Events/Havades

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #286
    صحنه جنايتي كه پس از ۷ سال فاش شده است، با حضور قاضي دادگاه عمومي تهران بازسازي شد.



    در اين جنايت زني پس از دادن آگهي فروش خانه اش در روزنامه، از سوي سارق جواني از پاي درآمده بود. اين مرد جوان با جاي گذاشتن گواهينامه اش در محل جنايت، از روز نخست شناسايي شده ولي دستگيري او تا هفت سال به طول انجاميد.



    اين قتل ساعت ۱۳ ظهر روز ۲۱ بهمن ماه سال ۷۷ در طبقه چهارم ساختمان شماره ۹ كوي پرستوي خيابان وليعصر رخ داد و در جريان آن، زن ۳۷ ساله اي به نام «ناديا رضواني» از پاي درآمد.



    در نخستين لحظات تحقيقات پليسي با توجه به بهم ريختگي و مفقود شدن مقداري از لوازم باارزش موجود در خانه، مشخص شد كه عامل جنايت در جريان سرقت طعمه خود را با ضربات كارد از پاي درآورده است.



    در ادامه بررسي ها مشخص شد كه قرباني حادثه چند روز قبل با دادن آگهي در روزنامه ها خانه اش را به فروش گذاشته بود و سارق جنايتكار به بهانه خريد خانه وارد آنجا شده و به دليل آنكه قرباني جنايت در خانه تنها بود، وي را از پاي درآورده و سپس متواري شده بود.



    تجسس هاي پليسي براي رديابي متهم ادامه داشت تا اينكه وي با گذشت ۷ سال در زندان اوين شناسايي و دستگير شد. به دستور قاضي «محمدرضا زماني علويجه» رئيس شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جنايي تهران، متهم بلافاصله پس از اعترافات در بازجويي هاي پليسي براي بازسازي صحنه جنايت به محل حادثه انتقال داده شد.



    «البرز» متهم به قتل پس از حضور در آپارتماني كه ۷ سال قبل زن جوان را به قتل رسانده بود، به تشريح جزئيات كامل جنايت پرداخت.



    وي در اين باره گفت: پس از ديدن آگهي فروش خانه «ناديا» ابتدا كاردي را تهيه كرده و در جورابم پنهان كردم، سپس دستكش هاي زمستاني به دست كرده و به خانه قرباني حادثه رفتم. او پس از اينكه خودم را معرفي كرده و گفتم مي خواهم خانه را ببينم، در را باز كرد. داخل رفتم.



    پس از ديدن اتاق ها مطمئن شدم در خانه تنها است. در يك لحظه به او حمله كرده و او را كشتم. البته به قصد كشتن او نرفته بودم و قتل يك دفعه اتفاق افتاد.



    در اين لحظه قاضي زماني از او پرسيد چگونه قتل اتفاقي رخ داده، در حالي كه شما چاقو را از قبل تهيه كرده ايد؟



    متهم سكوت كرده و به داستانسرايي خود ادامه داد. متهم درباره اينكه چرا هيچ اثر انگشتي از او در محل جنايت به دست نيامده است، گفت: روز حادثه دستكش زمستاني به دست داشتم.



    به همين دليل دستم پوشيده بود. بنا به اين گزارش، متهم پس از بازسازي صحنه جنايت براي انجام معاينات پزشكي درباره احتمال ابتلاي وي به بيماري روحي و رواني به پزشكي قانوني معرفي شد. اين در حاليست كه وي هنوز هيچ مدركي درباره اينكه در گذشته به بيماري روحي _ رواني ابتلا داشته به دادگاه ارائه نكرده است

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #287
      مرد وقتي اعتنايي به اصرار همسرش براي طلاق نكرد، در توطئه زنانه اي گرفتار شد و به قتل رسيد.



      پليس در افشاي جزئيات اين جنايت، پرده از راز قتل خاموش ديگري در يك زمين كشاورزي برداشت.ساعت ۱۸ عصر روز ۲۴ دي ماه سال جاري در خانه شماره ۴ ميدان ابوذر شميران نو مرد ۲۵ ساله اي به نام «مالك اميري» با ضربات چاقو به قتل رسيد و همسر جوان وي فراري شد.



      وقتي بازپرس ويزه قتل به همراه تيم پليس آگاهي تهران در قتلگاه اين مرد به تجسس هاي جنايي دست زد، مشخص شد قرباني از مدت ها پيش با همسر جوانش اختلاف داشت و بارها اين زن درخواست طلاق داده بود.



      با اين سرنخ و روشن شدن اينكه زن نيز ناپديد شده است، كارآگاهان در جست وجوهاي ويزه اي در يكي از كوچه هاي اطراف محل جنايت، گوشي تلفن همراه زن جوان را پيدا كردند كه داخل جوي آب انداخته شده بود.



      ساعتي از فاش شدن جنايت نگذشته بود كه تيم تحقيق موفق شد زن را در خانه يكي از آشنايانش رديابي كند و اين زن توطئه گر را بازداشت كند.



      وقتي زن در برابر تحقيقات پليسي سكوت كرد، كارآگاهان در شاخه ديگري از تجسس ها پي بردند كه اين زن يك دوست صميمي دارد كه مي تواند رازهاي پنهان وي را فاش كند.



      بدين ترتيب، اين زن آشنا تحت بازجويي قرار داده شد و ادعا كرد زن از مدت ها پيش با مردي رابطه پنهاني دارد و با يكديگر تماس تلفني بسياري داشته اند.



