Announcement
Collapse
No announcement yet.
ISLAM - Ehyagare hoghoghe bashar
Collapse
X
-
هنگامى كه امام حسنعليه السلام به ساباط رسيد، در آن جا طبق رسم رهبران آگاه به وضعيت سياسى خطبهاى خواند و مىخواست با آن خطبه، وفادارى و همدلى سران كوفه را با خود محك زند. امامعليه السلام بعد از حمد و ثناى خدا فرمودند: من خيرخواهترين مردم به بندگان خد ا هستم و كينهاى از مسلمانان به دل ندارم58 شما را به وحدت و جدايى از تفرقه دعوت مىكنم و در آن چه به صلاح شماست از خودتان آگاهترم، پس دستوراتم را عمل كنيد و مرا در انديشه خيرى كه در پيش گرفتهام يارى كنيد.59
مردم از اين گفته حسنعليه السلام برداشت كردند كه او قصد صلح دارد؛ بنابراين به او حمله كردند و اگر مردى از قبيله ربيع و ساير شيعيان به كمك او نمىشتافتند، از كشتن او دريغ نمىكردند. حسنعليه السلام به سوى مداين حركت كرد. در بين راه، حراج بن سنان او را كا فر خواند و مجروح كرد. امامعليه السلام پس از ورود به مدائن، سعى كرد سپاه متلاشى شده را سروسامان دهد. در اين هنگام، نمايندگان معاويه را به حضور پذيرفت، اين افراد در راه بازگشت چنان وانمود كردند كه حسنعليه السلام صلح را پذيرفته است، از اين رو وحدت سپاه با اين سخنان گسستهتر شد.60 علاوه بر موارد ذكر شده، شايعهپراكنى جاسوسان معاويه در سپاه امام حسنعليه السلام، خصوصاً در طلايه سپاه، باعث شد كه سران سپاه، يكى بعد از ديگرى به سوى معاويه بروند و آشكارا يا پنهانى، با او تبانى كنند، حتى در نامههاى خود، به معا ويه قول دادند كه يا حسنعليه السلام را دستگير و به او تحويل دهند و يا خود غافلگيرانه او را بكشند.61
صحنه پيش رو نشان از سپاهى متلاشى مىداد كه انسجام آنان به هيچ وجه امكان نداشت، زيرا از يك سو، برق سكههاى معاويه، حتى چشمان عبيداللَّه بن عباس را كه دو فرزندش به دستور معاويه كشته شدند، خيره كرد62 و از سوى ديگر، گرايش سران سپاه به معاويه و بىرغبتى آنان به جنگ و نيز تصور خوارج، كه خون حسن را به سبب شايعه صلحطلبى و پذيرش آن، مباح اعلام كردند،63 معلوم مىكند كه امام حسنعليه السلام چارهاى جز پذيرش پيشنهاد معاويه نداشت.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment

Comment