Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • محدوديت ايجاد كنيد، محدوديت ايجاد ميکنيم.
    محمود احمدي‌نژاد، رييس‌جمهور در همايش سراسرى فرماندهان و مديران نيروى مقاومت بسيج، با بيان اين مطلب اظهار كرد: اگر سازمان‌هاى بين‌المللى خلاف قوانين و ديگر كشورها با همان روحيه‌ى زورگويى بخواهند تصميم بگيرند؛ به گونه‌اى كه منافع ما را تهديد كنند، بيانيه‌ى آنها را به ديوار خواهيم زد.

    وى با بيان اين‌كه هيچ ظلمى را نمي‌پذيريم و با كسى شوخى نداريم، با انتقاد از آژانس بين‌المللى انرژى اتمى و شوراى امنيت، اظهار كرد: اگر نقش سازمان‌هاى بين‌المللى ترجمه حرف كشورهاى زورگو است، ما به آنها نيازى نداريم. چرا بايد ملت‌ها سالانه به اين سازمان‌ها پول بدهند و آنها حرف كشورهاى زورگو را ترجمه كنند. اين سازمان‌ها بايد مدافع حقوق ملت‌ها و حامى آنها باشند.

    او با اشاره به معاهدات بين‌المللى گفت: اگر امضاى يك معاهده موجب تضييع حقوق يك ملت شود، بايد در امضاى آن تجديدنظر كرد. اگر امضاى يك معاهده حقوق يك ملت را تهديد كند، نزد آن ملت اعتبارى ندارد. آنها اگر بخواهند براى ما محدوديت ايجاد كنند، ما هم از آن طرف محدوديت ايجاد خواهيم كرد.

    رييس‌جمهور با بيان اين‌كه آنها مي‌دانند قادر نيستند در مقابل ايران بايستند، گفت: آنها مي‌خواهند چه چيزى را تحريم كنند؟ مگر تا الان به ما چه مي‌دادند؟ بيست و هفت سال است كه برخلاف همه‌ مقررات‌ها و قوانين كتبى بين‌المللى قطعه‌ هواپيماى مسافربرى به ما نمي‌دهند، طى اين سال‌ها ما نياز خودمان را برآورده كرده‌ايم و از اين به بعد هم خواهيم ساخت.

    وى با بيان اين‌كه اين‌قدر خودتان را خراب نكنيد به كشورهاى قدرت‌طلب توصيه كرد كه كارى نكنند نفرت ملت‌ها نسبت به آنها روز به روز شعله‌ورتر شود.

    رييس‌جمهور تنها نقطه‌ى اميد كشورهاى زورگو را سست كردن ملت ايران در داخل دانست و گفت: آنها سر پنجه‌هايشان را از بيرون و داخل فعال كرده‌اند و يك عمليات روانى سنگين را شروع كرده و بعضي‌ها هم از داخل صفوف مردم را سست مي‌كنند، ولى ما مطمئن هستيم كه اين بار باز هم ملت ايران دست آنها را خالى خواهد گذاشت.

    احمدي‌نژاد افزود: هنوز با آنها برخورد نكرده‌ايم. آنها مطمئن باشند ما از آنها نمي‌ترسيم و در موقع لازم جوابشان را خواهيم داد. آنها فكر مي‌كنند كه برخورد فقط بايد نظامى باشد، در حالى كه ما روش ديگرى هم داريم.

    رييس‌جمهور با اشاره به دست‌يابى ايران به فناورى صلح‌آميز هسته‌يي، گفت: نگرانى آنها از اين نيست كه ما به اين فناورى دست يافته‌ايم بلكه آنها مي‌ترسند كه ايران به سرعت به يك قدرت بلامنازع در دنيا تبديل شود.

    احمدي‌نژاد ادامه داد: هنوز كمتر از يك ماه از انتشار خبر دست‌يابى ايران به فناورى سوخت هسته‌يى نگذشته كه مي‌بينيم مناسبات منطقه‌اى و جهانى به سرعت و حتى به شكل لحظه‌اى در حال تغيير است، كه اين امر در ملاقات‌ها، پيام‌ها و گفت‌وگوها به عينه ديده مي‌شود.

    احمدي‌نژاد گفت: آنها تصور مي‌كنند اگر تصميم‌هاى نامشروع خود را در نقاب آژانس و شوراى امنيت پنهان كنند مشروع مي‌شود، در حالي‌كه ما به آنها اعلام كرده‌ايم و بارها گفته‌ايم كه خواهان صلح براى همه‌ى ملت‌ها هستيم.

    وى با بيان اين‌كه اگر همه‌ كشورهاى منطقه به فناورى سوخت هسته‌يى دست پيدا كنند، آنها نگران نمي‌شوند، گفت: نگرانى آنها در ابتدا پيشرفت‌هاى علمى و صنعتى دنياى اسلام و سپس نگرانى نسبت به پيشرفت ايران و تبديل آن به قدرت بلامنازع در دنياست.

    رييس جمهور ادامه داد: آنها مطلقا از اين‌كه ايران به سلاح هسته‌يى دست يابد و به كشورى حمله كند، نگران نيستند؛ چرا كه مي‌دانند ايران هيچ‌وقت به كشورى هجوم نبرده و هميشه دفع تجاوز كرده است. آنها از اين نگرانند كه ملت ايران با داشتن سابقه و نيروهاى انسانى و پيشرفت‌هاى علمى و ارزشي، الگويى را براى همه‌ى ملت‌ها به نمايش بگذارد

    Comment


    • در پى انتقال جوان 19 ساله اورژانس بيمارستانى در تهران، پزشكان متوجه شدند كه وى با خوردن قرص و الكل قصد خودكشى داشته است.

      بدين ترتيب تلاش خود را براى نجات اين فرد به كار گرفتند و پس از انجام معاينات و سم‌زدايى از بدن جوان اقدام كننده سرانجام موفق شدند كه وى را زنده نگهدارند.

      در حالى كه اين جوان با انتقال به بخش مسمومين دارويى تحت مراقبت بعدى پزشكان معالج قرار داشت، حدود ساعت 10:20 صبح روز گذشته ناگهان در فرصتى با رفتن به پشت بام بيمارستان سه طبقه اقدام به پرتاب خود از بالا به سمت پايين كرد.

      در اين ميان شاهدان حاضر در محل با مشاهده اين صحنه بلافاصله با سازمان آتش نشانى تماس گرفته و جهت امداد رسانى و جلوگيرى از وقوع حادثه از امدادگران اين سازمان درخواست كمك كردند.

      با اعلام حادثه به ستاد فرماندهى سازمان آتش‌نشاني، بلافاصله ماموران با حضور در محل بيمارستان مبادرت به انجام اقدامات اوليه براى منصرف كردن اين جوان كردند.

      اين در حاليست كه تنها دقايقى از حضور ماموران نگذشته بود كه ناگهان اين جوان كه ظاهرا تعادل روانى نداشت، خود را به پايين پرتاب كرد.

      در اين حال ماموران امدادى حاضر در محل بلافاصله وى را كه دچار شكستگى از ناحيه دو پا شده بود، به داخل بيمارستان منتقل كردند و مورد مداوا قرار دادند.

      به گزارش ايسنا به دنبال وقوع اين حادثه، تحقيقات و بررسي‌هاى صورت گرفته از پرسنل و پزشك اين بيمارستان، مشخص كرد: اين جوان به نام ,حجت, به دليل ناراحتى روحى از چند روز پيش در بيمارستان بسترى بوده است.