      با اين افشاگري مشخص شد كه اين زن بارها از شوهرش خواسته بود او را طلاق بدهد، اما با امتناع وي روبرو شده بود، پس انگيزه زيادي براي قتل اين مرد داشته است.



      مرد جوان با وجود اعترافات گمراه كننده زن تحت تعقيب قرار گرفت و رد پاي وي در منطقه مال و خيابان دوستان شيراز به دست آمد و كارآگاهان با اعزام به مخفيگاه وي، اين مرد ۲۶ ساله را در اقدامي غافلگيرانه بازداشت كردند.



      عامل اصلي جنايت، ابتدا هرگونه دخالت در قتل «مالك» را منكر شد، اما وقتي پي برد راز رابطه پنهاني اش فاش شده است، با اعترافات هولناكي پرده از جزئيات توطئه زنانه برداشت.



      وي گفت: من به آن زن علاقه مند بودم و مي خواستيم با يكديگر ازدواج كنيم. او با مالك اختلاف داشت، اما قرباني حاضر نبود همسرش را طلاق بدهد تا اينكه تصميم گرفتيم او را به قتل برسانيم.



      وي افزود: «ساعت ۱۰ صبح جنايت بعد از اينكه با موبايل او تماس گرفتم و شنيدم مالك در خواب است، به خانه اش رفتم. آن زن را به پايين پله ها فرستادم و با ضربات چاقو به جان قرباني افتادم، سپس پتو را روي جسد انداخته و فرار كردم.»



      متهم كه بررسي ها نشان داد جوان شروري است، وقتي پذيرفت كه مي خواست با زن زندگي آرامي را آغاز كند، پرده از قتل ديگري برداشت و ادعا كرد در مرداد ماه سال ۸۰ مردي به نام «رحمان» را كه مزاحم خواهرم شده بود به انتهاي كوچه لاله واقع در منطقه آسته اصفهان داخل زمين هاي كشاورزي كشاندم و با اعتراض به مزاحمتش او را به زمين كوبيدم و با ضربات چاقو دست به قتل زدم.



      بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، زن نيز وقتي در برابر اعتراف مرد مورد علاقه اش قرار گرفت، با پذيرفتن طراحي توطئه قتل شوهرش گفت: در فرار از صحنه قتل موبايل را داخل جوي آب انداخته تا با سوختن سيم كارت مشخص نشود متهم به قتل قبل از جنايت با من تماس داشته است

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #288
        پليس فرانسه اعلام گرد روز چهارشنبه اول مارس يگ پسر نوجوان 16 ساله برادر نوزاد يگ ماهه‌اش را در ميان خيابان چندين بار به پياده‌رو گوبيد و او را به قتل رساند.



        به گزارش خبرگزاري فرانسه، پليس فرانسه گفت حوالي ساعت 12 و 40 دقيقه به وقت محلي اين نوجوان هنگامي گه در آپارتمان خانوادگي در محله نانتر در حومه پاريس همراه با مادر و 2 برادر گوچگترش بود ناگهان برادر گوچگش گه يگ نوزاد يگ ماهه بود را در آغوش گرفت و از آپارتمان خارج شد و به خيابان رفت.



        به گفته شاهدان عيني، نوجوان 16 ساله بدون هيچ دليلي گودگ نوزاد را چندين بار بالاي سر برد و بدن او را به گف پياده‌رو گوبيد.



        نوزاد توسط مردم به سرعت به بيمارستان نانتر انتقال يافت اما به دليل شدت جراحات لحظاتي پس از رسيدن به بيمارستان درگذشت. نوجوان 16 ساله توسط پليس دستگير شده اما تاگنون انگيزه‌اش براي قتل برادر نوزاد يگ ماهه‌اش را فاش نگرده است

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #289
          عامل جنايت در خانه ويلايي شماره 14 خيابان كتابي جزئيات تازه اي از اقدام هولناك خود را بازگو كرد.



          حادثه اين قتل ظهر روز شنبه ۶ اسفندماه سال جاري رخ داد و در جريان آن زن ۴۲ ساله اي قرباني توطئه مرگبار پسرش شد.



          عامل ۲۰ ساله جنايت «حسام» نام دارد و پس از اينكه پي برد قادر به ازدواج با دختر مورد علاقه اش نيست، با همفكري او نقشه از ميان برداشتن اعضاي خانواده اش را طراحي كرد.



          اين متهم در حالي كه خونسرد و آرام بود، در گفت وگو با خبرنگار ما جزئيات تازه اي از چگونگي حادثه را مطرح كرد. وي ادعا كرد: يك ماه قبل از اينكه مادرم را بكشم، مريم پيشنهاد داد تا به اتفاق هم فرار كنيم ولي من چون سه بار سابقه فرار ناموفق را تجربه كرده بودم نپذيرفتم.



          من يك بار به بندرعباس فرار كردم ولي از سوي پليس دستگير و تحويل خانواده ام شدم. بار دوم چند شبانه روز به ديزين فرار كردم ولي بازهم پليس مرا به خانواده ام برگرداند.



          دفعه سوم كه سوار بر پرايد به جاده هراز رفته بودم خودروام را به داخل دره ۸۲ متري فرستادم ولي باز هم زنده ماندم. با توجه به اين شرايط چاره را در كشتن خانواده ام ديديم.



          مريم پيشنهاد داد كه پدر و مادرم را از ميان برداريم. من هم پذيرفتم ولي تنها موفق به كشتن مادرم شدم. ماجراي علاقه مندي ام به مريم را با خانواده ام مطرح كرده بودم. آنها اصلاً فرصت اظهارنظر به من نمي دادند.



