Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • مرد جواني که پس از مصرف موادمخدر شيشه قصد داشت خانه پدري اش را در شهر زيبا به آتش بکشد ، با حضور بموقع ماموران کلانتري 142 کن ناکام ماند.



    ساعت 22 جمعه 29 ارديبهشت يکي از اهالي شهر زيبا با کلانتري 142 کن تماس گرفت و گفت : پسر يکي از همسايه ها قصد به آتش کشيدن خانه پدري اش را دارد. ماموران کلانتري با عزيمت به محل ، همراه با ماموران آتش نشاني براي اطفاي حريق در آنجا حضور پيدا کردند.



    ماموران کلانتري با صحبت کردن مي کوشيدند تا مرد جوان را از انجام هرگونه اقدامي منصرف کنند؛ ولي وي با چاقويي که در دست داشت ، اعضاي خانواده اش را تهديد مي کرد که کاري به او نداشته باشند.



    مرد جوان يک تخته پتو را به آتش کشيد و شير گاز خانه را باز کرد و فرياد زد: اگر کسي مانع شود، همه چيز را به آتش مي کشم. ماموران در يک لحظه از غفلت مرد جوان استفاده و او را بازداشت کردند و براي تحقيقات به مرکز پليس بردند.



    متهم خود را داوود (26 ساله) معرفي کرد و گفت : من موادمخدر شيشه مصرف کرده بودم و حالت طبيعي نداشتم و نمي فهميدم چه مي کنم. در يک لحظه چاقويي برداشتم و با تهديد اعضاي خانواده ام مي خواستم خانه را به آتش بکشم

    Comment


    • Comment


      • كارآگاهان اداره دهم آگاهي پايتخت در بررسي هاي پليسي خود درباره پرونده جنايت گاندي ردپايي از يك زن ناشناس را يافتند.



        پيگيري پرونده اين جنايت هنگامي آغاز شد كه مأموران گشت پليس كرج خودروي پژوه ۲۰۶ بي سرنشين را كه كنار جاده رها شده بود پيدا كردند.



        رديابي پليس براي يافتن مالك خودرو پژوه ۲۰۶ رها شده كارآگاهان را به مهندس يك شركت نفتي به نام جمشيد كه در خيابان گاندي ساكن بود رساند.



        با مشخص شدن موضوع، كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران بزرگ و ولي الله حسيني بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي منزل مقتول را بازرسي كرده و در حالي كه منزل به شدت به هم ريخته بود جسد جمشيد را كه در گوشه اي از اطاق افتاده بود پيدا كردند.



        بررسي هاي اوليه نشان مي داد عاملان جنايت قصد داشته اند جسد مقتول را با جاسازي در يك كيسه گوني از منزل خارج كنند ولي به دلايلي موفق به اجراي ادامه نقشه جنايت خود نشده اند.



        به اين ترتيب با حضور مأموران تشخيص هويت و انگشت برداري از محل جنايت، تحقيقات پليسي در اين باره آغاز شد. جسد جمشيد به دستور بازپرس حسيني به پزشكي قانوني انتقال يافت تا با انجام آزمايشها علت تامه مرگ وي مشخص شود.



        كارآگاهان اداره دهم آگاهي مركز، تحقيقات خود را بر روي اين پرونده ادامه دادند تا اينكه سرنخها در نهايت به چند جوان كه به منزل جمشيد رفت و آمد داشتند رسيد، اما مشخص شد كه آنها نيز از هنگام جنايت متواري شده اند. در شاخه ديگر از بررسي ها وجود يك زن جوان آشنا در ماجراي قتل به عنوان عامل اصلي قتل مرد تنها مطرح شد.



        هويت اين زن جوان به طور كامل شناسايي شده و كارآگاهان جنايي تحقيقات پليسي را براي يافتن مخفيگاه اين زن كه به همراه چند جوان ديگر متواري شده است آغاز كرده اند.



        بازپرس حسيني روز گذشته در توضيح آخرين اقدامات پليسي بر روي اين پرونده گفت: به احتمال زياد عاملان اين جنايت به قصد سرقت وارد خانه قرباني شده اند، ولي در هر حال پليس جنايي تمام ابعاد حادثه را مدنظر دارد تا قاتل اصلي اين مرد تنها بازداشت شود

        Comment


        • فرمانده انتظامي تهران بزرگ با هشدار درباره استفاده از سوزنهاي آلوده براي خالکوبي ، از کشف دومين لابراتوار توليد مواد مخدر در تهران خبر داد.



          سردار مرتضي طلايي ، فرمانده انتظامي تهران بزرگ با اشاره به اين خبر گفت : براساس گزارش هاي مربوط به استفاده از سوزن براي خالکوبي ، مشخص شده است که برخي از اين سوزنها به مواد شيميايي خطرناک و غيراستاندارد آلوده است و استفاده کننده را به انواع بيماري ها مبتلا خواهد کرد.



          وي افزود: اين سوزنها در حال حاضر در اماکن عمومي ، از جمله آرايشگاه هايي که اقدام به خالکوبي مي کنند ، مورد استفاده قرار مي گيرد.



          او تصريح کرد: خانمها بايد توجه داشته باشند که هنگام استفاده از اين سوزنها ، ابتدا بايد از مجوز فعاليت اين آرايشگاه ها در زمينه خالکوبي (تاتو) اطمينان حاصل کنند.



          کشف دومين لابراتوار مواد مخدر



          رئيس پليس تهران بزرگ در ادامه به کشف دومين لابراتوار ساخت مواد مخدر در تهران اشاره کرد و افزود: پس از کشف اولين لابراتوار که توسط يک پزشک قلابي تاسيس شده بود و اين محل پس از اجراي طرح مالک اشتر در محدوده جنوب غرب تهران کشف شد ، ماموران در ادامه تحقيقات خود ، ردپاي 2 متهم ديگر را که در زمينه تاسيس يک لابراتوار مخفي فعاليت مي کردند ، شناسايي و آنها را دستگير کردند. طلايي افزود: عاملان راه اندازي اين محل با استفاده از مواد شيميايي اقدام به توليد داروها و مواد مخدر شيميايي مرگبار مي کردند.



          توقف 230 خودروي مزاحم



          سردار طلايي درباره گشتهاي ارشاد گفت : همان گونه که پيش از اين نيز عنوان شده بود، هدف از راه اندازي اين گشت ها ، تذکر و ارشاد بوده است و همکاران من در پليس تهران با بيش از 37 هزار مرد و زن در جريان فعاليت گشتهاي ارشاد ارتباط برقرار کرده و درباره حفظ شئونات و توجه به عرف جامعه با آنها گفتگو کردند، که اين تعداد افراد نيز ارشاد همکاران را پذيرفته و در فضايي دوستانه قبول کردند که بايد نسبت به ارزشهاي جامعه وفادار بمانند.



