايران براى توليد سلاح هسته‌يى افزود:‌ من فكر مي‌كنم خيلى مهم است كه همه ما از جمله روسيه در اين نگرش سهيم باشيم كه بايد براى جلوگيرى از ايران در به دست آوردن تسليحات هسته‌يى هر كارى انجام شود.

                    خبرگزارى فرانسه نيز به نقل از مركل نوشت كه واشنگتن و برلين در توافقى كلى درباره لزوم بازدارى ايران از آنچه وى به دست آوردن تسليحات هسته‌يى خواند، قرار دارند.

                    بر اساس اين گزارش، مركل پس از ديدار با جورج بوش، رييس جمهور آمريكا افزود: ما فكر مي‌كنيم كه در چارچوب كنونى ضرورى است كه تصميم روشن جامعه جهانى با متحد ماندن، از طريق نشان دادن همگرايى بر سر اين موضوع نشان داده شود.

                    وى افزود: چيز ديگرى كه در اين چارچوب ضرورى و حياتى است، اين است كه سعى كنيم همه شركا را تا جايى كه ممكن است گرد آوريم تا به طور روشنى به ايرانيان نشان دهيم كه دستيابي‌شان به سلاح هسته‌يى غير قابل قبول است.

                    در ادامه گزارش، اين خبرگزارى فرانسوى آمده است كه مركل و بوش براى گفت‌وگوهايى كه تحت شعاع جنجال‌هاى بين‌المللى درباره برنامه هسته‌يى ايران قرار گرفته بود، در واشنگتن ديدار كردند.

                    خبرگزارى رويتر در گزارش ديگرى نوشت كه بوش و مركل هر دو در ديدارشان در روز چهارشنبه، بر ديپلماسى در حل و فصل موضوع هسته‌يى ايران تاكيد كردند.

                    آن دو در گفت‌وگوى يك ساعته در دفتر بوش گفتند كه مهم است جامعه جهانى در كوشش براى توافق ايران متحد بماند.

                    بوش نيز در اظهاراتى تكرارى گفت: ايرانيان بايد بدانند كه همكارى ما قوى است و آنها بايد به خاطر صلح جهانى تقاضا‌هاى تسليحات هسته‌يى خود را متوقف كنند.

                    وى افزود: اين كه روسيه بر سر هدف نهايى كه ايران نبايد تسليحات هسته‌يى داشته باشد، با ما هم عقيده است، نقطه آغاز خوبى است.

                    بوش ادامه داد: ما به توافقى مشترك بر سر چگونگى ادامه دادن خواهيم رسيد، زيرا اين تلاشى مشترك است.

                    در ادامه اين گزارش مي‌خوانيم: ديدار مركل و بوش همزمان با طرح قطعنامه‌اى توسط فرانسه، انگليس و آمريكا صورت گرفت، متن اين قطعنامه خواستار اعمال تحريم عليه ايران نشده، اما از آنچه انتظار مي‌رفت شديد‌الحن‌تر است.

                    بوش كه اعلام كرده در اواسط ماه ژوييه پيش از نشست گروه هشت در روسيه به آلمان مي‌رود، درباره نوع اعمال تحريمى كه احتمالا مورد توجه قرار مي‌گيرد، صحبتى نكرد.

                    وى در عين حال گفت: اين موضوعى است كه دوستان آن را به طور خصوصى مورد بحث قرار مي‌دهند.

                    در ادامه اين گزارش مي‌خوانيم كه مركل كه ديدارش در ماه ژانويه فصل جديد گرم‌ترى را در ارتباط با آمريكا رقم زد، بر خلاف گرهارد شرودر، صدراعظم پيشين آلمان عمل مي‌كند كه بر سر عراق با كاخ سفيد مخالفت كرد.

                    مركل گفت: من كاملا از اقداماتى كه توسط سه كشور اتحاديه‌ى اروپا با هم و در كنار آمريكا انجام شده، حمايت مي‌كنم، زيرا از ابتدا ما با هم بوده‌ايم و بايد به اين كار ادامه دهيم.

