Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • رائول کاسترو اعلام کرده که حال برادرش، فيدل کاسترو رهبر کوبا، رو به بهبود است.
    وی که از حدود بيست روز پيش، در پی عمل جراحی فيدل کاسترو، به طور موقت قدرت را به جای برادرش در دست گرفته، در گفتگويی با روزنامه دولتی گرنما (Granma) از همه کسانی که به فکر رهبر 80 ساله کوبا هستند قدردانی کرده است.

    رائول کاسترو گفته است برادرش دوران نقاهت را 'به تدريج و به شکلی رضايت بخش' پشت سر می گذارد و افزوده که فيدل 'توانايی جسمی و ذهنی استثنايی دارد.'

    رهبر موقت کوبا که برای اولين بار از زمان جانشينی برادرش به طور رسمی با مردم اين کشور صحبت می کرد، همچنين اعلام کرده که ساعاتی پس از اعلام بيماری فيدل کاسترو نيروهای نظامی کوبا در سراسر جزيره به حال آماده باش در آمده بودند.

    'شخص دوم'

    رائول کاسترو گفته است به آنچه رسانه های بين المللی در مورد دور بودن او از صحنه عمومی کشور کوبا پس از بستری شدن فيدل می گويند، اهميتی نمی دهد.


    رائول کاسترو و هوگو چاوز در حال عيادت از فيدل کاسترو در روز تولد هشتاد سالگی اش

    يکی از معدود حضورهای رائول کاسترو در انظار عمومی روز هشتادمين سالگرد تولد فيدل کاسترو (13 اوت) بود که تلويزيون دولتی کوبا تصاوير استقبال وی از هوگو چاوز، رئيس جمهور ونزوئلا، را پخش کرد.

    روزنامه دولتی گرنما همان روز عکس هايی از رائول کاسترو و هوگو چاوز منتشر کرد که برای تبريک تولد فيدل کاسترو به ديدارش رفته بودند.

    رائول کاسترو در گفتگوی اخير خود با روزنامه گرنما در مورد حضور کمرنگش گفته است: "من به حضور پرشمار در صحنه عمومی عادت ندارم؛ مگر در زمان هايی که لازم باشد." وی که مقام وزير دفاع کوبا را نيز برعهده دارد، افزوده: "مسايل دفاعی و امنيتی نياز به دقت بسيار زياد دارد و در بسياری موراد نبايد شکل علنی پيدا کند."

    رائول کاسترو از زمان آغاز جنبش انقلابی کوبا در سال 1953 ميلادی همواره در کنار برادرش فيدل کاسترو بوده و از زمان پيروزی انقلاب کوبا در سال 1959 ميلادی عملا شخص دوم اين کشور به شمار می رفته است.

    Comment


    • بنا به گزارش ها، سخنرانی عبدالکريم سروش روشنفکر ايرانی که قرار بود روز پنجشنبه در حسينيه ارشاد تهران برگزار شود، به دليل اينکه دستگاه های مسئول به برگزار کنندگان اعلام کردند تضمين امنيتی برای اين جلسه وجود ندارد، لغو شد و به جای وی پسرش متن سخنرانی اش را برای حاضرين خواند.
      به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، در آغاز نوشتار آقای سروش با اشاره به ماجرای 'عدم تضمين امنيت' آمده است: "مسوولان حفظ امنيت، خود پيام‌آور نا امنی بودند، و من به شكستن اين سبو رضايت دادم تا سر خم‌خانه به سلامت باشد."

      همايش يک ‌روزه 'دين و مدرنيته' به ابتکار موسسه‌ گفتگوی اديان برگزار شد و به جز آقای سروش چهره های ديگری همچون محسن کديور، عليرضا علوی تبار، سيدعلی طالقانی و محمد راسخ در آن سخنرانی کردند.

      محمد علی ابطحی که رياست موسسه گفتگوی اديان را بر عهده دارد، در وب سايت شخصی خود از برگزاری اين سمينار و استقبال بيش از حد انتظار علاقمندان گزارشی داده و در توضيح ماجرای لغو سخنرانی عبدلکريم سروش نوشته است: " از روز قبل اطراف حسینیه ارشاد را بر علیه سروش شعارنویسی کرده بودند و بعد هم اخطار های رسمی تر. نهایتا ایشان نیامد و مقاله اش را با مقدمه ای، فرزندش خواند."

      همچنين خبرگزاری ادوار نيوز گزارش داده که تعدادی 'نیروهای لباس شخصی' نیز اطراف خانه آقای سروش حاضر بوده اند.

      عبدالکريم سروش که از چهره های برجسته روشنفکری دينی ايران به شمار می رود، در موارد بسياری برای ايراد سخنرانی در اين کشور با مشکل روبرو بوده و برخی گروه های مخالف وی در سال های گذشته به جلسات سخنرانی وی هجوم برده و حتی به ضرب و شتم وی و هوادارانش پرداخته اند

      Comment


      • نگاهی به سخنان قاليباف، شهردار تهران
        پايان تاريخ مصرف، جنجال
        طرح منوريل احمدی نژاد




        سردارمحمدباقر قاليباف شهردار تهران و كانديدای رياست جمهوری دوره نهم، در جريان بازديد از طرح جهادی 137 در منطقه 18 در جمع خبرنگاران پيرامون تخلف 300 ميليارد تومانی در شهرداری تهران در زمان احمدی نژاد گفت:

        گزارشهای مالی سال 82 به بعد وزارت كشور نشان مي‌دهد كه اسناد هزينه‌ها كاملا در شهرداری موجود است، اگرچه نمي‌توانم عدد و رقمی در مورد آنها ارائه دهم اما بايد بگويم همه آنها دارای سند هستند.

        شهردار تهران در باره پروژه معطل مانده منوريل تهران كه از فيل های دوران احمدی نژاد است كه باجنجال بسيار هوا شده بود گفت:

        طبق برآوردهای فنی شهرداری كه طی دو ماه گذشته به شورای شهر نيز ارسال شده است، اين پروژه فاقد قابليت اجراست.

        شهردار تهران در باره خصوصی شدن اتوبوسرانی نيز گفت:

        ‌در آينده نزديك شركت‌های تعاونی و سهامی خاص مجموعه اتوبوسرانی و بر اساس قانون تجارت و ضوابط حمل و نقل درون شهری، فعال مي‌شوند. اتوبوسهای واگذار شده به رانندگان نو و جديد خواهند بود كه 17 درصد آن را شركت‌ها و يا افراد و مابقی را (83 درصد) از محل اعتباراتی كه برای اين طرح در قالب تبصره 13 پيش بينی شده پرداخت مي‌كنيم . همچنين در اين طرح رانندگان از مزايايی نظير پاركينگ، سرويس فنی و بيمه برخوردار مي‌شوند. چنانچه رانندگان فعلی اتوبوسرانی وارد اين شركت‌های تعاونی و يا سهامی شوند مشمول مزايای اين طرح خواهند شد.



        شهردار تهران در مورد اصلاح قانون شوراها گفت: در كلانشهرها بايد شهردار توسط مردم انتخاب شود تا مديريت واحد يك گام به طرف جلو حركت كند، چرا كه تا به حال شورای شهر ما به واقع شورای شهرداری است و شهردار نيز مدير شهرداری است نه شهردار! با انتخاب شهردار توسط مردم، شورای شهر در همه اموری كه در حال حاضر فعاليت ندارد، از جمله آموزش و پرورش، آب و برق، فاضلاب و حتی فرهنگ شريك مردم مي‌شود.

