جهانى شدن و امنيت ملى
آنچه قابل بررسى است, صرفا به تإثير فرآيند جهانى شدن بر امنيت ملى مربوط نمى شود; بلكه نگرش به امنيت ملى در متن و قلمرو جهانى شدن است; قلمروى كه همه يا برخى از ابعاد پديده ها, از جمله امنيت ملى را در بر گرفته و امكان جايگزينى مفاهيم جهانى مانند: اقتصاد جهانى, فرهنگ جهانى و امنيت جهانى را به جاى اقتصاد ملى, فرهنگ و امنيت ملى هر چه بيش تر فراهم ساخته است.
در حال حاضر از طريق فرآيند جهانى شدن, بهتر مى توان, تحولات و تغييرات ملى, منطقه اى و بين المللى را توصيف و تحليل نمود. فرآيندى كه كما بيش تمام قلمروهاى سياسى, فرهنگى, اقتصادى, امنيتى را در سطوح مختلف در بر گرفته و همه كشورهاى كوچك و بزرگ از پيامدهاى آن متإثر هستند.(1) اين فرآيند نه تنها زمينه ساز همانند شدن جهانى; بلكه از عوامل تشديد كننده هويت هاى قومى و ملى نيز محسوب مى شود. از سوى ديگر, پيامدهاى متعارض جهانى شدن, باعث چالش هاى اساسى در فرهنگ, اقتصاد, سياست و امنيت ملى كشورها گرديده و فرصت هاى نوينى را نيز براى بازشناسى ارزش ها, هويت ها, مرزها و امنيت ملى فراهم نموده است. در عصرى كه انفجار اطلاعات, كامپيوتر و اينترنت و جهانى شدن از مختصات آن است, مطالعه امنيت ملى بدون لحاظ فرآيندها و وضعيت هاى موجود, امكان پذير نيست. آنچه قابل بررسى است, صرفا به تإثير فرآيند جهانى شدن بر امنيت ملى مربوط نمى شود; بلكه نگرش به امنيت ملى در متن و قلمرو جهانى شدن است; قلمروى كه همه يا برخى از ابعاد پديده ها, از جمله امنيت ملى را در بر گرفته و امكان جايگزينى مفاهيم جهانى مانند: اقتصاد جهانى, فرهنگ جهانى و امنيت جهانى را به جاى اقتصاد ملى, فرهنگ و امنيت ملى هر چه بيش تر فراهم ساخته است.
اگر از حيطه مفهوم سنتى امنيت ملى كه ناظر بر فقدان خطر و آسودگى از حملات نظامى دشمن است, خارج شده و به مفهوم جديد امنيت ملى ملتزم شويم, آن گاه گستره پيوند عميق امنيت در ابعاد اقتصادى, فرهنگى, سياسى, دفاعى و... با جهان خارج به روشنى محقق مى شود. هر چند در مفهوم نوين امنيت ملى, تعاريف متعددى ارائه شده است; اما همچنان امنيت ملى قبل از همه, مقوله اى ذهنى و ارزشى باقى مانده است. والترليپمن(2) و تراگر(3) امنيت ملى را حفظ ارزش هاى حياتى جامعه ذكر كرده اند. در اين صورت, جهانى شدن ارزش ها و رسوخ آن در مرزهاى ملى و قرار گرفتن آن در فرآيند جامعه پذيرى, مى تواند در قالب تعارض يا همگنى با امنيت ملى ظاهر شود. مطالعه چگونگى اين تلاقى و تإثير يك جانبه يا تإثير متقابل نابرابر جهانى شدن و امنيت ملى, هدف مقاله حاضر است. براى اين منظور ضمن بيان مفهوم جهانى شدن, از دو مفهوم جامعه پذيرى و آسيب پذيرى جهت فهم چگونگى رابطه جهانى شدن و امنيت ملى بهره مى گيريم. در اين حالت, جامعه پذيرى, ناظر برفرآيندهاى پذيرش و انتقال ارزش هاى حياتى و آسيب پذيرى, به محدوديت ها و موانع حفظ ارزش هاى حياتى و امنيت ملى مربوط مى شود.