                    اين گزارش افزود كه مركل از اظهارنظر درباره درخواست برخى از منتقدان بوش به گفت‌وگوى مستقيم ميان تهران و واشنگتن امتناع كرد

                    Comment


                    • مديركل امور سجلى و پژوهش ثبت احوال, گفت: كتاب فرهنگ نام و نامگذارى كه توسط ثبت احوال تدوين شده، خردادماه توزيع مي‌‏شود.
                      محسن اسماعيلى, مديركل امور سجلى و پژوهش ثبت احوال, در گفت وگو با خبرنگار ايلنا, گفت: اين كتاب حاوى پنج هزار نام ايرانى و اسلامى است كه احتمال اضافه كردن اسامى نو و بديع به اين كتاب وجود دارد.

                      وى افزود: هر اسم تازه‌‏اى واجد الشرايطي، پس از بررسى و تاييد در كميته ثبت احوال، بر اسامى موجود در اين كتاب اضافه مي‌‏شود.
                      اسماعيلي، با تاكيد بر اينكه براساس قانون، خانواده‌‏ها نمي‌‏توانند براى فرزندان خود از اسامى خارجى استفاده كنند, تصريح كرد: ايرانيان مقيم خارج نيز نمي‌‏توانند، اسامى خارجى براى فرزندان خود انتخاب كنند و نسخه‌‏هايى از اين كتاب در اختيار نمايندگي‌‏هاى خارج كشور قرار مي‌‏گيرد.
                      مديركل امور سجلى و پژوهش ثبت احوال يادآور شد: براساس قانون، انتخاب نام‌‏هاى ايرانى و اسلامى براى نوزادان مجاز است و ممنوعيتى براى انتخاب نام‌‏هايى كه ريشه‌‏اى ايرانى دارند, وجود ندارد.

                      Comment


                      • گروه استان ها، فاطمه على اصغر : با اجرايى شدن طرح توسعه بيمارستان لقمان حکيم در ميدان آذرى تهران، مزار "ملک المتکلمين" و "ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل" که در مجاورت اين بيمارستان قرار دارد، تخريب و براى هميشه ياد دو روزنامه نگار دوران مشروطه از ذهن ها زدوده مى شود.
                        مقابر اين دو روزنامه نگار اکنون در ضلع جنوبى بيمارستان که روزگارى يک باغ بوده ، واقع شده است. "ملک المتکلمين" و "ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل" در دوران محمد على شاه پس از اعدام به طور مخفيانه توسط عده اى ناشناس پشت باغ شاه دفن شده اند. مکانى که بعدها نوادگان "ملک المتکلمين" اقدام به ساماندهى آن کردند و به تدريج به آرامگاهى خانوادگى درآمد.

                        تخريب مقابر اين دو روزنامه نگار از سوى "هاشمى نژاد "، مدير بيمارستان لقمان حکيم تكذيب شده است. او مى گويد : , حتى اگر اين مقبره‌ها در طرح توسعه بيمارستان قرار بگيرند به دليل اهميت و ارزشى که اين دو بزرگوار براى آزادى و استقلال ايران داشتند ، اقدامات ضرورى براى حفاظت از آن ها انجام مى شود.,
                        وى نگفت که حفاظت از اين آثار چگونه انجام خواهد شد.
                        طرح توسعه بيمارستان لقمان حکيم جزو پروژه هاى ملى است و اعتبارات آن از سوى سازمان مديريت و برنامه ريزى تامين مى شود.
                        به گفته هاشمى نژاد بر اساس اين طرح، خانه هاى اطراف بيمارستان خريدارى شده و تبديل به محوطه، پارکينگ و فضاى سبز بيمارستان مى شود .

