Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • مرد جواني كه متهم به قتل زن ثروتمندي در يوسف آباد است، صبح ديروز در حالي مقابل پنج قاضي شعبه 74 دادگاه كيفري استان قرار گرفت كه تنها انگيزه خود را سرقت عنوان كرد.



    در اين پرونده پسر ۲۲ ساله اي به نام ابراهيم متهم است كه بهمن ماه ۸۳ پيرزن ثروتمندي به نام كبري را به قتل رسانده است.



    ماجراي اين حادثه تلخ زماني فاش شد كه عصر بيست و دوم بهمن ماه هنگامي كه پسر زن ثروتمند براي ملاقات مادرش به خانه وي در يوسف آباد رفت در ناباوري با جسد مادرش كه به قتل رسيده بود، روبه رو شد.



    با گزارش موضوع به كارآگاهان پليس و بازپرس ويژه قتل با توجه به شيوه ورود عامل جنايت در تحقيقات اوليه مشخص شد كه وي با صاحب خانه آشنايي داشته و با اطلاع كامل از رفت و آمدهاي پيرزن در موقعيتي مناسب دست به جنايت زده و پس از سرقت دو گوشي تلفن همراه از محل متواري شده است.



    كارآگاهان در ادامه بررسي هاي خود به بازجويي از اهالي محل پرداختند كه يكي از همسايه ها در بازجويي ها گفت: از چند روز قبل پسر جواني را كه سه سال قبل براي حفر چاه در اين مجتمع مسكوني كار مي كرد در اطراف ديده است و به نظر مي رسد كه وي از ماجراي جنايت اطلاع داشته باشد.



    بنابراين تحقيقات در اين خصوص آغاز شد و هويت كارگر به نام شهاب آشكار شد. در رديابي هاي ويژه كه صورت گرفت عامل جنايت در ارديبهشت ماه ۸۴ در حالي كه در يك ساختمان نيمه كاره در منطقه اختياريه كار مي كرد دستگير شد.



    ابراهيم پس از دستگيري در بازجويي هاي مقدماتي با اعتراف به قتل تنها انگيزه خود را وضعيت بد مالي اش عنوان كرده و گفت: روز جنايت براي انجام كارهاي روزانه به خانه پيرزن رفتم، اما با ديدن وضعيت مالي او وسوسه شدم تا دست به سرقت بزنم بنابراين دوباره به بهانه اين كه لباس هايم خيس شده است به آپارتمان كبري بازگشتم و در حالي كه زن ثروتمند متوجه نبود مقداري پول برداشتم اما وقتي قصد بيرون آمدن داشتم او متوجه سرقت شد.



    جلوي در بر سر همين موضوع با او درگير شدم و من با عصبانيت دستم را جلوي دهان او گرفتم و با او گلاويز شدم. در آن لحظات نمي دانستم دارم چه كار مي كنم. دو ضربه هم با پاهايم به سرش زدم و هنگامي كه او بي هوش بر روي زمين افتاد با سرقت دو گوشي تلفن از خانه اش فرار كردم.



    بر پايه اين گزارش، با صدور كيفرخواست، متهم به قتل صبح ديروز مقابل پنج قاضي دادگاه كيفري استان قرار گرفت و با توجه به درخواست اولياي دم مبني بر قصاص نفس (اعدام) گفت: اتهام قتل را قبول دارم، اما قصد كشتن پيرزن را نداشتم؛ فقط به خاطر وضعيت بد مالي كه داشتم مرتكب جنايت شدم.



    وي افزود: سه سال قبل از جنايت براي انجام كار و گذراندن زندگي ام از يكي از شهرهاي خراسان به تهران آمدم. در اين مدت با كارگري زندگي را مي گذراندم تا اين كه دو سال قبل وقتي براي حفر چاه، مقابل خانه پيرزن مشغول كار بودم با او آشنا شدم و قرار شد كارهاي خانه اش را انجام بدهم. چندين بار هم براي همسايه هاي همان آپارتمان كارهايشان را انجام دادم.



    وي در ادامه گفت: از كاري كه كرده ام بسيار پشيمان هستم و از اولياي دم تقاضاي بخشش دارم

    Comment


    • عامل قتل صاحب يك نمايشگاه خودرو در خيابان نيروي هوايي پس از گذشت پنج ماه به قتل اعتراف كرد.



      اين مرد در بازجويي ها گفت: به خاطر اختلافات مالي اين مرد را به قتل رساندم.



      ساعت 8 صبح روز پنج شنبه 15 دي ماه سال گذشته ماموران كلانتري 128 تهران نو در جريان كشف جسدي در خيابان نيروي هوايي قرار گرفته و پس از حضور در محل با جسد مردي در حالي كه داخل خودرو اش به قتل رسيده بود روبرو شدند.



      موضوع بلافاصله به ولي الله حسيني بازپرس كشيك قتل تهران اطلاع داده شد كه با حضور او و ماموران پليس آگاهي تحقيقات در رابطه با اين جنايت آغاز شد.



      در بررسي هاي پزشك قانوني مشخص شد، مرد جوان به خاطر اصابت گلوله اي به شقيقه اش به قتل رسيده و چند ساعت نيز از زمان قتل مي گذرد.



      ماموران همچنين با بررسي مدارك مقتول پي بردند، جسد متعلق به مرد 27 ساله اي به نام مسعود است كه صاحب يك نمايشگاه فروش خودرو است.



      ماموران با توجه به نحوه قتل احتمال مي دهند اين مرد قرباني يك تسويه حساب خونين شده باشد كه تحقيقات جنايي براي كشف راز اين جنايت آغاز شده است.



      ماموران همچنين در بررسي محل يك سربند كشف كردن كه در بررسي آن موفق به كشف يك تار موي قاتل شدند.