      به گفته يكى از روانپزشكان بيمارستان، اغلب بيماران اورژانسى مراجعه كننده به بخش مسمومين، افرادى هستند كه اقدام به خودكشى در آنها شايع است و در مورد اين جوان نيز، وى دچار بيمارى روانى ,افسردگى خلقى, بوده و در اظهاراتش در زمان معاينه علت ارتكاب به خودكشى را مشكلات اقتصادى و اختلافات خانوادگى عنوان كرده است.

      Comment


      • مهندس محمد علي‌آبادى در اين نشست به اشاعه‌ى فرهنگ ايرانى و اسلامى در ميان ورزشكاران پرداخت و اظهار كرد: شركت در مراسم‌هاى مذهبى از ارزش‌هاى بزرگ براى ما محسوب مي‌شود؛ اما، بايد بدانيد كه مسايل فرهنگى تنها حضور در مراسم مذهبى نخواهد بود. همين كه شما در اين نشست از مسايل فرهنگى صحبت مي‌كنيد، اولين قدم در راه اشاعه‌ى مسايل فرهنگى خواهد بود.

        وى خطاب به ورزشكاران تاكيد كرد: انصافا براى ايران كه داراى تاريخى 2500 ساله در ايران ‌زمين و تاريخى 1400 ساله در دين مبين اسلام هستند، بسيار زننده است كه جوانان بخواهند با آرايش به ميدان مسابقه پا بگذارند. از همين حالا به شما تكليف مي‌كنم كه با اين روند به شدت برخورد كنيد. اگر شما اين كار را انجام ندهيد من از حضور ورزشكارانى با ريخت‌ و قيافه‌هاى زنانه جلوگيرى خواهم كرد. اگر آنها از دستم در بروند نيز در آينده محروم خواهند شد. عذر چنين ورزشكارانى را خواهم خواست.

        وى افزود: وقتى آقايى وارد زمين شده، موهايش را چند رنگ زده و به آرايش ابروهايش پرداخته اين بي‌احترامى به جامعه‌ است.

        رييس سازمان تربيت‌بدنى ادامه داد: ما با جامعه‌ى جوانى مواجه هستيم كه دوست دارد لباس زيبا و شيك بپوشد، نمي‌خواهيم وارد مسايل ريز فرهنگى شويم. بلكه شما نيز وظيفه داريد از نزديك و با صميميت با آنها برخورد كنيد. از روحانيون بخواهيد در اردوهاى تيم‌هاى ملى حضور يابند و به هدايت ورزشكاران بپردازند. ممكن است جوانان بدون توجه به انجام كارى پرداخته‌اند بنابراين نبايد آنها را از جمع خود برانيم و بايد به نرمى و ملاطفت آنها را ارشاد كنيم.

        وى خطاب به اعضاى حاضر در اين نشست گفت كه شما نگران دو تا سه مدال المپيك نباشيد و افزود: مسايل اخلاقى براى ما بيشتر از مدال‌هاى جهاني، المپيك و آسيايى اهميت دارد.

        Comment


        • دولت انگليس براى مبارزه با تروريسم به هر وسيله اى حتى زنبورهاى عسل متوسل مى شود.
          به نوشته روزنامه اينديپندنت، يك شركت انگليسى دستگاهى را طراحى كرده است كه وجود موادمنفجره در فرودگاه ها را با استفاده از زنبورهاى عسل تربيت شده شناسايى مى كند.
          دانشمندان اين شركت توانسته اند حس بويايى قوى زنبورهاى عسل را طورى تربيت كنند كه بتوانند مقادير اندك مواد منفجره تى.ان.تي، سمتكس، باروت و ساير مواد منفجره پنهان شده در محموله هايى را كه از بخش بار فرودگاه ها عبور مى كنند، ردگيرى نمايند.
          اين موفقيت حاصل تحقيقات پنج ساله پژوهشگران مركز تحقيقاتى ,اينسكتينل, در ايالت هردفوردشاير است كه دولت هزينه آن را تامين كرده است.
          دستگاه نمونه اوليه شامل جعبه اى كوچك است كه داخل آن سه زنبور تربيت شده قرار داده مى شوند. هوا به وسيله يك فن به داخل دستگاه دميده مى شود و در همان حال دوربينى ويدئويى واكنش زنبورها را ثبت مي‌كند.
          به گفته راشل كارسون، مدير كل مركز تحقيقاتى فوق، زنبورها مى توانند بوى مواد منفجره را در مقادير بسيار اندك حتى در حد دو در تريليون واحد شناسايى كنند. اين معادل پيدا كردن يك دانه شن در يك استخر شناست.
          وى مى گويد از اين زنبورها مى توان براى شناسايى مواد مخدر نيز استفاده كرد.
          زنبورها برخلاف سگ ها بسيار سريع ياد مى گيرند و نگهدارى آنها نيز به مراتب ارزان تر است. علاوه بر اين حشرات نيازمند يك مربى ويژه نيستند و حواسشان از وظيفه شان پرت نمى شود.
          مركز اينسكتينل قصد دارد ظرف دو سال آينده زنبورهايى براى شناسايى بمب نيز پرورش دهد

          Comment


          • وكيل دراويش گنابادى كه در ماجراى حسينيه شريعت قم موجب ضرب و جرح قرار گرفته بودند، از ارايه شكايت موكلان خود به دادسراى عمومى و انقلاب قم خبر داد
            محمد سيف‌‏زاده گفت: به دنبال اعلام شكايت دروايش گنابادى عليه تعدادى از مامورين نيروى انتظامى و لباس شخصي‌‏هاى قم داير به ايراد ضرب و جرح با اسلحه سرد و گرم ساچمه‌‏اى در حسينيه دراويش قم، شكايتى را به دادسراى قم تقديم و خواستار تعقيب كيفرى مباشرين، ‌‏عاملين و مسببين ورود ضرب و جرح عمدى به موكلان خود شديم.
            وى افزود: با توجه به اينكه افراد مجروح كه بعضا داخل بدن آنها ساچمه بوده و به مداواى فورى نياز داشتند، به لحاظ عدم ثبت واقعه شكايت تا به حال بيمارستان‌‏ها از پذيرش و درمان افراد مذبور خوددارى كرده‌‏اند كه جا دارد دادسراى قم دستور رسيدگى را صادر و بازپرس مربوطه در تحقيق از شكات و شهود و متهمين اقدام قانونى معمول دارند.
            سيف‌‏زاده تصريح كرد: گرچه بنا به گزارش همكارم خانم مشوق، عابدينى معاون دادسراى قم به بهانه اينكه در دو وكالت‌‏نامه اشتباهى امضا خانم عبادى درج شده است، از اخذ وكالت نامه خوددارى و كپى دو نسخه آن را اخذ و ضمميه شكايت كرده‌‏‌‏اند، حال با توجه به قانون آيين دادرسى كيفرى صرف اعلام شكايت هم از جانب فرد يا افراد براى پيگيرى موضوع كافى بوده و از خانم عبادى خواسته شده است به صورت فكس موضوع امضا اشتباهى به دادسراى قم اعلام كنند.
            وى ابراز اميدوارى كرد با توجه به وضع مجروحين و اينكه حال برخى از آنها به دليل استشناق گازهاى اشك‌‏آور و سمى مطلوب نيست، دادسراى قم براساس مقررات قانون نسبت به پيگيرى موضوع اقدام عاجل معمول دارد

            Comment


            • به نظر می رسد که سرنوشت پرونده هسته ای ايران به آخر می رسد. حتی با وجود اينکه نه در نشست روز سه شنبه معاونين وزرای امور خارجه کشورهای پنج عضو ثابت شورای امنيت سازمان ملل متحد (روسيه، چين، انگليس، فرانسه، آمريکا) بعلاوه آلمان که در پاريس برگزار شد، و نه در آخرين مذاکرات در شورای امنيت سازمان ملل متحد، شرکت کنندگان نتوانستند در رابطه با پيش نويس قطعنامه مربوط به ايران به توافقی دست يابند.

