حزب كاخ
كاخ <(اينچنين>، و در كنار آن تصوير يك مشت بسته كه به معني: <اينچنين با مشت> است) يك حزب دست راستي، نژادپرست و به شدت افراطي (به لحاظ ديني و قومي) و داراي گرايش هاي فاشيستي آشكاري است كه در سال 1973 توسط خاخام مئيركهانا كه در سال 1971 به اسراييل مهاجرت كرد تاءسيس شد، وي رياست <اتحاديه دفاع از يهوديان> كه در سال 1968 در آمريكا تشكيل شده، را نيز برعهده داشت.
مرام كاخ يا دقيق تر بگوييم رهبر آن كهانا، تركيبي از انديشه هاي مذهبي، كراهت شديد نسبت به اعراب و تفكراتي فاشيستي برگرفته از جنبش هاي راستي نژادپرست آمريكا است. حزب كاخ نخستين حزب سياسي در تاريخ اسراييل است كه به طور آشكار شعار بيرون راندن فلسطينيان (اعم از فلسطينيان سال 1948 كه داراي تابعيت اسراييل اند يا آنهايي كه در مناطقي اشغال شده در جريان جنگ سال 1967 ساكنند) را از سراسر به اصطلاح سرزمين اسراييل مطرح كرده است.
حزب كاخ پس از تشكيل، ابتدا فلسطينيان سال 1948 را مورد تهاجم قرار داد و با تلاش براي تلخ كردن زندگي و تحريك احساسات خصمانه ي يهوديان برضد آنها، سعي كرد زمينه ي اخراج آنان را از اسراييل فراهم كند. حملات تبليغي كاخ عليه اين عده از فلسطينيان بسيار مبتذل و مستهجن بود. اين حملات در نيمه ي نخست دهه ي هشتاد به اوج خود رسيد. در آن زمان كهانا رهبر حزب كاخ اقدام به ترتيب راهپيمايي هايي به سمت شهرها و روستاهاي عرب نشين به منظور برانگيختن ساكنان آنها و نيز جلب توجه راي دهندگان يهودي به خود او و حزبش كرد. اين راهپيمايي ها همواره به درگيري با عرب ها مي انجاميد و به همين دليل مقامات اسراييل با احساس خطر از ادامه ي اين راهپيمايي ها، كهانا را از ورود به شهرها و روستاهاي عرب نشين منع كردند.
در نيمه ي دوم دهه ي هشتاد، كاخ از ميزان فعاليتش در مناطق اشغالي سال 1948 كاست و كرانه ي باختري را كانون اصلي تحركاتش قرار داد. بيش ترين حاميان و طرفداران كاخ در كرانه ي باختري اند و مقر اين حزب در شهرك يهودي نشين كريات اربع در نزديكي شهر الخليل است. عمليات دو سازمان مسلح مخفي شامل حمله به اشخاص، تخريب دارايي ها، كندن درختان و ويراني كشتزارها و ترور تعدادي از عرب ها، به كاخ نسبت داده مي شود. اين دو سازمان عبارتند از <كميته تاءمين راه ها> و <دولت يهودا> كه اولي در سال 1986 و دومي در سال 1989 تاءسيس شدند. البته سازمان اولي خطرناك تر بوده و شمار اعضايش به چند صد نفر برآورد مي شوند و بيش تر آنان در شهرك كريات اربع ساكنند. اين سازمان مجهز به وسايل نقليه سريع و دستگاه هاي ارتباطي پيشرفته بوده و چندين انبار مخفي سلاح و مواد انفجاري در اختيار دارد. دو سازمان مخفي ديگري بنام هاي ت.ن.ت (يا تروريسم در برابر تروريسم) و سيكاركيم (يا خنجر بدستان)، بود كه عمليات اين دو سازمان نيز به كاخ نسبت داده مي شد. دو سازمان مذكور اولي برضد اعراب و دومي عليه عده اي از يهوديان مدافع صلح با اعراب، براي مدتي كوتاه وارد عمل شده بودند.
كهانا در انتخابات پارلماني سالهاي 1973، 1977، و 1981، خود را كانديدا كرده بود ولي موفق به عضويت در كنست نشد. اما با دگرگون شدن اوضاع سياسي و مباني ارزشي در اسراييل پس از به قدرت رسيدن ليكود در سال 1977 و همزمان با تقويت موقعيت اصول گرايان يهودي و افزايش احساسات خصمانه عليه عرب ها، پايگاه مردمي حزب كاخ گسترش يافت و در نتيجه زماني كه كهانا در انتخابات سال 1984 نامزد عضويت در كنست شد، توانست با به دست آوردن آراي 26 هزار نفر از واجدين شرايط به عضويت كنست درآيد. عضويت او با توجه به افكار نژادپرستانه اش و اقدامات فاشيستي اش، يك رسوايي سياسي براي اسراييل بود و به همين دليل كنست با تصويب قانوني، مشاركت احزابي را كه مدافع تبعيض نژادي بوده و احساسات خصمانه ي عده اي از شهروندان را عليه عده اي ديگر برمي انگيزند، در انتخابات ممنوع كرده است. دادگاه عالي اسراييل به استناد اين قانون از شركت حزب كاخ در انتخابات سال 1988 جلوگيري كرد.
