Events/Havades

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #601
    مصطفي پورمحمدي گفت: هنوز هيچ گزارش رسمي درخصوص كشته شدن سركرده اشرار جنايت تروريستي دارزين كرمان وجود ندارد و تنها گزارش موجود زخمي شدن وي را تأييد مي‌كند.



    مصطفي پورمحمدي كه پيش از ظهر امروز شنبه در حاشيه جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام با خبرنگاران گفت‌وگو مي‌كرد، درخصوص آخرين وضعيت پيگيري و برخورد با عاملان حادثه دارزين اظهار كرد: عمليات ردگيري كماكان با جديت ادامه دارد، ولي هنوز هيچ كس در اين خصوص دستگير نشده است.



    وي وابستگي سركرده اشرار با گروه جندالله و عبدالمالك ريگي را تأييد نكرد و گفت: هم‌اينك عمليات محاصره و ردگيري عاملان حادثه دارزين در ارتفاعات جنوب‌غربي زاهدان ادامه دارد.



    وي خاطرنشان كرد: اجمالاً تمامي اشراري كه در اين حادثه دست داشتند، در محاصره هستند و بعيد مي‌دانم توانسته باشند به پاكستان متواري شوند اما هنوز هيچ گزارش رسمي اين مسئله را تاييد نكرده است.



    وي در پاسخ به سوال خبرنگاري درخصوص ارتباط سفر آينده معاون اول رئيس جمهوري به پاكستان و برخورد با عاملين حوادث تروريستي شرق كشور گفت: سفر آقاي داوودي سفري سياسي است كه به صورت دوره‌اي انجام مي‌شود و عموماً در سفرهاي سياسي درخصوص موضوعات امنيتي هيچ صحبتي نمي‌شود

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #602
      رفت و آمدهاي پنهاني يك زن به خانه همسرش، سناريوي جنايتي را رقم زد.



      در اين جنايت، پسري در اعتراض به رفت و آمدهاي يك زن به خانه شان، درحالي كه نمي دانست آن دو زن و شوهر هستند، مرد مستأجر را به قتل رساند.



      بنابه اين گزارش، ساعت ۲۳ و ۳۰ دقيقه شب ۲۸ ارديبهشت ماه سال جاري مأموران كلانتري ۱۵۹ با دريافت گزارش از درگيري خونين در يكي از آپارتمانهاي خيابان بي سيم به محل اعزام و تحقيقات خود را آغاز كردند.



      پس از حضور مأموران مشخص شد پسر صاحبخانه پس از درگيري با مرد مستأجر او را با ضربات چاقو بشدت مجروح كرده و متواري شده است.



      مرد مستأجر كه محمدرضا نام داشت و در طبقه دوم آپارتمان زندگي مي كرد، به بيمارستان بازرگانان منتقل شد و تحت مداوا قرار گرفت، ولي ساعتي بعد بر اثر شدت جراحات از پاي درآمد.



      با مرگ اين مرد و حضور بازپرس حسيني از دادسراي جنايي تهران در محل جنايت، مأموران تحقيقات خود را آغاز كردند.در اين تحقيقات مشخص شد كه مستأجر كه ۵۳ ساله است از يك سال قبل با اجاره طبقه دوم اين آپارتمان در آنجا به تنهايي زندگي مي كرد.



      مأموران در تحقيق از اعضاي خانواده صاحبخانه پي بردند از چند شب گذشته پسر صاحبخانه متوجه رفت و آمدهاي زني به منزل مستأجرشان شده و شب حادثه با اعتراض به اين موضوع به سمت مستأجرشان حمله كرده و او را به قتل رسانده است.



      درحاليكه تحقيقات نشان داد اين زن همسر صيغه اي مقتول بوده است و مأموران رديابي هاي خود را براي دستگيري عامل جنايت آغاز و پس از دو ساعت اين پسر را در خيابان خواجوي كرماني دستگير كردند

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #603
        سرايدار قديمي يك ساختمان پزشكان در اصفهان در اقدامي كينه جويانه منشي پزشكي را به قتل رساند.



        اين مرد 32 ساله در حال فرار وقتي خود را در محاصره مأموران ديد با ضربات چاقو اقدام به خود زني كرد اما زنده ماند.



        بنابه اين گزارش، بعد از ظهر روز چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ماه يكي از كاركنان ساختمان پزشكان خيابان آماد گاه در حالي كه صدايش مي لرزيد در تماس با پليس ۱۱۰ اعلام كرد منشي يكي از پزشكان توسط يك مرد افغاني به قتل رسيده است.



        دقايقي بعد رئيس كلانتري ۱۴ به همراه مأموران به محل جنايت اعزام و قاتل را به محاصره درآوردند.عامل قتل وقتي خود را در محاصره مأموران ديد با وارد كردن چند ضربه چاقو به شكمش اقدام به خودزني كرد.



        با انتقال عامل جنايت به بيمارستان و اقدامات اوليه براي درمان وي مأموران تحقيقات گسترده اي را در اين زمينه آغاز كردند.



        در اين تحقيقات مشخص شد قرباني جنايت زن ۵۲ ساله اي به نام منير تابش است كه از سالها قبل در مطب يك پزشك مغز و اعصاب كار مي كرد.



        در بررسي آثار بجا مانده در محل جنايت مشخص شد عامل جنايت كه چند سال قبل سرايدار اين ساختمان بود براحتي وارد مطب شده و پس از غافلگير كردن منشي مطب او را به داخل دستشويي و حمام كشانده و پس از بازكردن شير آب با وارد آوردن ۳۸ ضربه چاقو او را به قتل رسانده است.



        عامل جنايت پس از قتل در حالي كه دستهايش آغشته به خون بود هنگام فرار خود را در برابر يكي از كاركنان مطب طبقه پايين ديده و با تهديد او فرار كرده بود ولي در انتهاي كوچه بن بست به محاصره مأموران در آمده بود.



        يكي از كاركنان ساختمان در جريان تحقيقات به مأموران گفت: امروز وقتي مشغول كار در مطب بودم متوجه چكه كردن آب از سقف اتاق شدم وقتي پي بردم آب از مطب طبقه بالايي چكه مي كند براي تذكر دادن به آنجا رفتم كه با آثار خون كه در كف اتاق قرار داشت و كارگر افغاني كه چاقويي در دستش بود روبرو شدم و با فرياد از همسايه ها كمك خواستم.



        با انجام اين تحقيقات در بررسي سوابق عامل جنايت مشخص شد وي رضا نام دارد و كارگر آبميوه فروشي در همان نزديكي است و سالها قبل نيز به عنوان سرايدار در اين ساختمان كار مي كرد و چندين بار نيز براي نظافت به خانه اين منشي و بستگان او رفته بود.



        به گزارش خبرنگار ما انگيزه اين جنايت هنوز در هاله اي از ابهام است و شيوه قتل فرضيه اي مبني بر انتقامجويي پيش روي تيم تحقيق قرار داده كه در بازجويي از قاتل فاش خواهد شد.

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #604
          [گريه هاي نوعروس كافي بود تا سكوت تازه داماد بشكند و او بپذيرد قبل از ازدواج به سرقت هاي زنجيره اي ديگري دست زده است.



          اين مرد جوان در تجسس هاي قضايي و پليسي ادعا كرده بود تنها در چهار سرقت به همراه همسرش و به بهانه خريد خانه هايي كه آگهي فروش در روزنامه ها داده بودند وارد خانه طعمه هايشان مي شد.



          بنا به اين گزارش؛ اسفندماه سال ۸۴ زني پس از چهار ساعت زنداني شدن در حمام خانه شان وقتي توانست خود را رها كند نزد پليس رفت و خواستار دستگيري زوج جوان شد.