              سنگ راه دستيابی به توافق، سوال در رابطه با بکارگيری و يا عدم بکارگيری بند هفت آيين نامه سازمان ملل متحد بود که نه تنها امکان اعمال تحريم، بلکه توسل به زور و استفاده از نيروهای نظامی را نيز در نظر دارد. با اين طرح آمريکا و سه کشور اروپايی مذاکره کننده (انگليس، فرانسه، آلمان) موافق بودند و روسيه و چين نيز مخالف آن بودند. در حال حاضر کارشناسان 15 کشور عضو شورای امنيت سازمان ملل متحد مشغول بررسی مسائل فنی پيشنويس قطعنامه هستند. رای گيری درباره آن روز سه شنبه 19 ارديبهشت ماه برگزار خواهد شد.

              حتی اگر روسيه و چين موفق به تدوين طرحی شوند که در آن راه حل نظامی را منتفی سازند، به احتمال زياد اين آخرين شانس ايران برای احتراز از طرد بين المللی خواهد بود. ضمن اينکه امروز اين آخرين شانس را فقط روسيه می تواند تامين کند. البته اگر در اين جا نگوييم همه چيز، اما بسياری موارد به ايران بستگی دارد.

              برای تهران بهتر اين بود که با پيشنهاد روسيه مبنی بر ايجاد موسسه مشترک غنی سازی اورانيوم برای نيروگاه اتمی بوشهر موافقت کند. بالاخص که در حال حاضر با توجه اينکه پيشنهاد روسيه برای ايجاد مراکز بين المللی ارائه خدمات سوخت هسته ای از سوی قدرت های هسته ای جهان مورد حمايت بيشتر و بيشتری قرار می گيرد، اهميت چنين موسسه ای نيز افزايش می يابد. در آن صورت موسسه مشترک ايران و روسيه، می توانست بعنوان مدل "هدايت کننده" طرح بين المللی و چند جانبه کار در زمينه سوخت هسته ای باشد.

              همچنين تهران می توانست با از سر گيری تعليق در کارهای مرتبط با غنی سازی اورانيوم نيز موافقت کند. چرا که دليل خوبی نيز برای اين کار وجود دارد: ايران چند روز پيش اعلام کرد که اورانيوم را تا 4.8% غنی کرده است و قصد ندارد بيش از 5% آن را غنی سازد. همچنين مواضع ديگری نيز وجود دارند که در آنها تهران می توانست با ديپلماسی متنوع بدرخشد.

              البته نمی توان مخالف اين نظريه بود که واشنگتن، تهران را به اجرای سياست فعلی خود می راند. چرا که همين "کاندوليزا رايس" وزير امور خارجه آمريکا بود که در روند ديدار اخير خود در اروپا، سه کشور انگليس، فرانسه و آلمان را متقاعد نمود که در مذاکرات با تهران پيرامون مشکل هسته اي، بجای مطالبه "تعليق موقت" در غنی سازی اورانيوم، "توقف دائم" را طلب کنند که همين نيز منجر به ايجاد اوضاع بن بست گونه و مجادله شد.

              اين طور که معلوم می شود، واشنگتن کلاً قصد ندارد از سياست فعلی خود نسبت به تهران امتناع کند، چرا که ايران را بخشی از "محور شرارت" می بيند.

              از سوی ديگر، با اين نظريه کارشناسان غربی نيز نمی توان مخالفت کرد که "تهران سياستی محکم و پياپی را پيشه کرده است که خطوط قرمز را يکی پس از ديگری پشت سر می گذارد که به نظر می رسد راه را به پايان ديپلماسی ختم می کند".

              حقيقتاً از بسياری لحاظ نيز سياست تهران همين گونه است. در کنفرانس "امنيت جهانی و گروه هشت" که چندی پيش در مسکو برگزار شد، "علی اصغر سلطانيه" سفير دائم ايران در آژانس بين المللی انرژی اتمی اعلام داشت که بر روی پيشنهاد مسکو در رابطه با ايجاد موسسه مشترک کار می شود و تنها بررسی برخی نکات فنی و مالی آن باقی مانده است. اما دقيقاً روز بعد از آن، رئيس جمهور ايران عملاً با اظهار اين مطلب که پيشنهاد مسکو بيش از اين برای ايران مبرم نمی باشد، سخنان سلطانيه را فسخ کرد.

              و اين تنها يک مورد نيست؛ در نشست سازمان همکاری های اقتصادی در باکو "محمود احمدی نژاد" اعلام داشت که ايران به فعاليت خود در زمينه هسته ای "بر اساس حقوق و قوانين بين المللی و نيز تحت کنترل آژانس بين المللی انرژی اتمي، تا زمانی که موفق به توليد سوخت هسته ای در مقياس صنعتی برای نيروگاه های اتمی خود شود، ادامه می دهد".

              و اين دقيقاً همان چيزی است که جامعه جهانی ايران را از انجام آن بر حذر می دارد.

              با وجود چنين اعلاميه های سازش ناپذيري، برای روسيه سخت خواهد بود که ايران را نه اينکه از تحريم، بلکه در کل از بند هفت آيين نامه سازمان ملل متحد نجات دهد

              Comment


              • "بدو خانم، بدو آقا، بيا بريم نمايشگاه"، "نمايشگاه، نمايشگاه" اين صداى فرياد حاج احمد است، مردى كوتاه قد و ميانسال كه با پشتى خميده بر روى سقف ميني‌بوس‌هاى فرسوده ايستاده و حضور مسافران را در اين ناوگان فرسوده طلب مي‌كند.

                وقتى فرياد مي‌زند صداى بمش زير پل طنين انداز مي‌شود و با خنده‌مي‌گويد، "همش دو نفر مي‌خوايم تا نمايشگاه"، "بدو برو كتاب بخر".

                آرى! همه ما حداقل روزى يكبار از معابر شلوغ و پر رفت و آمد شهر عبور مي‌كنيم اما به دليل مشغله فكرى و آنچه در ذهن داريم بي‌تفاوت و بدون هيچ عكس‌العملى از كنار آنچه هر روز چهره شهر را تغيير مي‌دهد، مي‌گذريم.

                بله،اينجا هم گوشه‌اى از اين شهر خاكسترى است، اما اينجا خودش هم شهرى است كوچك، در دل مركز شهر تهران.

                اينجا زير پل سيد خندان است، جايى كه شايد خيلى از ما بارها و شايد بارها از آن گذشته و به هيچ يك از مسايل و معضلات آن توجه نكرده باشيم.

                به طور قطع هيچكدام ما نمي‌دانيم پسرك فال فروش، جوان معتادى كه در حال تكدى گرى است، مرد سياه چرده ژوليده كنار خيابان و يا كارگران فصلى و ساقى گران مواد مخدر چرا به اين روز افتاده‌اند!؟
                البته جاى حق براى همه ما است كه به اين مسايل بي‌توجه باشيم از بس كه اين مسايل به دليل روز مرگى و عادى شدن، كمتر به چشممان مي‌آيد و كمتر در ذهنمان جاى مي‌گيرد.

                به گوشه‌ى ديگرى از اين شهر هزار و يك سوژه مي‌رويم، زير پل سيد خندان بازار متكديان هم داغ است.

