Events/Havades

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #556
    در جلسه امروز دادگاه خاكي نماينده‌ي دادستان با قرائت متن كيفرخواست، گفت: «وحيد» 19 ساله متهم به مباشرت در قتل عمدي «سجاد» با ضربات چاقو در تاريخ 20/4/84 واقع در پاكدشت است كه با در نظر گرفتن تقاضاي اولياي دم تقاضاي كيفر قانوني را براي متهم را دارم.

    در ادامه‌ي جلسه اولياي دم قصاص متهم را از محضر دادگاه خواستار شدند.

    مادر مقتول در توضيح ماجراي قتل، گفت: ساعت 10 شب بود و سجاد را از خواب بيدار كردم كه ماشين‌ها را داخل خانه بياورد و من دم در ايستاده بودم كه وحيد در حالي كه چوب در دستش بود به سمت خانه‌ي ما آمد و از او التماس كردم چوب را گرفتم و پرت كردم كه دعوا نشود اما يك لحظه برگشتم و ديدم سجاد غرق خون افتاده است.

    وحيد متهم به قتل در دفاع از خود، گفت: ناخواسته اين كار را كردم. هيچ كينه‌اي با سجاد نداشتم ما با هم رفيق بود.

    وي در توضيح شب حادثه عنوان كرد: احمد برادر مقتول با من شروع به دعوا كرد. من حدود ساعت 17 از شمال به خانه برگشته بودم. احمد زنگ زده بود و از من خواست پولي را كه به من قرض داده برايش ببرم. او حتي به صاحب كار من زنگ زده و با او دعوا كرده بود و من مي‌دانستم كه مي‌خواهد با من هم دعوا كند.

    وي افزود: به خاطر 150 هزار توماني كه احمد از من مي‌خواست در محل كارم مشغول به كار شده بودم تا بتوانم پول او را بپردازم. پس يك چوب و چاقوي آشپزخانه با خودم همراه داشتم. مادرش دم در ايستاده بود. گفتم احمد را صدا كن اما مادرش با وسيله‌اي به سرم ضربه وارد كرد. من هم كه چوب دستم بود شيشه ماشين را شكستم و من و سجاد با هم درگير شديم و چاقو دست سجاد بود و در حالت درگيري با هم زمين خورديم و چاقو به شكمش فرو رفت.

    متهم به قتل در اين پرونده در ادامه گفت: خودم نمي‌دانم چه كار كردم من مي‌خواستم با احمد دعوا كنم.

    وكيل تسخيري متهم در دفاع از او، گفت: اظهارات موكلم نشان مي‌دهد كه اگر چه موكل به قصد درگيري به در منزل مقتول مراجعه كرده و اظهارات وي دلالت بر اين امر ندارد كه موكل عامدا و عالما با توجه به بند د ماده‌ي 205 قانون مجازات اسلامي و به قصد قتل سجاد مبادرت به درگيري نموده باشد و با توجه به اقرار متهم به ناخواسته بودن قتل اين مورد از مصاديق امر محسوب نمي‌شود و از اولياي دم نيز تقاضاي عفو نامبرده را دارم.

    پدر مقتول نيز با حضور در جايگاه خواستار قصاص متهم شد.

    مادر مقتول نيز با بيان اينكه من ضربه‌اي به وحيد وارد نكردم، گفت: من به او التماس كردم كه با سجاد كاري نداشته باشد و كس ديگري هم آنجا نبود كه بتواند به او ضربه‌اي وارد كند.

    احمد برادر مقتول نيز با حضور در جايگاه، اظهار داشت: چند وقت قبل وحيد به من گفت كه چك برگشتي دارد و من ضمانت كردم تا از دوستم پول قرض بگيرد و گفت كه ظرف مدت يك هفته پول را پس مي‌دهد اما اين كار را نكرد. من هم تحت فشار بودم پس پول را به نحوي تهيه كرده و به دست او دادم تا خودش آن را به صاحبش بپردازد. اما او پول را برداشت و به شمال رفت.

    وي افزود: من از پدرش يك رسيد گرفتم كه وقتي از شمال برگشت پول را برگرداند و به او و صاحب كارش زنگ زدم و گفتم چرا اين كار را كردي وقتي حدود 15/23 دقيقه به خانه آمدم سجاد بيايد ماشين‌ها را داخل خانه ببرد و خودم براي خريد سيگار سر كوچه رفتم. در حال برگشت وحيد را ديدم كه با صورت خون‌آلود مي‌دود و مادرم جيغ مي‌كشد.

    در ادامه خاكي در خصوص تعمدي بودن ضربه‌ي وارده، گفت: طبق نظريه‌ي پزشكي قانوني كه جهت و عمق ضربه وارده را تشريح كرده و با توجه به اظهارات متهم به قتل، به نظر مي‌رسد متهم عمدا ضربه را وارد نموده است و وقتي عمد در فعل محرز است و ضربه نيز با توجه به نحوه و وضع ورود كشنده به نظر مي‌رسد صحبت درباره‌ي اينكه متهم قصد خاص كشتن نداشته تاثيري در ماهيت پرونده نخواهد داشت و موضوع مشمول بند ب ماده‌ي 206 خواهد شد.

    قاضي نيز با اشاره به وجود دو بريدگي يكي عميق و ديگري سطحي در بدن مقتول از متهم به قتل خواست كه اين مساله را توجيه كند كه وي در پاسخ گفت مقتول از همان ابتدا ضربه‌اي به سرم زد و من گيج شدم و ديگر نفهميدم چه مي‌كنم.