مفهوم جهانى شدن(4)
درباره مفهوم جهانى شدن, اتفاق نظر وجود ندارد. گاهى جهانى شدن, به كوچك شدن جهان و زمانى به رفتارها و ارزش هاى مشابه جهان شمول اطلاق مى شود. از ديدگاه روزنا, (جهانى شدن, فرآيندى است كه در وراى مرزهاى ملى گسترش يافته و افراد, گروه ها, نهادها و سازمان ها را به انجام رفتارهاى يكسان, يا شركت در فرآيندها, سازمان ها يا نظام هاى فراگير و منسجم وامى دارد.(5) در تعريفى ديگر,
(جهانى شدن, عبارت از گسترش روابط و پيوندهاى گوناگون بين دولت ها و جوامعى كه نظام نوين جهانى را شكل مى دهند,[ مى باشد]. فرآيندهايى كه بنابر آنها, رخدادها, تصميم ها و فعاليت ها در يك بخش از جهان مى تواند پيامدهاى مهمى براى افراد و جوامع بخش كاملا مجزايى از جهان در برداشته باشد)(6)
از طرفى, بين جهانى شدن و يكپارچگى جهانى(7) تفاوت وجود دارد.
(يكپارچگى جهانى, به وضعيت و شرايطى اطلاق مى شود كه در آن, تمامى شش ميليارد نفر مردم جهان, با محيط و نقش خود به عنوان شهروندان و مصرف كنندگان يا توليد كنندگان (جهانى), ارزش هاى مشتركى را دارا بوده و نفع خود را در اقدام جمعى براى حل مشكلات مشترك خويش جست و جو مى نمايند.)(
بر اساس تعاريف فوق, جهانى شدن, زمينه ساز يكپارچگى جهانى مى باشد.
1 ـ جامعه پذيرى(9)
الف: مفهوم جامعه پذيرى
(جامعه پذيرى به مراحلى گفته مى شود كه شخص در آن مراحل, خصوصيات مناسب مورد نيازش را براى عضويت در جامعه به دست مىآورد كه مهم ترين خصوصيات, شناخت از خود به عنوان يك موجود استوار اجتماعى است كه به وسيله هنجارها, نقش ها و روابط با ديگران, هدايت مى شود.)(10)
در تعريفى ديگر, جامعه پذيرى, فرآيندى است كه به وسيله آن, فرد راه ها, افكار, معتقدات, ارزش ها, الگوها و معيارهاى فرهنگى خاص خود را ياد مى گيرد و آنها را جزء شخصيت خويش مى نمايد.(11)
جامعه پذيرى در تمام زمينه ها انجام مى گيرد. آن بخش از جامعه پذيرى كه به طرز تلقى و روابط سياسى فرد با جامعه و نظام سياسى مربوط مى شود, جامعه پذيرى سياسى ناميده مى شود.
(جامعه پذيرى سياسى, فرآيند مستمر يادگيرى است كه به موجب آن, افراد ضمن آشنا شدن با نظام سياسى از طريق كسب اطلاعات و تجربيات, به وظايف, حقوق و ارزش هاى خويش خصوصا وظايف سياسى در جامه پى مى برند. در اين فرآيند, ارزش ها, ايستارها, نهادها و اعتقادات و آداب و رسوم از جمله مسائل سياسى, از نسلى به نسل ديگر انتقال مى يابد).(12) در اين فرآيند, فرهنگ سياسى جامعه شكل گرفته, حفظ شده و انتقال مى يابد.
اگر مهم ترين كار ويژه هاى جامعه پذيرى را الگوسازى, انتقال فرهنگ و ارزش ها و ايجاد ثبات و امنيت ملى بدانيم, فرآيند جامعه پذيرى تحت تإثير دو دسته از ارزش ها قرار مى گيرد, ارزش هايى كه از سطح جهانى شدن و ارزش هايى كه از سطح ملى و محلى شدن سرچشمه مى گيرد.
ب: جهانى شدن و ارزش ها
رسانه ها را مى توان مهم ترين ابزار جهانى شدن ارزش ها دانست رسانه ها از يك جهت منعكس كننده ارزش ها و هنجارهاى جامعه بوده و از طرفى, در ايجاد ارزش ها و هنجارهاى نوين و ترويج ارزش هاى يكسان يا مشابه, نقش موثرى ايفا مى نمايند.
