نگاه فني به شانزده تيم يورو 2008
يورو 2008 جنگ تاكتيكي 16 مغز متفكر فوتبال اروپا است؛ مغزهايي كه در كمتر از يك هفته مانده به آغاز اين تورنمنت بزرگ بين اعداد و ارقام پرسه مي زنند و وسواس شان به نهايت خود مي رسد. گروه C با حضور ايتاليا و فرانسه و مربياني چون دونادوني از مكتب فوتبال مدرسه كوورچانو و ريمون دومنك استاد مسلم 1-3-2-4 مي تواند بيشترين جذابيت را پديد آورد. البته بخش بيشتري از اين جذابيت براي آناني است كه دوست دارند درس فوتبال بگيرند و ديدي تاكتيكي به مسابقات داشته باشند. شايد جدال ايتاليا و فرانسه حتي كسالت آور هم شود اما مسلماً پهنه يي خواهد بود از ايده ها و تاكتيك هاي ناب فوتبال مدرن اروپا. تيم هاي ديگر يورو هم هركدام مربياني بزرگ در اختيار دارند. ويكتور پيتوركا، گاس هيدينك، لوئيس آراگونس و بقيه همه و همه ديگر به علم بودن فوتبال پي برده اند و مقابل آن سر خم مي كنند و همين امر باعث مي شود جدا از شوت ها و پاس ها و تكل ها يورو 2008 سرشار از اعداد و ارقامي شود كه روي كاغذ مي آيند و سرنوشت جنگ هاي اروپا را تعيين مي كنند. امروز نگاهي داريم به تاكتيك ها و استراتژي هاي شانزده تيم حاضر در يورو 2008.
گروه C
فرانسه
فرقي نمي كند كه ريمون دومنك با 2-4-4 محبوب خود بازي كند يا رو به سيستم 1-3-2-4 بياورد، قوانين بازي فرانسوي ها در زمين دست نخورده مي ماند. اصول بازي فرانسوي ها بر مبناي بستن گوشه هاي زمين، اجازه دادن به حريف براي پيشروي به زمين خودشان، خسته كردن حريف و بعد ضدحمله است. عجيب نيست كه خود دومنك هم در دوران بازيگري در دهه هاي 70 و 80 يك مدافع قدرتمند بود. دو شكست آنها مقابل اسكاتلند در دور مقدماتي يورو نشان داد فرانسوي ها وقتي قرار باشد حمله كنند و خط دفاعي مستحكم حريف را به هم بريزند به مشكلات زيادي برمي خورند.
هر تيمي كه در يورو مقابل فرانسه بازي مي كند بايد همان الگوي اسكاتلند را پيش بگيرد. با افزايش تعداد بازيكنان در خط دفاعي و مياني بايد فضا را از فرانسوي ها گرفت، بال هاي آنها را بست و با پرس سنگين فضا و نه پرس توپ آن هم در نيمه زمين خودي عملاً يك ضدتاكتيك بزرگ به دومنك زد. در اين شرايط مي توان از حداقل فرصت ها استفاده كرد. البته نوشتن اين تاكتيك ساده است ولي عمل به آن بسيار دشوار. الكس مك ليش و اسكاتلند بهترين نمونه عمل كردن به اين تئوري بودند. مثل همه تيم هاي ديگري كه كاتناچو را در عالي ترين حد خود اجرا مي كنند، فرانسوي ها هم وقتي توپ را در اختيار دارند و پيش مي تازند خطر كمتري براي حريف دارند تا وقتي بدون توپ هستند. يك آمار جالب مي گويد آنها از زماني كه دومنك در سال 2002 رهبري تيم را به عهده گرفت هرگز در بازي كه پيش افتاده اند شكست نخورده اند. اگر دومنك اين تورنمنت را هم بخواهد با 2-4-4 پيش ببرد، كهنه سواراني چون پاتريك ويرا و كلود ماكلله بهترين گزينه ها براي دو هافبك دفاعي هستند و جلوي آنها فرانك ريبري و فلورن مالودا مي توانند نقش دو بال، البته نه بال كلاسيك، را بازي كنند. هرچند مالودا اين فصل در چلسي نتوانست بازي هاي خوبي ارائه دهد، اما او استاد تغيير فاز از دفاع به حمله است و وقتي فرانسه توپ را در اختيار ندارد حركاتش واقعاً از نبوغ خاصي برخوردار است. ريبري هم كه اصلاً زاده شده است كه مدافعان حريف را سردرگم كند و جلوتر از اين دو هم گزينه اول صددرصد تيري آنري است. كنار آنري يا آنلكاي باتجربه بازي خواهد كرد يا پديده فوتبال فرانسه يعني كريم بنزما. اگر هم دومنك تصميم بگيرد 1-3-2-4 بازي كند يكي از مهاجمان قرباني مي شود و ريبري و سيدني گوو مي توانند جاي خود را به عنوان مهاجم سايه و سپر تهاجمي راست با هم عوض كنند.