    وكيل متهم در آخرين دفاع از موكلش عنوان كرد: موكل نسبت به مقتول قصد قبلي بر قتل نداشته و با توجه به نظريه‌ي پزشكي قانوني كه زخم‌هاي موكل را خودزني ندانسته وجود درگيري بين آنها و اينكه موكل اعلام كرده به علت درگيري چاقو وارد بدن سجاد شده تقاضاي رسيدگي و صدور حكم مقتضي را دارم

    iran

    Comment

    • moonlight79
      Member
      • Nov 2005
      • 1128

      #557
      akhe bacheye 19 sale chi mifahme ke mikhan edamesh konan !!!!!!!!!!

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #558
        كودك 5/1 ساله دهدشتي در يك ماجراي عجيب و حيرت‌آور، روزهاست كه با عقرب‌ها دست و پنجه نرم مي‌كند و تاكنون، 85 بار به وسيله اين حيوان ترسناك گزيده شده است.



        تصاويري كه در گزارش تصويري گروه عكس مي‌بينيد، ضرب المثل «نيش عقرب نه از ره كين است، اقتضاي طبيعتش اين است»، را به يادمان مي‌آورد. آيا، واقعاً عقرب‌هايي كه سجاد 5/1 ساله را نيش مي‌زنند، با اين كودك دهدشتي كينه‌اي دارند؟

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #559
          با شكايت چهار زن ديگر تعداد شاكيان پرونده اعضاي باند صد متري مشهد به 15 زن و دختر جوان افزايش يافت.



          پس از اعلام خبر دستگيري اعضاي اين باند و انتشار عكس متهمان آنها چهار زن جوان كه از سوي متهمان ربوده و سپس اموالشان به سرقت رفته بود، با مراجعه به اداره آگاهي مشهد شكايت خود را مطرح كردند.



          يكي از شاكيان پس از شناسايي اعضاي اين باند گفت: حدود دو ماه قبل سوار خودروي اعضاي اين باند كه سه مرد سرنشين آن بودند شدم.



          در ميان راه مرد جواني كه كنار من نشسته بود با تهديد چاقو سر مرا به سمت پايين كشيد. متهمان سپس من را به باغي برده و پس از سرقت پول و طلاهايم مرا به شدت مورد ضرب و جرح قرار داده و سپس در كنار خيابان رها كردند.



          در حالي تاكنون 14 زن و دختر جوان از اعضاي اين باند شكايت كرده اند كه ماموران احتمال مي دهند اعضاي اين باند مرتكب آدم ربايي، سرقت و تجاوز بيشتري شده باشند.



          دستگيري اعضاي اين باند در پي شكايتهاي متعدد در خصوص ربودن زنان و دختران جوان در خيابان صد متري مشهد در دستور كار ماموران قرار گرفت.



          در حالي كه تحقيقات پليسي ادامه داشت ، هر روز به تعداد شاكيان در اين باره اضافه مي شد تا اينكه ماموران در بررسي هاي خود متوجه شدند متهمان اين پرونده چندين نفرند كه با دو خودرو پيكان آبي رنگ و يك پرايد اقدام به ربودن دختران و زنان مي كنند.



          اين در حالي است كه اين افراد بيشتر در روزهايي كه شرايط جوي نامساعد است ، زنان و دختران را سوار كرده و سپس با تهديد آنها را به مكان هاي خلوتي منتقل مي كردند.



          با پيگيري اين موضوع از سوي ماموران چند روز پس از مطرح شدن 10 شكايت از سوي زنان مالباخته ، ماموران موفق به شناسايي خودرو پيكان آبي رنگ شدند.



          به اين ترتيب يكي از متهمان اين باند كه مرد جواني بود از سوي ماموران شناسايي و دستگير شد و با اعترافات او بقيه اعضاي باند نيز دستگير شدند.



          متهمان كه در ميان آنها يك زن نيز حضور داشت درباره انگيزه اصلي خود گفتند: زنان را به انگيزه سرقت مي ربوديم . اعضاي 11 نفره اين باند در بازجويي ها اعتراف كردند طعمه هاي خود را در دو گروه چهار نفره سوار خودرو مي كرديم .



          اكثر مواقع در مسيرهاي صدمتري ، خواجه ربيع ، طلاب ، ميدان قائم و نقاط ديگر به ويژه زماني كه شرايط جوي نامساعد بود و به شدت باران مي باريد زنان و دختران را پس از سوار كردن تهديد مي كرديم .



          دست هايشان را بسته و سرشان را ميان دو صندلي جلو خودرو مي گذاشتيم تا متوجه نشوند آنها را به كجا مي بريم .



          متهمان در ادامه بازجويي ها اظهار داشتند: آنها را معمولا به بيابان ها يا انبارهاي آهن در اطراف شهر مشهد و يا باغ هاي چناران منتقل كرده و پس از سرقت وجوه نقد و طلاهايشان آنها را رها مي كرديم.

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #560
            دو متهم پرونده جنجالي قتل هاي سريالي زنان خانه دار تهراني در16 خردادماه در شعبه 4 بازپرسي دادسراي امور جنايي تهران آخرين دفاعيات خود را بيان خواهند كرد.