          اين زن ادعا كرد كه خانه شان را براي فروش در روزنامه آگهي داده بودند و يك زن و شوهر شيك پوش پس از دوبار مراجعه به خانه آنها وقتي او را تنها ديده اند با تهديد چاقو دست و پايش را بسته و در حمام زنداني كرده اند.



          سپس پول، جواهرات و اشياي قيمتي اش را به سرقت برده اند. پس از چهره نگاري رايانه اي زوج سارق، در حالي كه كارآگاهان پي برده بودند آنان سرقت هاي مشابهي نيز دارند، در ايام عيد تازه عروس و دامادي بازداشت شدند و در مواجهه با زن مالباخته با وجود ادعاهاي بي گناهي، پذيرفتند كه سارقان خانه وي بوده اند.



          اين زوج جوان پذيرفتند كه براي سرقت از خانه طعمه هايشان ابتدا آنان را در آگهي هاي روزنامه براي فروش خانه شناسايي مي كردند و در دو نوبت مراجعه به خانه دست به سرقت مي زدند.



          تازه داماد در اين تحقيقات اصرار داشت وانمود كند بعد از ازدواج براي تهيه مخارج زندگي اش دست به چنين سرقت هايي زده است تا اينكه با چاپ عكس وي در روزنامه ها شاخه تازه اي از سرقت هاي زنجيره اي فاش شد.



          گريه هاي تازه عروس



          وقتي پيرزن در شبعه پنجم دادسراي امور جنايي تهران روبروي بازپرس توكلي ادعا كرد سارق خانه اش كسي جز تازه داماد نيست، اين مرد نپذيرفت و گفت كه جز همسرش هيچ همدستي نداشته و به جز چهار سرقت كه همراه همسرش بود، دست به سرقت هاي ديگري نزده است.



          پيرزن باز اصرار كرد سارقش كسي جز متهم نيست و به جزئيات رفتارها و تهديداتش در زمان سرقت پرداخت و اين در حالي بود كه تازه عروس با تعجب همه اين ادعاها را مي شنيد و گاهي به سمت شوهرش بازمي گشت و با تعجب او را نگاه مي كرد.



          مرد جوان در حالي كه چهره نگاري صورت گرفته از سوي پيرزن و پسرش مطابقت كاملي با خود وي داشت باز نپذيرفت كه يك بار وقتي پسرش در خانه بود، اين متهم به تنهايي براي بازديد از خانه اش مراجعه كرده است سپس براي بار دوم اجازه خواسته با مردي كه دايي خود معرفي مي كرد به آنجا بيايد و در زماني كه پيرزن تنها بود وارد خانه شده و با تهديدش دست به سرقت زده اند.



          وقتي تازه داماد با اشاره به همسرش به جان او سوگند خورد كه سارق خانه پيرزن نيست، زن ۱۹ ساله به گريه افتاد و گفت: او به دروغ قسم مي خورد حتي به من نيز نگفته بود قبلاً سرقتي در كار بوده است اما با همه حالاتي كه اين زن به آن اشاره مي كند شك ندارم كه سارق همين شوهرم است.



          تازه عروس با گريه ادامه داد: «بيچاره شدم، دوستش داشتم و الآن هم دوستش دارم اما خانه خرابم كرد وقتي در تهران مسافر بودم با او آشنا شدم، ابراز علاقه كرد و براي خواستگاري ام به اهواز آمد، پدر ندارم خانواده ناپدري ام مخالفت كردند و گفتند به غريب زن نمي دهيم، اين مرد با وجود اينكه مي دانست دوستش دارم تهديدم كردتا اگر در برابر بستگانم مقاومت نكنم آبروريزي مي كند و به همه مي گويد در تهران با من دوست بوده است، خواستگاران زيادي داشتم اما روي همه فاميلم ايستادم همه من را طرد كردند و با اين مرد ازدواج كردم، تنها بوديم كه از من خواست براي هزينه زندگي چند سرقت معمولي انجام دهيم.



          سپس بااين سرمايه بدون دردسر و دست زدن به خلاف ديگري زندگي مان را ادامه دهيم اما نگفت قبلاً سارق بوده است و الآن به جان من كه به خاطر او همه چيز را از دست داده ام و روي بازگشت به نزد بستگانم را ندارم قسم مي خورد، خيلي نامردي است.



          تازه داماد در اين لحظه وقتي گريه هاي همسرش را ديد خودش نيز به گريه افتاد و گفت: اشتباه كرده ام همسرم را دوست دارم اما دستم تنگ بود و كاري نداشتم، قبل از ازدواج به همراه دوستم كه سنش از من بيشتر است به چهار سرقت ديگر دست زده ام و اگر تاكنون نگفته بودم مي خواستم مجازاتم كمتر شود و زودتر سر زندگيم برگردم

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #605
            مرد بدبيني كه مي گويد همسر ۱۷ ساله اش در حال بازي با اسلحه وي هدف گلوله قرار گرفته است با كيفرخواست قتل عمد در برابر5 قاضي از خود دفاع خواهد كرد.



            بازپرس دادسراي ويژه كاركنان دولت، پس از تحقيقات تخصصي ادعاي اين مرد جوان را نپذيرفت و با قرار مجرميت او را به دليل شليك به سوي همسرش گناهكار شناخت.



            بنا به اين گزارش؛ صبح يكي از روزهاي سال ،۸۴ مردي به در خانه برادر زن خود در شهرستان خوي رفت و نزد او ادعا كرد همسر ۱۷ ساله اش وقتي در حال بازي با اسلحه وي بود از ناحيه صورت مورد اصابت يك گلوله قرار گرفته و از پاي درآمده است.



            اين مرد سپس همراه برادر زنش به پليس زنگ زد و خواست در محل حادثه واقع در خيابان جانبازان حضور يافته و دست به تحقيق بزنند.



            وقتي مأموران پليس شهرستان خوي وارد عمل شدند در قتلگاه نوعروس با پيكر بي جان وي مواجه شدند كه اسلحه اي در نزديكي دست راستش روي زمين افتاده و صورتش خون آلود بود.



            در تحقيقات پليسي مشخص شد كه اسلحه غيرمجاز بوده و مرد خانواده يكي از حقوقدانان است و اين اسلحه را براي دفاع از خود در برابر خطرات احتمالي خريداري كرده است.



            اين مرد ۳۵ ساله كه تجسس ها نشان داد در سومين ازدواج خود، دختر ۱۷ساله اي را به عقد خود درآورده است وقتي بازجويي شد، گفت: زنم در حال بازي با اسلحه بود، با رها تذكر داده بودم كه خطرناك است، تصور مي كرد گلوله اي ندارد، وقتي ماشه را چكاند و صداي شليك گلوله بلند شد من از جايي كه ايستاده بودم سمت همسرم دويدم اما كار از كار گذشته بود.



            وي افزود: مطمئن نيستم همسرم خودكشي كرده يا يك اتفاق ناشي از سهل انگاري در بازي با اسلحه بوده است اما قرباني چند باري با خوردن قرص اقدام به خودكشي كرده بود.



            وقتي فرضيه خودكشي تازه عروس ۱۷ ساله تحت بررسي گرفته شد، تيم تحقيق به شاخه تازه اي برخورد كه نشان مي داد شوهر وي در هر سه ازدواج با بدبيني هايي كه داشت محدوديت هاي زيادي براي همسران خود در نظر مي گرفت تا جايي كه همسر دوم وي براي جدايي از اين مرد ادعا كرده بود در را به روي وي قفل مي كرد و همسرش را در خانه زنداني مي كرد.



            بدين ترتيب، رفتارهاي مرد سياه دل تجزيه و تحليل شد و با توجه به صحنه جنايت تيم تحقيق فرضيه خودكشي را مردود دانسته و از نوع شليك گلوله و اصابت آن به سر نو عروس بازي با اسلحه از سوي قرباني و چكانده شدن ماشه به دست خود وي را بعيد دانستند.