رسانه هاى جمعى كه شرام از آن به عنوان دروازه بانان عقايد نام مى برد(13), با قدرت بسيار گسترده اى كه در اختيار دارند, مى توانند نوع خاصى از ارزش ها را در فرآيند جامعه پذيرى به ذهن انسان ها القا نمايند. ميزان موفقيت رسانه ها در جهانى كردن ارزش ها, به نوع وسيله ارتباطى مربوط مى شود. شايد بتوان نظام هاى ارتباطى را به دو طريق, موجد گرايش هاى ارزشى دانست:
(گروهى از ارزش ها به ساختار نظام ارتباطى متعلقند و لاجرم در كار ويژه هاى اجتماعى و محتواى پيام آن, منعكس مى شوند. اين گونه ارزش ها را در پاسخ به سوالاتى از اين قبيل مى توان يافت; آيا نظام يكسويه است يا دو سويه؟ آيا امكان باز خورد و ارتباط چند جانبه را فراهم مى كند؟ تا چه اندازه از كشش ها و فشارهاى سياسى و اقتصادى مصون است؟ تا چه حد جواب گوى علايق و عقايد متفاوت جامعه است؟ دومين گروه از ارزش ها به جريان پيام در داخل نظام ارتباطى مربوط مى شود; يعنى معيار و هنجارى كه انتخاب و تنظيم پيام ها, بر اساس آن استوار است)(14)
شايد بتوان فرآيند جريان يك سويه اطلاعات را زمينه مناسبى براى جهانى شدن فرهنگ, ارزش ها, سياست, اقتصاد و امنيت دانست. در اين فرآيند, بسيارى از زمينه هاى مربوط به خبر, خبررسانى, معيارهاى انتخاب خبر, حق تخصيص موج به صورت يكسويه و برخلاف جريان آزاد و متوازن انجام مى گيرد. اين جريان را مى توان به عنوان يكى از بسترهاى جامعه پذيرى و موثر بر امنيت ملى نيز ذكر كرد. كازينو در اين زمينه مى گويد:
(سيلاب اطلاعاتى كه به وسيله رسانه هاى همگانى جارى مى شود, به تدريج تمامى جامعه را در خود غرق مى كند و افراد هم كه خواهى نخواهى در اين جو اطلاعاتى تنفس مى كنند, از اين اطلاعات تغذيه مى كنند و به تدريج در جريان امور قرار مى گيرند و اين اطلاعات را براى سايرين باز گو مى نمايند. حتى اگر فقط بعضى از آنها را هم باور كنند, باز مجبور مى شوند با مسائل سياسى روز درگير شوند, تمام اين عوامل هر چند نامحسوس و مبهم, بر رفتار ما اثر مى گذارد; ولى اثر آنها آن قدر آرام و بطئى است كه نمى توان القاى فكر به صورت خشن آن تلقى كرد. براى مثال, اگر اعمال و رفتار و گفته هاى خود را تحت نظر بگيريم, مشاهده خواهيم كرد كه اگر تماشاگر تلويزيون نبوديم, اين عقايد را نداشتيم, لذا از برخى عقايد دست برداشته ايم. در بسيارى از موارد, اين عقيده ما نيست كه رفتار ما را تعيين مى كند; بلكه رفتار ماست كه عقيده اى را در ما به وجود مىآورد.)(15)
مهم ترين تإثير رسانه ها در شكل دهى به ارزش ها و تصاوير ذهنى كودكان ظاهر مى شود. بر اساس نظريه يادگيرى(16), ذهن انسان همانند لوح سفيدى است كه در ارتباط با محيط ساخته مى شود. در دوران كودكى و نوجوانى, رسانه ها از طريق (نقش هاى تفريحى, خبرى, آموزشى و همگن سازى خود)(17), كودك را در فرآيند جامعه پذيرى ارزش هاى واحد قرار مى دهند. اين ارزش ها غالبا حاوى پيام هاى غير بومى و زمينه ساز جهانى شدن ارزش ها مى باشند.
