Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • مردي که براي انتقام از کارفرماي سابقش به انگيزه سرقت به کارگاه طلاسازي وي رفته و در پي جدالي خونين ، دوستش را به قتل رسانده بود ، روز گذشته در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران ادعا کرد قصد کشتن مقتول را نداشته و هنوز هم باور نمي کند چنين حادثه اي اتفاق افتاده است.



    4 تير ماه سال گذشته جواني به نام وحيد ش با کلانتري 116 مولوي تماس گرفت و از به قتل رسيدن يکي از همکارانش به نام غلامرضا (معروف به فرزاد) خبر داد. اين مرد در تشريح ماجرا به پليس گفت : امروز وقتي به محل کارم آمدم ، متوجه شدم در کارگاه نيمه باز است.



    چند بار فرزاد را صدا زدم اما جوابي نداد. آرام به سمت اتاق او رفتم که ناگهان با جسد وي در حالي که طناب پيچ شده و در گوشه اي افتاده بود ، روبه رو شدم.



    ماموران کلانتري پس از کسب اين خبر ، بلافاصله به محل حادثه عزيمت کردند و موضوع را به بازپرس کشيک جنايي تهران اطلاع دادند. با صدور دستور قضايي ، جسد مقتول به پزشکي قانوني منتقل و تحقيقات براي شناسايي قاتل و انگيزه قتل آغاز شد.



    کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي تهران به همراه اکيپ بررسي صحنه جرم به محل حادثه رفتند و متوجه شدند از کارگاه مقاديري طلا و جواهرات به سرقت رفته و اثر انگشتي روي کليد برق اتاق مقتول و يک ليوان به جا مانده است.



    به اين ترتيب پس از بررسي اثرانگشت ، اين فرضيه براي کارآگاهان جنايي که اثر انگشت مربوط به قاتل فراري است ، قوت گرفت.



    ردپاي کارگر اخراجي



    کارآگاهان جنايي در ادامه تحقيقات به بازجويي از کارکنان کارگاه طلاسازي پرداختند که مشخص شد 2 تن از کارگران چند وقت پيش به اتهام سرقت از کارگاه اخراج شده اند.



    با کشف اين سرنخ ، يکي از کارگران اخراجي به نام محسن که يکباره ناپديد شده بود ، تحت تعقيب پليس قرار گرفت.



    ماموران که احتمال مي دادند وي در قتل فرزاد نقش داشته است با کسب نيابت قضايي به کميجان يکي از شهرستان هاي اراک عزيمت کردند و او را هنگامي که قصد خروج از خانه يکي از اقوامش را داشت ، شناسايي و پس از دستگيري ، براي تحقيقات به اداره 10 پليس آگاهي تهران منتقل کردند.



    قتل به خاطر انتقام گرفتن از کارفرما



    محسن - متهم به قتل - در بازجويي هاي پليسي به صراحت به قتل دوستش و سرقت بيش از 9000 گرم طلا اعتراف کرد. روز گذشته متهم در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران حضور يافت.



    در ابتداي جلسه دادگاه داديار خاکي ، نماينده دادستان تهران به دفاع از کيفرخواست پرداخت و براي متهم تقاضاي قصاص کرد ، سپس اولياي دم هم خواستار قصاص قاتل فرزندشان شدند. قاضي کوه کمره اي پس از شنيدن اظهارات اولياي دم ، از متهم خواست در جايگاه مخصوص قرار بگيرد و از خود دفاع کند.



    اظهار ندامت متهم در دادگاه



    محسن در اظهاراتش گفت : من قبول دارم که دوستم را کشته ام اما باور کنيد نمي خواستم او بميرد. يک سال ونيم پيش ، برادرم با صاحبکارم شريک بود و اوضاع خوب پيش مي رفت تا اين که او شراکتش را با ما به هم زد و مقداري از وسايل و ابزار کار ما را پس نداد و همين مساله باعث دلخوري شديد من شد.



    متهم در ادامه اظهارات خود گفت : به دنبال فرصتي مي گشتم تا با او تسويه حساب کنم ، براي اين کار تصميم گرفتم از محل کار سابقم سرقت کنم. موضوع سرقت را با يکي از دوستانم به نام وحيد در ميان گذاشتم که او پذيرفت.



    متهم ادامه داد: شب حادثه وقتي به يک کيلومتري کارگاه رسيدم ، از کيوسک تلفن همگاني به آنجا زنگ زدم تا متوجه شوم کسي هست يا نه که فرزاد تلفن را جواب داد و گفت : تنهاست.



