مسيحيان صهيونيست
همراهي محافظهكارانه مسيحي با يهوديان صهيونيست، به پيوند و نزديكي بيش از پيش اين دو جامعه و به تبع آن دو دولت آمريكا و اسراييل انجاميده است. امروزه در ايالات متحده گروههاي فعال متعددي، براساس انديشههاي اعتقادي، سياسي و اجتماعي، در پي آنند تا به نفوذ و اعتبار يهوديان در جامعه آمريكا بيفزايند كه شواهد آن را ميتوان در تصميمات هيأتهاي حاكمه ايالات متحده به خوبي درك كرد.
چكيده:
همراهي محافظهكارانه مسيحي با يهوديان صهيونيست، به پيوند و نزديكي بيش از پيش اين دو جامعه و به تبع آن دو دولت آمريكا و اسراييل انجاميده است. امروزه در ايالات متحده گروههاي فعال متعددي، براساس انديشههاي اعتقادي، سياسي و اجتماعي، در پي آنند تا به نفوذ و اعتبار يهوديان در جامعه آمريكا بيفزايند كه شواهد آن را ميتوان در تصميمات هيأتهاي حاكمه ايالات متحده به خوبي درك كرد.
مك آتير حدود سه دهه پس از كنار گذاشتن شغلش يعني مديريت بازاريابي در شركت پالموليمو و ايفاي نقش يكي از پدر خواندههاي جريان راست مذهبي مدرن در جامعه آمريكا، چهرهاي چون يك كاسب دارد. چهره وي يادآور سخنراني لفاظانهاش در معرفي جري فالول به حضار و از آن جمله رونالد ريگان، مناظرهاش با جسي هلمز و جان آشكراف و همچنين تلاش وي در شكل دادن به جنبش پروتستانها كه مهمترين مؤلفه حزب جمهوريخواه آمريكا محسوب ميشود، ميباشد، اما هيچ موضوعي اين نومسيحي را به اندازه عشق بيحد و حسابش نسبت به جامعه يهود و دولت اسراييل به وجد نميآورد و از همين رو است كه نقش تأثير گذارش در شكل دادن به جامعه «صهيونيستهاي مسيحي» غيرقابل انكار است.
اين شيفتگي و علاقهاش به جامعه صهيونيست، در سخنراني وي در مراسمي كه در ماه مي 2002 در حضور بيش از دويست نفر از كاركنان اسراييل در واشنگتن برگزار شد، مشهود است: «من از حضور در اين جمع بسيار مشعوف و خرسندم و در پوست خود نميگنجم»؛ وي همچنين در جمع برخي از يهوديان كه در جشني در تنسي گردهم آمده بودند، از وجد بالا و پايين ميپريد. در همين جلسه، فعالان مذهبي و واعظان يهود كه نقش اساسي در حكومت اسراييل داشتند نيز حضور يافته بودند. مك آتير با درك نقش افراد حاضر در جلسه و تأثير آنها در سياست ايالات متحده، اين سخنان را به زبان راند: «بهترين دوستان اسراييل آنان هستند كه معتقدند، كتاب مقدس حامل واژهاي به نام خدا نيست بلكه خود نام اين كتاب يعني خداوند.»
پس از آن كه در سال 1976، تجارت را ترك گفت تا با سامان دادن به جناح راست مسيحي، دست به دست مسيحيان محافظه*كار دهد و انديشه دولت اسراييل را در جامعه گسترش دهد، موفقيت وي در باور كسي نمي*گنجيد. در آن زمان برخي گروه*هاي پروتستان، صريحاً از مخالفين يهود محسوب مي*شدند، اما امروزه، در نتيجه تلاش*هاي وي و همفكرانش، محافظه*كاران مسيحي از جمله حاميان دولت اسراييل و به ويژه حزب تندرو ليكود يعني حزب نخست*وزير اسراييل محسوب مي*شوند. آن*ها از جمله مخالفين عقب*نشيني اسراييل از سرزمين*هاي فلسطين و از حاميان تعطيل نمودن دفاتر فلسطينيان در ايالات متحده هستند. همچنين اين گروه روابط نزديكي با رهبران كنگره و گروهي از «بازهاي پنتاگون» كه رهبري آن*ها با پل ولفويتز است، دارد.
