شاخصهاى حضور اسلام در مالزى
پس از شكست استعمار و استقلال اين كشور، دين اسلام به عنوان مؤثرترين مؤلفه فرهنگساز و تأثيرگذار در اين كشور به راه خود ادامه داد و تلاشهاى ملىگرايى كه از سوى روشنفكران غربگرا هدايت مىگرديد و عمدتا جهت ضددينى داشت، به جايى نرسيد. ترويج تفكر چپ و ماركسيستى توسط چين و در ميان چينىهاى ساكن مالزى كه به بوديسم تعلق داشتند نيز نتوانست غلبه تفكر دينى و رويكرد كلى اسلامى مردم را تحت تأثير قرار دهد و اسلام را از صحنه سياست و اجتماع دور سازد.
نشانهها و شاخصهايى حيات دينى و معنوى مردم مالزى را در دوران استعمار (قرون نوزدهم و بيستم ميلادى) و شرايط كنونى نشان مىدهد و مىتواند در مجموع اعتقاد ژرف مردم آن ديار را به اسلام و مساعدت جامعه مالزى را جهت ترويج دين و پاسدارى از ارزشهاى دينى و معنوى، آفتابى كند.
بيش از 60% جمعيت بالاى بيست ميليونى مالزى به اسلام معتقدند و چنانكه اشاره شد اين آيين، مؤلّفه اصلى هويت قوم عمده اين كشور يعنى مالايو را به خود اختصاص مىدهد. اگر بپذيريم كه اكثريت داشتن مالايو از سويى و اصالت آنان در مالزى و مهاجر دانستن بقيه اقوام و نژادها را از سوى ديگر، مفهوم غلبه فرهنگى آنان را به ديگران مىرساند و اين امر دستكم در مورد مالزى مورد تشكيك نيست، اسلام به عنوان دين مورد اعتقاد مالايوها و بخشى ديگر از اقوام كشور، وجهه غالب فرهنگى و جلوه اجتماعى آن كشور را فرا گرفته است و در مظاهر گوناگون حيات اجتماعى و ظواهر فرهنگى اهالى آن خودنمايى دارد كه از جمله مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
1ـ رعايت حجاب اسلامى توسط زنان مسلمان بسيار چشمگير و برجسته است و اين تنها حجاب نيست بلكه ساير شعاير اسلامى كه در ارتباط زندگى خصوصى و خانوادگى افراد مىباشد، نفوذ عميق و فراگير خود را در زندگى مالايو و به طور كلى مسلمانان مالزى تثبيت نموده است.
2ـ شعاير اسلامى مربوط به تولد فرزند، ازدواج، طلاق و مرگ كاملاً در جامعه اسلامى مالزى حاكم است و خارج از آموزههاى اسلامى و صبغه دينى مفهوم و آدابى براى آنها متصور نيست.
3ـ مكانت برجسته علماى دينى، سادات، معلمان مذهبى و حجاج در ميان اقشار مختلف جلوه ديگر از دينمدارى مردم اين سرزمين مىباشد. در يكى از منابع كه مسلمانان مالزى را در دوران استعمار مورد مطالعه قرار داده آمده است:
تفوق شخصيتى و روحى مسلمانان و مباهات به مسلمان بودن، نكتهاى است كه در ميان مسلمانان مالزى بيش از نقاط ديگر جهان اسلام، مشاهده مىشود.
تعامل سياست و ديانت
مذهب و ديانت در مالزى نقشى عمده و جايگاهى فراتر از مراسم فردى و آيينى دارد. بنيادگرايى اسلامى مالزى در جنبش دعوت خلاصه مىشود. هدف جنبش دعوت تنها تبليغ اسلام براى غير مسلمانان و ترويج آن در راستاى خط افقى نيست، بلكه مىكوشد تا از طريق وحدت در ميان مسلمانان و حذف موضوعاتى كه باعث اختلاف مىشود، همبستگى و پيوستگى آنها را استحكام بخشد. گروههاى كوچكتر افراطى نيز وجود دارند كه گاهى به غير مسلمانان به ويژه معبد هندوها يا ايستگاههاى پليس حمله مىكنند، اما چندان قابل توجه نمىباشند و در ميان توده مردم جايگاهى ندارند.
طبق قانون اساسى مالزى، اسلام دين رسمى كشور است ولى افراد در انتخاب دين و انجام مراسم دينى آزاد مىباشند و حتى پيروان ساير اديان اجازه تبليغ اعتقادات دينى خود را در ميان همدينان خود دارند.
