Events/Havades

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Sepideh_UK
    Senior Member
    • May 2006
    • 2226

    #586
    ENGLISH WOULD BE NICE!!


    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #587
      دختر 16 ساله ايراني وقتي در چنگ باند تبهکاران قاچاق انسان گرفتار شد ، تنها راه نجات خود را براي فرار از دام خطرناکي که در کشور افغانستان گرفتار آن شده بود ، مراجعه به سفارت ايران دانست.



      دختر جوان وقتي متوجه شد به هيچ عنوان والدينش به او اجازه نخواهند داد تا با جوان افغاني ازدواج کند ، تصميم گرفت بدون اطلاع والدينش با خواستگار خود همراه شود.



      او وقتي با يک باند مافيايي قاچاق و از طريق کوههاي شرقي کشور وارد افغانستان شد ، پي برد تمام دلخوشي هايش سرابي بيش نبوده و او در دام باند قاچاق انسان که اقدام به ربودن دختران جوان مي کنند ، گرفتار شده است.



      چند ماه پس از اين ماجرا ، دختر 16 ساله ايراني همراه زن جواني که از ربوده شدن او مطلع بود ، نيمه شب از محل اسارت خود در کابل متواري شد و خود را سراسيمه به سفارت ايران رساند.



      به دنبال اين ماجرا ، موضوع ربوده شدن دختر 16 ساله به مسوولان وزارت امورخارجه افغانستان گزارش شد و پس از طي تشريفات قانوني ، دختر جوان به کشور منتقل شد و در اختيار خانواده اش قرار گرفت.



      هشدار سفارت ايران



      سفارت ايران در کابل با هشدار به خانواده ها در خصوص ازدواج با اتباع خارجي ، از آنها خواست ازدواج فرزندانشان با اتباع خارجي بايد طبق قانون صورت بگيرد زيرا اغلب ازدواج هاي زنان ايراني با اتباع افغانستان که به طور قانوني به ثبت نرسيده ، مشکلات فراواني را براي زنان ايراني و خانواده هايشان ايجاد کرده است

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #588
        منابع پليس آلمان گفتند فكر عاشقانه و رمانتيك زوج فرانسوي براي ديدن طلوع خورشيد از بالاي ديوار يكي از پل هاي رود ماين در ايالت هسن آلمان ، براي پليس اين كشور، هزينه بردار و دردسرساز شد.



        به نوشته پايگاه اينترنتي الرايه ، جوان 25 ساله وقتي به همراه همسر 26 ساله اش براي ديدن طلوع خورشيد به اين مكان رفتند، راننده اي آن ها را ديد و به پليس خبر داد كه دختر و پسر جواني مي خواهند خودكشي كنند.



        پليس پس از دريافت اين خبر ، نيروهاي امداد و نجات خود را براي نجات آن ها اعزام كرد كه پس از رسيدن اين گروه به محل حادثه ، دريافتند خودكشي در كار نبوده وآن ها مي خواستند طلوع خورشيد را از بالاي پل ببينند.



        سخنگوي پليس گفت: اين عمليات براي پليس بسيار هزينه بردار بود

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #589
          به دنبال نزاع ميان 2 برادر در جنوب تهران و انتقال آنها به کلانتري ، راز 2 جنايت که از سوي يکي از متهمان در سال 80 در کرج اتفاق افتاده بود ، فاش شد.



          روز گذشته و پس از درگيري ميان 2 برادر در حوالي چهارراه مولوي ، ماموران کلانتري 116 هر 2 نفر را به اتهام برهم زدن نظم عمومي دستگير و تحقيق از آنها را در کلانتري آغاز کردند.



          با تحقيق از اين دو برادر ، يکي از آنها به هويت غلامرضا اعتراف کرد در سال 80 داماد و خواهرش را به قتل رسانده است.

          به دنبال اين اعترافات ، متهم براي تحقيقات به شعبه هفتم بازپرسي دادسراي جنايي منتقل شد و مقابل بازپرس حسيني قرار گرفت.



          وي درخصوص اتهام خود گفت : سال 80 وقتي متوجه شدم ، شوهر خواهرم به نام شهرام مدام خواهرم را کتک مي زند ، با همدستي خواهرم او را نيمه شب به قتل رساندم و جسدش را پس از انتقال به بيابان هاي اطراف کرج به آتش کشيدم.



          وي افزود: مدتي پس از اين جنايت متوجه شدم بازيچه دست خواهرم قرار گرفته ام لذا اختلافات من با او بالا گرفت و سرانجام خواهرم فاطمه را کشتم و متواري شدم.



          به دنبال اين اعترافات ، بازپرس حسيني با صدور قرار بازداشت موقت متهم را در اختيار پليس آگاهي قرار داد تا در اين خصوص تحقيقات تکميلي انجام شود.



          بازپرس جنايي با اشاره به پرونده اتهامي متهم به خبرنگار ما گفت : بررسي هاي اوليه نشان مي دهد ، متهم از سال 80 تحت تعقيب پليس قرار داشته و سر انجام پس از نزاع با برادرش توسط وي راز جنايت هايش فاش شده است

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #590
            اعضاي باندي كه تحت‌پوشش خريدار خانه از خانه‌هاي شمال تهران سرقت مسلحانه مي‌كردند، دستگير شدند.



            محمد تورنگ رئيس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس، با اعلام اين خبر به تشريع دستگيري متهمان پرداخت.



            وي گفت: روز چهارم بهمن ماه سال گذشته ماموران پليس آگاهي در جريان يك مورد سرقت مسلحانه در منطقه زعفرانيه قرار گرفتند.