به واسطه تأثير اين گروه است كه وجود دفتر امور بين مذهبي در سفارت اسراييل كه همواره پذيراي مسيحيان و جهانگردان و ترتيب دهنده مراسم خاص مي*باشد، تعجب برانگييز نيست. در چنين فضايي است كه شاهديم، ديپلمات*هاي اسراييلي كه در روابط بين*المللي زباني غيرمذهبي دارند، در جمع مسيحيان اين گونه بگويند: «شكي نيست كه دعاهايمان براي مسيحيان و يهوديان به يكديگر پيوند خواهد خورد و اجابت خواهد شد». در همين جلسه است كه موشه فاكس از مسئولين ارشد سفارت اسراييل، مرتباً به نقل عبارتي از تورات پرداخته و از وعده*هاي خداوند به يهوديان در فراهم آوردن سرزميني كه سرشار از شير و عسل است، سخن به ميان مي*آورد و در پايان هم از حاضرين مي*خواهد تا دعا كنند و در تحقق اين وعده الهي، نهايت تلاش خود را نمايند.
جنگ مذهبي اين دو كشور عليه مخالفانشان سبب شده تا اين دو كشور يعني ايالات متحده و اسراييل به متحديني براي يكديگر تبديل شوند. مك آتير در همين جلسه، اين مسأله را اين گونه مطرح نمود: «من بارها و بارها اين سؤال را مطرح كرده*ام كه به راستي چرا يك مسيحي پروتستان بايستي در كنار اسراييل بايستد؟ اصلاً بهتر است اين سؤال را اين*گونه مطرح كنم كه چرا نبايد در كنار ملتي در خاورميانه كه صاحب دموكراسي است، نايستيم؟ ملتي كه خداوند فرموده، اگر به آن*ها نيكي كنيد، من به شما نيكي مي*كنم و اگر آن*ها را برنجانيد، مورد لعن من قرار مي*گيريد. همين دليل براي من كافي است تا در كنار اين جامعه بايستم و نيازي به هيچ دليل ديگري وجود ندارد».
در پاسخ به اين صحبت مك آتير، حاضرين همگي آمين گفتند و چشمانشان را بستند و به تأييد سخنان وي پرداختند. بسياري از حاضرين در اين مراسم كه از مسيحيان دو آتشه بودند، به نحو شگفت*انگيزي از جمله حاميان اسراييل محسوب مي*شدند، چرا كه به باور آن*ها، پيروزي نهايي مسيحيت در گروي حمايت از اسراييل است. آنان معتقدند كه بحران امروز خاورميانه در كتاب مقدس پيش*گويي شده است. اينان طبق باورهاي ديني*شان معتقدند كه وقتي مسيح به سرزمين مقدس پاي گذارد، كافران و از جمله يهوديان و مسلمانان در حار مجدون يا همان آخرين نبرد ميان خير و شر در پايان جهان نابود خواهند شد و مسيح، پيروانش را به بهشت هدايت مي*كند.
در ايالات متحده، لابي اسراييل به طور سنتي مترادفي براي آيپك يا همان كميته امور عمومي اسراييلي*هاي آمريكاست. انجمني كه توسط يهوديان آمريكا هدايت مي*شود و با 130 عضو مهم و هفت شخصيت برجسته از حزب جمهوري*خواه و دمكرات آمريكا، سالانه ميليون*ها دلار صرف فعاليت*هاي سياسي اين دو حزب مي*كنند. در سال*هاي اخير، مسيحيان آمريكا كه همواره شمار يهوديان آمريكا را اندك جلوه مي*دهند، نقش مهمي در شكل دادن به حمايت سياسي اسراييل ايفا كرده*اند.