هلند
براي كسي كه در مكتب فوتبال آژاكس رشد كرده مسلماً 3-3-4 نهادينه شده است. اما ماركو فان باستن چند ماه پيش اعلام كرد علاوه بر اين سيستم هلندي قصد دارد تاكتيك هايش را براي 1-3-2-4 هم آماده كند تا در صورت لزوم به اين سيستم روز فوتبال اروپا روي بياورد. البته اين تصميم تنها از سوي فان باستن گرفته نشد بلكه خيلي ها از جمله ادوين فان درسار، رود فان نيستلروي و كلارنس سيدورف به مربي خودشان توصيه كردند براي مقابله با تيم هاي حريف 1-3-2-4 را فراموش نكند. فان باستن اعتقاد دارد زوج هاي هماهنگ خط مياني اش كه به عنوان هافبك هاي دفاعي مدرن بازي مي كنند، يعني جوواني فان برونكهورست، دمي دزوئه، دني لاندزات و هدويگ مادورو استحكام زيادي به سازمان دفاعي تيمش بخشيده اند و اين كار را براي مدافعان مركزي آسان تر مي كند. البته براي استفاده از سيستم 1-3-2-4 دو هافبك مياني بايد فوق العاده آماده و باتجربه باشند و سوال اصلي درباره تيم ملي هلند هم همين جا پيش مي آيد كه آيا فان برونكهورست و دزوئه چنين خاصيتي دارند يا نه. به عكس در مورد خط حمله هلند هيچ شكي نيست و فان باستن كار بسيار دشواري براي تعيين 11 مرد اصلي خود خواهد داشت. فان درفارت، اسنايدر، ابراهيم آفلاي، روبن فان پرسي هركدام به تنهايي مي توانند براي يك تيم مهره يي كليدي به حساب بيايند و براي 3-3-4 بازي كردن ايده آل ترين انتخاب هاي ممكن هستند. تازه فان باستن درك كويت و رايان بابل را هم دارد كه يك فصل زير نظر رافا بنيتس در ليورپول به عنوان سپرهاي تهاجمي سيستم 1-3-2-4 بازي كرده اند و مي توانند بيشترين بازده را در اين پست ها داشته باشند. براي پست مهاجم هدف هم رود فان نيستلروي همچنان يكي از آماده ترين مهاجمان اروپا به شمار مي آيد و ذخيره او هم كلاس يان هونته لار جوان است كه آينده بسيار درخشاني در پيش دارد. با همه اينها فان باستن مشكل هميشگي مربيان هلند را دارد و آن بي نظمي تاكتيكي نارنجي پوشان و ميل آنها براي جمع شدن در مركز زمين است و نهايتاً نقطه ضعف بزرگ هلند را بايد در خط دفاعي اين تيم جست وجو كنيم. يوريس ماتيسن و ويلفرد بوما در بازي هاي دوستانه هلند به خصوص مقابل اتريش فوق العاده ضعيف بودند و ماريو ملشيوت و تيم دكلر هم مدافعان كناري كاملاً متوسطي هستند و همين باعث مي شود نتوان هلند را يك مدعي جدي براي فتح يورو ناميد. تنها اميد آنها در سيستم دفاعي حضور دروازه بان فوق العاده يي چون ادوين فان درسار است.