                "محمد" پسر ‪ ۹‬ساله‌اي‌است كه‌به‌قول خودش يكى ازمتكديان ثابت اين قرارگاه است، پولى كه از فروش فال به دست آورده در جيبش مي‌گذارد، تمامى انگشتانش ترك خورده است.

                وى با تمام معصوميت كودكانه‌اش راه را بر عابران مي‌بندد و با سماجت تمام به دنبال آنها مي‌دود و كمتر دست مهربانى از آستين بيرون مي‌آيد تا بر سر او كشيده شود.

                به قول خودش فال مي‌فروشد تا كمك خرج پدر معتادش باشد،ديگرسخن نمي‌گويد و بغض هميشه واخورده‌اش راهى براى گشودن نمي‌يابد.

                اما گويى اين انگشتان ترك خورده هزاران درد نهفته و هزاران راز نگفته در لابه‌لاى زخم‌ها و پينه‌هاى خود دارد.

                در طرف ديگر اين پل يك دختر بچه كه چادر گلدارش را دور گردنش گره زده ايستاده، دست لاغر و انگشتان ظريفش را به‌طرف عابران مي‌گيرد و باز هم كلمات كليشه‌اى هميشگى "بده در راه خدا"، "اميدوارم خوشبخت بشى" را تكرار مي‌كند.

                ‪ ۷‬ساله به نظر مي‌رسد، دست پيرمرد كمر خميده‌اى را كه نابينا است گرفته و كاسه زردش كه سيه شده را به طرف مردم دراز مي‌كرد.

                به‌كنارش كه مي‌روم تازه متوجه مي‌شوم كه‌اين دختر كولي، نه‌تنها دختربچه نيست، بلكه پسر است، اسمش "سيد سالار" و يكى ديگر از تكدي‌گران اين پل است.

                به‌راستى ما هم ندانستيم كه اين كودكان تا كى بايد در عين بچگي، بزرگى كنند.

                از اين دست كودكان و نوجوانان كم نيستند كه در خيابان‌ها و چهار راه‌ها دست فروشى مي‌كنند و شايد اگر از اغلب آنها بپرسي، تعريفى از كانون گرم خانواده ندارند.

                در سوى ديگر زير پل سيد خندان فرياد "بدو، بدو، حراجه"، "بدو حراجش كرديم"،"خونه‌دار، بچه‌دار، پولتو بردار و بيار"،"تاپ هزاره" به گوش مي‌رسيد اين فريادها ديگر صداهايى است كه همه‌روزه در زير پل سيدخندان طنين انداز است.

                درست است، دست فروشان ديگر قشر حاضر در زير اين پل هستند كه به قول خودشان اينجا را "حاجى ارزونى تهران" مي‌دانند.

                انوع البسه و ديگرمايحتاج خانه‌از جمله سفره و فندك آشپزخانه در طرح‌ها و رنگ‌هاى مختلف بر روى زمين و در چادرهاى بزرگ ريخته شده و مردم بر سر رنگ آنها درگير هستند.

                يكى از شهروندانى كه در حال خريد از دست فروشان است، مي‌گويد : قيمت اجناس در تهران زياد است و اين سبب مي‌شود مامشتريان دايمى اين دست فروش‌ها باشيم.

                "مريم گلبهار" به خبرنگار ايرنا، مي‌افزايد : افزايش قيمت‌ها قدرت خريد را از قشر كم درآمد گرفته و سبب روى آوردن اين اقشار به دست فروش‌ها شده است.

                "احد" يكى از دست فروشاني‌است كه سفره مي‌فروشد، مي‌گويد: سفره كجا ‪۸۰۰‬ تومان مي‌توانى پيدا كني، تازه ‪ ۴‬نفره هم است.

                وي‌مي‌افزايد: مردم به علت گرانى ترجيح مي‌دهند كه از لباس يا وسايلى با كيفيت پايين‌تر و ارزانتر استفاده كنند.

                وى مي‌گويد: مسوولان شهرى و شهردارى هر از چند گاهى به بهانه‌هاى مختلف از جمله ساماندهى و يااجراى طرح زيباسازى مانع از انجام فعاليت ما مي‌شوند ولى خوشبختانه اين مساله زمان زيادى نمي‌برد.

                وقتى به زير پل سيد خندان مي‌رسي، يكى از مواردى كه بسيار رخ مي‌نمايد، ديدن افرادى است كه يا نئشه هستند يا از خمارى به خود مي‌پيچند و بر زمين افتاده‌اند.

                واقعا ديدن اين صحنه‌ها سخت است و ناراحت‌كننده ، اين كه‌ببينى جوان اين مملكت كه شايد مي‌توانست آينده درخشانى داشته باشد به دليل نئشگى بر كف خيابان دراز كشيده و فرياد خمارى مي‌زند.

                آرى! زير پوست اين پل، فروشندگان و توزيع‌كنندگان مواد مخدر ديده مي‌شوند و انواع مواد مخدر از جمله ترياك، كراك، قرص روانگردان و سي‌دي‌هاى مبتذل را به حراج مي‌گذارند.

                بيشتر اين ساقي‌ها، چهره‌هايى دارند كه نشان از محيط زندگي‌شان دارد.

                در اين كوره‌راه پسر نوجوانى كنار ديوار تكيه زده و تسبيح آبى رنگش را در ميان انگشتانش مي‌چرخاند، چهره آفتاب سوخته‌اى دارد و با لهجه خاصى صحبت مي‌كند، آرام مي‌گويد، "سى دي، فيلم، نوار، مواد و ..."
                ديديم و شنيديم انواع قيمت‌ها را و مشتري‌هايى كه مي‌دانند كجا پا را بر ترمز خودروهايشان بگذارند و مايحتاج تفريح خود را فراهم كنند.

                در گوشه‌اى ديگر از اين شهر كوچك (زيرپل سيدخندان) ميني‌بوس‌هاى فرسوده، صف‌هاى طولانى اتوبوس و ايستگاه‌هاى متعدد تاكسى نظر هرتازه واردى را به خود جلب مي‌كند.

                بوى دود اگزوز ميني‌بوس‌ها، جنب وجوش مردم و سر و صداى رانندگان تاكسي، بوق بوق كردن اتوبوس‌ها و گرد و خاكى كه چهره اين وسايل حمل و نقل عمومى را گرفته، همه و همه دست به دست هم دادند تا گذر از زير پل سيدخندان اشك هر عابرى را در آورد.

                به‌ميني‌بوس‌ها كه بنگري، هر لحظه احساس مي‌كنى امكان دارد اين‌آهن پاره‌ها از هم جدا شوند، اما هنوز هم اين ياران قديمى هستند كه شهروندان را با كمترين هزينه جا به جا مي‌كنند.

                اما نكته جالب توجه اين است كه در اين خودروهاى از بين رفته همچنان عكس "فردين و تختى" نصب شده و جملات "اى عشق"، "تو مردى" در كنار آنها نوشته شده است.

                از صف‌هاى طولانى اتوبوس هم كه ديگر جاى سخنى باقى نمي‌ماند و مانند هميشه مسافرانش در انتظارند.

                در اطراف اين‌خيابان آنقدر سوژه زياد است كه هرطرف كه‌سرت را مي‌چرخاندى نكته‌اى تامل برانگيز در ذهنت تجلى مي‌يافت.

                آرى!اينجا براى خودش شهرى است و ما باز هم اينها را نوشتيم و گذشتيم.

                Comment


                • صد ها تن از دانشجويان دانشگاه صنعتى سهند تبريز ، در اعتراض به اقدامات اخير يك تشكل شبه نظامى و مشكلات صنفى در اين دانشگاه دست به تجمع اعتراض آميزى زده و اعلام كردند از فردا تحصن نامحدودى را آغاز خواهند كرد.