          رئيس پليس تهران تاکيد کرد: همچنين در ادامه فعاليت گشتهاي ارشاد ، 230 دستگاه خودرو که در نقاط مختلف تهران براي نواميس مردم ايجاد مزاحمت مي کردند، متوقف شدند.



          سردار طلايي با بيان اين که برابر مقررات ، خودروهاي شخصي نبايد در سطح شهر اقدام به مسافرکشي کنند ، خاطرنشان کرد: اگر خودروهايي حتي از روي خيرخواهي بخواهند در مقابل بانوان بوق زده و اقدام به سوار کردن آنها کنند ، بايد بدانند که با آنها برخورد قانوني خواهد شد.



          تنها خودروهايي مي توانند مسافر حمل کنند که از سازمان تاکسيراني مجوز لازم را دريافت کرده باشند. فرمانده انتظامي تهران بزرگ تاکيد کرد: يکي از دلايلي که باعث مي شود پليس با اين افراد برخورد کند ، شکايت هاي مربوط به بانوان است که در بسياري از اوقات مشاهده شده است اين افراد پس از سوار کردن خانمها ، براي آنها مشکلات جدي ايجاد کرده و اموال آنها را سرقت کرده اند.



          طلايي افزود: پليس در همه حال حامي مردم است و دفاع از حقوق شهروندان را در چارچوب قوانين ، وظيفه ذاتي خود مي داند.



          مراقبت در استخدام



          رئيس پليس تهران بزرگ در بخش ديگري از اظهارات خود با اشاره به فصل تابستان و استفاده از اوقات فراغت ، از خانواده ها خواست براي ثبت نام فرزندان خود در مراکز ورزشي ، هنري ، تفريحي و همچنين استخدام در شرکتهاي خصوصي ، ابتدا تحقيقات لازم را انجام داده و پس از اطمينان از مجوز فعاليت قانوني ، اقدام کنند.



          او تصريح کرد: برخي اوقات شکايت هايي درخصوص اغفال دختران جوان به بهانه استخدام در شرکتهاي خصوصي مطرح مي شود که در صورت توجه و هوشياري شهروندان در بررسي اين محلها ، مي توان از ايجاد فرصت براي افراد مجرم پيشگيري کرد.

          Comment


          • علي اشرف پروانه» سارق خطرناكي كه با فرار بزرگ از زندان، جنجال به پا كرده بود، براي آخرين بار از سوي بازپرس ويژه قتل تحت بازجويي قرار داده شد.



            اين مرد كه به خاطر سرقتهاي مسلحانه به ۱۹ سال زندان محكوم شده بود، با دو تن از همسلولي هاي خود در زندان رجايي شهر تونلي حفر كرد و توانست فرار كند تا اينكه مظنون شماره يك ترور قاضي مقدس شناخته شد.



            از ۶ ماه پيش، مأموران پليس آگاهي تهران وقتي در اقدامات اطلاعاتي و پليسي توانستند مخفيگاه «پروانه» خطرناك را رديابي كنند و وي را با شليك گلوله به پاهايش دستگير كنند، اين سارق مسلح در بازداشت به سر مي برد.



            «پروانه» خطرناك در بازجويي هاي ويژه بازپرس هنرمند و تيم پليس با وجود اعتراف به ۱۱ سرقت مشابه و افشاي جزئيات فرار از زندان كه در آن مأموري را هدف گلوله قرار داده بود، هرگونه دخالت در ترور قاضي مقدس را منكر شد و در اين قتل، خود را بي گناه دانست.



            در مدتي كه «پروانه» تحت اتهام ترور قاضي مقدس بود، او بارها بازجويي شد، اما با اصرار بر اينكه تنها به خاطر نياز مالي تن به سرقت داده است و هيچ نيتي براي انتقامجويي نداشته است، وقتي در ماجراي ترور معاون دادستان، رد پايي از يك شرور كينه جو پيدا شد كه به دور از هياهوي سياسي و تنها با انگيزه شخصي و انتقامجويي دست به اين اقدام مرگبار زده بود و اين جوان با به دام افتادن در ابوظبي امارات در اختيار دستگاه قضايي ايران قرار گرفت، اتهام سنگين «پروانه» مبني بر ترور قاضي مقدس كمرنگ شد و تجسس هاي تيم تحقيق نشان داد اين سارق سابقه دار هيچ رابطه اي با گروه سرقتي كه قاضي مقدس هدف گلوله سردسته آن قرار گرفته است، ندارد و «پروانه» از اين اتهام تبرئه شد.



            ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه صبح ديروز - دوشنبه يكم خردادماه سال جاري - «علي اشرف پروانه» درحالي كه زنجير به پا داشت و دو دستش با دستبند به دستان دو سرباز زندان رجايي شهر قفل بود، تا قدرت مانور فرار را نداشته باشد، در شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران روبروي بازپرس هنرمند ايستاد.



            اين مرد زنداني كه تحت الحفظ شديد زندانبانان بود، در بازجويي ها به بازپرس جنايي گفت: «من در هيچ سرقتي مسلح نبوده ام و تنها ۱۰ سرقت را به گردن مي گيرم، همانطور كه از روز اول گفته ام در قتل و ترور دخالتي نداشته ام و مي بينم كه اين ادعايم درست از آب درآمده است.»



            وي افزود: «من تشكيل باند نداده ام و هميشه تنها بودم، جز يكي از مالباخته هايم كه مالخر فرشهايش پيدا نشده است، ديگران به مال خود رسيده اند، اتهاماتم بر خلاف تصوراتي كه وجود دارد، سنگين نيست، يك سارق عادي هستم.



            گفت و گو با «پروانه»



            * چرا به مرد خطرناك معروف شده اي؟

            نمي دانم، از پليس و روزنامه ها بپرسيد، اصلاً خطرناك نيستم.



            * هميشه مسلح بودي؟

            من هيچ وقت مسلح نبودم، حتي وقتي بازداشت شدم و پليس محاصره ام كرد، دستانم را از خودرو بيرون آوردم و فرياد زدم مسلح نيستم.



            * از تو اسلحه به دست آمده است؟

            من از دوران جواني عاشق اسلحه بودم و هر جا مي ديدم اسلحه اي مي فروشند، مي خريدم، اما آن را حمل نمي كردم و در خانه نگهداري مي كردم.



            * پس اين همه سرقت مسلحانه چه بود؟

            يك سوء تفاهم است. شما يكي از شاكيان من را پيدا كنيد كه بگويد من با اسلحه آنان را تهديد كرده ام، اصلاً هيچ كدام من را نديده اند، شبها وقتي در خواب بودند، وارد خانه مي شدم، به اندازه اي وارد بودم و مهارت داشتم كه كسي متوجه من نمي شد، آنها وقتي صبح بيدار مي شدند، پي مي بردند سرقتي رخ داده است.