همكاري فعالانه بين مسيحيان پروتستان، سازمان*هاي يهوديان آمريكايي و رهبران محافظه كار اسراييل، به زمان نخست*وزيري بگين در سال 1977 بازمي*گردد. وي و حزب ليكود، در آن زمان با استفاده از استدلالات مذهبي، در راستاي توجيه اشغال و مصادره سرزمين اعراب بهره بردند. اين*ها نيز همانند مسيحيان پروتستان، در مسائل اجتماعي چون سقط جنين يا مسائل رفاهي، نظرياتي محافظه*كارانه داشته*اند تا همراهي آنان را با خود داشته باشند. بگين در ايجاد ارتباط با رهبران مسيحي، تلاش*هاي زيادي نمود و از آنجا به بعد بود كه نخست*وزيران برخاسته از حزب ليكود، پيوند خود را با مسيحيان آمريكا تداوم بخشيدند و به همين نحو اين روابط را ادامه دادند. در سال 1996، نتانياهو با تشكيل انجمن حمايت از مسيحيان اسراييل و فراخواندن هفده رهبر مسيحي به اسراييل، طبق توافقي از آن*ها تعهد گرفت كه به بهچ وجه آمريكا دست از حمايت از اسراييل برندارد.
در ادامه اين روند، در دسامبر سال 2000، پل ولفويتز معون وقت وزير دفاع آمريكا كه از جمله بازهاي اصلي در دولت بوش محسوب مي*شود، در جمع هزاران حامي اسراييل اعلام نمود: «مسيحيان پروتستان از حاميان انجمن*هاي ارشد حزب جمهوري*خواه و از حاميان پر و پا قرص اسراييل مي*باشند».
متعاقب همين جريان، شارون در جمع 1500 مسيحي صهيونيست كه به بيت*المقدس آمده بودند، اعلام نمود كه« ما به شما به عنوان بهترين دوست خود در كره خاكي نگاه مي*كنيم».
همهي اين حوادث به سال*هاي پيش باز مي*گردد، اما در زمان حكومت بوش و به ويژه پس از حادثه يازده سپتامبر، محافظه*كاران مسيحي در هيأت حاكمه آمريكا، نهايت حمايت سياسي خود را از اسراييل و سياست*هاي شارون نشان دادند.
امروزه شاهديم كه شخصيت*هاي برجسته*اي به اشكال مختلف به حمايت از اسراييل مشغولند. در آوريل 2002، مك آتير به همراه پنج تن ديگر، در نامه*اي از بوش خواستند تا در شكست دشمنان مشترك تروريست اين دو كشور، در كنار اسراييل بايستد. از ديگر شخصيت*ها مي*توان به پيرزن يهودي*اي در كانزاس اشاره كرد كه گروه*هاي صهيونيست را براي تشكيل ائتلاف اتحاد ملي اسراييل فرا خوانده است. وي اين گروه را پس از انتشار يكي از نظرسنجي*ها كه نشان داد، هفتاد درصد جامعه آمريكا جزو حاميان اسراييل هستند، تشكيل داد. وي در اين*باره مي*گويد: «من مي*دانم كه تنها دو درصد جمعيت آمريكاييان را يهوديان تشكيل مي*دهند. پس آن نود و هشت درصد ديگر كه هستند. بايد آن*ها را نيز به هر نحو ممكن متحد ساخت».
در دوران رياست جمهوري بوش، شاهد شكل*گيري گروه*ها و خط*مشي*هايي حتي بانفوذتر از آيپك در آمريكا هستيم كه عمده سياستشان معطوف به خاورميانه است. بوش برخلاف پدرش كه سياستش در قبال اسراييل، سياستي ملايم بود، شديداً از مخالفين فلسطين و از حاميان جدّي اسراييل مي*باشد. نمونه اين سياست*ها را در آوريل 2002 شاهد بوديم كه پس از انتشار دعوت نه چندان جدّي بوش از شارون براي عقب*نشيني نيروهايش از كرانه باختري و عدم پذيرش شارون، شاهد انتشار بيانيه كاخ سفيد در محكوميت عرفات و فلسطينيان در ناآرامي*هاي اين منطقه بوديم.
جداي از كاخ سفيد، اين گروه از مسيحيان تأثير قابل توجهي بر كنگره و نمايندگان ايالت*هايي كه حتي جمعيت كم يهودي دارند، اعمال مي*كنند كه نمونه بارز آن، نماينده ايالت تگزاس كه جمعيت يهود آن كمتر از يك درصد است، مي*باشد.