                  در تجمع امروز شنبه 16 ارديبهشت ،كه با دعوت شورای صنفی دانشجويان و با شركت اعضا انجمن اسلامی دانشجويان، کانون های فرهنگی-هنری (شعر و ادب، تياتر، کانون موسيقي، فيلم و عکس )و انجمن های علمی دانشجويی (مهندسی پزشکي، مهندسی معدن، مهندسی شيمي، مهندسی مواد ) در محوطه دانشگاه برگزار شد ، دانشجويان ضمن اعتراض به آنچه تشنج آفرينى تشكل شبه نظامى در دانشگاه ناميدند پيگير مطالبات صنفى خود نيز شدند.

                  در اين تجمع اعتراض آميز كه با حضور صدها تن از دانشجويان دختر و پسر ، توام بود شعارهايی نظير "مدير بی کفايت، استعفا، استعفا"، "دانشجو می ميرد، ذلت نمی پذيرد" و دکتر قاليچی- معاون دانشجويی- جواب دهيد"، خواهان استعفاى دکتر"بابالو" مدير امور دانشجويان ، عدم تفکيک جنسيتی در مسايل آموزشی و فرهنگی ، حل کامل مشکل خوابگاه دختران ، بررسی مشکلات حاد رفاهی و سو مديريت در برگزاری جشنواره کانون ها و ديگر مسايل فرهنگی اين دانشگاه شدند.

                  سپس دانشجويان خواهان حضور معاون دانشجويی دانشگاه صنعتى سهند تبريز ، شدند كه سخنان وى دانشجويان را قانع نساخته و مجبور به ترك محل شد.

                  در پايان اين تجمع چند ساعته ، دانشجويان و اعضا شورای صنفی دانشجويان ، انجمن اسلامی دانشجويان، کانون های فرهنگی-هنری (شعر و ادب، تياتر، موسيقي، فيلم و عکس )و انجمن های علمی دانشجويی (مهندسی پزشکي، مهندسی معدن، مهندسی شيمي، مهندسی مواد ) با شعار "اتحاد، تحصن، نبرد تا پيروزی"، به تجمع خود خاتمه داده از ساير دانشجويان دانشگاه خواستند تا در تحصن نامحدودى كه از فردا "يکشنبه" آغاز خواهد شد شركت كنند.

                  اين اعتراضات از زمانى آغاز مى شود كه قرار بود جشنواره دانشجويى در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، 13 و 14 ارديبهشت 85 در اين دانشگاه برگزار شود ولى با دخالت يك تشكل شبه نظامى به درگيرى انجاميد

                  Comment


                  • سی و چند سال پيش تازه خبرنگاری بودم. مدام سفر هوائی می کردم. جز اشتياق برای شناخت جهان اميدم اين بود که شايد در هواپيمائی باشم که ربوده شود. آن روزها ربودن هواپيما و گروگان گيری رايج بود و خبرساز. من در اين انديشه بودم که گزارش دست اولی از يک هواپيما ربائی می تواند در جهان انعکاس يابد و به من فرصت پرواز دهد. بيم جانم نبود. روزگار گذشت، دنيا را کمی کشف کردم گرچه بخت گروگانی نيافتم. اما کشف وطن خودمان ماند برای سال ها بعد که در لحظاتی تنها گزارشگر انقلابی شدم که روزی همه موجوديت رژيم سابق و لاحق را در کلاس های خود جا داده بود، همان جا که رهبر انقلاب در يک کلاس نشسته بود و بر پشت بامش شب دوم ژنرال ها اعدام شدند، در کلاس سومش جلسات محاکمات انقلابی برپا می شد، و مردمی دور آن مدرسه طواف می کردند و در آن لحظات برای کسی که همواره در صدد شناخت و گزارش جهان و بدايعش بود، چيزی بديع تر از اين نبود و جائی خوشتر ازین برای شناخت مردمانی که مائيم.

                    چهل سال با هر که پيش افتاد از سلطان، رييس و کسانی که در هنر چهره بودند و در اجتماع شناخته و نشناخته، مصاحبه کردم، دو هزارتائی گزارش نوشتم تا آن روز که خودم را در برابر دوربين ها و ميکروفن ها ديدم در لباس زندان که به جرم نوشتن مقالاتی محاکمه می شدم. داشتم گزارش می شدم. همان جا هم گفتم که معمول است برای بازنشستگی کسی که "ميرزای پير شهر" لقبش داده ايد، مراسمی برپا شود، ولی مقدرمن اين شد که جشن بازنشستگی من در اين جا باشد. اما آن اعلام هم بازنشسته ام نکرد و منتظر ماندم تا امروز که شما نسل امروزی، در اين جا که خانه روزنامه نگاران است، اين خلعت بر تنم بپوشانيد و يا از تنم به درآوريد.

                    برای من همه عمر صرف گزارش وقايع شد. کسی که در ۲۸ مرداد روزی به دنيا آمد، و پانزده خرداد ۱۳۴۲ اولين گزارشش در يک نشريه جدی چاپ شد. تا بيست و دوم بهمن که شاهد و گزارشگر انقلابی بودم و آن شب دوم خرداد که با جمعی از پرآوازه ترين همکاران جهانی ام، به گزارش واقعه ای مشغول شدم که حماسه نام گرفت. از ميان همه وقايع که ديدم و گزارش کردم هيچ يک به اندازه اين جنبش آخر، سازنده نبود. هم از اين رو هيچ گله از بخت ندارم، لحظاتی سرشار از شور و از خشم، از شادمانی و از شرم گذشت. مگر زندگی جز اين هاست.

                    در همه اين سال ها آن چه که به چشم ديدم - و همه را نيز گزارش کردم - چندان ناب و يگانه بود که جای هيچ گلايه نمی گذارد. سهل است قدرشناس بختم که همين فرصت بلند که چونان لحظه ای گذشت، پر بود و هيچ کم نداشت. سه ماه ديگر شصت ساله می شوم. سپاس از آن دارم که اين ستون از روزنامه سرنوشتم هرگز بی موضوع نماند. و هيچ گاه سردبير اصلکاری که آن بالا نشسته است مرا به دليل کمکاری عتاب نفرمود. ماندم و ديدم. ديدم و روايت کردم. که جز اينم تمنائی و آرزوئی نبود. اين وسعت طنازی زبان فارسی نگذاشت که کلمه ای در دلم یخ بزند. اين انبان مثل و نشانه و حکايت و تاريخ پرعشوه و پرماجرای معاصر ايران نگذاشت در بند منع و نبايدها گرفتار شوم.

                    گرچه هنوز نکته ها دارم نگفته و گزارش ها دارم ننوشته، اما کيست که همه آن چه را ديده و انديشيده به قلم آورده باشد. سپاسگزارم نسل جوان روزنامه نگاران ايرانم که چهل و سه سال زندگی حرفه ای را بديده گرفته اند. شرمنده از آنم که اندر خور عفو تو [ که مردم ايران باشی] نکرديم گناهی. همه اميدم و شادمانی سال های پايانی ام، به چراغی است که در خانه دل شما روزنامه نگاران روشن است. بی ترديم که به شوقی و پشتکاری که در شماست و به خونی که در رگ های ايرانی می جوشد اين حرفه ی چراغداری، در سرزمين ما بيش از هميشه، پیش پای مردمان ايرانی را روشن خواهد داشت، که به اين روشنائی کس از آن ها سزاوارتر نيست.

                    خداوند شب هايتان را روشن دارد و چراغتان برای همين مردمان بسوزد، و به همين خانه روشنا و گرما دهد که گفته اند سردست جائی که وطن نیست.