      همچنين در بازجويي از دوستان مقتول متوجه اختلاف مسعود با مرد جواني به نام فرهاد شدند.فرهاد مدعي شده بود ماموران در مسير تحقيقات مرتكب انحراف شده اند و نمي توانند قاتل را دستگير كنند.



      ماموران در ادامه تحقيقات خود در رديابي تلفن همراه فرهاد مشخص شد متهم در زمان جنايت در نزديكي محل قتل بوده است.



      فرهاد دستگير و به اداره آگاهي منقل شد و در بازجويي هاي اوليه منكر قتل شد و گفت: خودروي پژو 206 خود را براي فروش نزد مقتول گذاشته بودم. روز جنايت براي گرفتن خودروي خود به خانه مقتول رفته و در آنجا متوجه قتل مسعود شدم.



      فرهاد در ادامه بازجويي ها به قتل اعتراف كرد و گفت: من پيش از اين در نمايشگاه مسعود كار مي‌كردم واز او پول به صورت نزولي گرفته بود شب حادثه به مسعود زنگ زدم واز او خواستم مقداري پول به من بدهد .



      صبح حادثه در محل قتل حاضر شدم او براي پولي كه به من داده بود سند گرفته بود. مسعود گفت بايد بدهي قبلي‌ات را بدهي واگر اين كار را نكني خودروي پرشيارا به نامت نمي كنم .



      بهره زيادي به مسعود داده بودم دريك لحظه عصباني شدم . اسلحه شاه‌كش را مسعود را از داخل داشبورد خودرواش برداشتم و با آن مرتكب قتل شدم .



      بعد از قتل سندي كه در دست مسعود داشتم برداشتم و به خيابان چهارم نيروي هوايي رفتم . آنجا سوار موتورم شدم . اسلحه راداخل كانال آب ابوذر انداختم.



      سند را هم پاره كرده و شب به خانه رفتم.

      Comment


      • شكارچي دختران شرق تهران در تازه ترين اعترافات خود به حمله به چهار دختر ديگر اعتراف كرد.



        با اعترافات علي تعدادقربانيان او به 11 زن و دختر جوان افزايش يافت.



        اين جوان خطرناك در بازجويي ها گفت: اين 4 دختر جوان را در روزهاي جداگانه در حوالي اتوبان شهيد باقري تهران شناسايي كردم.آنها تعقيب كرده و در محل خلوتي موزد حمله قرار دادم.



        پس از زدن ضربه چاقو به پهلوي دختران آنها را در همان وضعيت رها كرده و سپس از محل فرار مي كردم.



        با اعترافات علي تحقيقات ماموران پليس آگاهي براي شناسايي هويت طعمه هاي او آغاز شد.



        همچنين ظهر ديروز آخرين قرباني علي براي شناسايي متهم از بيمارستان به اداره آگاهي منتقل شد كه با مشاهده علي توانست ضارب خود را شناسايي كند.



        اين جنايتكار تاكنون به قتل دو دختر و حمله به 9 زن و دختر جوان اعتراف كرده است.



        اين‌ جوان24 ساله‌ پس‌ از شناسايي‌ زنان‌ و دختران‌ جوان‌ باانگيزه‌ انتقام‌ به‌ سوي‌ آنها حمله‌ور شده‌ و در كمتر از سه‌ دقيقه‌ طعمه‌هاي‌ خود را با ضربه‌هاي‌ چاقو مجروح‌ مي‌كرد.



        علي‌ پس‌ از غافلگير كردن‌9 زن‌ و دختر جوان‌ در حوالي‌ تهرانپارس‌ آنها را از ناحيه‌ پهلوي‌ راست‌ مجروح‌ كرده‌ و از محل‌ فرار مي‌كرد. رديابي‌ موبايل‌ آخرين‌ قرباني‌ باعث‌ شد ماموران‌ او را در تهران‌ دستگير كنند.



        علي‌ 30 آبان‌ماه‌ سال‌ گذشته‌ با قتل‌ دختر 21 ساله‌اي‌ در خيابان‌ گلبرگ‌ جنايت‌ زنجيره‌اي‌ خود را آغاز كرد.



        او سپس دومين‌ قتل‌ را يك‌ ماه‌ پس‌ از قتل‌ اول‌ در روز 30 آذرماه‌ سال‌ گذشته‌ انجام داد و دختر جوان‌ ديگري‌ را با ضربه‌هاي‌ چاقو از پاي‌ درآورد.



        پس از گذشت گذشت هفت ماه از قتل اول سرانجام‌ در حالي‌ كه‌ تحقيقات‌ ماموران‌ براي‌ شناسايي‌ اين‌ فرد ناشناس‌ ادامه‌ داشت‌ جوان‌ مهاجم‌ با گوشي‌ موبايلي‌ كه‌ از آخرين‌ قرباني‌ خود به‌ نام‌ الهام‌ ربوده‌ بود، تماس‌ گرفت‌ پس‌ از آن‌ از سوي‌ ماموران‌ مورد رديابي‌ قرار گرفت‌ و دستگير شد

        Comment


        • پليس افغانستان می گويد در جستجو دو شهروند نپالی در کابل است که يک شهروند افغان را در نزاع بر سر قيمت گوسفند کشته اند.
          در اين نزاع، يک شهروند افغان و يک محافظ مسلح نپالی، در کابل کشته شده اند.

          نزاع زمانی آغاز شد که سه شهروند نپالی، با يک فروشنده گوسفند در بازار کابل، بر سر قيمت به توافق نرسيدند.

          گفته شده که فروشنده گوسفند، يک تن از نپالی ها را با شليک گلوله کشته است. يکی ديگر از سه شهروند نپالی نيز، با دست زدن به اقدام مشابهی، گوسفند فروش افغان را کشته است.