(كارشناسان اذعان دارند كه كارتون ها و نقاشى هاى متحرك از جذاب ترين برنامه ها هستند و شخصيت كودك را مى سازند, كمپانى هاى غربى از طريق همين كارتون ها, فرهنگ غرب را منتقل مى كنند و به دليل رابطه عاطفى قهرمانان با كودكان, تإثير تربيتى عميقى دارند.)(1
ب: محلى شدن و ارزش ها(19)
محلى شدن در مقابل جهانى شدن قرار دارد. در حالى كه در جهانى شدن, محدوديت براى گسترش ارزش هاى مشابه كم رنگ مى شود; در محلى شدن, بر رفتارهاى افراد, گروه ها و نهادها بر حسب ارزش هاى مربوط, به قلمرو محدود تاكيد مى گردد.(20) در محلى شدن, مرزها, هويت قومى و بومى تقويت شده و ارزش هايى كه از اين سطح ناشى مى شود, به فرهنگ, اعتقادات و باورهاى بومى معطوف مى گردد. در اين سطح, مهم ترين كارگزار جامعه پذيرى و حفظ و انتقال فرهنگ از يك نسل به نسل ديگر و هدايت ارزش ها, خانواده است. خانواده به لحاظ نوع رابطه عاطفى خود, مهم ترين نقش را در جامعه پذيرى فرد ايفا مى نمايد; اما اثر گذارى خانواده در همه وضعيت ها يكسان نيست; بلكه به نوع ساختار, نوع رابطه و نقش خانواده در جامعه بر مى گردد. در يك طبقه بندى, خانواده را به (خانواده باز و بسته, خانواده بهنجار و نابهنجار, خانواده متعهد و نامتعهد تقسيم نموده اند)(21) و انواع روابط درون خانواده را در چهار دسته, دمكراتيك, استبدادى, پذيرنده و طرد كننده ذكر كرده اند)(22) با وجود اين, جايگاه و نقش خانواده در جامعه پذيرى از اهميت فزاينده اى برخوردار است. در جوامعى كه نهاد خانواده پايدار بوده و داراى استحكام لازم باشد, نقش كارگزارى خانواده افزايش مى يابد و جامعه كم تر تحت تإثير ناامنى و ناهنجارىهاى اجتماعى قرار مى گيرد; اما در جوامعى كه نهاد خانواده بنيانى ندارد, جامعه بيش تر تحت تإثير كارگزارىهاى ثانويه به ويژه رسانه هاى گروهى و فرآيند جهانى شدن قرار خواهد داشت.
آنچه قابل بررسى است, صرفا به تإثير فرآيند جهانى شدن بر امنيت ملى مربوط نمى شود; بلكه نگرش به امنيت ملى در متن و قلمرو جهانى شدن است; قلمروى كه همه يا برخى از ابعاد پديده ها, از جمله امنيت ملى را در بر گرفته و امكان جايگزينى مفاهيم جهانى مانند: اقتصاد جهانى, فرهنگ جهانى و امنيت جهانى را به جاى اقتصاد ملى, فرهنگ و امنيت ملى هر چه بيش تر فراهم ساخته است.
در حال حاضر از طريق فرآيند جهانى شدن, بهتر مى توان, تحولات و تغييرات ملى, منطقه اى و بين المللى را توصيف و تحليل نمود. فرآيندى كه كما بيش تمام قلمروهاى سياسى, فرهنگى, اقتصادى, امنيتى را در سطوح مختلف در بر گرفته و همه كشورهاى كوچك و بزرگ از پيامدهاى آن متإثر هستند.(1) اين فرآيند نه تنها زمينه ساز همانند شدن جهانى; بلكه از عوامل تشديد كننده هويت هاى قومى و ملى نيز محسوب مى شود. از سوى ديگر, پيامدهاى متعارض جهانى شدن, باعث چالش هاى اساسى در فرهنگ, اقتصاد, سياست و امنيت ملى كشورها گرديده و فرصت هاى نوينى را نيز براى بازشناسى ارزش ها, هويت ها, مرزها و امنيت ملى فراهم نموده است. در عصرى كه انفجار اطلاعات, كامپيوتر و اينترنت و جهانى شدن از مختصات آن است, مطالعه امنيت ملى بدون لحاظ فرآيندها و وضعيت هاى موجود, امكان پذير نيست. آنچه قابل بررسى است, صرفا به تإثير فرآيند جهانى شدن بر امنيت ملى مربوط نمى شود; بلكه نگرش به امنيت ملى در متن و قلمرو جهانى شدن است; قلمروى كه همه يا برخى از ابعاد پديده ها, از جمله امنيت ملى را در بر گرفته و امكان جايگزينى مفاهيم جهانى مانند: اقتصاد جهانى, فرهنگ جهانى و امنيت جهانى را به جاى اقتصاد ملى, فرهنگ و امنيت ملى هر چه بيش تر فراهم ساخته است.