            ماموران پليس پس از حضور در محل حادثه متوجه شدند ساعتي قبل دو زن همراه دو مرد به بهانه خريد خانه، وارد اين آپارتمان شده و پس از بستن دست و پاي صاحب‌خانه حدود 10 ميليون تومان طلا و پول را از محل سرقت كرده‌اند.



            به گفته تورنگ ، پس از بررسي‌هاي مقدماتي پرونده‌اي در اين خصوص تشكيل و تحقيقات ماموران دايره يكم پليس آگاهي براي دستگيري سارقان مسلح آغاز شد.



            يك روز پس از ماجرا سارقان خانه‌اي در خيابان وليعصر را به شيوه قبل مورد دستبرد قرار دادند با خارج شدن سارقان از خانه صاحبخانه با سر و صدا همسايه‌هاي خود را از موضوع با‌خبر كرد و اهالي محل پس از اطلاع‌ از موضوع به تعقيب سارقان پرداختند و موفق شدند يكي از آنان به نام قاسم را دستگير كنند. قاسم براي تحقيقات به پايگاه سوم پليس آگاهي منتقل و تحت بازجويي قرار گرفت.



            وي اضافه كرد:ماموران همچنين در بازرسي متهم يك اسلحه كلت كمري و يك تلفن همراه كشف كردند در تحقيقات از متهم مشخص شد دو تن از همدستان وي كه بايكديگر تشكيل باند داده بودند، پس از سرقت به استانهاي اصفهان و خوزستان متواري شده‌اند.



            در همين فاصله دو گروه از ماموران پليس آگاهي براي دستگيري اعضاي اين باند به محل اعزام شدند كارآگاهان در تجسس‌هاي خود يكي از سارقان به شهلا را در شوشتر شناسايي ولي موفق به دستگيري او نشدند.



            در حالي كه بررسي‌ها در اين مورد به بن‌بست رسيده بود يكي ديگر از اعضاي اين باند به نام محمد‌رضا در خانه‌اش در يوسف‌آباد شناسايي شد.



            ماموران زماني كه قصد داشتن او را دستگير كنند متهم از طبقه پنجم ساختمان خود را به پايين پرت كرد و در ادامه ماموران موفق به دستگيري او شدند.



            با اعترافات محمد مخفيگاه شهلا و يك عضو ديگر باند به نام عاقد در خوزستان شناسايي و متهمان دستگير شدند.



            در ادامه تحقيقات پليس مشخص شد، دختري به نام فرشته نيز با اعضاي اين باند همكاري دارد كه وظيفه نگهداري از اسلحه‌ها را به عهده داشت. فرشته در يك پارتي شناسايي و دستگير شد.



            كارآگاهان پليس آگاهي تهران در آخرين اقدام خود نيز آخرين عضو اين باند به نام مرتضي را در حوالي ميدان 15 خرداد شناسايي و در يك عمليات يك ساعته تعقيب و گريز او را دستگير كردند.



            اعضاي اين باند در بازجويي‌ها تاكنون به 10 فقره سرقت مسلحانه و 50 فقره كيف‌قاپي اعتراف كرده‌اند.



            رئيس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ با هشدار به شهروندان گفت: براي جلوگيري از سرقت بهتر است شهروندان براي فروش خانه و يا خودرو از مراكز مجاز از جمله آژانس‌هاي مسكن و نمايشگاه‌هاي خودرو كه مورد تائيد اتحاديه هستند استفاده كرده و بدون آشنايي هيچ فردي را به داخل خانه‌‌ راه ندهند

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #591
              دختر ۲۶ساله اي كه به خاطر پسر مورد علاقه اش، مادر خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، صبح ديروز توسط ماموران دايره دهم آگاهي تهران دستگير شد.



              اين دختر ۲۶ساله به نام صغرا يكشنبه شب در خانه شان واقع در شهرري با مادرش درگير شد و بعد از قتل او از خانه فرار كرد.



              ساعت ۹ پريشب پدر اين دختر با پليس ۱۱۰ تماس گرفت با حال پريشاني و گفت: «دختر ۲۶ساله ام صغرا مادرش را با ضربات چاقو كشت و از خانه فرار كرد.»



              ماموران دايره دهم آگاهي شبانه در صحنه جنايت واقع در منطقه شهر ري حاضر شدند و مرد خانواده كه يك معلول جسمي است به آنان گفت: «يك ساعت پيش من در طبقه پائين نشسته بودم كه صداي جروبحث دخترم و مادرش را شنيدم. دخترم چند دقيقه بعد صداي جيغ و فريادش خاموش شد و او را ديدم كه هراسان و وحشت زده از پله ها پائين آمد و از منزل مان بيرون دويد.



              خودم را به سختي و كشان كشان به طبقه دوم رساندم و ديدم كه جسد غرق در خون زنم كف اتاق افتاده، من هم فوراً به پليس ۱۱۰ خبر دادم.»



              به دستور بازپرس دادسراي جنايي كه در آن خانه حاضر شده بود، جسد زن ۵۳ ساله به نام طاهره به پزشكي قانوني منتقل شد و سپس كارآگاهان دايره دهم آگاهي تهران جست وجويي را براي دستگيري دختر فراري آغاز كردند.



              ماموران خانه هاي آشنايان و خويشاوندان اين خانواده را تحت نظر گرفتند و به بازجويي از افراد فاميل پرداختند.



              دايي اين دختر فراري به ماموران گفت: خواهرزاده ام صغرا از چهار سال پيش با مرد جواني به اسم بهروز رابطه دارد و خواهرم هميشه بر سر اين موضوع با صغرا درگيري داشت و از او مي خواست كه رابطه اش را قطع كند.