        پيشنهاد كرديم كه تا قبل از پايان سال در كلان شهرها و شهرهايی كه بيش از يك ميليون نفر جمعيت دارند اين روند جاری شود و بعد به سراغ شهرهای كوچكتر برويم.

        البته اعضای شورای شهر معتقدند كه بسترهای اين انتخاب فعلا فراهم نيست؛ اما ما معتقديم كه در حال حاضر كه زمان اصلاح قانون است بايد با همكاری مجلس اين بسترها را فراهم كرد.


        Comment


        • موشكی
          مانور مقابله با حمله به ايران
          از امروز درجنوب آغاز شد




          درآستانه زمانی كه بصورت تحريك آميز در سايت های خبری امريكا اعلام شده، حمله نظامی به ايران صورت خواهد گرفت،(درماه سپتامبر) ارتش جمهوری اسلامی نيز مانوری را در دستور قرار داده كه بموجب مصاحبه مطبوعاتی جانشين فرمانده كل ارتش، مانوری است دفاع در جنوب ايران. نام اين مانور «ضربت ذوالفقار» اعلام شده و با 12 لشگراز منطقه جنوب( بلوچستان- بندر چابهار) آغاز می شود. اين منطقه مشرف به دريای عمان و تنگه استراتژيك هرمز در اين درياست. يعنی همان تنگه ای كه تاكنون بارها مقامات جمهوری اسلامی اعلام كرده اند درصورت حمله به ايران آن را خواهند بست تا انتقال نفت از خليج فارس ناممكن شود. مرحله نخست اين مانورها قرار است امروز(شنبه) آغاز شود. نيروهای سه گانه زمينی، هوايی و دريايی ارتش دراين مانور شركت دارند.

          جانشين فرمانده كل ارتش درمصاحبه مطبوعاتی خود كه با هدف تبليغات جهانی پيرامون اين مانور صورت گرفت، درباره نوع سلاح هائی كه در اين مانور از آنها استفاده می شود گفت: از انواع مهمات هوشمند و سنگين برای هدف گرفتن نقاط ضعف و آسيب پذيردشمن استفاده می شود. از نيروهای احتياط بسيج نيز همراه با انواع موشكها دراين مانور استفاده خواهد شد.

          مقابله با حملات هوايی دشمن و تمرين حمله متقابل با استفاده از موشك و هواپيما نيز در بخشی از مانور مذكور است.



          Comment


          • ديدار مهم و پر تنش سران ج.ا در تهران
            تائيد سياست جنگی رهبر
            عليرغم مخالف رفسنجانی

            رهبر جمهوری اسلامی به اين نتيجه رسيده كه موقعيتی تاريخی برای غلبه اسلام برغرب فراهم آمده و نبايد آن را از دست داد. آماده باش تحريم اقتصادی- سياسی از 10 شهريور به اجرا گذاشته می شود.







            در يك ديدار مهم حكومتی ميان سران حاكميت، عليرغم برخی مخالفت های بسيار جدی، نظر رهبر برای پاسخ منفی به طرح 1+5 سرانجام به تائيد رسيد و قرار شد، اين نظر بعنوان نتيجه بررسی نهائی طرح مذكور رسما اعلام شود. در همين ديدار رد قطعنامه شورای امنيت برای توقف غنی سازی اورانيوم نيز تائيد شد كه همزمان با پاسخ نهائی به طرح 1+5 اين تصميم نيز بعنوان نظر نظام باطلاع شورای امنيت سازمان ملل خواهد رسيد.

            بموجب برخی شنيده ها، در ديدار مورد بحث، هاشمی رفسنجانی مخالف جدی سياست های جنگی رهبر و رهنمودهای وی در امور اتمی و برخی جنبه های سياست خارجی از يكسو و سياست های دولت احمدی نژاد بعنوان مجری دستورات رهبر از سوی ديگر بوده است. از جمله پيشنهادهای هاشمی رفسنجانی دراين ديدار تهيه صورتجلسه ای از مذاكرات بوده است تا در تاريخ جمهوری اسلامی بعنوان يك سند ثبت شود. رهبر جمهوری اسلامی با اين پيشنهاد مخالفت می كند، اما به رفسنجانی می گويد: شما می توانيد نظر خودتان را كتبا بنويسيد تا در تاريخ ثبت شود!

            رفسنجانی همينگونه عمل كرده و نسخه ای از آن را نيز بعدا برای ثبت و حفظ به مشهد برده و در آرشيو محرمانه آستانقدس رضوی به امانت می گذارد. هاشمی و دو تن ديگر از حاضران در اين ديدار با ابراز نگرانی می گويند كه مملكت با سرعت بطرف جنگ برده می شود و اين جنگ، جنگ با عراق نيست، جنگی است كه شكست در آن مساويست با سقوط جمهوری اسلامی و از 10 شهريور تحريم ها آغاز خواهد شد.

            رهبر جمهوری اسلامی (علی خامنه اي) در مقابل استدلال می كند كه فرصتی تاريخی برای غلبه اسلام بر غرب بدست آمده است و من زير بار عقب نشينی نمی روم. در پايان اين ديدار رهبر بعنوان ابراز رضايت از تصميم جلسه پيشنهاد "نمازشكرگزاری" می كند اما هاشمی رفسنجانی و چند تن ديگر می گويند: "هر وقت پيروز شديد اعلام شكرگزاری كنيد. در آن صورت ما در صف آخر می ايستيم." آنها جلسه را ترك می كنند و نماز شكرگزاری با زعامت رهبر و شماری از حاضران خوانده می شود.


            Comment


            • ترميم كابينه
              "امربر"ی می رود
              "امربر" ديگری می آيد
              هادی قابل




              پس از يكسال، عملكرد دولت و كارنامه‌ی مردان دولت براساس وعده‌هايی كه به مردم دادند، همچنين وعده‌هايی كه وزراء به نمايندگان مجلس دادند و بر آن اساس رای اعتماد گرفتند بايد ارزيابی شود. البته بايد منتظر بود تا اين كارنامه منتشر شود، سپس آن را مورد نقد و بررسی قرار داد، چون برخی از موارد عملكرد يا ناكامي‌ها و دلايل آن ناگفته مانده كه بايد حتما بازگو شود تا بتوان بررسی كرد كه اين دلايل منطقی هستند يا نه.

              دبيركل سابق جبهه‌ی مشاركت اخيرا ارزيابی كارشناسی شده‌ای را از عملكرد دولت نهم در يكساله‌ی گذشته و آن‌چه كه در عرصه‌ سياست خارجی، داخلی، اقتصاد، فرهنگ و مقوله‌های اجتماعی تحويل گرفت و آن‌چه را كه پس از يكسال در تمام اين عرصه‌ها تحويل داد، را در كنگره مشاركت ارائه داد.
              آنچه مسلم است، دولت در عملكرد يكساله‌ی خود، به شعارهايش عمل نكرده است.