            * همدستي نداشتي؟

            تك رو و شب رو بودم، در هيچ يك از سرقتها نيز مسلح نبودم.



            * در حكم هاي قبلي اتهامت سرقت مسلحانه بود، چرا؟

            هر وقت دستگير شدم، در بازرسي خانه ام اسلحه به دست آمد و تصور كردند سارق مسلح هستم، اينطور نبود.



            * تا حالا به سمت كسي شليك كرده اي؟

            اصلاً، جز در زمان فرار از زندان وقتي مأمور تعقيبم كرد، پاهايش را هدف گرفتم، دوست نداشتم كسي كشته شود، چاره اي جز شليك نداشتم.



            * نقشه فرار از زندان را چگونه طراحي كردي؟

            وقتي بيكار باشي ، ذهنت خلاق مي شود، در زندان چون مشغوليتي نبود، تصميم به فرار گرفتم.



            * مأمور پليس را هم تهديد به قتل كرده اي؟

            جدي نبود، فقط گفتم پاهايش را هدف مي گيرم، مطمئن باشيد اگر رودررو مي شديم، چنين كاري را نمي كردم.



            * چرا كينه به دل داشتي؟

            وجود اسلحه در خانه ام دليلي بر سارق مسلح بودن من نبود، اما همه عوامل من را سارق مسلح معرفي كردند كه ۱۳ سال زندان در پي داشت.



            * باز از زندان فرار مي كني؟

            نمي توانم، پير شده ام، ديگر حوصله اين كارها را ندارم. نبايستي سارق مي شدم، اما سرنوشتم اين بود.



            * راستي چرا و از كي؟

            از دوران جواني، وقتي بيكار و بي پول شدم. چه خوب كه اين سؤال را پرسيدي. هيچ كس ريشه يابي نمي كند، بازداشت، تحقيق و مجازات تنها ابزاري هستند كه يك سارق يا مجرم با آن مواجه است، اما كسي نمي پرسد چرا؟! من براي پيدا كردن كاري به هر دري زدم، نزد دوستان و هم اتاقي هاي قديمي ام رفتم كه براي خود كاره اي شده بودند، همگي اسمم را در گوشه اي از كاغذ نوشتند و همه چيز فراموش شد، اگر پارتي نداشته باشي، حتي اگر با استعداد و كاري باشي خانه نشين مي شوي، وقتي بيكار ماندم، از طريق يكي از آشناها به اين كار كشيده شدم و الا زماني من ادعاي پاكي مي كردم و خانواده ام به داشتن پسري مثل من افتخار مي كردند.



            * زن و بچه داري؟

            نخواستم كسي را بدبخت كنم، تنهايم و در سرقتها هم تنها بودم، باور كنيد مسلح نبودم. بنابه گزارش خبرنگار جنايي ما، پروانه خطرناك با اتهام افساد في الارض مواجه است و بازپرس پرونده با صدور قرار مجرميت وي را محارب شناخته است

            Comment


            • يك‌ مرد ايراني‌ مقيم‌ سوئد كه‌ در جنايتي‌ هولناك‌ همسر سابقش‌ را به‌ قتل‌ رسانده‌ است‌ از سوي‌ پليس‌ جنايي‌ شهر هالدن‌ دستيگر شد

              اين‌ مرد ايراني‌ كه‌ كيومرث‌ نام‌ دارد پس‌ از دستگيري‌ به‌ قتل‌ همسر خود به‌ نام‌ ناديا اعتراف‌ كرد و گفت‌ بخاطر كينه‌ قديمي‌ كه‌ از وي‌ داشته‌ او را كشته‌ است‌.

              آتش‌سوزي‌
              چندي‌ پيش‌ ماموران‌ آتش‌ نشاني‌ شهر هالدن‌ نروژ در جريان‌ وقوع‌ آتش‌سوزي‌ در يك‌ منزل‌ مسكوني‌ قرار گرفتند و بسرعت‌ خود را به‌ محل‌ حادؤه‌ رساندند.

              امدادگران‌ آتش‌نشاني‌ پس‌ از مهار حريق‌ هنگامي‌ كه‌ به‌ داخل‌ خانه‌ رفتند با جسد سوخته‌ زن‌ ميانسالي‌ مواجه‌ شدند و بلافاصله‌ پليس‌ را از ماجرا با خبر كردند.

              با حضور كارآگاهان‌ شهر هالدن‌ در محل‌ حادؤه‌، جسد زن‌ ميانسال‌ كه‌ بخاطر شدت‌ سوختگي‌ كاملا از بين‌ رفته‌ و علت‌ مرگش‌ معلوم‌ نبود به‌ پزشكي‌ قانوني‌ انتقال‌ يافت‌.

              جنايت‌ يا حادثه‌
              به‌ اين‌ ترتيب‌ تحقيقات‌ ويژه‌ و همه‌ جانبه‌يي‌ در رابطه‌ با اين‌ حادؤه‌ آغاز شد تا مشخا شود زن‌ ميانسال‌ بر اؤر يك‌ حادؤه‌ جان‌ باخته‌ يا قرباني‌ جنايتي‌ هولناك‌ شده‌ است‌.

              در اين‌ ميان‌ پليس‌ در نخستين‌ گام‌ به‌ تحقيق‌ از همسايه‌هاي‌ اين‌ زن‌ پرداخت‌ و متوجه‌ شد مقتول‌ يك‌ زن‌ ايراني‌ به‌ نام‌ ناديا است‌ كه‌ به‌ همراه‌ فرزندانش‌ به‌ تنهايي‌ زندگي‌ مي‌كرده‌ و از مدتي‌ قبل‌ از شوهرش‌ جدا شده‌ بود.در شرايطي‌ كه‌ كاوش‌هاي‌ ويژه‌ پيرامون‌ اين‌ پرونده‌ ادامه‌ داشت‌ تيم‌ ويژه‌ آتش‌نشاني‌ هالدن‌ اعلام‌ كرد حريق‌ در خانه‌ ناديا عمدي‌ بوده‌ است‌. از سويي‌ متخصصان‌ پزشكي‌ قانوني‌ نيز پس‌ از انجام‌ آزمايش‌هاي‌ تخصصي‌ علت‌ اصلي‌ مرگ‌ ناديا را اعلام‌ و تاكيد كردند زن‌ ايراني‌ قرباني‌ يك‌ جنايت‌ شده‌ است‌.