              چون اين جوان از خواهرزاده ام سوءاستفاده مي كرد. چند روز پيش هم صغرا به خاطر همين موضوع با مادرش درگير شده بود كه از خانه فرار كرد و مدتي پيش بهروز ماند تا اينكه دو روز قبل بهروز با من تماس گرفت و گفت: «بياييد صغرا را به خانه اش ببريد تا با مادرش آشتي كند.



              من هم چون دايي اش بودم و دلم به حالش مي سوخت به خانه بهروز رفتم، صغرا را تحويل گرفتم و به خانه شان برگرداندم تا اينكه امشب باخبر شدم اين دختر مادرش را كشته و از خانه فرار كرده است.



              با اين اطلاعات ماموران خانه بهروز را در منطقه خواجه نظام تحت كنترل قرار دادند و ضمن تحقيق پي بردند كه اين مرد جوان مدت ها پيش ازدواج كرده و با همسرش در اين خانه زندگي مي كند.



              ماموران با كسب دستور قضايي وارد خانه بهروز شدند و همسرش گفت كه او در منزل نيست. اين زن به ماموران گفت: شوهرم مشكل اخلاقي دارد حتي دو بار هم به اتهام زنا محكوم شده است و در دادگستري پرونده دارد.



              از مدتي قبل مي دانستم كه بهروز با دختري به نام صغرا رابطه برقرار كرده، چند بار به اين دختر گفتم اين مرد نمي تواند تو را خوشبخت كند.



              چون من با اين مرد زندگي مي كنم و خصوصيات اخلاقي اش را خوب مي دانم. اما نصيحت هاي من بي فايده بود و صغرا همچنان با شوهرم رفت و آمد و معاشرت داشت. همسر بهروز به كارآگاهان گفت: امكان دارد كه صغرا به خانه ما بيايد، به محض ورود او، پليس را خبر خواهم كرد.



              كارآگاهان كه تمام شب منزل بهروز را زير نظر داشتند، صبح ديروز دختر فراري را ديدند كه در حوالي اين خانه پرسه مي زند و دستگيرش كردند.



              اين دختر ديروز در اداره آگاهي تهران به قتل مادرش اعتراف كرد و درباره انگيزه اش گفت: چهار سال قبل با بهروز آشنا شدم و كم كم فهميدم كه به عشقش گرفتار شده ام و بدون او نمي توانم زندگي كنم! از طرفي خانواده ام مرا تحت فشار قرار مي دادند كه بايد ارتباطم را با بهروز قطع كنم ولي من توجهي نمي كردم.



              مدتي صيغه اش شدم و گاهي با هم به مسافرت و گردش مي رفتيم.



              ولي مادرم مرتب با سرزنش هايش آزارم مي داد و اصرار داشت بهروز را فراموش كنم. مي گفت: «دختر عقلت كجا رفته، اين مرد هوسران ازدواج كرده و زنش هم از زندگي با او راضي نيست و رهايش كرده، چرا مي خواهي خودت را بدبخت كني؟ » ولي من بهروز را دوست داشتم، عاشقش بودم! چند بار پس از جر و بحث با مادرم از خانه فرار كردم.



              هر دفعه كه فرار مي كردم، چند روز بعد به منزل برمي گشتم و مادرم شروع به داد و فرياد مي كرد و كتكم مي زد. پدرم كه معلول است، جز غصه خوردن كاري از دستش برنمي آمد. »



              اين دختر درباره شب جنايت گفت: اول شب بود كه مادرم من را به طبقه دوم خانه مان برد و ضمن سرزنش ها و نصيحت هايش گفت: «مي خواهم توي اين اتاق، زنجير به پاهايت ببندم و تورا حبس كنم تا مجبور بشوي از خانه بيرون نروي، بايد رابطه ات را با بهروز قطع كني. »



              با هم گلاويز شديم. مادرم مي خواست به زور دست و پايم را با زنجير ببندد. هلش دادم كه افتاد كف اتاق. رفتم از آشپزخانه چاقويي آوردم. آنقدر عصباني بودم كه نمي دانستم چه كار مي كنم، ديوانگي به سرم زده بود. وقتي به خودم آمدم ديدم مادرم با بدن و سر و صورت خون آلود كف اتاق افتاده است. من هم با عجله وسايلم را برداشته و از خانه فرار كردم...



              چرا كشتي؟



              خبرنگار ديروز در اداره آگاهي تهران، هنگامي كه اين دختر مادركش را به بازداشتگاه انتقال مي دادند، گفت و گويي انجام داده است كه مي خوانيد:



              صغرا چند سال داري؟



              من صغرا بيست و شش سال دارم و فوق ديپلم حسابداري هستم. خواهش مي كنم بنويسيد كه خانواده ام چه بلايي به سرم آوردند تا همه خانواده ها بخوانند و كمي دخترهاي شان را درك كنند.



              دست هايت با خون مادر، رنگ گرفته آيا سزاي مادري كه از آينده ات نگران بود، اين است كه با چاقو به جانش بيفتي؟ چرا دست به اين جنايت زدي؟ اگر آنطور كه ادعا مي كني با تو بدرفتاري مي شد، مي توانستي راه عاقلانه اي در پيش بگيري.



              (بغض راه گلويش را مي بندد و با صدايي لرزان مي پرسد): حالا چي ميشه؟ اعدامم مي كنند؟ باور كنيد خانواده ام اصلاً من را درك نمي كردند.



              فقط به خاطر مخالفت مادرت با رابطه تو و بهروز دست به اين جنايت زدي؟



              شايد. من عاشق او هستم! در سال ۷۹ بود كه با بهروز آشنا شدم. نمي دانستم كه زن دارد. بعد از چند ماه فهميدم كه ازدواج كرده و با زنش هم اختلاف دارد.