              دولت نهم، بر اين باور بود كه با دادن يارانه به مردم از خزانه استفاده كند و با واردات زياد كالا از خارج گرانی و تورم را مهار كند و جنس ارزان در اختيار مردم بگذارد. از جمله مي‌توان به بحث "ميوه در عيد نوروز" اشاره كرد. اما اين برنامه نتواند دوام يابد و خود بخود در بخش ديگر تأثير خود را در تورم داشته است و اصولا كارشناسان اين سياست را سياست درستی نمي‌دانند. البته يارانه‌ها بايد در جامعه‌ی ما وجود داشته باشد، اما بايد هدفمند باشد نه اين‌كه به اين شكل خزانه‌ی كشور را خالی كنيم.

              امروز طرفداران دولت نهم هم مي‌گويند چوب حراج به صندوق ذخيره‌ی ارزی زده شده و هر روز دست دولت درون صندوق است كه مشكلات خود را از اين طريق حل كند كه طبيعتا روزی بحران اين موضوع دامن دولت و جامعه را خواهد گرفت و فشار را بر گرده‌ی مردم بيشتر خواهد كرد.

              به بحث تغيير در كابينه نيز نبايد دل بست. اشخاص جديدی كه روی كار خواهند آمد، قطعا بهتر از كسانی كه امروز هستند نخواهند بود. چنانچه شاهديم، دولت جديد حتی به كارشناسان حامی خود نيز توجه نمي‌كند، يعنی در طيف محافظه‌كار و اصولگرا كارشناسانی هستند كه نقطه‌نظراتی دارند اما دولت هيچ توجهی به نقطه نظرات آنان هم ندارد. طبيعتا رييس جمهور براساس همان سياست‌هايی كه از آغاز تصميم گرفتند عمل خواهد كرد و در تعيين افراد بعدی (درصورت تغيير احتمالی كابينه) تخصص و تجربه در حوزه‌ی مورد نظر برايش مهم نيست و تنها مهم اين است كه تحت امر باشند و فرمان را اجرا كنند، لذا كابينه‌ای كه چيدمانش اين‌گونه باشد، طبيعی است كه پيشرفتی را در برنامه‌های كشور شاهد نباشيم.


              Comment


              • از جشن و سرور
                در جمهوری اسلامی
                تا واقعيت در لبنان
                و. چراغ های خاموش




                يك ضرب المثلی هست در ميان عامه كه خانه عروس جشن و سروره خونه داماد سوت و كوره.

                بسيجيان ايران هم اين روزها عكس های سيد حسن نصر اله را دست می گيرند و شيرينی و شربت پخش می كنند كه حزب الله در جنگ با اسراييل پيروز شده اما دولتيان لبنان قيافه ماتمزده به خود گرفته اند كه چطور لبنان را پس از اين جنگ ويرانگر بازسازی كنند .

                لبنان از دريچه نگاه نخست وزير اين كشور ۱۸۰ درجه با لبنانی كه احمدی ن‍ژاد از آن حرف می زند تفاوت دارد. نه مسيحيان لبنان ، نه مارونی ها و دروزی ها و نه خيلی از سنی ها دل خوشی از نصرالله ندارند. آنها دلايل خودشان را دارند . ولی ملت لبنان هيچ گاه ملت يكدستی نبوده و نيست . رسانه هايش هم اينقدر حكومتی نيستند كه بتواند توده ها را به دنبال خود بكشد . لبنان سرزمين چند صدايی است و صدای حزب الله هم برای بسياری از شهروندان اين كشور صدای خوشايندی نيست. سری به شبكه های ماهواره ای لبنان كه بزنيد صداهای متنوع اين سرزمين شنيده می شود . صدای سازها و آواز ها و رقص رقصنده ها. تصاويری كه هم برای مخاطب شرقی دلنشين است و هم تازگی ها توجه غرب را به خود جلب كرده است .

                اين تصور بی پايه هم كه اكنون سيد حسن نصر الله اسطوره لبنان شده ساخته و پرداخته رسانه های جمهوری اسلامی است.

                طرفداران حزب الله در لبنان قشری از محرومان مذهبی اند كه نصرالله با اعانه هايی كه از ايران و سوريه جمع می كند، گهگاه لقمه نانی در دهانشان می گذارد تا برای خود كسب مشروعيت كند. والا طبقات متوسط و مرفه لبنان به خاطر امنيت سرمايه هايشان هم كه شده از جنبش خشونت طلبی مانند حزب الله حمايت نمی كنند .

                حالا هم در پس اين جنگ ويرانگر كه بسياری از تجار و سرمايه داران را بخاك سياه نشانده برای لبنانيان جنگ زده دليلی بر خوشحالی وجود ندارد .

                طرفدارن حزب الله البته می توانند خوشحال باشند. آنها چيزی برای از دست دادن نداشتند. خانه هايی كهنه سال و ريزه سرمايه ای داشتند، كه نصرالله قول داده خسارت های وارد آمده بر آنها را جبران كند .

                او می خواهد با پرستيژ محروم نوازی ، خودش را قهرمان عرب كند.

                می خواهد كسی مانند جمال عبدالناصر و قذافی سالهای دهه ۸۰ ميلادی شود .

                نصرالله اشتباه می كند. سنی ها او را دست نشانده جمهوری اسلامی می دانند. مسيحی ها از رفتارش احساس خطر می كنند. غرب او را تروريست می خواند و دولت لبنان نيز به همين زودی بايد در تدارك خلع سلاح حزب الله بر آيد.

                حزب الله با همه هياهوی پيروزی كه براه انداخته در حال تمام شدن است. سربازانش بايد مرزهای جنوبی لبنان را ترك كنند. بايد سلاح ها را زمين بگذارند. دست از اسرائيل ستيزی بردارند و به آتش بس با تل آويو پايبند باشند.

                حزب اللهی ها در حال تبديل شدن به شير بی يال و دم و اشكم هستند. تصويری كه بر پرچم حزب الله حك شده تصوير اسلحه ای آماده به شليك است. حزب الله اگر با اسلحه وداع كند اين پرچم فروخواهد افتاد .

                تبريك يا تسليت؟

                كدام حزب الله؟ كدام پيروزی؟


                Comment


                • هاشمی شاهرودی- رحيم صفوی
                  يكی بود، يكی نبود
                  يكی رئيس و
                  ديگری فرمانده بود...
                  و. جمهوريت




                  جناب آيت الله شاهرودي

                  ...در دوران شما شنيع ترين جنايت ها در نهاد قضايی رخ داد به گونه ای كه تبديل شدن نام قوه قضاييه به" قوه قصابيه" واقعا زيبنده است. عملكرد مرتضوی كه در كارنامه اش موارد متعدد فساد اخلاقی وجود دارد و همچنين بقايای باند سعيد امامی در دستگاه قضايی ديگر نام هيتلر را هم رو سفيد كرده است.حبس های طولانی مدت ،شكنجه و تعزير ،يورش وحشيانه به منازل،احكام قرون وسطايی و مهتر از آن قتل دگر انديشان و فعالان سياسی و مطبوعاتی و دانشجويان در زندانها ثمره تصدی چندين ساله شما بر دستگاه قضايی است نمی دانم آيا آن زمان كه خبر كشته شدن اكبر محمدی توسط نور چشميتان كه با عنايت شما مدير نمونه سال هم شناخته شد شنيديد، توانسته بوديد خواب آرامی در كنار همسر و فرزندانتان داشته باشيد و يا شايد اينگونه مسائل ديگر برای شما عادی شده باشد .آيا تا به حال ضربات سنگين تازيانه بر كف پايتان خورده و تاول زده است و مجبور باشيد با همان وضعيت چندين ساعت با پای برهنه راه برويد و شايد هم فقط نظاره گر بوديد كه چگونه اكبر محمدی و ديگر دگرانديشان به اين وضعيت دچار بودند.تا به حال شده به شما بگويند با همسرتان فلان عمل را انجام داديم و همسرتان ديگر هرجايی شده است. آری تمامی اين موارد در شكنجه گاه های تحت امر شما صورت ميگيرد.