            وقتي مرد جوان با اتهام قتل عمد مواجه شد، پرونده اين جنايت به شعبه چهارم بازپرس دادسراي ويژه كاركنان دولت در تهران ارجاع داده شد و بازپرس مؤمني براي تحقيق از اين مرد وارد عمل شد.



            مرد بدبين كه در برابر اتهام قتل عمد قرار گرفته بود در بازجويي ها روي ادعاي بي گناهي اش اصرار كرد و بارها گفت نوعروس اقدام به خودكشي كرده است.



            با اين وجود، بازپرس مؤمني با استناد به مدارك و تحقيقات پليسي و قضايي ادعاهاي اين مرد را نپذيرفت و قرار مجرميت وي مبني بر قتل عمد را صادر كرد.



            بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، با صادر شدن كيفرخواست قتل عمد براي اين متهم از سوي نماينده دادستان، پرونده شليك مرموز براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران ارسال شد تا پنج قاضي به محاكمه عامل شليك بپردازند

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #606
              هشت روز پس از دستگيري 3 مرد جوان - که در پي توطئه اي شوم ، زن جواني را به انگيزه سرقت پول و جواهراتش به قتل رسانده و جسدش را در تپه هاي شهران رها کرده بودند - عامل جنايت از ميان 3 متهم شناسايي شد و به قتل زن جوان اعتراف کرد.



              ساعت 10:20 روز 15 اسفند سال گذشته ، مردي با کلانتري 142 کن تماس گرفت و از پيدا شدن جسد زن جواني در اطراف تپه هاي شهران خبر داد. ماموران کلانتري نيز با عزيمت به محل ، موضوع را به هنرمند، بازپرس کشيک جنايي دادسراي امور جنايي تهران اطلاع دادند.



              در بررسي ماموران از جسد ، مدارکي که هويت وي را نشان دهد پيدا نشد بنابراين با دستور بازپرس جنايي ، جسد براي شناسايي علت مرگ به پزشکي قانوني انتقال يافت و تحقيقات کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي تهران آغاز شد.



              تحقيقات پليسي ادامه داشت تا اين که کارآگاهان جنايي در بررسي پرونده هاي افراد گمشده با پرونده زني به نام فريده - پ 21 ساله روبه رو شدند که عکس وي شباهت بسياري به جسد کشف شده داشت.



              ماموران با کشف اين سرنخ ، از خانواده اش خواستند در پزشکي قانوني جسد را شناسايي کنند و آنها نيز بيان کردند جسد متعلق به دخترشان است.



              تيم ويژه پليس جنايي در بررسي رفت و آمدهاي مقتول پي برد که او از چند وقت پيش ، براي رفتن به خريد يا ملاقات دوستانش از آژانسي واقع در خيابان جمهوري خودرو کرايه مي کرده و روز ناپديد شدنش هم همين کار را کرده است.



              به اين ترتيب ، راننده آژانس به نام عليرضا شناسايي و بازداشت شد. عليرضا 21 ساله در بازجويي هاي پليسي ، پرده از رازجنايت برداشت و گفت : او مسافر دائمي آژانس ما بود. وقتي فهميدم تنها زندگي مي کند ، وسوسه شدم تا از او سرقت کنم بنابراين ماجرا را با دوستانم محسن و سعيد در ميان گذاشتم و آنها قبول کردند.



              متهم افزود: شب حادثه او را براي خريد کردن به بازار بردم. در ميانه راه ، فريده متوجه حضور دوستانم و نقشه شوممان شد بنابراين من و محسن با انداختن کمربند ايمني خودرو به دور گردنش او را خفه کرديم ، جسدش را در بيابان هاي شهران انداختيم و بعد از برداشتن پول و طلاهايش فرار کرديم.



              با اعترافات صريح متهم ، کارآگاهان جنايي ، مخفيگاه 2 همدست فراري وي را بامداد 21 ارديبهشت کشف و آنها را دستگير و به مرکز پليس منتقل کردند. متهمان در بازجويي هاي پليسي ادعا کردند قاتل عليرضاست.



              سکوت قاتل بعد از 8 روز شکست



              تحقيقات کارآگاهان جنايي براي شناسايي قاتل اصلي ادامه داشت تا اين که 8 روز پس از دستگيري متهمان ، يکي از آنها به نام محسن لب به اعتراف گشود.



              وي در اظهاراتش به پليس گفت : وقتي پول و طلاهاي فريده را به زور و تهديد از چنگش درآورديم ، قصد فرار داشت که به سويش حمله کردم و با انداختن کمربند ايمني خودرو او را خفه کردم.



              دو روز پيش با اعترافات صريح محسن - متهم به قتل - وي با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد تا طي روزهاي آينده ، صحنه جنايت را بازسازي کند

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #607
                هنگامي كه اصرارهاي مرد جوان براي سقط جنين همسرش بي نتيجه ماند، وي در اقدامي عجيب، چند مرد و يك زن را اجير كرد تا همسر باردارش را بترسانند.



                شهناز ۲۳ ساله، مدتي قبل پس از ازدواج با جوان ۲۷ ساله اي به نام بابك زندگي مشترك خود را با وي در خانه اي كوچك در شرق تهران آغاز كرد.



                پس از چند ماه از شروع زندگي مشترك، شهناز متوجه شد باردار است، اما وقتي كه با خوشحالي موضوع را به همسرش اطلاع داد در نهايت تعجب دريافت او به جاي خوشحالي از تولد نخستين فرزندش بسيار ناراحت شده است.



                بابك با شنيدن موضوع از همسرش خواست كودكشان را سقط كند ولي زن جوان به جديت با وي مخالفت كرد و گفت هرگز نمي تواند كودك خود را از بين ببرد.



                بابك كه متوجه شده بود همسرش هرگز حاضر به سقط جنين نخواهد شد با طرح نقشه اي عجيب از چند نفر از دوستانش خواست با جعل عنوان مامور به خانه آنها رفته و همسرش را بترسانند تا كودكشان سقط شود.



                پس از آنكه دوستان مرد جوان پذيرفتند به او كمك كنند، با هماهنگي قبلي اي كه با وي انجام دادند اواخر هفته گذشته نيمه شب تحت عنوان مامور يكي از سازمانها به در خانه زن و شوهر جوان رفته و با تهديد زن جوان، وارد خانه شده و پس از به هم ريختن اثاثيه خانه، تا آنجا كه مي توانستند تلاش كردند اين زن را بترسانند، اما با تمام تلاش آنها اتفاق ناگواري براي اين زن نيفتاد.



                در ادامه نقشه مهاجمان دو روز اين زن جوان را در خانه اي محبوس كردند و او را تحت فشارهاي عصبي و رواني قرار دادند اما بازهم كودك او سقط نشد.



                سرانجام دوستان مرد جوان با تهديد از شهناز نوشته اي گرفتند كه او در آن رضايت داده بود كودكش را سقط كند. به اين ترتيب مهاجمان اين زن را براي سقط جنين به بيمارستان بردند، اما شهناز پس از ورود به اتاق موضوع را به پزشك اطلاع داد و به او گفت كه حاضر به سقط فرزندش نيست.



                پزشك مخفيانه موضوع را به پليس اطلاع داد و پس از حضور ماموران پليس در محل، شوهر اين زن و همدستانش دستگير شدند. روز گذشته بازپرس شعبه سوم دادسراي جنايي با احضار زن جوان، همسرش و دوستان او به بازجويي از آنها پرداخت

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #608
                  دستگيري يك سارق مسلح در تهران پرده از راز گروگانگيري مرد تاجر در گرگان برداشت.



                  عصر بيست و چهارم ارديبهشت، جواني به نام علي اصغر_ج در حاليكه يك كلت كمري را در دست داشت به سوي راننده خودروي پژو ۲۰۶ كه مي خواست سوار اتومبيلش شود، رفت و در حاليكه اسلحه را روي كمر مرد راننده به نام وحيد گذاشته بود با تهديد از وي خواست سوئيچ خودرو را در اختيارش بگذارد ولي مرد راننده حاضر به اجراي درخواست علي اصغر نشد و همين امر سرآغاز درگيري بين آنان شد.