          درباره همه چيز مي خواستند خودشان تصميم بگيرند. من در طول ۲۰ سال زندگي ام حتي يك جوراب با سليقه خودم نخريدم چه برسد به اينكه بخواهم همسر آينده ام را خودم انتخاب كنم.



          خانواده ام دو سال قبل همين معامله را با برادر بزرگترم كردند، آنها وقتي فهميدند او عاشق دختري شده كه از خودش چند سال بزرگتر است، قبول نكردند آنها با هم ازدواج كنند ولي چون او كار داشت توانست برود و زندگي آينده اش را انتخاب كند.



          مريم به خاطر ثروت پدرو مادرم با من ازدواج نكرد. او تا دو هفته بعد از آشنايي مان اصلاً نمي دانست كه مادرم مديرعامل شركت است. او مرا به خاطر خودم مي خواست، چون او هم مثل من تنها بود. پدر و مادرش سال ها قبل از هم جدا شده بودند و او با مادر بزرگش زندگي مي كرد.



          اين متهم ادامه داد: تنها كسي كه در طول زندگي ام دست محبت به سرم كشيد مريم بود، شايد به خاطر اينكه والدينم از نظر عاطفي به ما توجهي نمي كردند ما به دختراني از خودمان بزرگتر علاقه مند و وابسته مي شديم.



          از بي توجهي هاي والدينم خسته شده بودم. ما نقشه قتل ها را طوري طراحي كرده بوديم كه كسي متوجه نشود. ولي يك اشتباه همه چيز را خراب كرد، اگر اتر قبل از ظهر به دستم مي رسيد شايد پدرم را نيز كشته بودم. مي خواستم خواهرم را كه كلاس دوم دبستان است، خودم بزرگ كنم

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #290
            يك حلقه نامزدي تنها مدرك براي شناسايي هويت قرباني جنايتي مرموز است.



            پيكر بي جان يك مرد در حالي كه با رشته سيم سفيدرنگي لاي پتوي قهوه اي پيچيده شده بود، در اتوبان شهيد آويني واقع در جنوب تهران پيدا شد.



            يك راننده عبوري ساعت يك بامداد روز ۱۹ بهمن ماه سال جاري با ديدن جسد مرد جواني در حاشيه بزرگراه پليس را در جريان قرار داد.مأموران كلانتري ۱۷۲ شاه عبدالعظيم بلافاصله با حضور در محل حادثه به بررسي آثار و نشانه هاي برجاي مانده پرداختند.



            در بررسي لباس هاي قرباني حادثه مأموران نتوانستند هيچ مدركي براي شناسايي هويت مقتول بيابند.براساس گزارش پليس، قرباني حادثه به هنگام كشف جسد شلوار راحتي خانه و پيراهن با دكمه هاي مشكي بر تن داشت.



            به گفته مأموران يك حلقه نامزدي طلا كه داراي ۵ نگين برليان در امتداد هم است، تنها سرنخ براي شناسايي هويت قرباني حادثه است.براساس اعلام نظر نخستين پزشكان قانوني، اين مرد جوان كه حدوداً ۴۰ ساله بود بر اثر فشرده شدن رشته اي به دور گردنش به قتل رسيده است.


            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #291
              اگر مي‌خواهيد جعل كنيد دستكم سعي كنيد غلط املايي نداشته باشيد تا مانند يك جاعل پاكستاني به دام نيفتيد!


              به گزارش خبرگزاري رويترز، يك تبعه پاكستاني به نام فضل الرحمان كه يك گذرنامه افغاني را جعل كرده بود به دليل غلط‌هاي املايي در مهرهاي گذرنامه به دام افتاد و يك دادگاه شهر نيكوزيا در قبرس او را براي جعل و استفاده از گذرنامه جعلي به 8 ماه زندان محكوم كرد.


              او به جاي كلمه «Ministry» [وزارتخانه] نوشته بود «Ministry» و حرف «N» در كلمه «government» [دولت] را فراموش كرده بود!


              به استثناي غلط‌هاي املايي فضل‌الرحمان به خوبي توانسته بود گذرنامه را مطابق يك نمونه اصل جعل كند

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #292
                جسد دختر 22 ساله‌اي كه اوايل هفته گذشته در كرمان ربوده شده بود، پيدا شد.

                اين دختر جوان در حالي روز 7 اسفندماه توسط افراد ناشناس ربوده شد كه جسد او در يكي از ساختمانهاي نيمه كاره در بلوار آزادگان پيدا شد.

                مقتول با اصابت چند ضربه چاقو به قتل رسيده بود و تلاش ماموران پليس براي دستگيري متهم يا متهمان به قتل ادامه دارد.

                همچنين چندي پيش نيز جسد مشكوك دختر 20 ساله‌اي در خيابان «آبنوس» كرمان رها شده بود كه تحقيقات پليسي در اين باره ادامه دارد

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #293
                  پسر جواني كه در يك نزاع خياباني مرتكب قتل مردي شده بود، صبح ديروز در شعبه ۷۴ دادگاه كيفري استان محاكمه شد.



                  رسيدگي به اين پرونده زماني در دستور كار پليس جنايي كرج قرار گرفت كه مهرماه امسال وقوع يك درگيري منجر به قتل به پليس ۱۱۰ گزارش داده شد.



                  با حضور مأموران در صحنه حادثه مشخص شد در اين درگيري فردي به نام عباس با ضربات چاقو به قتل رسيده و عامل يا عاملان اين جنايت از محل متواري شده اند.