ايتاليا
مربي آتزوري در مسابقات مقدماتي يورو بارها سيستم تيمش را عوض كرد. «ال دونادون» بازي ها را با 2-4-4 كلاسيك آغاز كرد بعد به 3-3-4 و 1-5-4 روي آورد. دونادوني تحت تاثير 1-3-2-4 لوچانو اسپالتي در چند بازي هم ايتاليا را با اين سيستم به ميدان فرستاد و اين در حالي است كه وسوسه 1-4-1-4 مارچلو ليپي كه با آن آتزوري را قهرمان جام جهاني كرد هم از سر او بيرون نمي رود. اين خاصيت ايتاليايي ها است كه فوق العاده تاكتيك پذير هستند و دست مربي شان را براي امتحان استراتژي هاي ممكن باز مي گذارند. ايتاليا در آخرين بازي مقدماتي كه حكم مرگ و زندگي را براي آنها داشت با 3-3-4 اسكاتلند را در آيبروكس شكست دادند.
دي ناتاله و كامورانزي به عنوان دو بال تهاجمي انجام وظيفه كردند و لوكا توني در نوك خط حمله قرار گرفت. مثلث خط مياني آتزوري هم در اين سيستم نفوذناپذير به نظر مي رسيد. تركيب تمام ميلاني پيرلو، آمبروزيني و گتوزو آنقدر هماهنگ و قدرتمند بود كه بعيد نيست دونادوني را مجاب كند در تورنمنت يورو هم از همين تركيب استفاده كند. اما اگر دونادوني بخواهد تيمش را 1-4-1-4 بچيند مي تواند دانيله ده روسي را جلوي 4 مدافع قرار دهد و جلوتر از آنها پيرلو و گتوزو را در عرض هم به بازي بگيرد. در سيستم 1-3-2-4 هم پيرلو و دروسي مي توانند در مركز ميدان كنار يكديگر قرار بگيرند و گتوزو به سمت راست منتقل شود تا وظيفه اصلي بازي خراب كني خود را انجام دهد. ايتاليايي ها هم مثل تيم دومنك عاشق فوتبال بدون توپ هستند و اين حقيقت بازي آنها را مقابل فرانسه به تاكتيكي ترين جنگ مرحله گروهي يورو بدل مي كند. ايتاليا با داشتن پاسور فوق العاده يي چون آندره آ پيرلو مي تواند به بهترين نحو ممكن از ضدحمله ها استفاده كند. البته نبايد از نقش جان لوكا زامبروتا در پلان هاي تهاجمي آتزوري هم به سادگي گذشت. زامبروتا با پشتيباني هافبك ها از سمت چپ نفوذ مي كند و توپ را روي دروازه مي فرستد و آنجا لوكا توني آماده باز كردن دروازه هر حريفي روي توپ هاي ارسالي بلند است. خط دفاعي ايتاليا هم كه ديگر در تاريخ شهرتي عظيم دارد و هميشه نقطه اتكاي آنها بوده است. قرار گرفتن ماركو ماتراتزي كنار فابيو كاناوارو به عنوان دو مدافع مركزي و زامبروتا و پانوچي در دو سمت دژي نفوذ ناپذير براي رقباي آتزوري مي سازد كه تجلي تمام كاتناچو است. پشت سر آنها هم بهترين دروازه بان اروپا يعني جان لوئيجي بوفون قرار دارد تا درصد گل خوردن ايتاليا را به پايين ترين حد ممكن برساند. ايتاليا در واقع تاكتيكي ترين، مقتدرانه ترين و پراگماتيست ترين فوتبال ممكن را بازي مي كند و اين يعني يك مدعي غيرقابل انكار براي يورو 2008.