                  جناب شاهرودی،

                  می دانيد چرا خاتمی با آن همه مسامحه كاريها باز هم در تاريخ جاودانه ماند؟ چرا كه در جريان قتلهايی زنجيره ای با شجاعت مسئوليت آن فجايع را بر عهده وزارت اطلاعات دولت متبوعش دانست. بدانيد حكم انتصابی آنقدر هم ارزش ندارد كه در مقابل جنايتهای دستگاه قضايی سكوت كنيد .می دانم كه در ولايت ذوب هستيد ولی مطمئن باشيد در ولايت ، عدالت را نمی جوييد و مطمئن باشيد خون تك تك عزيزان از دست رفته يعنی اكبر محمدی ، زهرا كاظمی و... گريبان شما را خواهد گرفت و سر نوشتی همچون صدام را بايد به انتظار داشته باشيد. قلبا چنين آرزويی برای شما ندارم .پس بهتر است شجاعت را سر لوحه كارتان قرار دهيد و با صراحت بگوييد كه مسئوليت تمامی اين جنايتها را بر عهده خواهيد گرفت.



                  و اما روی ديگر سخن با فرمانده سپاه است،



                  سردار صفوی،



                  در مورد شما هم نمی دانم كه اين نوشتار به دست شما می رسد يا كه آنقدر خود را درگير سپاه قدس و فرستادن موشك های خيبر به حزب الله كرديد كه فرصت مطالعه هم نداريد ولی می دانم كه نزديكانتان قرابت زيادی با فضای مجازی دارند و به شما اطلاع خواهند داد. همه به صداقت شما آگاهند چرا كه وقتی از شما سوال شد كه آن زمان كه مردم پای صندو قهای رای بروند و به جمهوری اسلامی نه بگويند چه می كنيد؟ با صراحت گفتيد كه جلوی مردم می ايستيد. و نيك می دانيم كه در زمان قائم مقامی ذوالقدر چه خون دلهايی كه از او به خاطر خودسری هايش و اينكه سپاه را تبديل به باشگاه سياسی كرده بود خورديد . و گمان می كرديم كه با رفتن او كه شما هم بسيار از رفتنش شاد و مسرور شديد ديگر اخبار ناگوار از خودسری های سپاه و بازداشگاه هايش نمی شنويم . ولی گويا تقدير بر اين است كه شما هم همسو با دستگاه قضايی به حبس و تعزير و حتی ربودن دگرانديشان بپردازيد. واقعا جرم" حسن صراحی»چه بود كه نير وهای خودسر شما او را در منزلش ربودند و حتی به خانواده اش هم با گذشت سه ما خبر ندادند . آيا ويراستاری آثار مرحوم طالقانی جرم محسوب می شود. كسی كه ابوذر زمان شناخته شد و اگر او نبود افرادی مانند شما به سرداری نمی رسيد.جرم "پيمان مسكين خدا" چه بود كه او را هم در بازداشتگا ه های تحت امر شما نگه داشتيد . آيا انديشه ورزی هم در قاموس شما جرم است.



                  جناب صفوي



                  چرا نبايد از خود نام نيكی باقی گذاريد كه برادرزاده تان كه خط و فكرش با شما همسو نيست و در مشاركت به سياست ورزی مشغول است ولی باز هم برای آنكه هم نامتان است بايد انواع و اقسام كنايه ها را تحمل كند. همان كسی كه همراه نگارنده ساليان گذشته مورد ضرب و شتم بسيجيانی قرار گرفت كه از حمايت های بی دريغ شما برخوردارند. می دانم كه شما هم به شدت در ولايت ذوب هستيد ولی بدانيد كه اين ولايت تا ابد حامی شما نخواهد بود و همان بلايی كه در چند ماه گذشته در هواپيما برای همرزمانتان بوجود آورد شايد به نوعی در آينده در انتظار شما باشد. پس آنقدر ها هم دل به ولايت نسپاريد و با سخن گفتن از بی عدالتی ها و خودسری های نيرو های سپاهی، سعی در تطهير چهره خود باشيد . و در پايان بايد بگويم:



                  گيرم كه می زنيد، گيرم كه می بريد، گيرم كه می كشيد،با رويش ناگزير جوانه چه می كنيد!


                  Comment


                  • بدترين
                    انقلاب مخملی
                    در راه است
                    علی مزروعی




                    تصور بفرمائيد در يكی از كشورهای ينگه دنيا(مثل آمريكا ياانگليس يا…) كه ليبرال دموكراسی حاكم است يك مرد همراه همسرش طی ده سال در شهرهای مختلف كشور بگردند و350 دختر نوجوان را بربايند و پس از سرقت دارايی های آنان، مرد به 175 تن از اين دختران تجاوز و آنها را با حال زار ونزار در خيابان و بيابان رها نمايند و سرانجام به طور تصادفی گرفتار و مرد به دار مجازات آويخته شود. حال فكر می كنيد رسانه های خبری ما با اين واقعه ونقل خبر وتحليل آن چه می كردند؟ و به ويژه صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران چگونه آنرا انعكاس می داد؟ و… قطعا اين خبر جای بسيار برجسته ای در رسانه های ايران به ويژه تريبون های جناح راست و اقتدارگرا می يافت و صدا و سيما در بخش های خبری كانالهای مختلف داخلی و خارجی خود بارها آنرا تكرار وتحليل می كرد و البته كمترين نتيحه ای كه می گرفتند، اينكه نظام های متكی بر ليبرال دموكراسی به چه "انحطاط اخلاقی " كه دچار نشده اند و رخداد اين قبيل وقايع (كه به كرات در حال رخ دادن است) نشانه ای از مسير فروپاشی اين نظام هاست وهمانگونه كه آقای احمدی نژاد درنامه به بوش رئيس جمهور آمريكا آورده اند نظام های ليبرال دموكراسی بزودی فرو خواهند پاشيد و…

                    اما متاسفانه اين رخداد در كشور های ينگه دنيا روی نداده و در جمهوری اسلامی ايران اتفاق افتاده است! نمی دانم شما چقدر انعكاس خبر آنرا در رسانه ها رصد كرديد؟ مطبوعات غير راست در حد توان و شرايط بدون هرگونه تحليلی خبر آنرا منتشر كردند، مطبوعات راست تقريبا آنرا ناديده گرفتند، صدا وسيما هم در حد يك خبر معمولی با آن برخورد كرد و در لابلای بقيه اخبار و با كمترين حد ممكن بدان پرداخت و البته در ساير تريبون های جناح حاكم هم هيچ انعكاسی نيافت و در مصاحبه های هفتگی سخنگوی های قوه قضائيه و مجريه نيز هيچ مطلبی در اين باره گفته نشد و هيچ خبر نگاری نيز اين دو را در اين باره مورد سئوال قرار نداد، كه البته در شرايط امروز ايران هيچ جای تعجبی ندارد چرا كه به تعبير برخی علمای دينی (مثل آقای مصباح يزدي) در سال گذشته با حاكميت "دولت اسلامی» خداوند نعمت عظيمی را به ملت ايران ارزانی داشته كه همه ايرانيان و به ويژه متدينين بايد قدر اين نعمت را بدانند و مطالبه و سئوال اضافی از متوليان امور اداره كشور نكنند كه ممكن است به زايل اين نعمت بيانجامد و…