پادشاه، نخست وزير و حاكمان ايالات مالزى بايد مسلمان باشند ولى اعضاى كابينه لزوما پيروان اسلام نبوده و مىتوانند از ميان اقليتهاى غيرمسلمان مىباشند. حاكمان ايالات در مناطق خود حكم رهبر مذهبى را دارند و پادشاه، پيشواى ديانت اسلامى در ايالت خود و نيز ايالات مالاكا، پنانگ، صباح و منطقه فدرال است و به طور متناوب از حاكمان ايالات انتخاب مىشود.
سياست كلى دولت مالزى در زمينه مسائل فرهنگى مبتنى بر اين پيشفرض است كه اسلام دين مصلحتگرا و همساز با روح دموكراسى است. هم چنين برخى از ارزشهاى اسلامى مثل اخوت اسلامى و مدارا كردن با غير مسلمانان، صداقت، درستكارى، نظم، هماهنگى، پاكيزگى و احترام به سالمندان را از ارزشهاى جهانى تلقى كرده و اشاعه آن را در جامعه به نفع همه مردم حتى غيرمسلمانان مىداند. از اين رو دولت مالزى با برداشتهاى افراطى از اسلام مخالف است و تندروى برخى از جريانهاى اسلامى را ناهمساز با اصول دموكراتيك حاكم بر اسلام مىداند (همان: 45).
زبان و خط
زبان رسمى مالزى مالايويا يا هاساماليزيا است كه در سيستم آموزشى و كليه مكاتبات كشور از آن استفاده مىشود. قبل از سلطه استعمار انگليس، اين زبان با خط و الفباى عربى تحرير مىشد، اما پس از آن، در اثر سياستهاى استعمارى و ضد اسلامى، رسم الخط اين كشور به الفباى لاتين تغيير يافت؛ هر چند هنوز تعداد فراوانى از لغات عربى را در آن مىتوان يافت.
زبان انگليسى زبان دوم كشور است و زبانهاى محلى كه بدان اقوام مختلف كشور تكلم مىكنند، متعدد و متنوع مىباشند. از جمله آن مىتوان به زبانهاى چينى، هندى، تاميلى، مون ضرى، پنجابى، بنگالى، پشتو و سينهالى اشاره كرد (همان: 33).
اسلام، عامل پيشرفت همه جانبه
مردم مالزى مسلمانان آرام، صلحدوست، خويشتندار و متديناند و با خشونت، قانونشكنى و اغتشاش ميانهاى ندارند. بزرگترين مسجد جهان با منارههاى بىمانند در اطراف كوالالامپور پايتخت كشور ساخته شده است.
مالزى در اختلافات مرزى بر سر بعضى جزاير كه با اندونزى داشت و در دهه شصت ميلادى باعث تشنج روابط آن دو گرديد، با كمك داورى دادگاه لاهه برنده شد و با تصاحب جزاير مزبور اكنون اختلاف مرزى با همسايگانش ندارد.
نخستوزير سابق مالزى با بيش از بيست سال حاكميت، به طور مسالمتآميز و داوطلبانه از قدرت كنار رفت و اين امر به صورت رضايتمندانه و در اوج محبوبيت توسط ماهاتير محمد صورت گرفت. او به عنوان پدر مالزى نوين و معمار مالزى پيشرفته شناخته مىشود و مردم پيشرفتهاى اقتصادى و وحدت ملى كشور را بيشتر مديون وى مىدانند (همان: 261).
وى در مورد تبيين پيشرفت مالزى تأكيد مىكند: تمام برنامهها و ساز و كارهايى كه در مالزى به كار بسته شد و به پيشرفت مالزى و نام و آوازه آن منجر گرديد، ملهم از اسلام بود. هيچ برنامه و الهامى از غرب و فرهنگ غيراسلامى جهت علاج مشكلات مالزى كه از استعمار و غرب ناشى مىشد، وام گرفته نشد و اسلام بيش از اين براى پيشرفت مسلمانان توانايى و قدرت دارد، مشروط به آنكه ما آن را خوب شناخته به كار بنديم (به نقل از: پگاه، 27/11/1383).
در مورد وضعيت اقتصادى و رفاهى مالزى بنابر منابع موجود، اين كشور، بىسوادى را ريشهكن كرده است و از لحاظ اقتصادى و منابع طبيعى و رونق اقتصادى، مقام بلندى در ميان كشورهاى در حال توسعه دارد. اين كشور اولين توليدكننده كائوچو در جهان است و 40% كائوچوى جهان را توليد مىكند. همچنين 60% صادرات جهانى روغن نخل را به عهده دارد و از لحاظ توليد فلفل رتبه اول را به خود اختصاص داده است. توليد برنج آن سه ميليون تن در سال است و علاوه بر شرايط جنگلى و گياهان نادر دارويى، مالزى با داشتن صد معدن قلع، بزرگترين توليد كننده قلع در جهان است.