                  با سر و صداي راننده، همسايگان به محل آمده و پس از آنكه سارق مسلح اقدام به شليك چند گلوله كرد وي را دستگير كردند. در همان لحظات اوليه مشخص شد كه مرد سارق با شليك گلوله اي از اسلحه خودش از ناحيه دست راست مجروح شده است.



                  با حضور مأموران پليس، مرد مسلح دستگير و تحويل كاركنان اداره يكم پليس آگاهي شد.در بازجويي هاي صورت گرفته از متهم، كارآگاهان پليس با توجه به تصاوير چهره نگاري دريافتند عامل سرقت مسلحانه يك خودرو پرايد كه چهاردهم ارديبهشت در منطقه سعادت آباد ربوده شده بود نيز همين فرد است .



                  علي اصغر وقتي خود را با مدرك و شواهد پليس در خصوص سرقت خودرو پرايد ديد چاره اي جز بيان حقيقت نداشت و به اين سرقت اعتراف كرد.



                  در حاليكه بازجويي ها درباره ديگر سرقت هاي احتمالي متهم ۲۴ ساله ادامه داشت، وي پرده از راز يك گروگانگيري در استان گلستان كه طراحي آن برعهده خودش بود و با سه نفر ديگر نقشه اش را به مرحله اجرا درآورده بود برداشت.



                  علي اصغر درباره اين گروگانگيري گفت: بعد از شناسايي يكي از تاجران پنبه در گرگان و تعقيب وي توانستيم زمان رفت و آمدهاي تاجر را بدست آورم، بعد از طرح يك نقشه آدم ربايي با سه نفر از دوستانم به نام هاي روح الله، حسن و ميثم موضوع را در ميان گذاشتم و آنها نيز از آنجايي كه از ثروت مرد تاجر مطلع بودند، پذيرفتند تا در اجراي آدم ربايي مرا همراهي كنند.



                  روز بيستم فروردين ماه زماني كه مرد تاجر از منزل به سمت محل كارش در حال عزيمت بود به بهانه اي سد راه وي شده و او را به گروگان گرفتيم.



                  علي اصغر در توضيح بيشتر اين واقعه به افسر پرونده گفت: «چهار نفري يك شبانه روز تاجر را در منطقه اي خارج از شهر پنهان كرده و با تهديد خانواده اش در نهايت موفق به گرفتن پنج ميليون تومان شديم.



                  پس از پايان نقشه، من به تهران برگشتم ولي بعد از چند روز متوجه شدم روح الله و حسن در خصوص اين پرونده توسط پليس آگاهي استان گلستان بازداشت شده اند.



                  در حال حاضر با بيان اعترافات اين متهم جستجو براي شناسايي مخفيگاه ميثم كه تنها متهم فراري اين پرونده است ادامه دارد. بررسي هاي پليسي نشان مي دهد علي اصغر در چند سال گذشته سابقه كيفري داشته است

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #609
                    مي گويند مرد چند ماه است كه خانه نشين شده است مي گويند مرد از درد چند ماه است كه به خودش مي پيچد هيچكس را ندارد كه برايش كاري كند.



                    به ديدن مرد كه مي رويم وسعت درد را مي شود در چشمانش پيدا كرد. غم اين مرد و تنهايي اش را فقط مي توان از چشمانش خواند. مرد ناشنوا است.



                    امكان حرف زدن هم ندارد ولي آنقدر پاك و آلايش حرف هاي دلش را با زبان بي زباني مي زند، آنقدر با عشق و محبت است كه نمي توان بيش از اين راضي شد كه در هجوم درد تنها بماند.



                    فرزند او مي گويد: پدر و مادرم هر دو ناشنوا هستند. پدرم مرد زحمتكشي است. آنقدر براي تأمين هزينه زندگي رنج برده كه حالا كمرش دچار مشكل شده است.مرد مدت ها در كشتارگاه كار كرده و جعبه هاي سنگين گوشت را حمل كرده است.



                    تا اينكه از چهار ماه پيش مشكلات كمر و پاهايش شروع شده است. از آن به بعد بچه ها نتوانسته اند تحمل كنند كه پدر از خانه بيرون برود و مرد خانه نشين شده است.



                    جلوي من نشسته در حالي كه تمام سنگيني اش را روي دو دستش انداخته است، نمي تواند حركت كند. توان تحمل اين درد برايش غيرممكن مي آيد.



                    درمان در بيمارستان ميلاد



                    دكتر تابش - معاونت مالي و اداري و مسؤول روابط عمومي بيمارستان ميلاد - براي بستري شدن اين پدر ناشنوا اعلام آمادگي مي كند. از اينكه مي توانيم با مساعدت بيمارستان ميلاد و تخفيفي كه امكانش را فراهم مي كنند، «پدر» را بستري كنيم خوشحال مي شويم.



                    پدر بستري مي شود صبح روز بعد - آخر هفته گذشته - به اتاق عمل مي رود تا هر چه زودتر درد را به فراموشي بسپارد.دكتر مسعود شيرواني - متخصص جراحي مغز و اعصاب - در مورد اين مرد مي گويد: بر اثر فشار زياد بيمار دچار پارگي ديسك كمر و به عصب نخاعي فشار وارد مي شود كه باعث درد زياد شده و موجب بي قوتي در اندام تحتاني مي شود.



                    بر اثر اين مشكل فرد دچار اختلال حركتي در پاها و عدم كنترل ادرار و مدفوع مي شود. دكتر شيرواني افزود: همچنين به علت كار سنگين و مداوم مجراي نخاعي دچار تنگي شده و درد در ناحيه اعصاب پا و درد در پاها مي شود كه بيمار پنجشنبه گذشته مورد جراحي قرار گرفت و مشكلات وي خوشبختانه مرتفع شد.



                    امروز كه اين مطلب را مي خوانيد. «پدر» از بيمارستان مرخص شده است. كمتر درد مي كشد و پس از چند ماه استراحت پزشكي دوباره مي تواند نان آور همسر و فرزندانش باشد

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #610
                      جزئيات قتل خاموش زوج جواني زماني فاش شد كه پس از 6 سال مرد آشنايي از زندان آزاد شد.



                      مرد انتقامجو در حالي قتل داماد و خواهرش را پذيرفت كه پليس تصور مي كرد زن 23 ساله به دست شوهر فراري اش از پاي درآمده است.



                      بنا به اين گزارش، ظهر روز ۱۱ دي ماه سال ۷۹ پدر و مادر زني به نام فاطمه بهراد با پليس تماس گرفتند و ادعا كردند پشت در بسته خانه دخترشان در شهرك دانشگاه مانده اند و نگران وي هستند.



                      وقتي مأموران كلانتري ۱۵۴ براي فاش كردن سرنوشت زن جوان وارد عمل شدند در داخل خانه با پيكر بي جان «فاطمه» كه خفه شده بود مواجه شدند و در تحقيقات خود پي بردند همسر ۴۸ ساله وي به نام «شهرام عطار» نيز به طرز مرموزي ناپديد شده است.



                      بدين ترتيب كارآگاهان جنايي در قويترين فرضيه شوهر «فاطمه» را مظنون شماره يك شناختند و وي را تحت تعقيب قرار دادند.



                      اين تجسس ها نشان داد كه شهرام در چهارمين ازدواجش با فاطمه سر سفره عقد نشسته و با او اختلافات شديدي داشته است به گونه اي كه بارها اين زن را به باد كتك گرفته بود و هيچ كس بعد از جنايت شهرام را نديده است.



                      وقتي كارآگاهان از پدر شهرام بازجويي كردند او ادعاي بي اطلاعي از سرنوشت پسرش كرد و گفت كه شهرام با آنان تماس نداشته است.



