Announcement

Collapse
No announcement yet.

ISLAM - Ehyagare hoghoghe bashar

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • [/B]
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment


                • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment



                    • اتهام باورنكردني!


                      حمايت از تروريسم، به*عنوان يك اتهام بزرگ از سوي غرب به مسلمانان وارد مي*شود، حال*آنكه صرف*نظر از مخالفت روشن اسلام با هرگونه اقدام تروريستي، بي*ترديد بسياري از وقايع مزبور از سوي غرب هدايت مي*شوند؛ كماآنكه حتي بسياري از كارشناسان و صاحب*نظران غرب نيز معترفند كه واقعه يازدهم سپتامبر اساسا توسط امثال بن*لادن و گروه القاعده، قابل طراحي يا اجرا نبوده است؛ گذشته**ازآنكه اين گروه اصلا مولود سازمان جاسوسي امريكا است،[viii] اين قبيل كارهاي تروريستي پيچيده، آن*هم در قلب امريكا كه با مدرن*ترين امكانات امنيتي حفاظت مي*شود، و يا بمب*گذاري در انگليس و... اغلب در حد و اندازه*اي نيستند كه به*راحتي بتوان آنها را به گروهي نظير القاعده ارتباط داد؛ ضمن*آنكه چنين سازماني از لحاظ ماهوي محل شك و ترديد است و هنوز اساسا اطلاعات قطعي درخصوص، كيفيت و كميت اين گروه وجود ندارد؛ علاوه*براين بايد توجه داشت كه هر نوع حركت تروريستي با اصول اسلامي تطابق ندارد بلكه مسلمانان فقط مجاز هستند براي دفاع از خود و در برابر خشونت دشمن دست به اسلحه ببرند. بااين*همه غرب دستگاههاي تبليغي جهان را در اختيار دارد و مسائل را براي مردم دنيا وارونه جلوه مي*دهد؛ چنانكه مسلمانان كه خود قرباني تروريسم سازمان*يافته غرب هستند، در پيشگاه افكار عمومي در جايگاه متهم رديف اول قرار گرفته*اند. ازسوي*ديگر بايد توجه داشت كه اجيرنمودن يك عده مسلمان*نما از سوي غرب براي مشاركت*دادن آنها در حركات تروريستي جهت مستندساختن ادعاها، كار دشواري نيست اما پرواضح است كه حتي با وجود اين احتمال، باز هم غرب نمي*تواند اتهامي را كه به تفكر اسلامي و مجموعه مسلمانان مي*زند، اثبات كند.


                      توهين به مقدسات اسلامي
                      توهين به مقدسات ديني، آخرين راهي است كه از سر عجز توسط شبكه صهيونيسم به غربي*ها تحميل مي*شود؛ چنانكه نظير آن را در ماجراي سلمان رشدي و در ساير موارد، به*ويژه در اقدام موهن اخير مطبوعات غربي مشاهده نموده*ايم. اين رويه كه البته هربار با عكس*العمل گسترده مسلمانان در اقصي*نقاط جهان عملا به ضرر بانيان آن تمام شده، ادامه*دار است و مي*تواند در آينده پرده*هاي ديگري نيز داشته باشد.


                      جهان اسلام و تهديدهاي پيش رو
                      تهديدات متوجه جهان اسلام درحال*حاضر را مي*توان چنين برشمرد:

                      1ــ طرح خاورميانه*اي امريكا: اين طرح، از عراق شروع شده و عليرغم زمين*گيركردن امريكا در باتلاق، ادامه آن در ديگر نقاط مانند سوريه، لبنان و ايران، منتفي نيست؛ ضمن*آنكه نفس حضور گسترده و نظامي امريكا در منطقه كه علاوه بر نفت و ساير عناصر اقتصادي، تثبيت موقعيت امنيتي اسرائيل و ممانعت از گسترش اسلام سياسي را نيز مدنظر دارد، به*خودي*خود يك تهديد عمده و اساسي به*شمار مي*رود.