              ولي من دوستش داشتم و نمي توانستم فراموشش كنم. مدتي از آشنايي مان كه گذشت بهروز صيغه ام كرد. سعي كردم با هوويم كنار بيايم. رابطه ام هم با اين زن خوب بود.



              با هم درد دل مي كرديم و او هم من را درك مي كرد. از طرفي من دختري بيست وشش ساله بودم كه ديگر فرصت ازدواج و تشكيل زندگي با مرد ديگري را نداشتم.



              آيا خانواده ام نمي توانستند به احساسات و خواسته ام توجه كنند؟ بهروز من را عقد موقت كرده بود، رابطه اي غيرشرعي و پنهاني كه با هم نداشتيم.



              بعد از قتل مادرت كجا رفتي؟



              نمي دانم، چرا اين كار را كردم. خسته شده بودم، اعصابم به هم ريخته بود، بعد از قتل رفتم پيش بهروز، به او گفتم كه مادرم را كشتم! با شنيدن اين موضوع ناراحت شد و گفت چرا اين كارو كردي؟ نمي دانم باور مي كنيد يا نه كه در آن زمان كه با مادرم بگو مگو داشتم دچار جنون شده بودم...



              در اين هنگام شوهرخواهر صغرا وارد اداره آگاهي شد و با عصبانيت به سمت او هجوم برد و گفت: احمق چرا اين كارو كردي؟ چي كم داشتي؟



              ماموران با پسر مهاجم برخورد كردند و او را به بيرون از اداره آگاهي انتقال دادند.



              دختر جوان با گريه گفت: مي بينيد، همه شان در خانه با من اين طور برخورد مي كردند.



              از روي صندلي بلند شد و به افسر بازجو گفت: مرا اعدام مي كنند؟!



              افسر بازجو دستبند به دست هايش زد و گفت: فعلاً بايد به زندان منتقل شوي

              iran

              Comment

              • Sepideh_UK
                Senior Member
                • May 2006
                • 2226

                #592
                June Man English benevis baba Manam mikham bebinam chi minevisi


                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #593
                  خواستگار کينه جو وقتي پاسخ منفي شنيد، با به دست آوردن عکسهاي دختر مورد علاقه اش ، هنگامي که قصد اخاذي و مزاحمت داشت ، دستگير شد.



                  30 بهمن ماه سال گذشته زن جواني به اداره يکم آگاهي کرج مراجعه و از کارفرماي سابقش به خاطر ايجاد مزاحمت شکايت کرد. اين زن در تشريح ماجرا به پليس گفت : در جستجوي کار مناسبي بودم تا اين که از طريق يکي از آشنايانم در کارگاه توليدي مردي به نام مسعود مشغول به کار شدم.



                  پس از چند ماه ، او به من ابراز علاقه کرد و خواست در خصوص او با خانواده ام صحبت کنم. وقتي با اصرارهايش روبه رو شدم ، ماجرا را با خانواده ام در ميان گذاشتم.



                  اين زن ادامه داد: خانواده ام به تحقيق از وضعيت اخلاقي او و خانواده اش پرداختند و پي بردند که او قبلا ازدواج کرده و صاحب 2 فرزند است.



                  روزي که فهميدم تمام حرفهايش دروغ بوده است ، به يکباره محل کارم را ترک کردم ، اما او تهديدم کرد و گفت ، زندگي مرا تباه مي کند. او گاه و بي گاه با خودرويش مرا تعقيب مي کرد.



                  يک بار در خيابان با زور و تهديد قصد داشت مرا با خود ببرد که با داد و فريادهايم مردم به کمکم آمدند و او فرار کرد. پس از يک هفته مزاحمت هايش را باز از سرگرفت و با فرستادن بسته هاي پستي شامل فيلم و عکسهاي من و خواهرم همراه نامه هاي تهديدآميز به نشاني خانه مان و چند نفر از دوستانم ، زندگي من و خانواده ام را آشفته کرد.



                  او مدام تهديدم مي کرد که اگر به اين ازدواج تن ندهم ، زندگي ام را از اين وضعيت بدتر خواهد کرد. با اطلاعاتي که اين زن در اختيار پليس قرار داد، دو هفته بعد مخفيگاه مسعود در محله حصارک کرج شناسايي شد.



                  با بازداشت وي ، متهم براي تحقيقات به مرکز پليس منتقل شد. از خودروي شورلت وي دو حلقه فيلم و 52عدد نگاتيو که مربوط به عکسهاي زن شاکي بود کشف و ضبط شد.



                  انتقامگيري به خاطر جواب رد شنيدن



                  خواستگار کينه جو در اظهاراتش به پليس گفت : من به اين زن علاقه مند بودم و وقتي خانواده اش با ازدواجمان مخالفت کردند، تصميم به انتقامگيري از او و خانواده اش گرفتم.



                  متهم افزود: براي عملي کردن نقشه ام ، يک روز که او در کارگاهم نبود، با کليد يدکي که داشتم ، در کمد شخصي اش را باز کردم و نگاتيو، عکس و فيلمي را که او و خواهرش در يک جشن تولد و ميهماني زنانه گرفته بودند، برداشتم و اقدام به چاپ و تکثير آنها کردم.



                  به دنبال اين اعترافات متهم با قرار بازداشت موقت از سوي بازپرس زارع ، رئيس شعبه 17دادسراي امور جنايي کرج روانه زندان شد.