    دقايقي بعد زنگ در کارگاه را زدم و فرزاد در را باز کرد و با هم داخل شديم و با توجه به شناختي که از فرزاد داشتم ، به او گفتم قصد سرقت از کارگاه را دارم که يکدفعه عصباني شد و شروع به داد و فرياد کرد.



    در يک لحظه با هم درگير شديم و نفهميدم چه شد که ناگهان با چاقويي که از جيبم درآوردم ، ضرباتي به او زدم و با ديلم در گاوصندوق را باز و مقداري از طلا و جواهرات را سرقت کردم.



    محسن در ادامه اظهاراتش اضافه کرد: دقايقي بعد به سراغ دوستم رفتم و در حالي که بسيار مضطرب بودم با طنابي دست و پاي فرزاد را بستم و از محل دور شدم.



    او ادامه داد: مقداري از طلاها را در کوره آب کردم و به 2 نفر فروختم و بقيه را در خانه برادرم پنهان کردم و به خانه پدري ام رفتم.



    هنوز هم باورم نمي شود که دوستم را کشته ام و هر لحظه چهره اش از مقابل چشمانم دور نمي شود. عاجزانه از پدر و مادر فرزاد مي خواهم مرا ببخشند

    Comment


    • مردي که به اتهام قتل برادرش در زندان رجايي شهر کرج در بازداشت به سر مي برد ، قبل از محاکمه بر اثر ايست قلبي فوت کرد.



      ساعت 21 شامگاه 21 شهريور سال گذشته يکي از اهالي حيدرآباد کرج با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و از سروصداهاي مشکوکي که از خانه يکي از همسايه ها شنيده مي شد ، خبر داد.



      ماموران پس از دريافت اين خبر به محل مورد نظر عزيمت کردند و وقتي داخل خانه شدند ، با مرد ميانسالي به نام احمد روبه رو شدند که بر اثر اصابت يک جسم سنگين به سرش ، در گوشه اي افتاده بود. مرد زخمي براي درمان به بيمارستان انتقال يافت اما تلاش پزشکان موثر واقع نشد و جان باخت.



      با مرگ احمد ، برادرش جعفر به عنوان مظنون به قتل بازداشت و براي تحقيقات به اداره چهارم آگاهي کرج منتقل شد. جعفر در بازجويي هاي مقدماتي پليس به صراحت به قتل برادرش اعتراف کرد و گفت : من و برادرم هر دو به مواد مخدر معتاد بوديم.



      شب حادثه در خانه پدري مان در حال استعمال مواد مخدر بوديم که با هم درگير شديم. نفهميدم چه شد که ناگهان اعصابم از شنيدن حرفهايش به هم ريخت و به جانش افتادم و با برداشتن يک جسم سنگين ، آن را محکم به سرش کوبيدم که نيمه جان شد. قصد فرار داشتم که پليس سر رسيد.



      فوت مرد برادرکش قبل از محاکمه در دادگاه



      به اين ترتيب جعفر به اتهام قتل برادرش با قرار بازداشت موقت روانه زندان رجايي شهر کرج شد تا در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شود.



      روز گذشته قاضي عزيز محمدي به خبرنگار ما گفت : از طريق مسوولان زندان رجايي شهر کرج مطلع شديم که متهم به قتل بر اثر ايست قلبي جان باخته است

      Comment


      • سارق مسلحي که به انگيزه سرقت ، 2 زن را در نظرآباد کرج به قتل رسانده بود ، روز گذشته از سوي قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به دو بار قصاص محکوم شد.



        10 بهمن سال 82 مردي به کلانتري نظرآباد هشتگرد مراجعه و خبر از گم شدن دختر جوان معلمش به نام زهرا - الف داد.



        با شکايت اين مرد ، ماموران تجسس هاي خود را آغاز کردند و دو روز بعد با جسد زن جوان گمشده که در داخل گودالي در يک بيابان افتاده بود روبه رو شدند.



        تحقيقات کارآگاهان جنايي هشتگرد براي فاش شدن راز اين جنايت ادامه داشت ، که چند ماه بعد پليس جسد يک زن ناشناس را در يک باغ متروکه پيدا کرد.



        راز اين جنايت هم ، همچنان در هاله اي از ابهام بود که سوم شهريور سال 83 زني با مراجعه به دادسراي امور جنايي هشتگرد پرده از راز قاتل بودن شوهرش برداشت و مرد خانواده به نام بهزاد - م که به اتهام سرقت مسلحانه در زندان رجايي شهر کرج بسر مي برد ، به دايره ويژه قتل اداره آگاهي هشتگرد انتقال يافت و در بازجويي هاي پليسي بصراحت به قتل 2 زن اعتراف کرد.