            عبدالصمد خرمشاهي وكيل دادگستري كه وكالت اعظم متهم رديف دوم پرونده قتل هاي سريالي زنان خانه دار تهراني را پذيرفته است در خصوص آخرين وضعيت اين پرونده گفت: اعظم در اين پرونده قبل از آنكه قاتل باشد خود قرباني اين ماجرا بوده است. چرا كه عليرضا از اين دختر شهرستاني به عنوان طعمه اي براي جلب اعتماد قربانيان ديگر پرونده سوءاستفاده كرده است.



            به گفته اعظم كه وضعيت مالي مناسبي نداشته و در دانشگاه در حال تحصيل بوده است، تحت تأثير گفته هاي عليرضا و وعده هايش وارد اين ماجراي خونين شده و بعدها متوجه شده كه گرفتار چه ماجراي هولناكي شده است. وي گفت: اين دختر جوان به شدت از اين كه به اين ترتيب از وي سوءاستفاده شده است پشيمان است.



            وي در پايان گفت: بخشي از پرونده را مطالعه كرده ام و براساس گفته بازپرس ويژه قتل كه بررسي اين پرونده به وي سپرده شده است، احتمالا در اين پرونده متهم ديگري نيز وجود دارد كه تحقيقات براي شناسايي او ادامه دارد.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #561
              عاملان قتل مرد چوپاني كه قرباني اختلاف مالي شده و جسد سوخته اش در داخل يك گاوداري كشف شده بود، با تلاش كارآگاهان ويژه قتل اصفهان به دام افتادند.



              صبح روز 24 فروردين ماه مرد جوان با صدايي لرزان و وحشتزده از وقوع يك جنايت هولناك در يك گاوداري در اطراف روستاي فيروزآباد اصفهان خبر داد.



              با هماهنگي هاي قضايي و انتظامي ماموران به محل مورد نظر رفتند و در نخستين بررسي ها با جسد سوخته مرد 30 ساله اي به نام قاسم در داخل يكي از سوله هاي داخل گاوداري روبه رو شدند.



              ماموران تجسس انتظامي با اطلاع اين موضوع به محمدرضا محمدي بازپرس ويژه قتل اصفهان، نگهبان گاوداري را تحت بازجويي مقدماتي قرار دادند. وي در خصوص وقوع حادثه به ماموران گفت: مقتول به نام قاسم ،چوپان بود.



              گاهي اوقات به عنوان مهمان به گاوداري من مي آمد. عصر امروز وقتي در حال سركشي به گاوداري بودم، صدايي از داخل گاوداري به گوشم رسيد. اول تصور كردم، صاحب گاوداري آمده است.



              اما دقايقي بعد صداي ناله هاي جواني به گوشم رسيد. به جلوي در رفتم كه دو مرد افغاني را ديدم كه قاسم را داخل يك گوني كرده و در حال ضرب و جرح وي هستند. از آنها دليل اين كار را پرسيدم.



              دو مرد افغاني كه در يك دامداري در نزديكي ما مشغول به كار هستند مرا با چاقو تهديد كردند. آنها مدعي شدند، قاسم به آنها خيانت كرده است.



              در همان لحظه قاسم كه قصد نجات خود را داشت مي خواست از گوني خارج شود كه يكي از افغاني ها با چاقو ضربه اي را به پهلويش وارد كرد. من وحشتزده نمي دانستم چه كار كنم. تنها از دو مرد افغاني مي خواستم كاري با من نداشته باشند.



              وي ادامه داد: دو مرد جنايتكار پيكر خونين قاسم را داخل سوله اي بردند و آن را در حالي كه نيمه جان بود سوزانده و از محل متواري شدند.



              ماموران انتظامي با توجه به حساسيت موضوع با كسب دستور قضايي جسد سوخته چوپان جوان را براي بررسي علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني انتقال دادند و رديابي هاي ويژه خود را براي شناسايي و دستگيري عاملان اين جنايت هولناك آغاز كردند.



              كارآگاهان با توجه به اينكه، هويت عاملان جنايت آشكار بود، به سرعت آنها را دستگير كرده و تحت بازجويي قرار دادند، متهمان پس از دستگيري در نخستين بازجويي ها به قتل اعتراف كردند و تنها انگيزه خود را اختلافات مالي بيان كردند.



              با دستور بازپرس شعبه پنجم دادسراي عمومي و انقلاب متهمان با قرار وثيقه روانه زندان شدند تا تحقيقات تكميلي در خصوص پرونده صورت گيرد

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #562
                سه مرد جوان که در پي توطئه اي شوم ، زن جواني را در خودروي خود به قتل رسانده و بعد از سرقت پول و جواهراتش ، جسد وي را در تپه هاي اطراف شهران رها کرده بودند ، از سوي کارآگاهان جنايي اداره 10 پليس آگاهي تهران بزرگ شناسايي و دستگير شدند.



                ساعت 10:20 روز 15 اسفند سال گذشته مردي با کلانتري 142 کن تماس گرفت و از پيدا شدن جسد زن جواني در اطراف تپه هاي شهران خبر داد. ماموران کلانتري با عزيمت به محل ، موضوع را به هنرمند، بازپرس کشيک جنايي دادسراي امور جنايي تهران اطلاع دادند.



                در بررسي ها معلوم شد هيچ گونه آثاري از ضرب و جرح روي جسد ديده نمي شود و مدارکي که هويت وي را نشان دهد ، پيدا نشد.