                  بازپرس پرونده ضمن هشدار به خانواده ها از آنها خواست نظارت کامل و دقيقي نسبت به محل کار فرزندان بخصوص دختران جوان خود داشته باشند و از سلامت اخلاقي افراد اعم از کارفرما و ساير کارکنان در کارگاه هاي توليدي اطمينان حاصل و بعد اجازه اشتغال به فرزندانشان بدهند تا شاهد حوادث اينچنيني نباشيم

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #594
                    آخرين جلسه بازجويي از اتهامات عاملان قتل هاي سريالي زنان خانه دار صبح ديروز در دادسراي جنايي تهران برگزار شد.



                    در اين جلسه اعظم (متهم رديف دوم) در دفاع از اتهام معاونت در قتل و معاونت در سرقت از خود به بازپرس شعبه ۴ دادسراي جنايي گفت: من هم يكي از قربانيان متهم رديف يك هستم، به لحاظ مشكلات مالي و نيازهاي عاطفي ناخواسته قدم در راهي گذاشتم كه هرگز مد نظرم نبود.



                    من هرگز نمي دانستم عليرضا _ متهم رديف اول _ قصد كشتن قربانيان را دارد، بلكه بر اين باور بودم كه او مي خواهد سرقت كند و از من به عنوان يك طعمه و ابزار براي جلب اعتماد ديگر قربانيان حادثه استفاده مي كند.



                    عبدالصمد خرمشاهي _ وكيل مدافع اعظم _ به خبرنگار ما گفت: با توجه به اظهارات موكل من و با عنايت به اينكه شرط تحقق بر معاونت در قتل، وحدت قصد و هماهنگي كامل بين معاون و مباشر جرم است و از آنجا كه اعظم مصرانه مدعي است كه از سوء نيت عليرضا در حضور قربانيان حادثه اطلاعي نداشته است، بنابراين به نظر مي رسد عمل ارتكابي از سوي اعظم از مصاديق ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامي _ معاونت در جرم _ نمي باشد و آنچه مسلم است، اعظم خود نيز يكي از قربانيان اين جنايات هولناك بوده است.



                    به گزارش خبرنگار ما، با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست پرونده بزودي در اختيار قضات دادگاه كيفري استان قرار خواهد گرفت.



                    لازم به ذكر است اين دو متهم از ۲۶ آذر ماه سال گذشته پس از به قتل رساندن زني به نام فرحناز، جنايات خود را آغاز كرده و در دومين جنايت كه روز ۶ دي ماه در سعادت آباد تهران به وقوع پيوسته بود، زن ۵۰ ساله اي را به نام مهناز پس از وارد كردن ضربات چاقو و بستن دست و پاهاي مقتول با طناب قرمز رنگ، از پاي درآورده بودند.



                    عاملان قتل هاي سريالي زنان خانه دار در اقدام جنايتكارانه ديگري در ۱۱ دي ماه سال گذشته زن ۴۱ ساله اي را به دو شيوه قبل از پاي درآوردند. دو متهم پس از ۲۹ روز عمليات پليسي دستگير شدند.



                    عليرضا _ متهم رديف يك _ داراي ليسانس كشاورزي است و به علت آشنايي قبلي كه با اعظم داشته، از اين دختر دانشجو درخواست مي كند تا در سرقت ها با او همراه شود.



                    عاملان قتل هاي سريالي دو متهم در قالب خريدار به خانه هايي كه صاحبان آن آگهي فروش خانه داده بودند وارد شده و پس از بازديد اوليه، در بازديدهاي بعدي نقشه جنايتكارانه خود را عملي مي كردند.

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #595
                      پسر جواني با همدستي پدر و برادرش و با طرح نقشه اي اقدام به سرقت مقرون به آزار از يك دلارفروش كرد.



                      بازپرس شعبه پنجم دادسراي امور جنايي تهران پس از بازداشت اين متهمان دستور انگشت نگاري و بررسي سوابق كيفري اعضاي اين خانواده را صادر كرد.



                      ساعت ۲۲ شب سوم ارديبهشت ماه سال جاري مأموران كلانتري ۱۰۷ فلسطين در حين گشتزني در تقاطع خيابان لاله زار متوجه تعقيب و گريز بين دو خودرو پرايد و پژو ۲۰۶ شدند.



                      پس از متوقف كردن خودروي پرايد، راننده خودروي ديگر با طرح شكايت به مأموران گفت: من و دوستم دلارفروش هستيم و شخصي ناشناس در تماس تلفني درخواست ۴۰۰۰ دلار و ۵۰۰ يورو كرد و از من خواست تا آنها را به آدرس خانه اش در خيابان وزرا برده و مبلغ ريالي آن را دريافت كنم.



                      من پس از تماس مجدد با شماره تلفن منزل متقاضي و اطمينان از سكونت آنها، در آنجا حاضر شدم، اما سه نفر مرا به پاركينگ تاريك آن مجتمع راهنمايي كردند و با تهديد چاقو و بستن دست ها و دهانم، دلارها را به سرقت بردند و سوار بر خودروي پرايدي كه جلوي پاركينگ منتظر آنها بود، پا به فرار گذاشتند.



                      من با كمك دوستم كه سوار بر پژو و بيرون از ساختمان منتظرم بود، به تعقيب آنها پرداختيم، اما آنها با عبور از سه چراغ قرمز در چند خيابان از پرايد پياده شدند و تنها راننده در خودرو ماند.



                      به دستور بازپرس توكلي، كارآگاهان اداره سوم پليس آگاهي تهران مأموريت يافتند تا با چهره نگاري متهم و همكاري راننده پرايد، متهمان فراري را شناسايي و دستگير كنند.روز گذشته مأموران پليس پسر جوان ۱۸ ساله اي را كه طراح اصلي اين سرقت بود، به همراه پدرش دستگير و به دادسراي امور جنايي تهران منتقل كردند.