                    [این متن در جريان جشن روز مطبوعات انجمن صنفی روزنامه نگاران توسط استاد دکتر هاشم آقاجری قرائت شد]

                    Comment


                    • پرونده هسته ای رژيم اسلامی و روريارويی رژيم با غرب در اين زمينه گام به گام و روز به روز مردم ايران را بيشتر و عميق تر در باتلاق بحران تحريم های گسترده اقتصادی و جنگ فرو می برد. پس از اجلاس پاريس که با مخالفت مسکو و پکن با تصويب قطعنامه ای به نام پنج عضو دائم شورای امنيت بر اساس فصل هفت منشور سازمان ملل که راه را برای حمله نظامی يا تحريم های همه جانبه اقتصادی عليه ايران باز می کند, آمريکا, انگليس و فرانسه پيش نويس قطعنامه ای بر همين مبنا را تنظيم کردند تا اعضای شورای امنيت سازمان ملل در باره آن تصميم بگيرند. با وجود مخالفت های روسيه و چين, کشورهای غربی و در راس آنها آمريکا اميدوارند که اين دو کشور با رای ممتنع راه را برای قانونيت دادن به تحريم و تجاوز نظامی به ايران از سوی آمريکا و متحدان اروپايی آن باز کنند. نکته ای که به طرز برجسته ای در جريان اجلاس اخير پاريس روشن شد همکاری فزاينده و اتحاد کشورهای اصلی اروپايی با سياست آمريکاست. آنجلا مرکل در ديدار روز گذشته اش با بوش رسما خواستار تشکيل جبهه ای متحد عليه رژيم اسلامی شد تا به اين ترتيب بر اساس گزارش رويتر ,از تكرار ازهم‌ گسيختگى اروپاييان پيش از حمله به رهبرى آمريكا به عراق در سال 2003، جلوگيرى كند.,

                      در رابطه با انگليس پيش از اين بر وجود اختلاف نظر ميان وزير خارجه دولت حزب کارگر و تونی بلر در زمينه موضع دولت انگليس در قبال حمله نظامی آمريکا به ايران تاکيد شده و گفته شده بود که در حالی استراو مخالفت حمله نظامی است بلر عملا از چنين حمله ای جانبداری می کند. جک استراو وزير خارجه انگليس حمله نظامی به ايران را ,احمقانه, خوانده بود. امروز خبرگزاری ها از کنار گذاشتن او از وزارت خارجه خبر داده اند.

                      البته مقام های اروپايی همراه با آمريکا هنوز در لفظ تاکيد می کنند که هدفشان حمله نظامی به ايران نيست و خواهان راه حل ديپلماتيک هستند, اما آنها در عمل تلاش می کنند قطعنامه شديدالحنی را به تصويب برسانند که راه را برای تحريم های فاجعه بار اقتصادی و حمله نظامی به ايران باز می گذارد و آمريکا که عملا رهبری جريان اعمال فشار را برعهده دارد پيشاپيش اعلام کرده است که اگر شورای امنيت حاضر نباشد مهر تاييد بر سياست تجاوزکارانه اين کشور بکوبد ائتلافی خارج از اين شورا تشکيل خواهد داد و سياست خود را در آن چهارچوب به پيش خواهد برد.

                      نزديکی سياست های اروپا و آمريکا در مورد پرونده هسته ای رژيم به شکلی است که محمد كيارشي، نماينده‌ى اسبق رژيم در آژانس بين‌المللى انرژى اتمى امروز در گفتگو با ايسنا از آن به عنوان ,بولتونيزه, شدن ياد کرده و گفته است:,در گذر زمان شاهد بولتونيزه شدن [اشاره به جان بولتون، نماينده‌ى آمريكا در سازمان ملل] مواضع اروپا در قبال ايران هستيم.,

                      همزمان آمريکا فشار بر روسيه را برای واداشتن اين کشور به دنباله روی از سياست واشنگتن افزايش داده و ديک چنی روز گذشته به صورتی آشکار از روسيه به خاطر نقص حقوق دموکراتيک شهروندی انتقاد کرد. در دو روز اخير ,ناگهان, گزارش هايی در رسانه های غرب منتشر شده است که از رشد راسيسم و نژادپرستی در روسيه خبر می دهد. (طوری که انگار اين موضوع تازگی دارد!؟) احتمال می رود جنايات رژيم پوتين در قبال چچنی ها و يا ساير موارد نقض حقوق بشر در اين کشور نيز در صورت ادامه مخالفت قاطع آن با باز کردن راه برای حمله نظامی آمريکا به ايران به زودی به صورت موج تبليغاتی مطبوعات و رسانه های غربی را بپوشاند.

                      تمرکز آمريکا بر مجازات ايران, حمايت دولت های اصلی اتحاديه اروپا از اين سياست, و اعمال فشار بر روسيه به منظور واداشتن اين کشور به موافقت با سياست آمريکا و... همه و همه در حالی صورت می گيرد که رژيم اسلامی همچنان به عربده کشی و جنگ روانی و نمايش عضله مشغول است و حاضر نيست به خاطر جلوگيری از جنگ و تحريم های فاجعه باری که مردم ايران را قربانی خواهد کرد در زمينه پرونده هسته ای عقب نشينی کند.

                      Comment


                      • در حالی که بر اساس برخی گزارش های منتشره آمريکا ايران را به استفاده از بمب های تاکتيکی هسته ای که قدرت تخريبی آن چندين برابر بمب های به کار رفته در هيروشيماست تهديد کرده و بسياری از مراکز تاسيسات هسته ای در شهرهای بزرگ و يا در مجاورت آنها قرار دارد که در صورت وقوع چنين حملاتی فاجعه توده ای بزرگی به وقوع خواهد پيوست مطبوعات و رسانه های رژيم به تبليغ اين نظر مشغولند که رژيم اسلامی يک قدرت بزرگ منطقه ای است. بعد از تهديد خامنه ای مبنی بر اين که در صورت حمله نظامی آمريکا به ايران به منافع آمريکا در سراسر جهان ضربه خواهد زد و سخنان سردار دهقان مبنی بر اين که در صورت حمله نظامی آمريکا, رژيم به اسراييل حمله نظامی خواهد کرد, فرمانده سپاه پاسداران امروز دوباره به رجزخوانی پرداخت و گفت:"جمهورى اسلامى ايران.. امروز به عنوان يك قدرت باثبات و تاثيرگذار در معادلات سياسى خاورميانه، لرزه بر اندام دشمنان مي‌اندازد."

                        محور ديگر تمرکز رژيم اين است که مدعی است که تهديدات آمريکايی ها و اروپايی ها صرفا جنگ لفظی است و می خواهند رژيم را بترسانند و امتياز بگيرند و بنا براين نبايد عقب نشينی کند. اين در حالی است که انبوهی از گزارش های مستند در چند روز اخير منتشر شده است که همه حکايت از تدارک آمريکا برای حمله نظامی به ايران دارد. از آن جمله است سخنان وزير خارجه ترکيه که فاش کرد که آمريکايی ها خواستار استفاده ار پايگاه نظامی اينجرليک برای حمله نظامی به ايران شدند و در ازای آن وعده ساخت نيروگاه هسته ای به ترکيه دادند. يا ديدار الهام علی اف با بوش که به گزارش مطبوعات مساله استفاده از اين کشور به عنوان پايگاهی برای حمله نظامی به ايران يکی از محورهای گفتگوی آنان بوده است. استقرار نيروهای کماندويی آمريکا در مناطق مرزی ايران در بصره و توافق آمريکا با بلغارستان در حاشيه اجلاس هفته گذشته ناتو برای استفاده از پايگاههای نظامی اين کشور در حمله به ايران که خبر آن در مطبوعات آلمانی زبان منتشر شد از جمله اين خبرها هستند.