                        تخريب مقابر اين دو روزنامه نگار، يکبار ديگر موضوع فراموش شدن ياد و خاطر آنان را زنده مى کند.
                        " قاسم عسگرى ، سرايدارى که 30 سال در اين آرامگاه خانوادگى زندگى کرده مى گويد: ياد ندارم در طول اين سالها، چه قديم و چه جديد مسئولى از سازمان هاى دولتى براى سرکشى به اينجا آمده باشند. حتى خانواده هاى اين دو نفر هم چندان رسيدگى نمى کنند.
                        در اين ميان کارشناسان سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى استان تهران چند سال پيش به اين مکان سر زده و آن را تعيين حريم کردند اما بعداز اين اقدام هرگز طرحى براى ساماندهى اين مقابر ارايه نشده است.
                        , فرهاد فيروزى , کارشناس سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى استان تهران در اين باره مى گويد: , حدود سه سال پيش از سوى کارشناسان ميراث فرهنگى عمليات بررسى و شناسايى اين مقبره‌ها انجام گرفت و مراحل اوليه تهيه پرونده ثبتى آنها انجام شد. اما با اين وجود اين پرونده در چرخه ادارى افتاد و ثبت آن در فهرست آثار ملى به فراموشى سپرده شد .,
                        در همين حال , ارد زند , تهيه کننده و کارگردان فيلم هاى مستند که براى تهيه فيلمى از دوران مشروطه به اين مقابر رفته بود، مى گويد: , هرگز فکر نمى کردم اين مقابر اينگونه مورد بى مهرى قرار گرفته و تبديل به مخروبه اى شوند که حتى کسى نمى داند متعلق به چه کسانى است.,

                        وى مى افزايد : , روزگارى عده اى ناشناس براى صيانت از پيکر اين عزيزان از جان خود گذشته و به طور مخفيانه آن ها را پشت باغ شاه دفن کردند. جاى تعجب است که امروز اين مقابر مورد بى مهرى و بى توجهى قرار گيرد .,

                        او اين را هم اضافه مى کند که ,تخريب اين مقابر مساوى با زير سوال بردن تاريخ مشروطه است

                        Comment


                        • خراسان:رئيس کميسيون انرژى: درآمد نفتى ايران در سال گذشته حدود 50 ميليارد دلار بود و پيش‌بينى مي‌شود اين رقم در سال جارى به 60 ميليارد دلار برسد
                          در حالى که درآمدهاى نفتى طى يک دورهء زمانى مشخص 4 برابر شده است، بودجهء کشور در همين مدت 8 برابر رشد داشته
                          يک پژوهشگر اقتصادى: در پايان سال 84، حدود 40 درصد رشد نقدينگى داشتيم و پيش‌بينى مي‌شود در سال جارى اين رقم به 50 درصد برسد و اين يعنى فاجعهء اقتصادى
                          يک اقتصاددان: صادرات زياد نشان از توليد مناسب و واردات زياد نشان از وجود نقدينگى فراوان است
                          مخبر کميسيون اقتصادى: تورمى وجود ندارد. با مديريت اقتصادى صميمى که اکنون بر کشور حاکم شده درآمدهاى بيشتر از اين را هم مي‌توان هزينه کرد بدون ايجاد هيچ تورمٌى
                          يک شهروند: نفت بشکه‌اى 70دلار مي‌دانيد يعنى چه؟ کشورهاى ديگر آرزوى چنين درآمدى را دارند که اقتصاد خود را متحول کنند

                          همين که مردم مي‌فهمند روزنامه‌نگار هستي، فکر مي‌کنند بايد همه چيز را بدانى. همين اکبر آقا
                          خشک‌شويي، ديروز صبح مي‌گفت: ,شما که سرت تو حساب و کتاب هست، شما که از همهء خبرها مطلعي، اين همه پول نفت چى مي‌شه که ما هنوز وضعمون همينه که هست؟,
                          آقاجلال، شاطر نانوايى محل هم که حوصله‌اش از حرکت يکنواخت پهن کردن خمير روى ريل داغ کوره سر رفته مي‌گويد: بابا، نفت بشکه‌اى 70 دلار مي‌دونى يعنى چه؟ اصلا" تو تاريخ ايران سابقه داشته ايران اينقدر درآمد نفتى داشته باشه؟ به خدا کشورهاى اجنبى از خداشونه يه پول قلمبهء اينجورى داشته باشن که يهو از اين رو به اون رو بشن. راستى آقاى خبرنگار، شما که با بالايي‌ها مي‌پري، مي‌دونى اين پولا....؟
                          يک نفر از پشت سر، توى صف داد زد: ,آقا ديشب بي‌بي‌سى مي‌گفت امسال درآمد نفتى ايران به 60 ميليارد دلار مي‌رسه,.