                بنابراين جسد با دستور بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي براي شناسايي علت مرگ به پزشکي قانوني منتقل شد و کارآگاهان جنايي اداره 10 پليس آگاهي تهران تحقيقات خود را آغاز کردند.



                کارآگاهان در مرحله ديگري از تحقيقات خود براي فاش شدن هويت مقتول به بررسي پرونده هاي زنان و دختران گمشده پرداختند تا اين که متوجه پرونده گم شدن يک زن جوان به نام فريده - پ 21 ساله که در پايگاه يکم اداره آگاهي تهران مطرح بود، شدند که چهره وي با جسد کشف شده از سوي پليس شباهت بسياري داشت.



                ماموران با کشف اين سرنخ ، از خانواده فريده خواستند تا در پزشکي قانوني جسد را شناسايي کنند که آنها بيان کردند جسد متعلق به دختر گمشده شان است که بعد از جدايي از شوهرش به تنهايي در يک خانه اجاره اي در قيطريه سکونت داشته است و عصر 14 اسفند با به همراه داشتن مقداري پول نقد و جواهراتش ، براي خريد، خانه را ترک کرده و به يکباره ناپديد شده است.



                به اين ترتيب تيم ويژه اي از کارآگاهان جنايي پليس آگاهي تهران به بررسي رفت وآمدهاي مقتول با دوستان و آشنايانش پرداختند و پي بردند که او از چند وقت پيش براي رفتن به خريد يا ملاقات با دوستانش از يک آژانس ، خودرو کرايه مي کرده و روز ناپديد شدنش هم از همان آژانس خودرويي کرايه و خانه را براي خريد ترک کرده است.



                ردپاي راننده آژانس در جنايت



                کارآگاهان به بررسي محل آژانس که در خيابان جمهوري واقع شده بود، پرداختند که مشخص شد راننده اي که مقتول مشتري دائمي اش بوده ، جواني به نام عليرضاست.



                با دستگيري عليرضا ، وي براي تحقيقات به اداره آگاهي تهران منتقل شد. عليرضا 21 ساله در بازجويي هاي پليسي ، پرده از راز جنايت برداشت و گفت : چندي پيش مقتول را در خيابان ديدم و او را به طور دربستي به خانه اش رساندم و به خاطر اين که در يک آژانس کار مي کردم ، کارتي به او دادم و خواستم اگر تمايل دارد از آژانس ما خودرو کرايه کند.



                يک هفته بعد از اولين ملاقاتم با وي ، او هرازگاهي به من زنگ مي زد و خودرو کرايه مي کرد. متهم به قتل ادامه داد: کم کم در همين رفت وآمدها متوجه شدم او تنها زندگي مي کند.



                به همين دليل وسوسه شدم تا از او سرقت کنم ، بنابراين ماجرا را با دوستانم محسن و سعيد در ميان گذاشتم که آنها هم قبول کردند تا در سرقت از اين زن به من کمک کنند. متهم به قتل افزود: شب حادثه او با من تماس گرفت و خواست او را براي خريد به بازار ببرم.



                طبق يک نقشه از پيش تعيين شده ، من سراغ فريده رفتم و دوستانم با خودرو دنبالم آمدند و بعد به سمت چهارراه پارک وي حرکت کرديم. در ميانه راه ، خودرو را در گوشه اي پارک کردم که ناگهان با اعتراض فريده روبه رو شدم.



                متهم افزود: او به نقشه شوم من پي برده بود و قصد فرار داشت که دوستانم سررسيدند و با زور و تهديد، پول نقد و طلاهايش را از چنگش درآورديم و براي اين که ردي از خود برجاي نگذاريم ، من و محسن کمربند ايمني خودروي پرايد را دور گردن فريده انداختيم و براي دقايقي آن را کشيديم تا نفسش بند آمد. سپس جسدش را در تپه هاي اطراف شهران رها و فرار کرديم.



                با اعترافات صريح متهم ، کارآگاهان جنايي مخفيگاه 2 همدست فراري وي را در تجريش و پاسداران شناسايي و آن دو را بامداد پنجشنبه 21 ارديبهشت دستگير و به مرکز پليس منتقل کردند.



                سعيد و محسن در بازجويي هاي پليسي منکر جنايت شدند و ادعا کردند که قاتل خود عليرضاست و آنها نقشي در جنايت نداشته اند

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #563
                  صاحب يک کارگاه عروسک سازي در ورامين که با تشکيل باند اقدام به ربودن مردان و زنان و سرقت اموالشان در شهرهاي مختلف مي کرد از سوي ماموران اداره پنجم معاونت آگاهي شهرستان ورامين به همراه اعضاي باندش شناسايي و دستگير شد.



                  14ارديبهشت امسال يک معلم زن هراسان به کلانتري 11شهيد صدوقي ورامين مراجعه و از سرقت رفتن جواهراتش از سوي سرنشينان يکدستگاه خودروي پژوآردي عدسي رنگ خبر داد.



                  سرقت جواهرات بعد از اعتماد به زن مسافر



                  اين زن در تشريح ماجرا به پليس گفت : ساعت يک بعداز ظهر از محل کارم در روستاي خورين خارج شدم تا به خانه ام در خيرآباد ورامين بروم.



                  منتظر تاکسي بودم که خبري نشد و به ناچار وقتي خودروي پژو مقابل پايم توقف کرد، با گفتن مقصدم به راننده سوار شدم و خودرو حرکت کرد.