جداي از كنگره، نفوذ آن*ها در سنا نيز قابل تأمل است. شايد يكي از برجسته*ترين نمايندگان محافظه*كار سنا كه از حاميان اسراييل مي*باشد، سناتور سان*بر وديك از كانزاس است، يعني ايالتي كه تنها 500/14 يهودي يا به عبارت ديگر 5/0 درصد كل جمعيت راي دهندگان را به خود اختصاص داده است.
شرايط امروز به شكلي است كه حتي حمايت كنگره از اسراييل، در مواردي از دولت پيشي گرفته است. چندي پيش، به دنبال ملاقات محرمانه وزير خارجه*ي آمريكا با محافظه*كاران سنا و كنگره، مبني بر رد قطعنامه*اي در حمايت از اسراييل در اشغال اراضي كرانه باختري و استدلال دولت در وخيم*تر شدن اوضاع و تحت الشعاع قرار گرفتن مذاكرات صلح و با وجود يك هفته تأخير در رأي*گيري، بالاخره اين قطعنامه به رغم مخالفت كاخ سفيد تصويب شد.
نگاه مك آتير و پيروان اين گروه به اعراب و مسلمانان هم نگاهي جالب توجه است. وي در پايان جلسه مذكور اعلام نمود كه اعراب و مسلمانان هيچ*گاه معناي صلح معنوي را درنمي*يابند. وي در اين باره مي*گويد: «اگر عربي را بيابيم و زيباترين چهره را به او ببخشاييم، عنواني مناسب و سرمايه*اي 50 ميليوني، نه اصلاً 100 ميليوني به او بدهيم و هيچ وقت هم منابع مالي*اش كم نشود و امتياز پنجاه نفت را هم به او بدهيم، بايد چنين فردي، خوشحال و خوشبخت باشد، اما مسأله آن است كه چنين فردي باز هم يك مسلمان است و اگر در قطعه زميني كوچك به نام اسراييل باشد و با اين شرايط، چشمانش لحظه*اي در خيابان به يك يهودي بيفتد، تمام شادي*اش رنگ مي*بازد و درد و رنج، روحش را فرا مي*گيرد.»
همراهي محافظهكارانه مسيحي با يهوديان صهيونيست، به پيوند و نزديكي بيش از پيش اين دو جامعه و به تبع آن دو دولت آمريكا و اسراييل انجاميده است. امروزه در ايالات متحده گروههاي فعال متعددي، براساس انديشههاي اعتقادي، سياسي و اجتماعي، در پي آنند تا به نفوذ و اعتبار يهوديان در جامعه آمريكا بيفزايند كه شواهد آن را ميتوان در تصميمات هيأتهاي حاكمه ايالات متحده به خوبي درك كرد.
چكيده:
همراهي محافظهكارانه مسيحي با يهوديان صهيونيست، به پيوند و نزديكي بيش از پيش اين دو جامعه و به تبع آن دو دولت آمريكا و اسراييل انجاميده است. امروزه در ايالات متحده گروههاي فعال متعددي، براساس انديشههاي اعتقادي، سياسي و اجتماعي، در پي آنند تا به نفوذ و اعتبار يهوديان در جامعه آمريكا بيفزايند كه شواهد آن را ميتوان در تصميمات هيأتهاي حاكمه ايالات متحده به خوبي درك كرد.
مك آتير حدود سه دهه پس از كنار گذاشتن شغلش يعني مديريت بازاريابي در شركت پالموليمو و ايفاي نقش يكي از پدر خواندههاي جريان راست مذهبي مدرن در جامعه آمريكا، چهرهاي چون يك كاسب دارد. چهره وي يادآور سخنراني لفاظانهاش در معرفي جري فالول به حضار و از آن جمله رونالد ريگان، مناظرهاش با جسي هلمز و جان آشكراف و همچنين تلاش وي در شكل دادن به جنبش پروتستانها كه مهمترين مؤلفه حزب جمهوريخواه آمريكا محسوب ميشود، ميباشد، اما هيچ موضوعي اين نومسيحي را به اندازه عشق بيحد و حسابش نسبت به جامعه يهود و دولت اسراييل به وجد نميآورد و از همين رو است كه نقش تأثير گذارش در شكل دادن به جامعه «صهيونيستهاي مسيحي» غيرقابل انكار است.