                      پسر جوان وقتي در برابر بازپرس توكلي تحت بازجويي قرار گرفت، گفت: با آشنايي با آن مجتمع ساختماني و اطلاع از اينكه طبقه چهارم خالي و بدون سكنه است، از خط تلفن آنجا استفاده كردم و با آن شماره با مرد دلارفروش تماس گرفتم و پس از سرقت دلارها روز بعد در چهارراه مخبرالدوله آنها را به ريال تبديل و خرج كردم.



                      بازپرس توكلي اين پسر جوان و پدرش را به اتهام مشاركت در سرقت مقرون به آزار با قرار وثيقه ۳۰۰ ميليون ريالي بازداشت و دستور انگشت نگاري و بررسي سوابق كيفري آنان را صادر كرد

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #596
                        مرد ايدزي در يك اقدام كينه جويانه همسر سابقش را گروگان گرفت و تهديد كرد با سرنگ آلوده به ويروس ايدز او را مبتلا خواهد كرد.



                        به گزارش خبرنگار ما چندي پيش يك زن ميانسال كه به شدت نگران و مضطرب بود به دادسراي ناحيه ۱۸ شهيد مطهري مراجعه كرد و گفت: دخترم را شوهر سابقش گروگان گرفته است.



                        وي افزود: چند سال قبل دخترم با وجود دو بچه كوچك نتوانست به زندگي با شوهر معتادش ادامه دهد و زماني كه او به علت اعتياد درزندان بود به صورت غيابي طلاق گرفت. مدت كوتاهي پس از طلاقش بود كه با فرد ديگري ازدواج كرد و بچه هايش را پيش مادرشوهرش فرستاد.



                        اين زن اضافه كرد: شوهرش بعد از آزادي بار ديگر به علت اعتياد زنداني شد و اين بار محكوم به ۳ سال زندان شد و در اين مدت بود كه به علت استفاده از سرنگ آلوده در زندان مبتلا به ايدز شد.



                        دخترم هم وضعيت روحي خوبي نداشت چون در ازدواج دومش هم شكست خورد و دوباره به خانه برگشت چون وضعيت روحي خوبي نداشت و شنيده بود كه شوهر سابقش در زندان مبتلا به ايدز شده احساس كرد كه بايد به بچه هايش سركشي كند براي همين بود كه روز جمعه به خانه مادرشوهرش كه در خيابان ابوذر بود، رفت ولي از او هيچ خبري نبود تا اينكه ساعت ۱۵ امروز بعد از سه روز به من تلفن زد و در حالي كه خيلي آرام حرف مي زد گفت: شوهر سابقم مرا گروگان گرفته است و با در دست داشتن يك سرنگ آلوده به ايدز تهديدم مي كند.



                        با دستور عبدالعلي درياني _ معاون دادستان و سرپرست دادسراي ناحيه ۱۸ مطهري _ پرونده در اختيار داديار شكري قرار گرفت.



                        رئيس شعبه سوم دادياري پس از بررسي هاي لازم به مأموران كلانتري ۱۶۱ ابوذر دستور داد تا خانه اي را كه زن در آن گروگان بود در محاصره خود درآورده و با به كار بستن اقدامات و تدابير امنيتي و مناسب، زن جوان را نجات دهند.



                        يك اكيپ از مأموران كلانتري پس از محاصره اين خانه موفق شدند در يك اقدام پليسي زن جوان را نجات داده و شوهر و مادرشوهر اين زن را دستگير كنند. مادر شوهر ۶۲ ساله اين زن به دستور قاضي كشيك به علت كهولت و شرايط سني با سپردن ضمانت آزاد شد.



                        روز بعد زماني كه مرد ايدزي در حال انتقال به دادسرا بود مأموران متوجه شدند مادر او قصد رساندن مقداري سوخته ترياك به وي دارد.



                        به دستور داديار شكري مرد ايدزي به علت بازداشت غيرقانوني همسر سابقش و تهديد او با چاقو و سرنگ آلوده و مادرشوهر ۶۲ ساله به اتهام مشاركت در بازداشت غيرقانوني عروس سابقش و حمل و نگهداري سوخته ترياك بازداشت شدند.



                        پس از دستگيري دو متهم، زن جوان به شعبه سوم دادياري ويژه امنيت اجتماعي مراجعه كرده و گفت: شوهر سابقم پس از اينكه از زندان آزاد شد، متوجه شد كه به صورت غيابي از او جدا شده ام.



                        او كه باورش نمي شد با عصبانيت به من گفت: هر طور شده تو را دوباره به سر زندگي ات بر مي گردانم. براي بار دوم كه دستگير و زنداني شد، تصميم گرفتم به ملاقات دو فرزندم كه در خانه مادرشوهرم بودند، بروم.



                        آن روز وقتي به خانه مادر شوهرم رفتم، او بدون اينكه به من بگويد پسرش از زندان آزاد شده با فريب و نيرنگ مرا به داخل خانه كشاند هوا تاريك شده بود كه متوجه شدم شوهر سابقم با يك چاقو و سرنگ روبروي من ايستاده است.



                        با تهديد مرا سه روز زنداني كرد و در اين سه روز مي خواست كه تن به خواسته هايش بدهم ولي من مقاومت مي كردم وي گفت: حالا كه از دست او نجات پيدا كرده ام با توجه به اينكه مي دانم او به زودي به خاطر ايدز خواهد مرد و از گروگان گرفتن من هم پشيمان است از شكايت خودم عليه او صرف نظر مي كنم.



