محورهاى همبستگى ملى از نگاه قرآن
در اين خصوص دين مبين اسلام نيز از ساير اديان مستثنى نبوده و اهميت خاصى براى اين موضوع قائل شده است و قرآن كريم بر اين نكته، نهاده است كه وحدت مايه استوارى و نيرومندى و اختلاف، موجب شكست و سستى و از كف دادن قوت و قدرت است.
سرآغاز سخن
آن هنگام كه بعثت رسول اكرم(ص) همچون آذرخشى كوير ظلمانى جامعه بشرى را پرتوافشانى نمود و سرزمين حجاز را مركز تابش انوار تابناك وحى قرار داد، زنجيرهاى اسارت كه افكار مردم را در انجماد و تحجّر قرار داده بود يكى پس از ديگرى از هم گسست و به بركت نور حق و چ شمه هميشهجوشان توحيد، عداوت و دشمنى رنگ باخت، دلها به هم نزديك شد، رحمت و بركت بر انسانها باريد و بالأخره اين انقلاب معنوى و تحول ملكوتى با خود، آرامش، امنيّت، الفت و حسن تفاهم را به ارمغان آورد.
اساساً تعاليم اسلام به گونهاى است كه اتحاد و همبستگى مس لمانان را صرفنظر از تنوع قومى، نژادى، زبانى و فرقهاى ترويج مىكند. خدايى كه مؤمنان مىپرستند يكى است، شعارشان لا اله الاّ اللّه است و همه به رسالت محمدى ايمان دارند، تمامى مسلمانان قرآن را كتاب مقدس آسمانى خويش مىدانند و آن را براى تقرب به حق و بهرهمند شدن از معنويت آياتش تلاوت مىكنند، قانون اساسى همه مسلمين در اين كتاب مندرج است، همه به سوى قبلهاى واحد نماز مىخوانند، بانگ اذان همه يكى است زمان معين آنان براى روزهدارى و عبادت، ماه رمضان است، آنان روز اول شوال و نيز روز اضحى را عيد خويش مىشمارند و در ماه ذيحجّه با هم در حرم امن الهى اجتماع مىكنند تا مراسم حج ابراهيمى را انجام دهند، به ساحت مقدس خاندان نبوى ابراز ارادت، مىنمايند و احترام ويژهاى براى اهلبيت پيامبر قائلاند. اين موارد به خوبى مىتواند دلها را به يكديگر پيوند دهد و روح همبستگى برادرى اسلامى را كه عظمت مسلمانان را به نمايش مىگذارد، احيا نمايد.(1)
وحدت و همبستگى يكى از مواردى است كه تداوم و پايدارى نظامها و ملتها به آن بستگى دارد، و به همين دليل، تمامى ملل براى وحدت و همبستگى اهميت خاصى قائل شدهاند و براى حفظ اين امر خطير برخى امور را، در فرهنگ خود مقدس و مهم شمرده و آنها را محور همبستگى خود قرار دادهاند به عنوان نمونه وقتى در تاريخ جنگهاى صليبى كه عليه مسلمانان بر پا شد دقت كنيم مىبينيم مسيحىها بهترين حربهاى كه براى اتحاد خود بكار بستند دين بوده است، يا در جنگ جهانى دوم آلمانها براى همبستگى خود از عنوان نژاد برتر استفاده كردند. در اين خصوص دين مبين اسلام نيز از ساير اديان مستثنى نبوده و اهميت خاصى براى اين موضوع قائل شده است و قرآن كريم بر اين نكته، نهاده است كه وحدت مايه استوارى و نيرومندى و اختلاف، موجب شكست و سستى و از كف دادن قوت و قدرت است.