                  وقتي از زني که داخل خودرو نشسته بود، پرسيدم و فهميدم که مسافر است ، خيالم راحت شد که برايم مشکلي پيش نمي آيد. زن شاکي ادامه داد: در ميانه راه راننده تغيير مسير داد، داد و فرياد به راه انداختم ولي بي فايده بود.



                  يکي از مردان چاقويي زير گلويم گذاشت و بعد از اين که مرا تهديد به مرگ کرد، 12 عدد النگو، زنجير، گردنبند طلا و انگشترم را به زور از چنگم درآورد و بعد از پرت کردن من در گوشه اي از بيابان فرار کردند و موفق شدم شماره پلاک خودرويشان را به خاطر بسپارم.



                  سرهنگ سيداسماعيل هادئي ، رئيس اداره معاونت آگاهي استان تهران با توجه به حساسيت موضوع ، پرونده را در اختيار کارآگاهان اداره پنجم معاونت اداره آگاهي شهرستان ورامين به سرپرستي سرهنگ شاهسوند قرار داد.



                  ماموران با اطلاعاتي که از زن شاکي به دست آوردند به چهره نگاري رايانه اي از سارقان مسافرنما پرداختند و از طريق اداره شماره گذاري موفق به شناسايي صاحب خودرو شدند و وي را براي تحقيقات به مرکز پليس فراخواندند.



                  صاحب خودرو به پليس گفت : از اواسط فروردين ماه خودرويم در اختيار پسرم بود و وي آن را براي مدت کوتاهي در اختيار شريکش به نام منصور که با هم يک کارگاه عروسک سازي را اداره مي کردند، داده بود تا وي براي عقد قرارداد کاري به شهرستان تبريز برود.



                  وقتي پليس تصوير منصور را با تصوير رايانه اي يکي از سارقان مسافرنما مطابقت داد، مشخص شد که وي يکي از متهمان فراري است.



                  بدين ترتيب پاتوق هاي احتمالي وي زيرنظر گرفته شد تا اين که 5روز پيش ماموران هنگام گشت زني در حوالي بيابان هاي ورامين متوجه خودروي سمند سارقان مسافرنما شدند و بعد از تعقيب و گريز دقايقي بعد، خودرو را متوقف و دو سرنشين آن را بازداشت و براي تحقيقات به مرکز پليس منتقل کردند.



                  شکار سوژه ها با خودروي امانتي



                  متهمان خود را مسعود و عباس معرفي و منکر سرقت از مسافران شدند، در مواجهه حضوري با چند مالباخته لب به اعتراف باز کردند.



                  عباس يکي از متهمان در اظهاراتش گفت : من و مسعود در کارگاه عروسک سازي منصور کار مي کرديم. چند ماه بعد با زني به نام فاطمه که شوهرش در زندان به سر مي برد آشنا و بعد از اغفال وي او را با خود همراه کردم.



                  گرفتن پول زور براي پولدار شدن



                  سارق جوان ادامه داد: از مدتي قبل منصور دچار مشکلات مالي شده بود، بنابر اين تصميم گرفتيم با طعمه قرار دادن فاطمه اعتماد مسافران زن و مرد را به خود جلب و در ميانه راه با تهديد چاقو، اموالشان را به سرقت ببريم.



                  مرد مسافرنما افزود: وقتي پي برديم که دير يا زود از سوي پليس شناسايي مي شويم ، به شکار مسافران پاکدشت ، سيرجان ، کرمان و جاده قم کاشان پرداختيم.



                  با اعترافات صريح مجرمان ، دو روز پيش دو عضو ديگر باند به نامهاي فاطمه و منصور در روستاي ده شريف ورامين شناسايي و دستگير شدند. اعضاي اين باند تاکنون به بيش از 7فقره سرقت و زورگيري اعتراف و تحقيقات پليسي در ارتباط با آنها همچنان ادامه دارد.



                  بازپرس غلام ياري ، رئيس شعبه يکم دادسراي امور جنايي شهرستان ورامين با تاکيد بر چاپ تصوير متهمان بدون پوشاندن چهره از مردم خواست چنانچه شکايتي عليه آنها دارند به اداره پنجم معاونت آگاهي يا شعبه يکم بازپرسي دادسراي امورجنايي ورامين مراجعه کنند.

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #564
                    عامل جنايت در خيابان احمد قصير که پس از به شهادت رساندن قاضي مقدس به خارج از کشور متواري شده بود ، از سوي پليس بين الملل دستگير و به کشور منتقل شد.



                    به دنبال شهادت قاضي مقدس در روز 11 مرداد سال گذشته که يک تروريست با سلاح کمري او را پس از خروج از دادسراي ارشاد درون خودرو هدف اصابت گلوله قرار داده و متواري شده بود، موضوع اين جنايت به صورت ويژه در دستور کار دادسراي جنايي و تيم هاي ويژه پليس آگاهي قرار گرفت و از آنجا که احتمال مي رفت 3 زنداني فراري در اين جنايت نقش داشته باشند ، پس از 2 ماه از وقوع اين جنايت ماموران يکي از زندانيان فراري به هويت علي اشرف را در يک درگيري مسلحانه در جنوب تهران هدف اصابت گلوله قرار داده و دستگير کردند.



                    از آنجا که متهم دستگير شده تهديد کرده بود ، در اولين فرصت از قاضي مقدس انتقام خواهد گرفت ، متهم در مرحله تحقيقات نقش خود را در حمله به قاضي شهيد دادسراي ارشاد انکار کرد و در اين زمان از سوي مسوولان قضايي اعلام شد يکي از مظنونان ترور شهيد مقدس دستگير شده است.



