Darvish (Sufism)

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • dervi47
    Newbie
    • Oct 2007
    • 2

    #61
    man faranse hastam
    har mah be school of islamic sufism mi ravam va fekr mi konam ke i,madrese kheili djalebe
    khtare shoma chie

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #62
      تنش در بروجرد بدنبال درگيری دراويش و بسيجیان

      بدنبال درگيری ميان دراويش گنابادی و افرادی که گفته می شود وابسته به بسيج يکی از مساجد شهر بروجرد بوده اند دهها نفر زخمی شده و تعداد نامعلومی نيز بازداشت شدند.

      خبرگزاری های وابسته به جمهوری اسلامی گزارش داده اند که درگيری ها به اين دليل رخ داد، که هواداران يکی از فرقه های صوفيان، شنبه شب به مسجد النبی در بروجرد حمله کردند.

      به نوشته همين خبرگزاری ها، اين حمله و درگيری به زخمی شدن چند تن از نمازگزاران و گروگان گرفتن شش نفر از بسيجيان شهر انجاميد و در پی آن برخی از شهروندان بروجردی تحصنی اعتراض آميز انجام دادند.

      اما مصطفی آزمايش، نماينده دراويش گنابادی در خارج از ايران در گفت و گو با راديو فردا، خبر حمله به مسجدالنبی را رد می کند و می گويد: گروهی از بسيجيان بروجرد از قبل برای حمله به حسينيه درويش ها آماده شده بودند.

      سايت های خبری وابسته به دراويش نيز در اين زمينه گزارش کرده اند که «روز شنبه، ۱۹ آبان ماه، مقارن ساعت هشت شب، عده ای اخلالگر حسينيه دراويش گنابادی در بروجرد را به محاصره در آوردند که نيروهای انتظامی با اطلاع دراويش و به درخواست آنان در صحنه حاضر شدند و ظاهراَ از تهاجم اين افراد به حسينيه جلوگيری نمودند.»

      اين گزارش ها می افزايد: «در اين فاصله دراويش به تمامی مسئولين مربوطه اين موضوع را اطلاع داده اند، اما متاسفانه در ساعت ۱۲ شب نيروهای انتظامی منطقه را ترک نموده و مهاجمين به حسينيه حمله می نمايند و بعد از سه ساعت درگيری و پرتاب گاز اشک آور از سوی آنان، حسينيه را به تصرف در آورده، به آتش کشيده و با بولدوزر تخريب و با خاک يکسان می نمايند.»

      دراويش گنابادی اعلام کرده اند که «تاکنون بيش از۵۰۰ نفر از دراويش توسط نيروهای نظامی بازداشت و زندانی شده اند. تعداد ۱۰۰ نفر از آنان نيز مجروح و به بيمارستان منتقل که حال برخی از آنها وخيم گزارش شده است.»

      در همین حال معاون استاندار لرستان و فرماندار بروجرد نيز به خبرگزاری مهر گفته است که « حادثه بروجرد ۸۰ نفر مجروح در پی داشت که عمدتا سرپايی بودند.»

      محمد علی توحيدی با اشاره به اينکه ۱۸۰ نفر در اين درگيری ها دستگير شده اند تاييد کرد که بخشی از خانقاه مربوط به دراويش تخريب شده است.

      در بهمن ماه سال ۸۴ نیز در جريان تخريب حسينيه شريعت در قم توسط شهرداری که با همراهی نيروهای امنيتی صورت گرفت، بسياری از دروايش گنابادی که به اين اقدام معترض بودند بازداشت شدند و برای ۵۴ نفر از آنها در دادگاه پرونده ای تحت عنوان اخلال در نظم عمومی تشکيل شد.

      در جريان رسيدگی به اين پرونده ها احکامی از جمله زندان و ۷۴ ضربه شلاق برای دروايش متهم صادر شد و آنها موظف شدند تا به مدت دو سال خود را به اداره اطلاعات معرفی کنند.

      در زمان رسيدگی قضايی به اين موضوع، دو نفر از وکلای دراويش نيز به پنج سال محروميت از شغل وکالت محکوم شدند.

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #63
        یک هفته پس از آنکه مهدی کروبی، رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی به تخریب حسینیه دراویش گنابادی در شهر بروجرد اعتراض کرد، وزیر کشور ایران در پاسخ به وی اعلام کرد که دراویش در تخریب حسینیه خود مقصر بوده اند.
        رهبر دراویش گنابادی نیز با صدور اطلاعیه ای تخریب حسینیه پیروان خود در بروجرد را برخلاف تمام موازین شرعی و قانونی اعلام کرده و انتقام این اقدام را به خداوند سپرده است.

        یکشنبه یازدهم نوامبر (بیستم آبان) دراویش گنابادی در شهر بروجرد در غرب ایران اعلام کردند که حسینیه محل تجمع آنان به دست نیروی انتظامی تخریب شده است.

        گزارش خبرگزاری فارس حاکی از این بود که تخریب این حسینیه در پی درگیری میان دراویش و جمعی از مردم صورت گرفته اما سخنگوی دراویش گنابادی، هرگونه اقدام تهاجمی از سوی دراویش را تکذیب کردند.

        به دنبال آن، مهدی کروبی، رئیس پیشین مجلس و دبیرکل کنونی حزب اعتماد ملی طی نامه ای به وزیر کشور ایران نگرانی خود را از برخورد با دراویش گنابادی ابراز کرد و از وزیرکشور پرسید: "تخریب حسینیه دراویش در بروجرد و تحریک احساسات کسانی که مکرر وفاداری خود را به جمهوری اسلامی اعلام نموده اند و به یگانگی خداوند اقرار و خود را مسلمان و شیعه می دانند، با چه انگیزه و هدفی صورت می پذیرد و چه کسانی در نهان به تحریک نیروهای مذهبی می* پردازند؟"

        مصطفی پورمحمدی، وزیرکشور ایران در پاسخ به آقای کروبی ماجرای تخریب حسینیه دراویش گنابادی در بروجرد را این گونه روایت کرده است: "به دنبال آسیب *رسیدن به درب ورودی مکانی متعلق به دراویش، عده* ای از اهالی مورد تعرض دراویش قرار گرفته و مضروب می *شوند و چند ساعتی نیز به گروگان درمی *آیند که با وساطت مسئولان امنیتی رها می* گردند، به دنبال این ماجرا اهالی در مسجد محل تجمع نموده و اعتراض می *کنند و ضرب و شتم و هتک حرمت چند نفر از اهل مسجد و امام جماعت آن را بر نمی *تابند و اصرار بر تعطیلی مکان موصوف و برخورد با متخلفان می *نمایند".