                      در حالي كه ناپديد شدن «شهرام» همه تحقيقات پليسي و قضايي را تحت الشعاع خود قرار داده بود و كارآگاهان جست وجوي گسترده اي را براي يافتن وي در دستور كار خود داشته اند.



                      شاخه تجسسي ديگري پيش روي تيم تحقيق قرار گرفت كه در آن برادر ۳۴ ساله «فاطمه» نيز بعد از قتل وي ناپديد شده بود. ادعاهاي پدر اين مرد نيز نشان داد كه وي در سرقت و اعتياد داراي سابقه كيفري است و مي تواند در جريان قتل خواهرش و ناپديدشدن دامادشان دخالت داشته باشد.



                      با وجود اينكه برادر فاطمه، مي توانست مظنون ديگري در اين جنايت باشد، تيم تحقيق فرضيه ديگري را تحت پيگيري گرفتند و در آن داماد ناپديد شده متهم به قتل خواهر و برادر شد.



                      بن بست



                      در سال ۸۴ و در حالي كه ۵ سال از جنايت خاموش زن جوان مي گذشت تيم تحقيق در رديابي قاتل فاطمه و روشن ساختن راز ناپديد شدن برادر وي به بن بست برخوردند و در حالي كه هيچ سرنخي از خروج قانوني و غيرقانوني داماد خانواده به خارج از كشور نبود، قاضي پرونده به جهت اينكه هيچ اثري از حيات و ممات «شهرام» و برادر «فاطمه» به دست نيامده بود، رأي به مختومه شدن پرونده داد و ماجراي اين جنايت به بايگاني سپرده شد.



                      اعترافات مرد آشنا



                      روز چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ماه سال جاري، يك زنداني از قزل حصار آزاد شد و به خانه شان رفت در حالي كه از ۶ سال پيش هيچكس نمي دانست وي با چه سرنوشتي روبرو شده است.



                      «غلامرضا» وقتي در خانه پدري با تعجب خانواده اش مواجه شد و برادر او با اعتراض تندي خواست واقعيت را بگويد و اعتراف كند چه نقشي در قتل خواهرشان داشته است با او درگير شد و همسايه ها براي ميانجيگري بين دو برادر، پليس ۱۱۰ را خبر كردند.



                      مأموران كلانتري ۱۱۶ مولوي وقتي وارد عمل شدند از برادر غلامرضا، شنيدند كه احتمال دارد وي همان قاتل فراري خواهرش باشد كه سال هاست پليس او را تحت تعقيب داشت.با اين ادعاي مرموز، مأموران غلامرضا را بازداشت كردند تا اينكه او در برابر قاضي زماني الويجه رئيس شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جزايي عمومي تهران قرار گرفت و با وجود ادعاهاي گمراه كننده براي بي گناهي خود پرده از راز ۶ ساله دو جنايت برداشت.



                      اين مرد انتقامجو گفت: «من بارها از خواهرم شنيده بودم كه از سوي شوهرش اذيت مي شود. به خاطر همين كينه به دل داشتم تا اينكه سه روز قبل از قتل فاطمه دامادمان را در همان خانه و در برابر ديدگان خواهرم خفه كرده و به قتل رساندم.»وي افزود: براي اينكه جسد را پنهان كنم.



                      ابتدا آن را درحمام پنهان كردم سپس با خريدن كمدي چوبي و جاسازي جسد شهرام داخل آن، كمد را در صندوق عقب پيكان دامادمان گذاشتم و او را با بردن به اطراف شهريار به آتش كشيدم.



                      وقتي برگشتم خودروي دامادمان را در نزديكي پاسگاه آزادي رها كردم، دو روز بعد وقتي ديدم خودرويش پيدا شده است و در اختيار مأموران است، نزد خواهرم رفتم، او ترسيده بود، به فاطمه گفتم با مرگ شهرام مي تواند راحت زندگي كند اما او با داد و فرياد گفت كه بايد نزد پليس برود، عذاب وجدان داشت، ترسيدم ابتدا ۵۰ قرص خواب آور به او دادم تا زجر نكشد سپس خفه اش كردم.



                      بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما؛ اين مرد چهار روز بعد از قتل خواهرش به اتهام مواد مخدر روانه زندان شده بود و در مدت ۶ سال با اسامي مستعار و اتهامات مختلفي در زندان به سر مي برد.

                      iran

                      Comment

                      • jjbb
                        Senior Member
                        • Nov 2005
                        • 8813

                        #611
                        che ghadr az in akhbar mishnavam va moteaser misham

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #612
                          پرونده پسر 21 ساله‌اي كه متهم است در يك درگيري خياباني، جواني را به قتل رسانده، صبح امروز از سوي 5 قاضي شعبه 74 در دادگاه كيفري استان مورد رسيدگي قرار گرفت.



                          در ابتداي جلسه، حيدري نماينده‌ي دادستان به قرائت متن كيفرخواست پرداخت و گفت: «عيسي» 21 ساله اهل مياندواب كارگر و فاقد سابقه محكوميت كيفري متهم به قتل عمدي «آرش» به وسيله چاقو در ساعت 22 روز 18 مهرماه 84 است.



                          نماينده‌ي دادستان درباره شرح ماجرا گفت: مقتول به همراه برادر خويش در حال گذر از فلكه دوم صادقيه بوده كه در اثر برخورد خودرو به پاي برادر مقتول بين رانندگان خطي، درگيري رخ مي‌دهد.



                          در حين درگيري «عيسي» (متهم به قتل) به هواداري از همشهريان خود يعني اشكان و آرش به قصد ياري وارد درگيري مي‌شود و با يك ضربه چاقو منجر به فوت مرحوم مي‌شود.



                          وي افزود: متهم در مرجع انتظامي وارد نمودن ضربه به مقتول را اعتراف كرده و بيان داشته است كه با دست چپم كه چاقو داشتم به سمت راست بالاي كمر او زدم و اكبر كه هنگام درگيري همراه متهم بوده در تحقيق بيان داشته در تاريخ 18 مهرماه 84 شب هنگام بعد از بازگشت از خيابان بهبودي در ميدان دوم صادقيه داخل پارك دور ميدان با عيسي برخورد كردم و با يكديگر احوالپرسي كرديم از من پرسيد كجا مي‌روي گفتم منزل و او گفت كه من هم مي‌آيم.



                          نماينده‌ي دادستان ادامه داد: اكبر در ادامه تحقيق عنوان كرده است كه در ابتداي خيابان آيت‌الله كاشاني دعوا شد و شلوغ شد. عيسي سريع به آن طرف رفت و از من جدا شد و حدود 60 متر جلوتر به محل دعوا رفت و حدود 3 دقيقه بعد بازگشت و من و او با ماشين مسافركشي به منزل رفتيم و عيسي چاقوي دسته قرمزي كه نوك آن خنجر مانند بود از غلاف مشكي درآورد و گفت توفان در آنجا دعوا مي‌كرد و من به طرفداري از او چاقو را درآوردم و زدم و چاقو خون‌آلود بود و پس از حدود 15 دقيقه بعد، توفان به آنجا آمد و عيسي به او هم گفت من با چاقو زدم و چاقوي خوني را به توفان نشان داد و توفان گفت اگر مي‌خواستم خودم مي‌توانستم بزنم، با اين كار ما را بدبخت كردي.