                    آيا آنانی كه چنين رويدادهايی را نشانه نا كارآمدی و در نهايت فروپاشی نظامهای متكی بر ليبرال دموكراسی می دانند و مرتب در رسانه ها روی اين موضوعات مانور می دهند اجازه می دهند همين نوع قضاوت و داوری در مورد نظام حكومتی حاكم برايران هم بشود؟ آيا اينان كه مرتب به ديگران جوالدوز می زنند حاضرند سوزنی هم به خود بزنند؟ و آيا اگر جوهر دين كه همان حاكميت اخلاق و فضائل اخلاقی در يك جامعه و حكومت دينی است غائب باشد و اين جامعه و حكومت هم همانند ديگرجوامع و حكومت ها باشد ديگر سر دادن برخی شعارها و مدعاها و…چه معنايی خواهد داشت؟ و اصلا كدام قوه عاقله ای آنرا خواهد پذيرفت؟ و…همين جا يادآور شوم كه بنده جزء خيالپردازان ومتوهمانی كه فكر می كنند می شود در روی زمين مدينه فاضله يا بهشت ساخت نيستم و از قضا فكر می كنم (براساس تجربيات بشري) آنها كه خواسته اند بر روی زمين بهشت بسازند جز جهنم نساخته اند و بايد بهرآنكس وحكومت كه وعده بهشت زمينی می دهد با ديده شك وترديد نگريست وبدان پشت كرد. آنچه بنده بدان باور دارم وآنرا شدنی می دانم تشكيل حكومت با تكيه بر تحربيات ودستاوردهای تاريخ بشری ودرانطباق با آموزه های دينی است وفكر می كنم جوهر اخلاقی آموزه های دينی می تواند شكل متعالی تری به حكومتهای مردمسالار( با قرائت های مختلف) بدهد وبه ويژه در تحقق عدالت كه بزرگترين گمشده بشری در طول قرون واعصار می باشد ياری رساند.

                    اينكه نظام جمهوری اسلامی ايران جقدر توانسته است كارآمد باشد و به نيازهای معيشتی و زندگی مردم پاسخگو باشد خود بحث مبسوطی را بويژه در مقايسه با ديگر نظامهای سياسی موجود می طلبد اما به نظر من آنچه جمهوری اسلامی ايران را امروز بشدت آسيب پذير و در معرض تهديد قرار داده است "انحطاط اخلاقی» و نزول تدريجی در شاخص هايی است كه می تواند فضائل اخلاقی را در جامعه ما اندازه گيری نمايد. هر چند در كشور ما رسم بر اين نيست كه آمار دقيقی در باره جرم وجنايت و…منتشر شود وحتی صفحه حوادث مطبوعات هم بسيار بهداشتی وتحت نظر منتشر می شوند و حتی بسياری از اتفاقاتی كه ارتباط با مسائل جنسی دارند در درون افراد و خانواده ها و…مكتوم می ماند آما انچه بطور روز مره و در لابلای اخبار رسانه ها در اين باره انتشار می يابند بسيار هشدار دهنده و نگران كننده است و انسان تعجب می كند كه در اين شرايط حكومتگران ما نيرو وتوانشان را متوجه چند گروه و فعال سياسی واجتماعی كرده وفكر می كنند مثلا با بازداشت و زندانی كردن افرادی چون جهانبگلو وموسوی خوئينی و… راه انقلاب مخملين را دارند می بندند! و…يادم می آيد وقتی درماجرای بازداشت وزندانی كردن وبلاگ نويسان پس از 45 روز اجازه دادند با حنيف پسرم در محل زندان اوين ملاقات نمايم، پس از كلی معطلی وعلافی با چه خدم وحشمی حنيف را آوردند گويا دارند يك جانی وجنايتكارو…رابه پای چوبه دار می برند! پس از ملاقات به مسئول دادستانی كه همراه تيم حفاظت آمده بود گفتم برو به مسئولان و بخصوص آقای مرتضوی بگو كه امثال پسر بنده خطر چندانی برای اين نظام ندارند كه اينگونه هزينه از ناحيه او بر بيت المال وارد نمائيد بجای اينكار بايد اين هزينه ها را صرف رفع فقر وبيكاری و…نمائيد، و در انتهای اين مطلب هم همين را ياد آور می شوم كه حكومتگران ما در تشخيص موضوعاتی كه می تواند بقای نظام رابه خطر اندازد دچار خطا شده اند و مكرر درمكرر خطا می كنند وهمچون رژيم گذشته انباشت اين خطا ها خود عامل انقلاب مخملين وچه وچه خواهد شد، در حاليكه خيلی ها خوشحالند كه عوامل انقلاب مخملين را به يند كشيده اند! امروز "انحطاط اخلاقی" همچون خوره دارد جامعه ما را می خورد و اين بدترين انقلاب مخملينی است كه می تواند در يك جامعه دينی با مشخصه های ايران رخ دهد.


                    Comment


                    • پوست خربزه
                      عرب ها
                      زيرپای
                      ايرانی ها
                      حسن الحسينی نماينده مجلس ششم




                      آنچه به لحاظ منافع ملی و مسلمات برای مردم ما حائز اهميت بسيار است فهم و درك صحيح مديران عالی برای اتخاذ تصميمات شايسته و مطابق با مصالح كشور است. زيرا اين مقطع از نقاط عطفی است كه مي‌تواند مجموعه‌ای از فرصت‌ها و تهديدهای بزرگ را به همراه داشته باشد.

                      در اين ميان و بدون نياز به تحليل دقيق موضوع و پيامدهای آن، <اشتياق به دخالت ايران در درگيري‌ها> بيش از هر چيز محسوس و ملموس است. بخشی از نشانه‌ها عبارتند از: ‌

                      1- سمت و سوی تبليغاتی رسانه ملی، مطبوعات دولتی و اظهارات خطبای جمعه و جماعات، سخنان رسمی مسوولان كشور، از جمله سخنان يكی از فرماندهان سپاه پاسداران كه حاكی از اغتنام فرصت برای تسويه‌حساب اساسی با صهيونيست‌ها و آمريكايي‌ها توسط بسيجيان و سپاهيان قدرتمند ايران بود و اظهارات يكی از مراجع عظام كه مورد توجه واقع شدن حكم جهاد دفاعی عليه اسرائيل را متذكر شده بودند و...

                      2 - احساسات تنومند شده و البته مقدس مردمی كه زمينه‌ساز برای دخالت است.