        بهزاد - متهم به قتل - روز نهم خرداد در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران حضور يافت و در آخرين دفاعيه خود گفت : معلم جوان را به قتل نرساندم و زنم او را کشت و من فقط زني به نام فريده را در يک باغ متروکه خفه کردم.



        روز گذشته قاضي عزيزمحمدي ، رئيس شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران پس از مشورت با 4 قاضي مستشارش ، بهزاد - سارق جنايتکار - را به اتهام 2 فقره قتل عمدي به دو بار قصاص و از باب اذيت و آزار فريده مقتول دوم قبل از جنايت به اعدام محکوم کرد.

        Comment


        • Comment


          • مرد آشنازماني كه نقشه سرقت از طلافروشي دوستش را اجرا مي كرد، نمي دانست دوربين هاي مداربسته به راحتي راز او را فاش خواهد كرد.



            صبح اول خرداد زماني كه صاحب يك طلافروشي در اصفهان به محل كارش در خيابان رباط رفت با تعجب مشاهده كرد كه ميليون ها تومان طلا از مغازه اش به سرقت رفته است. مغازه به هم ريخته بود. نگران به طرف گاوصندوق رفت. در آن بسته بود.



            اما شواهد نشان مي داد فردي با ورود به طلافروشي، دست به سرقت زده است. ماموران كلانتري ۱۲ با اعلام مركز ۱۱۰ به محل آمدند. آنها با برداشتن اثرانگشت در بررسي هاي مقدماتي متوجه شدند، سارق يا سارقان به راحتي وارد طلافروشي شده و پس از سرقت نيم كيلو طلا و ۳۹۰ هزار تومان پول از محل متواري شده اند.



            تحقيقات در اين زمينه آغاز شد و ماموران در بازبيني فيلم دوربين مداربسته طلافروشي متوجه حضور دو مرد با پيراهن قرمز شدند كه مدت طولاني را در مقابل طلافروشي، تردد داشتند.



            بنابراين، شناسايي دو مرد مظنون آغاز شد. صاحب مغازه در اظهاراتش مشخصات ظاهري يكي از دوستانش را با مشخصات يكي از مظنونين مشابه ديد و اين موضوع را به ماموران انتظامي اطلاع داد.



            به اين ترتيب، ماموران امين را دستگير و به كلانتري انتقال دادند. وي در تحقيقات اوليه منكر هرگونه سرقتي شد اما با مواجه حضوري اعتراف كرد نقشه اين سرقت را با همدستي يكي از دوستانش به نام محسن طراحي و اجرا كرده است.



            او بيان داشت به خاطر آشنايي با صاحب طلافروشي در فرصتي مناسب از كليد مغازه اش تكثير كردم و روز حادثه چون مي دانستم دوستم به طلافروشي نمي آيد آن را اجرا كردم.برپايه اين گزارش، با دستگيري امين تحقيق از دو متهم در معاونت آگاهي اصفهان ادامه دارد.

            Comment


            • تحقيقات اوليه پليس در خصوص وقوع جنايت در منطقه ستارخان راز دروغگويي پسر مقتوله را فاش كرد.



              ساعت ۱۵ روز گذشته خبر قتل يك زن ميانسال كه با ضربه چاقو به ناحيه كتفش جان سپرده بود به اطلاع بازپرس ولي الله حسيني رسيد. ماموران كلانتري ۱۱۸ ستارخان اولين تيم پليس بودند كه تحقيقات بر روي اين پرونده جنايي را آغاز كردند.



              فرشاد پسر ۲۴ ساله مقتوله كه دچار اختلال رواني است ظهر ديروز همسايه ها را از مرگ مادرش مطلع كرد. اهالي آن منطقه بعد از حضور در قتلگاه با جسد غرق به خون مادر فرشاد مواجه شدند.



              مركز فوريتهاي پزشكي وقتي در محل حاضر شد مقتوله ديگر حسي از زندگي در بدنش وجود نداشت. فرشاد در اولين بازجويي ها به بازپرس پرونده گفت: مادرم را پدرم به قتل رسانده است، او صبح از شمال به تهران آمد و مادرم را كشت و فرار كرد.



              ادعاي كذب فرشاد زماني مشخص شد كه برادران وي بعد از حضور در صحنه مرگ مادرشان به بازپرس پرونده گفتند: پدرمان دچار عارضه قلبي شديدي است و قادر به مسافرت نيست.»



              تماس تلفني با منزل پدري فرشاد در يكي از شهرهاي شمالي كشور نيز بيانگر حقيقت اظهارات برادران مظنون اصلي ارتكاب اين جنايت بود.