                          ولى مطمئنم، آقاجلال اصلا" نفهميد ميليارد دلار يعنى چه. حتى از پسر دانشجويش هم نپرسيد که ميليارد يعنى چقدر؟
                          .... ترسيد
                          * * *
                          نفت و درآمدهاى آن به عنوان يک اهرم اقتصادى و سياسى در کشورهاى توليدکننده آن، همچنان مطرح‌ترين بوده و تکيه اين کشورها بر اين منبع سرشار درآمد، رفته‌رفته در حال تبديل به يک معضل اساسى شده که کمترين تبعات آن رشد تورم و افزايش نقدينگى در جامعه است اگر چه اين يک فرضيه محسوب مي‌شود ولى تاريخ اقتصاد جهان اين فرضيه را به اثبات رسانده و ايران که يکى از کشورهاى توليدکننده مطرح نفت در جهان است مشمول اين فرضيه است. اما اين تئورى چگونه در مورد ايران صدق مي‌کند و آيا مي‌توان براساس يک تحول جهانى که قيمت نفت را به شدت افزايش داده، مانور احتمال تبديل شدن درآمد نفت به معضل اقتصاد را مطرح کرد؟ دورنماى درآمد نفت و تاثير آن بر اقتصاد ايران چگونه است؟
                          دو خبر نفتى
                          رئيس کميسيون انرژى مجلس شوراى اسلامى در پنجمين همايش بهينه‌سازى مصرف سوخت گفت: درآمد نفتى ايران در سال گذشته حدود 50 ميليارد دلار بود و پيش‌بينى مي‌شود اين رقم در سال جارى به 60 ميليارد دلار برسد و خبر دوم اينکه, سازمان بين‌المللى انرژى در تازه‌ترين گزارش خود پيش‌بينى کرد: قيمت جهانى نفت طى دو سال آينده به هيچ وجه کاهش نخواهد يافت و در حدود قيمت‌هاى کنونى باقى خواهد ماند. خبرگزارى رويترز نيز به نقل از فاتح بيرول اقتصاددان برجسته سازمان بين‌المللى انرژى نيز گزارش داد: اگر طى يکى دو سال آينده اتفاق عجيبى رخ ندهد، قيمت جهانى نفت از سطح کنونى خود پائين‌تر نخواهد رفت.
                          به اعتقاد کارشناسان انرژي، گسترش نگراني‌ها درخصوص پرونده هسته‌اى ايران، اوضاع سياسى عراق و نيجريه، کمبود ظرفيت پالايشگاهى جهان و افزايش تقاضا عوامل افزايش قيمت نفت طى هفته‌هاى اخير به شمار مي‌رود و تا زمانى که عوامل ياد شده همچنان در سطح بين‌المللى مطرح باشد قيمت نفت همچنان سير صعودى خواهد داشت.
                          با نگاهى به گذشته نه چندان دور مي‌توان وضعيت درآمد و توليد نفت ايران را بررسى کرد و با نگاهى علمى درباره آينده نفت و درآمد آن در ايران قضاوت کرد. اظهارنظر کارشناسان نيز براساس اطلاعات گذشته است و مي‌توان شيوه تاثيرگذارى درآمد نفت بر اقتصاد را بررسى کرد.