        صاحب اصلی حسینیه خود می داند که نسبت به بانیان و محرکین و عوامل این گونه اهانتها چه کند


        نورعلی تابنده

        در ادامه روایت آقای پورمحمدی آمده است: "مسئولان مربوطه از ابتدای حادثه با حضور فعال در بین دو طرف و گفت* و گو با آنان طرفین را دعوت به آرامش و رسیدگی قانونی می *نمایند که متأسفانه نتیجه *بخش نبوده و بر تجمع مردم افزوده شده و به مسئله *ای خبری و بزرگ و تحریک کننده تبدیل می *گردد، نکته قابل توجه اینکه به دنبال صحبتها و مذاکراتی که با دو طرف صورت می* گیرد قرار می *شود مجتمعین در مسجد و مکان موصوف متفرق و امنیت آنجا به مأموران انتظامی واگذار شود تا رسیدگی کامل از مجاری قانونی صورت گیرد که عده* ای هم محل را ترک می* نمایند ولی متأسفانه با تحریکات انجام شده بخصوص از مجاری بالاتر آن گروه [دراویش] افراد باقی *مانده در آن مکان حاضر به ترک محل نشده و متفرقین نیز مجدداً مراجعت می* نمایند".

        به نوشته وزیرکشور ایران، "پس از این شرایط دراویش موصوف اقدام به جمع *آوری سنگ و چوب در محل خود نموده و جمعیت نیز در اطراف آنان و در محل مسجد تجمع می *نمایند که متأسفانه با سنگ* اندازی گسترده و برخورد طرفین حادثه اوج می گیرد و منجر به زخمی شدن تعداد وسیعی از اهالی محل می *شود که این وضعیت منجر به حمله اهالی به مکان موصوف و تخریب و آتش* گرفتن بخشی از آن می* گردد که به دنبال این امر مأموران نسبت به تأمین کامل محل و پاکسازی آن اقدام می* نمایند".

        وزیرکشور ایران در حالی دراویش گنابادی را در ایجاد درگیری و فراهم آوردن موجبات تخریب حسینیه خود مقصر دانسته که دراویش می گویند به دستور قطب (رهبر) خود از هرگونه شرکت در درگیری پرهیز کرده اند.

        نورعلی تابنده، ملقب به مجذوبعلیشاه، قطب دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی اطلاعیه ای صادر کرده و طی آن با ابراز تأسف از تخریب حسینیه این دراویش در بروجرد نوشته که صاحب اصلی حسینیه، یعنی خداوند "خود می داند که نسبت به بانیان و محرکین و عوامل این گونه اهانتها چه کند".

        طی حمله به حسینیه دراویش گنابادی دهها نفر زخمی و 180 نفر بازداشت شدند که آن گونه که وزیرکشور ایران در نامه خود آورده، دستگیرشدگان از هر دو طرف (حمله کنندگان و دراویش) بوده و به مقامات قضائی معرفی شده اند.


        تخریب حسینیه دراویش در بروجرد و تحریک احساسات کسانی که مکرر وفاداری خود را به جمهوری اسلامی اعلام نموده اند و به یگانگی خداوند اقرار و خود را مسلمان و شیعه می دانند، با چه انگیزه و هدفی صورت می پذیرد؟


        مهدی کروبی، رئیس پیشین مجلس ایران

        پیروان سلاسل مختلف درویشی و تصوف در دوران حکومت جمهوری اسلامی پیوسته با برخوردها و محدودیتهایی از جانب مراجع حکومتی مواجه بوده اند اما در دو سال اخیر دراویش گنابادی با دور تازه ای از محدودیت و فشار مواجه بوده اند.

        در فوریه سال گذشته (بهمن 1384) حسینیه دراویش گنابادی در شهر قم هدف حمله قرارگرفت و تخریب شد و عده ای از دراویش بازداشت و محاکمه شدند که طی آن حتی برای وکلای مدافع دراویش هم مجازاتهایی در نظر گرفته شد.

        آقای تابنده، رهبر دراویش گنابادی نیز سال گذشته که بنابر عادت ساليانه، ماه رمضان را در شهرک بيدخت در نزديکی گناباد می گذراند، فرمانداری گناباد به او اعلام کرد که بايد اين شهرستان را ترک گويد و به دنبال خودداری آقای تابنده از عمل به خواسته فرمانداری، مأموران انتظامی و امنيتی محل سکونت او را تحت محاصره درآوردند تا اینکه پس از مذاکراتی ميان مسئولان فرمانداری و آقای تابنده، محل را ترک گفتند و وی نیز از گناباد خارج شد.

        پیروان شاه نعمت الله ولی

        سابقه سلسله نعمت اللهی به شاه نعمت الله ولی از عرفای قرن نهم هجری (پانزدهم ميلادی) باز می گردد که در ماهان کرمان مدفون است.

        پيروان اين سلسله طريقت در قرن نوزدهم به سه شاخه ذوالرياستينی (منورعليشاهی)، گنابادی (سلطانعليشاهی) و صفی عليشاهی (صفائی) تقسيم شدند که شاخه گنابادی در شيوه های خود تفاوتهايی با دو شاخه ديگر دارد و به اهل شريعت نزديکتر است، تا آنجا که مکانهای تجمع اين سلسله به جای خانقاه حسينيه ناميده می شود و مشايخ آن به جای اخذ اجازه ذکر، اجازه اقامه نماز دريافت می کنند.


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #64
          Sufism, the Religion of the Heart

          The subject of Sufism has been interpreted in various ways in India , Arabia , and other Middle Eastern countries over hundreds of years. This subject is also found in numerous historical documents as well as in contemporary publications, and yet to the question, ‘what is Sufism?’ there seems to be no precise definition which could satisfy the curiosity of those who, in the disguise of seekers on the spiritual path, are searching only for the key to performing wonders.

          Sufism is neither a religion nor a cult nor a sect, nor is it only from the East or from the West. Sufism, which means wisdom, has always been and shall always be an open door to Truth; the wise feel sympathy towards all beliefs, while at the same time avoiding speculation upon abstract concepts. Sufism believes in the Divine origin of every form of worship in which the unity of religious ideals is respected.

          Sufism, which is without any religious obligations, regards spirituality as the religion of the heart. That religion is one wherein the unity of religious ideals is followed unconditionally in search of truth, without going astray in following the followers of the followers of the great religious reformers, whose messages have been altered beyond recognition through the centuries by those who confuse mysticism with fanaticism.

          In Sufism there is no place for comparisons or preferences. All Messengers are regarded with the same respect and their messages are worshiped with the same veneration, knowing that Buddha was not a Buddhist, Christ was not a Christian, and Mohammed was not a Mohammedan. They were bringers of new impulses of the Divine Message, which the multitude uses as toys to play with, and impostors use for power games.

          Sufism is an attitude of inner sympathy towards all beliefs. All religions are Sufi religions as long as they recognize the limits inherent in any speculative interpretation of Truth. One might say that Sufism is a process leading to the widening of the horizon of the heart, so that Truth may shine within as a brilliant sun, illuminating all that is receptive of its rays of light.