          پليس می گويد دو نپالی باقی مانده، يک تاکسی را دزديده و از محل فرار کرده اند.

          پليس کابل دستور گرفته است تا هر شهروند نپالی را که در سطح شهر ديده می شوند دستگير کند.

          اين شهروندان نپالی، برای شرکت آمريکايی دايناکور کار می کرده اند که آموزش نيروهای امنيتی و محافظت از برخی سازمانهای خارجی را به عهده دارد.

          دفترسخنگوی وزارت داخله (کشور افغانستان) می گويد دو شهروند نپالی، به هنگام فرار، به سوی نگهباان مسلح يک هتل نيز که می خواستند از فرار آنها جلوگيری کنند، تيرندازی کردند.

          گفته شده است که شهروندان فراری نپال، در ميانه را، تاکسی را که دزيده بودند رها کردند و با موتر (خودرو) ديگری، خود را به پايگاهشان در نزديکی فرودگاه کابل رساندند.

          درگيری بر سر گوسفند، در محلی روی داد که دو هفته پيش، يک تانک آمريکايی در آنجا با موتر های غيرنظامی تصادف کرد و چندين کشت برجای گذاشت. مردم کابل، به دنبال آن تصادف، دست به تظاهرات خونين ضد آمريکايی زدند

          Comment


          • بازي كودكانه پسر بچه 10 ساله اي با اسلحه متعلق به پدرش به قيمت جان مادرش تمام شد.



            اين حادثه تاسف بار 24 خرداد ماه و هنگامي به وقوع پيوست كه پسر بچه 10 ساله در حال بازي با اسلحه پدرش بود كه ناگهان گلوله اي از اسلحه شليك شد و به مادر كودك برخورد كرد.



            با اين شليك مرگبار ،اين زن كه به طور اتفاقي مورد هدف كودك خردسال قرار گرفته بود، بر اثر اصابت گلوله به پهلويش بلافاصله به بيمارستان منتقل شد، اما متاسفانه بر اثر خونريزي داخلي پيش از رسيدن به بيمارستان جان باخت.



            سردار رضا زارعي، فرمانده انتظامي استان تهران روز گذشته با تاييد اين خبر گفت: اسلحه مجاز بوده وگلوله نيز در پي كنجكاوي پسر بچه بازيگوش شليك شده كه به طور اتفاقي به مادر اصابت كرده و متأسفانه منجر به مرگ وي شده است.

            Comment


            • دختر نقاش زماني كه براي دومين بار به اتهام قتل مقابل قاضي پرونده قرار گرفت با چهره اي اشكبار خواست تا صحنه قتل بار ديگر بازسازي شود.



              عقربه ها ساعت 10 صبح را نشان مي داد كه دل آرا دختر نقاشي كه به اتهام قتل يكي از بستگان پدري اش در زندان به سر مي برد، به همراه وكيل مدافعش وارد شعبه 107 دادگان عمومي و انقلاب رشت شد. قاضي جاويدنيا كه رياست دادگاه را برعهده داشت در ابتداي جلسه محاكمه، از اولياي دم خواست تا در جايگاه قرار گيرند.



              اولياي دم از دادگاه درخواست قصاص نفس (اعدام) دختر جوان و مجازات همدستش را مطرح كرد سپس دل آرا در جايگاه قرار گرفت و ضمن تفهيم اتهام قتل عمدي در دفاع از خود گفت: من قاتل نيستم و اتهام قتل را قبول ندارم.



              آقاي قاضي از شما خواهش مي كنم صحنه قتل را بازسازي كنيد. من تنها شاهد حادثه بودم. وي در ادامه افزود من يك نقاش و شاعر هستم. اصلاً به قتل فكر نمي كنم.



              من اسير حرفهاي اميرحسين شده بودم. وي در حالي كه به شدت مضطرب بود ادامه داد: زماني كه اميرحسين از من خواست تا به خانه مقتول برويم اصلاً فكر نمي كردم چنين قصدي داشته باشد و من اظهارات اوليه ام را رد مي كنم.



              اميرحسين پس از دستگيري به اتهام قتل بارها به من گفت چون زير 18سال هستم مرا قصاص نمي كنند او از من خواست قتل را به گردن بگيرم و من هم از روي سادگي و به خاطر آن كه اميرحسين را دوست داشتم اتهام قتل را قبول كردم.



              وي در تشريح روز حادثه گفت: روز حادثه زماني كه اميرحسين با چوب بيسبال دو ضربه به سر مرحوم وارد كرد از من خواست تا چاقو بياورم، من در حالي كه دچار شوكه شده بودم فقط دستور او را انجام دادم وقتي ضربه اول را وارد كرد از او خواستم چنين كاري نكند.



              او بين من و مقتول حضور داشت و من هرگز نمي توانستم در برابر قدرت بدني وي مقاومت كنم. وي در ادامه افزود من چپ دست هستم. از شما مي خواهم تا نظريات پزشكي قانوني را در مورد قتل بررسي كنيد تا ثابت شود من قاتل نيستم.



              در ادامه جلسه محاكمه، قاضي جاويدنيا از متهم رديف دوم خواست تا به دفاع از خود بپردازد كه وي پس از قبول اتهام معاونت در قتل ضمن ابراز پشيماني از خانواده مقتول درخواست بخشش كرد. قاضي جاويدنيا پس از اعلام ختم جلسه دادگاه قرار است حكم اين پرونده را به زودي صادر كند.