در سوره مبارك انفال، در مقام بحث از جنگ بدر كه در جريان آن شماره مسلمانان كمتر از يك سوم مشركان بود و توشه و سلاح و آمادگى كمترى داشتند، اما سرانجام پيروزى از آن مسلمانان گشت، مىخوانيم: «و (فرمان) خدا و پيامبرش را ا طاعت نمائيد، و نزاع (و كشمكش) نكنيد، كه سست شويد و قدرت (و شوكت) شما از بين برود و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است.»(2) در اين نوشتار بر آنيم مواردى را كه از نظر قرآن كريم محور همبستگى ملى به حساب مىآيد بيان نمائيم. البته قبل از ذكر اين موارد براى روشن ساختن تمام جوانب موضوع از آغاز بايد بدانيم كه منظور از وحدت و همبستگى هرگز آن نيست كه همه ديدگاههاى اعتقادى، اجتهادهاى فقهى و نظريات سياسى مسلمانان را در قالب اجتهاد و رأيى واحد ارائه كنيم و [از بقيه دست برداريم ]بلكه مقصود اتخاذ موضع ى هماهنگ در ميان مسلمانان [و ملت ]است كه بر بستر انگيزهها و ضرورتهاى پيشين، وحدت و همبستگى را در ميان آنان تجلى بخشد.
مهمترين محورهاى همبستگى از نظر قرآن از قرار زير است: 1- توحيد و يكتاپرستى
ايمان به خداى يگانه و غيب و فرشتگان و كتابهاى آسمانى و پيامبران و روز واپسين، مهمترين پايگاهى است كه وحدت و همبستگى جوامع مسلمان بايد بر آن استوار گردد اصولاً نظريه «توحيد» ديدگاهى وحدتگراست و به مثابه مركزيت نظام تكوين و تشريع امت واحده اسلامى به شمار مىرود. يكايك آدميان و آفريدگان تسبيحگوى خداى يكتايند و در برابر عظمت او خاضع و خاشعند.
خدايى كه صاحب و مالك روز جزاست و داد مظلوم از ظالم مىستاند و از ستمگران انتقام مىگيرد و در روز رستاخيز در ميان مردم به عدالت رفتار خواهد كرد و در ميانشان ق سط به پا خواهد داشت. قرآن كريم يكى از راههاى همبستگى را پيروى از راه توحيد دانسته و به آن سفارش فرموده است: «أَنَّ هَذَا صِرَ طِى مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ؛(3) اين راه مستقيم من است، از آن پ يروى كنيد، و از راههاى پراكنده (انحرافى) پيروى نكنيد، كه شما را از طريق حق، دور مىسازد.»
در اين آيه خداوند دستور به پيروى از صراط مستقيم را داده كه همان راه توحيد، راه حق، عدالت، پاكى و تقواست و پيروى از غير آن راه را باعث پراكندگى و اختلاف و نفاق م ىداند. و بر همين اساس، قرآن از اهل كتاب مىطلبد كه به كلمه توحيد كه وجه جامع و مشترك ميان آنان و مسلمانان مىتواند باشد باز گردند و مىفرمايد: «قُلْ يَآأَهْلَ الْكِتَبِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلِمَةٍ سَوَآءِ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا ال لَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيًْا؛(4) بگو: اى اهل كتاب بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است، كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم.»
در اين دو آيه، قرآن كريم مفهوم وحدت و همبستگى مسلمانان و حتى مسلمانان با ساير اديان الهى را تنها در اين چارچوب و با اين تفسير و تبيين پذيرفته است، چرا كه از نظر اسلام صرفاً به اجتماع مسلمانان و اتفاق آنان بر هر مسألهاى نبايد دل خوش بود بلكه آنچه در اين عرصه اهميت فراوان دارد اتحاد و اتفاق آنان، «در خدا» و «براى خدا» و «در راه خدا» است.