اگر از حيطه مفهوم سنتى امنيت ملى كه ناظر بر فقدان خطر و آسودگى از حملات نظامى دشمن است, خارج شده و به مفهوم جديد امنيت ملى ملتزم شويم, آن گاه گستره پيوند عميق امنيت در ابعاد اقتصادى, فرهنگى, سياسى, دفاعى و... با جهان خارج به روشنى محقق مى شود. هر چند در مفهوم نوين امنيت ملى, تعاريف متعددى ارائه شده است; اما همچنان امنيت ملى قبل از همه, مقوله اى ذهنى و ارزشى باقى مانده است. والترليپمن(2) و تراگر(3) امنيت ملى را حفظ ارزش هاى حياتى جامعه ذكر كرده اند. در اين صورت, جهانى شدن ارزش ها و رسوخ آن در مرزهاى ملى و قرار گرفتن آن در فرآيند جامعه پذيرى, مى تواند در قالب تعارض يا همگنى با امنيت ملى ظاهر شود. مطالعه چگونگى اين تلاقى و تإثير يك جانبه يا تإثير متقابل نابرابر جهانى شدن و امنيت ملى, هدف مقاله حاضر است. براى اين منظور ضمن بيان مفهوم جهانى شدن, از دو مفهوم جامعه پذيرى و آسيب پذيرى جهت فهم چگونگى رابطه جهانى شدن و امنيت ملى بهره مى گيريم. در اين حالت, جامعه پذيرى, ناظر برفرآيندهاى پذيرش و انتقال ارزش هاى حياتى و آسيب پذيرى, به محدوديت ها و موانع حفظ ارزش هاى حياتى و امنيت ملى مربوط مى شود.
مفهوم جهانى شدن(4)
درباره مفهوم جهانى شدن, اتفاق نظر وجود ندارد. گاهى جهانى شدن, به كوچك شدن جهان و زمانى به رفتارها و ارزش هاى مشابه جهان شمول اطلاق مى شود. از ديدگاه روزنا, (جهانى شدن, فرآيندى است كه در وراى مرزهاى ملى گسترش يافته و افراد, گروه ها, نهادها و سازمان ها را به انجام رفتارهاى يكسان, يا شركت در فرآيندها, سازمان ها يا نظام هاى فراگير و منسجم وامى دارد.(5) در تعريفى ديگر,
(جهانى شدن, عبارت از گسترش روابط و پيوندهاى گوناگون بين دولت ها و جوامعى كه نظام نوين جهانى را شكل مى دهند,[ مى باشد]. فرآيندهايى كه بنابر آنها, رخدادها, تصميم ها و فعاليت ها در يك بخش از جهان مى تواند پيامدهاى مهمى براى افراد و جوامع بخش كاملا مجزايى از جهان در برداشته باشد)(6)
از طرفى, بين جهانى شدن و يكپارچگى جهانى(7) تفاوت وجود دارد.
(يكپارچگى جهانى, به وضعيت و شرايطى اطلاق مى شود كه در آن, تمامى شش ميليارد نفر مردم جهان, با محيط و نقش خود به عنوان شهروندان و مصرف كنندگان يا توليد كنندگان (جهانى), ارزش هاى مشتركى را دارا بوده و نفع خود را در اقدام جمعى براى حل مشكلات مشترك خويش جست و جو مى نمايند.)(
بر اساس تعاريف فوق, جهانى شدن, زمينه ساز يكپارچگى جهانى مى باشد.
1 ـ جامعه پذيرى(9)
الف: مفهوم جامعه پذيرى
(جامعه پذيرى به مراحلى گفته مى شود كه شخص در آن مراحل, خصوصيات مناسب مورد نيازش را براى عضويت در جامعه به دست مىآورد كه مهم ترين خصوصيات, شناخت از خود به عنوان يك موجود استوار اجتماعى است كه به وسيله هنجارها, نقش ها و روابط با ديگران, هدايت مى شود.)(10)
در تعريفى ديگر, جامعه پذيرى, فرآيندى است كه به وسيله آن, فرد راه ها, افكار, معتقدات, ارزش ها, الگوها و معيارهاى فرهنگى خاص خود را ياد مى گيرد و آنها را جزء شخصيت خويش مى نمايد.(11)
جامعه پذيرى در تمام زمينه ها انجام مى گيرد. آن بخش از جامعه پذيرى كه به طرز تلقى و روابط سياسى فرد با جامعه و نظام سياسى مربوط مى شود, جامعه پذيرى سياسى ناميده مى شود.