              همسايه ها به پليس گفتند: «فرشاد به دليل اختلال رواني شديدش بارها در خانه درگيري ايجاد كرده بود و سابقه دعواهاي شديدي با مادرش نيز دارد. تحقيقات بيشتر بر روي اين پرونده جنايي ادامه خواهد يافت

              Comment


              • متهمان كه پس از سرقت وجوه نقد و مقداري اثاثيه از يك منزل مسكوني، قصد سوء استفاده از عكس هاي خانوادگي مالباخته را داشتند، با هوشياري كارآگاهان مبارزه با سرقت كردستان دستگير شدند.



                در پي اعلام سرقت مقاديري وجوه نقد، اسباب و اثاثيه به همراه تعدادي عكس هاي خانوادگي از يك منزل مسكوني واقع در شهرستان «سقز» ماموران آگاهي اين شهرستان تحقيقات خود را جهت شناسايي سارق و يا سارقان احتمالي آغاز كردند.



                در اين ميان هنوز چند روزي نگذشته بود كه يكي از سارقان با منزل مالباخته تماس و از همسر صاحبخانه خواست كه با وي رابطه غير اخلاقي برقرار كند اما با مخالفت شديد وي مواجه شد.



                بر اين اساس سارق نيز او را تهديد كرد كه در صورت دادن پاسخ منفي عكس هاي خانوادگي شان را با اعمال تغييراتي در سطح شهر پخش خواهد كرد.



                بدين ترتيب همسر مالباخته بلافاصله موضوع را به كارآگاهان آگاهي اطلاع داده كه سرانجام با ترتيب يك ملاقات صوري ميان همسر مالباخته و سارق، متهم به همراه همدستانش شناسايي و دستگير شد.



                در اين ميان متهمان دستگير شده در بازجويي ها به جرم ارتكابي اعتراف كردند كه پس از تشكيل پرونده تحقيقات با احتمال وجود همدستان ديگر همچنان ادامه دارد

                Comment


                • پسر جواني كه در يك نزاع خياباني، جوان بدنسازي را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، 3 روز پس از جنايت دستگير شد.



                  غروب ۲۶ ارديبهشت، با گزارش وقوع جنايتي در خيابان سنايي كرج، كارآگاهان اداره ويژه قتل به محل حادثه رفته و در بررسي هاي ابتدايي دريافتند به دنبال نزاع خياباني، جوان ۲۴ ساله اي به نام ابوالفضل با ضربات چاقو به قتل رسيده است.



                  با انتقال جسد مقتول به پزشكي قانوني، رديابي هاي پليسي به سرپرستي سرهنگ رحماني رئيس اداره ويژه قتل كرج براي شناسايي عامل جنايت آغاز شده و سرانجام كارآگاهان پس از ۳ روز موفق به دستگيري جوان متهم شدند.



                  با انتقال متهم به اداره آگاهي كرج وي تحت بازجويي قرار گرفت و در توضيح حادثه مدعي شد طبق معمول شب هاي قبل مي خواستم با يكي از دوستانم با موتور سيكلت براي تفريح به كوه برويم. اما وقتي به كوچه ابوريحان رسيديم متوجه شدم يكي از دوستانم با مقتول در حال درگيري است.



                  از موتور پياده شدم و به طرف آنها رفتم. دعوا شدت گرفت. در همان لحظه با يك چاقوي تاشو كه از قبل در جيبم بود چند ضربه به پهلوي ابوالفضل زدم.



                  متهم در ادامه اظهاراتش گفت: بعد از وارد آمدن ضربات از محل فرار كردم و به همراه دوستم به شمال رفتيم و در طول مسير چاقو را از اتوبوس بيرون انداختم.



                  وي افزود: در طول اين مدت از كاري كه كرده بودم به شدت پشيمان شده بودم. من هرگز قصد كشتن او را نداشتم، اما در يك حالت عصبانيت كنترل خودم را از دست دادم و چون چاقو در جيبم بود، وسوسه شدم. با اظهارات متهم، بازپرس دادسراي جنايي وي را با قرار بازداشت راهي زندان كرد.

                  Comment


                  • Comment


                    • پسر ۱۸ ساله اي كه به خاطر پول فردي را به قتل رسانده بود، پس از دستگيري مدعي شد چون مقتول پول اسلحه اي را كه به او فروخته نداده بود، او را با چاقو به قتل رسانده است.



                      عصر روز ۲۰ ارديبهشت زماني كه رهگذران و كسبه شهرك وحدت كرج در حال گذراندن ساعات پاياني كار خود بودند، ناگهان با پسر ۱۸ ساله اي كه لباس هايش غرق در خون بود و از يك واحد آپارتماني بيرون مي دويد، روبه رو شدند.