اين شيفتگي و علاقهاش به جامعه صهيونيست، در سخنراني وي در مراسمي كه در ماه مي 2002 در حضور بيش از دويست نفر از كاركنان اسراييل در واشنگتن برگزار شد، مشهود است: «من از حضور در اين جمع بسيار مشعوف و خرسندم و در پوست خود نميگنجم»؛ وي همچنين در جمع برخي از يهوديان كه در جشني در تنسي گردهم آمده بودند، از وجد بالا و پايين ميپريد. در همين جلسه، فعالان مذهبي و واعظان يهود كه نقش اساسي در حكومت اسراييل داشتند نيز حضور يافته بودند. مك آتير با درك نقش افراد حاضر در جلسه و تأثير آنها در سياست ايالات متحده، اين سخنان را به زبان راند: «بهترين دوستان اسراييل آنان هستند كه معتقدند، كتاب مقدس حامل واژهاي به نام خدا نيست بلكه خود نام اين كتاب يعني خداوند.»
پس از آن كه در سال 1976، تجارت را ترك گفت تا با سامان دادن به جناح راست مسيحي، دست به دست مسيحيان محافظه*كار دهد و انديشه دولت اسراييل را در جامعه گسترش دهد، موفقيت وي در باور كسي نمي*گنجيد. در آن زمان برخي گروه*هاي پروتستان، صريحاً از مخالفين يهود محسوب مي*شدند، اما امروزه، در نتيجه تلاش*هاي وي و همفكرانش، محافظه*كاران مسيحي از جمله حاميان دولت اسراييل و به ويژه حزب تندرو ليكود يعني حزب نخست*وزير اسراييل محسوب مي*شوند. آن*ها از جمله مخالفين عقب*نشيني اسراييل از سرزمين*هاي فلسطين و از حاميان تعطيل نمودن دفاتر فلسطينيان در ايالات متحده هستند. همچنين اين گروه روابط نزديكي با رهبران كنگره و گروهي از «بازهاي پنتاگون» كه رهبري آن*ها با پل ولفويتز است، دارد.
به واسطه تأثير اين گروه است كه وجود دفتر امور بين مذهبي در سفارت اسراييل كه همواره پذيراي مسيحيان و جهانگردان و ترتيب دهنده مراسم خاص مي*باشد، تعجب برانگييز نيست. در چنين فضايي است كه شاهديم، ديپلمات*هاي اسراييلي كه در روابط بين*المللي زباني غيرمذهبي دارند، در جمع مسيحيان اين گونه بگويند: «شكي نيست كه دعاهايمان براي مسيحيان و يهوديان به يكديگر پيوند خواهد خورد و اجابت خواهد شد». در همين جلسه است كه موشه فاكس از مسئولين ارشد سفارت اسراييل، مرتباً به نقل عبارتي از تورات پرداخته و از وعده*هاي خداوند به يهوديان در فراهم آوردن سرزميني كه سرشار از شير و عسل است، سخن به ميان مي*آورد و در پايان هم از حاضرين مي*خواهد تا دعا كنند و در تحقق اين وعده الهي، نهايت تلاش خود را نمايند.
جنگ مذهبي اين دو كشور عليه مخالفانشان سبب شده تا اين دو كشور يعني ايالات متحده و اسراييل به متحديني براي يكديگر تبديل شوند. مك آتير در همين جلسه، اين مسأله را اين گونه مطرح نمود: «من بارها و بارها اين سؤال را مطرح كرده*ام كه به راستي چرا يك مسيحي پروتستان بايستي در كنار اسراييل بايستد؟ اصلاً بهتر است اين سؤال را اين*گونه مطرح كنم كه چرا نبايد در كنار ملتي در خاورميانه كه صاحب دموكراسي است، نايستيم؟ ملتي كه خداوند فرموده، اگر به آن*ها نيكي كنيد، من به شما نيكي مي*كنم و اگر آن*ها را برنجانيد، مورد لعن من قرار مي*گيريد. همين دليل براي من كافي است تا در كنار اين جامعه بايستم و نيازي به هيچ دليل ديگري وجود ندارد».