                      2ــ تلاش رسانه*اي غرب براي ارائه چهره*اي موهن از اسلام و مسلمانان ــ كه به*ويژه پس از واقعه يازدهم سپتامبر و متهم*شدن گروههاي اسلامي به دست*داشتن در آن، ابعاد بسيار وسيع*تري يافته است ــ ممكن است خطراتي را متوجه مسلمانان سازد كه به*راحتي قابل جبران نباشند.

                      3ــ پديده جهاني*شدن كه درحال*حاضر از نظر فرهنگي در حال رواج گسترده فرهنگ و تفكر غربي و كمرنگ و خنثي*كردن فرهنگ و انديشه اسلامي به*ويژه در ميان نسل جوان است و به لحاظ اقتصادي و سياسي، تضعيف استقلال و حاكميت كشورهاي اسلامي را دنبال مي*كند، در نوع خود يك تهديد اساسي به*شمار مي*رود. بايد توجه داشت كه پديده جهاني*شدن داراي دو بعد اصلي پروسه*اي و پروژه*اي است و نمي*توان بدون تفكيك اين پديده به دو بعد مزبور، قضاوت واقع*بينانه*اي درباره آن داشت.[ix]

                      4ــ رشد گروههاي متحجر و افراطي در جهان اسلام حيثيت و امنيت جهان اسلام را به خطر انداخته است. درواقع گرچه بخشي از امت اسلام در اثر انقلاب اسلامي، بيدار شده*اند و براي قيام عليه وضعيت نامطلوبي كه بر اثر سلطه*گري*هاي ظالمانه غرب در جهان ايجاد گرديده*اند، آماده هستند، اما تاكنون براي مديريت اين ظرفيت، هيچگونه راهكار صحيحي ارائه نگرديده است و لذا بسياري از اين افراد جذب گروههاي افراطي شده*اند و اين فرايند همچنان تداوم دارد. در حقيقت، بايد گفت: بخشي از حركت ما در ايران، از يك دهه قبل تقريبا درون*گرا شده و نتوانسته است بسياري از مسلمانان عدالتخواه و پرانگيزه را به همراهي با خود اميدوار سازد. طبعا در چنين شرايطي، بهترين عرصه براي خودنمايي گروههاي افراطي، كه عملكرد آنها جز به زيان اسلام و مسلمانان نيست، آماده مي*شود.


                      جهان اسلام و ظرفيتهاي موجود
                      با اطمينان مي*توان گفت ظرفيتهاي موجود در جهان اسلام، براي تحول و خروج از انفعال فراوان و كافي هستند:

                      1ــ در حوزه فكري و فرهنگي، خزائن بسيار عميق و پويايي در حوزه جهان اسلام وجود دارند كه توجه روشمند به آنها ــ همراه با افزايش اعتمادبه*نفس ــ مي*تواند علاوه بر ايجاد قدرت رقابت با فرهنگ و انديشه مهاجم، زمينه*ساز تحول قرار گيرد. بايد متوجه باشيم كه دين اسلام با مسيحيت موجود تفاوت بسيار دارد و لذا مسلمانان نبايد سرنوشت خودشان را با مسيحيان قياس كنند. پروتستانيسم اسلامي، صرفا يك شعار پارادوكسيكال است؛ چراكه قرون وسطاي اسلامي كجا است تا بخواهيم رنسانسي براي آن پيدا كنيم؟ بدون*ترديد اگر مسلمانان درگير برخي تنگ*نظريها، اختلافات دروني و حاكمان فاسد نشده بودند، هم*اكنون در حوزه علم و تكنولوژي پيشتاز بودند و علم و تكنولوژي نيز اين*گونه تحت*تاثير جهان*بيني غربي در راستاي اهداف غيرانساني به كار نمي*رفت، بلكه متاثر از جهان*بيني الهي، خدمت به بشريت و اصول و ارزشهاي ديني و انساني را در فرايند خود پي مي*گرفت.