روماني
آتسايدر بودن روماني در گروه C و اين حقيقت كه هيچ كس شانسي براي صعود آنها به مرحله يك چهارم نهايي در نظر نمي گيرد بهترين فرصت را در اختيار غول كش اروپا قرار مي دهد تا اولين شگفتي جام را بيافريند. 1-3-2-4 ويكتور پيتوركا با دقت و وسواس زيادي طراحي شده است و همه فاكتورهاي لازم براي دوام آوردن در گروه مرگ را دارد. مقاومت و روحيه جنگندگي بالاي روماني را بگذاريد كنار سازماندهي فوق العاده در خط دفاعي و قدرت بالاي تغيير فاز دفاع به فاز حمله تا اميدهاي آنها براي صعود به بيشترين حد ممكن برسد. رقباي روماني بايد بيشتر از همه مراقب هافبك دفاعي و كاپيتان اين تيم، كريستين چيوو، باشند. چيوو در واقع طراح اصلي روماني است و با پاس هاي هوشمندانه خود و توپگيري هاي عالي اش از حريف خيلي سريع تيم را از حالت دفاعي به حمله مي برد. بازيساز ديگر روماني نيكلا ويكا است كه در سمت راست خط مياني قرار مي گيرد و نزديك ترين بازيكن به آدريان موتو است. كنار موتو، سيپرين ماريكا بازي مي كند كه در واقع مهاجم هدف است و موتو براي ايجاد فضا براي او مدام به سمت چپ متمايل مي شود و مدافعان مركزي را با خود به كنار مي كشد و فضاي لازم را در اختيار ماريكا قرار مي دهد. سيستم جايگزين پيتوركا هم يك 1-2-3-4 مدرن است كه سه هافبك دفاعي متمركز نقش اصلي را در آن دارند. چيوو، رازوان كوكيس و پل كودرئا در عرض هم قرار مي گيرند و دو هافبك تهاجمي كه به احتمال زياد يكي از آنها آدريان موتو در چپ باشد وظيفه توپسازي براي مهاجم نوكشان يعني ماريكا را بر عهده مي گيرند.
يورو 2008 جنگ تاكتيكي 16 مغز متفكر فوتبال اروپا است؛ مغزهايي كه در كمتر از يك هفته مانده به آغاز اين تورنمنت بزرگ بين اعداد و ارقام پرسه مي زنند و وسواس شان به نهايت خود مي رسد. گروه C با حضور ايتاليا و فرانسه و مربياني چون دونادوني از مكتب فوتبال مدرسه كوورچانو و ريمون دومنك استاد مسلم 1-3-2-4 مي تواند بيشترين جذابيت را پديد آورد. البته بخش بيشتري از اين جذابيت براي آناني است كه دوست دارند درس فوتبال بگيرند و ديدي تاكتيكي به مسابقات داشته باشند. شايد جدال ايتاليا و فرانسه حتي كسالت آور هم شود اما مسلماً پهنه يي خواهد بود از ايده ها و تاكتيك هاي ناب فوتبال مدرن اروپا. تيم هاي ديگر يورو هم هركدام مربياني بزرگ در اختيار دارند. ويكتور پيتوركا، گاس هيدينك، لوئيس آراگونس و بقيه همه و همه ديگر به علم بودن فوتبال پي برده اند و مقابل آن سر خم مي كنند و همين امر باعث مي شود جدا از شوت ها و پاس ها و تكل ها يورو 2008 سرشار از اعداد و ارقامي شود كه روي كاغذ مي آيند و سرنوشت جنگ هاي اروپا را تعيين مي كنند. امروز نگاهي داريم به تاكتيك ها و استراتژي هاي شانزده تيم حاضر در يورو 2008.