          Through the ages there has been one religion after another, but each one came as a confirmation of the previous one. Now, in our century and with the development of science and communication, it has become clear that each religion had a special purpose to fulfil at a particular period of human evolution. For the wise, one can only be really attuned to any religion if one’s heart is open to all religious beliefs with the same love and understanding for each.

          If one took six or seven different glasses, each one of a different colour, and poured water in each glass, the water would appear red in one glass, blue in another, green in a third, and so on, although it were the same water in each. In the same way, all religions are in their origin of divine inspiration, but, like the image of water poured into different coloured glasses, as soon as divine inspiration is crystallized in human thought, it acquires the colour of that thinking. We then call the one colour Hinduism, another colour Buddhism, another Islam and still other colours are called Judaism, Christianity, or by any other religious denomination.

          Therefore, since the origin of all religions is of divine nature, these can only be understood inasmuch as one is prepared to recognize the unity of all religious ideals, at which level all religions are so many derivations of one and the same impulse, the cry of the heart, the longing of the soul for God.

          Wisdom might reveal itself in the guise of a recognizable form, although wisdom is not tangible, nor does it have a form of its own. Examples of wisdom might perhaps be described, although wisdom cannot be defined in words. Furthermore, there are just as many expressions of wisdom as there are seekers of wisdom. Yet, for the one who is really wise, there is only one wisdom but many different ways of understanding that one wisdom, and different forms of expression through which the one and only wisdom is recognized by the wise.

          Wisdom takes it for granted that some very specific dogmas must have made much sense at the time that they were preached, but these don’t necessarily apply any more in our world today, where science has taken over the responsibility of such subjects as health and education, which were originally once part of the basic structures of ancient religion.

          The word Sufi means wisdom, but that does not mean that when pursuing the Sufi path one is necessarily wise. Sufism is a test with which one is constantly confronted, when expected to show an example of how well one understands what spirituality truly is. Spirituality does not mean drifting away upon the clouds of illusion; it means having the feet firmly on the ground of reality, proving thereby, without pretence to have acquired discipline over the physical and mental energies. It is only then that one can possibly inspire others on the path where honesty in spirituality is the watchword.

          A Sufi is a religious soul whose nature is to refuse to submit to imposed beliefs, and who is conscious that life is not necessarily just what one might think it to be, nor what one is told it to be. Life is not only lived at the level of physical experience, nor only at the level of thought, nor only at the level of feeling, but also, and most importantly, at a still higher level of consciousness, where the self is no more the barrier separating reality from illusion.

          On the path of spirituality, one ventures to vanquish one’s own faults rather than to judge others, whose faults are not very different to one’s own. One tries to master one’s own feelings rather than misinterpreting those of others, and one treasures even the smallest sign of appreciation coming from those who are dependant upon one’s sympathy.

          At this level of consciousness, there are neither limitations nor opposites, nor is there any relationship with pre-conceived ideas, such as those expressed in all dogmatic religious interpretations of Truth. When trying to explain God one only fashions an individual concept, limited to the size of ones thoughts.

          Perhaps one might discover someday what it really means to have inner security, when seeing that all things only have just as much importance as one attaches to them. Nothing is important and yet everything is important, but that which seems so important to oneself does not always seem important to others. The Sufi will always remain free from judging others and from specifying what is good and what is bad. For the Sufi, good and bad are concepts that can only be discerned within one’s own conscience.

          As soon as one attempts to define abstract concepts, one is taken away into the labyrinth of one’s own thoughts that soon break down into speculative descriptions from which one constructs dogmatic ideas; these are then added to the many pre-conceived ideas picked up through one’s education, together with the numerous impressions and influences which constitute our mind world. Then, when one tries to express one’s beliefs and understandings, the words tend to deviate from the original ideas, which were themselves only arbitrary concepts, and the result of all this is so often presented as being the one and only truth.

          The Sufi Message is a message of, ‘Spiritual Liberty,’ revealing in its essence, the true nature of spirituality as being the liberation from dogmas and preconceived ideas. And in its call for “Unity of spiritual Ideals, the Sufi message offers a source of inspiration, reaching far beyond such feelings as ‘my religion’ as opposed to ‘your religion,’ because there is only one religion and several interpretations of the one Truth.

          Let us unite as brothers and sisters without any pretension, with the great ideal of bringing happiness to a world where illusion reigns regrettably in full authority, over the freedom of spiritual awakening.

          The religion of our time is destined to be the religion of the heart, and since there are many hearts, there are obviously many religions, although all religions spring forth from one and the same heart, the temple of God , wherein, when wisdom prevails, love harmony and beauty together constitute the living altar.

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #65
            Mystic Iran
            Women dervish dance and trance

            From filmmaker Aryana Farshad's amazing film of spiritual rituals and visits to sacred locations in her native Iran-- "Mystic Iran" (2002).




            YouTube - Mystic Iran -- Women dervish dance and trance

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #66
              'Bab'Aziz: The Prince Who Contemplated His Soul'

              Like strange desert creatures, a little girl and her blind grandfather emerge from storm-shifted sands, dust themselves off and set out on a journey with no map or timetable in "Bab'Aziz: The Prince Who Contemplated His Soul," a film steeped in Sufi mysticism and as transcendent as that opening sequence. Unlike the movie's wanderers, Los Angeles filmgoers must move quickly: They have but a week to experience the lyrical imagery on the big screen.

              That imagery includes footage of Iran's carved adobe city of Bam, filmed months before its destruction in an earthquake. Tunisian visual artist/writer/filmmaker Nacer Khemir intends his third feature as a tribute to Islam at a time when extreme fundamentalism provokes denigration.

              The film was shot in the deserts of Iran and Tunisia, and cinematographer Mahmoud Kalari infuses the screen with sumptuous yet unemphatic colors, filtered through sun and wind and sand. There's nothing forced about "Bab'Aziz"; its ideas resonate quietly, building to a breathtaking climax.

              The film owes its impact in large part to octogenarian Parviz Shahinkhou, who plays Bab'Aziz with gentle authority. Gnarled walking stick in hand, he's headed for a gathering of fellow dervishes, the Sufi ascetics whose ecstatic worship involves whirling dances. Their get-together happens once every 30 years, its location unknown to everyone involved. "Those who are invited will find the way," Bab'Aziz assures Ishtar (Maryam Hamid), who's about 10 but has an old soul. To keep his granddaughter entertained as they cross the desert, Bab'Aziz tells her, in daily installments, the story of a young prince who disappears.