                          نگاهى به گذشته
                          در سال‌هاى پيش از 1353 درآمد ايران از نفت بين 5/1 تا 2 ميليارد دلار بود ولى در سال 1353 اين رقم به 10 ميليارد دلار رسيد و در سال 1356 رقم درآمد نفتى ايران معادل 20 ميليارد دلار شد. بنابراين کشور با يک انفجار درآمدى مواجه شد يعنى در طول 3 سال درآمد نفتى ايران 5 برابر شد و در فاصله کمتر از 4 سال به رقمى حدود 10 برابر رسيد. بودجه دولت در واکنش به اين افزايش درآمدهاى نفتى 3 برابر شد ولى در سال‌هاى بعد رشد ملايم‌ترى پيدا کرد. در سال 1377 قيمت متوسط نفت 8/10 دلار در هر بشکه بود و در فاصله حدود 7 سال درآمد نفت حدود 4 برابر رشد کرد. اين در حالى است که بودجه سال 77 رقمى کمتر از 71 هزار ميليارد ريال بود ولى بودجه سال 1385 بيش از 195 هزار ميليارد تومان است.
                          در بخش مصارف ارزي، تا قبل از سال 1381 دولت به طور متوسط 15 ميليارد دلار مصارف ارزى داشته است. در سال 1382 اين رقم به 21ميليارد دلار، در سال 1383 به 30 ميليارد دلار و در سال 1384 به 36 ميليارد دلار رسيد.
                          به نظر مي‌رسد در سال 1385 اين رقم به حدود 45 ميليارد دلار برسد که حکايت از وابستگى بيش از حد بودجه به نفت دارد. در جدول وابستگى دولت به درآمد نفت در برنامه سوم توسعه هم قرار بر اين بود تا اين رقم به کمتر از 12 ميليارد دلار برسد اما رقم وابستگى دولت به درآمدهاى نفتى در سال 1385 با توجه به عزم دولت براى ارائه متمم بودجه و اضافه کردن رقمى که تا حدودى توسط مجلس کاهش يافت، شاهد چنين افزايشى بود. با درنظر گرفتن اين واقعيات مي‌توان چنين نتيجه گرفت که در سال 1385 کشور شاهد يکى از بزرگترين تحولات مالى سال‌هاى اخير خواهد بود.

                          رشد نقدينگي، سرطان اقتصاد کشورها
                          دکتر مرضيه طيبات پژوهشگر اقتصادى و مدرس دانشگاه، رشد نقدينگى در هر کشور را معادل سرطان در انسان‌ها دانسته و مي‌گويد: طى چند سال گذشته اقتصاد ايران رشد نقدينگى را با حدود 20 درصد شروع کرد. پس از آن رشد 25 درصدى عادى شد، بعد از آن 30 درصد رشد نقدينگى نيز روندى عادى به شمار آمد و در سال 1384 براساس اعلام بانک مرکزى رشد نقدينگى به 36 درصد رسيد. اين رقم به مفهوم وجود مبلغى معادل 900 هزار ميليارد ريال در جامعه بود.
                          پس از آن کارشناسان نگران رسيدن رشد نقدينگى به 40 درصد شدند ولى موضوع ظاهرا" از نگرانى هم فراتر رفته و در پايان سال 1384، 40 درصد را هم پشت سر نهاديم و در سال جارى پيش‌بينى مي‌شود که رشد نقدينگى به بالاى 50 درصد برسد و اين يعنى فاجعه اقتصادي، علت اصلى اين رشد بي‌سابقه نيز متمم بودجه در سال 1384 است که براساس آن 8 تا 9 ميليارد دلار ارز، تبديل به ريال شد.
                          طيبات عوارض منفى اين تصميم رانيز به خوبى تشريح مي‌کند: تبديل اين حجم دلار به ريال با توجه به ضريب فزاينده آن بر رشد نقدينگى تاثير فراوانى خواهد داشت که با توجه به اثرگذارى تاخيري، بخشى از آن در سال 85 محقق مي‌شود. بنابراين آثاررشد نقدينگى متمم بودجه 84 و بودجه 85 را در کنار هم خواهيم داشت و چنين رشدى براى اقتصاد ايران بسيار نگران‌کننده است.