                      -3 ديگر طرف‌های موجود در صحنه از جمله اعراب تمايل دارند تا

                      اولا، با نيابتی دانستن جنگ حزب‌الله و اسرائيل برای اولين گام‌های رويارويی ايران و آمريكا، خود را از صحنه دور نگه دارند.

                      ثانيا، ايران را كه به طور سنتی با توجه به منافع ناهمسو و بعضا متضاد، دشمن مي‌پنداشته‌اند با جنگ ويرانگر ديگری همراه سازند! تا با كاهش قدرت ايران در منطقه، نسبت به پيگيری منافع خود در خاورميانه با مشكلات كمتری روبه‌رو باشند.

                      در اين راستا، حضور كمرنگ سران عرب در نشست اضطراری سران كنفرانس اسلامی كه برای بررسی مسائل مربوط به حمله اسرائيل به لبنان در مالزی تشكيل شد و متاسفانه تنها روساي‌جمهور ايران و اندونزی شركت داشتند و از 57 عضو سازمان تنها نماينده 17 دولت عمدتا غيرعرب شركت نمودند( !!حتی از لبنان و دولت خودگردان فلسطين نيز در حد سران شركت نكردند)! قابل تامل و توجه است.

                      4 - با نگاهی بدبينانه به موضوع، شايد بتوان گفت يكی از اهداف تبليغات غربی و اسرائيلی كه تمركز ويژه‌ای بر غيرقابل كنترل بودن قدرت حزب‌ا... لبنان دارند، به منظور عمده نشان دادن پشتيبانان تسليحاتی - معنوی آن، يعنی ايران و سوريه به عنوان خطرهايی در منطقه و گسترش هدايت‌ يافته درگيري‌ها به اين كشورها است.

                      -5 از سوی ديگر، اجرای طرح خاورميانه بزرگ از طرف بازيگران مربوط، ناظر به شكل‌گيری اتحادهای اقتصادی و سياسی نوين دارد كه گسترده شدن جنگ را محتمل مي‌نمايد. اتحادهايی كه با شكل‌گيری بلوك تازه‌ای از آذربايجان، گرجستان، تركيه و اسرائيل و با تضعيف نقش ايران پيگيری مي‌شود؛ خطوط لوله زيرآبی تركيه و انتقال آب از سرچشمه‌های دجله و فرات به اسرائيل به عنوان هدفی استراتژيك تعقيب مي‌گردد و تغيير مسير ارسال نفت و گاز آسيای مركزی به سوی شرق مديترانه به منظور صدور مجدد به آسيا، كه به تضعيف نقش روسيه در آسيای مركزی و محروم كردن چين از منابع نفتی آسيای مركزی مي‌انجامد از فعاليت‌های در دست اقدام است.

                      از اين رو، به نظر مي‌رسد اشتياق &#171;كشيده شدن پای ايران به جنگ&#187; با تامين منافع بسياری از كشورها در منطقه همخوانی دارد. از سوی ديگر، مشخص است كه گسترش جنگ به ايران، بيش از آنكه با منافع كشور سازگار باشد با خواست اسرائيل و آمريكا و كشورهای عربی تطبيق دارد.

                      با توجه به مراتب فوق، تجديد نظر در &#171;سياست اشتياق به دخالت در درگيری&#187; در داخل كشور و بين مسوولان امر، نه ‌تنها با منافع ملی سازگارتر است، كه برای جلوگيری از زيان‌های غيرقابل محاسبه ضروری است. چرا كه جنگ در شرايط انزوای نسبی بين‌المللی و وجود پايگاه‌های گسترده ايالات متحده در منطقه و شرايط خاص كشور كه مي‌تواند مقدمه صدور فرمان شورای امنيت سازمان ملل برای اقدامات ديكته شده باشد، نمي‌تواند به عنوان بهترين گزينه مطرح گردد.(روزنا)


                      Comment


                      • اخطار نومحافظه كاران امريكا به بوش:
                        يا سراغ ايران می رويد
                        و يا رئيس جمهوری شكست خورده ايد




                        هنگامی كه اسرائيل ربودن دو سرباز اسرائيلی را با حملات هوائی عليه فرودگاه لبنان، جاده ها، پمپ بنزين ها، فانوس های دريائی، پل ها، اتوبوس ها، مناطق مسكونی و نيروگاه ها پاسخ داد، ما كه عقلانيت واخلاق را در رابطه با عملكرد نظامی اسرائيل مطرح كرديم به ضد اسرائيل و ضد يهود متهم شديم. اما بالاخره ثابت شد كه حق با ما بود. حتی ژنرال های ارتش اسرائيل در محافل خصوصی از اين خشمگين اند كه اسرائيل به گونه ای احمقانه جنگيد و جنگ را باخت.

                        اهوت اولمرت كه به "دان هالوتص" رئيس ستاد ارتش چراغ سبز نشان داد تا با حملات هوائی شوك و حيرت ايجاد كند، نمی تواند كشورش را از فاجعه ای اخلاقی، سياسی و استراتژيك كه با آن روبرو شده نجات دهد. درحاليكه نيروی هوائی اسرائيل لبنان را درهم می كوبيد، حزب الله سه هزار موشك به طرف اسرائيل شليك كرد و در مقابل حملات زمينی اسرائيل به مقابله برخاست. زمانی كه ارتش اسرائيل، پس از گذشت يك ماه سرانجام نيروهای زمينی اش را به مقابله با دشمن اصلی، يعنی حزب الله فراخواند، ديگر صدمه اساسی ای به شهرتش به عنوان يك ملت جنگجو و طرفدار اخلاقيات وارد آمده بود.

                        جنگ كه شروع شد، مصر، عربستان سعودی، اردن و بحرين حزب الله را محكوم و دولت لبنان را مسبب اصلی جنگ قلمداد كرد. اما پس از دفاع و مقاومت جانانه حزب الله، در حاليكه اسرائيل لبنان را خُرد كرده بود مردم كشورهای عربی به خيابان ها ريختند و از نصرالله حمايت كردند. رژيم های عربی چاره ای جز فرمانبرداری از مردمانشان نداشتند.

                        بازندگان؟

                        لبنان بعنوان يك بازنده، بيش از هزار كشته، هزاران نفر زخمی و يك ميليون آواره به علاوه زير ساخت های نابود شده و كشوری كه بيست سال به عقب برگشت بشمار می رود. اگر دولت لبنان سقوط كند و يا لبنان به كشوری شكست خورد تبديل شود، آن وقت مصيبتی حتی عظيم تر برای لبنانی ها، برای اسرائيل و برای خاورميانه خواهد بود، چرا كه در اينصورت نيروی سياسی و نظامی لبنان از دست "سينيورا" نخست وزير لبنان خارج و به حزب الله و حسن نصرالله منتقل خواهد شد.

                        وليد جنبلاط منتقد سرسخت حزب الله و متحدش "سوريه" گفته است "حسن نصرالله" از نظر سياسی و نظامی به رهبری مانند ناصر تبديل شده است.