                          وي با اشاره به تحقيق از ساير گواهان اظهار داشت: اظهارات آنها نيز مانند اظهارات اكبر است. متهم نزد بازپرس در تفهيم اتهام، قتل عمدي را قبول كرده و وارد نمودن ضربه چاقو به مقتول را مورد تأييد قرار داده است، پزشكي قانوني متهم را مسوول اعمال خود دانسته و همچنين علت فوت را اصابت جسم نوك تيز و برنده نامشخص به عناصر حياتي شكمي و قفسه صدري و عوارض ناشي از آن تعيين نموده، صحنه جرم نيز توسط متهم بازسازي شده، لذا با توجه به شكايات اولياي دم متوفي و تقاضاي قصاص از ناحيه آنها و اقرار صريح و مقرون به واقع متهم در تمام مراحل تحقيق و اظهارات شهود، كشف چاقو نزد متهم، نظريه پزشكي قانوني در خصوص علت تامه فوت كه با اقارير متهم كاملا منطبق است و گزارش مرجع انتظامي و ساير قرائن، بزهكاري ايشان محرز است و طبق ماده 206 قانون مجازات اسلامي تقاضاي كيفر قانوني دارم.



                          در ادامه جلسه، سيد حسين احمدي، وكيل اولياي دم گفت: عيسي نزد ضابطان قوه‌ي قضاييه صريحا اقرار به زدن ضربه به مقتول نموده و در حضور بازپرس مجددا اقرار كرده و همچنين تعداد ضربه و آلت قتاله را مشخص نموده و در صورت جلسه مواجه حضوري مجددا اظهارات قبلي خود را تاييد كرده، شهود نيز همگي به اتفاق شهادت داده‌اند كه متهم،عيسي آلت قتاله را به آنها نشان داده و اقرار كرده كه با همين چاقو مقتول را زده است و همچنين تيم بررسي صحنه جرم از اداره دهم آگاهي با حضور متهمان، صحنه را بازسازي كرده و عكس و فيلم نيز گرفته‌اند و با توجه به كشف آلت قتاله، با راهنمايي و هدايت متهم و وجود آلت قتاله در پرونده ضابطان گزارش نموده‌اند.



                          وي همچنين ادامه داد: پزشكي قانوني در گزارش معاينه جسد علت فوت مقتول (آرش) را اصابت جسم برنده و نوك تيز به عناصر حياتي شكمي و قفسه صدري و عوارض ناشي از آن تعيين نموده‌اند لذا از نظر قضايي ادله اثبات دعوا عبارتند از: 1- اقارير صريح متهم كه از نظر قانون‌گذار مادر دلايل است در پرونده موجود است 2- شهود همگي شهادت به زدن ضربه توسط متهم دارند و برخي نيز به اقرار متهم در زدن ضربه در حضور آنها شهادت داده‌اند 3- آلت قتاله نزد متهم كشف شده 4- پزشكي قانوني علت مرگ را اصابت جسم برنده و نوك تيز اعلام نموده و گزارش پزشكي قانوني با اقارير متهم كاملا منطبق است 5- متهم صحنه را بازسازي كرده است پس مجرميت متهم به قتل عمدي آرش با آلت قتاله محرز و مسلم است و با توجه به اينكه موكلين صراحتا تقاضاي قصاص متهم را كرده‌اند من به وكالت از اولياي دم، تقاضاي قصاص متهم را خواستارم.



                          در ادامه‌ي جلسه متهم به قتل با حضور در جايگاه، گفت: من نمي‌دانم چطور به او چاقو زدم و نمي‌دانم چه كار كردم، توفان به من گفت بگو من زدم.



                          وي در بيان شرح ماجرا عنوان كرد: در رسالت كارگري مي‌كردم گاهي پيش پسر عمويم در آريا شهر مي‌آمدم. توفان مسافركشي مي‌كرد، من گفتم كه مي‌خواهم به خانه بروم و او گفت صبر كنم با هم برويم.



                          بعد از درگيري كه به خانه آمديم همشهريم گفت كه اي والله دعوا كرديد من هم گفتم من زدم. توفان به من گفت: بگو من چاقو را زده‌ام كه من هم گفتم بعد كه رفتم پيش بازپرس فهميدم فوت كرده است.



                          متهم به قتل درباره‌ي نحوه‌ي چاقو زدن، گفت: چاقو دستم بود و به يك نفر زدم و بعد دوستانم به من گفتند بگو به بالاي بدن او زدم. آنها هر چه مي‌گفتند من گوش مي‌كردم ولي نمي‌دانم چاقو را به مقتول زدم يا نزدم.



                          در ادامه‌ي جلسه متهم به قتل با حالت گريه ادامه داد: من مي‌گويم او (مقتول) بي‌گناه فوت كرد. من سر نماز براي او دعا مي‌كنم. من نمي‌دانم چه كار كرد، آنها باعث شدند من يك دفعه وسط دعوا رفتم.



                          در ادامه‌ي جلسه قاضي با قرائت بخشي از اظهارات متهم كه در 20 مهر ماه 84 عنوان شده بود خواستار تاييد يا تكذيب آنها از سوي وي شد.



                          قاضي خطاب به متهم به قتل در اين پرونده اظهار داشت: آيا شما گفته‌ايد؛ آن شب ساعت 30/21 دقيقه در ميدان صادقيه قصد سوار شدن به ماشين‌هاي خطي براي برگشت به خانه را داشتيم.



                          من تعدادي از راننده‌هاي خطي را مي‌شناختم. "وحيد" (راننده يكي از خطي‌ها) به پاي عابري جوان برخورد كرد و از آنجا دعوا شروع شد. آن دو عابر يكي شلوار لي روشن و پيراهن آبي رنگ و ديگري لباس كرم به تن داشت كه دعوا پيش آمد و تعدادي راننده با آن دو نفر دعوا كردند و من و توفان و ارسلان كه از همشهري‌هاي من هستند و رفت و آمد داشتيم به طرفداري از آنها با يك چاقو دسته قرمز كه داخل جيبم بود يك ضربه به وي زدم.



                          متهم به قتل اظهارات خود را در بازپرسي كه از سوي قاضي قرائت شد تاييد كرد و گفت: قبول دارم كه من اين حرف‌ها را زدم ولي توفان به من گفت اينها را بگويم و من به خاطر آنها دعوا كردم.



                          در ادامه‌ي جلسه، كريم كشاورز وكيل تسخيري متهم به قتل با حضور در جايگاه، گفت: يك نزاع جمعي ميان رانندگان خطي و يك مسافر رخ داده كه در جامعه ما يك عرف ميان رانندگان خطي محسوب مي‌شود اما بحثي كه پيش مي‌آيد اين است كه شخصي از خارج، ناگهان تحت تاثير درگيري به وقوع پيوسته، وارد عمل شده و در نهايت ضربه‌اي را به مقتول وارد كرده و باعث مرگ او شده است.



                          وكيل متهم با بيان اين‌كه عمل صورت گرفته به هيچ عنوان از ناحيه‌ي من و خانواده‌ي مقتول قابل توجيه نيست، افزود: بايد فهميد علت اينكه متهم اقدام به ايراد ضرب نسبت به فرزند اولياي دم نموده است چيست؟



                          حضور ما در اين محكمه براي اين است كه روشن شود چه كسي و با چه انگيزه‌اي مرحوم را به قتل رسانده است. حال اگر متهم فقط تحت تاثير درگيري دوستانش اقدام به ايراد ضرب نموده آيا به نظر شما اين توجيهي دارد و قصد ما اين است كه فردي را كه از نظر عقلي داراي اختيار بوده به مجازات برسانيم.



                          وكيل متهم به قتل خطاب به اولياي دم و دادگاه، گفت: حداقل تقاضايي كه از دادگاه و اولياي دم دارم آن هم به اين دليل كه بدانند چه كسي را مي‌خواهند به مجازات برسانند اين است كه اجازه دهند وضعيت رواني متهم به صورت كامل و دقيق توسط كارشناسان پزشكي قانوني مورد بررسي قرار گيرد تا اگر در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه او بايد قصاص شود وجدان‌شان آرام باشد.



                          در ادامه‌ي جلسه «وحيد» به عنوان مطلع در جايگاه حاضر شد و در رابطه با نحوه‌ي درگيري، گفت: شب دعوا من، عيسي و دوستش را در پارك ديدم ولي او را داخل دعوا نديدم و بعد از درگيري مسافر را داخل ماشين گذاشتم و رفتم و من از توفان شنيدم كه عيسي گفته من زدم.