                          واردات و صادرات
                          آيا اين نگرانى بجاست؟ چقدر مبناى علمى دارد؟ آيا مي‌توان شرايط ايران را با شرايط جهانى مقايسه کرد؟ کارشناسان پاسخ مي‌گويند.
                          اعلمى اقتصاددان و استاد دانشگاه که عضويت در يکى دو سازمان بين‌المللى مالى رانيز در کارنامهء خود دارد مي‌گويد: اقتصاد جهان يک زنجيرهء بهم پيوسته است که عوامل اتصال آن سرانه‌هاى واردات و صادرات آن کشورهاست. هر چه ميزان سرانه صادرات براى کشورى بيشتر باشد اقتصاد آن کشور قوي‌تر است. صادرات زياد نشان از توليد مناسب و واردات زياد نشان از وجود نقدينگى فراوان است.
                          وى متذکر مي‌شود: اما درنگاه منطقه‌اى(کشورى) شرايط فرق مي‌کند. هر کشورى داراى شرايط خاص خود است و نمي‌توان نسخه يک کشور را براى کشور ديگر پيچيد. برخى از کشورهاى آفريقايى اصولا" در اين تخريب‌ها جايى ندارند زيرا کمک‌هاى بين‌المللى خيلى محدود هم بر اقتصاد ضعيف آن‌ها تأثير مي‌گذارد و معادلات اقتصادى را بر هم مي‌زند. در اين کشورها صادرات و واردات به مفهوم اصلى وجود ندارد بنابراين تورم هم معنايى ندارد. در کشورهاى عربى به دليل واردات زياد و مصرف داخلى بسيار فراوان کالاى خارجى و نقدينگى زياد در جامعه، تورم بالا يا پائين معنايى ندارد ضمن اينکه دولت هرازگاهى که با گرانى کالا مواجه مي‌شود با تزريق کالاى وارداتى و نقدينگى به اقتصاد داخلى کنترل تورم را به عهده مي‌گيرد و موضوع پايان يافته است.
                          اعلمى اضافه مي‌کند: در اروپا شرايط به شکل ديگرى است اين کشورها مبناى اقتصاد خود را بر صادرات تنظيم کرده‌اند و صادرات اصولا" تورم داخلى را کاهش مي‌دهد و اين به معناى کاهش تدريجى تورم نيست بلکه به مفهوم کنترل تورم است بنابراين وقتى با افزايش شاخص‌هاى تورم مواجه مي‌شوند بخش صادرات خود راتقويت کرده تا اقتصاد داخلى ضربه نبيند. البته سياست‌هاى سياسى و اقتصادى که اين کشورها بر کشورهاى ديگر تحميل مي‌کنند جاى بحث ديگرى دارد.

                          Comment


                          • در پی کاهش شديد حمايت عمومی از حزب حاکم کارگر در انتخابات شوراهای محلی انگلستان، تونی بلر، نخست وزير بريتانيا تغييرات مهمی را در کابينه خود اعمال کرده است.
                            از مهمترين تغييرات، تعويض وزرای خارجه و کشور بريتانيا است. جک استرا، که سال ها سکان سياست خارجی اين کشور را در دست داشت، جای خود را به مارگارت بکت می دهد که پيش از اين وزير مشاور در زمينه محيط زيست، غذا و امور مناطق روستايی بوده است.

                            از جمله مهمترين مسائلی که وزير خارجه جديد بريتانيا با آنها روبروست می توان به آينده نقش بريتانيا در عراق، چگونگی برخورد با ايران در زمينه برنامه هسته ای اين کشور و بهبود رابطه با اروپا اشاره کرد. جک استرا وزير امور خارجه پيشين، در ترکيب جديد کابينه به عنوان رهبر حزب کارگر در مجلس عوام حضور خواهد داشت.

                            چارلز کلارک، وزير کشور بريتانيا نيز که در پی بحران بر سر ادامه حضور محکومان خارجی در بريتانيا بشدت تحت فشار قرار داشت، از کابينه کنار گذاشته شده و جان ريد، وزير سابق دفاع جای او را گرفته است.