              The journey spirals into stories within stories as Ishtar and Bab'Aziz encounter other travelers, among them a singer (Nessim Kahloul) looking for his lost love and a man, half-mad or visionary (Mohamed Grayaa), who is fished out of a well. With the collaboration of screenwriter Tonino Guerra, Khemir has created a fresh variation on the somewhat tired subgenre of the crisscross, in which the paths of strangers intersect and converge. The setting is metaphysical rather than metropolitan, and in place of neurotic urbanites we find a red-haired dervish and a gazelle.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #67
                A Sufi master will speak in Denver this weekend during a free interfaith event about how religion is a source of peace, not conflict.


                Shaykh Muhammad Hisham Kabbani, before he presents in Denver, is also scheduled to visit the home of a Longmont Muslim on Saturday.


                Kabbani is the keynote speaker during this weekend’s Abrahamic Initiative, an interfaith program sponsored by St. John’s Episcopal Cathedral in Denver with support from The Denver Foundation and Iliff School of Theology, said Greg Movisian, chairman of the steering committee.


                Longmont resident Mike Granger said he plans to attend this weekend’s events, which includes Kabbani speaking from the pulpit at the cathedral Sunday, said Movisian.


                Granger said he is a follower of the Naqshanbdhi path, one of the major orders of Sufi Islam. Raised in the Episcopal Church, Granger said he converted to Islam in 1981 because he was “searching for a spiritual way, a truth of some kind that would bring happiness and peace in my life.”


                Sufism is a mystical tradition in Islam and can include members of the religion’s two major groups, Shiite and Sunni Muslims, according to the Religion Newswriters Association.


                Granger said he invited Kabbani to his house for a private meal with other area Muslims Saturday through an e-mail between a mutual friend. While Granger has met Kabbani before, he said he was floored when his invitation was accepted.


                “He’s such a guest of honor,” Granger said of Kabbani. “Anybody of this importance to me and such a spiritual light to come into my house, it’s kind of mind-blowing,” he said.


                After the meal in Longmont, Kabbani heads to Denver for worship services, both Sufi and Christian, and a presentation titled “Religion as a Source for Peace in the World,” said Movisian.


                The Lebanon-born Kabbani is “a scholar of mainstream, traditional Islam teaching peace, tolerance, respect and love,” according to the the As-Sunnah Foundation of America, one of the many U.S. Muslim organizations he is involved in.


                But the shaykh is not without controversy. In 2001, the New York Times reported that the Lebanon-born Kabbani caused controversy with his comments on the high rates of extremism within the American Muslim community, according to the Pluralism Project, a research project studying the country’s religious diversity.


                Movisian, who helped to coordinate the Abrahamic Initiative, called Kabbani “a powerful and articulate speaker on this topic of peace from the Sufi tradition.”


                “We’ve been focusing (recently) on the relationship between religion and violence and religion and peace,” Movisian said. “It’s just a very basic question: Does religion foster violence or peace? Does it do both? And under what conditions and circumstances?”


                The initiative, which began in 2001, promotes interfaith dialogue.


                Past topics include women in Islam, Iraq, the Palestinian-Israeli conflict, and the problem of evil and violence in holy texts such as the Bible, Torah and Quran.


                “We’re not going to solve the Middle East crisis,” Movisian said, “but people in Denver are talking with each other about caring and understanding each other rather than seeing each other as the enemy.”

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #68
                  Iran's Society for the Appreciation of Cultural Works and Dignitaries is set to honor the renowned Mowlavi expert, William C. Chittick.

                  The event, which will be held on June 14, 2008, will mark the American scholar's 65th birth anniversary and honor his life-long efforts to promote Islamic-Iranian studies.

                  Chittick, who received his PhD in Persian literature from Tehran University has written and translated twenty-five books and numerous articles on Islamic thought, Sufism, Shiite thought, and Persian literature.

                  Sufism: A Short Introduction (Oneword, 2000), The Heart of Islamic Philosophy (Oxford University Press, 2001) and The Elixir of the Gnostics (Brigham Young University Press, 2003) are among his recent books.

                  William C. Chittick is currently a member of the Asian and Asian-American Studies department at the Stony Brook State University of New York.

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #69
                    گزارش خبرنگار سايت مجذوبان نور ، تنها دو روز پس از تخريب منزل و محل انعقاد مجالس دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي درچرمهين اصفهان،كه به دستور مقامات امنيتي و توسط نيروهاي انتظامي و لباس شخصي انجام گرديد، پنج شنبه 13 تير ماه1387 ، رحمت الله جوادي از سوي دادگاه باغ بهادران احضارشد و نامبرده در دادگاه حاضر نگرديد. درادامه اين گزارش ليست اسامي مجريان طرح عمليات تخريب منزل جوادي در روز 11 تير ماه كه بعضا مردم و دراويش را بازداشت و زنداني و مورد ضرب وشتم وفحاشي قرار داده اند و سهم اساسي در ايجاد درگيري و تخريب منزل داشته اند (بشرح ذيل) افشا گرديده است سرهنگ قاسميان رئيس كلانتري چرمهين سرهنگ كريميان رئيس كلانتري باغ بهادران سرهنگ ملكي از پرسنل نيروهاي انتظامي اعزامي از زرين شهر شريفي معاون سياسي شهرداري چرمهين جعفرزاده رئيس دادگاه باغ بهادران سليميان رئيس آگاهي زرين شهر سهراب قاسمي پاسدار بازنشسته (با لباس شخصي و مسلح ) ايزدي از پرسنل نيروي انتظامي ،اهل روستاي لايبيد ( با لباس شخصي و مسلح كه درعمليات تخريب با فحاشي و ضرب و شتم ، مردم ودراويش را موردتهديد، تعقيب و آزار قرار داده است) لازم به ذكر است كه عده اي از دراويش در اطراف منزل جوادي بيتوته كرده و قصد بازسازي منزل اين معلم مظلوم را دارند.

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #70
                      حكم محكوميت پيش نماز دراويش قم به جرم پوشيدن عبا هنگام نماز






                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #71
                        پنج شنبه ۳۰ آبان ماه ۱۳۸۷ محمد اسماعیل صلاحی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی دستگیر و بازداشت شد .

                        به گزارش تریبون ،دادستانی یزد در تماس تلفنی با صلاحی از او می خواهد که جهت رسیدگی به اعتراض در خصوص اخراج از دانشگاه به دادستانی مراجعه نماید پس از حضور، صلاحی بازداشت گردیده و پس از تفهیم اتهام جدیدی تحت عنوان نشر اکاذیب، بدلیل مصاحبه با رادیو فردا و ارسال مطالب به سایتها؛ با قرار کفالت راهی زندان شد .

                        حکم اخراج صلاحی از دانشگاه آزاد میبد روز سه شنبه ۲۸ آبان ماه ۱۳۸۷ به وی ابلاغ شده بود و او نیز طی مصاحبه هایی با سایتهای اینترنتی و رادیوهای خارجی پرده از ارتباطات بین دانشگاه آزاد اسلامی و شبکه های موجود در وزارت اطلاعات و ارتباطات تنگاتنگ آنها با حزب مؤتلفه برداشت.