گروه C
فرانسه
فرقي نمي كند كه ريمون دومنك با 2-4-4 محبوب خود بازي كند يا رو به سيستم 1-3-2-4 بياورد، قوانين بازي فرانسوي ها در زمين دست نخورده مي ماند. اصول بازي فرانسوي ها بر مبناي بستن گوشه هاي زمين، اجازه دادن به حريف براي پيشروي به زمين خودشان، خسته كردن حريف و بعد ضدحمله است. عجيب نيست كه خود دومنك هم در دوران بازيگري در دهه هاي 70 و 80 يك مدافع قدرتمند بود. دو شكست آنها مقابل اسكاتلند در دور مقدماتي يورو نشان داد فرانسوي ها وقتي قرار باشد حمله كنند و خط دفاعي مستحكم حريف را به هم بريزند به مشكلات زيادي برمي خورند.
هر تيمي كه در يورو مقابل فرانسه بازي مي كند بايد همان الگوي اسكاتلند را پيش بگيرد. با افزايش تعداد بازيكنان در خط دفاعي و مياني بايد فضا را از فرانسوي ها گرفت، بال هاي آنها را بست و با پرس سنگين فضا و نه پرس توپ آن هم در نيمه زمين خودي عملاً يك ضدتاكتيك بزرگ به دومنك زد. در اين شرايط مي توان از حداقل فرصت ها استفاده كرد. البته نوشتن اين تاكتيك ساده است ولي عمل به آن بسيار دشوار. الكس مك ليش و اسكاتلند بهترين نمونه عمل كردن به اين تئوري بودند. مثل همه تيم هاي ديگري كه كاتناچو را در عالي ترين حد خود اجرا مي كنند، فرانسوي ها هم وقتي توپ را در اختيار دارند و پيش مي تازند خطر كمتري براي حريف دارند تا وقتي بدون توپ هستند. يك آمار جالب مي گويد آنها از زماني كه دومنك در سال 2002 رهبري تيم را به عهده گرفت هرگز در بازي كه پيش افتاده اند شكست نخورده اند. اگر دومنك اين تورنمنت را هم بخواهد با 2-4-4 پيش ببرد، كهنه سواراني چون پاتريك ويرا و كلود ماكلله بهترين گزينه ها براي دو هافبك دفاعي هستند و جلوي آنها فرانك ريبري و فلورن مالودا مي توانند نقش دو بال، البته نه بال كلاسيك، را بازي كنند. هرچند مالودا اين فصل در چلسي نتوانست بازي هاي خوبي ارائه دهد، اما او استاد تغيير فاز از دفاع به حمله است و وقتي فرانسه توپ را در اختيار ندارد حركاتش واقعاً از نبوغ خاصي برخوردار است. ريبري هم كه اصلاً زاده شده است كه مدافعان حريف را سردرگم كند و جلوتر از اين دو هم گزينه اول صددرصد تيري آنري است. كنار آنري يا آنلكاي باتجربه بازي خواهد كرد يا پديده فوتبال فرانسه يعني كريم بنزما. اگر هم دومنك تصميم بگيرد 1-3-2-4 بازي كند يكي از مهاجمان قرباني مي شود و ريبري و سيدني گوو مي توانند جاي خود را به عنوان مهاجم سايه و سپر تهاجمي راست با هم عوض كنند.