              پزشكي‌ قانوني‌ هالدن‌ در نظريه‌ خود آورد قاتل‌ يا قاتلان‌ ابتدا به‌ ناديا حمله‌ كرده‌ و با چندين‌ ضربه‌ چاقو كه‌ به‌ نقاط‌ مختلف‌ بدن‌ مقتول‌ اصابت‌ كرده‌ وي‌ را از پاي‌ درآورده‌ و سپس‌ براي‌ از بين‌ بردن‌ آؤار جنايت‌ جسد را به‌ آتش‌ كشيده‌اند.

              دستگيري‌ متهم‌ به‌ قتل‌
              با اعلام‌ اين‌ نظريه‌ها و افشاي‌ اين‌ موضوع‌ كه‌ مرگ‌ زن‌ ايراني‌ حادؤه‌ نبوده‌ و وي‌ قرباني‌ يك‌ توطئه‌ مرگبار شده‌ است‌ كارآگاهان‌ جنايي‌ پليس‌ در نخستين‌ گام‌ به‌ سراغ‌ همسر سابق‌ اين‌ زن‌ رفتند و وي‌ را بازداشت‌ كردند. اين‌ مرد كه‌ كيومرث‌ نام‌ دارد پس‌ از انتقال‌ به‌ پاسگاه‌ پليس‌ از ماجراي‌ قتل‌ ناديا اظهار بي‌اطلاعي‌ كرد.

              وي‌ گفت‌: من‌ و ناديا در سال‌ 1980 به‌ نروژ شهر هالدن‌ آمديم‌. ناديا پيش‌ از اين‌ در ايران‌ يك‌ بار ازدواج‌ كرده‌ و در حالي‌ كه‌ 2 فرزند داشت‌ از شوهرش‌ طلاق‌ گرفته‌ بود و پس‌ از آن‌ با من‌ ازدواج‌ كرد و ما نروژ را براي‌ زندگي‌ انتخاب‌ كرديم‌.
              كيومرث‌ افزود: اوايل‌ زندگي‌ در نروژ برايمان‌ خيلي‌ سخت‌ بود. مجبور بوديم‌ شبانه‌ روز كار كنيم‌ تا بتوانيم‌ خرج‌مان‌ را در آوريم‌ اما اين‌ سختي‌ها باعث‌ نشده‌ بود با هم‌ دچار مشكل‌ شويم‌. بتدريج‌ اوضاع‌ برايمان‌ بهتر شد و ما در طول‌ اين‌ مدت‌ صاحب‌ سه‌ فرزند شديم‌ كه‌ اكنون‌ 9، 12 و 14 ساله‌ هستند.

              اما از حدود 2 سال‌ قبل‌ بود كه‌ من‌ و ناديا با هم‌ دچار مشكل‌ شديم‌ و كم‌كم‌ اين‌ اختلافات‌ شدت‌ گرفت‌.مرد متهم‌ به‌ قتل‌ اضافه‌ كرد: سرانجام‌ كار به‌ جايي‌ رسيد كه‌ تصميم‌ گرفتيم‌ از هم‌ جدا شويم‌. براي‌ همين‌ به‌ دادگاه‌ رفتيم‌ و درخواست‌ طلاق‌ كرديم‌ و قاضي‌ دادگاه‌ حكم‌ داد من‌ و ناديا يك‌ سال‌ جدا از هم‌ زندگي‌ كنيم‌ و پس‌ از پايان‌ اين‌ مدت‌ در صورتي‌ كه‌ همچنان‌ به‌ طلاق‌ اصرار داشتيم‌ مجددا اقدام‌ كنيم‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ من‌ و ناديا از هم‌ جدا شديم‌ و بچه‌ها نيز از آن‌ به‌ بعد با مادرشان‌ زندگي‌ مي‌كردند و من‌ در اين‌ مدت‌ از همسر سابقم‌ بي‌خبر بودم‌.

              اعتراف‌ به‌ قتل‌
              كارآگاهان‌ پس‌ از شنيدن‌ اظهارات‌ اين‌ مرد وي‌ را بطور موقت‌ آزاد كردند و تحقيقات‌ خود را درباره‌ زندگي‌ خصوصي‌ او پي‌ گرفتند و متوجه‌ شدند از آنجا كه‌ كيومرث‌ بارها همسرش‌ را مورد بدرفتاري‌ و ضرب‌ و شتم‌ قرار داده‌، دادگاه‌ حكم‌ داده‌ بود كه‌ وي‌ در طول‌ مدت‌ يك‌ سال‌ جدايي‌ به‌ هيچ‌ عنوان‌ حق‌ ندارد به‌ سراغ‌ ناديا برود.با افشاي‌ اين‌ موضوع‌ كيومرث‌ بار ديگر تحت‌ بازجويي‌ قرار گرفت‌ و اين‌ بار به‌ ارتكاب‌ قتل‌ اعتراف‌ كرد.وي‌ گفت‌: من‌ از ناديا بشدت‌ كينه‌ داشتم‌ و مي‌خواستم‌ از او انتقام‌ بگيرم‌ براي‌ همين‌ روز حادؤه‌ به‌ خانه‌اش‌ رفتم‌ و در آنجا پس‌ از مشاجره‌ او را كشتم‌ و جسد و خانه‌ را به‌ آتش‌ كشيدم‌ تا ردپايي‌ از خودم‌ به‌ جاي‌ نگذارم‌.پس‌ از اعترافات‌ اين‌ مرد ايراني‌ وي‌ روانه‌ زندان‌ شد و فرزندان‌ مشترك‌ آنها به‌ اداره‌ سرپرستي‌ و حمايت‌ از كودكان‌ سپرده‌ شدند

              Comment


              • پليس‌ روسيه‌ تحقيقات‌ گسترده‌يي‌ را براي‌ شناسايي‌ عامل‌ يا عاملان‌ قتل‌ يك‌ تاجر ايراني‌ در اين‌ كشور آغاز كرده‌ است‌
                چندي‌ پيش‌ مردي‌ در تماس‌ با پليس‌ شهر «راستف‌ نادو» واقع‌ در جنوب‌ روسيه‌ اعلام‌ كرد يك‌ تاجر ايراني‌ با شليك‌ گلوله‌ به‌ قتل‌ رسيده‌ است‌. پس‌ از تماس‌ اين‌ مرد بلافاصله‌ ماموران‌ ويژه‌ قتل‌ به‌ محل‌ زندگي‌ تاجر ايراني‌ رفتند و تحقيقات‌ خود را در اين‌ رابطه‌ آغاز كردند.