                  پس از انتقال جسد به پزشكي قانوني، تحقيقات براي دستگيري عاملان جنايت آغاز شد. چند تن از شاهدان حادثه در تشريح ماجرا به مأموران گفتند: ساعتي قبل چند جوان كه يكي از آنها رضا نام داشت، با عباس(مقتول) بر سر ايجاد مزاحمت درگير شده و او را با يك ضربه چاقو به قتل رساندند.



                  به اين ترتيب شناسايي رضا در دستور كار قرار گرفت و وي در يك عمليات ضربتي دستگير شد. رضا در بازجويي هاي مقدماتي به درگيري منجر به قتل با همدستي دو تن از دوستانش اعتراف كرد و با دستگيري دو همدست وي به نام هاي رضا و مهدي، بازسازي صحنه صورت گرفت.



                  صبح ديروز متهمان اين پرونده مجدداً در شعبه ۷۴ به رياست قاضي حجت الاسلام حسيني كوه كمره اي محاكمه شدند. در ابتداي جلسه محاكمه، چند جوان كه به عنوان شاهد حادثه به دادگاه احضار شده بودند در جايگاه قرار گرفتند و مدعي شدند پس از درگيري به محل حادثه رسيده اند و نمي دانند چه كسي ضربه چاقو را وارد كرده است.



                  تنها يكي از شاهدان حادثه كه از دوستان متهم رديف اول بود، عنوان كرد: در زمان درگيري من در آنجا نبودم اما عصر همان روز وحيد و رضا به خانه ما آمدند. لباس هايشان خوني بود.



                  وقتي در حال عوض كردن لباس هايشان بودند، چاقو را در كمر رضا ديدم. او خيلي وحشت زده بود و به من گفت چاقو را محكم زدم؛ اميدوارم اتفاقي نيفتاده باشد.



                  در ادامه جلسه محاكمه، اولياي دم درخواست قصاص نفس (اعدام) كردند و متهم پس از حضور در جايگاه، منكر هرگونه قتلي شد. وي گفت من حضور در درگيري را قبول دارم اما ضربه را نزدم

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #294
                    يك روستايي مالزيايي موفق به شكار ماري شده كه در پائين سرش از دوپاي كوچك براي حركت بهره مي برده است.

                    مارپادار پيدا شده حدود 60 سانتي متر طول دارد و در نوع خود بچه مار به حساب مي آيد.
                    كارشناسان اكنون به دنبال مار مادر هستند تا ببينند بچه مار مذكور به طور ارثي داراي پا شده يا يك نقص ژنتيكي عامل پادارشدن اين موجود عجيب بوده است

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #295
                      يكي از عاملان اصلي جنايت ميدان نوبنياد كه در آن سه زن گرداننده خانه فساد قرباني سرقت سه پسر جوان شده اند از مجازات اعدام گريخت.



                      اين سه پسر ۲۴ ، ۲۰ و ۱۸ ساله كه «مهدي»، «حسن» و «فرهاد» نام دارند هر كدام به ۶ بار قصاص نفس _ اعدام _ و تحمل ۲۵ سال زندان و ۵۴۰ ضربه شلاق محكوم شده بودند و هر كدام در برابر دو بار مجازات مرگ قرار داشتند.



                      ساعت ۹ صبح يكشنبه ۱۴ اسفند ماه سال ،۷۹ «مرضيه» خدمتكار ميانسالي براي نظافت به طبقه دوم ساختماني در حوالي ميدان نوبنياد رفت و بر خلاف تصورش با در بسته روبرو شد.وقتي غيبت صاحبخانه طولاني شد اين زن به همراه مرد آشنايي با كليد يدكي وارد آپارتمان شدند.



                      آنان در اتاق خواب،«كتي» را ديدند كه روي تخت افتاده و نفس نمي كشد، دو دوست ديگر اين زن كه «شهرزاد» و «كبري» نام داشتند نيز در گوشه اي از اتاق پذيرايي افتاده و از پاي درآمده بودند.



                      با پاي گذاشتن پليس در قتلگاه اين سه زن، تحقيقات نشان داد جسد درون اتاق خواب متعلق به زن ۳۰ ساله اي به نام طاهره معروف به «كتي» است كه صاحبخانه بوده و با شيئي رشته مانند خفه شده بود و اجساد دو زن ديگر كه در فاصله كمي از هم روي زمين افتاده بود متعلق به «شهرزاد» - ۲۱ ساله - و «كبري» - ۲۵ ساله _ است.



                      كارآگاهان با پي بردن به اينكه «كتي» و دو دختر ديگر گرداننده خانه فساد بوده اند و با توجه به مورد دستبرد قرار گرفتن جواهرات، پول ها و موبايل هاي قربانيان اقدام به مظنون گيري گسترده اي كردند تا اينكه با رديابي اموال مسروقه در كمتر از ۹ روز توانستند سه عامل جنايت را به دام اندازند.



                      در اعترافات تكاندهنده اين سه پسر جوان مشخص شد آنان از مدت ها پيش به خانه فساد رفت و آمد داشته اند و در شب جنايت با نقشه قبلي براي سرقت از «كتي» وارد خانه وي شده اند و هر كدام از قربانيان به دست دو تن از اين پسران به قتل رسيده است.



                      مهدي، يكي از عاملان جنايت گفت: «كتي» با«فرهاد» دوست بود و من با او آشنا نبودم، وقتي نقشه دزدي از خانه «كتي» را كشيديم قصد به قتل رساندنش را نداشتيم. آن شب ساعت ۱۱ با حسن و فرهاد، به خانه «كتي» رفتيم، دو دختر ديگر هم در خانه اش بودند، وقتي «حسن» و «فرهاد» به قتل «كتي» دست زدند، سراغ مرجان، رفتيم كه مشكوك شده بود، او را من خفه كردم و بعد «پريسا» را نيز به قتل رسانيدم.