                          وي افزود: من با «امير» درگير شدم. امير آن طرف‌تر رفت و از ساكش كارد درآورد و آرش جلو رفت و آرش را زد من سوار ماشين شدم و رفتم

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #613
                            مردان ناشناس پس از قتل نگهبان يك بنگاه معاملاتي، خودرو چندصد ميليوني را به سرقت بردند.



                            صاحب يك بنگاه معاملاتي در اصفهان صبح روز جمعه گذشته هنگامي كه به محل كارش رسيد متوجه شد در ورودي بنگاه به طرز مشكوكي باز است. وي مرد نگهبان را صدا زد اما كسي پاسخ نگفت.



                            صاحب بنگاه به تصور اينكه خالق (نگهبان ۲۴ ساله) براي انجام كاري بيرون رفته است كركره بنگاه را بالا كشيد و وارد ساختمان شد اما در سكوت مرگبار بنگاه چشمان مرد بنگاه دار به لكه هاي خوني افتاد كه بر روي در و ديوار بنگاه پاشيده بود.



                            وحشتزده وارد اتاق استراحت خالق شد ولي با جسد خونين نگهبان بنگاه روبه رو شد كه با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده بود.دقايقي پس از كشف جسد، ماموران كلانتري ۱۶ اصفهان در خيابان شيخ صدوق شمالي حضور يافتند.



                            آنها در بازرسي هاي مقدماتي از قتلگاه متوجه شدند عامل يا عاملان جنايت با مقتول آشنايي قبلي داشته و به راحتي وارد بنگاه معاملاتي خودرو شده اند.



                            بررسي هاي بعدي نشان داد خالق قرباني يك سرقت مرگبار شده است و عاملان جنايت پس از ارتكاب قتل يك خودرو بي.ام.و مشكي رنگ بدون پلاك را كه دهها ميليون تومان قيمت داشت به سرقت برده و از محل متواري شده اند.



                            به دليل حساسيت موضوع با دستور بازپرس ويژه قتل تيمي از كارآگاهان جنايي اصفهان رديابي هاي اوليه خود را آغاز كردند، اما آنها شش ساعت پس از كشف جسد مرد نگهبان توانستند خودرو را در منطقه اي در اطراف درحالي كه توسط عاملان جنايت رها شده بود، پيدا كنند.



                            بر پايه اين گزارش، با انتقال جسد مرد نگهبان به پزشكي قانوني، رديابي ها براي شناسايي و دستگيري عاملان اين جنايت مرگبار ادامه دارد

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #614
                              با پايان بررسي هاي مقدماتي تيم تخصصي درباره معماي كودك دهدشتي كه عقربها 100 بار در طي يك ماه او را گزيده اند، پزشكان متخصص در حال بررسي اين احتمال هستند. كه بدن كودك موادي ترشح مي كند كه شباهت به ترشحات عقرب ها در هنگام جفت گيري، اين مواد آنها را به سمت كود ك جذب مي كند.



                              بنا به اين گزارش، ماجراي عجيب كودك ۵/۱ ساله هنگامي آغاز شد كه در اواسط فروردين ماه خانواده اين كودك يك و نيم ساله به نام سجاد، وي را كه بر اثر گزش عقربها دچار مسموميت شديدي شده بود از روستاي چپر دهدشت به بيمارستاني در اين شهرستان منتقل كردند، پزشكان به سرعت وي را تحت مداوا قرار دادند و وي به سرعت بهبود يافت و به خانه بازگشت اما چند روز بعد از بازگشت سجاد به روستاي چپر، خانواده اش بار ديگر هراسان او را به دليل گزيده شدن توسط عقربها به بيمارستان امام خميني (ره) دهدشت انتقال دادند.وي به مدت ۹ روز تحت نظر پزشكان قرار داشت، ولي بعد از بازگشت به خانه حتي با آنكه مادر و پدرش تمامي لباسهاي نو و كهنه وي را به آتش كشيده بودند بازهم بارها به دليل گزيده شدن توسط عقربها وي در بيمارستان بستري شد، خانواده كودك كه از نيش هاي متمادي عقربها به تنگ آمده بودند وي را به مكانهاي ديگر انتقال دادند اما اين كار نيز مثمر ثمر واقع نشد و كودك به هر جايي كه منتقل مي شد سرو كله عقربها هم به سرعت در آنجا پيدا مي شد و او را مي گزيدند.



                              ماجراي گزش عقربها به طوري عجيب بود كه پدر بزرگ سجاد مي گويد: حتي هنگامي كه اين كودك براي مداوا به مركز درماني دهدشت منتقل شد، در كمال تعجب در مطبي كه پزشكان وي را معالجه مي كردند دو عقرب بار ديگر وي را نيش زدند.



                              اما به نظر مي رسد كه بدن اين كودك حساسيت اوليه نسبت به نيش عقربها را از دست داده است و تنها بعد از هر بار گزيده شدن جيغ كوتاهي مي كشد و بعد ساكت مي شود در حاليكه در هفته هاي گذشته آمار گزش عقربها به ۹۵ بار رسيده بود، تيم ويژه اي از پزشكان و متخصصان دانشگاه علوم پزشكي كهگيلويه و بوير احمد تحقيقات خود را درباره علت علمي اين حادثه شگفت آور آغاز كردند.



                              اعضاي اين تيم پزشكي مركب از انگل شناسان، متخصصان داخلي، جراحي عمومي، متخصصان پاتولوژيست و راديولوژيست بودند، با انجام آزمايشهاي تخصصي و عكسبرداري و مراقبت محيطي چگونگي وقوع اين پديده را بررسي كردند.



                              نتايج اوليه گروه تحقيق بر روي كودك



                              هيبت الله صادقي معاون پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي كهگيلويه و بوير احمد كه يكي از اعضاي گروه تحقيق است، روز شنبه در مصاحبه با همشهري درباره آخرين نتايج تحقيقات صورت گرفته در اين باره گفت: در ابتدا اين شايعه مطرح شده بود كه بدن سجاد توليد عقرب مي كند اما به رغم آنكه اين فرضيه محال به نظر مي رسيد، تيمي از پزشكان مجرب شهرستان دهدشت تحقيقات پزشكي خود را درباره علت اصلي اين مساله آغاز كردند و با تحت نظر قرار دادن محيط و آزمايشهاي گوناگون، سعي كردند علت واقعي اين موضوع را حل كنند، اما به هيچ نتيجه خاصي در اين خصوص نرسيدند.



                              در مراحل بعدي با توجه به ادعاي خانواده كه مدعي بودند كودكشان عقربها را به سمت خود جذب مي كند، اين موضوع تحت بررسي قرار گرفت؛ چرا كه اين موضوع يك اتفاق نادر نبود.



                              ترشحات بدن برخي از افراد ممكن است عقربها و مارمولكها را به سمت خود بكشد، به اين ترتيب كودك يك و نيم ساله در يك اتاق به مدت ۴ روز قرنطينه شد و تحت آزمايشات سم شناسي و سونوگرافي قرار گرفت، اما در اين مدت عقربي او را نيش نزد و ما مورد خاصي مشاهده نكرديم كه نشان دهد ترشحات غير معمولي از بدن او خارج مي شود.



                              معاون پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي كهگيلويه و بوير احمد در ادامه افزود: با توجه به نتايج اوليه نمي توان اين اتفاق را يك مورد خارق العاده دانست اما در حال بررسي اين فرضيه هستيم كه ممكن است اين كودك مواد معطري را كه جاذب عقربها است از خود متصاعد مي كند.