                    ردپاي متهم ديگر



                    بنابراين گزارش ، در ادامه تحقيقات مشخص شد احتمالا فرد ديگري در شهادت قاضي دادسرا نقش داشته و وي بلافاصله پس از ارتکاب جنايت به خارج از کشور متواري شده است.



                    با گذشت چند ماه از وقوع حادثه شهادت سرپرست دادسراي ارشاد، پليس بين الملل اطلاع يافت ، عامل جنايت به يکي از کشورهاي حاشيه خليج فارس متواري شده است.



                    هنگامي که تحقيق در اين زمينه ادامه داشت ، پليس ابوظبي گزارشي دريافت کرد مبني بر اين که فردي به هويت (ک) به سفارت امريکا مراجعه و عنوان کرده ، قاضي مقدس را به شهادت رسانده است و اکنون درخواست پناهندگي دارد.



                    سفارت امريکا با رد درخواست پناهندگي فرد يادشده ، او را به پليس ابوظبي تحويل داد. پليس ابوظبي نيز پس از دستگيري عامل ترور قاضي مقدس ، از طريق پليس بين الملل (اينترپل) او را به پليس بين الملل ايران تحويل داد تا پس از انتقال به ايران ، مراحل تحقيق و محاکمه از عامل قتل آغاز شود.



                    آخرين خبر نيز حاکي است فرد يادشده ديشب به ايران منتقل و تحويل شعبه 10 پليس آگاهي تهران شده است تا درخصوص جنايات او و چگونگي ترور، تحقيق لازم انجام پذيرد

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #565
                      پدري با همدستي فرزند كوچكترش، پسر خود را به اتهام شرارت با وارد كردن ضربات چوب و سنگ به قتل رساند.

                      سرگرد اسماعيل اسماعيلي، رييس مركز فوريت‌هاي پليسي 110 زنجان در تشريح اين حادثه گفت: در پي دريافت گزارشي مبني بر به قتل رساندن پسر جواني در روستاي «سايان»، مأموران آگاهي زنجان به محل اعزام شده و بدين ترتيب بررسي حادثه در دستور كار پليس قرار گرفت.

                      وي افزود: با آغاز تحقيقات جنايي، احتمال ارتكاب قتل توسط اعضاي خانواده مورد پيگيري مأموران قرار گرفت، به طوري كه در ادامه تحقيقات پليسي، پدر خانواده به عنوان مظنون اصلي ارتكاب جنايت دستگير شد. بدين ترتيب در ادامه بازجويي‌هاي فني پليس از متهم به قتل، وي به ارتكاب جنايت با همدستي فرزند كوچكتر، اعتراف كرد.

                      با اظهارات پدر فرزندكش، پسر كوچكتر نيز به اتهام همدستي در كشتن برادر، دستگير شد و به جرم ارتكابي اعتراف كرد.

                      سرگرد اسماعيلي تصريح كرد: متهمان پس از به قتل رساندن مقتول، جسد وي را در حياط منزل مسكوني خود دفن كرده و پس از مدتي نيز مخفيانه به يكي از روستاهاي شهرستان مراغه نقل مكان كرده بودند.

                      به گزارش ايسنا در بررسي انگيزه‌هاي ارتكاب اين جنايت، پدر متهم به قتل معترف شد: شرارت‌هاي پسرم كه به طور مستمر افراد خانواده را مورد آزار و اذيت قرار مي‌داد موجب شد تا با كشتن وي، به ادامه اين وضعيت پايان دهم.

                      رييس مركز فوريت‌هاي پليسي 110 زنجان همچنين با اشاره به نتايج به دست آمده از آخرين بررسي‌ها، به ايسنا گفت: تحقيقات پليسي نشان داد كه مقتول چندين سال پيش به علت درگيري با برادر بزرگترش، تعادل روحي خود را از دست داده و با پاشيدن بنزين، برادرش را به آتش كشيده بود.

                      بر اين اساس پرونده جهت بررسي بيشتر به مقامات قضايي استان زنجان تحويل داده شد

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #566
                        دختر و پسر جوان كه بر اثر اعتياد به ماده مخدر «شيشه»، براي تأمين هزينه مورد نياز جهت خريد مخدر مصرفي، خودرو پرايدي را به سرقت برده بودند، دستگير شدند.

                        مقارن 12 ارديبهشت ماه سال جاري، خودرو پرايد سفيد رنگي در خيابان سرو غربي واقع در شهرك غرب در حالي به سرقت رفت كه مالباخته در آخرين لحظات با رسيدن به محل حادثه متوجه به سرقت رفتن خودرو‌اش شد و در همين حال با دختر و پسر جواني كه پس از جرم ارتكابي در حال فرار بودند، مواجه شدند.

                        اين در حالي بود كه سارقان در اين لحظه بلافاصله اقدام به روشن كردن خودرو كرده و از محل متواري شدند.

                        در اين حال مالباخته بلافاصله با مراجعه به كلانتري، مشاهدات خود را در خصوص چهره متهمان در اختيار پليس قرار داد و بدين ترتيب ماموران با انجام چهره‌نگاري، تحقيقات پليسي را براي شناسايي و دستگيري عاملان سرقت آغاز كردند.