نشانهها و شاخصهايى حيات دينى و معنوى مردم مالزى را در دوران استعمار (قرون نوزدهم و بيستم ميلادى) و شرايط كنونى نشان مىدهد و مىتواند در مجموع اعتقاد ژرف مردم آن ديار را به اسلام و مساعدت جامعه مالزى را جهت ترويج دين و پاسدارى از ارزشهاى دينى و معنوى، آفتابى كند.
بيش از 60% جمعيت بالاى بيست ميليونى مالزى به اسلام معتقدند و چنانكه اشاره شد اين آيين، مؤلّفه اصلى هويت قوم عمده اين كشور يعنى مالايو را به خود اختصاص مىدهد. اگر بپذيريم كه اكثريت داشتن مالايو از سويى و اصالت آنان در مالزى و مهاجر دانستن بقيه اقوام و نژادها را از سوى ديگر، مفهوم غلبه فرهنگى آنان را به ديگران مىرساند و اين امر دستكم در مورد مالزى مورد تشكيك نيست، اسلام به عنوان دين مورد اعتقاد مالايوها و بخشى ديگر از اقوام كشور، وجهه غالب فرهنگى و جلوه اجتماعى آن كشور را فرا گرفته است و در مظاهر گوناگون حيات اجتماعى و ظواهر فرهنگى اهالى آن خودنمايى دارد كه از جمله مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
1ـ رعايت حجاب اسلامى توسط زنان مسلمان بسيار چشمگير و برجسته است و اين تنها حجاب نيست بلكه ساير شعاير اسلامى كه در ارتباط زندگى خصوصى و خانوادگى افراد مىباشد، نفوذ عميق و فراگير خود را در زندگى مالايو و به طور كلى مسلمانان مالزى تثبيت نموده است.
2ـ شعاير اسلامى مربوط به تولد فرزند، ازدواج، طلاق و مرگ كاملاً در جامعه اسلامى مالزى حاكم است و خارج از آموزههاى اسلامى و صبغه دينى مفهوم و آدابى براى آنها متصور نيست.
3ـ مكانت برجسته علماى دينى، سادات، معلمان مذهبى و حجاج در ميان اقشار مختلف جلوه ديگر از دينمدارى مردم اين سرزمين مىباشد. در يكى از منابع كه مسلمانان مالزى را در دوران استعمار مورد مطالعه قرار داده آمده است:
تفوق شخصيتى و روحى مسلمانان و مباهات به مسلمان بودن، نكتهاى است كه در ميان مسلمانان مالزى بيش از نقاط ديگر جهان اسلام، مشاهده مىشود.
تعامل سياست و ديانت
مذهب و ديانت در مالزى نقشى عمده و جايگاهى فراتر از مراسم فردى و آيينى دارد. بنيادگرايى اسلامى مالزى در جنبش دعوت خلاصه مىشود. هدف جنبش دعوت تنها تبليغ اسلام براى غير مسلمانان و ترويج آن در راستاى خط افقى نيست، بلكه مىكوشد تا از طريق وحدت در ميان مسلمانان و حذف موضوعاتى كه باعث اختلاف مىشود، همبستگى و پيوستگى آنها را استحكام بخشد. گروههاى كوچكتر افراطى نيز وجود دارند كه گاهى به غير مسلمانان به ويژه معبد هندوها يا ايستگاههاى پليس حمله مىكنند، اما چندان قابل توجه نمىباشند و در ميان توده مردم جايگاهى ندارند.
طبق قانون اساسى مالزى، اسلام دين رسمى كشور است ولى افراد در انتخاب دين و انجام مراسم دينى آزاد مىباشند و حتى پيروان ساير اديان اجازه تبليغ اعتقادات دينى خود را در ميان همدينان خود دارند.
پادشاه، نخست وزير و حاكمان ايالات مالزى بايد مسلمان باشند ولى اعضاى كابينه لزوما پيروان اسلام نبوده و مىتوانند از ميان اقليتهاى غيرمسلمان مىباشند. حاكمان ايالات در مناطق خود حكم رهبر مذهبى را دارند و پادشاه، پيشواى ديانت اسلامى در ايالت خود و نيز ايالات مالاكا، پنانگ، صباح و منطقه فدرال است و به طور متناوب از حاكمان ايالات انتخاب مىشود.