                بررسي‌هاي‌ اوليه‌ نشان‌ داد، اين‌ تاجر 55 ساله‌ ايراني‌ يونس‌ اسماعيلي‌ نام‌ دارد و از سال‌ها پيش‌ مشغول‌ به‌ صادرات‌ و واردات‌ اجناس‌ ايراني‌ و روسي‌ بوده‌ است‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ جسد مقتول‌ به‌ پزشكي‌ قانوني‌ انتقال‌ يافت‌ و ماموران‌ ابتدا آشنايان‌ اين‌ تاجر را تحت‌ بازجويي‌ قرار دادند، يكي‌ از نزديكان‌ بازرگان‌ ايراني‌ به‌ پليس‌ گفت‌: يونس‌ از سال‌ها پيش‌ در روسيه‌ تجارت‌ مي‌كرد و با هيچكس‌ اختلاف‌ مالي‌ يا اخلاقي‌ نداشت‌. او مردي‌ بود كه‌ به‌ واسطه‌ روابط‌ عمومي‌ خوبي‌ كه‌ داشت‌ با همه‌ خيلي‌ زود دوست‌ مي‌شد و از هيچكس‌ كينه‌ به‌ دل‌ نمي‌گرفت‌، همين‌ اخلاقش‌ باعث‌ شده‌ بود تا بتواند سال‌ها در اين‌ شغل‌ بماند.

                وي‌ ادامه‌ داد: مدتي‌ بود متوجه‌ شده‌ بودم‌ يونس‌ كمي‌ ناراحت‌ و مضطرب‌ است‌ اما چيزي‌ نمي‌گفت‌، او مرد توداري‌ بود و سعي‌ داشت‌ مشكلات‌ كاري‌اش‌ وارد زندگي‌ خصوصي‌اش‌ نشود و به‌ تنهايي‌ اين‌ مشكلات‌ را حل‌ كند. او گفت‌: روز 19 اكتبر )27 مهرماه‌( سال‌ گذشته‌ بود كه‌ متوجه‌ شديم‌ خطري‌ يونس‌ را تهديد مي‌كند، چرا كه‌ بسته‌يي‌ شبيه‌ بمب‌ به‌ زير ماشينش‌ بسته‌ شده‌ بود، يونس‌، قبل‌ از اينكه‌ ماشين‌ را روشن‌ كند، با توجه‌ به‌ سايه‌ شي‌ عجيبي‌ كه‌ زير ماشينش‌ بود متوجه‌ ماجرا شده‌ بود، بنابراين‌ قبل‌ از نزديك‌ شدن‌ به‌ ماشين‌ پليس‌ را در جريان‌ ماجرا قرار داد.

                وقتي‌ پليس‌ ماشين‌ را بررسي‌ كرد، متوجه‌ وجود يك‌ بمب‌ دست‌ساز شد و متخصصان‌ خنثي‌سازي‌ بمب‌ براي‌ مهار آن‌ كار خود را آغاز كردند و با توجه‌ به‌ اينكه‌ بمب‌ از نوع‌ بمب‌هاي‌ تقريبا پيشرفته‌ بود كار خنثي‌سازي‌ كمي‌ طول‌ كشيد، اما به‌ هر حال‌ خنثي‌ شد. اين‌ مرد افزود: بعد از آن‌ حادؤه‌ يونس‌ تلاش‌ بيشتري‌ براي‌ حفاظت‌ خود داشت‌ اما با توجه‌ به‌ اينكه‌ در اين‌ مدت‌ طولاني‌، هيچ‌ اتفاق‌ خاصي‌ براي‌ او رخ‌ نداد و عاملان‌ بمبگذاري‌ وي‌ را كوچكترين‌ تهديدي‌ نكردند، يونس‌ با اين‌ تصور كه‌ خطر برطرف‌ شده‌، ديگر اجازه‌ نداد كه‌ نه‌ محافظي‌ همراهش‌ باشد و نه‌ اينكه‌ فردي‌ از افراد خانواده‌ در كنارش‌ بماند و او به‌ تنهايي‌ به‌ كارهايش‌ مي‌پرداخت‌، تا اينكه‌ از قتلش‌ باخبر شديم‌.

                در حالي‌ كه‌ پليس‌ جنايي‌ روسيه‌ تحقيقات‌ خود را براي‌ پيدا كردن‌ عاملان‌ جنايت‌ آغاز كرده‌ بود، متخصصان‌ پزشكي‌ قانوني‌ جسد را مورد بررسي‌ قرار دادند و نظريه‌ خود را اعلام‌ كردند،در اين‌ نظريه‌ آمده‌، مقتول‌ بر اؤر اصابت‌ سه‌ گلوله‌ به‌ سينه‌اش‌ جان‌ باخته‌ و يكي‌ از گلوله‌ها دقيقا به‌ قلب‌ مرد تاجر اصابت‌ كرده‌ و همين‌ گلوله‌ها هم‌ باعث‌ مرگش‌ شده‌ است‌. پزشكي‌ قانوني‌ در ادامه‌ نظريه‌ خود متذكر شد به‌ نظر مي‌رسد، گلوله‌ها از يك‌ كلت‌ كمري‌ شليك‌ شده‌ باشد.

                با اعلام‌ نظريه‌ پزشكي‌ قانوني‌، كارآگاهان‌ تحقيقات‌ خود را از محل‌ حادؤه‌ ادامه‌ دادند، بررسي‌ها نشان‌ داد، در زمان‌ حادؤه‌ هيچ‌ رفت‌ و آمدي‌ در خيابان‌ محل‌ وقوع‌ جنايت‌ وجود نداشته‌ است‌ از طرفي‌ ماموران‌ با توجه‌ به‌ شواهد موجود احتمال‌ دادند در اين‌ قتل‌ بيش‌ از يك‌ نفر نقش‌ داشته‌ است‌ چرا كه‌ يونس‌ اسماعيلي‌ با آنها درگير نشده‌ و هنگام‌ حادؤه‌ كاملا وحشت‌زده‌ رفتار كرده‌ است‌، از طرفي‌ عاملان‌ قتل‌ داراي‌ سلاحي‌ مجهز به‌ صداخفه‌كن‌ بوده‌اند و همين‌ باعث‌ شده‌ اهالي‌ صداي‌ شليك‌ گلوله‌ را نشنوند.

                گزارش‌هاي‌ رسيده‌ حاكي‌ است‌ هم‌اكنون‌ كارآگاهان‌ در حالي‌ تحقيقات‌ خود را روي‌ پرونده‌ قتل‌ تاجر ايراني‌ ادامه‌ مي‌دهند كه‌ هنوز سرنخي‌ از عاملان‌ جنايت‌ به‌ دست‌ نيامده‌ است‌

                Comment


                • تلاش‌ سفير ايران‌ در فرانسه‌ براي‌ افشاي‌ راز مرگ‌ مرموز يك‌ هموطن‌ در زندان‌ لانگوس‌ تاكنون‌ نتيجه‌ دلخواهي‌ به‌ همراه‌ نداشته‌ است‌
                  مراد آمون‌، روز بيست‌ و سوم‌ فروردين‌ امسال‌ به‌ طرز مشكوكي‌ در زندان‌ لانگوس‌ فرانسه‌ جان‌ سپرد. سپس‌ فرانسوي‌ها كه‌ او را يك‌ مجرم‌ خوانده‌اند ادعا كردند مراد، خودكشي‌ كرده‌ است‌.