                      بي*ترديد دارايي اصلي مسلمانان، فكر و فرهنگ عميق و پوياي اسلامي است و البته آن*طوركه شايسته است، از آن استفاده نمي*شود. همانطوركه اشاره شد، در نگاهي به تاريخ تمدن اسلامي، آشكار مي*گردد كه اوج شكوفايي اين تمدن، زماني بود كه فرهنگ و انديشه اسلامي، اسير تنگ*نظريها و بدفهمي*هاي مسلمانان نشده بود و درعين*حال حاكماني فهيم و دورانديش مديريت جامعه را بر عهده داشتند (منظور از حاكمان، لزوما سلاطين و خلفا نيستند، بلكه به*ويژه وزيران بزرگ تاريخ اسلام مطمح**نظر هستند كه بيش*ازهمه در تكوين تمدن شكوهمند اسلامي تاثيرگذار بودند). اسلام يك دين محققانه است و ايمان بدون تحقيق، در اين دين ارجي ندارد. برخلاف مسيحيت، اسلام نه*تنها از پيشرفتهاي علمي هراسي ندارد بلكه انسان را به تلاش در اين مسير تشويق مي*كند. ازاين*رو بي*ترديد در مقايسه با تمام دارائيها يا قدرتهاي مادي، بايد انديشه و فكر اسلامي را در سطحي بسيار فراتر نشاند و آن را پرارزشترين دارايي مسلمانان برشمرد.

                      2ــ در زمينه اقتصادي نيز بايد گفت: جهان اسلام عليرغم غارتهاي فراوان، همچنان بالقوه ثروتمند به*شمار مي*رود؛ چنانكه برخورداري از جمعيت و نيروي انساني جوان، موقعيتهاي جغرافيايي متنوع و استراتژيك، و نيز قرارگرفتن بخش عمده منابع طبيعي (مانند نفت، گاز و...) در قلمرو جغرافيايي اسلام، تنها گوشه*اي از اين ظرفيت به*حساب مي*آيند.

                      3ــ از جهت سياسي، رشد سياسي فزاينده جوامع مسلمان، وجود بستر مساعد براي شكل*گيري و توسعه جنبشهاي فراگير اسلامي، جمعيت روبه*رشد مسلمانان در اروپا و امريكا و نيز برخي مزيتهاي اقتصادي كه درحال*حاضر با توان سياسي گره خورده*اند، از جمله مصاديق مهم در عرصه توانايي سياسي جهان اسلام به شمار مي*آيند.
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment



                      • غرب و جهان اسلام


                        غرب از ديدگاه جهان اسلام يكسره سياه نيست. درواقع بايد گفت، نگاه سياه و سفيد درباره پديده*ها، نه*تنها درباره غرب، بلكه در تمامي زمينه*ها مورد تائيد اسلام نيست. به*هرحال غرب در چند سده اخير و درحال*حاضر كانون مزج و رشد علم و تكنولوژي بوده و ازاين*جهت طبعا براي مسلمانان قابل بهره*برداري است؛ ضمن*آنكه تمامي غربيها را نمي*توان يكسان مورد قضاوت قرار داد؛ كماآنكه هم*اكنون در بخشهايي از اروپا و امريكا، اخلاق و معنويت جايگاه ارزنده*اي دارد و كمالات انساني فارغ از نگاه سكولار به جهان، مورد توجه قرار مي*گيرد. در حقيقت مساله اصلي جهان اسلام با غرب را در چهار مورد مي*توان خلاصه كرد:

                        1ــ خوي استكباري و استعماري منبعث از جهان*بيني سكولار در دولتهاي غربي نهادينه شده و اين مساله، امكان تعامل حقيقي ميان مسلمانان و غرب را بسيار دشوار نموده است. ازاين*رو گفت*وگو با غربيها تاكنون سرانجام خوبي نداشته است؛ چراكه آنها به**نوعي از مسلمانان انتظار دارند كه فقط شنونده باشند،