                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #72
                          حسینیه و کتابخانه دراویش گنابادی در تخت فولاد اصفهان، صبح روز چهارشنبه 30 بهمن (18 فوریه) مورد حمله قرار گرفت و با بولدوزر تخریب شد.

                          تعدادی از دراویش که هنگام حمله به تکیه درویش ناصر علی حضور داشتند بازداشت شدند، ولی پس از تخریب اين محل آزاد شدند.

                          به نقل از وب سایت مجذوبان نور متعلق به دراویش گنادبادی 200 تن از نیروهای امنیتی، یگان ویژه، اماکن و شهرداری اين محل را محاصره کردند و به بهانه تفتیش و بازرسی وارد مقبره شدند و سپس کتابخانه و کلیه وسایل و اقلام موجود در این محل جمع آوری و کلیه ساختمان های اطراف مقبره (ساختمان قدیمی و محل مجالس)را با بلدوزر تخریب کردند.


                          مصطفی آزمایش، نماینده داروایش گنابادی در خارج از کشور به بخش فارسی بی بی سی گفت که حمله کنند گان از وزارت اطلاعات بوده اند و پیش از آنکه حسینه و کتابخانه را تخریب کنند، آثار با ارزش از جمله تابلوها و فرشها را از محل خارج کردند.


                          به گفته وی با توجه به حمله پیشین به محل اجتماع دراویش گنابادی در شهرهای مختلف، همیشه تعدادی از دراویش در اين محل مستقر بودند که در صورت حمله احتمالی با تلفن همراه دراویش دیگر را خبر کنند. اما اولین کاری که حمله کنندگان کردند ضبط تلفنهای همراه و بازداشت و انتقال اين دارویش به پاسگاه بوده است.

                          آقای آزمایش در پاسخ به اين پرسش که آیا دراویش گنادبادی درخصوص تخریب ساختمانهای اجتماع شان از مسیر حقوقی پیگیر بوده اند گفت که همه وکلای دراویش یا تعزیر شدند، یا به زندان افتاده اند و یا پروانه وکالت شان لغو شده است.

                          سال گذشته حسینیه ای ديگری متعلق به دراویش گنابادی در بروجرد تخریب شد. مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی و رئیس اسبق مجلس شواری اسلامی نسبت به تخریب اين حسینیه به وزیر کشور ايران اعتراض کرد.

                          پیش از آن نیز حسینیه اين دراویش در قم تخریب شده بود. آیت الله منتظری، از مراجع تقلید شیعیان تخریب اين حسینیه را غیر شرعی خواند.


                          دراويش نعمت اللهی گنابادی پيرو نورعلی تابنده ملقب به مجذوبعلی شاه هستند که خود در تهران ساکن است. آقای تابنده نیز در این مدت تحت فشارهایی قرار گرفته است.


                          سابقه سلسله نعمت اللهی به شاه نعمت الله ولی از عرفای قرن نهم هجری (پانزدهم ميلادی) باز می گردد که در ماهان کرمان مدفون است.

                          پيروان اين سلسله طريقت در قرن نوزدهم به سه شاخه ذوالرياستينی (منورعليشاهی)، گنابادی (سلطانعليشاهی) و صفی عليشاهی (صفائی) تقسيم شدند که شاخه گنابادی در شيوه های خود تفاوتهايی با دو شاخه ديگر دارد و به اهل شريعت نزديکتر است، تا آنجا که مکانهای تجمع اين سلسله به جای خانقاه حسينيه ناميده می شود و مشايخ آن به جای اخذ اجازه ذکر، اجازه اقامه نماز دريافت می کنند.


                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #73
                            پاكستان از جمله كشورهايي است كه به داشتن اسلام افراطي شهرت دارد. اما اغلب پاكستاني ها دنباله روي صوفي گري عرفاني هستند كه فرقه اي ملايم تر و مداراتر است.

                            وزير خارجه پاكستان كه خودش از صوفيان اين كشور است، اخيرا پيشنهاد داده براي مقابله با بنيادگرايي اسلامي در كشورش مي توان از فرقه او استفاده كرد.

                            نوازندگان و خوانندگان در معبدي در لاهور براي اجراي موسيقي قوالي گرد هم مي آيند، موسيقي اي كه بيان اصلي اسلام صوفي در جنوب آسيا است.

                            به نظر مي رسد اين موسيقي مانند كليد بخشي از سير و سلوك عرفاني است، كه صوفي ها آن را يادآوري پي در پي خدا مي نامند.

                            عليرضا كه به نسل چهارم خوانندگان صوفي در اين خانواده تعلق دارد آن را اين طور توصيف مي كند: "هميشه حركتي وجود دارد، چه رقص و چه آهنگ، براي اينكه جهان در حركات مربوط به يادآوري خداوند بي نقص است."

                            او در ادامه مي افزايد:"وقتي به موسقي هاي ديگر گوش مي كنيد براي مدت كوتاهي آنها را گوش خواهيد داد، اما موسيقي قوالي مستقيم به درون مي رود، حتي اگر شما نتوانيد جملات آن را بفهميد، اما مي توانيد معجزه آن را احساس كنيد. اين موسيقي روحاني يا معنوي ناميده مي شود كه مستقيما روح و ذهن شما را به خوبي لمس مي كند.

                            اما تصوف بيش از موسيقي است. در يكي از خانه هاي حومه شهر لاهور، زنان به طور هفتگي دور هم جمع مي شوند تا اصول صوفي گري را تمرين كنند، به اين معني كه ذهن را پاك و قلب را به سمت خدا باز كنند.

                            شفق حسين به مدت نوزده سال به عنوان معلم، تدريس صوفي گري مي كند و دراين باره مي گويد:"در تصوف دو يا سه چيز وجود دارد كه ما بايد بيش از فقط دعا كردن انجام دهيم، يكي ذكر است كه به صورت مناجات خوانده مي شود و بعد مديتيشن. اين از اصولي است كه ما اينجا انجام مي دهيم. ذكر مي گوييم و مردم سالهاست كه به اينجا مي آيند."

                            آيدا نقوي، دختر شفق و همچنين معلم تصوف اسلامي است. او مي گويد صوفي گري در مناطق اسلامي جنوب آسيا رواج دارد و مي افزايد:"اسلام به اين قسمت دنيا از طريق صوفي گري آمده است و اين تصوف بود كه ديني را با پيام عشق، هماهنگي و زيبايي گسترش داد. نه جنگي و نه شمشيري در اين پيام ها وجود نداشت. اسلام ما خيلي متفاوت تر از اسلام افراطي خاورميانه است. شما نمي توانيد اين را از فرهنگ ما جدا كنيد، اين در موسيقي و در افسانه هاي ما وجود دارد. ما يك كشور صوفي گرا هستيم و در حال حاضر در پاكستان كشمكش زيادي براي رسيدن به جوهر و روح اسلام وجود دارد."