                      قاضي جنايي تهران در رأي قضايي، هر كدام از متهمان را به خاطر شركت در قتل دو زن به دوبار قصاص نفس _ اعدام _ به خاطر شرب خمر و داشتن رابطه نامشروع به ۱۸۰ ضربه شلاق، مهدي به خاطر معاونت در قتل و سرقت به تحمل ۱۵ سال زندان و «فرهاد» نيز به خاطر سرقت به تحمل ۵ سال زندان محكوم شدند.



                      حكم مجازات مرگ سه عامل اين جنايت با وجود به تأييد رسيدن در ديوانعالي كشور بعد از گذشت ۵ سال به مرحله اجرا در نيامده است و در اين فرصت «فرهاد» كه در زمان جنايت ۱۸ ساله بود و دو قاتل ديگر به واسطه او با «كتي» آشنا شده بودند موفق شد رضايت اولياي دم دو تن از قربانيان خود را به دست آورد و از مجازات قصاص نفس _ اعدام _ نجات يابد.



                      قاضي محمدرضا زماني علويجه كه اين بار در مقام رياست شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جزايي عمومي تهران به بررسي مجازات عمومي «فرهاد» پرداخت، وي را به خاطر ارتكاب دو جنايت به ۱۰ سال زندان، معاونت در قتل سوم به تحمل ۵ سال زندان و اقدام به سرقت به تحمل ۲ سال زندان _ ۱۷ سال در مجموع - محكوم كرد.



                      وقتي قرار شد با احضار «فرهاد» كه به خاطر اتهام قتل دو زن تحت رأي تأييد شده قصاص در زندان بسر مي برد به دادگاه جزايي عمومي تهران حكم جديد به وي ابلاغ شود مشخص شد وي با وجود اينكه اتهام سنگين قتل داشت و مشخص نبود مجازات مرگ وي از بين برود توانسته در اقدامي عجيب از زندان مرخصي بگيرد.



                      اين در حالي است كه دو متهم ديگر اين جنايات با همان سرنوشت هنوز در زندان هستند و نتوانسته اند از اولياي دم قربانيان رضايت بگيرند

                      iran

                      Comment

                      • Nushabeh
                        Senior Member
                        • Feb 2005
                        • 2210

                        #296
                        omid concert in orlando march 17
                        nima concert in gainsville march 25

                        akharesh yeh kesay umadan in tarafa lol

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #297
                          بازداشت يك زن بعد از گذشت دو سال از زمان وقوع يك جنايت و انجام تحقيقات پليس از وي در اداره دهم آگاهي تهران پليس را به سر نخ هاي تازه براي دستگيري قاتل رساند.



                          دو سال قبل در يكي از روزهاي تابستاني، مرد خسته از كار روزانه به منزلش واقع در منطقه تهرانپارس بازگشت. كليد را داخل قفل در آپارتمان چرخاند و وارد خانه شد.سكوت حاكم بر منزلش برايش غريب بود.



                          وسايل خانه بهم ريخته بود و همين امر موجب شد دلهره وجود مرد را فراگيرد. زنش بي جان بر روي فرش افتاده بود. رقيه را ساعت ۱۰ صبح عامل يا عاملان جنايت با انگيزه اي مبهم خفه كرده بودند و جسد او ساعتها در خلوت خانه باقي ماند تا همسرش به منزل بازگشت.



                          اكيپ پليس در محل حاضر شد.بازپرس حسيني و كارآگاهان اداره دهم آگاهي نيروهاي بعدي بودند كه براي بررسي اين صحنه جرم خود را به محل واقعه رساندند. تحقيقات آغاز شد. عامل يا عاملان جنايت بعد از كشتن اين زن جوان مقاديري از اموال با ارزش داخل منزل را به سرقت برده بودند.



                          تحقيقات براي دستگيري عامل يا عاملان اين جنايت توسط كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران ادامه يافت تا اينكه يكي از همسايه ها بعد از گذشت چند ماهي از وقوع اين قتل به آگاهي تهران مراجعه كرده و اظهار داشت: «چند روز پيش دعواي خانوادگي در آپارتمان يكي از همسايگان رخ داد. صداي داد و فرياد آنان توجه ديگر ساكنان آپارتمان را جلب كرده بود.



                          در لابه لاي صحبت هاي آنان ناگهان پسرخانواده كه به شدت عصباني بود با صداي بلند به مادرش گفت:« اگر پولي كه از تو مي خواهم به من پرداخت نكني به پليس خواهم گفت كه تو قاتل رقيه هستي !» بيان اين مطلب براي ما جالب توجه بود و به همين دليل موضوع را به شما اطلاع داديم.»



                          افسر پرونده بعد از شنيدن اظهارات اين مرد تحقيقات خود را بر روي ادعاي وي آغاز كرد. در اولين اقدامي كه از سوي پليس آگاهي در اين خصوص صورت گرفت معلوم شد زن همسايه مذكور و دختر ۸ ساله اش به طور ناگهاني پس از آن درگيري خانوادگي ناپديد شده اند.



                          پليس بعد از فرار اين زن جستجوي گسترده خود براي يافتن مخفيگاه وي را آغاز كرد تا اينكه روز جمعه چهار آذر ماه سال جاري كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران متوجه شدند نامبرده و دخترش به شهرستان مشهد گريخته اند.