سياست كلى دولت مالزى در زمينه مسائل فرهنگى مبتنى بر اين پيشفرض است كه اسلام دين مصلحتگرا و همساز با روح دموكراسى است. هم چنين برخى از ارزشهاى اسلامى مثل اخوت اسلامى و مدارا كردن با غير مسلمانان، صداقت، درستكارى، نظم، هماهنگى، پاكيزگى و احترام به سالمندان را از ارزشهاى جهانى تلقى كرده و اشاعه آن را در جامعه به نفع همه مردم حتى غيرمسلمانان مىداند. از اين رو دولت مالزى با برداشتهاى افراطى از اسلام مخالف است و تندروى برخى از جريانهاى اسلامى را ناهمساز با اصول دموكراتيك حاكم بر اسلام مىداند (همان: 45).
زبان و خط
زبان رسمى مالزى مالايويا يا هاساماليزيا است كه در سيستم آموزشى و كليه مكاتبات كشور از آن استفاده مىشود. قبل از سلطه استعمار انگليس، اين زبان با خط و الفباى عربى تحرير مىشد، اما پس از آن، در اثر سياستهاى استعمارى و ضد اسلامى، رسم الخط اين كشور به الفباى لاتين تغيير يافت؛ هر چند هنوز تعداد فراوانى از لغات عربى را در آن مىتوان يافت.
زبان انگليسى زبان دوم كشور است و زبانهاى محلى كه بدان اقوام مختلف كشور تكلم مىكنند، متعدد و متنوع مىباشند. از جمله آن مىتوان به زبانهاى چينى، هندى، تاميلى، مون ضرى، پنجابى، بنگالى، پشتو و سينهالى اشاره كرد (همان: 33).
اسلام، عامل پيشرفت همه جانبه
مردم مالزى مسلمانان آرام، صلحدوست، خويشتندار و متديناند و با خشونت، قانونشكنى و اغتشاش ميانهاى ندارند. بزرگترين مسجد جهان با منارههاى بىمانند در اطراف كوالالامپور پايتخت كشور ساخته شده است.
مالزى در اختلافات مرزى بر سر بعضى جزاير كه با اندونزى داشت و در دهه شصت ميلادى باعث تشنج روابط آن دو گرديد، با كمك داورى دادگاه لاهه برنده شد و با تصاحب جزاير مزبور اكنون اختلاف مرزى با همسايگانش ندارد.
نخستوزير سابق مالزى با بيش از بيست سال حاكميت، به طور مسالمتآميز و داوطلبانه از قدرت كنار رفت و اين امر به صورت رضايتمندانه و در اوج محبوبيت توسط ماهاتير محمد صورت گرفت. او به عنوان پدر مالزى نوين و معمار مالزى پيشرفته شناخته مىشود و مردم پيشرفتهاى اقتصادى و وحدت ملى كشور را بيشتر مديون وى مىدانند (همان: 261).
وى در مورد تبيين پيشرفت مالزى تأكيد مىكند: تمام برنامهها و ساز و كارهايى كه در مالزى به كار بسته شد و به پيشرفت مالزى و نام و آوازه آن منجر گرديد، ملهم از اسلام بود. هيچ برنامه و الهامى از غرب و فرهنگ غيراسلامى جهت علاج مشكلات مالزى كه از استعمار و غرب ناشى مىشد، وام گرفته نشد و اسلام بيش از اين براى پيشرفت مسلمانان توانايى و قدرت دارد، مشروط به آنكه ما آن را خوب شناخته به كار بنديم (به نقل از: پگاه، 27/11/1383).
در مورد وضعيت اقتصادى و رفاهى مالزى بنابر منابع موجود، اين كشور، بىسوادى را ريشهكن كرده است و از لحاظ اقتصادى و منابع طبيعى و رونق اقتصادى، مقام بلندى در ميان كشورهاى در حال توسعه دارد. اين كشور اولين توليدكننده كائوچو در جهان است و 40% كائوچوى جهان را توليد مىكند. همچنين 60% صادرات جهانى روغن نخل را به عهده دارد و از لحاظ توليد فلفل رتبه اول را به خود اختصاص داده است. توليد برنج آن سه ميليون تن در سال است و علاوه بر شرايط جنگلى و گياهان نادر دارويى، مالزى با داشتن صد معدن قلع، بزرگترين توليد كننده قلع در جهان است.



Comment