                            اين كشمكش، بين صوفي گرايان با وهابيون افراط گراي اسلامي طالبان و القاعده، وجود دارد. طرز فكري كه در مناطق قبيله اي نشين شمال غربي پاكستان موجود است و در دهه هاي هشتاد و نود توسط آمريكا و عربستان سعودي تقويت شد. اين حمايت ها براي كمك به سربازان اسلامي در زمان جنگ، مقابل شوروي در افغانستان بود. اما اين طرز تفكر براي صوفيان پاكستان بيگانه است. سردار آصف علي، از وزراي كابينه و همچنين يكي از صوفيان پاكستان در اين باره مي گويد:"وهابيت از يكي از قبايل اسلام گرا، از بيابانهاي ماسه اي عربستان سعودي مي آيد. اين مي تواند براي قبايل حاشيه مرزي خيلي جذاب باشد، اما هيچگاه جايگاهي در جامعه پاكستان پيدا نخواهد كرد."

                            آيدا نقوي از سوي ديگر معتقد است صوفي گري مي تواند نقشي سياسي بازي كند اما او همچنين نسبت به خطرات حمايت هاي غربي هشدار مي دهد و مي گويد:" من فكر مي كنم اگرقرار است اين اتفاق بيفتد بايد خيلي سريع باشد چرا كه خيلي مردم در اينجا نسبت به مداخله غرب حساسيت دارند. بنابراين اگر نيت خوبي وجود دارد آنها بايد مخفيانه آن را انجام دهند. براي اينكه نبايد اين برچسب به صوفي گري خورده شود كه جنبشي است كه غرب، توسط آن مي خواهد اسلام خشكه مقدس وهابيون را تحت الشعاع قرار دهد."

                            معبد شجاع جمال جايي است كه به خاطر مراسم طبل زني سه شنبه شب هايش معروف است. محلي بسيار شلوغ و پرجمعيت. مردان جوان و تعدادي كمي از افراد سالخورده مانند قوطي پر از ساردين به هم چسبيده اند. بعضي نشسته اند و برخي ايستاده، بعضي تاب مي خورند و برخي ديگر از حركات خود در خلسه فرو رفته اند و فضا انباشته از ابري از عود و مخدر است.
                            و اين آن تصويري نيست كه غرب از اسلام در پاكستان دارد. تصوف در بين مردم مقبوليت بيشتري از تفسير طالباني دارد. تصوف نيرويي آميخته از عرفان، فرهنگ عاميانه و لذت جويي است.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #74
                              قطب دارویش گنابادی در بیانیه ی نوروزی خود ضمن تبریک نوروز به دراویش این سلسله، از وضعیت تحمیلی جمهوری اسلامی بر این دراویش انتقاد کرد.

                              متن این بیانیه به این شرح است:

                              بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

                              یا محَوِّلَ الحَولِ وَالا حوال حَوّل حالِنا اِلی اَحسنِ الحالُ

                              عید سعید نوروز را به همه هموطنان عزیز بالاخص فقرا، برادران ایمانی تبریک می گویم .عیدی است که برای ما از حضرت زرتشت (ع) یادگار مانده و در طیّ تاریخ بر مکتب اسلام هم عرضه شده و تایید گردیده است چه به توسط پیغمبر (ص)و چه به عنوان حضرت صادق (ع). به حضرت زرتشت (ع)عرض می کنیم: ای بزرگوار! دیده بگشا و هم وطنان خودت را ببین 0 ما یادگار تو را حفظ میکنیم ولی آنهایی که این یادگارها را تخریب می کنند، مزاحم هستند، إن شاءالله خداوند همه ما را در راه راست محکم بدارد و ثَبِّت اَقدامَنا وَ انصُرنا عَلَی القَومِ الکافِرین .

                              حضرت صادق (ع) اَلحَمدُ لِلهِ الَّذی جَعَلَ اَعدائَنا مِنَ الحُمَقاء بنابراین گمان می کنند عظمت درویشی و عظمت ولایت الهی در ساختمانهای بلند، کاشی کاریهای عظیم و لباس های پر زرق و برق است، به خیال خود برای دشمنی و نابودی فقر وعرفان این مظاهر را از بین می برند و به خیال خود موفق شده اند و حال آنکه از بین بردن این مظاهر نه تنها به اصل مکتب لطمه نمی زند بلکه تا کنون تجربه کرده ایم که این تخریبها موجب انتشار و عظمت مکتب تصوّف و عرفان شده است. وقایعی که در این چهار سال اخیر رخ داد هر کدام به نوبه خود تلفاتی از فقرا داد ولی عظمتی هم در مقابل به عالم فقر داد، یعنی در واقع عالَمِ فقر، قربانی هایی داد و عظمت از طرف خداوند اعطاء شد. وقایع تخریبهایی که تا کنون دیدیم، موجب تعجب و تاسف است زیرا مسلمین صدر اول اسلام هر جا را که فتح کردند،از جمله بیت المقدس را،عمر خلیفه ی دوم ،وارد کلیسای بیت المقدس شد و آنجا نه تنها بر حَسَب سنّت پیغمبر (ص) یقیناً دو رکعت نماز خواند ، بلکه مجدداً تولیت و کلید آنجا را به همان متولّی قبلی داد.

                              امسال نیز گذشته از آن جراحتهای کهنه ای که بر قلب ما وارد شد ،جراحت جدیدی هم وارد شد و بلکه بر جراحتهای گذشته، نمک پاشیده شد. اما خداوند در این جریانها که برای ما امتحان و در عین حال برای آتیۀ ما ریاضتی تلقّّی می شود بحمدلله تا کنون ما را سرفراز در آورده است و خداوند وقتی به قومی محبت داشت این دعای آنها که :رَبَّنا لا تُزِغ قُلُوبَنا بَعدَ إذ هَدَیتَنا را در مورد آنها اجابت می فرماید و همین طور در مورد فقرا که فقرا هر چه بر آنها فشار وارد شد بر دعای ثَبِّت اَقدامَنا افزودند و خداوند نیز آنها را مؤیّد داشت .

                              جالب توجه است، همانطوری که تمام وقایع عاشورا و کربلا، مقدمّات و مؤخّرات آن در ماه محرّم بود ،این عاشوراهایی که بر ما وارد شد نیز در ماه محرّم بود ولی مابنا براین که پیامبر اکرم (ص)فرموده است : تَخَلَّقُوا بِاخلاق الله به پیروی از پیغمبر (ص) وپیروی از این دستور هر گاه گنهکاری به گناه خود اقرار و از آن توبه وپشیمانی داشته باشد، ما از حق شخصی خود می گذریم ولی مادامی که توبه ای دیده نشد بقای آنها برستم وظلم استصحاب می شود .