رسول اكرم(ص) پس از مهاجرت به مدينه و پذيرش رهبرى مردم، منشور اساسى - كه به صحيفه يا قانون اساسى مدينه موسوم است - براساس تعاليم قرآن كريم تدوين فرمود و با پيمان و ميثاقى قبائل مختلف آن نواحى را به هم پيوند داد و امت واحدى تشكيل شد كه محور آن به جاى مليّت و نژاد، ايمان به خدا و آخرت و عمل صالح بود.(5)
مقام معظم رهبرى نيز علاج دردهاى كهنه دنيا و زخمهاى بشريت را بازگشت به خدا مىداند و مىفرمايد: «امروز علاج دردهاى كهنه دنيا و زخمهاى بشريت، بازگشت به خداست (فِرُّوا اِلىَ اللّهَ) بايد به خدا برگردند، ب شريت بايد با خدا و ايمان و معنويت آشتى كند كسانى كه انسانها را عمداً از معنويت و ايمان و توجه به خدا دور كردند، اين نتيجه كار آنهاست. چيزهايى است كه براى بشريت پيش مىآيد، يك روز در اين گوشه دنيا، يك روز در آن گوشه دنيا، بايد به خدا و معنويت برگردند. عل اج دردهاى بشريت، توجه به خدا و بازگشت به ايمان است. امروز اين خلأ را وجدانهاى پاك در همه جاى دنيا احساس مىكنند.»(6) مطلب ديگر در اهميت و محوريت توحيد اينكه خداوند خطاب به پيامبر خود چنين مىفرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَع ًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِى شَىْءٍ؛(7) آنها كه آئين و مذهب خود را پراكنده كردند و به دستههاى مختلف تقسيم شدند در هيچ چيز با آنها ارتباطى ندارى و آنها نيز هيچ گونه ارتباط با مكتب تو ندارند.» زيرا مكتب تو، مكتب توحيد و صراط مستقيم است و صراط مستقيم و راه راس ت همواره بيش نمىباشد. در اين آيه خداوند متعال، اين حقيقت را كه توحيد محور و اساس اسلام و اسلام، آئين وحدت و يگانگى است و از هر گونه نفاق و تفرقه و پراكندگى بيزار است با تأكيد تمام بازگو مىكند و به پيامبر مىفرمايد برنامه و كار تو هيچ گونه شباهتى با افر اد تفرقهانداز ندارد چون توحيد نه تنها يكى از اصول اسلام است بلكه تمام اصول و فروع اسلام و همه برنامههاى آن بر محور توحيد دور مىزند، توحيد روحى است در كالبد همه تعليمات اسلام، توحيد جانى است كه در پيكر اسلام دميده شده است. و امام امت(رضواناللّه تعالى عليه) در اينباره مىفرمايد: «اين اسلام بود كه همه را با هم مجتمع كرد و اين اسلام بود كه شما را پيروز كرد و اين اسلام است كه سعادت همه انسانها را تأمين مىكند.»(
2- قرآن
«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُواْ؛(9) و به ريسمان الهى چنگ زنيد و پراكنده و متفرق نشويد.» در اين آيه «حبلاللّه» به قرآن و اهلبيت تفسير شده و محور همبستگى قرار داده شده است و به مسلمانان دستور مىدهد كه با تمسك به اين دو ب ه وحدت امت اسلامى تحقق بخشند.
امام خمينى پيامآور راستين مكتب قرآن در عصر كنونى نيز در اين باره فرمودهاند: «ملتها و دولتها اگر بخواهند به پيروزى و هدفهاى اسلامى به تمام ابعادش كه سعادت بشر است برسند، بايد اعتصام به حبل اللّه كنند، از اختلافات و تف رقه بپرهيزند و فرمان حقتعالى را اطاعت نمايند»(10) قرآن كريم قانونى است كه در آن اختلافى نمىباشد و خود بيان كننده و روشن كننده اختلافها مىباشد «وَ مَآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِى اخْتَلَفُواْ فِيهِ؛(11) ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند براى آنها روشن كنى.»
در اين آيه يكى ديگر از فلسفههاى بعثت پيامبر(ص) بيان شده است تا روشن شود كه اگر اقوام و ملتها، هوى و هوسها، سليقههاى شخصى خود را كنار بگذارند و دست به دامن راهنمائى پي امبران بزنند، اثرى از اين گونه اختلافات، خرافهها چيزى باقى نخواهد ماند. و پيامبر نيز براى بيان و روشن ساختن اين اختلافات و راهنمائى مردم از كتاب خدا، قرآن كريم بهره مىجسته است. زيرا اين كتاب خداست كه وسوسههاى شيطان را از دل انسان مىزدايد، پردههاى فر يبنده نفس اماره و شيطانصفتان را از چهره حقايق كنار مىزند، خرافات و جناياتى كه در زير ماسكهاى فريبنده پنهان شده آشكار مىسازد و اختلافاتى را كه در سايه هوى و هوس پديد آمده بر مىچيند و به قساوتها پايان مىدهد و نور هدايت و رحمت را در همه جا مىپاشد و وقتى كه چنين شد وحدت و همبستگى در جاى، جاى جامعه اسلامى ايجاد مىشود.