هلند
براي كسي كه در مكتب فوتبال آژاكس رشد كرده مسلماً 3-3-4 نهادينه شده است. اما ماركو فان باستن چند ماه پيش اعلام كرد علاوه بر اين سيستم هلندي قصد دارد تاكتيك هايش را براي 1-3-2-4 هم آماده كند تا در صورت لزوم به اين سيستم روز فوتبال اروپا روي بياورد. البته اين تصميم تنها از سوي فان باستن گرفته نشد بلكه خيلي ها از جمله ادوين فان درسار، رود فان نيستلروي و كلارنس سيدورف به مربي خودشان توصيه كردند براي مقابله با تيم هاي حريف 1-3-2-4 را فراموش نكند. فان باستن اعتقاد دارد زوج هاي هماهنگ خط مياني اش كه به عنوان هافبك هاي دفاعي مدرن بازي مي كنند، يعني جوواني فان برونكهورست، دمي دزوئه، دني لاندزات و هدويگ مادورو استحكام زيادي به سازمان دفاعي تيمش بخشيده اند و اين كار را براي مدافعان مركزي آسان تر مي كند. البته براي استفاده از سيستم 1-3-2-4 دو هافبك مياني بايد فوق العاده آماده و باتجربه باشند و سوال اصلي درباره تيم ملي هلند هم همين جا پيش مي آيد كه آيا فان برونكهورست و دزوئه چنين خاصيتي دارند يا نه. به عكس در مورد خط حمله هلند هيچ شكي نيست و فان باستن كار بسيار دشواري براي تعيين 11 مرد اصلي خود خواهد داشت. فان درفارت، اسنايدر، ابراهيم آفلاي، روبن فان پرسي هركدام به تنهايي مي توانند براي يك تيم مهره يي كليدي به حساب بيايند و براي 3-3-4 بازي كردن ايده آل ترين انتخاب هاي ممكن هستند. تازه فان باستن درك كويت و رايان بابل را هم دارد كه يك فصل زير نظر رافا بنيتس در ليورپول به عنوان سپرهاي تهاجمي سيستم 1-3-2-4 بازي كرده اند و مي توانند بيشترين بازده را در اين پست ها داشته باشند. براي پست مهاجم هدف هم رود فان نيستلروي همچنان يكي از آماده ترين مهاجمان اروپا به شمار مي آيد و ذخيره او هم كلاس يان هونته لار جوان است كه آينده بسيار درخشاني در پيش دارد. با همه اينها فان باستن مشكل هميشگي مربيان هلند را دارد و آن بي نظمي تاكتيكي نارنجي پوشان و ميل آنها براي جمع شدن در مركز زمين است و نهايتاً نقطه ضعف بزرگ هلند را بايد در خط دفاعي اين تيم جست وجو كنيم. يوريس ماتيسن و ويلفرد بوما در بازي هاي دوستانه هلند به خصوص مقابل اتريش فوق العاده ضعيف بودند و ماريو ملشيوت و تيم دكلر هم مدافعان كناري كاملاً متوسطي هستند و همين باعث مي شود نتوان هلند را يك مدعي جدي براي فتح يورو ناميد. تنها اميد آنها در سيستم دفاعي حضور دروازه بان فوق العاده يي چون ادوين فان درسار است.
ايتاليا
مربي آتزوري در مسابقات مقدماتي يورو بارها سيستم تيمش را عوض كرد. «ال دونادون» بازي ها را با 2-4-4 كلاسيك آغاز كرد بعد به 3-3-4 و 1-5-4 روي آورد. دونادوني تحت تاثير 1-3-2-4 لوچانو اسپالتي در چند بازي هم ايتاليا را با اين سيستم به ميدان فرستاد و اين در حالي است كه وسوسه 1-4-1-4 مارچلو ليپي كه با آن آتزوري را قهرمان جام جهاني كرد هم از سر او بيرون نمي رود. اين خاصيت ايتاليايي ها است كه فوق العاده تاكتيك پذير هستند و دست مربي شان را براي امتحان استراتژي هاي ممكن باز مي گذارند. ايتاليا در آخرين بازي مقدماتي كه حكم مرگ و زندگي را براي آنها داشت با 3-3-4 اسكاتلند را در آيبروكس شكست دادند.