                            در اقدامی ديگر، جان پرسکات، به رغم آنکه پست معاونت نخست وزير و مقام انتخابی اش به عنوان نايب رئيسی حزب کارگر را حفظ کرده، اما از مقام 'وزير عالی' که به مسائلی چون، مسکن و امور محلی و شهری می پردازد، کنار گذاشته شده است.

                            از ديگر تغييرات کابينه می توان به معرفی دس براون به عنوان وزير دفاع بريتانيا، الن جانسون برای مقام وزير آموزش و گئوف هوون به عنوان وزير امور اروپا اشاره کرد.

                            انتخابات شوراهای محلی روز پنجشنبه، 4 می، برگزار شد و نتايج اعلام شده از ناکامی نامزدهای حزب حاکم کارگر و موفقيت قابل توجه حزب محافظه کار حکايت دارد.

                            انتخابات شوراهای محلی در حالی برگزار شد که در هفته های اخير مشکلات شخصی و کاری برخی از اعضای کابينه به طور گسترده در رسانه های گروهی بريتانيا انعکاس يافته و دولت آقای بلر را تحت فشار شديد قرار داده بود.

                            گزارش هايی از ارتباط جان پرسکات، معاون نخست وزير و از اعضای ارشد کابينه، با يکی از کارمندان زن خود برای چندين روز عناوين اصلی روزنامه ها را به خود اختصاص داده و به طور گسترده در معرض افکار عمومی قرار داشت.

                            همزمان با اين رسوايی، گزارش خودداری وزارت کشور از اخراج مجرمان خارجی از اين کشور باعث شد تا چارلز کلارک، وزير کشور، در معرض انتقاد شديد از سوی احزاب مخالف قرار گيرد.

                            آقای بلر پس از انتخابات پارلمانی سال گذشته و پيروزی حزب کارگر برای سومين دوره پی در پی اعلام داشته بود که قبل از خاتمه دوره کنونی پارلمان در سال 2010 از سمت خود کناره گيری می کند اما تاريخ معينی را اعلام نداشته بود.

                            برخی ناظران انتخابات شوراهای محلی را نوعی همه پرسی در باره اعتماد عمومی نسبت به شخص آقای بلر تلقی کرده و گفته بودند که ناکامی حزب کارگر به معنی آن است که زمان آن فرا رسيده است که وی قدرت را به جانشين خود بسپارد

                            Comment


                            • روزنامه دولتی "ايران" گزارش داده است که نيروهای مسلح جمهوری اسلامی چهار شورشی سنی مذهب را در شرق کشور در نزديکی مرز پاکستان و افغانستان و همچنين سه شورشی کرد را در نزديکی مرز عراق دستگير کرده اند.
                              اين روزنامه سه مسلمان سنی را اعضای گروه موسوم به "جندالله" مستقر در سيستان و بلوچستان معرفی کرده است و ادعا شد سه شورشی کرد به گروه پژاک - حيات آزاد کردستان - تعلق دارند.

                              تصور می شود گروه پژاک دارای پيوندهايی با سازمان مسلح حزب کارگران کردستان، "پ کا کا"، باشد.

                              در طول يک سال گذشته نواحی محل سکونت اقليت های مختلف قومی ايران در خلال شکاياتی نسبت به سرکوب دولتی، تبعيض يا قرار گرفتن در معرض غفلت سياسی يا اقتصادی، شاهد افزايش نا آرامی ها يا درگيری هايی بوده اند.

                              بمبگذاری ها و نا آرامی در بخش های عرب نشين استان خوزستان در نزديکی مرز عراق، شورش هايی در استان غربی کردستان، و زنجيره ای از کشتارها و آدم ربايی ها توسط افراد مسلح که چه شهروندان معمولی و چه مقام ها را هدف می گرفت در استان عمدتا سنی نشين سيستان و بلوچستان حوادثی است که در يک سال گذشته روی داده است.