                        بنابر اين گزارش بررسي‌هاي فني ماموران تا آنجا پيش رفت كه عومل تجسس كلانتري سرانجام پس از 6 روز گشت زني غير محسوس در منطقه با شناسايي زوج سارق موفق شدند، در 18 ارديبهشت ماه، هر دو متهم كه در حال پياده‌روي در خيابان «سرو» بودند را دستگير كنند.

                        به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران ، متهمان به نامهاي «مجيد» 25 ساله، ساكن خيابان ونك و «شيدا»20ساله ساكن تهرانپارس پس از دستگيري به جرم ارتكابي اعتراف كردند.

                        در حالي كه متهمان در جريان بازجويي‌ها اظهار كرده بودند كه با يكديگر نامزد بوده و به علت اعتياد به مواد مخدر از نوع «شيشه» و هزينه بالاي آن دست به سرقت زده‌اند، اما با اطلاع موضوع به خانواده متهمان، پدر و مادر «مجيد» پس از حضور در محل كلانتري به ماموران گفتند كه حاضر به پذيرش «شيدا» به عنوان عروس خانواده نيستند.

                        متهمان در بازجويي‌هاي بعدي پليس معترف شدند: پس از سرقت خودرو، قصد داشتيم طي تماس تلفني با مالباخته، تحويل خودرو را منوط به پرداخت مبالغي پول كرده و از اين طريق هزينه خريد مواد مخدر مصرفي را تأمين كنيم.

                        در اين حال، خودرو مسروقه كه متهمان با باز كردن درب آن به وسيله سيم موفق به سرقت آن شده بودند در پاركينگ منزل پدر «مجيد» كشف شد و اين در حالي بود كه خانواده وي اظهار كردند كه از موضوع اطلاع نداشته و تصور مي‌كرده‌اند، خودرو پرايد متعلق به دوست فرزندشان است.

                        بدين ترتيب متهمان كه با وجود وضعيت مالي مناسب و به علت اعتياد به مخدر صنعتي دست به سرقت زده بودند، جهت سير مراحل قانوني و تحقيقات بيشتر به پليس آگاهي تهران بزرگ منتقل شدند

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #567
                          حكم قصاص فردي كه متهم است در حين سرقت از خانه‌اي پسري جوان صاحب‌خانه را به قتل رسانده است از سوي قضات شعبه‌ي 26 ديوان عالي كشور مورد تاييد قرار گرفت.

                          در اين پرونده «احمد» متهم است كه ساعت 3 و 40 دقيقه‌ي بامداد اسفند ماه سال 82 به همراه يكي از دوستانش به پاركينگ آپارتماني در شهرك نفت به قصد سرقت وارد شده و در رويارويي با پسر 22 ساله‌ي صاحبخانه به نام «مهدي» او را با ضربه‌ي چاقو به قتل ‌رسانده است.

                          قضات شعبه‌ي 71 دادگاه كيفري استان تهران براي متهم رديف اول اين پرونده كه اتهامش مباشرت در قتل بوده حكم قصاص صادر كردند و همدستش را كه اتهامش معاونت در قتل است را تبرئه كردند.

                          اين حكم كه از سوي قضات شعبه‌ي 71 دادگاه كيفري استان تهران صادر شده بود صبح امروز از سوي قضات شعبه‌ي 26 ديوان عالي كشور مورد تاييد قرار گرفت

                          iran

                          Comment

                          • golgol85
                            Senior Member
                            • Jan 2006
                            • 4957

                            #568
                            bishtare mozoohaye mojood dar akhbar rajebe etiyad va ghatel bekhatere pool va dozdiye. baaese taasofe ke in hame chizaye bad etefagh miofte. khoda kone roozi bashe ke bishtare akhbar rajebe etefaghaye khoob bashe ta etefaghaye bad.

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #569
                              پرونده‌ي مردي كه متهم به قتل يك پسر چهار ساله است صبح امروز به لحاظ وجود مشكلات شكلي پرونده و عدم رعايت تشريفات قانوني در شعبه‌ي ‌٧٤ دادگاه كيفري استان مورد رسيدگي قرار نگرفت و با نظر اكثريت قضات شعبه به دادسرا ارجاع شد.



                              در ابتداي جلسه، رضوان‌فر نماينده‌ي دادستان گفت: مطابق نظر شعبه‌ي ‌١١٧ كيفري شهرستان كرج، اين پرونده به شعبه‌ي ‌٧٤ دادگاه كيفري استان ارسال شده است كه به لحاظ وجود مشكلات شكلي و عدم رعايت تشريفات قانوني مستعد براي ورود به ماهيت نيست.



                              وي افزود: امروز كيفرخواست قتل عمدي وجود ندارد كه نماينده‌ي دادستان از آن دفاع كند و در پرونده، خواست مربوط به تسهيم در قتل وجود دارد كه مطابق قانون بايد در دادگاه عمومي رسيدگي شود و از طرفي طبق نظريه شعبه ‌١١٧ كيفري شهرستان كرج مبني بر اين‌كه موضوع پرونده و اتهام از مصاديق تبصره ‌٣ از ماده ‌٢٠٦ قانون مجازات اسلامي است و در واقع اتهام به قتل عمد دارند و پرونده را با عدم صلاحيت به دادگاه كيفري استان ارسال كردند واجد اشكال است.



                              رضوان‌فر ادامه داد: اشتباه دادگاه از اين جهت بوده كه تشريفات به رسيدگي به پرونده‌ي قتل عمد بايد از مرحله‌ي بازپرسي و صدور قرار مجرميت و موافقت دادستان و صدور كيفرخواست باشد و ارسال پرونده‌ي قتل عمد بدون اين تشريفات جايگاه قانوني ندارد.