رهبر معظم انقلاب فاصله گرفتن از قرآن را باعث مواجه شدن با مشكلات متعددى دانسته و مىفرمايد: «امت اسلامى زمانى به بركت عمل به قرآن، سرآمد علم، عزت، اخلاق، معنويت بود، اما امروز به دل يل فاصله گرفتن از قرآن با مشكلات متعددى از جمله نداشتن وحدت كلمه و استقلال، پيشرو نبودن در عرصههاى علمى و مدنى و اعمال سلطه از جانب قدرتهاى زورگو مواجه است.»(12) و در جاى ديگر پيروزى مردم ايران را از بركات قرآن دانسته و مىفرمايد: «ملت ايران به بركت قر آن توانست از سلطه قدرتهاى شيطانى رهايى يابد و جوانهاى خود را در مسير پيشرفت و ترقى قرار دهد.»(13)
از جمله شيوههايى كه قرآن كريم براى ايجاد وحدت و همبستگى بكار برده تأكيد آن بر اهميت حياتى وحدت و بر ثمرات و تأثير مثبت آن بر جامعه اسلامى است و اين بح دّى است كه همبستگى جامعه را براى مردم به صورت يك هدف در مىآورد. قرآن به برادرى، صميميّت و پرهيز از اختلافات تفرقه و عوامل ديگر همبستگى تأكيد فراوان كرده است و با پيروى از نظام قرآنى مىتوان به آسانى به هدف وحدت و همبستگى ملى، جامه عمل پوشاند و بنيانگذار نظام مقدس جمهورى اسلامى حضرت امام خمينى (ره) يز با تأسى از قرآن بر ايجاد وحدت در جامعه تأكيد فراوان داشته و مىفرمايد: «لازم است برادران ايرانى و شيعيان ساير كشورها از اعمال جاهلانه كه موجب تفرق صفوف مسلمين است احتراز كنند و لازم است در اجتماعات اهل سنّ ت حاضر شوند.»(14)
در اين خصوص دين مبين اسلام نيز از ساير اديان مستثنى نبوده و اهميت خاصى براى اين موضوع قائل شده است و قرآن كريم بر اين نكته، نهاده است كه وحدت مايه استوارى و نيرومندى و اختلاف، موجب شكست و سستى و از كف دادن قوت و قدرت است.
سرآغاز سخن
آن هنگام كه بعثت رسول اكرم(ص) همچون آذرخشى كوير ظلمانى جامعه بشرى را پرتوافشانى نمود و سرزمين حجاز را مركز تابش انوار تابناك وحى قرار داد، زنجيرهاى اسارت كه افكار مردم را در انجماد و تحجّر قرار داده بود يكى پس از ديگرى از هم گسست و به بركت نور حق و چ شمه هميشهجوشان توحيد، عداوت و دشمنى رنگ باخت، دلها به هم نزديك شد، رحمت و بركت بر انسانها باريد و بالأخره اين انقلاب معنوى و تحول ملكوتى با خود، آرامش، امنيّت، الفت و حسن تفاهم را به ارمغان آورد.