                        2ــ مسير نظام ليبرال ــ سرمايه*داري غرب، با مسير نظام اسلامي ماهيتا متفاوت و جدا است و هيچ قرابتي ميان مباني فكري اين دو حوزه وجود ندارد،

                        3ــ پيشينه تاريخي مسلمانان و غرب، چه در گذشته (به*ويژه تحت*تاثير جنگهاي صليبي)[x] و چه در دوران معاصر (به*ويژه تحت*تاثير استعمار و اخيرا صهيونيسم)، متاسفانه سياه است؛ چنانكه در ارتباطات في*مابين نمي*توان به*راحتي از ياد و خاطره اين پيشينه و تداوم تاثيرات آن صرف*نظر كرد،

                        4ــ درحال*حاضر غرب به اقتضاي ماهيت سيستم اقتصادي خود، با سوء*استفاده از تكنولوژي مدرن آشكارا فساد و فحشا را به اقصي نقاط جهان و از جمله به كشورهاي اسلامي صادر مي*كند و اين موضوع شديدا مسلمانان را رنج مي*دهد؛ چنانكه بخش عمده*اي از معضلات دامنگير كشورهاي اسلامي در زمينه*هاي جرم و جنايت، مواد مخدر، مشروبات الكلي، فساد جنسي و بي*بندوباري، محصول اين تهاجم فرهنگي غرب شناخته مي*شود.

                        با اين وضعيت، طبيعي است ارتباط جهان اسلام با غرب، بسيار شكننده و بي*ثبات خواهد بود.


                        خواب سياسي
                        سوال: در شرايطي كه نهضت بيداري اسلامي رخ داده است، چرا مسلمانان همچنان سلطه حكومتهاي مستبد و غيراسلامي را تحمل مي*كنند؟ پاسخ: بيداري اسلامي هنوز به*طوركامل محقق نشده و اين مساله، از موقعيت خواص در برخي جوامع اسلامي نشات مي*گيرد؛ ضمن*آنكه بايد توجه داشت ايجاد تحول در ساختار قدرت، پديده*اي نيست كه به*سادگي و يك*شبه قابل انجام باشد؛ كماآنكه در ايران با وجود رهبري بي*نظير امام، وجود عقايد اصلاحگرانه شيعي و نيز تجارب تاريخي متعدد (مشروطه و...)، حدودا بيست سال توام با رنج و مصيبت طول كشيد تا حكومت فاسد پهلوي ساقط شد؛ ضمن*اينكه اساسا توصيه نسخه ايراني براي تمامي كشورهاي اسلامي، صحيح نيست؛ چراكه در برخي كشورهاي اسلامي، هم*اكنون ساختار سياسي موجود، به*گونه*اي است كه افراد صالح قادرند به دولت راه يابند؛ يعني مسلمانان اين كشورها مي*توانند در صورت تمايل اداره كشورشان را به دست عناصر متدين و دلسوز بسپارند، اما اين انگيزش، نيازمند كياست و برنامه*ريزي گروهي است. بايد توجه داشت كه ايجاد هر نوع تحول در كشورهاي اسلامي مشروط به برخورداري مسلمانان از قدرت فكري و مديريتي است.


                        الگوي مردم*سالاري ديني
                        دموكراسي، در كل خاستگاه يا جهان*بيني غيرديني دارد و به تبع خود، سكولاريسم و ليبراليسم را نيز به*همراه مي*آورد. درواقع از اين *رو است كه در كشورهاي اروپايي و يا در تركيه (كه عليرغم برخورداري از اكثريت مسلمان، آرزوي اروپايي*شدن را در سر مي*پروراند) به خاطر احتمال در مخاطره قرارگرفتن سكولاريسم، در برابر آزادي حجاب با رفتاري كه دون شأن يك نظام سياسي جاافتاده است، مقاومت مي*شود. بااين*همه، بايد گفت در شرايط فعلي حتي همين دموكراسي ناقص نيز چنانچه در برخي كشورهاي مسلمان گرفتار ديكتاتوري تحقق يابد و عناصر دلسوز اجازه يابند در عرصه اجتماعي به فعاليت بپردازند، در حد خود مناسب خواهد بود. اما مدل مترقي معرفي*شده از سوي انقلاب اسلامي، يعني مردم*سالاري ديني، درحال*حاضر بهترين الگو براي انطباق يك دولت با جهان*بيني اسلامي است.