                          با دستور قضايي هماهنگي هاي لازم براي بازداشت زن مذكور كه اكرم نام داشت آغاز شد و متهمه طي يك عمليات غافلگيرانه بازدداشت و به پايتخت انتقال يافت.



                          اين زن در جريان تحقيقات اوليه پليس منكر هرگونه اطلاعي از چگونگي وقوع اين جنايت شد. ولي پليس آگاهي بازجويي هاي تخصصي خود را از وي ادامه داد.



                          برپايه آخرين اخبار، اكرم در مراحل بازجويي اعترافاتي درخصوص اينكه همسرش كه او هم اكنون متواري است عامل اين جنايت است بازگو كرد

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #298
                            دو مرد كه خود را كارشناس ميراث فرهنگي و سرهنگ معرفي كرده بودند با شيوه اي عجيب اقدام به كلاهبرداري چند ميليوني از زن جوان كردند.



                            اين دو مرد با با طرح نقشه اي ادعا كردند، اگر دو زن آنها را به اسارت بكشانند اشياي عتيقه مربوط به دوره برده داري مردان از زمين خارج مي شود.



                            مدتي پيش يك زن ۳۴ ساله به كلانتري رسالت كرج مراجعه كرد و با طرح شكايتي از دو مرد جوان گفت: مدتي از دوستي همسرم و آرايشگر محله مان مي گذشت كه او دو مرد ناشناس را به خانه ما آورد.



                            آنها كه سوار بر خودروهاي مدل بالايي بودند پس از معرفي خود به عنوان سرهنگ سپاه و كارشناس سازمان ميراث فرهنگي و ارائه كارت هاي شناسايي جعلي ادعا كردند در محل سكونت ما، چند شيء عتيقه و زيرخاكي وجود دارد و در صورتي كه با آنها همكاري كنيم ضمن كمك به ثبت آثار تاريخي كشور و حفظ آثار فرهنگي، از ما تقدير خواهد شد.



                            آنها با ارائه نسخه هاي دست نويس و قديمي كه خطوط كج و معوجي روي آن وجود داشت ما را فريب دادند و ما تصميم به همكاري با آنها گرفتيم. آنها در مراجعه بعدي گاوصندوق بزرگي همراه خود آوردند و آن را در يكي از اتاق هاي منزل ما قرار دادند و گفتند مقدمات كار بايد توسط دو زن فراهم شود.



                            به همين خاطر از خواهرزاده ام كه دختر جوان ۲۶ ساله اي بود خواستم به من كمك كند. اين زن با ناراحتي ادامه داد: آنها گفتند چون اين اشيا و عتيقه هاي زيرخاكي مربوط به سه هزار سال پيش و دوره برده داري مردان توسط زنان است، بايد دو مرد توسط دو زن به اسارت كشيده شده و آنقدر مورد ظلم و ستم قرار گيرند كه از طريق يك مرتاض هندي كه موكل گنج است اشياي عتيقه از زيرخاك بالا بيايند.كار را شروع كرديم.



                            طبق دستورات آن دو مرد، اقدام به بستن دست و پاهاي يكي از آنها و جوان آرايشگر كرديم و بعد با اصرار آنها نجاست به سر و صورتشان ماليديم. سپس با دو چاقو شروع به شكنجه شان كرديم. يكي از آنها به زيرزمين خانه ما رفت و مجسمه كوچك و زيبايي را آورد و گفت يكي از عتيقه ها از خاك بيرون آمده است.



                            آن را در گاوصندوق گذاشت و كليد آن را برداشت و بعد به ما گفت بايد چند جلسه اين كار تكرار شود تا هر چه زير خاكي در خاك منزل ما است بيرون بيايد. با تكرار اين كار تعداد مجسمه ها به ۴ عدد رسيد.



                            آنها در پايان كار گفتند چون شما عملي مكروه انجام داده و سر و روي ما را نجس كرده ايد بايد بابت هر مجسمه ۵ ميليون تومان كفاره بدهيد. آنها به هر طريقي كه بود از ما ۵ ميليون تومان گرفتند و گفتند گاوصندوق در خانه ما به امانت بماند تا آنها پول ما را از سازمان ميراث فرهنگي پس بگيرند.



                            مدتي از اين ماجرا گذشت اما از آنها خبري نشد و فهميديم آنها پس از وصول چك ها فرار كرده اند.به لحاظ حساسيت موضوع به دستور سرهنگ بزمون فرمانده انتظامي شهرستان كرج اكيپي از كارآگاهان دايره عمليات به سرپرستي سرهنگ شرف معاونت اطلاعات كرج مأموريت يافتند تا با استفاده از شگردهاي خاص پليسي پرده از راز اين كلاهبرداري عجيب بردارند.



                            تحقيقات پليسي حاكي از آن بودكه مرد جوان آرايشگر هيچ شناختي از دو مرد كلاهبردار نداشته و آنها پس از چند بار مراجعه به آرايشگاه وي در اسلام آباد كرج به بهانه كوتاه كردن مو، سر صحبت را باز كرده و به خانه زن شاكي رفت و آمد پيدا كرده اند.



                            پس از اخذ پرينت مكالمات تلفني از سوي اداره مخابرات كرج و بررسي شماره پلاك خودروهاي دو مرد كلاهبردار، كارآگاهان اداره اطلاعات كرج دو كلاهبردار فراري را در شهرك مارليك كرج شناسايي كردند.