              Comment


              • سه سارق جوان كه در پوشش جعلي ماموران مبارزه با مواد مخدر و پليس اطلاعات چهل ميليون توماني اخاذي كرده بودند در شهريار به دام افتادند



                دستگيري اين سارقان جوان هنگامي در دستور كار پليس قرار گرفت كه ظهر روز 17 خرداد ماه ، يك راننده تريلر با پليس 110 شهريار تماس گرفته و به آنها گفت: لحظاتي قبل سه جوان كه خود را مامور مبارزه با مواد مخدر معرفي مي كردند و سوار بر يك خودروي پژوي 206 نقره اي رنگ بودند در منطقه جعفريه شهريار جلوي كاميونم را گرفته و به بازرسي پرداختند.



                وي افزود: هنگامي كه دليل بازرسي را از آنها پرسيدم يك نفر از آنها گفت:به خاطر حمل مواد مخدر به من مظنون هستند ، اما هنگاميكه نتوانستند در بازرسي خودرو مواد مخدر را كشف كنند، تهديد كردند اگر يك ميليون و پانصد هزار تومان پولي را كه همراهم بود به آنها ندهم خودرويم را توقيف مي كنند، كه منهم مجبور به پرداخت اين مبلغ شدم اما پلاك خودروي آنها را يادداشت كردم .



                با توجه به اهميت موضوع و جعل عنوان ماموران پليس ،سردار زارعي فرمانده انتظامي استان تهران ، به تيم ويژه اي از كارآگاهان پليس ماموريت داد كه سه جوان سارق را شناسايي و دستگير كنند.



                به اين ترتيب با انجام عمليات مهار ، يكي از خودروهاي گشت پليس ،خودرو سارقان را مقابل پمپ بنزين شهرك انديشه شناسايي كرد .



                تعقيب و گريز مرگبار



                به اين ترتيب ماموران گشت وارد عمل شده و با تعقيب خودرو به متهمان دستور ايست دادند، اما راننده خودرو با ديدن خودروي پليس بر سرعت خود افزوده و تلاش كرد تا از كمند محاصره ماموران بگريزد ، عمليات تعقيب و گريز پليسي به سمت ملارد ادامه پيدا كرد و سرانجام بعد از چندين بار دستور ايست و شليك تير هوايي ، چرخ هاي عقب خودرو سارقان هدف گلوله قرار گرفته و پنجر شد اما هنگاميكه ماموران دريافتند كه راننده سمج قصد توقف ندارد به سمت او آتش گشودند كه با زخمي شدن او خودرو متوقف شد



                بي سيم بيسكويتي براي اخاذي از 39 نفر



                با توقف خودرو سه سرنشين آن به نامهاي رحمان ، منصور و محمد دستگير شده و راننده زخمي جهت مداوا به بيمارستان انتقال داده شد.



                در بازرسي از داخل خودرو متهمان، دو جفت پلاك مسروقه، كارت هاي شناسايي جعلي در درجه هاي مختلف سرهنگي و سرواني به همراه يك بسته بيسكويت كه با نوار چسب مشكي به شكل بي سيم در آورده شده بود، كشف و ضبط شد .



                در حالي كه يكي از متهمان در بيمارستان جان خود را از دست داد، تحقيقات از دو متهم ديگر اين پرونده آغاز و با بررسي مشخصات متهمان مشخص شد: رحمان و منصور كه از طايفه فيوج هستند، پيش از اين داراي سوابقي در زمينه سرقت و اخاذي تحت عنوان مامور بوده اند.



                دو متهم در بازجويي هاي صورت گرفته اعتراف كردند:از مدتي قبل در حاليكه با بستن نوار چسب مشكي به دور يك بسته بيسكويت آن را به شكل بيسيم درآورده بودند، تحت عنوان ماموران مبارزه با قاچاق مواد مخدر و يا ماموران دايره اطلاعات پليس، اقدام به متوقف كردن خودروهاي سواري و كاميون ها كرده و با اعلام اين كه خودرو آنها مشكوك به حمل مواد مخدر است، در فرصتي مناسب اقدام به سرقت وجوه نقد داخل خودرو كرده و يا راننده را با تهديد به توقيف خودرو و انتقال به پاركينگ و بازداشت مجبور به پرداخت وجوه نقد مي كرديم.



                در ادامه بازجويي هاي فني و پليسي دو سارق جوان به 39 فقره سرقت تحت عنوان جعلي ماموران پليس اعتراف كردند كه 26 نفر از افرادي كه در تهران بزرگ، شهريار، كرج، فرديس و اسلامشهر از سوي اين افراد مورد اخاذي قرار گرفته بودند شناسايي شدند.



                بررسي هاي بعدي پليس نشان داد كه سارقان جوان در هر بار اخاذي بين 300 هزار تا 4 ميليون تومان به سرقت برده اند، به طوري كه دربازجويي هاي اوليه سرقت 40 ميليون تومان وجه نقد توسط اعضاي مأمورنماي اين باند بنا بر اظهارات مالباختگان قطعي شده است.

                Comment


                • با دستگيري مردي که دختر جواني را به بهانه کار به منطقه حسن رود انزلي کشانده و به قتل رسانده بود ، راز جنايتي ديگر فاش شد.



                  به دنبال شکايت والدين دختر جواني در پليس آگاهي انزلي مبني بر مفقود شدن فرزندشان پس از خروج از خانه به بهانه يافتن شغل ، ماموران پس از چند روز تحقيق ، مرد جواني را که در تماس با اين دختر مدعي شده بود براي او کار پيدا کرده است ، دستگير کردند و در تحقيق از متهم مشخص شد او پس از آشنايي با اين دختر ، او را به بهانه کار به جنگلهاي اطراف حسن رود در انزلي کشانده و پس از مقاومت وي ، او را به قتل رسانده و جسدش را در يک گودال دفن کرده است.



                  به دنبال اين اعترافات متهم محل دفن جسد را به ماموران نشان داد و با کشف جسد و صدور دستور قضايي از سوي بازپرس ويژه قتل دادسراي انزلي ، تحقيق از متهم ادامه يافت.