                        حتی اگر در مورد زمان مداخله نظامی آمريکا اختلاف نظر وجود داشته باشد، تدارکات نظامی آمريکانشان دهنده قصد استفاده از آن در زمان مناسب است. برنامه ريزی برای تحريم، که صدمات آن کمتر از مداخله نظامی نيست هم اکنون شروع شده است. در جريان کنفرانس مطبوعاتی مشترک بوش و مرکل وقتی از بوش پرسيدند که اعمال چه تحريم هايی را عليه ايران در نظر دارد حاضر نشد شفاف سخن بگويد و گفت:"اين موضوعى است كه دوستان آن را به طور خصوصى مورد بحث قرار مي‌دهند."

                        با اين حال گريگوری شولت نماينده دايم آمريكا در آژانس بين‌المللى انرژى اتمى در وين در همين زمينه اگر چه تاکيد کرد که "تحريم‌ها هدفمند و مشخص خواهند بود مثل ايجاد قيد و شرطى براى سفر برخى مسوولان ايرانى و يا اموال آنها" اما همزمان با صراحت هر چه تمام تر افزود:"آمريکا تمامى تحريم‌هاى ممكن عليه ايران از جمله انزواى بين‌المللى را مورد بررسى قرار مي‌دهد."

                        در تازه ترين واکنش به اين تحولات, سفير رژيم اسلامی در مسکو با انتشار بيانيه ای گفته است:"مقامات ايرانی در صورتى كه ايران اجازه يابد حق غني‌سازى اورانيوم را حفظ كند، پيشنهاد روسيه براى ايجاد شركت سهامى مشترك غني‌سازى اورانيوم را خواهند پذيرفت."
                        در اين بيانيه آمده است: "ما مكررا بيان كرده‌ايم كه ايران از هر گونه پيشنهادى كه به عنوان بخشى از پروژه پيشنهادى رييس جمهورى ايران در سازمان ملل ارايه شود، در صورتى كه اين ابتكارات حق ايران براى فن‌آورى هسته‌يى صلح‌آميز از جمله غنى سازى اورانيوم را در نظر بگيرند، حمايت خواهد كرد

                        Comment


                        • مدت زيادی است، نمی دانم چند سال که هر ايرانی را که به خارج سفر می کند و اندکی برخلاف حکومت يا اجزای حکومت حرف می زند، دربازگشت به عنوان جاسوس می گيرند. همهء اين هاهم اسرار ايران را به ديگران می دهند و نه اين که به نفع ايران جاسوسی کنند. آدم ساده ای پيش خود فکر می کند که اين ها چه چيزی برای جاسوسی کردن دارند و در کدام مدرسه جاسوسی را يادگرفته اند؟

                          مدت های مديد است که در دنيا برای جاسوسی مدرسه وجود دارد. جاسوس را تربيت می کنند. به او زبان کشور مقصد را طوری می آموزند که مانند يک بومی بتواند حرف بزند. انواع فنون استفاده از وسائل ارتباط جمعی ، مخصوصا تلفن، رادار،فرستنده و گيرنده، استفاده از پيشرفته ترين دوربينها و راه نصب آن ها، راه نصب شنود و ابزارها و فنون ديگری را به او می آموزند. او بايد در هنگام لزوم بتواند تسلط خود را به حرفه ای ثابت کند تا در مظان اتهام قرار نگيرد. خلاصه اين که امروزه جاسوسی تخصصی است و کار هرکس هم نيست. علاوه بر سواد و اطلاعات، توانائی بدني، ورزيدگی و قدرت تحمل می خواهد که بسياری آن ها را تا چنان حدی که بتوانند جاسوس بشوند، ندارند. جاسوسی از دشوارترين کارهای جهان است.

                          از سوی ديگر سازمان های ضد جاسوسی برای حفظ اسرار کشورشان کوشش های فراوان می کنند و چنين نيست که اطلاعات با ارزش به سادگی در دسترس يک روزنامه نگار يا نويسنده ای که با دستگاه علمی کشور ارتباط ندارد قرار گيرد و از کشور خارج شود. هر سازمان علمی يا اطلاعاتی هم برای گزينش کادر خود آنان را از چند فيلتر می گذراند تا کاملا مورد اطمينانش باشد و به نفع کسی جز ملت خود کارنکند.

                          حالا در اين اوضاع و با پيشرفت تکنولوژی و نظريهء اطلاعات که در دانشگاه ها تدريس می شود، يک روزنامه نگار ساده يا فعال سياسی يا حتی روشنفکری که در عمرش با رد و بدل کردن اطلاعات سری مملکت مناسبتی ندارد، چگونه پس از يک سفر يک هفته ای به خارج از کشور تبديل به جاسوس می شود، عقل انسان را به تحير وامی دارد. چرا هنگام خروج او را کنترل نمی کنند؟ جاسوس را وقت خروج از کشور خودی می گيرند و وقت ورود به کشور بيگانه. در کشور ما اين کار هم مثل همهء کارها برعکس است.

                          در کشور ما جاسوسی بستگی به نظر حکومت نسبت به شما دارد و کاری که در سفر خارج کرده ايد. اگر حرفی برخلاف ميل حکومت بزنيد، چه بخواهيد و چه نخواهيد جاسوس هستيد و وضع شما مانند آدمی است که يک عمر بود نثر می گفت و خودش نمی دانست.

                          از طرف ديگر بسياری از مسئولان کشور در سفر های خود به خارج به علت نپختگي، بی اطلاعی و نا آگاهی از تربيت سياستمداران امروز دنيا، بند هائی را به آب می دهند که حد و حدود ندارد و هنگامی هم که بر می گردند، نه تنها موآخذه نمی شوند، بلکه از زمين و زمان به خاطر شاهکارهائی که کرده اند طلبکار می شوند.

                          موضوع مهم اين که وقتی انسان را به عنوان جاسوس می گيرند، به او نمی گويند که تو چه اطلاعاتی را به دشمن داده ای. بلکه به انسان فشار می آورند که به جاسوسی يا هر جرم ديگری که آنان بخواهند، اقرار کند. بايد بدانيد که توقع حکومت و بخصوص دستگاه های اطلاعاتی ما از شما اين است که اگر دوست آنان نيستيد، خودتان ثابت کنيد که دشمن آنان هستيد و اين دشمنی را هم به شکلی فعال پی گيری می کنيد. حال اگر کسی سوآلی منطقی بکند که آقا من چه اطلاعاتی داشته ام که مفت و مجانی به ديگران بدهم، معنيش اين است که شما با دستگاه اطلاعاتی همکاری نمی کنيد که اين خود جرم ديگری است و به کارنامهء شما ضميمه می شود.

                          می توان حدس زد که از نظر حکومت ما و دستگاه اطلاعاتی عريض و طويل آن همهء مخالفان بالقوهء حکومت دشمنان آن و در نتيجه جاسوسانی هستند که عليه آن کار می کنند. حالا شما خود می توانيد تعداد جاسوسان ايرانی را حدس بزنيد. اين فقط رقم جاسوسان غير حرفه ای است. حرفه ای هارا به ما ببخشيد!