دي ناتاله و كامورانزي به عنوان دو بال تهاجمي انجام وظيفه كردند و لوكا توني در نوك خط حمله قرار گرفت. مثلث خط مياني آتزوري هم در اين سيستم نفوذناپذير به نظر مي رسيد. تركيب تمام ميلاني پيرلو، آمبروزيني و گتوزو آنقدر هماهنگ و قدرتمند بود كه بعيد نيست دونادوني را مجاب كند در تورنمنت يورو هم از همين تركيب استفاده كند. اما اگر دونادوني بخواهد تيمش را 1-4-1-4 بچيند مي تواند دانيله ده روسي را جلوي 4 مدافع قرار دهد و جلوتر از آنها پيرلو و گتوزو را در عرض هم به بازي بگيرد. در سيستم 1-3-2-4 هم پيرلو و دروسي مي توانند در مركز ميدان كنار يكديگر قرار بگيرند و گتوزو به سمت راست منتقل شود تا وظيفه اصلي بازي خراب كني خود را انجام دهد. ايتاليايي ها هم مثل تيم دومنك عاشق فوتبال بدون توپ هستند و اين حقيقت بازي آنها را مقابل فرانسه به تاكتيكي ترين جنگ مرحله گروهي يورو بدل مي كند. ايتاليا با داشتن پاسور فوق العاده يي چون آندره آ پيرلو مي تواند به بهترين نحو ممكن از ضدحمله ها استفاده كند. البته نبايد از نقش جان لوكا زامبروتا در پلان هاي تهاجمي آتزوري هم به سادگي گذشت. زامبروتا با پشتيباني هافبك ها از سمت چپ نفوذ مي كند و توپ را روي دروازه مي فرستد و آنجا لوكا توني آماده باز كردن دروازه هر حريفي روي توپ هاي ارسالي بلند است. خط دفاعي ايتاليا هم كه ديگر در تاريخ شهرتي عظيم دارد و هميشه نقطه اتكاي آنها بوده است. قرار گرفتن ماركو ماتراتزي كنار فابيو كاناوارو به عنوان دو مدافع مركزي و زامبروتا و پانوچي در دو سمت دژي نفوذ ناپذير براي رقباي آتزوري مي سازد كه تجلي تمام كاتناچو است. پشت سر آنها هم بهترين دروازه بان اروپا يعني جان لوئيجي بوفون قرار دارد تا درصد گل خوردن ايتاليا را به پايين ترين حد ممكن برساند. ايتاليا در واقع تاكتيكي ترين، مقتدرانه ترين و پراگماتيست ترين فوتبال ممكن را بازي مي كند و اين يعني يك مدعي غيرقابل انكار براي يورو 2008.
روماني
آتسايدر بودن روماني در گروه C و اين حقيقت كه هيچ كس شانسي براي صعود آنها به مرحله يك چهارم نهايي در نظر نمي گيرد بهترين فرصت را در اختيار غول كش اروپا قرار مي دهد تا اولين شگفتي جام را بيافريند. 1-3-2-4 ويكتور پيتوركا با دقت و وسواس زيادي طراحي شده است و همه فاكتورهاي لازم براي دوام آوردن در گروه مرگ را دارد. مقاومت و روحيه جنگندگي بالاي روماني را بگذاريد كنار سازماندهي فوق العاده در خط دفاعي و قدرت بالاي تغيير فاز دفاع به فاز حمله تا اميدهاي آنها براي صعود به بيشترين حد ممكن برسد. رقباي روماني بايد بيشتر از همه مراقب هافبك دفاعي و كاپيتان اين تيم، كريستين چيوو، باشند. چيوو در واقع طراح اصلي روماني است و با پاس هاي هوشمندانه خود و توپگيري هاي عالي اش از حريف خيلي سريع تيم را از حالت دفاعي به حمله مي برد. بازيساز ديگر روماني نيكلا ويكا است كه در سمت راست خط مياني قرار مي گيرد و نزديك ترين بازيكن به آدريان موتو است. كنار موتو، سيپرين ماريكا بازي مي كند كه در واقع مهاجم هدف است و موتو براي ايجاد فضا براي او مدام به سمت چپ متمايل مي شود و مدافعان مركزي را با خود به كنار مي كشد و فضاي لازم را در اختيار ماريكا قرار مي دهد. سيستم جايگزين پيتوركا هم يك 1-2-3-4 مدرن است كه سه هافبك دفاعي متمركز نقش اصلي را در آن دارند. چيوو، رازوان كوكيس و پل كودرئا در عرض هم قرار مي گيرند و دو هافبك تهاجمي كه به احتمال زياد يكي از آنها آدريان موتو در چپ باشد وظيفه توپسازي براي مهاجم نوكشان يعني ماريكا را بر عهده مي گيرند.
Comment