                  يک جنايت ديگر



                  با آغاز مرحله دوم بازجويي متهم ، وي اعتراف کرد: علاوه بر قتل دختر جوان که با فريب وي به بهانه کار ، او را به قتل رساندم ، سال 79 نيز دختر 10 ساله اي را هنگام ماهيگيري به قتل رسانده و جسدش را در باغچه منزلم دفن کرده ام.



                  متهم گفت : پس از قتل دختر 10 ساله ، پدر او که به من مظنون شده بود ، از من شکايت کرد اما چون مي دانستم هيچ کس شاهد اين جنايت نبوده است ، در تمام مدت تحقيقات ، راز اين جنايت را فاش نکردم و چون پدر معتاد اين دختر نتوانست اتهام مرا ثابت کند ، من عليه او شکايت کردم.



                  قاتل بي رحم



                  سردار آقازاده ، فرمانده انتظامي استان گيلان پس از اعتراف متهم به قتل دختر ديگر گفت : با اين اعترافات پرونده قتل دختر 10 ساله بار ديگر در مرحله تحقيقات قرار گرفته است.



                  وي در خصوص قتل دختر جوان که به بهانه يافتن کار از خانه خارج شده بود ، گفت : تحقيقات نشان مي دهد که اين دختر از 2 ماه پيش با متهم در منطقه حسن رود آشنا شده است و هنگامي که وي را به بهانه کار به جاده اي خلوت کشانده تا او را مورد آزار و اذيت قرار دهد، اين دختر بشدت مقاومت کرده و قاتل پس از خفه کردن دختر، جسد را داخل گوني قرار داده و آن را در يک گودال کم عمق دفن کرده بود.



                  فرمانده انتظامي استان گيلان افزود: پس از اعتراف متهم به قتل دختر 10 ساله ، دستور قضايي براي کشف بقاياي جسد اين دختر از باغچه منزل متهم صادر شده است و در حال حاضر تحقيقات گسترده پليس براي بررسي سوابق متهم و ديگر جرايم ارتکابي وي همچنان ادامه دارد.

                  Comment


                  • پسر جواني كه با انگيزه سرقت زن سالمندي را به قتل رسانده بود به قصاص محكوم شد.



                    اين‌ مرد با انگيزه‌ سرقت‌، 22 دي‌ماه‌ سال‌ 83 اين‌ زن‌ به‌ نام‌ كبري‌ را به‌ قتل‌ رساند.



                    قاتل پس از دستگيري انگيزه اش از قتل را سرقت اعلام كرد و گفت: من‌ در يوسف‌آباد در خانه‌ مقتول‌ كار مي‌كردم‌.



                    هدف‌ من‌ سرقت‌ بود اما او مقاومت‌ كرد. ما با هم‌ درگير شديم‌. او را روي‌ زمين‌ پرت‌ كردم‌ و پاهايم‌ را روي‌ گلوي‌ او گذاشتم‌ و فشار دادم‌. سپس‌ پاهايم‌ را چند بار روي‌ سرش‌ كوبيدم‌ و وقتي‌ بيهوش‌ شد من‌ يك‌ گوشي‌ تلفن‌همراه‌ و ثابت‌ دزديدم‌ و فرار كردم‌ كه‌ اموال‌ سرقتي‌ را فرد ديگري‌ از من‌ دزديد. اتهام‌ قتل‌ را قبول‌ دارم‌.



                    پس از محاكمه متهم در دادگاه كيفري تهران رئيس‌ شعبه‌ 74 دادگاه‌ كيفري‌ استان‌ تهران‌ قاضي‌ كوه‌كمره‌اي‌ و چهار قاضي‌ مستشار دادگاه وارد شور شدند و متهم به قتل به نام ابراهيم را به قصاص محكوم كردند.

                    Comment


                    • رئيس شركت هنگاميكه نتوانست كارمند زن را به تسليم در برابر خواسته شوم وادارد، نقشه اسيدپاشي ۱۰ ميليوني را طراحي كرد.



                      نقشه شوم ۱۰ ميليوني



                      غروب روز شنبه دوبرادر جوان به نامهاي فرهاد و مجيد سوار بر يك دستگاه موتورسيكلت از منزل مسكونيشان خارج شدند. آنان قبل از خروج از منزل دو رقم از پلاك موتورسيكلت خود را با چسب پوشاندند تا بعد از اجراي نقشه شومي كه در ذهن داشتند كسي نتواند آنان را شناسايي كرده و اطلاعاتي از آنان دراختيار پليس قرار دهد.



                      فرهاد و مجيد در حالي كه تمام ذهنشان را اجراي نقشه انتقامجويانه اي،كه از سوي مردي ميانسال براي آنان طراحي شده بود پركرده بود به حوالي خيابان سيدخندان رسيدند.



                      آنان بايد چنددقيقه اي صبر مي كردند تا زني كه قرار بود با اجراي نقشه آنان برگي سياه در زندگيش ورق بخورد از منزل خارج شود. دو برادر در گوشه اي از خيابان ايستاده بودند كه ناگهان ماموران كلانتري ۱۲۰ كه در همان حوالي درحال گشت زني بودند به محل نزديك شدند. پليس با مشاهده وضعيت مشكوك پلاك موتورسيكلت به دو پسر جوان مظنون شد.



                      كارآگاهان پليس به مدت ۴۰ دقيقه دو سرنشين جوان موتورسيكلت مشكوك را تحت كنترل نامحسوس قرار دادند و در نهايت رفتار غيرعادي دو پسر جوان باعث شد تا پليس طي يك عمليات غافلگيرانه در خيابان شريعتي به آنها دستور ايست بدهد، دو موتورسوار جوان،هنگاميكه خود را در محاصره پليس ديدند ديگر چاره اي جز تسليم نداشتند.