                              بعنوان مثال موادي كه عقربها براي جفت گيري و جذب جفت خودشان ترشح مي كنند، مي تواند عقربهاي جنس مخالف را به سمت خودش جذب كند، كه در حال حاضر روي اين مساله تحقيق مي شود كه آيا ممكن است در ادرار و مدفوع و عرق اين كودك موادي مشابه اين مواد معطر وجود داشته باشد.



                              وي افزود: با اين حال چون خانواده كودك عقربهايي را كه براي آزمايش هاي پزشكي در اختيار ما قرار داده اند همگي مرده بوده اند بررسي بيشتر بر روي عقربها امكان پذير نيست، اما همين قدر مي دانيم كه عقربها حداقل دو تا سه ماهه بوده اند.



                              ولي با تمام اين احوال نتايج ابتدايي كليه آزمايش هاي صورت گرفته از كودك در اختيار دانشگاه علوم پزشكي ياسوج قرار گرفته تا آنها تحقيقات گسترده تري را بر روي اين موضوع انجام دهند.



                              معاون پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي كهگيلويه و بوير احمد در ادامه با بيان اينكه تا مشخص شدن نتايج نهايي تحقيقات نمي توان در اين باره اظهار نظر قطعي كرد، صحت و سقم ادعاهاي مطرح شده درباره اين كودك را به پايان يافتن آزمايش هاي علمي منوط كرد.



                              آخرين خبر



                              به گفته دكتر صادقي روز گذشته نيز هنگامي كه اعضاي تيم پزشكي در حال معاينه كودك بودند در اتفاقي غيرمنتظره كودك خردسال بار ديگر از سوي عقربي گزيده شد. اين مسأله باعث تعجب پزشكان شد

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #615
                                پنج سال ترك اجباري محل سكونت و 9 ماه حبس يك زن كه تنها اتهامش نگهداري يك گربه بود، توسط قضات دادگاه تجديدنظر رد شد.



                                اين زن كه پرستار است به خاطر تنها بودن اقدام به نگهداري يك گربه خانگي كرد ولي با شكايت همسايگانش از سوي قاضي شعبه ۱۰۴۰ تهران به ۵ سال ترك اجباري محل سكونت و تحمل ۹ ماه حبس محكوم شده بود.



                                قضات دادگاه تجديدنظر استان تهران پس از اعتراض اين پرستار تنها و بررسي مجدد پرونده با حذف مجازات منع اقامت اين زن او را فقط به پرداخت پنجاه هزار تومان جزاي نقدي محكوم كردند.



                                بنا به اين گزارش با شكايت هاي متعدد ساكنين يك مجتمع مسكوني در كلانتري ۱۰۵ سنايي در مورد اقدام يك زن ۵۰ ساله عليه بهداشت عمومي پرونده اي در شعبه اول دادياري دادسراي ناحيه ۶ تهران تشكيل و تحت بررسي قرار گرفت.



                                اين ۶ نفر شاكي در توضيح شكايت خود به داديار قضايي پرونده گفتند: مدتي است زني تنها كه در طبقه سوم مجتمع ساختماني ما سكونت دارد با نگهداري و پرورش گربه هاي خياباني و آلوده كردن مجتمع مسكوني بهداشت ساكنين مجتمع را به خطر انداخته و رها شدن غذاهاي فاسد و آلوده براي تغذيه اين حيوانات در كوچه بن بست و فضولات اين حيوانات در مسير تردد، اهالي اين كوچه و مجتمع ساختماني را به ستوه آورده است.



                                اين ادعاها در حالي بود كه تحقيقات مأموران كلانتري نيز كه به فاصله ۲۵ روز انجام گرفته بود حاكي از ميزان نارضايتي اهل محل بود.



                                با پيگيري و شكايت اهالي محل و اعلام جرم از ناحيه سازمان محيط زيست و مركز بهداشت تهران قرار مجرميت اين زن صادر و پرونده براي صدور رأي به شعبه ۱۰۴۰ دادگاه عمومي جزايي تهران ارسال شد.



                                قاضي شعبه ۱۰۴۰ پس از بررسي پرونده و شنيدن اظهارات طرفين اين پرستار زن را به اتهام اقدام عليه بهداشت عمومي از طريق نگهداري گربه در آپارتمان مسكوني سه واحدي در تاريخ ۲۸ فروردين ماه سال گذشته به لحاظ عدم تنبيه و اصرار و استمرار وي به ارتكاب اين كار و در جهت حفظ نظم عمومي و مصلحت اجتماع به منع اقامت اجباري به مدت ۵ سال در كوچه نهم و تحمل ۹ ماه حبس تعزيري محكوم كرد و با اين رأي قضايي اين زن محكوم شد تا به مدت ۵ سال خانه اش را ترك كرده و در آن كوچه رفت و آمد نكند.



                                پس از ابلاغ رأي به شاكيان و متهم پرونده، زن پرستار به اين رأي دادگاه اعتراض و تقاضاي بررسي پرونده از سوي هيأت قضات دادگاه تجديدنظر استان تهران را كرد.



                                پس از تبادل لوايح به دستور قضات شعبه ۳۹ دادگاه تجديدنظر اين زن با تعيين وقت قبلي براي دفاع از خود در دادگاه حاضر شد و گفت: من در يك آپارتمان ۶۰ متري در طبقه سوم يك مجتمع سه واحدي سكونت دارم و ۳۰ سال در لباس سفيد پرستاري انجام وظيفه كرده ام.



                                چون زني تنها و بدون اولاد هستم تصميم گرفتم تا با نگهداري يك حيوان بي آزار تحت نظر دامپزشك از تنهايي خارج شوم.



                                گربه را در سبدي مخصوص و تميز نگه مي داشتم و به او وابسته بودم و فكر نمي كردم تخلف كرده باشم و آبروي ۳۰ ساله خدمت پرستاري و اجتماعي ام برود.



                                طرح اين موضوع در دادگاه از سوي همسايگانم بيشتر جنبه لجبازي داشت اگر نه من با تذكر شفاهي آنان گربه را از خانه ام خارج مي كردم.



                                اين زن در حالي كه به شدت متأثر بود ادامه داد: در دادگاه بدوي مرا متهم به نگهداري و پرورش گربه هاي خياباني كردند و گفتند گربه هاي من زباله ها را در سطح كوچه پخش مي كنند.



                                من براي پرورش گربه هاي خياباني وحشي كه قابل تربيت نيستند فاقد امكانات و محل مناسب هستم و در تمام كوچه ها گربه هاي خياباني در حال تردد و به هم زدن زباله ها هستند كه مقصر من نيستم و بايد مسؤولين مربوطه با آنها مبارزه كنند.



                                در ضمن من پرستارم و از نظافت و رعايت بهداشت شخصي سر رشته دارم و هميشه تميز و سفيد پوش هستم.اين زن در ادامه گفت: در سفري گذرا به ورامين مشاهده كردم بچه هاي كوچك روستاهاي اطراف در فاضلاب هاي تهران كه به دشت ورامين سرازير مي شود آب تني مي كنند.



                                در تعجبم كه چرا اين موضوع خلاف بهداشت عمومي نيست اما نگهداري يك گربه در سبد تحت نظر دامپزشك در آپارتمان شخصي ام اين همه جار و جنجال آفريده و مرا تبعيد و روانه زندان كرد.



                                قاضي تشكري رئيس شعبه ۳۹ دادگاه تجديدنظر استان تهران و دهنوي مستشار شعبه به خاطر آنكه اين پرستار تنها پس از شكايت همسايگان گربه را با قفس و قلاده رها كرده و با توجه به وضعيت خاص و با حذف مجازات منع اقامت اجباري او در محل به جهت عدم ضرورت به اين مجازات، حبس وي را به پنجاه هزار تومان جزاي نقدي تبديل كردند.به گزارش خبرنگار ما با تصميم قضات دادگاه تجديدنظر اين پرستار تنها از مجازات تبعيد و زندان نجات يافت

                                iran

                                Comment

                                Working...