                      مردم با ديدن اين صحنه، از آن جايي كه احتمال مي دادند جنايتي اتفاق افتاده است، پسر جوان را به دام انداختند و موضوع را به سرعت به پليس اطلاع دادند.



                      با حضور مأموران كلانتري ۲۰ وحدت در صحنه و بازجويي- مقدماتي از جوان دستگير شده به نام حميد مشخص شد كه وي ساعتي قبل مرد ۴۰ ساله اي به نام احمد را با ضربات چاقو در خانه اش به قتل رسانده است. با اعتراف حميد، مأموران به قتلگاه رفتند و با جسد احمد روبه رو شدند.



                      با انتقال جوان ضارب به دايره ويژه قتل كرج، وي تحت بازجويي فني قرار گرفت و درخصوص نحوه وقوع جنايت اعتراف كرد: چندي قبل اسلحه اي را به مقتول فروختم، اما او در اين مدت پولم را نپرداخت تا اين كه روز قبل از حادثه يكي از دوستان مشتركمان به نام محمد برايم چاقويي خريد و مرا تحريك كرد تا احمد را به قتل برسانم.



                      من هم روز حادثه دوباره براي طلب پولم به جلوي خانه احمد رفتم، اما وقتي متوجه شدم وي قصد پس دادن پولم را ندارد با او درگير شدم و با سه ضربه چاقو او را به قتل رساندم.بر پايه اين گزارش، با تكميل تحقيقات پليس جنايي كرج، متهم ۱۸ساله با قرار بازداشت روانه زندان شد

                      Comment


                      • چهار كودك تهراني در سه حادثه جداگانه جان سپردند.



                        در نخستين حادثه ساعت ۱۳ و ۵۵ دقيقه روز دهم خرداد ماموران كلانتري ۱۶۲ فشم از وقوع حادثه اي دردناك مطلع شدند. پسربچه ۲ساله اي به نام اميد كه با خانواده اش به منطقه آمده بود در هنگام بازي ناگهان سرخورده و به داخل رودخانه افتاد.



                        شدت آب كودك خردسال را با خود برد و تمام تلاش خانواده وي براي نجات فرزندشان ناكام ماند و در نهايت جسد كودك ساعت ۱۷ در حوالي رودخانه لشكرك كشف شد.



                        در دومين حادثه كه ظهر روز يازدهم خرداد رخ داد، در ساعت ۱۳ ماموران كلانتري ۱۷۱ از غرق شدن دو برادر ۱۱ و ۱۲ ساله به نام هاي حسين و علي رضا در داخل حوضچه اي در كنار يكي از كشتارگاه هاي جاده تهران به قم مطلع شدند.



                        در بررسي ها معلوم شد هنگامي كه اين دو برادر به نام هاي عليرضا و حسين مشغول بازي كنار آب حوضچه بودند ناگهان يكي از كودكان به داخل حوضچه افتاد ولي هنگامي كه برادرش به قصد كمك به وي به داخل حوضچه رفت وي نيز در داخل حوضچه غرق شده و جان باخته است.



                        محمد تورنگ رييس مركز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ ضمن اعلام اين اخبار از وقوع يك حادثه تلخ ديگر كه ۱۴ خرداد براي كودك ۳ ساله اي در تهران رخ داده خبر داد: به گفته وي اين پسر سه ساله ساعت ۹ صبح دور از چشم والدينش به سمت بالكن منزل رفته بود كه به دليل ايمن نبودن بالكن ناگهان از طبقه دوم آپارتمان مسكونيشان واقع در خيابان پرستار جنوبي به پايين سقوط كرد و قبل از انتقال به بيمارستان جان باخت

                        Comment


                        • عاملان يك جنايت سياه كه دختري را پس از ربودن مورد آزار قرار داده بودند، سحرگاه چهارشنبه گذشته به دار مجازات آويخته شدند.



                          اعلام گزارش



                          تلفن كلانتري جاده مخصوص كرج به صدا درآمد. افسر نگهبان گوشي تلفن را برداشت. آن طرف خط مردي با صداي وحشتزده از مأموران كمك مي خواست. او از وقوع يك جنايت دردناك خبر داد.



                          بلافاصله مأموران خود را به محل حادثه در اطراف اتوبان كرج رساندند و با پيكر نيمه جان دختري روبه رو شدند كه هر لحظه امكان مرگش وجود داشت.