                      ماموران در بازرسي بدني از دو موتورسوار دو سرنگ حاوي اسيد كشف كردند، به اين ترتيب دو مرد جوان تحت بازجويي هاي پليس قرار گرفتند و راز جنايتي را كه قصد انجام آن را داشتند فاش كردند.



                      راز جنايت قبل از وقوع فاش شد



                      با انتقال فرهاد و مجيد به مركز كلانتري، دو برادر كه در اجراي نقشه خود ناكام مانده بودند لب به اعتراف گشودند و در توضيح انگيزه شان از به همراه داشتن سرنگ هاي اسيد به پليس گفتند: «چندي پيش صاحب يك شركت تجاري در تماس از ما خواست در قبال گرفتن ۱۰ ميليون تومان به صورت يك زن ۳۵ ساله به نام فرشته اسيد بپاشيم.



                      وقتي علت اجراي اين عمل را از او پرسيديم به ما گفت: قصد انتقامگيري از آن زن را دارم، هنگام دستگيري ما قصد انجام اين كار را داشتيم.



                      پليس بعد از دريافت آدرس دقيق منزل فرشته، براي انجام تحقيقات پليسي به منزل وي مراجعه كرد، فرشته وقتي از نجات معجزه آساي خود از حادثه شومي كه در انتظار وي بود مطلع شد در توضيح انگيزه احتمالي رئيس شركت از انجام اين نقشه وحشتناك گفت: مدتي قبل در شركت تجاري كه صاحب او اكنون نقشه اسيدپاشي را كشيده است مشغول بكار بودم ولي آن مرد با اينكه مي دانست من داراي همسر و فرزند هستم از من خواست تا به طور پنهاني با وي در ارتباط باشم با شنيدن اين موضوع در حالي كه شوكه شده بودم محل كارم را براي هميشه ترك كردم، اما رئيس ميانسال دست بردار نبود و مدام در تماسهاي تلفني مرا تهديد مي كرد تا اينكه سرانجام نقشه اسيدپاشي را طراحي كرد.



                      محمد تورنگ رئيس مركز اطلاع رساني پليس تهران روز گذشته در خصوص اين خبر به همشهري گفت: ظهر روز گذشته ماموران پليس مردي را كه دو متهم با وعده ۱۰ ميليون تومان توسط وي اجير شده بودند، دستگير كرده و تحت بازجويي قرار گرفت.

                      Comment


                      • مرد اردني به دور از غوغاي زندگي در شهر بالاي درخت بلوطي در كوهستان هاي شهر جرش در اين كشور زندگي مي كند.



                        به گزارش الرايه ، ابراهيم علي محمد ابوبسام ، فصل هاي بهار ، تابستان و پاييز روي شاخه هاي درخت مي خوابد و در فصل زمستان در لاي ريشه ها اين درخت زندگي مي كند.



                        وي درباره خود گفت: از كودكي علاقه خاصي به زندگي در جنگل داشتم و با اين كه پدرم مجبورم كرد به شهر بروم و درس بخوانم اما خيلي زود فرار كردم و زندگي در اين محيط آرام را بر شهر شلوغ ترجيح دادم.



                        وي افزود: زن داشتم اما زنم حاضر نشد زندگي در شهر را رها كند و با مارها و بالاي درخت ها زندگي كند. من نيز به ناچار از او جدا شدم.

                        Comment


                        • دختر جوان وقتي ديد برادرش در خيابان متوجه حضور وي و خواستگارش شده است ، قصد فرار داشت که با يک دستگاه موتورسيکلت تصادف کرد و جان باخت.



                          عصر روز 27 خرداد يکي از مسوولان بيمارستاني در شهرستان رباط کريم با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و از مرگ دختر جواني خبر داد. ماموران پس از دريافت اين خبر ، به بيمارستان اعزام شدند.



                          آنها با جسد دختر 17 ساله اي به نام گيتي روبه رو شدند که برادرش پس از انتقال وي به بيمارستان ، فرار کرده بود. با دستور بازپرس کشيک جنايي رباط کريم ، جسد دختر جوان براي بررسي دليل مرگ به پزشکي قانوني منتقل شد. با فاش شدن هويت مقتول ، ماموران به تحقيق از شاهداني که دختر جوان را قبل از مرگ ديده بودند ، پرداختند.



                          مرگ دخترجوان به خاطر مخالفت هاي برادرش در ازدواج



                          يکي از شاهدان در اظهاراتش به پليس گفت : دختر جوان به همراه پسري به نام رضا در محل بودند که با برادر دختر به نام حميد مواجه شدند ، آنها مي خواستند با آرامش با حميد صحبت کنند اما حميد بي آن که به حرفهاي آنها گوش دهد ، به سمت خواهرش حمله ور شد و گيتي براي اين که از دست برادرش خلاص شود ، فرار کرد که با يک دستگاه موتورسيکلت تصادف کرد و بشدت مجروح شد ، پيکر نيمه جان وي را به بيمارستان رساندند اما ديگر خيلي دير شده بود. با مرگ دختر جوان ، راکب موتورسيکلت بازداشت و براي تحقيقات به مرکز پليس منتقل شد و حکم دستگيري برادر اين دختر در دستور کار ماموران قرار گرفت

                          Comment


                          • دختر دانشجويي که به طرز معجزه آسايي از حمله عامل قتل زنان در شرق تهران نجات پيدا کرده است ، روز گذشته هنگام عيادت فرمانده انتظامي تهران بزرگ ، جزييات ماجرا را فاش کرد.