                        خروج از بحران
                        براي خروج جهان اسلام از بحران موجود، تنها به چند راه*حل كليدي اشاره مي*شود:

                        1ــ جهان اسلام نيازمند توسعه وحدت و همدلي است و اين وحدت نبايد فقط يك امر سياسي و بين*دولي ملاحظه شود، بلكه با توجه به شرايط اسفبار حاكم بر اغلب دولتهاي كشورهاي مسلمان، بايد با كمك پايگاههاي سنتي و NGOها، وحدت و همدلي در ميان ملتهاي اسلامي گسترش يابد و از ترويج هر نوع فكر و رفتار تنش*زا و اختلاف*آفرين جلوگيري شود. البته تلاشهاي جمهوري اسلامي در اين مسير تا حد بسيار زيادي موفقيت*آميز بوده*اند اما در شرايط فعلي احساس مي*شود اين تلاشها تاحدودي كاهش يافته *است.

                        2ــ معارف اسلامي بايد متناسب با مقتضيات و نيازهاي روز احيا و ساماندهي شوند و اين امر، بدون شكل*گيري يك حركت همدلانه در ميان علماي جهان اسلام امكان*پذير نخواهد بود. البته در داخل ايران متاسفانه هنوز ظرفيت لازم براي اين همكاري بين*مذهبي وجود ندارد و لذا احتمالا بايد رهبري اين حركت، به خارج از ايران منتقل شود. البته براي ثمربخش*كردن چنين حركتي، وجود يك متدولوژي پيشرفته و جامع اجتناب*ناپذير است. اين اقدام، مسلما به تضعيف موقعيت گروههاي متحجر و افراطي در جهان اسلام خواهد انجاميد.

                        3ــ بايد زمينه لازم براي شكل*گيري يك جنبش فراگير و هماهنگ علمي ميان دانشمندان جهان اسلام ايجاد گردد؛ چراكه جهان اسلام براي به*دست*گيري ابتكار عمل و بازيگري در صحنه جهاني، همچون گذشته به تقويت علمي نياز دارد. با توجه به تاكيد فوق*العاده دين اسلام بر گسترش علم و نيز وجود استعدادهاي درخشان در جوامع مسلمان، ضروري است هرچه*سريعتر امكانات جهان اسلام براي يك جهش علمي سازماندهي و مديريت شود؛ به*ويژه با توجه به اين مساله كه امروزه علم مستقيما قدرت*زا شده است، توجه به اين مهم بايد بسيار جدي تلقي شود.

                        4ــ بيداري اسلامي، بايد گسترش يابد. هرقدر بيداري بيشتر باشد، قدرت مسلمانان براي مواجهه با تهديدها بيشتر خواهد شد. گسترش بيداري اسلامي، مستلزم يك فعاليت مبتكرانه رسانه*اي است كه متاسفانه جهان اسلام تاكنون فاقد آن بوده است. مسلمانان بايد به مدد تكنولوژي مدرن (شبكه*هاي ماهواره*اي، اينترنت و...) و نيز رونق*بخشيدن به ترجمه و افزايش تماسهاي حضوري، به*ويژه در سطح خواص و انديشمندان، ابعاد اين بيداري اسلامي را گسترش دهند. متاسفانه در اين زمينه نيز تلاشهاي جمهوري اسلامي تاحدزيادي كاهش يافته و از جذابيت، نوآوري و نيز گستره سابق برخوردار نيست.