                        بازنده ديگر اسرائيل و شخص اولمرت است كه جنگ لبنان را براه انداخت. "آری شاويت" در روزنامه "ها آرتص" می نويسد:

                        "تكبر و نخوت حد و حدودی دارد. شما نمی توانيد ملتی را در جنگ رهبری كنيد و به آنها قول پيروزی بدهيد و با شكستی تحقير آميز همچنان بر سر قدرت باقی بمانيد. شما نمی توانيد 120 اسرائيلی را به گورستان ها روانه كنيد، يك ميليون اسرائيلی را برای مدت يكماه در پناهگاه ها حبس كنيد، قدرت بازدارنده را تضعيف كنيد، به جنگ تمام عيار نزديك شويد و سپس بگوئيد: ببخشيد، ما اشتباه كرديم"

                        "والمرات" و "هالوتص" روانه تاريخ خواهند شد. رژيم حزب "كاديما" سقوط خواهد كرد. از حالا نيروهای چپ و راست دراين حزب به فكر انشعاب افتاده اند. اين واقعيت ها به چه معناست؟

                        به اين معنا كه سياست های يكجانبه شاورن- والمرت در باز پس دادن بخش هائی از سرزمين های اشغال متوقف خواهد شد. خودمختاری فلسطينی ها به رهبری حماس كه نتيجه آزادترين و عادلانه ترين انتخابات در فلسطين بوده است بدنبال تحريم غذائی از سوی اسرائيل و بمباران بی وقفه نوار غزه كه 150 فلسطينی را به كام مرگ فرو برده است ديگر محلی از اعراب نخواهد داشت. رژيم تازه اسرائيل نه تنها سرزمين های بيشتری را ترك نخواهد گفت، بلكه آبادی نشين ها را ديگر تخليه نخواهد كرد. علاوه بر اين زمين های بيشتری در اوشليم به فلسطينی ها واگذار نخواهد شد و از اين پس مذاكره ای با حكومت خود مختار فلسطين به رهبری حماس يا سازمان آزاديبخش فلسطين كه قادر به خلع سلاح حماس نيست صورت نخواهد گرفت. ما عملا به نوعی از بن بست رسيده ايم، چرا كه نه جورج بوش و نه كنگره امريكا به اسرائيل فشار وارد نخواهند كرد تا تغييری در سياست های خود اعمال كند.



                        آمريكا بازنده ديگر جنگ لبنان است



                        امريكا پيشاپيش از برنامه حمله اسرائيل به لبنان و احتمال نابودی حزب الله آگاه بود و آن را تائيد كرد. حتی وقتی كه اولمرت حملات هوائی بر عليه لبنان را آغاز كرد نه تنها بوش از وی حمايت بعمل آورد بلكه حملات اسرائيل به اهداف غير نظامی را ناديده گرفت و از آن بدتر ارسال بمب های هوشمند را برا ی اسرائيل آغاز و از نفوذ امريكا در سازمان ملل برای آتش بس زودرس جلوگيری كرد. به اين ترتيب بوش- چينی از لحظات اخلاقی و سياسی در مقابل آنچه كه بر عليه دولت دمكراتيك لبنان صورت گرفت مقصر می باشند.

                        دولتی كه زائيده "انقلاب سرد" بود و بوش آنرا انقلابی قهرمانانه خطاب كرده بود. دراين مورد كنگره امريكا با بوش هم آوائی سردارد. بنابراين بوش از زير ضربه خارج خواهد شد. با اين همه از مراكش تا كشورهای خليج ( فارس) هيچ دولتی مقدم او را خوشآمد نخواهد گفت وهيچيك از اين كشورها محل امنی برای وی نخواهند بود.

                        چه حاصلی از اين امر نصيب ما خواهد شد؟ با ناكامی اسرائيل در رسيدن به اهداف استراتژيك خود در لبنان و شكست امريكا در دستيابی به اهداف استراتژيك در عراق، نصرالله بعنوان پيروز قلمداد می شود و سوريه و ايران مصون از هر نوع آسيب و همچنان كينه ورز. اما اتفاق بعدی چه خواهد بود؟ اين مسئله واضح بنظر می رسد.

                        با حزب جنگی ما كه بخاطر سياست های شكست خورده در عراق و لبنان بی اعتبار شده است، زمزمه ای در خواهد گرفت براين اساسی كه بوش بايد به سراغ "سرچشمه و ريشه اصلی" مشكلات ما برود كه ايران است. تنها از اين طريق است كه حزب جنگی ما می تواند خود و اسرائيل را از اجبار در درگيری در دو جنگ غير ضروری و نابود كننده رهائی بخشد و چنين است كه كوبيدن بر طبل جنگ بر عليه ايران آغاز شده است.

                        ويكلی استاندار در مقاله اساسی اش نوشته است: "خطر همچنان از خارج اعمال می شود. چگونگی برخورد بوش با سياست های حمايت از تروريسم و تعليق توليد سلاح های هسته ای درايران آزمايش دولت امريكا خواهد بود. آزمايشی نهائی."

                        بوش از سوی نو محالظه كاران و حزب جنگی كه همه كار كرده مگر نابودی رياست جمهوری، اخطار گرفته است:

                        آقای رئيس جمهور! يا ايران را سركوب می كنيد و يا تبديل به رئيس جمهور شكست خورده خواهيد شد. خدا به داد جمهويت ما برسد اگر رئيس جمهور همچنان به حرف های اين آدم ها گوش كند.

                        *Pat Buchanan از كانديداهای حزب جمهوريخواه امريكا كه دو بار بخت خود را دراين زمينه امتحان كرده است


                        Comment


                        • رايس:
                          سود سياسی حزب‌الله موقتی است!




                          كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا قطعنامه‌ی آتش بس در لبنان را ضربه‌ای استراتژيك به ايران و سوريه ارزيابی كرد و مدعی شد ايران و سوريه خواهان ادامه جنگ بودند. رايس درپاسخ به تبليغاتی كه پيرامون پيروزی حزب الله لبنان می شود گفت: هر سود سياسی احتمالی كه حزب‌الله در جنگ با اسرائيل بدست آورده باشد موقت و كوتاه مدت خواهد بود. رايس درباره خلع سلاح حزب الله لبنان نيز گفت: اين امر بر عهده لبناني‌هاست نه سازمان ملل؛ اما نيروهای بين‌المللی تا حدی كه مي‌توانند كمك می كنند. اگر حزب الله از زمين گذاشتن سلاح خود داری كند به انزوای خويش در منطقه كمك كرده است.

                          نيروهای مسلح لبنان با كمك نيروهای جديد بين المللی كه با آموزش ها و سلاح های مدرن تر در جنوب لبنان مستقر خواهند شد از فعاليت های نظامی گروه‌هايی نظير حزب‌الله جلوگيری خواهند كرد. همزمان با استقرار اين نيروها، اسراييل از خطوط آبی عقب نشينی خواهد كرد و آتش بس دايمی قوت خواهد گرفت. قطعنامه آتش بس در جنگ لبنان برخلاف آنچه تاكنون در جنگ ها مرسوم بود، قطعنامه ايست كه حاكميت دولت يك كشور را تائيد می كند. نه نيروی خارجی تائيد شده و نه حاكميت يك كشور نفی، بلكه بر حاكميت دولت مستقل لبنان تاكيد شده است. چنين اجماع بين‌المللی دهه‌ها مورد تصديق قرار گرفته بود اما هيچ گاه محقق نشده بود.