                          مأموران پليس دختر جوان را به بيمارستان رساندند و در بررسي هاي مقدماتي مرد ميانسالي را كه پيكر نيمه جان دختر را پيدا كرده بود، تحت بازجويي قرار دادند.



                          مرد ميانسال در نخستين اظهاراتش گفت: ساعتي قبل در حال عبور از جاده منتهي به محل كارم بودم كه متوجه ناله هاي دختر جوان شدم. وقتي به پشت خاكريزها آمدم، دختر جوان را ديدم كه غرق در خون بر روي زمين افتاده بود.



                          با اظهارات مرد ميانسال، مأموران يك روز بعد از انتقال دختر جوان به بيمارستان وي را كه از لحاظ روحي و جسمي در وضعيت مناسبي نبود، تحت بازجويي قرار دادند.



                          دختر جوان به نام شراره درحالي كه به شدت گريه مي كرد راز اقدام جنايتكارانه سه جوان را فاش كرد. وي مدعي شد: صبح روز حادثه مقابل يك مركز تجاري در سعادت آباد ماشينم را پارك كردم.



                          پس از خريد وقتي قصد سوار شدن به خودروام را داشتم ناگهان متوجه شدم پنچر شده است. در همان لحظه سه پسر جوان كه سوار يك خودرو پرايد بودند، به نزديكم آمده و وانمود كردند قصد كمك دارند.



                          پس از دقايقي وقتي پنچرگيري خودرو پژوام تمام شد سوار ماشين شدم تا دستمال كاغذي را از ماشين بياورم و آنها دست خود را پاك كنند. در همان لحظه يكي از پسرهاي جوان با چاقويي كه در پهلويم گذاشت از من خواست طبق گفته وي عمل كنم.



                          دختر جوان در ادامه اظهاراتش به مأموران گفت: در آن لحظه وحشتزده شده بودم. آنها مرا به صندلي عقب انداختند و با تهديد مرا به بيابان هاي اطراف اتوبان كرج بردند.



                          با ضرب و شتم مرا مورد آزار قرار دادند و من درحالي كه در شرايط روحي بسيار بدي بودم با چاقوي موكت بري كه در كنارم افتاده بود، ضربه اي به دستم زدم، سومين جوان با ديدن اين وضعيت متأثر شد و مرا در داخل خودروام رها كرد، اما توانستم به هر زحمتي كه بود شماره پلاك خودرو آنها را حفظ كنم. پس از لحظاتي آنها از محل دور شدند و مرا مرد ميانسالي پيدا كرد.



                          آغاز تحقيقات



                          اين گزارش حاكي است، مأموران پليس با همكاري دختر جوان توانستند شماره پرايد را شناسايي و صاحب آن را كه يكي از سه پسر جوان بود، دستگير كنند.



                          صاحب پرايد در نخستين بازجويي ها، به ربودن دختر جوان با همدستي دو تن از دوستانش اعتراف كرد. با دستگيري دو مرد جنايتكار، و اعتراف صريح آنها به اين جنايت سياه، متهمان با قرار بازداشت روانه زندان شدند.



                          با صدور كيفرخواست از سوي دادسراي امور جنايي تهران، پرونده به شعبه ۷۷ دادگاه كيفري استان ارجاع شد و سه جوان از سوي پنج قاضي دادگاه محاكمه شدند. قاضي ساعي پس از محاكمه اين سه جوان دو تن از آنها را به اتهام زناي به عنف به اعدام محكوم و نفر سوم را تبرئه كرد.



                          با اعتراض وكلاي دو متهم، پرونده به ديوان عالي كشور ارسال شد و قضات ديوان حكم را تأييد كردند اما دو پسر جوان بار ديگر اعتراض كردند و با اعتراض مجدد آنها پرونده به شعبه تشخيص ديوان عالي كشور ارجاع شد و اين شعبه نيز حكم را تأييد كرد.



                          برپايه اين گزارش با تأييد حكم اعدام، اين دو جوان، سحرگاه چهارشنبه در زندان اوين پاي چوبه دار قرار گرفته و حكم اعدام آنها به اجرا درآمد و اين درحالي است كه همزمان با اجراي اين حكم متهم ديگري نيز كه به اتهام قتل عمد به اعدام محكوم شده بود نيز به مجازات رسيد. اين راننده چند سال قبل درپي اختلافاتي، دو مرد را در يك تصادف عمدي به قتل رسانده بود.

                          Comment


                          • با شروع فصل گرما و تهديد وبا ، مدير کل سلامت محيط وزارت بهداشت از آبياري مزارع سبزي جنوب تهران با فاضلاب خام ، خبر مي دهد.