                        5ــ ظرفيتهاي اقتصادي و سياسي جهان اسلام، بايد با هدف رفع تهديدها مديريت شوند. همانطوركه پيش از اين نيز گفته شد، جهان اسلام از ظرفيتهاي كم*نظيري برخوردار است اما از آنها به*صورت*هماهنگ جهت مواجهه با دشمن يا رقيب استفاده نمي*شود؛ درحالي*كه مسلمانان تنها با مديريت مناسب قدرت نفتي يا موقعيت جغرافيايي استراتژيكشان مي*توانند از انفعال خارج شوند؛ اما متاسفانه دولتهاي فاسد و مرعوب، حاضر به چنين اقداماتي نيستند. البته اگر ملتها بخواهند، دولتها مجبور به اطاعت از اراده ملي مردم مسلمان خواهند بود و لذا گسترش بيداري اسلامي در اين عرصه نيز راهگشا است.

                        مساله مهم در اين زمينه، رهبري جهان اسلام است. طي*كردن تمام اين راهها، محتاج رهبري است. سازمان كنفرانس اسلامي كه مي*تواند به*عنوان مهمترين مرجع در اين زمينه عمل كند، متاسفانه اسير دولتها است و هم*اكنون به سازماني تبديل شده است كه حتي از جايگاه اوليه خود ساقط شده و بود و نبود آن چندان تفاوتي ندارد و مجامع ديگري هم كه مي*توانند موثر باشند، متاسفانه فراگيري لازم را در ميان كشورهاي مسلمان ندارند. ازاين*رو به*نظر مي*رسد جهان اسلام در كنار بازسازي سازمان كنفرانس اسلامي، بيش*ازهرچيز به يك رهبر معنوي بزرگ مانند امام*خميني(ره) و مقام معظم رهبري نيازمند است كه بتواند با نفوذ در قلبهاي آحاد مسلمانان، جهان اسلام را با قدرت معنوي و با اتكا به پشتوانه مردمي، به سمت اهداف اصلي پيش ببرد.

                        به*لحاظ سازماني، علاوه بر يك سازمان بين*المللي كه دولتهاي اسلامي را به*گونه*اي متحد دور هم جمع كند، مسلمانان به سازمان ديگري نيز نياز دارند كه وابسته به دولتها نباشد و بتواند برخي امور مهم، از قبيل احيا و ساماندهي معارف ديني، فراهم*سازي زمينه شكل*گيري جنبش توليد علمي، ايجاد رسانه*هاي زنجيره*اي و نيز گسترش وحدت، همدلي و همكاري ميان امت اسلامي را قدرتمندانه تئوريزه، برنامه*ريزي و اجرا كند.


                        نقش جمهوري اسلامي در ارتقاي جهان اسلام
                        جمهوري اسلامي به*راستي ام*القراي جهان اسلام است. هيچ كشوري در موقعيت كنوني، از قدرت اين كشور براي رسيدگي به وضع جهان اسلام برخوردار نيست. پس از انقلاب، ارتقاي جهان اسلام به عنوان يك هدف انقلابي مطرح گرديد و بهاي فراواني هم براي آن پرداخت شد. قاطعانه مي*توان ادعا كرد جمهوري اسلامي درحال*حاضر نيز تاحدزيادي از شأن رهبري جهان اسلام برخوردار است؛ اما بايد چند تغيير با اقدام اساسي رخ دهند تا زمينه پيگيري اين امر در عمل نيز كاملا فراهم گردد:

                        1ــ دستگاه فرهنگي ــ بين*المللي، ديگر از آن كارايي لازم برخوردار نيست و بايد از سوي عناصر خلاق و جوان بازسازي شود. بدون*ترديد اگر هزينه*كرد فعلي انقلاب در اين عرصه، با نتيجه مورد انتظار مقايسه شود، استمرار وضع حاضر، منطقي نيست.

                        2ــ وزارت*خارجه بايد وزارت*خارجه انقلاب اسلامي باشد؛ به*اين*معناكه اين وزارتخانه بايد با خروج از محافظه*كاري، منافع جمهوري اسلامي را در مسير منافع امت اسلامي تعريف كند و حركت خود را به*صورت*هدفمند به سوي تحقق يك جهان اسلام قابل*قبول تنظيم نمايد.