                              مع ذلک امروز ،چون سال نو آمده است ،خداوند طبیعت مرده را حیات مجدد داده است و ما با تبریک به یکدیگر با هم روبرو می شویم، سعی کنیم این ناراحتی ها را از لحاظ شخصی فراموش کنیم و برای روز مبادا نگهداریم .مطالبی که فعلاً به عرض می رسد گر چه غالباً ممکن است تکراری باشد ولی ضرورت دارد که باز هم یادآوری کنیم که :وَ ذَکِّر فَإنَّ الذِّکری تَنفَعُ المُؤمِنین .

                              1 – برادران فقری همان طور که در تعهّد معنوی و بیعت الهی مندرج است باید به احکام شریعت تسلیم بوده و اطاعت کنند و برای درک احکام شریعت، بهتر آن است که به علمای شریعت مراجعه کرده و یا رساله ها را مطالعه کنند که به صورت عمل به احتیاط عمل کنند ،البته رساله ها یا علما هم همه ،قابل تقلید نیستند ،بخصوص که بعد از عظمت اسلام وعظمت تشیّع و ظهور قدرت معنوی تشیع در اذهان ایرانی ها ، دشمنان سعی کردند به هر طریقی که شده است فرمان و رُل این قدرت را به دست بگیرند به این جهت بسیاری از اشخاص یا عالماً و یا جاهلاً، به تحصیل علوم فقهی اشتغال ورزیدند و حتی بعضی ها به عالی ترین مراحل آن هم شاید رسیدند به این امید که شیعیان از لحاظ علاقه ای که به احکام شریعت دارند از آنها پیروی کنند.به این جهت بود که در طی تاریخ هم فراوان داریم . ملاکی که برای ما حضرت معین فرموده اند این است که : مَن کانَ مِنَ الفُقَهاء صائِناَ لِنَفسِه، حافِظاً لِدینِه، مُخالِفاً عَلی هَواهُ، مُطیعاً لِأمرِ مَولاهُ، فَلِلعَوامِ أن یُقَلِّدُوه.

                              2 – همان گونه که همه مراجع در اوّل رساله خود نوشته اند این رساله ها، راجع به اعمال است و راجع به اعتقادات، خود مکلّف باید تحقیق کند، بنابراین صلاحیت قلمرو تقلید واین که چه مسائلی را باید تقلید کرد دردرجه اول است .مسائلی که شخص ،مکلف است و می تواند تحقیق کند ،خود باید تحقیق کند. مثلاً بررسی صلاحیت بعضی افراد ،گذشته از تحقیق، اگر عالِمی اظهار نظر کرد آن به عنوان فتوی نیست ،به عنوان مشورت است و باید توجه داشته باشیم که اعتقادات، قابل تقلید نیست.

                              3 – خداوند فرمود و وعده داد که : وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحزَنُوا وَ أنتُم الأعلَون إن کُنتُم مُؤمِنین که بشارت خود را به إن کُنتُم مُؤمِنین مقید فرمود، بنابراین به هیچ وجه نگران و ناراحت از زحمات دنیوی از قبیل بازداشت ،حبس و امثال اینها نباشید چه بسا شما بتوانید در این حبس به درجات عالی تری از معنویت برسید، امیدوارم خداوند وسایل رفاه را برای شما فراهم کند ولی همیشه یاد خدا واتحاد با یکدیگر را فراموش نکنید، اتحاد مومنین با یکدیگر باید طوری باشد که مصداق کَأنَّهُم بُنیانٌ مَرصُوص قرار بگیرند والحمدلله از این حیث، توفیق الهی نصیب ما فقرا بوده است که قدم به قدم به جلو رفته ایم واین مسئله خاص مراجعه خودجوش روز درویش آنقدر مهم بود که حتی از طرف دشمنان، روزسوم اسفند به نام روز درویش نامیده شد و این برای دشمنان ایمان، متصور نیست که مومنین آنقدردلهایشان به هم نزدیک باشد که خود جوش عمل به این اهمیت را انجام بدهند .همه دنبال این هستند که چه کسی باعث این شده است؟! کسی که باعث این شده است روح ایمان است یعنی پیغمبر (ص) و علی (ع) که در دلهای مومنین جای دارند و از این جهت من، بدون اینکه دخالتی داشته باشم بسیار خوشحال شدم و امید وارم که فقرا همیشه وحدتشان را حفظ کنند و هیچ گونه نقاری از یکدیگر نداشته باشند زیرا در آنصورت آن صفت إن کُنتُم مُؤمِنین، تضعیف شده و یا از بین می رود.

                              4 – امروز وسایل اطلاع رسانی فراوان است، بطوری که اکنون ما تقریباً از مطبوعات داخلی جز اندک بهره ای نمی توانیم ببریم زیرا بایکوت کرده اند ولی مع ذلک اخبار ما را مرتّب در دنیا پخش می کنند .این کار دشمنان است و به خصوص اخیراً شنیده شد که دشمنان، کمیسیون هایی تشکیل دادند و از انواع مختلف کار فرهنگی استفاده می کنند، مثلاً در حدود بیست و چند کتاب علیه درویشی در همین مدت نوشته و به نامهای مختلف منتشر شده است ،همه از این کمیسیون است که تقریباً اعضای این کمیسیون را ما می شناسیم و برای ما آشنا هستند. تمام این کتابها از تقریباً یک نفر یا دو نفر است ولی هر کدام به اسامی جعلی منتشر می گردد .همچنین در این سایتها همانطوریکه قبلا نوشته شده بود ،در جایی دیدم که علیه ما هیجده سایت به اسامی مختلف تشکیل شده و اینها دقت می کنند چون اختلاف انداختن وتفرقه انداختن ،سلاح مهم آنهاست ،جزئی کدورتی که بین دو نفر از فقرا و به خصوص از بزرگانِ فقرا و مشایخ پیدا شود، این سایتها و گردانندگان آنها به صورت ظاهر بعضی ها طرفدار این طرفند و بعضیها طرفدار آن طرف و هر دو از هم بد می گویند که البته اخیراً معلوم شد و بسیاری از این سایتها تعدیل شد ،مثلاً یک سایتی به عدّه ای توصیه می کند که با آنهای دیگر صفا نکنید، مصافحه نکنید تا معلوم شود ما آنها را قبول نداریم. درویشی که مال شما نیست که شما قبول داشته باشید یا نداشته باشید!! من نقل قول از حضرت آقای صالحعلیشاه (قدّس سرّه)شنیدم که فرمودند: دستی را که گرفتیم رها نمی کنیم اگر چه در آخرین مرحله زندگانی او باشد.