                        داديار حسن شكري با توجه به رضايت شاكي دستور داد تا تحقيقات لازم در مورد جنبه عمومي جرم صورت گيرد

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #597
                          كارآگاهان در ادامه تحقيقات پليسي در پرونده ترور قاضي مقدس راز سرقت هاي مسلحانه بانك ها را در شرق تهران فاش كردند.



                          اعضاي اين شبكه كه اقدام به سرقت هاي متعدد بانك و خودرو مي كردند روز گذشته از سوي تعدادي از مالباختگان و كارمندان بانك ها شناسايي شدند.



                          با دستگيري مجيد عامل اصلي ترور قاضي مقدس در شهر ابوظبي كشور امارات اكيپي از مأموران اداره اول پليس آگاهي تهران با تحقيق از متهم پسر جواني به نام حسين را كه در جريان اين اقدام او را همراهي كرده بود رديابي و صبح روز يكشنبه ۲۴ ارديبهشت ماه بازداشت كردند.



                          با دستگيري حسين و كشف يك قبضه اسلحه رولور و تعدادي فشنگ از وي در تحقيقات مشخص شد متهمان پس از مجروح كردن نگهبان بانكي اسلحه را از او به سرقت برده و سوار بر يك دستگاه موتوسيكلت عمليات ترور قاضي مقدس را طراحي و اجرا كرده اند.



                          پس از دستگيري عاملان اصلي ترور مأموران «رضا» متهم ديگر پرونده را كه اسلحه مورد استفاده در ترور را تهيه كرده بود، دستگير و يك قبضه كلت كمري از وي كشف كردند. سه متهم بازداشت شده در جريان بازجويي ها ضمن اعتراف به ترور قاضي مقدس پرده از سرقت هاي مسلحانه بانك و خودرو در شرق تهران برداشتند.



                          در اين بازجويي ها مشخص شد اين سه نفر به همراه دو نفر ديگر از دوستانشان با تشكيل يك گروه مسلح به ۴ بانك ملي و يك بانك صادرات در شرق تهران حمله برده و مبالغ بسيار زيادي به سرقت برده اند.



                          اعضاي اين باند در جريان چهارمين دستبرد مسلحانه خود صبح روز ۲۲ شهريور سال ۸۳ با حمله به بانك ملي شعبه نيكنام مأمور محافظ بانك به نام بشير سمامي را با شليك گلوله به شهادت رسانده و اسلحه رولور او را سرقت كردند.



                          با اعتراف اين سه متهم كارآگاهان با رديابي دو عضو ديگر باند آنها را بازداشت كردند. با بازداشت همه اعضاي باند در بازجويي ها مشخص شد آنها در ماجراي حمله مسلحانه به يك داروخانه و سرقت مسلحانه سه خودرو و يك موتور شركت داشته اند.



                          به گزارش خبرنگار ما، روز گذشته خانواده شهيد بشير سمامي با مراجعه به پليس آگاهي تهران عليه متهمان اعلام شكايت كردند. همچنين تعدادي از مالباختگان و كارمندان بانك ها نيز با مراجعه به اداره آگاهي متهمان را شناسايي كردند

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #598
                            پسر صاحبخانه‌اي كه در پي رفت و آمدهاي مشكوك زني به منزل مستأجرشان، وي را به قتل رساند، كمتر از دو ساعت پس از حادثه شناسايي و دستگير شد.

                            محمد تورنگ، رييس مركز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ در تشريح علت وقوع اين حادثه، گفت: مقارن ساعت 23:30 شب گذشته 28 ارديبهشت ماه، ماموران كلانتري «159» بي سيم از وقوع يك فقره نزاع در منزلي مسكوني واقع در خيابان بي‌سيم، مطلع شدند.

                            بر اين اساس زماني كه ماموران كلانتري براي بررسي موضوع به موقعيت مورد نظر عزيمت كردند با بدن نيمه جان مرد ميانسالي در حالي كه آثار ضربات چاقو بر روي گلويش مشاهده مي‌شد، مواجه شدند.

                            بدين ترتيب با حضور نيروهاي امدادي در محل حادثه، شخص مضروب به بيمارستان «بازرگان» منتقل شد اما دقايقي بعد به دليل شدت جراحات وارده جان باخت.

                            اين در حالي بود كه ماموران با احتمال وقوع قتل در پي درگيري، تحقيقات پليسي را آغاز كردند.

                            سرانجام بررسي‌هاي فني به عمل آمده مشخص كرد: مقتول، مردي به هويت «محمدرضا» 53 ساله است كه از حدود يك سال پيش با اجاره طبقه دوم آپارتمان مسكوني واقع در خيابان بي‌سيم، به تنهايي زندگي مي‌كرده است.

                            همچنين تحقيقات بعدي در خصوص اين حادثه نشان داد كه از حدود چند شب گذشته، صاحبخانه كه در طبقه اول اين آپارتمان سكونت داشته، متوجه رفت وآمدهاي زني به منزل مستاجرش شده است.

                            بر اين اساس ماموران پليس در جريان پيگيري‌هاي صورت گرفته متوجه شدند: مقارن ساعت 23:30 شب گذشته، «مهدي» پسر 27 ساله صاحبخانه در پي اعتراض به رفت و آمدهاي اين زن با مستاجرشان، درگير شده و با بيرون آوردن چاقويي، وي را از ناحيه گردن مضروب كرده و سپس به سرعت از محل متواري شد.

                            از سوي ديگر بررسي‌هاي بعدي در خصوص هويت اين زن نشان داد: وي همسر صيغه‌اي مقتول بوده است.