                            ساعت ۱۹ عصر ۲۹ بهمن ماه سال جاري خودروي متهمان شناسايي شد آنها با مقاومت در برابر مأموران و انحراف سعي در فرار داشتند اما مأموران در يك اقدام ضربتي دو كلاهبردار را دستگير كردند. در بازرسي بدني از اين متهمان يك برگ سفيد با خط هاي مختلف و عجيب كه از آن در كلاهبرداري استفاده مي كردند كشف شد.



                            يكي از متهمان كه مرد ۳۸ ساله اي بود در بازجويي ها گفت: تا دو سال قبل در زمينه خريد و فروش خودرو فعاليت داشتم. يكي از مشتريانم از من خواست تا با استفاده از دستگاه گنج يابم همراه او به شهر كرمان سفر كنم.



                            او جنس هاي قلابي را كه از چهار راه استامبول خريداري كرده بود يك روز قبل زير خاك و در محل مورد نظرش مي كاشت و با استفاده از دستگاه با دريافت مبلغ پنج ميليون تومان شش قطعه مجسمه برنز را به جاي زير خاكي از خاك درمي آورد.



                            به همين طريق موفق شديم تا در شهرستان اراك هم ۱۰ ميليون تومان به دست آوريم.پس از آشنايي با يك آرايشگر جوان و اغفال او موفق به جلب اطمينان خانواده دوستش شديم و به روش هاي مختلف و با عنوان كارشناسان ميراث فرهنگي موفق شديم مبلغ ۵ ميليون تومان از آنها كلاهبرداري كنيم.



                            با اعترافات اين متهم و همدست وي مأموران موفق به شناسايي مرد جوان ديگري كه خود را «مرتاض هندي» معرفي مي كرد شدند. «آقاياري» داديار شعبه هشتم هر يك از اين متهمان را به خاطر كلاهبرداري از طريق انجام اعمال متقلبانه و جعل عنوان با قرار وثيقه پانصد ميليون ريالي روانه زندان كرد

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #299
                              دختر 15 ساله اي كه پس از ربوده شدن توسط چهار جوان شرور در يك گاوداري به اسارت گرفته شده بود، در عمليات مأموران پليس آگاهي ورامين آزاد شد.



                              اين دختر نوجوان در راه بازگشت از مدرسه با فريب پسر جواني ربوده و به گاوداري منتقل شد.بنا به اين گزارش، اوايل بهمن ماه سال جاري زن جواني هراسان با مراجعه به دادسراي ورامين ادعا كرد از دو روز قبل دختر ۱۵ ساله ام در راه مدرسه به خانه ناپديد شده است.



                              با ادعاهاي اين زن به دستور بازپرس غلام ياري از شعبه اول دادسراي ورامين پرونده در اختيار شعبه جنايي آگاهي ورامين قرار گرفت.



                              پسر جواني در اين ارتباط بازداشت شد و در بازجويي هاي پليسي لب به اعتراف گشود و پذيرفت به همراه يكي از دوستانش اين دختر را به بهانه دادن پول براي رفتن به مشهد به يك گاوداري برديم و در آنجا نيز دو تن ديگر از دوستانم او را زنداني كردند.



                              با اعترافات پسر جوان، اكيپي از مأموران آگاهي ورامين پس از اخذ دستور قضايي به گاوداري اعزام و پس از بازداشت دو شرور، دختر نوجوان را كه در اتاقي تاريك به اسارت گرفته شده بود، آزاد كردند.



                              دختر نوجوان كه با يادآوري آنچه در اين سه روز با آن روبرو بود، صداي لرزاني داشت، به مأموران گفت: وقتي از مدرسه باز مي گشتم ربوده شدم.



                              وي ادامه داد: وقتي متوجه نيت شيطاني آنها شدم، با فرياد و التماس از آنها خواستم مرا رها كنند، ولي دو جوان شرور با تهديد چاقو مرا داخل اتاقي بردند و پس از بستن دست و پاهايم، بارها مرا مورد تجاوز قرار دادند.



                              روز بعد به آنها قول دادم كه فرار نكنم و آنها نيز دست و پاهاي مرا باز كردند، ولي براي آن كه فكر فرار به ذهنم نزند، مرا داخل اتاق زنداني كردند.



                              به گزارش خبرنگار ما، چهار جوان شرور پس از بازداشت و بازجويي در شعبه اول بازپرسي دادسراي ورامين با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند و دختر نوجوان نيز به آغوش خانواده بازگردانده شد

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #300
                                سركرده فراري باند مردان قوي هيكل كه بارها در رويارويي با مأموران به تيراندازي هاي پراكنده پرداخته و حلقه محاصره را شكسته بود، هدف گلوله پليس قرار گرفت و از پاي درآمد.



                                اين مرد شرور كه به «اليش» معروف است و در قالب تيم سازمان يافته اي به خريد و فروش مواد مخدر شيشه و كوكائين مي پرداخت، آخرين بار در تماس تلفني به مأموران پليس اخطار كرده بود براي او دردسرساز نشوند.



                                بنا به اين گزارش، از ۸ ماه پيش مأموران اداره يكم پليس آگاهي تهران به رديابي هاي عملياتي و اطلاعاتي هفت گروه شرور كه در قالب يك باند با شاخه هاي زنجيره اي به اقدامات تبهكارانه دست مي زدند، پرداختند و توانستند با دستگيري ۶۳ مرد شرور و ۱۲ زن پرده از جزئيات فعاليت آنان بردارند و ۲۳ نوع اسلحه از آنان به دست آورند.تيم پليسي با شناسايي گردانندگان اصلي باند كه «حامد خطر» معروف ترين آنان بود، به بازجويي هاي تخصصي دست زدند و پي بردند اعضاي اين گروه سازمان يافته كه جوانان شرور در نقاط مختلف تهران هستند، با اغفال دختران و برقراري رابطه پنهاني آنان را وادار به همكاري با خود مي كنند و با اين روش در سطح گسترده اي به فروش قرصهاي روانگردان، شيشه و كوكائين دست مي زدند تا به ثروت ميلياردي دست يابند.