                            به گفته احمد جنيدي ، هنوز برخي مزارع سبزي جنوب تهران بخصوص شهرري به دليل کمبود آب در اين منطقه با فاضلاب خام آبياري مي شود که بي توجهي به اين مساله مي تواند به شيوع بيماري هاي مختلفي از جمله وبا در فصل تابستان منجر شود.



                            وي ، افزود: متاسفانه با وجود تجارب تلخ سال گذشته در زمينه شيوع بيماري وبا، هنوز برخي مزارع سبزي در جنوب شهر تهران با فاضلاب خام آبياري مي شود و منتظريم که وزارت نيرو براي جلوگيري از انتشار اين بيماري ، هرچه زودتر تصفيه خانه فاضلاب تهران را راه اندازي کند.



                            وي ادامه داد: راه اندازي سد لتيان در شرق تهران موجب قطع آب در جنوب تهران شده است و به همين دليل کشاورزان جنوب تهران با مشکل کمبود آب براي مزارع خود روبه رو هستند و مجبورند از فاضلاب خام براي آبياري مزارع خود استفاده کنند.



                            جنيدي گفت: اگرچه برخي کشاورزان با حفر چاه از آبهاي زيرزميني براي آبياري مزارع خود استفاده مي کنند ولي اين مساله عموميت ندارد و قطعا تابستان امسال همه کشاورزان نمي توانند براي آبياري مزارع سبزي خود به آب بهداشتي دسترسي پيدا کنند. همه اين تهديدها در حالي است که سال گذشته شمار مبتلايان به وبا در کشور از مرز يکهزار نفر گذشت.



                            همچنين وزير بهداشت در نامه اي به رئيس جمهور، خواستار استفاده نکردن از فاضلاب ها در آبياري مزارع سبزي شد. در بخشي از اين نامه آمده است : مادامي که مديريت جامع دفع بهداشتي فاضلاب ، ايجاد و اعمال نشود و در سطح بعضي شهرها و روستاها فاضلاب خام پراکنده باشد و از طرفي استفاده از فاضلاب خام براي آبياري کشتزارها بخصوص محصولات جاليزي و سبزيجات به دليل محدوديت منابع آبهاي زيرزميني مطرح باشد، تهديد سلامت عمومي از طريق توليد و توزيع اين مواد که آلوده به انواع ميکروب هاي بيماري زا و سموم و مواد شيميايي سرطانزا هستند، همواره به عنوان يک معضل اجتماعي اقتصادي کاملا جدي است.



                            هرچند که مدير کل دفتر سلامت محيط و کار وزارت بهداشت اظهار اميدواري مي کند که جلسات متعددي با فرماندار شهرري ، وزارت جهاد کشاورزي و وزارت نيرو داشته ايم و اميدواريم با تغييراتي در نحوه آبياري ، بتوانيم از شيوع بيماري وبا و حتي مشکلات ديگري جلوگيري کنيم اما ظاهرا مشکل سبزيجات آلوده نه تنها در تهران که در ديگر استان ها از جمله همدان و قزوين هم مشهود است.

                            Comment


                            • دو زن که قصد داشتند يک نوزاد دختر را در بلوار آيت الله کاشاني تهران خريد و فروش کنند ، از سوي ماموران کلانتري 133 شهرزيبا دستگير شدند و براي تحقيقات به مرکز پليس انتقال يافتند.



                              ساعت 18:15 دهم خرداد مسوول يکي از مراکز بهزيستي تهران با کلانتري 133 شهرزيبا تماس گرفت و از فروش يک نوزاد دختر 5 روزه خبر داد.



                              وي به پليس گفت : چند ساعت پيش يک فرد ناشناس با اين مرکز تماس گرفت و مدعي شد يکي از اقوامش که صاحب فرزند نمي شود ، قرار است نوزاد دختري را از طريق يکي از کارکنان بهزيستي در قبال دريافت مبلغ 2 ميليون تومان به فرزندي بگيرد و اکنون هم براي گرفتن نوزاد به بلوار آيت الله کاشاني و خيابان رامين رفته اند.



                              وي افزود: ابتدا موضوع را باور نمي کردم اما وقتي از مشخصات زن فروشنده باخبر شدم ، معلوم شد او يکي از کارمندان اين مرکز است و بنابراين با مرکز پليس تماس گرفتم.



                              با اطلاعاتي که اين زن در اختيار پليس قرار داد ، ماموران کلانتري بلافاصله به محل مورد نظر عزيمت کردند و 2 زن را در حين معامله نوزاد 5 روزه شناسايي و بازداشت کردند و براي تحقيقات در اختيار اداره 11 پليس آگاهي تهران قرار دادند.