اساساً تعاليم اسلام به گونهاى است كه اتحاد و همبستگى مس لمانان را صرفنظر از تنوع قومى، نژادى، زبانى و فرقهاى ترويج مىكند. خدايى كه مؤمنان مىپرستند يكى است، شعارشان لا اله الاّ اللّه است و همه به رسالت محمدى ايمان دارند، تمامى مسلمانان قرآن را كتاب مقدس آسمانى خويش مىدانند و آن را براى تقرب به حق و بهرهمند شدن از معنويت آياتش تلاوت مىكنند، قانون اساسى همه مسلمين در اين كتاب مندرج است، همه به سوى قبلهاى واحد نماز مىخوانند، بانگ اذان همه يكى است زمان معين آنان براى روزهدارى و عبادت، ماه رمضان است، آنان روز اول شوال و نيز روز اضحى را عيد خويش مىشمارند و در ماه ذيحجّه با هم در حرم امن الهى اجتماع مىكنند تا مراسم حج ابراهيمى را انجام دهند، به ساحت مقدس خاندان نبوى ابراز ارادت، مىنمايند و احترام ويژهاى براى اهلبيت پيامبر قائلاند. اين موارد به خوبى مىتواند دلها را به يكديگر پيوند دهد و روح همبستگى برادرى اسلامى را كه عظمت مسلمانان را به نمايش مىگذارد، احيا نمايد.(1)
وحدت و همبستگى يكى از مواردى است كه تداوم و پايدارى نظامها و ملتها به آن بستگى دارد، و به همين دليل، تمامى ملل براى وحدت و همبستگى اهميت خاصى قائل شدهاند و براى حفظ اين امر خطير برخى امور را، در فرهنگ خود مقدس و مهم شمرده و آنها را محور همبستگى خود قرار دادهاند به عنوان نمونه وقتى در تاريخ جنگهاى صليبى كه عليه مسلمانان بر پا شد دقت كنيم مىبينيم مسيحىها بهترين حربهاى كه براى اتحاد خود بكار بستند دين بوده است، يا در جنگ جهانى دوم آلمانها براى همبستگى خود از عنوان نژاد برتر استفاده كردند. در اين خصوص دين مبين اسلام نيز از ساير اديان مستثنى نبوده و اهميت خاصى براى اين موضوع قائل شده است و قرآن كريم بر اين نكته، نهاده است كه وحدت مايه استوارى و نيرومندى و اختلاف، موجب شكست و سستى و از كف دادن قوت و قدرت است.
در سوره مبارك انفال، در مقام بحث از جنگ بدر كه در جريان آن شماره مسلمانان كمتر از يك سوم مشركان بود و توشه و سلاح و آمادگى كمترى داشتند، اما سرانجام پيروزى از آن مسلمانان گشت، مىخوانيم: «و (فرمان) خدا و پيامبرش را ا طاعت نمائيد، و نزاع (و كشمكش) نكنيد، كه سست شويد و قدرت (و شوكت) شما از بين برود و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است.»(2) در اين نوشتار بر آنيم مواردى را كه از نظر قرآن كريم محور همبستگى ملى به حساب مىآيد بيان نمائيم. البته قبل از ذكر اين موارد براى روشن ساختن تمام جوانب موضوع از آغاز بايد بدانيم كه منظور از وحدت و همبستگى هرگز آن نيست كه همه ديدگاههاى اعتقادى، اجتهادهاى فقهى و نظريات سياسى مسلمانان را در قالب اجتهاد و رأيى واحد ارائه كنيم و [از بقيه دست برداريم ]بلكه مقصود اتخاذ موضع ى هماهنگ در ميان مسلمانان [و ملت ]است كه بر بستر انگيزهها و ضرورتهاى پيشين، وحدت و همبستگى را در ميان آنان تجلى بخشد.
مهمترين محورهاى همبستگى از نظر قرآن از قرار زير است: 1- توحيد و يكتاپرستى
ايمان به خداى يگانه و غيب و فرشتگان و كتابهاى آسمانى و پيامبران و روز واپسين، مهمترين پايگاهى است كه وحدت و همبستگى جوامع مسلمان بايد بر آن استوار گردد اصولاً نظريه «توحيد» ديدگاهى وحدتگراست و به مثابه مركزيت نظام تكوين و تشريع امت واحده اسلامى به شمار مىرود. يكايك آدميان و آفريدگان تسبيحگوى خداى يكتايند و در برابر عظمت او خاضع و خاشعند.
خدايى كه صاحب و مالك روز جزاست و داد مظلوم از ظالم مىستاند و از ستمگران انتقام مىگيرد و در روز رستاخيز در ميان مردم به عدالت رفتار خواهد كرد و در ميانشان ق سط به پا خواهد داشت. قرآن كريم يكى از راههاى همبستگى را پيروى از راه توحيد دانسته و به آن سفارش فرموده است: «أَنَّ هَذَا صِرَ طِى مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ؛(3) اين راه مستقيم من است، از آن پ يروى كنيد، و از راههاى پراكنده (انحرافى) پيروى نكنيد، كه شما را از طريق حق، دور مىسازد.»