                  به‌ دنبال‌ اين‌ ماجرا، سفير ايران‌ در فرانسه‌ پيگير پرونده‌ شد و حتي‌ سه‌ نامه‌ رسمي‌ براي‌ دولت‌ كشور مورد نظر نوشت‌ و دوبار به‌ ديدار مقام‌هاي‌ مربوطه‌ رفت‌ اما تلاش‌ او تاكنون‌ نتيجه‌ دلخواهي‌ در برنداشته‌ است‌.

                  فقط‌ فرانسوي‌ها گفتند براي‌ بررسي‌ جامع‌ پرونده‌ مرگ‌ زنداني‌ ايراني‌، تشكيل‌ كميسيون‌ داده‌اند و طفره‌ رفتن‌ آنان‌ از پاسخگويي‌ نقض‌ مسلم‌ كنوانسيون‌ وين‌ است‌

                  Comment


                  • محققان آمريکايي با آزمايش روي ورزشکاران سالخورده، دو ژن دخيل در بروز سکته قلبي را کشف کردند.



                    يافته هاي اين تحقيق به محققان کمک خواهد کرد تا افراد را از خطر ابتلا به سکته قلبي قبل از سن 60 سالگي مطلع کنند.



                    اين تحقيق بر روي دو گروه از ورزشکاران سالم انجام شد. يکي از افراد گروه کنترل فردي 108 ساله بود که هنوز در سلامت کامل به سر مي برد و افراد ديگر، خلبانان مسني بودند که حتي بعد از سن 80 سالگي نيز، آزمايشات پرواز اداره هوانوردي فدرال آمريکا را انجام داده بودند.



                    در انجام اين تحقيق محققاني از بخش ژنتيک "کلرا"، کلينيک کلولند و دانشگاه هاي کاليفرنيا در سان فرانسيسکو، Brigham Young و Case Western Reserve شرکت داشتند.



                    يافته هاي اين تحقيق نشان داد: افرادي که يکي از اين دو ژن را با خود به همراه دارند، دو برابر افرادي که هيچ يک از اين دو ژن را ندارند، در معرض ابتلا به سکته قلبي قرار دارند. يکي از اين دو ژن که VAMP8 نام دارد، موجب لخته شدن خون شده و ژن ديگر در ايجاد آماس در قلب سهيم است.

                    Comment


                    • چهار جوان معتاد كه در جنايتي وحشتناك پس از سرقت طلاجات دختر پنج ساله اي جسد او را در محوطه سازمان آب ورامين رها كرده بودند، روز گذشته مقابل قاضي شعبه ۷۹ دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفته و به دفاع از خود پرداختند.



                      اواسط سال ،۸۴ جسد دختربچه پنج ساله اي به نام نگين كه با ضربات چاقو به قتل رسيده بود در كنار سازمان آب ورامين كشف شد.



                      نگهبان سازمان وقتي با جسد دختربچه خردسال مواجه شد به پليس گفت: چند جوان را روز قبل از كشف جسد همراه اين دختربچه مشاهده كردم و اكنون مي توانم چهره يكي از آنان را شناسايي كنم. بدين ترتيب چهره اين جوان ترسيم شد و پليس با پيگيري شبانه روزي خود متهم را كه علي نام داشت بازداشت كرد.



                      علي معروف به علي افغاني با انتقال به اداره آگاهي اعتراف كرد كه قتل دختربچه پنج ساله را با همدستي سه نفر ديگر از دوستانش به نام هاي داوود،داوود و مهدي انجام داده است كه سه متهم ديگر پرونده نيز ساعاتي بعد بازداشت شدند.



                      درجريان بازجويي هاي پليس در اداره آگاهي علي افغاني در توضيح جنايت گفت: روز حادثه درحالي كه به همراه همدستانم مواد مخدر مصرف كرده بوديم و حالت عادي نداشتيم به آنها پيشنهاد دادم نگين را كه از قبل مي شناختم و هميشه در كوچه محل زندگيمان با دوستانش بازي مي كرد دزديده و طلاجات او را به سرقت ببريم.



                      سه همدستم قبول كردند، بدين ترتيب كودك خردسال را دزديده و به كنار محوطه سازمان آب برده و بعد از سرقت طلاجاتش او را با ضربات چاقو به قتل رسانده و جسدش را داخل چاه انداختند.



                      اين متهم روز گذشته در شعبه ۷۹ دادگاه كيفري استان محاكمه شد. علي در جلسه ديروز تمام اعترافات خود در اداره آگاهي را تكذيب كرد و گفت: نمي دانم نگين را چه كسي كشت، من تنها در زمان سرقت طلاجات او حضور داشتم در اين جلسه همچنين سه همدست ديگر وي به اتهام سرقت و معاونت در قتل محاكمه شدند

                      Comment


                      • زن جوان هنگامي كه به عقد موقت مرد ميانسال درآمد هرگز نمي توانست باور كند كه اظهار علاقه اين مرد،نقشه اي براي سرقت ميليوني از خانه وي باشد.



                        رسيدگي به اين پرونده سرقت هنگامي در دستور كار پليس آگاهي تهران قرار گرفت كه دوم ارديبهشت ماه زن جواني در حاليكه سراسيمه و عصبي بود به اداره آگاهي تهران بزرگ رفت و با طرح شكايتي مدعي شد هنگامي كه در يك ميهماني بوده، خانه اش مورد دستبرد سارقان قرار گرفته است.



                        اين زن در توضيح ماجرا به كارآگاهان گفت: شب گذشته براي شركت در يك ميهماني از خانه ام خارج شدم ، اما هنگامي كه بعد از پايان مراسم به خانه ام بازگشتم متوجه شدم تمام اموال باارزش و قيمتي اي كه در خانه داشتم به سرقت رفته است.



                        با شكايت اين زن ، كارآگاهان ويژه مبارزه با سرقت پليس آگاهي به بررسي هاي پليسي و فني درباره اين سرقت پرداخته و از آنجايي كه قفل در خانه سالم بود و سارق توانسته بود براحتي وارد خانه شود اين فرضيه مطرح شد كه سارق احتمالا بايد از آشنايان زن جوان باشد.



                        به اين ترتيب زن مالباخته تحت بازجويي هاي پليسي قرار گرفت و با بيان راز ازدواج خود با يك مرد ميانسال گفت: چند ماه پيش به عقد موقت مرد ميانسالي به نام علي درآمدم، بعد از مدتي اختلاف شديدي بين ما ايجاد شد و به همين دليل از او جدا شدم، اما از آنجايي كه كليد خانه ام در اختيار او بود احتمال مي دهم وي از ماجراي سرقت اطلاع داشته باشد.