                              دولت ايران بريتانيا را به قرار داشتن در پشت نا آرامی های خوزستان متهم کرده و اخيرا ادعا کرده است که عوامل اطلاعاتی آمريکا و بريتانيا با نمايندگان گروه های راهزن در سيستان و بلوچستان ملاقات کرده اند. آمريکا و بريتانيا اين اتهامات را رد کرده اند.

                              ايران ادعا می کند جندالله، که اعضای آن در نزديکی مرز افغانستان و پاکستان بازداشت شده اند، يک گروه راهزن است که با سنی های تندروی وهابی ارتباط دارد.

                              اما اين گروه ادعا می کند که برای حقوق مذهبی و قومی بلوچ های سنی مبارزه می کند.

                              در همين حال نواحی نزديک به مرز عراق نيز شاهد ظهور پژاک، يک گروه مسلح کوچک مرتبط با پ کا کا بوده است که اعضای آن در مواردی با نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی درگير شده اند

                              Comment


                              • اتحاديه اروپا، با انتشار بيانيه ای، نسبت به وضعيت حقوق بشر در ايران، افزايش شمار اعدام ها و همچنين وضعيت عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و از فعالان مدافع حقوق بشر به شدت ابراز نگرانی کرده است.
                                بيانيه اتحاديه اروپا که بخشی از آن به وضعيت حقوق بشر در ايران اختصاص دارد، در شرايطی منتشر شده که بازداشت رامين جهانبگلو، نويسنده و پژوهشگر ايرانی بار ديگر همه نگاه ها را متوجه وضعيت حقوق بشر در جمهوری اسلامی کرده است.

                                در ماه های اخير، و به ويژه پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، تصور عمومی فعالان سياسی و مدافعان حقوق بشر در ايران آن بود که فضای سياسی بسته تر و امکان دفاع از حقوق بشر محدودتر خواهد شد.

                                در اين ميان، فعالان و مدافعان حقوق بشر بيشتر نگران آن بوده اند که موضوع حقوق بشر در گرماگرم بحث های مربوط به پرونده فعاليت های هسته ای جمهوری اسلامی به فراموشی سپرده شود.

                                اتحاديه اروپا، اگرچه به طور متناوب در سال های اخير نسبت به وضعيت حقوق بشر ابراز نگرانی کرده و اين موضوع را در دستور کار مذاکرات خود با جمهوری اسلامی قرار داده، اما لحن و شدت موضعگيری هايش در اين زمينه متفاوت بوده است
                                هر چند، سازمان های بين المللی مدافع حقوق بشر به طور پيوسته نسبت به آنچه آن را نقض گسترده حقوق بشر در جمهوری اسلامی می خوانند اعتراض کرده اند.

                                با اين همه، رهبران جمهوری اسلامی چنين انتقادهايی را نمی پذيرند و در مقابل بر اين نکته تاکيد می کنند که کشورهای غربی از حقوق بشر به عنوان ابزاری سياسی استفاده می کنند.

                                انتشار بيانيه اتحاديه اروپا که تنها بخشی از آن به وضعيت حقوق بشر در ايران اختصاص دارد، تحول تازه ای محسوب نمی شود، اما همزمانی آن با تداوم بازداشت رامين جهانبگلو می تواند بار ديگر حتی در اوج مناقشه هسته ای، موضوع حقوق بشر در ايران را در مرکز توجه قرار دهد.

                                بازداشت آقای جهانبگلو، بازتابی گسترده يافته و موجب شده که نهادها و سازمان های مختلفی نظير سازمان ديده بان حقوق بشر با انتشار اعلاميه هايی، ضمن محکوم کردن چنين اقدامی، خواستار آزادی سريع وی شوند.

                                با آنکه، محمد حسين صفار هرندی، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی سخن از آن گفته که کسی در جمهوری اسلامی به خاطر گفتن حرفی بازداشت نمی شود، اما اکنون اين نگرانی افزايش يافته که ممکن است دور تازه ای از سختگيری ها و برخورد با روشنفکران و منتقدانی که در جمهوری اسلامی از آنها به عنوان دگر انديش ياد می شود، آغاز شده باشد

                                Comment

                                Working...
                                X