                          Comment


                          • عبدالله شهبازی:
                            منتظردو حادثه غافلگيركننده
                            تا سپتامبر درايران و اسرائيل
                            1- ايجاد يك رويداد بزرگ تروريستی و ضد بشری دربيت المقدس
                            2- حمله پيشگيرانه به ايران به بهانه جلوگيری از حمله اتمی ايران به اسرائيل




                            برنارد لوئيس، استاد دانشگاه پرينستون، با انتشار مقاله‌ای در وال‌استريت ژورنال (8 اوت 2006) مدعی شد كه 22 اوت 2006 (31 مرداد 1385) زمان مناسبی است كه اسرائيل مورد حمله اتمی ايران قرار گيرد.

                            لوئيس با اين پيش‌فرض تحليل خود را آغاز كرد كه گويا ايران مجهز به سلاح اتمی است. حمله مستقيم به ايالات متحده آمريكا كمتر مورد توجه ايران است ولی &#171;اسرائيل هدفی نزديك‌تر و آسان‌تر&#187; به‌شمار مي‌رود. عمليات تخريبی عليه آمريكا از طريق مجهز كردن تروريست‌ها به بمب، انجام می شود ولی در مورد اسرائيل بمباران هوايی مستقيم آن توسط ايران در نظر گرفته شده است.

                            برنارد لوئيس شخصيت آكادميك نامداری است و برجسته‌ترين چهره علمی و دانشگاهی يهودی زنده در حوزه اسلام‌شناسی و مطالعات خاورميانه به‌شمار مي‌رود.

                            عبدالله شهبازی از معدود محققان كنونی جمهوری اسلامی كه به اسناد و اطلاعات مهم دسترسی دارد در مقاله ای تحليلی پيرامون نوشته برنادر لوئيس نوشت:

                            احتمالاً مسئله فراتر از جنگ روانی است و به اين دليل پروژه فوق با برنارد لوئيس كليد خورده است. نئوكان‌ها پس از اشغال عراق در تدارك تهاجم نظامی به ايران بودند. اين همان طرحی است كه سيمور هرش، تحليل‌گر سرشناس يهودی- آمريكايی، در 17 آوريل 2006 در نشريه نيويوركر عنوان كرد. فروپاشی اسطوره شكست‌ناپذيری اسرائيل و بهم‌ريزی توازن قوا در منطقه هم‌اكنون اين طرح را ضرور و عاجل كرده است. مصاحبه مطبوعاتی 14 اوت جرج بوش مؤيد اين فرضيه است. بوش در مصاحبه مطبوعاتی فوق از &#171;جنگ جهانی عليه تروريسم&#187; سخن گفت و اعلام كرد كه آمريكا در موضع تهاجمی قرار خواهد گرفت.



                            محتمل است كه دولت بوش، با استناد به &#171;اعتبار آكادميك&#187; برنارد لوئيس، مدعی پيشگيری از حمله اتمی ايران به اسرائيل در 22 اوت شود و قبل از آن تهاجم نظامی- هوايی محدودی را به ايران آغاز كند. و نيز محتمل است كه در 22 اوت فاجعه‌ای ضدبشری عليه شهروندان يهودی و مسيحی و مسلمان در بيت‌المقدس انجام گيرد و ايران به عنوان عامل آن معرفی شود. در اين صورت، برنارد لوئيس در كسوت &#171;نوستراداموس دوّم&#187; ظاهر خواهد شد و &#171;اعتبار&#187; بيشتر كسب خواهد كرد؛ انديشمندی كه &#171;آينده شناس&#187; نيز هست! بايد در مقابل چنين احتمالاتی بيدار بود و افكار عمومی جهانيان را در قبال چنين طرح‌های شيطانی هشيار كرد.(حيرت آور است كه احمد خاتمی امام جمعه جديد و موقت تهران و عضو شورای نگهبان و مجلس خبرگان رهبری 3 شنبه گذشته، دقيقا در راستای همين توطئه اعلام كرد: می توانيم با موشك های ميان برد تل آويو را بزنيم!)


                            Comment


                            • امريكا و انگلستان
                              رد مذاكره اتمی با ايران
                              تا قبول قطعنامه شورای امنيت




                              آمريكا و انگلستان مشتركا هر نوع مذاكره با جمهوری اسلامی بر سر پرونده اتمی ايران را موكول به پس از اجرای قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل كردند. بموجب اين قطعنامه می بايست غنی سازی اورانيوم و فعاليت توليد آب سنگين در نطنز تا 31 اوت متوقف شود. پيش تر منوچهر متكی وزير خارجه جمهوری اسلامی برای ادامه مذاكرات اتمی و حتی بر سر غنی سازی كرده بود كه امريكا و انگلستان آن را رد كردند. آمريكا حرف های متكی را سخنان تكرار اعلام كرده و در ارزيابی از آن اعلام داشت:

                              در يك ماه گذشته پيام‌های متفاوتی از سوی ايران فرستاده شده، ما به اظهارات دوره‌ای توجه نمي‌كنيم بلكه پاسخ رسمی ايران به قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل برای ما مهم است. اگر ايران قطعنامه 1696 شورای امنيت را نپذيرد بايد منتظر اعمال تحريم‌های اقتصادی و سياسی باشد.



                              Comment


                              • مذاكرات وزير خارجه ج.ا در تركيه
                                برای رهائی هواپيماهای توقيف شده ايران



                                خبرگزاری فرانسه پنجشنبه گذشته، با انتشار گزارشی پيرامون پائين كشيده شدن دو هواپيمای باری ايران در تركيه، خبر اختصاصی منتشره در پيك نت 21 مرداد را تائيد كرد. ( http://www.peiknet.com/1385/08mordad/21/index21.htm )

                                خبرگزاری فرانسه از تركيه گزارش داد: اخيراً دو هواپيمای باری ايران كه به مقصد سوريه در حال پرواز بودند در آسمان تركيه مجبور به فرود اجبار شده و به اتهام حمل راكت و ديگر تجهيزات نظامی برای سوريه و حزب‌الله لبنان مورد بازرسی قرار گرفتند.

                                روزنامه پرتيراژ حريت چاپ تركيه نوشت: ارتش تركيه در 27 جولای (5 مرداد) و 8 اوت (17 مرداد) دو هواپيمای ايرانی را در شهر دياربكر در جنوب شرقی تركيه مجبور به فرود كرده و برای يافتن تسليحات نظامی مورد بازرسی قرار داد.

                                با انتشار اين اخبار، اكنون مشخص شده است كه سفر ناگهانی و دو روزه منوچهر متكی وزير خارجه جمهوری اسلامی به تركيه نيز در ارتباط با توقيف دو هواپيمای ايرانی بوده است.

                                يك مقام امنيتی اسرائيل به خبرگزاری رويتر گفت: اسرائيل از تركيه خواسته‌ تا تمام اقدامات لازم برای جلوگيری از انتقال سلاح از ايران برای حزب‌الله و از طريق سوريه را انجام دهد. سرنوشت تحريم تسليحاتی حزب‌الله بدست تركيه است زيرا دولت اردن در حال حاضر از ورود هواپيماهای ايرانی به حريم هوايی اين كشور جلوگيری می كند و نيروهای آمريكايی نيز مسير عراق را مسدود كرده‌اند.

                                مقامات اسرائيلی ادعا مي‌كنند كه بين 75 تا 80 درصد موشك‌های دوربرد حزب‌الله نابود شده است.


                                Comment

                                Working...
                                X