(جامعه پذيرى سياسى, فرآيند مستمر يادگيرى است كه به موجب آن, افراد ضمن آشنا شدن با نظام سياسى از طريق كسب اطلاعات و تجربيات, به وظايف, حقوق و ارزش هاى خويش خصوصا وظايف سياسى در جامه پى مى برند. در اين فرآيند, ارزش ها, ايستارها, نهادها و اعتقادات و آداب و رسوم از جمله مسائل سياسى, از نسلى به نسل ديگر انتقال مى يابد).(12) در اين فرآيند, فرهنگ سياسى جامعه شكل گرفته, حفظ شده و انتقال مى يابد.
اگر مهم ترين كار ويژه هاى جامعه پذيرى را الگوسازى, انتقال فرهنگ و ارزش ها و ايجاد ثبات و امنيت ملى بدانيم, فرآيند جامعه پذيرى تحت تإثير دو دسته از ارزش ها قرار مى گيرد, ارزش هايى كه از سطح جهانى شدن و ارزش هايى كه از سطح ملى و محلى شدن سرچشمه مى گيرد.
ب: جهانى شدن و ارزش ها
رسانه ها را مى توان مهم ترين ابزار جهانى شدن ارزش ها دانست رسانه ها از يك جهت منعكس كننده ارزش ها و هنجارهاى جامعه بوده و از طرفى, در ايجاد ارزش ها و هنجارهاى نوين و ترويج ارزش هاى يكسان يا مشابه, نقش موثرى ايفا مى نمايند.
رسانه هاى جمعى كه شرام از آن به عنوان دروازه بانان عقايد نام مى برد(13), با قدرت بسيار گسترده اى كه در اختيار دارند, مى توانند نوع خاصى از ارزش ها را در فرآيند جامعه پذيرى به ذهن انسان ها القا نمايند. ميزان موفقيت رسانه ها در جهانى كردن ارزش ها, به نوع وسيله ارتباطى مربوط مى شود. شايد بتوان نظام هاى ارتباطى را به دو طريق, موجد گرايش هاى ارزشى دانست:
(گروهى از ارزش ها به ساختار نظام ارتباطى متعلقند و لاجرم در كار ويژه هاى اجتماعى و محتواى پيام آن, منعكس مى شوند. اين گونه ارزش ها را در پاسخ به سوالاتى از اين قبيل مى توان يافت; آيا نظام يكسويه است يا دو سويه؟ آيا امكان باز خورد و ارتباط چند جانبه را فراهم مى كند؟ تا چه اندازه از كشش ها و فشارهاى سياسى و اقتصادى مصون است؟ تا چه حد جواب گوى علايق و عقايد متفاوت جامعه است؟ دومين گروه از ارزش ها به جريان پيام در داخل نظام ارتباطى مربوط مى شود; يعنى معيار و هنجارى كه انتخاب و تنظيم پيام ها, بر اساس آن استوار است)(14)
شايد بتوان فرآيند جريان يك سويه اطلاعات را زمينه مناسبى براى جهانى شدن فرهنگ, ارزش ها, سياست, اقتصاد و امنيت دانست. در اين فرآيند, بسيارى از زمينه هاى مربوط به خبر, خبررسانى, معيارهاى انتخاب خبر, حق تخصيص موج به صورت يكسويه و برخلاف جريان آزاد و متوازن انجام مى گيرد. اين جريان را مى توان به عنوان يكى از بسترهاى جامعه پذيرى و موثر بر امنيت ملى نيز ذكر كرد. كازينو در اين زمينه مى گويد:
(سيلاب اطلاعاتى كه به وسيله رسانه هاى همگانى جارى مى شود, به تدريج تمامى جامعه را در خود غرق مى كند و افراد هم كه خواهى نخواهى در اين جو اطلاعاتى تنفس مى كنند, از اين اطلاعات تغذيه مى كنند و به تدريج در جريان امور قرار مى گيرند و اين اطلاعات را براى سايرين باز گو مى نمايند. حتى اگر فقط بعضى از آنها را هم باور كنند, باز مجبور مى شوند با مسائل سياسى روز درگير شوند, تمام اين عوامل هر چند نامحسوس و مبهم, بر رفتار ما اثر مى گذارد; ولى اثر آنها آن قدر آرام و بطئى است كه نمى توان القاى فكر به صورت خشن آن تلقى كرد. براى مثال, اگر اعمال و رفتار و گفته هاى خود را تحت نظر بگيريم, مشاهده خواهيم كرد كه اگر تماشاگر تلويزيون نبوديم, اين عقايد را نداشتيم, لذا از برخى عقايد دست برداشته ايم. در بسيارى از موارد, اين عقيده ما نيست كه رفتار ما را تعيين مى كند; بلكه رفتار ماست كه عقيده اى را در ما به وجود مىآورد.)(15)
مهم ترين تإثير رسانه ها در شكل دهى به ارزش ها و تصاوير ذهنى كودكان ظاهر مى شود. بر اساس نظريه يادگيرى(16), ذهن انسان همانند لوح سفيدى است كه در ارتباط با محيط ساخته مى شود. در دوران كودكى و نوجوانى, رسانه ها از طريق (نقش هاى تفريحى, خبرى, آموزشى و همگن سازى خود)(17), كودك را در فرآيند جامعه پذيرى ارزش هاى واحد قرار مى دهند. اين ارزش ها غالبا حاوى پيام هاى غير بومى و زمينه ساز جهانى شدن ارزش ها مى باشند.
(كارشناسان اذعان دارند كه كارتون ها و نقاشى هاى متحرك از جذاب ترين برنامه ها هستند و شخصيت كودك را مى سازند, كمپانى هاى غربى از طريق همين كارتون ها, فرهنگ غرب را منتقل مى كنند و به دليل رابطه عاطفى قهرمانان با كودكان, تإثير تربيتى عميقى دارند.)(1
ب: محلى شدن و ارزش ها(19)
محلى شدن در مقابل جهانى شدن قرار دارد. در حالى كه در جهانى شدن, محدوديت براى گسترش ارزش هاى مشابه كم رنگ مى شود; در محلى شدن, بر رفتارهاى افراد, گروه ها و نهادها بر حسب ارزش هاى مربوط, به قلمرو محدود تاكيد مى گردد.(20) در محلى شدن, مرزها, هويت قومى و بومى تقويت شده و ارزش هايى كه از اين سطح ناشى مى شود, به فرهنگ, اعتقادات و باورهاى بومى معطوف مى گردد. در اين سطح, مهم ترين كارگزار جامعه پذيرى و حفظ و انتقال فرهنگ از يك نسل به نسل ديگر و هدايت ارزش ها, خانواده است. خانواده به لحاظ نوع رابطه عاطفى خود, مهم ترين نقش را در جامعه پذيرى فرد ايفا مى نمايد; اما اثر گذارى خانواده در همه وضعيت ها يكسان نيست; بلكه به نوع ساختار, نوع رابطه و نقش خانواده در جامعه بر مى گردد. در يك طبقه بندى, خانواده را به (خانواده باز و بسته, خانواده بهنجار و نابهنجار, خانواده متعهد و نامتعهد تقسيم نموده اند)(21) و انواع روابط درون خانواده را در چهار دسته, دمكراتيك, استبدادى, پذيرنده و طرد كننده ذكر كرده اند)(22) با وجود اين, جايگاه و نقش خانواده در جامعه پذيرى از اهميت فزاينده اى برخوردار است. در جوامعى كه نهاد خانواده پايدار بوده و داراى استحكام لازم باشد, نقش كارگزارى خانواده افزايش مى يابد و جامعه كم تر تحت تإثير ناامنى و ناهنجارىهاى اجتماعى قرار مى گيرد; اما در جوامعى كه نهاد خانواده بنيانى ندارد, جامعه بيش تر تحت تإثير كارگزارىهاى ثانويه به ويژه رسانه هاى گروهى و فرآيند جهانى شدن قرار خواهد داشت.




Comment