                            در اين حال ماموران پليس با اطلاع از جزئيات حادثه، بلافاصله دستگيري اين متهم را در دستور كار خود قرار دادند و سرانجام پس از گذشت كمتر از دو ساعت حدود ساعت يك بامداد روز جمعه با انجام اقدامات پليسي از طريق يك قرار ملاقات و مشاوره موفق به دستگيري وي در خيابان «خواجوي كرماني» شدند.

                            به گفته رييس اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ، اين متهم جهت ادامه تحقيقات به اداره آگاهي تهران بزرگ منتقل شد

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #599
                              درگيري لفظي جوان 21 ساله با يكي از همسالانش بر سر قدرت‌نمايي با قتل وي بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو پايان يافت.

                              محمد تورنگ، رييس مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ، در تشريح اين حادثه اظهار كرد: مقارن ساعت 21:10 روز چهارشنبه، 26 ارديبهشت ماه، ماموران كلانتري 164 «قائم» از وقوع يك فقره درگيري در «شهرك شهيد محلاتي» تهران اطلاع پيدا كردند، از اين رو بلافاصله براي بررسي موضوع به محل حادثه عزيمت كردند.

                              در اين حال ماموران پليس پس از حضور در موقعيت مورد نظر با جسد نيمه جان پسر 21 ساله‌اي به هويت «روح الله» مواجه شدند.

                              اين در حالي بود، پسر جوان ديگري كه با در دست داشتن چاقوي خون آلود در همان محل ايستاده بود، از سوي ماموران به عنوان متهم به قتل شناسايي و دستگير شد.

                              در همين حال با انتقال «روح الله» به بيمارستان تلاش پزشكان براي نجات جان وي نتيجه نداد و نامبرده پيش از هر اقدامي جان خود را از دست داد.

                              طي بررسي‌هاي پليسي به عمل آمده، «حميدرضا» 26 ساله در جريان بازجويي‌ها به ماموران گفت: بر سر اين كه «روح الله» به كوچه ما آمده بود، با او درگير شدم و او نيز با بيان اين كه «از من چه مي‌خواهي؟» به درگيري لفظي‌مان دامن زد.

                              متهم به قتل اعتراف كرد: زماني كه ديدم «روح الله» از موضع خود پايين نمي‌آيد و با گردنكشي دست بردار نيست، قصد ادب كردنش را كردم و با وارد كردن چند ضربه چاقو بر پيكرش، وي را از پاي در آورد.

                              پليس در هشدار به جوانان از آنها خواست تا با سعه صدر و تحمل و گذشت، سرنوشت خود و خانواده‌شان را تباه نسازند.

                              همچنين متهم جهت تحقيقات بيشتر به پليس آگاهي تهران بزرگ منتقل شد

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #600
                                متهمان به قتل پيرزن 74 ساله‌اي كه در پي سرقت طلاجاتش، به قتل رسيده بود، دستگير شدند.

                                سرهنگ خوئيني، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي در تشريح انگيزه ارتكاب جنايت و شيوه دستگيري متهمان، گفت: مقارن 15 ارديبهشت ماه سال جاري، ماموران كلانتري 206 «بومهن» از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110 مطلع شدند كه زني در منزل مسكوني‌اش در بومهن به قتل رسيده است.

                                بدين ترتيب ماموران بلافاصله با مراجعه به محل حادثه مشاهده كردند كه زن 74 ساله معروف به خانم «شاهرودي» بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو و جسم سخت بر سر و گردنش به قتل رسيده است.

                                اين در حالي بود كه ماموران پليس با بررسي‌هاي بيشتر دريافتند: عاملان حادثه در حالي مرتكب جنايت شده‌اند كه طلاجات مقتول نيز ناپديد شده است.

                                با اعلام اين موضوع، اكيپ ويژه‌اي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران به همراه بازپرس كشيك قتل در صحنه وقوع جرم حاضر شدند.

                                همچنين در ادامه تحقيقات پليسي به عمل آمده مشخص شد: شب قبل از حادثه، زني كه مقتوله به او پناه داده بود، ميهمان وي بوده است كه بررسي‌ها نشان داد: اين زن به احتمال زياد ساكن «ترك آباد» بومهن بوده و داراي يك فرزند و همسري معتاد است.

                                در اين حال پرس و جوهاي محلي در خصوص اين پرونده مشخص كرد كه اين زن از محل سكونتش در «بومهن» نقل مكان كرده است.

                                تا اين كه كارآگاهان جنايي در ادامه بررسي‌هاي صورت گرفته سرانجام موفق به شناسايي منزل مظنون به قتل در خارج از بومهن شدند و پس از مراقبت‌هاي پليسي در فرصتي مناسب، وي را دستگير كردند.

                                اين در حالي بود كه متهم به هويت «فاطمه» كه 24 سال سن دارد، در ابتدا هر گونه ارتباط با مقتوله را رد كرد اما در ادامه بازجويي‌ها معترف شد: دو شب قبل در منزل مقتوله بودم كه همسرم به همراه داماد پيرزن به منزل آمدند و با توجه به اين كه از قبل با انگيزه سرقت و تحريك داماد اين زن، نقشه قتل وي را كشيده بوديم، وي را به قتل رسانديم.

                                اين در حالي بود كه طلاجات مسروقه را داماد مقتوله به نام «رضا» برد و مبلغ 150 هزار تومان نيز به من داد.

                                با اعتراف اين زن، دو متهم ديگر به نامهاي «رضا» 40 ساله معروف به «علي» و «نصرت اله» همسر متهم به قتل شناسايي و همان روز در21 ارديبهشت ماه دستگير شدند

                                iran

                                Comment

                                Working...