در نوامبر 1990 كاخ رهبر خود را از دست داد. در آن زمان كهانا به منظور جمع آوري كمك براي حزبش در آمريكا بسر مي برد. كه يكي از شهروندان آمريكايي (مصري تبار) وي را در شهر نيويورك، به قتل رساند. با مرگ كهانا، حزب كاخ منبع اصلي قدرتش را از دست داد. زيرا كهانا نظريه پرداز، دعوت كننده، جمع آوري كننده ي كمك هاي نقدي، تصميم گيرنده ي اصلي و جهت دهنده و محرك عمده ي فعاليت هاي حزب بود. اندكي پس از به قتل رسيدن كهانا، كاخ به دو جناح تقسيم شد. جناح اول به <كاخ> و جناح دوم به <كهانا زنده> معروفند. به هيچيك از اين دو جناح نمي توان حزب گفت بلكه در حقيقت دو سازمان تروريستي مخفي اند. مقر جناح <كاخ> در همان شهرك كريات اربع باقي مانده در حالي كه جناح <كهانا زنده> مقر خود را در شهرك يهودي نشين كفار تابواح در شهرستان نابلس داير نموده است. جناح كاخ به نسبت جناح كهانا زنده بزرگ تر و خطرناك تر و تعداد اعضاي ثبت شده اش چندصدنفر و شمار هوادارانش بالغ بر چند هزار نفر مي باشند. رهبري عالي اين جناح تشكيل مي شود از باروخ مرزيل به عنوان رييس، نوعام فدرمان سخنگو و تيران بولاك رئيس <كميته تاءمين راه ها>. جناح كهانا به رهبري بنيامين كهانا (فرزند مئيركهانا) چندان نيرومند نيست و شمار اعضايش تنها به چند ده نفر مي رسد.
در سپيده دم روز 25 فوريه 1994، باروخ گولدشتاين پزشك و افسر ذخيره ي ارتش اسراييل و عضو جناح كاخ با ورود به حرم ابراهيم پيامبر در شهر الخليل دست به جنايتي فجيع زد. گولدشتاين به سوي نمازگزاران مسلمان تيراندازي و ده ها تن از آنان را كشته و زخمي كرد. به دنبال اين جنايت، دولت اسراييل به اصطلاح دو حزب كاخ و كهانا زنده را دو سازمان تروريستي به حساب آورده و فعاليت آنها را غير قانوني اعلام كرد.
همچنين دستور بازداشت 5 نفر از رهبران كاخ و دستور مصادره سلاح شخصي عده اي از اعضاي اين حزب را صادر نمود.
به طور كلي پايگاه حزبي و مردمي كاخ را شماري از اقشار اجتماعي بي بضاعت و كم سواد، ناراضي از دستگاه حكومت و دشمن سرسخت عرب ها تشكيل مي دهند. در ميان سران و اعضاي هسته ي اصلي اين حزب، عده اي قابل توجه از عناصر مهاجر از آمريكا با ويژگي هاي تعصب ديني، دشمني با غير يهوديان و اعتقاد به منجي آخرالزمان وجود دارند.
اردوگاه مذهب گرايان
در اسراييل، مذهب گرايان به دو بخش عمده تقسيم مي شوند: مذهب گرايان صهيونيستي كه در زبان عبري <هتسوينم هداتييم> ناميده مي شوند و مذهب گرايان افراطي كه در زبان عبري به آنها حريديم (پرهيزكاران) گفته مي شود. هر دوي اين بخش به جناح ارتدكسي يهوديت وابسته اند. در صحنه ي سياسي اسراييل، حزب مفدال نماينده ي مذهب گرايان صهيونيستي و احزاب اغودات اسراييل، ديغل هتوراه (اين دو در حال حاضر گروه يهدوت هتوراه را تشكيل مي دهند) و شاس نماينده ي مذهب گرايان افراطي اند. مذهب گرايان اصلاح طلب و محافظه كار كه گروه اندكي هستند، فعاليت سازمان يافته اي در صحنه سياسي ندارند.
مذهب گرايان افراطي (حريديم) به نوبه خود به دو فرقه ي تقسيم مي شوند: فرقه ي حسيديه و فرقه ي لتوانيه. حسيديه جنبشي با منش صوفي گرايانه است كه در قرن هجدهم در لتواني (واقع در جنوب شرق لهستان) شكل گرفت. پيروان اين فرقه با ارايه تفكري تازه از دين، برداشت هاي مرسوم آن زمان را نادرست خواندند و به مخالفت با آن پرداختند. در تفكر تازه ي اين فرقه گفته مي شود هدف از دين، پيوستن به خدا از طريق غرق شدن در انديشه ي به او و تلاش براي شناخت خصوصيات او است. پيروان اين فرقه مي گويند نيازي به مطالعه ي عميق تعاليم ديني نيست زيرا صرف اقامه ي شعائر مذهبي، ما را از اين امر بي نياز مي كند و نيز ادعا مي كنند كه هر انسان راستگو و درست كردار مي تواند خود را همانند خدا كند و پي به اسرارش ببرد. حسيديه خشم خاخام ها را برانگيخت و معارضين، تفكرات اين جنبش را نوعي چشم بندي توصيف كردند. معارضين جنبش حسيديه اغلب به <لتواني ها> معروفند زيرا پيدايي آنها در لتواني بود.
با گذشت زمان از شدت منازعه ميان حسيديه و معارضينش كاسته شد و از اوايل قرن كنوني (قرن بيستم) طرفين با تشكيل حزب اغودات اسراييل و <شوراي عالي علماي تورات> به عنوان كميته ي عالي سياسي - مذهبي حزب، راه همزيستي و همكاري سياسي با يكديگر را در پيش گرفتند. اما اندكي پيش از انتخابات سال 1988 و با آغاز مجدد منازعه، لتواني ها از حزب اغودات اسراييل منشعب شدند و حزب جديدي به نام ديغل هتوراه تشكيل دادند. ولي در جريان رقابت هاي انتخاباتي سال 1992، حزب ديغل هتوراه و حزب اغودات اسراييل با يكديگر ائتلاف نموده گروه <يهدوت هتوراه> را به وجود آوردند.



Comment