                              دختر دو ميليون توماني



                              فروشنده نوزاد در اظهاراتش به پليس گفت : 3 ماه پيش وقتي به پارکي در سه راهي دهکده تهران رفته بودم با اين زن جوان آشنا شدم.



                              وقتي سر صحبت و درد دلش باز شد متوجه شدم چند سالي است ازدواج کرده و بچه دار نمي شود که من هم به او پيشنهاد دادم در قبال پرداخت مبلغي سرپرستي فرزندي را به عهده بگيرد.



                              او وقتي فهميد من در يکي از مراکز بهزيستي کار مي کنم ، خواست تا من فرزندي را برايش پيدا کنم. وي ادامه داد: به سراغ يکي از دوستانم که در بيمارستان کار مي کرد ، رفتم و ماجرا را با او در ميان گذاشتم.



                              قول و قرارها را با زن جوان گذاشتم و قرار شد او در قبال گرفتن نوزاد 3 ميليون تومان پول بدهد. چند روز پيش با من تماس گرفت و گفت بيشتر از 2 ميليون تومان نمي تواند بپردازد که من هم قبول کردم تا همين مبلغ را از آنها بگيرم.



                              آن روز نوزاد را تحويل زن جوان دادم و در حال گرفتن تراول چکها بودم که پليس سررسيد. 2 زن جوان با قرار قانوني از سوي بازپرس کشيک دادسراي ناحيه 5 تهران روانه بازداشتگاه پليس شدند و نوزاد 5 روزه نيز تحويل شيرخوارگاه آمنه شد. گفتني است تحقيقات تکميلي پليس براي شناسايي هويت نوزاد و روشن شدن ابعاد مختلف اين پرونده ادامه دارد.

                              Comment


                              • سه مرد که در پي يک جدال خونين ، صاحب مغازه لباس فروشي را در مجتمع تجاري گلديس صادقيه تهران به قتل رسانده و از صحنه حادثه فرار کرده بودند ، پس از گذشت 23 ماه از زمان وقوع جنايت ، هنوز مخفيگاه آنها شناسايي نشده است.



                                ظهر چهارشنبه 24 تير 83 يکي از مغازه داران مجتمع تجاري گلديس در محله صادقيه تهران با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و خبر از درگيري خونين بين چند جوان با يکي از مغازه داران محل داد. ماموران پس از کسب اين خبر به محل حادثه رفتند و با مرد نيمه جاني روبه رو شدند که در گوشه اي از مجتمع افتاده بود.



                                با انتقال مرد زخمي به بيمارستان ، تلاش پزشکان موثر واقع نشد و مرد مجروح به نام علي رجبي (23 ساله) پس از جدال با مرگ ، روي تخت بيمارستان جان باخت.



                                با گزارش موضوع به بازپرس ويژه قتل تهران ، دستور شناسايي و دستگيري قاتل يا قاتلان در دستور کار کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي تهران قرار گرفت و جسد مقتول با دستور بازپرس هنرمند براي شناسايي علت مرگ به پزشکي قانوني انتقال يافت.



                                بنابر اين گزارش ، کارآگاهان جنايي در ادامه بررسي ، به تحقيق از شاهدان ماجرا پرداختند. يکي از شاهدان به پليس گفت : مشغول کار روزانه بودم که متوجه شدم دو زن جوان براي خريد وارد مغازه علي (مقتول) شدند و وي مشغول نشان دادن لباسها و ارائه قيمت به زنان خريدار بود که ناگهان برادر يکي از مغازه داران مجتمع به نام عليرضا غ به همراه دو تن از دوستانش به نام مسعود ن و مهدي الف چاقو به دست داخل مغازه شده و با علي درگير شده و با زدن ضربات متعدد چاقو به وي ، از پله ها پايين آمدند.



                                وي ادامه داد: 3 جوان ضارب با ايجاد رعب و وحشت فرياد مي زدند اگر کسي مانعشان شود و پليس را خبر کند ، جانش را مي گيرند. در ادامه ، آنها ناگهان در شلوغي جمعيت خيابان ناپديد شدند.



                                با اطلاعاتي که پليس از شاهدان و اهالي محل حادثه به دست آورد ، مشخص شد که 3 جوان ضارب از اراذل و اوباش محل هستند.



                                با کشف هويت ضاربان ، تحقيقات براي شناسايي مخفيگاه آنها آغاز شد ولي پس از گذشت 23 ماه از وقوع جنايت ، با وجود تلاش بي وقفه کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي تهران ، آنها همچنان متواري اند.

                                Comment

                                Working...
                                X