در اين آيه خداوند دستور به پيروى از صراط مستقيم را داده كه همان راه توحيد، راه حق، عدالت، پاكى و تقواست و پيروى از غير آن راه را باعث پراكندگى و اختلاف و نفاق م ىداند. و بر همين اساس، قرآن از اهل كتاب مىطلبد كه به كلمه توحيد كه وجه جامع و مشترك ميان آنان و مسلمانان مىتواند باشد باز گردند و مىفرمايد: «قُلْ يَآأَهْلَ الْكِتَبِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلِمَةٍ سَوَآءِ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا ال لَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيًْا؛(4) بگو: اى اهل كتاب بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است، كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم.»
در اين دو آيه، قرآن كريم مفهوم وحدت و همبستگى مسلمانان و حتى مسلمانان با ساير اديان الهى را تنها در اين چارچوب و با اين تفسير و تبيين پذيرفته است، چرا كه از نظر اسلام صرفاً به اجتماع مسلمانان و اتفاق آنان بر هر مسألهاى نبايد دل خوش بود بلكه آنچه در اين عرصه اهميت فراوان دارد اتحاد و اتفاق آنان، «در خدا» و «براى خدا» و «در راه خدا» است.
رسول اكرم(ص) پس از مهاجرت به مدينه و پذيرش رهبرى مردم، منشور اساسى - كه به صحيفه يا قانون اساسى مدينه موسوم است - براساس تعاليم قرآن كريم تدوين فرمود و با پيمان و ميثاقى قبائل مختلف آن نواحى را به هم پيوند داد و امت واحدى تشكيل شد كه محور آن به جاى مليّت و نژاد، ايمان به خدا و آخرت و عمل صالح بود.(5)
مقام معظم رهبرى نيز علاج دردهاى كهنه دنيا و زخمهاى بشريت را بازگشت به خدا مىداند و مىفرمايد: «امروز علاج دردهاى كهنه دنيا و زخمهاى بشريت، بازگشت به خداست (فِرُّوا اِلىَ اللّهَ) بايد به خدا برگردند، ب شريت بايد با خدا و ايمان و معنويت آشتى كند كسانى كه انسانها را عمداً از معنويت و ايمان و توجه به خدا دور كردند، اين نتيجه كار آنهاست. چيزهايى است كه براى بشريت پيش مىآيد، يك روز در اين گوشه دنيا، يك روز در آن گوشه دنيا، بايد به خدا و معنويت برگردند. عل اج دردهاى بشريت، توجه به خدا و بازگشت به ايمان است. امروز اين خلأ را وجدانهاى پاك در همه جاى دنيا احساس مىكنند.»(6) مطلب ديگر در اهميت و محوريت توحيد اينكه خداوند خطاب به پيامبر خود چنين مىفرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَع ًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِى شَىْءٍ؛(7) آنها كه آئين و مذهب خود را پراكنده كردند و به دستههاى مختلف تقسيم شدند در هيچ چيز با آنها ارتباطى ندارى و آنها نيز هيچ گونه ارتباط با مكتب تو ندارند.» زيرا مكتب تو، مكتب توحيد و صراط مستقيم است و صراط مستقيم و راه راس ت همواره بيش نمىباشد. در اين آيه خداوند متعال، اين حقيقت را كه توحيد محور و اساس اسلام و اسلام، آئين وحدت و يگانگى است و از هر گونه نفاق و تفرقه و پراكندگى بيزار است با تأكيد تمام بازگو مىكند و به پيامبر مىفرمايد برنامه و كار تو هيچ گونه شباهتى با افر اد تفرقهانداز ندارد چون توحيد نه تنها يكى از اصول اسلام است بلكه تمام اصول و فروع اسلام و همه برنامههاى آن بر محور توحيد دور مىزند، توحيد روحى است در كالبد همه تعليمات اسلام، توحيد جانى است كه در پيكر اسلام دميده شده است. و امام امت(رضواناللّه تعالى عليه) در اينباره مىفرمايد: «اين اسلام بود كه همه را با هم مجتمع كرد و اين اسلام بود كه شما را پيروز كرد و اين اسلام است كه سعادت همه انسانها را تأمين مىكند.»(
«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُواْ؛(9) و به ريسمان الهى چنگ زنيد و پراكنده و متفرق نشويد.» در اين آيه «حبلاللّه» به قرآن و اهلبيت تفسير شده و محور همبستگى قرار داده شده است و به مسلمانان دستور مىدهد كه با تمسك به اين دو ب ه وحدت امت اسلامى تحقق بخشند.