                        با ادعاهاي اين زن، كارآگاهان پليس مرد ميانسال را بعنوان مظنون اصلي سرقت دستگير كرده و تحت بازجويي قرار دادند كه وي در بازجويي ها به رغم انكارهاي اوليه سرانجام لب به اعتراف گشود و به سرقت از منزل زن صيغه اي خود اعتراف كرد.



                        ازدواج به خاطر سرقت



                        اين مرد هنگام بازجويي ها در توضيح ماجرا گفت: از مدتي قبل مي دانستم كه مالباخته زن پولداري است به همين دليل با وي آشنايي برقرار كرده و براي اجراي نقشه ام او را به عقد موقت خود درآوردم ، پس از مدتي در حاليكه كليد خانه وي را در اختيار داشتم از او جدا شدم و با همدستي اعضاي خانواده ام نقشه سرقت از منزل زن را كشيدم.



                        در مدتي كه با اين زن زندگي مي كردم متوجه شده بودم كه او در چه زمانهايي از خانه خارج شده و براي ديدار آشنايانش مي رود به همين دليل به راحتي در حاليكه كليد خانه را در اختيار داشتم ، به همراه همسر و دخترم به خانه او رفته و اجناس باارزش آن را سرقت كردم .



                        با اين اعترافات، پليس همسر و دختر اين مرد را دستگير كرده و تحت بازجويي قرار داد كه با تكميل تحقيقات پرونده در اختيار دادسراي شميرانات قرار گرفت

                        Comment


                        • پيدا شدن ناخن شكسته در خودروي سرقتي سرنخ مهمي براي بازپرس ويژه قتل اصفهان بود تا بتواند عامل قتل نگهبان بنگاه خودرو را شناسايي كند.



                          آغاز ماجرا



                          رسيدگي به اين پرونده زماني در دستور كار پليس جنايي اصفهان قرار گرفت كه صبح روز جمعه ۳۰ ارديبهشت جسد خونين نگهبان يك نمايشگاه خودرو در خيابان شيخ صدوق شمالي توسط صاحب نمايشگاه پيدا شد.



                          با حضور مأموران جسد نگهبان ۲۴ ساله به نام خالق به پزشكي قانوني انتقال يافت و در بررسي هاي مقدماتي مشخص شد يك خودرو بي.ام.و مشكي رنگ به همراه مقداري وجه نقد از محل به سرقت رفته است. بنابراين به دستور بازپرس پرونده، محمدرضا قنبري، تحقيقات اوليه براي شناسايي عامل يا عاملان جنايت آغاز شد.



                          ناخن شكسته رد پاي قاتل آشنا



                          بر پايه اين گزارش، بازپرس پرونده، در مطالعه گزارش هاي اوليه مأموران انتظامي متوجه شد عامل يا عاملان جنايت به راحتي وارد نمايشگاه شده و بعد از قتل مرد نگهبان، خودروي بي ام و گرانقيمت را به سرقت برده اند.



                          در حالي كه كارآگاهان پليس با عمليات مهار، جاده هاي استان را تحت نظر قرار داده بودند، خودرو بي .ام.و شش ساعت پس از كشف جسد در جاده «ورنام خواص» اصفهان در حاليكه كنار جاده رها شده بود پيدا شد. خودرو سرقتي به پايگاه پليس انتقال يافت و تحت بازرسي هاي علمي بازپرس دادسرا قرار گرفت.



                          بازپرس قنبري زماني كه در حال بازرسي از خودرو سرقتي بود يك تكه ناخن كه بر روي صندلي راننده افتاده بود را پيدا كرد و با اين فرضيه كه ناخن شكسته شده متعلق به عامل جنايت است دستور تحقيق درباره ناخن را صادر كرد.



                          در شاخه ديگري از بررسي ها، بازپرس دادسراي اصفهان در بررسي هاي خودرو دريافت كه سارق خودرو هنگام رانندگي صندلي آن را كاملاً به طرف جلو كشيده و به اين ترتيب اين فرضيه كه وي بايد از جثه كوچكي برخوردار باشد، قوت گرفت.



                          با اين دو سرنخ، صاحب بنگاه كه مي توانست اطلاعات مهمي درباره عامل جنايت در اختيار كارآگاهان قرار دهد، تحت بازجويي قرار گرفت.



                          وي در بازجويي ها گفت: قبل از استخدام خالق، فردي به نام رضا كه جثه ضعيفي داشت در نمايشگاه كار مي كرد. او هميشه ناخن دستش را بلند نگه مي داشت و گمان مي كنم كه اين ناخن هم متعلق به وي باشد.با دستور بازپرس پرونده، شناسايي رضا (۲۰ ساله) در دستور كار كارآگاهان قرار گرفت.



                          در ادامه بررسي هاي پليسي شخص مقتول با رضا رابطه دوستي داشته و وي به نمايشگاه رفت و آمد داشته است، بنابراين با شناسايي محل سكونت رضا در شهرستان مباركه اصفهان وي در آخرين ساعت دوشنبه شب توسط مأموران انتظامي به اتهام قتل عمد و سرقت بازداشت شد.



                          به رغم انكارهاي اوليه از آنجايي كه جراحات و بريدگي هاي زيادي بر روي بدن رضا وجود داشت كه نشان مي داد وي با مقتول درگير شده است وي لب به اعتراف گشوده و به قتل نگهبان نمايشگاه با همدستي فردي به نام آرش اعتراف كرد كه اين متهم نيز در خوزستان دستگير شد.



                          آرش در بازجويي ها بيان داشت: رضا از دوستان قديمي مقتول بود. روز حادثه با طرح نقشه قبلي به قصد سرقت وارد نمايشگاه شديم.



                          در حاليكه رضا و مقتول در زيرزمين نمايشگاه در حال صحبت كردن بودند رضا او را با ضربات چاقو به قتل رساند و پس از سرقت از محل متواري شديم، اما وقتي كه فهميديم پليس در تعقيب خودروي گرانقيمت است و به زودي شناسايي مي شويم آنرا در كنار جاده رها كرده و متواري شديم.



                          بعد از دو روز دوباره به مباركه برگشتيم. به دنبال اقرار صريح متهمان قاضي محمدرضا قنبري با صدور قرار بازداشت، دو متهم را روانه زندان كرد

                          Comment


                          • با تلا‌ش نيروهاي جان برکف قرارگاه عملياتي رسول اکرم در شرق کشور 5 تن از اشرار مسلح باسابقه و عوامل‌اقدام ‌تروريستي جاده‌بم به زاهدان ديروز در ارتفاعات غرب زاهدان به هلا‌کت رسيدند .