                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #75

                                5 – مسئله دیگرنقش عقل است. در فقه اسلامی، عقل یکی از ارکان اربعه احکام تلقی می شود ولی مشهور است که از بزرگی پرسیدند که آیا عقل، حجت است یا نه ؟ فرمود: عقلِ من یا عقلِ تو؟ عقلِ من حجت است ،عقلِ تو نه .عقلی که از شوائب دنیوی و حبّ و بغض های شخصی خالص و بدور باشد و هدف ،اطاعتِ امر الهی باشد ،چنین عقلی خودبخود راه را پیدا می کند و مصداق آن عقلی است که در سوره وَالشَّمس ذکر شده است که می فرماید : وَ نَفسٍ وَ ما سَوّاها فَألهَمَها فُجُورَها وَ تَقویها چنین عقلی ،گذشته از اینکه مسیر استدلال به جایی می رسد، الهام الهی نیز به او کمک می کند واین الهام صرفاً مختص به مؤمنین نیست، مواردی که خداوند مصلحت بداند الهام می فرماید، همه ما دیده ایم یا پای درخت خوابیده ایم و دیده ایم که سیبی یا میوه ای از درخت می افتد ولی خداوند این الهام را به نیوتن داد که از این امر ساده، قانونی را که خداوند مقرر کرده است، کشف کند و به ما اطلاع دهد جایی که به او چنین الهامی می شود، مسلّماً خداوند به مؤمنین هم الهام می کند اما البته الهام هرگز مخالف با عقل نیست. به هر جهت احکام شریعت همیشه باید رعایت شود و مسئله ای نیست که در اصل تغییر یابد، ممکن است مصادیق احکام شریعتی در زمانهای مختلف، متفاوت باشد ولی اصلِ اطاعت از احکام شرعی همیشه برجاست وثابت است .

                                6 – در حرمت مواد مخدر بین عرفای اخیر اختلاف نظری نیست و همه بدان معتقدند، به این دلیل که خطر عظیمی در راه سلوک است و الّا در هیچ مورد دیگری بزرگان عرفان در مسائل شرعی دخالت نکرده اند.

                                7 – فرمایش علی (ع) را به خاطر بیاوریم که فرمود: اسلام از دو جنبه لطمه می بیند: متحجّرین وبی دینان. نمونه متحجّرین خوارج صدر اسلام اند که هم اکنون نسل آنها و تفکر و بینش آنها باقیست .

                                8 – به اتفاق نظریۀ همه بزرگان عرفان وشریعت، امروز دنیای اسلام نیازمند وحدت است، نیازمند دوستی است. به همین جهت همه ما توبیخ می کنیم همه کسانی را که در این راه سنگ اندازی می کنند وبه هر بهانه ای که شده است دشمنیهای خود را به ظاهر، لباسِ شریعت می پوشانند و به عملِ ضدِّ شریعت می پردازند .

                                9 – برادران فقرا در روابط تجاری خود رعایت کمال احتیاط را بنمایند که موجب اختلاف پبدا نشود .

                                10 – مجالس شبهای جمعه و دوشنبه و صبح جمعه برقرار است البته فقرا به هر عنوان که تجمع کنند و با هم بنشینند و به یاد خدا باشند، مُثاب است ولی مجالس دیگر جزءِ مجالس فقری حساب نمی شود و مثلا کسی، در منزل شخصی خودش برای دیدار و دید و بازدید می نشیند و جلسه برقرار می کند ،البته با یاد خدا بودن مجلس را متبرّک می سازد ولی مجلس فقری تلقّی نمی شود .

                                11 – عرفان وتصوّف به اصطلاح عوامانه صلح کلّ است، باید توجه کرد همانطور که یک مجسمه ساز یا یک هنرمند ،اثری بیافریند اگر چه بعداً خودِ او، این اثر را در درجۀ اوّلِ اهمیت قرار ندهد ولی همیشه به آثار خود علاقمند است. بیاد بیاوریم که روایت شده است که خداوند متعال حضرت موسی (ع)را خطاب فرمود و از او پرسید یا به او اطلاع دادکه تو چندین هزار نفر از بنی اسرائیل را کشته ای !! و حضرت عرض کرد : بار الها! به امر تو بود . خداوند فرمود: بلی به امر من بود و بنابراین برتو گناهی مترتب نیست ولی دلت نسوخت که این همه جمعیت را کشتی ؟! بدانید همه مخلوقاتی را که خداوند آفریده است مورد علاقه اوست ، ما تا از راه یابی یک فرد ناامید نشویم،حق نداریم به او نظر بد داشته باشیم ،چه رسد به اینکه او را مضروب و مسدوم کنیم و محل عبادت یا محل زندگی او را خراب کنیم ،در اینصورت گناه آن چنان سنگین است که وای بر کسی که از این کار توبه نکند .

                                12 - آقایان مشایخِ محترم همه باید مورد احترامِ فقرا باشند و بین آقایان مشایخ هیچ مزیّتی نیست، تقدّمِ زمانیِ اجازه به هیچ وجه حکایت از تقدم معنوی ندارد ولی البته خودِ آقایان مشایخ، این نکته را رعایت می کنند و خواهند نمود و توجه داشته باشید که دستور العمل کلّی و دخالت در تمام مسائل و امور فقرا در همه شهرها و در کلّ مملکت فقط در صلاحیت قطب وقت است، حوزه مأموریت مشایخ محدود است و حتی اگر اجازه ی خاصّی نداشته باشند، سخنرانیهای خود را هم باید کوتاه تر نموده و فقط منحصر به مسائل محلی نمایند.

                                13 – درویشی در سیاست به معنی عوامانۀ آن و به آن نحوی که جاریست دخالت نمی کند زیرا بعضی و بلکه بسیاری از منهیات شرعی و اخلاقی در عوالم سیاست برگزار می شود مانند ریا کاری ،خُلفِ وعده و امثال اینها ولی فقرا به اتکاء عقل شخصی خود در سیاستها دخالت می کنند و با توجه به دستورات اخلاقی و شرعی تصمیم می گیرند و از جمله این مسائل که هر چند وقتی برای ما مردم پیش می آید مسئله انتخابات است .بنابراین توقع اینکه از طرف قطب یا مشایخ دستوری به فقرا داده شود، روا نیست، مشایخ نیز چنین دستوراتی نمی دهند، فرضاً صحبتی کردند و چنین چیزی شنیده شد، نظر شخصی آنهاست، آن هم به عنوان یک درویش و برای دیگران لازم الاتّباع نیست. بنابراین فقرا در مسائل سیاسی مثل یک شهروند باشند، حقوق خود را رعایت کنند و وظایف خود راهم انجام بدهند.


                                حاج دکتر نور علی تابنده (مجذوبعلیشاه)

                                iran

                                Comment

                                Working...