امام خمينى پيامآور راستين مكتب قرآن در عصر كنونى نيز در اين باره فرمودهاند: «ملتها و دولتها اگر بخواهند به پيروزى و هدفهاى اسلامى به تمام ابعادش كه سعادت بشر است برسند، بايد اعتصام به حبل اللّه كنند، از اختلافات و تف رقه بپرهيزند و فرمان حقتعالى را اطاعت نمايند»(10) قرآن كريم قانونى است كه در آن اختلافى نمىباشد و خود بيان كننده و روشن كننده اختلافها مىباشد «وَ مَآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِى اخْتَلَفُواْ فِيهِ؛(11) ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند براى آنها روشن كنى.»
در اين آيه يكى ديگر از فلسفههاى بعثت پيامبر(ص) بيان شده است تا روشن شود كه اگر اقوام و ملتها، هوى و هوسها، سليقههاى شخصى خود را كنار بگذارند و دست به دامن راهنمائى پي امبران بزنند، اثرى از اين گونه اختلافات، خرافهها چيزى باقى نخواهد ماند. و پيامبر نيز براى بيان و روشن ساختن اين اختلافات و راهنمائى مردم از كتاب خدا، قرآن كريم بهره مىجسته است. زيرا اين كتاب خداست كه وسوسههاى شيطان را از دل انسان مىزدايد، پردههاى فر يبنده نفس اماره و شيطانصفتان را از چهره حقايق كنار مىزند، خرافات و جناياتى كه در زير ماسكهاى فريبنده پنهان شده آشكار مىسازد و اختلافاتى را كه در سايه هوى و هوس پديد آمده بر مىچيند و به قساوتها پايان مىدهد و نور هدايت و رحمت را در همه جا مىپاشد و وقتى كه چنين شد وحدت و همبستگى در جاى، جاى جامعه اسلامى ايجاد مىشود.
رهبر معظم انقلاب فاصله گرفتن از قرآن را باعث مواجه شدن با مشكلات متعددى دانسته و مىفرمايد: «امت اسلامى زمانى به بركت عمل به قرآن، سرآمد علم، عزت، اخلاق، معنويت بود، اما امروز به دل يل فاصله گرفتن از قرآن با مشكلات متعددى از جمله نداشتن وحدت كلمه و استقلال، پيشرو نبودن در عرصههاى علمى و مدنى و اعمال سلطه از جانب قدرتهاى زورگو مواجه است.»(12) و در جاى ديگر پيروزى مردم ايران را از بركات قرآن دانسته و مىفرمايد: «ملت ايران به بركت قر آن توانست از سلطه قدرتهاى شيطانى رهايى يابد و جوانهاى خود را در مسير پيشرفت و ترقى قرار دهد.»(13)
از جمله شيوههايى كه قرآن كريم براى ايجاد وحدت و همبستگى بكار برده تأكيد آن بر اهميت حياتى وحدت و بر ثمرات و تأثير مثبت آن بر جامعه اسلامى است و اين بح دّى است كه همبستگى جامعه را براى مردم به صورت يك هدف در مىآورد. قرآن به برادرى، صميميّت و پرهيز از اختلافات تفرقه و عوامل ديگر همبستگى تأكيد فراوان كرده است و با پيروى از نظام قرآنى مىتوان به آسانى به هدف وحدت و همبستگى ملى، جامه عمل پوشاند و بنيانگذار نظام مقدس جمهورى اسلامى حضرت امام خمينى (ره) يز با تأسى از قرآن بر ايجاد وحدت در جامعه تأكيد فراوان داشته و مىفرمايد: «لازم است برادران ايرانى و شيعيان ساير كشورها از اعمال جاهلانه كه موجب تفرق صفوف مسلمين است احتراز كنند و لازم است در اجتماعات اهل سنّ ت حاضر شوند.»(14)


Comment