                            فرمانده قرارگاه عملياتي حضرت رسول اکرم با اعلا‌م اين خبر گفت: دراين عمليات پيروزمندانه‌که از صبح چهارشنبه با شرکت يگانهاي قرارگاه‌عملياتي شهيد ميرحسيني در منطقه‌پير سواران زاهدان آغاز شد پنج نفر از اشرار به هلا‌کت رسيدند.



                            سردار رضايي افزود: همچنين نه نفر ديگر نيز از اشرار مسلح سابقه دار در منطقه سيستان و بلوچستان و منطقه کهنوج کرمان دستگير شدند.



                            وي گفت:دراين عمليات تعداد زيادي آرپي‌جي‌, تيربار, دوشکا و کاشينکف نيز از اشرار مسلح شرق کشور کشف و ضبط شد.



                            فرمانده قرارگاه‌عملياتي حضرت رسول اکرم همچنين باقدرداني ازنقش مردم و طوايف در پاکسازي منطقه از وجود اشرار تصريح کرد اين عمليات به منظور ايجاد امنيت پايدار درمنطقه تا پاکسازي کامل شرق کشور از لوث وجود اشرار ادامه دارد .

                            Comment


                            • چهار كارگر افغان كه يك جوان ايراني را به طرز فجيعي به قتل رسانده و به چاه انداخته بودند در اداره دهم آگاهي تحت بازجويي پليسي قرار گرفتند.



                              اوايل هفته گذشته با پيداشدن جسد يك جوان در داخل چاه ساختمان نيمه كاره اي در خيابان ستارخان موضوع به بازپرس كشيك ويژه قتل و كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران اطلاع داده شد.



                              با اعزام تيم پليسي بررسي هاي پليسي و قضايي در اين باره آغاز شد، در تحقيقات اوليه معلوم شد مقتول پسرجوان ۲۷ ساله اي است كه هيچ مدرك شناسايي به همراه ندارد.



                              جسد مقتول به پزشكي قانوني انتقال يافت و كارآگاهان پليس جستجوي خود را براي دستگيري عامل يا عاملان اين جنايت آغاز كردند.



                              بعد از چند روز تلاش پيگير پليس، افسر پرونده به چهار كارگر افغاني كه در آن ساختمان مشغول به كار بودند مظنون شد. به اين ترتيب كارگران افغان سخي، شيرمحمد، صديي و محمد به اداره دهم آگاهي انتقال يافتند.



                              بازجويي از اين چهار متهم تا آنجا ادامه يافت كه سخي به قتل عمدي پسر ۲۷ ساله كه نامش را نيز نمي دانست با همكاري شيرمحمد اعتراف كرد. سخي در بازجويي ها در خصوص انگيزه و چگونگي وقوع اين قتل گفت: با مقتول اختلاف حساب داشتم.



                              روز حادثه با يكديگر درگير شديم و من او را با ضربه چاقو كشتم. سپس با همكاري شيرمحمد و دو دوست ديگر جسد وي را به داخل چاه انداختيم كه كسي متوجه قتل نشود.



                              با اعترافات صريح سخي ديگر متهمان پرونده نيز تحت بازجويي قرار گرفتند و هر كدام به جرمي كه در جريان اين قتل مرتكب شده بودند، اعتراف كردند. بررسي قضايي بر روي اين پرونده در دادسراي امور جنايي تهران تا صدور قرار مجرميت و صدور كيفرخواست ادامه خواهد يافت.

                              Comment


                              • حكم قصاص زن جواني كه مدعي است در دفاع از خود مرد مزاحمي را به قتل رسانده بود، براي دومين بار از سوي قضات ديوان عالي كشور نقض شد و اين بار هيات عمومي ديوان عالي كشور در خصوص اين پرونده تصميم گيري خواهد كرد.



                                رسيدگي به اين پرونده از روز ۱۶ مرداد سال ۸۱ و زماني در دستور كار پليس جنايي قرار گرفت كه وقوع يك فقره قتل از سوي ساكنان منطقه اي در تهرانپارس به اطلاع پليس رسيد.



                                بازپرس ويژه قتل _ محمد سلطان همتيار _ در صحنه حضور يافت و زن ۳۰ ساله اي به نام اكرم به عنوان عامل قتل مردي به نام شهرام كه با يك ضربه چاقو به قتل رسيده بود، دستگير شد.



                                در نخستين بازجويي همسايه ها مدعي شدند، ساعت ۹ صبح ناگهان صداي اكرم را داخل حياط شنيده اند كه فرياد مي كشيد از خانه ام برو بيرون! اما قبل از حضور همسايه ها حادثه مرگبار اتفاق افتاده بود.



                                به اين ترتيب، اكرم در اداره آگاهي ضمن قبول قتل عمدي مدعي شد تنها در دفاع از خود اين كار را كرده است. وي گفت: صبح پس از رفتن همسرم، در حال انجام كار در آشپزخانه بودم كه ناگهان صداي در خانه ام را شنيدم كه با شدت باز شد.



                                به داخل حياط آمدم، مردي را ديدم كه پيش از اين چندين بار برايم ايجاد مزاحمت كرده بود. از او خواستم از خانه ام بيرون برود اما وي پله ها را بالا آمد و به طور وحشيانه اي به طرفم حمله ور شد.



                                در حالي كه فرزند ۲ ساله ام گريه كرد فرياد كشيده و از او خواستم رهايم كند. در آن لحظه تنها توانستم با چاقويي كه در دستم داشتم، ضربه اي زير كتف او وارد كنم، اما ناگهان او بر زمين افتاد و جان باخت.



                                با ادامه تحقيقات و اظهارات اكرم وي در شعبه ۱۱۵۶ دادگاه امور جنايي تهران محاكمه شد و به قصاص نفس (اعدام) محكوم شد.



                                با ارجاع پرونده به شعبه ۴ ديوانعالي كشور، حكم قصاص زن جوان به دليل نقص در تحقيقات تاييد نشده و پرونده براي برگزاري جلسه محاكمه به شعبه ۱۱۴۷ مجتمع قضايي بعثت ارجاع شد.



                                اكرم در دومين جلسه محاكمه مجددا به دفاع از خود پرداخت و مدعي شد تنها از خود دفاع كرده است. برپايه اين گزارش، قاضي پرونده با توجه به محتويات پرونده، اكرم را دوباره به قصاص محكوم كرد اما چندي قبل حكم براي دومين بار از سوي ديوان عالي كشور نقض شد و قرار است اين بار هيات عمومي ديوانعالي كشور در مورد اين پرونده تصميم گيري نهايي كند.

                                Comment

                                Working...
                                X