در پاسخ به اين صحبت مك آتير، حاضرين همگي آمين گفتند و چشمانشان را بستند و به تأييد سخنان وي پرداختند. بسياري از حاضرين در اين مراسم كه از مسيحيان دو آتشه بودند، به نحو شگفت*انگيزي از جمله حاميان اسراييل محسوب مي*شدند، چرا كه به باور آن*ها، پيروزي نهايي مسيحيت در گروي حمايت از اسراييل است. آنان معتقدند كه بحران امروز خاورميانه در كتاب مقدس پيش*گويي شده است. اينان طبق باورهاي ديني*شان معتقدند كه وقتي مسيح به سرزمين مقدس پاي گذارد، كافران و از جمله يهوديان و مسلمانان در حار مجدون يا همان آخرين نبرد ميان خير و شر در پايان جهان نابود خواهند شد و مسيح، پيروانش را به بهشت هدايت مي*كند.
در ايالات متحده، لابي اسراييل به طور سنتي مترادفي براي آيپك يا همان كميته امور عمومي اسراييلي*هاي آمريكاست. انجمني كه توسط يهوديان آمريكا هدايت مي*شود و با 130 عضو مهم و هفت شخصيت برجسته از حزب جمهوري*خواه و دمكرات آمريكا، سالانه ميليون*ها دلار صرف فعاليت*هاي سياسي اين دو حزب مي*كنند. در سال*هاي اخير، مسيحيان آمريكا كه همواره شمار يهوديان آمريكا را اندك جلوه مي*دهند، نقش مهمي در شكل دادن به حمايت سياسي اسراييل ايفا كرده*اند.
همكاري فعالانه بين مسيحيان پروتستان، سازمان*هاي يهوديان آمريكايي و رهبران محافظه كار اسراييل، به زمان نخست*وزيري بگين در سال 1977 بازمي*گردد. وي و حزب ليكود، در آن زمان با استفاده از استدلالات مذهبي، در راستاي توجيه اشغال و مصادره سرزمين اعراب بهره بردند. اين*ها نيز همانند مسيحيان پروتستان، در مسائل اجتماعي چون سقط جنين يا مسائل رفاهي، نظرياتي محافظه*كارانه داشته*اند تا همراهي آنان را با خود داشته باشند. بگين در ايجاد ارتباط با رهبران مسيحي، تلاش*هاي زيادي نمود و از آنجا به بعد بود كه نخست*وزيران برخاسته از حزب ليكود، پيوند خود را با مسيحيان آمريكا تداوم بخشيدند و به همين نحو اين روابط را ادامه دادند. در سال 1996، نتانياهو با تشكيل انجمن حمايت از مسيحيان اسراييل و فراخواندن هفده رهبر مسيحي به اسراييل، طبق توافقي از آن*ها تعهد گرفت كه به بهچ وجه آمريكا دست از حمايت از اسراييل برندارد.
در ادامه اين روند، در دسامبر سال 2000، پل ولفويتز معون وقت وزير دفاع آمريكا كه از جمله بازهاي اصلي در دولت بوش محسوب مي*شود، در جمع هزاران حامي اسراييل اعلام نمود: «مسيحيان پروتستان از حاميان انجمن*هاي ارشد حزب جمهوري*خواه و از حاميان پر و پا قرص اسراييل مي*باشند».
متعاقب همين جريان، شارون در جمع 1500 مسيحي صهيونيست كه به بيت*المقدس آمده بودند، اعلام نمود كه« ما به شما به عنوان بهترين دوست خود در كره خاكي نگاه مي*كنيم».
همهي اين حوادث به سال*هاي پيش باز مي*گردد، اما در زمان حكومت بوش و به ويژه پس از حادثه يازده سپتامبر، محافظه*كاران مسيحي در هيأت حاكمه آمريكا، نهايت حمايت سياسي خود را از اسراييل و سياست*هاي شارون نشان دادند.