                        3ــ رسانه*هاي كشور ــ اعم از خصوصي و دولتي ــ بايد با اتخاذ يك نگاه فراختر، به مسائل جهاني نگاه كنند. البته نمي*توان انكار كرد هم*اكنون جمهوري اسلامي ايران چه از جهت سخت*افزار و چه نرم*افزار، از قدرت رسانه*اي حرفه*اي قابل**توجهي برخوردار نيست اما سيستم موجود قادر است و بايد خود را به اين نقطه برساند. البته بعضا اقدامات و هزينه*هايي در اين راستا صورت گرفته *است اما به جهت ضعف محتوا و شكل و فقدان نوآوري، هنوز اين تلاشها به نقطه مطلوبي نرسيده*اند؛ مثلا درحال*حاضر برخي شبكه**هاي راديويي و تلويزيوني ماهواره*اي وابسته به ايران فعاليت مي*كنند اما از جاذبيت لازم برخوردار نيستند؛ علاوه*براين جاي چند خبرگزاري و روزنامه قدرتمند بين*المللي كه در همكاري با موسسات اسلامي خارج از كشور بتوانند اخبار جهان اسلام را مديريت كنند و با رسانه*هاي بزرگ غربي به رقابت بپردازند، خالي است.

                        4ــ نخبگان علمي ايران بايد از*يك*سو محصولات علمي خود را با بهره*گيري از زبان بين*المللي به فراتر از مرزها منتقل نمايند و از سوي ديگر گوشهاي خود را براي شنيدن از بيرون، بيشتر باز كنند. هم*اكنون براي اين امر به يك نهضت ترجمه جديد نياز داريم تا از طريق آن اين*بار آثار برگزيده ايراني به چند زبان ترجمه و منتشر شوند و نيز آثار خوب مسلمانان شناسايي و به زبان فارسي ترجمه گردند. بدون*شك انديشه و علم بدون تعاطي و تضارب افكار، مي*ميرد و از رشد و بالندگي بازمي*ماند.
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment




                        • منافع ملي و جهان اسلام
                          در ارتباط با پيوند عميق ميان منافع ملي ما و مسائل جهان اسلام، توجه به چند مساله بسيار ضروري است: 1ــ رسيدگي به امور جهان اسلام، از آرمانهاي اصلي انقلاب اسلامي و در نتيجه امري اجتناب*ناپذير است،[xi]

                          2ــ بي*تفاوتي به امور مسلمانان و به*ويژه رنجهاي آنها، شرعا مجاز نيست،

                          3ــ سرمايه*گذاري در اين عرصه، پتانسيل امنيتي ما را به*شدت بالا خواهد برد و مطمئنا در درازمدت منافع ملي ما را تامين خواهد كرد؛ البته درصورتي*كه هزينه*ها هوشيارانه انجام پذيرند، وگرنه با هزينه*هاي بي*هدف، طبعا نفعي حاصل نخواهد شد و ايران را صرفا به صندوق اعاناتي تبديل خواهد كرد كه تا وقتي پول خرج مي*كند، براي آن احترام و ارزش قائل خواهند شد. درواقع طرز رفتار و عملكرد ما، واكنشها نسبت به ما را تعيين مي*كند و اگر به اين مساله واقف نباشيم، چه*بسا هم متقبل هزينه شويم و هم بي*مهريها و حتي دشمنيها را به سوي خود معطوف سازيم؛ لذا بايسته است كشور ما با وقوف به جايگاه معنوي و تاثير حمايت معنوي خود، بيشتر با اين جهت*گيري به پشتيباني از گروههاي اسلامي بپردازد؛ چراكه هم* تاثير آن قوي*تر است و هم احتمال زيان در اين نحوه حمايت بسيار كمتر خواهد بود.
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment


                          • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment


                            • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment


                              • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...
                                X