                              بنابراين معتقدم در حال حاضر شعبه‌ي ‌٧٤ دادگاه كيفري استان منحصرا بايد درباره‌ي صلاحيت خود اظهارنظر كند.



                              نماينده‌ي دادستان پيشنهاد داد: پرونده به عنوان اختلاف در صلاحيت به مرجع ديوان عالي ارسال شود گرچه ارشادات اين دادگاه مي‌تواند براي به جريان افتادن پرونده و طي مسير قانوني خود، راهگشا باشد.



                              در ادامه نيز قاضي كوه‌كمره‌اي گفت: با توجه به اكثريت آراي قضات، پرونده‌اي كه مورد رسيدگي است در رابطه با قتل، معد رسيدگي نيست و در رابطه با زنا و عمل منافي عفت نيز به علت عدم حضور متهم مورد رسيدگي نيست.



                              در اين پرونده غلامرضا ‌٢٧ ساله دستفروش و ساكن كرج متهم به قتل كودك چهار ساله‌اي به نام «سامان» در تاريخ ‌٢/٩/٨٢ است.



                              متهم به قتل در اين پرونده همچنين متهم است كه با مادر متوفي رابطه‌ي نامشروع برقرار كرده و در جريان آن با سوءاستفاده از ضعف نفساني و جسماني پدر متوفي، وارد كانون خانواده‌ي آنان شده و به بهانه‌هاي واهي متوفي را كه طفل صغير بوده مورد آزار و شكنجه‌هاي روحي قرار داده است. پزشكي قانوني علت فوت كودك را صدمات وارده بر متوفي و استرس ناشي از آن عنوان كرده است

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #570
                                عاملان قتل پيرزن تنها در منطقه بومهن ميهمانان ناخوانده بودند.



                                جسد اين زن ۷۴ ساله كه «شهبانو يوسفي» نام داشت در حالي كه با اصابت ضربات كارد به سر و گردنش از پاي درآمده بود در آپارتمانش پيدا شد.



                                راز اين جنايت به دنبال تماس تلفني داماد ۴۰ ساله قرباني حادثه فاش شد. وي در تماس با مأموران كلانتري ۲۰۶ بومهن ادعا كرد كه وقتي به خانه مادرزنش مراجعه كرده با جسد او مواجه شده است.



                                با توجه به اين اطلاعات پليس در قتلگاه زن تنها حضور يافته و به بررسي آثار نشانه هاي برجاي مانده درمحل جنايت پرداخت. از سوي ديگر بازپرس اصغرزاده از شعبه دوم دادسراي جنايي تهران به همراه اكيپي از مأموران پليس آگاهي خود را به محل قتل رسانده و تحقيق در اين باره را آغاز كرد.



                                بر اساس يافته هاي پليسي قرباني حادثه پس از يك غافلگيري از سوي مهاجمان ناشناس ابتدا با ضربات جسم سخت به سرش بي هوش و سپس با كارد به قتل رسيده بود. بررسي هاي نخستين مأموران نشان مي داد كه انگيزه اصلي مهاجمان سرقت طلاهاي زن تنها بوده است.



                                به دليل وجود چند رختخواب پهن شده در خانه و مقداري ميوه در روي ميز پذيرايي اين فرضيه پليس قوت گرفت كه مهاجمان از آشنايان قرباني حادثه بوده اند.



                                بدين ترتيب تحقيق از افرادي كه به آن خانه رفت و آمد داشتند آغاز شد تا اينكه داماد اين زن و يك زن و شوهر كه شب حادثه در خانه پيرزن ديده شده بودند شناسايي و بازداشت شدند.



                                زن جوان در بازجويي هاي پليسي ادعا كرد: شب قبل از حادثه هنگامي كه به خاطر جر و بحث با شوهرم در پارك نشسته بودم، با اين زن آشنا شدم. به او گفتم مسافر هستم و جايي را براي ماندن ندارم.



                                او هم مرا به خانه اش برد. صبح روز بعد وقتي به خانه برگشتم شوهرم عصباني بود. ماجرا را برايش شرح دادم. او ابتدا نپذيرفت. تا اينكه مرد جواني نزدش آمده و شروع به صحبت با او كرد.



                                بعد از آن شوهرم گفت: بايد به اتفاق هم به خانه آن زن برويم. پذيرفتم. وقتي وارد آنجا شديم. آن زن مشغول پذيرايي ازما شد، شوهرم از من خواست براي كاري به آشپزخانه بروم وقتي برگشتم با صداي داد و فرياد پيرزن در حالي روبرو شدم كه آن مرد و شوهرم در حال وارد آوردن ضربات كارد به او بودند.



                                اين اظهارات در حالي مطرح مي شود كه داماد پيرزن اتهام قتل را نپذيرفته و ادعا مي كند اين زن با همدستي شوهرش با طراحي نقشه قبلي به خانه مادرزنش رفته و او را با انگيزه سرقت طلاهايش از پاي درآورده اند.



                                به گزارش خبرنگار ما به دستور بازپرس اصغرزاده هر سه متهم پرونده تا انجام تحقيقات تكميلي و روشن شدن واقعيت ماجرا در اختيار پليس آگاهي قرار گرفتند

                                iran

                                Comment

                                Working...