                                هفت هدايتگر اصلي اين باند زنجيره اي كه همگي از مردان قوي هيكل بودند در تحقيقات كارآگاهان ادعا كردند در اقدامات مسلحانه اي به سرقت خودرو و خانه هاي ويلايي دست زده اند و با توجه به اختلافات درون گروهي اي كه بين آنان بود، با يكديگر به درگيريهاي مسلحانه مي پرداختند و بارها با آدم ربايي، گروگانگيري يا اغفال دختران ثروتمند، تجاوز به آنان و اخاذي هاي ميليوني سعي داشته اند به اهداف خود برسند.



                                در همه اين تجسس هاي تخصصي، تيم تحقيق رد پايي از يك شرور مسلح به نام «عليرضا» كه به «اليش» معروف است، برخوردند و پي بردند اين مرد قوي هيكل از سه سال پيش كه پليس موفق به دستگيري وي شده بود و با ترفندهايي براي رهايي، آزادانه در تهران مي چرخد و با وجود تحت تعقيب بودن از سوي اطلاعات، آگاهي و مأموران انتظامي توانسته زندگي زيرزميني پنهاني اي را در برنامه اقدامات تبهكارانه اش قرار دهد.كارآگاهان وقتي در برابر اعترافاتي قرار گرفتند كه نشان مي داد «اليش» نقش محوري باند مردان قوي هيكل را بر عهده داشته است، در چند بار رويارويي كه با اين جوان مسلح داشتند، از سوي وي مورد حمله قرار گرفتند و «اليش» هر بار موفق به فرار از حلقه محاصره پليس شده تا جايي كه در تماس تلفني با آنان ادعا كرده است هيچ گاه در دام پليس گرفتار نخواهد شد و اخطار داده بود تا دست از سرش بردارند.



                                رد پايي در يك تسويه حساب



                                روز ۱۲ اسفندماه سال جاري يك زن و ۱۵ مرد به خانه اي در منطقه شهران حمله كردند و با اقدامي مسلحانه خودروي ب. ام. و به ارزش ۱۵۰ ميليون تومان را گروكشي كرده و به سرقت بردند.



                                راز تسويه حساب دو گروه توزيع كننده مواد مخدر شيشه زماني فاش شد كه يك سابقه دار حرفه اي غافل از اينكه مأموران كلانتري كن او را شناسايي خواهند كرد، با پاي خود نزد پليس رفت و ادعا كرد يك خودروي ب. ام. و متعلق به صاحب شركت حمل و نقلي كه در دست وي امانت بود، در حمله مسلحانه سارقان به سرقت رفته است.



                                مأموران با شناسايي اين سارق تحت تعقيب كه به «فرامرز» معروف است، وي را بازداشت كردند و با پي بردن به اينكه صاحب اصلي ب. ام. و هيچ اطلاعي از شخصيت ناهنجار «فرامرز» نداشته است، رديابي خودروي ميليوني در رايانه پليس گشت ثبت شد تا اينكه ساعت ۲۱ و ۳۰ دقيقه شامگاه شنبه ۱۳ اسفندماه سال جاري مأموران گشت انتظامي دو مرد و يك زن را ديدند كه سوار بر خودروي ب. ام. و مسروقه در حال تردد هستند.



                                با دستور ايست پليس، سرنشينان خودرو به جاي توقف به سرعت آن افزودند و هنوز مسافتي را پشت سر نگذاشته بودند كه در گوشه اي توقف كردند.



                                وقتي يكي از مأموران گشت پليس به خودروي ب. ام. و نزديك شد، سرنشينان آن درحالي كه درها قفل بود و شيشه ها پايين بود، مأمور پليس را به داخل خودرو كشيدند و با گروگان گرفتن وي، «اليش» كه پشت فرمان بود با اسلحه شاه كش به سمت مأمور ديگر پليس شليك كرد و تعقيب و گريز درحالي كه تيراندازي دوسويه بين «اليش» و مأموران بود، ادامه يافت.«اليش» براي فرار از دست خودروي بنز پليس با متوقف كردن خودروي ب. ام. و از آن پياده شد و درحالي كه دختر همراه و همدستش با وجود تقلا براي گرفتن اسلحه مأمور گروگان گرفته شده، موفق نشده بود، روبروي مأمور ايستاد و به سمت وي شليك كرد.



                                در جريان اين تيراندازي با خطا رفتن گلوله هاي «اليش»، وي از ناحيه سينه هدف گلوله پليس قرار گرفت و از پاي درآمد و دو همدستش درحالي كه سعي در فرار داشتند، بازداشت شدند.



                                مردي كه همراه «اليش» بود، ابتدا خود را «مهدي» معرفي كرد، ادعا كرد پزشك است و حتي وسايل پزشكي همراه خود دارد و دختر ۲۱ ساله خود را «فاطمه» معرفي كرد و گفت يك ساعت پيش سوار خودروي ب. ام. و شده و دو سرنشين ديگر را نمي شناسد.



                                بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، با انتقال اين مرد و دختر به اداره يكم پليس آگاهي، مشخص شد كه «مهدي» عضو باند مردان قوي هيكل است كه همراه ديگر دوستانش بازداشت شده بود و با سپردن وثيقه آزاد بوده است

                                iran

                                Comment

                                Working...