                          اين حرف ها را با دوستی در ميان نهادم. او گفت شايد اين جاسوس ها ويژگی های فردی سردمداران کشور ما را فاش می کنند. با اين حرف ياد يک حرف مهم خروشچف افتادم. هنگامی که او به عنوان نخستين صدر هيئت رئيسهء اتحاد شوروی که به امريکا سفر می کرد، داشت به امريکا می رسيد، خبر نگاران و سياستمداران امريکا قصد داشتند که آنچه دل تنگشان می خواهد با او بکنند. آنان می خواستند با سوآل های خود او را به زانو در آورند. به همين دليل هنگامی که وارد امريکا شد، او را محاصره کردند تا سوآل های خود را مطرح کنند. سوآل ها همه مربوط به سياست اتحاد شوروی و اشکالاتی بود که به نظر آنان می رسيد.شايد نخستين سوآل اين بود:
                          خبر نگار: چرا بريا را کشتيد؟
                          خروشچف: برای اين که اسرار کشور را فاش کرده بود.
                          خبرنگار: مثلا چه کرده بود؟
                          خروشچف: هرجا رفته بود گفته بود خروشچف خر است

                          Comment


                          • WHO IS TO BE DETAINED?
                            Look out – here comes Halliburton again! With its own personal sugar daddy occupying the vice-president's chair, this giant government contractor keeps getting multibillion-dollar, no-bid contracts from the Bush-Cheney regime, despite having been found guilty of shoddy work, massive cost overruns, and fraudulent billings.
                            Its latest windfall, however, should not merely be worrisome to taxpayers, but also to anyone concerned about the Bushites' anti-democratic penchant to extend ever-more police and military power over We the People. Halliburton has been granted a $385-million contract for a most unusual project: building a network of detention centers across our country. Up to 5,000 people could be "detained" and held in each of these centers, which are to be run by Homeland Security authorities and possibly located on unused military bases. "Detain," of course, is a euphemism for "incarcerate" – or "lock up." And "center" is a gentle term for "prison."

                            So, why does America suddenly need to spend a third-of-a-billion dollars to establish a new mass prison complex in our country? The feds and Halliburton cryptically say the detention centers could be needed for "some kind of mass migration" or for "the rapid development of new programs." When asked what is meant by the ominous term "new programs," a Halliburton spokeswoman said she could provide no additional information. Another curious aspect is that the Bushites refer to this as a "contingency contract," saying that the detention centers might never be built, but that Halliburton will have the cash and authority to move quickly if and when given the go-ahead. The corporation's executive vice-president says that Halliburton is "gratified," because the deal "builds on our extremely strong track record in the arena of emergency management support." Manage who? And in support of what policy?

                            Comment


                            • Iran Rejects Annan's Call for Direct Talks With U.S.

                              May 7 -- Iran, which has the world's second- largest oil and natural-gas reserves, rejected a call by United Nations Secretary-General Kofi Annan for the U.S. to hold direct talks with the Islamic Republic about its nuclear program.

                              ``The U.S. isn't prepared to have talks on a one-to-one equal basis,'' Foreign Ministry Spokesman Hamid Reza Asefi told a press conference in Tehran today, broadcast on state television. ``They are following the politics of threat. So under these conditions we see no necessity to start talks with them.''

                              Annan on May 5 said Iran might be more willing to negotiate in direct talks with the U.S. The U.K. and France, backed by the U.S., proposed a resolution to the UN Security Council on May 3 demanding Iran cease uranium enrichment, and said they would seek sanctions should the government in Tehran fail to comply.

                              Iran won't accept a resolution that fails to recognize its right to a peaceful nuclear program, Asefi said today. Should the Security Council adopt the proposed resolution it would decrease Iran's willingness to cooperate with the International Atomic Energy Agency, he said.

                              Suspension of Iran's nuclear activities is ``definitely not on Iran's agenda,'' Asefi said.

                              U.S. Senator John McCain praised President George W. Bush today for taking a tough stance with Iran and said the U.S. shouldn't agree to direct talks until Iran renounces its commitment to the extinction of Israel.

                              ``The president has stated clearly he will explore every diplomatic option, but I think that there has to be some kind of glimmer of hope or optimism before we sit down and give them that kind of legitimacy,'' the Arizona Republican said on CBS's ``Face the Nation'' program.

                              Sending Signals

                              McCain said taking the threat of a U.S. military strike off the table would signal to Iran that it was okay to destroy Israel.

                              Iran reiterated it may quit the Nuclear Non-Proliferation Treaty if it faces further international pressure to abandon its nuclear program.

                              ``If the signature of an international treaty threatens the rights of a nation, it will be of no value for that nation,'' President Mahmoud Ahmadinejad was quoted as saying by state television earlier today.

                              Article 4 of the Treaty on the Non-Proliferation of Nuclear Weapons says it is a nation's ``inalienable right'' to develop, research, produce and use nuclear energy, provided it is for ``peaceful purposes.''

                              Draft Proposal

                              The Security Council meets tomorrow to negotiate changes to the draft proposal, which may be put to a vote this week, Agence France-Presse reported May 6.

                              Russia and China, two veto-wielding members with close economic ties to Iran, reject reference in the draft to Chapter Seven of the UN charter and allusion to Iran's nuclear program as a threat to international peace and security.

                              Chapter Seven provides for the ``severance of diplomatic relations,'' ``interruption of economic relations'' and the ``use of armed force.''

                              The U.S. accuses Iran of seeking to build weapons under cover of a civilian atomic program. The Islamic Republic insists its nuclear ambitions are peaceful.

                              Comment


                              • محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، نامه ای را برای جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا ارسال داشته است.
                                روز دوشنبه، 8 می، غلامحسين الهام، سخنگوی دولت، در نشست خبری هفتگی خود گفت که آقای احمدی نژاد با ارسال نامه ای برای رييس جمهوری آمريکا ضمن تحليل وضعيت جهانی و ريشه يابی مشکلات، راه های جديدی برای برون رفت از شرايط شکننده موجود جهانی ارايه کرده است.

                                به گزارش خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - سخنگوی دولت يادآور شده است که آقای احمدی نژاد در کنفرانس خبری اخير خود گفته بود که تصميم دارد به مناسبت سال پيامبر اسلامی، برای سران برخی از کشورها نامه بنويسد.

                                آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، سال جاری شمسی را سال پيامبر اسلام نامگذاری کرده است.

                                به گفته آقای الهام، رييس جمهوری در نخستين گام، نامه مهمی برای جورج بوش نوشته است.

                                به گفته سخنگوی دولت، اين نامه از طريق سفارت سوييس برای آقای بوش ارسال می شود.

                                از زمان قطع روابط سياسی آمريکا با ايران در آوريل سال 1980، سفارت سوييس حافظ منافع ايالات متحده در ايران بوده است.

                                اين نخستين بار از زمان استقرار جمهوری اسلامی است که خبر ارسال نامه ای از سوی رييس جمهوری ايران برای همتای آمريکايی وی رسما انتشار می يابد.

                                منابع دولتی ايران محتوای اين نامه را انتشار نداده اند و معلوم نيست که آيا آقای احمدی نژاد در اين نامه به مسايل مورد اختلاف دو کشور نيز پرداخته يا به موضوعات عمومی بسنده کرده است.

                                ايرنا از قول سخنگوی دولت گفته است که نامه آقای احمدی نژاد برای رييس جمهوری آمريکا نامه ای سرگشاده نيست و محتوای در دسترس عموم قرار نخواهد گرفت.

                                وی در پاسخ به اين سئوال که اگر طرف آمريکايی محتوای نامه را منتشر کند چه می شود، گفت "منتشر کند."

                                معمولا سياست های اصلی جمهوری اسلامی، از جمله در زمينه روابط خارجی، توسط رهبر جمهوری اسلامی تعيين می شود

                                Comment

                                Working...
                                X