امروزه شاهديم كه شخصيت*هاي برجسته*اي به اشكال مختلف به حمايت از اسراييل مشغولند. در آوريل 2002، مك آتير به همراه پنج تن ديگر، در نامه*اي از بوش خواستند تا در شكست دشمنان مشترك تروريست اين دو كشور، در كنار اسراييل بايستد. از ديگر شخصيت*ها مي*توان به پيرزن يهودي*اي در كانزاس اشاره كرد كه گروه*هاي صهيونيست را براي تشكيل ائتلاف اتحاد ملي اسراييل فرا خوانده است. وي اين گروه را پس از انتشار يكي از نظرسنجي*ها كه نشان داد، هفتاد درصد جامعه آمريكا جزو حاميان اسراييل هستند، تشكيل داد. وي در اين*باره مي*گويد: «من مي*دانم كه تنها دو درصد جمعيت آمريكاييان را يهوديان تشكيل مي*دهند. پس آن نود و هشت درصد ديگر كه هستند. بايد آن*ها را نيز به هر نحو ممكن متحد ساخت».
در دوران رياست جمهوري بوش، شاهد شكل*گيري گروه*ها و خط*مشي*هايي حتي بانفوذتر از آيپك در آمريكا هستيم كه عمده سياستشان معطوف به خاورميانه است. بوش برخلاف پدرش كه سياستش در قبال اسراييل، سياستي ملايم بود، شديداً از مخالفين فلسطين و از حاميان جدّي اسراييل مي*باشد. نمونه اين سياست*ها را در آوريل 2002 شاهد بوديم كه پس از انتشار دعوت نه چندان جدّي بوش از شارون براي عقب*نشيني نيروهايش از كرانه باختري و عدم پذيرش شارون، شاهد انتشار بيانيه كاخ سفيد در محكوميت عرفات و فلسطينيان در ناآرامي*هاي اين منطقه بوديم.
جداي از كاخ سفيد، اين گروه از مسيحيان تأثير قابل توجهي بر كنگره و نمايندگان ايالت*هايي كه حتي جمعيت كم يهودي دارند، اعمال مي*كنند كه نمونه بارز آن، نماينده ايالت تگزاس كه جمعيت يهود آن كمتر از يك درصد است، مي*باشد.
جداي از كنگره، نفوذ آن*ها در سنا نيز قابل تأمل است. شايد يكي از برجسته*ترين نمايندگان محافظه*كار سنا كه از حاميان اسراييل مي*باشد، سناتور سان*بر وديك از كانزاس است، يعني ايالتي كه تنها 500/14 يهودي يا به عبارت ديگر 5/0 درصد كل جمعيت راي دهندگان را به خود اختصاص داده است.
شرايط امروز به شكلي است كه حتي حمايت كنگره از اسراييل، در مواردي از دولت پيشي گرفته است. چندي پيش، به دنبال ملاقات محرمانه وزير خارجه*ي آمريكا با محافظه*كاران سنا و كنگره، مبني بر رد قطعنامه*اي در حمايت از اسراييل در اشغال اراضي كرانه باختري و استدلال دولت در وخيم*تر شدن اوضاع و تحت الشعاع قرار گرفتن مذاكرات صلح و با وجود يك هفته تأخير در رأي*گيري، بالاخره اين قطعنامه به رغم مخالفت كاخ سفيد تصويب شد.
نگاه مك آتير و پيروان اين گروه به اعراب و مسلمانان هم نگاهي جالب توجه است. وي در پايان جلسه مذكور اعلام نمود كه اعراب و مسلمانان هيچ*گاه معناي صلح معنوي را درنمي*يابند. وي در اين باره مي*گويد: «اگر عربي را بيابيم و زيباترين چهره را به او ببخشاييم، عنواني مناسب و سرمايه*اي 50 ميليوني، نه اصلاً 100 ميليوني به او بدهيم و هيچ وقت هم منابع مالي*اش كم نشود و امتياز پنجاه نفت را هم به او بدهيم، بايد چنين فردي، خوشحال و خوشبخت باشد، اما مسأله آن است كه چنين فردي باز هم يك مسلمان است و اگر در قطعه زميني كوچك به نام اسراييل باشد و با اين شرايط، چشمانش لحظه*اي در خيابان به يك يهودي بيفتد، تمام شادي*اش رنگ مي*بازد و درد و رنج، روحش را فرا مي*گيرد.»



Comment