                            روزي که سردار طلايي ، فرمانده انتظامي تهران بزرگ در مراسم افتتاح سيستم دوربين هاي مداربسته مربوط به طلافروشي ها در جمع خبرنگاران اعلام کرد ماموران شعبه 10پليس آگاهي تهران پس از 7 ماه جستجو ، عامل حمله و قتل زنان را دستگير کرده اند ، دقايقي بعد خبرنگاران ، جوان 24 ساله اي را مشاهده کردند که سعي مي کرد نگاه خويش را از دوربين خبرنگاراني که او را به محاصره آورده بودند ، دور نگه دارد.



                            اين متهم به نام علي محمدزاده در مرحله ابتدايي اعتراف کرد که 2 دختر جوان را در شرق تهران به قتل رسانده است و انگيزه او از ارتکاب جنايت و حمله به زنان پاسخ نامناسب دختر جواني بوده که وي قصد ازدواج با وي را داشته است.



                            افزايش آمار حمله



                            متهم در مرحله بعد نيز به ارتکاب 5 فقره حمله به زنان در شرق تهران اعتراف و عنوان کرد: پس از حمله به زنان که به صورت اتفاقي آنها را انتخاب مي کردم با زخمي کردن آنها، کيف و تلفن همراه شان را سرقت مي کردم به طوري که پس از ارتکاب 2 فقره جنايت و زخمي کردن 5 زن ديگر ، در تمام اين مراحل ، 30 هزار تومان سرقت کردم و سپس از تلفن همراه آنها براي تماس با دوستان و نزديکانم استفاده مي کردم.



                            به دنبال اين اعترافات ، بازپرس ولي الله حسيني با صدور قرار بازداشت موقت ، دستور ادامه تحقيق از متهم را در پليس آگاهي صادر کرد و ادامه اين تحقيقات مشخص کرد که متهم سعي در پنهان کردن 4 فقره ديگر از حمله خود به زنان و دختران جوان در شرق تهران داشته است به طوري که پس از آخرين مرحله از تحقيقات ، 2 قتل و 9 فقره حمله به زنان به عنوان گزارش تحقيق در پرونده اتهامي علي محمدزاده درج شد.



                            وحشت آخرين قرباني



                            روز گذشته سردار طلايي ، فرمانده انتظامي تهران بزرگ با حضور در منزل آخرين قرباني که يک دختر دانشجو به نام الهام است از وي عيادت کرد. دختر جوان پس از وقوع حادثه حمله از سوي شکارچي زنان ، هنوز در وحشت و اضطراب به سر مي برد و کابوس روز حادثه ، آرامش را از وي ربوده است.



                            سردار طلايي با دلجويي از الهام ، به او قول مي دهد تا پرونده در اولين فرصت روي ميز قاضي قرار گيرد و عامل جنايت محاکمه شود جمله اي که شايد التيامي براي الهام مجروح باشد که با چشمان بي رمق خود ، فقط به گوشه اي از کف اتاق و به رنگ گلهاي قالي چشم دوخته است.



                            شرح ماجرا



                            الهام براي شرح ماجرا کمي مکث مي کند گويي در زواياي ذهن خود به چالش دوباره اي فراخوانده مي شود خاطراتي تلخ و عذاب آور. نگاهش در نگاه پدر گره مي خورد و شرح ماجرا را بيان مي کند: ساعت 4 بعدازظهر روز 16 خرداد در حال عبور از تقاطع خيابان هاي 103 و 105 تهرانپارس بودم که پسر جواني که در پشت شمشادها پنهان شده بود ، به من حمله ور شد و با چاقو مرا زخمي کرد. وقتي به عقب برگشتم تا ضارب را ببينم ، او ضربه ديگري به سينه ام زد و پس از سرقت کيفم فرار کرد و من مي ديدم که او هنگام فرار ، در حال جستجوي کيف من است.



                            الهام افزود: تمام بدنم مملو از خون شده بود. احساس ضعف شديدي مي کردم. به سمت مردي که در حال آب پاشي مقابل خانه اش بود ، رفتم و از او درخواست کمک کردم پس از تماس وي با خانواده ام و اورژانس ، به بيمارستان منتقل شدم و چون چاقو به نزديکي قلبم اصابت کرده بود ، پس از 4 ساعت از مرگ حتمي نجات پيدا کردم.



                            درخواست اشد مجازات



                            در ادامه اين ديدار ، پدر الهام نيز از مسوولان قضايي درخواست اشد مجازات عامل حمله به زنان و دختران را کرد و گفت : مجازات متهم در محل وقوع قتل و حمله به زنان و دختران مي تواند موجب درس عبرت براي ساير مجرمان باشد. يادآور مي شود ، متهم در حال حاضر در شعبه 10 پليس آگاهي تهران در اختيار پليس است و با توجه به دستور قضايي ، وي در 2 روز آينده صحنه جنايت ها را بازسازي خواهد کرد

                            Comment


                            • دومين جلسه بازپرسي پرونده قتل پسر نوجوان ارمني كه شهريور سال گذشته در مقابل باشگاه آرارات و در پي يك درگيري كشته شد به دليل اعتراض والدين مقتول به دفاعيات وكيل مدافع متهمان نيمه تمام ماند.



                              ساعت ۲۳ هجدهم شهريور ماه سال گذشته درگيري مرگبار در خيابان سئول مقابل باشگاه آرارات رخ داد. در جريان اين درگيري پسر ۱۴ ساله ارمني به نام «ميرومينك جانيان» بر اثر ضربات وارده به بدنش به قتل رسيد.



                              با گزارش موضوع بازپرس حسين اصغرزاده و كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران براي بررسي به صحنه جرم اعزام شدند. شركت كنندگان در نزاع مرگبار كه پنج جوان بودند در صحنه حادثه بازداشت شده و به اداره ويژه قتل آگاهي تهران انتقال يافتند.



                              قتل به خاطر متلك پراني



                              كارآگاهان بعد از انتقال متهمان به پليس آگاهي بازجويي از آنان را آغاز كردند.در تحقيقات صورت گرفته شاهدان به پليس جنايي گفتند: نزاع با متلك پراني پنج جوان به چند نفر از دختران ارامنه كه به قصد شركت در يك جشن به باشگاه آرارات آمده بودند آغاز شد و ميرو و دوستانش هنگامي كه متوجه اهانت پنج پسر جوان به دختر ارمني شدند با آنان درگير شده و دقايقي بعد ميرو بر اثر ضرباتي كه به بدنش وارد آمد، جان باخت.



                              گزارش پزشكي قانوني نيز علت مرگ اين جوان را فوت ناگهاني هنگام نزاع اعلام كرد و بدين ترتيب پرونده متهمان جهت بررسي هاي قضايي دراختيار بازپرس حسين اصغرزاده قرار گرفت كه بعد از پايان مراحل بازجويي پليس، بازپرس پرونده براي هركدام از متهمان قرار وثيقه۵۰ ميليون توماني صادر كرد.



                              روز گذشته، دومين جلسه بازپرسي اين متهمان در حالي برگزار شد كه عده زيادي از هموطنان ارمني در مقابل دادسراي امور جنايي تهران در حالي كه عكسهاي ميرو را در دست داشتند تجمع كرده و منتظر نتيجه دادرسي بودند.



                              در اين جلسه مانوئل يكي از شاهدان حادثه در خصوص چگونگي وقوع قتل ميرو به بازپرس پرونده گفت: من از كساني كه در آن درگيري حضور داشتند چند نفر را به ياد دارم، اما از پنج نفري كه در حال حاضر در اتاق بازپرسي هستند چهره فرد خاصي را به ياد نمي آورم.



                              «تيماتي» ديگر شاهد درگيري مرگبار نيز در توضيح حادثه خطاب به بازپرس اصغرزاده گفت:«ميرو را مي شناختم ولي با او دست صميمي نبودم، شب حادثه ايستاده بوديم كه خودروي پرايدي نزديك شد و چند نفر داخل آن بودند كه با ميرو درگير شدند».



                              اين شاهد نيز از گفتگو و درگيري لفظي متهمان با مقتول به خاطر اهانت به دختران جوان گفت و افزود: «از آن جايي كه شب بود و در زمان درگيري خيابان شلوغ شده بود چهره فرد خاصي را در ذهن ندارم اما فقط مي ديدم كه ميرو مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از خود دفاع مي كند. بعد در حالي كه به زمين افتاده بود دستش را جلوي صورتش گرفت و از سرنشينان خودرو پرايد درخواست كرد كه ديگر او را كتك نزنند.»



                              در ادامه جلسه وكيل مدافع خانواده ميرو به دفاع پرداخت و بعد از پايان سخنان وي بازپرس اصغرزاده از عبدالصمد خرمشاهي وكيل پنج جوان متهم پرونده خواست تا از موكلين خود دفاع كند.



                              با شروع دفاعيات وكيل متهمان پدر مقتول كه از مرگ پسرش داغدار بود برآشفت و حركت وي موجب شد جلسه دادرسي نظم خود را از دست بدهد.



                              بازپرس پرونده چندين بار سعي كرد شرايط جلسه را آرام كند ولي هنگامي كه بي نظمي ادامه يافت بازپرس اصغرزاده با بيان موارد قانوني لزوم حفظ نظم به دليل ايجاد اغتشاش در اين جلسه ادامه دادرسي را به تاريخ ديگري موكول كرد.



                              بنا بر اين گزارش، جلسه روز گذشته در حالي برگزار شد كه جمع زيادي از آشنايان و اقوام نوجوان ۱۴ ساله خواستار تسريع در رسيدگي به پرونده بودند

                              Comment


                              • زوج جواني كه با استفاده از نوشيدني بيهوش كننده اقدام به سرقت مي كردند در پارك بعثت بازداشت شدند.



                                ظهر روز يكشنبه مردجواني به نام علي كه به شدت مضطرب بود خود را به مأموران گشت پليس كلانتري ۲۰۸ رساند. اين مرد با صدايي وحشتزده به مأموران گفت: روز بيست و دوم خرداد در اتوبان كرج-تهران در حال حركت بودم كه مردي را به همراه همسرش به عنوان مسافر سوار كردم.



                                در بين راه آنان مقداري دوغ تعارف كردند، من كه بسيار تشنه بودم، نوشيدني را نوشيدم ولي بعد از چند دقيقه احساس كردم كه سرم به شدت گيج مي رود، خودرو را به كنار خيابان كشانده و از هوش رفتم.



                                بعد از مدتي كه به هوش آمدم متوجه شدم مسافران فرار كرده اند و تلفن همراهم را به همراه پولهايي كه داخل خودرو داشتم با خود برده اند.



                                وي در ادامه افزود: در حالي كه مدتي از آن زمان مي گذرد، ساعتي قبل زن سارق را هنگامي كه از محوطه پارك بعثت مي گذشت مشاهده كردم.



                                با اظهارات راننده مالباخته، مأموران پليس به سرعت پارك را تحت نظر قرار داده و زوج جوان را هنگامي كه در حال اغفال مرد ميانسالي با دوغ مسموم بودند دستگير كردند.



                                در بازرسي بدني از فاطمه ۲۷ ساله و عبدالحسين ۳۰ ساله تعدادي قرص ديازپام كشف شد كه متهمان اعتراف كردند قصد داشتند با استفاده از آن طعمه بعدي خود را بيهوش كرده و اقدام به سرقت اموالش كنند. تحقيقات از اين متهمان ادامه دارد.

                                Comment

                                Working...
                                X